﻿1
00:00:06,006 --> 00:00:08,048
‫آنچه گذشت...

2
00:00:08,090 --> 00:00:10,800
‫فرانکی چیز خیلی مهمی رو دزدیده.

3
00:00:10,842 --> 00:00:12,718
‫برادرت رو پیدا کن،
‫آخه اگه پیداش نکنی،

4
00:00:12,759 --> 00:00:14,802
‫با تمام قوای این تأسیسات...

5
00:00:14,844 --> 00:00:15,845
‫به جون جفتتون می‌افتم.

6
00:00:20,055 --> 00:00:22,515
‫- دستگاه ضرب سکه کجاست؟
‫- فرانکی برداشتش.

7
00:00:22,557 --> 00:00:24,892
‫خیال کردی می‌تونی
‫شورای عالی رو دور بزنی...

8
00:00:24,933 --> 00:00:26,351
‫چه کار احمقانه‌ای.

9
00:00:26,393 --> 00:00:27,810
‫حدس می‌زنم تو کار معامله تفنگی.

10
00:00:27,852 --> 00:00:29,853
‫اونجا باهاش صمیمی بودی؟

11
00:00:29,895 --> 00:00:32,022
‫اگه نیاز باشه مسئولیت نجات جونم رو
‫به کسی بسپارم،

12
00:00:32,063 --> 00:00:33,355
‫همیشه فرانکی رو انتخاب می‌کنم.

13
00:00:33,397 --> 00:00:35,064
‫ما به بابا قول داده بودیم.

14
00:00:35,106 --> 00:00:37,566
‫اینجا آموزشگاه خودش بود،
‫ولی الان صرفا خرج رو دستمون می‌ذاره...

15
00:00:37,608 --> 00:00:39,151
‫و انگار نمی‌تونی بی‌خیالش بشی.

16
00:00:39,193 --> 00:00:41,402
‫خیلی اشتباه کردی
‫اومدی اینجا وینستون.

17
00:00:41,444 --> 00:00:43,862
‫الان دیگه همه‌مون فراری هستیم،
‫ولی من می‌تونم کمکتون کنم...

18
00:00:43,904 --> 00:00:45,154
‫می‌تونم به جفتتون کمک کنم.

19
00:00:45,196 --> 00:00:46,447
‫بهم اعتماد کن.

20
00:00:46,489 --> 00:00:48,031
‫یعنی خیال کردی
‫بدون در نظر گرفتن...

21
00:00:48,072 --> 00:00:49,531
‫این مکالمه، به همین راحتی
‫پرونده‌ای رو ول می‌کنم...

22
00:00:49,573 --> 00:00:51,033
‫و باهات کنار میام؟

23
00:00:51,074 --> 00:00:52,074
‫کار من بدبخت کردن توئه.

24
00:00:52,116 --> 00:00:53,618
‫ببین، دنبال تأمین‌کننده اصلی‌ام.

25
00:00:53,659 --> 00:00:54,654
‫- اسمش فرانسیس اسکاته...
‫- [شرمنده! از طرف می‌هیو]

26
00:00:54,678 --> 00:00:55,160
‫و عین شبح می‌مونه.

27
00:00:55,202 --> 00:00:56,903
‫- ما اینجا اختیاراتی نداریم.
‫- [فرانسیس پاتریک اسکات]

28
00:00:56,927 --> 00:00:58,078
‫وقتشه کار رو به بقیه بسپاریم.

29
00:00:58,120 --> 00:01:01,039
‫شاید برخی از مهمانان هتلمون
‫وقت داشته باشن... دوقلوها خوبن.

30
00:01:01,080 --> 00:01:02,498
‫اون دوقلوها رو برام اجیر کن.

31
00:01:02,539 --> 00:01:04,832
‫جفتتون باید هوای همدیگه رو داشته باشین.

32
00:01:04,874 --> 00:01:07,167
‫اون‌ها دنبال من و اینن!

33
00:01:07,209 --> 00:01:08,960
‫فرانکی!

34
00:01:13,630 --> 00:01:17,757
‫تفنگ لازم دارم،
‫کلی تفنگ لازم دارم.

35
00:01:24,357 --> 00:01:28,062
‫[برانکس]
‫[۱۹۵۵]

36
00:01:28,736 --> 00:01:39,754
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

37
00:01:41,396 --> 00:01:43,481
‫اون پارچه رو بده من.

38
00:01:45,106 --> 00:01:47,441
‫- بذار من بندازمش.
‫- عمرا.

39
00:01:47,483 --> 00:01:49,400
‫خودت گفته بودی بازوی من قوی‌تره.

40
00:01:49,442 --> 00:01:51,361
‫اصلا کی بود که هفته پیش
‫دو بار ازت برد؟

41
00:01:51,402 --> 00:01:54,362
‫اگه مدام یادم بندازی،
‫نمی‌ذارم هیچ کاری بکنی.

42
00:01:54,403 --> 00:01:55,947
‫فقط قدرت بازو مهم نیست.

43
00:01:55,988 --> 00:01:58,073
‫واسه چی؟ چون سنم کمتره؟

44
00:01:58,114 --> 00:02:00,825
‫امان از دستت بچه.

45
00:02:02,867 --> 00:02:05,828
‫اصلا واسه چی من رو آوردی؟
‫که فقط پارچه رو بیارم؟

46
00:02:05,869 --> 00:02:07,912
‫خیلی‌خب، قبوله.

47
00:02:07,954 --> 00:02:09,871
‫به نفعته این رو عین...

48
00:02:09,913 --> 00:02:11,123
‫ویتنی فورد بندازی،

49
00:02:11,164 --> 00:02:13,332
‫وگرنه کورماک به خدمتمون می‌رسه، فهمیدی؟

50
00:02:16,334 --> 00:02:18,127
‫دستت رو بپا وینستون.

51
00:02:21,337 --> 00:02:22,629
‫برو.

52
00:02:22,671 --> 00:02:24,463
‫برو.

53
00:02:26,102 --> 00:02:30,294
‫[فروشگاه لباس مجلسی والر]

54
00:02:30,319 --> 00:02:31,674
‫[مهمانسرا]

55
00:02:34,886 --> 00:02:36,221
‫آتش!

56
00:02:38,472 --> 00:02:40,598
‫کمکم کنین!

57
00:02:40,640 --> 00:02:43,183
‫آدم توشه.

58
00:02:43,225 --> 00:02:45,268
‫- فرار کن.
‫- کمکم کنین!

59
00:02:45,309 --> 00:02:47,769
‫فرانکی، آدم توشه.

60
00:02:57,275 --> 00:02:59,443
‫وینستون، فرار کن!

61
00:03:10,241 --> 00:03:11,450
‫سلام.

62
00:03:11,491 --> 00:03:13,617
‫- برادره است؟
‫- آره.

63
00:03:13,659 --> 00:03:17,370
‫- آره، خودشه.
‫- وسایل شخصیشه.

64
00:03:17,412 --> 00:03:19,371
‫مرسی ازرا.

65
00:03:27,668 --> 00:03:29,878
‫زیاد فرصت نداریم.

66
00:04:36,902 --> 00:04:47,902
« ارائه شده توسط وبسایت سينمافريک »
[ CinemaFreak.Net ]

67
00:05:55,003 --> 00:05:57,813
‫[سایگون]
‫[۱۹۷۳]

68
00:05:59,819 --> 00:06:03,276
‫شرمنده‌ام که نتونستم برات پسر بیارم.

69
00:06:04,325 --> 00:06:07,172
‫سرنوشتت اصلا از این قرار نبود...

70
00:06:07,198 --> 00:06:09,081
‫ین عزیزم.

71
00:06:10,735 --> 00:06:15,656
‫ظاهرا مهم‌ترین ابزار مرگم...

72
00:06:15,918 --> 00:06:18,323
‫کاری جز گرفتن جون ملت بلد نیست.

73
00:06:19,014 --> 00:06:21,373
‫پس واسه چی من باید مجازات بشم؟

74
00:06:21,432 --> 00:06:24,031
‫مجازات؟

75
00:06:24,056 --> 00:06:26,394
‫نه ین.

76
00:06:26,425 --> 00:06:28,691
‫افتخار نصیبت شده.

77
00:06:29,744 --> 00:06:32,962
‫الان دیگه همه‌مون باید فداکاری کنیم.

78
00:06:33,793 --> 00:06:38,223
‫تو بیش از وظایف خودت
‫واسه هدفمون تلاش کردی.

79
00:06:38,597 --> 00:06:47,761
‫حالا بالاخره ازت خواستیم
‫آخرین بهاش رو هم بپردازی.

80
00:06:48,228 --> 00:06:50,590
‫بعدش هم...

81
00:06:50,685 --> 00:06:54,663
‫عشقت ابدی می‌شه.

82
00:06:54,663 --> 00:07:04,663
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

83
00:08:25,901 --> 00:08:31,209
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

84
00:08:46,942 --> 00:08:50,987
‫همون‌جا بذارش.

85
00:08:51,028 --> 00:08:53,113
‫آهای!

86
00:08:53,154 --> 00:08:55,948
‫تو آموزشگاه من چه گهی می‌خورین؟

87
00:08:59,366 --> 00:09:01,201
‫آهای!

88
00:09:01,243 --> 00:09:04,869
‫مال من نیست!
‫آدرس رو اشتباه اومدین!

89
00:09:04,911 --> 00:09:06,121
‫آهای!

90
00:09:06,162 --> 00:09:08,330
‫مال من نیست.

91
00:09:08,372 --> 00:09:10,456
‫آهای!
‫رئیست کیه؟

92
00:09:10,498 --> 00:09:12,291
‫تو نیستی زنیکه.

93
00:09:20,087 --> 00:09:22,171
‫مسئول آموزشگاه برتونی، مگه نه؟

94
00:09:22,213 --> 00:09:23,673
‫پشم‌هام.

95
00:09:23,715 --> 00:09:25,299
‫نگفته بودن این‌قدر چابکی.

96
00:09:25,340 --> 00:09:28,634
‫تازه اومدی اینجا؟
‫چن خبر داره؟

97
00:09:28,676 --> 00:09:29,843
‫دیگه از چن خبری نیست.

98
00:09:29,884 --> 00:09:32,761
‫خودم قوانین جدیدی وضع کردم.

99
00:09:32,803 --> 00:09:35,722
‫همه تو این محله یه دستگاه سیگار می‌گیرن.

100
00:09:35,763 --> 00:09:37,931
‫پدرم با چن به توافق رسیده بود.

101
00:09:37,973 --> 00:09:39,640
‫چن کاری به کار پدرم نداشت،

102
00:09:39,682 --> 00:09:41,725
‫ما هم کاری به کارش نداشتیم.

103
00:09:41,766 --> 00:09:43,518
‫کمی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

104
00:09:43,560 --> 00:09:46,061
‫خب، قانون من از این قراره:

105
00:09:46,103 --> 00:09:50,272
‫اگه با آموزشگاهم کاری کنین،
‫خانواده‌ام رو اذیت کردین.

106
00:09:51,772 --> 00:09:55,400
‫من اهل کارم.
‫تو هم اهل کاری.

107
00:09:55,442 --> 00:10:00,028
‫حواست به کارت باشه،
‫به فکر جمع کردن شیشه‌خرده نباش.

108
00:10:05,615 --> 00:10:07,365
‫ویکو!

109
00:10:16,704 --> 00:10:18,622
‫سلام.
‫منم.

110
00:10:22,541 --> 00:10:23,791
‫چیه؟

111
00:10:23,833 --> 00:10:25,501
‫تلفنت رو جواب نمی‌دی.

112
00:10:29,128 --> 00:10:33,173
‫ببین، داری چه غلطی می‌کنی، ها؟

113
00:10:33,214 --> 00:10:35,633
‫امروز سه‌شنبه است.

114
00:10:35,674 --> 00:10:37,300
‫ریدم تو سه‌شنبه.

115
00:10:37,342 --> 00:10:39,384
‫می‌دونی چیه؟ دقیقا همین رو می‌گفتم.

116
00:10:39,426 --> 00:10:41,218
‫خیال کردی می‌تونی
‫بی‌خبر بیای خونه من،

117
00:10:41,260 --> 00:10:42,345
‫چندتا پرونده بهم بدی...

118
00:10:42,386 --> 00:10:43,803
‫و همه‌چی عین سابق می‌شه؟

119
00:10:43,845 --> 00:10:44,930
‫دارم سعی می‌کنم تو تحقیقاتت...

120
00:10:44,971 --> 00:10:46,722
‫کمکت کنم.

121
00:10:46,764 --> 00:10:48,182
‫خیال کردم خوشت میاد.

122
00:10:48,223 --> 00:10:50,058
‫طرف مفقودالاثره،
‫نمی‌خواد دنبال نخود سیاه بگردی.

123
00:10:50,099 --> 00:10:51,850
‫راستش، به کمکت نیازی ندارم،
‫طرف هم مفقودالاثر نیست.

124
00:10:51,892 --> 00:10:53,267
‫- نیست؟
‫- نیست.

125
00:10:53,309 --> 00:10:56,102
‫از کجا می‌دونی؟
‫خودت دیدیش؟

126
00:10:56,144 --> 00:10:58,187
‫- نه.
‫- از کجا می‌دونی؟

127
00:10:58,228 --> 00:10:59,605
‫یه حسی بهم می‌گه.

128
00:10:59,647 --> 00:11:03,690
‫کارآگاه خوش‌غریزه...
‫اصلا هم تکراری نیست.

129
00:11:03,732 --> 00:11:04,983
‫می‌دونی چیه؟
‫گور بابات.

130
00:11:05,025 --> 00:11:06,984
‫بهم بگو واسه چی این‌قدر
‫به طرف کلید کردی دیگه.

131
00:11:07,026 --> 00:11:08,568
‫راستش، خیال می‌کردم توافق کردیم.

132
00:11:08,610 --> 00:11:10,778
‫من از خانواده‌ات چیزی نمی‌پرسم،
‫تو هم ازم نمی‌پرسی...

133
00:11:10,819 --> 00:11:12,404
‫این دفعه فرق می‌کنه،
‫خودت هم خوب می‌دونی.

134
00:11:12,446 --> 00:11:13,571
‫فرقی نمی‌کنه.

135
00:11:13,613 --> 00:11:15,531
‫تو امور شخصی من دخالت نکن.

136
00:11:18,699 --> 00:11:20,076
‫من نیومدم اینجا باهات بحث کنم.

137
00:11:20,117 --> 00:11:21,743
‫نه‌خیر، خودم می‌دونم دقیقا
‫واسه چی اومدی اینجا.

138
00:11:21,785 --> 00:11:22,911
‫- عه، می‌دونی؟
‫- آره.

139
00:11:22,953 --> 00:11:24,245
‫رابطه‌مون بی‌نقصه.

140
00:11:24,286 --> 00:11:25,745
‫خیلی‌خب.

141
00:11:25,787 --> 00:11:27,372
‫کارهای شخصیمون رو دخیل نمی‌کنیم.
‫دریافت شد.

142
00:11:27,413 --> 00:11:30,581
‫- آره. نه. نه، نه، نه، نه.
‫- هیس، هیس، هیس، بیا ببینم.

143
00:11:30,623 --> 00:11:32,416
‫عذر می‌خوام.

144
00:11:45,966 --> 00:11:48,259
‫الو؟

145
00:11:48,300 --> 00:11:49,677
‫خودم هستم.

146
00:11:56,722 --> 00:11:59,349
‫فرانسیس اسکات؟

147
00:12:01,475 --> 00:12:03,685
‫مطمئنی خودشه؟

148
00:12:10,272 --> 00:12:11,481
‫نه، نه، نه، نه.

149
00:12:11,523 --> 00:12:13,566
‫اِم، فقط یه لحظه صبر کن.

150
00:12:13,607 --> 00:12:14,942
‫خودم رو می‌رسونم، خب؟

151
00:12:14,984 --> 00:12:17,485
‫ممنون.
‫ممنون.

152
00:12:17,728 --> 00:12:24,464
‫[مهمانسرای اوریجینال دراگون]

153
00:12:24,489 --> 00:12:27,032
‫ببین، شاید با شنیدن این حرف
‫دردت تسکین نیابه،

154
00:12:27,074 --> 00:12:31,869
‫ولی بچه‌ها می‌گن
‫فرانکی موفق شد.

155
00:12:33,286 --> 00:12:35,954
‫صندوقه خالی بود.

156
00:12:35,996 --> 00:12:38,873
‫یعنی چی که خالی بود؟

157
00:12:40,665 --> 00:12:42,916
‫یعنی نمی‌دونم سر چی کشتنش،

158
00:12:42,958 --> 00:12:44,585
‫ولی اصلا پیداش نکردن.

159
00:12:49,212 --> 00:12:51,714
‫فرانکی همیشه همه‌چی رو
‫باب میلش پیش می‌بره.

160
00:12:59,635 --> 00:13:02,970
‫حس می‌کنم بهتره یکی...

161
00:13:03,012 --> 00:13:05,513
‫چیزی بگه.

162
00:13:05,555 --> 00:13:07,056
‫من می‌تونم کمی...

163
00:13:07,098 --> 00:13:10,057
‫قراره کورماک رو بکشم
‫و همه‌تون باید کمکم کنین.

164
00:13:10,099 --> 00:13:14,019
‫منظورم این بود یکی دعا بخونه.

165
00:13:14,060 --> 00:13:16,770
‫کورماک الان خیلی قوی‌تر شده وینستون.

166
00:13:16,812 --> 00:13:19,022
‫کافیه رو پله جلوی هتلش تف کنی...

167
00:13:19,063 --> 00:13:21,481
‫تا کل عجیب‌الخلقه‌های
‫داخل و اطرافش دنبالت بیفتن.

168
00:13:21,523 --> 00:13:23,482
‫منظورم دقیقا همین بود.

169
00:13:23,524 --> 00:13:25,066
‫دستگاه ضرب سکه هنوز پیدا نشده.

170
00:13:25,108 --> 00:13:27,152
‫قراره به خدمت کل آشنایان فرانکی برسن.

171
00:13:27,194 --> 00:13:28,819
‫به ما هیچ ربطی نداشته.

172
00:13:28,861 --> 00:13:30,820
‫الان عاجزه.
‫باید اول حمله کنیم.

173
00:13:30,862 --> 00:13:32,613
‫بیاین خواسته‌اش رو برآورده کنیم.

174
00:13:32,654 --> 00:13:33,947
‫بذاریم این خصومت با مرگ فرانکی تموم بشه.

175
00:13:33,989 --> 00:13:35,364
‫دست من نیست،

176
00:13:35,406 --> 00:13:37,616
‫روحم هم خبر نداره
‫فرانکی کجا مخفیش کرده.

177
00:13:37,657 --> 00:13:40,034
‫اون‌ها هم اول همه‌مون رو می‌کشن،
‫بعدش می‌فهمن.

178
00:13:40,075 --> 00:13:41,869
‫صرفا کشتنش کافی نیست.

179
00:13:41,911 --> 00:13:44,786
‫همچنان باید مشکل کانتیننتال رو هم حل کنیم.

180
00:13:44,828 --> 00:13:46,580
‫می‌خوای کل هتل رو...

181
00:13:46,622 --> 00:13:48,581
‫تصاحب کنیم؟

182
00:13:48,623 --> 00:13:50,207
‫ببینین...

183
00:13:50,248 --> 00:13:53,959
‫اگه کورماک رو بکشیم،
‫صرفا جونش رو نگرفتیم.

184
00:13:54,001 --> 00:13:56,169
‫هتل کوفتیش و کل...

185
00:13:56,211 --> 00:14:00,004
‫مشتقاتش رو از جمله نفوذش...

186
00:14:00,046 --> 00:14:02,964
‫بر خرید و فروش تفنگ رو
‫تصاحب می‌کنیم.

187
00:14:03,006 --> 00:14:05,591
‫درسته.
‫خودت همه‌چی رو تأیید می‌کنی.

188
00:14:05,633 --> 00:14:07,258
‫دیگه دلالی نیستی...

189
00:14:07,300 --> 00:14:10,010
‫که از اصل داستان خارجه...
‫خودت اصل داستان می‌شی.

190
00:14:10,052 --> 00:14:11,845
‫چطوری باور کنیم آدمی...

191
00:14:11,887 --> 00:14:13,721
‫دستمال گردن پوش
‫از پس این کار برمیاد؟

192
00:14:13,763 --> 00:14:16,181
‫ساده است... آخه کورماک رو می‌شناسم.

193
00:14:16,223 --> 00:14:18,682
‫طرز کارش
‫و طرز فکرش رو بلدم...

194
00:14:18,724 --> 00:14:20,141
‫و می‌دونم چطوری ملت رو به بازی می‌گیره،

195
00:14:20,183 --> 00:14:23,894
‫آخه وقتی بچه بودم،
‫خودم و فرانکی رو به بازی گرفت.

196
00:14:23,936 --> 00:14:27,187
‫نوچه‌هاش بودیم.
‫خیال می‌کردیم خداست.

197
00:14:27,229 --> 00:14:29,189
‫این‌جوری کافی نیست.

198
00:14:29,231 --> 00:14:31,524
‫خب، کلی پول هم دارم،

199
00:14:31,565 --> 00:14:35,442
‫مشکلات با پول حل می‌شه
‫و می‌تونیم باهاش ارتش تشکیل بدیم.

200
00:14:35,484 --> 00:14:37,193
‫قصد داشتم با پولم
‫زندگی جدیدی رقم بزنم.

201
00:14:39,584 --> 00:14:41,610
‫فرانکی کجاست؟

202
00:14:41,738 --> 00:14:44,031
‫چی گفت؟

203
00:14:44,073 --> 00:14:47,199
‫می‌خواد بدونه فرانکی کجاست.

204
00:14:47,241 --> 00:14:49,117
‫فرانکی.

205
00:14:49,159 --> 00:14:50,368
‫ای وای.

206
00:15:17,676 --> 00:15:21,220
‫وایستا.

207
00:15:21,262 --> 00:15:22,679
‫لمی...

208
00:15:22,720 --> 00:15:24,638
‫ای خدا.

209
00:15:24,680 --> 00:15:26,473
‫ببین...

210
00:15:26,514 --> 00:15:28,891
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫وایستا. یه لحظه وایستا.

211
00:15:28,933 --> 00:15:30,392
‫بذار توضیح بدم، خب؟

212
00:15:30,433 --> 00:15:34,727
‫اصلا فرصت نداشتیم.
‫مجبور شدم بجنبم، خب؟

213
00:15:34,769 --> 00:15:35,937
‫بس کن!

214
00:15:35,979 --> 00:15:37,396
‫بس کن، بس کن، بس کن!

215
00:15:37,437 --> 00:15:38,438
‫وایستین، جلو نیاین.

216
00:15:39,981 --> 00:15:42,524
‫اصلا حق نداشتی.

217
00:15:42,566 --> 00:15:44,441
‫خودم می‌دونم.

218
00:15:44,483 --> 00:15:45,693
‫شرمنده‌ام.

219
00:15:48,194 --> 00:15:50,904
‫وایستین، وایستین، وایستین.
‫جلو نرین.

220
00:16:06,621 --> 00:16:08,373
‫ین، شرمنده‌ام.

221
00:16:08,415 --> 00:16:10,082
‫ین، وایستا.

222
00:16:10,124 --> 00:16:11,583
‫اِم، چی...

223
00:16:11,624 --> 00:16:13,710
‫ببخشید.

224
00:16:15,836 --> 00:16:18,588
‫اگه بخوایم با کانتیننتال در بیفتیم،

225
00:16:18,629 --> 00:16:20,922
‫یهش نیاز داریم.

226
00:16:33,637 --> 00:16:36,347
‫فرانسیس پاتریک اسکات.
‫آره.

227
00:16:36,389 --> 00:16:38,558
‫خیلی‌خب، باشه، الان کدوم گوریه؟

228
00:16:38,599 --> 00:16:40,851
‫ازرا، بیا اینجا.

229
00:16:43,519 --> 00:16:45,145
‫جونم؟

230
00:16:45,187 --> 00:16:47,646
‫فرانسیس اسکاتِ کشوی ۱۰۱ کجاست؟

231
00:16:47,688 --> 00:16:49,773
‫نمی‌دونم.
‫من که کارهای اداریش رو نکردم.

232
00:16:49,814 --> 00:16:52,441
‫این دست‌خط خودت نیست؟

233
00:16:52,483 --> 00:16:53,524
‫نچ.

234
00:16:57,110 --> 00:16:59,111
‫شرمنده‌ام که گیج شدی.

235
00:16:59,153 --> 00:17:00,945
‫اینجا اخیرا خیلی وحشتناک شده.

236
00:17:00,987 --> 00:17:03,739
‫زمستون هر سال کلی جسد رو دستمونه.
‫وحشتناکه؛

237
00:17:03,781 --> 00:17:07,408
‫ولی وقتی پیداش شد،
‫باهات تماس می‌گیرم.

238
00:17:07,450 --> 00:17:08,742
‫حتما بگیر.

239
00:17:08,784 --> 00:17:11,368
‫مرسی.

240
00:17:18,748 --> 00:17:20,625
‫سلام ازرا.

241
00:17:20,666 --> 00:17:24,376
‫تو کارهای اداری فرانسیس اسکات رو نکردی؟

242
00:17:24,418 --> 00:17:26,044
‫نه.

243
00:17:27,670 --> 00:17:29,546
‫جالبه.

244
00:17:31,839 --> 00:17:34,591
‫دستیار پزشک قانونی هستی، ها؟

245
00:17:34,633 --> 00:17:38,635
‫فقط کمی از نگه‌داری
‫هاپوهای گوزو...

246
00:17:38,676 --> 00:17:40,803
‫تو پناهگاه جانوران بهتره، مگه نه؟

247
00:17:40,844 --> 00:17:42,513
‫اتفاقات ترسناکی که اینجا رخ می‌ده...

248
00:17:42,554 --> 00:17:45,181
‫کلا از تصورم خارجه.

249
00:17:45,223 --> 00:17:49,100
‫احتمالا نمی‌خوای اینجا سر و گوشی
‫به آب بدم، مگه نه؟

250
00:17:49,141 --> 00:17:52,268
‫من ازت نمی‌ترسم خانم.

251
00:17:55,853 --> 00:17:57,480
‫الان چی؟

252
00:17:57,522 --> 00:17:59,189
‫ای خدا.

253
00:17:59,231 --> 00:18:01,649
‫ببین چی می‌گم...
‫می‌ذارم اینجا...

254
00:18:01,690 --> 00:18:03,316
‫به کارت ادامه بدی،

255
00:18:03,358 --> 00:18:06,402
‫ولی باید بهم بگی
‫کی اومد جسد فرانسیس اسکات رو تحویل گرفت.

256
00:18:06,443 --> 00:18:07,403
‫اسمش رو بلد نیستم.

257
00:18:07,444 --> 00:18:08,986
‫هر از گاهی از اون‌ور آب...

258
00:18:09,028 --> 00:18:11,029
‫اینجا جنس میاره.

259
00:18:11,071 --> 00:18:12,072
‫من سوالی نمی‌پرسم.

260
00:18:12,114 --> 00:18:13,739
‫آخ!

261
00:18:13,781 --> 00:18:15,324
‫این یکی از اون‌ور آب نبود.

262
00:18:15,366 --> 00:18:17,784
‫ببین، اومدم کلی پول نقد دادن...

263
00:18:17,826 --> 00:18:19,159
‫و می‌خواستن جسدش رو بسوزونن.

264
00:18:19,201 --> 00:18:22,078
‫چه ساعت قشنگی.

265
00:18:22,120 --> 00:18:23,829
‫- «اومدن»؟
‫- آره، آره.

266
00:18:23,870 --> 00:18:25,621
‫آره، اِم، دو نفر بودن.

267
00:18:25,663 --> 00:18:27,081
‫یکیشون رو اصلا ندیده بودم...

268
00:18:27,123 --> 00:18:30,041
‫گمون کنم برادر طرف بود،
‫ساکن اینجا نبود و پولدار بود.

269
00:18:32,668 --> 00:18:35,502
‫- اسم برادرش چیه؟
‫- نمی‌دونم.

270
00:18:35,544 --> 00:18:37,337
‫چی می‌دونی؟

271
00:18:37,379 --> 00:18:39,922
‫با فولکس‌واگن تیپ ۲ اومده بودن.

272
00:18:39,964 --> 00:18:42,382
‫آخ! گمون کنم ساکن چایناتاون باشن.

273
00:18:45,508 --> 00:18:47,135
‫اگه چیز دیگه‌ای یادت اومد،

274
00:18:47,176 --> 00:18:49,094
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

275
00:18:58,015 --> 00:18:59,934
‫واقعا استعداد محشریه.

276
00:18:59,976 --> 00:19:03,352
‫درود بر شما که کشفش کردین قربان.

277
00:19:03,394 --> 00:19:07,230
‫خب، هر کسی به طریقی
‫تحت بحران خیلی شکم‌پرست.

278
00:19:07,272 --> 00:19:09,565
‫تو خودت رو با نوازندگان
‫ویولن سل سیر می‌کنی، ولی من...

279
00:19:09,606 --> 00:19:13,483
‫خب، غذاهای واقعی رو ترجیح می‌دم.

280
00:19:26,366 --> 00:19:28,200
‫اگه می‌دونستم داری میای،
‫می‌گفتم فرش قرمز پهن کـ...

281
00:19:28,242 --> 00:19:30,035
‫عه، انتظار نداشتی پس از وقایع دیشب...

282
00:19:30,076 --> 00:19:32,120
‫من رو ببینی؟

283
00:19:32,162 --> 00:19:33,996
‫ضمنا، با توجه...

284
00:19:34,038 --> 00:19:38,915
‫به شکست‌های اخیرت،
‫نسبتا پیروزمندانه غذا می‌خوری.

285
00:19:38,957 --> 00:19:41,625
‫- می‌خورم که آروم بشم، همین و بس.
‫- آروم بشی؟

286
00:19:41,667 --> 00:19:44,419
‫خیال کردی در روایات بقای مشهور تاریخی،

287
00:19:44,461 --> 00:19:46,879
‫اشخاص افسانه‌ای که با لکی زحمت
‫شکست رو به پیروزی کردن،

288
00:19:46,920 --> 00:19:48,671
‫خودشون رو آروم کرده بودن؟

289
00:19:48,713 --> 00:19:49,921
‫خب، صرفا می‌گم...

290
00:19:49,963 --> 00:19:51,965
‫یا شاید خطر مرگ از گرسنگی،

291
00:19:52,007 --> 00:19:54,050
‫تجاوز و غارت اجتناب‌ناپذیر...

292
00:19:54,091 --> 00:19:55,717
‫و نابودی کل خاندانشون بود...

293
00:19:55,759 --> 00:19:56,926
‫که منشأ انگیزه اون اشخاص...

294
00:19:56,968 --> 00:19:59,136
‫واسه نجات خودشون
‫از آتش شده بود؟

295
00:20:21,107 --> 00:20:22,983
‫راستش، قابل درکه.

296
00:20:23,025 --> 00:20:24,776
‫امثال تو که از بدو تولد ثروتمندن...

297
00:20:24,817 --> 00:20:27,736
‫معمولا وقتی به مشکل می‌خورن،
‫به فکر آروم کردن خودشونن.

298
00:20:27,778 --> 00:20:30,863
‫شاید وقتش باشه
‫کمی آشفته بشی.

299
00:20:30,905 --> 00:20:32,405
‫قبول نداری؟

300
00:20:32,447 --> 00:20:35,157
‫منظورم اینه که آشفتگی
‫تعدیل‌کننده خیلی خوبیه.

301
00:20:35,199 --> 00:20:37,075
‫آخه گندی که افرادت
‫دیشب زدن...

302
00:20:37,116 --> 00:20:38,785
‫باعث شده شورای عالی بفهمن...

303
00:20:38,826 --> 00:20:40,369
‫دستگاه ضرب سکه گم شده.

304
00:20:40,410 --> 00:20:42,203
‫پیداش می‌کنم.
‫افرادم مشغولن...

305
00:20:42,244 --> 00:20:43,996
‫نفوذت خیلی کاهش یافته.

306
00:20:44,038 --> 00:20:46,581
‫افراد خودت دارن ازت دزدی می‌کنن.

307
00:20:46,623 --> 00:20:48,290
‫می‌خوام منابع شورای عالی رو
‫در اختیارم بذارین.

308
00:20:48,332 --> 00:20:50,083
‫سه روز فرصت داری.

309
00:20:50,124 --> 00:20:52,042
‫سه روز فرصت داری
‫دستگاه ضرب سکه رو پیدا کنی...

310
00:20:52,084 --> 00:20:54,252
‫و سارقانش رو جلوی پامون بندازی.

311
00:20:54,294 --> 00:20:57,295
‫اگه شکست بخوری،
‫شورای عالی فترت اعلام کرده...

312
00:20:57,337 --> 00:21:00,130
‫و تا بتونیم جایگزینی پیدا کنیم،
‫مقامت رو سلب می‌کنه.

313
00:21:00,172 --> 00:21:02,799
‫قفس زرینت رو سر خودت خراب می‌شه.

314
00:21:05,509 --> 00:21:06,926
‫نوش جان.

315
00:21:13,972 --> 00:21:16,057
‫خاک بر سرم شد.

316
00:21:22,894 --> 00:21:24,520
‫حالا چیکار می‌کنین قربان؟

317
00:21:24,561 --> 00:21:25,938
‫حالا؟

318
00:21:25,979 --> 00:21:28,022
‫هنوز دار چهره‌اش رو هضم می‌کنم.

319
00:21:31,998 --> 00:21:34,583
‫[کاراته برتون]

320
00:21:38,153 --> 00:21:39,946
‫زدم تو خال.

321
00:21:39,988 --> 00:21:43,740
‫بیاین فکر کنیم.
‫چه برتری‌هایی داریم؟

322
00:21:43,782 --> 00:21:47,283
‫خیلی‌خب، پیش از هر چیز،
‫آدمکشان ساکن اون هتل...

323
00:21:47,325 --> 00:21:48,785
‫آدم عادی‌ان، درسته؟

324
00:21:48,827 --> 00:21:50,285
‫اون‌ها هم عین ما زخمی می‌شن.

325
00:21:50,327 --> 00:21:52,829
‫ضمنا، انتظار حمله‌مون رو هم ندارن، درسته؟

326
00:21:52,870 --> 00:21:54,997
‫آخه کسی تا حالا
‫به کانتیننتال حمله نکرده.

327
00:21:55,038 --> 00:21:56,747
‫آره، آخه جنون خالصه.

328
00:21:56,789 --> 00:21:59,457
‫افراد بیشتری واسه شلیک
‫این همه تفنگ لازم داریم.

329
00:21:59,499 --> 00:22:01,459
‫خیلی‌خب، دوست نظامی دیگه‌ای نداری؟

330
00:22:01,501 --> 00:22:03,460
‫حاضر نیستم تو این کار دخیلشون کنم.

331
00:22:03,502 --> 00:22:05,503
‫اکثرشون دارن سعی می‌کنن
‫عین سابق بشن.

332
00:22:05,545 --> 00:22:07,254
‫اون‌هایی هم که حاضرن آدم بکشن...

333
00:22:07,295 --> 00:22:08,672
‫قبلا به کورماک ملحق شدن.

334
00:22:08,714 --> 00:22:10,715
‫خیلی سخته کسی رو پیدا کنیم...

335
00:22:10,756 --> 00:22:12,132
‫که جیره‌خورش نباشه.

336
00:22:12,173 --> 00:22:14,300
‫خب، حتما یکی هست.

337
00:22:14,341 --> 00:22:17,176
‫- خب، جین هست.
‫- جنکینز رو می‌گی؟

338
00:22:17,218 --> 00:22:19,511
‫- دوست قدیمی بابا رو می‌گی؟
‫- آره.

339
00:22:19,553 --> 00:22:21,971
‫مدتی گوشه‌ای از کانتیننتال اتاق داشت.

340
00:22:22,013 --> 00:22:24,764
‫خیلی‌خب.
‫شروع خوبیه.

341
00:22:26,557 --> 00:22:29,309
‫لو، نظرت چیه؟

342
00:22:29,350 --> 00:22:31,685
‫کمکتون می‌کنم.
‫واقعا به کمکم نیاز دارین؛

343
00:22:31,727 --> 00:22:33,437
‫ولی اصلا شلیک نمی‌کنم...

344
00:22:33,478 --> 00:22:36,438
‫و به دژش حمله نمی‌کنم.

345
00:22:36,479 --> 00:22:38,440
‫چیه؟

346
00:22:40,357 --> 00:22:43,151
‫میزی هم هست.
‫طرفدار کورماکه.

347
00:22:43,192 --> 00:22:45,152
‫آره، پارسال ازمون خرید کرده بود،

348
00:22:45,193 --> 00:22:46,986
‫یا حداقل گمون کنم
‫خرید کرده بود.

349
00:22:47,028 --> 00:22:48,321
‫تا حالا از نزدیک ندیدمش.

350
00:22:48,362 --> 00:22:50,322
‫تو بوری کسب و کار راه انداخته.

351
00:22:50,363 --> 00:22:52,823
‫کسی نمی‌دونه دقیقا چیکار می‌کنه
‫و رئیسش کیه.

352
00:22:52,865 --> 00:22:55,617
‫می‌گن انگار ارتشی نامرئی داره...

353
00:22:55,658 --> 00:22:59,952
‫و سرکرده خلافکارهاست.

354
00:22:59,994 --> 00:23:02,662
‫البته... خودم چنین لقبی بهش دادم،

355
00:23:02,704 --> 00:23:04,830
‫ولی قطعا از رقبای کورماکه.

356
00:23:04,872 --> 00:23:06,539
‫متوجه نمی‌شم.
‫چرا کارش رو تموم نکرده؟

357
00:23:06,581 --> 00:23:08,207
‫خب، وقتی آدم نمی‌دونه
‫با چی طرفه،

358
00:23:08,249 --> 00:23:09,875
‫تموم کردن کارش دشواره.

359
00:23:09,916 --> 00:23:12,501
‫گروه میزی با باقی محله‌ها متحد نمی‌شه.

360
00:23:12,543 --> 00:23:14,544
‫فقط با ساکنان بوری کار می‌کنن.

361
00:23:14,586 --> 00:23:17,212
‫خب، شانسم رو امتحان می‌کنم.
‫کجای بوریه؟

362
00:23:17,254 --> 00:23:19,172
‫می‌تونیم آدرس تحویلمون رو بهت بگیم،

363
00:23:19,213 --> 00:23:21,173
‫ولی انتظار زیادی نداشته باش.

364
00:23:21,214 --> 00:23:24,675
‫قانون حالیشون نیست.

365
00:23:24,675 --> 00:23:34,675
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

366
00:24:56,413 --> 00:25:00,139
‫[تحت تعقیب]
‫[فرانک ویلسون]

367
00:25:04,051 --> 00:25:06,810
‫[تحت تعقیب]
‫[فرانک ویلسون]

368
00:25:08,445 --> 00:25:10,281
‫بابا، واسه چی داریم
‫وسایل چارلی رو برمی‌داریم؟

369
00:25:10,322 --> 00:25:12,407
‫لیو، آخه چیزی نمونده بود
‫دیروز من رو به کشتن بده،

370
00:25:12,448 --> 00:25:14,741
‫ضمنا، کلی پول بهم بدهکاره.

371
00:25:14,783 --> 00:25:18,076
‫یادت باشه عزیزم... هرچی سنگین بهتر،
‫هرچی پر زرق و برق‌تر...

372
00:25:18,118 --> 00:25:19,369
‫زود باش برو تو تریلر!

373
00:25:19,411 --> 00:25:20,911
‫بدو! بدو!

374
00:25:55,849 --> 00:25:59,268
‫خب، ببین کی اومده...

375
00:25:59,310 --> 00:26:01,185
‫مایلز اومده و مایلز اومده.

376
00:26:01,227 --> 00:26:03,437
‫فرض کن خونه خودته.

377
00:26:03,478 --> 00:26:05,438
‫رفته بودم پیک‌نیک.

378
00:26:05,479 --> 00:26:06,856
‫شراب میل داری؟

379
00:26:06,898 --> 00:26:10,107
‫دوربینی رو که می‌خواستی عوض کنی آوردم.

380
00:26:10,149 --> 00:26:12,901
‫عجب.
‫یه راست رفتی سر کار.

381
00:26:12,942 --> 00:26:14,527
‫چه بامزه.

382
00:26:21,156 --> 00:26:22,615
‫چیه؟

383
00:26:22,656 --> 00:26:26,284
‫هیچ مشکلی نداره.

384
00:26:26,326 --> 00:26:28,827
‫بی‌نقصه.

385
00:26:28,869 --> 00:26:30,995
‫نه، اون دوربین...

386
00:26:31,037 --> 00:26:32,288
‫قطعا مشکلی داره.

387
00:26:32,330 --> 00:26:34,122
‫قطعا مشکل داره،

388
00:26:34,164 --> 00:26:36,874
‫البته کاملا مطمئن نیستم
‫چه مشکلی داره.

389
00:26:40,959 --> 00:26:42,877
‫شماره سریالش چنده؟

390
00:26:46,504 --> 00:26:50,256
‫واقعا داری ازم امتحان یهویی می‌گیری مایلز؟

391
00:26:50,298 --> 00:26:52,299
‫صبر می‌کنم امتحان نهایی رو بدم.

392
00:26:56,636 --> 00:26:59,387
‫خب، حال لو این روزها چطوره؟

393
00:27:01,430 --> 00:27:04,098
‫- بدک نیست.
‫- عه، واقعا؟

394
00:27:04,140 --> 00:27:08,476
‫اِم، دیگه سوگوار پدرتون نیست؟

395
00:27:08,518 --> 00:27:10,477
‫گمون نکنم باهاش کنار اومده باشه.

396
00:27:10,519 --> 00:27:12,978
‫خب، شاید با شنیدن
‫بخشی از حقیقت...

397
00:27:13,020 --> 00:27:14,480
‫راحت‌تر کنار بیاد.

398
00:27:14,522 --> 00:27:16,272
‫من نیومدم از این حرف‌ها بزنم جین.

399
00:27:16,314 --> 00:27:19,233
‫یعنی یهو اومدی بازنشسته‌ای رو
‫قانع کنی بازنشست بشه؟

400
00:27:19,274 --> 00:27:20,983
‫- تو که بازنشسته نیستی.
‫- اذیتم نکن دیگه.

401
00:27:21,025 --> 00:27:22,317
‫نظرت چیه واسه خودت خانمی پیدا کنی؟

402
00:27:22,359 --> 00:27:23,860
‫از دوران اوج زندگیت لذت ببری.

403
00:27:23,902 --> 00:27:25,194
‫بعدش چیکار کنم؟

404
00:27:25,236 --> 00:27:26,820
‫با تعریف خاطراتم جوانیم
‫که می‌تونستم مغز ملت رو...

405
00:27:26,862 --> 00:27:31,114
‫از ۳۲۰ متری ذوب کنم
‫سرگرمش کنم؟

406
00:27:31,156 --> 00:27:34,450
‫چه‌جور خانمی از این حرف‌ها خوشش میاد؟

407
00:27:34,491 --> 00:27:38,285
‫نه، نه، گمون کنم
‫همین زندگی انفرادی رو ادامه بدم.

408
00:27:38,327 --> 00:27:39,744
‫هرجور راحتی.

409
00:27:42,871 --> 00:27:45,039
‫از دیدنت خوشحال شدم جین.

410
00:27:45,081 --> 00:27:46,415
‫چت شده؟

411
00:27:46,457 --> 00:27:48,708
‫- منظورت چیه؟
‫- بی‌خیال.

412
00:27:48,750 --> 00:27:51,876
‫من از وقتی بلد نبودی بری مستراح می‌شناسمت.

413
00:27:51,918 --> 00:27:53,878
‫خبری شده.

414
00:27:53,920 --> 00:27:55,629
‫نمی‌تونم راجع بهش صحبت کنم جین.

415
00:27:55,671 --> 00:27:59,048
‫پای کانتیننتال وسطه؟

416
00:27:59,090 --> 00:28:03,717
‫می‌گن چند جوان تو دردسر افتادن.

417
00:28:03,759 --> 00:28:06,094
‫داریم سعی می‌کنیم گروهی تشکیل بدیم.

418
00:28:06,135 --> 00:28:08,345
‫ممکنه مأموریت انتحاری باشه.

419
00:28:08,387 --> 00:28:10,137
‫قطعا خیلی احمقانه است.

420
00:28:10,179 --> 00:28:12,347
‫واقعا احمقانه است؟

421
00:28:12,389 --> 00:28:15,516
‫چه انتحاری باشه، چه نباشه...

422
00:28:15,558 --> 00:28:18,726
‫هدفتون مصلحانه است.

423
00:28:18,768 --> 00:28:22,603
‫هیچ‌کس بیش از کورماک اوکانر...

424
00:28:24,187 --> 00:28:26,439
‫لایق مرگ نیست.

425
00:28:29,108 --> 00:28:31,692
‫هدفمون همینه.

426
00:28:31,733 --> 00:28:33,527
‫عینک می‌زنم.

427
00:28:33,569 --> 00:28:35,236
‫- چی؟
‫- می‌رم نسخه می‌گیرم.

428
00:28:35,278 --> 00:28:37,404
‫- خیلی‌خب.
‫- بهم نیاز دارین.

429
00:28:37,445 --> 00:28:40,364
‫کسی بهتر از من اون مهمانسرای مسخره...

430
00:28:40,406 --> 00:28:42,657
‫و طرز کارشون رو بلد نیست.

431
00:28:42,699 --> 00:28:44,575
‫ضمنا، تضمین می‌کنم
‫اون حرومزاده رو هم...

432
00:28:44,616 --> 00:28:47,368
‫کسی بهتر از من نمی‌شناسه...

433
00:28:47,410 --> 00:28:50,078
‫حداقل آدم زنده‌ای بهتر از من نمی‌شناسدش.

434
00:28:50,120 --> 00:28:53,497
‫نظرت چیه؟

435
00:28:53,539 --> 00:28:54,789
‫خیلی‌خب، تو هم باش.

436
00:28:54,831 --> 00:28:57,291
‫- به همین راحتی؟
‫- دلایل محکمی آوردی.

437
00:28:58,876 --> 00:29:00,543
‫وای، خدا جون.

438
00:29:00,585 --> 00:29:02,210
‫واقعا من رو به بازی گرفتی؟

439
00:29:02,252 --> 00:29:04,378
‫حتما عینک بگیری‌ها.

440
00:29:04,420 --> 00:29:06,130
‫خاک بر سرم.

441
00:29:32,228 --> 00:29:34,271
‫امری داشتین جناب؟

442
00:29:34,313 --> 00:29:36,731
‫متأسفانه بیش از حد رسمی پوشیدم.

443
00:29:36,772 --> 00:29:39,983
‫- آها، با میزی کار دارم.
‫- جانم جناب؟

444
00:29:40,025 --> 00:29:43,486
‫میزی، رئیس این بند و بساطتون رو می‌گم.

445
00:29:43,527 --> 00:29:45,403
‫اِم، متأسفانه ایشون رو نمی‌شناسم.

446
00:29:45,445 --> 00:29:46,862
‫اِم...
‫رئیس این تشکیلات...

447
00:29:46,904 --> 00:29:48,530
‫نه، اشکالی نداره.
‫خودم می‌رم می‌شینم.

448
00:29:48,572 --> 00:29:51,281
‫- ممنون.
‫- جناب.

449
00:29:51,323 --> 00:29:52,574
‫جناب؟

450
00:30:25,427 --> 00:30:27,470
‫می‌خواستی من رو ببینی؟

451
00:30:31,222 --> 00:30:32,431
‫بفرمایین.

452
00:30:32,473 --> 00:30:34,808
‫ما اینجا به امثال تو
‫خدمات ارائه نمی‌دیم.

453
00:30:34,849 --> 00:30:36,266
‫خوبه،

454
00:30:36,308 --> 00:30:38,310
‫آخه من عین امثال خودم
‫غذا نمی‌خورم.

455
00:30:41,561 --> 00:30:43,687
‫چاقوت رو بذار کنار خوشگل پسر.

456
00:30:45,147 --> 00:30:46,648
‫عذر می‌خوام.

457
00:31:11,830 --> 00:31:14,331
‫حتما زنی که دنبالشم شمایین.

458
00:31:14,373 --> 00:31:16,290
‫حتما تو هم همون حرومزاده‌ای...

459
00:31:16,332 --> 00:31:18,667
‫که همه دنبالشن.

460
00:32:07,655 --> 00:32:10,823
‫بقیه‌اش اینجا نیست.

461
00:33:13,547 --> 00:33:17,405
‫[آبجوی صادراتی ۳۳]

462
00:33:57,512 --> 00:34:00,138
‫اونجا رو ببین.

463
00:34:00,180 --> 00:34:02,223
‫این دیگه چه وضعشه؟

464
00:34:04,818 --> 00:34:06,910
‫[گور باباتون!]

465
00:34:06,935 --> 00:34:09,061
‫نه‌خیر، گور بابای خودتون.

466
00:34:14,689 --> 00:34:16,649
‫پخش بشین.

467
00:34:23,194 --> 00:34:25,487
‫خوراکی کوچولو.

468
00:34:25,529 --> 00:34:28,030
‫پف‌فیل رقیب نداره.

469
00:35:27,399 --> 00:35:30,568
‫افرادی که میان سراغم،
‫معمولا به طریقی...

470
00:35:30,609 --> 00:35:32,902
‫کمک می‌خوان.

471
00:35:32,944 --> 00:35:35,321
‫بعد از این که برادرت
‫دستگاه ضرب سکه رو دزدید...

472
00:35:35,362 --> 00:35:37,697
‫و خودت وارد شهر شدی،

473
00:35:37,739 --> 00:35:39,781
‫گمون می‌کردم به احتمال زیاد...

474
00:35:39,823 --> 00:35:41,615
‫سراغ من بیای.

475
00:35:41,657 --> 00:35:44,492
‫راستی، تسلیت می‌گم.

476
00:35:44,534 --> 00:35:46,952
‫من رو چقدر می‌شناسی وینستون؟

477
00:35:46,994 --> 00:35:49,579
‫خب، ملت می‌گن ارتش داری.

478
00:35:49,620 --> 00:35:51,538
‫ضمنا، برعکس باقی فعالان این شهر،

479
00:35:51,580 --> 00:35:54,165
‫تحت فرمان کورماک نیستی.

480
00:35:54,206 --> 00:35:56,374
‫حالا فقط کافیه بدونم...
‫چقدر دستمزد می‌گیری...

481
00:35:56,416 --> 00:35:57,792
‫و چقدر سریع می‌تونی
‫شروع به کار کنی؟

482
00:35:57,834 --> 00:35:59,501
‫خیال می‌کردم این‌قدر زرنگ باشی...

483
00:35:59,543 --> 00:36:02,003
‫که بدونی دستمزدم به دلار نیست.

484
00:36:02,045 --> 00:36:04,838
‫استقلالم از امثال کورماک رو...

485
00:36:04,880 --> 00:36:06,839
‫از همین طریق حفظ می‌کنم.

486
00:36:06,881 --> 00:36:09,591
‫خیلی‌خب، من خیلی کاردانم.

487
00:36:09,633 --> 00:36:10,800
‫بهم بگو چی لازم داری.

488
00:36:12,593 --> 00:36:14,385
‫عشق.

489
00:36:14,427 --> 00:36:15,637
‫عشق؟

490
00:36:15,678 --> 00:36:17,471
‫هر روز از کنار افرادی...

491
00:36:17,512 --> 00:36:21,556
‫که پیروان خودم محسوب می‌کنم
‫رد می‌شی، ولی اصلا متوجه حضورشون نمی‌شی،

492
00:36:21,598 --> 00:36:23,682
‫نامرئی‌ان...

493
00:36:23,724 --> 00:36:25,934
‫به تنهایی ارزشی ندارن؛

494
00:36:25,976 --> 00:36:27,977
‫ولی می‌دونی اگه آدم
‫همون افراد رو اجیر کنه...

495
00:36:28,019 --> 00:36:30,729
‫و دوباره بهشون انسانیت عطا کنه،

496
00:36:30,771 --> 00:36:32,563
‫در ازاش واسه آدم چیکار می‌کنن؟

497
00:36:32,605 --> 00:36:34,439
‫چیکار می‌کنن؟

498
00:36:34,481 --> 00:36:37,066
‫همه کار می‌کنن.

499
00:36:37,107 --> 00:36:40,485
‫الان دیگه از همون نامرئی بودنشون...

500
00:36:40,526 --> 00:36:42,986
‫خیلی راضی‌ان...

501
00:36:43,028 --> 00:36:47,155
‫آخه دیگه نیازی ندارن
‫ببننشون، چون...

502
00:36:47,197 --> 00:36:48,864
‫خودشون خودشون رو می‌بینن.

503
00:36:48,906 --> 00:36:50,824
‫عشق.

504
00:36:50,866 --> 00:36:54,493
‫از پسش برمیای؟

505
00:36:54,534 --> 00:36:56,827
‫والدین من ثروتمند بودن.

506
00:36:56,869 --> 00:36:59,496
‫نه پول اون‌ها رو می‌خواستم.
‫نه پول تو رو می‌خوام.

507
00:36:59,537 --> 00:37:01,538
‫وقتی آدم به کمک نیاز داره،

508
00:37:01,580 --> 00:37:05,667
‫یه چیز بیشتر نمی‌خوام.

509
00:37:05,708 --> 00:37:07,501
‫باید داستان زندگیشون رو
‫برام تعریف کنن.

510
00:37:15,714 --> 00:37:18,091
‫من آدمی‌ام که قراره کورماک اوکانر رو بکشه.

511
00:37:18,132 --> 00:37:19,549
‫نه.

512
00:37:19,591 --> 00:37:21,467
‫نه.

513
00:37:21,509 --> 00:37:23,385
‫این‌جوری خیلی راحته.

514
00:37:23,426 --> 00:37:25,679
‫واسه چی آدمی هستی...

515
00:37:25,720 --> 00:37:28,638
‫که قراره کورماک اوکانر رو بکشه؟

516
00:37:40,229 --> 00:37:43,855
‫ظاهرا فقط خودم
‫پیش‌بینی نکرده بودم بیای اینجا.

517
00:37:43,897 --> 00:37:46,732
‫داریم رسیدگی می‌کنیم.

518
00:37:58,906 --> 00:38:01,283
‫وقتشه بری.

519
00:38:01,324 --> 00:38:03,909
‫خب، تو... تو که هنوز نگفتی
‫چقدر دستمزد می‌گیری.

520
00:38:03,951 --> 00:38:05,952
‫حتما یه چیزی می‌خوای.

521
00:38:05,994 --> 00:38:08,161
‫هدیه خریدن برام کار سختیه، مگه نه؟

522
00:38:09,788 --> 00:38:12,290
‫از طریق دیگه‌ای می‌ری.

523
00:38:34,845 --> 00:38:36,387
‫الان میاد پایین.

524
00:39:30,961 --> 00:39:34,047
‫خداوند قادر دنیا رو در ۶ روز خلق کرد...

525
00:39:34,088 --> 00:39:37,090
‫و روز هفتم استراحت کرد.

526
00:39:37,132 --> 00:39:39,926
‫شورای عالی به ما ۳ روز فرصت داده...

527
00:39:39,966 --> 00:39:42,344
‫و حتی نباید یه دقیقه استراحت کنیم.

528
00:39:43,802 --> 00:39:46,638
‫بدونین اگه من سرنگون بشم...

529
00:39:46,679 --> 00:39:49,181
‫همه‌تون رو سرنگون می‌کنم.

530
00:39:49,223 --> 00:39:50,890
‫فهمیدین؟

531
00:39:50,932 --> 00:39:53,183
‫شکست شما مایه تحقیرمه...

532
00:39:53,225 --> 00:39:57,186
‫و همه می‌دونن چه بلایی
‫سر افرادی که تحقیرم می‌کنن میارم.

533
00:39:57,228 --> 00:39:59,437
‫حالا دیگه برین بیرون
‫که بتونم عبادت کنم.

534
00:39:59,479 --> 00:40:00,812
‫حتی حضورتون...

535
00:40:00,854 --> 00:40:02,813
‫تو این مکان حرمت‌شکنی محسوب می‌شه.

536
00:40:02,855 --> 00:40:05,232
‫جای تعجبه که تک‌تکتون آتش نگرفتین.

537
00:40:13,695 --> 00:40:14,862
‫کمکم کن.

538
00:40:22,076 --> 00:40:23,910
‫کمکم کن.

539
00:40:23,952 --> 00:40:27,620
‫کاش راه‌حلی بلد بودم قربان.

540
00:40:27,662 --> 00:40:29,704
‫با تو نبودم.

541
00:41:07,686 --> 00:41:08,979
‫ای خدا!

542
00:41:09,020 --> 00:41:11,647
‫وای.
‫خدایا.

543
00:41:11,689 --> 00:41:13,815
‫وای وینستون، ببخشید.

544
00:41:13,857 --> 00:41:16,066
‫لطفا دفعه بعد عین آدم سلام کن.

545
00:41:17,859 --> 00:41:19,818
‫چه بلایی سر اینجا اومده؟

546
00:41:19,860 --> 00:41:22,653
‫نمی‌دونم فرانکی چی دزدیده بود،
‫ولی پسش نداد.

547
00:41:22,695 --> 00:41:25,947
‫اون عوضی‌ها اینجا رو
‫دنبالش زیر و رو کردن.

548
00:41:25,989 --> 00:41:27,906
‫امروز کلا قایم شده بودم.

549
00:41:30,825 --> 00:41:32,742
‫مرگ برادرت رو تسلیت می‌گم.

550
00:41:32,784 --> 00:41:34,743
‫زندگی راحتی نیست.

551
00:41:36,537 --> 00:41:39,038
‫- از چارلی خبری نشده؟
‫- نه بابا.

552
00:41:39,080 --> 00:41:41,582
‫همین که اوضاع خراب شد
‫زد به چاک، چارلی همیشه همینه.

553
00:41:41,623 --> 00:41:43,749
‫اون بی‌شعور هنوز پول
‫هلیکوپتره رو بهم نداده.

554
00:41:43,791 --> 00:41:45,417
‫معلومه که نداده.

555
00:41:45,458 --> 00:41:46,501
‫من هم ماستنگش...

556
00:41:46,543 --> 00:41:48,460
‫و چند وسیله دیگه رو برداشتم.

557
00:41:48,502 --> 00:41:50,795
‫باید شکم بچه‌ام رو سیر کنم.

558
00:41:50,837 --> 00:41:52,713
‫- خوبی؟
‫- اوهوم.

559
00:41:52,754 --> 00:41:54,672
‫سلام، حالت خوبه پسر؟

560
00:41:54,714 --> 00:41:55,882
‫خوبم.

561
00:41:55,923 --> 00:41:57,883
‫خیال می‌کردم خیلی وقت پیش رفته باشی.

562
00:41:57,924 --> 00:42:00,509
‫با چارلی چیکار داری؟

563
00:42:00,551 --> 00:42:02,051
‫دارم گروهی تشکیل می‌دم،

564
00:42:02,093 --> 00:42:04,344
‫اون هم همیشه بهم می‌گفت
‫واسه هر کاری آشنا داره.

565
00:42:04,386 --> 00:42:06,346
‫آره، آشناش منم.

566
00:42:07,638 --> 00:42:08,848
‫ای خدا.

567
00:42:08,890 --> 00:42:10,849
‫خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.

568
00:42:10,891 --> 00:42:13,058
‫اصلا حاضر نیستی تفنگ دستت بگیری،

569
00:42:13,100 --> 00:42:15,852
‫ولی کل این کارهای مرگبار اشکالی نداره؟

570
00:42:15,894 --> 00:42:18,978
‫از اصول پدرم بود لمی...
‫تفنگ بی تفنگ.

571
00:42:19,020 --> 00:42:21,105
‫من تو ساخت اینجا کمک کردم.

572
00:42:21,147 --> 00:42:23,732
‫روش زندگی دیگه‌ای
‫برام منطقی نیست.

573
00:42:23,773 --> 00:42:26,816
‫آدم تو مبارزه تن به تن
‫یا مبارزه با سلاح‌های دیگه...

574
00:42:26,858 --> 00:42:30,736
‫حق انتخاب داره...
‫انتخاب مرگ و زندگی رو می‌گم.

575
00:42:30,777 --> 00:42:34,779
‫ولی با تفنگ حق انتخاب نداره...

576
00:42:34,821 --> 00:42:36,114
‫همیشه به مرگ ختم می‌شه.

577
00:42:40,658 --> 00:42:43,327
‫می‌خوای من...
‫خیلی‌خب.

578
00:42:43,368 --> 00:42:45,119
‫بیا دیگه، جامون رو عوض کنیم.

579
00:42:48,787 --> 00:42:50,331
‫واسه چی چنین کاری می‌کنی لمی؟

580
00:42:50,372 --> 00:42:52,624
‫آخه خیلی ازت می‌ترسم.

581
00:42:52,665 --> 00:42:55,375
‫نه، این مأموریت انتحاری رو می‌گم.

582
00:42:55,417 --> 00:42:57,293
‫تو که فرانکی رو دوست نداشتی.

583
00:42:59,586 --> 00:43:01,962
‫نه، ولی مایلز رو خیلی دوست دارم.

584
00:43:03,671 --> 00:43:05,131
‫خودم می‌دونم.

585
00:43:05,173 --> 00:43:08,008
‫آخه ببین چقدر در حقم لطف کرده، متوجهی؟

586
00:43:08,050 --> 00:43:11,843
‫اونجا کار می‌کنم،
‫اونجا غذا می‌خورم...

587
00:43:11,885 --> 00:43:14,553
‫و همون‌جا می‌خوابم.

588
00:43:14,595 --> 00:43:16,971
‫الان دیگه اینجا سنگرمه.

589
00:43:17,013 --> 00:43:18,847
‫بعد از جنگ،

590
00:43:18,889 --> 00:43:21,974
‫اگه مایلز نبود...

591
00:43:22,016 --> 00:43:24,184
‫اصلا...

592
00:43:24,226 --> 00:43:26,894
‫خودم می‌دونم.

593
00:43:26,936 --> 00:43:28,770
‫سرکرده خلافکاران واقعا براش کمه.

594
00:43:28,812 --> 00:43:30,647
‫کاملا از مشاهداتم مطمئن نیستم،

595
00:43:30,688 --> 00:43:34,524
‫ولی می‌دونم به خودش
‫و تشکیلاتش نیاز داریم.

596
00:43:34,565 --> 00:43:36,233
‫چقدر خرج برمی‌داره؟

597
00:43:36,274 --> 00:43:39,235
‫خب، ظاهرا دنبال پول نیست،
‫فقط دنبال عشقه.

598
00:43:39,276 --> 00:43:43,321
‫پس هیپی مرگباریه...
‫چه ترکیب نقیضی.

599
00:43:43,363 --> 00:43:44,988
‫ای وای.

600
00:43:45,030 --> 00:43:47,406
‫این چیه؟

601
00:43:48,740 --> 00:43:50,950
‫وای، اینجا رو باش.

602
00:43:50,991 --> 00:43:53,409
‫فرانکی این رو رسم کرده؟

603
00:43:53,451 --> 00:43:54,994
‫ممنون ین.

604
00:43:58,788 --> 00:44:00,623
‫به نظرتون یعنی پایه است؟

605
00:44:00,665 --> 00:44:01,873
‫امیدوارم باشه.

606
00:44:01,915 --> 00:44:03,874
‫- جین.
‫- هوم؟

607
00:44:03,916 --> 00:44:06,000
‫با خاطراتت همخونی داره؟

608
00:44:06,042 --> 00:44:07,627
‫فرانکی خوب رسم کرده،

609
00:44:07,669 --> 00:44:10,920
‫ولی طراحی محسوب می‌شه،
‫نقشه اصلی نیست.

610
00:44:10,962 --> 00:44:12,588
‫اون ساختمون همه‌چی داره،

611
00:44:12,630 --> 00:44:15,465
‫از در سری گرفته
‫تا شیشه صدگلوله کورماک...

612
00:44:15,507 --> 00:44:18,508
‫و خدا می‌دونه الان دیگه
‫چه چیزهایی داره.

613
00:44:20,009 --> 00:44:21,468
‫- همین‌جاست.
‫- در انبار سلاح.

614
00:44:21,510 --> 00:44:23,761
‫- انبار سلاح.
‫- اینجا جام مقدستون محسوب می‌شه.

615
00:44:23,803 --> 00:44:26,221
‫جام مقدس کیه؟

616
00:44:26,263 --> 00:44:28,514
‫هر کی اول بهش برسه.

617
00:44:28,556 --> 00:44:32,809
‫اصلا واسه چی هتل آدمکشان
‫انبار سلاح داره؟

618
00:44:32,851 --> 00:44:35,269
‫خلافکاران همیشه نگرانن
‫کسی سراغشون بیاد،

619
00:44:35,310 --> 00:44:37,728
‫حالا چه پلیس باشه،
‫چه خلافکار دیگه‌ای باشه.

620
00:44:37,770 --> 00:44:41,355
‫در نتیجه، با وجود انبار اسلحه
‫می‌تونن شب‌ها راحت‌تر بخوابن.

621
00:44:41,397 --> 00:44:44,107
‫- یه نفوذی لازم داریم.
‫- هوم.

622
00:44:44,149 --> 00:44:46,817
‫شاید قدیم‌ها می‌شد، ولی...

623
00:44:46,859 --> 00:44:49,777
‫الان دو نوع آدم بیشتر اونجا نیست...

624
00:44:49,819 --> 00:44:51,278
‫یا این‌قدر خبیثن
‫که قابل اعتماد نیستن،

625
00:44:51,319 --> 00:44:54,029
‫یا این‌قدر مغزشون رو شست‌وشو دادن
‫که به کورماک خیانت نمی‌کنن.

626
00:44:54,071 --> 00:44:56,781
‫دیگه کانون محسوب نمی‌شه...
‫فرقه محسوب می‌شه.

627
00:44:56,823 --> 00:44:58,615
‫حتما یه جاییش...

628
00:44:58,657 --> 00:44:59,867
‫نقطه ضعفی داره.

629
00:44:59,908 --> 00:45:02,118
‫خب، شما فعلا بررسی کنین،

630
00:45:02,160 --> 00:45:04,286
‫من نباید دیر سر قرار تحویل برسم.

631
00:45:05,869 --> 00:45:09,114
‫ین؟ می‌شه کمکم کنی؟

632
00:45:14,917 --> 00:45:18,794
‫دست چپ رو دایره قرمز.

633
00:45:18,836 --> 00:45:21,087
‫خیلی کش اومدی.

634
00:45:21,129 --> 00:45:23,464
‫کارت حرف نداره.

635
00:45:23,505 --> 00:45:25,465
‫دوباره دستت راست رو دایره قرمز.

636
00:45:25,506 --> 00:45:27,633
‫دست راست رو دایره قرمز.

637
00:45:32,011 --> 00:45:34,763
‫کی کسی رو دعوت کرده اینجا، ها؟

638
00:45:40,974 --> 00:45:42,850
‫ای خدا.

639
00:45:42,892 --> 00:45:45,894
‫اخیرا خیلی غافلگیرم می‌کنی، مگه نه؟

640
00:45:45,935 --> 00:45:47,645
‫باید لطفی در حقم بکنی.

641
00:45:47,686 --> 00:45:51,981
‫عزیزم، کی‌دی اومده؟
‫چرا نمیاد تو بازی کنیم؟

642
00:45:52,023 --> 00:45:54,024
‫آها، می‌دونی چیه؟
‫خیلی خوشحال می‌شم.

643
00:45:54,066 --> 00:45:55,483
‫امشب نمی‌تونه بیاد عزیز دلم...
‫مشغول کاره.

644
00:45:55,524 --> 00:45:58,318
‫بعدا میاد.
‫فقط یه دقیقه وایستا.

645
00:45:58,359 --> 00:46:00,277
‫باید لطفی در حقت بکنم؟

646
00:46:00,319 --> 00:46:02,321
‫به اون تماس تلفنی ربطی نداره؟

647
00:46:02,362 --> 00:46:03,654
‫چرا، داره.

648
00:46:06,364 --> 00:46:08,657
‫- ای وای، چقدر خوش‌بویی.
‫- خیلی‌خب.

649
00:46:08,699 --> 00:46:10,617
‫فاصله‌مون با همسرت ۹ متره.

650
00:46:10,658 --> 00:46:12,285
‫آره، خودم می‌دونم کجاست.
‫فقط بلند صحبت نکن.

651
00:46:12,327 --> 00:46:13,911
‫باشه، خب، کمکم می‌کنی یا نه؟

652
00:46:13,952 --> 00:46:17,163
‫بستگی داره چی بخوای.

653
00:46:17,205 --> 00:46:20,122
‫باید یه فولکس‌واگن تیپ ۲ سبز رنگ رو
‫تو چایناتاون پیدا کنم.

654
00:46:20,164 --> 00:46:23,083
‫- بدون حکم؟
‫- آره، بدون حکم.

655
00:46:24,542 --> 00:46:26,960
‫خب، شرمنده،
‫ولی حالا که یهویی...

656
00:46:27,002 --> 00:46:29,754
‫می‌خوای قانون‌شکنی کنی،
‫کمی تحریک‌آمیزه.

657
00:46:29,796 --> 00:46:31,922
‫می‌دونی چیه؟

658
00:46:31,963 --> 00:46:33,672
‫من تا حالا بازی خانوادگی رو
‫تجربه نکردم.

659
00:46:33,714 --> 00:46:35,173
‫ظاهرا بازی گره خیلی حال می‌ده.

660
00:46:35,215 --> 00:46:39,718
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب، کمکت می‌کنم.

661
00:46:39,760 --> 00:46:41,552
‫از دیدنت خوشحال شدم جنیس.

662
00:46:41,594 --> 00:46:44,513
‫- شاید دفعه بعد تونستم بیام، خب؟
‫- خیلی‌خب، همچنین.

663
00:46:44,554 --> 00:46:47,639
‫وای خدا جون.

664
00:46:51,475 --> 00:46:53,393
‫خاک بر سرم شد.

665
00:46:58,993 --> 00:47:02,357
‫باید بهم بگی قراره طبق نقشه پیش بری.

666
00:47:02,382 --> 00:47:03,888
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

667
00:47:03,913 --> 00:47:05,702
‫یکی از رفقای قدیمی دسته‌مون
‫بهم مدیونه.

668
00:47:05,727 --> 00:47:08,611
‫یکی از ماشین‌ها رو
‫پر از تجهیزات مورد نیازمون برام گذاشته.

669
00:47:08,636 --> 00:47:10,882
‫از بی‌سیم گرفته تا دستگاه شنود و این چیزها.

670
00:47:11,203 --> 00:47:12,755
‫داری گوش می‌دی؟

671
00:47:12,780 --> 00:47:14,895
‫من که با چشمم گوش نمی‌دم.

672
00:47:15,939 --> 00:47:18,898
‫من از حصار می‌پرم
‫و کامیونه رو برمی‌دارم.

673
00:47:20,287 --> 00:47:21,920
‫من چیکار کنم؟

674
00:47:22,086 --> 00:47:24,239
‫بشین پشت فرمون ون و برگرد.

675
00:47:24,264 --> 00:47:25,597
‫نقشه‌ات افتضاحه.

676
00:47:25,622 --> 00:47:28,475
‫من رو این همه راه تا اینجا کشوندی
‫که پشت ون بشینم؟

677
00:47:28,500 --> 00:47:29,681
‫همکاری کن دیگه.

678
00:47:29,706 --> 00:47:31,290
‫خب؟

679
00:47:37,292 --> 00:47:40,337
‫[بهترین مبارز]
‫[محمدعلی]

680
00:47:41,255 --> 00:47:44,464
‫مبارزه قرنه؟

681
00:47:44,506 --> 00:47:46,466
‫نه.

682
00:47:46,508 --> 00:47:50,093
‫مبارزه قرن اصلیش
‫مخالفت با جنگ ویتنام بود.

683
00:47:51,553 --> 00:47:53,637
‫دولت سعی کرد نابودش کنه،

684
00:47:53,679 --> 00:47:55,054
‫نذاشتن مسابقه بوکس بده،

685
00:47:55,096 --> 00:47:57,389
‫براش پنج سال حبس بریدن،

686
00:47:57,431 --> 00:48:01,600
‫ولی در اوج دوران فعالیتش مخالفت کرد...

687
00:48:01,642 --> 00:48:04,727
‫حتی تا دیوان عالی هم پیش رفت
‫و پیروز شد.

688
00:48:04,768 --> 00:48:08,229
‫نه حبس کشید، نه رفت ویتنام.

689
00:48:09,685 --> 00:48:13,177
‫بانگیانگ.

690
00:48:13,202 --> 00:48:15,500
‫رود بانگیانگ؟

691
00:48:15,525 --> 00:48:17,609
‫آره.

692
00:48:17,651 --> 00:48:18,861
‫ولی من و فرانکی...

693
00:48:18,902 --> 00:48:21,737
‫می‌گفتیم پرسروصداترین
‫روز جنگ بود.

694
00:48:21,778 --> 00:48:26,073
‫یعنی رگبار ۲۰ میلی‌متری بود،

695
00:48:26,115 --> 00:48:29,616
‫هلیکوپترهای نظامی بودن،
‫بوئینگ‌های بی۵۲ باری هم بودن.

696
00:48:29,658 --> 00:48:32,535
‫آدم صدای بغل دستیش رو نمی‌شنید.

697
00:48:32,577 --> 00:48:34,745
‫بازماندگان یگانمون هم
‫دقیقا وسط جنگ گیر افتاده بودن،

698
00:48:34,786 --> 00:48:39,748
‫نه راه فرار داشتیم، نه بی‌سیم داشتیم،
‫دشمن هم داشت پیشروی می‌کرد.

699
00:48:43,208 --> 00:48:46,419
‫کاری جز دعا از دستمون برنمی‌اومد.

700
00:48:46,461 --> 00:48:49,670
‫ما هم چندین و چند ساعت دعا کردیم؛

701
00:48:51,588 --> 00:48:53,757
‫ولی بالاخره متوجه شدم
‫صدای صحبت فرانکی...

702
00:48:53,798 --> 00:48:56,549
‫با فرانکی رو می‌شنوم،

703
00:48:56,591 --> 00:48:58,551
‫نه صدای بمبی می‌اومد،

704
00:48:58,593 --> 00:49:00,552
‫نه صدای هلیکوپتری،

705
00:49:00,594 --> 00:49:03,179
‫سکوت همه‌جا رو فرا گرفته بود.

706
00:49:04,804 --> 00:49:08,931
‫عجیب‌ترین حس دنیا بود...

707
00:49:08,973 --> 00:49:10,933
‫انگار جنگ یهو تموم شده بود،

708
00:49:10,975 --> 00:49:14,101
‫ولی یادشون رفته بود به ما بگن.

709
00:49:14,143 --> 00:49:17,771
‫خلاصه، وقتی برگشتیم پایگاه،

710
00:49:17,812 --> 00:49:22,106
‫متوجه شدیم واقعا دست از جنگ کشیدن،

711
00:49:22,148 --> 00:49:25,317
‫مبارزه محمدعلی و جو فریزیز...

712
00:49:25,359 --> 00:49:27,318
‫تو استادیوم مدیسن اسکوئر گاردن رو...

713
00:49:27,360 --> 00:49:29,194
‫هم داشتن سراسر دنیا پخش می‌کردن.

714
00:49:31,362 --> 00:49:33,280
‫هر دو جناح دست از کشتن همدیگه کشیده بودن...

715
00:49:33,322 --> 00:49:34,947
‫تا گزارش مبارزه‌شون رو گوش کنن.

716
00:49:41,993 --> 00:49:44,787
‫من و فرانکی...

717
00:49:44,828 --> 00:49:48,164
‫کنار رادیوئه نشستیم...

718
00:49:48,206 --> 00:49:50,248
‫و تجربه مشترکی داشتیم
‫که گمون نکنم هیچ‌کدوممون...

719
00:49:50,290 --> 00:49:52,208
‫به عمرمون تجربه‌اش کرده بوده باشیم...

720
00:49:55,835 --> 00:49:58,753
‫واقعا لحظه‌ای آرامش تجربه کردیم،

721
00:49:58,795 --> 00:50:02,214
‫آخه در هر دو جناح
‫دشمنی وجود نداشت.

722
00:50:13,719 --> 00:50:16,984
‫کل حرف‌هام رو فهمیدی؟

723
00:50:24,831 --> 00:50:27,237
‫هیچ‌وقت ازت تشکر نکردم.

724
00:50:28,566 --> 00:50:31,218
‫بابت چی؟

725
00:50:31,767 --> 00:50:36,324
‫بابت کمکی به فرانکی
‫واسه آوردن من کردی.

726
00:50:39,278 --> 00:50:40,654
‫علامت داد.

727
00:50:47,241 --> 00:50:50,201
‫اگه اتفاقی افتاد،
‫بدون من برو.

728
00:51:43,482 --> 00:51:45,026
‫پشم‌هام.

729
00:51:45,067 --> 00:51:47,527
‫سلام.

730
00:51:47,569 --> 00:51:50,528
‫چی شده؟
‫برق قطع شده؟

731
00:51:50,570 --> 00:51:52,280
‫اِم، آره.

732
00:51:52,322 --> 00:51:54,531
‫کسی با بی‌سیم خبر نداد.

733
00:51:54,573 --> 00:51:56,198
‫عجب.

734
00:51:56,240 --> 00:51:57,907
‫چه عجیب.
‫مطمئنی؟

735
00:51:59,492 --> 00:52:03,077
‫می‌شه پیاده بشی؟

736
00:52:05,204 --> 00:52:07,539
‫آهای! آهای، آهای، آهای!

737
00:52:07,581 --> 00:52:10,041
‫نقشه افتضاحی بود!

738
00:52:10,082 --> 00:52:11,374
‫آهای!

739
00:52:11,416 --> 00:52:13,459
‫آهای، عه!
‫عه، عه، عه، عه!

740
00:52:13,500 --> 00:52:15,627
‫آهای! آهای!

741
00:52:15,668 --> 00:52:17,587
‫نه، وایستا!

742
00:52:20,681 --> 00:52:22,966
‫[کانتیننتال]

743
00:52:27,426 --> 00:52:30,011
‫همیشه بهترین بخش روزم همینه.

744
00:52:30,053 --> 00:52:32,220
‫زیادی تعریف می‌کنی شارون.

745
00:52:32,262 --> 00:52:34,764
‫- باز هم واسه پدرت نامه می‌نویسی؟
‫- آره.

746
00:52:34,805 --> 00:52:37,973
‫همین الان داشتم
‫از نبوغ سرشارت می‌نوشتم.

747
00:52:38,021 --> 00:52:40,898
‫مطمئنم استعدادم به اندازه ایشون نیست.

748
00:52:52,441 --> 00:52:54,234
‫همون ساختمون رو می‌گم...

749
00:52:54,275 --> 00:52:56,568
‫می‌تونم بیشترین خسارت رو
‫از اونجا وارد کنم.

750
00:53:01,238 --> 00:53:02,738
‫انگار مسکونیه.

751
00:53:02,780 --> 00:53:05,073
‫چقدر احتمال داره واحد خالی پیدا کنیم؟

752
00:53:05,114 --> 00:53:07,658
‫اونش رو به من بسپار.
‫مسئولیت امور خارجی با منه.

753
00:53:07,699 --> 00:53:10,576
‫تو نگران افرادت داخل هتل باش.

754
00:53:10,618 --> 00:53:11,953
‫تا حالا شده بخوای کنار بکشی؟

755
00:53:15,037 --> 00:53:17,580
‫- از هتل؟
‫- آره.

756
00:53:17,622 --> 00:53:21,166
‫آدم می‌تونه کلی تجربیات دیگه
‫توی دنیا کسب کنه.

757
00:53:21,208 --> 00:53:22,833
‫بیراه نمی‌گی.

758
00:53:22,875 --> 00:53:26,044
‫ولی گمون نکنم آقای اوکانر
‫بدون من دوام بیاره.

759
00:53:28,254 --> 00:53:30,046
‫یا تو بدون اون دوام بیاری.

760
00:53:34,840 --> 00:53:37,425
‫پدرت در مورد اینجا می‌دونه؟

761
00:53:37,467 --> 00:53:39,636
‫معلومه که می‌دونه.
‫خودم بهش گفتم.

762
00:53:41,971 --> 00:53:43,179
‫کل قضایا رو براش گفتی؟

763
00:53:46,181 --> 00:53:48,349
‫می‌دونی جریان اینجا از چه قراره؟

764
00:53:49,975 --> 00:53:51,101
‫شایعاتی شنیدم.

765
00:53:51,142 --> 00:53:52,601
‫وقتی از کشورم خارج شدم،

766
00:53:52,643 --> 00:53:55,019
‫پدرم تمام پس‌اندازی که داشت رو بهم داد،

767
00:53:55,061 --> 00:53:58,605
‫تا بتونم به آمریکا بیام؛
‫زندگی جدیدی شروع کنم.

768
00:53:58,647 --> 00:54:00,773
‫دقیقا اینجا ایستادم و در حالی که
‫نمای شهر پشتم مشخص بود،

769
00:54:00,815 --> 00:54:02,065
‫براش عکسی فرستادم.

770
00:54:02,107 --> 00:54:03,775
‫می‌دونی واکنشش چی بود؟

771
00:54:03,817 --> 00:54:05,568
‫گریه کرد...

772
00:54:05,609 --> 00:54:08,945
‫از فرط خوشحالی برای موفقیتم اشک ریخت.

773
00:54:08,987 --> 00:54:10,487
‫این مسئله رو درک کن،

774
00:54:10,529 --> 00:54:13,197
‫جایی که من ازش اومدم
‫خشونت بی‌حد و حصری رواج داره.

775
00:54:13,239 --> 00:54:15,907
‫حداقل اینجا هرج و مرج کنترل‌شده است.

776
00:54:15,949 --> 00:54:19,076
‫توی این کشور بیشتر از وطن خودم
‫احساس امنیت می‌کنم.

777
00:54:23,453 --> 00:54:25,288
‫حتی از خیالاتم خارجه.

778
00:54:25,329 --> 00:54:27,414
‫- چراغ قرمزه رو یادته؟
‫- آره.

779
00:54:27,455 --> 00:54:29,124
‫وقتی کورماک دکمه رو فشار می‌ده،

780
00:54:29,165 --> 00:54:30,457
‫چراغ قرمز کل اتاق‌ها روشن می‌شه،

781
00:54:30,499 --> 00:54:33,251
‫حتی شامل مستراح هم می‌شه.
‫بعدش هم آب خوردنه.

782
00:54:33,293 --> 00:54:35,711
‫قتل توی هر نقطه از هتل آزاد می‌شه.

783
00:54:35,752 --> 00:54:37,837
‫بعد قبل اینکه نقشه مسخره‌مون شروع بشه،
‫خاتمه پیدا می‌کنه.

784
00:54:37,879 --> 00:54:39,171
‫اگه کارمون رو درست انجام بدیم،

785
00:54:39,213 --> 00:54:41,798
‫کورماک حتی اونقدر زنده نمی‌مونه
‫تا دکمه قرمز رو فشار بده.

786
00:54:41,839 --> 00:54:43,299
‫تا وقتی هم که باقی...

787
00:54:43,340 --> 00:54:45,842
‫ساکنان اون خراب‌شده از مرگش مطلع بشن،
‫کار از کار گذشته.

788
00:54:45,884 --> 00:54:48,594
‫در اون صورت برتری تاکتیکی
‫مسلمی به دست میاریم.

789
00:54:48,635 --> 00:54:50,469
‫بسیارخب.

790
00:54:50,511 --> 00:54:53,388
‫اون‌وقت برای اینکه به این
‫برتری تاکتیکی مسلم برسیم،

791
00:54:53,430 --> 00:54:56,806
‫چطور قراره دستمون به کورماک برسه؟

792
00:54:56,848 --> 00:54:58,975
‫یادته گفته بودی توی کانتیننتال،

793
00:54:59,017 --> 00:55:00,517
‫دو نوع آدم داریم؟

794
00:55:00,559 --> 00:55:02,560
‫افراد شرور و فریب‌خورده.

795
00:55:02,602 --> 00:55:03,477
‫چطور؟

796
00:55:03,519 --> 00:55:05,228
‫کدوم به کدومه؟

797
00:55:12,316 --> 00:55:15,484
‫خوب عقلت کار می‌کنه.

798
00:55:15,526 --> 00:55:17,485
‫می‌خواستم بهت بگم
‫کنسرواتوار موسیقی‌ای توی ایرلند،

799
00:55:17,527 --> 00:55:19,528
‫با درخواست پذیرشم موافقت کرده.

800
00:55:19,570 --> 00:55:22,322
‫قراره به زودی از شهر برم.

801
00:55:22,363 --> 00:55:23,823
‫پس خوش به حالت می‌شه.

802
00:55:26,699 --> 00:55:30,160
‫شاید تو هم بتونی باهام بیای.

803
00:55:30,202 --> 00:55:32,870
‫برای من امکانش نیست.

804
00:55:32,912 --> 00:55:34,162
‫چرا نباشه؟

805
00:55:34,204 --> 00:55:35,830
‫وقتی به اینجا رسیدم،

806
00:55:35,872 --> 00:55:38,998
‫آقای اوکانر قول داد
‫در صورتی که خودم رو اثبات کنم،

807
00:55:39,040 --> 00:55:41,458
‫پدرم رو به اینجا میاره.

808
00:55:41,500 --> 00:55:43,335
‫چیزی تا اون روز نمونده.

809
00:55:47,629 --> 00:55:50,339
‫امیدوارم پای قولش بمونه.

810
00:55:50,380 --> 00:55:53,299
‫اون نوازنده ویولن‌سل که صرفا مزدوره،

811
00:55:53,341 --> 00:55:55,342
‫ولی اون بچه...

812
00:55:55,383 --> 00:55:56,675
‫نمی‌دونم وینستون.

813
00:55:56,717 --> 00:56:00,887
‫کورماک خیلی وقته
‫این بچه رو زیر بال و پرش گرفته.

814
00:56:00,929 --> 00:56:05,014
‫- ممکنه خطرش بالا باشه.
‫- یا مزیتش بالا باشه.

815
00:57:06,008 --> 00:57:13,530
‫[فروشگاه موسیقی جمال]

816
00:57:13,555 --> 00:57:15,431
‫سلام رفیق خودم.

817
00:57:15,473 --> 00:57:17,558
‫- داداش گلم.
‫- حالت چطوره پسر؟

818
00:57:17,599 --> 00:57:19,767
‫- درخواستی داری؟
‫- خودت غافلگیرم کن.

819
00:57:19,809 --> 00:57:22,018
‫ردیفه داداشم. ردیفه.

820
00:57:56,456 --> 00:57:59,708
‫شارون؟ اوضاع رواله؟

821
00:57:59,749 --> 00:58:02,793
‫آره. دستت درد نکنه جمال.

822
00:58:02,835 --> 00:58:05,462
‫نمی‌دونم چی باید در جواب نامه بنویسم.

823
00:58:05,503 --> 00:58:07,045
‫کلمات مناسبی پیدا نمی‌کنم.

824
00:58:10,131 --> 00:58:12,924
‫والدینت به مشکل خوردن؟

825
00:58:12,966 --> 00:58:16,009
‫متأسفانه اگه مغازه‌ات توی شهر ما بود،

826
00:58:16,050 --> 00:58:17,761
‫تا الان چیزی ازش نمونده بود.

827
00:58:17,802 --> 00:58:20,429
‫انگار داره سر همه میاد...

828
00:58:20,470 --> 00:58:22,054
‫جور در نمیاد.

829
00:58:26,182 --> 00:58:29,100
‫یه دقیقه باهام بیا.
‫می‌خوام چیزی نشونت بدم.

830
00:58:29,142 --> 00:58:30,851
‫حواست رو از مسئله پرت می‌کنه.

831
00:59:37,599 --> 00:59:41,310
‫آهای! بیا اینجا ببینم!

832
01:00:15,038 --> 01:00:17,165
‫کثافت! وایستا!

833
01:00:24,128 --> 01:00:25,545
‫بیا اینجا ببینم پدرسوخته!

834
01:00:25,586 --> 01:00:27,295
‫چرا مدام پنجره من رو می‌شکنی؟

835
01:00:27,337 --> 01:00:29,256
‫دستت بهش نمی‌خوره.

836
01:00:29,297 --> 01:00:31,382
‫برو داخل.

837
01:00:31,424 --> 01:00:33,007
‫یکی باید شیشه‌ها رو جمع کنه.

838
01:00:33,049 --> 01:00:35,384
‫یا خودش باید جمع کنه،
‫یا خودت جورش رو بکش.

839
01:01:32,460 --> 01:01:34,128
‫به اندازه کافی بی‌آبروشون کردی.

840
01:01:34,507 --> 01:01:36,958
‫همه‌تون حالم رو به هم می‌زنین.

841
01:01:37,012 --> 01:01:39,391
‫برین خونه‌هاتون.

842
01:01:48,219 --> 01:01:49,803
‫بفرمایید.

843
01:01:52,458 --> 01:01:54,090
‫پای مرغ بیارین.

844
01:02:00,560 --> 01:02:02,186
‫اینجا مال شماست؟

845
01:02:02,227 --> 01:02:04,937
‫این مکان که نه،
‫این افراد مال منن.

846
01:02:04,979 --> 01:02:07,522
‫پای مرغ داره آماده می‌شه.

847
01:02:07,564 --> 01:02:11,150
‫مادربزرگم که اهل هائیتی بود
‫پای مرغ به خونه خودش پست می‌کرد.

848
01:02:11,192 --> 01:02:12,984
‫واسه ترسوندن لولوخورخوره بود.

849
01:02:14,210 --> 01:02:17,009
‫بس کن پسر!

850
01:02:17,076 --> 01:02:20,067
‫وگرنه اون‌یکی دستت هم قطع می‌کنم.

851
01:02:21,114 --> 01:02:25,033
‫گداهای تک‌دست درآمدشون دوبرابره.

852
01:02:25,075 --> 01:02:26,742
‫جالبه، قبول داری؟

853
01:02:26,784 --> 01:02:29,035
‫مشکل این بچه عین مشکل شماست.

854
01:02:29,077 --> 01:02:30,578
‫خیال می‌کنه استثنائیه.

855
01:02:30,620 --> 01:02:32,788
‫از قوانین تبعیت نمی‌کنه.

856
01:02:32,829 --> 01:02:35,998
‫- منم که بهش هدف می‌دم.
‫- تا سمت دوجوی من سگ بندازه.

857
01:02:36,040 --> 01:02:38,416
‫«دوجو» کلمه ژاپنیه. اینجا چایناتاونه.

858
01:02:38,458 --> 01:02:40,542
‫خبر داری بابات از کلی مشکلات قسر در رفته؟

859
01:02:40,584 --> 01:02:42,460
‫اون‌وقت شما می‌خوای ازش جلوگیری کنی؟

860
01:02:42,502 --> 01:02:44,002
‫«کون».

861
01:02:44,044 --> 01:02:46,587
‫فقط لازم بود کلمات درستی انتخاب کنه.

862
01:02:46,629 --> 01:02:48,255
‫«کون».

863
01:02:48,297 --> 01:02:49,756
‫می‌بینی چقدر ساده است؟

864
01:02:49,798 --> 01:02:51,757
‫پس صرفا چون از ویژگی‌های
‫فرهنگی شما غفلت کردیم،

865
01:02:51,799 --> 01:02:53,925
‫مدام دلتون می‌خواد چوب لای چرخ ما بکنین؟

866
01:02:53,966 --> 01:02:56,635
‫جماعت شما خیلی وقته
‫که سزای اشتباهاتش رو ندیده.

867
01:02:56,677 --> 01:02:58,803
‫ذره‌ای هم برام مهم نیست
‫بابات چیکاره بوده.

868
01:02:58,844 --> 01:03:00,846
‫«جماعت شما»؟
‫چرا رک و پوست‌کنده نمی‌گی؟

869
01:03:00,888 --> 01:03:01,971
‫چون کمربندها رو برد ازش متنفری.

870
01:03:02,013 --> 01:03:03,931
‫چون دل همه رو برد ازش متنفری.

871
01:03:03,972 --> 01:03:05,974
‫صرفا چون سیاه‌پوست بود
‫چشم دیدن موفقیتش رو نداشتی.

872
01:03:06,016 --> 01:03:07,558
‫تنفر شما فقط سر تفاوت‌هامونه،

873
01:03:07,600 --> 01:03:08,725
‫واسه همین بهانه می‌تراشی،

874
01:03:08,767 --> 01:03:10,435
‫تا بگی با حیله‌گری به اینجا رسیدیم،

875
01:03:10,477 --> 01:03:11,894
‫و این دستاوردها حقمون نبوده.

876
01:03:11,936 --> 01:03:13,895
‫ولی پدر من بود که اونجا رو ساخت،

877
01:03:13,937 --> 01:03:17,982
‫چون بهترینِ بهترین‌ها بود
‫و شرافت توی زندگیش مهم بود.

878
01:03:18,023 --> 01:03:20,817
‫این قصه سر خیلی درازی داره.

879
01:03:20,858 --> 01:03:24,568
‫دزد این محله خودتی؛ انگل اینجا تویی.

880
01:03:30,656 --> 01:03:33,032
‫یادت باشه پای مرغ به در بزنی.

881
01:03:33,202 --> 01:03:35,287
‫چون قراره لولوخورخوره سراغت بیاد.

882
01:04:01,393 --> 01:04:04,579
‫[کاراته برتون]

883
01:04:12,764 --> 01:04:15,099
‫گمونم باید سیگار رو ترک کنیم.

884
01:04:24,229 --> 01:04:27,440
‫درگیر مرافعه همیشگی کسب‌وکارهای کوچیک شدی،

885
01:04:27,481 --> 01:04:29,816
‫آره لوی عزیزم؟

886
01:04:29,858 --> 01:04:31,275
‫راستش رو بخوای خبر نداشتم...

887
01:04:31,317 --> 01:04:33,943
‫توی کانتیننتال اتاق داری جین.

888
01:04:33,985 --> 01:04:36,528
‫خب، ملت اغلب دوست ندارن...

889
01:04:36,570 --> 01:04:38,154
‫ریز و درست زندگیشون رو بگن.

890
01:04:38,195 --> 01:04:40,739
‫احیانا مورد دیگه‌ای نیست
‫که برادرم مطلع باشه و من نباشم؟

891
01:04:41,823 --> 01:04:43,991
‫نمی‌دونم چطور بگم.

892
01:04:44,033 --> 01:04:46,951
‫باید... باید از خودش بپرسی.

893
01:04:46,993 --> 01:04:49,494
‫ببخشید.

894
01:04:49,536 --> 01:04:52,246
‫چی دستته پستچی خان؟

895
01:04:52,288 --> 01:04:54,748
‫برتری تاکتیکیمونه.

896
01:05:10,715 --> 01:05:12,467
‫این اتوبوس دیگه خدمات ارائه نمی‌ده.

897
01:05:12,508 --> 01:05:14,927
‫- متوجه شدی؟
‫- فهمیدم.

898
01:05:19,638 --> 01:05:22,681
‫همه پیاده بشن.
‫اتوبوس دیگه خدمات ارائه نمی‌ده.

899
01:05:22,723 --> 01:05:24,390
‫الان جدی می‌گین؟

900
01:05:24,432 --> 01:05:26,183
‫- خیر سرم باید جایی باشم.
‫- بفرما!

901
01:05:26,224 --> 01:05:27,768
‫شنیدین که خانم چی گفت.

902
01:05:30,061 --> 01:05:32,020
‫شما بمون.

903
01:05:32,062 --> 01:05:33,812
‫بفرما بشین.

904
01:05:51,281 --> 01:05:54,116
‫با من کار داشتین قربان؟

905
01:05:59,995 --> 01:06:03,121
‫بهتون گفتن فرصت شغلی
‫دیگه‌ای رو قبول کردم؟

906
01:06:03,163 --> 01:06:05,581
‫کنسرواتوار.

907
01:06:05,623 --> 01:06:07,999
‫در موردش شنیدم.

908
01:06:08,041 --> 01:06:10,084
‫مبارکت باشه.

909
01:06:10,125 --> 01:06:11,377
‫لطف دارین.

910
01:06:11,418 --> 01:06:12,835
‫معمولا اطرافمون پیش نمیاد،

911
01:06:12,877 --> 01:06:15,295
‫که ببینیم کسی به تحصیلات عالی علاقه داره.

912
01:06:17,256 --> 01:06:18,714
‫می‌خواستم بهتون بگم،

913
01:06:18,756 --> 01:06:21,633
‫هر چقدر حضورم کنارتون کوتاه بود،

914
01:06:21,675 --> 01:06:23,634
‫چقدر بابتش ازتون ممنونم.

915
01:06:26,469 --> 01:06:28,178
‫بهم گفتن این رو با خودم بیارم.

916
01:06:28,220 --> 01:06:31,138
‫می‌خواین براتون قطعه‌ای اجرا کنم؟

917
01:06:32,597 --> 01:06:34,683
‫از مدرسه جدیدت برام بگو.

918
01:06:34,724 --> 01:06:36,725
‫همونه که توی کانتربری...

919
01:06:36,767 --> 01:06:39,851
‫توی دامنه تپه مشرف به کورکه؟

920
01:06:39,893 --> 01:06:41,520
‫درسته. شما از کجـ...

921
01:06:41,562 --> 01:06:43,396
‫با چند نفر تماس گرفتم.

922
01:06:43,437 --> 01:06:45,605
‫دروغ نگم با یک نفر بود.

923
01:06:45,647 --> 01:06:47,690
‫ضمانت توانایی‌هات رو کردم.

924
01:06:49,899 --> 01:06:52,068
‫باز هم... ممنون شما شدم قربان.

925
01:06:52,110 --> 01:06:54,944
‫از میزان نفوذم جا خوردی؟

926
01:06:54,986 --> 01:06:56,696
‫گمونم شارون از ظرفیت نیکوکاری من،

927
01:06:56,737 --> 01:06:58,405
‫برات تعریف کرده باشه.

928
01:06:58,446 --> 01:07:00,781
‫به‌خصوص برای کسانی
‫که خودشون رو اثبات کردن.

929
01:07:00,823 --> 01:07:02,532
‫آره، تعریف کرده بود.

930
01:07:02,574 --> 01:07:06,201
‫حداقل بنده می‌دونم بابت لطف‌هایی
‫که در حقش کردین و می‌کنین،

931
01:07:06,243 --> 01:07:07,910
‫چه دِینی به گردنش حس می‌کنه.

932
01:07:07,952 --> 01:07:09,744
‫اگه این‌طوریه واقعا خوشحالم.

933
01:07:09,786 --> 01:07:11,830
‫درسته کمی خامه،
‫ولی بعضی وقت‌ها...

934
01:07:11,871 --> 01:07:14,747
‫با نگرانی به خودم می‌گم
‫که شاید قدر همه‌چیز رو ندونه.

935
01:07:14,789 --> 01:07:16,249
‫ولی می‌دونه.

936
01:07:16,291 --> 01:07:18,625
‫کاش خودتون وقتی بهش پیشنهاد کردم
‫افق دیدش رو گسترش بده،

937
01:07:18,667 --> 01:07:20,167
‫جوابش رو می‌شنیدین.

938
01:07:20,209 --> 01:07:22,252
‫بدون تردید جوابم رو داد،

939
01:07:22,294 --> 01:07:26,213
‫و اصرار کرد که آینده‌اش اینجاست...

940
01:07:26,255 --> 01:07:28,214
‫کنار شما...

941
01:07:28,256 --> 01:07:30,424
‫نه جای دیگه.

942
01:07:33,634 --> 01:07:35,260
‫گمونم بتونی قطعه‌ای اجرا کنی،

943
01:07:35,302 --> 01:07:37,678
‫که حاکی از همین وفاداری،

944
01:07:37,720 --> 01:07:39,512
‫و تعهدی که می‌گی باشه.

945
01:07:39,554 --> 01:07:41,681
‫چیزی مد نظر داری؟

946
01:07:49,977 --> 01:07:51,978
‫این قطعه از دون ژوانه.

947
01:07:52,020 --> 01:07:56,023
‫با عنوان «وفاداری به استاد» شناخته شده.

948
01:07:57,565 --> 01:07:58,858
‫بسیار هم عالی.

949
01:08:30,627 --> 01:08:33,378
‫همین‌جا خوبه.

950
01:08:49,304 --> 01:08:51,056
‫شارون...

951
01:08:53,641 --> 01:08:56,309
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

952
01:08:57,267 --> 01:09:00,770
‫- پس برای انتقام اومدی؟
‫- نه. نه، نه، نه، نه، نه.

953
01:09:00,811 --> 01:09:04,730
‫نه، هدف فقط اجرای عدالته،

954
01:09:04,772 --> 01:09:07,732
‫الان هم صرفا داریم گپ می‌زنیم.

955
01:09:07,774 --> 01:09:09,483
‫نترس.

956
01:09:09,525 --> 01:09:12,151
‫فقط کنجکاو بودم...

957
01:09:12,193 --> 01:09:14,861
‫که نظر کورماک در مورد برادرم چی بود.

958
01:09:16,695 --> 01:09:19,697
‫یه «دزد بی‌سروپا» خطابش کرد.

959
01:09:20,865 --> 01:09:22,783
‫خب، حتی قبل اینکه کورماک رو بشناسیم،

960
01:09:22,825 --> 01:09:24,700
‫فرانکی داشت از کورماک دزدی می‌کرد.

961
01:09:24,742 --> 01:09:26,785
‫از قضا...

962
01:09:26,827 --> 01:09:30,496
‫علت آشناییمون سر همین بود.

963
01:09:30,538 --> 01:09:33,498
‫مچتون رو موقع دزدی گرفت؟

964
01:09:33,540 --> 01:09:36,666
‫بچه که بودیم فرانکی تو کار جمع‌آوری بود،

965
01:09:36,707 --> 01:09:38,376
‫هر شنبه فهرستی تهیه می‌کرد،

966
01:09:38,417 --> 01:09:40,335
‫و کل محله رو می‌گشت.

967
01:09:40,377 --> 01:09:43,003
‫همه بی‌چون و چرا
‫پولشون رو می‌دادن.

968
01:09:43,045 --> 01:09:44,838
‫فرانکی کمی از روی پول‌ها
‫برای خودش برمی‌داشت،

969
01:09:44,879 --> 01:09:46,839
‫اونقدر نبود که کسی بو ببره،

970
01:09:46,880 --> 01:09:50,383
‫و کلا چند هفته به این منوال پیش رفت...

971
01:09:50,424 --> 01:09:54,009
‫تا اینکه یک شب،
‫شیشه جلوی ماشینمون ترکید.

972
01:09:54,051 --> 01:09:56,053
‫چون توی ماشین زندگی می‌کردیم.

973
01:09:56,095 --> 01:09:58,846
‫بعد از شیشه شکسته پرت شدیم،

974
01:09:58,887 --> 01:10:00,180
‫و روی پیاده‌رو که افتادیم،

975
01:10:00,222 --> 01:10:02,890
‫جلو پای همونی که می‌دونی بودیم.

976
01:10:06,559 --> 01:10:08,477
‫بعد چیکار کرد؟

977
01:10:08,519 --> 01:10:09,727
‫یادمه با خودم می‌گفتم:

978
01:10:09,769 --> 01:10:13,355
‫«تا به حال آدمی به این ترسناکی ندیدم.»

979
01:10:13,397 --> 01:10:15,439
‫اولین حرفی که زد،

980
01:10:15,481 --> 01:10:17,774
‫این بود که کفشم داره پاره می‌شه،

981
01:10:17,816 --> 01:10:20,526
‫انگار خودم عزت نفسی نداشتم.

982
01:10:20,568 --> 01:10:24,278
‫بعد پرسید فکر کی بود
‫که از روی پول‌ها برداریم؟

983
01:10:24,319 --> 01:10:25,863
‫فرانکی سعی کرد دروغ سر هم کنه،

984
01:10:25,904 --> 01:10:28,322
‫من هم سعی کردم واقعیت رو بهش بگم.

985
01:10:30,574 --> 01:10:33,533
‫گفتم فکر خودم بود.

986
01:10:36,201 --> 01:10:40,204
‫اون لحظه بود که حس کرد
‫ما دو نفر توانایی‌هایی داریم.

987
01:10:40,246 --> 01:10:43,873
‫شروع این پایان از اونجا بود.

988
01:11:00,258 --> 01:11:02,426
‫می‌خواین با من چیکار کنین؟

989
01:11:10,389 --> 01:11:12,056
‫کمکت می‌کنیم.

990
01:11:12,098 --> 01:11:14,475
‫متوجه نیستی که کمک لازم داری؟

991
01:11:19,978 --> 01:11:23,688
‫در مورد خودم بخوام بگم،
‫به ناچار سر از یتیم‌خانه درآوردم،

992
01:11:23,730 --> 01:11:25,023
‫بعدش هم بیرونم کردن.

993
01:11:25,064 --> 01:11:26,982
‫برای همین شخصیت جدیدی خلق کردم،

994
01:11:27,024 --> 01:11:28,858
‫که مثل لباس مبدلی تنم کنم،

995
01:11:28,900 --> 01:11:30,776
‫ولی دروغی بیش نبود.

996
01:11:30,817 --> 01:11:33,027
‫دروغی بود تا باهاش
‫از احساس خجالتم قایم بشم.

997
01:11:33,068 --> 01:11:35,779
‫چون راستش رو بخوای،
‫من هیچ‌وقت از دست کورماک قسر در نرفتم.

998
01:11:35,820 --> 01:11:38,614
‫همچنان زمام امور زندگیم دست اون بود،

999
01:11:38,655 --> 01:11:42,784
‫الان هم داره با تو چنین کاری می‌کنه.

1000
01:11:46,410 --> 01:11:48,703
‫ادامه بده.

1001
01:11:48,745 --> 01:11:50,371
‫ادامه بده.

1002
01:11:53,122 --> 01:11:56,124
‫شک ندارم همه دلتنگ نوازندگیت می‌شن.

1003
01:12:02,670 --> 01:12:04,922
‫گمونم الان می‌تونم ضربه آزاد بزنم.

1004
01:12:07,923 --> 01:12:11,967
‫تعارف نکن، مرتیکه‌ی...

1005
01:12:12,009 --> 01:12:13,285
‫حروم...

1006
01:12:13,309 --> 01:12:14,928
‫زاده!

1007
01:12:14,969 --> 01:12:19,555
‫استعدادت نفسم رو بند آورده.

1008
01:12:25,225 --> 01:12:29,353
‫همین الان بهم خبر دادن
‫کورماک توی هتل یکی رو کشته.

1009
01:12:31,646 --> 01:12:33,396
‫اقدامی نکنین.

1010
01:12:33,438 --> 01:12:35,356
‫نذارین خبرش درز کنه.

1011
01:12:35,397 --> 01:12:38,608
‫بذار به جون هم بیفتن،
‫بعد دستگاه ضرب سکه پیداش می‌شه.

1012
01:12:46,696 --> 01:12:49,073
‫شاید برات طوری جلوه می‌کنه
‫که انگار نقطه اشتراکی نداریم.

1013
01:12:50,990 --> 01:12:52,492
‫ولی بهت قول می‌دم.

1014
01:12:52,533 --> 01:12:55,368
‫نقاط اشتراک ما از تفاوت‌هامون بیشتره.

1015
01:13:00,579 --> 01:13:02,789
‫متاسفانه فکر بکری دارم...

1016
01:13:02,831 --> 01:13:05,749
‫که چه کارتی رو کنیم.

1017
01:13:05,791 --> 01:13:08,459
‫درخواستی که ازت دارم آسون نیست.

1018
01:13:08,501 --> 01:13:11,378
‫ممکنه مجبور بشی هرآنچه
‫بهش معتقدی رو زیر پا بذاری،

1019
01:13:11,420 --> 01:13:14,463
‫از جمله وفاداری و صداقتت،

1020
01:13:14,505 --> 01:13:17,006
‫و قطعا یعنی باید رازداری کنی،

1021
01:13:17,048 --> 01:13:19,341
‫دروغ بگی و زیر قول‌هایی که دادی بزنی،

1022
01:13:19,383 --> 01:13:23,635
‫و تمام وعده‌هاش رو فدا کنی...

1023
01:13:23,677 --> 01:13:26,929
‫مثلا اینکه قول داده
‫پدرت رو به کانتیننتال میاره.

1024
01:13:36,184 --> 01:13:38,394
‫تا حالا مجازاتتون کرده؟

1025
01:13:38,436 --> 01:13:40,770
‫منظورم اولین باریه که آشنا شدین
‫و مچتون رو گرفته.

1026
01:13:40,812 --> 01:13:43,522
‫روز بعد که مدرسه بودم،
‫داشتم تکلیف خلاصه کتابم رو ارائه می‌دادم،

1027
01:13:43,564 --> 01:13:45,106
‫یهو آقای ترسناکی وارد شد،

1028
01:13:45,148 --> 01:13:46,274
‫که به عمرم ندیده بودمش.

1029
01:13:46,315 --> 01:13:48,859
‫جعبه‌ای رو روی میز معلمم کوبید،

1030
01:13:48,900 --> 01:13:51,944
‫و بهم گفت «جعبه رو باز کن پدرسگ».

1031
01:13:51,986 --> 01:13:54,737
‫می‌دونی توش چی بود؟

1032
01:13:56,989 --> 01:13:58,781
‫یه جفت کفش نو بود.

1033
01:14:00,670 --> 01:14:03,050
‫[کانتیننتال]

1034
01:14:03,075 --> 01:14:06,035
‫شخصی که مثل پدر آدم باشه،

1035
01:14:06,077 --> 01:14:09,163
‫مسئولیت داره مسائلی مثل وفاداری،
‫اهمیت خانواده،

1036
01:14:09,204 --> 01:14:11,831
‫روابط و تجارت رو به آدم یاد بده.

1037
01:14:11,873 --> 01:14:13,248
‫درسته کورماک چنین ادعایی داره،

1038
01:14:13,290 --> 01:14:18,084
‫ولی در نهایت فقط یه چیز براش مهمه؛
‫اون هم خودشه.

1039
01:14:18,126 --> 01:14:20,836
‫دیر یا زود متوجه می‌شی،

1040
01:14:20,878 --> 01:14:24,005
‫که باید بین خودت و اون انتخاب کنی.

1041
01:14:24,047 --> 01:14:26,840
‫دارم پیشنهادی بهت می‌دم که تا دیر نشده،

1042
01:14:26,882 --> 01:14:28,674
‫هویت خودت رو انتخاب کنی.

1043
01:15:30,711 --> 01:15:32,837
‫ظاهرا دوست نوازنده‌مون...

1044
01:15:35,422 --> 01:15:39,549
‫که استعدادی بس نویدبخش داشت...

1045
01:15:39,591 --> 01:15:43,344
‫کاشف به عمل اومد
‫که چندان بویی از وفاداری نبرده.

1046
01:15:43,386 --> 01:15:47,137
‫می‌خواست ازم دزدی کنه،

1047
01:15:47,179 --> 01:15:51,723
‫من هم دیگه خسته شدم
‫انقدر این و اون ازم کندن.

1048
01:15:51,765 --> 01:15:54,392
‫خودش اعتراف کردها.

1049
01:15:54,433 --> 01:15:57,143
‫احتمالا درک می‌کنی
‫که چقدر آزرده‌خاطر شدم.

1050
01:15:59,436 --> 01:16:01,854
‫وقتی از فردی مطمئن
‫چنین خیانتی می‌بینم،

1051
01:16:01,896 --> 01:16:04,940
‫باعث می‌شه قدر افراد وفاداری...

1052
01:16:04,981 --> 01:16:06,857
‫که برام مونده رو بیشتر بدونم.

1053
01:16:09,067 --> 01:16:12,486
‫از همین جهت...

1054
01:16:12,528 --> 01:16:14,529
‫عه...

1055
01:16:17,447 --> 01:16:21,200
‫می‌خوام نوازنده بعدی‌ای
‫که ساکن هتل ما می‌شه،

1056
01:16:21,241 --> 01:16:24,034
‫از آشناهای معتمدمون باشه.

1057
01:16:24,076 --> 01:16:27,745
‫هنرمند بین‌المللی برجسته‌ای باشه...

1058
01:16:27,787 --> 01:16:29,788
‫ولی در عین حال...

1059
01:16:29,830 --> 01:16:33,665
‫بشه بیشتر روش مثل عضوی
‫از خانواده حساب باز کرد.

1060
01:16:35,959 --> 01:16:38,544
‫درست حدس زدی، منظورم پدرته.

1061
01:16:40,753 --> 01:16:42,129
‫هوم.

1062
01:16:42,170 --> 01:16:44,547
‫گفتی پدرت چه سازی می‌زد؟

1063
01:16:48,799 --> 01:16:50,759
‫- ویولن.
‫- آها.

1064
01:16:53,011 --> 01:16:54,678
‫قربان، راستش...

1065
01:16:57,346 --> 01:17:00,098
‫وینستون اسکات گروهی جمع کرده.

1066
01:17:00,140 --> 01:17:01,890
‫قصدشون کشتن شماست.

1067
01:17:04,142 --> 01:17:06,184
‫اون‌وقت تو از کجا فهمیدی؟

1068
01:17:07,811 --> 01:17:10,271
‫ازم دعوت کرد بهشون ملحق بشم.

1069
01:17:10,313 --> 01:17:12,939
‫از این بابت چه حسی داشتی؟

1070
01:17:12,981 --> 01:17:16,941
‫- احساس کردم فرصتی جلومه.
‫- چه فرصتی؟

1071
01:17:16,983 --> 01:17:19,276
‫فرصتی که بهم امکان پیشرفت بده.

1072
01:17:19,318 --> 01:17:21,736
‫- پیشرفت کنار من؟
‫- بله قربان.

1073
01:17:23,778 --> 01:17:25,030
‫آفرین.

1074
01:17:27,990 --> 01:17:30,033
‫می‌شه سوالی ازتون بپرسم قربان؟

1075
01:17:30,074 --> 01:17:32,075
‫بپرس.

1076
01:17:32,117 --> 01:17:34,577
‫دقیقا توماس قصد داشت چی رو ازتون بدزده؟

1077
01:17:36,578 --> 01:17:37,829
‫خودت.

1078
01:17:46,917 --> 01:17:49,169
‫وفاداری.

1079
01:17:50,941 --> 01:17:57,949
:سینمافریک در شبکه‌های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

1080
01:17:57,974 --> 01:18:24,980
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

