﻿1
00:00:15,000 --> 00:00:25,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:30,510 --> 00:00:34,970
‫ساختمان قلعه در واقع همین پایینه.
‫دم‌دمای صبح یواشکی می‌ریم تو.

3
00:00:35,010 --> 00:00:36,010
‫یواشکی؟

4
00:00:36,050 --> 00:00:37,230
‫برا چی داریم یواشکی می‌ریم؟

5
00:00:37,550 --> 00:00:42,929
‫خب، قضیه خرابه‌های باستانی اینه که معمولاً یه جونور کثافت و بدقلق

6
00:00:42,930 --> 00:00:44,570
‫اونجا لونه کرده و واسه خودش قلمرو ساخته.

7
00:00:45,110 --> 00:00:48,550
‫منطقیه. تو تمام اون خرابه‌هایی که بازی کردم هم دقیقاً همین شکلی بود...

8
00:00:49,250 --> 00:00:50,250
‫بازی کردی؟

9
00:00:50,950 --> 00:00:54,310
‫آه، تو دنیای من، ما یه چیزی داریم به اسم بازی‌های ویدیویی.
‫تو چیزی ازش نمی‌دونی.

10
00:00:54,330 --> 00:00:55,330
‫یه جورایی... مجازی‌یه؟

11
00:00:55,450 --> 00:00:58,360
‫نه. الکترونیکیه. این دو تا کل صبح
‫رو داشتن همین رو ازش می‌پرسیدن.

12
00:00:58,560 --> 00:00:59,560
‫دارن دور خودشون می‌چرخن.

13
00:00:59,800 --> 00:01:04,018
‫آره، «فلین» یه عشق یه طرفه به

14
00:01:04,019 --> 00:01:05,019
‫«کالیبور» پیدا کرده. واقعاً دیدنش سخته.

15
00:01:05,239 --> 00:01:06,720
‫یه رفاقتِ مردونه؟

16
00:01:06,960 --> 00:01:09,220
‫آره. آه، آره. نه، می‌فهمم.

17
00:01:09,900 --> 00:01:13,400
‫دوست داشتن «کالیبور» راحته. باهوشه.

18
00:01:14,700 --> 00:01:17,000
‫به‌شدت شجاعه. زبون‌باز و خوش‌صحبته.

19
00:01:17,680 --> 00:01:21,260
‫و تو فکر خودش، تو هر کاری که می‌کنه نیتش خیره.

20
00:01:22,140 --> 00:01:23,140
‫اما...

21
00:01:23,429 --> 00:01:29,009
‫اما وقتی اوضاع خیط بشه، که حتماً هم می‌شه، «کالیبور» با صورت پرتت

22
00:01:29,010 --> 00:01:30,870
‫می‌کنه تو لجن و از پشتت مثل پل استفاده می‌کنه تا خودش رو بکشه بالا.

23
00:01:31,190 --> 00:01:32,490
‫این دیگه یکم بی‌انصافیه.

24
00:01:33,090 --> 00:01:37,090
‫سعی کن چند ماه رو تو «داکتو» بگذرونی،
‫اون‌وقت می‌فهمی چی واقعاً بی‌انصافیه.

25
00:01:37,690 --> 00:01:39,770
‫صبر کن ببینم، یعنی تقصیر «کالیبور» بود که تو زندانی شدی؟

26
00:01:40,570 --> 00:01:41,930
‫ترجیح می‌دم در موردش حرف نزنم.

27
00:01:43,210 --> 00:01:45,690
‫ولی آره، همه‌ش تقصیر اون بود.

28
00:01:46,650 --> 00:01:50,150
‫چی؟ چیزی که می‌خوام بگم اینه که اگه شایعات درست باشه...

29
00:01:50,830 --> 00:01:53,450
‫یه «بایکلاپس» تو اقامتگاه رئیس «اولگ» جا خوش کرده.

30
00:01:53,930 --> 00:01:54,930
‫بایکلاپس؟

31
00:01:55,130 --> 00:01:56,130
‫بایکلاپس دیگه چیه؟

32
00:01:56,410 --> 00:02:00,230
‫اسمش شبیه «سایکلاپس» (تک‌چشم) هست، ولی به جای یکی، دو تا چشم داره.

33
00:02:00,490 --> 00:02:01,730
‫آره، دقیقاً.

34
00:02:02,470 --> 00:02:03,750
‫خب ولی ما هم دو تا چشم داریم.

35
00:02:03,990 --> 00:02:05,710
‫یعنی این ما رو هم بایکلاپس می‌کنه؟

36
00:02:05,910 --> 00:02:07,710
‫کدوم بخش این قضیه درکش انقدر سخته؟

37
00:02:08,729 --> 00:02:13,589
‫گوش کن، ما فقط داریم می‌گیم که یه بایکلاپس دو

38
00:02:13,590 --> 00:02:19,470
‫تا چشم داره، که یه تعدادِ معمولی واسه چشمه.
‫و واسه همینم دو برابر کشنده‌تره، احمق.

39
00:02:19,510 --> 00:02:20,510
‫اون فقط یه غول با دو تا چشمه، مثل بقیه ما.

40
00:02:20,780 --> 00:02:23,000
‫خب، بهتره خفه شین وگرنه صداتون رو از همین‌جا می‌شنوه.

41
00:02:23,540 --> 00:02:25,260
‫کسی چیزی درباره بایکلاپس گفت؟

42
00:02:25,460 --> 00:02:29,360
‫آره. «کالیبور» داره همه‌چی رو درباره
‫اون بایکلاپسِ گنده و بدجنس بهمون می‌گه.

43
00:02:29,680 --> 00:02:30,740
‫«کالیبور» زده به سرش.

44
00:02:31,780 --> 00:02:32,780
‫حق با «کالیبور»ـه.

45
00:02:34,020 --> 00:02:35,060
‫«کالیبور» کاملاً درست می‌گه.

46
00:02:35,440 --> 00:02:36,780
‫بایکلاپس وحشتناکه.

47
00:02:37,640 --> 00:02:39,540
‫خیلی افتضاحه.

48
00:02:44,120 --> 00:02:45,840
‫حالم از بایکلاپس به هم می‌خوره.

49
00:02:46,500 --> 00:02:50,040
‫تو و کالیبور امروز با یه بایکلاپس
‫غول‌پیکرِ دو سر می‌خواید چیکار کنید؟

50
00:02:50,480 --> 00:02:54,079
‫خب، فکر کنم اسم بایکلاپس به اندازه
‫کافی واضح باشه. حداقل یه استفاده‌ای

51
00:02:54,080 --> 00:02:56,520
‫واسه شما راهیاب‌ها پیدا کردیم.
‫شماها طعمه‌های معرکه‌ای می‌شید...

52
00:02:56,544 --> 00:02:58,044
‫عجب ایده احمقانه‌ایه!

53
00:03:29,390 --> 00:03:30,390
‫بزن بریم، یالا!

54
00:03:32,000 --> 00:03:33,500
‫ازین بایکلاپس متنفرم!

55
00:03:36,024 --> 00:03:38,524
‫صب کنین..صـ..صـ..صبر کنین.

56
00:03:41,000 --> 00:03:42,000
‫باید کمکش کنم.

57
00:03:43,000 --> 00:03:45,400
‫هی! بایکلاپس! بایکلاپس!

58
00:03:46,424 --> 00:03:47,424
‫بایکلاپس!

59
00:03:48,548 --> 00:03:50,548
‫جفت چشات به من!

60
00:03:50,572 --> 00:03:52,072
‫مارو نگا داریم در می‌ریم!

61
00:03:52,596 --> 00:03:54,096
‫اینجا!

62
00:03:56,020 --> 00:03:57,020
‫احمقا!

63
00:03:57,044 --> 00:03:59,044
‫برید!...برید..برید..برید

64
00:04:05,068 --> 00:04:06,268
‫باید به کش کمک کنیم!

65
00:04:06,292 --> 00:04:08,292
‫تو بمون. من خودم میرم بیرون.

66
00:04:08,970 --> 00:04:11,770
‫اون پسر شاید وضعش از ما بهتر باشه، ولی شماها اگه
‫دلتون می‌خواد برید اون بیرون و بمیرید، راحت باشید.

67
00:04:13,150 --> 00:04:14,610
‫اوه پسر.

68
00:04:15,010 --> 00:04:16,010
‫اون می‌میرم.

69
00:04:28,000 --> 00:04:29,000
‫خلاص!

70
00:04:38,000 --> 00:04:41,000
‫راهیاب ها یک (امتیاز)، بایکلاپس هیچ.

71
00:04:41,000 --> 00:04:51,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

72
00:06:19,000 --> 00:06:22,000
<font color="#ffff00">« راه یـــاب هـــا »</font>

73
00:06:25,740 --> 00:06:28,580
‫عمداً از یه راهیاب به عنوان طعمه استفاده می‌کنه.
‫من به همه‌شون درباره این بایکلاپس هشدار دادم.

74
00:06:28,760 --> 00:06:29,900
‫چه نقشه مزخرفی.

75
00:06:30,680 --> 00:06:36,800
‫نقشه‌ای که جواب بده، ذاتاً نقشه خوبیه، پرنسس.

76
00:06:37,440 --> 00:06:39,100
‫تو واقعاً از کالیبور متنفری، نه؟

77
00:06:39,820 --> 00:06:40,820
‫از ریخت و قیافه‌ش.

78
00:06:41,500 --> 00:06:43,260
‫مخصوصاً از اون صورتِ از خود راضیش.

79
00:06:44,360 --> 00:06:46,200
‫و کلاً از کل وجودش.

80
00:06:55,280 --> 00:06:56,279
‫از این طرف.

81
00:06:56,280 --> 00:06:58,320
‫دیدی؟ آه، آره.

82
00:07:06,540 --> 00:07:10,600
‫یه سوال. چرا این طاق‌ها انقدر فسقلی و کوچیکن؟

83
00:07:11,040 --> 00:07:14,920
‫«اولگ» پادشاه کوتوله‌ها بود.
‫اینجا همه‌چی به طور مناسبی کوچیکه.

84
00:07:15,400 --> 00:07:17,040
‫«اسلیم»، فانوس رو بیار.

85
00:07:18,880 --> 00:07:22,940
‫خب «آرورا»، قضیه تو و «کالیبور» چیه؟

86
00:07:24,010 --> 00:07:25,490
‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم.

87
00:07:26,650 --> 00:07:30,430
‫به قول تیک‌تاک، حرفت رو بزن، نریز تو خودت.

88
00:07:30,750 --> 00:07:33,710
‫باید حسش کنی تا بتونی درمانش کنی، مگه نه؟

89
00:07:36,430 --> 00:07:39,849
‫نه، معذرت می‌خوام، من اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.
‫این جمله‌بندی‌ها قراره هوشمندانه باشه

90
00:07:39,850 --> 00:07:40,769
‫فقط چون قافیه داره؟

91
00:07:40,770 --> 00:07:42,070
‫منظورش اینه که احساساتت رو به اشتراک بذار.

92
00:07:42,830 --> 00:07:47,089
‫آره دیگه، می‌دونی، قبل از اینکه تلمبار بشه
‫و سرت بترکه، همه‌چی رو به دوستات بگو.

93
00:07:47,090 --> 00:07:48,090
‫نه،

94
00:07:48,830 --> 00:07:50,670
‫احتمالاً بهتره که نگم. چی؟

95
00:07:51,290 --> 00:07:52,610
‫احساساتت رو بگو.

96
00:07:53,200 --> 00:07:55,980
‫مردم دنیای شما واقعاً همچین اراجیفی رو تحمل می‌کنن؟

97
00:07:56,800 --> 00:08:00,679
‫حالا که فکر می‌کنم، شاید عاقلانه باشه که
‫شماها حقیقت رو درباره دوست‌مون «کالیبور» بدونید.

98
00:08:00,680 --> 00:08:02,420
‫کدوم حقیقت؟

99
00:08:04,560 --> 00:08:06,560
‫همه‌چی قبل از اینکه حتی همدیگه رو ببینیم شروع شد.

100
00:08:07,340 --> 00:08:10,000
‫اون موقع که من نامزد شاهزاده «فردریک» بودم.

101
00:08:11,160 --> 00:08:12,200
‫شاهزاده فردریک؟

102
00:08:12,760 --> 00:08:13,940
‫صبر کن، از اول اولش بگو.

103
00:08:15,200 --> 00:08:16,200
‫نامزد؟

104
00:08:16,580 --> 00:08:20,459
‫جدی؟ فکر نکردی لازمه به این اشاره کنی که نامزدِ اون

105
00:08:20,460 --> 00:08:22,400
‫شاهزاده «تایکو»ـیِ پیری بودی که می‌خواد ما رو بکشه؟

106
00:08:23,220 --> 00:08:27,079
‫نامزد بودیم، نه زن و شوهر. یعنی قرار بود با هم ازدواج کنیم.

107
00:08:27,080 --> 00:08:30,760
‫تو دنیای شما کلمات درست و حسابی بهتون یاد نمی‌دن؟
‫خب اون نیاز به کتاب خوندن داره. ولی بازم «فردریک»...

108
00:08:30,980 --> 00:08:36,319
‫این یه ازدواجِ اجباری و مصلحتی بود که
‫خانواده‌های سلطنتی ترتیب دادن تا تخت پادشاهی رو حفظ کنن

109
00:08:36,320 --> 00:08:39,000
‫و صلح و رفاه بیارن.

110
00:08:41,080 --> 00:08:43,419
‫یه روزی، ما پادشاه و ملکه می‌شیم.

111
00:08:44,810 --> 00:08:46,550
‫و سرنوشت قلمرو دست ما می‌افته.

112
00:08:47,170 --> 00:08:48,650
‫و تو چه جور پادشاهی می‌شی؟

113
00:08:50,370 --> 00:08:52,470
‫من قلمرو رو به شکوهِ سابقش برمی‌گردونم.

114
00:08:53,950 --> 00:08:55,390
‫از شورای جادوگرها شروع می‌کنم.

115
00:08:56,150 --> 00:09:00,190
‫درحالی‌که قبلاً برای لیاقتِ فردی ارزش قائل بودیم،
‫حالا جاش رو به اصالتِ خون و تولد دادن.

116
00:09:00,530 --> 00:09:02,630
‫شجاعانه‌ست. نجیب‌زاده‌ها از این کار خوش‌شون نمی‌آد.

117
00:09:03,410 --> 00:09:05,110
‫من از جنگیدن برای حق‌شون نمی‌ترسم.

118
00:09:06,410 --> 00:09:07,710
‫باستانی‌ها طرف من هستن.

119
00:09:08,750 --> 00:09:11,430
‫و اگه موفق شدی، بعدش چی؟

120
00:09:12,810 --> 00:09:17,109
‫من به مرزها صلح می‌آرم، «مارو» رو بین کسایی که

121
00:09:17,110 --> 00:09:19,630
‫به بهترین شکل ازش استفاده می‌کنن
‫تقسیم می‌کنم؛ یعنی بناها، کشاورزا و صنعت‌گرا.

122
00:09:20,330 --> 00:09:24,130
‫فقط نجیب‌زاده‌هایی که اون رو صرف زیبایی، لذت و فساد کردن، هدرش دادن.

123
00:09:26,810 --> 00:09:30,910
‫و وقتی برادرها و خواهرهای «ریشی» ما ببینن که این قلمرو

124
00:09:31,010 --> 00:09:32,750
‫همون‌قدر که مال ماست، متعلق به اون‌ها هم هست،

125
00:09:33,510 --> 00:09:35,370
‫همه ما در رسیدن به هدف متحد می‌شیم.

126
00:09:36,990 --> 00:09:37,990
‫گفتی «ما»؟

127
00:09:40,550 --> 00:09:42,230
‫خواسته من اینه که...

128
00:09:42,510 --> 00:09:43,510
‫تو و من این کار رو بکنیم.

129
00:09:44,430 --> 00:09:45,430
‫با هم.

130
00:09:46,130 --> 00:09:47,350
‫پس چرا صبر کنی تا پادشاه بشی؟

131
00:09:47,810 --> 00:09:50,410
‫تو همین الانشم اونقدر نفوذ داری که
‫بتونی کارهای به این بزرگی رو شروع کنی.

132
00:09:50,670 --> 00:09:52,330
‫که «مارو» رو از دست‌های مادرم بیرون بکشم

133
00:09:53,350 --> 00:09:54,410
‫اونجوری جنگ راه می‌افته.

134
00:09:55,770 --> 00:09:59,629
‫من تو مطالعاتم، داستان‌هایی از باستانی‌ها خوندم که با

135
00:09:59,630 --> 00:10:01,170
‫فقط یه ذره «مارو»، بناهای عظیمی می‌ساختن.

136
00:10:01,370 --> 00:10:02,530
‫باستانی‌ها خیلی وقته که رفتن.

137
00:10:03,350 --> 00:10:04,930
‫و رازهاشون رو با خودشون به گور بردن.

138
00:10:06,670 --> 00:10:09,850
‫من درباره شیئی خوندم که قدرت باستانی‌ها رو تو خودش داره.

139
00:10:11,090 --> 00:10:12,230
‫به یه دنیای دیگه تبعید شد.

140
00:10:13,650 --> 00:10:14,850
‫جمجمه «ماردوک».

141
00:10:15,710 --> 00:10:17,270
‫داری با من شوخی می‌کنی؟

142
00:10:17,490 --> 00:10:19,490
‫تو درباره جمجمه به «ودریک» گفتی؟

143
00:10:20,450 --> 00:10:21,450
‫نه.

144
00:10:22,070 --> 00:10:23,070
‫متأسفانه، آره.

145
00:10:24,050 --> 00:10:26,270
‫من اول این فکر رو انداختم تو سرش.

146
00:10:26,470 --> 00:10:27,870
‫عجب آدمِ دهن‌لقّی هستی.

147
00:10:28,210 --> 00:10:30,550
‫«ودریک» اولش نیتش خیر بود.

148
00:10:31,610 --> 00:10:32,610
‫آخ!

149
00:10:32,870 --> 00:10:34,670
‫۸۰ تا از بهترین سواره‌نظامم کشته شدن.

150
00:10:35,390 --> 00:10:38,010
‫این وحشی‌ها جلوی جادوی «اشی» هیچی نیستن.

151
00:10:39,470 --> 00:10:42,190
‫اگه مادرم فقط چند تا خمره از «مارو» رو سرفه می‌کرد، پیروزی مال ما بود.

152
00:10:43,890 --> 00:10:45,950
‫عمراً یه تیکه از چیزی که جلوش ایستاده رو به دست بیاره. هیس.

153
00:10:51,150 --> 00:10:51,550
‫من

154
00:10:51,551 --> 00:10:58,469
‫نمی‌دونستم که تو

155
00:10:58,470 --> 00:10:59,470
‫موهبتِ شفا دادن داری.

156
00:11:00,070 --> 00:11:01,070
‫اون هیچ‌وقت نپرسید.

157
00:11:03,030 --> 00:11:04,290
‫تمرکزمون رو روی این قضایا نذاریم.

158
00:11:05,630 --> 00:11:06,670
‫یه خبر خوب دارم.

159
00:11:07,670 --> 00:11:08,910
‫جاش رو پیدا کردم.

160
00:11:12,140 --> 00:11:13,180
‫اون طرف ستاره‌ها، خارج از خشکی.

161
00:11:14,840 --> 00:11:16,600
‫به‌زودی کلیدی رو پیدا می‌کنم که تو رو ببره اونجا.

162
00:11:18,680 --> 00:11:21,660
‫«آرورا»، تو منو شگفت‌زده می‌کنی.

163
00:11:23,140 --> 00:11:24,500
‫واقعاً داری راست می‌گی؟

164
00:11:27,160 --> 00:11:29,360
‫باشه، شما دو تا خیلی صمیمی بودین، فهمیدیم.

165
00:11:30,040 --> 00:11:34,580
‫عاشقش بودی یا اون عاشقت بود وقتی همدیگه رو بوسیدین؟

166
00:11:34,960 --> 00:11:36,580
‫این کجای داستان اهمیت داره؟

167
00:11:36,940 --> 00:11:38,080
‫چطور اهمیت نداره؟

168
00:11:38,340 --> 00:11:39,600
‫ولش کن. ادامه بده.

169
00:11:40,910 --> 00:11:45,569
‫من تو قدیمی‌ترین مدارک بیشتر جستجو کردم و فهمیدم یه شیء باستانی

170
00:11:45,570 --> 00:11:47,370
‫وجود داره که می‌تونه راهِ رسیدن به اون یکی دنیا رو باز کنه.

171
00:11:48,950 --> 00:11:49,950
‫«کلید خلأ».

172
00:12:03,610 --> 00:12:07,609
‫و قبل از اینکه حتی بتونم فکر کنم با این اطلاعات چیکار کنم، «زایا» اومد

173
00:12:07,610 --> 00:12:13,280
‫پیشم. و بهم درباره یه آینده تاریک هشدار داد
‫آینده‌ای که توش «ودریک» غرقِ قدرتِ جمجمه می‌شه.

174
00:12:16,200 --> 00:12:18,680
‫و «ودریک» از دست من شاکی بود.

175
00:12:18,940 --> 00:12:22,280
‫تو اصلاً چرا با «زایا» حرف می‌زنی؟ اون مخش تعطیله.

176
00:12:22,660 --> 00:12:23,840
‫همه اینو می‌دونن.

177
00:12:24,260 --> 00:12:27,120
‫نذار خواهرم با دیوونگی‌هاش مغزت رو شستشو بده.

178
00:12:28,020 --> 00:12:29,020
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

179
00:12:29,100 --> 00:12:31,140
‫«زایا» خواهرِ «ودریکه»؟

180
00:12:31,640 --> 00:12:32,640
‫عجب پیچشی داشت داستان!

181
00:12:33,120 --> 00:12:35,559
‫آره، انگار خیلی چیزها رو از ما پنهان کردی. چون اون

182
00:12:35,560 --> 00:12:38,200
‫فقط چیزهایی رو بهت گفته که به نفع خودش بوده.

183
00:12:38,600 --> 00:12:42,240
‫من فقط سعی داشتم گیج‌شون نکنم. ولی این همه چی رو عوض می‌کنه.

184
00:12:42,840 --> 00:12:46,800
‫چطور می‌تونیم به «زایا» اعتماد کنیم وقتی
‫داداشِ خودش می‌خواد سر به تن ما نباشه؟

185
00:12:47,160 --> 00:12:48,800
‫در واقع برادر ناتنی‌شه.

186
00:12:50,160 --> 00:12:52,460
‫ولی این «زایا» بود که اول از همه اون تاریکی رو تو وجودش دید.

187
00:12:53,060 --> 00:12:54,920
‫بازم دلیل نمی‌شه بهش اعتماد کنیم.

188
00:12:55,580 --> 00:12:58,940
‫مگه نه؟ آره، هیچ‌وقت عاقلانه نیست که به «زایا» اعتماد کنی.

189
00:13:07,850 --> 00:13:10,030
‫خیلی خب «هملت». انقدر به اون جمجمه زل نزن.

190
00:13:10,230 --> 00:13:12,590
‫وقتشه توضیح بدی این کوفتی چطوری قراره کمک کنه «فلین» رو برگردونیم.

191
00:13:13,070 --> 00:13:16,370
‫فکر کنم قدرتم رو برای دیدنِ آینده‌های احتمالی تقویت می‌کنه.

192
00:13:17,250 --> 00:13:18,250
‫و برادرم رو.

193
00:13:19,030 --> 00:13:21,590
‫ما داریم این کار رو می‌کنیم که «فلین» رو صحیح و سالم برگردونیم خونه، درسته؟

194
00:13:22,490 --> 00:13:24,750
‫در حالت ایده‌آل، این بخشی از هدف‌مونه.

195
00:13:25,090 --> 00:13:28,070
‫خب، این تنها هدفِ منه. پس بیا فقط روی همین قسمتش تمرکز کنیم.

196
00:13:29,510 --> 00:13:30,510
‫اوه.

197
00:13:30,910 --> 00:13:33,390
‫سلام. نمی‌دونستم مهمون داری، «دریل».

198
00:13:34,310 --> 00:13:35,570
‫آره، خب.

199
00:13:37,469 --> 00:13:38,469
‫فقط یه دوسته.

200
00:13:42,370 --> 00:13:43,289
‫آهان.

201
00:13:43,290 --> 00:13:45,670
‫می‌تونم یه لحظه تو اون یکی اتاق باهات حرف بزنم؟

202
00:13:47,610 --> 00:13:48,610
‫یه دقیقه ریلکس باش.

203
00:13:49,750 --> 00:13:50,750
‫ریلکس؟

204
00:13:50,910 --> 00:13:54,230
‫ریلکس. یعنی همین‌جا بمون. به چیزی دست نزن و کاری نکن. من الان برمی‌گردم.

205
00:14:01,070 --> 00:14:04,829
‫دریل، چیزی نمونده که تنبیه بشی و حصر خانگی بشی.
‫اینکه «فلین» غیبش زده دلیل نمی‌شه

206
00:14:04,830 --> 00:14:08,089
‫همه قوانینِ خونه رو ببوسی بذاری کنار. آخه این دختره تو اتاق تو چیکار می‌کنه؟

207
00:14:08,090 --> 00:14:13,789
- ‫«زایا» مالِ من نیست... ما با هم نیستیم...
- تو دروغگوی خیلی بدی هستی. بهتره که

208
00:14:13,790 --> 00:14:16,590
‫پشت سرِ «برینلی» یواشکی آمارِ کسی رو نگیری. نه مامان. اصلاً اینجوری نیست.

209
00:14:16,970 --> 00:14:20,189
‫«زایا» فقط داره سعی می‌کنه بهم کمک کنه «فلین» رو پیدا کنم. اگه چیزی می‌دونه، باید

210
00:14:20,190 --> 00:14:20,949
‫به پلیس بگه.

211
00:14:20,950 --> 00:14:23,030
‫اون... اون هنوز چیزی نمی‌دونه.

212
00:14:23,490 --> 00:14:30,170
‫امیدوارم به‌زودی بفهمه چون اون، خب... یه حسِ ششمِ قوی داره.

213
00:14:31,820 --> 00:14:32,820
‫حس ششم؟

214
00:14:33,500 --> 00:14:35,180
‫منظورت اینه که فالگیره؟

215
00:14:37,440 --> 00:14:41,520
‫ولی واقعاً، می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی من فقط دارم سعی می‌کنم «فلین» رو پیدا کنم.

216
00:14:41,900 --> 00:14:44,020
‫و الان، این تنها سرنخی‌یه که دارم.

217
00:14:48,680 --> 00:14:53,259
‫عزیزم، واقعاً متأسفم. انقدر نگرانِ «فلین» بودم که حتی نفهمیدم

218
00:14:53,260 --> 00:14:54,260
‫تو تو چه حالی هستی. نه.

219
00:14:54,760 --> 00:14:56,100
‫منو به لیستِ نگرانی‌هات اضافه نکن.

220
00:14:56,540 --> 00:14:57,560
‫راستش، حالم خوبه.

221
00:14:57,840 --> 00:14:58,880
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

222
00:14:59,280 --> 00:15:02,479
‫ولی به خاطر اینکه یه دختر رو
‫یواشکی آوردی تو اتاقت، هنوز تنبیهی. خب، جهتِ

223
00:15:02,480 --> 00:15:03,720
‫اطلاع بگم که اون خودش یهو پرید تو.

224
00:15:03,980 --> 00:15:04,980
‫کمکی بهت نمی‌کنه.

225
00:15:05,720 --> 00:15:08,800
‫من باید برم. انگار «میچ» یه سرنخِ واقعی پیدا کرده.

226
00:15:09,040 --> 00:15:09,939
‫هی، منو در جریان بذار.

227
00:15:09,940 --> 00:15:10,940
‫باشه.

228
00:15:11,200 --> 00:15:14,420
‫این خانومِ جوون بهتره تا ده دقیقه دیگه از اینجا رفته باشه.

229
00:15:15,140 --> 00:15:16,620
‫می‌شه بکنیش بیست دقیقه؟

230
00:15:17,120 --> 00:15:21,640
‫اوم، اون داره از یه جمجمه جادویی استفاده می‌کنه
‫تا قدرتش رو زیاد کنه، ممکنه یه ذره طول بکشه.

231
00:15:21,680 --> 00:15:22,680
‫واو!

232
00:15:22,860 --> 00:15:25,940
‫واقعاً دروغگوی افتضاحی هستی. پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه.

233
00:15:44,470 --> 00:15:50,589
‫اگه «زایا» بهت درباره «ودریک» هشدار داده بود،
‫پس اون چطوری باز تونست «کلید خلأ» رو

234
00:15:50,590 --> 00:15:54,770
‫به دست بیاره؟ آره پرنسس، چطوری تونست کلید رو بگیره؟

235
00:15:55,190 --> 00:15:58,950
‫با وجود هشدارهای من، «ودریک» روی اون جمجمه قفل کرده بود.

236
00:16:00,030 --> 00:16:03,890
‫مردی که تحسینش می‌کردم داشت از دست می‌رفت و غرقِ تاریکی می‌شد.

237
00:16:04,910 --> 00:16:06,490
‫بدجوری می‌خواستم نجاتش بدم.

238
00:16:07,550 --> 00:16:12,409
‫واسه همین «کالیبور» رو استخدام کردم
‫تا به مقبره‌های «ایولوئید» دستبرد بزنه و قبل از

239
00:16:12,410 --> 00:16:13,410
‫«ودریک»، «کلید خلأ» رو برام بیاره.

240
00:16:13,450 --> 00:16:15,790
‫نصفِ پول رو الان بهت می‌دم، نصفِ دیگه‌ش هم وقتی کلید دستم رسید.

241
00:16:16,250 --> 00:16:18,550
‫این عتیقه‌ای که دنبالشی مگه چی داره که انقدر مهمه؟

242
00:16:19,850 --> 00:16:20,870
‫به تو مربوط نیست.

243
00:16:21,770 --> 00:16:25,270
‫حتماً انقدر مهم هست که جرأت کردی تنهایی بیای دیدنم،

244
00:16:25,470 --> 00:16:26,650
‫پرنسس.

245
00:16:28,090 --> 00:16:29,990
‫هیچ‌کس نباید بفهمه امروز ازت چی خواستم.

246
00:16:30,470 --> 00:16:31,470
‫هیچ‌وخت.

247
00:16:32,470 --> 00:16:36,030
‫از اینکه بهم اعتمادِ کامل کردی ممنونم.

248
00:16:36,530 --> 00:16:40,810
‫به‌زودی با جایزه‌ت برمی‌گردم، پرنسس.

249
00:16:45,910 --> 00:16:50,150
‫روحمم خبر نداشت که «زایا» همه‌چی رو دیده و واسه خودش نقشه‌هایی داره.

250
00:16:57,530 --> 00:16:59,730
‫«کابین» از جاهای تنگ خوشش نمی‌آد.

251
00:17:00,790 --> 00:17:02,550
‫تو این تونل اصلاً هوا واسه نفس کشیدن نیست.

252
00:17:02,850 --> 00:17:04,530
‫هی، کلی هوا هست.

253
00:17:05,230 --> 00:17:08,050
‫ما اینجا هستیم، لازم نیست هول بشیم.

254
00:17:13,069 --> 00:17:15,930
‫من با «کوین» موافقم. آره، تونل‌های کوتوله‌ها بدترین جای دنیان.

255
00:17:16,290 --> 00:17:18,690
‫تونل‌های کوتوله‌ها بهترینن.

256
00:17:19,170 --> 00:17:22,769
‫کوتوله‌ها استادِ تونل‌سازی هستن. چی باعث شده فکر کنی کوتوله‌های اینجا

257
00:17:22,770 --> 00:17:23,770
‫شبیه اونایی هستن که تو کتابا خوندی؟

258
00:17:23,990 --> 00:17:27,750
‫شاید اصلاً افسانه‌های مربوط به کوتوله‌ها از همین‌جا اومده باشه.

259
00:17:28,390 --> 00:17:31,810
‫یه جور تداخلِ قدیمی بین دنیای ما و اونا.

260
00:17:32,510 --> 00:17:34,110
‫خب معلومه دیگه. اصلاً ولش کن.

261
00:17:34,850 --> 00:17:38,370
‫پس می‌دونیم که «اولگ» کوتوله بود. اینم می‌دونیم که یه تاج داشت.

262
00:17:40,090 --> 00:17:41,090
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

263
00:17:41,310 --> 00:17:44,700
‫خب... شاه اولگ دو تا پسر داشت، در واقع دوقلو بودن.

264
00:17:45,380 --> 00:17:49,259
‫اما ملکه موقع زایمان مُرد و هر دو تا بچه هم‌زمان از شکمش بیرون آورده شدن.

265
00:17:49,260 --> 00:17:51,580
‫واسه همین هر دو تاشون حق پادشاهی داشتن.

266
00:17:51,940 --> 00:17:54,020
‫و هر کدومشون هم به خاطر همین موضوع از اون یکی متنفر بود.

267
00:17:54,300 --> 00:17:58,500
‫واسه همین وقتی اولگ پیر شد، تصمیم گرفت
‫بذاره سرنوشت حاکم بعدی رو انتخاب کنه.

268
00:17:59,260 --> 00:18:02,340
‫هر کدوم از پسرا که زودتر تاج رو پیدا می‌کرد، پادشاه می‌شد.

269
00:18:02,960 --> 00:18:05,140
‫پس هر دو تا دوقلو برای پیدا کردنش راهی سفر شدن.

270
00:18:06,100 --> 00:18:07,100
‫هیچ‌کدوم برنگشتن.

271
00:18:07,120 --> 00:18:09,420
‫و تاجِ اولگ دیگه هیچ‌وقت دیده نشد.

272
00:18:10,210 --> 00:18:13,230
‫تا امروز، اگه شانس بیاریم، شایدم نه.

273
00:18:15,070 --> 00:18:16,070
‫رسیدیم به ته جاده.

274
00:18:17,610 --> 00:18:19,670
‫این نقشه‌ت به درد لای جرز دیوار می‌خوره، فلین.

275
00:18:20,790 --> 00:18:21,790
‫البته.

276
00:18:21,870 --> 00:18:23,330
‫حالا دیگه می‌خوای اعتبارش رو بدی به من.

277
00:18:23,570 --> 00:18:25,790
‫اونم وقتی که رسماً خوردیم به بن‌بست.

278
00:18:26,410 --> 00:18:28,790
‫تقصیر من نیست که یه نقشه داغون بهم دادی.

279
00:18:29,370 --> 00:18:30,370
‫یه لحظه صبر کن.

280
00:18:31,370 --> 00:18:32,730
‫می‌شه اون رو یه ثانیه بهم قرض بدی؟

281
00:18:48,240 --> 00:18:49,240
‫ممنون، کالوین.

282
00:18:51,420 --> 00:18:52,520
‫یه کنده کاریِ کوتوله‌ایه.

283
00:18:53,140 --> 00:18:54,240
‫حتماً یه معنایی داره.

284
00:18:57,240 --> 00:18:59,260
‫اگه راهی برای رد شدن باشه، از همین دیواره.

285
00:19:04,440 --> 00:19:05,440
‫نگاه کنید!

286
00:19:05,820 --> 00:19:07,100
‫یکی دیگه هم این طرف هست!

287
00:19:26,190 --> 00:19:27,730
‫دو تا کوتوله. برادرهای دوقلو.

288
00:19:28,050 --> 00:19:29,490
‫دو تا پسرهای شاه اولگ.

289
00:19:30,270 --> 00:19:31,290
‫ایول، تحت تأثیر قرار گرفتم، نه؟

290
00:19:31,630 --> 00:19:32,890
‫حالا چی فکر می‌کنی، کالیبور؟

291
00:19:33,170 --> 00:19:34,910
‫هنوزم فکر می‌کنم بن‌بسته.

292
00:19:36,290 --> 00:19:39,350
‫آخه کی میاد بن‌بست بسازه و این همه بار و بندیل هم اینجا بذاره؟

293
00:19:41,430 --> 00:19:42,430
‫بده من ببینم اونو.

294
00:19:45,390 --> 00:19:46,390
‫نبردِ مغزها.

295
00:19:47,590 --> 00:19:48,610
‫فکر می‌کنی کی برنده می‌شه؟

296
00:19:49,530 --> 00:19:50,810
‫فکر کنم همه‌مون قراره بمیریم.

297
00:19:52,990 --> 00:19:53,990
‫بفرما، شروع شد.

298
00:19:54,800 --> 00:19:55,800
‫دستت رو از روی اون دکمه بردار.

299
00:19:56,480 --> 00:19:58,340
‫بوم. مثل باد شکوفا شو.

300
00:19:58,860 --> 00:19:59,860
‫نه، کلینت!

301
00:20:03,220 --> 00:20:08,600
‫هیچ‌وقت، ابداً نباید به ریشِ یه کوتوله دست بزنی. دست زدم دیگه. شرمنده. حالت خوبه؟

302
00:20:09,640 --> 00:20:11,500
‫اون پاش داغون شده. هر دو تاش خرد و خاکشیر شدن.

303
00:20:11,940 --> 00:20:12,940
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

304
00:20:14,540 --> 00:20:15,540
‫حالم خوبه.

305
00:20:16,540 --> 00:20:20,920
‫- آرورا، من «مارو» دارم. می‌تونی شفا بدیش. - آره.
‫- اون‌وقت مدیونش می‌شم که نجاتم داده.

306
00:20:21,300 --> 00:20:22,300
‫نه، مرسی.

307
00:20:23,350 --> 00:20:25,710
‫چی، یعنی می‌خوای همین‌جا ولو شی و کمکش رو قبول نکنی؟

308
00:20:25,930 --> 00:20:27,090
‫تعجبی نداره.

309
00:20:27,430 --> 00:20:28,530
‫یه احمقِ کله‌شقه.

310
00:20:28,850 --> 00:20:29,850
‫خوبم.

311
00:20:30,730 --> 00:20:34,369
‫نیاز به کمکش ندارم. این دیوونه‌بازیه.
‫اون موقع که فرستادیش بره «کلید خلأ» رو بیاره،

312
00:20:34,370 --> 00:20:35,370
‫بین شما دو تا چی شد؟

313
00:20:36,410 --> 00:20:38,470
‫خب تابلوعه که موفق شدم.

314
00:20:39,410 --> 00:20:40,570
‫توی گند زدن به همه‌چی موفق شدی.

315
00:20:41,790 --> 00:20:45,170
‫هنوز راهی برای رفتن به اون یکی دنیا پیدا کردی؟

316
00:20:46,170 --> 00:20:47,490
‫هنوز دارم می‌گردم.

317
00:20:48,610 --> 00:20:51,430
‫حتی اگه همچین راهی وجود داشته باشه، ازت خواهش می‌کنم.

318
00:20:51,640 --> 00:20:52,720
‫بازم می‌گم، تجدید نظر کن.

319
00:20:53,820 --> 00:20:54,860
‫با خواهرت حرف بزن.

320
00:20:55,560 --> 00:20:57,620
‫اوه، من قبلاً با «زایا» حرف زدم.

321
00:20:58,380 --> 00:21:00,360
‫راضی شده که بخشی از نقشه من باشه.

322
00:21:02,220 --> 00:21:03,220
‫چه نقشه‌ای؟

323
00:21:03,340 --> 00:21:05,480
‫«زایا» همراهِ «گوران» به اون یکی دنیا می‌ره.

324
00:21:05,940 --> 00:21:08,480
‫با قدرتی که داره، اون رو به سمت جمجمه هدایت می‌کنه.

325
00:21:09,540 --> 00:21:11,260
‫و «زایا» با این موافقت کرده؟

326
00:21:12,180 --> 00:21:13,620
‫عصبی به نظر می‌رسی، آرورا.

327
00:21:14,140 --> 00:21:15,740
‫چیزی شده؟ نه.

328
00:21:16,280 --> 00:21:21,510
‫نه، من باید برگردم سرِ درس و مشقم تا یه
‫راهی برات پیدا کنم. دیگه نیازی نیست. واسه اون کار.

329
00:21:33,230 --> 00:21:36,230
‫تو چطور... هیچ‌وقت به یه دزد اعتماد نکن.

330
00:21:38,310 --> 00:21:40,790
‫آره، رفیقت کالیبور «کلید خلأ» رو به من فروخت.

331
00:21:41,350 --> 00:21:44,930
‫هرچند ده برابرِ اون چیزی که تو بهش می‌دادی براش آب خورد. باید حرفم رو باور کنی،

332
00:21:44,970 --> 00:21:48,410
‫ودریک. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم. فقط می‌خواستم نجات...

333
00:21:50,990 --> 00:21:51,990
‫دروغ بسه.

334
00:21:53,550 --> 00:21:54,590
‫تو بهم خیانت کردی.

335
00:21:55,530 --> 00:21:56,950
‫و این چیزیه که نمی‌تونم تحمل کنم.

336
00:22:00,870 --> 00:22:05,569
‫نگهبان‌ها! ببرینش به «داکتو». ودریک، اگه به این راه ادامه بدی،

337
00:22:05,570 --> 00:22:06,570
‫نابود می‌شی.

338
00:22:06,770 --> 00:22:07,770
‫از «زایا» بپرس.

339
00:22:07,890 --> 00:22:08,890
‫ببرینش تو.

340
00:22:09,250 --> 00:22:10,370
‫دستت رو از رو من بردار!

341
00:22:11,630 --> 00:22:12,630
‫ودریک، نه.

342
00:22:12,750 --> 00:22:13,830
‫بهم دست نزن!

343
00:22:20,270 --> 00:22:22,050
‫اگه خنجر داشتم، باهاش بهت خنجر می‌زدم.

344
00:22:22,250 --> 00:22:23,250
‫نامردیه داداش.

345
00:22:23,270 --> 00:22:24,510
‫توقع داری اونجوری لوش بدم؟

346
00:22:24,850 --> 00:22:25,850
‫اوه، بی‌خیال بابا.

347
00:22:26,130 --> 00:22:30,689
‫اون یه دختر لوس و پولدار از خاندان سلطنتی «ایشی» بود
‫که داشت به شوهرِ «ایشی»ـش دروغ می‌گفت.

348
00:22:30,690 --> 00:22:33,390
‫من از کجا باید می‌دونستم که اون خوبه و پسره بد؟

349
00:22:33,830 --> 00:22:37,830
‫انگار تنها تصمیمی که باید می‌گرفتی بین طلا و طلای بیشتر بود.

350
00:22:39,830 --> 00:22:41,110
‫تصمیمِ راحتیه.

351
00:22:41,590 --> 00:22:43,790
‫با توجه به موقعیت، منطقیه.

352
00:22:45,030 --> 00:22:46,770
‫یه دزدِ حرفه‌ای معلومه که دنبالِ پول می‌ره.

353
00:22:47,870 --> 00:22:50,570
‫جدی جدی الان طرفِ کالیبورین؟ اون قشنگ به آرورا خیانت کرد.

354
00:22:50,850 --> 00:22:53,350
‫دمت گرم، «اوکلی». آره، من کاملاً طرفِ آرورا هستم.

355
00:22:56,490 --> 00:22:59,750
‫کوین طرفِ هیچ‌کس نیست. این داستان خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ست.

356
00:23:00,270 --> 00:23:04,350
‫پس برات ساده‌ش می‌کنم. من به این
‫مارِ هفت‌خط اعتماد کردم و اون بهم خیانت کرد.

357
00:23:04,830 --> 00:23:06,330
‫کل چیزی که باید بدونید همینه.

358
00:23:06,570 --> 00:23:10,750
‫اگه بهم اعتماد داشتی، بهم می‌گفتی که قضیه چقدر جدیه.

359
00:23:11,350 --> 00:23:16,839
‫اگه می‌دونستم واقعاً داری چیکار می‌کنی،
‫هیچ‌وقت کلید رو به فردریک نمی‌فروختم.

360
00:23:16,840 --> 00:23:21,399
‫الان اینو می‌گی، ولی همه‌مون می‌دونیم تنها چیزی که برات اهمیت داره

361
00:23:21,400 --> 00:23:22,400
‫پول درآوردنه.

362
00:23:25,020 --> 00:23:26,040
‫اینجوریاست؟

363
00:23:27,920 --> 00:23:31,320
‫خب، «سایر» حاضر بود حقیقت رو بهم بگه، و آره.

364
00:23:32,320 --> 00:23:33,520
‫این همه‌چی رو عوض کرد.

365
00:23:34,620 --> 00:23:36,000
‫تو کار وحشتناکی کردی.

366
00:23:37,120 --> 00:23:38,200
‫بیشتر از یه بار.

367
00:23:39,180 --> 00:23:42,600
‫ولی شاید بتونی دقیق‌تر بگی، خانومِ جوون.

368
00:23:42,960 --> 00:23:44,640
‫اون پول به دردت نمی‌خوره.

369
00:23:45,560 --> 00:23:46,560
‫دنبالِ چی هستی؟

370
00:23:47,640 --> 00:23:51,740
‫با کی هستی؟ دادنِ اون پول به دهکده‌ت جلوی سوختنش رو نمی‌گیره.

371
00:23:52,000 --> 00:23:53,580
‫تو از کجا می‌دونی؟ وقت زیادی نداریم.

372
00:23:54,320 --> 00:23:55,600
‫و باید نقشه بکشیم.

373
00:24:02,320 --> 00:24:06,000
‫صبر کن، یعنی «زایا» بهت گفت که دهکده‌ت قراره بسوزه؟

374
00:24:07,320 --> 00:24:10,600
‫خب، اون بهم نگفت چطوری جلوش رو بگیرم. و یه طومارِ کوچیک بهش داد.

375
00:24:11,260 --> 00:24:12,560
‫بی‌خیال بچه‌ها، این با عقل جور درمی‌آد.

376
00:24:13,500 --> 00:24:14,540
‫داره راست می‌گه.

377
00:24:15,160 --> 00:24:16,880
‫یا فقط بخشی از حقیقت رو می‌گه؟

378
00:24:20,100 --> 00:24:21,460
‫تو اون طومار چی نوشته بود؟

379
00:24:22,040 --> 00:24:28,500
‫برو به «الدریچ کیپ»، روز سومِ ماهِ نیمه تابستون، و «کلید خلأ» رو بردار.

380
00:24:31,320 --> 00:24:34,420
‫فقط اینکه یه جزئیات کوچیک رو از قلم انداختم.

381
00:24:35,120 --> 00:24:39,280
‫اینکه «ودریک» قراره اونجا باشه و یه ارتش از نیروهای مقاومت رو قتل‌عام کنه.

382
00:24:40,000 --> 00:24:43,900
‫و البته، اون هیچی درباره...

383
00:24:44,590 --> 00:24:45,630
‫شما سه نفر نگفته بود.

384
00:24:47,010 --> 00:24:48,010
‫نه، نه، نه.

385
00:24:48,470 --> 00:24:49,470
‫قرارمون این نبود.

386
00:24:50,710 --> 00:24:51,710
‫«زایا» کجاست؟

387
00:24:52,610 --> 00:24:53,670
‫جمجمه رو بهت داد؟

388
00:24:54,710 --> 00:24:56,490
‫-  چی؟
- ووید رو بده من بچه.

389
00:24:58,410 --> 00:24:59,410
‫جنگ رو باختیم.

390
00:25:00,850 --> 00:25:01,850
‫عقب‌نشینی بود.

391
00:25:04,330 --> 00:25:05,330
‫اون زمین‌گیر شده.

392
00:25:12,370 --> 00:25:14,610
‫«زایا» انگار همیشه بخش‌های بد ماجرا رو نمی‌گه.

393
00:25:15,990 --> 00:25:18,030
‫ولی همین ثابت می‌کنه که اون همه‌چی رو حساب‌کتاب کرده.

394
00:25:18,870 --> 00:25:22,050
‫قرار بود «کالیبور» قبل از اینکه دستِ «ودرا» به «کلید خلأ» برسه، اون رو بدزده.

395
00:25:22,350 --> 00:25:26,749
‫توقع نداری که باور کنیم «کالیبور» قهرمانِ این داستونه. مخصوصاً وقتی

396
00:25:26,750 --> 00:25:29,030
‫تو این‌همه تلاش کردی که از من یه آدم‌بده بسازی.

397
00:25:31,070 --> 00:25:32,470
‫بازیت چیه؟

398
00:25:33,210 --> 00:25:35,110
‫تو عمراً از «زایا» دستور نمی‌گرفتی.

399
00:25:35,630 --> 00:25:38,090
‫پس واقعاً واسه چی تو «الدرد کیپ» بودی؟

400
00:25:38,690 --> 00:25:39,690
‫واسه پول.

401
00:25:42,000 --> 00:25:43,000
‫مهم نیست.

402
00:25:44,270 --> 00:25:45,270
‫حرفی نداری بزنی، نه؟

403
00:25:45,710 --> 00:25:46,730
‫خودت گفتی.

404
00:25:47,650 --> 00:25:49,070
‫پشیمون نیستی.

405
00:25:49,290 --> 00:25:50,290
‫پشیمونی؟

406
00:25:55,710 --> 00:25:56,710
‫خیله‌خب.

407
00:25:58,070 --> 00:26:00,130
‫می‌خوای بدونی چرا به حرف «سایر» گوش دادم؟

408
00:26:05,870 --> 00:26:09,429
‫چون اون قسم خورد که اگه هر کاری ازم می‌خواد رو انجام بدم، اینجوری

409
00:26:09,430 --> 00:26:12,870
‫نجات پیدا می‌کنه... نجات پیدا می‌کنی...

410
00:26:17,780 --> 00:26:18,900
‫تو. آرورا.

411
00:26:20,180 --> 00:26:21,200
‫و اون هم همین‌طور.

412
00:26:22,320 --> 00:26:23,540
‫که همین‌طور هم شد.

413
00:26:24,180 --> 00:26:27,580
‫حالا هم که می‌بینی، من هنوز تو این مخمصه گیر افتادم.

414
00:26:28,820 --> 00:26:32,660
‫دارم سعی می‌کنم لیستِ بلندبالای اشتباهاتم رو جبران کنم.

415
00:26:34,860 --> 00:26:37,100
‫و تا اینجا هم خیلی به دردم خورده.

416
00:26:42,000 --> 00:26:45,000
‫اوه، متوجه‌ام.

417
00:26:48,550 --> 00:26:50,630
‫یجورایی سخته که الان طرفِ «کالیبور» نباشم.

418
00:26:50,654 --> 00:26:58,654
سینمافریک

419
00:26:58,870 --> 00:27:01,470
‫بسیار خب، حالا این قراره چطوری کار کنه؟

420
00:27:02,490 --> 00:27:04,550
‫اول اینو نگه دار.

421
00:27:05,910 --> 00:27:08,390
‫مطمئن نیستم وقتی به این دختر دست بزنم چی می‌شه.

422
00:27:08,810 --> 00:27:12,210
‫من نرمال نیستم، حتی بینِ آدم‌های خودم.

423
00:27:13,090 --> 00:27:16,890
‫«مارو» توی کل بدنم جریان داره و ممکنه این دختر اون «مارو» رو بخواد.

424
00:27:18,320 --> 00:27:20,140
‫اوکی، من اصلاً نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

425
00:27:20,480 --> 00:27:24,120
‫جمجمه خبیثه. ممکنه بخواد از من استفاده کنه، واسه همین این گرز رو آوردم.

426
00:27:24,940 --> 00:27:27,180
‫ولی من که قرار نیست با چماق بزنمت.

427
00:27:27,600 --> 00:27:28,600
‫قبوله.

428
00:27:28,800 --> 00:27:32,280
‫فقط قصدم این بود که بزنم رو جمجمه‌ای که تو دستمه.

429
00:27:32,560 --> 00:27:33,560
‫آهان.

430
00:27:36,860 --> 00:27:37,860
‫آماده‌ای؟

431
00:27:38,400 --> 00:27:39,400
‫اصلاً.

432
00:27:54,220 --> 00:27:55,220
‫شوخی می‌کنی؟

433
00:28:00,160 --> 00:28:01,160
‫هی.

434
00:28:01,480 --> 00:28:02,480
‫سلام.

435
00:28:02,720 --> 00:28:03,720
‫خوبه که برگشتی.

436
00:28:04,980 --> 00:28:07,580
‫خب، پیام‌هات جوری بود که انگار اصلاً نمی‌تونه منتظر بمونه. آره.

437
00:28:08,220 --> 00:28:09,540
‫نشون دادنش راحت‌تره.

438
00:28:11,360 --> 00:28:12,360
‫می‌خوای بیای تو؟

439
00:28:13,860 --> 00:28:15,400
‫می‌خوای بیای دنبال‌مون؟ نه.

440
00:28:18,670 --> 00:28:20,730
‫چطوری؟ دارم می‌گذرونم. «دریل» چطوره؟

441
00:28:20,930 --> 00:28:23,749
‫«دریل» خوبه. یه کم شوکه شده،
‫ولی همه‌مون داریم سعی می‌کنیم خودمون رو

442
00:28:23,750 --> 00:28:24,469
‫سرِ پا نگه داریم، مگه نه؟

443
00:28:24,470 --> 00:28:26,290
‫آره. سعی می‌کنیم دیوونه نشیم.

444
00:28:27,970 --> 00:28:29,010
‫اوه، سلام.

445
00:28:29,530 --> 00:28:31,370
‫واو، چقدر زیادن! نه؟

446
00:28:33,230 --> 00:28:37,390
‫کل تیمِ فروشم دارن زنگ می‌زنن. هر کسی که فکرش رو بکنی دنبالِ...

447
00:28:37,610 --> 00:28:40,550
‫مسئول آی‌تیِ من به شبکه‌ی دوربین‌های زنگِ درِ محله نفوذ کرده.

448
00:28:40,770 --> 00:28:44,889
‫داریم دوربین‌های امنیتی رو چک می‌کنیم.
‫همه‌ی دوربین‌ها رو. داریم از نرم‌افزارِ

449
00:28:44,890 --> 00:28:46,130
‫تشخیص چهره استفاده می‌کنیم تا فیل‌م‌ها رو اسکن کنیم.

450
00:28:46,550 --> 00:28:47,550
‫این کار قانونیه؟

451
00:28:49,149 --> 00:28:51,150
‫آره، شاید، یه جورایی.

452
00:28:51,690 --> 00:28:53,810
‫یعنی اصلاً فرقی هم می‌کنه؟

453
00:28:54,050 --> 00:28:55,050
‫بازم می‌پرسم.

454
00:28:56,290 --> 00:28:57,850
‫زنت با این قضایا چطور کنار می‌آد؟

455
00:28:58,690 --> 00:28:59,690
‫«جنی»؟

456
00:29:00,410 --> 00:29:07,329
‫خب، راستش، آره، ما... یه مدتی هست که از هم جدا شدیم، ولی خب

457
00:29:07,330 --> 00:29:08,850
‫الان دیگه رسماً طلاق گرفتیم.

458
00:29:09,350 --> 00:29:13,310
‫واسه همین، اون الان با دوست‌پسرِ جدیدش
‫تو مراکش داره خوش‌گذرونی می‌کنه.

459
00:29:14,710 --> 00:29:17,070
‫روحش هم از قضیه‌ی «کاش» خبر نداره. واسه همین، آره، فقط...

460
00:29:18,250 --> 00:29:19,530
‫من اینجا تنها موندم.

461
00:29:23,010 --> 00:29:28,110
‫فکر کنم دل کندن از یه سری چیزها برام سخته.

462
00:29:29,730 --> 00:29:33,470
‫ببخشید، اینا به من ربطی نداره. حالت خوبه «میچ»؟

463
00:29:35,030 --> 00:29:36,090
‫آره، خوبم.

464
00:29:36,330 --> 00:29:37,330
‫خوبم.

465
00:29:40,930 --> 00:29:42,390
‫یه کم روبراه نیستم، نه؟

466
00:29:43,330 --> 00:29:45,610
‫مطمئنم بوی گند می‌دم و...

467
00:29:46,440 --> 00:29:49,500
‫فقط دارم چرت‌وپرت می‌گم چون این‌همه ردبول خوردم و نخوابیدم و این حرفا.

468
00:29:49,520 --> 00:29:51,060
‫می‌دونی چیه؟ نه، خوب نیستم.

469
00:29:51,960 --> 00:29:53,000
‫باید یه دوش بگیرم.

470
00:29:53,600 --> 00:29:55,160
‫مگه نه؟ شاید بعداً.

471
00:29:55,620 --> 00:29:58,060
‫خب، حداقل داری یه کاری می‌کنی. آره.

472
00:29:58,260 --> 00:29:59,660
‫حتی اگه... آره.

473
00:30:01,060 --> 00:30:02,060
‫آره. آره.

474
00:30:02,600 --> 00:30:03,600
‫خب، سرنخی چیزی پیدا کردی؟

475
00:30:05,520 --> 00:30:06,520
‫آره. آره.

476
00:30:08,260 --> 00:30:09,260
‫نظرت چیه؟

477
00:30:09,640 --> 00:30:13,659
‫یه نفر رو سراغ دارم. یه کاری کردم
‫که همه بدونن به کی باید... باید به

478
00:30:13,660 --> 00:30:14,880
‫فلین بگم. اون می‌تونه بخشی از...

479
00:30:15,879 --> 00:30:17,060
‫اوکی. بپر بالا «جیمی».

480
00:30:23,300 --> 00:30:27,239
‫چیز قطعی‌ای نیست، ولی یه نفر مشکوکه که مدام همه‌جا

481
00:30:27,240 --> 00:30:28,240
‫دیده می‌شه.

482
00:30:30,680 --> 00:30:34,060
‫یه ولگردِ شمشیر به دست. اولین باری که پیداش شد دو هفته پیش بود.

483
00:30:34,520 --> 00:30:38,339
‫این فیلمِ دوربینِ زنگِ درِ یه خونه‌ست که ازش سرقت شده. صاحبش یه

484
00:30:38,340 --> 00:30:40,200
‫تاریخ‌دان بود. آثار باستانی جمع می‌کرد.

485
00:30:40,830 --> 00:30:44,369
‫اوکی، کلانتر گفت اون فقط یه دیوونه‌ی رده‌خارجه و هیچ ربطی به

486
00:30:44,370 --> 00:30:47,310
‫بچه‌های ما نداره. متنِ بازجویی‌هاش همین‌جاست.

487
00:30:48,810 --> 00:30:52,289
‫یه مشت اراجیف گفته، ولی قطعاً بچه‌هامون رو دیده. همین‌جا

488
00:30:52,290 --> 00:30:54,170
‫نوشته. اون یه چیزهایی می‌دونه.

489
00:30:54,390 --> 00:30:56,670
‫یه خبرایی هست.

490
00:30:56,930 --> 00:30:59,630
‫و معلومه که پلیس قرار نیست هیچ غلطی بکنه.

491
00:31:00,070 --> 00:31:02,350
‫اوکی، کلانتر هنوز بازداشتش کرده؟

492
00:31:02,590 --> 00:31:03,590
‫کرده بود.

493
00:31:03,770 --> 00:31:04,770
‫ولش کردن.

494
00:31:04,810 --> 00:31:05,810
‫نگاه کن.

495
00:31:12,430 --> 00:31:13,229
‫واقعاً؟

496
00:31:13,230 --> 00:31:16,110
‫نمی‌دونم. یعنی اتفاقیه؟ عجیبه، نه؟

497
00:31:16,310 --> 00:31:17,310
‫این یارو کیه؟

498
00:31:17,630 --> 00:31:19,470
‫رسماً هیچ سوابقی از این آدم وجود نداره.

499
00:31:19,950 --> 00:31:22,390
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که اسمش «گوران»ـه.

500
00:31:23,490 --> 00:31:26,270
‫پلیس فکر می‌کنه بچه‌ها فرار کردن.

501
00:31:26,670 --> 00:31:29,330
‫اونا قرار نیست این معما رو حل کنن، «شونا».

502
00:31:29,850 --> 00:31:30,850
‫همه چی دستِ خودمونه.

503
00:31:33,570 --> 00:31:34,570
‫باشه.

504
00:31:34,930 --> 00:31:37,310
‫چطوری می‌تونم برای پیدا کردن این «گوران» کمک کنم؟

505
00:31:37,910 --> 00:31:38,910
‫یه آیپده هست.

506
00:32:00,300 --> 00:32:01,300
‫یه لحظه صبر کن.

507
00:32:04,860 --> 00:32:11,459
‫من دنبال محل اقامتِ یک انسان هستم؛ یک مرد،

508
00:32:11,460 --> 00:32:17,600
‫یک مرد جوان، «دریل» از خاندانِ «گریفین».

509
00:32:19,280 --> 00:32:25,220
‫شرمنده، ما اطلاعاتِ کسی رو به... اون شمشیره؟

510
00:32:35,240 --> 00:32:38,080
‫اون هنوز یه آدمِ پست‌فطرته. همه‌تون باید اینو یادتون باشه.

511
00:32:38,320 --> 00:32:41,440
‫فقط جهت اطلاع بگم، این کار باعث نمی‌شه من مدیونِ تو بشم.

512
00:32:41,900 --> 00:32:44,060
‫من هیچ‌وقت نخواستم تو مدیونِ من باشی.

513
00:32:44,460 --> 00:32:45,600
‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه.

514
00:32:46,600 --> 00:32:48,600
‫اون یکی کارت رو هم هیچ‌وقت نمی‌بخشم.

515
00:32:48,900 --> 00:32:52,360
‫ما فقط داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر با هم همکاری می‌کنیم.

516
00:32:53,960 --> 00:32:56,860
‫همکاری برای یه هدفِ بزرگ‌تر... آره جونِ خودت.

517
00:33:06,600 --> 00:33:08,120
‫شاه اولگ دو تا پسرِ دوقلو داشت.

518
00:33:10,640 --> 00:33:11,920
‫دقیقاً مثل این دو تا نقاشیِ روی دیوار.

519
00:33:13,620 --> 00:33:14,620
‫آره.

520
00:33:15,300 --> 00:33:16,300
‫خودشه.

521
00:33:17,040 --> 00:33:18,280
‫واسه هر کدومشون یکی هست.

522
00:33:19,320 --> 00:33:25,040
‫انگار... فقط یه دکمه‌ی مخفی وجود نداره.

523
00:33:25,880 --> 00:33:26,880
‫دو تاست.

524
00:33:27,440 --> 00:33:28,440
‫حتماً یادم رفته بوده.

525
00:33:30,080 --> 00:33:31,080
‫ما روی سیاره‌ی «لایوس» هستیم.

526
00:33:44,940 --> 00:33:45,940
‫پات چطوره؟

527
00:33:49,960 --> 00:33:53,060
‫مثل روز اولش شده.

528
00:33:55,300 --> 00:33:58,400
‫آماده‌ای؟ آره. سه، دو...

529
00:34:29,100 --> 00:34:30,540
‫خب دیگه داریم شروع می‌کنیم. رفتن؟

530
00:34:31,120 --> 00:34:32,280
‫اوه، من چراغ‌قوه دارم.

531
00:34:34,179 --> 00:34:36,820
‫اونا از نور متنفرن.

532
00:34:38,659 --> 00:34:39,659
‫کسی رو گاز نگرفتن؟

533
00:34:39,840 --> 00:34:40,759
‫از کجا بفهمیم؟

534
00:34:40,760 --> 00:34:44,580
‫تنگیِ نفس، ضعفِ دست و پا، و
‫اینکه دهنت مزه‌ی خاکستر می‌ده.

535
00:34:45,080 --> 00:34:46,080
‫من که نه. اوکیم.

536
00:34:47,440 --> 00:34:50,500
‫دهنِ من مزه‌ی زیرسیگاریِ ننه بزرگم رو می‌ده.

537
00:34:53,179 --> 00:34:54,340
‫«کوون» رو یادِ خونه‌شون می‌ندازه.

538
00:34:55,400 --> 00:34:56,820
‫خب، شانس آوردیم.

539
00:34:57,120 --> 00:34:58,160
‫درست بغلِ گوش‌مون بودن.

540
00:34:58,860 --> 00:34:59,860
‫حتماً دارن می‌رن سمتِ مراسم.

541
00:35:00,380 --> 00:35:01,380
‫چیکار کنیم؟

542
00:35:02,380 --> 00:35:03,380
‫اون دیگه چیه؟

543
00:35:03,840 --> 00:35:05,180
‫کیسه‌های تخمِ سوسکِ «روم».

544
00:35:05,400 --> 00:35:07,440
‫تنها پادزهرِ شناخته شده برای سمِ عنکبوتِ سوزنی.

545
00:35:10,920 --> 00:35:11,920
‫باید بخوریش.

546
00:35:12,100 --> 00:35:13,100
‫مجبوری.

547
00:35:18,640 --> 00:35:19,640
‫به‌به، چه خوشمزه!

548
00:35:21,120 --> 00:35:22,820
‫اوکی. الان برمی‌گردم.

549
00:35:23,360 --> 00:35:24,360
‫اینا رو بگیر.

550
00:35:28,460 --> 00:35:29,460
‫داری چیکار می‌کنی؟

551
00:35:29,480 --> 00:35:32,100
‫قورتش بده. من نمی‌تونم قرص قورت
‫بدم. اوکی، پس فقط باهاشون عق بزن.

552
00:35:32,960 --> 00:35:33,960
‫یه آسپرین بده به من.

553
00:35:34,220 --> 00:35:35,280
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

554
00:35:35,800 --> 00:35:37,400
‫باید به حست اعتماد کنی، ولی لفتش نده.

555
00:35:38,920 --> 00:35:40,520
‫کاش؟ عجله کن.

556
00:35:42,300 --> 00:35:43,300
‫اوه پسر.

557
00:35:44,360 --> 00:35:45,360
‫این پروتئینه داداش، بزن بر بدن.

558
00:35:46,080 --> 00:35:49,280
‫فقط بخورش. بخور، بخور، بخور.

559
00:35:55,585 --> 00:35:57,585
‫شرمندم.

560
00:35:58,410 --> 00:35:59,990
‫- اگه من در رو باز نمی‌کردم...
‫- شرمنده؟

561
00:36:01,230 --> 00:36:02,650
‫تو کسی بودی که راهِ عبور رو پیدا کرد.

562
00:36:02,910 --> 00:36:03,808
‫حق با اونه.

563
00:36:03,810 --> 00:36:05,070
‫این تنها راهِ پیش رو بود.

564
00:36:06,250 --> 00:36:08,910
‫باید اعتراف کنم، تو توی این کارها استعداد داری پسرم.

565
00:36:09,070 --> 00:36:14,829
‫منظورم اینه که من فقط داشتم راهِ تو رو ادامه می‌دادم،

566
00:36:14,830 --> 00:36:19,650
‫- پس... اونقدری اوکی هستیم که وسطِ مردن با هم «بزن قدش» کار کنیم یا چی؟
‫- سعی کن تکون نخوری. با هر حرکتی که می‌کنی، سم توی بدنت پخش می‌شه.

567
00:36:20,880 --> 00:36:25,640
‫اگه شانس بیاریم، این کیسه‌های تخم قبل از
‫اینکه نور تموم بشه و عنکبوت‌ها بخورنت، اثر می‌کنن.

568
00:36:25,840 --> 00:36:28,980
‫واقعاً خوشحالم که اون «مارو»ی باارزش‌مون رو
‫خرج کردیم تا تو رو به همون آدمِ غیرقابل‌تحملِ همیشگی

569
00:36:29,040 --> 00:36:33,300
‫تبدیل کنیم. خب، داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر همکاری می‌کنیم دیگه.

570
00:36:34,120 --> 00:36:35,480
‫فلین، اوکلی، با من بیاین.

571
00:36:37,360 --> 00:36:38,360
‫داری خشن می‌شی.

572
00:36:40,520 --> 00:36:42,300
‫صب کنین. برمی‌گردم.

573
00:36:43,620 --> 00:36:44,620
‫صبر کن!

574
00:36:48,000 --> 00:36:49,000
‫آدرس همینه.

575
00:36:49,700 --> 00:36:50,880
‫فقط لطفاً به من صدمه نزن.

576
00:37:04,160 --> 00:37:08,640
‫ببخشید آقا.

577
00:37:09,380 --> 00:37:10,380
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

578
00:37:11,720 --> 00:37:12,720
‫آقا؟

579
00:37:12,720 --> 00:37:22,720
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

580
00:38:13,040 --> 00:38:14,040
‫زایا! وایسا!

581
00:38:15,440 --> 00:38:17,320
‫چی؟ چی شده؟ همه چی.

582
00:38:18,200 --> 00:38:21,420
‫همه چی غلطه. همه چی داره بد پیش می‌ره. چی؟ چی دیدی؟

583
00:38:21,700 --> 00:38:23,540
‫هیچ راهی برای پیروزی وجود نداره، دریل.

584
00:38:24,440 --> 00:38:25,440
‫ودریک برنده می‌شه.

585
00:38:26,120 --> 00:38:27,120
‫همیشه همین‌طوره.

586
00:38:27,680 --> 00:38:28,680
‫پس فلین چی؟

587
00:38:29,600 --> 00:38:30,700
‫اونم مثل بقیه‌مون.

588
00:38:31,920 --> 00:38:36,339
‫ودریک از اون جمجمه استفاده می‌کنه تا دنیای تو و من رو نابود کنه،

589
00:38:36,340 --> 00:38:38,420
‫و هیچ کاری هم از دستت برنمی‌آد
‫که جلوش رو بگیری. ولی جمجمه دستِ ماست.

590
00:38:38,900 --> 00:38:41,080
‫تو بهم قول دادی که فلین رو نجات می‌دی.

591
00:38:41,620 --> 00:38:43,860
‫من تمامِ مسیرهای ممکن رو دیدم، و همه‌شون به یه جا ختم می‌شن.

592
00:38:46,040 --> 00:38:49,160
‫آینده فقط به مرگ و نابودی می‌رسه.

593
00:38:49,780 --> 00:38:51,060
‫نمی‌تونی همین‌جوری بیخیال بشی.

594
00:38:54,920 --> 00:38:57,440
‫هیچ‌کس با اطمینان نمی‌دونه که بقیه قراره چیکار کنن.

595
00:38:58,260 --> 00:38:59,480
‫ما همیشه حق انتخاب داریم.

596
00:38:59,800 --> 00:39:02,040
‫خب، بعضی وقت‌ها هیچ انتخاب یا راهی برای بردن وجود نداره.

597
00:39:03,940 --> 00:39:05,240
‫آینده از قبل نوشته شده.

598
00:39:10,140 --> 00:39:12,380
‫اوکی. می‌گی نمی‌تونیم آینده رو عوض کنیم؟

599
00:39:12,800 --> 00:39:13,800
‫پس اینو بهم بگو.

600
00:39:14,760 --> 00:39:17,080
‫من قراره این بیسکویت رو بخورم یا نه؟

601
00:39:19,160 --> 00:39:20,098
‫فرقی نمی‌کنه.

602
00:39:20,100 --> 00:39:20,839
‫چرا، فرق می‌کنه.

603
00:39:20,840 --> 00:39:21,840
‫همین الان.

604
00:39:22,180 --> 00:39:23,360
‫من این «اوریو» رو می‌خورم؟

605
00:39:24,810 --> 00:39:25,810
‫آینده رو نگاه کن.

606
00:39:29,070 --> 00:39:30,070
‫خب؟

607
00:39:37,130 --> 00:39:39,630
‫نمی‌خوریش. راست گفتی. نمی‌خواستم بخورم.

608
00:39:40,470 --> 00:39:42,410
‫صد در صد. ولی می‌دونی چیه؟

609
00:39:43,290 --> 00:39:46,270
‫یه کم... گشنه‌مه.

610
00:39:53,640 --> 00:39:55,860
‫تو فقط به این خاطر یه تصمیمِ دیگه گرفتی چون من آینده رو بهت گفتم.

611
00:39:56,180 --> 00:39:57,180
‫دقیقاً.

612
00:39:57,500 --> 00:39:59,000
‫ما مسیرِ خودمون رو می‌سازیم.

613
00:40:00,020 --> 00:40:01,900
‫روی اتفاقی که قراره بیفته تمرکز نکن.

614
00:40:02,240 --> 00:40:04,080
‫روی کاری تمرکز کن که الان از دست‌مون برمی‌آد.

615
00:40:04,940 --> 00:40:05,940
‫اصلاً غیرممکنه.

616
00:40:07,120 --> 00:40:08,200
‫شاید واقعاً راهی نباشه.

617
00:40:09,780 --> 00:40:12,380
‫یا شاید این همون چیزیه که جمجمه می‌خواد تو باورش کنی.

618
00:40:13,960 --> 00:40:16,820
‫شاید فقط می‌خواد چیزهای بد رو بهت نشون بده تا ما ناامید بشیم.

619
00:40:23,720 --> 00:40:24,720
‫داره در برابرِ من مقاومت می‌کنه.

620
00:40:25,620 --> 00:40:32,380
‫یه چیزی رو خوب می‌دونم، اونم اینه که وقتی اوضاع
‫خیط می‌شه، دیدنِ نورِ امید تهِ تونل خیلی سخت می‌شه.

621
00:40:33,800 --> 00:40:41,680
‫اما دقیقاً همون‌جاست که باید قوی بمونیم، سخت‌تر بجنگیم،
‫ایمان داشته باشیم و هر اتفاقی که افتاد، باز هم تلاش کنیم.

622
00:40:45,780 --> 00:40:48,180
‫من تصاویرِ خیلی وحشتناکی دیدم، دریل.

623
00:40:49,660 --> 00:40:52,480
‫پس یه راهی پیدا کن که بتونیم عوضشون کنیم و «رن» رو برگردونیم.

624
00:40:56,200 --> 00:40:57,200
‫من بهت ایمان دارم، «زایان».

625
00:41:16,100 --> 00:41:18,000
‫باید بیشتر از این بیسکویت‌ها بگیریم.

626
00:41:37,770 --> 00:41:38,549
‫آره، باشه.

627
00:41:38,550 --> 00:41:40,170
‫ما جفت‌مون حریف‌های قدری هستیم.

628
00:41:49,070 --> 00:41:50,590
‫اینم از اون یکی.

629
00:41:51,530 --> 00:41:53,230
‫هر دو تا برادر مُردن.

630
00:42:00,970 --> 00:42:04,430
‫خب، اونجا تاجِ شاه اولگ رو می‌بینم.

631
00:42:06,190 --> 00:42:07,190
‫تونستیم.

632
00:42:09,390 --> 00:42:10,690
‫واقعاً از پسش برآمدیم.

633
00:42:12,190 --> 00:42:14,950
‫خب، حالا فقط باید بفهمیم چطوری بریم اون تو.

634
00:42:28,210 --> 00:42:29,210
‫نگاه کن.

635
00:42:30,130 --> 00:42:31,650
‫پسراش زنده تا اینجا رسیده بودن.

636
00:42:32,910 --> 00:42:34,190
‫خیلی به تاج نزدیکی.

637
00:42:34,700 --> 00:42:36,360
‫و به نظر می‌آد سرِ همین تاج دخلِ همدیگه رو آوردن.

638
00:42:38,420 --> 00:42:39,420
‫می‌بینی؟

639
00:42:39,620 --> 00:42:41,040
‫این تبرها مالِ خودشون نبوده.

640
00:42:41,700 --> 00:42:43,060
‫شاه اینا رو گذاشته اینجا.

641
00:42:44,000 --> 00:42:45,520
‫هر کدومشون یه سکوی مخصوص دارن.

642
00:42:49,220 --> 00:42:52,840
‫یعنی هر کدوم یه تبر برداشتن و... قشنگ مورتال کمبت بازی کردن.
‫(افتادن به جون هم)

643
00:42:53,300 --> 00:42:54,300
‫ضربه نهایی (فیتالیتی).

644
00:42:54,520 --> 00:42:57,020
‫این یارو احتمالاً موقع تلاش برای رسیدن به تاج، از خونریزی مُرده.

645
00:42:58,100 --> 00:42:59,760
‫ولی نتونسته دروازه رو بده بالا.

646
00:43:01,120 --> 00:43:04,040
‫آخه کدوم پدری با پسراش این کار رو می‌کنه؟

647
00:43:04,650 --> 00:43:07,670
‫یه پدر از نوعِ پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ها.
‫بیا کمک کن این دروازه رو بدیم بالا.

648
00:43:09,410 --> 00:43:11,070
‫سه، دو، یک.

649
00:43:12,610 --> 00:43:17,610
‫نه، این دروازه تکون هم نمی‌خوره.

650
00:43:23,950 --> 00:43:27,830
‫می‌دونی، تا وقتی پدرم زنده بود،

651
00:43:29,010 --> 00:43:31,790
‫برادرم «دریل» رو به من ترجیح می‌داد.

652
00:43:33,740 --> 00:43:35,780
‫بیخیال بابا. مطمئنم این‌طوری نیست.

653
00:43:35,840 --> 00:43:39,519
‫نه، واقعاً همین‌طور بود. اونا خیلی با هم تفاهم داشتن.

654
00:43:39,520 --> 00:43:47,920
‫فوتبال، کمپینگ، پیاده‌روی، ماهیگیری. اصلاً بحثی نبود
‫که کدوم‌مون رو برای پادشاهی انتخاب می‌کرد.

655
00:43:48,000 --> 00:43:52,440
‫ولی قطعاً نمی‌ذاشت که تا سرحدِ مرگ با هم بجنگیم.

656
00:43:53,300 --> 00:43:55,620
‫بازم می‌گم، اون یه پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ست.

657
00:43:55,880 --> 00:44:00,860
‫آره، ولی پدر هم هست. شاید «اولگ» نمی‌خواسته پسراش با هم بجنگن.

658
00:44:01,140 --> 00:44:02,140
‫شاید...

659
00:44:02,410 --> 00:44:06,589
‫می‌خواسته با هم همکاری کنن، مثل همون
‫موقع که مجبور شدیم دریچه رو با هم فشار بدیم.

660
00:44:06,590 --> 00:44:10,210
‫ولی نگاه کن ببین چی انتظارشون رو می‌کشیده: یه جفت تبر.

661
00:44:11,090 --> 00:44:12,710
‫پیامش کاملاً واضحه، نه؟

662
00:44:14,530 --> 00:44:18,390
‫مگر اینکه... پادشاه به یه دلیل دیگه اینا رو گذاشته باشه اینجا.

663
00:44:18,690 --> 00:44:20,390
‫خب، من تقریباً مطمئنم می‌دونم اینا واسه چیه.

664
00:44:23,850 --> 00:44:28,890
‫چقدر سوراخ سوراخه.

665
00:44:29,530 --> 00:44:30,930
‫شاید سوراخِ کلید باشن.

666
00:44:31,340 --> 00:44:33,800
‫و ما بتونیم از این تبرها مثل دندون‌های غول‌پیکر استفاده کنیم.

667
00:44:50,140 --> 00:44:53,939
‫ببینید، جفت‌تون دارید وقت تلف می‌کنید. می‌دونم باورش سخته، ولی بعضی وقت‌ها قوی‌ها می‌برن

668
00:44:53,940 --> 00:44:57,639
‫و ضعیف‌ها می‌بازن. دنیا کلاً همین‌جوری می‌چرخه.

669
00:44:57,640 --> 00:44:58,880
‫اونا دوقلو بودن، قدرت‌شون برابر بوده.

670
00:44:59,590 --> 00:45:01,090
‫واسه همینم جفت‌شون مُردن.

671
00:45:01,990 --> 00:45:03,350
‫چرا حتماً باید یک نفر انتخاب می‌شد؟

672
00:45:04,050 --> 00:45:06,290
‫چرا نمی‌تونستن با هم حکومت کنن؟

673
00:45:06,510 --> 00:45:08,550
‫چون فقط یه تاج وجود داره، واسه همین.

674
00:45:08,830 --> 00:45:15,809
‫آره، ولی اگه این‌طوره پس باید فقط یه تبر می‌بود، و... اگه این دو تا

675
00:45:15,810 --> 00:45:17,430
‫تبر با هم جفت بشن و یه کلید رو بسازن چی؟

676
00:45:17,990 --> 00:45:20,850
‫آره، می‌دونستم یه جای این طراحی ایراد داره.

677
00:45:21,630 --> 00:45:22,630
‫ردیفش کردی؟

678
00:45:25,810 --> 00:45:26,850
‫از اون طرف.

679
00:45:27,690 --> 00:45:28,690
‫کلید همینه.

680
00:45:29,260 --> 00:45:30,260
‫ممنون.

681
00:46:00,420 --> 00:46:01,420
‫یالا.

682
00:46:01,520 --> 00:46:03,720
‫بگو دیگه. هر چی دلت می‌خواد بگو.

683
00:46:04,460 --> 00:46:05,940
‫بگو. زود باش، بگو.

684
00:46:06,240 --> 00:46:09,980
‫هرچند گفتنش برام سخته، ولی ایول به «فلین»، گل کاشتی.

685
00:46:13,320 --> 00:46:15,080
‫امروز باعث شدی استادت بهت افتخار کنه.

686
00:46:16,540 --> 00:46:18,860
‫خب، پیشِ یه حرفه‌ای یاد گرفتم دیگه.

687
00:46:20,440 --> 00:46:21,540
‫ولی هنوز ناشی هستی.

688
00:46:23,380 --> 00:46:25,760
‫و یه تله‌ی دیگه هم هست که باید باهاش روبرو بشیم.

689
00:46:28,620 --> 00:46:29,620
‫آماده‌ای؟

690
00:46:34,180 --> 00:46:35,800
‫اگه اتفاقی افتاد نگران نباش.

691
00:46:36,360 --> 00:46:37,360
‫من همین‌جام.

692
00:46:53,420 --> 00:46:54,420
‫دریل؟

693
00:46:56,720 --> 00:46:57,720
دریل؟

694
00:46:58,460 --> 00:46:59,460
‫حالت خوبه؟

695
00:47:19,720 --> 00:47:23,440
‫باهام حرف بزن. خوبی؟

696
00:47:24,460 --> 00:47:25,460
‫بیا بریم.

697
00:47:26,160 --> 00:47:28,400
‫من تشنه‌ی «مارو» هستم.

698
00:47:29,340 --> 00:47:30,840
‫سعی کن از بدنم بکشیش بیرون.

699
00:47:31,080 --> 00:47:31,898
‫چی دیدی؟

700
00:47:31,900 --> 00:47:35,240
‫دیدمش. همون لحظه‌ی بیسکویتی رو.

701
00:47:37,020 --> 00:47:38,120
‫فقط یه راه وجود داره.

702
00:47:38,400 --> 00:47:39,400
‫برای تغییر دادنِ آینده؟

703
00:47:39,580 --> 00:47:43,340
‫چطوری؟ باید برای برادرت یه پیغام بفرستیم.

704
00:47:46,020 --> 00:47:47,120
‫چیه؟

705
00:47:47,840 --> 00:47:49,100
‫اسمِ اون زنه چیه...

706
00:47:53,190 --> 00:47:54,190
‫آخرین تله.

707
00:47:56,230 --> 00:47:57,230
‫آره.

708
00:47:57,530 --> 00:48:00,370
‫دارم یه سری خلاقیت‌های هوشمندانه‌ی کوتوله‌ها رو می‌بینم.

709
00:48:02,010 --> 00:48:03,570
‫یه نقشه دارم. «اوکلی»، کیف‌ت رو بده.

710
00:48:04,570 --> 00:48:08,070
‫- نه، واسه چی باید کیفم رو بدم به تو؟
‫- وقت زیادی نداریم. - زود باش، فقط بدش به من. باشه.

711
00:48:10,690 --> 00:48:11,690
‫آره.

712
00:48:12,230 --> 00:48:13,230
‫این عالیه.

713
00:48:14,990 --> 00:48:16,150
‫شبیه «ایندیانا جونز» شدی.

714
00:48:16,730 --> 00:48:18,230
‫این حرکت واسه «ایندیانا جونز» که جواب نداد.

715
00:48:28,070 --> 00:48:29,070
‫نه! چی؟

716
00:48:29,270 --> 00:48:30,270
‫نه.

717
00:48:35,090 --> 00:48:36,090
‫بدش من!

718
00:48:38,930 --> 00:48:42,190
‫وایسا، داری چیکار می‌کنی؟ آخرین درس، «فلین».

719
00:48:43,930 --> 00:48:47,590
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن.

720
00:48:51,650 --> 00:48:53,210
‫بهم نشون بده چطوری باید از راهِ سخت یادش بگیرم.

721
00:48:56,330 --> 00:48:57,490
‫نمی‌فهمم.

722
00:49:02,890 --> 00:49:03,890
‫چی؟

723
00:49:04,830 --> 00:49:06,650
‫اونجا رو نگاه کن.

724
00:49:07,170 --> 00:49:08,510
‫دو تا تاج!

725
00:49:09,030 --> 00:49:10,090
‫بازم حق با تو بود «فلین».

726
00:49:10,350 --> 00:49:12,590
‫انگار پادشاه واقعاً به کارِ تیمی اعتقاد داشته.

727
00:49:12,910 --> 00:49:14,890
‫من؟ من تکی کار می‌کنم.

728
00:49:16,250 --> 00:49:17,630
‫بدرود، مردِ خوب.

729
00:49:20,370 --> 00:49:22,590
‫نه. نمی‌خوام بشنوم.

730
00:49:23,090 --> 00:49:24,090
‫یک کلمه هم حرف نزن!

731
00:49:32,000 --> 00:49:34,000
‫نمی‌فهمم!

732
00:49:38,300 --> 00:49:40,460
‫فهمیدم. خب، باید بریم.

733
00:49:40,740 --> 00:49:42,780
‫همین الان. بریم؟ ولی پس تکلیفِ... نه، نه، نه.

734
00:49:43,020 --> 00:49:44,900
‫اون می‌دونه ما اینجاییم. داره می‌آد.

735
00:49:45,400 --> 00:49:47,660
‫کی؟ کی می‌دونه؟ کی داره می‌آد؟

736
00:49:49,340 --> 00:49:50,340
‫«گوران».

737
00:49:50,364 --> 00:49:52,364
✦ <font color="#ff0000">Luminox ترجمه از ✦

738
00:49:52,388 --> 00:50:02,388
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

739
00:50:03,780 --> 00:50:04,840
‫هی، بچه‌ها می‌دونید چیه؟

740
00:50:05,980 --> 00:50:06,980
‫دهنم.

741
00:50:08,160 --> 00:50:09,480
‫دوباره حسش می‌کنم، انگار برگشته به حالت عادی.

742
00:50:10,980 --> 00:50:11,980
‫مالِ منم همین‌طور.

743
00:50:12,420 --> 00:50:13,420
‫واسه تو هم پیش می‌آد.

744
00:50:14,640 --> 00:50:15,640
‫غم‌انگیزه.

745
00:50:16,620 --> 00:50:18,660
‫فکر کنم یعنی دیگه خطری نداره و می‌تونیم حرکت کنیم.

746
00:50:20,920 --> 00:50:22,160
‫دقیقاً، ایول.

