﻿1
00:00:06,980 --> 00:00:08,020
‫- کمکم کن لطفاً!
‫- نمی‌تونم

2
00:00:08,020 --> 00:00:09,100
‫فقط واسه یه نفر جا دارم

3
00:00:09,530 --> 00:00:11,110
‫نه، من شهروند آمریکام. لطفاً!

4
00:00:11,110 --> 00:00:12,360
‫نمی‌تونم تنهاش بذارم

5
00:00:12,360 --> 00:00:14,410
‫نه، می‌کشنم! لطفاً!

6
00:00:15,610 --> 00:00:17,240
‫دو ساله که توی پرورشگاه

7
00:00:17,240 --> 00:00:20,080
‫تحلیل‌گر اطلاعاتی هستی، درسته؟

8
00:00:20,080 --> 00:00:21,410
‫درسته

9
00:00:21,410 --> 00:00:23,591
‫توی پرونده‌‌ت یه نکته دیدم که می‌گفت

10
00:00:23,616 --> 00:00:25,040
‫دچار حمله پانیک شدی؟

11
00:00:25,573 --> 00:00:26,913
‫فقط همون یه بار بوده؟

12
00:00:26,960 --> 00:00:28,040
‫آره

13
00:00:28,090 --> 00:00:30,155
‫دیگه اتفاق نیفتاده

14
00:00:30,180 --> 00:00:31,315
‫مهمون من

15
00:00:31,340 --> 00:00:32,880
‫- الکساندر
‫- میشل

16
00:00:32,880 --> 00:00:34,590
‫تنهام نذار!

17
00:00:35,090 --> 00:00:36,716
‫هی، یه سؤال عجیب...

18
00:00:36,740 --> 00:00:38,236
‫تو سفر دوست داری؟

19
00:00:38,260 --> 00:00:41,991
طبقه بالا یه بازرسی ‫از تمام پرسنل توی
این اتاق راه انداخته

20
00:00:42,016 --> 00:00:44,158
‫زنجیره‌ی اطلاعاتی‌مون لو رفته

21
00:00:44,183 --> 00:00:45,455
یکی خائن شده

22
00:00:45,480 --> 00:00:47,768
‫اون یه سیگنال وای‌فایـه

23
00:00:47,793 --> 00:00:51,230
‫هر چیزی می‌بینی و می‌شنوی رو مخابره می‌کنن

24
00:00:51,230 --> 00:00:52,780
‫تو جاسوسی، الکساندر

25
00:00:52,780 --> 00:00:54,950
‫اگه فکر کنن هک هنوز لو نرفته،

26
00:00:54,975 --> 00:00:56,590
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم

27
00:00:56,615 --> 00:00:58,535
‫باید هر کسی که داره نگاه می‌کنه رو
پیدا کنیم و

28
00:00:58,560 --> 00:00:59,834
نابودشون کنیم

29
00:00:59,859 --> 00:01:00,919
‫هستی؟

30
00:01:19,757 --> 00:01:21,467
‫خب دیگه، باید دست به کار شیم.
‫حاضر شو

31
00:01:20,608 --> 00:01:23,708
{\an8}« سه سال پیش »

32
00:01:25,230 --> 00:01:27,270
‫حالا این یارو کی هست؟

33
00:01:27,270 --> 00:01:29,270
‫ای خدا، مگه تازه‌کاری؟
‫این سؤال رو نکن

34
00:01:29,560 --> 00:01:31,570
‫کمک می‌کنه که بهتر کارم رو بکنم

35
00:01:31,570 --> 00:01:33,320
‫لازم نیست هیچی درموردش بدونی

36
00:01:33,320 --> 00:01:36,360
‫فقط باید درمونده باشی.
‫یه داف قدرشناس

37
00:01:36,360 --> 00:01:37,450
‫از پسش بر میای یا

38
00:01:37,450 --> 00:01:38,910
‫برم یکی دیگه رو پیدا کنم؟

39
00:01:40,820 --> 00:01:41,850
‫بار اولم نیست

40
00:01:42,960 --> 00:01:44,540
‫مطمئنم که نیست

41
00:01:46,750 --> 00:01:47,820
‫هی

42
00:01:49,960 --> 00:01:52,040
‫باید واقعی به نظر بیاد، جولیارد

43
00:01:54,000 --> 00:02:05,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

44
00:02:07,230 --> 00:02:08,310
‫کمکم کن

45
00:02:09,520 --> 00:02:10,650
‫تو رو خدا، کمکم کن

46
00:02:49,580 --> 00:02:52,780
« آزمون کپنهاگ »
« فصل اول، قسمت دوم »

47
00:03:01,780 --> 00:03:03,600
‫این چیزیـه که سازمان اطلاعات چین

48
00:03:03,600 --> 00:03:06,400
‫در اختیارِ پلیس مخفی کره شمالی قرار داده

49
00:03:04,003 --> 00:03:11,803
{\an8}« یک ماه پیش »

50
00:03:06,400 --> 00:03:10,000
‫احتمالاً‌ همین‌طوری هویتِ
‫کارگزارهامون رو فهمیدن

51
00:03:11,000 --> 00:03:13,420
‫اون صفحه‌ی یکی از کامپیوترهای خودمونـه

52
00:03:14,700 --> 00:03:18,040
‫یه تحلیلگر اطلاعاتی به اسم الکساندر هیل

53
00:03:20,900 --> 00:03:23,260
‫دیگه کی این رو دیده؟

54
00:03:23,260 --> 00:03:25,280
‫مگه عکس‌برداری از
‫کامپیوترهامون ممنوع نبوده؟

55
00:03:25,280 --> 00:03:27,320
‫خب، با دوربین عکس نگرفتن

56
00:03:27,350 --> 00:03:28,770
‫اون...

57
00:03:28,770 --> 00:03:30,480
‫سایه‌ی یه دماغـه

58
00:03:37,940 --> 00:03:38,940
‫حق با تو بود

59
00:03:38,940 --> 00:03:40,780
‫مشکل تو خونه‌‌ی خودمون بود

60
00:03:43,410 --> 00:03:46,200
‫لذتی از این که همیشه حق باهامـه، نمی‌برم

61
00:03:46,200 --> 00:03:47,410
‫متوجه شده بودم

62
00:03:48,620 --> 00:03:51,040
‫نمی‌دونیم چند وقته که در معرض خطریم

63
00:03:51,860 --> 00:03:54,140
‫مشخصاً مجبور میشیم ازش استفاده کنیم

64
00:03:55,000 --> 00:04:02,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

65
00:04:03,000 --> 00:04:06,000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

66
00:04:07,300 --> 00:04:09,520
‫۴۵ ساله که یه ترک هم برنداشته

67
00:04:11,810 --> 00:04:13,890
‫خوبـه که ازش واهمه‌ای نداریم

68
00:04:17,650 --> 00:04:18,680
‫پیتر...

69
00:04:19,400 --> 00:04:20,860
‫اون بیرون یه نفر هست که

70
00:04:20,860 --> 00:04:23,400
‫سعی کرده بود درمورد این اتفاق
‫بهمون هشدار بده

71
00:04:23,400 --> 00:04:24,660
‫ولی ما گوش نکردیم

72
00:04:25,580 --> 00:04:27,510
‫اون آدم رو استخدام کن

73
00:04:53,350 --> 00:04:54,560
‫سالمون چطوره؟

74
00:04:56,520 --> 00:04:57,980
‫خیلی خوبـه

75
00:05:00,070 --> 00:05:01,480
‫می‌دونی من کیـم؟

76
00:05:03,360 --> 00:05:04,570
‫خب بگو

77
00:05:06,450 --> 00:05:08,030
‫بگم که کی هستید؟

78
00:05:09,620 --> 00:05:10,990
‫شما رئیس مویرا هستید

79
00:05:13,700 --> 00:05:14,750
‫دیگه؟

80
00:05:17,280 --> 00:05:18,340
‫ببخشید

81
00:05:19,920 --> 00:05:22,380
‫تو سامانتا پارکری، تحلیلگرِ پیشگو

82
00:05:22,380 --> 00:05:24,510
‫حدود ۱ سال و نیم با ما بودی

83
00:05:24,590 --> 00:05:26,680
‫قبل از اون واسه گروه کابل هیل کار می‌کردی،

84
00:05:26,680 --> 00:05:28,640
‫قبلش هم از ییل دراما اومده بودی بیرون،

85
00:05:28,640 --> 00:05:31,020
‫چون خودت رو نمایش‌نامه‌نویس قابلی
‫نمی‌دونستی

86
00:05:31,020 --> 00:05:33,240
‫تئاتر کار پرمشقتیـه

87
00:05:33,270 --> 00:05:34,850
‫فکر می‌کنی ۲۹ سالتـه اما

88
00:05:34,850 --> 00:05:37,400
‫پدرمادرت سنت رو بهت دروغ گفتن

89
00:05:37,400 --> 00:05:39,030
‫قبلاً تو گروه روایت‌پردازی‌مون بودی اما

90
00:05:39,030 --> 00:05:41,000
‫داستان‌های صوری که
‫برای مأمورها می‌نوشتی،

91
00:05:41,000 --> 00:05:43,860
‫بیش از حد پیچیده و زیادی خارج از چارچوب

92
00:05:43,860 --> 00:05:45,400
‫تلقی شدند

93
00:05:45,400 --> 00:05:46,650
‫بعدش درخواست دادی تا

94
00:05:46,650 --> 00:05:48,410
‫عضو گروهِ تحلیل پیشگویانه‌مون شی تا

95
00:05:48,410 --> 00:05:50,220
‫تهدیدهای احتمالی رو پیش‌بینی کنی

96
00:05:50,220 --> 00:05:53,950
‫که هر چی که تا الان پیش‌بینی کردی
‫غلط از آب در اومدن

97
00:05:53,950 --> 00:05:55,580
‫بعضی‌وقتا هم...

98
00:05:55,580 --> 00:05:58,900
‫این‌قدر درگیر جزئیات میشی که

99
00:05:58,900 --> 00:06:01,040
‫بدیهیات رو جا میندازی

100
00:06:03,750 --> 00:06:04,770
‫حالا...

101
00:06:06,170 --> 00:06:07,760
‫بگو من کیـم؟

102
00:06:15,820 --> 00:06:18,210
‫شما رئیس عملیات‌هایید

103
00:06:18,730 --> 00:06:20,350
‫به همراه رئیس سازمان اطلاعات،

104
00:06:20,350 --> 00:06:22,310
‫دومین فرد قدرتمند هستید اما

105
00:06:22,310 --> 00:06:24,480
‫همه از شما بیشتر می‌ترسن

106
00:06:25,280 --> 00:06:28,960
‫طبق شایعات، شما با کارگزارهای میدانی
‫کارتون رو شروع کردید، برای همین...

107
00:06:28,960 --> 00:06:32,030
‫به اطلاعاتی که از مُخبرهای واقعی نباشه،
‫بی‌اعتمادید

108
00:06:32,030 --> 00:06:33,120
‫شدیداً رقابتی هستید،

109
00:06:33,120 --> 00:06:35,080
‫برای همین حدس می‌زنم خواهربرادر دارید

110
00:06:35,080 --> 00:06:36,930
‫احتمالاً بچه‌ی بزرگ خانواده‌اید

111
00:06:41,460 --> 00:06:43,090
‫اون‌وقت نقطه‌ضعفم چیـه؟

112
00:06:51,180 --> 00:06:53,890
‫۵ ماه پیش باهاتون تو یه جلسه بودم

113
00:06:55,010 --> 00:06:56,100
‫و به نظر میومد که...

114
00:07:00,080 --> 00:07:01,980
‫از تصمیم نگرفتن بدتون میاد

115
00:07:01,980 --> 00:07:06,020
‫برای همین ترجیح می‌دید تصمیم بگیرید،
‫حتی اگه اشتباه باشه. صبور نیستید

116
00:07:08,290 --> 00:07:09,300
‫قربان

117
00:07:09,980 --> 00:07:12,340
‫در ضمن، این سالمون هم افتضاح بود

118
00:07:13,620 --> 00:07:15,280
‫یه یاداشتی نوشتی و

119
00:07:15,280 --> 00:07:18,000
‫هشدار دادی که باید مراقبِ

120
00:07:18,000 --> 00:07:20,160
‫هک شدن ذهن‌هامون باشیم

121
00:07:20,160 --> 00:07:21,790
‫خنده‌داره

122
00:07:21,790 --> 00:07:24,380
‫باید نگران سناریوهای محتمل‌تر باشیم،

123
00:07:24,380 --> 00:07:25,630
‫قبول نداری؟

124
00:07:26,880 --> 00:07:27,900
‫نه، قربان

125
00:07:29,010 --> 00:07:30,260
‫پای چیزی که نوشتم، هستم

126
00:07:34,220 --> 00:07:35,600
‫خوبـه

127
00:07:39,560 --> 00:07:41,370
‫در ضمن، من بچه‌ی کوچیک خانواده‌م

128
00:07:42,080 --> 00:07:44,210
‫حرفی که درمورد سنم زدید، راستـه؟

129
00:07:46,190 --> 00:07:47,780
‫به تیم خوش اومدی، پارکر

130
00:07:56,997 --> 00:08:01,285
{\an8}« عملیات کلیمور »

131
00:08:00,710 --> 00:08:01,850
‫از نظر بقیه‌ی پرورشگاه،

132
00:08:01,880 --> 00:08:04,040
‫ما فقط یه تمرین آموزشی خسته‌کننده‌ایم

133
00:08:04,040 --> 00:08:05,790
‫نباید بدونن چی‌کار داریم می‌کنیم

134
00:08:05,790 --> 00:08:08,880
‫ما فقط به رئیس پرورشگاه گزارش میدیم،
‫سنت جورج

135
00:08:13,130 --> 00:08:14,470
‫صبر کن... اون واقعیـه؟

136
00:08:14,470 --> 00:08:16,300
‫فکر می‌کردم اون فقط...

137
00:08:19,860 --> 00:08:22,370
‫با جاسوس‌مون آشنا شو

138
00:08:22,980 --> 00:08:24,400
‫الکساندر هیل

139
00:08:24,400 --> 00:08:26,150
‫چشم‌ها و گوش‌هاش به وسیله‌ی

140
00:08:26,150 --> 00:08:29,690
‫فناوری «کاساندرا آریو ۲۵» هک شدن

141
00:08:32,990 --> 00:08:34,410
‫احتمال داره که خودش ندونه

142
00:08:34,410 --> 00:08:35,490
‫هک شده

143
00:08:35,490 --> 00:08:36,570
‫اما در هر صورت،

144
00:08:36,570 --> 00:08:38,260
‫هر لحظه که داره گزارش میده،

145
00:08:38,260 --> 00:08:42,000
‫کارگزارها و سازمان ما رو به خطر میندازه

146
00:08:42,000 --> 00:08:44,540
‫برای همین می‌خوام حولش یه دنیا بسازم و

147
00:08:44,540 --> 00:08:47,590
‫هر چیزی که می‌شنوه و می‌بینه رو کنترل کنم،

148
00:08:47,590 --> 00:08:50,670
‫بدون این که خودش یا کسی که
‫روش نظارت داره،

149
00:08:52,180 --> 00:08:54,030
‫روحش هم خبردار بشه که ما فهمیدیم

150
00:08:54,680 --> 00:08:56,260
‫نمی‌خواید جلوی هک رو بگیرید

151
00:08:56,260 --> 00:08:57,260
‫آره

152
00:08:58,680 --> 00:09:00,560
‫نمی‌دونیم کارِ کی بوده،

153
00:09:00,560 --> 00:09:02,560
‫اما یه چیزی رو می‌دونیم که اونا نمی‌دونن

154
00:09:02,560 --> 00:09:03,810
‫که ما از هک باخبر شدیم

155
00:09:03,810 --> 00:09:06,000
‫همین‌طوری گیرشون می‌ندازیم

156
00:09:07,810 --> 00:09:10,110
‫یکی رو لازم دارم که خارج از چارچوب فکر کنه

157
00:09:10,730 --> 00:09:13,070
‫تو اولین نفر بودی که
‫همچین پیش‌بینی‌ای کرد و

158
00:09:13,070 --> 00:09:15,910
‫حالا باید یه قدم از دشمن‌مون جلوتر باشی

159
00:09:16,950 --> 00:09:18,370
‫یه روایت لازم دارم که

160
00:09:18,370 --> 00:09:20,530
‫باید جلوی چشم و گوش هیل پیاده بشه،

161
00:09:20,530 --> 00:09:24,290
‫این‌طوری توجیه می‌کنیم که واسه چی داریم
‫اون رو وارد دنیای جدیدمون می‌کنیم

162
00:09:24,290 --> 00:09:25,830
‫و مهم‌تر از همه...

163
00:09:25,830 --> 00:09:27,880
‫باید بدونم کار بعدیِ هیل چیـه

164
00:09:28,540 --> 00:09:30,710
‫باید پیش‌بینیش کنی

165
00:09:30,710 --> 00:09:32,760
‫اون تو این ماجرا، یه علامت سؤال بزرگـه

166
00:09:33,400 --> 00:09:37,060
‫رفتارش رو مطالعه کن،
ببین نقطه‌ضعفش چیه

167
00:09:37,800 --> 00:09:39,510
‫کار ساده‌ایـه، پیچیده‌ش نکن

168
00:09:39,510 --> 00:09:41,260
‫نهایتاً تو ۷ تا کلمه جمعش کن

169
00:09:44,000 --> 00:09:46,200
‫این‌طوری می‌فهمیم چطوری ازش استفاده کنیم

170
00:09:53,900 --> 00:09:57,040
‫وقتایی که خودمون تو خونه تنها بودیم،
‫چینی ماندارین حرف می‌زدیم

171
00:09:57,500 --> 00:09:59,520
‫البته به جز وقتایی که
بابام از دستم عصبانی بود

172
00:09:59,520 --> 00:10:01,440
‫اگه حسابی تو دردسر افتاده بودم،
‫هاکایی حرف می‌زد

173
00:10:01,440 --> 00:10:03,720
‫اما وقتایی که مهمون میومد یا

174
00:10:03,720 --> 00:10:04,860
‫بیرون بودیم یا

175
00:10:04,860 --> 00:10:05,960
‫با گوشی حرف می‌زدیم،

176
00:10:05,960 --> 00:10:08,340
‫همیشه انگلیسی صحبت می‌کردیم

177
00:10:08,340 --> 00:10:10,810
‫مامان‌بابام مواظب بودن که
‫الکی جلب توجه نکنن

178
00:10:11,620 --> 00:10:14,200
‫به نظرت چرا مامان‌بابات
این‌طوری بزرگت کردن؟

179
00:10:14,200 --> 00:10:18,050
‫به‌نظرم چون می‌دونستن که باید بیشتر از
‫بقیه کار کنن تا بتونن پذیرفته شن

180
00:10:18,050 --> 00:10:20,280
‫این چه حسی بهت می‌داد؟

181
00:10:21,510 --> 00:10:22,890
‫نمی‌دونم

182
00:10:24,390 --> 00:10:26,270
‫کسی ازمون نخواسته بود اینجا باشیم

183
00:10:26,270 --> 00:10:28,350
‫چندسال عضو نیروهای ویژه بودی؟

184
00:10:28,350 --> 00:10:29,680
‫یه چندسالی شد

185
00:10:29,710 --> 00:10:31,730
‫اون‌وقت چرا کشیدنت بیرون؟

186
00:10:31,730 --> 00:10:33,020
‫نمی‌دونم

187
00:10:33,020 --> 00:10:35,400
‫یهو یه روز پشت‌میزنشینم کردن

188
00:10:35,400 --> 00:10:36,860
‫چرا می‌خوای جاسوس باشی؟

189
00:10:36,860 --> 00:10:38,610
‫خب، به ماندارین و کانتونی تسلط دارم

190
00:10:38,610 --> 00:10:40,320
‫- ...کانتونی، به گمونم، به گمونم
‫- به گمونم...

191
00:10:40,320 --> 00:10:42,550
‫گفتم شاید به یه دردی بخورم

192
00:10:42,580 --> 00:10:44,990
‫چرا داری درخواست میدی که
‫بری «طبقه‌‌ی بالا»؟

193
00:10:44,990 --> 00:10:46,950
‫من برای عملیات پوزئیدون درخواست دادم

194
00:10:47,500 --> 00:10:49,420
‫اتفاقی به عهده‌ی طبقه‌ی بالاست

195
00:10:49,420 --> 00:10:52,000
‫دروغ میگی. یه بار دیگه بگو

196
00:10:52,920 --> 00:10:54,800
‫می‌خوام توی میدان کار کنم

197
00:10:55,660 --> 00:10:57,980
‫حس می‌کنم جاییـه که
‫می‌تونم به‌دردبخورتر باشم

198
00:10:57,980 --> 00:11:01,420
‫و فقط کسایی عملیات‌های میدانی انجام میدن که
‫تو طبقه‌ی بالا کار کنن، پس...

199
00:11:01,420 --> 00:11:03,140
‫یه بار دیگه می‌پرسم

200
00:11:03,140 --> 00:11:05,310
‫چرا دلت می‌خواد جاسوس باشی؟

201
00:11:07,350 --> 00:11:09,810
‫چون فقط کسی می‌تونه جاسوس بشه که

202
00:11:10,560 --> 00:11:11,940
‫همه بهش اعتماد دارن

203
00:11:16,010 --> 00:11:17,856
‫« ۷ کلمه »

204
00:11:18,043 --> 00:11:19,600
‫باید تو زندگیش نفوذ کنیم

205
00:11:19,600 --> 00:11:22,380
‫با کسی که یه مأمور مخفی باسابقه‌ست

206
00:11:22,380 --> 00:11:24,660
‫بتونه وقتی که اوضاع قاراشمیش شد،
کنارش باشه

207
00:11:24,660 --> 00:11:25,830
‫و آموزش مبارزه ببینه

208
00:11:25,830 --> 00:11:28,310
‫تا اگه لازم شد جونش رو نجات بده...

209
00:11:28,600 --> 00:11:30,420
‫یا از پا درش بیاره

210
00:11:33,710 --> 00:11:35,380
‫اگه انتخاب بشی،

211
00:11:35,380 --> 00:11:37,380
فرصت‌های شغلی آینده‌ت رو

212
00:11:37,380 --> 00:11:38,840
‫محدود می‌کنه

213
00:11:38,840 --> 00:11:40,340
‫چهره‌ت شناخته میشه

214
00:11:41,010 --> 00:11:42,720
‫چون قراره جلوی دوربین باشم

215
00:11:42,720 --> 00:11:44,390
‫و نمی‌دونیم کی داره نگاه می‌کنه

216
00:11:45,430 --> 00:11:47,560
‫مهره‌ی سوخته به حساب میام

217
00:11:47,560 --> 00:11:49,140
‫برای اهداف ما، بله

218
00:11:49,520 --> 00:11:51,830
‫وقتی که تموم شد، دیگه کاری باهات نداریم

219
00:11:56,100 --> 00:11:57,880
‫مشکلی با این قضیه نداری؟

220
00:12:00,490 --> 00:12:01,490
‫نه، قربان

221
00:12:02,610 --> 00:12:03,860
‫قراره کی باشم؟

222
00:12:07,600 --> 00:12:08,990
‫اسمت میشلـه

223
00:12:08,990 --> 00:12:10,180
‫متصدی می‌کده‌ای

224
00:12:10,190 --> 00:12:13,580
‫احتمالاً‌ تو خانواده‌ای از قشر متوسط
‫ رو به پایین بزرگ شدی اما تلاش می‌کنی که...

225
00:12:13,580 --> 00:12:14,710
‫از اینجاش رو خودم میگم

226
00:12:14,710 --> 00:12:15,880
‫اوه

227
00:12:17,520 --> 00:12:18,860
‫وای خدا

228
00:12:19,840 --> 00:12:21,300
‫چقدر بامزه‌ای

229
00:12:22,260 --> 00:12:23,680
‫این یکی مهمونِ من

230
00:12:23,680 --> 00:12:25,390
‫خیلی من رو یاد بابام میندازی...

231
00:12:25,390 --> 00:12:26,550
‫نه، اشتباهـه

232
00:12:27,930 --> 00:12:30,310
‫ببخشید، آخه فقط...

233
00:12:31,020 --> 00:12:33,230
‫خب، اون این‌طوری جواب نمیده

234
00:12:33,860 --> 00:12:36,300
‫دختر خنده‌رویی که باعث دردسر بشه؟

235
00:12:36,300 --> 00:12:38,380
‫اون با چالش‌ سروکار داره

236
00:12:38,770 --> 00:12:40,400
‫باید سنگ جلوی پاش بندازی

237
00:12:40,400 --> 00:12:43,400
‫میگی، «من دلم می‌خواد با همچین آدمی باشم

238
00:12:44,610 --> 00:12:46,280
‫تو می‌تونی همچین مَردی باشی»

239
00:12:50,700 --> 00:12:52,040
‫جالبـه

240
00:12:53,080 --> 00:12:54,960
‫بابام تو قسمت جنایی کار می‌کرد و...

241
00:12:56,540 --> 00:12:57,590
‫خب...

242
00:12:58,250 --> 00:13:01,080
‫خب، خیلی وسواس داشت

243
00:13:02,240 --> 00:13:05,430
‫بالاترین آمار حل پرونده رو تو
کل کلانتری داشت

244
00:13:05,430 --> 00:13:06,840
‫رقیب نداشت

245
00:13:06,840 --> 00:13:09,970
‫دوستاش همیشه فکر می‌کردن که داره پز میده

246
00:13:11,060 --> 00:13:12,770
‫اما درک نمی‌کردن

247
00:13:13,350 --> 00:13:15,690
‫نه، باهاشون رقابت نمی‌کرده

248
00:13:15,690 --> 00:13:16,690
‫دقیقاً

249
00:13:17,270 --> 00:13:20,150
‫می‌خواست یه چیزی رو به خودش ثابت کنه

250
00:13:20,150 --> 00:13:22,490
‫چون این صداییـه که شب‌ها نمی‌ذاره بخوابی

251
00:13:22,490 --> 00:13:24,110
‫همم

252
00:13:24,110 --> 00:13:26,820
‫آره، حسم میگه که این موضوع رو درک می‌کنی

253
00:13:26,820 --> 00:13:29,680
‫به یه تداخل برخوردیم

254
00:13:30,450 --> 00:13:33,910
‫نتایج‌ دست‌نخورده‌ی
آزمون کپنهاگن رو پیدا کردم

255
00:13:33,910 --> 00:13:35,160
‫تاریخش رو نگاه

256
00:13:37,750 --> 00:13:40,670
‫سیا از اون دختره واسه آزمونش استفاده کرده

257
00:13:40,670 --> 00:13:42,300
‫چرا بهمون نگفت؟

258
00:13:42,300 --> 00:13:44,510
‫سه سال پیش باهاش حرف زده،

259
00:13:44,510 --> 00:13:46,260
‫اون هم نهایتاً واسه ۶ ثانیه

260
00:13:46,260 --> 00:13:48,890
‫احتمال داره همدیگه رو نشناسن

261
00:13:48,890 --> 00:13:51,010
‫ممکنه این‌طور نمونه

262
00:13:52,180 --> 00:13:54,380
‫فعلاً نمی‌تونیم عوضش کنیم.
‫خیلی یهوییـه

263
00:13:54,380 --> 00:13:56,020
‫مجبوریم منتظر بمونیم

264
00:13:56,560 --> 00:13:58,720
‫چقدر احتمال داره که دو تا سازمان مختلف

265
00:13:58,720 --> 00:14:01,380
‫اون رو واسه یه عملیات با
هدف مشترک انتخاب کنن؟

266
00:14:01,380 --> 00:14:04,020
‫جفت‌مون داشتیم انجام وظیفه می‌کردیم

267
00:14:05,760 --> 00:14:07,220
‫دختره به سلیقه‌ش می‌خوره

268
00:14:09,380 --> 00:14:11,160
‫نکته‌ش اینـه که...

269
00:14:11,160 --> 00:14:14,350
‫یاد بگیری قبول کنی که اتفاقی بوده

270
00:14:16,750 --> 00:14:17,820
‫آره

271
00:14:18,920 --> 00:14:20,170
‫وای، تو...

272
00:14:20,920 --> 00:14:22,380
‫خیلی تو کارت واردی

273
00:14:23,000 --> 00:14:25,380
‫می‌دونم، حالا هم برو.
‫زندگیت رو بکن

274
00:14:26,010 --> 00:14:27,380
‫راه بیفت

275
00:14:37,100 --> 00:14:38,350
‫چیزی شده؟

276
00:14:40,020 --> 00:14:41,190
‫هی، یه سؤال عجیب...

277
00:14:42,690 --> 00:14:45,050
‫تو سفر دوست داری؟

278
00:14:47,150 --> 00:14:48,610
‫به نظرت فهمیده؟

279
00:14:50,340 --> 00:14:51,960
‫اگه فهمیده باشه...

280
00:14:52,620 --> 00:14:54,080
‫بعدش چی‌کار می‌کنه؟

281
00:14:57,940 --> 00:15:01,130
‫واسه چی فرار نمی‌کنی؟

282
00:15:01,540 --> 00:15:03,170
‫واسه چی فرار نمی‌کنی؟

283
00:15:04,670 --> 00:15:06,050
‫می‌دونم یکی داره من رو می‌پاد

284
00:15:06,050 --> 00:15:10,110
‫می‌دونم بهم دروغ گفتن که کسی من رو
‫نمی‌پاد، پس بهم اعتماد ندارن، پس....

285
00:15:24,940 --> 00:15:27,110
‫وقتی می‌دونی که بهت اعتمادی نیست...

286
00:15:27,110 --> 00:15:28,960
‫چی‌کار می‌کنی؟

287
00:15:32,800 --> 00:15:34,910
‫داره میره طبقه‌ی هم‌کف؟

288
00:15:34,910 --> 00:15:36,290
‫بله، قربان

289
00:15:36,290 --> 00:15:37,750
‫رمی، اونجایی؟

290
00:15:37,750 --> 00:15:39,120
‫تو موقعیتـم

291
00:15:39,420 --> 00:15:42,960
‫به‌نظرم چون می‌دونستن که باید بیشتر از
‫بقیه کار کنن تا بتونن پذیرفته شن

292
00:15:42,960 --> 00:15:45,130
‫لطفاً جلوش رو بگیر

293
00:15:45,130 --> 00:15:46,190
‫مفهومـه

294
00:15:46,860 --> 00:15:49,340
‫خب، به ماندارین و کانتونی تسلط دارم و

295
00:15:49,340 --> 00:15:52,240
‫گفتم شاید مهارت‌هام به یه دردی بخورن

296
00:15:54,260 --> 00:15:56,430
‫چون فقط کسی می‌تونه جاسوس بشه که

297
00:15:57,670 --> 00:15:59,100
‫همه بهش اعتماد دارن

298
00:15:59,100 --> 00:16:00,430
‫همه صبر کنن!

299
00:16:02,680 --> 00:16:03,740
‫برمی‌گرده

300
00:16:03,940 --> 00:16:05,480
‫می‌خواد بهش اعتماد بشه

301
00:16:06,970 --> 00:16:08,030
‫صبر کن

302
00:16:18,740 --> 00:16:20,750
‫خب، سؤال آخر...

303
00:16:24,790 --> 00:16:25,880
‫پایه‌ای؟

304
00:16:33,340 --> 00:16:34,430
‫درمورد چی حرف می‌زنن؟

305
00:16:34,430 --> 00:16:36,980
‫شرایط و ضوابط مشارکتش

306
00:16:40,930 --> 00:16:42,480
‫سلام. سامانتا پارکر هستم

307
00:16:44,040 --> 00:16:45,060
‫من هم پاتریشیا هستم

308
00:16:45,060 --> 00:16:46,830
‫شغلت چیه، پاتریشیا؟

309
00:17:11,050 --> 00:17:12,090
‫اِلی رو آماده کن

310
00:17:12,090 --> 00:17:13,220
‫میگیم یه جلسه‌ی امنیتی

311
00:17:13,220 --> 00:17:14,840
‫همه‌ی شک و شُبه‌ها رو برطرف کرده

312
00:17:17,050 --> 00:17:18,640
‫امروز جونش رو نجات دادی

313
00:17:20,680 --> 00:17:22,640
‫حالا باید ببینم می‌تونه کمک‌مون کنه که

314
00:17:22,640 --> 00:17:24,890
‫بفهمیم چطوری این اتفاق افتاده

315
00:17:24,890 --> 00:17:34,890
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

316
00:18:15,950 --> 00:18:17,910
‫ایستگاه خیابان کول

317
00:18:17,910 --> 00:18:20,320
‫درب‌ها از سمت راست باز می‌شوند

318
00:18:26,133 --> 00:18:29,726
« شبکه‌ی موبایل آنتن ندارد »

319
00:18:32,040 --> 00:18:33,210
‫برای امنیت خود،

320
00:18:33,210 --> 00:18:35,420
‫پشت خط زرد بایستید

321
00:18:35,420 --> 00:18:39,090
‫لطفاً قبل از سوار شدن،
‫اجازه دهید مسافران پیاده شوند

322
00:19:26,680 --> 00:19:29,690
‫یکم پسماند نانو ربات فلزی داخلشـه

323
00:19:32,020 --> 00:19:33,130
‫این چیـه؟

324
00:19:34,690 --> 00:19:36,530
‫قرص ضد اضطراب

325
00:19:37,650 --> 00:19:39,280
‫برای حملات عصبی

326
00:19:41,070 --> 00:19:42,200
‫نمی‌خواستم شانسم برای

327
00:19:42,200 --> 00:19:44,700
‫وارد شدن ورود به این شغل رو از بین ببرم

328
00:19:46,200 --> 00:19:48,200
‫حمله‌های عصبیت کِی شروع شدن؟

329
00:19:49,210 --> 00:19:50,960
‫سه سال پیش، یه عملیات توی بلاروس

330
00:19:50,960 --> 00:19:53,330
‫دچار مشکل شد و...

331
00:19:53,330 --> 00:19:55,540
‫فکر کردم یکی رو جا گذاشتم تا بمیره

332
00:19:55,540 --> 00:19:58,210
‫بعد از اون، تو لحظات غیرمنتظره‌ای،

333
00:19:58,880 --> 00:20:00,880
‫حس می‌کردم که دوباره اونجام

334
00:20:00,880 --> 00:20:02,220
‫آزمون کپنهاگن

335
00:20:02,220 --> 00:20:04,180
‫خب آره، الان فهمیدم که اصلاً واقعی نیست

336
00:20:07,890 --> 00:20:09,270
‫چندوقت یه بار دچار حمله میشی؟

337
00:20:11,060 --> 00:20:13,000
‫چدوقتی هست که حمله‌ای بهم دست نداده

338
00:20:16,570 --> 00:20:18,320
‫چندوقته که داری قرص می‌خوری؟

339
00:20:18,350 --> 00:20:19,360
‫هشت ماهی میشه

340
00:20:19,360 --> 00:20:21,715
‫اما سردردهام از ۴ ماه پیش شروع شدن

341
00:20:22,240 --> 00:20:24,780
احتمالاً از وقتی که شروع به مخابره کردن

342
00:20:24,780 --> 00:20:27,440
‫باز این‌طوری زمانش دست‌مون میاد. خوبـه

343
00:20:27,440 --> 00:20:28,680
‫قرص‌ها رو از کجا آوردی؟

344
00:20:37,590 --> 00:20:40,690
‫کل زندگیت به مأموریتت بسته‌ست،
یادت که نرفته؟

345
00:20:40,710 --> 00:20:43,370
‫چیزی از زندگیت نیست که درمورش ندونم

346
00:20:45,570 --> 00:20:47,870
‫همه‌چیزت تو معرض دیده

347
00:20:50,350 --> 00:20:52,850
‫ریچل کسپرین. نامزد سابقم

348
00:20:53,730 --> 00:20:54,980
‫دکتره اما

349
00:20:54,980 --> 00:20:56,810
‫نمی‌دونم قرص‌ها رو از کجا آورده

350
00:20:57,760 --> 00:21:00,180
‫بعید بدونم حتی بدونه که توش چیه

351
00:21:03,990 --> 00:21:05,780
‫قرص‌های اصلاحی بهت میدیم

352
00:21:05,780 --> 00:21:07,700
‫شاید یکم طول بکشه تا اثر کنن

353
00:21:07,700 --> 00:21:09,410
‫از اینجاش رو بسپار به خودمون

354
00:21:09,410 --> 00:21:11,240
‫خیلی خب، پس...

355
00:21:11,240 --> 00:21:13,390
‫چی‌کار کنم؟

356
00:21:13,390 --> 00:21:14,430
‫هیچی

357
00:21:14,460 --> 00:21:15,710
‫خب، اگه دنبال ریچلید،

358
00:21:15,710 --> 00:21:16,880
‫باید بیاید سراغ من

359
00:21:16,880 --> 00:21:19,340
‫اونا هر چی تو می‌بینی رو می‌بینن، الکساندر

360
00:21:19,340 --> 00:21:20,670
‫اگه میری به دیدن ریچل،

361
00:21:20,670 --> 00:21:22,640
‫براشون سؤال میشه که چرا رفتی به دیدنش

362
00:21:22,670 --> 00:21:24,670
‫کم‌کم‌ شک می‌کنن که فهمیدی

363
00:21:25,130 --> 00:21:26,360
‫اون تو این ماجرا نیست و

364
00:21:26,360 --> 00:21:28,220
‫تو یهویی برمی‌گردی به زندگیش

365
00:21:28,220 --> 00:21:32,950
‫ممکنه ترغیب بشن که
‫کارهای ناتموم رو هم تموم کنن

366
00:21:35,060 --> 00:21:36,190
‫می‌خوای ازش محافظت کنی؟

367
00:21:37,770 --> 00:21:39,650
‫بهشون نشون بده که بهش فکر نمی‌کنی

368
00:21:42,940 --> 00:21:45,740
‫متقاعدشون کن که نگران هیچی نیستی

369
00:21:46,570 --> 00:21:48,030
‫جلسه‌ی امنیتی چطور بود؟

370
00:21:48,530 --> 00:21:50,620
‫خب، حرف نداشت

371
00:21:50,620 --> 00:21:53,060
‫باید حسودی کنم که این رازها رو نمی‌دونم یا

372
00:21:53,060 --> 00:21:54,250
‫قدردان هم باشم؟

373
00:21:54,250 --> 00:21:55,830
‫باید قدردان باشم، مگه نه؟

374
00:21:57,000 --> 00:21:58,670
‫باید حسودی کنی

375
00:21:58,670 --> 00:22:00,670
‫- صد در صد باید حسودی کنی
‫- می‌دونستم

376
00:22:04,510 --> 00:22:06,680
‫یه لحظه خودت رو بذار جای دشمن

377
00:22:07,090 --> 00:22:08,680
‫به نظرت قدم بعدی‌شون چیـه؟

378
00:22:09,350 --> 00:22:11,900
‫باید خودمون رو واسه چی آماده کنیم؟

379
00:22:13,180 --> 00:22:15,730
‫خب، داستانی که بهشون گفتیم،

380
00:22:15,730 --> 00:22:18,020
‫اینـه که دیگه تحتِ نظر نیست

381
00:22:18,560 --> 00:22:20,520
‫می‌تونه وارد حلقه‌ی درونی بشه

382
00:22:21,440 --> 00:22:22,860
‫باید مطمئن شن که حقیقت داره

383
00:22:22,860 --> 00:22:24,190
‫که هک رو تشخیص ندادیم

384
00:22:24,190 --> 00:22:25,700
‫اگه داستان رو باور نکردن چی؟

385
00:22:25,700 --> 00:22:27,530
‫خب، باید مدرک رو نابود کنن

386
00:22:28,320 --> 00:22:30,000
‫اگه جفتش اتفاق افتاد چی؟

387
00:22:31,080 --> 00:22:33,160
‫دارن یکی رو می‌فرستن

388
00:22:33,160 --> 00:22:34,910
‫باید یه‌جوری تصویرش رو بررسی کنن

389
00:22:34,910 --> 00:22:37,460
‫مطمئن شن که سیگنال‌دزدی نکردیم یا...

390
00:22:38,170 --> 00:22:40,500
‫یه کد ردیابی‌ای چیزی بهش تزریق نکردیم

391
00:22:41,000 --> 00:22:42,520
‫و اگه دیدن از این خبرها نیست،

392
00:22:42,520 --> 00:22:45,000
‫عملیات‌شون رو از سر می‌گیرن،
‫در غیر این صورت هم...

393
00:22:46,680 --> 00:22:48,030
‫می‌کشنش

394
00:22:48,780 --> 00:22:51,340
‫این فرصت رو داریم تا ببینیم
‫سر و کله‌ی کی پیدا میشه

395
00:22:51,930 --> 00:22:53,430
‫اما نباید بفهمن که تحت نظرن

396
00:22:53,430 --> 00:22:55,060
‫باید از دور حواس‌مون بهش باشه اما

397
00:22:55,060 --> 00:22:57,780
‫اون‌قدری نزدیک باشیم که
‫جونش رو نجات بدیم

398
00:22:57,780 --> 00:22:59,520
‫چطوری قراره این کار رو بکنیم؟

399
00:22:59,940 --> 00:23:01,400
‫انتظار داشتم که تو بهم بگی

400
00:23:03,150 --> 00:23:05,440
‫یه سناریوی موقعیتی بنویس،
‫چیزی که تحت کنترل‌مون باشه

401
00:23:05,440 --> 00:23:06,780
‫داستان رو یه جوری بنویس که

402
00:23:06,780 --> 00:23:08,420
‫انگار داره از اول شروع می‌کنه

403
00:23:08,420 --> 00:23:09,760
‫و هیچ شکی نداره

404
00:23:12,370 --> 00:23:14,700
‫درمورد حمله‌های عصبی بهم دروغ گفت

405
00:23:14,700 --> 00:23:16,240
‫چون هنوز بهمون بی‌اعتماده و

406
00:23:16,240 --> 00:23:19,000
‫اون باید بی‌قید و شرط
‫بهمون اعتماد داشته باشه

407
00:23:20,000 --> 00:23:21,420
‫برای به دست آوردن اعتمادش،

408
00:23:22,210 --> 00:23:24,420
‫باید بدونیم که افسارش دست کیـه

409
00:23:27,380 --> 00:23:29,420
‫هنوز اون هفت تا کلمه رو تموم نکردی؟

410
00:23:42,770 --> 00:23:44,120
‫صبر کن...

411
00:23:44,360 --> 00:23:45,820
‫راه خروج کدوم‌وره؟

412
00:23:46,220 --> 00:23:48,460
‫حواست کجا بود پس؟

413
00:24:07,526 --> 00:24:12,392
« ویکتور: سر کار همچنان همه‌چی مرتبـه؟ »

414
00:24:14,342 --> 00:24:17,249
« هیچ‌وقت بهتر از این نبوده »

415
00:24:20,507 --> 00:24:23,646
« حواست باشه پات رو از گلیمت درازتر نکنی »

416
00:24:34,833 --> 00:24:37,713
« میشل »

417
00:25:06,860 --> 00:25:08,650
‫تو رو خدا من رو از اینجا ببر بیرون!

418
00:25:11,940 --> 00:25:14,980
‫می‌دونی می‌تونی هر چی دلت خواست
‫بهم بگی دیگه؟

419
00:25:18,120 --> 00:25:20,040
‫نمی‌خوام از همدیگه رازی رو مخفی کنیم

420
00:25:23,000 --> 00:25:30,000
سینمافریک

421
00:25:33,010 --> 00:25:34,170
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

422
00:25:36,890 --> 00:25:38,800
‫می‌خواد وانمود کنه که حواسش پرت نشده و

423
00:25:38,800 --> 00:25:41,140
‫همه‌چیِ زندگیش رو زیر سؤال نبرده

424
00:25:44,390 --> 00:25:45,520
‫اِلی...

425
00:25:47,100 --> 00:25:48,690
‫کارت تو جیب‌‌بُری چطوره؟

426
00:25:55,250 --> 00:25:56,330
‫الکساندر

427
00:25:56,910 --> 00:25:57,910
‫هی!

428
00:25:58,570 --> 00:26:01,080
‫گفتم شاید این رو تو انداختی

429
00:26:01,080 --> 00:26:02,500
‫تو آشپزخونه بود

430
00:26:03,700 --> 00:26:05,940
‫می‌دونم قانون میگه که باید ثبت بشه اما

431
00:26:05,940 --> 00:26:07,420
‫نمی‌دونم، بهش می‌خوره شخصی باشه

432
00:26:07,420 --> 00:26:08,840
‫آره، ممنون

433
00:26:08,840 --> 00:26:10,380
‫حالا هست؟

434
00:26:10,380 --> 00:26:11,650
‫شخصیـه؟

435
00:26:14,330 --> 00:26:15,410
‫یه‌جورایی

436
00:26:16,010 --> 00:26:17,510
‫از این میشله خوشت اومده؟

437
00:26:19,400 --> 00:26:21,310
‫آره... اما

438
00:26:21,310 --> 00:26:23,140
‫مطمئن نیستم که اون هم از من خوشش بیاد

439
00:26:23,140 --> 00:26:24,980
‫خب می‌تونی بفهمی

440
00:26:26,190 --> 00:26:27,440
‫بهش پیام بده

441
00:26:30,020 --> 00:26:31,610
‫خیلی معطل نکن

442
00:26:32,650 --> 00:26:33,730
‫باشه

443
00:26:46,124 --> 00:26:47,990
‫« به میشل: سلام »

444
00:26:48,427 --> 00:26:51,706
« الکساندر هیل: سلام، من الکساندرم »

445
00:26:54,436 --> 00:26:57,762
« ...علیک سلام »

446
00:27:06,003 --> 00:27:08,576
« ثابت کن »

447
00:27:13,546 --> 00:27:14,759
« چی رو واسه مدرک قبول می‌کنی؟ »

448
00:27:22,012 --> 00:27:24,418
‫« بگو آخرین باری که من رو دیدی،
‫زیورآلات چی داشتم؟ »

449
00:27:31,302 --> 00:27:33,302
‫« گردن‌‌بند نقره‌ای با یه آویزی که
‫یه پرتره روش حکاکی شده بود »

450
00:27:33,326 --> 00:27:34,492
‫« با یه گوشواره حلقه‌ای نقره با
‫آویز زنجیری »

451
00:27:37,915 --> 00:27:39,762
« امتحان اول رو که قبول شدی »

452
00:27:43,632 --> 00:27:45,958
« با استرس منتظر امتحان بعدیـم »

453
00:27:46,060 --> 00:27:48,270
‫خب، باید یه فکری به حال اینجاش بکنم

454
00:27:55,940 --> 00:27:58,570
‫می‌خوام یه عامل میدانی برای طبقه‌ی بالا شم

455
00:27:58,570 --> 00:28:00,800
‫طبقه‌ی بالایی‌ها به سازمان‌های مخفی و

456
00:28:00,800 --> 00:28:03,320
‫امور داخلی نظارت می‌کنن

457
00:28:03,320 --> 00:28:05,870
‫بعضی‌ها با همچین کارهایی مشکل دارن

458
00:28:06,740 --> 00:28:07,950
‫تو چطور؟

459
00:28:08,830 --> 00:28:10,310
‫فقط می‌خوام بدونم کاری که می‌کنم

460
00:28:10,310 --> 00:28:12,020
‫برای کشورم مهم باشه

461
00:28:17,090 --> 00:28:18,600
‫فقط می‌خوام بدونم کاری که می‌کنم

462
00:28:18,620 --> 00:28:19,960
‫برای کشورم مهم باشه

463
00:28:53,259 --> 00:28:55,479
« بدون آنتن »
« عدم اتصال: ارتباط قطع می‌باشد »

464
00:29:10,413 --> 00:29:12,485
« میشل: امتحان بعدیت باید رو در رو باشه »

465
00:29:12,908 --> 00:29:17,108
‫« امتحان بعدیت باید رو در رو باشه، مگه نه؟
‫یه جا سراغ دارم که بریم »

466
00:29:17,780 --> 00:29:20,320
‫کتاب‌فروشی تو خیابون هفدهم

467
00:29:20,320 --> 00:29:22,030
‫مردم واسه قرار اول میرن کتاب‌فروشی؟

468
00:29:23,150 --> 00:29:24,360
‫تو میری

469
00:29:26,160 --> 00:29:27,490
‫از اینجا وارد میشید

470
00:29:29,330 --> 00:29:31,330
‫حدأقل یه ساعت رو تو فروشگاه بمونید

471
00:29:34,330 --> 00:29:36,040
‫داری طعمه‌مون می‌کنی

472
00:29:38,660 --> 00:29:41,190
‫چرا فکر می‌کنی دشمن میاد تا
‫چکش کنه؟

473
00:29:41,920 --> 00:29:44,930
‫داریم آمار دقیق زمان و جایی که
قراره بره رو بهشون میدیم

474
00:29:44,930 --> 00:29:46,470
‫و یه فضای عمومیـه،

475
00:29:46,470 --> 00:29:48,180
‫برای همین جلب توجه نمی‌کنن

476
00:29:48,510 --> 00:29:50,310
‫از همچین فرصتی نمیشه گذشت

477
00:29:50,310 --> 00:29:52,140
‫هر کی که اومد تا تو رو چک کنه،

478
00:29:52,140 --> 00:29:54,190
‫وصل میشه به کسی که این کار رو کرده

479
00:29:54,190 --> 00:29:55,900
‫اما موقعی که داره اتفاق میفته،

480
00:29:55,900 --> 00:29:57,420
‫نمی‌تونی هیچی ببینی یا بشنوی

481
00:29:57,420 --> 00:29:58,420
‫پس هیچ‌کاری نمی‌کنیم

482
00:29:58,420 --> 00:29:59,860
‫اگه لازم بود بی‌پرده حرف بزنید،

483
00:29:59,860 --> 00:30:01,860
‫یه اتاق کتاب‌های کمیاب تو زیرزمین هست که

484
00:30:01,860 --> 00:30:03,090
‫اونجا آنتن نداره

485
00:30:05,990 --> 00:30:07,370
‫این نقشه‌ی فراره،

486
00:30:07,370 --> 00:30:09,200
‫در صورتی که جون الکساندر به خطر افتاده

487
00:30:09,200 --> 00:30:10,660
‫اگه اوضاع بی‌ریخت شد،

488
00:30:10,660 --> 00:30:12,430
‫عملیات لغو میشه و خارج میشی

489
00:30:12,460 --> 00:30:14,930
‫از اینجا میای بیرون.
‫سمت پشت فروشگاه

490
00:30:14,960 --> 00:30:16,210
‫یه ون سوارت می‌کنه

491
00:30:16,210 --> 00:30:18,630
‫اگه فرار کنم، می‌فهمن که فهمیدیم

492
00:30:18,630 --> 00:30:20,170
‫ارزش جونت رو نداره

493
00:30:20,170 --> 00:30:22,050
‫اگه می‌تونی فرار کنی، فرار کن

494
00:30:23,000 --> 00:30:25,280
‫ولی اون از خطرات فرار نمی‌کنه

495
00:30:25,550 --> 00:30:27,720
‫به جای دستورات، به وجدانش گوش میده

496
00:30:29,050 --> 00:30:30,680
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

497
00:30:31,720 --> 00:30:33,970
‫چون حدود ۳ سال پیش،

498
00:30:33,970 --> 00:30:36,810
‫تو جنگل ولت کرد تا جون یه بچه رو نجات بده

499
00:30:39,600 --> 00:30:41,710
‫شناختیش دیگه؟

500
00:30:43,650 --> 00:30:45,360
‫می‌دونه من کیـم؟

501
00:30:45,360 --> 00:30:47,410
‫دوزاریش افتاد. باید بهم می‌گفتی که

502
00:30:47,410 --> 00:30:49,410
‫قبلاً‌ فرستادنت به مأموریتش

503
00:30:55,450 --> 00:30:57,160
‫خیلی خب...

504
00:31:00,380 --> 00:31:02,290
‫نمی‌دونم رابطه‌ت با

505
00:31:02,290 --> 00:31:04,260
‫مسئول‌های قبلیت چطوری بوده و

506
00:31:04,260 --> 00:31:05,880
‫می‌دونم که تازه‌کارم. آخه...

507
00:31:07,170 --> 00:31:08,880
‫عملاً‌ کل روز می‌شینم پشت میز و

508
00:31:08,880 --> 00:31:10,880
‫تو این دفتر دستورالعمل می‌نویسم و

509
00:31:10,880 --> 00:31:13,140
‫این تویی که واقعاً داری جونت رو
می‌ذاری کف دستت

510
00:31:15,380 --> 00:31:17,390
‫اما این نقشه می‌تونه جواب بده

511
00:31:17,390 --> 00:31:19,060
‫فقط باید به همدیگه اعتماد کنیم

512
00:31:22,140 --> 00:31:25,210
‫به نظر من که تو کارت عالی هستی

513
00:31:27,610 --> 00:31:29,530
‫همه‌شون همچین حرفی می‌زنن

514
00:31:33,580 --> 00:31:36,040
‫تو گزارش نوشته که
‫یا باید مأموریت رو نجات بدیم،

515
00:31:36,040 --> 00:31:38,020
‫یا جون اون رو

516
00:31:39,060 --> 00:31:40,560
‫تو می‌خوای به جفتش برسی

517
00:31:41,080 --> 00:31:42,330
‫آره

518
00:31:42,330 --> 00:31:44,550
‫این یارو باید رو یه طناب نازک راه بره،

519
00:31:44,550 --> 00:31:46,630
‫کوچیک‌ترین خطایی نکنه

520
00:31:47,400 --> 00:31:49,324
‫مطمئنی نقشه‌ت جواب میده؟

521
00:31:58,540 --> 00:32:01,000
‫بوکسور سایه‌زن داره از گوشه نزدیک میشه

522
00:32:02,980 --> 00:32:04,440
‫خبری از مهمون‌هامون نشد؟

523
00:32:04,880 --> 00:32:07,009
‫- رو پشت‌بوم کسی نیست
‫- کسی نیست

524
00:32:08,940 --> 00:32:11,070
‫- سلام
‫- سلام

525
00:32:11,070 --> 00:32:12,660
‫اوم...

526
00:32:12,660 --> 00:32:13,660
‫شیفتت چطور بود؟

527
00:32:14,660 --> 00:32:15,910
‫خبری نبود

528
00:32:16,860 --> 00:32:19,330
‫یهو به خودم اومدم،
‫دیدم اصلاً‌ شغلت رو نپرسیدم

529
00:32:19,330 --> 00:32:20,920
‫خب،‌ من...

530
00:32:21,880 --> 00:32:24,860
‫من پژوهشگر بایگانی ملیـم

531
00:32:26,050 --> 00:32:27,130
‫خیلی خب

532
00:32:27,800 --> 00:32:30,420
‫- یعنی چی‌کار می‌کنی؟
‫- خب، عملاً...

533
00:32:30,420 --> 00:32:32,130
‫هر وقت لازم باشه که

534
00:32:32,130 --> 00:32:34,600
‫اصالت یه نامه یا سند رو تأیید کنیم...

535
00:32:35,740 --> 00:32:37,810
‫من وارد کار میشم

536
00:32:37,810 --> 00:32:39,100
‫- آره
‫ - چه جذاب

537
00:32:39,930 --> 00:32:41,750
‫- خب، تا حالا چندتا...
‫- تو دیگه چی‌کار می‌...

538
00:32:41,780 --> 00:32:44,020
‫- ببخشید، نمی‌خواستم بپرم وسطِ...
‫- نه، داشتی می‌گفتی...

539
00:32:44,690 --> 00:32:46,270
‫- تو بگو
‫- باشه، باشه

540
00:32:46,270 --> 00:32:47,690
‫فقط خواستم بپرسم که

541
00:32:47,690 --> 00:32:49,820
‫به‌جز می‌کده، دیگه کجا کار می‌کنی؟

542
00:32:51,530 --> 00:32:52,860
‫به‌جز؟

543
00:32:52,860 --> 00:32:54,020
‫آره، ببخشید، قصد نداشتم

544
00:32:54,050 --> 00:32:55,410
‫بگم شغل دیگه‌ای داری

545
00:32:55,410 --> 00:32:57,000
‫متصدی بار شغل خیلی خوبی هم هست

546
00:32:57,030 --> 00:32:58,560
‫فقط معمولاً‌ متصدی‌های می‌کده

547
00:32:58,560 --> 00:33:00,460
‫علاقه‌ای چیزی دارن... ببخشید

548
00:33:00,460 --> 00:33:02,540
‫دارم سر به سرت می‌ذارم

549
00:33:02,540 --> 00:33:03,540
‫خیلی خب

550
00:33:03,540 --> 00:33:05,420
‫میرم دانشگاه الهیات

551
00:33:06,290 --> 00:33:08,710
‫- دانشگاه الهیات؟ جداً؟
‫- آره

552
00:33:11,050 --> 00:33:12,300
‫ثابت کن

553
00:33:14,260 --> 00:33:15,386
‫چی؟

554
00:33:17,270 --> 00:33:18,350
‫چطوری...

555
00:33:19,810 --> 00:33:22,230
‫- منظورت...
‫- راستش... شوخی بدی بود

556
00:33:22,230 --> 00:33:24,310
‫اوه، نه. شرمنده. آره

557
00:33:24,310 --> 00:33:26,150
‫آره؟ خب، من...

558
00:33:26,150 --> 00:33:27,310
‫آره، شرمنده

559
00:33:27,800 --> 00:33:28,800
‫قرار اولـه

560
00:33:28,800 --> 00:33:30,820
‫دیدنش باید هم طاقت‌فرسا باشه اما

561
00:33:31,180 --> 00:33:32,900
‫دفعه‌ی بعد، توجیهش کن

562
00:33:32,900 --> 00:33:34,320
‫خوبـه

563
00:33:34,320 --> 00:33:37,440
‫اوزیریس و بوکسور سایه‌زن دارن میرن داخل.
‫برمی‌گردم عقب

564
00:33:37,440 --> 00:33:39,059
‫رمی، از الان نوبت توئـه

565
00:33:46,210 --> 00:33:47,330
‫ممنون

566
00:33:48,590 --> 00:33:50,880
‫باری دیگر، پیش به سوی دشمن، دوستان عزیزم

567
00:33:54,590 --> 00:33:55,630
‫باری دیگر

568
00:33:56,610 --> 00:33:57,800
‫داخل رو نشونم بده

569
00:34:02,300 --> 00:34:03,917
‫حالا می‌بینیم چه پیش میاد

570
00:34:12,540 --> 00:34:14,020
‫می‌دونم چی‌کار می‌تونیم بکنیم

571
00:34:14,990 --> 00:34:17,620
‫نظرت چیه هر کدوم‌مون یه کتابی رو برداریم که

572
00:34:18,120 --> 00:34:20,280
‫یا عاشقش بودیم، یا ازش بدمون میومده،

573
00:34:20,280 --> 00:34:22,830
‫از همین قسمتِ عمومی

574
00:34:23,140 --> 00:34:25,540
‫این‌طوری یکم هم با همدیگه آشنا میشیم

575
00:34:25,540 --> 00:34:27,250
‫- حتماً
‫- خیلی خب

576
00:34:27,250 --> 00:34:28,380
‫خیلی خب

577
00:34:46,700 --> 00:34:47,919
‫مهمونا اومدن

578
00:35:04,910 --> 00:35:06,370
‫دو نفر دیگه هم اومدن

579
00:35:28,850 --> 00:35:30,520
‫می‌دونن داریم می‌بینیم؟

580
00:35:32,570 --> 00:35:34,300
‫اگه می‌دونستن، لو نمی‌دادن که

581
00:35:34,300 --> 00:35:36,190
‫خبر دارن

582
00:35:36,600 --> 00:35:39,960
‫فقط نمی‌خوان اتفاقاتی که
‫قراره بیفته، جایی ثبت بشه

583
00:35:44,080 --> 00:35:45,080
‫دارن میان

584
00:36:04,100 --> 00:36:05,360
‫آماده‌ای؟

585
00:36:06,140 --> 00:36:07,390
‫آره

586
00:36:15,480 --> 00:36:17,820
‫این رو عاشقش بودی یا متنفر؟

587
00:36:18,780 --> 00:36:20,300
‫اول تو بگو

588
00:36:20,990 --> 00:36:22,570
‫راستش می‌دونی چیه؟

589
00:36:22,570 --> 00:36:24,410
‫فکر بدی بود، مگه نه؟

590
00:36:24,410 --> 00:36:25,740
‫برای قرار اول

591
00:36:26,331 --> 00:36:30,564
« کد مورس: تکون نخور »

592
00:36:33,880 --> 00:36:34,920
‫خب،‌ شاید فقط...

593
00:36:34,920 --> 00:36:36,880
‫کتاب‌های درستی پیدا نکردیم

594
00:36:38,760 --> 00:36:40,930
‫بریم دنبال کتاب‌های درست

595
00:37:04,450 --> 00:37:05,870
یه چیزی تو دستشـه

596
00:37:19,130 --> 00:37:20,590
‫وایساده اونجا

597
00:37:29,180 --> 00:37:30,470
‫می‌شنوم

598
00:37:32,270 --> 00:37:33,810
‫دستگاه اسکنـه

599
00:37:35,810 --> 00:37:37,840
‫داره‌ جریان داده‌های الکساندر رو چک می‌کنه

600
00:37:37,840 --> 00:37:40,760
‫ببینه سیگنال‌هاش به نحوی دستکاری یا
تغییر پیدا کردن یا نه

601
00:37:40,760 --> 00:37:43,032
‫رمی، برگرد عقب

602
00:37:57,210 --> 00:37:58,250
‫کتاب خوبیـه

603
00:38:05,480 --> 00:38:06,500
‫دارن میرن

604
00:38:08,760 --> 00:38:10,660
‫خیلی خب، مهمونی اصلی تموم شد

605
00:38:10,660 --> 00:38:12,260
‫سه تا دوست جدیدمون دارن میرن

606
00:38:12,260 --> 00:38:14,160
‫حدأکثر فاصله رو باهاشون داشته باشید

607
00:38:14,160 --> 00:38:15,500
‫- نیروهای روی پشت‌بوم...
‫- سلام دوستان...

608
00:38:15,500 --> 00:38:19,464
‫جهت یادآوری، کتاب‌فروشی تا
‫۱۵ دقیقه دیگه، بسته میشه

609
00:38:52,490 --> 00:38:53,570
‫هی

610
00:38:54,390 --> 00:38:55,940
‫من می‌خوام برم دستشویی

611
00:38:54,404 --> 00:38:57,204
{\an8}« فرار کن »

612
00:38:56,640 --> 00:38:58,980
‫به نظرم تو به گشتن ادامه بده،
‫من بعد میام پیشت

613
00:39:14,192 --> 00:39:22,192
« خروج »

614
00:39:25,966 --> 00:39:27,279
« اتاق کتاب‌های کمیاب »

615
00:39:30,850 --> 00:39:32,050
‫ببخشید

616
00:39:32,050 --> 00:39:42,050
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

617
00:41:44,377 --> 00:41:45,380
‫چیزی نیست

618
00:41:45,380 --> 00:41:47,480
‫هی، چیزی نیست

619
00:41:47,480 --> 00:41:49,190
‫آدرنالینتـه

620
00:41:49,190 --> 00:41:51,280
‫باید یه چیز واقعی رو حس کنی

621
00:41:51,280 --> 00:41:53,178
‫این رو بگیر

622
00:41:53,180 --> 00:41:55,000
‫بیا

623
00:41:55,160 --> 00:41:56,514
‫بافتش رو حس کن

624
00:41:57,660 --> 00:41:59,740
‫می‌خوام دستت رو بگیرم، خب؟

625
00:42:01,300 --> 00:42:03,000
‫ضربان قلبم رو حس کن

626
00:42:07,540 --> 00:42:08,750
‫خوبـه

627
00:42:11,510 --> 00:42:13,260
‫خیلی دل و جرأت داری

628
00:42:13,800 --> 00:42:15,180
‫خیلی هم احمقی

629
00:42:15,930 --> 00:42:17,640
‫می‌دونستی که اگه لو رفتی،

630
00:42:17,640 --> 00:42:19,430
‫باید فرار کنی

631
00:42:19,930 --> 00:42:21,810
‫خب این‌طوری عملیات به فنا می رفت

632
00:42:24,700 --> 00:42:25,900
‫سلام

633
00:42:25,900 --> 00:42:28,020
‫اسم من الکساندره

634
00:42:29,440 --> 00:42:30,780
‫منم ناتالیـم

635
00:42:32,160 --> 00:42:34,360
‫ممنون که ولم نکردی

636
00:42:34,360 --> 00:42:36,596
‫البته... واسه بار دوم

637
00:42:38,620 --> 00:42:39,870
‫- چیزی نیست
‫- من...

638
00:42:39,870 --> 00:42:41,580
‫می‌دونی چندبار از اون کارها کردم؟

639
00:42:41,580 --> 00:42:42,980
‫تک‌تک‌شون تصمیم گرفتن که

640
00:42:42,980 --> 00:42:44,750
‫بچه رو ول کنن، به‌جز تو

641
00:42:44,750 --> 00:42:45,830
‫حس خوبی داشت که

642
00:42:45,830 --> 00:42:48,000
‫بالأخره یکی کار درست رو انجام داد

643
00:42:49,054 --> 00:42:52,065
‫- همین که حالت خوبـه، خوشحالم
‫- آره

644
00:42:52,090 --> 00:42:53,540
‫یه برنامه‌ی پشتیبان داریم،

645
00:42:53,540 --> 00:42:56,630
‫واسه همین نمی‌تونیم خیلی این پایین بمونیم.
‫حالت خوبـه؟

646
00:42:56,630 --> 00:42:58,660
‫- آره
‫- یالا

647
00:43:00,040 --> 00:43:01,440
‫راستی، من...

648
00:43:01,440 --> 00:43:04,430
‫قرار نبود اسم واقعیم رو بهت بگم پس...

649
00:43:04,430 --> 00:43:06,980
‫- بین خودمون بمونه
‫- باشه، حتماً

650
00:43:09,710 --> 00:43:10,920
‫هی...

651
00:43:10,940 --> 00:43:12,940
‫- وقتی برگشتیم بالا
‫- خب؟

652
00:43:12,940 --> 00:43:15,900
‫...کاری هست که بخوای
‫جور دیگه‌ای انجامش بدم؟

653
00:43:17,700 --> 00:43:19,820
‫دفعه اوله کار میدانی می‌کنم

654
00:43:21,950 --> 00:43:23,830
‫کارت عالیـه

655
00:43:23,830 --> 00:43:27,580
‫فقط سعی کن یکم آروم باشی.
‫خودت باش

656
00:43:28,750 --> 00:43:29,830
‫باشه

657
00:43:31,250 --> 00:43:33,000
‫تو چیزی هست که ازم بخوای؟

658
00:43:33,000 --> 00:43:35,380
‫نه... خودت کارت عالیـه

659
00:43:35,380 --> 00:43:36,720
‫خب...

660
00:43:36,720 --> 00:43:39,640
‫راحت می‌تونم وانمود کنم که عاشقتم

661
00:43:51,610 --> 00:43:52,760
‫اوه

662
00:43:57,280 --> 00:43:58,530
‫- سلام
‫- سلام

663
00:43:59,490 --> 00:44:00,490
‫چه خبر شده؟

664
00:44:00,490 --> 00:44:02,320
‫یکی از مشتری‌ها دچار حمله‌ی قلبی شد

665
00:44:02,320 --> 00:44:03,830
‫- وای
‫- بله

666
00:44:03,830 --> 00:44:04,990
‫چه بد

667
00:44:04,990 --> 00:44:06,540
‫آره

668
00:44:09,670 --> 00:44:10,880
‫ممنون

669
00:44:11,230 --> 00:44:15,163
‫« بوکسور سایه‌زن: دو نفر رفتن زیرزمین
‫واسه تمیزکاری، اوزیریس ایمنـه »

670
00:44:17,420 --> 00:44:19,510
‫اوزیریس و بوکسور سایه‌زن دارن میرن بیرون

671
00:44:19,510 --> 00:44:21,340
مخابره دست‌نخورده باقی‌ موند

672
00:44:21,340 --> 00:44:23,180
‫عملیات موفقیت‌آمیز بود

673
00:44:46,040 --> 00:44:47,500
‫سرت چطوره، کلاریسا؟

674
00:44:48,950 --> 00:44:50,580
‫می‌دونیم کی هستیم

675
00:44:50,580 --> 00:44:52,170
‫می‌دونیم مأمور سیایی

676
00:44:52,170 --> 00:44:53,960
‫این رو هم می‌دونیم که دولت‌های خارجی

677
00:44:53,960 --> 00:44:55,670
‫بهت پرداختی داشتن

678
00:44:56,840 --> 00:44:58,300
‫برنامه از این قراره

679
00:44:58,960 --> 00:45:01,630
‫حواس‌مون به مأمورهایی که مثل خودت

680
00:45:01,630 --> 00:45:03,050
‫هویت‌شون لو رفته، هست

681
00:45:06,220 --> 00:45:08,390
‫این اتفاقیه که امشب افتاده،

682
00:45:08,390 --> 00:45:10,060
‫یکی‌تون دچار حمله‌ی قلبی شده که

683
00:45:10,060 --> 00:45:12,060
‫نزدیک بوده پوشش‌تون لو بره اما

684
00:45:12,060 --> 00:45:14,690
‫تونستی دستگاه اسکن اون رو برداری

685
00:45:14,690 --> 00:45:17,640
‫نتایج رمزگذاری‌شده‌ی اسکن رو می‌فرستی

686
00:45:17,640 --> 00:45:20,990
‫نتایجی که نشون میدن جریان داده‌ها
‫دچار هیچ تغییری نشدن

687
00:45:20,990 --> 00:45:23,490
‫هیچی عوض نشده.
‫تو دیگه کاری نداری

688
00:45:23,490 --> 00:45:26,910
‫دنبال پولتی. دیگه کسی باهات تماسی نمی‌گیره

689
00:45:27,900 --> 00:45:29,352
‫این حرفیـه که بهشون می‌زنی

690
00:45:30,410 --> 00:45:32,160
‫بعدش هم هر چی می‌دونی رو

691
00:45:32,180 --> 00:45:34,580
‫درمورد کسی که استخدامت کرده، بهم میگی

692
00:45:37,750 --> 00:45:40,300
‫در ضمن، اون یکی دوستت بازداشت شده،

693
00:45:40,300 --> 00:45:41,760
‫پس دست بجنبون تا

694
00:45:41,760 --> 00:45:42,930
‫نظرم رو عوض نکردم که

695
00:45:42,930 --> 00:45:44,840
‫کدوم‌تون شانش مجددی گیرش میاد

696
00:45:48,260 --> 00:45:51,980
‫به مرد عصا به دست با
‫تسلط به گویش آمریکایی

697
00:45:51,980 --> 00:45:54,020
‫دختره تا حالا صورتش رو ندیده

698
00:45:54,480 --> 00:45:58,190
‫تهدید کرده اگه براش کار نکنه،
‫لوش میده

699
00:45:58,190 --> 00:45:59,820
‫می‌دونسته که هویت دختره لو رفته

700
00:45:59,820 --> 00:46:01,240
‫در واقع، هر سه نفرشون

701
00:46:01,240 --> 00:46:03,720
‫جزو مأمور‌های آمریکایی بودن که
‫تو تیررس‌مون بودن

702
00:46:03,720 --> 00:46:04,920
‫آره

703
00:46:04,950 --> 00:46:07,060
‫هر کی که پشت این قضیه‌ست،
داره با استفاده از هک

704
00:46:07,080 --> 00:46:10,920
‫مأمورهای لو رفته رو پیدا می‌کنه تا
‫ازشون سوءاستفاده کنه

705
00:46:14,900 --> 00:46:17,040
‫ما بهشون یه ارتش دادیم

706
00:46:17,040 --> 00:46:18,670
‫مرد عصا به دست

707
00:46:19,800 --> 00:46:23,020
‫عین اول شعرهای جفنگ می‌مونه

708
00:46:27,620 --> 00:46:29,579
‫از این دختره پارکر خوشم اومده

709
00:46:52,330 --> 00:46:54,580
‫این یارو باید رو یه طناب نازک راه بره،

710
00:46:54,580 --> 00:46:56,580
‫کوچیک‌ترین خطایی نکنه

711
00:46:58,170 --> 00:47:00,340
‫مطمئنی نقشه‌ت جواب میده؟

712
00:47:02,240 --> 00:47:03,960
‫نه

713
00:47:05,090 --> 00:47:06,460
‫یه چیز رو جا انداختم اما

714
00:47:06,460 --> 00:47:08,659
نمی‌تونم بفهمم که چیه

715
00:47:14,980 --> 00:47:16,940
‫خب، اگه..

716
00:47:16,940 --> 00:47:18,690
‫اگه این‌قدر آدم خوبیـه، پس...

717
00:47:20,540 --> 00:47:21,923
‫از ته دل عذاب وجدان می‌گیره که

718
00:47:22,480 --> 00:47:24,490
‫من مأمور شدم تا عاشقش بشم

719
00:47:25,480 --> 00:47:27,020
‫خوبـه

720
00:47:37,060 --> 00:47:40,040
‫«راحت می‌تونم وانمود کنم که عاشقتم»

721
00:47:40,040 --> 00:47:41,940
‫باید یه اسم واقعی بهش بگی

722
00:47:42,460 --> 00:47:44,210
‫شبیه ناتالی‌ها می‌مونی

723
00:47:44,210 --> 00:47:46,630
‫- جداً؟
‫- یکم

724
00:47:48,870 --> 00:47:50,220
‫واقعاً هم ناتالیـم

725
00:47:50,220 --> 00:47:51,430
‫نگران بلاروس هم نباش

726
00:47:51,430 --> 00:47:53,329
‫می‌دونی چندبار از اون کارها کردم؟

727
00:47:53,330 --> 00:47:56,350
‫تک‌تک‌شون تصمیم گرفتن که بچه رو تنها بذارن،

728
00:47:57,320 --> 00:47:58,980
‫به‌جز تو

729
00:47:58,980 --> 00:48:00,060
‫حس خوبی داشت که

730
00:48:00,060 --> 00:48:02,338
‫بالأخره یکی کار درست رو انجام داد

731
00:48:02,730 --> 00:48:03,730
‫نقشه‌ی خوبیـه

732
00:48:04,200 --> 00:48:06,110
‫صفحات رو به‌روز می‌کنم

733
00:48:06,110 --> 00:48:07,380
‫خیلی اعتماد‌به‌نفس داری،

734
00:48:07,380 --> 00:48:09,303
‫تازه اصلاً طرف رو هم ندیدی

735
00:48:13,780 --> 00:48:16,330
‫فکر می‌کنم جفت‌مون دنبال یه چیزی باشیم

736
00:48:17,233 --> 00:48:22,639
‫« هفت کلمه: برای رسیدن به
‫جایی که تعلق داره »

737
00:48:26,072 --> 00:48:32,518
‫« برای ساختن جایی که ‫دختره تعلق دارد »

738
00:48:42,060 --> 00:48:43,500
‫ممنون که قبول کردی هم رو ببینیم

739
00:48:43,500 --> 00:48:45,440
‫واقعاً به راهنماییت نیاز داشتم

740
00:48:45,440 --> 00:48:47,780
‫چه خبر از اون...

741
00:48:47,780 --> 00:48:50,261
‫اون مشکل کوچیکت توی خونه؟

742
00:48:51,450 --> 00:48:52,870
‫جواب‌شون رو دادم

743
00:48:53,820 --> 00:48:55,280
‫و راضی شدن

744
00:48:55,870 --> 00:48:57,290
‫اما خودت نشدی

745
00:48:59,360 --> 00:49:01,860
‫به نظرم این خطر وجود داره که

746
00:49:01,860 --> 00:49:04,670
‫اونا قضیه رو جدی نگرفتن

747
00:49:04,670 --> 00:49:05,690
‫همم

748
00:49:06,050 --> 00:49:08,980
‫این چالشیـه که همه تو این زندگی
‫بهش برمی‌خوریم،

749
00:49:08,980 --> 00:49:11,380
‫چه الان، چه یه وقت دیگه

750
00:49:11,700 --> 00:49:14,420
‫اولین سرپرستم توی ام‌آی‌۶ بهم می‌گفت

751
00:49:14,420 --> 00:49:17,880
‫«بعضی‌وقتا، بزرگ‌ترین خدمتی که
‫می‌تونی به بالادستی‌هات بکنی،

752
00:49:17,880 --> 00:49:21,230
‫اینـه که فرض رو بر این بذاری که
‫اونا هم اشتباه می‌کنن»

753
00:49:21,230 --> 00:49:23,060
‫ببین کی مثل تو نگرانـه

754
00:49:23,770 --> 00:49:27,820
‫وظیفه‌ت اینـه که سخت‌ترین سؤالات رو بپرسی

755
00:49:29,440 --> 00:49:30,780
‫تا راه رو ادامه بدی

756
00:49:33,160 --> 00:49:34,990
‫غذا عالی بود، دوست قدیمی من!

757
00:49:34,990 --> 00:49:36,700
‫وای، لطف داری، هنری

758
00:49:36,700 --> 00:49:40,895
‫این آقای جوان همون پسرخواهرمـه که
‫تعریفش رو پیشت کرده بودم

759
00:49:41,500 --> 00:49:45,040
‫ایشون هم مردی هستن که زمانی
‫جونم رو نجات دادن

760
00:49:46,210 --> 00:49:48,000
‫آشنایی با یه هم‌سفر، همیشه باعث افتخاره

761
00:49:48,000 --> 00:49:49,210
‫همچنین

762
00:49:49,210 --> 00:49:50,660
‫بیا با همدیگه یه نوشیدنی بزنیم

763
00:49:50,660 --> 00:49:52,170
‫اگه لازمـه که چشم

764
00:49:52,170 --> 00:49:54,010
‫می‌تونیم داستان‌های جنگ رو تعریف کنیم

765
00:49:54,010 --> 00:49:55,180
‫باشه

766
00:49:55,180 --> 00:49:57,000
‫اوه، بذار این رو بردارم

767
00:50:04,000 --> 00:50:24,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

