﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:05,166 --> 00:00:08,351
‫- شرلوک! داری اونو کجا می‌بری؟
‫- برو کنار!

3
00:00:08,375 --> 00:00:10,559
‫- به شما ربطی نداره!
‫- چرا، ربط داره! به چه اتهامی؟

4
00:00:10,583 --> 00:00:12,267
‫قتل پروفسور تامپسون!

5
00:00:12,291 --> 00:00:14,291
‫حالا، راهو باز کن!

6
00:00:36,625 --> 00:00:37,684
‫آدم اشتباهی رو گرفتی.

7
00:00:37,708 --> 00:00:39,476
‫بازی در نیار، آقای هولمز.

8
00:00:39,500 --> 00:00:40,767
‫پروفسور تامپسون مرده.

9
00:00:40,791 --> 00:00:43,809
‫و چاقوی تو تو کمرش پیدا شده. خون روی پیراهنت.

10
00:00:43,833 --> 00:00:44,976
‫و خون روی صورتت.

11
00:00:45,000 --> 00:00:46,309
‫من با شوان بودم.

12
00:00:46,333 --> 00:00:47,767
‫- شاهزاده؟
‫- آره.

13
00:00:47,791 --> 00:00:49,125
‫ما…

14
00:00:51,000 --> 00:00:52,000
‫شما چی؟

15
00:00:55,083 --> 00:00:56,083
‫یادم نمیاد.

16
00:00:58,500 --> 00:01:00,684
‫من همه چیز رو درباره مادرت می‌دونم، آقای هولمز.

17
00:01:00,708 --> 00:01:02,184
‫اینجور مشکلات تو خانواده هست.

18
00:01:02,208 --> 00:01:04,351
‫معلومه که دیوونه‌ای.

19
00:01:04,375 --> 00:01:06,642
‫بمب رو کار گذاشتی تا بتونی با نجات دادن همه،

20
00:01:06,666 --> 00:01:08,101
‫خودتو تبدیل به یه قهرمان کنی.

21
00:01:08,125 --> 00:01:10,517
‫تنها مشکلی که هست اینه که
‫پروفسور دیدت.

22
00:01:11,458 --> 00:01:12,458
‫به همین نتیجه رسیدم.

23
00:01:13,375 --> 00:01:15,625
‫که همین انگیزه قتل رو بهت میده.

24
00:01:16,250 --> 00:01:19,767
‫نتیجه‌گیری ساده‌ایه،
‫ولی متاسفانه اشتباهه.

25
00:01:19,791 --> 00:01:23,559
‫با شاهزاده صحبت کن،
‫اون داستانمو تایید می‌کنه.

26
00:01:31,625 --> 00:01:33,041
‫بیا بیرون، آقای هولمز.

27
00:01:42,083 --> 00:01:43,583
‫حالا لخت شو.

28
00:01:45,083 --> 00:01:46,083
‫چطوره اول شام بخوریم؟

29
00:02:05,000 --> 00:02:12,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

30
00:02:13,000 --> 00:02:16,000
Dark_Coffee : مترجم

31
00:02:53,800 --> 00:02:58,000
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

32
00:03:10,791 --> 00:03:12,726
‫صبحونه خوردی، مایکرافت؟

33
00:03:12,750 --> 00:03:13,892
‫شاید کِیپِر (ماهی دودی) دوست داشته باشی؟

34
00:03:13,916 --> 00:03:15,976
‫آشپز اینجا یه نوع غذای هندی به اسم
‫کدجری (خوراک برنج و ماهی) درست می‌کنه که فوق‌العاده‌ست.

35
00:03:16,000 --> 00:03:17,601
‫ممنونم. من قبلا خوردم.

36
00:03:17,625 --> 00:03:20,125
‫ولی اصرار می‌کنم، خیلی خوبه که ازش گذشت. بشین.

37
00:03:22,583 --> 00:03:23,583
‫بشین.

38
00:03:25,208 --> 00:03:26,208
‫اگه اینطوره…

39
00:03:27,750 --> 00:03:29,708
‫خب، چطور می‌تونم کمکت کنم؟

40
00:03:30,333 --> 00:03:34,601
‫برادر من در قبال این جنایت مسئول نیست، قربان. اون بی‌گناهه.

41
00:03:34,625 --> 00:03:37,184
‫خسته‌کننده. قبلاً خیلی سرگرم‌کننده بودی.

42
00:03:37,208 --> 00:03:40,000
‫می‌تونیم درباره چیز دیگه‌ای جز این حرف بزنیم؟

43
00:03:40,791 --> 00:03:42,309
‫به‌علاوه، بی‌گناهی چه ربطی به این موضوع داره؟

44
00:03:42,333 --> 00:03:44,601
‫من که نمی‌تونم در روند کار پلیس دخالت کنم، مگه نه؟

45
00:03:44,625 --> 00:03:46,559
‫خب، اسم شما وزن قابل توجهی داره، قربان.

46
00:03:46,583 --> 00:03:48,416
‫چرا توی آکسفورد هستی، آقای هولمز؟

47
00:03:49,208 --> 00:03:51,226
‫- برای کمک به شما.
‫- دقیقاً.

48
00:03:51,250 --> 00:03:55,267
‫نه من به تو. پس سعی کن یادت بیاد جایگاهت کجاست.
‫اصلاً نمی‌دونی چه چیزایی در خطره.

49
00:03:55,291 --> 00:03:58,184
‫- اون برادر منه.
‫- خدای من مرد. گوش نمی‌دی؟

50
00:03:58,208 --> 00:04:00,458
‫از این قضیه بکش بیرون. بذارش با من.

51
00:04:01,458 --> 00:04:03,708
‫نگه داشتن برادرت توی بازداشت به نفع من تموم می‌شه.

52
00:04:06,500 --> 00:04:08,309
‫آقای هولمز اشتهاش رو از دست داده.

53
00:04:08,333 --> 00:04:09,541
‫خیلی خب، قربان.

54
00:04:13,750 --> 00:04:15,375
‫ممنون از وقتتون، قربان.

55
00:04:29,750 --> 00:04:30,892
‫صبح بخیر، قربان.

56
00:04:33,041 --> 00:04:34,726
‫فکر می‌کنی داری پسش می‌گیری، نه؟

57
00:04:34,750 --> 00:04:36,976
‫- بورسیه؟
‫- منطقی به نظر می‌رسه.

58
00:04:37,000 --> 00:04:40,267
‫طومارها پیدا شدن، و خب، من تبرئه شدم.

59
00:04:40,291 --> 00:04:42,142
‫همه‌ش بخشی از نمایش کوچیک دوست جوون تو بود.

60
00:04:42,166 --> 00:04:45,582
‫دست رو من نذار، موریارتی.

61
00:04:46,332 --> 00:04:47,601
‫ببخشید، قربان.

62
00:04:47,625 --> 00:04:50,305
‫قبول کن، تو همیشه تو جا افتادن اینجا مشکل داشتی، نه؟

63
00:04:51,500 --> 00:04:54,100
‫شاید باید شغلی پیدا کنی که بیشتر به مقامت بیاد.

64
00:04:55,625 --> 00:04:56,892
‫من اینجا رو جای خودم می‌دونم، قربان.

65
00:04:56,916 --> 00:04:59,851
‫فکر می‌کنم به نفع خودت باشه
‫که چمدونتو ببندی و بری.

66
00:04:59,875 --> 00:05:01,875
‫زمانت توی آکسفورد تموم شده، قربان.

67
00:05:03,125 --> 00:05:04,184
‫- خداحافظ.
‫- هر کاری می‌کنم…

68
00:05:04,208 --> 00:05:06,583
‫لعنت بهت مرد! ولم کن!

69
00:05:11,125 --> 00:05:12,875
‫حالا از سر راهم برو کنار.

70
00:05:15,958 --> 00:05:17,666
‫می‌خوام همین الان از اتاقت بری بیرون.

71
00:05:27,916 --> 00:05:29,625
‫به چی زل زدین؟

72
00:05:32,416 --> 00:05:34,433
‫گوسفندای لعنتی.

73
00:05:37,875 --> 00:05:40,601
‫جیمز، جیمز! جیمز!

74
00:05:40,625 --> 00:05:42,517
‫چیه؟

75
00:05:42,541 --> 00:05:44,332
‫خیلی بی‌انصاف بود.

76
00:05:49,541 --> 00:05:51,082
‫این دنیا بی‌انصافیه.

77
00:05:53,541 --> 00:05:55,183
‫- حالا کجا می‌ری؟
‫- نمی‌دونم.

78
00:05:55,207 --> 00:05:57,375
‫- می‌ری شرلوک رو ببینی؟
‫- نمی‌دونم.

79
00:05:58,082 --> 00:06:00,059
‫خب، باید بدونم
‫به پلیس چی گفته.

80
00:06:00,083 --> 00:06:01,809
‫خب، من نمی‌تونم کمکت کنم.

81
00:06:48,791 --> 00:06:50,582
‫تو! ملاقات کننده.

82
00:06:59,916 --> 00:07:01,000
‫شرلوک.

83
00:07:01,875 --> 00:07:03,125
‫می‌تونی منو از اینجا بیرون ببری؟

84
00:07:04,458 --> 00:07:07,000
‫آسون نیست، این دفعه.

85
00:07:08,500 --> 00:07:09,767
‫این اتهام قتل هست.

86
00:07:09,791 --> 00:07:12,017
‫می‌دونی، لازم نیست
‫منو اینجا بذاری تا یه نکته رو ثابت کنی.

87
00:07:12,041 --> 00:07:13,291
‫من نکته‌ای رو ثابت نمی‌کنم.

88
00:07:15,416 --> 00:07:17,851
‫به نظر می‌رسه که…

89
00:07:17,875 --> 00:07:19,835
‫نگه داشتن برادرت توی بازداشت به نفع من تموم می‌شه.

90
00:07:20,416 --> 00:07:22,183
‫…نیروهای دیگه‌ای در کار هستن.

91
00:07:22,207 --> 00:07:23,267
‫چه نیروهایی؟

92
00:07:23,291 --> 00:07:24,601
‫هنوز مطمئن نیستم.

93
00:07:24,625 --> 00:07:26,000
‫باید یه کم باهام مدارا کنی.

94
00:07:27,166 --> 00:07:30,582
‫من به پدرم در وین تلگراف زدم.
‫شاید بتونه بند و بساطی رو راه بندازه.

95
00:07:31,375 --> 00:07:32,375
‫مادر خبر داره؟

96
00:07:33,541 --> 00:07:34,541
‫هنوز نه.

97
00:07:35,166 --> 00:07:36,267
‫بهش نگو، لطفاً.

98
00:07:36,291 --> 00:07:37,351
‫البته که نمی‌گم، شرلوک.

99
00:07:37,375 --> 00:07:42,500
‫ولی پرونده‌ای مثل این
‫به روزنامه‌ها کشیده می‌شه.

100
00:07:43,291 --> 00:07:44,875
‫پلیس باید با شوان صحبت کنه.

101
00:07:45,916 --> 00:07:47,625
‫- شاهزاده؟
‫- من باهاش بودم.

102
00:07:48,332 --> 00:07:49,666
‫آخرین چیزی که یادمه همینه.

103
00:07:50,875 --> 00:07:51,875
‫شب خوش.

104
00:07:54,041 --> 00:07:55,375
‫می‌بینم چی کار می‌تونم بکنم.

105
00:07:59,041 --> 00:08:01,767
‫آکسفورد تبدیل به صحنه مرگ شده.

106
00:08:01,791 --> 00:08:04,142
‫خب، صادقانه بگم، این تاسف‌آوره.

107
00:08:04,166 --> 00:08:07,559
‫ولی خوشحالم که گزارش می‌دم
‫وضعیت الان تحت کنترله.

108
00:08:07,583 --> 00:08:09,142
‫مظنون رو دستگیر کردیم.

109
00:08:09,166 --> 00:08:10,166
‫پیشاهنگ؟

110
00:08:11,750 --> 00:08:14,059
‫ظاهراً اون ادعا می‌کنه
‫دیشب با تو بوده.

111
00:08:14,083 --> 00:08:15,875
‫متاسفم، این درست نیست.

112
00:08:16,416 --> 00:08:18,142
‫یا اشتباه می‌کنه یا توهم زده.

113
00:08:18,166 --> 00:08:19,308
‫خب. حالا که حل شد،

114
00:08:19,332 --> 00:08:22,058
‫شاید محبت کنی و یه تلگراف

115
00:08:22,082 --> 00:08:23,601
‫برای پدرت بفرستی
‫و بهش اطمینان بدی همه چی مرتبه.

116
00:08:23,625 --> 00:08:27,000
‫یه مرد مرده، و نگرانی تو
‫به خاطر معاملت با پدرمه.

117
00:08:27,791 --> 00:08:30,416
‫من دوست ندارم غرق در گذشته باشم، شاهزاده.

118
00:08:31,250 --> 00:08:33,500
‫همیشه به چالش بعدی نگاه کن.

119
00:08:34,415 --> 00:08:37,391
‫کسانی که در خشم صبورن،
‫از صد روز غم فرار می‌کنن.

120
00:08:37,415 --> 00:08:38,766
‫ببخشید؟

121
00:08:38,790 --> 00:08:41,290
‫دعا می‌کنم تضمین‌های تو
‫فقط خاک و سایه نباشه.

122
00:08:44,125 --> 00:08:45,351
‫چای بیشتر میل دارید؟

123
00:08:50,040 --> 00:08:51,641
‫ببخشید.

124
00:08:51,665 --> 00:08:53,500
‫اجازه بدید کسی رو صدا کنم.

125
00:09:03,750 --> 00:09:05,351
‫ادی، اگه لطف کنی.

126
00:09:05,375 --> 00:09:06,375
‫البته، قربان.

127
00:09:09,250 --> 00:09:10,625
‫عذر می‌خوام.

128
00:09:11,125 --> 00:09:12,291
‫اشکالی نداره.

129
00:09:13,750 --> 00:09:15,851
‫خب، وقت زیادی ازت گرفتم.

130
00:09:15,875 --> 00:09:16,875
‫شاهزاده.

131
00:09:21,541 --> 00:09:22,541
‫یه تلگراف بزن.

132
00:09:23,375 --> 00:09:24,434
‫فورا، قربان.

133
00:09:24,458 --> 00:09:26,958
‫به سر سایدنی بلویت، وزیر جنگ.

134
00:09:28,500 --> 00:09:31,642
‫سیدنی عزیز، ابرهای تیره تهدید می‌کنن.

135
00:09:31,666 --> 00:09:34,516
‫می‌ترسم کار ما دیگه مخفیانه نباشه.

136
00:09:39,040 --> 00:09:40,601
‫لباسشویی توی گاری. حرکت!

137
00:09:40,625 --> 00:09:42,141
‫لباسشویی توی گاری.

138
00:09:42,165 --> 00:09:43,434
‫تمیزها رو بردار.

139
00:09:43,458 --> 00:09:45,809
‫بجنبید! حرکت!

140
00:09:45,833 --> 00:09:47,141
‫لباسشویی توی گاری.

141
00:09:47,165 --> 00:09:49,141
‫حرکت! بجنبید.

142
00:09:49,165 --> 00:09:51,391
‫لباسشویی توی گاری.

143
00:09:51,415 --> 00:09:53,809
‫تمیزها رو بردار. بجنب.

144
00:09:53,833 --> 00:09:55,476
‫این رو پشت سرم بذار، زندانی.

145
00:09:55,500 --> 00:09:57,059
‫- حرکت کن!
‫- برو جلو.

146
00:09:57,083 --> 00:09:58,750
‫- حرکت کن!
‫- بعدی.

147
00:10:03,083 --> 00:10:05,416
‫خب. سرت پایین، مستقیم برو جلو.

148
00:10:06,833 --> 00:10:08,267
‫دقیقاً داریم چیکار می‌کنیم؟

149
00:10:08,291 --> 00:10:09,851
‫من دارم نجاتت می‌دم.

150
00:10:09,875 --> 00:10:13,458
‫پس اگه می‌شه، اون تشکر الکی رو ذخیره کن. منو معذب می‌کنه.

151
00:10:21,208 --> 00:10:22,875
‫وایسید، خانوما.

152
00:10:39,040 --> 00:10:40,165
‫ادامه بدید.

153
00:10:44,375 --> 00:10:45,891
‫قطار اینجا متوقف می‌شه.

154
00:10:45,915 --> 00:10:47,250
‫بیا. خودتو بپیچ.

155
00:10:48,833 --> 00:10:50,000
‫از دریچه پایین می‌ری.

156
00:10:54,040 --> 00:10:55,915
‫پوشیده نگهش دار. پنج دقیقه دیگه می‌بینمت.

157
00:11:18,333 --> 00:11:20,833
‫ببخشید، خانم جوان.

158
00:11:22,375 --> 00:11:24,750
‫گفتم، ببخشید، خانم جوان.

159
00:11:33,915 --> 00:11:35,040
‫بذارید بیام بیرون!

160
00:12:37,125 --> 00:12:39,601
‫فرار کرد؟ منظورتون چیه فرار کرد؟

161
00:12:39,625 --> 00:12:42,434
‫برداشت من این بود که
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از زندان آکسفورد فرار کنه.

162
00:12:42,458 --> 00:12:45,583
‫ظاهراً یه همدست داشته که لباس زن رختشور پوشیده بود.

163
00:12:46,583 --> 00:12:48,141
‫کی؟ کی این اتفاق افتاد؟

164
00:12:48,165 --> 00:12:50,875
‫یک ساعت پیش. مأمورامون دارن شهر رو می‌گردن.

165
00:12:52,290 --> 00:12:55,641
‫افسر، نمی‌خوام یه تفنگچی عجول

166
00:12:55,665 --> 00:12:57,266
‫اون رو وسط خیابونِ کوفتی گلوله بزنه.

167
00:12:57,290 --> 00:13:01,017
‫ببخشید آقایون.
‫کارآگاه فیتز، اسکاتلند یارد.

168
00:13:01,041 --> 00:13:02,642
‫افسر لستراید هستم.

169
00:13:02,666 --> 00:13:03,726
‫اینجا صحنه جرمه؟

170
00:13:03,750 --> 00:13:04,892
‫همینه، قربان.

171
00:13:04,916 --> 00:13:08,017
‫به نظر می‌رسه این پرونده تبدیل
‫شده به یه جور آشفته‌بازار، افسر.

172
00:13:08,041 --> 00:13:09,309
‫با عرض احترام، قربان،

173
00:13:09,333 --> 00:13:13,291
‫یه سستی در امنیت زندان رو به
‫سختی می‌شه مسئولیت من دونست.

174
00:13:14,125 --> 00:13:15,333
‫و شما کی هستید، قربان؟

175
00:13:16,541 --> 00:13:20,559
‫من برادر شرلوک هولمز هستم،
‫مایکرافت هولمز، از وزارت امور خارجه.

176
00:13:20,583 --> 00:13:25,333
‫وزارت خارجه و برادرش،
‫توی یه بسته جمع و جور.

177
00:13:27,125 --> 00:13:31,541
‫من حاضرم در جستجوتون کمک کنم،
‫اما با یه شرط.

178
00:13:32,208 --> 00:13:35,333
‫وقتی اون رو دستگیر کردید،
‫هیچ آسیبی بهش نرسه.

179
00:13:36,625 --> 00:13:38,665
‫برادر من بی‌گناهه، کارآگاه.

180
00:13:40,500 --> 00:13:44,415
‫خب اگه بی‌گناهه، آقای
‫هولمز، چرا داره فرار می‌کنه؟

181
00:13:55,708 --> 00:13:56,750
‫چرا اینجا؟

182
00:13:57,583 --> 00:13:59,503
‫شرلوک، اینجا به اندازه هر
‫جای دیگه‌ای برای قایم شدن خوبه.

183
00:14:00,166 --> 00:14:01,976
‫توی روز تاریکه.

184
00:14:02,000 --> 00:14:03,360
‫می‌تونی یه دست لباس جدید برای خودت بگیری.

185
00:14:04,166 --> 00:14:06,809
‫اما ما از اینجا فرار نمی‌کنیم تا
‫این وضعیت رو سر و سامون بدیم.

186
00:14:06,833 --> 00:14:09,500
‫این وضعیت، وضعیت منه، نه تو.

187
00:14:10,125 --> 00:14:11,666
‫تو هنوز می‌تونی آینده‌ای در آکسفورد داشته باشی.

188
00:14:12,458 --> 00:14:14,018
‫فکر کنم دیگه همه از اون مرحله رد شدیم.

189
00:14:16,000 --> 00:14:19,309
‫فکر کنم باید،

190
00:14:19,333 --> 00:14:22,517
‫به طرز ناجوری، بگم ممنونم.

191
00:14:22,541 --> 00:14:23,684
‫بابت چی؟

192
00:14:23,708 --> 00:14:27,833
‫بابت اون فرار
‫بسیار پر زرق و برق و تأثیرگذارت.

193
00:14:28,666 --> 00:14:30,166
‫نیازی به تشکر نیست.

194
00:14:30,916 --> 00:14:32,208
‫دارم اوقات خوشی رو سپری می‌کنم.

195
00:14:33,708 --> 00:14:34,915
‫- آماده‌ای؟
‫- ببخشید؟

196
00:14:38,208 --> 00:14:41,184
‫یا پیغمبر، جیمز. اون برای چی بود؟

197
00:14:41,208 --> 00:14:42,915
‫باید یاد بگیری چطور از خودت دفاع کنی.

198
00:14:43,750 --> 00:14:45,040
‫بیا بالا.

199
00:14:47,375 --> 00:14:48,375
‫بیا بالا.

200
00:14:50,083 --> 00:14:54,083
‫دلم نمی‌خواد اینو بهت بگم، ولی تو
‫یه جورایی مایه شرمساری هستی.

201
00:14:57,708 --> 00:14:59,101
‫دست از زدن تو دماغ من بردار!

202
00:14:59,125 --> 00:15:02,291
‫باید یاد بگیری چطور جلوی
‫منو بگیری که تو دماغت نزنم.

203
00:15:02,875 --> 00:15:05,291
‫خیلی خوبه.

204
00:15:05,916 --> 00:15:07,351
‫خب، دیشب چه اتفاقی برات افتاد؟

205
00:15:07,375 --> 00:15:10,791
‫اون اومد. ما نوشیدیم.

206
00:15:11,291 --> 00:15:13,833
‫من با خون پوشیده بیدار شدم
‫و به جرم قتل دستگیر شدم.

207
00:15:14,458 --> 00:15:16,666
‫- پس چیز دیگه‌ای یادت نمیاد؟
‫- نه، هیچی.

208
00:15:17,291 --> 00:15:18,559
‫باشه. چند تا خوردی؟

209
00:15:18,583 --> 00:15:20,309
‫- دو تا.
‫- دو تا؟

210
00:15:20,333 --> 00:15:21,726
‫- یک و نیم.
‫- یک و نیم نوشیدنی؟

211
00:15:21,750 --> 00:15:24,684
‫- آره. آره.
‫- همین بود؟

212
00:15:24,708 --> 00:15:26,809
‫داری می‌گی اون توش دست داشته؟

213
00:15:26,833 --> 00:15:30,708
‫این توضیح میده که چرا دیشب
‫اومد توی اتاق تو.

214
00:15:31,708 --> 00:15:35,875
‫شرلوک. فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم.

215
00:15:36,583 --> 00:15:38,226
‫خیلی خوشگلی.

216
00:15:42,833 --> 00:15:43,891
‫بد نیست.

217
00:15:43,915 --> 00:15:45,309
‫خب، لیاقتت بود.

218
00:15:50,333 --> 00:15:54,351
‫اون طوری که نوشیدنی‌ها رو می‌ریخت، پشتش به من بود.

219
00:15:54,375 --> 00:15:58,101
‫همراهت، جیمز
‫موریارتی، خیلی باهوشه،

220
00:15:58,125 --> 00:15:59,684
‫ولی نه به اندازه تو.

221
00:15:59,708 --> 00:16:01,642
‫پس یه چیزی توی نوشیدنی تو ریخته؟

222
00:16:01,666 --> 00:16:04,476
‫این توضیح میده چرا هیچی یادم نمیاد.

223
00:16:04,500 --> 00:16:05,940
‫به سلامتی آینده خارق‌العادت.

224
00:16:07,041 --> 00:16:08,934
‫شاید ما ایده درستی داریم.

225
00:16:08,958 --> 00:16:09,958
‫فقط دزد اشتباهی رو گرفتیم.

226
00:16:15,916 --> 00:16:18,892
‫اون طومارها رو دزدید تا مطمئن بشه
‫کتابخانه قفل می‌شه،

227
00:16:18,916 --> 00:16:20,625
‫و بهش وقت بده که بمب رو کار بذاره.

228
00:16:21,125 --> 00:16:24,142
‫همه چی خوبه. تا یه جایی خوبه.

229
00:16:24,166 --> 00:16:25,601
‫اگه اون قصد کشتن پروفسور رو داشت،

230
00:16:25,625 --> 00:16:27,392
‫چرا باید خودشو به دردسر بندازه که
‫یه بمب بسازه؟

231
00:16:27,416 --> 00:16:31,517
‫چرا نباید مستقیم کارش رو توی گمی تموم می‌کرد؟

232
00:16:31,541 --> 00:16:34,375
‫بیا ازش بپرسیم. من
‫دلم می‌خواد دوباره ببینمش.

233
00:16:36,040 --> 00:16:37,833
‫اسم جمعی برای پلیس چیه؟

234
00:16:38,790 --> 00:16:40,559
‫- یه اکیپ؟
‫- یه اکیپ از مأمورا؟

235
00:16:40,583 --> 00:16:43,458
‫یه دسته مأمور.

236
00:16:50,915 --> 00:16:52,250
‫فکر کنم باید به دسته ملحق شیم.

237
00:17:11,040 --> 00:17:13,250
‫مهمونی موفقیت‌آمیز نبود.

238
00:17:15,040 --> 00:17:17,958
‫هیچ‌کس انتظار نداشت
‫آقای هولمز جوان وارد ماجرا بشه.

239
00:17:19,458 --> 00:17:21,833
‫قصد داری با اون چیکار کنی؟

240
00:17:23,750 --> 00:17:25,165
‫قبلاً انجام شده.

241
00:17:27,165 --> 00:17:28,958
‫برای قتل دستگیر شده.

242
00:17:29,625 --> 00:17:31,583
‫و در حال فراره، شنیدم.

243
00:17:32,250 --> 00:17:34,791
‫این حتی دلیل بیشتریه که
‫فکر کنن اون مقصره.

244
00:17:36,250 --> 00:17:39,250
‫اون قراره برامون دردسر بشه؟

245
00:17:40,583 --> 00:17:41,833
‫من می‌تونم کنترلش کنم.

246
00:17:44,708 --> 00:17:46,375
‫اون تو رو هم تحت تأثیر قرار داده، نه؟

247
00:17:49,458 --> 00:17:53,083
‫روی اون دیوار ۲۶ حرف از انجیل عبری هست،

248
00:17:53,958 --> 00:17:56,392
‫ارزش عددی یهووا.

249
00:17:56,416 --> 00:17:59,291
‫یهووا هم مثبته هم منفی.

250
00:17:59,791 --> 00:18:01,083
‫یین و یانگ.

251
00:18:01,750 --> 00:18:04,851
‫پس ۲۶ رو دو برابر می‌کنیم و ۵۲ رو پیدا می‌کنیم.

252
00:18:04,875 --> 00:18:09,166
‫به همین دلیله که ۵۲ هفته
‫در سال داریم، و ۵۲ کارت بازی.

253
00:18:11,000 --> 00:18:13,583
‫چیزی که اینجا نیاز نداریم، یه ۵۳ اومه.

254
00:18:15,000 --> 00:18:16,000
‫یه جوکر.

255
00:18:19,750 --> 00:18:21,833
‫اولین رسول حذف شد.

256
00:18:23,000 --> 00:18:24,458
‫نمی‌خوام بهت شک کنم.

257
00:18:27,125 --> 00:18:30,184
‫تو یه هفته وقت داری. سریع عمل کن.

258
00:18:30,208 --> 00:18:32,041
‫پروفسور رابرتس رو پیدا کن.

259
00:18:37,333 --> 00:18:42,333
‫وگرنه خونی که ریخته می‌شه، خون ما خواهد بود، شاهزاده.

260
00:18:50,416 --> 00:18:51,416
‫ببخشید.

261
00:19:20,750 --> 00:19:22,333
‫پروفسور رابرتس.

262
00:19:52,208 --> 00:19:53,208
‫گرمه.

263
00:20:19,500 --> 00:20:21,333
‫چیز دیگه‌ای هست که بهم بگی؟

264
00:20:22,583 --> 00:20:23,583
‫نه، افسر.

265
00:20:24,333 --> 00:20:25,333
‫خوبه.

266
00:20:26,125 --> 00:20:27,458
‫سرت به کارت باشه.

267
00:20:28,083 --> 00:20:29,375
‫حتماً.

268
00:20:36,291 --> 00:20:37,517
‫افسر لستراید.

269
00:20:37,541 --> 00:20:40,392
‫بله. چیزی برای من داری؟

270
00:20:40,416 --> 00:20:43,916
‫دفترچه‌ای که در موردش سؤال
‫می‌کردی رو پیدا کردم. در واقع کاملاً…

271
00:20:44,875 --> 00:20:45,875
‫شما دو نفر.

272
00:20:48,041 --> 00:20:49,791
‫اینجا. همین الان.

273
00:20:54,791 --> 00:20:55,791
‫بله، قربان.

274
00:20:56,500 --> 00:20:58,809
‫اون پسر جوونی که اینجا به عنوان پیشخدمت کار می‌کرد.

275
00:20:58,833 --> 00:21:01,184
‫شرلوک هولمز.

276
00:21:01,208 --> 00:21:05,625
‫من به اطلاعات نیاز دارم. آدرس
‫خانوادگی. پیشینه.

277
00:21:06,708 --> 00:21:08,059
‫همین الان اونجاست، قربان.

278
00:21:08,083 --> 00:21:09,351
‫ملک خانوادگی‌شون توی اپلتونه.

279
00:21:09,375 --> 00:21:11,392
‫مسائل علمی پدرش اون رو به خارج از کشور می‌بره

280
00:21:11,416 --> 00:21:13,375
‫و مادرش توی یه آسایشگاه محلیه.

281
00:21:14,250 --> 00:21:16,226
‫خیلی
‫بااطلاعی به نظر می‌رسی، افسر.

282
00:21:16,250 --> 00:21:18,767
‫من دوست دارم تحقیقات خودم رو انجام بدم، قربان.

283
00:21:18,791 --> 00:21:24,166
‫فکر کنم منصفانه باشه بگم که من
‫جونم رو برای نیروی پلیس فدا می‌کنم.

284
00:21:25,083 --> 00:21:27,809
‫منم دوست دارم تحقیقات خودم رو انجام بدم، قربان.

285
00:21:27,833 --> 00:21:29,101
‫و فکر کنم منصفانه باشه بگم

286
00:21:29,125 --> 00:21:32,000
‫که من دو بار جونم رو برای افسر پلیس فدا می‌کنم.

287
00:21:33,250 --> 00:21:35,142
‫خیلی خوبه، مرد جوان.

288
00:21:35,166 --> 00:21:36,206
‫دیگه چی می‌تونی بهم بدی؟

289
00:21:37,000 --> 00:21:40,250
‫شنیدم اون به طرز خطرناکی باهوشه.

290
00:21:41,083 --> 00:21:43,958
‫این چیزی نیست که تحقیقات من بهش رسیده، قربان.

291
00:21:45,250 --> 00:21:47,541
‫شنیدم اون به اون اندازه‌ای که فکر می‌کنه باهوش نیست.

292
00:21:48,583 --> 00:21:50,809
‫شاید نبوغ یه اصطلاح مناسب‌تر

293
00:21:50,833 --> 00:21:52,601
‫برای توصیف ظرفیت فکری اون باشه.

294
00:21:52,625 --> 00:21:55,101
‫شنیدم تمام بهترین ایده‌هاش رو از همکارش می‌گیره

295
00:21:55,125 --> 00:21:57,434
‫که ما اون رو هنرمند واقعی می‌شناسیم.

296
00:21:57,458 --> 00:22:00,642
‫فکر می‌کنم تحقیقات همکارم منو

297
00:22:00,666 --> 00:22:03,809
‫به یه بن‌بست باورپذیر کشونده.

298
00:22:03,833 --> 00:22:07,851
‫یک سرزمین بایر، همون‌طوره که ناجی ما ممکنه
‫این مزرعه مغزی خاص رو توصیف کنه.

299
00:22:09,458 --> 00:22:13,976
‫فکر می‌کنم تحسین اغلب اوقات
‫به اشتباه به عامل ظاهری

300
00:22:14,000 --> 00:22:17,392
‫در یک معادله دو تایی تعلق می‌گیره.

301
00:22:17,416 --> 00:22:20,166
‫اتحاد از کثرت، قربان.

302
00:22:20,916 --> 00:22:25,458
‫ماه اغلب اعتبار نوری رو می‌گیره

303
00:22:26,958 --> 00:22:29,666
‫که بهش تابیده می‌شه.

304
00:22:31,083 --> 00:22:32,976
‫ممنونم، بچه‌ها. ادامه بدید.

305
00:22:33,000 --> 00:22:34,309
‫کلاه فوق‌العاده‌ایه، قربان.

306
00:22:34,333 --> 00:22:35,583
‫ممنونم، افسر.

307
00:22:37,125 --> 00:22:38,125
‫قربان.

308
00:22:42,208 --> 00:22:43,375
‫وقت تلف کردن بود.

309
00:22:45,166 --> 00:22:47,500
‫گشت‌های شما خیلی تأثیرگذارن، لستراید.

310
00:22:53,666 --> 00:22:55,875
‫تو اون اتاق رو بگیر، منم راه‌پله‌ها رو.

311
00:23:00,000 --> 00:23:07,000


312
00:23:17,708 --> 00:23:20,541
‫کارآگاه فیتز گفت باید این راه‌پله‌ها رو بگردیم.

313
00:23:26,416 --> 00:23:28,267
‫خب، همینجا متوقفتون می‌کنم، رفقا.

314
00:23:28,291 --> 00:23:30,333
‫کار رو براتون آسون کردم. اون بالا هیچی نیست.

315
00:23:31,750 --> 00:23:34,767
‫پیشنهاد می‌کنم نگاهی به راه‌پله‌های
‫شمالی بندازی. من اون طرفی رو چک می‌کنم.

316
00:23:34,791 --> 00:23:36,291
‫بفرمایید برید.

317
00:24:08,375 --> 00:24:11,458
‫من بچه‌های انگلیسی و بازی‌های مهدکودکشون رو می‌شناسم.

318
00:24:12,333 --> 00:24:14,583
‫می‌خوای من دایه بشم و تو بچه کوچولو باشی؟

319
00:24:15,666 --> 00:24:18,083
‫می‌خوای مجبورم کنی بیام و پیدات کنم؟

320
00:24:20,291 --> 00:24:21,875
‫اون نیازی نیست، دایه.

321
00:24:24,166 --> 00:24:25,226
‫من تسلیم می‌شم.

322
00:24:25,250 --> 00:24:27,958
‫چیزی پیدا کردی که بتونه مجرمیتش رو ثابت کنه، افسر؟

323
00:24:28,833 --> 00:24:32,517
‫متأسفانه جستجوی من به اندازه
‫اون چیزی که امیدوار بودم پربار نبود.

324
00:24:32,541 --> 00:24:35,059
‫به نظر می‌رسه وسواس تو نسبت به من خیلی عمیقه.

325
00:24:35,083 --> 00:24:38,458
‫بیشتر کنجکاویه تا وسواس.

326
00:24:40,000 --> 00:24:43,809
‫اما، به‌طرز تکان‌دهنده‌ای، کنجکاوم که
‫چرا دارن منو به جرم قتل متهم می‌کنن.

327
00:24:43,833 --> 00:24:46,184
‫داری به شکلی اشاره می‌کنی که من مقصرم؟

328
00:24:46,208 --> 00:24:47,208
‫خب…

329
00:24:50,208 --> 00:24:52,767
‫آره. آره، فکر کنم اینطور باشه.

330
00:24:52,791 --> 00:24:57,309
‫اگه فریاد بزنم و اون‌ها بیان تو این اتاق، طرف کی رو می‌گیرن؟

331
00:24:57,333 --> 00:25:01,017
‫یه زندانی فراری که خودشو جای یه پلیس جا زده

332
00:25:01,041 --> 00:25:03,892
‫یا یه شاهزاده بسیار محترم از سلسله چین؟

333
00:25:03,916 --> 00:25:06,875
‫با این حال تو فریاد نزدی، نه شاهزاده؟

334
00:25:07,375 --> 00:25:10,500
‫شاید دلیلی وجود داره که نمی‌خوای کسی اینجا رو بگرده.

335
00:25:15,708 --> 00:25:17,548
‫شاید چیزی هست که داری پنهان می‌کنی.

336
00:25:46,500 --> 00:25:48,184
‫همه چی اونجا مرتبه، شاهزاده؟

337
00:25:48,208 --> 00:25:50,458
‫حالم خوبه. فقط دارم ورزش می‌کنم.

338
00:26:02,708 --> 00:26:07,267
‫آه، چه حیف. چیزی نمونده

339
00:26:07,291 --> 00:26:11,184
‫تا اونا بیان و شاهزاده بی‌گناه رو

340
00:26:11,208 --> 00:26:15,041
‫از دست زندانی دیوانه فراری نجات بدن.

341
00:26:17,833 --> 00:26:20,291
‫به امید دیدار… شاهزاده.

342
00:26:24,291 --> 00:26:27,458
‫خب، این دراماتیک بود. باید کار تو رو برمی‌داشتم.

343
00:26:35,291 --> 00:26:37,333
‫- ممنونم.
‫- ممنون.

344
00:26:44,708 --> 00:26:45,767
‫آقای هولمز.

345
00:26:45,791 --> 00:26:47,083
‫من اومدم به دیدن مادرم.

346
00:26:47,625 --> 00:26:49,642
‫این دو آقا می‌خوان با مدیر صحبت کنن.

347
00:26:49,666 --> 00:26:52,351
‫اسم من کارآگاه
‫فیتز هست. اسکاتلند یارد.

348
00:26:52,375 --> 00:26:53,583
‫افسر لستراید هستم.

349
00:26:54,166 --> 00:26:55,500
‫من مدیر رو خبر می‌کنم.

350
00:26:58,958 --> 00:27:00,351
‫اگه کارت رو درست انجام ندی،

351
00:27:00,375 --> 00:27:02,351
‫ممکنه خودت رو توی جایی مثل اینجا پیدا کنی، لستراید.

352
00:27:02,375 --> 00:27:05,726
‫- نه، جودی. جودی. لطفاً، لطفاً.
‫- همه چی تحت کنترله، پرستار بل؟

353
00:27:05,750 --> 00:27:07,750
‫بله. متشکرم. متشکرم دکتر کلارک.

354
00:27:22,916 --> 00:27:25,000
‫هفته‌ای دوبار.

355
00:27:26,583 --> 00:27:28,166
‫بابت چی این سعادت نصیبم شد؟

356
00:27:28,791 --> 00:27:30,041
‫می‌دونستی منم؟

357
00:27:32,250 --> 00:27:34,184
‫صدای پاهات رو می‌شناسم.

358
00:27:34,208 --> 00:27:37,958
‫پژواک توی اون راهرو تمام دنیای منه.

359
00:27:39,583 --> 00:27:40,791
‫اون اینجا اومده بود؟

360
00:27:43,750 --> 00:27:44,958
‫شرلوک؟

361
00:27:46,708 --> 00:27:49,392
‫گفتی که اون با تو توی آکسفورد بود. چه اتفاقی افتاده؟

362
00:27:49,416 --> 00:27:52,750
‫هیچی. فقط می‌خواستم ببینم سر زده، همین.

363
00:27:53,333 --> 00:27:54,625
‫داری دروغ میگی.

364
00:27:57,166 --> 00:27:59,892
‫مردی با پنجه پرنده که دنبال من اومد.

365
00:27:59,916 --> 00:28:01,716
‫- لطفاً، مادر…
‫- حالا داره دنبال شرلوکه.

366
00:28:03,416 --> 00:28:06,166
‫- داره شکار می‌کنه.
‫- لطفاً، مادر.

367
00:28:06,666 --> 00:28:09,375
‫خودت رو ناراحت نکن. شرلوک حالش خوبه.

368
00:28:10,000 --> 00:28:12,708
‫اون… داره جا باز می‌کنه. دوست پیدا می‌کنه.

369
00:28:13,458 --> 00:28:14,833
‫حالا می‌دونم داری دروغ میگی.

370
00:28:17,583 --> 00:28:20,000
‫شرلوک هیچ‌وقت دوست پیدا نکرد.

371
00:28:21,041 --> 00:28:23,041
‫فقط می‌خواستم ببینم اومده عیادت، همین.

372
00:28:24,458 --> 00:28:27,625
‫چطور غم مادر رو نقاشی کنم؟

373
00:28:29,291 --> 00:28:32,125
‫اون یه دختر کوچولوی خیلی ناز بود.

374
00:28:33,041 --> 00:28:34,041
‫بود.

375
00:28:34,708 --> 00:28:35,916
‫اون هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شه.

376
00:28:38,166 --> 00:28:39,250
‫نه.

377
00:28:40,041 --> 00:28:42,083
‫اون همیشه برای من یه بچه باقی می‌مونه.

378
00:28:43,416 --> 00:28:45,875
‫- بئاتریس!
‫- بئاتریس!

379
00:28:46,875 --> 00:28:48,791
‫شما خیلی کمک‌کننده بودید، قربان.

380
00:28:51,083 --> 00:28:52,976
‫اون ندیدتش.

381
00:28:53,000 --> 00:28:56,017
‫مدیر تأیید کرد که برادر شما،
‫در واقع اینجا نبوده.

382
00:28:56,041 --> 00:28:57,309
‫اون الان باید کیلومترها دور شده باشه.

383
00:28:57,333 --> 00:28:59,017
‫- اون فرار نمی‌کنه.
‫- آره؟

384
00:28:59,041 --> 00:29:00,541
‫اون این کار رو با مادر ما نمی‌کنه.

385
00:29:02,000 --> 00:29:04,226
‫برادر من بی‌گناهه، کارآگاه.

386
00:29:04,250 --> 00:29:06,666
‫آقای هولمز، برادر شما همچنان یه فراریه.

387
00:29:07,666 --> 00:29:09,208
‫تعقیب ادامه داره.

388
00:29:15,083 --> 00:29:18,101
‫شوان به شدت می‌خواست که من چیزی رو نبینم.

389
00:29:18,125 --> 00:29:20,750
‫- چی رو؟
‫- یه تیکه کاغذ سوخته توی بخاری.

390
00:29:26,416 --> 00:29:29,500
‫خدای من، دیدن تو اینقدر بی‌دفاع دردناکه.

391
00:29:30,458 --> 00:29:34,416
‫بله، خب می‌پذیرم که یه کار در دست اقدامم.

392
00:29:38,416 --> 00:29:40,583
‫یه چیز نقره‌ای. نوشته برجسته.

393
00:29:41,416 --> 00:29:44,916
‫- می‌تونی حروف رو ببینی؟
‫- آی و آر؟

394
00:29:45,666 --> 00:29:47,726
‫نوشتار گوتیک. معنی داره؟

395
00:29:47,750 --> 00:29:49,976
‫یه عدد هم بود.
‫امضای منشور کبیر.

396
00:29:50,000 --> 00:29:51,625
‫- اون ۱۲۱۵ ئه.
‫- همینه.

397
00:29:53,041 --> 00:29:54,241
‫نه، من اون حروف رو دیدم.

398
00:29:57,041 --> 00:29:59,517
‫سرای نگهبانا. عکس‌های روی دیوار.

399
00:29:59,541 --> 00:30:02,101
‫- آی و آر نیست.
‫- آی و کی ئه.

400
00:30:02,125 --> 00:30:03,934
‫لرد و کینگزلی. عکاس‌های آکسفورد.

401
00:30:03,958 --> 00:30:06,392
‫چرا باید بخواد یه عکس دانشگاهی رو آتیش بزنه؟

402
00:30:06,416 --> 00:30:08,833
‫خب، تو شماره رو داری.

403
00:30:09,458 --> 00:30:12,017
‫می‌تونی از صفحه اصلی یه کپی بگیری.

404
00:30:12,041 --> 00:30:14,351
‫لرد و کینگزلی، یه مغازه توی خیابون اصلی دارن.

405
00:30:14,375 --> 00:30:17,208
‫اگه بفهمیم اون چی رو سوزونده، شاید بتونیم بفهمیم چرا.

406
00:30:17,958 --> 00:30:23,708
‫و این‌طوری «ما مثل سگ‌های تازی در جای خود،
‫برای شروع می‌جهیم.»

407
00:30:26,916 --> 00:30:28,291
‫خودت رو یه پادشاه می‌دونی؟

408
00:30:30,291 --> 00:30:31,375
‫اگه تاج برازنده‌ام باشه.

409
00:30:42,916 --> 00:30:43,976
‫عصر بخیر، آقایون.

410
00:30:44,000 --> 00:30:45,392
‫عصر بخیر، قربان.

411
00:30:45,416 --> 00:30:48,017
‫ما می‌خوایم یه کپی از یه عکس سفارش بدیم،

412
00:30:48,041 --> 00:30:49,684
‫فکر کنم قبلاً گرفتیدش.

413
00:30:49,708 --> 00:30:50,875
‫شمارش ۱۲۱۵ ئه.

414
00:30:51,375 --> 00:30:53,125
‫باشه، بذار ببینم.

415
00:30:54,416 --> 00:30:55,791
‫خب. انگار صفحه اون رو ندارم.

416
00:30:58,250 --> 00:31:02,101
‫متأسفانه، ما جای کافی برای

417
00:31:02,125 --> 00:31:04,476
‫نگهداری همه صفحات اصلی نداریم.

418
00:31:04,500 --> 00:31:06,017
‫عکس چی بود؟

419
00:31:06,041 --> 00:31:07,517
‫یادم نمیاد.

420
00:31:07,541 --> 00:31:10,809
‫حداقل می‌تونید بگید برای کی کپی درست کردید؟

421
00:31:10,833 --> 00:31:13,833
‫یه لحظه صبر کنید، آقایون.
‫دفترچه‌های دیگه‌ام رو چک می‌کنم.

422
00:31:14,333 --> 00:31:16,226
‫هی، این مدل دوربین ریچارد مدوکس نیست؟

423
00:31:16,250 --> 00:31:19,476
‫عجب، قربان. قطعاً دوربین‌ها رو می‌شناسی.

424
00:31:19,500 --> 00:31:21,184
‫درسته اگه بگم، این روی یه صفحه ژلاتینی

425
00:31:21,208 --> 00:31:24,684
‫کار می‌کنه تا زمان نوردهی کوتاه‌تری بده؟

426
00:31:24,708 --> 00:31:27,559
‫آره، و روی فرآیند کلودیون بنا شده

427
00:31:27,583 --> 00:31:31,809
‫و فقط به دو تا سه ثانیه نوردهی برای تولید تصویر نیاز داره.

428
00:31:31,833 --> 00:31:33,684
‫حتماً خیلی گرون بوده.

429
00:31:33,708 --> 00:31:35,875
‫آره، نسبتاً گرون بود.

430
00:31:37,458 --> 00:31:38,500
‫تازه رسیده بود.

431
00:31:39,166 --> 00:31:42,309
‫راستش، خودم هنوز دارم باهاش ور می‌رم،

432
00:31:42,333 --> 00:31:44,934
‫ولی تصویر فوق‌العاده‌ای تولید می‌کنه.

433
00:31:44,958 --> 00:31:48,601
‫فکر کنم این راه رو برای کوچک‌سازی هموار می‌کنه.

434
00:31:48,625 --> 00:31:52,684
‫آره، و احتمالاً امولسیون‌های
‫عکاسی سازگارتر.

435
00:31:52,708 --> 00:31:54,666
‫- بله.
‫- دنیای جدیدی در راهه.

436
00:31:55,708 --> 00:31:58,684
‫خب، فردا برمی‌گردیم برای برداشتن عکس.

437
00:32:01,250 --> 00:32:03,333
‫ممنونم. خیلی کمک‌کننده بودید.

438
00:32:04,958 --> 00:32:06,101
‫آقایون.

439
00:32:06,125 --> 00:32:08,083
‫- شانسی آوردید؟
‫- دو تا کپی ساخته شده بود.

440
00:32:08,583 --> 00:32:12,833
‫شوان یکی رو سوزوند، دومی برای سرای استاد در کندلین رفت.

441
00:32:14,166 --> 00:32:16,875
‫خب، میریم دم درش و در می‌زنیم؟

442
00:32:21,416 --> 00:32:24,767
‫ببخشید مزاحم شدم، قربان.
‫استاد خونه هستن؟

443
00:32:24,791 --> 00:32:26,684
‫اینجا نیستن. یه قرار ملاقات در لندن دارن.

444
00:32:26,708 --> 00:32:28,267
‫باشه.

445
00:32:28,291 --> 00:32:32,392
‫ما داریم تمام محوطه دانشگاه رو برای این
‫فراری، شرلوک هولمز، می‌گردیم.

446
00:32:32,416 --> 00:32:33,500
‫آره، شنیدم.

447
00:32:34,000 --> 00:32:36,125
‫خب، می‌تونم به شما اطمینان بدم که اون اینجا نیست.

448
00:32:37,625 --> 00:32:39,726
‫اگه خودم چک نکنم، قربان،

449
00:32:39,750 --> 00:32:42,416
‫سروان، من… من دیگه سر این قضیه راحت نمی‌شم.

450
00:32:47,916 --> 00:32:49,041
‫ممنون، قربان.

451
00:32:54,541 --> 00:32:55,833
‫شما اون رو می‌شناختید، قربان؟

452
00:32:56,791 --> 00:32:59,559
‫پیشخدمت، شرلوک هولمز؟

453
00:32:59,583 --> 00:33:00,708
‫هرگز ندیدمش.

454
00:33:02,375 --> 00:33:04,041
‫می‌گن یه جور عجیب بود.

455
00:33:05,583 --> 00:33:07,101
‫ببخشید، شما هم همینطور، مأمور؟

456
00:33:07,125 --> 00:33:09,875
‫داشتم چای عصر خانم رو می‌بردم.

457
00:33:10,416 --> 00:33:11,833
‫اگه اشکالی نداره، یه لحظه صبر کنید.

458
00:33:26,708 --> 00:33:28,333
‫بابت اون متأسفم، مأمور.

459
00:33:28,833 --> 00:33:30,708
‫مایلید من یه تور براتون بذارم؟

460
00:33:36,833 --> 00:33:38,226
‫عصر بخیر، اسماجر.

461
00:33:38,250 --> 00:33:40,101
‫عصر بخیر، اعلیحضرت.

462
00:33:40,125 --> 00:33:41,851
‫باید با پروفسور رابرتس صحبت کنم.

463
00:33:41,875 --> 00:33:44,184
‫می‌ترسم ایشون فعلاً توی دانشگاه نباشن.

464
00:33:44,208 --> 00:33:45,500
‫من باید یه مقاله تحویل بدم.

465
00:33:47,250 --> 00:33:51,351
‫«سپر حفاری که توسط
‫ایسامبارد کینگزلی برونل کامل شد، آینده هست.

466
00:33:51,375 --> 00:33:52,434
‫بحث کنید.»

467
00:33:52,458 --> 00:33:54,166
‫جالب به نظر می‌رسه.

468
00:33:54,875 --> 00:33:56,726
‫ایشون سر ضرب‌الاجل‌ها خیلی سخت‌گیرن.

469
00:33:56,750 --> 00:33:58,684
‫ممکنه لطف کنید
‫این رو به ایشون بدید؟

470
00:33:58,708 --> 00:34:01,000
‫حتماً، سرورم. پسر.

471
00:34:03,791 --> 00:34:04,934
‫ممنون، اسماجر.

472
00:34:04,958 --> 00:34:06,142
‫باعث افتخاره، سرورم.

473
00:34:06,166 --> 00:34:07,500
‫بذارش با بقیه، پسر.

474
00:34:08,708 --> 00:34:11,226
‫کی می‌خوای بری
‫به خونه روستایی‌شون؟

475
00:34:11,250 --> 00:34:12,309
‫امشب، قربان.

476
00:34:12,333 --> 00:34:14,267
‫چرا اینقدر مخفی‌کاری؟

477
00:34:14,291 --> 00:34:16,392
‫چرا آدرسش رو بهش نمی‌دی؟

478
00:34:16,416 --> 00:34:18,184
‫سر به کار خودت باشه، پسر.

479
00:34:18,208 --> 00:34:19,375
‫همون کاری رو بکن که بهت گفتن.

480
00:34:59,375 --> 00:35:02,416
‫زمین تنیس دانشگاه کندلین، ۱۸۷۰.

481
00:35:03,000 --> 00:35:05,166
‫چرا نمی‌خواست
‫کسی این رو ببینه؟

482
00:35:06,041 --> 00:35:08,708
‫اون پروفسور تامپسونه.
‫قربانی فرضی تو.

483
00:35:10,083 --> 00:35:11,392
‫سه نفر دیگه کی هستن؟

484
00:35:11,416 --> 00:35:13,267
‫باید خودت بدونی، شرلوک.

485
00:35:13,291 --> 00:35:14,517
‫تو بهشون خدمت می‌کردی.

486
00:35:14,541 --> 00:35:16,101
‫من روزی ۳۰ تا شومینه تمیز می‌کردم،

487
00:35:16,125 --> 00:35:18,059
‫روزی ۳۰ تا تخت مرتب می‌کردم. شاید
‫به یه لحظه استراحت احتیاج داشته باشم.

488
00:35:18,083 --> 00:35:19,351
‫فکر کن، مرد. فکر کن.

489
00:35:19,375 --> 00:35:22,726
‫فکر می‌کنی دارم چیکار می‌کنم؟ من دارم
‫تخم‌مرغ سرخ نمی‌کنم یا گاو شیر نمی‌دم.

490
00:35:22,750 --> 00:35:24,017
‫دارم فکر می‌کنم.

491
00:35:24,041 --> 00:35:26,309
‫این پروفسور به‌خصوص خیلی مرتب بود.

492
00:35:26,333 --> 00:35:28,684
‫اون چیز زیادی توی اتاقش نگه نمی‌داشت.

493
00:35:28,708 --> 00:35:30,226
‫چندتا کتاب روی میز بود،

494
00:35:30,250 --> 00:35:33,041
‫ولی هیچ کدوم کمکی نمی‌کنه که
‫اسمش رو یادم بیاد. ببخشید آقا.

495
00:35:38,041 --> 00:35:41,041
‫پروفسور رابرتس، اسمش اون بود.

496
00:35:41,666 --> 00:35:44,476
‫خیلی خوب، خیلی خوب. خب،
‫ادامه بده. ادامه بده. بیا.

497
00:35:44,500 --> 00:35:46,791
‫شاید من یه پیشاهنگ باشم، ولی من پیشاهنگ تو نیستم.

498
00:35:47,750 --> 00:35:49,642
‫من سطل کاغذ باطلش رو خالی کردم.

499
00:35:49,666 --> 00:35:52,226
‫چندتا نامه بود.
‫یکیشون از یه جان…

500
00:35:52,250 --> 00:35:54,059
‫جان، جان، جان. جان کی؟

501
00:35:54,083 --> 00:35:55,267
‫جان نو ول؟

502
00:35:55,291 --> 00:35:56,809
‫جان هو ول؟ یا جان هو ول؟

503
00:35:56,833 --> 00:35:57,934
‫جان هو ول. از کجا فهمیدی؟

504
00:35:57,958 --> 00:35:59,809
‫چون جان هو ول مهندسه.

505
00:35:59,833 --> 00:36:02,083
‫پس پروفسور رابرتس
‫استاد مهندسیه.

506
00:36:03,500 --> 00:36:04,708
‫کار ما اینجا تمومه.

507
00:36:06,833 --> 00:36:08,250
‫اون پروفسور اِنرایت هست.

508
00:36:09,750 --> 00:36:11,083
‫اون هواشناسه.

509
00:36:12,125 --> 00:36:15,101
‫و این پروفسور ملک…

510
00:36:15,125 --> 00:36:17,333
‫استاد مهمان از
‫دانشگاه بمبئیه.

511
00:36:18,500 --> 00:36:20,833
‫- تخصصش چیه؟
‫- زمین‌شناسی.

512
00:36:21,583 --> 00:36:23,500
‫پس چه چیزی هر چهار نفر رو به هم ربط میده؟

513
00:36:26,791 --> 00:36:28,291
‫افتتاحیه باشکوه.

514
00:36:29,708 --> 00:36:31,041
‫ساختمان علوم.

515
00:36:32,916 --> 00:36:34,476
‫یه لیست مهمان کنار در بود.

516
00:36:34,500 --> 00:36:36,392
‫تحقیق کردن یعنی کنجکاو شدن.

517
00:36:36,416 --> 00:36:38,601
‫همه اونا سر یه میز بودن. میزی که نزدیک جلو،
‫نزدیک تریبون، نزدیک بمب بود.

518
00:36:38,625 --> 00:36:39,976
‫پس این بمب
‫برای کشتن همه‌شون طراحی شده بود؟

519
00:36:40,000 --> 00:36:42,267
‫بخاطر همینه که اون نمی‌خواست ما اینو ببینیم.

520
00:36:42,291 --> 00:36:44,291
‫این عکس اهدافشه.

521
00:36:44,833 --> 00:36:45,934
‫- راهی برای شناسایی‌شون.

522
00:36:45,958 --> 00:36:48,184
‫- اما در این صورت اصل مطلب اینه که،

523
00:36:48,208 --> 00:36:50,088
‫اون چرا اصلاً می‌خواد اونا بمیرن؟

524
00:36:59,125 --> 00:37:02,166
‫پروفسور رابرتس! پروفسور رابرتس!

525
00:37:09,125 --> 00:37:10,458
‫پروفسور ملک!

526
00:37:12,625 --> 00:37:13,684
‫قربان!

527
00:37:23,458 --> 00:37:25,767
‫باید آدرس خونه‌هاشون رو بهم بدید.

528
00:37:25,791 --> 00:37:27,851
‫من نمی‌تونم اطلاعات خصوصی بدم.

529
00:37:27,875 --> 00:37:29,351
‫اتاق‌هاشون رو بگردید.

530
00:37:29,375 --> 00:37:32,017
‫فکر می‌کنی الان داشتم با این کون گندت حرف می‌زدم

531
00:37:32,041 --> 00:37:33,333
‫اگه قبلاً این کار رو نکرده بودم.

532
00:37:34,250 --> 00:37:36,559
‫مراقب لحنت باش، موریارتی.

533
00:37:36,583 --> 00:37:38,416
‫داری به حرف من گوش نمی‌دی.

534
00:37:39,458 --> 00:37:42,101
‫استخون‌ها شکسته می‌شه. امروز اینجا خون ریخته می‌شه.

535
00:37:42,125 --> 00:37:44,392
‫همیشه با تو سر و کلش درامه، مگه نه؟

536
00:37:44,416 --> 00:37:47,017
‫حالا، برو کنار. من کار دارم.

537
00:37:47,041 --> 00:37:48,708
‫خب، خیلی کمک‌کننده بودی.

538
00:37:55,875 --> 00:37:58,059
‫یه روزی اینو یادم می‌مونه.

539
00:37:58,083 --> 00:37:59,416
‫آره.

540
00:38:06,500 --> 00:38:09,791
‫فایده‌ای نداره. اون مرد یه کت خالیه.

541
00:38:10,708 --> 00:38:12,148
‫نتونستم هیچی از زیر زبونش بکشم.

542
00:38:13,958 --> 00:38:15,000
‫ببخشید.

543
00:38:19,125 --> 00:38:20,645
‫واقعاً فکر می‌کنی اونا در خطرن؟

544
00:38:21,500 --> 00:38:24,333
‫چرا؟ چیز خاصی هست
‫که بخوای بگی؟

545
00:38:33,791 --> 00:38:34,851
‫کیه؟

546
00:38:34,875 --> 00:38:37,291
‫جفکوتس. پیک غذا.

547
00:38:39,625 --> 00:38:40,750
‫یه لحظه.

548
00:38:41,916 --> 00:38:43,541
‫یه کم دیر اومدی، پسر؟

549
00:38:44,083 --> 00:38:46,142
‫خب، بیا تو.
‫زود باش، بیارش تو.

550
00:39:44,875 --> 00:39:46,125
‫خفه شده.

551
00:39:49,541 --> 00:39:51,184
‫آبنبات شکری.

552
00:39:52,875 --> 00:39:54,166
‫جسد گرمه.

553
00:40:06,208 --> 00:40:11,666
‫ما داریم توی دود مراسم عزاخوانی قاتلانش سرگردون می‌شیم.

554
00:40:13,458 --> 00:40:14,892
‫باید قبول کنی.

555
00:40:14,916 --> 00:40:17,000
‫اگه آماده تشویق نیستم، منو ببخش.

556
00:40:22,833 --> 00:40:24,851
‫من یه مرد تحت تعقیبم، تو باید بری پیش پلیس.

557
00:40:24,875 --> 00:40:27,750
‫اون این چالش رو برای تو انداخته، شرلوک.

558
00:40:29,333 --> 00:40:32,041
‫نه برای اونا. چرا بذاریم اونا
‫تمام خوشی رو داشته باشن؟

559
00:40:33,916 --> 00:40:36,916
‫دو تا پروفسور بیرون هستن، هنوز زنده.

560
00:40:37,791 --> 00:40:39,017
‫ما قبل از اون پیداشون می‌کنیم.

561
00:40:39,041 --> 00:40:42,791
‫ما مثل «تازی‌ها توی سگ‌دون،
‫که برای شروع می‌جنبن» می‌ایستیم

562
00:40:50,833 --> 00:40:52,142
‫«بازی آغاز شده.»

563
00:40:53,000 --> 00:41:13,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

