﻿1
00:00:07,000 --> 00:00:18,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:18,024 --> 00:00:25,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

3
00:00:25,500 --> 00:00:32,600
‫به‌ تازگی متوجه شدم که ممکنه دیگه
‫هیچ وقت بر انسان دیگه ای قدرت نداشته باشم.

4
00:00:37,370 --> 00:00:39,122
‫دانش‌ آموزهام که...

5
00:00:39,956 --> 00:00:43,126
‫برای یک بار تحت‌ تاثیر گذاشتن من
‫تمام وجودشون رو میفروختن...

6
00:00:43,209 --> 00:00:47,505
‫حالا آموزش‌ هام رو…
‫بی‌ ربط میدونن.

7
00:00:52,886 --> 00:00:57,932
‫دخترم که قبلاً من رو می‌پرستید،
‫حالا تمام وجودم رو نسبتاً...

8
00:00:58,850 --> 00:01:00,018
‫بی‌ فایده می‌بینه.

9
00:01:02,020 --> 00:01:06,316
‫و اگرچه ممکنه که مردی
‫برای من امتیازی قائل بشه...

10
00:01:06,399 --> 00:01:11,196
‫ممکنه دیگه هیچ وقت عامل
‫یه نعوظ خود به‌ خودی نباشم.

11
00:01:13,406 --> 00:01:17,700
‫به‌ عنوان یه زن مسن، راستش،
‫چه چیز بیشتری میتونه خجالت‌ آور باشه...

12
00:01:17,744 --> 00:01:20,497
‫من توان جذب بقیه رو از دست دادم.

13
00:01:32,842 --> 00:01:35,845
‫این برام خیلی غم‌ انگیزه.

14
00:01:35,929 --> 00:01:39,516
برای شما نیست؟

15
00:01:39,599 --> 00:01:42,018
این چه وضعیه؟
این چه کوفتیه؟

16
00:01:42,102 --> 00:01:43,700
‫اوه، ببخشید.

17
00:01:45,000 --> 00:01:50,000
<font color="#ff4e4e"><i><b>[ ولادیمیر ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</b></i></font>

18
00:01:52,000 --> 00:01:55,000
<font color="#fff7ea"><i><b>[ شش هفته قبل ]</b></i></font>

19
00:01:53,000 --> 00:01:55,000
<font color="#fffef2"><i><b>[ یک زمان متفاوت ]</b></i></font>

20
00:01:56,783 --> 00:01:59,786
‫ما داریم برای اردوی اساتید،
‫سالاد برداشت محصول درست میکنیم.

21
00:02:00,995 --> 00:02:04,207
‫این سی‌امین سال من توی دانشکده‌ست...

22
00:02:04,707 --> 00:02:07,710
‫و خب سی‌امین اردوی اساتید من میشه.

23
00:02:08,503 --> 00:02:09,420
‫ولی...

24
00:02:10,213 --> 00:02:12,674
‫من از داخل رحم اومدم، پس...

25
00:02:13,758 --> 00:02:15,802
‫این یه سالاد واقعاً "برو به جهنم"ـه.

26
00:02:15,885 --> 00:02:18,763
‫از اونایی که همه رو یکم درباره‌
‫چیزی که آوردن معذب میکنه.

27
00:02:18,847 --> 00:02:20,181
‫- اون یکی.
‫- این یکی؟

28
00:02:20,265 --> 00:02:21,266
‫آره.

29
00:02:22,976 --> 00:02:24,269
‫- ممنون.
‫- بفرما.

30
00:02:48,793 --> 00:02:52,463
‫امروز ممکنه سرگرم‌ کننده باشه.
‫یه رسوایی جنسی کوچیک هست.

31
00:02:53,006 --> 00:02:56,009
‫رابطه بین یه استاد و دانشجوهاش.

32
00:03:01,973 --> 00:03:03,766
‫و چه شانسی...

33
00:03:05,059 --> 00:03:09,300
‫استاد مورد نظر اتفاقاً همسر منه.

34
00:03:11,858 --> 00:03:15,528
‫خب، وضعیت مربوط به عنوان نهم چطوره؟

35
00:03:16,070 --> 00:03:17,822
‫آندره، گزارشی داری؟

36
00:03:19,908 --> 00:03:22,243
‫خیلی خب،
‫بدون حاشیه‌ روی...

37
00:03:23,286 --> 00:03:26,039
‫تعداد شاکی ها به شش نفر رسیده.

38
00:03:26,122 --> 00:03:29,626
‫اوه، شش زن جوون.
‫خب، دیگه خیلی جوون نیستن.

39
00:03:29,709 --> 00:03:33,800
‫و تعداد امضاها روی طومار،
‫برای برکناری جانه.

40
00:03:34,422 --> 00:03:36,925
‫وای. بیش از هزار نفر
‫با حمایت فارغ‌ التحصیلان.

41
00:03:37,008 --> 00:03:37,926
‫چی؟

42
00:03:38,509 --> 00:03:42,138
‫وقتی من دانشجو بودم،
‫میخواستم با همه استادهام رابطه داشته باشم.

43
00:03:42,222 --> 00:03:47,200
‫پیر، جوون، مرد، زن،
‫ولی... خیلی خجالتی بودم.

44
00:03:47,977 --> 00:03:50,563
‫همونطور که جورج برنارد شاو یه بار گفت...

45
00:03:51,064 --> 00:03:53,691
‫باسن سفت برای جوون ها تلف میشه.

46
00:03:56,903 --> 00:03:57,779
.کم کم وقتشه

47
00:03:59,239 --> 00:04:03,200
‫بهت گفته بودم یه بار سال‌ ها پیش
‫توی دفترش رفتم...

48
00:04:03,284 --> 00:04:07,247
‫و بوم، یه دختر اونجا بود که
‫سینه‌ش روی صورتش بود، انگار...

49
00:04:08,581 --> 00:04:10,917
‫- اسمش چی بود؟
‫- متجاوز جنسی بودن؟

50
00:04:11,000 --> 00:04:13,211
‫- زمان فرق میکرد.
‫- هوم... فرق میکرد؟

51
00:04:13,294 --> 00:04:16,172
‫عزیزم، مگه فرق میکرد؟
‫نه. فرق میکرد.

52
00:04:16,256 --> 00:04:18,258
‫- بچه‌ ها، شروع نکنیم...
‫- اوه، شکنجه با غرق کردن.

53
00:04:18,341 --> 00:04:21,469
‫- شکنجه با غرق کردن نبود.
‫- فکر کنم اصطلاح درستش موتوربُوتینگ باشه.

54
00:04:21,552 --> 00:04:22,553
‫چی؟ نه.

55
00:04:22,637 --> 00:04:24,222
‫- موتوربُوتینگه.
‫- دارم سرچ میکنم.

56
00:04:24,305 --> 00:04:26,391
‫- موتوربُوتینگ، یه کلمه.
‫- رفقا، بیخیال بشیم...

57
00:04:30,520 --> 00:04:32,897
‫باشه، بریم تو.

58
00:04:34,732 --> 00:04:38,987
‫تعلیق جان تا زمان جلسه به قوت خود باقی میمونه.
‫تاریخ جلسه بعداً اعلام میشه.

59
00:04:39,070 --> 00:04:41,614
‫گزارشی در حال،
‫ام... تدوینه.

60
00:04:41,698 --> 00:04:46,494
‫ولی میخوام دیوید رو برای پذیرش
‫سریع مسئولیت ریاست تبریک بگم.

61
00:04:46,577 --> 00:04:48,871
‫عالی عمل میکنی.
‫هورا برای دیوید؟

62
00:04:48,955 --> 00:04:49,914
‫دیوید، بزن بریم!

63
00:04:49,998 --> 00:04:52,375
‫«موتوربوتینگ عمل فرو بردن صورته»

64
00:04:52,458 --> 00:04:54,210
‫«بین دو سینه برجسته»

65
00:04:54,294 --> 00:04:57,088
‫«و تکون دادن سریع سر به طرفین»

66
00:04:57,171 --> 00:05:01,050
‫«در حالی که صدای قوی «برررر» تولید میشه.»

67
00:05:02,302 --> 00:05:06,222
‫- آکادمیا رو بهتون معرفی میکنم.
‫- شاید چیزی باشه...

68
00:05:06,306 --> 00:05:10,143
‫اوه، دوستان من، خیلی متاسفم.
‫زمان رو اشتباه متوجه شده بودم. باورم نمیشه.

69
00:05:10,226 --> 00:05:12,645
‫- ما داشتیم ادامه میدادیم.
‫- بفرمایید.

70
00:05:12,729 --> 00:05:15,356
‫دیوید، صندلی اضافه هست یا...

71
00:05:15,440 --> 00:05:16,733
‫هی، ببخشید.

72
00:05:18,151 --> 00:05:19,110
‫مال من رو بردار.

73
00:05:19,736 --> 00:05:22,989
‫یادم رفت.
‫ولادیمیر ولادینسکی رو دیدی؟

74
00:05:23,072 --> 00:05:27,827
‫اوه، استادیار جدیدمون، اِ...؟

75
00:05:27,910 --> 00:05:29,370
‫اِ، نه.

76
00:05:29,454 --> 00:05:32,165
‫نه، ما هنوز اِ... ملاقات نکردیم.

77
00:05:32,248 --> 00:05:33,374
‫بفرما بشین.

78
00:05:33,458 --> 00:05:35,001
‫اوه، من خوبم.

79
00:05:35,084 --> 00:05:38,755
‫خب، من باید برای کمرم وایسم،
‫به علاوه... سابقه.

80
00:05:39,505 --> 00:05:42,508
‫خب، من قسمت آخر حرفت رو نشنیده میگیرم،
‫ولی اِ...

81
00:05:43,968 --> 00:05:46,054
‫باشه، و بریم سراغ بعدی.

82
00:05:46,137 --> 00:05:49,349
‫- منظورم از نظر استخدامی بود.
‫- اوه، شوخی کردم.

83
00:05:49,432 --> 00:05:52,977
‫ما هنوز به دو داوطلب دیگه
‫برای مکلنبورگ... احتیاج داریم.

84
00:05:53,061 --> 00:05:54,520
‫خرید خونه‌ت چطور بود؟

85
00:05:54,604 --> 00:05:56,606
‫آه، گذاشتم سر جاش.

86
00:05:57,690 --> 00:05:59,317
‫- خوبه.
‫- آره.

87
00:06:00,443 --> 00:06:01,527
‫محترمانه...

88
00:06:01,611 --> 00:06:04,238
‫بد شانسیه اگه کیفت رو زمین بذاری.

89
00:06:05,531 --> 00:06:08,576
‫مختصر باش.
‫محرمانه نگه دار.

90
00:06:08,659 --> 00:06:13,289
‫سازنده وارد بحث شو.
‫دیدگاه‌ هات رو حفظ کن. سوالی هست؟

91
00:06:13,790 --> 00:06:15,833
‫هر چی بیشتر تکرارش کنی.

92
00:06:25,468 --> 00:06:28,262
‫اوه، سالاد من رو دیوونه‌ وار دوست داشتن.

93
00:06:28,346 --> 00:06:30,431
‫قورتش دادن، پس، اممم...

94
00:06:30,515 --> 00:06:33,726
‫اوه، پای فریتوی دیوید.

95
00:06:33,810 --> 00:06:35,812
‫امم! میخوای یکم بخوری؟

96
00:06:35,895 --> 00:06:38,147
‫متاسفانه من با گلوتن مشکل دارم.

97
00:06:38,231 --> 00:06:40,024
‫سلیاک داری؟

98
00:06:40,108 --> 00:06:42,443
‫دوستِ پسرم سلیاک داره.

99
00:06:42,527 --> 00:06:43,986
‫بیشتر شبیه اختلال بد شکلی بدنی.

100
00:06:47,448 --> 00:06:49,409
‫بازم برای صندلی ممنون.

101
00:06:49,492 --> 00:06:51,994
‫خواهش میکنم.
‫میگن نشستن کشنده‌ست.

102
00:06:52,078 --> 00:06:53,413
‫اوه، شنیدم.

103
00:06:53,496 --> 00:06:55,998
‫تا حالا یکی از اون میزهای
‫ایستاده رو امتحان کردی؟

104
00:06:56,082 --> 00:06:57,667
‫نه، ولی باید امتحان کنم، مگه نه؟

105
00:06:57,750 --> 00:07:00,211
‫نمیدونم، باید امتحان کنی؟
‫شاید برای عضلات چهار سر رانم خوب باشه.

106
00:07:00,294 --> 00:07:01,963
‫اوه! ها...

107
00:07:02,046 --> 00:07:03,881
‫اِم...

108
00:07:04,632 --> 00:07:07,051
‫چطور با زندگی توی حومه شهر کنار میای؟

109
00:07:07,635 --> 00:07:10,471
‫راستش رو بخوای،
‫دارم خیلی اذیت میشم.

110
00:07:10,555 --> 00:07:11,806
‫وای، خدای من!

111
00:07:12,390 --> 00:07:13,349
‫اوه، سلام.

112
00:07:14,350 --> 00:07:17,103
‫وای، خدای من!
‫سلام، سلام، سلام! من...

113
00:07:17,186 --> 00:07:18,062
من ‫سینتیام.

114
00:07:18,146 --> 00:07:20,273
‫اوه، تو هم اینجا تدریس میکنی، مگه نه؟

115
00:07:20,356 --> 00:07:22,108
‫آره! اون یه کلاس داره.

116
00:07:22,191 --> 00:07:24,610
‫سلام. رمانت رو خیلی دوست دارم.

117
00:07:24,694 --> 00:07:28,114
‫واقعاً خیلی تأثیرگذار بود.
‫خیلی هیجان‌ زده بودم که دیدمت.

118
00:07:28,197 --> 00:07:31,159
‫اوه، خب، من یه ناامیدی بزرگم.

119
00:07:31,242 --> 00:07:34,245
‫جالبه. منم همینطور.
‫ببخشید، زودتر اینجا نبودم...

120
00:07:34,328 --> 00:07:38,207
‫چون دخترمون توی لباسش پی‌ پی کرده بود.

121
00:07:38,291 --> 00:07:39,125
‫اوه نه.

122
00:07:39,208 --> 00:07:42,295
‫داشتم بهش میگفتم که
‫باید کتابت رو بخونه.

123
00:07:42,378 --> 00:07:45,089
‫خب، من هنوز کتاب اون رو نخوندم،
‫پس مساوی هستیم.

124
00:07:45,173 --> 00:07:46,549
‫اوه، به خوبی کتاب تو نیست.

125
00:07:46,632 --> 00:07:47,967
‫- اوه، اِم...
‫- ممنونم.

126
00:07:48,050 --> 00:07:50,928
‫خب، چرا یه وقت‌ هایی این هفته
‫برای نوشیدن کوکتل نمیای...

127
00:07:51,012 --> 00:07:54,348
‫و هر دومون میتونیم
‫نسخه‌ هامون رو عوض کنیم.

128
00:07:54,432 --> 00:07:58,769
‫آه، آره. من نمیخورم، ولی اون وقتی که
‫من نیستم خیلی دوست داره بخوره.

129
00:07:58,853 --> 00:08:00,313
‫- لازم نیست بخوریم.
‫- اوه، نه.

130
00:08:00,396 --> 00:08:04,108
‫من خیلی... دلم میخواد اون بخوره.
‫این، ام... براش خوبه.

131
00:08:04,192 --> 00:08:05,318
‫- آره.
‫- اوه.

132
00:08:05,401 --> 00:08:06,986
‫- ام، ببخشید.
‫- اوه، ببخشید.

133
00:08:07,069 --> 00:08:10,239
‫- میتونم این دو تا رو یه لحظه قرض بگیرم؟
‫- آره، برات ایمیل میزنم.

134
00:08:10,323 --> 00:08:11,157
‫- باشه.
‫- آره.

135
00:08:11,240 --> 00:08:14,660
‫چون ولادیمیر تمام وقت اینجاست،
‫این بیشتر از تو روی اون تأثیر میذاره.

136
00:08:14,744 --> 00:08:17,413
‫فقط یه سری مدارک مربوط به ۴۰۱ هست.

137
00:08:18,664 --> 00:08:21,375
‫- فکر میکنی چی شنیده؟
‫- واقعاً ناعادلانه‌ست.

138
00:08:21,459 --> 00:08:24,128
‫چه موقعیت وحشتناکیه.
‫خیلی متاسفم.

139
00:08:24,837 --> 00:08:28,299
‫غیرقابل قبوله که هنوز
‫چیزی در موردش نگفته.

140
00:08:28,799 --> 00:08:31,385
‫ولی خب میدونی.
‫حدس میزنم تعجب‌ آور نیست.

141
00:08:33,596 --> 00:08:34,889
‫نگرانم برای...

142
00:08:41,187 --> 00:08:42,271
‫خوب باش.

143
00:08:45,399 --> 00:08:46,317
‫هی.

144
00:08:46,901 --> 00:08:49,612
‫- یه سوال دارم.
‫- شاید یه جواب داشته باشم.

145
00:08:50,112 --> 00:08:52,657
‫گزارش رو واقعاً دیدی؟

146
00:08:53,574 --> 00:08:54,575
‫قطعاً دیدم.

147
00:08:55,326 --> 00:08:56,786
‫برام میفرستیش؟

148
00:08:59,497 --> 00:09:00,540
‫لطفاً؟

149
00:09:02,208 --> 00:09:04,043
‫- باشه.
‫- ممنون.

150
00:09:04,919 --> 00:09:06,462
‫اوه، لذت ببر.

151
00:09:06,546 --> 00:09:08,923
‫- ام!
‫- ام!

152
00:09:35,408 --> 00:09:36,742
‫رسوا کننده.

153
00:09:52,174 --> 00:09:54,677
‫برای من خیلی سخته که بفهمم چطور...

154
00:09:54,760 --> 00:09:57,305
‫- اینا رو نمک زدی؟
‫- آره.

155
00:09:58,222 --> 00:10:01,767
‫روابط رضایت‌ مندانه‌ ای
‫که لذت‌ بخش بودن...

156
00:10:01,851 --> 00:10:06,147
‫نه برخلاف پویایی قدرت،
‫بلکه به خاطر پویایی قدرت...

157
00:10:06,230 --> 00:10:09,817
‫میتونن در نهایت آزار دهنده
‫یا آسیب‌ زا تلقی بشن.

158
00:10:09,900 --> 00:10:12,653
‫- چیز دیگه‌ ای هم روشون ریختی؟
‫- زیره.

159
00:10:12,737 --> 00:10:13,904
‫اوه، لعنتی.

160
00:10:14,905 --> 00:10:18,784
‫به عنوان یه زن،
‫یکم بهم توهین شد.

161
00:10:19,327 --> 00:10:22,496
‫میخوام به این زن‌ ها بگم
‫که وقتی ناراحتن...

162
00:10:22,580 --> 00:10:24,749
‫احتمالاً به خاطر رابطه جنسی‌شون نیست...

163
00:10:24,832 --> 00:10:27,710
‫و بیشتر به این دلیله که خیلی
‫وقتشون رو توی اینترنت میگذرونن...

164
00:10:27,793 --> 00:10:30,129
‫و فکر میکنن بقیه درباره‌شون چه نظری دارن.

165
00:10:30,212 --> 00:10:32,089
‫گوشت تازه.

166
00:10:32,173 --> 00:10:33,466
‫بفرما.

167
00:10:35,509 --> 00:10:36,594
‫روش رو کامل کن.

168
00:10:36,677 --> 00:10:39,305
‫♪ هو، آتیش ♪

169
00:10:40,723 --> 00:10:42,308
‫♪ هو، هو ♪

170
00:10:42,391 --> 00:10:46,145
‫برای روشن شدن قضیه،
‫من و جان همیشه یه توافقی داشتیم.

171
00:10:46,228 --> 00:10:51,500
‫بچه‌ های امروزی بهش میگن ازدواج باز،
‫ولی بدون اون ارتباطات افتضاح.

172
00:10:51,525 --> 00:10:53,778
‫- نامه‌م رو خوندن؟
‫- مطرح نشد.

173
00:10:53,861 --> 00:10:56,864
‫فکر میکنی میتونی قبل از یکشنبه‌
‫هفته‌ بعد با کمپوست کنار بیای؟ نه!

174
00:10:56,947 --> 00:10:58,532
‫از اینجا برو، رفیق!

175
00:10:59,033 --> 00:11:00,785
‫باید نامه رو بخونن.

176
00:11:00,868 --> 00:11:03,412
‫از وقتی یه دختر دانشجو دیدم،
‫ده سال گذشته.

177
00:11:03,496 --> 00:11:07,166
‫مگه ما توی دهه‌ شصتیم؟
‫چرا بهشون میگی دختر دانشجو؟

178
00:11:07,667 --> 00:11:09,627
‫اوه، و دارن برای جلسه استماع
‫تاریخ تعیین میکنن.

179
00:11:09,710 --> 00:11:11,962
‫خوبه، چون من هیچ‌ وقت
‫قوانین رو زیر پا نذاشتم.

180
00:11:12,046 --> 00:11:13,297
‫از نظر فنی.

181
00:11:13,381 --> 00:11:14,632
‫دقیقاً.

182
00:11:16,008 --> 00:11:17,927
‫ممکنه یه حوله برام بیاری، لطفاً؟

183
00:11:22,014 --> 00:11:23,140
‫جواب ندادی.

184
00:11:23,224 --> 00:11:26,644
‫ام، میتونی قبل از یکشنبه‌ هفته‌ بعد
‫با کمپوست سر و کله بزنی؟

185
00:11:26,727 --> 00:11:29,063
‫شاید.
‫استادهای جدید رو دیدی؟

186
00:11:29,146 --> 00:11:30,272
‫جایگزین‌ های ما؟

187
00:11:30,356 --> 00:11:32,942
‫- اونا جایگزین ما نیستن.
‫- بیا امیدوار باشیم.

188
00:11:33,526 --> 00:11:34,735
‫به هر حال، آره، دیدمشون.

189
00:11:34,819 --> 00:11:37,822
‫جوون و تازه‌ نفس و پر از امیدن.

190
00:11:37,905 --> 00:11:39,573
‫اون امید رو ازشون میگیریم.

191
00:11:39,657 --> 00:11:43,035
‫ولاد، شوهرش، یکشنبه‌ بعد
‫برای نوشیدن کوکتل میاد.

192
00:11:43,119 --> 00:11:45,413
‫- میتونم بهتر بفهمم.
‫- وقتی سید اینجاست؟

193
00:11:45,496 --> 00:11:46,747
‫اوه، لعنتی!

194
00:11:46,831 --> 00:11:48,916
‫باشه، دوباره تنظیم میکنم.

195
00:11:50,084 --> 00:11:52,294
‫- وقتی سید بیاد…
‫- اوهوم.

196
00:11:52,378 --> 00:11:55,256
‫با تمام این ماجرا،
بیا ‫چیزی بهش نگیم.

197
00:11:56,257 --> 00:11:59,260
‫ببین، دخترمون لازم نیست
‫از این ماجراها چیزی بدونه...

198
00:11:59,343 --> 00:12:01,303
‫برای شام شنبه، ماهی سالمون؟

199
00:12:03,931 --> 00:12:07,393
‫- آره، روی گریل درست میکنم.
‫- من از مزرعه چیزهای تازه میگیرم.

200
00:12:07,476 --> 00:12:09,770
‫میتونیم از کاهوهای من استفاده کنیم.
‫تقریباً آماده‌ چیدنه.

201
00:12:09,854 --> 00:12:10,938
‫حتماً.

202
00:12:11,021 --> 00:12:14,900
‫و مقداری پاستا یا چیزی درست کن.
‫من نمیتونم فقط ماهی و سبزیجات بخورم.

203
00:12:14,984 --> 00:12:16,277
‫لاغر میشم.

204
00:12:16,360 --> 00:12:18,904
‫دارم به ترک گلوتن فکر میکنم.

205
00:12:19,905 --> 00:12:20,906
‫لطفاً این کار رو نکن.

206
00:12:21,991 --> 00:12:22,825
‫چرا که نه؟

207
00:12:27,037 --> 00:12:29,248
‫نمیخوام با سید در موردش حرف بزنم.

208
00:12:30,583 --> 00:12:31,542
‫ممنونم.

209
00:12:33,919 --> 00:12:35,796
‫میدونم که این کار برات آسون نبوده.

210
00:12:35,880 --> 00:12:36,964
.اوهوم

211
00:12:37,631 --> 00:12:40,676
‫از کاری که میکنی قدردانی میکنم.
‫فقط همین رو میخوام بگم.

212
00:12:40,760 --> 00:12:41,719
‫همم.

213
00:12:42,219 --> 00:12:44,180
‫- چه احساساتی.
‫- جدی میگم.

214
00:12:44,847 --> 00:12:47,892
‫ببین، تا جایی که من میدونم،
‫من فقط همون کاری رو میکنم که همیشه انجام دادم.

215
00:12:50,394 --> 00:12:51,979
‫♪ بزنش مثل رام‌ پام‌ پام‌ پام ♪

216
00:12:52,062 --> 00:12:54,023
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان… ♪

217
00:12:54,106 --> 00:12:55,816
‫- سلام، صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

218
00:12:55,900 --> 00:12:59,361
‫سال‌ هاست که من و جان
‫زوج طلایی دانشگاه بودیم.

219
00:12:59,445 --> 00:13:01,322
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

220
00:13:01,405 --> 00:13:02,239
‫♪ یه دختر رو… ♪

221
00:13:02,323 --> 00:13:06,243
‫اون، پژوهشگر شعر،
‫و رئیس کاریزماتیک...

222
00:13:06,327 --> 00:13:15,400
‫و من، استاد پرطرفدار نوشتن خلاق،
‫و مدرس پرشور محبوب‌ ترین درس گروه.

223
00:13:15,419 --> 00:13:16,879
‫♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

224
00:13:16,962 --> 00:13:18,714
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان… ♪

225
00:13:18,798 --> 00:13:20,800
‫- چطورید دخترها؟
‫- ♪ هی ادامه بده… ♪

226
00:13:20,883 --> 00:13:25,221
‫زنان در داستان‌ های آمریکایی.
‫یکم کلی نیست؟

227
00:13:25,304 --> 00:13:26,806
‫♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

228
00:13:26,889 --> 00:13:28,516
‫♪ یه جوری که دختره هی ادامه بده… ♪

229
00:13:28,599 --> 00:13:30,476
‫- این یه بازی با کلمات بود.
‫- ♪ این یه پدیده‌ زنونه‌ست ♪

230
00:13:30,559 --> 00:13:31,936
‫♪ بزنش مثل ♪

231
00:13:32,019 --> 00:13:33,395
‫♪ داغش کن ♪

232
00:13:34,146 --> 00:13:35,481
‫♪ یه دختره رو ♪

233
00:13:36,106 --> 00:13:37,525
‫♪ این یه زن، زن، زنه ♪

234
00:13:37,608 --> 00:13:38,901
‫دو تا کاپوچینو.

235
00:13:38,984 --> 00:13:40,486
‫آره. سویا گرفتی؟

236
00:13:40,569 --> 00:13:42,571
‫- سویا.
‫- ممنون.

237
00:13:42,655 --> 00:13:43,781
‫- عالیه.
‫- لبنیات.

238
00:13:44,281 --> 00:13:46,242
‫خب، اممم…

239
00:13:47,326 --> 00:13:49,537
‫– داشتیم قبلش حرف میزدیم.
‫– هممم.

240
00:13:49,620 --> 00:13:53,249
‫و میخواستیم یه چیزی بگیم.

241
00:13:53,332 --> 00:13:56,335
‫اوه، آره، همین رو میخواستم. لطفاً.

242
00:13:56,418 --> 00:13:57,461
‫ببخشید.

243
00:13:57,545 --> 00:13:58,629
‫اشکالی نداره.

244
00:13:59,630 --> 00:14:01,090
‫– واقعاً؟
‫– اممم…

245
00:14:01,173 --> 00:14:07,304
‫فقط میخواستیم، اممم…
‫پیشنهاد بدیم که تو…

246
00:14:08,055 --> 00:14:11,767
‫آه… مجبور نیستی اون نقش
‫همسر حامی رو بازی کنی.

247
00:14:13,769 --> 00:14:14,854
‫وای.

248
00:14:15,729 --> 00:14:16,856
‫باشه.

249
00:14:17,439 --> 00:14:19,650
‫– بیشتر بگید.
‫– اوه، آره.

250
00:14:19,733 --> 00:14:24,280
‫مثلاً، مثلاً ما فکر میکنیم
‫تو یه خانم جذاب و باهوشی.

251
00:14:24,822 --> 00:14:26,907
‫مثلاً، واقعاً فکر میکنیم تو خیلی جذابی.

252
00:14:26,991 --> 00:14:27,992
‫آره.

253
00:14:28,909 --> 00:14:33,080
‫و، اممم، ما فقط فکر میکنیم تو مجبور نیستی،
‫مثلاً، کنار شوهرت وایسی.

254
00:14:37,209 --> 00:14:40,045
‫دوستان عزیز و گرامی من.

255
00:14:40,129 --> 00:14:44,300
‫از نگرانی‌تون واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

256
00:14:51,640 --> 00:14:54,727
‫این به دوش ماست.
‫من سعی میکنم از اتفاق افتادنش جلوگیری کنم.

257
00:14:54,810 --> 00:14:57,146
‫- همین رو میگم.
‫- خدای من!

258
00:14:57,229 --> 00:14:59,732
‫من و این آقا یه زمانی رابطه داشتیم.

259
00:15:00,524 --> 00:15:04,361
‫توی جلسات،
‫اگه شلوار مناسب پوشیده بودم...

260
00:15:04,445 --> 00:15:07,823
‫فقط با نگاه کردن به پروفایلش،
‫میتونستم ارضا بشم.

261
00:15:09,074 --> 00:15:12,453
‫زمان میتونه اوضاع رو ساده‌ تر کنه،
‫اگه منظورم رو بفهمید.

262
00:15:13,787 --> 00:15:14,830
‫آماده‌ عملیات؟

263
00:15:15,497 --> 00:15:17,374
‫- تقریباً.
‫- هی.

264
00:15:17,458 --> 00:15:21,670
‫راستش، ام، با یه گروه از دانشجوها صحبت کردم
‫که گفتن امروز باهات ملاقات داشتن.

265
00:15:21,754 --> 00:15:22,838
.اوهوم

266
00:15:22,922 --> 00:15:25,674
‫ام، فقط نگرانشونم.

267
00:15:25,758 --> 00:15:28,802
‫مثلاً، گفتن که وقتی باهات صحبت میکردن،
‫واقعاً اضطراب داشتن.

268
00:15:28,886 --> 00:15:29,970
‫باشه.

269
00:15:30,054 --> 00:15:34,892
‫فقط به این خاطر که، مثلاً، بعضی از قربانی ها اغلب
‫توسط کسایی که اونا رو توجیه میکنن باور نمیشن...

270
00:15:34,975 --> 00:15:36,727
‫که اغلب زن‌ های مسن‌ تر هستن.

271
00:15:36,810 --> 00:15:37,853
‫دیوید.

272
00:15:37,937 --> 00:15:42,200
‫پس فکر میکنم باید خیلی با دقت باشیم که
‫دانشجوها رو توی چه مسیری قرار میدیم.

273
00:15:42,274 --> 00:15:46,800
‫ببخشید، مضطرب بودن باهام صحبت کنن،
‫یا بعد از اینکه باهام صحبت کردن، مضطرب شدن؟

274
00:15:46,820 --> 00:15:48,656
‫من در این مورد تأییدی دریافت نکردم.

275
00:15:48,739 --> 00:15:52,284
‫وقتی میشنوم «مضطرب»،
‫انگار نکته‌ قابل توجهیه.

276
00:15:52,368 --> 00:15:55,287
ـ ‫باشه. فلو، میدونم تازه‌ کاری.
‫- من هشت ساله که اینجام.

277
00:15:55,371 --> 00:15:57,206
‫پس شاید ندونی اوضاع چطور کار میکنه...

278
00:15:57,289 --> 00:16:00,000
‫ولی من درخواست میکنم که دیگه
‫در مورد این موضوع باهام صحبت نکنی...

279
00:16:00,084 --> 00:16:02,419
‫به روش‌ های غیر رسمی،
‫شاید برای همیشه.

280
00:16:02,503 --> 00:16:04,213
‫ببخشید.
‫اشکالی نداره؟

281
00:16:04,296 --> 00:16:09,600
‫دیوید، فکر میکنی میتونی محصولات غذایی رو
‫که تازه روی زمین افتادن با صدای بلندتر بخوری؟

282
00:16:09,635 --> 00:16:10,886
‫- سلام.
‫- اوه، هی.

283
00:16:10,970 --> 00:16:11,887
‫سلام.

284
00:16:11,971 --> 00:16:13,514
‫آماده‌ عملیات؟

285
00:16:13,597 --> 00:16:14,807
‫باید دید.

286
00:16:14,890 --> 00:16:16,392
‫تو رو کجا گذاشتن؟

287
00:16:16,475 --> 00:16:18,560
‫- طبقه بالا؟
‫- من اون رو توی ۴۰۶ گذاشتم.

288
00:16:18,644 --> 00:16:20,437
‫اوه، دفتر قدیمی من.

289
00:16:20,521 --> 00:16:22,481
‫اوه، برای همینه که حس و حالش انقدر خوبه.

290
00:16:24,000 --> 00:16:31,000


291
00:16:33,993 --> 00:16:35,869
‫ببخشید، منظورم این نبود که مزاحم بشم.

292
00:16:35,953 --> 00:16:39,790
‫اوه، نه، نه، یه مزاحمت دقیقا
‫همون چیزی بود که لازم داشتیم.

293
00:16:41,583 --> 00:16:43,085
‫- ام... باشه.
‫- باشه.

294
00:16:54,555 --> 00:16:57,224
‫- خب، همه چی رو داری، درسته؟
‫- مامان!

295
00:16:58,851 --> 00:16:59,810
‫سلام!

296
00:17:03,731 --> 00:17:04,815
‫اوم!

297
00:17:05,482 --> 00:17:07,067
‫اوم، چه بوی خوبی میدی.

298
00:17:07,151 --> 00:17:08,610
‫بذار ببینمت.

299
00:17:08,694 --> 00:17:10,362
‫اوه، چقدر باحال شدی.

300
00:17:10,446 --> 00:17:12,573
‫- الکسیس کجاست؟
‫- فردا میاد.

301
00:17:12,656 --> 00:17:14,742
‫- با قطار؟
‫- ماشین خریده.

302
00:17:14,825 --> 00:17:17,244
‫- اوه، چقدر بزرگ شده.
‫- ۳۵ سالشه.

303
00:17:17,327 --> 00:17:19,329
‫وقتی تو ۳۵ ساله بودی، من هشت سالم بود.
‫تو استاد رسمی بودی.

304
00:17:19,413 --> 00:17:21,582
‫و حالا تو ۲۷ سالته،
‫و من تازه ۴۰ ساله‌م شد.

305
00:17:21,665 --> 00:17:23,417
‫باور نکردنیه.

306
00:17:23,500 --> 00:17:25,000
‫شوخی با سن و سال خسته‌ کننده‌ست، مامان.

307
00:17:27,000 --> 00:17:32,426
‫پس الکسیس داره کم‌ کم
‫به فکر بچه‌ دار شدن میفته.

308
00:17:32,509 --> 00:17:33,969
‫- اوه.
‫- آره.

309
00:17:34,511 --> 00:17:37,806
‫باشه. منظورم اینه که خیلی جوونی.

310
00:17:37,890 --> 00:17:40,642
‫- من هم‌ سن تو بودم که بچه آوردی.
‫- اون زمان فرق داشت.

311
00:17:40,726 --> 00:17:42,644
‫الکسیس دیگه بارداری
‫در سن بالا محسوب میشه.

312
00:17:42,728 --> 00:17:45,022
‫- درسته، ولی برای تو.
‫- نه، میدونم.

313
00:17:45,105 --> 00:17:47,983
‫توی نیویورک، من مثل یه مادر نوجوون بودم.
‫شاید خیلی جذاب باشه.

314
00:17:48,067 --> 00:17:49,359
‫بچه چیز مهمیه.

315
00:17:49,443 --> 00:17:50,819
‫میدونم.
‫داشتم شوخی میکردم.

316
00:17:50,903 --> 00:17:53,906
‫فقط چون شریک زندگیت چیزی میخواد،
‫به این معنی نیست که برای تو هم درسته.

317
00:17:53,989 --> 00:17:55,449
‫- مامان!
‫- من الکسیس رو دوست دارم.

318
00:17:55,532 --> 00:17:57,659
‫- من عاشق الکسیسم.
‫- خواهش میکنم دیگه حرف نزن.

319
00:17:57,743 --> 00:17:59,870
‫فکر میکنم نباید بذاری
‫اون تو رو تحت فشار بذاره.

320
00:17:59,953 --> 00:18:02,915
‫اون من رو تحت فشار نمیذاره!
‫فقط داریم در موردش حرف میزنیم. چرا داری...

321
00:18:02,998 --> 00:18:05,250
‫من هنوز دارم وام دانشجوییت رو میدم.

322
00:18:05,334 --> 00:18:08,087
‫باشه مامان. وای، خدای من.
‫خیلی متاسفم که بهت گفتم.

323
00:18:08,170 --> 00:18:09,797
‫دفعه بعد، هیچی بهت نمیگم.

324
00:18:09,880 --> 00:18:12,966
‫این برای رابطه‌ ما عالیه.
‫ممنون مامان.

325
00:18:13,050 --> 00:18:15,886
‫اوه، گوش کن عزیزم.
‫متاسفم. استرس دارم.

326
00:18:15,969 --> 00:18:17,012
‫تو خوبی.

327
00:18:17,096 --> 00:18:19,264
‫لطفاً بهم نگو که خوبم.

328
00:18:21,058 --> 00:18:24,770
‫- میخوای باهام یه سر به شیرینی‌ فروشی بزنی؟
‫- میشه من رو همینجا پیاده کنی، لطفاً؟

329
00:18:39,326 --> 00:18:41,787
‫دانشجوی سابقی که مجبور شدم ردش کنم.

330
00:18:54,007 --> 00:18:55,884
‫ممکنه یه بوش نوئل (کیک سال نو) بهم بدی؟

331
00:18:55,968 --> 00:18:57,761
‫فقط سایز ۳۰ سانتی‌ متری رو داریم.

332
00:18:57,845 --> 00:19:01,598
‫اوه، عالیه.
‫مورد علاقه دخترمه. اون...

333
00:19:03,475 --> 00:19:06,603
‫سر کلاس نیومد،
‫و تکالیفش رو انجام نداد.

334
00:19:06,687 --> 00:19:08,147
‫شخصی نبود.

335
00:19:11,942 --> 00:19:14,361
‫- میتونم الان پرداخت کنم؟
‫- میتونم اول بسته بندیش کنم، لطفاً؟

336
00:19:14,444 --> 00:19:16,238
‫حتماً. بسته بندیش کن.

337
00:19:21,368 --> 00:19:22,619
‫کارتت رو بکش.

338
00:19:29,042 --> 00:19:31,420
‫- اوه! ببخشید.
‫- اشکالی نداره.

339
00:19:31,503 --> 00:19:35,674
‫همه چی رو کنار گذاشتم و گفتم :
‫"عزت نفست کجاست؟"

340
00:19:36,466 --> 00:19:37,843
‫اون باید شرمنده باشه.

341
00:19:38,510 --> 00:19:40,512
‫شبیه تئاتر یونانیه.
‫مثل اورستیاست.

342
00:19:40,596 --> 00:19:41,930
‫نه، اینطور نیست.

343
00:19:42,014 --> 00:19:46,018
‫این یه درام خانوادگیه که توش هر عمل،
‫پیامدی رو رقم میزنه...

344
00:19:46,101 --> 00:19:48,729
‫که بعداً باید باهاش روبرو شد.
‫چه چیز یونانی‌ تر از این؟

345
00:19:48,812 --> 00:19:50,397
‫کیتلین همون کلوتایمنستراست.

346
00:19:50,480 --> 00:19:52,983
‫کلویی همون الکتراست.
‫ما فوریس‌ هاییم.

347
00:19:53,066 --> 00:19:55,694
‫- این یه مکالمه شگفت‌ انگیزه.
‫- تصور کن با اونا بزرگ شده باشی.

348
00:19:55,777 --> 00:19:58,113
‫من عاشق فرهنگ پاپم.
‫یوهو، فرهنگ پاپ...

349
00:19:58,197 --> 00:20:00,449
‫ولی این یه تراژدی یونانی نیست.

350
00:20:00,532 --> 00:20:03,160
‫منظورم اینه که کل نکته تراژدی،
‫اینه که چیز غیرقابل کنترلی رو بگیری...

351
00:20:03,243 --> 00:20:05,162
‫و اون رو تحت یه ساختار قرار بدی.

352
00:20:05,245 --> 00:20:07,080
‫دقیقاً همون کاری که اونا
‫با "کارداشیان‌ ها" انجام میدن.

353
00:20:07,164 --> 00:20:10,700
‫نه، جان، چیزی که پایان باز داره،
‫قابل مقایسه با یه تراژدی یونانی نیست.

354
00:20:10,751 --> 00:20:13,212
‫اونا از نظر هستی‌ شناختی
‫و پدیدار شناختی در تضادن.

355
00:20:13,295 --> 00:20:14,504
‫با من حرف‌ های زشت نزن.

356
00:20:14,588 --> 00:20:18,217
‫تعریف تراژدی اینه :
‫یه عمل واحد، کامل و تمام.

357
00:20:18,300 --> 00:20:21,303
‫ببین، مسئله اینه.
‫مادرت نمیتونه اشکال در حال تکامل رو درک کنه.

358
00:20:21,386 --> 00:20:22,221
‫- چی؟
‫- آره.

359
00:20:22,304 --> 00:20:24,640
‫هیچ‌ وقت متفکر مستقل نبوده.
‫هیچ‌ وقت نقطه قوتش نبوده.

360
00:20:24,723 --> 00:20:28,352
‫اون دوست داره چیزها امتحان‌ شده در طول زمان باشن،
‫تا مجبور نباشه فعالانه ارزیابی‌شون کنه.

361
00:20:28,435 --> 00:20:29,519
‫لطفاً بس کن.

362
00:20:29,603 --> 00:20:32,564
‫اون همه چی رو اینجوری میخواد :
‫"آقای ونت دستکش خانم پارسون رو دزدید!"

363
00:20:32,648 --> 00:20:33,649
‫"چه رسوایی بزرگی."

364
00:20:33,732 --> 00:20:36,777
‫"استارکین دلش برای لیلی تنگ شده بود،
‫ولی میدونی که اون موقع داشت کلاه میساخت و مرد."

365
00:20:36,860 --> 00:20:39,655
‫اسمش سلدنه.
‫چرا داری من رو مسخره میکنی؟

366
00:20:39,738 --> 00:20:43,158
‫- اون توی برج عاجش گیر کرده.
‫- خب، حداقل من توی برجم، جان.

367
00:20:43,242 --> 00:20:47,204
‫حداقل من داخل برجم،
‫برخلاف تو که توی برج نیستی...

368
00:20:47,287 --> 00:20:52,000
‫که دیگه اجازه ورود به اون برج لعنتی رو نداری،
‫چون دخترهای کوچیک رو به داخل برج بردی.

369
00:20:52,125 --> 00:20:53,418
‫- هی. هی.
‫- چی؟

370
00:20:53,502 --> 00:20:57,547
‫پدر تو از تدریس معلق شده،
‫چون با دانش‌ آموزها رابطه جنسی داشته!

371
00:20:57,631 --> 00:20:59,675
‫و من باید با همه آشفتگی‌ های اون کنار بیام.

372
00:20:59,758 --> 00:21:04,471
‫مردم من رو قضاوت میکنن، درباره‌م حرف میزنن،
‫دانش‌ آموزها اضطراب دارن!

373
00:21:04,554 --> 00:21:07,724
‫- و میتونی اونجا بشینی و مسخره‌م کنی!
‫- بچه‌ ها.

374
00:21:07,808 --> 00:21:10,394
‫تو چی میخوای؟
‫میخوای من تا وقتی که کافیه در کنارت بمونم.

375
00:21:10,477 --> 00:21:12,479
‫تا بازنشستگیم رو بگیرم،
‫و از زندگیت به‌ سرعت بیرون برم.

376
00:21:12,562 --> 00:21:15,315
‫- چه خبره؟
‫- اوه، درسته، جان.

377
00:21:15,399 --> 00:21:18,485
‫من ۳۰ سال رو باهات زندگی کردم،
‫و باهات کار کردم...

378
00:21:18,568 --> 00:21:21,488
‫و تمام چیزی که توی این زمین مبارک میخوام،
‫اینه که تنها بمونم.

379
00:21:21,571 --> 00:21:22,572
‫بسه!

380
00:21:22,656 --> 00:21:24,408
‫ولی الان تو بازنشستگیت رو از دست میدی

381
00:21:24,491 --> 00:21:29,288
‫چون توسط یه دانشجوی ۲۱ ساله رشته ارتباطات،
‫به‌ صورت فشار سینه شد...

382
00:21:29,371 --> 00:21:32,207
‫و من مجبور میشم که تو رو برای بقیهٔ زندگیم
‫همراه داشته باشم و در اطراف خونه‌م قدم بزنم...

383
00:21:32,291 --> 00:21:36,700
‫با بیضه‌ های پایین‌ افتاده‌ت،
‫که از شلوارک لعنتیت آویزونن.

384
00:21:36,753 --> 00:21:37,671
‫بسه!

385
00:21:39,047 --> 00:21:40,966
‫وای، خدای من.

386
00:21:42,092 --> 00:21:44,428
‫- خیلی معذرت میخوام.
‫- عزیزم…

387
00:21:44,511 --> 00:21:47,472
‫- انقدر بد نیست.
‫- عزیزم، یه نفس بکش.

388
00:21:47,556 --> 00:21:50,392
‫- من ازش خبر داشتم.
‫- خبر داشتی؟

389
00:21:50,475 --> 00:21:54,479
‫- خب، منظورم اینه که جزئیاتش رو نه، ولی...
‫- ما ازدواج باز داشتیم.

390
00:21:54,563 --> 00:21:56,857
‫- مامان، چته؟
‫- چی؟

391
00:21:56,940 --> 00:21:59,192
‫- من تک فرزندم، مامان.
‫- مامان؟

392
00:21:59,276 --> 00:22:01,486
‫ما سه نفر توی خونه بودیم.

393
00:22:01,570 --> 00:22:03,739
‫و تو یه همچین چیزی رو
‫از من مخفی کردی؟

394
00:22:03,822 --> 00:22:07,451
‫- ما حرف زدیم که بهت بگیم...
‫- میدونستی با دانشجوها رابطه داشته؟

395
00:22:07,534 --> 00:22:10,370
‫- هی. خلاف قوانین نبود.
‫- من به طور مبهمی میدونستم، ولی من...

396
00:22:10,454 --> 00:22:12,539
‫میدونی کی دیگه به طور مبهمی
‫میدونست یه اتفاق بد داره میفته؟

397
00:22:12,622 --> 00:22:14,875
‫آلمانی‌ های لعنتی توی جنگ جهانی دوم.

398
00:22:14,958 --> 00:22:17,669
‫این مقایسه مناسبی نیست.

399
00:22:17,753 --> 00:22:19,713
‫- من دارم میرم.
‫- ولی من یه کیک یَلدایی خریدم.

400
00:22:19,796 --> 00:22:21,590
‫- با خودم می‌برمش.
‫- ولی من میخواستم یکم بخورم.

401
00:22:21,673 --> 00:22:22,966
‫پس خودت کوفتش کن!

402
00:22:23,050 --> 00:22:24,634
‫فقط یه تیکه براش بذار.

403
00:22:25,218 --> 00:22:29,639
‫سید! سید عزیزم.
‫بیا در موردش حرف بزنیم.

404
00:22:29,723 --> 00:22:31,350
‫- عزیزم.
‫- کیک رو گرفتی؟

405
00:22:33,018 --> 00:22:34,436
‫یه تیکه برام گذاشتی؟

406
00:22:34,519 --> 00:22:36,229
‫آه!

407
00:22:36,730 --> 00:22:38,106
‫- میسی!
‫- میتونیم بریم؟

408
00:22:38,190 --> 00:22:41,026
‫این رفتار غیرقابل قبوله!

409
00:22:41,109 --> 00:22:44,488
‫این کیک ۴۸ دلاریه!

410
00:22:58,794 --> 00:23:00,712
‫آه! فقط از اینجا…

411
00:23:00,796 --> 00:23:02,172
‫برو بیرون!

412
00:23:03,090 --> 00:23:04,049
‫این خونه منم هست.

413
00:23:04,132 --> 00:23:06,468
‫امشب یه جای دیگه بخواب،
‫جان، خواهش میکنم.

414
00:23:06,551 --> 00:23:09,471
‫جدی میگم. دیگه تمومه. تموم شد.
‫دیگه همسر حامی نیستم.

415
00:23:09,554 --> 00:23:11,807
‫دیگه ادامه نمیدم.
‫تموم شد. من دیگه نمیتونم.

416
00:23:11,890 --> 00:23:13,225
‫آروم باش.

417
00:23:13,850 --> 00:23:15,477
‫از اینجا گمشو بیرون!

418
00:23:15,560 --> 00:23:16,937
‫داری شوخی میکنی؟

419
00:23:17,020 --> 00:23:18,480
‫- باشه.
‫- برو بیرون!

420
00:23:18,563 --> 00:23:20,148
‫لعنتی دیوونه. باشه.

421
00:23:39,167 --> 00:23:43,422
‫فکر میکنی رمان هنوز
‫در گفتمان فرهنگی ما جایگاه داره؟

422
00:23:43,505 --> 00:23:47,884
‫فکر کنم اغلب به چیزی که ولادیمیر ناباکوف
‫توی مصاحبه‌ ای گفت فکر میکنم.

423
00:23:48,593 --> 00:23:51,555
‫اون چیزی شبیه این گفت :
‫ام... «من نمیخوام لمس کنم...»

424
00:23:51,638 --> 00:23:54,057
‫والدینم میخواستن من مهندس بشم.

425
00:23:54,724 --> 00:23:56,476
‫خب، بهمون بگو بعد از این
‫چه برنامه‌ ای داری.

426
00:23:57,269 --> 00:23:58,979
‫در واقع دارم تدریس میکنم.

427
00:23:59,062 --> 00:24:03,108
‫و، آه، آره، همونطور که گفتی،
‫همسرم هم نویسنده‌ست.

428
00:24:03,191 --> 00:24:04,234
‫ما توی آیووا با هم آشنا شدیم.

429
00:24:04,317 --> 00:24:08,488
‫و، آره، مزایای بزرگی داره،
‫چون هر دو فرآیند رو درک میکنیم.

430
00:24:08,572 --> 00:24:12,492
‫ولی، البته، با داشتن یه بچه کوچیک،
‫واقعاً سخت هم میشه.

431
00:24:34,473 --> 00:24:37,851
‫تنها چیزی که میخوام،
‫یه زندگی بدون پیچیدگیه.

432
00:24:43,815 --> 00:24:50,113
‫اگه نمیتونم قدرت داشته باشم،
‫حداقل میتونم از درام بقیه آزاد باشم؟

433
00:24:52,824 --> 00:24:57,800
‫آزاد از رفتارشون،
‫آزاد از نیازها و خواسته‌ هاشون.

434
00:25:04,669 --> 00:25:06,463
‫این خودخواهانه‌ست؟

435
00:25:07,923 --> 00:25:11,510
‫من به اون مرحله‌ ای از زندگیم رسیدم که...

436
00:25:13,345 --> 00:25:16,600
‫نمیخوام مجبور باشم
‫به کس دیگه ای فکر کنم.

437
00:25:36,500 --> 00:25:38,000
‫هنوز وقت خوبیه؟

438
00:25:43,000 --> 00:25:46,920
‫♪ اون برکتیه ♪

439
00:25:47,003 --> 00:25:51,258
‫♪ اون بهت معتاده ♪

440
00:25:51,341 --> 00:25:55,095
‫♪ اون ارتباط ریشه‌ ایه ♪

441
00:25:55,178 --> 00:26:00,100
‫♪ اون باهاش ارتباط برقرار میکنه ♪

442
00:26:00,183 --> 00:26:04,354
‫♪ دارم میرم، و نمیدونم چرا ♪

443
00:26:04,437 --> 00:26:08,358
‫♪ بی‌ وقفه شناورم ♪

444
00:26:08,500 --> 00:26:16,366
‫♪ نکنه اون بهم غلبه میکنه؟ ♪

445
00:26:17,242 --> 00:26:20,870
‫♪ پا برهنه میرقصم ♪

446
00:26:20,954 --> 00:26:24,457
‫♪ در حال چرخیدن ♪

447
00:26:24,958 --> 00:26:28,878
‫♪ موسیقی عجیبی من رو به درون میکشه ♪

448
00:26:29,000 --> 00:26:35,000
‫♪ باعث میشه مثل یه قهرمان ظاهر بشم ♪

449
00:26:36,000 --> 00:26:56,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

