﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:14,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:14,264 --> 00:00:16,290
‫من یه استادِ محبوبم.‬

3
00:00:16,307 --> 00:00:17,929
‫می‌دونم تو این‌طوری فکر می‌کنی...‬

4
00:00:17,934 --> 00:00:20,640
‫اصلاً تا حالا ارزشیابی‌های منو دیدی؟‬

5
00:00:20,645 --> 00:00:25,103
‫هی، صبر کن، هی. بیا... بیاید یکم قدم بزنیم.‬
‫می‌شه فقط یکم قدم بزنیم؟‬

6
00:00:25,108 --> 00:00:28,106
‫من همیشه منشأ خشم رو توی واژنم حس کردم،‬

7
00:00:28,111 --> 00:00:32,131
‫و تعجب می‌کنم که چرا توی
‫ادبیات بیشتر بهش اشاره نشده.‬

8
00:00:32,157 --> 00:00:36,489
‫خیلی از دانشجوها ناراحتن
‫که تو علیه جان حرفی نزدی.‬

9
00:00:36,494 --> 00:00:39,409
‫- حرف نزدم؟‬
‫- آخه تو ملأ عام باهاش دیده شدی.‬

10
00:00:39,414 --> 00:00:40,715
‫اون شوهرمه.‬

11
00:00:40,749 --> 00:00:43,538
‫این رابطه داره برای دانشجوها سخت می‌شه.‬

12
00:00:43,543 --> 00:00:45,415
‫- چی؟!‬
‫- و همین‌طور برای اساتید.‬

13
00:00:45,420 --> 00:00:45,820
‫کی؟‬

14
00:00:47,172 --> 00:00:49,502
‫- باعث می‌شی اونا احساس ناراحتی کنن.‬
‫- چطوری مثلاً؟‬

15
00:00:49,507 --> 00:00:51,171
‫رفتارت غیرقابل‌پیش‌بینی شده.‬

16
00:00:51,176 --> 00:00:54,799
‫خب، همین‌طوری که نمی‌تونی اخراجم کنی.‬
‫یه روالی داره. من رسمی‌ام.‬

17
00:00:54,804 --> 00:00:57,844
‫ازتون می‌خوایم تا آخر هفته
‫داوطلبانه کناره‌گیری کنی.‬

18
00:00:57,849 --> 00:00:58,762
‫خب، من این کار رو نمی‌کنم.‬

19
00:00:58,767 --> 00:01:01,222
‫اگه نکنی، می‌تونیم بفرستیمت مرخصی اجباری‬

20
00:01:01,227 --> 00:01:03,308
‫تا آخر سال، اونم از هفته‌ی دیگه.‬

21
00:01:03,313 --> 00:01:04,642
‫ترجیح می‌دیم کار به اونجا نکشه.‬

22
00:01:04,647 --> 00:01:07,228
‫کی می‌خواد کلاسای منو تحویل بگیره؟‬
‫وسط ترمیم.‬

23
00:01:07,233 --> 00:01:10,493
‫سینتیا توی حوزه‌ی تخصصی تو کاملاً وارده.‬

24
00:01:11,154 --> 00:01:12,817
‫- قضیه سر اون پرونده‌ست؟‬
‫- کدوم پرونده؟‬

25
00:01:12,822 --> 00:01:15,278
‫- بحث سر پرونده نیست، اما...‬
‫- اما چی؟‬

26
00:01:15,283 --> 00:01:17,781
‫اگه خودت داوطلبانه استعفا بدی برات بهتره.‬

27
00:01:17,786 --> 00:01:18,246
‫چرا؟‬

28
00:01:18,569 --> 00:01:20,742
‫چون اگه بفرستیمت مرخصی اجباری،‬

29
00:01:20,747 --> 00:01:23,369
‫مجبور می‌شیم شکایت‌ها رو رسمی کنیم.‬

30
00:01:23,374 --> 00:01:24,829
‫- واقعاً؟‬
‫- بله.‬

31
00:01:24,834 --> 00:01:26,956
‫خب، اگه این کار رو بکنی دیوید،‬

32
00:01:26,961 --> 00:01:33,137
‫دیگه عمراً حتی به فکر
‫خوابیدن با تو هم نیفتم.‬

33
00:01:33,218 --> 00:01:33,618
‫چی؟‬

34
00:01:34,344 --> 00:01:36,214
‫اشکالی نداره.‬

35
00:01:36,387 --> 00:01:38,365
‫- جدی؟‬
‫- بله.‬

36
00:01:39,265 --> 00:01:41,850
‫من... من هیچ علاقه‌ای به این کار ندارم.‬

37
00:01:42,086 --> 00:01:42,836
‫نداری؟‬

38
00:01:43,248 --> 00:01:43,648
‫نه.‬

39
00:01:44,646 --> 00:01:47,651
‫خب، ممنون دیوید.‬

40
00:01:47,899 --> 00:01:50,515
‫خیلی ممنون، کثافت.‬

41
00:01:54,322 --> 00:01:55,422
‫ببخشید... چی؟‬

42
00:01:56,032 --> 00:01:58,032
‫نمی‌دونم... واقعاً نمی‌دونم.‬

43
00:01:58,660 --> 00:02:00,047
‫اون غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬

44
00:02:00,081 --> 00:02:07,437
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت ششم:
‫چرا که تلخ است و چرا که قلب من است
‫(شعری از فدریکو گارسیا لورکا)

45
00:02:07,460 --> 00:02:10,875
‫یعنی اعتراض می‌کردم؟‬
‫معلومه که می‌تونستم اعتراض کنم.‬

46
00:02:10,880 --> 00:02:13,628
‫ببخشید خانم.‬
‫سیگار کشیدن توی محوطه‌ی دانشگاه ممنوعه.‬

47
00:02:13,633 --> 00:02:14,796
‫اونا نمی‌فهمن؟‬

48
00:02:14,801 --> 00:02:18,174
‫اگه می‌خواستم، می‌تونستم
‫یه قهرمان فمینیست باشم.‬

49
00:02:18,179 --> 00:02:19,300
‫از کی تا حالا؟‬

50
00:02:19,305 --> 00:02:20,175
‫سه ساله.‬

51
00:02:20,390 --> 00:02:23,304
‫می‌تونستم کل دانشگاه رو با حرفام پر کنم.‬

52
00:02:23,309 --> 00:02:25,890
‫یه عالمه جوونِ مشتاق و سرزنده‬

53
00:02:25,895 --> 00:02:29,352
‫که وقتی با آب‌وتاب حرف
‫می‌زدم، برام غش‌وضعف می‌کردن.‬

54
00:02:29,357 --> 00:02:32,487
‫- خانم؟‬
‫- ولی این خلاف اصول منه.‬

55
00:02:32,819 --> 00:02:35,817
‫من مجبور نیستم بابت
‫رفتار شوهرم جواب پس بدم.‬

56
00:02:35,822 --> 00:02:38,903
‫- می‌خوای سیگارتو خاموش کنی؟‬
‫- منظورم اینه که من شخصیت مستقل خودم رو دارم.‬

57
00:02:38,908 --> 00:02:40,697
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.‬

58
00:02:40,702 --> 00:02:42,031
‫می‌تونم کارت شناساییتون رو ببینم؟‬

59
00:02:42,036 --> 00:02:45,618
‫اوه، خب، ممنون بابت تعریفت،‬
‫ولی من دانشجو نیستم. استادم.‬

60
00:02:45,623 --> 00:02:48,163
‫آره، فهمیدم. داری مقاومت می‌کنی؟‬

61
00:02:48,168 --> 00:02:51,276
‫اوه، باشه. خیلی خب. خاموشش کردم، خوبه؟‬

62
00:02:51,629 --> 00:02:54,419
‫حالا، می‌تونم یه سطل آشغال پیدا کنم؟‬
‫چون من آشغال زمین نمی‌ریزم.‬

63
00:02:54,424 --> 00:02:55,837
‫کارت شناساییتون رو لازم دارم.‬

64
00:02:55,842 --> 00:02:58,590
‫چرا؟ می‌خوای چیکار کنی؟‬
‫از تدریس معلقم کنی؟‬

65
00:02:58,595 --> 00:03:01,345
‫نه خانم. دارم براتون احضاریه می‌نویسم.‬

66
00:03:02,390 --> 00:03:02,790
‫چی؟‬

67
00:03:06,000 --> 00:03:13,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

68
00:03:17,761 --> 00:03:18,758
‫بیا تو!‬

69
00:03:21,117 --> 00:03:21,867
‫سلام.‬

70
00:03:22,744 --> 00:03:23,781
‫اوه، سلام.‬

71
00:03:23,786 --> 00:03:25,120
‫بدموقع که نیومدم؟‬

72
00:03:25,505 --> 00:03:27,905
‫آه... ببخشید. متأسفم. شنیدی دیگه.‬

73
00:03:27,916 --> 00:03:28,956
‫چی رو شنیدم؟‬

74
00:03:29,918 --> 00:03:32,165
‫اوه، هیچی. نه، هیچی.‬

75
00:03:32,170 --> 00:03:35,266
‫تو فقط، اومدی... اومدی با من حرف بزنی.‬

76
00:03:35,840 --> 00:03:39,366
‫آره، آره، نه.‬
‫داشتم می‌رفتم سر کلاس و‬

77
00:03:40,553 --> 00:03:44,633
‫باید ازت می‌پرسیدم،‬
‫تا حالا کتابای سوزی بویت رو خوندی؟‬
‫(سوزی بویت: نویسنده و روزنامه‌نگار بریتانیایی)

78
00:03:44,724 --> 00:03:48,640
‫- کتاب «دوست‌داشته‌شده و گم‌شده»؟ وای خدای من.‬
‫- آره، تازه شروعش کردم!‬

79
00:03:48,645 --> 00:03:52,143
‫خیلی وقت بود با قلمی مثل
‫قلم اون روبرو نشده بودم.‬

80
00:03:52,148 --> 00:03:56,147
‫وقتی می‌خوندمش، همه‌ش با خودم فکر
‫می‌کردم،‬ چطور یه کتاب می‌تونه این‌قدر پراحساس، خنده‌دار،‬

81
00:03:56,152 --> 00:03:57,649
‫و هم‌زمان این‌قدر عالی باشه؟‬

82
00:03:57,654 --> 00:03:59,023
‫آره، دقیقاً.‬

83
00:03:59,030 --> 00:04:01,778
‫بهترین کتابیه که این اواخر خوندم.‬

84
00:04:01,783 --> 00:04:05,114
‫معلومه که فکر می‌کنه از کتاب من بهتره.‬
‫واقعاً هم از مال من بهتره.‬

85
00:04:05,119 --> 00:04:08,701
‫من به تحسین کردن،‬
‫سخاوتمندی و طرفدار بودن اعتقاد دارم.‬

86
00:04:08,706 --> 00:04:10,119
‫هم اون کتاب و هم مال تو.‬

87
00:04:10,124 --> 00:04:10,633
‫چی؟‬

88
00:04:11,042 --> 00:04:12,652
‫هم اون و هم مال تو.‬

89
00:04:12,669 --> 00:04:15,769
‫شرط می‌بندم اینو به همه‌ی نویسنده‌ها می‌گی.‬

90
00:04:20,593 --> 00:04:21,283
‫خوبی؟‬

91
00:04:23,032 --> 00:04:23,592
‫چی؟‬

92
00:04:23,888 --> 00:04:27,328
‫آخه، خب، تو فقط...‬
‫به نظر می‌رسه... نمی‌دونم.‬

93
00:04:28,017 --> 00:04:29,430
‫یکم غمگین و تنها به نظر میای.‬

94
00:04:29,435 --> 00:04:33,979
‫ای خدا،‬
‫فکر می‌کردم خیلی خوب دارم مخفیش می‌کنم.‬

95
00:04:33,996 --> 00:04:37,425
‫- اوم، تو هیچی رو نمی‌تونی مخفی کنی.‬
‫- نه؟‬

96
00:04:37,610 --> 00:04:38,900
‫خیلی شفافی.‬

97
00:04:40,238 --> 00:04:41,698
‫این... این قشنگه.‬

98
00:04:44,158 --> 00:04:44,618
‫اوه.‬

99
00:04:49,205 --> 00:04:52,287
‫- می‌تونم دستمو بندازم دورت؟‬
‫- البته.‬

100
00:04:52,292 --> 00:04:53,042
‫ممنون.‬

101
00:04:55,420 --> 00:04:57,520
‫اوه، ممنون از لطفت.‬

102
00:05:04,220 --> 00:05:05,730
‫می‌برمت یه جای دور.‬

103
00:05:07,390 --> 00:05:09,600
‫- استاد ولادینسکی؟‬
‫- اوه.‬

104
00:05:14,731 --> 00:05:16,921
‫- بعداً می‌بینمت.‬
‫- آره.‬

105
00:05:17,650 --> 00:05:21,482
‫منظورم اینه که همین‌طوری نمی‌تونن حکم بدن‬
‫که برم مرخصی اجباری.‬

106
00:05:21,487 --> 00:05:24,527
‫ببین، منم به اندازه‌ی تو عصبانیم،‬
‫ولی به چشم یه فرصت بهش نگاه کن.‬

107
00:05:24,532 --> 00:05:26,102
‫هنوزم حقوق می‌گیری.‬

108
00:05:26,451 --> 00:05:27,321
‫درست نیست.‬

109
00:05:27,577 --> 00:05:29,857
‫نه؟ کت قهوه‌ای، کراوات قهوه‌ای؟‬

110
00:05:30,705 --> 00:05:33,244
‫یه عینک خلبانی هم بهم بده،‬
‫۱۵۰ متر هم از زمین بازی دورم کن؟‬

111
00:05:33,249 --> 00:05:36,247
‫- اه، این‌طوری شوخی نکن.‬
‫- مجبورم شوخی کنم.‬

112
00:05:36,252 --> 00:05:39,417
‫تنها کاریه که می‌تونم بکنم تا‬
‫عقل کوفتی‌مو از دست ندم.‬

113
00:05:39,422 --> 00:05:42,837
‫حق ندارن وقتی کار اشتباهی نکردم،‬
‫از پستم برکنارم کنن.‬

114
00:05:42,842 --> 00:05:44,464
‫بعد از جلسه‌ی دادرسی بهش رسیدگی می‌کنیم.‬

115
00:05:44,469 --> 00:05:49,385
‫نه، نه، نمی‌خوام اینجا بشینم‬
‫و مثل یه... مثل یه تیکه گوشت وا بدم.‬

116
00:05:49,390 --> 00:05:49,910
‫باشه.‬

117
00:05:54,937 --> 00:05:56,567
‫این دست‌خطِ لیلاست؟‬

118
00:05:57,607 --> 00:06:00,627
‫اسکنش رو دارم. فکر نکن می‌تونی بسوزونیش.‬

119
00:06:00,693 --> 00:06:01,153
‫هممم.‬

120
00:06:02,153 --> 00:06:03,399
‫می‌تونم برِش دارم؟‬

121
00:06:03,404 --> 00:06:04,341
‫اممم.‬

122
00:06:05,531 --> 00:06:08,237
‫- الکسیس تا یه ساعت دیگه اینجاست.‬
‫- واقعاً؟‬

123
00:06:08,242 --> 00:06:12,408
‫- دیگه دارم لباس پلوخوری‌هام رو می‌پوشم.
‫- تو و الکسیس دوباره با همید؟‬

124
00:06:12,413 --> 00:06:14,619
‫اوم... ما هیچ‌وقت واقعاً
‫از هم جدا نشده بودیم.‬

125
00:06:14,624 --> 00:06:17,580
‫خب... خب، فکر نمی‌کنی‬
‫بهتر بود بهم می‌گفتی که داره می‌آد؟‬

126
00:06:17,585 --> 00:06:19,916
‫منظورم اینه که الان اصلاً‬
‫حوصله‌ی مهمون‌داری ندارم.‬

127
00:06:19,921 --> 00:06:23,169
‫مامان، فکر کنم یکی از دلایلی که‬ تو و
‫الکسیس هیچ‌وقت با هم جور نشدید اینه که...‬

128
00:06:23,174 --> 00:06:24,253
‫خیلی هم جور شدیم.‬

129
00:06:24,258 --> 00:06:27,256
‫...هر وقت اون می‌آد، مثل یه زن خانه‌دارِ‬
‫دهه‌ی ۵۰ بساط راه می‌ندازی.‬

130
00:06:27,261 --> 00:06:29,241
‫لازم نیست مهمون‌داری کنی.‬

131
00:06:29,472 --> 00:06:32,011
‫- نظرت چیه؟‬
‫- اوم، می‌شه یه کراوات دیگه رو امتحان کنی؟‬

132
00:06:32,016 --> 00:06:34,116
‫می‌خوام مثل خودم لباس بپوشم.‬

133
00:06:34,602 --> 00:06:37,517
‫- چی پوشیدی؟‬
‫- من زن خانه‌دارِ دهه‌ی ۵۰ نیستم.‬

134
00:06:37,522 --> 00:06:38,525
‫ببخشید.‬

135
00:06:39,023 --> 00:06:41,062
‫- تو چی می‌پوشی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

136
00:06:41,067 --> 00:06:43,661
‫مامان، ظاهرِ ما خیلی مهمه.‬

137
00:06:43,820 --> 00:06:46,734
‫اگه شکایت‌ها رد بشن،‬
‫شرط می‌بندم کلی از مشکلاتت حل می‌شه.‬

138
00:06:46,739 --> 00:06:48,653
‫اگه رد نشدن چی؟‬

139
00:06:48,658 --> 00:06:53,318
‫خونه رو می‌فروشیم، می‌ریم مکزیک،‬
‫و بقیه هم می‌تونن برن به درک.‬

140
00:07:08,261 --> 00:07:10,344
‫بقیه می‌تونن برن به درک.‬

141
00:07:12,140 --> 00:07:13,540
‫اینجا بهم احتیاجه.‬

142
00:07:13,891 --> 00:07:15,471
‫نه وقتی که درس نمی‌دی.‬

143
00:07:15,476 --> 00:07:17,515
‫من قراره درس بدم، جان.‬

144
00:07:17,520 --> 00:07:19,851
‫باید با یکی در این مورد حرف بزنم.‬

145
00:07:19,856 --> 00:07:23,766
‫مامان، نه، هیچ کاری نکن.‬
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم!‬

146
00:07:26,028 --> 00:07:28,776
‫هر سال، رئیس دانشکده یه مراسم برگزار می‌کنه‬

147
00:07:28,781 --> 00:07:31,611
‫برای فارغ‌التحصیل‌های دانشکده‌ی بازرگانی.‬

148
00:07:32,452 --> 00:07:36,062
‫لین دوست داره بگه‬
‫که اونا «حسابی مایه‌دارن».‬

149
00:07:42,023 --> 00:07:43,690
‫ممنون.‬

150
00:07:51,377 --> 00:07:52,279
‫لین!‬

151
00:07:53,151 --> 00:07:53,671
‫سلام.‬

152
00:07:53,764 --> 00:07:55,504
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

153
00:07:56,184 --> 00:07:58,097
‫این مراسم برای رشته‌های بازرگانیه،‬

154
00:07:58,102 --> 00:08:01,559
‫آدم‌های واقعی که به دانشکده به یه روش...‬
‫واقعی کمک می‌کنن.‬

155
00:08:01,564 --> 00:08:05,188
‫- در مورد مرخصی اجباری شنیدی؟‬
‫- الان نمی‌تونم در موردش حرف بزنم.‬

156
00:08:05,193 --> 00:08:08,274
‫- خب، نمی‌تونی از استیو بخوای پادرمیانی کنه؟‬
‫- نه.‬

157
00:08:08,279 --> 00:08:11,277
‫فکر می‌کنی درسته که من‬
‫به‌خاطر کارهای جان تنبیه بشم؟‬

158
00:08:11,282 --> 00:08:14,363
‫استیو باید به فکر کلِ دانشکده باشه.‬

159
00:08:14,368 --> 00:08:18,026
‫لین، این فرصتِ توئه که موضع بگیری.‬

160
00:08:18,414 --> 00:08:21,162
‫تو یه... دکتریِ فلسفه‌ی قرون وسطی داری،‬

161
00:08:21,167 --> 00:08:24,749
‫و با این حال تمام کارت شده مهمون‌داری‬
‫مثل یه زن خانه‌دارِ دهه‌ی ۵۰.‬

162
00:08:24,754 --> 00:08:27,335
‫چون تنها چیزی که تو کلِ
‫زندگیت برات مهم بوده‬

163
00:08:27,340 --> 00:08:29,370
‫اینه که مردا تاییدت کنن.‬

164
00:08:29,467 --> 00:08:34,277
‫خب، اگه من این‌قدر آدمِ بی‌عرضه‌ای‌ام،‬
‫پس چرا ازم کمک می‌خوای؟‬

165
00:08:34,931 --> 00:08:35,391
‫لین؟‬

166
00:08:39,227 --> 00:08:43,467
‫- خانم.‬
‫- نه، لین گفت می‌تونم از
‫دستشویی‌ش استفاده کنم.‬

167
00:08:54,427 --> 00:08:55,515
‫

168
00:08:55,523 --> 00:08:56,231
‫هممم.‬

169
00:09:02,419 --> 00:09:04,544
‫کلوزنپام: دارویی که برای اضطراب شدید تجویز میشه

170
00:09:04,585 --> 00:09:07,458
‫من معتقدم اگه به یه
‫ماده‌ی مخدر برخورد کردی،‬

171
00:09:07,463 --> 00:09:10,023
‫همیشه باید حداقل یکی برداری...‬

172
00:09:12,426 --> 00:09:13,766
‫برای روزِ مبادا.‬

173
00:09:25,147 --> 00:09:28,167
‫سید وقتی ده سالش بود اینو برام درست کرد.‬

174
00:09:31,000 --> 00:09:38,000
سینمافریک

175
00:09:40,580 --> 00:09:41,310
‫سید؟‬

176
00:09:42,164 --> 00:09:42,914
‫چه خبره؟‬

177
00:09:45,585 --> 00:09:46,284
‫هیچی.‬

178
00:10:09,734 --> 00:10:11,663
‫بیا با من فرار کن.‬

179
00:10:11,663 --> 00:10:21,663
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

180
00:11:18,803 --> 00:11:21,258
‫عزیزم، تا حالا چاقو دستت گرفتی؟‬

181
00:11:21,263 --> 00:11:23,844
‫- این فلفل‌ها خیلی قشنگ خرد شدن.‬
‫- صبح به‌خیر.‬

182
00:11:23,849 --> 00:11:24,779
‫صبح به‌خیر.‬

183
00:11:24,809 --> 00:11:26,931
‫- صبح به‌خیر، سیدنی.‬
‫- صبح به‌خیر.‬

184
00:11:26,936 --> 00:11:30,203
‫دیشب کسی... بهت غذا داد؟‬

185
00:11:30,272 --> 00:11:32,687
‫اوه، آره. آره. از بیرون سفارش دادیم.‬

186
00:11:32,692 --> 00:11:35,564
‫می‌دونم یهو اینو پروندم...‬
‫«پروندم یا پراندم؟» کمک کن.‬

187
00:11:35,569 --> 00:11:37,599
‫اوه، هر دو رو می‌تونی بگی.‬

188
00:11:38,155 --> 00:11:42,113
‫...سرت خراب بشیم، و...
‫مادرم خیلی عصبانی می‌شد.‬

189
00:11:42,118 --> 00:11:45,700
‫نه، نه، خب، منظورم اینه که،
‫ممنون که اینو گفتی، ولی نه.‬

190
00:11:45,705 --> 00:11:48,160
‫- عزیزم، اینا باید خیلی ریز باشن.‬
‫- دارم همین کار رو می‌کنم.‬

191
00:11:48,165 --> 00:11:51,038
‫- نه، کوچیک‌تر.‬
‫- شنیدم اومدی نجاتمون بدی.‬

192
00:11:51,043 --> 00:11:54,773
‫فقط دارم یکم نصیحت و حمایتِ عاطفی می‌کنم.‬

193
00:11:55,715 --> 00:12:00,256
‫شنیدی ازم خواستن از پستِ رسمیم استعفا بدم؟‬

194
00:12:00,261 --> 00:12:00,721
‫آره.‬

195
00:12:02,096 --> 00:12:05,678
‫اونم بهم گفت تا بعد از
‫جلسه‌ی دادرسی هیچ کاری نکنم.‬

196
00:12:05,683 --> 00:12:06,553
‫خوبه.‬

197
00:12:06,851 --> 00:12:08,301
‫کاملاً حق با اونه.‬

198
00:12:08,894 --> 00:12:12,435
‫باید به حرفِ دخترت گوش
‫بدی. اون وکیلِ خیلی خوبیه.‬

199
00:12:12,440 --> 00:12:14,770
‫نگران هم نباش، دیگه زیاد مزاحمت نمی‌شیم.‬

200
00:12:14,775 --> 00:12:16,647
‫- کسی مزاحمِ من نیست.‬
‫- ما دیگه برمی‌گردیم.‬

201
00:12:16,652 --> 00:12:19,650
‫- درست بعد از اینکه جلسه‌ی دادرسی تموم شد.‬
‫- با هم؟‬

202
00:12:19,655 --> 00:12:20,115
‫آره.‬

203
00:12:20,573 --> 00:12:23,487
‫- داری دوباره می‌ری با اون زندگی کنی؟‬
‫- چرا اینطوری می‌گی «اون»؟‬

204
00:12:23,492 --> 00:12:26,574
‫فکر نمی‌کنم ثابت کرده باشی برای
‫رابطه‌ای که اون می‌خواد آماده‌ای.‬

205
00:12:26,579 --> 00:12:28,909
‫یه جوری حرف نزن انگار
‫الکسیس اینجا واینستاده.‬

206
00:12:28,914 --> 00:12:31,245
‫اشکالی نداره. فکر کنم سید
‫خودش می‌دونه برای چی آماده‌ست.‬

207
00:12:31,250 --> 00:12:35,082
‫ببین، می‌دونم یه زنِ ۳۵ ساله چه حسی داره.‬

208
00:12:35,087 --> 00:12:38,586
‫- چی؟‬
‫- فکر می‌کنی اون آمادگیِ مادرِ
‫مشترک بودن رو داره؟‬

209
00:12:38,591 --> 00:12:40,755
‫منظورم اینه که اون به زور
‫می‌تونه از خودش مراقبت کنه.‬

210
00:12:40,760 --> 00:12:43,007
‫- عزیزم، بهش چی گفتی؟‬
‫- من...‬

211
00:12:43,012 --> 00:12:46,427
‫من... نه. فقط بهش گفتم که شاید داریم
‫برای شروعِ این پروسه آماده می‌شیم.‬

212
00:12:46,432 --> 00:12:48,763
‫- مامان، باید تمومش کنی.‬
‫- عزیزم، این مسئله به خودمون مربوطه.‬

213
00:12:48,768 --> 00:12:52,224
‫تو داری تخمک‌هاتو می‌شماری،
‫در حالی که اون حتی کار هم نداره.‬

214
00:12:52,229 --> 00:12:55,102
‫اوه، من پنج تا مصاحبه‌ی کاری ردیف کردم.‬

215
00:12:55,107 --> 00:12:56,027
‫توی شهر؟‬

216
00:12:56,442 --> 00:12:58,105
‫آره. زندگیِ من اونجاست.‬

217
00:12:58,110 --> 00:13:00,441
‫هیچی به من نمی‌گفتی.‬

218
00:13:00,446 --> 00:13:03,152
‫چون لازم نیست برای هر چیزی ازت اجازه بگیرم.‬

219
00:13:03,157 --> 00:13:04,445
‫من یه آدمِ بالغم.‬

220
00:13:04,450 --> 00:13:07,907
‫- خب، مثلِ یه آدمِ بالغ رفتار نمی‌کنی.‬
‫- چرا اینقدر بدجنسی می‌کنی؟‬

221
00:13:07,912 --> 00:13:09,992
‫باید با دخترت محترمانه‌تر حرف بزنی.‬

222
00:13:09,997 --> 00:13:12,703
‫- نه، ممنون. نه، نه، نه، ممنون.‬
‫- بچه‌ها، چه خبره؟‬

223
00:13:12,708 --> 00:13:16,415
‫به من نگو «بچه‌ها». من
‫مادرشم. دیشب کجا بودی؟‬

224
00:13:16,420 --> 00:13:19,210
‫- پیشِ یه دوست بودم.‬
‫- تو نمی‌خوای من مستقل باشم.‬

225
00:13:19,215 --> 00:13:24,085
‫می‌خوای بهت وابسته باشم
‫تا حس کنی هنوزم مهمی.‬

226
00:13:25,387 --> 00:13:27,247
‫تو اونی هستی که بدجنسه.‬

227
00:13:41,654 --> 00:13:42,900
‫چرا اینقدر پریشونی؟‬

228
00:13:42,905 --> 00:13:44,819
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.‬

229
00:13:44,824 --> 00:13:47,071
‫اگه به خاطرِ تو نبود، توی
‫این وضعیت گیر نمی‌کردم.‬

230
00:13:47,076 --> 00:13:48,066
‫کدوم وضعیت؟‬

231
00:13:49,328 --> 00:13:52,228
‫دارن ازم می‌خوان بیخیالِ شغلم بشم.‬

232
00:13:52,248 --> 00:13:55,579
‫وای، تو پاک عقلتو از دست دادی. می‌دونی
‫چیه؟ حق با توئه. بیا در موردش حرف نزنیم.‬

233
00:13:55,584 --> 00:13:58,654
‫- آره، حرف نزنیم.‬
‫- آره. یا ابلفضل.

234
00:13:58,712 --> 00:14:02,086
‫می‌دونی، اول از همه،
‫می‌تونستی علیهِ من حرف بزنی‬

235
00:14:02,091 --> 00:14:04,171
‫یا هر کارِ دیگه‌ای که می‌خواستی
‫بکنی، ولی خودت انتخاب کردی که نکنی.‬

236
00:14:04,176 --> 00:14:06,131
‫- ببخشید؟‬
‫- تو اراده‌ی خودت رو داری.‬

237
00:14:06,136 --> 00:14:08,801
‫- خودت انتخاب‌هاتو بکن.‬
‫- من... من... باورم نمی‌شه...‬

238
00:14:08,806 --> 00:14:11,637
‫دوم اینکه، ما فقط به
‫خاطرِ تو به توافق رسیدیم.‬

239
00:14:11,642 --> 00:14:14,431
‫تو اونی بودی که راه رو برای
‫این همه کثافت‌کاری باز گذاشتی.‬

240
00:14:14,436 --> 00:14:17,226
‫منظورت اینه که اگه یه زنِ
‫کوچولوی سخت‌گیرتر بودم، اونوقت...‬

241
00:14:17,231 --> 00:14:19,562
‫- دارم می‌گم این ایده‌ی تو بود.‬
‫- نه، نه.‬

242
00:14:19,567 --> 00:14:23,065
‫ما با هم به این توافق رسیدیم.
‫ما یه ازدواجِ سنتی نمی‌خواستیم.‬

243
00:14:23,070 --> 00:14:25,943
‫داشتیم نقشِ رادیکال‌های ضدِ
‫ساختارِ خوب رو بازی می‌کردیم.‬

244
00:14:25,948 --> 00:14:27,862
‫نمی‌خواستیم وضعِ موجود رو قبول کنیم.‬

245
00:14:27,867 --> 00:14:30,447
‫- شاید این چیزی بود که تو می‌خواستی.‬
‫- من عقلتو از دست دادم؟‬

246
00:14:30,452 --> 00:14:33,909
‫تو عقلتو از دست دادی. نه،
‫این متوهمانه‌ترین چیزیه که‬

247
00:14:33,914 --> 00:14:37,037
‫تا حالا توی زندگیم شنیدم.
‫تو نمی‌خواستی با بقیه بپری؟‬

248
00:14:37,042 --> 00:14:40,249
‫تو قبل از اینکه به توافق برسیم
‫هم داشتی با بقیه می‌پریدی.‬

249
00:14:40,254 --> 00:14:43,294
‫واسه همینم بود که اصلاً اون
‫توافقِ لعنتی رو پیشنهاد دادم!‬

250
00:14:43,299 --> 00:14:43,989
‫گوش کن.‬

251
00:14:44,383 --> 00:14:47,172
‫من نمی‌رم مکزیک.‬

252
00:14:49,972 --> 00:14:53,762
‫تو همیشه مهم‌ترین آدمِ زندگیِ من بودی.‬

253
00:14:53,767 --> 00:14:54,763
‫چه دروغی.‬

254
00:14:54,768 --> 00:14:56,640
‫- نه، جدی می‌گم.‬
‫- جان.‬

255
00:14:56,645 --> 00:14:59,351
‫جدی می‌گم، و با خودم درگیر نیستم.‬

256
00:14:59,356 --> 00:15:02,316
‫من با توام چون می‌خوام با تو باشم.‬

257
00:15:03,451 --> 00:15:06,051
‫کاش تو هم می‌تونستی همین رو بگی.‬

258
00:15:08,532 --> 00:15:11,011
‫این عوضیِ آب‌زیرکاه.‬

259
00:15:14,832 --> 00:15:19,654
‫به ولادیمیر:
‫سلام! ببخشید ولی باید یه وقت دیگه‌ای
‫رو برای قرار ناهارمون تنظیم کنیم.

260
00:15:19,693 --> 00:15:25,251
‫اون روز باید یه کاری برای جان بکنم.

261
00:15:29,253 --> 00:15:31,404
‫ولادیمیر:
‫خیلی مشتاقش بودم

262
00:15:31,441 --> 00:15:32,275
‫ولی اشکالی نداره.

263
00:15:32,306 --> 00:15:36,805
‫همون‌طور که تی.اس.الیوت نوشت:
‫«دنیا این‌طوری به پایان می‌رسه.»‬
‫(تی.اس.الیوت: شاعر و نویسنده قرن بیستم آمریکایی)

264
00:15:36,810 --> 00:15:39,540
‫«نه با یه انفجار، بلکه با یه اشکالی نداره.»‬

265
00:16:08,467 --> 00:16:10,422
‫اگه نمی‌تونم شغلم رو داشته باشم‬

266
00:16:10,427 --> 00:16:12,299
‫و نمی‌تونم دخترم رو داشته باشم‬

267
00:16:12,304 --> 00:16:15,454
‫و نمی‌تونم... مردی که عاشقشم رو داشته باشم،‬

268
00:16:16,517 --> 00:16:19,487
‫پس حداقل می‌تونم یه کارِ درست انجام بدم.‬

269
00:16:20,437 --> 00:16:20,837
‫سلام.‬

270
00:16:21,480 --> 00:16:22,851
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

271
00:16:22,856 --> 00:16:23,786
‫دورتر وایستا.‬

272
00:16:24,066 --> 00:16:27,606
‫- می‌خوام یه چیزی بهت بگم.‬
‫- نه، از این حرفا گذشته. برو عقب.‬

273
00:16:27,611 --> 00:16:30,109
‫عزیزم، فقط می‌خوام بهت
‫بگم که به نظرم این داستان‬

274
00:16:30,114 --> 00:16:32,044
‫واقعاً فوق‌العاده بود.‬

275
00:16:32,074 --> 00:16:33,054
‫اون چیه؟‬

276
00:16:33,158 --> 00:16:34,822
‫از توی ساب‌استکته.‬

277
00:16:34,827 --> 00:16:38,158
‫- همونی که می‌خوای باهاش بدنامم کنی.‬
‫- جدی می‌گم، لیلا.‬

278
00:16:38,163 --> 00:16:39,827
‫واقعاً تحت تأثیر قرارم داد.‬

279
00:16:39,832 --> 00:16:42,913
‫یه صداقتی توش هست که تحسینش می‌کنم.‬

280
00:16:43,210 --> 00:16:45,860
‫خیلی خیلی خوبه. جدی می‌گم.‬

281
00:16:46,296 --> 00:16:50,170
‫- من قرار نیست از پرونده بکشم کنار.‬
‫- نه، واسه این نیست که دارم اینو می‌گم.‬

282
00:16:50,175 --> 00:16:52,965
‫- و تو نذاشتی بورسیه بگیرم.‬
‫- فکر نمی‌کنم کار من بوده باشه.‬

283
00:16:52,970 --> 00:16:55,592
‫- قول دادی که می‌گیرمش.‬
‫- نه، قول ندادم.‬

284
00:16:55,597 --> 00:16:57,553
‫بهم گفتی که قوی‌ترین کاندیدا هستم.‬

285
00:16:57,558 --> 00:17:00,097
‫خب، بودی،‬
‫ولی بعدش مغرور و تنبل شدی،‬

286
00:17:00,102 --> 00:17:02,891
‫و برای درخواستت‬
‫به‌اندازه‌ی کافی وقت نذاشتی.‬

287
00:17:02,896 --> 00:17:04,893
‫- من تنبل نیستم.‬
‫- خب، گاهی می‌شی.‬

288
00:17:04,898 --> 00:17:09,458
‫کارت به‌اندازه‌ی کافی قوی نبود،‬
‫و به‌اندازه‌ی کافی تلاش نکردی.‬

289
00:17:10,029 --> 00:17:13,689
‫گوش کن لیلا.‬
‫منظورم اینه که آخه کی اهمیت می‌ده؟‬

290
00:17:13,699 --> 00:17:16,572
‫اون آدم‌هایی رو می‌شناسی که‬
‫توی سنِ کم توی همه‌چیز خیلی خوبن؟‬

291
00:17:16,577 --> 00:17:18,574
‫خب، اونا معمولاً تبدیل به
‫آدم‌های کسل‌کننده‌ای می‌شن‬

292
00:17:18,579 --> 00:17:23,162
‫که بزرگ‌ترین دستاوردهاشون رو‬
‫تا قبل از ۲۵ سالگی به دست آوردن.‬

293
00:17:23,167 --> 00:17:26,613
‫تو کلِ زندگیت رو پیشِ رو داری.‬

294
00:17:27,296 --> 00:17:32,046
‫لازم نبود توی دبیرستان یا دانشگاه‬
‫یا توی دهه‌ی بیست زندگیت عالی باشی.‬

295
00:17:32,051 --> 00:17:34,965
‫می‌تونی اشتباه کنی.‬
‫می‌تونی با یه استاد سکس کنی.‬

296
00:17:34,970 --> 00:17:37,134
‫زندگی این نیست که وقتی جوونی‬
‫همه‌چیز رو بی‌نقص انجام بدی.‬

297
00:17:37,139 --> 00:17:39,553
‫موضوع اینه که به این صخره‌ی لعنتی بچسبی،‬

298
00:17:39,558 --> 00:17:43,318
‫مهم نیست کی یا چی‬
‫بخواد تو رو به پایین پرت کنه.‬

299
00:17:44,813 --> 00:17:47,728
‫قبل از اینکه زندگیت تموم بشه،‬
‫خودت رو از دور خارج نکن.‬

300
00:17:47,733 --> 00:17:51,053
‫به‌زودی از دور خارج می‌شی.‬
‫باورم کن.‬

301
00:17:59,119 --> 00:18:01,283
‫خیلی خب بچه‌ها. خیلی خب. خیلی خب همگی.‬

302
00:18:01,288 --> 00:18:03,952
‫دوستان، دوستان، من از فداکاریِ شما‬
‫برای این کارگروه قدردانی می‌کنم،‬

303
00:18:03,957 --> 00:18:06,789
‫اما چقدر دیگه می‌خوایم‬
‫وقتمون رو سر این موضوع تلف کنیم؟‬

304
00:18:06,794 --> 00:18:09,249
‫مادرش به رئیس دانشگاه زنگ زده.‬
‫مدام داره بهم ایمیل می‌زنه.‬

305
00:18:09,254 --> 00:18:12,628
‫اون از ما می‌خواد که به بچه نمره‌ی ممتاز
‫بدیم،‬ پس بیاید فقط نمره رو بهش بدیم.‬

306
00:18:12,633 --> 00:18:17,553
‫- اون حتی نزدیک به اون نمره هم نبود.‬
‫- صبر کن. صبر کن. اون کیه؟‬

307
00:18:19,723 --> 00:18:23,293
‫من پیشنهادِ شما رو‬
‫در نظر گرفتم.‬

308
00:18:24,019 --> 00:18:28,060
‫قصد دارم سخنرانیِ بعدی‌م رو‬
‫به یک تریبونِ عمومی تبدیل کنم.‬

309
00:18:28,065 --> 00:18:32,231
‫به تمامِ سوالاتِ دانشجوها جواب می‌دم،‬
‫از جمله سوالاتی که درباره‌ی ازدواجم دارن،‬

310
00:18:32,236 --> 00:18:33,516
‫فردا ساعت سه.‬

311
00:18:34,780 --> 00:18:37,653
‫نمی‌دونم این کار‬
‫به نفعِ دانشجوها هست یا نه.‬

312
00:18:37,658 --> 00:18:40,739
‫خب، معلومه که نمی‌دونی فلورنس،‬
‫چون تو دشمنِ دورویِ منی.‬

313
00:18:40,744 --> 00:18:42,324
‫من... اون‌طوری نیستم.‬

314
00:18:43,038 --> 00:18:45,661
‫عزیزم، من با «فلو» موافقم.‬
‫این‌جور چیزها غیرقابل‌پیش‌بینیه.‬

315
00:18:45,666 --> 00:18:48,872
‫اونا می‌خوان که من حرف بزنم،‬
‫پس منم حرف می‌زنم.‬

316
00:18:48,877 --> 00:18:50,791
‫چه نتیجه‌ای رو انتظار داری؟‬

317
00:18:50,796 --> 00:18:54,419
‫اونا می‌بینن که من باهاشون صادقم،‬
‫و درک می‌کنن.‬

318
00:18:54,424 --> 00:18:57,005
‫ببخشید، فکر نمی‌کنم دانشجوها‬
‫توی شرایطِ مناسبی باشن‬

319
00:18:57,010 --> 00:18:59,758
‫که الان با استادها‬
‫درباره‌ی این‌جور مسائل حرف بزنن.‬

320
00:18:59,763 --> 00:19:02,636
‫می‌دونم نیتت خوبه،‬
‫اما این یه موضوعِ نسلیه.‬

321
00:19:02,641 --> 00:19:06,223
‫اونا به این مسائل‬
‫به شکلِ کاملاً متفاوتی نگاه می‌کنن.‬

322
00:19:06,228 --> 00:19:08,308
‫خب، من می‌تونم دیدگاهِ خودم رو ارائه بدم.‬

323
00:19:08,313 --> 00:19:10,163
‫فکر می‌کنم ایده‌ی خوبیه.‬

324
00:19:10,660 --> 00:19:13,355
‫واقعاً فکر می‌کنم. فکر می‌کنم دانشجوها
‫می‌خوان‬ که ما باهاشون روراست باشیم.‬

325
00:19:13,360 --> 00:19:15,570
‫این... چیزیه که من بهش رسیدم.‬

326
00:19:15,910 --> 00:19:16,310
‫چی؟‬

327
00:19:16,947 --> 00:19:18,652
‫اونا می‌خوان که تو روراست باشی.‬

328
00:19:18,657 --> 00:19:20,244
‫اوم... همه‌ی ما.‬

329
00:19:20,325 --> 00:19:24,950
‫نه. اونا می‌خوان یه آدمِ مشهور ادبی با
‫یه کتِ خفن باهاشون روراست باشه،‬

330
00:19:24,955 --> 00:19:28,036
‫نه یه استادِ میان‌سال که فقط دنبالِ شغلشه.‬

331
00:19:28,041 --> 00:19:29,663
‫ما هم یه زمانی مثلِ تو بودیم.‬

332
00:19:29,668 --> 00:19:31,768
‫ما می‌دونیم چی تغییر می‌کنه.‬

333
00:19:34,339 --> 00:19:36,379
‫این یکم تنده، دیوید.‬

334
00:19:37,089 --> 00:19:40,757
‫خب، من این تریبون رو برگزار می‌کنم،‬
‫چه خوشتون بیاد چه نیاد،‬

335
00:19:40,762 --> 00:19:42,502
‫و همه‌ی شما هم دعوتید.‬

336
00:19:43,056 --> 00:19:46,606
‫- من وقتِ دکترِ پوست دارم.‬
‫- بسیار خب.‬

337
00:20:09,583 --> 00:20:12,372
‫همه‌ی شما باید من رو ببخشید‬
‫که زودتر از این حرف نزدم‬

338
00:20:12,377 --> 00:20:14,249
‫درباره‌ی پرونده‌ای که علیه شوهرم باز شده.‬

339
00:20:14,254 --> 00:20:18,670
‫برام...برام سخت بود که بدونم‬
‫بهترین راه برای پیش رفتن چیه.‬

340
00:20:18,675 --> 00:20:20,923
‫می‌خواستم این فرصت رو‬
‫بهتون بدم‬

341
00:20:20,928 --> 00:20:26,303
‫که سوالاتتون رو بدونِ نام بنویسید،‬
‫پس... بابتِ این‌ها خیلی ممنونم.‬

342
00:20:26,308 --> 00:20:29,723
‫اما اگه کسی تمایل داره‬
‫که مستقیم حرف بزنه،‬

343
00:20:29,728 --> 00:20:33,504
‫من سراپا گوشم.‬

344
00:20:35,525 --> 00:20:36,735
‫بهش گفته بودم.‬

345
00:20:38,320 --> 00:20:39,890
‫سوالِ اول اینه که...‬

346
00:20:41,657 --> 00:20:45,737
‫«آیا قبول دارید‬
‫کاری که شوهرتون انجام داد اشتباه بود؟»‬

347
00:20:45,827 --> 00:20:50,077
‫خب، باید درک کنید که‬
‫من از نسلِ کاملاً متفاوتی می‌آم.‬

348
00:20:50,082 --> 00:20:51,745
‫وقتی داشتم بزرگ می‌شدم،‬

349
00:20:51,750 --> 00:20:55,582
‫بهم یاد دادن که باکرگی‌م‬
‫مهم‌ترین چیزِ وجودمه.‬

350
00:20:55,587 --> 00:20:59,007
‫مهم‌تر از مغزم‬ یا روحم بود.‬

351
00:20:59,591 --> 00:21:03,799
‫ما با گفتنِ اینکه سکس به زن‌ها آسیب می‌زنه،‬
‫اون رو بدنام می‌کنیم.‬

352
00:21:03,804 --> 00:21:06,760
‫منظورم اینه که،‬
‫این‌ها روابطِ دوطرفه و با رضایت بودن.‬

353
00:21:06,765 --> 00:21:09,554
‫پس اگه بگم کارِ «جان» اشتباه بوده،‬

354
00:21:09,559 --> 00:21:14,142
‫دارم می‌گم که این زن‌ها با انجامِ
‫سکسِ رضایتمندانه آسیب دیدن،‬

355
00:21:14,147 --> 00:21:16,647
‫و من با این حرف راحت نیستم.‬

356
00:21:24,825 --> 00:21:27,297
‫اوه، سوالِ بعدی اینه...‬

357
00:21:30,163 --> 00:21:32,613
‫«آیا از این رابطه‌ها خبر داشتید؟»‬

358
00:21:33,250 --> 00:21:34,640
‫فقط در حدِ کلیات.‬

359
00:21:36,295 --> 00:21:38,165
‫اما برای شفاف‌سازیِ کامل،‬

360
00:21:39,339 --> 00:21:41,439
‫ما یک توافقِ زناشویی داشتیم.‬

361
00:21:41,883 --> 00:21:46,073
‫منظورتون از «توافق» چیه؟‬
‫منظورتون ازدواجِ بازه؟‬

362
00:21:47,389 --> 00:21:49,729
‫خب، می‌تونید این‌طوری صداش کنید.‬

363
00:21:49,850 --> 00:21:50,960
‫مثلِ چندهمسری؟‬

364
00:21:51,670 --> 00:21:52,190
‫خب...‬

365
00:21:55,188 --> 00:21:57,477
‫می‌تونید به عنوانِ چندهمسری بهش فکر کنید.‬

366
00:21:57,482 --> 00:22:00,872
‫ما این‌طوری فکر
‫نمی‌کردیم، اما...شما می‌تونید.‬

367
00:22:05,298 --> 00:22:06,296
‫بله، آرون؟‬

368
00:22:07,284 --> 00:22:10,240
‫- نظرتون درباره‌ی «کامپرشن» چیه؟‬
‫- اون دیگه چیه؟‬

369
00:22:10,245 --> 00:22:12,075
‫مثلاً، اون حسِ خوشحالی‌ای که دارید‬

370
00:22:12,080 --> 00:22:15,245
‫وقتی شریکِ زندگیتون از رابطه با‬
‫یک نفرِ دیگه لذت می‌بره.‬

371
00:22:15,250 --> 00:22:17,110
‫اوه، من همچین حسی ندارم.‬

372
00:22:19,296 --> 00:22:21,446
‫با حسادت چطوری کنار می‌آی؟‬

373
00:22:21,840 --> 00:22:22,667
‫حسادت؟‬

374
00:22:24,551 --> 00:22:26,711
‫حسادت می‌تونه یه فرصت باشه.‬

375
00:22:27,471 --> 00:22:31,581
‫ببخشید، رابطه‌های شوهرت
‫شامل عدم توازن قدرته،‬

376
00:22:31,683 --> 00:22:35,515
‫نه رابطه‌ی بین بزرگسال‌های
‫راضی در شرایط برابر.‬

377
00:22:35,520 --> 00:22:38,435
‫اما اصلاً کی تا حالا تو شرایط برابر بوده؟‬

378
00:22:38,440 --> 00:22:43,690
‫منظورم اینه، مگه شما بزرگسال نیستین؟
‫مگه نمی‌تونین‬ خودتون تصمیم بگیرین؟‬

379
00:22:45,280 --> 00:22:50,030
‫می‌دونم شبیه یه باور قدیمی و کهنه به
‫نظر میاد،‬ ولی واقعاً زمانه‌ی دیگه‌ای بود.‬

380
00:22:50,035 --> 00:22:51,782
‫منظورم اینه، می‌تونم بگم که در گذشته،‬

381
00:22:51,787 --> 00:22:54,743
‫رابطه‌های عاشقانه با آدم‌های مختلف،‬

382
00:22:54,748 --> 00:22:58,372
‫بعضی‌ها که حالت رو خوب می‌کردن،‬
‫بعضی‌ها که یکم بهت آسیب می‌زدن،‬

383
00:22:58,377 --> 00:23:00,537
‫منظورم از لحاظ عاطفیه البته،‬

384
00:23:00,712 --> 00:23:03,922
‫در حد معقول، یه جورایی‬

385
00:23:05,258 --> 00:23:07,047
‫سرگرم‌کننده به نظر می‌رسیدن.‬

386
00:23:07,052 --> 00:23:09,424
‫پس زجر کشیدنِ یه دانشجو به
‫خاطر استادش سرگرم‌کننده‌ست؟‬

387
00:23:09,429 --> 00:23:13,609
‫- منظورش این نیست.‬
‫- پس منظورش چیه؟‬

388
00:23:31,410 --> 00:23:32,864
‫فقط دنبال کلیدام می‌گردم.‬

389
00:23:32,869 --> 00:23:34,429
‫امروز تریبونم رو برگزار کردم.‬

390
00:23:36,998 --> 00:23:37,550
‫خب؟‬

391
00:23:38,417 --> 00:23:39,397
‫نمی‌دونم.‬

392
00:23:40,585 --> 00:23:44,005
‫طوری نمی‌شه.‬
‫قدم به قدم برو جلو.‬

393
00:23:45,048 --> 00:23:46,128
‫کجا می‌ری؟‬

394
00:23:46,133 --> 00:23:47,416
‫پیش یه دوست.‬

395
00:23:47,634 --> 00:23:49,024
‫این دوستت کیه؟‬

396
00:23:49,928 --> 00:23:51,758
‫این هفته هر شب بیرون بودی.‬

397
00:23:51,763 --> 00:23:52,761
‫هیچ‌کس.‬

398
00:23:55,475 --> 00:23:56,755
‫داره کمک می‌کنه.‬

399
00:23:57,144 --> 00:23:57,876
‫اوهوم.‬

400
00:24:02,107 --> 00:24:03,617
‫چی داره کمک می‌کنه؟‬

401
00:24:54,826 --> 00:24:55,706
‫الهام‌بخشه.‬

402
00:24:58,117 --> 00:25:01,487
‫دیوید:
‫می‌تونی بیای دم خونه؟
‫فردا ۱۰ صبح؟

403
00:25:21,394 --> 00:25:22,116
‫سلام.‬

404
00:25:22,479 --> 00:25:24,389
‫- سلام.‬
‫- بفرمایید تو.‬

405
00:25:26,983 --> 00:25:28,555
‫اوه، از این طرف.‬

406
00:25:30,278 --> 00:25:30,994
‫اوه.‬

407
00:25:32,030 --> 00:25:35,570
‫فکر نمی‌کردم یه تلاش گروهی باشه. من...‬

408
00:25:35,575 --> 00:25:37,239
‫اونم تو روز شنبه.‬

409
00:25:37,244 --> 00:25:40,992
‫فکر کردیم بهتره خارج از
‫محوطه‌ی دانشگاه همو ببینیم.‬

410
00:25:40,997 --> 00:25:41,810
‫باشه.‬

411
00:25:46,503 --> 00:25:48,603
‫دونات می‌خوای؟ با روکش افرا؟‬

412
00:25:49,506 --> 00:25:49,906
‫نه.‬

413
00:25:51,049 --> 00:25:55,090
‫باشه، پس بریم سر اصل مطلب چون این وضعیت‬
‫واقعاً خیلی ضایع و مزخرفه.‬

414
00:25:55,095 --> 00:25:55,845
‫ممنون.‬

415
00:25:56,429 --> 00:26:00,512
‫خوشحالیم بگیم که نمی‌فرستیمت مرخصی اجباری.‬

416
00:26:00,517 --> 00:26:00,977
‫اوه!‬

417
00:26:03,311 --> 00:26:04,011
‫عالیه.‬

418
00:26:04,980 --> 00:26:06,020
‫خیلی خوبه.‬

419
00:26:06,648 --> 00:26:11,378
‫ولی هیئت علمی تصمیم
‫گرفته که تحت نظارت باشی.‬

420
00:26:12,195 --> 00:26:14,109
‫من... منظورت از تحت نظارت چیه؟‬

421
00:26:14,114 --> 00:26:16,111
‫کلاس‌هات کنترل می‌شن.‬

422
00:26:16,116 --> 00:26:20,198
‫- توسط کی؟‬
‫- من کلاس «زنان در ادبیات داستانی
‫آمریکا» رو برمی‌دارم.‬

423
00:26:20,203 --> 00:26:22,742
‫- باشه.‬
‫- و منم سمینارت رو.‬

424
00:26:22,747 --> 00:26:24,202
‫و باهاش چیکار می‌کنین؟‬

425
00:26:24,207 --> 00:26:25,662
‫یادداشت برمی‌داریم.‬

426
00:26:25,667 --> 00:26:27,367
‫یه کار اداریه. پوف!‬

427
00:26:27,794 --> 00:26:29,994
‫بحث پاسخگوییه.‬

428
00:26:30,589 --> 00:26:33,670
‫و بعد هر دو هفته یه بار
‫برای بررسی جلسه می‌ذاریم.‬

429
00:26:33,675 --> 00:26:35,191
‫بررسیِ چی؟‬

430
00:26:35,302 --> 00:26:38,133
‫برای اینکه مطمئن بشیم که کاملاً با اهداف‬

431
00:26:38,138 --> 00:26:39,968
‫دپارتمان همسو هستی.‬

432
00:26:39,973 --> 00:26:42,053
‫پس قراره بهم توصیه کنین‬

433
00:26:42,058 --> 00:26:46,141
‫که آموزشم با اهداف دپارتمان تو همسو هست یا نه،‬

434
00:26:46,146 --> 00:26:48,931
‫اونم تو یه جلسه‌ی دو هفته یه بار؟‬

435
00:26:48,940 --> 00:26:50,604
‫این فقط یه تشریفاته.‬

436
00:26:50,609 --> 00:26:54,190
‫بحث امنیته. می‌خوایم مطمئن بشیم‬
‫دانشجوها احساس امنیت می‌کنن.‬

437
00:26:54,195 --> 00:26:57,285
‫بعضی دانشجوها خواستن که اخراج بشی.‬

438
00:26:57,574 --> 00:27:02,741
‫بعضی‌ها هم طرفداری کردن که بمونی،‬
‫برای همین حس می‌کنیم این یه جور مصالحه‌ست.‬

439
00:27:02,746 --> 00:27:04,556
‫برای اینکه آرومشون کنین.‬

440
00:27:04,873 --> 00:27:05,333
‫آره.‬

441
00:27:06,708 --> 00:27:07,998
‫اونا همه‌کاره‌ان.‬

442
00:27:15,425 --> 00:27:18,702
‫خب، ممنون بابت خبر.‬

443
00:27:21,348 --> 00:27:26,068
‫می‌تونم خواهش کنم این تصمیم، اه...‬
‫لطفاً از این اتاق بیرون نره؟‬

444
00:27:31,274 --> 00:27:31,854
‫حتماً.‬

445
00:27:32,609 --> 00:27:33,359
‫ممنون.‬

446
00:27:37,572 --> 00:27:38,266
‫نمی‌خواد.‬

447
00:28:02,263 --> 00:28:04,636
‫- روز بزرگه.‬
‫- آره، همین‌طوره.‬

448
00:28:04,641 --> 00:28:06,891
‫- چه حسی داری؟‬
‫- خوبم.‬

449
00:28:07,268 --> 00:28:09,432
‫من و الکسیس و سید
‫می‌خوایم بریم صبحونه بخوریم‬

450
00:28:09,437 --> 00:28:12,053
‫و، نمی‌دونم، درباره‌ی اون‬

451
00:28:13,316 --> 00:28:14,521
‫استراتژیِ مسخره حرف بزنیم.‬

452
00:28:14,526 --> 00:28:15,415
‫اوهوم.‬

453
00:28:15,443 --> 00:28:18,066
‫اگه دوست داشتی بیای،‬
‫یا می‌تونی همون‌جا بهمون ملحق بشی؟‬

454
00:28:18,071 --> 00:28:19,521
‫اونجا می‌بینمتون.‬

455
00:28:21,993 --> 00:28:24,989
‫- واقعاً می‌خوام اونجا باشی.‬
‫- می‌دونم.‬

456
00:28:24,994 --> 00:28:27,584
‫- می‌آم.‬
‫- مطمئنی؟‬

457
00:28:28,123 --> 00:28:31,788
‫جان، منظورم اینه که این جلسه‌ی دادرسی
‫تنها راه نجات‬ از این مخمصه برای من و توئه.‬

458
00:28:31,793 --> 00:28:33,919
‫دلایل خودم رو برای اونجا بودن دارم.‬

459
00:28:34,331 --> 00:28:35,139
‫باشه.‬

460
00:28:36,381 --> 00:28:37,431
‫سینتیا هم می‌آد؟‬

461
00:28:39,092 --> 00:28:40,492
‫کدومشون سینتیاست؟‬

462
00:29:31,227 --> 00:29:33,667
‫خیلی خوشحالم که نظرت عوض شد.‬

463
00:29:35,273 --> 00:29:36,313
‫آماده‌ای؟‬

464
00:29:37,192 --> 00:29:37,882
‫♪ شک نکن.‬ ♪

465
00:29:38,775 --> 00:29:40,251
‫♪ عشقِ من.‬ ♪

466
00:29:40,320 --> 00:29:43,119
‫♪ کمکم کن، فکر کنم دارم می‌افتم‬ ♪

467
00:29:43,531 --> 00:29:46,091
‫♪ دوباره توی دامِ عشق‬ ♪

468
00:29:46,534 --> 00:29:49,032
‫♪ وقتی اون حسِ دیوانه‌وار میاد سراغم‬ ♪

469
00:29:49,037 --> 00:29:51,582
‫♪ می‌فهمم که باز به دردسر افتادم‬ ♪

470
00:29:51,623 --> 00:29:53,024
‫♪ به دردسر افتادم‬ ♪

471
00:29:53,041 --> 00:29:57,290
‫♪ چون تو یه آدمِ سرگردان و قماربازی‬ ♪
‫♪ و یه مردِ زبون‌باز و زن‌باره‌ای‬ ♪

472
00:29:57,295 --> 00:30:01,371
‫♪ و تو عاشقِ عشق‌بازی‌تی‬ ♪

473
00:30:02,550 --> 00:30:03,546
‫♪ عشق‌بازی‬ ♪

474
00:30:03,551 --> 00:30:05,548
‫♪ اما نه به اندازه‌ی عشقت به‬ ♪

475
00:30:05,553 --> 00:30:10,938
‫♪ آزادی‬ ♪

476
00:30:28,159 --> 00:30:31,439
‫♪ کمکم کن، فکر کنم دارم می‌افتم‬ ♪

477
00:30:31,454 --> 00:30:34,074
‫♪ خیلی سریع توی دامِ عشق‬ ♪

478
00:30:34,082 --> 00:30:36,522
‫♪ باعث شده به آینده امیدوار بشم...‬ ♪

479
00:30:37,000 --> 00:30:57,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

