﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
سینمافریک در شبکه های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

3
00:00:37,537 --> 00:00:39,577
‫خیلی خوب بود.

4
00:00:39,831 --> 00:00:40,471
‫به منم همین‌طور.‬

5
00:00:43,852 --> 00:00:44,312
‫چیه؟‬

6
00:00:44,586 --> 00:00:46,896
‫- شور داری.‬
‫- اون دیگه چیه؟‬

7
00:00:47,422 --> 00:00:49,044
‫شور و هیجانِ رابطه‌ی جدید.‬

8
00:00:49,049 --> 00:00:50,619
‫باز شروع نکن.‬

9
00:00:51,092 --> 00:00:53,532
‫- نوشیدنی می‌خوای؟‬
‫- حتماً.‬

10
00:01:04,147 --> 00:01:05,367
‫پسشون می‌دم.‬

11
00:01:05,391 --> 00:01:14,857
‫ولادیمیر
‫فصل اول قسمت چهارم:
‫رفتارِ بد

12
00:01:25,168 --> 00:01:26,608
‫- لیلا؟‬
‫- سلام.‬

13
00:01:26,753 --> 00:01:29,013
‫سلام. چیک...می‌خوای بیای تو؟‬

14
00:01:29,839 --> 00:01:30,479
‫اممم...‬

15
00:01:31,591 --> 00:01:34,671
‫- اون برای منه؟‬
‫- بعداً می‌تونی بخونیش.‬

16
00:01:34,928 --> 00:01:37,509
‫خب، دارم نگرونی درست می‌کنم.‬
‫نگرونی می‌خوری؟‬
‫(نگرونی: یه نوع مشروبِ مخلوط)

17
00:01:37,514 --> 00:01:39,484
‫- کیه؟‬
‫- معذرت می‌خوام.‬

18
00:01:45,188 --> 00:01:47,288
‫اون بیرون داری چیکار می‌کنی؟‬

19
00:01:48,942 --> 00:01:50,742
‫داشتی با کی حرف می‌زدی؟‬

20
00:01:51,611 --> 00:01:52,251
‫اممم...‬

21
00:01:55,406 --> 00:01:57,362
‫- اون چی بود؟‬
‫- اممم، هیچی.‬

22
00:01:57,367 --> 00:01:59,239
‫- اون همین الان اینو بهت داد؟‬
‫- نه.‬

23
00:01:59,244 --> 00:02:00,156
‫- می‌تونم ببینمش؟‬
‫- نه.‬

24
00:02:00,161 --> 00:02:01,741
‫- فقط می‌خوام...‬
‫- نه، واقعاً. نه، جان.‬

25
00:02:01,746 --> 00:02:04,119
‫- واقعاً هیچی نیست. اصلاً چیزی نیست.‬
‫- بذار ببینمش.‬

26
00:02:04,124 --> 00:02:06,084
‫- نه.‬
‫- می‌شه ببینمش؟‬

27
00:02:06,751 --> 00:02:09,391
‫چرا داری اینقدر دیوونه‌بازی درمی‌آری؟‬

28
00:02:12,048 --> 00:02:16,998
‫خیلی خب، من باید برم توریِ محافظِ گوزن رو‬
‫دوباره روی کاهوهام بکشم.‬

29
00:02:19,055 --> 00:02:22,595
‫«من نقشِ خودم رو در تموم
‫شدنِ رابطه‌مون درک می‌کنم.»‬

30
00:02:22,600 --> 00:02:24,556
‫مامان، انگار روی این حمص ریخته.‬
‫(حمص: یه دیپ گیاهی عربی)

31
00:02:24,561 --> 00:02:27,684
‫«با این حال، اقدامِ تلافی‌جویانه‌ی
‫تو زندگیِ من رو نابود کرد.»‬

32
00:02:27,689 --> 00:02:29,903
‫اوه، هر کلمه‌ش از قبلی دراماتیک‌تره.‬

33
00:02:29,908 --> 00:02:33,315
‫«تو از وضعیتِ مالیِ من خبر داشتی،‬
‫پس وقتی نذاشتی من...»‬

34
00:02:33,320 --> 00:02:35,148
‫- من این کار رو نکردم.‬
‫- «...بورسیه‌ی مکلبرگ رو بگیرم...»‬

35
00:02:35,153 --> 00:02:37,819
‫- من سد راهش نشدم.‬
‫- «...می‌دونستی که مجبور می‌شم انصراف بدم.»‬

36
00:02:37,824 --> 00:02:41,724
‫تو به من گفتی هیچ‌کدوم از
‫شاکی‌های بابا رو نمی‌شناسی.‬

37
00:02:41,786 --> 00:02:44,534
‫«اگه مایل نیستی آسیبی
‫که زدی رو تشخیص بدی...»‬

38
00:02:44,539 --> 00:02:46,119
‫«تشخیص بدی؟» یعنی چی؟‬

39
00:02:46,124 --> 00:02:48,955
‫«...من کارهات رو به اطلاعِ
‫جلسه رسیدگی می‌رسونم.»‬

40
00:02:48,960 --> 00:02:51,166
‫- چرا بهم دروغ گفتی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

41
00:02:51,171 --> 00:02:53,271
‫اوه عزیزم، چشم‌ت گل‌مژه زده.‬

42
00:02:53,394 --> 00:02:56,171
‫اوه نه، این چشمم اگه نخوابم‬
‫اینطوری ملتهب می‌شه.‬

43
00:02:56,176 --> 00:02:58,655
‫وای خدا. خب حالا چیکار کنم؟‬

44
00:02:58,720 --> 00:03:03,390
‫خب، برخلافِ هر کاری که بابا کرده،‬
‫تلافی کردن واقعاً غیرقانونیه.‬

45
00:03:08,605 --> 00:03:12,312
‫- چه ساعتی از کورنل راه افتادی؟‬
‫- نمی‌دونم، فکر کنم ۳ صبح.‬

46
00:03:12,317 --> 00:03:13,897
‫تو و دوستت با هم دعوا کردین؟‬

47
00:03:13,902 --> 00:03:18,234
‫نه، فقط زیاد از دخترایی خوشم نمی‌آد که
‫می‌خوان‬ توی تخت با دوستِ دوجنس‌گراشون بغل بشن‬

48
00:03:18,239 --> 00:03:20,904
‫تا اینکه بخوان واقعاً با
‫هم رابطه داشته باشن.‬

49
00:03:20,909 --> 00:03:22,789
‫اوهوم. اوهوم.‬

50
00:03:27,373 --> 00:03:29,704
‫یعنی غیرقانونی در حدی که ممکنه برم زندان؟‬

51
00:03:29,709 --> 00:03:32,790
‫نه. نه، احمق نشو مامان.‬
‫قرار نیست بری زندان.‬

52
00:03:32,795 --> 00:03:36,586
‫- خب، گفتی غیرقانونی. غیرقانونی؟‬
‫- قطعاً ممکنه کارت رو از دست بدی.‬

53
00:03:36,591 --> 00:03:40,089
‫ولی من... فکر می‌کنم...‬
‫فکر کنم اون فقط یه عذرخواهی می‌خواد.‬

54
00:03:40,094 --> 00:03:40,844
‫برای چی؟‬

55
00:03:41,095 --> 00:03:43,635
‫خب، تو نذاشتی اون بورسیه بگیره؟‬

56
00:03:43,640 --> 00:03:44,586
‫نه!‬

57
00:03:45,308 --> 00:03:47,858
‫باشه، راهی هست که ثابتش کنی؟‬

58
00:03:49,145 --> 00:03:49,605
‫آره.‬

59
00:03:55,151 --> 00:03:57,091
‫کفش‌های پاشنه‌بلندِ قشنگیه.‬

60
00:03:57,153 --> 00:03:58,524
‫- امشب داری می‌ری بیرون؟‬
‫- چطور؟‬

61
00:03:58,529 --> 00:04:00,568
‫کلی تیپ زدی. اون پاشنه‌بلندها.‬

62
00:04:00,573 --> 00:04:02,153
‫می‌شه دیگه نگی «پاشنه‌بلند»؟‬

63
00:04:02,158 --> 00:04:04,781
‫خب، این تیپ برای
‫همکارهاست یا یه همکارِ خاص؟‬

64
00:04:04,786 --> 00:04:06,816
‫لطفاً، اصلاً حوصله ندارم.‬

65
00:04:08,206 --> 00:04:11,216
‫من از لیلا انتقام نگرفتم.

66
00:04:11,251 --> 00:04:13,401
‫حرفت رو باور می‌کنم. ثابتش می‌کنیم.‬

67
00:04:14,504 --> 00:04:16,167
‫اینا بدونِ اون لباس گشاد بهتر به نظر می‌رسیدن.‬

68
00:04:16,172 --> 00:04:18,795
‫من هر بار این لباسو می‌پوشم‬
‫کلی ازش تعریف می‌کنن.‬

69
00:04:18,800 --> 00:04:22,882
‫حدس می‌زنم زن‌ها تعریف می‌کنن. خوبه.‬
‫از طرفِ من به همکارت سلام برسون.‬

70
00:04:22,887 --> 00:04:25,677
‫امیدوارم از کفش‌های پاشنه‌بلندت خوشش بیاد.‬

71
00:04:25,682 --> 00:04:26,562
‫پاشنه‌بلند.‬

72
00:04:28,351 --> 00:04:29,231
‫پاشنه‌بلند!‬

73
00:04:30,853 --> 00:04:32,773
‫- عاشقِ اون لباسم.‬
‫- اوه.‬

74
00:04:33,564 --> 00:04:35,520
‫- اساتیدِ خانم محترم...‬
‫- ممنون.‬

75
00:04:35,525 --> 00:04:40,066
‫...می‌تونم متواضعانه شما رو به شب‌نشینیِ
‫آکاپلامون‬ قبل از جمعه‌شب دعوت کنم؟‬
‫(آکاپلا: یه سبک موسیقی که به جای ادوات موسیقی همه صداها رو با دهن و حنجره در میارن)

76
00:04:40,071 --> 00:04:40,771
‫عالیه.‬

77
00:04:41,406 --> 00:04:44,320
‫- یادته یه زمانی آکاپلا باحال نبود؟‬
‫- هنوزم باحال نیست.‬

78
00:04:44,325 --> 00:04:47,645
‫ولی کمتر مایه‌ی خجالته،‬
‫و این مایه‌ی تأسفه.‬

79
00:04:47,870 --> 00:04:52,078
‫- اونا با هم سکس می‌کنن.‬
‫- نه، در واقع ندارن. دیگه نه.‬

80
00:04:52,083 --> 00:04:54,622
‫درسته. سرشون خیلی شلوغه‬
‫چون دارن به مامان‌هاشون زنگ می‌زنن.‬

81
00:04:54,627 --> 00:04:57,792
‫- تو توی دانشگاه به مامانت زنگ می‌زدی؟‬
‫- هیچ‌وقت جواب نمی‌داد.‬

82
00:04:57,797 --> 00:05:03,437
‫من ماهی یه بار به پدر و مادرم زنگ می‌زدم و‬
‫هرچی زودتر می‌خواستم قطع کنم.‬

83
00:05:05,471 --> 00:05:07,631
‫باید ببینیم چقدر دووم می‌آره.‬

84
00:05:07,932 --> 00:05:09,137
‫فکر می‌کنی دووم نمیاره؟‬

85
00:05:09,142 --> 00:05:12,432
‫می‌دونی این نویسنده‌های کله‌گنده چطوری از شهر میان‬
‫و فکر می‌کنن می‌تونن راحت از زیرِ کار در برن،‬

86
00:05:12,437 --> 00:05:17,687
‫ولی بعدش اینطوریه که: «کمربندت رو
‫ببند رفیق،‬ این کار پوستِ آدم رو می‌کنه.»‬

87
00:05:17,692 --> 00:05:22,012
‫پری، وقتی رئیسِ کارگروه
‫انتخابِ بورسیه‌ی مکلبرگ بودی،‬

88
00:05:22,155 --> 00:05:25,645
‫یادت هست اون سالی رو
‫که لیلا گرین درخواست داد؟‬

89
00:05:26,367 --> 00:05:29,574
‫شنیدم اونم واردِ پرونده شده.‬
‫نگران بودم تو رو هم بکشونه توش.‬

90
00:05:29,579 --> 00:05:32,118
‫مدارکِ ارسالی و برگه‎‌های
‫امتیازدهی رو بایگانی کردیم؟‬

91
00:05:32,123 --> 00:05:35,121
‫هر جوری که رأی داده باشی،‬
‫قابل درک بوده.‬

92
00:05:35,126 --> 00:05:37,623
‫- نه، اینو نگو.‬
‫- مگه قرار بود چیکار کنی؟‬

93
00:05:37,628 --> 00:05:39,876
‫«تو با شوهرم خوابیدی،‬
‫بیا اینم جایزه‌ات»؟‬

94
00:05:39,881 --> 00:05:42,086
‫نه، هیچ‌وقت اینو به پای کسی نمی‌نویسم.‬

95
00:05:42,091 --> 00:05:45,506
‫فقط بحثِ کاره، و کارش هم تعریفی نداشت.‬

96
00:05:45,511 --> 00:05:47,800
‫- از کمدیِ بداهه خوشت می‌آد؟‬
‫- نه.‬

97
00:05:47,805 --> 00:05:50,928
‫ما سوابق رو نگه داشتیم.‬
‫احتمالاً توی یه کمدِ انباری باشن.‬

98
00:05:50,933 --> 00:05:52,347
‫دپارتمان خیلی...‬

99
00:05:52,352 --> 00:05:56,017
‫لعنتی. کلمه‌ش چی بود؟‬
‫وقتی دیجیتال نیستی، می‌شی...‬

100
00:05:56,022 --> 00:05:56,924
‫آنالوگ؟‬

101
00:05:56,939 --> 00:06:00,534
‫ایول. آره! ما خیلی آنالوگیم.‬

102
00:06:01,027 --> 00:06:03,410
‫وای خدای من، تمومش کن!‬

103
00:06:03,463 --> 00:06:06,212
‫ببین، اونا... سکس می‌کنن.‬

104
00:06:08,451 --> 00:06:10,532
‫آره... می‌کنن.‬

105
00:06:19,420 --> 00:06:20,990
‫- سلام.‬
‫- اوه، سلام.‬

106
00:06:21,297 --> 00:06:23,267
‫یکم خاک روی...‬

107
00:06:23,925 --> 00:06:24,385
‫هممم.‬

108
00:06:25,259 --> 00:06:25,899
‫کلاسیک.‬

109
00:06:29,972 --> 00:06:31,292
‫سرِ راهتم؟‬

110
00:06:31,474 --> 00:06:32,761
‫گیره‌ی کاغذ می‌خوام.‬

111
00:06:35,186 --> 00:06:37,533
‫اوه، بیب، بیب!‬

112
00:06:37,772 --> 00:06:39,705
‫کشِ پول.‬

113
00:06:43,528 --> 00:06:45,983
‫جان، به جز کمدِ انباری،‬

114
00:06:45,988 --> 00:06:48,528
‫دیگه کجا ممکنه پرونده‌های‬
‫بورسیه رو نگه دارن؟‬

115
00:06:48,533 --> 00:06:50,405
‫- نمی‌دونم.‬
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬

116
00:06:50,410 --> 00:06:53,491
‫اونا هیچ وظیفه‌ای ندارن که مدارک
‫رو بدن،‬ واسه همین از پیام‌های
‫قدیمیِ بابا استفاده کردم.‬

117
00:06:53,496 --> 00:06:55,076
‫ما گفتیم که اون درگیر نمی‌شه.‬

118
00:06:55,081 --> 00:06:57,829
‫- بعدش تو اون نامه رو بهش نشون دادی.‬
‫- و تاریخِ جلسه رو فهمیدیم.‬

119
00:06:57,834 --> 00:06:59,372
‫- کی هست؟‬
‫- بیستِ اکتبر.‬

120
00:06:59,377 --> 00:07:00,915
‫- به این زودی؟‬
‫- آره واقعاً.‬

121
00:07:00,920 --> 00:07:03,042
‫پس لباس‌های رسمی‌ت رو آماده کن.‬

122
00:07:03,047 --> 00:07:05,503
‫- اگه قصد داری بیای.‬
‫- معلومه که می‌آد.‬

123
00:07:05,508 --> 00:07:07,478
‫می‌ذارمش توی تقویمم.‬

124
00:07:08,886 --> 00:07:10,286
‫داری الکل می‌خوری؟‬

125
00:07:10,763 --> 00:07:12,468
‫یه آبجوئه. ساعت پنجه.‬

126
00:07:12,473 --> 00:07:14,929
‫نه، نه. چهار و چهل و پنجه.‬

127
00:07:14,934 --> 00:07:16,324
‫تازه بازش کرده.‬

128
00:07:16,561 --> 00:07:19,058
‫اون وسطِ روز داره به خاطرِ تو مشروب می‌خوره.‬

129
00:07:19,063 --> 00:07:20,560
‫- این خوش‌حالت می‌کنه؟‬
‫- ساعت پنجه!‬

130
00:07:20,565 --> 00:07:23,062
‫اوه، یه جایی الان ساعت پنجه.‬
‫وقتِ شرابه.‬

131
00:07:23,067 --> 00:07:25,273
‫اون وکیله.‬
‫پولِ پرداخت کردنش رو داری؟‬

132
00:07:25,278 --> 00:07:28,651
‫نکته اینجاست که اینا ثابت می‌کنن‬
‫رابطه‌ها با رضایت بوده‬

133
00:07:28,656 --> 00:07:32,572
‫و هیچ‌کس به خاطرِ بابا از نظرِ کاری‬
‫یا تحصیلی ضرر نکرده.‬

134
00:07:32,577 --> 00:07:35,074
‫- ممنون.‬
‫- به جز... لیلا.‬

135
00:07:37,957 --> 00:07:40,594
‫اوه، حالا همه‌چی تقصیر من شدم؟‬

136
00:07:40,668 --> 00:07:42,915
‫هر چی علیه بابا دارن فقط حدس و گمانه.‬

137
00:07:42,920 --> 00:07:45,126
‫و اگه فقط از این لیلا عذرخواهی کنی...‬

138
00:07:45,131 --> 00:07:46,544
‫- نه.‬
‫- ...اون‌وقت دیگه هیچی ندارن.‬

139
00:07:46,549 --> 00:07:48,254
‫من دلیلی برای عذرخواهی ندارم.‬

140
00:07:48,259 --> 00:07:51,132
‫من هیچ‌وقت یه دانشجو رو‬
‫به دلایلِ شخصی جریمه نمی‌کنم.‬

141
00:07:51,137 --> 00:07:54,135
‫مامان، لجبازی نکن. اگه عذرخواهی کنی،‬
‫اونم بی‌خیالِ کلِ ماجرا می‌شه.‬

142
00:07:54,140 --> 00:07:56,846
‫نمی‌کنم.‬
‫اون کسیه که باهاش خوابیده.‬

143
00:07:56,851 --> 00:07:58,764
‫- تو هم نقش داشتی.‬
‫- نداشتم.‬

144
00:07:58,769 --> 00:08:02,018
‫- بابات اصلاً نباید اون کار رو می‌کرد.‬
‫- منم که قبلاً عذرخواهی کردم.‬

145
00:08:02,023 --> 00:08:05,480
‫و تا... تا چند هفته‌ی دیگه،‬
‫قراره جلوی همه تحقیر بشم.‬

146
00:08:05,485 --> 00:08:07,732
‫پس می‌شه لطفاً دست از سرم برداری؟‬

147
00:08:07,737 --> 00:08:09,767
‫- کجا می‌ری؟‬
‫- یوگا.‬

148
00:08:10,948 --> 00:08:12,744
‫وای خدای من.‬

149
00:08:13,493 --> 00:08:15,353
‫گل‌مژه‌ت رو نمال عزیزم.‬

150
00:08:37,589 --> 00:08:39,250
‫باز داری می‌نویسی؟‬

151
00:08:44,148 --> 00:08:46,008
‫فکر کردم خوابی.‬

152
00:08:46,234 --> 00:08:48,714
‫- کی می‌تونم بخونمش؟‬
‫- خب...‬

153
00:08:50,488 --> 00:08:53,152
‫- تو حتی رمانِ اولم رو هم نخوندی.‬
‫- چرا، خوندم.‬

154
00:08:53,157 --> 00:08:56,405
‫نه، تو یه پیش‌نویسِ اولیه رو خوندی‬
‫و بهم گفتی کتابِ به‌دردبخوری نیست.‬

155
00:08:56,410 --> 00:08:59,367
‫اون‌قدر فروخت که با پولش این خونه رو خریدی.‬
‫من چی می‌دونم؟‬

156
00:08:59,372 --> 00:09:02,812
‫- دومی رو هم هیچ‌وقت نخوندی.‬
‫- خودت گفتی نخونم.‬

157
00:09:04,418 --> 00:09:06,808
‫من توی قضیه‌ی لیلا نقشی نداشتم.‬

158
00:09:07,129 --> 00:09:10,920
‫لطفاً درک کن...‬
‫تمامِ کاری که الان دارم می‌کنم اینه که‬

159
00:09:10,925 --> 00:09:15,172
‫به چیزای ۱۰ یا ۲۰ یا حتی
‫۳۰ سال پیش نگاه می‌کنم.‬

160
00:09:15,221 --> 00:09:18,302
‫می‌فهمی توی این مرحله از زندگیم‬
‫چقدر برام سخته؟‬

161
00:09:18,307 --> 00:09:19,817
‫می‌فهمم.‬

162
00:09:21,686 --> 00:09:23,026
‫پاهام درد می‌کنه.‬

163
00:09:24,355 --> 00:09:26,465
‫به خاطرِ کفش‌های پاشنه‌بلندم.‬

164
00:09:32,572 --> 00:09:35,952
‫پرونده‌های بورسیه‬
‫احتمالاً توی دفترِ منه.‬

165
00:09:36,367 --> 00:09:38,117
‫الان دیگه دفترِ دیویده.‬

166
00:09:38,286 --> 00:09:40,825
‫وقتی نیست برو اونجا.‬
‫کلیدم رو بهت می‌دم.‬

167
00:09:40,830 --> 00:09:41,951
‫داره غرق می‌شه.‬

168
00:09:41,956 --> 00:09:43,876
‫دپارتمان به هم ریخته‌ست.‬

169
00:09:45,042 --> 00:09:47,722
‫اون کمدِ انباری هم افتضاح بود.‬

170
00:09:50,798 --> 00:09:52,670
‫خب، سلام بر شما.‬

171
00:09:55,845 --> 00:09:57,436
‫موهام رو بکش.‬

172
00:09:57,763 --> 00:09:59,309
‫محکم‌تر.‬

173
00:10:19,613 --> 00:10:22,275
‫پایان‌نامه‌های افتخاری.
‫(تو دانشگاه‌های آمریکا دانشجوهای ممتاز می‌تونن یه پایان‌نامه
‫متسقل بدن و ازش دفاع کنن که برای رزومه خیلی به درد می‌خوره)

174
00:10:22,299 --> 00:10:25,204
‫بورسیه‌ها.

175
00:10:30,755 --> 00:10:31,455
‫یه پیچش داستانی.

176
00:10:35,099 --> 00:10:37,293
‫قفسه۴. کابینت بزرگ.

177
00:10:56,197 --> 00:10:58,167
‫فقط بحثِ کارش بود.‬

178
00:11:14,215 --> 00:11:16,003
‫بینِ بیش‌فعالی-تکانشگریِ اختلال نقص توجه‌م

179
00:11:16,008 --> 00:11:18,089
‫و رویاپردازیِ‬
‫ناهنجار و منفک از واقعیتم،‬

180
00:11:18,094 --> 00:11:20,257
‫عملکردِ اجرایی‌ مغزم‬
‫الان واقعاً به فنا رفته.‬

181
00:11:20,262 --> 00:11:20,782
‫باشه.‬

182
00:11:21,263 --> 00:11:23,883
‫آره، در ضمن تازه هم گرایش جنسیم رو اعلام کردم.‬

183
00:11:24,141 --> 00:11:26,541
‫- تبریک می‌گم.‬
‫- من زن‌گرا هستم.

184
00:11:27,812 --> 00:11:29,912
‫من... جذبِ زنانگی می‌شم‬

185
00:11:30,106 --> 00:11:32,436
‫حتی اگه آلتِ مردانه داشته باشن.‬

186
00:11:33,484 --> 00:11:33,944
‫آره.‬

187
00:11:34,610 --> 00:11:37,191
‫انگار خیلی تحت فشاری،‬ پسر.‬

188
00:11:37,196 --> 00:11:41,779
‫آره، واسه همین... خب... تا فردا نمی‌تونم‬
‫اون مقاله رو بهت برسونم.‬

189
00:11:41,784 --> 00:11:43,503
‫باشه. خب...‬

190
00:11:44,787 --> 00:11:48,703
‫فکر می‌کنی بتونی بالاخره...‬
‫یه زمانی بنویسیش؟‬

191
00:11:48,708 --> 00:11:50,074
‫فکر کنم آره.‬

192
00:11:50,793 --> 00:11:53,499
‫عالی می‌شه.‬
‫آره، هر وقت تونستی بهم برسونش.‬

193
00:11:53,504 --> 00:11:54,542
‫باشه، ممنون.‬

194
00:11:54,547 --> 00:11:56,297
‫خیلی خب. ممنون، آرون.‬

195
00:11:56,966 --> 00:11:57,896
‫سلام، آرون.‬

196
00:12:00,970 --> 00:12:01,924
‫چطور بود؟‬

197
00:12:01,929 --> 00:12:04,569
‫منظورم اینه که، عجب هیجانی داشت.‬

198
00:12:04,598 --> 00:12:06,679
‫اوه، خب، اون مورد خاصیه.‬

199
00:12:06,684 --> 00:12:10,349
‫منظورم اینه که، منم ۲۰ سالم بود عوضی بودم،‬
‫ولی خب...‬

200
00:12:10,354 --> 00:12:12,935
‫خب، شرط می‌بندم‬
‫تو مقاله‌هاتو سر وقت تحویل می‌دادی.‬

201
00:12:12,940 --> 00:12:14,777
‫بله خانم. همین‌طوره.‬

202
00:12:15,192 --> 00:12:18,691
‫اوه، می‌خواستم بپرسم.‬
‫مایوم رو خونه‌ی تو جا گذاشتم؟‬

203
00:12:18,696 --> 00:12:21,564
‫همم. می‌گردم... دنبالش می‌گردم.‬

204
00:12:24,660 --> 00:12:25,710
‫سینتیا چطوره؟‬

205
00:12:26,537 --> 00:12:27,347
‫خوبه.‬

206
00:12:28,831 --> 00:12:29,611
‫جان چطوره؟‬

207
00:12:31,167 --> 00:12:31,747
‫اون...‬

208
00:12:32,543 --> 00:12:33,538
‫عالیه.‬

209
00:12:34,253 --> 00:12:35,049
‫آره.‬

210
00:12:36,964 --> 00:12:38,919
‫خب، می‌بینمت... این طرفا می‌بینمت‬

211
00:12:38,924 --> 00:12:43,564
‫یا... اوه، توی جلسه‌ی... دانشکده،‬ پنجشنبه.‬

212
00:12:44,054 --> 00:12:46,254
‫اوم... قصد نداشتم برم.‬

213
00:12:47,600 --> 00:12:49,979
‫اوه. باید بری.‬

214
00:12:50,019 --> 00:12:52,183
‫منظورم اینه که، دارم جون می‌کنم‬
‫تا وقتی واسه نوشتن پیدا کنم،‬

215
00:12:52,188 --> 00:12:55,311
‫و خب، با خودم گفتم اگه نرم،‬
‫کل روز رو وقت دارم.‬

216
00:12:55,316 --> 00:12:59,064
‫ولاد، نه. اگه رسمی‌شدن می‌خوای، باید‬
‫بهشون نشون بدی که اهل کاری.‬

217
00:12:59,069 --> 00:13:02,401
‫باید... باید توی همه‌ی جلسه‌ها باشی،‬
‫عضو کارگروه‌ها بشی،‬

218
00:13:02,406 --> 00:13:04,904
‫مدیریت کارگروه‌ها رو بگیری، همه‌ی اینا.‬

219
00:13:04,909 --> 00:13:08,824
‫آره، ولی خب، واسه رسمی‌شدن‬
‫باید مقاله هم چاپ کنم،‬

220
00:13:08,829 --> 00:13:10,910
‫و باید کتاب دومم رو بنویسم.‬

221
00:13:10,915 --> 00:13:15,498
‫- مگه خودت نگفتی حواسم پرت نشه؟‬
‫- متأسفم، ولی باید...باید هر دو کار رو بکنی.‬

222
00:13:15,503 --> 00:13:18,000
‫- چطوری؟‬
‫- خب، یه راهی پیدا کن.‬

223
00:13:18,005 --> 00:13:23,464
‫سختیش موقتیه، ولی وقتی رسمی بشی،‬
‫دیگه لازم نیست جای دیگه‌ای بری.‬

224
00:13:23,469 --> 00:13:25,841
‫آره، واقعاً مطمئن نیستم‬
‫که بخوام اینجا گیر بیفتم.‬

225
00:13:25,846 --> 00:13:27,886
‫اینجا یکم زیادی دهاتی‌طوره.‬

226
00:13:28,891 --> 00:13:29,291
‫خب،‬

227
00:13:30,893 --> 00:13:32,523
‫جاهای بدتری هم هست.‬

228
00:13:36,023 --> 00:13:39,522
‫- راستش داشتم می‌اومدم سمت دفترت.‬
‫- اوه، بله.‬

229
00:13:39,527 --> 00:13:41,649
‫چون، ببخشید،‬ توصیه‌نامه...‬

230
00:13:41,654 --> 00:13:45,027
‫اوه، واسه براون. آره، واقعاً...‬
‫واقعاً معذرت می‌خوام. امشب انجامش می‌دم.‬

231
00:13:45,032 --> 00:13:47,905
‫نباید می‌ذاشتم واسه دقیقه‌ی نود.‬
‫تقصیر منه.‬

232
00:13:47,910 --> 00:13:49,250
‫اصلاً مشکلی نیست.‬

233
00:13:49,907 --> 00:13:50,887
‫حالت خوبه؟‬

234
00:13:51,163 --> 00:13:52,358
‫عالی‌ام.‬

235
00:13:52,414 --> 00:13:53,924
‫ببخشید. ببخشید.‬

236
00:14:02,633 --> 00:14:06,966
‫مامان این پرونده رو بهم داد، و انگار‬
‫علیه اون دختره، لیلا، رأی داده.‬

237
00:14:06,971 --> 00:14:08,384
‫واسه بورسیه‌ی مکلبرگ.‬

238
00:14:08,389 --> 00:14:11,689
‫رأی‌ها ۳ به ۲‬
‫به نفع اون یکی کاندیدا بود.‬

239
00:14:11,767 --> 00:14:13,917
‫خب، یعنی اختلاف کم بوده.‬

240
00:14:14,228 --> 00:14:18,769
‫اون این‌طوری فکر می‌کنه،‬
‫ولی معنیش اینه که رأی اون تعیین‌کننده بوده.‬

241
00:14:18,774 --> 00:14:20,187
‫پس واقعاً تلافی کرده.‬

242
00:14:20,192 --> 00:14:25,234
‫شاید، شایدم نه، ولی قطعاً می‌تونن‬ خیلی
‫راحت پرونده‌ی تلافی‌جویی براش درست کنن.‬

243
00:14:25,239 --> 00:14:27,987
‫- باید از اون دختره معذرت‌خواهی کنه.‬
‫- بعید می‌دونم این کار رو بکنه.‬

244
00:14:27,992 --> 00:14:30,072
‫اون وقت خنگه، چون اگه فقط‬
‫معذرت‌خواهی می‌کرد،‬

245
00:14:30,077 --> 00:14:31,949
‫کل این قضیه تموم می‌شد، بابا.‬

246
00:14:31,954 --> 00:14:35,204
‫و بهش بگو‬
‫که باید این پرونده رو برگردونه.‬

247
00:14:36,206 --> 00:14:37,126
‫اون کیه؟‬

248
00:14:39,044 --> 00:14:40,964
‫اوم... یه دوست پیدا کردم.‬

249
00:14:41,881 --> 00:14:43,878
‫این روزا چه حسی داری؟‬

250
00:14:43,883 --> 00:14:46,964
‫- اوم... نمی‌دونم.‬
‫- هنوز از دست من و مامانت ناراحتی؟‬

251
00:14:46,969 --> 00:14:48,966
‫فقط از این ناراحت بودم‬
‫که بهم دروغ گفتید.‬

252
00:14:48,971 --> 00:14:52,845
‫ولی من یه آدم بالغم،‬
‫و شما هم بالغید. مامان هم بالغه.‬

253
00:14:52,850 --> 00:14:54,555
‫دانشجوهای شما هم بالغ بودن.‬

254
00:14:54,560 --> 00:14:58,767
‫الکسیس بالغه. همه بالغ‌ان.‬
‫دیدگاه من اینه، پس نمی‌دونم.‬

255
00:14:58,772 --> 00:15:02,479
‫بیاید همه‌مون باهاش کنار بیایم‬
‫و مثل آدم‌های بالغ رفتار کنیم.‬

256
00:15:02,484 --> 00:15:03,064
‫باشه.

257
00:15:06,864 --> 00:15:08,027
‫نه، نکن.‬

258
00:15:08,741 --> 00:15:13,324
‫- می‌تونی لباس خوابت رو درنیاری.‬
‫- برو... برو سمت خودت بخواب.‬

259
00:15:13,329 --> 00:15:18,078
‫- فقط فرض کن همکارت‌ام.‬
‫- ساکت لطفا. دارم سعی می‌کنم بخوابم.‬

260
00:15:18,083 --> 00:15:20,983
‫- امروز بهت نرسیده؟‬
‫- جان، تمومش کن.‬

261
00:15:25,674 --> 00:15:28,234
‫سید می‌گه رأی تو تعیین‌کننده بوده.‬

262
00:15:30,346 --> 00:15:33,256
‫و اینکه باید پرونده رو برگردونی سر جاش.‬

263
00:15:36,000 --> 00:15:43,000
سینمافریک

264
00:15:46,111 --> 00:15:46,862
‫دیوید؟‬

265
00:15:47,655 --> 00:15:49,273
‫اوه، سلام خانم.‬

266
00:15:50,032 --> 00:15:52,362
‫وای خدا. تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

267
00:15:52,993 --> 00:15:57,576
‫اومدم توی دفتر ولاد بنویسم، ولی
‫بعدش چندتا پاستیل ملاتونین خوردم‬
‫(ملاتونین: هورمون خوابه و برای بی‌خوای یا تنظیم خواب استفاده می‌شه)

268
00:15:57,581 --> 00:16:00,996
‫چون فکر کردم شاید کمک کنه
‫از این واقعیت گریزناپذیر فرار کنم،‬

269
00:16:01,001 --> 00:16:02,681
‫ولی فقط خوابم برد.‬

270
00:16:02,753 --> 00:16:04,416
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

271
00:16:04,421 --> 00:16:06,663
‫اوم... من چیکار می‌کنم؟ خب...‬

272
00:16:06,674 --> 00:16:11,548
‫من... یه کتاب از دیوید قرض
‫گرفته بودم، و فقط... اومدم پسش بدم.‬

273
00:16:11,553 --> 00:16:13,333
‫ساعت ۵ صبح؟‬

274
00:16:14,515 --> 00:16:15,662
‫اوه، خب...‬

275
00:16:15,667 --> 00:16:17,880
‫وای خدای من. بیخیال.‬

276
00:16:20,354 --> 00:16:22,935
‫ببخشید که برنامه‌ی استخر رو پیچوندم.‬

277
00:16:22,940 --> 00:16:24,269
‫اوه، خواهش می‌کنم.‬

278
00:16:24,274 --> 00:16:26,814
‫ولاد... ولاد بهت گفت چرا نیومدم؟‬

279
00:16:26,819 --> 00:16:29,403
‫فقط گفت با هم دعواتون شده.‬

280
00:16:29,446 --> 00:16:32,361
‫آره. همون روز صبح فهمیدم‬

281
00:16:32,366 --> 00:16:36,073
‫که توی کارگروه استخدامی‬
‫درباره‌ی اقدام به خودکشیم گفته.‬

282
00:16:36,078 --> 00:16:37,298
‫توی مصاحبه‌اش.‬

283
00:16:37,830 --> 00:16:38,290
‫اوه.‬

284
00:16:40,332 --> 00:16:41,842
‫نمی‌دونستی؟‬

285
00:16:42,084 --> 00:16:42,807
‫نه.‬

286
00:16:44,545 --> 00:16:46,666
‫ولی تو می‌دونستی، نه؟‬

287
00:16:49,341 --> 00:16:53,781
‫پس همه می‌دونن، درسته؟‬
‫توی اون کارگروه دانشجو هم هست؟‬

288
00:16:53,846 --> 00:16:55,664
‫اوم... خب... اوم...‬

289
00:16:57,266 --> 00:17:01,046
‫می‌دونی، اونا توی مصاحبه‌ها هستن،‬
‫ولی نگران نباش.‬

290
00:17:01,228 --> 00:17:04,768
‫دانشجوها عاشق مباحث سلامت روانن.‬
‫احتمالاً اینطوری احترامت پیششون بیشتر شده.‬

291
00:17:04,773 --> 00:17:07,813
‫آره، هیچی باحال‌تر از یه استاد حق‌التدریسی‬
‫در حال بهبودی نیست‬

292
00:17:07,818 --> 00:17:12,248
‫که یه زمانی مدفوع خودشو پرت کرده‬
‫سمت بهیار بیمارستان بلویو.‬

293
00:17:19,079 --> 00:17:20,409
‫حقش بود؟‬

294
00:17:23,584 --> 00:17:26,274
‫می‌تونم نظرتو درباره‌ی یه چیزی بدونم؟‬

295
00:17:26,879 --> 00:17:29,858
‫به نظرم خیلی بهش نمره‌ی بالایی دادی.‬

296
00:17:29,863 --> 00:17:31,754
‫ولی نه به خوبیِ اون یکی.‬

297
00:17:31,759 --> 00:17:34,214
‫وقتی بورسیه رو نگرفت،‬
‫ترک تحصیل کرد.

298
00:17:34,219 --> 00:17:36,258
‫باشه، ولی چرا وام نگرفت؟‬

299
00:17:36,263 --> 00:17:39,136
‫- خانواده‌ی پولداری نداشت.‬
‫- فکر می‌کنی من داشتم؟‬

300
00:17:39,141 --> 00:17:42,389
‫من و ولاد اونقدر بدهی داریم‬
‫که چشمم جایی رو نمی‌بینه.‬

301
00:17:42,394 --> 00:17:43,384
‫اوه، ببخشید.‬

302
00:17:43,479 --> 00:17:45,684
‫- خوبی؟‬
‫- آره، آره، ببخشید.‬

303
00:17:45,689 --> 00:17:49,104
‫این شلوارم یکم زیادی رفته بالا،‬
‫می‌فهمی که چی می‌گم؟‬

304
00:17:49,109 --> 00:17:50,679
‫راستش من خوشم می‌آد.‬

305
00:17:50,903 --> 00:17:54,813
‫بهم یادآوری می‌کنه که یه چیزی‬
‫اون پایین‌مایین‌ها هست.‬

306
00:17:54,907 --> 00:17:58,967
‫ببین، فکر کنم نگرفتنِ بورسیه رو‬
‫بهونه کرد.‬

307
00:18:00,162 --> 00:18:01,881
‫خب، دلخور شده بود.‬

308
00:18:02,122 --> 00:18:03,402
‫مهم نیست.‬

309
00:18:03,874 --> 00:18:07,014
‫باید خودم رو برای‬
‫عواقبش آماده کنم.‬

310
00:18:07,294 --> 00:18:08,504
‫یا شاید هم نه.‬

311
00:18:11,006 --> 00:18:13,516
‫و بعدش مدارک رو از بین برد.‬

312
00:18:14,834 --> 00:18:16,004
‫اوه!‬

313
00:18:16,220 --> 00:18:18,989
‫اوه، ببین باعث شدی چیکار کنم.‬

314
00:18:27,439 --> 00:18:31,063
‫می‌دونی، وقتی شروع کردیم، جان هم‬
‫توی موقعیت تو بود.‬

315
00:18:31,068 --> 00:18:33,315
‫خب، من تمام‌وقت بودم، اون حق‌التدریسی بود،‬

316
00:18:33,320 --> 00:18:34,710
‫فقط یه کلاس داشت،‬

317
00:18:34,988 --> 00:18:38,398
‫و تلاش کرد تا رسید‬
‫به ریاست دپارتمان.‬

318
00:18:39,034 --> 00:18:39,904
‫چطوری؟‬

319
00:18:40,786 --> 00:18:42,451
‫جان خیلی زرنگه.‬

320
00:18:43,539 --> 00:18:46,986
‫ولی... همین‌طوری بهش ترفیع دادن یا...‬

321
00:18:48,127 --> 00:18:50,447
‫اوم... خب، باید از خودش بپرسی.‬

322
00:18:50,462 --> 00:18:54,072
‫ببخشید، می‌دونم جان... مثال پیچیده‌ایه.‬

323
00:18:54,133 --> 00:18:57,623
‫بی‌خیال بابا.‬
‫کاش ولاد با بقیه هم رابطه داشت.‬

324
00:18:58,095 --> 00:18:59,555
‫همچین آرزویی نداری.‬

325
00:19:00,514 --> 00:19:01,593
‫نه، واقعاً... دارم.‬

326
00:19:01,598 --> 00:19:04,680
‫منظورم اینه که نه با دانشجوها،‬
‫چون زمونه عوض شده،‬

327
00:19:04,685 --> 00:19:08,183
‫ولی ولاد به نظر... دنیا دیده می‌آد.‬

328
00:19:08,188 --> 00:19:08,768
‫اوهوم.‬

329
00:19:09,857 --> 00:19:12,187
‫ولی یه جورایی خیلی خشک و پاستوریزه‌ست.‬

330
00:19:12,192 --> 00:19:14,022
‫باید چیزای جدید رو تجربه کنه.‬

331
00:19:14,027 --> 00:19:18,217
‫فکر کنم براش خوب باشه‬
‫که یه رابطه‌ی مخفیانه داشته باشه.‬

332
00:19:20,993 --> 00:19:21,683
‫واقعاً؟‬

333
00:19:21,994 --> 00:19:23,941
‫نه. نه.‬

334
00:19:25,372 --> 00:19:25,892
‫خب...‬

335
00:19:27,666 --> 00:19:28,646
‫نمی‌دونم.‬

336
00:19:29,585 --> 00:19:30,105
‫شاید.‬

337
00:19:36,717 --> 00:19:38,005
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

338
00:19:38,010 --> 00:19:39,117
‫عالیه. مرسی.‬

339
00:19:39,136 --> 00:19:41,425
‫یکی قهوه لازم داره. هر وقت کافی بود بگو.‬

340
00:19:41,430 --> 00:19:43,218
‫- من لازم دارم، واقعاً لازم دارم.‬
‫- بگو کی بس کنم.‬

341
00:19:43,223 --> 00:19:44,842
‫- بسه.‬
‫- باشه.‬

342
00:19:47,019 --> 00:19:50,184
‫خامه یا چیزی نمی‌بینم.‬
‫چیزی هست که...‬

343
00:19:50,189 --> 00:19:51,523
‫سلام بچه‌ها.‬

344
00:19:51,773 --> 00:19:53,805
‫- سلام.‬
‫- پس اومدی.‬

345
00:19:54,026 --> 00:19:56,273
‫- خب، به لطف تو.‬
‫- اوه، هندونه زیر بغلم نذار.‬

346
00:19:56,278 --> 00:19:59,318
‫نه، تازگی‌ها خیلی توی لاک خودم بودم و...‬

347
00:19:59,323 --> 00:20:02,683
‫لازم بود یه تلنگری بهم
‫بزنی تا به خودم بیام.‬

348
00:20:04,077 --> 00:20:07,409
‫راستی، من... فصل اول کتابت رو خوندم.‬

349
00:20:07,414 --> 00:20:08,014
‫خب؟‬

350
00:20:08,707 --> 00:20:10,217
‫خیلی بهت حسودیم شد.‬

351
00:20:12,085 --> 00:20:14,708
‫فکر کنم همه جمع شدن، پس...‬

352
00:20:14,713 --> 00:20:16,877
‫- سلام عزیزم.‬
‫- ...شروع کنیم؟‬

353
00:20:16,882 --> 00:20:18,809
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

354
00:20:19,218 --> 00:20:22,674
‫خب، فرض رو بر این می‌ذارم که همه‌تون اهداف‬
‫دانشکده رو برای این سال تحصیلی بررسی کردید،‬

355
00:20:22,679 --> 00:20:23,884
‫پس نظری ندارید؟‬

356
00:20:23,889 --> 00:20:27,763
‫- می‌خوام مطمئن شم که به دست همه رسیده.‬
‫- پیوستِ همون ایمیل بود.‬

357
00:20:27,768 --> 00:20:31,016
‫ایمیل به دست من نرسیده.‬
‫این دیگه بار دومه.‬

358
00:20:31,021 --> 00:20:32,559
‫- پوشه‌ی اسپم رو چک کردی؟‬
‫- کردم.‬

359
00:20:32,564 --> 00:20:36,014
‫واضحه که بازم مشکل از‬
‫لیستِ ارساله.‬

360
00:20:36,318 --> 00:20:39,998
‫اگه به دست اساتید حق‌التدریسی نرسه،‬
‫اون‌وقت ما...‬

361
00:20:39,998 --> 00:20:49,998
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

362
00:21:16,692 --> 00:21:19,106
‫این واقعاً وقت تلف کردنه.‬
‫من واقعاً...‬

363
00:21:19,111 --> 00:21:19,811
‫حساسیته.‬

364
00:21:20,112 --> 00:21:23,485
‫واقعاً برام سواله که چرا نیازی نمی‌بینید‬

365
00:21:23,490 --> 00:21:25,904
‫هجومِ آثارِ تاریخ‌نگاری رو‬

366
00:21:25,909 --> 00:21:27,698
‫توی زبانِ دپارتمانمون بررسی کنید.‬

367
00:21:27,703 --> 00:21:31,660
‫چرا یه زیرکارگروه تشکیل ندیم؟‬
‫می‌تونیم سعی کنیم زبان رو بازتعریف کنیم.‬

368
00:21:31,665 --> 00:21:33,328
‫من می‌تونم... می‌تونم مدیریتش کنم.‬

369
00:21:33,333 --> 00:21:35,014
‫خیلی کمک‌بزرگیه.‬

370
00:21:35,043 --> 00:21:36,203
‫ممنون، ولاد.‬

371
00:21:36,837 --> 00:21:38,446
‫خب، کسی داوطلب می‌شه؟‬

372
00:21:48,515 --> 00:21:49,795
‫اوم... من عضو زیرکارگروه می‌شم.‬

373
00:21:51,393 --> 00:21:51,973
‫عالیه.‬

374
00:21:52,686 --> 00:21:54,891
‫خب، منم عضو می‌شم.‬

375
00:21:54,896 --> 00:21:55,416
‫باشه.‬

376
00:21:58,900 --> 00:22:02,278
‫- خب... کی همدیگه رو ببینیم؟‬
‫- اوه، خب...‬

377
00:22:02,321 --> 00:22:04,901
‫ببین، سرم خیلی شلوغه،‬
‫ولی امشب وقتم آزاده.‬

378
00:22:04,906 --> 00:22:06,766
‫می‌دونم خیلی یهویی شد.‬

379
00:22:06,783 --> 00:22:09,614
‫- امشب؟ من پایه‌م.‬
‫- تو واسه هر چیزی پایه‌ای، فلو.‬

380
00:22:09,619 --> 00:22:11,339
‫خودت که می‌دونی دختر.‬

381
00:22:11,371 --> 00:22:13,472
‫- تو چی؟‬
‫- اممم...‬

382
00:22:14,124 --> 00:22:15,684
‫منم میام.‬

383
00:22:16,126 --> 00:22:19,041
‫- ولی تا ساعت نه باید برم، ببخشید.‬
‫- اوه.‬

384
00:22:19,046 --> 00:22:21,668
‫مشکلی نیست.‬
‫باید زودتر جمع‌وجورش کنیم.‬

385
00:22:21,673 --> 00:22:24,343
‫- اممم.‬
‫- خیلی خب، بعداً می‌بینمت.‬

386
00:22:29,514 --> 00:22:34,639
‫- داری لباسای منو کش می‌ری؟‬
‫- نه، مال بابا رو. باید خوش‌تیپ به نظر بیام.‬

387
00:22:34,644 --> 00:22:36,224
‫دوباره داری می‌ری بیرون؟‬

388
00:22:36,229 --> 00:22:37,389
‫اجازه دارم؟‬

389
00:22:38,357 --> 00:22:40,187
‫پوشه رو سر جاش گذاشتی؟‬

390
00:22:40,192 --> 00:22:41,438
‫- این پیرهن منه؟‬
‫- آره.‬

391
00:22:41,443 --> 00:22:43,315
‫- کسی هم تو رو ندید؟‬
‫- نه.‬

392
00:22:43,320 --> 00:22:47,819
‫- لطفاً توش بالا نیار.‬
‫- خیلی بامزه‌ای بابا. ماشینم اومد.‬

393
00:22:47,824 --> 00:22:48,694
‫داری می‌ری‬

394
00:22:49,910 --> 00:22:51,114
‫یه دوستو ببینی؟‬

395
00:22:51,119 --> 00:22:53,481
‫یه جورایی. دوستت دارم.‬

396
00:22:58,377 --> 00:23:00,627
‫- حسودیت شده بود؟‬
‫- به کی؟‬

397
00:23:00,754 --> 00:23:01,821
‫به لیلا.‬

398
00:23:02,005 --> 00:23:05,545
‫فکر کردم قرار نیست درباره اتفاقات‬
‫ده سال پیش حرف بزنیم.‬

399
00:23:05,550 --> 00:23:06,880
‫به نظرم قشنگه.‬

400
00:23:08,428 --> 00:23:09,588
‫خوشگل شدی.‬

401
00:23:11,181 --> 00:23:16,141
‫مراقب باش. تو همیشه زیادی اهمیت می‌دی،‬
‫بعدش همه‌چیز رو خراب می‌کنی.‬

402
00:23:17,979 --> 00:23:21,186
‫اوه، یادم رفت به کاهوها آب بدم.‬
‫می‌شه قبل رفتنت بهشون آب بدی؟‬

403
00:23:21,191 --> 00:23:23,051
‫- آره.‬
‫- تشنه‌شونه.‬

404
00:23:37,749 --> 00:23:39,669
‫من به اندازه اهمیت می‌دم.‬

405
00:23:48,191 --> 00:23:54,639
‫ولادیمیر:
‫باید قرار امشب رو به هم بزنم، خیلی معذرت می‌خوام.
‫سینتیا از قبل برنامه ریخته بود و من باید مراقب فی باشم.

406
00:23:54,678 --> 00:23:55,718
‫فلورنس:
‫مشکلی نداره.

407
00:24:09,990 --> 00:24:11,174
‫جان، درسته؟‬

408
00:24:11,533 --> 00:24:13,453
‫خوشحالم که بهم پیام دادی.‬

409
00:24:13,910 --> 00:24:15,480
‫چی می‌خوری؟‬

410
00:24:16,913 --> 00:24:18,037
‫اممم...‬

411
00:24:33,221 --> 00:24:34,205
‫آخ!‬

412
00:24:35,098 --> 00:24:37,018
‫ تراشه چوب لعنتی.

413
00:24:48,554 --> 00:24:51,897
‫ولادیمیر:
‫مایهٔ تسلی من

414
00:24:52,282 --> 00:24:53,972
‫داره کتاب منو می‌خونه.‬

415
00:24:58,038 --> 00:24:58,498
‫هممم.‬

416
00:25:00,070 --> 00:25:02,987
‫به ولادیمیر:
‫اوه خدای من، من دارم از خوشی می‌میرم!!!!

417
00:25:03,073 --> 00:25:04,954
‫ولادیمیر:
‫طاقت بیار، نمیر.

418
00:25:09,139 --> 00:25:14,950
‫به ولادیمیر:
‫تا وقتی که تمومش نکردی نظرت رو بهم نگو!

419
00:25:19,728 --> 00:25:21,374
‫راستش، یا اگه می‌خوای هم بگو

420
00:25:22,592 --> 00:25:25,596
‫هر کاری می‌خوای بکن!!!!

421
00:25:32,713 --> 00:25:35,220
‫دوست داری تو چه حالتی کتاب بخونی؟

422
00:25:38,030 --> 00:25:39,433
‫ولادیمیر:
‫....

423
00:25:47,041 --> 00:25:50,663
‫ادوینا:
‫جهت یادآوردی... توصیه نامه رو نوشتین؟

424
00:26:10,902 --> 00:26:11,882
‫خودش نیست.‬

425
00:26:24,457 --> 00:26:25,037
‫لعنتی!‬

426
00:26:25,856 --> 00:26:28,049
‫دوست داری تو چه حالتی کتاب بخونی؟

427
00:26:30,613 --> 00:26:32,236
‫ولادیمیر:
‫به آرومی.

428
00:26:36,594 --> 00:26:38,161
‫خیلی نزدیک...

429
00:26:41,705 --> 00:26:44,547
‫با توجه زیاد به جزئیات...

430
00:26:55,051 --> 00:26:57,092
‫ولادیمیر:
‫:))

431
00:26:57,657 --> 00:26:59,107
‫یعنی چی؟‬

432
00:27:00,910 --> 00:27:02,782
‫نه، نه، نه، بهتره آدم زیاد بدونه‬

433
00:27:02,787 --> 00:27:04,618
‫آره پسر‬
‫می‌دونم قراره وقتمو تلف کنی‬

434
00:27:04,623 --> 00:27:06,703
‫خیلی خوب به نظر میام و حسم هم، آه‬

435
00:27:06,708 --> 00:27:08,121
‫باور کن، حالم خیلی ردیفه‬

436
00:27:08,126 --> 00:27:10,123
‫مهریه رو خیلی بالا بردن‬

437
00:27:10,128 --> 00:27:11,875
‫تا آخر عمرت فقط می‌تونی تماشا کنی‬

438
00:27:11,880 --> 00:27:13,627
‫خیلی خوب به نظر میام و حسم هم، آه‬

439
00:27:13,632 --> 00:27:15,462
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

440
00:27:15,467 --> 00:27:17,130
‫هر وقت دلت خواست، هر وقت دلت خواست‬

441
00:27:17,135 --> 00:27:19,132
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

442
00:27:19,137 --> 00:27:21,134
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

443
00:27:21,139 --> 00:27:22,636
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

444
00:27:22,641 --> 00:27:26,139
‫هر وقت خواستی مال من باش‬
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

445
00:27:26,144 --> 00:27:28,404
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

446
00:27:29,147 --> 00:27:30,357
‫بیخیال، بیخیال‬

447
00:27:31,149 --> 00:27:32,359
‫بیخیال، بیخیال‬

448
00:27:32,651 --> 00:27:33,861
‫بیخیال، بیخیال‬

449
00:27:33,985 --> 00:27:36,149
‫لعنت، لعنت، بیخیالش‬
‫هر وقت دلت خواست مال من باش‬

450
00:27:36,154 --> 00:27:39,152
‫هر وقت دلت خواست، بیخیال‬
‫هر وقت دلت خواست مال من باش‬

451
00:27:39,157 --> 00:27:42,155
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

452
00:27:42,160 --> 00:27:44,070
‫هر وقت خواستی مال من باش‬

453
00:27:44,329 --> 00:27:46,159
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

454
00:27:46,164 --> 00:27:48,161
‫حسم خیلی، آه، خیلی بالاست‬

455
00:27:48,166 --> 00:27:51,319
‫بیخیال، هر وقت دلت خواست مال من باش‬

456
00:27:54,172 --> 00:27:56,272
‫لعنت، لعنت، لعنت، لعنت، لعنت‬

457
00:27:57,000 --> 00:28:17,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

