﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:08,500 --> 00:00:14,500
‫[ کریدور گانسو، چین - ۶ ماه قبل ]

3
00:00:17,000 --> 00:00:24,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

4
00:01:03,708 --> 00:01:04,916
‫بابا!

5
00:01:05,625 --> 00:01:07,291
‫بابا!

6
00:01:16,333 --> 00:01:19,083
‫مامان!

7
00:02:06,000 --> 00:02:10,000
‫[ خانه پروفسور انرایت، آپوستل ۳ ]

8
00:02:13,875 --> 00:02:15,875
‫تو اون عکس یکم خنده‌دار نیفتادی؟

9
00:02:16,375 --> 00:02:18,041
‫به نظرم خیلی هم خوش‌تیپ شدم.

10
00:02:24,416 --> 00:02:25,642
‫تند نرو.

11
00:02:25,666 --> 00:02:28,500
‫ما تنها کسایی نیستیم که دنبال پروفسور انرایت می‌گردیم.

12
00:02:29,708 --> 00:02:33,226
‫به نظرم یه شیشه‌پاک‌کن حرفه‌ای، قاعدتاً باید شیشه‌ها رو پاک کنه.

13
00:02:33,250 --> 00:02:35,083
‫پس تو پیشاهنگی یه چیزایی یاد گرفتی.

14
00:02:35,916 --> 00:02:38,125
‫یه پلیس دیگه هم اونجا سمت راستته.

15
00:02:38,750 --> 00:02:41,333
‫بدجوری غرق خوندن روزنامه دیروز شده.

16
00:02:41,916 --> 00:02:43,476
‫حالا باید حواسشون رو پرت کنیم.

17
00:02:46,291 --> 00:02:47,291
‫موش و گربه.

18
00:03:01,833 --> 00:03:04,250
‫یا خدا. یا خدا. خودشه!

19
00:03:04,750 --> 00:03:08,142
‫این همون مردِ قیافه‌عجیبه‌ست! شرلوک هلمزه!

20
00:03:11,291 --> 00:03:12,601
‫هی! وایسا!

21
00:03:33,833 --> 00:03:35,416
‫این بنده خدا یه خدمتکار لازم داره.

22
00:03:36,000 --> 00:03:38,476
‫خب، پس پروفسور انرایت یه هواشناسه.

23
00:03:38,500 --> 00:03:40,392
‫پروفسور مالیک یه زمین‌شناس.

24
00:03:40,416 --> 00:03:43,267
‫تامپسون ریاضیدان بود، رابرتز مهندس.

25
00:03:43,291 --> 00:03:45,267
‫چرا باید بکشتشون؟ چه ربطی به هم دارن؟

26
00:03:45,291 --> 00:03:46,541
‫کارشون.

27
00:03:47,458 --> 00:03:51,958
‫«تأثیر بارندگی ناگهانی بر استخراج مواد معدنی تو دالان گانسو.»

28
00:03:52,833 --> 00:03:56,726
‫دالان گانسو تو استان گانسوی چین قرار داره.

29
00:03:56,750 --> 00:03:59,851
‫که دقیقاً همون‌جاست که هاج ثروتش رو به هم زد. تو استخراج طلا.

30
00:03:59,875 --> 00:04:01,583
‫شاید همین موضوعه که دانشمندهامون رو به هم ربط می‌ده.

31
00:04:02,083 --> 00:04:04,726
‫شاید همشون دارن روش‌های جدید
‫استخراج معدن برای هاج طراحی می‌کنن.

32
00:04:04,750 --> 00:04:08,017
‫این توضیح می‌ده که چرا می‌خواد
‫پروژه کوچیکشون رو مخفی نگه داره.

33
00:04:08,041 --> 00:04:09,583
‫یه تکنولوژی که ارزش آدم کشتن رو داره.

34
00:04:10,083 --> 00:04:11,684
‫امپراتوری‌ها سر چیزای خیلی کمتر از این جنگ راه انداختن.

35
00:04:11,708 --> 00:04:15,601
‫چرا این همه لیوان که تو هرکدوم
‫یه چیز متفاوته؟ این آدم تنها زندگی می‌کنه.

36
00:04:15,625 --> 00:04:18,267
‫بعیده وقتی قایم شده بخواد مهمونی بگیره.

37
00:04:19,541 --> 00:04:22,957
‫یه بشقاب نون تست و سیزده تا نوشیدنی.

38
00:04:23,791 --> 00:04:25,267
‫عجب صبحانه مفصلیه.

39
00:04:25,291 --> 00:04:28,082
‫به نظرت این چیدمان عمدیه؟

40
00:04:33,457 --> 00:04:35,707
‫این هلمزِ لعنتی نیست. گولمون زده.

41
00:04:36,291 --> 00:04:37,375
‫خونه.

42
00:04:37,957 --> 00:04:41,308
‫این سطح متفاوت مایعات
‫تو لیوان‌ها، مطمئنم یه معنی‌ای می‌ده.

43
00:04:41,332 --> 00:04:45,416
‫و نحوه قرار گرفتن این ظرف و ظروف
‫به طرز عجیبی خاص به نظر میاد.

44
00:04:46,125 --> 00:04:47,207
‫من این دختره رو می‌شناسم.

45
00:04:48,416 --> 00:04:51,308
‫پرودنس همیلتون. دانشجوی علوم طبیعیه.

46
00:04:51,332 --> 00:04:53,517
‫یه جورایی از من خوشش میاد.

47
00:04:53,541 --> 00:04:54,707
‫برام کلوچه چلسی می‌خره.

48
00:04:55,291 --> 00:04:56,351
‫که اینطور؟

49
00:04:56,375 --> 00:05:00,059
‫آره. طبق این، اون هر شب با انرایت قرار می‌ذاره.

50
00:05:00,083 --> 00:05:01,309
‫یه رابطه پنهانی؟

51
00:05:01,333 --> 00:05:03,851
‫فکر کنم متوجه می‌شی که سلیقش
‫تو انتخاب مرد خیلی بهتر از این حرفاست.

52
00:05:03,875 --> 00:05:05,351
‫نه. یعنی آره، معلومه که همین‌طوره.

53
00:05:05,375 --> 00:05:08,017
‫با این حال، شاید بتونه بهمون بگه اون کجا رفته.

54
00:05:08,041 --> 00:05:10,101
‫می‌دونی کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

55
00:05:10,125 --> 00:05:11,684
‫- آره.
‫- آره؟

56
00:05:11,708 --> 00:05:13,976
‫آره، فکر کنم بدونم.

57
00:05:16,207 --> 00:05:18,558
‫خب، قبل از اینکه شما آقایون دستگیرمون کنین،

58
00:05:18,582 --> 00:05:20,517
‫دوست دارین بشنوین که ما تازه چی پیدا کردیم

59
00:05:20,541 --> 00:05:22,101
‫در مورد این پروفسورهای مقتول؟

60
00:05:23,832 --> 00:05:27,101
‫- نه؟
‫- نه، فکر کنم نمی‌خوان.

61
00:05:30,500 --> 00:05:34,125
‫خاموشم کنین! خاموشم کنین!

62
00:05:37,832 --> 00:05:39,476
‫حتماً باید آتیشش می‌زدی؟

63
00:05:39,500 --> 00:05:40,916
‫قرار نیست بکشتش که!

64
00:06:32,500 --> 00:06:36,700
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

65
00:06:46,000 --> 00:06:50,000
‫[ وزارت امور خارجه، لندن ]

66
00:07:11,833 --> 00:07:13,767
‫- وزیر خارجه.
‫- بیوسفالوس،

67
00:07:13,791 --> 00:07:16,183
‫فکر کنم وزیر جنگ رو بشناسی. سر سیدنی بلوئیت.

68
00:07:16,207 --> 00:07:18,567
‫- البته. ظهر بخیر سیدنی.
‫- بیوسفالوس، از این طرف.

69
00:07:24,457 --> 00:07:27,517
‫اگه می‌دونستیم قراره اینطوری گند بزنی به کل ماجرا،

70
00:07:27,541 --> 00:07:30,267
‫بیوسفالوس، اصلاً تو رو برای اداره کردن
‫پروژه کوچیکمون انتخاب نمی‌کردیم

71
00:07:30,291 --> 00:07:31,500
‫از همون اولش.

72
00:07:32,291 --> 00:07:34,726
‫کی داره دانشمندهامون رو می‌کشه؟

73
00:07:34,750 --> 00:07:36,808
‫بهتون اطمینان می‌دم همه چی تحت کنترلمه.

74
00:07:36,832 --> 00:07:38,250
‫نمی‌دونی، نه؟

75
00:07:38,750 --> 00:07:42,267
‫اون دوتای دیگه کجان؟ پروفسور مالیک و پروفسور انرایت؟

76
00:07:42,291 --> 00:07:45,707
‫پروفسور مالیک تحت بازداشتِ حمایتیه. صحیح و سالم.

77
00:07:46,207 --> 00:07:48,142
‫پروفسور انرایت هم قایم شده.

78
00:07:48,166 --> 00:07:50,517
‫آهای آقا! فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟

79
00:07:50,541 --> 00:07:51,625
‫هیچی قربان.

80
00:07:55,291 --> 00:07:57,875
‫فقط مچ یه جوون رو در حال فال‌گوش وایسادن گرفتم.

81
00:08:04,708 --> 00:08:05,791
‫هلمز!

82
00:08:07,375 --> 00:08:10,434
‫سر بیوسفالوس، اصلاً خبر نداشتم تو لندن هستین.

83
00:08:10,458 --> 00:08:12,851
‫برا من چرت و پرت سر هم نکن پسر. داشتی ازم جاسوسی می‌کردی.

84
00:08:12,875 --> 00:08:14,375
‫- جاسوسی؟
‫- ایدی؟

85
00:08:15,458 --> 00:08:17,457
‫به نظر میاد داشت جاسوسی می‌کرد، قربان.

86
00:08:18,500 --> 00:08:20,476
‫این قضیه به اون برادرت ربط داره، مگه نه؟

87
00:08:20,500 --> 00:08:22,058
‫چی؟ نه.

88
00:08:22,082 --> 00:08:24,250
‫اصلاً به صلاحت نیست که به من دروغ بگی، مرد جوون.

89
00:08:26,750 --> 00:08:31,166
‫قربان، شما بهم گفتین برادرم رو
‫تو زندان نگه داشتین چون به نفع اهدافتون بود.

90
00:08:32,082 --> 00:08:35,726
‫با خودم گفتم شاید اگه می‌دونستم اون اهداف چیا هستن،

91
00:08:35,750 --> 00:08:38,351
‫تو موقعیت بهتری برای کمک بهش قرار می‌گرفتم.

92
00:08:38,375 --> 00:08:40,266
‫تو پادوی منی هلمز، سگ نگهبانمی.

93
00:08:40,290 --> 00:08:42,391
‫و مثل همه سگ‌های کوچولو، ازت انتظار دارم...

94
00:08:42,415 --> 00:08:43,933
‫ازش چه انتظاری دارم، ایدی؟

95
00:08:43,957 --> 00:08:45,016
‫- وفاداری.
‫- وفاداری.

96
00:08:45,040 --> 00:08:46,891
‫قربان، شرلوک خانواده منه.

97
00:08:46,915 --> 00:08:50,266
‫هرچند، بعضی روزا آرزو می‌کنم
‫کاش نبود. راستش رو بخواین بیشتر روزا.

98
00:08:50,290 --> 00:08:53,266
‫اینکه شعورت نمی‌رسه اصول اولیه جایگاهت رو درک کنی

99
00:08:53,290 --> 00:08:55,226
‫معنیش اینه که دیگه به درد این پست نمی‌خوری.

100
00:08:55,250 --> 00:08:57,101
‫- قربان، اگه اجازه بدین...
‫- متأسفانه نه، اجازه نمی‌دم.

101
00:08:57,125 --> 00:08:58,184
‫دیگه وقتش گذشته.

102
00:08:58,208 --> 00:09:01,434
‫باید تو رو بفرستم سر یه کاری که بیشتر به شخصیتت بخوره.

103
00:09:01,458 --> 00:09:04,392
‫و اگه شک داری که اون کار ممکنه چی باشه،

104
00:09:04,416 --> 00:09:06,000
‫هلمز، بذار برات روشنش کنم.

105
00:09:06,583 --> 00:09:09,726
‫از زمان دستگیری برادرت، فکر کنم
‫تو دانشگاه کاندلین یه جای خالی

106
00:09:09,750 --> 00:09:11,666
‫برای یه خدمتکار پیدا شده.

107
00:09:17,291 --> 00:09:18,583
‫بدشانسی آوردی، رفیق قدیمی.

108
00:09:32,250 --> 00:09:34,601
‫خودشه. آفرین!

109
00:09:34,625 --> 00:09:37,391
‫جیمز، چه غافلگیری‌ای.

110
00:09:37,415 --> 00:09:38,476
‫تو کنسرت بودی؟

111
00:09:38,500 --> 00:09:41,309
‫آره، البته. نوازندگیت فوق‌العاده بود.

112
00:09:41,333 --> 00:09:43,809
‫- ممنون. اوه!
‫- باخ بود دیگه؟

113
00:09:43,833 --> 00:09:45,016
‫نه، برامس بود.

114
00:09:45,040 --> 00:09:47,601
‫می‌دونستم یه یوهانی توش هست.

115
00:09:49,040 --> 00:09:50,250
‫پرودنس.

116
00:09:51,958 --> 00:09:53,375
‫فقط باید می‌دیدمت.

117
00:09:55,290 --> 00:09:58,016
‫نمی‌دونستم همچین حسی بهم داری.

118
00:09:58,040 --> 00:10:00,767
‫که من همچین حسی بهت دارم؟ نه، نه، نه.

119
00:10:00,791 --> 00:10:02,500
‫فکر می‌کردم تو همچین حسی به من داری؟

120
00:10:03,208 --> 00:10:04,351
‫واسه چی باید همچین فکری بکنی؟

121
00:10:04,375 --> 00:10:06,541
‫خب، به خاطر این همه کلوچه چلسی.

122
00:10:07,708 --> 00:10:10,958
‫اونا ته‌مونده بودن جیمز. نمی‌خواستم حروم بشن.

123
00:10:11,458 --> 00:10:12,750
‫صحیح.

124
00:10:13,916 --> 00:10:15,559
‫می‌فهمم.

125
00:10:15,583 --> 00:10:18,892
‫خب بگذریم، شنیدم با انرایتی؟

126
00:10:18,916 --> 00:10:21,059
‫- همون پروفسور انرایت؟
‫- آره.

127
00:10:21,083 --> 00:10:23,017
‫آخه چی باعث شد همچین فکر عجیبی به سرت بزنه؟

128
00:10:23,041 --> 00:10:24,976
‫خودت می‌دونی دانشجوها چقدر حرف درمیارن.

129
00:10:25,000 --> 00:10:26,833
‫ما جفتمون رو یه پروژه دلی کار می‌کنیم جیمز.

130
00:10:27,416 --> 00:10:30,559
‫داریم آزمایشاتی انجام می‌دیم، بررسی می‌کنیم
‫که چطور صدا شبا تو هوا پخش می‌شه،

131
00:10:30,583 --> 00:10:31,726
‫وقتی که هوا از همیشه ساکت‌تره.

132
00:10:31,750 --> 00:10:34,184
‫برای همین شبا همدیگه رو می‌بینین؟

133
00:10:34,208 --> 00:10:35,476
‫فقط همین.

134
00:10:35,500 --> 00:10:37,333
‫چه حیف.

135
00:10:37,915 --> 00:10:41,184
‫برای آزمایشاتون از برج‌های ناقوس استفاده می‌کنین؟

136
00:10:41,208 --> 00:10:42,208
‫شرلوک هلمز؟

137
00:10:42,833 --> 00:10:44,309
‫دستت رو شد، جیمز.

138
00:10:44,333 --> 00:10:46,891
‫ته‌مونده یا تازه، کلوچه‌هات خیلی خوشمزه‌ن.

139
00:10:46,915 --> 00:10:48,165
‫یا خدا!

140
00:10:49,165 --> 00:10:50,391
‫پاسبان!

141
00:10:50,415 --> 00:10:52,476
‫شرلوک هلمز! از اون طرف رفت!

142
00:11:03,125 --> 00:11:04,184
‫برج‌های ناقوس؟

143
00:11:04,208 --> 00:11:07,434
‫پرودنس همیلتون گفت داشتن روی
‫نحوه پخش شدن صدا تحقیق می‌کردن،

144
00:11:07,458 --> 00:11:08,767
‫پس داریم یه آزمایش رو بررسی می‌کنیم.

145
00:11:08,791 --> 00:11:10,767
‫و صدا تحت تأثیر تغییرات فشار قرار می‌گیره.

146
00:11:10,791 --> 00:11:13,017
‫حجم متفاوتی از مایع تو هر لیوان.

147
00:11:13,041 --> 00:11:15,458
‫هر لیوان یه نت متفاوت. هر نت...

148
00:11:17,250 --> 00:11:19,976
‫یه ناقوس متفاوت. تو آکسفورد چندتا برج ناقوس داریم؟

149
00:11:20,000 --> 00:11:21,226
‫سیزده‌تا. سیزده‌تا لیوان.

150
00:11:21,250 --> 00:11:22,416
‫- این یه نقشه‌ست!
‫- آره.

151
00:11:23,083 --> 00:11:25,976
‫و اگه تو یه آدم وحشت‌زده
‫در حال فرار باشی، کجا فرار می‌کنی؟

152
00:11:26,000 --> 00:11:27,726
‫- کجا قایم می‌شی؟
‫- یه جایی که فقط

153
00:11:27,750 --> 00:11:31,017
‫خودت بتونی رفت‌وآمد رو کنترل کنی.
‫یه راه ورود، یه راه خروج. یه برج ناقوس.

154
00:11:31,041 --> 00:11:33,458
‫- پس تو یکی از این برج‌هاست.
‫- بلندترینشون؟

155
00:11:34,083 --> 00:11:37,083
‫همونی که بهترین دید رو برای نزدیک شدن دشمنا بهت می‌ده.

156
00:11:38,415 --> 00:11:40,000
‫سنت دانستان.

157
00:12:07,916 --> 00:12:08,916
‫بده من، بذار من انجام بدم.

158
00:12:40,000 --> 00:12:43,000
‫[ آپوستل ۳ ]

159
00:12:44,250 --> 00:12:45,333
‫پروفسور!

160
00:12:46,040 --> 00:12:47,208
‫پروفسور!

161
00:12:48,083 --> 00:12:51,266
‫من مسلحم. بیاین جلو شلیک می‌کنم!

162
00:12:51,290 --> 00:12:52,958
‫- دارم بهتون هشدار می‌دم!
‫- فهمیدم.

163
00:12:53,540 --> 00:12:55,601
‫ما راستش اومدیم کمکتون کنیم.

164
00:12:55,625 --> 00:12:56,851
‫شما کی هستین؟

165
00:12:56,875 --> 00:12:58,226
‫اسم من شرلوک هلمزه.

166
00:12:58,250 --> 00:13:00,517
‫برین عقب.

167
00:13:06,416 --> 00:13:07,559
‫صبر کن.

168
00:13:07,583 --> 00:13:09,333
‫نکن!

169
00:13:22,208 --> 00:13:23,517
‫چطوری پیداش کردی؟

170
00:13:24,833 --> 00:13:26,184
‫من پیداش نکردم.

171
00:13:26,208 --> 00:13:27,458
‫تو برام پیداش کردی.

172
00:13:30,166 --> 00:13:31,500
‫من از مردن نمی‌ترسم.

173
00:13:33,040 --> 00:13:34,083
‫از کشتن می‌ترسی؟

174
00:13:36,458 --> 00:13:37,540
‫همین فکرو می‌کردم.

175
00:13:38,665 --> 00:13:39,976
‫هنوز بچه‌ای.

176
00:14:29,458 --> 00:14:30,625
‫از تو بهتر عمل کرد.

177
00:14:33,083 --> 00:14:34,165
‫بی‌خیال شرلوک…

178
00:14:35,833 --> 00:14:37,583
‫غصه خوردن واسه کاری که شده فایده نداره.

179
00:14:38,290 --> 00:14:39,809
‫این یه بازی نیست جیمز.

180
00:14:39,833 --> 00:14:41,726
‫همه‌چی یه بازیه شرلوک.

181
00:14:41,750 --> 00:14:43,934
‫همه‌چی برمی‌گرده به اینکه کی می‌بره و کی می‌بازه.

182
00:14:43,958 --> 00:14:45,708
‫و تو کِی قراره اینو بفهمی؟

183
00:14:49,458 --> 00:14:51,726
‫چون بردن و باختن یه طرف قضیه‌ست،

184
00:14:51,750 --> 00:14:53,625
‫و جون آدما که در خطره طرف دیگه.

185
00:14:54,625 --> 00:14:57,208
‫دقیقاً چون جون آدما در خطره، ما باید ببریم.

186
00:14:59,583 --> 00:15:01,000
‫انرایت مرده.

187
00:15:01,833 --> 00:15:02,976
‫ما اونو کشوندیم سمتش.

188
00:15:03,000 --> 00:15:06,458
‫این یه جورایی ما رو هم تو مرگش مقصر می‌کنه.

189
00:15:07,750 --> 00:15:08,833
‫منظورت رو می‌فهمم.

190
00:15:09,750 --> 00:15:13,166
‫ولی ما نمی‌تونیم کارای اونو کنترل کنیم،
‫فقط کارای خودمون رو می‌تونیم.

191
00:15:13,750 --> 00:15:15,000
‫پس همون‌طور که گفتم...

192
00:15:17,041 --> 00:15:18,041
‫کاریه که شده.

193
00:15:36,208 --> 00:15:37,684
‫انرایت مرده؟

194
00:15:37,708 --> 00:15:39,559
‫- بله قربان.
‫- مطمئنی؟

195
00:15:39,583 --> 00:15:41,290
‫رسماً شناساییش کردیم.

196
00:15:49,833 --> 00:15:52,516
‫می‌دونی این منو تو چه موقعیت سختی قرار می‌ده؟

197
00:15:52,540 --> 00:15:53,601
‫متأسفم قربان.

198
00:15:53,625 --> 00:15:55,125
‫بله... چی شده؟

199
00:15:57,125 --> 00:16:00,541
‫عذر می‌خوام که مزاحم می‌شم قربان،
‫ولی فکر کردم باید بدونین.

200
00:16:01,666 --> 00:16:04,166
‫وزیر خارجه اصرار داره که بیاد آکسفورد.

201
00:16:05,250 --> 00:16:06,250
‫اینجا؟

202
00:16:07,208 --> 00:16:08,267
‫بله قربان.

203
00:16:08,291 --> 00:16:09,375
‫فردا.

204
00:16:10,875 --> 00:16:11,875
‫شخصاً؟

205
00:16:12,583 --> 00:16:13,791
‫بله قربان.

206
00:16:24,083 --> 00:16:25,291
‫یا مسیح.

207
00:16:25,791 --> 00:16:27,184
‫نه.

208
00:16:27,208 --> 00:16:28,791
‫نه، اصلاً حرفشم نزن.

209
00:16:29,500 --> 00:16:30,625
‫من که ازش خوشم میاد.

210
00:16:32,165 --> 00:16:35,500
‫اگه بخوای همچین کلاهی
‫سرت بذاری، دیگه باهات رفاقت نمی‌کنم.

211
00:16:36,375 --> 00:16:37,458
‫یکم تند رفتی.

212
00:16:43,083 --> 00:16:44,165
‫همچین چیزی چطوره؟

213
00:16:45,040 --> 00:16:47,726
‫یه جنتلمن امروزی. خوشت میاد؟

214
00:16:47,750 --> 00:16:49,016
‫عالیه.

215
00:16:49,040 --> 00:16:50,141
‫مهمون من.

216
00:16:50,165 --> 00:16:51,559
‫تو که پولی نداری جیمز.

217
00:16:51,583 --> 00:16:53,000
‫منم قرار نیست پولشو بدم.

218
00:16:55,250 --> 00:16:58,016
‫عصر بخیر.

219
00:16:58,040 --> 00:17:00,934
‫بله، ما اینا رو برمی‌داریم
‫بی‌زحمت، بنویسین به حساب.

220
00:17:00,958 --> 00:17:02,267
‫به اسم کی بنویسم قربان؟

221
00:17:02,291 --> 00:17:05,016
‫سر بیوسفالوس هاج، به آدرس دانشگاه کاندلین.

222
00:17:05,040 --> 00:17:06,266
‫بسیار عالی قربان.

223
00:17:06,290 --> 00:17:10,184
‫راستی، من دیدم یه خانم جوون
‫و جذاب اینو تو خیابون انداخت.

224
00:17:10,208 --> 00:17:12,766
‫فکر کنم مال اینجاست...

225
00:17:12,790 --> 00:17:15,934
‫احتمالاً یادتون نمیاد کی خریدتش؟

226
00:17:15,958 --> 00:17:17,790
‫خب، این سفارشی‌دوزه.

227
00:17:18,958 --> 00:17:20,934
‫خانم جوون حتماً برای پرو اومده بودن.

228
00:17:20,958 --> 00:17:23,559
‫خوشحال می‌شم ترتیب پس دادنش رو بدم قربان.

229
00:17:23,583 --> 00:17:27,184
‫- نه. ...
‫- فکر کنم منظورش اینه که...

230
00:17:27,208 --> 00:17:30,434
‫راستش خودش خیلی دلش می‌خواد اینو پس بده.

231
00:17:30,458 --> 00:17:31,976
‫- درسته.
‫- فکر کنم اون چیزی که

232
00:17:32,000 --> 00:17:35,601
‫وقتی اولین بار دیدیش گفتی
‫این بود که قلبت شروع کرد به تپیدن

233
00:17:35,625 --> 00:17:38,708
‫مثل یه پرنده معصوم و بی‌گناه که تو طوفان گیر افتاده.

234
00:17:39,958 --> 00:17:41,017
‫درسته.

235
00:17:41,041 --> 00:17:46,267
‫آره. و بعدش گفتی که مثل یه
‫پسربچه مدرسه‌ای خجالتی سرخ شدی

236
00:17:46,291 --> 00:17:48,351
‫که دستاش از شدت هیجان می‌لرزید،

237
00:17:48,375 --> 00:17:49,934
‫جرئت نکردی دستات رو ببری سمت صورتش

238
00:17:49,958 --> 00:17:54,208
‫از ترس اینکه مبادا عمق عذابت رو لو بدن.

239
00:17:55,291 --> 00:17:57,708
‫چقدر جالب.

240
00:17:58,541 --> 00:18:02,791
‫من دقیقاً همین رو گفتم، کلمه به کلمه.

241
00:18:03,875 --> 00:18:05,392
‫من شما رو نمی‌شناسم؟

242
00:18:05,416 --> 00:18:08,500
‫میشه لطف کنین و دفتر سفارشات
‫رو چک کنین ببینین اسمش چی بوده؟

243
00:18:14,416 --> 00:18:18,416
‫«مثل یه پسربچه مدرسه‌ای خجالتی سرخ شدم.» جدی؟

244
00:18:19,416 --> 00:18:20,625
‫حرفای خودت بود جیمز.

245
00:18:22,208 --> 00:18:23,791
‫کلمه به کلمه حرفای خودت.

246
00:18:25,666 --> 00:18:30,476
‫عذر می‌خوام قربان، ولی من اسم یا آدرسی تو پرونده ندارم.

247
00:18:30,500 --> 00:18:33,309
‫خانم نقدی حساب کردن،
‫دو هفته پیش برای پرو اومده بودن.

248
00:18:35,083 --> 00:18:36,500
‫نه، امکان نداره.

249
00:18:37,708 --> 00:18:39,601
‫دو هفته پیش، مطمئنین؟

250
00:18:39,625 --> 00:18:42,875
‫تو رسیدمون یادداشت شده.
‫ایناهاش، واضح نوشته.

251
00:18:45,958 --> 00:18:49,059
‫من شما رو می‌شناسم. تو همون شرلوک هلمزی.

252
00:18:49,083 --> 00:18:50,267
‫تو اون پروفسور رو کشتی.

253
00:18:51,375 --> 00:18:53,517
‫بله، شباهت رو می‌بینم. ...

254
00:18:53,541 --> 00:18:55,892
‫خیلی‌ها اینو بهش می‌گن. مگه نه ویلبرفورس؟

255
00:18:55,916 --> 00:18:57,059
‫همیشه.

256
00:18:57,083 --> 00:18:59,434
‫کلاهم سیلوانوس.

257
00:18:59,458 --> 00:19:01,208
‫خیلی ممنون. روز بخیر.

258
00:19:11,041 --> 00:19:12,291
‫زود رسیدی؟

259
00:19:14,583 --> 00:19:16,083
‫متوجه شدم اینطوری بیشتر عمر می‌کنم.

260
00:19:20,291 --> 00:19:22,208
‫وقتشه برگردی خونه.

261
00:19:23,666 --> 00:19:24,875
‫نمی‌فهمم.

262
00:19:26,583 --> 00:19:28,059
‫بلیطت برای لندنه.

263
00:19:28,083 --> 00:19:30,059
‫کار هنوز تموم نشده.

264
00:19:30,083 --> 00:19:31,976
‫یکی دیگه مونده. پروفسور مالیک.

265
00:19:32,000 --> 00:19:34,083
‫اون به تو ربطی نداره.

266
00:19:35,166 --> 00:19:38,892
‫ربطی نداره؟ اون معمار کل این برنامه‌ست.

267
00:19:38,916 --> 00:19:41,041
‫می‌کُشمت قاتل!

268
00:19:41,583 --> 00:19:43,726
‫خون پدر و مادر من دست اونه.

269
00:19:43,750 --> 00:19:46,958
‫کسی نباید بهش دست بزنه. مفهومه؟

270
00:19:50,375 --> 00:19:51,434
‫چرا نظرت عوض شد؟

271
00:19:51,458 --> 00:19:53,101
‫اینطوری تصمیم گرفته شده.

272
00:19:53,125 --> 00:19:55,392
‫کی؟ کی تصمیم گرفته؟

273
00:19:55,416 --> 00:19:58,517
‫نمی‌خوای با عواقب سرپیچی از اونا روبرو بشی.

274
00:19:58,541 --> 00:19:59,541
‫تو از من سوءاستفاده کردی.

275
00:20:05,458 --> 00:20:06,958
‫از همون اول.

276
00:20:07,916 --> 00:20:09,226
‫بهم دروغ گفتی.

277
00:20:09,250 --> 00:20:12,166
‫تا می‌تونی برگرد خونه.

278
00:20:17,916 --> 00:20:19,666
‫- بریم ایستگاه.
‫- چشم قربان.

279
00:20:21,000 --> 00:20:27,000


280
00:20:29,541 --> 00:20:30,934
‫لطفاً جلوتر بپیچ سمت راست.

281
00:20:30,958 --> 00:20:32,684
‫این راه ایستگاه نیست.

282
00:20:32,708 --> 00:20:34,208
‫کاری که گفتم رو بکن!

283
00:20:46,000 --> 00:20:50,000
فوراً بیا آکسفورد

284
00:20:54,708 --> 00:20:55,833
‫ممنون.

285
00:20:57,875 --> 00:20:58,934
‫یه سؤال.

286
00:20:58,958 --> 00:21:01,434
‫تو رو خدا بی‌خیال شو شرلوک.

287
00:21:01,458 --> 00:21:04,059
‫شوان دقیقاً کِی برای اولین بار اومد انگلیس؟

288
00:21:04,083 --> 00:21:07,333
‫چرا تو هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫مثل آدمای عادی سر صحبت رو باز کنی؟

289
00:21:08,833 --> 00:21:09,892
‫برو تو.

290
00:21:09,916 --> 00:21:12,934
‫با فرار کردنت از زندان فقط اوضاع رو بدتر کردی.

291
00:21:12,958 --> 00:21:16,309
‫می‌خواستی چیکار کنم؟
‫به خاطر جرمی که نکردم اعدام بشم؟

292
00:21:16,333 --> 00:21:18,142
‫در ضمن، نقشه فرار کار اون بود.

293
00:21:18,166 --> 00:21:19,684
‫و بی‌نقص هم بود.

294
00:21:19,708 --> 00:21:20,976
‫من خودم همه‌چی رو تحت کنترل داشتم.

295
00:21:21,000 --> 00:21:23,916
‫ولی با فرار کردنت باعث شدی
‫همه فکر کنن تو گناهکاری.

296
00:21:24,625 --> 00:21:27,351
‫اصلاً می‌دونی چقدر نگرانت بودم؟

297
00:21:27,375 --> 00:21:29,351
‫البته که نمی‌دونی، چون برای این کار باید

298
00:21:29,375 --> 00:21:31,392
‫به یه نفر غیر از خودت فکر کنی.

299
00:21:31,416 --> 00:21:33,976
‫الان اصلاً وقت موعظه نیست برادر عزیزم.

300
00:21:34,000 --> 00:21:37,142
‫دقیقاً وقت موعظه‌ست برادر عزیزم.

301
00:21:37,166 --> 00:21:38,559
‫پاهات رو بردار.

302
00:21:38,583 --> 00:21:42,142
‫و بعدش هم، با عرض معذرت،
‫سعی کردی اوضاع رو متشنج‌تر کنی

303
00:21:42,166 --> 00:21:44,934
‫با آتیش زدن یه پلیس.

304
00:21:44,958 --> 00:21:46,892
‫بازم می‌گم، اونم کار خودش بود.

305
00:21:46,916 --> 00:21:48,333
‫و اون پلیسه هم چیزیش نمی‌شه.

306
00:21:49,541 --> 00:21:53,184
‫من خودم رو به خاطر تو انداختم تو هچل.
‫الانم کارم رو از دست دادم.

307
00:21:53,208 --> 00:21:55,601
‫واقعاً؟ چطوری؟

308
00:21:55,625 --> 00:21:58,184
‫با در افتادن با بیوسفالوس هاج.

309
00:21:58,208 --> 00:21:59,333
‫می‌تونی به باشگاه ما ملحق بشی.

310
00:22:00,291 --> 00:22:02,601
‫اون باشگاهیه که ترجیح می‌دم
‫عضوش نباشم. خیلی ممنون.

311
00:22:02,625 --> 00:22:04,392
‫فکر کنم بتونم کمکت کنم کارت رو پس بگیری.

312
00:22:04,416 --> 00:22:06,958
‫فکر کنم تا همین‌جا هم به اندازه کافی شاهکار کردی.

313
00:22:13,041 --> 00:22:15,476
‫آره. اگه هوا سرد بود و دستام دو سایز کوچیک‌تر بودن،

314
00:22:15,500 --> 00:22:17,226
‫این خیلی به دردم می‌خورد. ممنون.

315
00:22:17,250 --> 00:22:19,250
‫این مال شوان بود.

316
00:22:21,250 --> 00:22:25,351
‫وقتی پروفسور انرایت رو از برج ناقوس
‫هل داد پایین، از دستش دراومد.

317
00:22:25,375 --> 00:22:28,041
‫اونه که داره پروفسورها رو می‌کشه.

318
00:22:30,666 --> 00:22:33,142
‫این خیلی مسخره‌ست. چرا باید همچین کاری بکنه؟

319
00:22:33,166 --> 00:22:35,101
‫- نمی‌دونیم.
‫- هنوز نمی‌دونیم.

320
00:22:35,125 --> 00:22:38,684
‫چیزی که می‌دونیم اینه که
‫اون یه هفته پیش رسیده آکسفورد.

321
00:22:38,708 --> 00:22:41,601
‫یادمه چون خودم بودم که چمدونش رو تا اتاقش کشیدم.

322
00:22:41,625 --> 00:22:43,101
‫- خب؟
‫- پس چطور می‌تونه

323
00:22:43,125 --> 00:22:46,726
‫دو هفته پیش رفته باشه فلچر آرنولد
‫تا یه دستکش سفارشی براش پرو کنن؟

324
00:22:46,750 --> 00:22:50,250
‫واسه همین پرسیدم شاهزاده خانم
‫دقیقاً کِی برای اولین بار رسیده انگلیس؟

325
00:22:53,458 --> 00:22:55,267
‫اون یه «هوم» بود به معنی
‫«یه نقشه‌ای داری»،

326
00:22:55,291 --> 00:22:58,791
‫- یا یه «هوم» به معنی «نه»؟
‫- یه «هوم» بود به معنی «هوم».

327
00:23:03,833 --> 00:23:05,583
‫باید با ازرا هورنزبی صحبت کنیم.

328
00:23:06,708 --> 00:23:08,684
‫اون شاهزاده خانم رو از دوور همراهی کرده.

329
00:23:08,708 --> 00:23:10,333
‫اون می‌دونه کِی رسیده.

330
00:23:13,666 --> 00:23:16,458
‫یه «هوم» بود به معنی «یه نقشه‌ای داره» بود.

331
00:23:19,375 --> 00:23:22,250
‫- آقای ازرا هورنزبی منتظرمونن.
‫- البته قربان.

332
00:23:27,375 --> 00:23:28,517
‫آقای هلمز.

333
00:23:28,541 --> 00:23:30,809
‫ازرا، ممنون که قبول کردی ببینیمت.

334
00:23:30,833 --> 00:23:34,392
‫ایشون برادرم شرلوک هستن...
‫...و آقای جیمز موریارتی.

335
00:23:34,416 --> 00:23:36,351
‫آقایون. از آشناییتون خوشبختم.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

336
00:23:36,375 --> 00:23:39,476
‫شما شاهزاده خانم رو از دوور تا آکسفورد همراهی کردین.

337
00:23:39,500 --> 00:23:41,958
‫ما باید تاریخ دقیق رسیدنشون رو بدونیم.

338
00:23:42,541 --> 00:23:43,976
‫در مورد راهزن‌هاست؟

339
00:23:44,000 --> 00:23:45,309
‫- راهزن‌ها؟
‫- کدوم راهزن‌ها؟

340
00:23:45,333 --> 00:23:48,083
‫- ببخشید؟
‫- همونایی که تو جاده بهمون حمله کردن.

341
00:23:51,208 --> 00:23:52,767
‫دقیقاً کجا این اتفاق افتاد؟

342
00:23:52,791 --> 00:23:55,976
‫همین‌جا بود که بهمون حمله کردن. واقعاً وحشتناک بود.

343
00:24:00,583 --> 00:24:01,851
‫نه!

344
00:24:01,875 --> 00:24:03,708
‫صبر کن، به کی شلیک کردن؟

345
00:24:04,625 --> 00:24:07,208
‫آقای چن. به قلب اون بیچاره شلیک کردن.

346
00:24:08,083 --> 00:24:10,208
‫- آقای چن کیه؟
‫- محافظ شاهزاده خانم،

347
00:24:10,708 --> 00:24:12,267
‫که اعلیحضرت رو از چین همراهی می‌کرد.

348
00:24:12,291 --> 00:24:14,434
‫کس دیگه‌ای هم از چین همراهیشون می‌کرد؟

349
00:24:14,458 --> 00:24:15,559
‫- نه.
‫- مسلح بود؟

350
00:24:15,583 --> 00:24:17,726
‫خدا مرگم بده، نه. کاملاً بی‌دفاع بود.

351
00:24:17,750 --> 00:24:19,517
‫به جز شما، ازرا.

352
00:24:19,541 --> 00:24:21,059
‫تعدادشون خیلی از من بیشتر بود آقای هلمز.

353
00:24:21,083 --> 00:24:24,041
‫و این مردا راهزن‌های معمولی نبودن،
‫نه. خیلی بدتر از این حرفا بودن.

354
00:24:26,000 --> 00:24:28,934
‫وگرنه چرا باید بی‌دلیل به یه آدم بی‌گناه شلیک کنن؟

355
00:24:28,958 --> 00:24:30,476
‫مگه اینکه دلیلی داشته باشن.

356
00:24:30,500 --> 00:24:31,708
‫بعدش چی شد؟

357
00:24:34,125 --> 00:24:35,267
‫شاهزاده خانم رو بردن؟

358
00:24:35,291 --> 00:24:39,017
‫پس یه مدتی شاهزاده خانم از دیدش خارج شده.

359
00:24:39,041 --> 00:24:41,375
‫جالبه. چقدر طول کشید تا برگرده؟

360
00:24:42,000 --> 00:24:43,000
‫ده دقیقه؟

361
00:24:43,500 --> 00:24:44,559
‫بیشتر؟

362
00:24:44,583 --> 00:24:47,142
‫قبل از اینکه بتونم اعلیحضرت رو نجات بدم،

363
00:24:47,166 --> 00:24:49,142
‫خودش تنهایی با طومارها برگشت.

364
00:24:49,166 --> 00:24:50,559
‫شاهزاده خانم چی پوشیده بود؟

365
00:24:50,583 --> 00:24:51,809
‫چی پوشیده بود؟

366
00:24:51,833 --> 00:24:55,809
‫آرایش مخصوص مراسم داشت؟
‫صورتش پوشونده بود؟ لباس سلطنتی تنش بود؟

367
00:24:55,833 --> 00:25:00,166
‫یه شاهزاده خانم چینی مگه غیر از
‫یه شاهزاده خانم چینی باید چه شکلی باشه؟

368
00:25:03,333 --> 00:25:05,642
‫- اونا محافظش رو کشتن...
‫- یه آدم غیرمسلح رو.

369
00:25:05,666 --> 00:25:08,142
‫اون تنها کسی بود که
‫شاهزاده خانم رو از چین همراهی می‌کرد...

370
00:25:08,166 --> 00:25:10,583
‫در نتیجه تنها کسی بود که
‫می‌تونست هویتش رو تأیید کنه.

371
00:25:13,458 --> 00:25:17,267
‫من سه ساعت باهاش تو یه کالسکه بودم.
‫فکر کنم بتونم هویتش رو تأیید کنم.

372
00:25:17,291 --> 00:25:20,833
‫بله، ولی عینکتون شکسته بود. اینطور نیست؟

373
00:25:22,583 --> 00:25:23,726
‫خب، بله.

374
00:25:23,750 --> 00:25:24,916
‫اگه اجازه بدین؟

375
00:25:25,916 --> 00:25:27,541
‫چندتا انگشتش رو گرفته بالا؟

376
00:25:30,916 --> 00:25:33,791
‫سه تا؟ نه، دو تا. دو تا.

377
00:25:38,875 --> 00:25:40,601
‫- یا ابوالفضل.
‫- چطور می‌تونی مطمئن باشی

378
00:25:40,625 --> 00:25:43,017
‫زنی که از کالسکه پیاده شد همون زنی بود که برگشت؟

379
00:25:43,041 --> 00:25:45,309
‫شاید زنی که
‫برگشت شاهزاده خانم نبوده.

380
00:25:45,333 --> 00:25:46,934
‫شاید یه شیاد بوده.

381
00:25:46,958 --> 00:25:49,684
‫هدف این بوده که طوری نشون بدن
‫که انگار طومارها جایزه اصلی بودن.

382
00:25:49,708 --> 00:25:52,809
‫و دزدیدن شاهزاده خانم فقط
‫یه فکر ثانویه بوده، نه هدف اصلی.

383
00:25:52,833 --> 00:25:56,476
‫اینطوری شما با داستانِ یه
‫سرقت ناکام برمی‌گشتین آکسفورد،

384
00:25:56,500 --> 00:25:57,976
‫و هیچ شکی هم ایجاد نمی‌کردین...

385
00:25:58,000 --> 00:26:00,142
‫که از همون اول،
‫شاهزاده خانم هدف اصلی بوده.

386
00:26:00,166 --> 00:26:02,250
‫این یه سرقت نبود. یه جابجایی بود.

387
00:26:02,958 --> 00:26:04,059
‫همون حقه‌بازی قدیمی.

388
00:26:37,083 --> 00:26:38,750
‫لباست قشنگه.

389
00:26:41,041 --> 00:26:42,767
‫زنی که
‫به کالسکه برگشت...

390
00:26:42,791 --> 00:26:46,958
‫- همونی که بردیش آکسفورد.
‫- ...در واقع شاهزاده خانم واقعی نبوده.

391
00:26:54,458 --> 00:26:56,041
‫شنیدم چیکار کردی.

392
00:26:57,791 --> 00:27:00,541
‫خیلی شجاعت داشتی که با انگلیسی‌ها درافتادی.

393
00:27:02,375 --> 00:27:05,041
‫قاتل! می‌کُشمت قاتل!

394
00:27:05,916 --> 00:27:07,000
‫تو کی هستی؟

395
00:27:07,666 --> 00:27:11,541
‫اسم من اسعد کاشغریه.
‫اهل قسطنطنیه‌م.

396
00:27:12,125 --> 00:27:13,517
‫واسه چی اینجایی؟

397
00:27:13,541 --> 00:27:15,601
‫مردی که مسئول این اتفاقاته،

398
00:27:15,625 --> 00:27:17,375
‫اسمش پروفسور مالیکه.

399
00:27:17,916 --> 00:27:20,541
‫تنهایی کار نمی‌کنه. کسای
‫دیگه‌ای هم باهاش همکاری می‌کنن.

400
00:27:21,583 --> 00:27:23,250
‫می‌تونم کمکت کنم پیداشون کنی.

401
00:27:23,958 --> 00:27:25,625
‫می‌تونم تو رو بهشون نزدیک کنم.

402
00:27:33,833 --> 00:27:35,642
‫به محض اینکه تلگرافت رو دریافت کردم

403
00:27:35,666 --> 00:27:36,946
‫با اولین قطار از لندن راه افتادم.

404
00:27:43,875 --> 00:27:45,416
‫خوشحالم که می‌بینمت...

405
00:27:46,208 --> 00:27:47,458
‫زنده‌ای.

406
00:27:54,541 --> 00:27:58,351
‫اسعد کاشغری بهمون خیانت کرده.

407
00:27:58,375 --> 00:28:00,767
‫ازم می‌خواد پروفسور مالیک رو زنده بذارم.

408
00:28:00,791 --> 00:28:02,934
‫این اصلاً منطقی نیست.

409
00:28:02,958 --> 00:28:06,351
‫مالیک پروژه رو رهبری می‌کرد،
‫اون نصف روستای ما رو کشت.

410
00:28:06,375 --> 00:28:08,458
‫به نظر میاد اسعد بهمون دروغ گفته.

411
00:28:09,250 --> 00:28:11,541
‫داره از مالیک محافظت می‌کنه.

412
00:28:12,250 --> 00:28:13,976
‫چرا؟

413
00:28:14,000 --> 00:28:15,708
‫نمی‌دونم. هنوز نه.

414
00:28:16,916 --> 00:28:18,416
‫به کمکت نیاز دارم تا بفهمم.

415
00:28:34,458 --> 00:28:35,541
‫بیوسفالوس.

416
00:28:40,041 --> 00:28:43,226
‫- اینجا یه باشگاه خصوصیه.
‫- و چه جای جذابی هم هست قربان.

417
00:28:43,250 --> 00:28:45,601
‫ولی من یه اطلاعات خیلی مهم در مورد قتل‌ها دارم.

418
00:28:45,625 --> 00:28:48,601
‫فکر کردم کاملاً روشن بهت گفتم.
‫دیگه به خدماتت نیازی ندارم.

419
00:28:48,625 --> 00:28:51,809
‫قربان، فکر کنم متوجه می‌شین که بهم نیاز دارین.

420
00:28:51,833 --> 00:28:55,833
‫من به هیچ‌کس نیاز ندارم آقا. من خودم یه تنه حریف همه‌م.
‫و مطمئناً به یه منشی دون‌پایه نیاز ندارم.

421
00:28:57,208 --> 00:28:58,291
‫روز خوش آقا.

422
00:29:02,291 --> 00:29:05,208
‫وزیر خارجه...
‫...خیلی لطف کردین تشریف آوردین.

423
00:29:06,166 --> 00:29:10,000
‫متأسفانه، در حال حاضر هیچ
‫مظنونی برای قتل انرایت نداریم.

424
00:29:10,666 --> 00:29:12,642
‫قربان، مایکرافت هلمز.

425
00:29:12,666 --> 00:29:14,642
‫پاک عقلت رو از دست دادی؟

426
00:29:14,666 --> 00:29:16,142
‫- این کیه؟
‫- من برای شما کار می‌کنم قربان.

427
00:29:16,166 --> 00:29:17,559
‫کار می‌کردی.

428
00:29:17,583 --> 00:29:18,809
‫تو یه پست دون‌پایه.

429
00:29:18,833 --> 00:29:22,226
‫من ۱۷۵ تا کارمند تو وزارت خارجه دارم.

430
00:29:22,250 --> 00:29:24,684
‫نمی‌شه ازم انتظار داشت
‫قیافه همشون رو یادم بمونه.

431
00:29:24,708 --> 00:29:26,226
‫این مرد رو بندازین بیرون، با اردنگی.

432
00:29:26,250 --> 00:29:28,059
‫لطفاً دخالتم رو ببخشین قربان.

433
00:29:28,083 --> 00:29:29,142
‫- ولی من می‌دونم...
‫- قربان.

434
00:29:29,166 --> 00:29:30,684
‫...کی داره دانشمنداتون رو می‌کشه.

435
00:29:30,708 --> 00:29:32,666
‫وزیر خارجه،
‫عمیقاً عذرخواهی می‌کنم.

436
00:29:33,166 --> 00:29:34,541
‫اون می‌مونه.

437
00:29:36,708 --> 00:29:37,750
‫می‌شنوم.

438
00:29:40,083 --> 00:29:43,333
‫این عکس
‫شاهزاده شوان واقعیه.

439
00:29:44,500 --> 00:29:48,684
‫زنی که ما به اسم شوان می‌شناسیم،
‫خودش رو جای شاهزاده خانم جا زده

440
00:29:48,708 --> 00:29:52,642
‫تا بتونه وارد
‫دانشگاه بشه و به پروفسورها نزدیک بشه

441
00:29:52,666 --> 00:29:53,726
‫و اونا رو بکشه.

442
00:29:53,750 --> 00:29:55,142
‫چرا؟

443
00:29:55,166 --> 00:29:57,208
‫اینو نمی‌دونیم قربان. هنوز نه.

444
00:29:57,791 --> 00:30:02,226
‫می‌خوای بهم بگی که این قاتل
‫تمام این مدت زیر گوش شما بوده؟

445
00:30:02,250 --> 00:30:05,434
‫انصافاً قربان، به نظر میاد
‫همه رو گول زده.

446
00:30:05,458 --> 00:30:06,851
‫به جز تو.

447
00:30:06,875 --> 00:30:08,476
‫خیلی لطف دارین قربان.

448
00:30:08,500 --> 00:30:10,476
‫و با اینکه خیلی دلم می‌خواست
‫افتخارش رو به نام خودم ثبت کنم،

449
00:30:10,500 --> 00:30:11,976
‫در واقع کار یه هلمز دیگه بود

450
00:30:12,000 --> 00:30:16,101
‫کسی که فهمید شاهزاده خانم یه شیاده. برادرم، شرلوک.

451
00:30:16,125 --> 00:30:21,267
‫ولی چطور می‌تونیم مطمئن باشیم که
‫این به اصطلاح شیاد، واقعاً همون قاتله؟

452
00:30:21,291 --> 00:30:22,684
‫دستگیرش کنین، قربان.

453
00:30:22,708 --> 00:30:25,476
‫می‌فهمیم چرا داره این کارا رو می‌کنه و برای کی کار می‌کنه.

454
00:30:25,500 --> 00:30:27,041
‫دقیقاً می‌خواستم همینو بگم.

455
00:30:27,833 --> 00:30:30,208
‫و پیشنهاد می‌کنی چطوری این کار رو بکنیم؟

456
00:30:34,250 --> 00:30:35,684
‫با طعمه.

457
00:30:36,000 --> 00:30:39,000
‫[ آپوستل ۴ ]

458
00:30:40,791 --> 00:30:43,059
‫تو رو خدا مراقب باشین. اینا چاپ اولن.

459
00:30:43,083 --> 00:30:44,416
‫ببخشید، پروفسور مالیک.

460
00:30:48,250 --> 00:30:49,809
‫یالا. از این طرف، پسرجون.

461
00:30:49,833 --> 00:30:50,833
‫از این طرف.

462
00:30:51,916 --> 00:30:55,583
‫بازم هست، بعدش با پروفسور مالیک مستقیم می‌ریم عمارت والتون.

463
00:30:56,333 --> 00:30:58,000
‫لفتش ندین. می‌شنوین چی می‌گم؟

464
00:30:58,024 --> 00:31:01,024
‫[ عمارت والتون ]

465
00:31:15,125 --> 00:31:16,208
‫جسارتاً قربان.

466
00:31:18,458 --> 00:31:20,541
‫اگه مجبوری بگو، لستراد.

467
00:31:21,083 --> 00:31:23,267
‫بهتر نیست یکم بیشتر از جلوی دید دور باشیم؟

468
00:31:23,291 --> 00:31:25,291
‫وگرنه آفتابی نمی‌شه، نه؟

469
00:31:27,333 --> 00:31:32,750
‫تا حالا چندتا عملیات به این بزرگی
‫و پیچیدگی رو فرماندهی کردی، پاسبان؟

470
00:31:34,166 --> 00:31:35,583
‫هیچی، قربان.

471
00:31:36,916 --> 00:31:39,125
‫پس چرا نمی‌ذاری گنده‌ترا کار رو جمع کنن؟

472
00:31:40,875 --> 00:31:42,375
‫دو تا قند.

473
00:31:43,125 --> 00:31:44,625
‫چاییم رو اینطوری می‌خورم.

474
00:31:46,666 --> 00:31:47,833
‫چشم، قربان.

475
00:31:54,250 --> 00:31:55,517
‫جیلز.

476
00:31:55,541 --> 00:31:59,041
‫محض رضای خدا، بچه‌هامون رو از جلوی چشم دور کن.

477
00:31:59,541 --> 00:32:01,392
‫می‌خوایم فکر کنه خونه بی‌دفاعه،

478
00:32:01,416 --> 00:32:04,041
‫نه اینکه کلاً فراریش بدیم. یالا.

479
00:32:05,500 --> 00:32:07,000
‫خیلی خب، حرکت کنین!

480
00:32:31,416 --> 00:32:32,416
‫منو حاشا کردی.

481
00:32:33,291 --> 00:32:35,541
‫- بُرد رو؟
‫- نه. گذاشتم تو ببری.

482
00:32:36,791 --> 00:32:40,517
‫وقتی پیش هاج وانمود کردی منو نمی‌شناسی. تو کتابخونه.

483
00:32:40,541 --> 00:32:44,059
‫در حالی که تا جایی که یادمه
‫شب قبلش تو مهمونی همو دیدیم

484
00:32:44,083 --> 00:32:47,458
‫و فکر کنم حسابی هم بهمون خوش گذشت.

485
00:32:48,791 --> 00:32:50,208
‫آقای هاج کارفرمای منه.

486
00:32:51,500 --> 00:32:54,833
‫انتظار داری کار و تفریح رو قاطی کنم، آقای موریارتی؟

487
00:33:39,041 --> 00:33:41,208
‫از آخرین باری که چک کردی یه دقیقه‌ام نگذشته.

488
00:33:50,708 --> 00:33:52,208
‫استرس داری، هلمز؟

489
00:33:53,375 --> 00:33:56,375
‫به وزیر خارجه قول دادی یه قاتل تحویلش بدی.

490
00:33:57,083 --> 00:33:59,166
‫به نظر میاد اونقدرام اهل همکاری نیست.

491
00:34:03,500 --> 00:34:04,500
‫وایسا، اون چیه؟

492
00:34:10,708 --> 00:34:12,458
‫همون چیزیه که از شغل تو باقی مونده، هلمز.

493
00:34:46,083 --> 00:34:48,416
‫چطور اینقدر مطمئنی که پیداش می‌شه؟

494
00:34:50,916 --> 00:34:52,601
‫چون کارش هنوز تموم نشده.

495
00:34:53,875 --> 00:34:56,601
‫چون تو اون عکس چهار تا پروفسور بودن.

496
00:34:56,625 --> 00:34:59,208
‫چهار تا قربانی. پیداش می‌شه.

497
00:35:00,333 --> 00:35:01,500
‫بهتره که پیداش بشه.

498
00:35:02,291 --> 00:35:05,708
‫وگرنه، من بیکار می‌شم و تو هم برمی‌گردی زندان.

499
00:35:13,333 --> 00:35:15,333
‫فکر کنم حق با توئه. فکر کنم پیداش می‌شه.

500
00:35:17,125 --> 00:35:20,208
‫به نظر میاد غریزه قوی‌ای برای پیدا کردن حقیقت داری.

501
00:35:20,791 --> 00:35:22,625
‫خیلی...

502
00:35:24,166 --> 00:35:25,166
‫لطف داری.

503
00:35:48,958 --> 00:35:51,017
‫یا ابوالفضل.

504
00:35:51,041 --> 00:35:54,434
‫لعنتی! چرا نگفتی اینجایی؟ ممکن بود بکشمت.

505
00:35:54,458 --> 00:35:57,017
‫خب، اگه تیرانداز بهتری بودی،
‫قطعاً منو به کشتن می‌دادی، قربان!

506
00:36:19,041 --> 00:36:21,250
‫خب آقایون. وقتشه شکارمون رو گیر بندازیم.

507
00:36:26,708 --> 00:36:29,333
‫صبر کنین! ما زندش رو می‌خوایم!

508
00:36:30,333 --> 00:36:32,583
‫شلیک نکنین! ما زندش رو می‌خوایم!

509
00:36:33,708 --> 00:36:35,809
‫صبر کنین! شلیک نکنین!

510
00:36:42,791 --> 00:36:44,125
‫- خب، پس برین دیگه.
‫- چشم، قربان.

511
00:36:58,291 --> 00:37:00,517
‫...مستقیم با پروفسور مالیک می‌ریم عمارت والتون.

512
00:37:22,208 --> 00:37:23,416
‫سلام.

513
00:37:25,083 --> 00:37:26,083
‫دستا بالا.

514
00:37:32,041 --> 00:37:34,625
‫استفاده از یه طعمه برای دور کردن نگهبانا؟

515
00:37:40,166 --> 00:37:42,166
‫- چه غلطی...
‫- این یه طعمه‌ست.

516
00:37:44,041 --> 00:37:45,416
‫از من ایده گرفتی؟

517
00:37:46,916 --> 00:37:48,083
‫تو به من شلیک نمی‌کنی.

518
00:37:50,458 --> 00:37:51,625
‫می‌خوای شرط ببندیم؟

519
00:37:52,750 --> 00:37:54,333
‫اولین باریه که تفنگ دستت گرفتی؟

520
00:37:56,083 --> 00:37:58,666
‫و از این فاصله، نیازی به شانس مبتدی‌ها ندارم.

521
00:37:59,541 --> 00:38:00,791
‫اینجاست!

522
00:38:03,583 --> 00:38:04,666
‫خب، بهم بگو.

523
00:38:06,791 --> 00:38:08,125
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

524
00:38:11,291 --> 00:38:12,375
‫پنجه پرنده.

525
00:38:13,750 --> 00:38:16,666
‫یه مرد با پنجه پرنده هست. داره برمی‌گرده سراغم.

526
00:38:17,583 --> 00:38:21,291
‫یه مرد با پنجه پرنده هست. و داره برمی‌گرده سراغم.

527
00:38:21,916 --> 00:38:24,666
‫اینا حرفای مادر منه. تو حرفای مادرم رو از کجا می‌دونی؟

528
00:38:28,333 --> 00:38:30,559
‫خودشه! بگیرینش، بچه‌ها!

529
00:38:30,583 --> 00:38:33,250
‫از کجا می‌دونستی؟ بهم بگو. از کجا می‌دونستی؟

530
00:38:34,166 --> 00:38:35,166
‫از کجا می‌دونستی؟

531
00:38:38,250 --> 00:38:39,500
‫مستقیم ببرینش زندان.

532
00:38:43,666 --> 00:38:44,809
‫حرکت کن!

533
00:38:44,833 --> 00:38:48,291
‫تیتر امروز. پیروزی موریارتی و هلمز.

534
00:38:48,791 --> 00:38:52,476
‫یه رویارویی هیجان‌انگیز امروز روی چمن،
‫پیروزی این دو تا پسر رو رقم زد،

535
00:38:52,500 --> 00:38:55,809
‫در حالی که شاهزاده خانم چینی
‫رو تو بازی خودش شکست دادن.

536
00:38:55,833 --> 00:38:58,976
‫و عصرش رو با یه عالمه آبجوی تگری جشن گرفتن.

537
00:38:59,000 --> 00:39:00,000
‫اون می‌دونست.

538
00:39:00,625 --> 00:39:03,708
‫- شاید لازم باشه یکم بیشتر توضیح بدی.
‫- اون حرفای مادرم رو می‌دونست.

539
00:39:05,208 --> 00:39:07,041
‫تو عمارت اپلتون می‌بینمت.

540
00:39:07,958 --> 00:39:09,208
‫نزدیک چیپینگهورست.

541
00:39:11,000 --> 00:39:31,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

