﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:25,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

3
00:00:35,738 --> 00:00:37,914
‫وای، باورم نمی‌شه‬

4
00:00:37,946 --> 00:00:41,166
‫پسرهام دیگه‬
‫فارغ‌التحصیل دبیرستان شدن.‬

5
00:00:41,250 --> 00:00:43,469
‫آره. اونم بدون اینکه حتی‬

6
00:00:43,494 --> 00:00:45,651
‫لای کتاب رو باز کنن یا تلاشی بکنن.‬

7
00:00:45,676 --> 00:00:47,809
‫اگه اسلحه بذارن رو سرم،‬
‫نمی‌تونم اروپا رو روی نقشه پیدا کنم.‬

8
00:00:47,902 --> 00:00:49,218
‫همونیه که‬
‫شبیه دسته؟‬

9
00:00:49,243 --> 00:00:50,635
‫من دو سالِ تمام‬
‫فرانسه خوندم‬

10
00:00:50,660 --> 00:00:51,991
‫و کلاً پنج تا کلمه یاد گرفتم.‬

11
00:00:52,016 --> 00:00:53,148
‫باگت.‬

12
00:00:53,311 --> 00:00:54,748
‫دژاوو.‬

13
00:00:54,979 --> 00:00:57,026
‫ژرار. دوپاردیو.‬

14
00:00:57,124 --> 00:00:59,822
‫پسرا، دیگه دنیا‬
‫به کامتونه.‬

15
00:00:59,847 --> 00:01:01,104
‫نه، این‌طور نیست.‬

16
00:01:01,129 --> 00:01:02,130
‫از اینجا به بعد،‬

17
00:01:02,155 --> 00:01:03,635
‫دیگه از مفت‌خوری خبری نیست.‬

18
00:01:03,807 --> 00:01:05,765
‫فهمیدی؟‬
‫تو دیگه بزرگ شدی، جانی.‬

19
00:01:05,793 --> 00:01:07,249
‫این یعنی مسئولیت.‬

20
00:01:07,692 --> 00:01:08,736
‫نگران نباش بابا.‬

21
00:01:08,761 --> 00:01:10,023
‫بهت قول می‌دم.‬

22
00:01:10,048 --> 00:01:11,432
‫می‌خوام بزرگسالی رو‬

23
00:01:11,457 --> 00:01:13,024
‫با چنگالم از خایه بگیرم.

24
00:01:13,055 --> 00:01:14,378
‫راستی،‬
‫باید برم برینم.‬

25
00:01:14,422 --> 00:01:16,206
‫مراسمش خیلی‬
‫طولانی و کیری بود.‬

26
00:01:16,231 --> 00:01:18,577
‫یا عیسی مسیح، لازم نیست‬
‫همه‌مون در جریان قرار بگیریم.‬

27
00:01:18,602 --> 00:01:20,169
‫خوب دفع کنی، متی.‬

28
00:01:20,609 --> 00:01:23,133
‫جانی، تو امروز‬
‫پی‌پی کردی؟‬

29
00:01:23,706 --> 00:01:26,013
‫مامان، من دیگه ۱۸ سالمه.‬

30
00:01:26,288 --> 00:01:27,724
‫مالِ منم همون دفع کردنه.‬

31
00:01:28,709 --> 00:01:30,667
‫ای وای، راست می‌گی.‬

32
00:01:31,092 --> 00:01:32,484
‫حق با توئه.‬

33
00:01:32,509 --> 00:01:33,292
‫آخ!‬

34
00:01:33,914 --> 00:01:35,902
‫زمان چقدر زود می‌گذره.‬

35
00:01:39,853 --> 00:01:42,203
‫<i>گفتی یکی داره‬
‫علف می‌کشه.</i>‬

36
00:01:42,299 --> 00:01:43,866
‫<i>نه، شاید یه چیزی</i>‬

37
00:01:43,891 --> 00:01:45,153
‫<i>درباره‌ی بوی ماری‌جوانا گفته باشم.</i>‬

38
00:01:45,178 --> 00:01:46,876
‫<i>می‌دونی،‬
‫فقط یه مشاهده بود.</i>‬

39
00:01:46,901 --> 00:01:48,553
‫<i>آره جونِ خودت، مشاهده، هان؟ </i>‬

40
00:01:48,626 --> 00:01:50,672
‫<i>مگه تو کی هستی‬
‫مرد حسابی، اسحاق نیوتونِ فلان‌فلان‌شده؟ </i>‬

41
00:01:51,094 --> 00:01:52,616
‫یکم سخته‬
‫باور کنم که‬

42
00:01:52,641 --> 00:01:54,905
‫اسم آیزاک نیوتون نوکِ زبونِ این یارو باشه.‬

43
00:01:55,005 --> 00:01:56,963
‫آره، انگار از قبل‬
‫آماده گفتنش بود.

44
00:01:56,988 --> 00:01:58,903
‫انگار که: «امیدوارم امروز‬
‫یه موقعیتی پیش بیاد‬

45
00:01:58,928 --> 00:02:01,323
‫که بتونم اسم دانشمندِ‬
‫موردعلاقه‌ام رو بیارم.»‬

46
00:02:01,425 --> 00:02:02,817
‫اوه نگاه کن، می‌خوان دعوا کنن.‬

47
00:02:02,842 --> 00:02:04,191
‫<i>بیا اینو مشاهده کن‬
‫تا دندوناتو نریختم</i>‬

48
00:02:04,216 --> 00:02:05,390
‫<i>توی حلقِ وامونده‌ت.‬
‫- بیا جلو! </i>‬

49
00:02:05,415 --> 00:02:08,311
‫چرا مردا موقع دعوا
‫همیشه‬ پیرهنشون رو درمیارن؟‬

50
00:02:08,336 --> 00:02:09,859
‫چون مردا همیشه‬
‫چشمشون به نوکِ سینه‌ست.‬

51
00:02:10,090 --> 00:02:11,090
‫- جدی؟‬
‫- آره بابا.‬

52
00:02:11,115 --> 00:02:12,203
‫اگه بیرون باشه، طرف حتماً نگاه می‌کنه.‬

53
00:02:12,530 --> 00:02:14,010
‫و وقتی محوِ‬
‫نوکِ سینه‌هات شده،‬

54
00:02:14,035 --> 00:02:15,471
‫می‌زنی تو صورتش.‬
‫- واو.‬

55
00:02:15,581 --> 00:02:16,757
‫آره. از اواندر هالیفیلد بپرس.‬

56
00:02:17,287 --> 00:02:18,854
‫هی رفیق،‬
‫مشت‌های من این بالاست.‬

57
00:02:18,879 --> 00:02:20,053
‫دقیقاً.‬

58
00:02:20,078 --> 00:02:21,906
‫اگه جی‌اف‌کی هم توی ماشین‬
‫لخت بود،‬

59
00:02:21,931 --> 00:02:22,801
‫الان زنده بود.‬

60
00:02:23,344 --> 00:02:25,128
‫پسرا! شام حاضره!‬

61
00:02:25,179 --> 00:02:26,049
‫ادامه دارد.‬

62
00:02:27,762 --> 00:02:29,410
‫راستی، یه سورپرایز‬

63
00:02:29,435 --> 00:02:30,610
‫توی سالاد هست.‬

64
00:02:30,773 --> 00:02:32,209
‫گوجه‌فرنگیِ خشک.‬

65
00:02:32,347 --> 00:02:34,088
‫توی فروشگاهِ «استاپ اند شاپ»‬
‫راهم رو گم کردم،‬

66
00:02:34,218 --> 00:02:36,481
‫و از بخشِ غذاهای خارجی‬
‫سر درآوردم.‬

67
00:02:36,694 --> 00:02:39,266
‫«خشک‌شده» فقط یه اسمِ‬
‫باکلاس برای چیزهای کهنه‌ست.‬

68
00:02:39,313 --> 00:02:42,098
‫این کلکِ واپ‌هاست.‬
‫- کلک ایتالیایی‌هاست.‬

69
00:02:42,658 --> 00:02:43,527
‫صبر کن. نه.‬

70
00:02:43,552 --> 00:02:44,857
‫واسه خودت بعد شبِ هالووین‬

71
00:02:44,882 --> 00:02:46,449
‫بده به بچه‌هایی که سبیل دارن.‬

72
00:02:46,550 --> 00:02:49,075
‫یا عیسی مسیح،‬
‫تو خیلی آدمِ متعصبی هستی.‬

73
00:02:49,165 --> 00:02:50,427
‫انگار دارم با‬
‫مارک فورمن زندگی می‌کنم.‬

74
00:02:50,519 --> 00:02:51,955
‫خدایا. باز شروع شد.‬

75
00:02:51,986 --> 00:02:54,073
‫چیه؟‬
‫چون هنوز نمی‌خوای قبول کنی‬

76
00:02:54,141 --> 00:02:55,620
‫که اون یه آدمِ فاسد و دروغگویِ...‬

77
00:02:55,645 --> 00:02:57,587
‫او.جی اون کارو کرد! باشه؟‬

78
00:02:57,612 --> 00:02:59,222
‫اگه پلیس‌ها مدرک‌سازی کردن،‬

79
00:02:59,247 --> 00:03:01,727
‫فقط برای این بود که گندکاریِ او.جی رو بپوشونن.‬

80
00:03:01,752 --> 00:03:02,926
‫این اصلاً منطقی نیست.‬

81
00:03:03,139 --> 00:03:05,098
‫جان، مصاحبه‌ت‬
‫امروز چطور بود؟‬

82
00:03:05,591 --> 00:03:07,898
‫- چی؟‬
‫- توی پنچرگیریِ رفیقم تامی.‬

83
00:03:07,923 --> 00:03:09,707
‫هی، فرستادنت به اونجا‬
‫اصلاً کارِ راحتی نبود.‬

84
00:03:09,763 --> 00:03:12,157
‫خوشبختانه یه جای خالی پیدا شد چون‬
‫باب داناهیو‬

85
00:03:12,182 --> 00:03:13,444
‫زیرِ یه وانت له شد.‬

86
00:03:13,927 --> 00:03:14,928
‫آهان. مصاحبه.‬

87
00:03:14,953 --> 00:03:16,861
‫ام... عالی بود.‬

88
00:03:16,886 --> 00:03:18,757
‫زل زدم تو چشماش و‬

89
00:03:18,899 --> 00:03:20,378
‫باهاش یه دستِ محکم دادم و این حرفا.‬

90
00:03:22,540 --> 00:03:24,247
‫تامی که اصلاً دست نداره.‬

91
00:03:24,841 --> 00:03:25,973
‫- اوه.‬
‫- پارسال‬

92
00:03:25,998 --> 00:03:27,433
‫تو دستگاه بالانس چرخ از دستش داد.‬

93
00:03:27,816 --> 00:03:30,427
‫انگار محیط کارتون به طرز عجیبی خطرناکه.‬

94
00:03:30,552 --> 00:03:33,163
‫- من با ته‌مونده‌ی دستش دست دادم.‬
‫- اون ته‌مونده هم نداره.‬

95
00:03:33,188 --> 00:03:34,919
‫کلاً تا شونه‌اش قطع شده!‬

96
00:03:34,951 --> 00:03:35,996
‫خب با شونه‌اش دست دادم.‬

97
00:03:36,021 --> 00:03:37,515
‫اون فقط یه سر و تنه‌ست!‬

98
00:03:37,540 --> 00:03:39,332
‫این یارو چطوری مکانیکه آخه؟‬

99
00:03:39,357 --> 00:03:41,141
‫- خب بابا...‬
‫- اصلاً نرفتی اونجا، نه؟‬

100
00:03:41,665 --> 00:03:43,145
‫- نه، ولی...‬
‫- لعنتی!‬

101
00:03:43,264 --> 00:03:44,134
‫اصلاً باورم نمی‌شه!‬

102
00:03:44,185 --> 00:03:45,315
‫اگه پیرهنشو درآورد،‬

103
00:03:45,340 --> 00:03:46,960
‫حواست به نوک سینه‌هاش پرت نشه.‬

104
00:03:47,113 --> 00:03:48,070
‫- ببین، قضیه اینه که...‬
‫- نه!‬

105
00:03:48,229 --> 00:03:49,882
‫از بهونه‌های مسخره‌ت خسته شدم.‬

106
00:03:50,170 --> 00:03:52,389
‫نه دانشگاه رفتی، نه کار داری.‬

107
00:03:52,414 --> 00:03:54,982
‫از ژوئن تا حالا فقط نشستی و لنگاتو دراز کردی.‬

108
00:03:55,043 --> 00:03:57,053
‫متی، اون فقط دیر شکوفا می‌شه.‬

109
00:03:57,217 --> 00:03:58,430
‫اون یه پسره، سوزان.‬

110
00:03:58,455 --> 00:03:59,630
‫حرف از شکوفا شدنش نزن.‬

111
00:03:59,949 --> 00:04:02,125
‫ولی خیلی قشنگه وقتی یه پسر شکوفا می‌شه.‬

112
00:04:02,196 --> 00:04:04,241
‫گفتم تمومش کن! می‌دونی چیه؟‬

113
00:04:04,426 --> 00:04:06,731
‫هر دوتاتون از این خونه‌ی خراب شده پرت می‌شید بیرون!‬

114
00:04:06,965 --> 00:04:08,402
‫- متی!‬
‫- دیگه از مفت‌خوری خبری نیست!‬

115
00:04:08,427 --> 00:04:09,558
‫متی، نه!‬

116
00:04:09,583 --> 00:04:10,932
‫نه. به صلاحِ خودشه، سوزان.‬

117
00:04:11,027 --> 00:04:12,942
‫بچه‌ی من قرار نیست‬

118
00:04:12,967 --> 00:04:14,562
‫مثل این گداگشنه‌های جیره‌خور بشه.‬

119
00:04:14,683 --> 00:04:15,989
‫باز هم نژادپرستی.‬

120
00:04:16,137 --> 00:04:17,225
‫این کجاش نژادپرستانه‌ست آخه؟‬

121
00:04:17,314 --> 00:04:19,516
‫- همین الان گفتی جیره‌خور.‬
‫- خب که چی؟‬

122
00:04:19,541 --> 00:04:21,756
‫خب این یه کلیشه‌ی نژادپرستانه درباره‌ی سیاه‌پوست‌هاست.‬

123
00:04:21,781 --> 00:04:23,270
‫من که نگفتم زنه سیاه‌پوسته.‬

124
00:04:23,353 --> 00:04:25,007
‫آهان، پس حتماً باید زن باشه؟‬

125
00:04:25,032 --> 00:04:27,848
‫خب مرد که واسه پولدار شدن پشت‌سرهم بچه نمیاره،‬

126
00:04:27,873 --> 00:04:29,440
‫در ضمن بحث رو هم عوض نکن.‬

127
00:04:29,465 --> 00:04:31,728
‫خسته شدم از بس هر روز میام خونه‬

128
00:04:31,755 --> 00:04:33,452
‫پیش یه مشت مفت‌خور که...‬

129
00:04:34,772 --> 00:04:36,122
‫لعنتی!‬

130
00:04:36,466 --> 00:04:38,033
‫- متی؟‬
‫- بابا، حالت خوبه؟‬

131
00:04:38,112 --> 00:04:40,201
‫آخ، کوفت، سوءهاضمه‌ست.‬

132
00:04:40,625 --> 00:04:41,713
‫انگار...‬

133
00:04:42,066 --> 00:04:44,327
‫دام دلوییز نشسته رو سینه‌ام.‬

134
00:04:44,545 --> 00:04:46,286
‫عزیزم، شربت معده می‌خوای؟‬

135
00:04:47,287 --> 00:04:48,331
‫وای کیر توش.

136
00:04:57,210 --> 00:04:59,255
‫دکتر، حالش خوب می‌شه؟‬

137
00:04:59,353 --> 00:05:02,312
‫وضعیتش پایداره، ولی رگ‌هاش گرفتگی دارن،‬

138
00:05:02,703 --> 00:05:04,313
‫واسه همین احتمالِ یه سکته‌ی دیگه هست.‬

139
00:05:04,358 --> 00:05:06,447
‫وایسا، وایسا. آروم‌تر دکتر.‬

140
00:05:06,737 --> 00:05:08,435
‫با اصطلاحاتِ لوله‌کشی برام توضیح بده.‬

141
00:05:08,479 --> 00:05:11,047
‫فقط سینک ظرفشویی گرفته، یا لوله‌ی اصلی مسدود شده‬

142
00:05:11,085 --> 00:05:13,223
‫و گهش از کف‌شورِ حموم زده بالا؟‬

143
00:05:13,248 --> 00:05:15,511
‫فکر کنم به مورد دوم نزدیک‌تر باشه.‬

144
00:05:16,210 --> 00:05:19,063
‫باید اجازه بدید که توی رگ‌های گرفته فنر بذارم‬

145
00:05:20,885 --> 00:05:22,017
‫خب، کی قراره این کارو بکنه؟‬

146
00:05:22,234 --> 00:05:23,671
‫من خودم عمل رو انجام می‌دم.‬

147
00:05:25,003 --> 00:05:25,961
‫آره؟‬

148
00:05:27,239 --> 00:05:28,197
‫پس این یارو چی؟‬

149
00:05:28,945 --> 00:05:29,807
‫اون پرستاره.‬

150
00:05:30,025 --> 00:05:31,112
‫یه مَرد؟‬

151
00:05:31,113 --> 00:05:33,071
‫- بله.‬
‫- چه خبره آخه؟‬

152
00:05:33,175 --> 00:05:34,307
‫نکنه بهم دارو دادید؟‬

153
00:05:34,365 --> 00:05:35,506
‫می‌شه اینقدر عوضی نباشی‬

154
00:05:35,531 --> 00:05:36,619
‫و بذاری جونت رو نجات بده؟‬

155
00:05:38,787 --> 00:05:40,136
‫خیلی خب. باشه.‬

156
00:05:44,605 --> 00:05:46,215
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

157
00:05:46,289 --> 00:05:48,204
‫من تو ماساچوست دکترم.‬

158
00:05:48,231 --> 00:05:50,886
‫اگه جونِ نژادپرست‌ها رو نجات ندم که بیکار می‌مونم.‬

159
00:05:52,399 --> 00:05:54,357
‫سوزان، می‌ترسم.‬

160
00:05:54,689 --> 00:05:56,647
‫همه‌چیز درست می‌شه عزیزم.‬

161
00:05:57,230 --> 00:05:58,665
‫خیلی دوستت دارم.‬

162
00:05:58,880 --> 00:06:00,185
‫منم دوستت دارم.‬

163
00:06:02,003 --> 00:06:03,526
‫و... پسرم.‬

164
00:06:03,551 --> 00:06:04,725
‫بله بابا؟‬

165
00:06:05,060 --> 00:06:06,975
‫من اینو زیاد بهت نمی‌گم ولی...‬

166
00:06:09,020 --> 00:06:11,240
‫واقعاً باید اون موهای کیریت رو کوتاه کنی.‬

167
00:06:12,878 --> 00:06:14,271
‫می‌دونم بابا.‬

168
00:06:15,636 --> 00:06:18,116
‫هی جانی نگاه کن، من مثل اون بچه‌ی رو ویلچرم‬

169
00:06:18,141 --> 00:06:20,665
‫که خودشم تو رقص مدرسه بهش خوش گذشته.

170
00:06:30,477 --> 00:06:31,478
‫هی.‬

171
00:06:37,962 --> 00:06:39,180
‫دی...‬

172
00:06:39,205 --> 00:06:40,554
‫الان بروشورِ معاینه‌ی شخصیِ‬

173
00:06:40,579 --> 00:06:42,276
‫سرطانِ سینه رو گذاشتی تو جیبت؟‬

174
00:06:42,402 --> 00:06:43,664
‫واسه وقتیه که برم خونه.‬

175
00:06:44,270 --> 00:06:45,444
‫فقط... فقط کنجکاوم.‬

176
00:06:45,469 --> 00:06:47,340
‫تو خیالاتت، زنه توده‌ای چیزی پیدا می‌کنه؟‬

177
00:06:47,668 --> 00:06:49,583
‫آره. تو شلوارم.‬

178
00:06:50,794 --> 00:06:52,840
‫بهترین کارت نبود، ولی خب‬
‫تحت فشارِ زیادی هستی.‬

179
00:06:55,502 --> 00:06:56,850
‫حتی عکس هم توش نیست.‬

180
00:06:56,875 --> 00:06:59,225
‫می‌خوای با یه نقاشیِ خط‌خطی جق بزنی؟‬

181
00:07:00,999 --> 00:07:03,306
‫دکتر، حالش چطوره؟‬
‫حالش خوب می‌شه؟‬

182
00:07:03,331 --> 00:07:05,511
‫در ضمن، دستگاهِ خوراکی‬
‫یکی از سکه‌هامو خورد.‬

183
00:07:05,536 --> 00:07:07,320
‫فرمی هست که پر کنم یا...‬

184
00:07:07,345 --> 00:07:09,260
‫عمل خیلی خوب پیش رفت، خانمِ بنت.‬

185
00:07:09,285 --> 00:07:10,678
‫اوه. خداروشکر.‬

186
00:07:10,916 --> 00:07:11,873
‫خیالم راحت شد.‬

187
00:07:11,956 --> 00:07:13,650
‫پس حالِ متی خوب می‌شه؟‬

188
00:07:13,707 --> 00:07:15,360
‫خب، هنوز خطر کاملاً رفع نشده.‬

189
00:07:15,385 --> 00:07:16,995
‫وضعیتش خیلی حساسه،‬

190
00:07:17,020 --> 00:07:18,479
‫مخصوصاً برای چند هفته‌ی آینده.‬

191
00:07:18,705 --> 00:07:19,706
‫ا-این یعنی چی؟‬

192
00:07:19,906 --> 00:07:21,484
‫باید آروم بمونه.‬

193
00:07:21,509 --> 00:07:23,293
‫اگه بیش از حد مضطرب یا عصبانی بشه،‬

194
00:07:23,397 --> 00:07:25,224
‫ممکنه باعثِ یه حمله قلبیِ دیگه بشه.‬

195
00:07:25,249 --> 00:07:26,533
‫که احتمالاً کشنده‌ست.‬

196
00:07:27,534 --> 00:07:29,100
‫ما دیگه مرخص می‌شیم.‬

197
00:07:32,626 --> 00:07:34,975
‫<i>- ♪ خیلی داغه ♪‬
‫- ♪ خیلی داغه ♪</i>‬

198
00:07:34,976 --> 00:07:37,108
‫<i>♪ خیلی داغه... ♪</i>‬

199
00:07:37,259 --> 00:07:39,870
‫فکر کنم بهترین بخشِ «دِ گرایند»‬
‫همون قر دادن‌هاشه.‬

200
00:07:39,895 --> 00:07:42,948
‫خوش‌شانسیم تو زمانی زندگی می‌کنیم‬
‫که رقصیدن فقط اینه که دخترا‬

201
00:07:43,012 --> 00:07:46,058
‫باسنشون رو بمالن به‬
‫خشتکِ شلوارِ جینِ پسرا.‬

202
00:07:46,399 --> 00:07:49,010
‫مریض با خیالِ راحت‬
‫داره استراحت می‌کنه.‬

203
00:07:49,081 --> 00:07:51,606
‫شاکی نیست که از این به بعد‬
‫باید فقط سفیده‌ی تخم‌مرغ بخوره؟‬

204
00:07:51,638 --> 00:07:54,249
‫با رنگِ خوراکیِ زرد گولش می‌زنم.‬

205
00:07:54,274 --> 00:07:56,189
‫و امشب هم می‌خوام‬
‫از رنگِ قرمز استفاده کنم‬

206
00:07:56,397 --> 00:07:58,790
‫تا بوقلمونِ چرخ‌کرده‬
‫شبیه گوشتِ چرخ‌کرده بشه.‬

207
00:07:59,313 --> 00:08:01,750
‫جاسوس بودن باید یه همچین حسی داشته باشه.‬

208
00:08:04,531 --> 00:08:06,315
‫اوه جانی، لطفاً کانالو عوض کن.‬

209
00:08:06,340 --> 00:08:08,211
‫نمی‌خوام پدرت اینو بشنوه.‬

210
00:08:09,087 --> 00:08:11,046
‫بهش می‌گه موسیقیِ مخصوصِ دزدی.‬

211
00:08:11,184 --> 00:08:12,663
‫چه عالی.‬

212
00:08:13,393 --> 00:08:15,189
‫<i>بسیار خب، آقای سیمپسون، لطفاً</i>‬

213
00:08:15,190 --> 00:08:16,713
‫<i>بلند شید و رو به هیئتِ منصفه بایستید.</i>‬

214
00:08:16,738 --> 00:08:19,349
‫وای خدای من، فکر کنم الانه که‬
‫حکم رو اعلام کنن.‬

215
00:08:19,459 --> 00:08:21,432
‫<i>ما، اعضای هیئتِ منصفه‬
‫در پرونده‌ی مذکور، </i>‬

216
00:08:21,457 --> 00:08:23,328
‫<i>متهم، اورنتال جیمز سیمپسون رو، </i>‬

217
00:08:23,417 --> 00:08:25,157
‫<i>در جرمِ قتل، بی‌گناه می‌دونیم.</i>‬

218
00:08:25,411 --> 00:08:27,369
‫پشمام. قسر در رفت.‬

219
00:08:27,628 --> 00:08:29,804
‫خب، یک سال و نیم از عمرمون پای این رفت.‬

220
00:08:29,946 --> 00:08:33,036
‫اوه، این خیلی خیلی بده.‬

221
00:08:33,135 --> 00:08:34,761
‫خب، حداقل شاید بالاخره یه درسی‬

222
00:08:34,786 --> 00:08:36,265
‫به پلیسِ لوس‌آنجلس بده.‬

223
00:08:36,290 --> 00:08:38,988
‫متی همیشه می‌گه که «او.جی» گناهکاره.‬

224
00:08:39,388 --> 00:08:41,869
‫اگه بفهمه چی شده، اون‌قدر عصبانی می‌شه‬

225
00:08:41,905 --> 00:08:43,385
‫که ممکنه بکشتش.‬

226
00:08:43,493 --> 00:08:46,028
‫این‌طوری می‌شه سومین قربانیِ «او.جی».‬

227
00:08:53,649 --> 00:08:56,826
‫متی به‌زودی بیدار می‌شه.‬
‫چطوری قضیه‌ی «او.جی» رو بهش بگیم؟‬

228
00:08:56,851 --> 00:08:58,592
‫بیاین بهش بگیم جانی گیه.‬

229
00:08:58,617 --> 00:09:00,402
‫وقتی بفهمه حقیقت نداره، اون‌قدر خیالش راحت می‌شه‬

230
00:09:00,427 --> 00:09:01,906
‫که دیگه «او.جی» براش مهم نیست.‬

231
00:09:02,204 --> 00:09:03,379
‫نقشه‌ی احمقانه‌ایه.‬

232
00:09:03,404 --> 00:09:04,578
‫خب، به امتحانش می‌ارزه.‬

233
00:09:04,652 --> 00:09:05,695
‫حالا، به اسکیتِ این‌لاین نیاز داریم،‬

234
00:09:05,720 --> 00:09:07,467
‫شلوارکِ دوچرخه‌سواری و یه مقدار بستنی‬

235
00:09:07,492 --> 00:09:08,276
‫که از دستش عصبانی بشیم.‬

236
00:09:08,485 --> 00:09:09,443
‫این یعنی چی؟‬

237
00:09:09,468 --> 00:09:10,504
‫خب، چون بستنی‬

238
00:09:10,541 --> 00:09:11,628
‫دلش می‌خواد بخوریش،‬

239
00:09:11,809 --> 00:09:14,361
‫ولی باید واسه شیطنت‌هات
‫بدنت رو روفرم نگه داری‬

240
00:09:15,097 --> 00:09:16,142
‫اگه بهش نگیم چی؟‬

241
00:09:16,731 --> 00:09:18,280
‫- چی؟‬
‫- اون که تو تخت گیر افتاده.‬

242
00:09:18,305 --> 00:09:19,045
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمه.‬

243
00:09:19,070 --> 00:09:20,297
‫چرا، می‌فهمه.‬

244
00:09:20,298 --> 00:09:21,343
‫اون‌جا یه تلویزیون هست.‬

245
00:09:21,368 --> 00:09:22,387
‫مارکش «زنیت»ـه.‬

246
00:09:22,452 --> 00:09:24,105
‫می‌تونیم سیم‌ها رو قطع کنیم و بهش بگیم کابل قطعه.‬

247
00:09:24,306 --> 00:09:26,090
‫- چی، واسه همیشه؟‬
‫- نه، نه واسه همیشه.‬

248
00:09:26,146 --> 00:09:28,060
‫فقط تا وقتی که حالش بهتر بشه‬
‫و بتونه خبر رو هضم کنه.‬

249
00:09:28,085 --> 00:09:30,348
‫- ممکنه جواب بده.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

250
00:09:30,608 --> 00:09:32,175
‫بلر، شنیدی دکتر چی گفت.‬

251
00:09:32,353 --> 00:09:33,962
‫اگه شاکی بشه، می‌میره.‬

252
00:09:34,056 --> 00:09:37,538
‫نمی‌تونم متی‌مو از دست بدم.‬
‫بدون اون چیکار کنم؟‬

253
00:09:37,921 --> 00:09:39,052
‫پیشرفت.‬

254
00:09:39,077 --> 00:09:40,644
‫حس می‌کنم همه‌اش تقصیرِ منه.‬

255
00:09:41,071 --> 00:09:43,107
‫بابا هیچ‌وقت اون سکته‌ی قلبی رو نمی‌کرد‬

256
00:09:43,132 --> 00:09:45,439
‫اگه به‌خاطرِ تنبلیِ من این‌قدر ناراحت نمی‌شد.‬

257
00:09:46,296 --> 00:09:47,819
‫بلر، باید این کارو بکنیم.‬

258
00:09:49,606 --> 00:09:51,042
‫باشه.‬

259
00:09:51,213 --> 00:09:52,736
‫همه‌اش تقصیرِ تو نیست، جانی.‬

260
00:09:52,961 --> 00:09:55,529
‫خودم دیدم که یه اسکوپ روغنِ «کریسکو»‬
‫می‌ذاشت رو نونِ بستنی.‬

261
00:09:55,839 --> 00:09:57,754
‫واقعاً عاشقِ «کریس‌کون»‌هاشه.‬

262
00:10:23,144 --> 00:10:24,624
‫لعنتی!‬

263
00:10:25,478 --> 00:10:26,522
‫سوزان!‬

264
00:10:27,298 --> 00:10:29,009
‫متی، چی شده؟‬

265
00:10:29,084 --> 00:10:31,304
‫یه مشکلی واسه تلویزیون پیش اومده.‬
‫هیچی نمی‌گیره.‬

266
00:10:31,504 --> 00:10:33,593
‫آره، راستی. اون، اوم،‬
‫شرکت تلویزیون زنگ زد.‬

267
00:10:33,618 --> 00:10:35,229
‫گفتن حداقل تا یه هفته‬
‫قطعه.‬

268
00:10:35,772 --> 00:10:36,817
‫چرا کتاب نمی‌خونی؟‬

269
00:10:37,061 --> 00:10:38,236
‫مگه من زنم؟‬

270
00:10:38,711 --> 00:10:40,451
‫- اوم...‬
‫- مردا که پرستار می‌شن،‬

271
00:10:40,476 --> 00:10:41,433
‫مردا که کتاب می‌خونن.‬

272
00:10:41,458 --> 00:10:42,719
‫جنت رینو.‬

273
00:10:42,744 --> 00:10:44,485
‫چه بلایی سر این‬
‫دنیای کیری اومده؟‬

274
00:10:44,510 --> 00:10:45,771
‫متی، خودت رو ناراحت نکن.‬

275
00:10:45,796 --> 00:10:48,363
‫یادت باشه،‬
‫دکتر گفت باید آروم باشی.‬

276
00:10:48,388 --> 00:10:49,649
‫می‌خوام اخبار ببینم.‬

277
00:10:49,674 --> 00:10:51,893
‫حکم او.جی دیگه باید تا الان‬
‫صادر شده باشه.‬

278
00:10:52,616 --> 00:10:54,531
‫می‌دونی چیه؟‬
‫زنگ می‌زنم به ترملز.‬

279
00:10:54,682 --> 00:10:55,770
‫شاید کسی‬
‫چیزی شنیده باشه.‬

280
00:10:56,047 --> 00:10:57,440
‫اون گناهکاره!‬

281
00:10:57,704 --> 00:10:59,139
‫- چی؟‬
‫- آره بابا.‬

282
00:10:59,164 --> 00:11:01,087
‫او.جی گناهکار شناخته شد،‬
‫دقیقاً همون‌طوری که امیدوار بودی.‬

283
00:11:01,130 --> 00:11:02,610
‫پس دلیلی نداره‬
‫ناراحت باشی.‬

284
00:11:02,635 --> 00:11:04,599
‫پس چرا شماها‬
‫به من نگفتین؟‬

285
00:11:04,886 --> 00:11:09,369
‫می‌خواستم... بعد از اینکه لگنت رو پر کردی بهت بگم.‬

286
00:11:09,639 --> 00:11:10,858
‫به عنوان جایزه.‬

287
00:11:11,409 --> 00:11:15,283
‫اوه! ایول.‬

288
00:11:15,622 --> 00:11:17,362
‫اوه، من...‬
‫کاش می‌تونستم

289
00:11:17,387 --> 00:11:18,562
‫قیافه‌ی او.جی رو‬

290
00:11:18,601 --> 00:11:19,869
‫موقع خوندن حکم رو ببینم.‬

291
00:11:19,894 --> 00:11:22,332
‫ببین بلر،‬
‫حتی هیئت‌منصفه‌ی سیاه‌پوستِ تو هم‬

292
00:11:22,357 --> 00:11:24,229
‫با من درباره‌ی پلیس‌ها هم‌عقیده‌ست.‬

293
00:11:24,541 --> 00:11:26,947
‫الان باید حسابی‬
‫احساس حماقت کنی.‬

294
00:11:27,037 --> 00:11:30,345
‫اوه، من... احساس حماقت می‌کنم.‬

295
00:11:30,379 --> 00:11:33,382
‫پسر، طاقت ندارم تا فردا صبر کنم‬
‫که توی روزنامه بخونمش.‬

296
00:11:33,701 --> 00:11:34,962
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

297
00:11:34,995 --> 00:11:36,474
‫فردا صبح اول وقت‬
‫برام بیارش.‬

298
00:11:36,499 --> 00:11:38,544
‫می‌دونی چیه؟ اونا،‬
‫اونا شاید اصلاً چاپش نکنن.‬

299
00:11:38,569 --> 00:11:39,830
‫معلومه که‬
‫چاپش می‌کنن.‬

300
00:11:39,861 --> 00:11:41,602
‫این بزرگ‌ترین خبرِ‬
‫ساله.‬

301
00:11:41,627 --> 00:11:43,280
‫درسته. راه فراری‬
‫نیست.‬

302
00:11:43,333 --> 00:11:45,683
‫فعلاً می‌تونم راحت
‫از رادیو به اخبار گوش بدم.‬

303
00:11:48,344 --> 00:11:51,917
‫- اوپس.‬
‫- اوه، دست‌وپاچلفتی.‬

304
00:11:53,096 --> 00:11:55,868
‫انگار که دستاش...

305
00:11:56,001 --> 00:11:57,655
‫کج و کوله‌ست...

306
00:11:57,983 --> 00:11:59,544
‫بی عرضه.

307
00:11:59,968 --> 00:12:01,143
‫مگه نه؟‬

308
00:12:01,597 --> 00:12:03,425
‫برو دستات رو بشور. هان؟‬

309
00:12:04,255 --> 00:12:05,474
‫برو دستات رو بشور.‬

310
00:12:10,922 --> 00:12:12,932
‫خب، دوباره برگشتیم‬
‫به اون مدرسه‌ی لعنتی.‬

311
00:12:12,957 --> 00:12:14,567
‫زیاد طول نکشید.‬
‫- آره.‬

312
00:12:14,592 --> 00:12:16,810
‫باورم نمی‌شه چقدر راحت شد‬
‫به اینجا دستبرد زد.‬

313
00:12:16,835 --> 00:12:18,794
‫آره، احتمالاً راحت بشه اومد تو،‬

314
00:12:18,896 --> 00:12:20,507
‫یه مشت بمب کار گذاشت، همه رو کشت.‬

315
00:12:20,617 --> 00:12:22,315
‫یا خود خدا، تدی!‬

316
00:12:22,340 --> 00:12:23,710
‫چیه؟ دارم می‌گم این یه نقطه ضعفه.‬

317
00:12:23,735 --> 00:12:25,127
‫دارم بهش اشاره می‌کنم. دارم کمک می‌کنم.‬

318
00:12:25,174 --> 00:12:26,479
‫جدی، این چه وضعِ...‬

319
00:12:26,553 --> 00:12:28,723
‫بیخیال جانی،‬
‫می‌دونی که من آدم خوبیم.‬

320
00:12:28,748 --> 00:12:30,314
‫بیانیه‌ام رو که دیدی.‬

321
00:12:36,645 --> 00:12:38,473
‫آه، عالیه.‬
‫هر چی لازم داریم اینجا هست.‬

322
00:12:38,567 --> 00:12:41,265
‫- مطمئنی از پسش برمیایم؟‬
‫- اوه، صد در صد.‬

323
00:12:41,290 --> 00:12:43,074
‫مگه ساختن یه روزنامه‌ی جعلی‬
‫چقدر می‌تونه سخت باشه؟‬

324
00:12:43,498 --> 00:12:45,631
‫آخه فقط یه تیتر بزرگه‬
‫که می‌گه «او.جی گناهکاره»‬

325
00:12:45,682 --> 00:12:47,683
‫و بعدش یه مشت اراجیف‬
‫درباره‌ی اینکه چطور عدالت اجرا شد.‬

326
00:12:47,708 --> 00:12:49,101
‫جانی، روزنامه فقط‬

327
00:12:49,126 --> 00:12:50,039
‫یه مقاله نیست.‬

328
00:12:50,064 --> 00:12:51,845
‫روزنامه‌های واقعی بخش ورزشی دارن‬

329
00:12:51,870 --> 00:12:54,133
‫و نقد رستوران و کمیک و جدول کلمات،‬

330
00:12:54,158 --> 00:12:56,500
‫همون بازی کلمات به‌هم‌ریخته‬
‫که اصلاً حال نمی‌ده‬

331
00:12:56,572 --> 00:12:57,965
‫و خیلی سخت‌تر‬
‫از اونیه که فکرش رو می‌کنی.‬

332
00:12:57,990 --> 00:12:59,339
‫کیر توش. حق با توئه.‬

333
00:12:59,419 --> 00:13:01,290
‫کلی کار داریم که انجام بدیم.‬
‫- دقیقاً.‬

334
00:13:01,315 --> 00:13:02,968
‫خب،‬
‫شب طولانی‌ای پیش رو داریم.‬

335
00:13:02,993 --> 00:13:04,778
‫۵۰۰ کلمه درباره‌ی «بیگ دیگ» می‌خوام.‬

336
00:13:04,869 --> 00:13:06,696
‫و اون دختری که قرار بود‬
‫ساندویچ سالاد تخم‌مرغم رو بیاره کجاست؟‬

337
00:13:06,743 --> 00:13:07,743
‫همین الان، گوزکس.‬

338
00:13:10,988 --> 00:13:12,425
‫خیلی خب.‬
‫بریم که نذاریم بابام بمیره.‬

339
00:13:14,000 --> 00:13:19,000


340
00:13:19,996 --> 00:13:21,998
‫سلام بابا.‬
‫چطوری؟‬

341
00:13:22,136 --> 00:13:23,311
‫حوصله‌ام بدجوری سر رفته.‬

342
00:13:23,488 --> 00:13:24,838
‫خب، آماده باش که خوشحال بشی،‬

343
00:13:24,928 --> 00:13:26,495
‫چون اینم از روزنامه‌ی امروز.‬

344
00:13:28,122 --> 00:13:29,514
‫یه ذره نازک‌تر از همیشه است.‬

345
00:13:29,539 --> 00:13:30,975
‫اوه، اوم...‬

346
00:13:31,000 --> 00:13:33,551
‫خب، لابد روزنامه‌نگارها‬
‫اون‌قدر روی

347
00:13:33,576 --> 00:13:36,057
‫روی بخش اصلی تمرکز کرده بودن
‫که دیگه وقت نکردن‬ به بقیه‌ی چیزا برسن.‬

348
00:13:36,082 --> 00:13:37,735
‫یا شاید یکی‬
‫داشته وقت تلف می‌کرده،‬

349
00:13:37,821 --> 00:13:39,562
‫اتفاقی سیم کامپیوتر رو‬
‫کشیده،‬

350
00:13:39,587 --> 00:13:41,109
‫و چند ساعت کارشون پریده.‬

351
00:13:41,134 --> 00:13:43,354
‫خب، شاید اون آدم نیاز داشته‬
‫یکم خستگیش رو در کنه‬

352
00:13:43,379 --> 00:13:44,946
‫چون سردبیرش‬
‫خیلی بهش سخت می‌گرفته.‬

353
00:13:44,971 --> 00:13:47,927
‫شایدم سردبیر از اینکه مجبور شده‬
‫برادرزاده‌ی صاحب‌کار رو استخدام کنه شاکیه.‬

354
00:13:47,952 --> 00:13:50,867
‫خب، شاید اون نویسنده هفته‌هاست
‫بچه‌های بی پدرش رو ندیده...

355
00:13:50,892 --> 00:13:52,938
‫چون سردبیرش یه‬
‫برده‌دارِ به تمام معناست!‬

356
00:13:53,015 --> 00:13:54,800
‫شاید این شهر پر از‬
‫روزنامه‌نگارای جوون و آینده‌داری باشه‬

357
00:13:54,839 --> 00:13:56,933
‫که با کمال میل بخوان سه سوته
‫جای کیریشو بگیرن!‬

358
00:13:56,958 --> 00:13:58,612
‫شایدم تو این راه یکی دو بار هم ساک بزنن.‬

359
00:14:00,230 --> 00:14:02,363
‫اینو ببین، ها؟ ها ها!‬

360
00:14:02,507 --> 00:14:04,379
‫«سیمپسون به جرم قتل‬

361
00:14:04,404 --> 00:14:07,710
‫یه زن بلوند و یه مرد دیگه گناهکار شناخته شد،‬
‫چون واقعاً این کارو کرده بود،‬

362
00:14:07,735 --> 00:14:10,080
‫و هرکی هم غیر این فکر کنه احمقه.»‬

363
00:14:10,268 --> 00:14:11,618
‫دقیقاً همون چیزی که من می‌گفتم.‬

364
00:14:12,014 --> 00:14:13,668
‫آره، تقریباً مو به مو.‬

365
00:14:13,730 --> 00:14:15,340
‫ببین دیگه چه خبره، ها؟‬

366
00:14:17,537 --> 00:14:21,007
‫«بردِ ساکس اشکِ‬
‫طرفدارای یانکیز رو درآورد.»‬

367
00:14:21,617 --> 00:14:24,228
‫«سازمان ملل اعلام کرد آمریکا‬
‫توی ویتنام پیروز شده.»‬

368
00:14:24,427 --> 00:14:27,169
‫بالاخره یه روزِ پر از خبرای خوب.‬
‫و اینو ببین.‬

369
00:14:27,393 --> 00:14:30,072
‫«جین فوندا اعتراف کرد‬
‫«من یه تیکه آشغالم.»‬

370
00:14:30,183 --> 00:14:31,566
‫اگه دنبال یه خنده‌ی ریزی،‬

371
00:14:31,591 --> 00:14:32,984
‫شاید بد نباشه کمیک استریپ رو چک کنی.‬

372
00:14:33,020 --> 00:14:34,325
‫کمیک استریپ؟‬

373
00:14:36,816 --> 00:14:38,905
‫«گالامف‌ها.» این چیه؟‬

374
00:14:38,930 --> 00:14:41,411
‫جدیده، ولی تعریفشو زیاد شنیدم.‬

375
00:14:41,436 --> 00:14:44,111
‫ظاهراً درباره‌ی یه خانواده به اسم گالامف‌هاست‬

376
00:14:44,136 --> 00:14:46,269
‫که کلی آتیش می‌سوزونن‬

377
00:14:46,499 --> 00:14:47,935
‫ولی آخرِ روز همو دوست دارن.‬

378
00:14:48,372 --> 00:14:49,765
‫زیاد خوب کشیده نشده.‬

379
00:14:49,827 --> 00:14:51,151
‫آره، قرار نیست خیلی تمیز باشه.‬

380
00:14:51,176 --> 00:14:51,960
‫جذابیتش به همینه.‬

381
00:14:53,541 --> 00:14:55,456
‫اون... اون یه... یه صندلی ساحلی برده

382
00:14:55,520 --> 00:14:56,478
‫اداره‌ی راهنمایی رانندگی.‬

383
00:14:57,737 --> 00:14:59,414
‫می‌دونه که قراره کل روز اونجا باشه.‬

384
00:14:59,439 --> 00:15:01,029
‫گالامف‌های کلاسیک.‬

385
00:15:01,054 --> 00:15:02,446
‫خیلی خب، تنهات می‌ذاریم.‬

386
00:15:02,524 --> 00:15:04,569
‫از اون مقاله درباره‌ی بواسیرِ کلینتون لذت ببر.‬

387
00:15:04,594 --> 00:15:07,098
‫هی، یادت نره روزنامه‌ی فردا رو هم برام بیاری.‬

388
00:15:07,686 --> 00:15:08,556
‫فردا؟‬

389
00:15:08,581 --> 00:15:10,061
‫آره، مطمئنم تا اون موقع‬

390
00:15:10,086 --> 00:15:11,275
‫همه‌ی بخش‌هاش میاد.‬

391
00:15:11,442 --> 00:15:13,575
‫می‌خوام بدونم این گالامف‌ها دفعه‌ی بعد چیکار می‌کنن.‬

392
00:15:14,304 --> 00:15:15,523
‫آره، منم همین‌طور.‬

393
00:15:16,002 --> 00:15:17,220
‫به یکم کمک نیاز داریم.‬

394
00:15:22,580 --> 00:15:25,409
‫خیلی خب، اینم تیترِ روزنامه‌ی فردا.‬

395
00:15:25,818 --> 00:15:27,296
‫«چهل دقیقه نشستن تو دستشویی‬

396
00:15:27,325 --> 00:15:29,937
‫معادلِ سه کیلومتر دویدنه.»‬
‫اوه، این عالیه.‬

397
00:15:30,034 --> 00:15:31,514
‫بلر، بخشِ اقتصادی در چه حاله؟‬

398
00:15:31,680 --> 00:15:34,814
‫تازه یه مطلب درباره‌ی اختلاف دستمزد
‫بر اساس جنسیت تموم کردم.‬

399
00:15:35,141 --> 00:15:37,130
‫مگه عقلتو از دست دادی؟‬
‫نمی‌تونم اینو چاپ کنم.‬

400
00:15:37,228 --> 00:15:40,014
‫همه‌ش حقیقته. زنا به ازای هر دلار،‬
‫۷۲ سنت می‌گیرن.‬

401
00:15:40,150 --> 00:15:41,369
‫حقیقت به یه ورمم نیست.‬

402
00:15:41,581 --> 00:15:42,972
‫می‌خوایم متی رو زنده نگه داریم.‬

403
00:15:43,093 --> 00:15:45,617
‫پس یعنی می‌خوایم دورش یه حباب درست کنیم‬

404
00:15:45,642 --> 00:15:46,859
‫که فقط خبرایی رو بشنوه‬

405
00:15:46,884 --> 00:15:49,114
‫که جهان‌بینیِ کج‌ومعوجشو تأیید می‌کنه؟‬

406
00:15:49,409 --> 00:15:51,561
‫- تقریباً.‬
‫- یه چیزی بهم بده که به دردم بخوره.‬

407
00:15:51,586 --> 00:15:54,417
‫مثلاً «دانشمندا ثابت کردن‬
‫رانندگیِ زنا بدتره»‬

408
00:15:54,442 --> 00:15:57,445
‫یا «انعام دادن با پولِ خُرد‬
‫هم زیادیه.»‬

409
00:15:57,773 --> 00:15:59,166
‫چرا یکی از شماها انجامش نمی‌ده؟‬

410
00:15:59,257 --> 00:16:00,868
‫نه. دارم روی یه گزارشِ خیلی مهم کار می‌کنم.‬

411
00:16:00,904 --> 00:16:03,233
‫«هیچ دلیلی برای روشن کردنِ بخاری وجود نداره.»‬

412
00:16:03,478 --> 00:16:05,349
‫و هنوزم باید فکری به حالِ گالامف‌های فردا بکنم.‬

413
00:16:05,374 --> 00:16:06,593
‫خب، این چطوره؟‬

414
00:16:06,618 --> 00:16:08,277
‫گری گالامف به زنش می‌گه‬

415
00:16:08,302 --> 00:16:10,174
‫برای یه شامِ شیک حسابی به خودش برسه،‬

416
00:16:10,234 --> 00:16:11,714
‫و بعد می‌بردش سوپرمارکت‬

417
00:16:11,739 --> 00:16:13,000
‫تا با تست‌های رایگان شکمشونو سیر کنن.‬

418
00:16:13,494 --> 00:16:15,844
‫لبخند رو لبمه، ولی هنوز خنده‌ام نگرفته.‬

419
00:16:15,869 --> 00:16:17,784
‫باشه. این چی؟‬

420
00:16:17,809 --> 00:16:19,462
‫گری گالامف روی تردمیله،‬

421
00:16:19,487 --> 00:16:21,968
‫و بعد تصویر بازتر می‌شه و می‌بینیم‬
‫که اسکیت پاشه.‬

422
00:16:22,186 --> 00:16:23,231
‫آره، دیروز توی «جادوگرِ آید»‬

423
00:16:23,274 --> 00:16:24,667
‫یه چیزی شبیه به اینو کشیده بودن.‬

424
00:16:24,992 --> 00:16:26,514
‫خیلی خب. اوم...‬

425
00:16:26,539 --> 00:16:29,194
‫گلدیس گالامف بازرسِ بهداشتِ شهر می‌شه،‬

426
00:16:29,220 --> 00:16:31,087
‫و توی آشپزخونه‌ی یکی از رستوران‌ها‬

427
00:16:31,112 --> 00:16:32,330
‫یه سوسک پیدا می‌کنه.‬

428
00:16:32,428 --> 00:16:33,863
‫و قبل از اینکه بتونه اونجا رو پلمب کنه،‬

429
00:16:33,944 --> 00:16:36,207
‫سوسکه می‌گه: «ببخشید خانم،‬
‫من صاحبِ اینجام.»‬

430
00:16:36,865 --> 00:16:39,119
‫آره، آره، آره. بکش، بکش، بکش.‬

431
00:16:39,225 --> 00:16:40,270
‫کسکش، بکش دیگه.‬

432
00:16:44,466 --> 00:16:46,326
‫[آفریقا به دنیا: قحطی مشکل خودمانه خودمان حلش می کنیم]

433
00:16:48,197 --> 00:16:51,200
‫خب، انگار یکی حالش بهتر شده.‬

434
00:16:51,278 --> 00:16:52,714
‫اینو ببین. اینو ببین.‬

435
00:16:52,768 --> 00:16:54,770
‫«هیلاری کلینتون کنارِ توالتِ ایستاده دیده شد.»‬

436
00:16:54,795 --> 00:16:56,099
‫لعنتی می‌دونستم!‬

437
00:16:56,154 --> 00:16:57,807
‫هی بابا، گالامف‌های امروز رو دیدی؟‬

438
00:16:57,994 --> 00:16:59,996
‫اوه، تا اینجا بهترینش بوده.‬

439
00:17:00,434 --> 00:17:03,176
‫بهت بگم، هر وقت یه سگ عینک آفتابی می‌زنه،‬

440
00:17:03,201 --> 00:17:04,854
‫توجهِ منو جلب می‌کنه.‬

441
00:17:04,879 --> 00:17:06,537
‫فکر نکنم تا حالا دیده باشم‬

442
00:17:06,562 --> 00:17:08,857
‫این‌قدر لبخند بزنی ولی دقیقاً نخندی.‬

443
00:17:08,918 --> 00:17:10,703
‫خب سوزان، بالاخره دنیا داره منطقی می‌شه.‬

444
00:17:10,974 --> 00:17:14,761
‫او.جی به چیزی که حقش بود رسید.‬
‫ساکس هم افتاده رو دورِ بُرد.‬

445
00:17:14,786 --> 00:17:16,268
‫می‌دونی، تنها... تنها مشکل اینه که‬

446
00:17:16,293 --> 00:17:18,033
‫تلویزیون لعنتی هنوز قطعه.‬

447
00:17:18,121 --> 00:17:18,905
‫بی‌خیال.‬

448
00:17:19,077 --> 00:17:20,034
‫زنگ می‌زنم،‬

449
00:17:20,294 --> 00:17:21,388
‫ببینم چرا این‌قدر طولش دادن.‬

450
00:17:21,438 --> 00:17:23,136
‫اوه، صبر کن، نه، راستش‬

451
00:17:23,161 --> 00:17:24,859
‫لازم نیست این کارو‬
‫بکنی چون...‬

452
00:17:25,215 --> 00:17:26,695
‫فردا میان.‬

453
00:17:27,089 --> 00:17:28,699
‫بالاخره.‬

454
00:17:30,398 --> 00:17:33,227
‫جان، اگه تلویزیون رو درست کنیم،‬
‫اون قضیه‌ی او.جی رو می‌فهمه.‬

455
00:17:33,497 --> 00:17:35,108
‫خب، چی می‌شه اگه‬
‫اخبارِ خودمون رو بسازیم؟‬

456
00:17:35,449 --> 00:17:36,537
‫- هان؟‬
‫- ما این همه...

457
00:17:36,562 --> 00:17:37,475
‫تجهیزاتِ ویدئویی توی مدرسه داریم.‬

458
00:17:37,500 --> 00:17:38,937
‫فقط باید یه بازیگر پیدا کنیم.‬

459
00:17:39,543 --> 00:17:42,068
‫متأسفانه، یکی رو می‌شناسیم.‬

460
00:17:44,634 --> 00:17:46,065
‫بیا تو.‬

461
00:17:48,098 --> 00:17:49,621
‫شما دوتا چی می‌خواید؟‬

462
00:17:49,646 --> 00:17:51,822
‫یه چیزیه که‬
‫احتمالاً قبلاً هیچ‌وقت نشنیدی.‬

463
00:17:52,096 --> 00:17:53,881
‫می‌خوایم دوباره استخدامت کنیم.‬

464
00:17:57,389 --> 00:17:59,166
‫خب ببین،‬
‫خیلی دوست دارم کمکتون کنم،‬

465
00:17:59,191 --> 00:18:00,976
‫ولی من یه قانونِ سفت و سخت‬
‫علیه دنباله‌ها دارم.‬

466
00:18:01,091 --> 00:18:02,788
‫- اوه، واقعاً؟‬
‫- آره، دارم.‬

467
00:18:02,942 --> 00:18:05,031
‫بدم میاد بازیگرایی‬
‫مثلِ هریسون فورد، پاچینو،‬

468
00:18:05,122 --> 00:18:06,384
‫آدمایی که بی‌استعداد نیستن رو ببینم که،‬

469
00:18:06,409 --> 00:18:08,361
‫همه‌چیز رو واسه یه پولِ ناچیز‬
‫به باد می‌دن.‬

470
00:18:08,478 --> 00:18:09,957
‫- این در اون... سطح نیست.‬
‫- آره. نه.‬

471
00:18:09,982 --> 00:18:11,114
‫- این یه چیزِ خیلی ساده‌تره.‬
‫- اون‌طوری نیست.‬

472
00:18:11,139 --> 00:18:12,215
‫این یه، یه نقشِ جدیده.‬
‫- آره.‬

473
00:18:12,342 --> 00:18:13,213
‫نقشِ یه گوینده‌ی خبره.‬

474
00:18:14,023 --> 00:18:15,155
‫ادامه بده.‬

475
00:18:15,572 --> 00:18:16,572
‫- تقریباً همینه.‬
‫- آره، همینه.‬

476
00:18:16,597 --> 00:18:18,425
‫- آره.‬
‫- آره. نقش همینه.‬

477
00:18:19,674 --> 00:18:24,157
‫می‌شه این گوینده‌ی خبر‬
‫یه پسر داشته باشه که، اوم، توی بیمارستانه؟‬

478
00:18:25,005 --> 00:18:27,049
‫- آره. حتماً.‬
‫- اوم... یعنی، فکر کنم بشه.‬

479
00:18:27,074 --> 00:18:29,033
‫واسه همینه که شغلش‬
‫این‌قدر واسش مهمه.‬

480
00:18:29,385 --> 00:18:30,559
‫اخبار دیدن تنها راهیه که‬...

481
00:18:30,584 --> 00:18:32,412
‫پسرِ زمین‌گیرش می‌تونه‬

482
00:18:32,437 --> 00:18:33,786
‫با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنه.‬

483
00:18:33,908 --> 00:18:35,462
‫با چهره‌ی آرامش‌بخشِ پدرش‬

484
00:18:35,487 --> 00:18:36,836
‫مثلِ یه کورسوی امید توی تاریکی.‬

485
00:18:36,861 --> 00:18:37,731
‫آره، ما واقعاً نیازی به، اوم...‬

486
00:18:37,756 --> 00:18:38,694
‫می‌دونی چیه؟‬

487
00:18:38,727 --> 00:18:40,661
‫می‌تونم نقشِ پسره رو‬
‫توی یه کات به آینده بازی کنم.‬

488
00:18:40,686 --> 00:18:41,816
‫آره، ما اینجا فیلم نمی‌سازیم.‬

489
00:18:41,841 --> 00:18:43,451
‫و حس می‌کنم‬
‫باید جسور باشیم.‬

490
00:18:43,725 --> 00:18:46,641
‫این-این گوینده‌ی خبر داره‬
‫با گرایشِ جنسی خودش دست‌وپنجه نرم می‌کنه،‬

491
00:18:46,721 --> 00:18:48,243
‫و در نتیجه، هیچ‌وقت نتونسته‬

492
00:18:48,268 --> 00:18:50,227
‫یه لحظه‌ی واقعی‬
‫با پسرش داشته باشه.‬

493
00:18:50,252 --> 00:18:51,573
‫و حالا ممکنه خیلی دیر شده باشه.‬

494
00:18:51,658 --> 00:18:52,634
‫درسته.‬

495
00:18:52,852 --> 00:18:53,765
‫به خاطرِ سرطان.‬

496
00:18:53,790 --> 00:18:54,965
‫اوه، خدای من.‬

497
00:18:54,990 --> 00:18:56,860
‫ببیت این‌طوریه که‬
‫ملت اسکار می‌برن.‬

498
00:18:56,983 --> 00:18:58,201
‫- زدی تو خال.‬
‫- هی، هی، هی، هی.‬

499
00:18:58,433 --> 00:18:59,390
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

500
00:18:59,648 --> 00:19:01,128
‫- چی؟‬
‫- تشویقش نکن.‬

501
00:19:01,398 --> 00:19:03,531
‫و صحنه‌ی جنسی‬
‫باید، اوم، مبهم باشه.‬

502
00:19:03,556 --> 00:19:05,578
‫منظورم اینه که، رابطه‌ی جنسی واسش یه مرزِ عبورناپذیره.‬

503
00:19:05,673 --> 00:19:07,282
‫می‌خوام صحنه‌های جنسی‬
‫سوال ایجاد کنن،‬

504
00:19:07,307 --> 00:19:09,657
‫ولی هیچ جوابی ندن.‬
‫- آره، این دیگه داره یه جورایی...‬

505
00:19:09,682 --> 00:19:11,292
‫من حاضرم جلوی دوربین‬
‫رابطه‌ی جنسی داشته باشم.‬

506
00:19:11,459 --> 00:19:12,852
‫اوکی ببین، یه نقشِ دیگه هم هست‬

507
00:19:12,877 --> 00:19:13,951
‫که می‌خوایم بازی کنی.‬

508
00:19:14,027 --> 00:19:15,115
‫دوتا نقش؟‬

509
00:19:15,332 --> 00:19:16,419
‫اوه، وای. دارم حال می‌کنم.‬

510
00:19:16,720 --> 00:19:18,330
‫نقشِ دیگه چیه؟‬

511
00:19:18,355 --> 00:19:20,966
‫یه نصابِ تلویزیون که میاد
‫خونه تا کابل رو درست کنه.‬

512
00:19:20,991 --> 00:19:23,254
‫می‌تونم، می‌تونم‬
‫یه پیشنهادی بهتون بدم؟‬

513
00:19:23,279 --> 00:19:24,063
‫حتماً.‬

514
00:19:24,294 --> 00:19:25,382
‫- آماده‌ای؟‬
‫- آره.‬

515
00:19:25,667 --> 00:19:27,189
‫- اون عقب‌مونده‌ست.‬
‫- نه.‬

516
00:19:27,214 --> 00:19:28,433
‫- اوه، آره.‬
‫- نه.‬

517
00:19:28,505 --> 00:19:30,246
‫کاملاً تعطیله،‬
‫یه تخته‌اش کمه.‬

518
00:19:30,425 --> 00:19:31,905
‫اصلاً به دردمون نمی‌خوره.‬

519
00:19:32,488 --> 00:19:35,063
‫اوکی، حالا یادت باشه،‬
‫فقط نوار رو بذار توی ویدئو‬

520
00:19:35,088 --> 00:19:36,349
‫و تظاهر کن داری کابل رو درست می‌کنی.‬

521
00:19:36,374 --> 00:19:37,680
‫حتماً، قربان.‬

522
00:19:37,705 --> 00:19:39,098
‫من تازه از بریتانیای پیر‬
‫اومدم اینجا،‬

523
00:19:39,593 --> 00:19:40,897
‫دنبالِ اینم که یه زندگیِ جدید شروع کنم.‬

524
00:19:40,922 --> 00:19:42,576
‫نه، نه. نه، نه، نه.‬
‫درباره‌اش حرف زدیم.‬

525
00:19:42,623 --> 00:19:43,711
‫فقط برو توی اون خونه‌ی کیری.‬

526
00:19:47,250 --> 00:19:48,730
‫و شل هم نزن!‬

527
00:19:49,882 --> 00:19:51,622
‫سلام، بابا.‬

528
00:19:51,703 --> 00:19:53,801
‫ببین دمِ پله‌ها‬
‫به کی برخوردیم.‬

529
00:19:53,860 --> 00:19:55,122
‫نصابِ تلویزیونه.‬

530
00:19:55,558 --> 00:19:58,588
‫وقتش بود دیگه.‬
‫می‌تونی کابل رو درست کنی؟‬

531
00:19:58,613 --> 00:20:00,365
‫آره داداش،‬
‫می‌تونم کابل رو درست کنم.‬

532
00:20:00,390 --> 00:20:01,914
‫نه، نه. برو سرِ کارت کیریت.‬

533
00:20:04,112 --> 00:20:06,288
‫چیزِ، اوم،‬
‫خوبی توی روزنامه‌ی امروز هست؟‬

534
00:20:06,919 --> 00:20:08,833
‫کانگوروها الکی‌ان.‬

535
00:20:08,915 --> 00:20:09,741
‫می‌دونستم لعنتی.‬

536
00:20:09,842 --> 00:20:11,587
‫چی؟ نه، نیستن.‬

537
00:20:11,639 --> 00:20:13,336
‫اولیویا نیوتن-جان اعتراف کرد.‬

538
00:20:13,414 --> 00:20:14,981
‫یکم اطلاعاتت رو ببر بالا، بلر.‬

539
00:20:15,485 --> 00:20:17,312
‫دمش گرم.‬

540
00:20:17,520 --> 00:20:19,130
‫دنیا بالاخره داره جای خوبی می‌شه،‬

541
00:20:19,155 --> 00:20:20,765
‫اونوقت من توی خونه گیر افتادم.‬

542
00:20:20,791 --> 00:20:22,009
‫شاید بهتره برم یه قدمی بزنم.‬

543
00:20:22,034 --> 00:20:23,906
‫- اوه، نه، نه.‬
‫- نه! نه، نه. خونه بهتره.‬

544
00:20:23,943 --> 00:20:25,857
‫خب. تموم شد.‬

545
00:20:26,005 --> 00:20:27,484
‫وای چه سریع بود.‬

546
00:20:27,756 --> 00:20:30,846
‫فکر کنم برم‬
‫تلویزیون رو روشن کنم.‬

547
00:20:33,789 --> 00:20:34,703
‫<i>عصر بخیر.</i>‬

548
00:20:34,763 --> 00:20:36,229
‫<i>من چاد فارنزورث هستم، </i>‬

549
00:20:36,254 --> 00:20:38,474
‫<i>و این دنیای شماست.</i>‬

550
00:20:38,869 --> 00:20:39,782
‫این دیگه کدوم خریه؟‬

551
00:20:39,807 --> 00:20:41,244
‫تا حالا این یارو رو ندیده بودم.‬

552
00:20:41,364 --> 00:20:42,930
‫به نظر آدم پیچیده‌ای میاد.‬

553
00:20:42,955 --> 00:20:46,176
‫<i>خبر اول، او.جی. سیمپسون‬
‫هنوز پشت میله‌های زندانه، </i>‬

554
00:20:46,296 --> 00:20:47,515
‫<i>جایی که طبق گزارش‌ها...</i>‬

555
00:20:47,812 --> 00:20:49,160
‫<i>هر شب تا صبح</i>‬

556
00:20:49,335 --> 00:20:50,337
‫<i>گریه می‌کنه تا خوابش ببره.</i>‬

557
00:20:50,393 --> 00:20:51,350
‫ایول، دمش گرم!‬

558
00:20:51,375 --> 00:20:53,077
‫<i>وقتی ازش پرسیدن که آیا بازگشایی آلکاتراز</i>‬

559
00:20:53,102 --> 00:20:54,190
‫<i>یکم زیاده‌روی نیست، </i>‬

560
00:20:54,458 --> 00:20:55,764
‫<i>فرماندار کالیفرنیا گفت:</i>‬

561
00:20:55,988 --> 00:20:57,293
‫<i>«نه برای این هیولا.»</i>‬

562
00:20:57,438 --> 00:20:58,395
‫الهی شکر.‬

563
00:20:58,953 --> 00:21:00,520
‫<i>و حالا بریم سراغ</i>‬

564
00:21:00,545 --> 00:21:03,026
‫<i>دختر هواشناسمون،‬
‫هیلی اسنودن.</i>‬

565
00:21:03,051 --> 00:21:04,792
‫<i>هیلی، اوم،‬
‫پیش‌بینی وضع هوا</i>‬

566
00:21:04,817 --> 00:21:05,948
‫<i>برای آخر هفته چطوریه؟ </i>‬

567
00:21:05,973 --> 00:21:08,062
‫<i>اوه، زیاد خوب نیست، چاد...</i>‬

568
00:21:08,218 --> 00:21:10,003
‫<i>مگه اینکه مرغابی باشی.</i>‬

569
00:21:10,540 --> 00:21:13,065
‫<i>باحال بود، هیلی.</i>‬

570
00:21:14,196 --> 00:21:17,198
‫<i>ما با هم می‌خوابیم.‬
‫نمی‌تونم ازش دست بکشم.</i>‬

571
00:21:17,223 --> 00:21:18,964
‫<i>حتی سر کار.</i>‬

572
00:21:20,449 --> 00:21:21,581
‫<i>اوه، آره.</i>‬

573
00:21:22,107 --> 00:21:24,283
‫<i>اوه، خدای من.</i>‬

574
00:21:24,500 --> 00:21:26,546
‫<i>از وقتی زنم مرده،‬
‫همچین حسی نداشتم.</i>‬

575
00:21:28,172 --> 00:21:29,956
‫خب، دیگه بسه.‬

576
00:21:33,369 --> 00:21:34,848
‫دهنمون سرویسه.‬

577
00:21:34,873 --> 00:21:36,962
‫بابا فردا هم منتظر‬
‫یه بخش خبری دیگه می‌مونه.‬

578
00:21:36,987 --> 00:21:38,728
‫خب، زندگی‌مون الان اینطوری شده،‬
‫جانی.‬

579
00:21:38,753 --> 00:21:40,972
‫آماده کردن روزنامه‌ی روزانه‬
‫و اخبار شبانه.‬

580
00:21:41,479 --> 00:21:43,525
‫ما یه امپراتوری رسانه‌ایِ دو نفره هستیم.‬

581
00:21:43,550 --> 00:21:45,565
‫اوه، راستی،‬
‫بلر رو اخراج کردم.‬

582
00:21:45,782 --> 00:21:46,609
‫داره ازمون شکایت می‌کنه.‬

583
00:21:46,721 --> 00:21:48,157
‫شما پسرا متی رو ندیدین؟‬

584
00:21:48,362 --> 00:21:50,494
‫توی اتاق خواب نیست،‬
‫هیچ‌جا هم پیداش نمی‌کنم.‬

585
00:21:50,519 --> 00:21:51,955
‫نه.‬

586
00:21:55,618 --> 00:21:57,619
‫توی پارکینگ یا زیرزمین هم نیست.‬

587
00:21:57,644 --> 00:22:00,604
‫کتش نیست،‬
‫ولی ماشین هنوز اینجاست.‬

588
00:22:00,629 --> 00:22:01,891
‫حتماً رفته پیاده‌روی.‬

589
00:22:02,384 --> 00:22:04,430
‫وای کیر توش.‬
‫رفته بیرون توی دنیای واقعی.‬

590
00:22:04,455 --> 00:22:07,197
‫ممکنه حقیقت رو بفهمه‬
‫و دوباره سکته کنه.‬

591
00:22:09,826 --> 00:22:12,809
‫هی، نظرت در مورد اون‬
‫کانگوروهای قلابیِ لعنتی چیه، ها؟‬

592
00:22:12,834 --> 00:22:13,878
‫چی؟‬

593
00:22:28,555 --> 00:22:30,818
‫- ببخشید آقا؟‬
‫- بله؟‬

594
00:22:30,843 --> 00:22:32,453
‫آقا، داریم یه‬
‫مصاحبه‌ی مردمی انجام می‌دیم‬

595
00:22:32,478 --> 00:22:33,782
‫برای اخبار شبکه‌ی شش.‬

596
00:22:33,807 --> 00:22:35,026
‫مایلید نظرتون رو بگید؟‬

597
00:22:35,051 --> 00:22:36,530
‫همیشه.‬

598
00:22:36,555 --> 00:22:38,774
‫می‌خواستیم بدونیم نظرتون‬
‫درباره‌ی حکم او.جی. چیه.‬

599
00:22:39,219 --> 00:22:40,306
‫اوه، عالیه.‬

600
00:22:40,331 --> 00:22:42,080
‫باعث می‌شه به آمریکایی بودنم‬
‫افتخار کنم.‬

601
00:22:42,284 --> 00:22:43,894
‫- واقعاً؟‬
‫- صددرصد.‬

602
00:22:43,956 --> 00:22:45,566
‫اگه منم توی اون هیئت منصفه بودم،‬

603
00:22:45,591 --> 00:22:46,767
‫دقیقاً همین کار رو می‌کردم.‬

604
00:22:46,792 --> 00:22:48,513
‫نظرتون درباره‌ی اونایی که می‌گن‬

605
00:22:48,538 --> 00:22:50,246
‫این حکم‬
‫انگیزه‌ی نژادپرستانه داشته چیه؟‬

606
00:22:50,271 --> 00:22:51,011
‫چرنده.‬

607
00:22:51,036 --> 00:22:52,255
‫تا اونجایی که به من مربوط می‌شه،‬

608
00:22:52,370 --> 00:22:54,372
‫او.جی. داره دقیقاً‬
‫به چیزی که حقشه می‌رسه.‬

609
00:22:55,053 --> 00:22:56,750
‫خب، خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.‬

610
00:22:57,413 --> 00:22:59,415
‫هی، باورت می‌شه‬
‫دختر هواشناستون‬

611
00:22:59,440 --> 00:23:00,920
‫داره با مجری برنامه روی هم می‌ریزه؟‬

612
00:23:08,150 --> 00:23:10,718
‫هی، متی.‬
‫چند روزی بود ندیده بودمت.‬

613
00:23:10,743 --> 00:23:13,281
‫چه خبر؟‬
‫- اوم، حمله قلبی کردم. آره.‬

614
00:23:13,490 --> 00:23:15,405
‫مجبور شدن‬
‫یه استنتِ لعنتی توی رگم بذارن.‬

615
00:23:15,536 --> 00:23:17,320
‫اوه، جدی؟ منم از اونا دارم.‬

616
00:23:17,464 --> 00:23:19,335
‫آره، الان دیگه بدنم‬
‫کلاً شده استنت.‬

617
00:23:19,360 --> 00:23:21,212
‫مراسم تدفین برات گرفتن؟‬
‫- نه.‬

618
00:23:21,237 --> 00:23:22,891
‫اوه، پس الکی وقتم رو نگیر.‬

619
00:23:23,150 --> 00:23:26,196
‫هی، نظرت درباره‌ی‬
‫اون حکم او.جی. چیه، ها؟‬

620
00:23:26,252 --> 00:23:28,602
‫یادم ننداز.‬
‫هنوز بابتش عصبانیم.‬

621
00:23:29,150 --> 00:23:31,326
‫چرا؟ برای یه بار‬
‫هم که شده درست قضاوت کردن.‬

622
00:23:31,471 --> 00:23:32,646
‫داری با من شوخی می‌کنی؟‬

623
00:23:32,703 --> 00:23:33,574
‫همه‌اش تبانی بود.‬

624
00:23:34,171 --> 00:23:35,738
‫خب، شاید یه ذره.‬

625
00:23:35,804 --> 00:23:37,851
‫ولی می‌دونی، بعضی وقتا‬
‫باید یه فشار کوچیکی

626
00:23:37,876 --> 00:23:40,444
‫به ترازوی عدالت بیاری تا
‫مطمئن بشی همه‌چی عادلانه پیش می‌ره.‬

627
00:23:40,469 --> 00:23:42,819
‫عدالت؟ تو اصلاً نمی‌دونی داری چه گوهی می‌خوری.‬

628
00:23:43,021 --> 00:23:43,847
‫ارواح عمت نمی‌دونم.‬

629
00:23:43,963 --> 00:23:44,919
‫هی، هی.‬

630
00:23:45,006 --> 00:23:46,312
‫من اینجا مشتری‌های دیگه هم دارم، خب؟‬

631
00:23:46,423 --> 00:23:49,122
‫آره، حق با توئه. نباید با هم کل‌کل کنیم.‬

632
00:23:49,705 --> 00:23:50,837
‫ما، ما شبیه...‬

633
00:23:50,862 --> 00:23:52,734
‫گری و گلدیس گالامف شدیم.‬

634
00:23:53,055 --> 00:23:53,969
‫کی؟‬

635
00:23:54,608 --> 00:23:55,696
‫همون کمیک استریپه.‬

636
00:23:55,872 --> 00:23:56,786
‫اصلاً به گوشم نخورده.‬

637
00:23:57,617 --> 00:23:59,095
‫هر روز توی روزنامه چاپ می‌شه.‬

638
00:23:59,156 --> 00:24:00,897
‫فکر کنم اون استنت لعنتی رو توی مغزت کار گذاشتن.‬

639
00:24:01,483 --> 00:24:04,093
‫همون... گالامف‌های کسکش! ای بابا.‬

640
00:24:04,094 --> 00:24:06,897
‫می‌دونی، «اوه گلدیس، کمرم درد می‌کنه.» همون گالامف‌ها!‬

641
00:24:06,922 --> 00:24:08,707
‫اصلاً نمی‌فهمم داری چه گوهی می‌خوری!‬

642
00:24:08,732 --> 00:24:10,299
‫دارن با رزی اودانل فیلمش رو می‌سازن.‬

643
00:24:10,537 --> 00:24:12,879
‫اوه متی، خداروشکر. اینجایی.‬

644
00:24:12,904 --> 00:24:14,776
‫بابا، همه‌جا رو دنبالت گشتیم.‬

645
00:24:14,885 --> 00:24:17,138
‫عزیزم، باید بیای خونه. نیاز به استراحت داری.‬

646
00:24:17,189 --> 00:24:18,712
‫نمی‌خوام برم. تازه آبجوم رو گرفتم.‬

647
00:24:18,737 --> 00:24:19,695
‫سوزان، باید از اینجا ببریش.‬

648
00:24:19,720 --> 00:24:20,982
‫داره چرت‌وپرت می‌گه.‬

649
00:24:21,010 --> 00:24:22,288
‫- بیا دیگه متی.‬
‫- دارم حرف می‌زنم...‬

650
00:24:22,329 --> 00:24:23,503
‫- بریم.‬
‫- این یارو رسماً دیوونه شده!‬

651
00:24:23,631 --> 00:24:24,980
‫اسم گالامف‌های لعنتی هم به گوشش نخورده!‬

652
00:24:25,005 --> 00:24:26,869
‫اصلاً چیزی به اسم گالامف وجود نداره، احمق!‬

653
00:24:26,894 --> 00:24:29,607
‫تو از کجا بدونی! تو که اصلاً مطالعه نداری، احمقِ بیشعور!‬

654
00:24:29,632 --> 00:24:32,331
‫من مثل یه آدم حسابی گارفیلد می‌خونم،
‫مرتیکه‌ی عوضی!‬

655
00:24:32,365 --> 00:24:33,843
‫ریدم تو گارفیلد و خودت!‬

656
00:24:33,868 --> 00:24:35,827
‫کاش همون موقع ریخته بودنت رو فرش، آشغال!‬

657
00:24:35,853 --> 00:24:38,011
‫چرا نمی‌ری توی یه توالت دیگه برینی، مستِ لایعقل؟‬

658
00:24:38,036 --> 00:24:38,949
‫ببرینش بیرون.‬

659
00:24:40,278 --> 00:24:41,801
‫ولی خوشحالم که حالت بهتره.‬

660
00:24:49,582 --> 00:24:50,756
‫خوابیده.‬

661
00:24:50,781 --> 00:24:52,478
‫خب، واقعاً بخیر گذشت.‬

662
00:24:52,612 --> 00:24:55,962
‫بچه‌ها، این دیوونگیه. باید حقیقت رو بهش بگیم.‬

663
00:24:55,987 --> 00:24:57,348
‫خیلی خطرناکه.‬

664
00:24:57,373 --> 00:24:59,331
‫تازه، من کار روی گالامف‌های فردا رو هم شروع کردم.‬

665
00:24:59,574 --> 00:25:02,142
‫گری به‌خاطر تورم، برای هالووین
‫با قیافه‌ی خودش می‌ره.‬

666
00:25:02,646 --> 00:25:03,473
‫ها!‬

667
00:25:03,498 --> 00:25:06,313
‫شاید بهتر باشه یه کم صبر کنیم‬

668
00:25:06,338 --> 00:25:08,482
‫تا وقتی که جون بگیره و حالش بیاد سر جاش.‬

669
00:25:08,507 --> 00:25:10,378
‫نه، این واقعاً مسخره‌ست!‬

670
00:25:10,403 --> 00:25:11,970
‫تا تراملز پیاده رفته.‬

671
00:25:11,995 --> 00:25:13,822
‫این بیشترین ورزشیه که توی این چند سال کرده.‬

672
00:25:13,847 --> 00:25:14,805
‫حالش خوبه.‬

673
00:25:14,830 --> 00:25:16,005
‫نزدیک بود دعوا راه بندازه‬

674
00:25:16,154 --> 00:25:17,807
‫سر اون گارفیلدِ لعنتی و جون سالم به در برد.‬

675
00:25:17,966 --> 00:25:20,621
‫ولی داره از زندگیِ جدیدش لذت می‌بره.‬

676
00:25:20,646 --> 00:25:23,561
‫خواهش می‌کنم بلر، فقط کافیه تا ابد بهش دروغ بگیم‬

677
00:25:23,586 --> 00:25:25,284
‫و اونم خوشحال می‌مونه.‬

678
00:25:33,626 --> 00:25:34,888
‫کسی هست؟‬

679
00:25:37,026 --> 00:25:38,985
‫قـ... قرار بود اینجا یکی رو ببینم.‬

680
00:25:39,488 --> 00:25:40,620
‫کسی هست؟‬

681
00:25:41,136 --> 00:25:43,660
‫یه سری اطلاعات دارم که شاید به دردت بخوره.‬

682
00:25:44,755 --> 00:25:45,669
‫بلر؟‬

683
00:25:46,127 --> 00:25:47,433
‫آره.‬

684
00:25:47,716 --> 00:25:49,239
‫ما اینجا چه غلطی می‌کنیم؟‬

685
00:25:49,635 --> 00:25:50,533
‫بقیه می‌دونن اومدی بیرون؟‬

686
00:25:50,558 --> 00:25:52,386
‫نه. از پنجره‌ی حموم پریدم بیرون‬

687
00:25:52,411 --> 00:25:53,281
‫همون‌طوری که توی یادداشت نوشته بودی.‬

688
00:25:53,306 --> 00:25:54,742
‫چه خبره اینجا؟‬

689
00:25:54,767 --> 00:25:57,163
‫بقیه‌ی خانواده نمی‌خوان تو این رو ببینی،‬

690
00:25:57,188 --> 00:26:00,017
‫ولی... من نمی‌تونم به دروغ گفتن ادامه بدم.‬

691
00:26:01,468 --> 00:26:02,701
‫[اوجی گناهکار نیست]

692
00:26:03,391 --> 00:26:06,351
‫این چیه؟ روزنامه‌ی شوخیه؟‬

693
00:26:06,376 --> 00:26:09,510
‫نه متی، این روزنامه‌ی واقعیه.‬

694
00:26:10,107 --> 00:26:11,805
‫او.جی آزاده.‬

695
00:26:13,362 --> 00:26:15,669
‫- چی؟‬
‫- بقیه‌اش رو بخون.‬

696
00:26:19,099 --> 00:26:21,449
‫اینجا... نوشته کلیولند، رد ساکس رو‬

697
00:26:21,623 --> 00:26:22,885
‫از پلی‌آف حذف کرده.‬

698
00:26:23,103 --> 00:26:24,757
‫معلومه که باختن. اونا رد ساکس‌ان دیگه.‬

699
00:26:24,902 --> 00:26:26,687
‫- داری باهام شوخی می‌کنی!‬
‫- بخش سرگرمی رو نگاه کن.‬

700
00:26:29,012 --> 00:26:30,362
‫چی...‬

701
00:26:30,387 --> 00:26:33,347
‫گالامف‌ها! پس گالامف‌های لعنتی کجان؟‬

702
00:26:33,372 --> 00:26:35,592
‫اصلاً چیزی به اسم گالامف وجود نداره، متی.‬

703
00:26:36,376 --> 00:26:37,767
‫ولی...‬

704
00:26:37,941 --> 00:26:40,814
‫ولی هیلاری کلینتون، اون دودولش واقعی بود، نه؟‬

705
00:26:43,297 --> 00:26:45,212
‫نه، اون واژن داره.‬

706
00:26:52,102 --> 00:26:52,973
‫اوه، خدای من...‬

707
00:27:01,791 --> 00:27:03,532
‫هی نگاه کن، این همون یاروئه توی اخباره.‬

708
00:27:03,790 --> 00:27:06,575
‫هی! دمت گرم که پشت او.جی دراومدی.‬

709
00:27:06,600 --> 00:27:07,861
‫چـ... چی؟‬

710
00:27:07,886 --> 00:27:10,454
‫تو سیاه‌ترین سفیدپوستِ بوستونی!‬

711
00:27:22,570 --> 00:27:24,876
‫وای خدای من. ام... الـ... الان زنگ می‌زنم آمبولانس.‬

712
00:27:24,904 --> 00:27:27,080
‫نه.‬

713
00:27:27,176 --> 00:27:28,395
‫بذار بمیرم.‬

714
00:27:37,881 --> 00:27:39,405
‫اوه، متی.‬

715
00:27:39,430 --> 00:27:41,268
‫خداروشکر که حالت خوبه.‬

716
00:27:41,293 --> 00:27:43,774
‫خیلی ترسیده بودم.‬
‫- خوبم.‬

717
00:27:43,799 --> 00:27:45,626
‫راستش دیگه دارم به این حمله‌های قلبی عادت می‌کنم.‬

718
00:27:45,759 --> 00:27:47,281
‫بعدیش دیگه مثلِ آب خوردنه.‬
‫آخی.‬

719
00:27:47,306 --> 00:27:50,048
‫اوه، دیگه اجازه نداری حمله قلبی کنی.‬

720
00:27:50,073 --> 00:27:52,859
‫قراره یه، یه زندگیِ طولانی کنارِ هم داشته باشیم.‬

721
00:27:54,002 --> 00:27:55,525
‫دوستت دارم، متی بنت.‬

722
00:27:55,787 --> 00:27:57,179
‫منم دوستت دارم، سوزان.‬

723
00:27:57,640 --> 00:27:59,207
‫متأسفم، عمو متی.‬

724
00:27:59,548 --> 00:28:02,072
‫فکر کردم گفتنِ حقیقت کارِ درستیه.‬

725
00:28:02,209 --> 00:28:05,386
‫نـ... نمی‌دونستم این‌قدر... غرقش شدی.‬

726
00:28:05,775 --> 00:28:07,647
‫در هر صورت، آره، مـ... معذرت می‌خوام.‬

727
00:28:07,672 --> 00:28:09,195
‫نه، همه‌اش تقصیرِ منه.‬

728
00:28:09,488 --> 00:28:12,143
‫همه‌یِ اینا از اون‌جایی شروع شد که من یه عوضیِ مفت‌خورم،‬

729
00:28:12,168 --> 00:28:14,997
‫و با گول زدنت، گندِ بیشتری به همه‌چی زدم.‬

730
00:28:15,057 --> 00:28:17,146
‫سرزنشت نمی‌کنم که از دستم شاکی باشی.‬

731
00:28:17,758 --> 00:28:18,932
‫شوخی می‌کنی؟‬

732
00:28:18,957 --> 00:28:21,568
‫شاکی نیستم.‬
‫بدجوری تحت‌تأثیر قرار گرفتم.‬

733
00:28:21,695 --> 00:28:23,479
‫- چی؟‬
‫- آره.‬

734
00:28:23,684 --> 00:28:26,817
‫یه هفته تمام، هر روز یه روزنامه‌یِ کامل درست کردی.‬

735
00:28:27,054 --> 00:28:29,361
‫لعنتی، یکی از بهترین متن‌هایِ ورزشی‌ای بود‬

736
00:28:29,552 --> 00:28:30,771
‫که تو این چند سال خونده بودم.‬

737
00:28:31,535 --> 00:28:32,928
‫و، و اون خبرا.‬

738
00:28:32,953 --> 00:28:35,433
‫جانی، تو یه دنیایِ کامل خلق کردی.‬

739
00:28:35,458 --> 00:28:36,981
‫دنیایی که دلم می‌خواد توش زندگی کنم.‬

740
00:28:37,006 --> 00:28:38,791
‫جایی که تیمِ «رد ساکس» افتضاح نیست.‬

741
00:28:39,043 --> 00:28:41,045
‫جایی که «مدونا» مرده.‬

742
00:28:41,353 --> 00:28:45,095
‫و جایی که بالاخره به یه سفیدپوست تو آمریکا
‫یه فرصتِ برابر می‌دن.‬

743
00:28:45,120 --> 00:28:46,620
‫می‌شه یکم مورفین بهم بدین؟‬

744
00:28:46,749 --> 00:28:48,534
‫حتماً. منم باهات می‌زنم.‬

745
00:28:48,645 --> 00:28:50,169
‫آره، دروغ بود، ولی...‬

746
00:28:51,468 --> 00:28:53,383
‫باعث شد به یه چیزی باور پیدا کنم.‬

747
00:28:54,031 --> 00:28:55,642
‫و اگه می‌تونی همه‌یِ اون کارا رو بکنی...‬

748
00:28:56,421 --> 00:28:59,249
‫می‌دونم هر کاری که اراده کنی رو می‌تونی انجام بدی.‬

749
00:28:59,577 --> 00:29:01,187
‫یه جورایی یه کارِ دونفره بود.‬

750
00:29:01,212 --> 00:29:02,692
‫پس فکر نمی‌کنی من یه آدمِ داغونم؟‬

751
00:29:02,976 --> 00:29:04,499
‫تو پتانسیلش رو داری، جانی.‬

752
00:29:05,541 --> 00:29:06,934
‫بهت افتخار می‌کنم.‬

753
00:29:07,898 --> 00:29:09,291
‫ممنون، بابا.‬

754
00:29:20,676 --> 00:29:23,200
‫پسر، تازه داره باورم می‌شه‬

755
00:29:23,228 --> 00:29:24,490
‫که دبیرستان واقعاً تموم شده.‬

756
00:29:24,620 --> 00:29:26,230
‫آره، دیگه شکی توش نیست.‬

757
00:29:26,351 --> 00:29:29,702
‫من و تو دیگه اعضایِ بالغ و مسئولیت‌پذیرِ جامعه هستیم.‬

758
00:29:30,053 --> 00:29:31,532
‫اون بانگ رو بده من.‬

759
00:29:31,557 --> 00:29:33,820
‫احتمالاً به‌زودی واسه خودمون یه جا می‌گیریم.‬

760
00:29:33,845 --> 00:29:35,455
‫فکر می‌کنی مامان هنوزم میاد که مثلاً،‬

761
00:29:35,480 --> 00:29:37,221
‫لباسامون رو بشوره و تمیزکاری کنه و این حرفا؟‬

762
00:29:37,476 --> 00:29:39,042
‫قطعاً و ابداً نه.‬

763
00:29:39,160 --> 00:29:40,161
‫حق با اونه، جانی.‬

764
00:29:40,388 --> 00:29:41,563
‫ما دیگه بزرگ شدیم.‬

765
00:29:41,714 --> 00:29:42,976
‫لباسا رو می‌بریم پیشِ سوزان.‬

766
00:29:43,280 --> 00:29:46,153
‫من می‌گم بیایم کله‌گنده‌هایِ صنعت بشیم‬

767
00:29:46,371 --> 00:29:48,198
‫و تویِ مرکزِ تجارتِ جهانی دفتر داشته باشیم.‬

768
00:29:48,226 --> 00:29:50,448
‫دو تا دفتر، تویِ هر کدوم از برجا یکی.‬

769
00:29:50,582 --> 00:29:52,192
‫و یه دفترِ فرعی هم تویِ پنتاگون‬

770
00:29:52,217 --> 00:29:53,784
‫واسه اون قراردادهایِ چرب و نرمِ دولتی.‬

771
00:29:53,809 --> 00:29:55,288
‫و یه خونه‌یِ ییلاقی واسه تعطیلات.‬

772
00:29:55,313 --> 00:29:57,663
‫شنیدم تویِ پنسیلوانیا زمین‌هایِ بازِ خیلی خوبی دارن.‬

773
00:29:57,688 --> 00:29:58,820
‫اوه، هیچ‌چیزی نمی‌تونه جلومون رو بگیره.‬

774
00:29:59,058 --> 00:30:00,668
‫فکر کنم شماها باید یکم‬

775
00:30:00,693 --> 00:30:02,515
‫توقعاتتون رو بیارید پایین.‬

776
00:30:02,599 --> 00:30:05,355
‫اوه، نه بابا. شنیدی که بابام چی گفت.‬

777
00:30:05,380 --> 00:30:07,165
‫هر کاری که اراده کنم رو می‌تونم انجام بدم.‬

778
00:30:07,631 --> 00:30:09,416
‫می‌تونم برم دانشگاه، یه چیزی اختراع کنم.‬

779
00:30:09,441 --> 00:30:10,921
‫سقفِ آرزوهامون آسمونه.‬

780
00:30:10,946 --> 00:30:13,209
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟‬

781
00:30:23,518 --> 00:30:25,346
‫مطمئنی این همون چیزیه که می‌خوای؟‬

782
00:30:25,446 --> 00:30:27,883
‫تو کلِ عمرم هیچ‌وقت این‌قدر مطمئن نبودم.‬

783
00:30:29,762 --> 00:30:31,503
‫می‌خوام حسابی عضله‌ای بشم.‬

784
00:30:31,528 --> 00:30:33,704
‫منظورت در حدِ یه آدمِ خوش‌هیکلِ عادیه؟‬

785
00:30:33,787 --> 00:30:36,006
‫نه. یعنی واقعاً غول بشم.‬

786
00:30:36,395 --> 00:30:39,310
‫اون‌قدر عضلانی که کسایی که دوستم دارن نگرانم بشن.‬

787
00:30:39,524 --> 00:30:41,656
‫تویِ این مسیر ازت حمایت می‌کنم.‬

788
00:30:41,721 --> 00:30:43,244
‫بزن بریم.‬

789
00:30:44,464 --> 00:30:48,163
‫<i>و جان واقعاً هم بدجوری غول شد.</i>‬

790
00:30:48,834 --> 00:30:50,183
‫<i>یه دوره‌یِ هفت‌ساله بود</i>‬

791
00:30:50,208 --> 00:30:51,993
‫<i>که حتی یک بار هم پیرهن نپوشید.</i>‬

792
00:30:52,322 --> 00:30:55,500
‫<i>آخرش با یه دخترِ خیلی باحال ازدواج کرد، </i>‬

793
00:30:55,525 --> 00:30:58,963
‫<i>ولی طلاق گرفتن و با یه دخترِ باحالِ دیگه آشنا شد.</i>‬

794
00:30:59,089 --> 00:31:00,874
‫<i>می‌دونی چیه؟ دو تا فیلم درباره‌اش ساختن.</i>‬

795
00:31:01,198 --> 00:31:02,286
‫<i>فقط برید اونا رو ببینید.</i>‬

796
00:31:02,334 --> 00:31:03,509
‫<i>خب، اولی رو، </i>‬

797
00:31:03,534 --> 00:31:05,682
‫<i>دومی هم لحظه‌هایِ خنده‌داری داره، </i>‬

798
00:31:05,707 --> 00:31:07,142
‫<i>که بیشترشون تویِ نیمه‌یِ اولشه، </i>‬

799
00:31:07,167 --> 00:31:09,094
‫<i>ولی حتی منم نمی‌تونم تا آخرش بشینم پاش.</i>‬

800
00:31:09,119 --> 00:31:11,905
‫<i>در هر صورت، اینم از تیتراژِ پایانی.</i>‬

801
00:31:12,500 --> 00:31:32,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

