﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

3
00:00:32,119 --> 00:00:36,122
‫پسر، باورم نمیشه که‬
‫نصف سال آخر گذشت.‬

4
00:00:36,123 --> 00:00:39,082
‫آره، وقتی روزی ۱۵ ساعت‬
‫چت باشی زمان زود می‌گذره.‬

5
00:00:39,107 --> 00:00:41,152
‫از وقتی اومدیم اینجا‬
‫همه واقعاً عوض شدن.‬

6
00:00:41,269 --> 00:00:42,922
‫آخه
‫کلایو حتی ریش گذاشته.‬

7
00:00:43,217 --> 00:00:45,306
‫انگار چاک نوریس‬
‫کاراته رو بوسیده گذاشته کنار‬

8
00:00:45,331 --> 00:00:47,594
‫و اسمشو گذاشته‬
‫چارلز نوریس.‬

9
00:00:47,619 --> 00:00:49,708
‫شبیه یه دریاداری شده‬
‫که از دستور رئیس‌جمهور سرپیچی می‌کنه‬

10
00:00:49,733 --> 00:00:51,236
‫تا به یه زیردریایی روسی بمب اتم بزنه.‬

11
00:00:51,261 --> 00:00:52,828
‫شبیه یه آدم اهل مطالعه‌ست‬

12
00:00:52,907 --> 00:00:56,693
‫که سال ۱۹۷۸‬
‫باربارا استرایسند رو از نظر جنسی راضی کرده.‬

13
00:00:57,111 --> 00:00:58,633
‫می‌دونی‬
‫کی اصلاً عوض نشده؟‬

14
00:00:58,658 --> 00:01:00,225
‫- کی؟‬
‫- من.‬

15
00:01:00,565 --> 00:01:03,220
‫همون بازنده‌ی کیری‌ای هستم که‬
‫روز اول پامو گذاشتم اینجا.‬

16
00:01:03,351 --> 00:01:04,507
‫می‌دونی،‬
‫دارم می‌رم دانشگاه‬

17
00:01:04,536 --> 00:01:05,910
‫در حالی که هیچ‌وقت دوست‌دختر نداشتم.‬

18
00:01:05,935 --> 00:01:07,067
‫چقدر ضایع‌ست آخه؟‬

19
00:01:07,092 --> 00:01:07,962
‫بتانی چی؟‬

20
00:01:08,042 --> 00:01:08,911
‫نه، منظورم‬

21
00:01:08,936 --> 00:01:10,590
‫یه رابطه‌ی واقعیه.‬

22
00:01:10,750 --> 00:01:13,006
‫همه تو مدرسه تکلیفشون معلومه،‬
‫اما من نه.‬

23
00:01:13,234 --> 00:01:14,844
‫من آخرین پسر مجرد باقی‌مونده‌ام.‬

24
00:01:15,031 --> 00:01:16,946
‫آخه
‫ورزشکارا که با تشویق‌کننده‌ها هستن.‬

25
00:01:16,971 --> 00:01:18,232
‫اندرو هم که با پالیه.‬

26
00:01:18,257 --> 00:01:19,911
‫حتی همه‌ی بچه‌های گی هم‬
‫مچ‌درد گرفتن‬

27
00:01:19,936 --> 00:01:21,110
‫از بس برای هم جق زدن.‬

28
00:01:21,175 --> 00:01:23,699
‫باورم نمیشه‬
‫بیمه بلو کراس اینو پوشش می‌ده.‬

29
00:01:24,580 --> 00:01:26,277
‫هی، ارین چی؟‬
‫اون که مجرده.‬

30
00:01:26,796 --> 00:01:29,103
‫یادت باشه، سوزان بهمون گفت‬
‫اونقدرها هم سلیطه نیست.‬

31
00:01:29,159 --> 00:01:30,900
‫خدای من، خیلی سکسی و جذابه.‬

32
00:01:31,079 --> 00:01:32,907
‫ولی هیچ‌وقت اتفاق نمیفته.‬
‫اون با اسکل‌ها دیت نمی‌ره.‬

33
00:01:33,224 --> 00:01:34,572
‫هی، هیچ‌وقت معلوم نمی‌کنه.‬

34
00:01:34,597 --> 00:01:36,643
‫شاید از پسرای‬
‫با اعتمادبه‌نفس بالا،‬

35
00:01:36,668 --> 00:01:38,714
‫فک‌های تراشیده و دودول‌های بزرگ خسته شده باشه.‬

36
00:01:38,922 --> 00:01:40,837
‫من اصلا اونقدر استرس دارم‬
‫که نمی‌تونم با فکرش جق بزنم.‬

37
00:01:40,862 --> 00:01:42,907
‫خجالتی می‌شم‬
‫و اضطراب عملکرد می‌گیرم.‬

38
00:01:43,438 --> 00:01:46,005
‫تازگی‌ها فقط می‌تونم با فکر‬
‫آدمایی که از خودم پایین‌ترن جق بزنم.‬

39
00:01:46,065 --> 00:01:48,023
‫- کی؟‬
‫- کلی تامی فی بیکر‬

40
00:01:48,048 --> 00:01:49,092
‫و زن‌های کارتن‌خواب.‬

41
00:01:54,569 --> 00:01:56,135
‫هی، دانشگاه نیویورک چی؟‬

42
00:01:56,160 --> 00:01:58,118
‫چیزی انتخاب نکن‬
‫که خیلی گرون باشه.‬

43
00:01:58,165 --> 00:02:00,645
‫نگران نباش، متی.‬
‫جان اصلاً دانشگاه قبول نمی‌شه.‬

44
00:02:00,770 --> 00:02:02,859
‫هی، چرا که نه؟ معدلم ۲.۶ شده.‬

45
00:02:02,903 --> 00:02:04,426
‫دانشگاه‌ها فقط‬
‫به نمره‌هات نگاه نمی‌کنن.‬

46
00:02:04,584 --> 00:02:07,066
‫اونا فعالیت‌های‬
‫فوق‌برنامه‌ت رو هم در نظر می‌گیرن.‬

47
00:02:07,231 --> 00:02:08,711
‫تو هیچی نداری.‬

48
00:02:08,736 --> 00:02:10,478
‫وای خدای من. جان، راست می‌گه.‬

49
00:02:10,503 --> 00:02:11,722
‫اینجا نوشته «فعالیت‌ها»،‬

50
00:02:12,132 --> 00:02:13,698
‫و بعدش‬
‫هشت تا خط خالیه.‬

51
00:02:13,723 --> 00:02:15,943
‫کدوم خری‬
‫هشت خط فعالیت داره؟‬

52
00:02:15,968 --> 00:02:17,360
‫تیم آلن.‬

53
00:02:17,385 --> 00:02:19,487
‫آدمایی که واقعاً‬
‫می‌رن دانشگاه.‬

54
00:02:19,570 --> 00:02:23,226
‫مثلا من مناظره،‬
‫روزنامه، شنا و والیبال کار کردم.‬

55
00:02:23,404 --> 00:02:25,319
‫اما جان نمی‌تونه‬
‫هیچ‌کدوم از این کارا رو بکنه.‬

56
00:02:25,430 --> 00:02:26,954
‫اون فقط یه بچه‌ست.‬

57
00:02:27,017 --> 00:02:28,784
‫اگه یه بزرگتر باشه‬
‫می‌تونم شنا کنم.‬

58
00:02:34,632 --> 00:02:36,417
‫نمی‌تونیم خودمون رو گول بزنیم، سوزان.‬

59
00:02:36,442 --> 00:02:38,269
‫ما واقعاً‬
‫مشکل مالی داریم.‬

60
00:02:38,294 --> 00:02:41,471
‫خب، تو از پسش برمیای،‬
‫متی. همیشه برمیای.‬

61
00:02:41,496 --> 00:02:43,380
‫نمی‌دونم. این دفعه نه.‬
‫ما قرار نیست...‬

62
00:02:43,405 --> 00:02:44,791
‫ما قرار نیست‬
‫از پس هزینه‌ها بربیایم،‬

63
00:02:44,816 --> 00:02:46,252
‫چه برسه به پول دانشگاه‬

64
00:02:46,253 --> 00:02:47,819
‫مگر اینکه یه کار دیگه پیدا کنم.‬

65
00:02:47,844 --> 00:02:49,338
‫و می‌دونی‬
‫تقصیر کدوم کسکشیه؟

66
00:02:49,430 --> 00:02:51,214
‫اوه، لطفاً نگو تقصیر خودته.‬

67
00:02:51,239 --> 00:02:52,022
‫البته که نه.‬

68
00:02:52,098 --> 00:02:53,216
‫تقصیر کلینتون پفیوزه.‬

69
00:02:53,314 --> 00:02:54,750
‫- اوه.‬
‫- آره. چرا...‬

70
00:02:54,775 --> 00:02:55,819
‫چرا به همه می‌گه‬

71
00:02:55,885 --> 00:02:57,059
‫که اصلاً باید برن دانشگاه؟‬

72
00:02:57,087 --> 00:02:59,219
‫انگار دلم می‌خواد‬
‫۲۵ هزار تا بریزم دور‬

73
00:02:59,244 --> 00:03:00,722
‫که پسرم گی بشه؟‬

74
00:03:00,752 --> 00:03:02,667
‫این کار باید ارزون‌تر تموم بشه.‬

75
00:03:02,692 --> 00:03:04,445
‫همیشه فکر می‌کردم‬
‫جان می‌تونه یه کار پیدا کنه‬

76
00:03:04,474 --> 00:03:06,433
‫یا... یا مثل من اعزام بشه ارتش،‬

77
00:03:06,458 --> 00:03:07,590
‫اما حتی‬
‫یه جنگ درست و حسابی هم نیست.‬

78
00:03:07,648 --> 00:03:09,693
‫همه‌ی اینا تقصیر منه.‬

79
00:03:09,718 --> 00:03:12,161
‫مثل دخترای اعیونی‬
‫خرج کردم،‬

80
00:03:12,186 --> 00:03:15,102
‫همه‌ی روغن‌هام رو از برند اولِی گرفتم.‬

81
00:03:15,158 --> 00:03:16,768
‫می‌تونم جاهای ارزون‌تر پیدا کنم.‬

82
00:03:16,793 --> 00:03:18,620
‫نه. هیچ‌وقت اینو نگو.‬

83
00:03:19,152 --> 00:03:20,414
‫تو لایق بهترین محصولات پوستی هستی‬

84
00:03:20,539 --> 00:03:22,150
‫که فروشگاه فیلینز بیسمنت‬
‫می‌تونه داشته باشه.‬

85
00:03:23,059 --> 00:03:25,192
‫یه کار پیدا می‌کنم‬
‫تا بهار از پسش بربیایم.‬

86
00:03:27,816 --> 00:03:29,252
‫امروز یه گوزن دیدم.‬

87
00:03:29,470 --> 00:03:30,427
‫نمی‌خوام خودمو درگیر کنم.‬

88
00:03:37,826 --> 00:03:39,262
‫یا عیسی مسیح.‬

89
00:03:39,287 --> 00:03:41,071
‫واسه دانشگاه رفتن باید این کارا رو کرد؟‬

90
00:03:41,096 --> 00:03:42,184
‫همه‌شون کسشرن.

91
00:03:42,209 --> 00:03:43,714
‫- انجمن ریاضی؟‬
‫- نه.‬

92
00:03:43,739 --> 00:03:44,653
‫- لاکراس؟‬
‫- نه.‬

93
00:03:44,678 --> 00:03:45,373
‫- فوتبال؟‬
‫- نه.‬

94
00:03:45,398 --> 00:03:46,268
‫- نجوم؟‬
‫- نه.‬

95
00:03:46,293 --> 00:03:47,487
‫هولوکاست واقعاً اتفاق افتاده؟‬

96
00:03:47,512 --> 00:03:48,512
‫نه. اوه، صبر کن! نه!‬

97
00:03:48,537 --> 00:03:49,943
‫- آخ، دیگه دیر شد.‬
‫- نه. نه پسر.‬

98
00:03:49,968 --> 00:03:51,230
‫- کیرم دهنت.
‫- دیگه دیره، دیگه دیره.‬

99
00:03:51,255 --> 00:03:52,299
‫تو یه هیولایی.‬
‫به همه می‌گم.‬

100
00:03:52,324 --> 00:03:54,195
‫کون لقت
‫اوه، هی، اینو ببین.‬

101
00:03:54,220 --> 00:03:56,918
‫«تست بازیگری برای کملوت.‬
‫یه لذت شاهانه!»‬

102
00:03:57,044 --> 00:03:58,828
‫هوم. نظرت چیه؟‬

103
00:03:59,017 --> 00:04:01,284
‫خب، اگه من تست بدم، تو هم با من میای تست بدی؟‬

104
00:04:01,348 --> 00:04:03,132
‫- حتماً.‬
‫- مگه بازیگری چقدر می‌تونه سخت باشه؟‬

105
00:04:03,210 --> 00:04:04,472
‫آخه جان تراولتا داره انجامش می‌ده.‬

106
00:04:04,497 --> 00:04:06,063
‫اسکیت اولریش داره ازش نون می‌خوره.‬

107
00:04:06,183 --> 00:04:07,924
‫امکان نداره تام آرنولد کاری بکنه که ما نتونیم.‬

108
00:04:08,002 --> 00:04:09,617
‫به نظر میاد مت لبلانک از پسش برمیاد.‬

109
00:04:09,642 --> 00:04:10,774
‫یه نفر داره به کوین کاستنر پول می‌ده.‬

110
00:04:10,880 --> 00:04:12,141
‫کریستین اسلیتر هم که هنوز هست.‬

111
00:04:12,166 --> 00:04:13,341
‫چارلی شین هم که همیشه همه‌جا هست.‬

112
00:04:13,366 --> 00:04:15,480
‫کریگ تی نلسون با بازیگری واسه خودش خونه خریده.‬

113
00:04:15,505 --> 00:04:16,898
‫- من می‌تونم بازی کنم.‬
‫- می‌تونی بازی کنی.‬

114
00:04:21,632 --> 00:04:24,069
‫خب، با این مکان آشنایی داری؟‬

115
00:04:24,094 --> 00:04:26,095
‫آره. بابام همین‌جا مُرد.‬

116
00:04:26,120 --> 00:04:27,424
‫اوه. چه جالب.‬

117
00:04:27,449 --> 00:04:29,582
‫خب چرا فکر می‌کنی صلاحیت کار کردن‬

118
00:04:29,655 --> 00:04:33,248
‫توی یه محیط پرجنب‌وجوش
‫با فرصت‌های رشد واقعی مثل دانکن دوناتس رو داری،؟

119
00:04:33,574 --> 00:04:35,532
‫من دونات می‌خورم و می‌دونم قهوه چیه.‬

120
00:04:35,737 --> 00:04:38,087
‫در اصل همینه.‬
‫به تیم خوش اومدی.‬

121
00:04:38,112 --> 00:04:39,852
‫ساعتی ۴ دلار و ۲۵ سنته، به اضافه‌ی انعام.‬

122
00:04:40,032 --> 00:04:41,786
‫مردم زیاد انعام می‌دن؟‬

123
00:04:41,905 --> 00:04:43,994
‫تا حالا یه بارم اتفاق نیفتاده، ولی ممکنه.‬

124
00:04:44,545 --> 00:04:45,807
‫باید برات یه لباس بیارم.‬

125
00:04:46,939 --> 00:04:48,810
‫یا عیسی مسیح.‬
‫باید صورتی بپوشم؟‬

126
00:04:49,071 --> 00:04:52,577
‫همه می‌پوشن. اینطوری اگه اتفاقی افتاد
‫ پلیسا می‌فهمن به کی نباید شلیک کنن‬

127
00:04:53,597 --> 00:04:56,252
‫آها. یه مارتی داریم.‬
‫همین خوبه.‬

128
00:05:01,213 --> 00:05:04,433
‫بگو چطوری قراره‬

129
00:05:04,434 --> 00:05:08,611
‫بدون تو زندگی کنم؟‬

130
00:05:08,612 --> 00:05:14,226
‫حالا که این همه وقت‬
‫عاشقت بودم‬

131
00:05:16,098 --> 00:05:21,364
‫چطوری قراره‬
‫بدون تو زندگی کنم؟‬

132
00:05:21,582 --> 00:05:23,323
‫باشه. باشه.‬

133
00:05:24,022 --> 00:05:25,894
‫ممنون، کنت.‬
‫فکر کنم همین‌قدر کافیه.‬

134
00:05:25,919 --> 00:05:28,357
‫ممنون. اوم، می‌تونی بری.‬

135
00:05:28,971 --> 00:05:31,418
‫اوه. خب، نظرتون به سمتی متمایل شده‬

136
00:05:31,495 --> 00:05:33,758
‫در مورد حضور من توی نمایش؟‬

137
00:05:34,116 --> 00:05:35,813
‫لیستِ بازیگرا دوشنبه اعلام می‌شه.‬

138
00:05:35,838 --> 00:05:37,274
‫باشه. ممنون.‬

139
00:05:38,512 --> 00:05:41,123
‫کنتِ بیچاره. هر سال واسه نمایش تست می‌ده‬

140
00:05:41,148 --> 00:05:42,398
‫و هیچ‌وقت انتخاب نمی‌شه.‬

141
00:05:42,423 --> 00:05:44,120
‫آره، شنیدم مدیر برنارد می‌گفت‬

142
00:05:44,145 --> 00:05:45,929
‫نگران اعتمادبه‌نفس طولانی‌مدتش هستن‬

143
00:05:46,076 --> 00:05:47,381
‫و شاید مجبور بشن بهش شلیک کنن.‬

144
00:05:47,406 --> 00:05:48,972
‫خب، بهتر از اینه که بذارن زجر بکشه.‬

145
00:05:48,997 --> 00:05:49,692
‫آره.‬

146
00:05:49,717 --> 00:05:51,806
‫هی، جانی. نگاه کن.‬

147
00:05:54,986 --> 00:05:56,858
‫اوه لعنتی، ارینه.‬

148
00:05:57,966 --> 00:06:04,145
‫امروز رو با بوسه بدرقه کن‬

149
00:06:04,146 --> 00:06:07,367
‫شیرینی و‬
‫غمش رو‬

150
00:06:07,541 --> 00:06:09,064
‫لعنتی، صداش واقعاً عالیه.‬

151
00:06:09,089 --> 00:06:11,090
‫خوشگلم هست، واسه همین بیشتر به دل می‌شینه.‬

152
00:06:11,283 --> 00:06:19,335
‫برام آرزوی موفقیت کن‬
‫منم همین‌طور برای تو‬

153
00:06:21,012 --> 00:06:25,930
‫فراموش نمی‌کنم‬
‫نمی‌تونم از کاری که کردم پشیمون باشم‬

154
00:06:26,161 --> 00:06:29,338
‫هی، تدی. اگه من و ارین جفتمون توی نمایش باشیم،‬

155
00:06:29,430 --> 00:06:31,301
‫اون‌وقت می‌تونم هر روز رو باهاش بگذرونم.‬

156
00:06:35,960 --> 00:06:38,049
‫ارین، عالی بود.‬
‫ممنون.‬

157
00:06:38,074 --> 00:06:39,554
‫ممنون.‬

158
00:06:39,964 --> 00:06:43,054
‫خب. جان بنه.‬

159
00:06:43,079 --> 00:06:44,907
‫اوه، اون، اوم...‬
‫بنت هست.‬

160
00:06:45,043 --> 00:06:47,568
‫البته. ببخشید.‬
‫تابستون رو توی پاریس گذروندم.‬

161
00:06:47,725 --> 00:06:48,812
‫بیا بالا.‬

162
00:06:48,837 --> 00:06:50,143
‫خیلی خب رفیق،‬
‫برو بترکون.‬

163
00:06:54,370 --> 00:06:55,502
‫باشه.‬

164
00:06:56,546 --> 00:06:57,852
‫من قراره...

165
00:06:57,877 --> 00:07:00,985
‫صحنه‌ی «بدون دخترم هرگز» رو‬
‫از فیلم «بدون دخترم هرگز» رو اجرا کنم.

166
00:07:04,658 --> 00:07:06,168
‫بدون دخترم هرگز!‬

167
00:07:07,514 --> 00:07:08,558
‫ممنون.‬

168
00:07:09,690 --> 00:07:11,692
‫باشه. ممنون.‬

169
00:07:11,909 --> 00:07:14,564
‫بعدی، اوم، تد.‬

170
00:07:19,526 --> 00:07:21,353
‫دمت گرم پسر.‬
‫خیلی تاثیرگذار بود.‬

171
00:07:24,317 --> 00:07:26,667
‫سلام. اوم، تد بنت.‬
‫۷۵ سانتی‌متر.‬

172
00:07:26,731 --> 00:07:28,771
‫ساکن همین‌جام، واجد شرایط انجمن بازیگرام،‬

173
00:07:28,796 --> 00:07:30,450
‫و ریشم رو هم نمی‌زنم.‬

174
00:07:30,475 --> 00:07:33,826
‫خب، من آهنگ تیتراژ «خرس های پاستیلی» رو اجرا می‌کنم.‬

175
00:07:37,614 --> 00:07:41,138
‫<i>♪ پرجنب‌وجوش و جسور ♪‬
‫♪ شجاع و مهربون ♪</i>‬

176
00:07:41,286 --> 00:07:44,593
‫<i>♪ باوفا و صمیمی ♪‬
‫♪ با کلی داستان واسه تعریف کردن ♪</i>‬

177
00:07:44,594 --> 00:07:46,160
‫<i>♪ توی تمومِ جنگل ♪</i>‬

178
00:07:46,161 --> 00:07:47,988
‫<i>♪ هم‌صدا آواز می‌خونن ♪</i>‬

179
00:07:47,989 --> 00:07:51,557
‫<i>♪ قدم‌زنان می‌رن و ♪‬
‫♪ آوازشون تو هوا می‌پیچه ♪</i>‬

180
00:07:51,558 --> 00:07:53,559
‫<i>♪ خرس‌های پاستیلی ♪</i>‬

181
00:07:53,560 --> 00:07:56,475
‫<i>♪ این‌ور و اون‌ور می‌پرن ♪‬
‫♪ و همه‌جا هستن ♪</i>‬

182
00:07:56,476 --> 00:08:00,174
‫<i>♪ یه ماجراجوییِ بزرگ ♪‬
‫♪ که لنگه نداره ♪</i>‬

183
00:08:00,175 --> 00:08:03,569
‫<i>♪ اونا خرس‌های پاستیلی هستن ♪</i>‬

184
00:08:03,570 --> 00:08:06,921
‫<i>♪ اونا خرس‌های پاستیلی هستن! ♪</i>‬

185
00:08:07,138 --> 00:08:08,139
‫خیلی ممنون.‬

186
00:08:12,579 --> 00:08:14,189
‫یه سؤال دارم.‬

187
00:08:14,279 --> 00:08:16,499
‫تا حالا شماها‬
‫تئاتر دیدین؟‬

188
00:08:16,563 --> 00:08:17,564
‫- نه.‬
‫- نه، ندیدیم.‬

189
00:08:22,850 --> 00:08:24,547
‫خب، فکر می‌کنی‬
‫چقدر دیگه طول بکشه؟‬

190
00:08:24,572 --> 00:08:25,963
‫نمی‌دونم. گفت ساعت ۱۰ صبح.‬

191
00:08:25,988 --> 00:08:27,642
‫خب، شاید بهتره بذاریم بریم‬
‫و بعداً برگردیم.‬

192
00:08:27,796 --> 00:08:29,319
‫نه، این‌طوری‬
‫به شلوغی نمی‌خوریم.‬

193
00:08:29,509 --> 00:08:30,727
‫عه. جانی، نگاه کن.‬

194
00:08:34,992 --> 00:08:36,777
‫اوکی، بریم چک کنیم.‬

195
00:08:36,994 --> 00:08:37,952
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن،‬
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!‬

196
00:08:37,977 --> 00:08:40,371
‫- چی شده؟‬
‫- قلدرهای فوتبالیست.‬

197
00:08:41,419 --> 00:08:43,523
‫وای، لعنتی.‬
‫- چیکار کنیم؟‬

198
00:08:43,548 --> 00:08:45,114
‫خیلی خب. خیلی خب،‬
‫نقشه اینه.‬

199
00:08:45,481 --> 00:08:46,830
‫خیلی عادی از کنارشون رد می‌شیم،‬

200
00:08:46,855 --> 00:08:48,378
‫و بدون اینکه وایسیم‬
‫لیست رو چک می‌کنیم.‬

201
00:08:48,472 --> 00:08:49,790
‫اوکی. نقشه‌ی خوبیه.‬

202
00:08:49,815 --> 00:08:50,903
‫بزن بریم.‬

203
00:08:56,927 --> 00:08:58,320
‫نگهبان شماره یک!‬

204
00:08:58,345 --> 00:08:59,562
‫نگهبان شماره دو!‬

205
00:08:59,587 --> 00:09:01,589
‫- هی! اینا توی تئاترن!‬
‫- بگیریدشون!‬

206
00:09:01,614 --> 00:09:03,224
‫وای گه‌ش بگیرن!

207
00:09:03,790 --> 00:09:04,573
‫لعنتی!‬

208
00:09:06,455 --> 00:09:07,629
‫اوه خدای من!‬

209
00:09:07,851 --> 00:09:09,636
‫وای پسر، بدجوری قراره کتک بخورن.‬

210
00:09:09,661 --> 00:09:12,054
‫خب، حالا می‌فهمی‬
‫چرا کارت اشتباه بود؟‬

211
00:09:12,079 --> 00:09:13,863
‫فکر کنم. من...‬

212
00:09:14,017 --> 00:09:15,923
‫راستش هنوز دارم سعی می‌کنم بفهمم‬

213
00:09:15,948 --> 00:09:18,603
‫که حضورِ ما توی تئاتر‬
‫چه تأثیری روی شما داره.‬

214
00:09:18,809 --> 00:09:20,855
‫خب، آخه مسئله اینه که وقتی علنیش می‌کنید،‬

215
00:09:20,880 --> 00:09:23,120
‫و من می‌بینم دارید کاری مثلِ‬
‫چک کردنِ لیستِ بازیگرا رو انجام می‌دید،‬

216
00:09:23,234 --> 00:09:25,410
‫منو تو موقعیتی قرار می‌ده‬
‫که مجبور می‌شم واکنش نشون بدم.‬

217
00:09:25,435 --> 00:09:26,783
‫که مجبور می‌شی‬
‫بیای ما رو بزنی.‬

218
00:09:26,808 --> 00:09:27,938
‫دقیقاً.‬

219
00:09:27,963 --> 00:09:29,356
‫دیدنِ دانش‌آموزهایی که‬

220
00:09:29,545 --> 00:09:31,460
‫توی کارهای هنری هستن‬
‫واقعاً برام قابل‌هضم نیست.‬

221
00:09:31,525 --> 00:09:33,222
‫باعث می‌شه حسِ بدی بگیرم.‬
‫- همه‌مون.‬

222
00:09:34,414 --> 00:09:35,893
‫همه‌مون حسِ بدی می‌گیریم.‬

223
00:09:35,991 --> 00:09:37,340
‫و حس می‌کنم‬
‫مدرسه باید‬

224
00:09:37,365 --> 00:09:38,670
‫یه محیطِ بدون تهدید باشه،‬

225
00:09:39,014 --> 00:09:40,144
‫و ما باید احساسِ امنیت کنیم.‬

226
00:09:40,492 --> 00:09:42,059
‫و شرکت کردنِ ما‬
‫توی تئاتر‬

227
00:09:42,084 --> 00:09:43,433
‫باعث می‌شه شما احساسِ ناامنی کنید.‬

228
00:09:43,529 --> 00:09:45,671
‫شدیداً. منظورم اینه که‬
‫کلِ حرفم همینه.‬

229
00:09:45,696 --> 00:09:47,262
‫و اصلاً فکر نمی‌کنم‬
‫این منصفانه باشه.‬

230
00:09:47,287 --> 00:09:48,776
‫خب وقتی این‌طوری می‌گی،‬
‫فکر کنم حق با توئه.‬

231
00:09:48,849 --> 00:09:50,241
‫- ما اشتباه کردیم.‬
‫- آره، اشتباه از ما بود.‬

232
00:09:50,266 --> 00:09:51,963
‫- من معذرت می‌خوام. آره.‬
‫- آره. منم همین‌طور. من...‬

233
00:09:52,141 --> 00:09:54,404
‫آخرین چیزی که می‌خوایم اینه که‬
‫باعث بشیم کسی حسِ بدی پیدا کنه.‬

234
00:09:54,492 --> 00:09:56,793
‫اوکی، خب ممنون‬
‫که درک می‌کنید.‬

235
00:09:56,818 --> 00:09:58,297
‫اوه، نه. بابا، این چه حرفیه.‬

236
00:09:58,322 --> 00:10:00,324
‫من تجربه‌های خیلی متفاوتی‬
‫توی این زمینه داشتم.‬

237
00:10:00,349 --> 00:10:01,949
‫مجبور شدم کلی آدم رو‬

238
00:10:01,974 --> 00:10:03,280
‫با کلی علایقِ مختلف کتک بزنم.‬

239
00:10:03,479 --> 00:10:04,567
‫اوه، گوش کن،‬
‫ما اصلاً نمی‌خوایم‬

240
00:10:04,592 --> 00:10:06,289
‫به مشغله‌های زیادت اضافه کنیم. واقعاً.‬

241
00:10:06,574 --> 00:10:08,271
‫- ممنونم ازتون.‬
‫- ما محتاط‌تر عمل می‌کنیم.‬

242
00:10:08,458 --> 00:10:09,764
‫ممنون. واقعاً.‬

243
00:10:10,094 --> 00:10:11,966
‫- اوکی. روزِ خوبی داشته باشی.‬
‫- تو هم همین‌طور.‬

244
00:10:12,123 --> 00:10:13,429
‫ممنون. مواظب باش خیس نشی.‬

245
00:10:13,620 --> 00:10:14,882
‫انگار قراره یه کم‬
‫نم‌نم بارون بیاد.‬

246
00:10:14,973 --> 00:10:16,615
‫آره. خیلی ممنون.‬

247
00:10:17,948 --> 00:10:20,908
‫این مدرسه خیلی کسخریه.‬

248
00:10:20,933 --> 00:10:22,143
‫ببخشید، یادم رفت.‬

249
00:10:30,761 --> 00:10:32,980
‫<i>امروز داشتیم با آدم‌هایی‬
‫صحبت می‌کردیم</i>‬

250
00:10:33,005 --> 00:10:34,703
‫<i>که می‌گن خیلی ادعاشون می‌شه، </i>‬

251
00:10:34,728 --> 00:10:36,034
‫<i>هرچند دوستاشون‬
‫باهاشون مخالفن</i>‬

252
00:10:36,059 --> 00:10:37,408
‫<i>و می‌گن که اونا فقط آشغالن.</i>‬

253
00:10:38,202 --> 00:10:40,378
‫وای، خدای من.‬

254
00:10:42,428 --> 00:10:44,567
‫این چک رو نگاه کن، می‌بینی؟‬

255
00:10:44,631 --> 00:10:45,806
‫هان، باورت می‌شه؟‬

256
00:10:46,103 --> 00:10:47,627
‫این هفته ۴۰ ساعت کار کردم.‬

257
00:10:48,038 --> 00:10:49,649
‫می‌دونی، این پولِ دانکن‬

258
00:10:49,674 --> 00:10:51,459
‫فقط نصفِ اون چیزیه که واسه‬
‫گذروندنِ زندگی لازم داریم.‬

259
00:10:51,497 --> 00:10:53,715
‫و ما... ما هم قرار نیست‬
‫هیچ صدقه‌ای از کسی بگیریم.‬

260
00:10:53,850 --> 00:10:56,331
‫شاید منم بتونم یه کار پیدا کنم.‬

261
00:10:56,661 --> 00:10:58,618
‫تو؟ پس کی شام درست کنه؟‬

262
00:10:58,752 --> 00:11:00,623
‫خب بازم شام درست می‌کنم.‬

263
00:11:00,674 --> 00:11:01,544
‫کی قراره لباسا رو بشوره؟‬

264
00:11:01,782 --> 00:11:02,696
‫خب، من انجام می‌دم.‬

265
00:11:02,993 --> 00:11:04,952
‫- کی قراره جاروبرقی بکشه؟‬
‫- من.‬

266
00:11:05,070 --> 00:11:06,312
‫خب، تا وقتی که هنوز‬
‫همه چیز رو مساوی تقسیم می‌کنیم،‬

267
00:11:06,337 --> 00:11:07,722
‫پس حتماً.‬

268
00:11:07,747 --> 00:11:10,315
‫توی دانکن دوناتس‬
‫دیگه نیروی کمکی نمی‌خوان؟‬

269
00:11:10,720 --> 00:11:12,026
‫هنوز تابلوی استخدامشون بالا بود.‬

270
00:11:12,051 --> 00:11:14,227
‫خب، شاید بتونم‬
‫کمک‌دستِ کوچولوت باشم.‬

271
00:11:14,406 --> 00:11:17,756
‫من و تو، شونه به شونه،‬

272
00:11:17,781 --> 00:11:20,828
‫دونات و قهوه‬
‫درست کنیم.‬

273
00:11:20,951 --> 00:11:22,038
‫خیلی رمانتیک می‌شه.‬

274
00:11:22,240 --> 00:11:23,981
‫آره، عالیه.‬
‫هی، یه لطفی بهم بکن‬

275
00:11:24,006 --> 00:11:26,051
‫و یه گیره کاغذ رو بجوشون.‬
‫یه زگیل روی انگشت پام افتاده.‬

276
00:11:34,245 --> 00:11:37,044
‫نه، نه، نه، نه.‬
‫لنسلات، گوئین‌ویر،‬

277
00:11:37,069 --> 00:11:38,505
‫شما دوتا قرار بود‬
‫عاشق هم باشین، باشه؟‬

278
00:11:38,530 --> 00:11:40,008
‫من هیچ حسی اینجا نمی‌بینم.‬

279
00:11:40,033 --> 00:11:42,906
‫باشه، ببخشید. اون اصلاً‬
‫باهام راه نمیاد.‬

280
00:11:43,027 --> 00:11:44,464
‫ببخشید؟ من واقعاً دارم‬

281
00:11:44,628 --> 00:11:46,369
‫توی این صحنه‬
‫از جون و دل مایه می‌ذارم.‬

282
00:11:46,394 --> 00:11:48,222
‫آهان، پس اون بوی گند واسه همین بود.‬

283
00:11:48,411 --> 00:11:50,631
‫- دهنت سرویس.‬
‫- باشه. باشه، بیاید...‬

284
00:11:50,781 --> 00:11:52,827
‫بیاید یکم تمرینات‬
‫گرم‌کردنِ اولیه رو انجام بدیم.‬

285
00:11:52,852 --> 00:11:53,984
‫ذهنمون رو آزاد می‌کنیم.‬

286
00:11:55,715 --> 00:11:57,891
‫ارین،‬
‫به نظرم عالی بودی.‬

287
00:11:57,916 --> 00:11:59,788
‫اوه، مرسی.‬
‫الان خیلی حالم بهتر شد.‬

288
00:11:59,880 --> 00:12:03,460
‫هی، خیلی باحاله‬
‫که قراره چند هفته‌ی آینده با هم کار کنیم، نه؟‬

289
00:12:03,485 --> 00:12:05,270
‫بذار همین الان تو نطفه خفه‌اش کنم.‬

290
00:12:05,295 --> 00:12:08,771
‫به هر چیزی که داری سعی می‌کنی‬
‫اینجا راه بندازی، علاقه‌ای ندارم،‬

291
00:12:08,989 --> 00:12:09,981
‫پس فقط از سر راهم برو کنار،‬

292
00:12:10,047 --> 00:12:12,441
‫نگهبان شماره یک یا دو یا هر چی.‬

293
00:12:12,466 --> 00:12:13,989
‫اون شماره یکه. من شماره دوئم.‬

294
00:12:14,560 --> 00:12:16,344
‫در ضمن، حالا که حرف از شماره دو شد،‬

295
00:12:16,443 --> 00:12:19,010
‫بازم بابت اون دفعه که‬
‫سر کلاس ریدم بهت معذرت می‌خوام.‬

296
00:12:19,035 --> 00:12:20,169
‫گمشو، خرسِ گنده.‬

297
00:12:20,197 --> 00:12:21,808
‫باشه. ارین، نیتن.‬

298
00:12:22,106 --> 00:12:24,544
‫بیاید یه تمرین تکرار رو‬
‫امتحان کنیم، باشه؟‬

299
00:12:24,918 --> 00:12:26,006
‫با یه چیز ساده شروع می‌کنیم.‬

300
00:12:26,031 --> 00:12:27,903
‫مثلاً «از پیرهنت خوشم میاد».‬

301
00:12:28,098 --> 00:12:29,883
‫اینو مدام به همدیگه بگید.‬

302
00:12:29,908 --> 00:12:31,693
‫ببینید می‌تونید‬
‫حسی تولید کنید یا نه.‬

303
00:12:33,753 --> 00:12:35,102
‫از پیرهنت خوشم میاد.‬

304
00:12:35,127 --> 00:12:36,912
‫- از پیرهنت خوشم میاد.‬
‫- از پیرهنت خوشم میاد.‬

305
00:12:37,014 --> 00:12:38,145
‫ممنون. برندِ رالف لورنه.‬

306
00:12:38,253 --> 00:12:40,821
‫نه. نه،‬
‫روشش اینطوری نیست.‬

307
00:12:40,858 --> 00:12:42,076
‫ببینید، یکی دیگه امتحان کنه.‬

308
00:12:42,103 --> 00:12:44,060
‫جان، تد. دوتا نگهبانِ ما. شماها برید.‬

309
00:12:44,348 --> 00:12:45,828
‫این باید جالب باشه.‬

310
00:12:47,539 --> 00:12:49,454
‫آه، باشه.‬

311
00:12:49,495 --> 00:12:50,713
‫از پیرهنت خوشم میاد.‬

312
00:12:51,205 --> 00:12:52,119
‫از پیرهنت خوشم میاد.‬

313
00:12:52,144 --> 00:12:53,231
‫عاشقِ پیرهنتم.‬

314
00:12:53,256 --> 00:12:54,954
‫چاخان کردم. از پیرهنت متنفرم.‬

315
00:12:54,979 --> 00:12:56,198
‫از پیرهنم متنفری؟ دهنت سرویس!‬

316
00:12:56,223 --> 00:12:57,572
‫ریدم به خودت و اون پیرهنِ کیریت!‬

317
00:12:57,597 --> 00:12:59,463
‫درباره‌ی پیرهنِ من حرف نزن.‬

318
00:12:59,512 --> 00:13:00,643
‫می‌کُشمت،‬
‫مادرقهوه!‬

319
00:13:00,668 --> 00:13:01,885
‫من می‌کُشمت‬

320
00:13:01,910 --> 00:13:03,303
‫و می‌رینم به پیرهنت،‬
‫آشغال!‬

321
00:13:03,328 --> 00:13:04,547
‫دهنت سرویس!‬

322
00:13:07,914 --> 00:13:09,393
‫نمی‌خوای...‬

323
00:13:09,498 --> 00:13:11,892
‫با همون پیرهنت‬
‫مثل یه سگ خفه‌ات می‌کنم!‬

324
00:13:12,356 --> 00:13:14,924
‫خودت و کلِ‬
‫خانواده‌ی کسکشت رو خفه می‌کنم!‬

325
00:13:14,989 --> 00:13:16,686
‫از اون بچه‌ی قنداقیت‬

326
00:13:16,764 --> 00:13:18,853
‫مثل چماق استفاده می‌کنم‬
‫تا ننه جنده‌ت رو بزنم!‬

327
00:13:19,056 --> 00:13:21,102
‫من اصلاً مادرم رو ندیدم!‬

328
00:13:23,585 --> 00:13:26,153
‫مادرت رو هیچ‌وقت ندیدی؟‬

329
00:13:26,178 --> 00:13:29,355
‫نه. هیچ‌وقت مادرم رو ندیدم.‬

330
00:13:31,020 --> 00:13:32,805
‫یا هیچ‌کدوم از عمه‌هام رو.‬

331
00:13:32,830 --> 00:13:36,181
‫وای، سیدنی، واقعاً متأسفم! من اصلاً نمی‌دونستم.‬

332
00:13:36,206 --> 00:13:38,426
‫اسمش توی تمرین سیدنی بود.‬

333
00:13:41,898 --> 00:13:44,031
‫به این می‌گن بازیگری.‬

334
00:13:44,335 --> 00:13:45,684
‫من که اصلاً پیرهن تنم نیست.‬

335
00:13:45,912 --> 00:13:47,303
‫باشه همگی،‬
‫پنج دقیقه استراحت.‬

336
00:13:47,304 --> 00:13:48,871
‫باید برم یه سری نکات رو‬
‫با عوامل صحنه چک کنم.‬

337
00:13:51,515 --> 00:13:53,605
‫- هی.‬
‫- هی.‬

338
00:13:53,754 --> 00:13:56,931
‫واقعاً خوب بود.‬
‫کاری که تو و تد کردید.‬

339
00:13:57,880 --> 00:13:58,838
‫ممنون.‬

340
00:13:58,863 --> 00:14:00,212
‫چطوری، ام...‬

341
00:14:00,362 --> 00:14:01,449
‫چطوری اون کارو کردی؟‬

342
00:14:01,510 --> 00:14:03,904
‫خب، من خیلی فیلم می‌بینم،‬

343
00:14:03,954 --> 00:14:06,696
‫و فهمیدم که کلِ بازیگری‬
‫کلاً یا داد زدنه،‬

344
00:14:06,721 --> 00:14:08,025
‫پچ‌پچ کردن، یا گریه کردن.‬

345
00:14:08,151 --> 00:14:11,315
‫واسه همین قبل از اینکه حرفی بزنم،‬
‫فقط یکی از اون سه تا رو انتخاب کردم.‬

346
00:14:11,610 --> 00:14:14,263
‫هوم. واقعاً ممکنه جواب بده.‬

347
00:14:14,505 --> 00:14:16,464
‫مرسی، جان.‬

348
00:14:19,447 --> 00:14:21,419
‫عجب سلیطه‌ایه، نه؟‬

349
00:14:21,576 --> 00:14:24,100
‫هی، بریم قطارِ ماساژ راه بندازیم؟‬

350
00:14:25,000 --> 00:14:30,000


351
00:14:31,352 --> 00:14:35,008
‫باشه. سوزان، می‌خوام ویدئوی‬
‫توجیهیِ کارکنان رو بهت نشون بدم.‬

352
00:14:35,119 --> 00:14:36,991
‫اوه، خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

353
00:14:37,258 --> 00:14:40,116
‫هفده ساله که هیچ فیلمی‬
‫ندیدم.‬

354
00:14:40,488 --> 00:14:41,489
‫خیلی خب.‬

355
00:14:49,585 --> 00:14:51,065
‫<i>اینم یه جین دوناتِ تازه.</i>‬

356
00:14:51,201 --> 00:14:53,595
‫<i>ممنون که به‬
‫دانکن دوناتس اومدین.</i>‬

357
00:14:55,024 --> 00:14:57,548
‫<i>بوی خیلی خوبی می‌ده.‬
‫ممنون.</i>‬

358
00:14:59,169 --> 00:15:02,651
‫<i>سلام. به خانواده‌ی‬
‫دانکن دوناتس خوش اومدین.</i>‬

359
00:15:02,685 --> 00:15:06,167
‫<i>توی دانکن دوناتس، همیشه‬
‫حق با مشتریه.</i>‬

360
00:15:06,192 --> 00:15:08,845
‫<i>یه سری کارهای درست‬
‫و غلط توی دانکن داریم.</i>‬

361
00:15:09,357 --> 00:15:11,620
‫<i>بیاین یه موقعیتِ‬
‫معمولی رو ببینیم.</i>‬

362
00:15:12,892 --> 00:15:16,069
‫<i>سلام. یه جین از دونات‌های‬
‫شکلاتیِ گلیز شده می‌خوام.</i>‬

363
00:15:16,480 --> 00:15:20,920
‫<i>از اونا تموم کردیم.‬
‫در ضمن، شیفتِ منم تموم شده.</i>‬

364
00:15:22,965 --> 00:15:24,227
‫<i>برو! </i>‬

365
00:15:27,197 --> 00:15:29,156
‫<i>مطمئن نیستم اون مشتری</i>‬

366
00:15:29,299 --> 00:15:31,278
‫<i>دیگه هیچ‌وقت دلش بخواد‬
‫برگرده اینجا.</i>‬

367
00:15:31,539 --> 00:15:35,282
‫<i>حالا بیاین روشِ درستِ‬
‫برخورد با این سوال رو ببینیم.</i>‬

368
00:15:35,499 --> 00:15:38,285
‫<i>سلام. یه جین از دونات‌های‬
‫شکلاتیِ گلیز شده می‌خوام.</i>‬

369
00:15:38,315 --> 00:15:40,753
‫<i>انتخابِ خوبیه.‬
‫یکی از موردعلاقه‌های منه.</i>‬

370
00:15:40,778 --> 00:15:43,159
‫<i>الان براتون می‌ذارم تو جعبه‬
‫و سریع آماده‌اش می‌کنم.</i>‬

371
00:15:43,184 --> 00:15:45,316
‫<i>در ضمن، می‌تونم‬
‫برات ساک بزنم؟ </i>‬

372
00:15:45,727 --> 00:15:46,597
‫اوه، لعنت بهش!‬

373
00:15:46,815 --> 00:15:47,903
‫ببخشید. ببخشید.‬

374
00:15:47,928 --> 00:15:50,061
‫این معلومه که یکی از‬
‫شوخی‌های جفریه.‬

375
00:15:50,100 --> 00:15:51,753
‫اون ماهِ پیش اخراج شد.‬

376
00:15:51,778 --> 00:15:54,040
‫ولی در واقع، همه چیز قبل از‬
‫اون قضیه‌ی ساک زدن درست بود.‬

377
00:15:54,084 --> 00:15:56,739
‫پس ببین، فقط با مشتری‌ها‬
‫مهربون باش‬

378
00:15:57,043 --> 00:15:58,653
‫و با لبخند بهشون خوش‌آمد بگو.‬
‫می‌تونی این کارو بکنی؟‬

379
00:15:58,768 --> 00:16:00,727
‫من عاشقِ لبخند زدنم.‬

380
00:16:00,753 --> 00:16:02,145
‫همیشه دنبالِ‬
‫چیزهای جدید‬

381
00:16:02,177 --> 00:16:04,788
‫و آدم‌های جدیدم که بهشون لبخند بزنم.‬
‫- یا عیسی مسیح.‬

382
00:16:05,306 --> 00:16:08,048
‫متی، بیا بهترین لبخندِ‬
‫مخصوصِ مشتریت رو ببینیم.‬

383
00:16:10,967 --> 00:16:12,577
‫هیجان‌انگیز نیست؟‬

384
00:16:12,711 --> 00:16:17,063
‫من و تو، شونه به شونه،‬
‫برای مردم دونات می‌بریم.‬

385
00:16:17,334 --> 00:16:19,336
‫باید بدونی، یه یارویی هست‬
‫که یه سوراخ روی لپش داره.‬

386
00:16:19,541 --> 00:16:22,022
‫هر روز صبح میاد.‬
‫دونات رو مستقیم می‌ذاره اون تو.‬

387
00:16:22,145 --> 00:16:23,016
‫دیدنش واقعاً وحشتناکه.‬

388
00:16:23,453 --> 00:16:26,282
‫اوه، خدای من.‬

389
00:16:32,382 --> 00:16:40,477
‫<i>♪ که شاید بتونیم یه بارِ دیگه عاشق بشیم ♪</i>‬

390
00:16:43,567 --> 00:16:45,352
‫و اینجا هم‬
‫بوسه‌های آبدار و طولانی داریم.‬

391
00:16:45,415 --> 00:16:46,982
‫ولی بیاین تا خودِ‬
‫اجرای اصلی صبر کنیم.‬

392
00:16:47,007 --> 00:16:48,224
‫نمی‌خوایم حس و حالِ‬
‫بینمون رو هدر بدیم.‬

393
00:16:48,249 --> 00:16:49,666
‫نگهبانِ شماره یک،‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

394
00:16:49,691 --> 00:16:50,561
‫خیلی اومدی جلوی صحنه.‬

395
00:16:50,586 --> 00:16:52,849
‫اوه. آره، درسته.‬

396
00:16:53,490 --> 00:16:56,363
‫خب، گوئینِویر با شاه آرتور ازدواج کرده،‬

397
00:16:56,388 --> 00:16:57,998
‫واسه همین فکر کردم به عنوانِ نگهبانِ شماره یک،‬

398
00:16:58,023 --> 00:16:59,633
‫احتمالاً از اینکه لانسلوت داره
‫مخشو می‌زنه زیاد خوشحال نیستم.‬

399
00:16:59,678 --> 00:17:01,418
‫واسه همین اومدم اینجا که آماده باشم تا...‬

400
00:17:01,484 --> 00:17:03,530
‫می‌دونی دیگه، از حکومت دفاع کنم یا هر چی.‬

401
00:17:04,003 --> 00:17:05,569
‫آره. نه.‬
‫برگرد سرِ جای مشخصِ خودت.‬

402
00:17:05,594 --> 00:17:07,204
‫صبر کن. راستش خوشم اومد.‬

403
00:17:07,229 --> 00:17:09,463
‫حداقل یه نفر داره با من‬
‫مثلِ یه ملکه رفتار می‌کنه.‬

404
00:17:09,559 --> 00:17:11,477
‫عزیزم،‬
‫تو فکر می‌کنی خیلی تحفه‌ای،‬

405
00:17:11,502 --> 00:17:12,632
‫ولی هیچی نیستی.‬

406
00:17:12,657 --> 00:17:14,310
‫هی، اون ملکه‌ی کیری ماست، رفیق.‬

407
00:17:14,335 --> 00:17:16,947
‫گوش کن، باید یه کم‬
‫شمشیربازی با آرتور تمرین کنم.‬

408
00:17:16,972 --> 00:17:19,496
‫باشه، برو. می‌ریم سراغِ‬
‫صحنه‌ی موردِرد.‬

409
00:17:22,150 --> 00:17:24,043
‫می‌دونی،‬
‫تو تنها کسی توی این نمایشی‬

410
00:17:24,217 --> 00:17:25,653
‫که واقعاً داری بهم حس می‌دی‬
‫تا بتونم بازی کنم.‬

411
00:17:25,678 --> 00:17:26,462
‫واقعاً؟‬

412
00:17:26,558 --> 00:17:28,037
‫آره، جالبه.‬

413
00:17:28,062 --> 00:17:29,657
‫هر وقت می‌خوام‬
‫برم تو قالبِ نقش،‬

414
00:17:29,682 --> 00:17:30,987
‫فقط به تو نگاه می‌کنم،‬

415
00:17:31,012 --> 00:17:32,318
‫چون با اون چشم‌های گرد شده‬
‫داری بهم زل می‌زنی.‬

416
00:17:32,510 --> 00:17:36,036
‫ببخشید اگه یه جوری نگاه می‌کنم‬
‫که انگار مزاحمم.‬

417
00:17:36,152 --> 00:17:37,501
‫باور کنی یا نه، این داره کمک می‌کنه.‬

418
00:17:37,860 --> 00:17:39,688
‫باعث می‌شه حس کنم‬
‫واقعاً یه ملکه‌ام.‬

419
00:17:39,938 --> 00:17:42,114
‫خب، پس اون‌جوری،‬
‫منطقیه دیگه،‬

420
00:17:42,245 --> 00:17:44,378
‫چون تو یه جورایی مثلِ‬
‫ملکه‌ی مدرسه‌ای.‬

421
00:17:44,688 --> 00:17:47,343
‫می‌خوای بعد از تمرین با هم‬
‫دیالوگ‌ها رو مرور کنیم؟‬

422
00:17:47,490 --> 00:17:49,503
‫چند تا صحنه هست‬
‫که توشون لنگ می‌زنم،‬

423
00:17:49,528 --> 00:17:51,400
‫و نیتن هم همه‌اش داره‬
‫کلاه‌گیس امتحان می‌کنه.‬

424
00:17:51,469 --> 00:17:52,905
‫آره.‬

425
00:17:52,930 --> 00:17:54,540
‫آره، حتماً. حتماً.‬

426
00:17:54,793 --> 00:17:55,662
‫عالیه.‬

427
00:17:55,687 --> 00:17:57,515
‫من برای خدمت به شما زنده‌ام، بانوی من.‬

428
00:18:04,761 --> 00:18:06,862
‫خب، لانسلوت و آرتور‬
‫دارن کون هم میذارن.‬

429
00:18:06,935 --> 00:18:08,807
‫دیدم که داشتن کیرشون رو‬
‫با پرده‌ی مخملی پاک می‌کردن.‬

430
00:18:08,832 --> 00:18:10,181
‫می‌خوای بریم برگر بخوریم؟‬

431
00:18:17,347 --> 00:18:18,740
‫باشه.‬
‫همگی جمع شین دورِ من.‬

432
00:18:18,911 --> 00:18:20,129
‫یه خبرِ خیلی بزرگ دارم.‬

433
00:18:20,207 --> 00:18:21,817
‫مانچکین‌های کدو تنبل‬
‫دارن برمی‌گردن؟‬

434
00:18:21,862 --> 00:18:23,124
‫نه، اونا‬
‫یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بودن‬

435
00:18:23,149 --> 00:18:24,826
‫و باعث شدن‬
‫کلی آدم اخراج بشن.‬

436
00:18:24,851 --> 00:18:26,635
‫اتفاقی که داره می‌افته اینه که‬
‫رئیس‌جمهور کلینتون‬

437
00:18:26,813 --> 00:18:29,157
‫هفته‌ی دیگه میاد‬
‫به فرامینگهام...‬

438
00:18:29,182 --> 00:18:30,313
‫و قراره یه سری هم به‬

439
00:18:30,337 --> 00:18:31,599
‫این مغازه بزنه.‬
‫- چی؟‬

440
00:18:31,753 --> 00:18:33,058
‫خبرنگارها هم قراره بیان اینجا.‬

441
00:18:33,083 --> 00:18:35,607
‫پس، یورگیس، اگه بتونی‬
‫یه تیپِ آمریکایی بزنی،‬

442
00:18:35,778 --> 00:18:36,518
‫خیلی عالی می‌شه، رفیق.‬

443
00:18:36,663 --> 00:18:40,590
‫من اومدم به این کشور کورتنی کاکس رو ببینم.

444
00:18:41,120 --> 00:18:42,947
‫وای لعنتی.‬

445
00:18:42,972 --> 00:18:44,974
‫این... این قراره بهترین‬
‫روزِ کوفتیِ زندگیم باشه.‬

446
00:18:45,201 --> 00:18:46,855
‫فکر می‌کردم از رئیس‌جمهور‬
‫متنفری.‬

447
00:18:47,169 --> 00:18:48,256
‫نمی‌بینی، سوزان؟‬

448
00:18:48,257 --> 00:18:49,476
‫این... این قراره‬
‫فرصتم باشه‬

449
00:18:49,501 --> 00:18:51,286
‫تا دهنِ اون عوضیِ آشغال رو‬
‫سرویس کنم‬

450
00:18:51,311 --> 00:18:52,921
‫اونم جلویِ چشمِ کلِ دنیا.‬

451
00:18:53,099 --> 00:18:55,710
‫یادته وقتی جان رو داشتم،‬
‫این اتفاق واسم افتاد؟‬

452
00:18:55,742 --> 00:18:58,266
‫این یه روزِ عالیِ کوفتی‬
‫واسه آمریکاست!‬

453
00:18:58,695 --> 00:19:00,306
‫حداقلش اینه که سوارِ‬
‫هلیکوپتر شدم.‬

454
00:19:00,357 --> 00:19:02,142
‫خب رفیق، چی می‌خوری؟‬

455
00:19:02,485 --> 00:19:04,270
‫می‌تونم یه دوناتِ شکری‬
‫و یه چای بگیرم؟‬

456
00:19:04,350 --> 00:19:06,443
‫من واسه یه مَرد چای درست نمی‌کنم.‬

457
00:19:10,410 --> 00:19:12,760
‫باهام بیا، گوئنِویر.‬

458
00:19:12,785 --> 00:19:14,309
‫حتماً می‌دونی که نمی‌تونم.‬

459
00:19:14,438 --> 00:19:17,485
‫و چون نمی‌تونی،‬
‫نباید هم بتونی؟‬

460
00:19:17,681 --> 00:19:20,641
‫من در محضر خدا سوگند خوردم‬
‫که با آرتور باشم.‬

461
00:19:21,131 --> 00:19:24,685
‫پس یعنی دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت؟‬

462
00:19:24,710 --> 00:19:29,748
‫نه. بدرود تا ابد، ای زیبایِ من...‬

463
00:19:29,829 --> 00:19:32,222
‫لانسلوتِ زیبایِ من.‬

464
00:19:32,659 --> 00:19:35,401
‫- وای! خیلی خوب بود.‬
‫- واقعاً؟‬

465
00:19:35,426 --> 00:19:37,281
‫اوه خدایِ من. شماها...‬
‫عالی بودید.‬

466
00:19:37,306 --> 00:19:39,221
‫مثلِ یه تبلیغِ‬
‫تلویزیونیِ فولجرز بود.‬

467
00:19:39,246 --> 00:19:40,595
‫باحال بود.‬

468
00:19:40,691 --> 00:19:43,216
‫خب، واسه نمایش‬
‫هیجان داری؟‬

469
00:19:43,520 --> 00:19:44,347
‫فقط یه هفته مونده.‬

470
00:19:44,711 --> 00:19:46,103
‫خب، آره، فکر کنم،‬

471
00:19:46,128 --> 00:19:47,564
‫ولی تویی که‬
‫نقشِ اصلی و مهم رو داری.‬

472
00:19:47,644 --> 00:19:49,342
‫آره، من و جانی‬
‫فقط باید اونجا وایسیم.‬

473
00:19:49,386 --> 00:19:52,694
‫تمامِ وظیفه‌مون اینه که تو اون دو ساعت‬
‫خودمونو خیس نکنیم.‬

474
00:19:53,941 --> 00:19:55,421
‫اما، خب، تو چی؟‬

475
00:19:55,759 --> 00:19:57,544
‫منظورم اینه که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم‬
‫اهلِ تئاتر باشی.‬

476
00:19:57,569 --> 00:19:59,179
‫با توجه به اینکه‬
‫تشویق‌چی هستی و این حرفا.‬

477
00:19:59,204 --> 00:20:02,642
‫دیگه لو رفتم.‬
‫واقعاً می‌خوام بازیگر بشم.‬

478
00:20:02,667 --> 00:20:05,607
‫راستش، بابام داره به یه فیلم‌بردار‬
‫۵۰۰ دلار می‌ده‬

479
00:20:05,660 --> 00:20:07,444
‫تا نمایش رو واسه رزومه‌یِ‬
‫کالجِ امرسون ضبط کنه.‬

480
00:20:07,735 --> 00:20:09,344
‫اصلاً هم استرس نداره، نه؟‬

481
00:20:09,369 --> 00:20:11,806
‫وای. این... این واقعاً‬
‫خیلی پراسترس به نظر می‌رسه.‬

482
00:20:11,857 --> 00:20:14,468
‫امیدوارم با یه اشتباهِ کوچیک‬
‫همه‌چیز رو خراب نکنی.‬

483
00:20:14,885 --> 00:20:16,626
‫خب، ببین،‬
‫اگه لازم شد یادت بیاد‬

484
00:20:16,651 --> 00:20:17,826
‫که اون بالا یه ملکه هستی،‬

485
00:20:18,226 --> 00:20:20,315
‫فقط به من نگاه کن. من هواتو دارم.‬

486
00:20:20,340 --> 00:20:21,731
‫ممنون، جان.‬

487
00:20:21,840 --> 00:20:23,708
‫جان، باید اندازه‌ت رو‬
‫واسه زره بگیرم.‬

488
00:20:23,878 --> 00:20:25,793
‫اوه. آره، باشه.‬

489
00:20:26,225 --> 00:20:27,574
‫هی، اوم،‬

490
00:20:27,791 --> 00:20:29,576
‫می‌خوای بعدِ نمایش‬
‫با هم بریم بیرون؟‬

491
00:20:30,580 --> 00:20:32,974
‫می‌تونیم جشن بگیریم‬
‫یا غصه‌هامون رو فراموش کنیم،‬

492
00:20:32,999 --> 00:20:34,514
‫بستگی داره نقدها چطوری باشه.‬

493
00:20:34,778 --> 00:20:37,172
‫من... من... فکر کنم‬
‫وقتم آزاد باشه.‬

494
00:20:37,197 --> 00:20:38,938
‫این اصلاً هیچ‌وقت برنامه‌ای نداره.‬
‫میاد.‬

495
00:20:39,716 --> 00:20:41,370
‫عالیه. پس می‌بینمت.‬

496
00:20:44,373 --> 00:20:46,114
‫یا خود خدا
‫جان، همین الان

497
00:20:46,139 --> 00:20:47,532
‫با جذاب‌ترین دخترِ مدرسه  قرار گذاشتی‬.‬

498
00:20:47,557 --> 00:20:49,080
‫آره، انگار همین‌طوره.‬

499
00:20:49,105 --> 00:20:52,195
‫تحقیرِ یه آدمِ بی‌مصرف بودن‬
‫بالاخره تموم شد.‬

500
00:20:52,536 --> 00:20:56,323
‫هی، من کوچیک‌ترین محافظِ بیضه‌ای‬
‫که داریم رو واسه جان می‌خوام.‬

501
00:20:56,446 --> 00:20:57,491
‫اون مدل‌هایِ خیلی خیلی،‬

502
00:20:57,675 --> 00:20:58,937
‫خیلی کوچیک چطور؟‬

503
00:20:59,131 --> 00:21:01,481
‫نه، اونا هنوز خیلی بزرگن.‬

504
00:21:01,825 --> 00:21:04,263
‫به شرکت زنگ بزن ببین‬
‫می‌تونن سفارشی‬

505
00:21:04,288 --> 00:21:07,683
‫یه محافظِ بیضه‌یِ کوچیک‌تر از همیشه‬
‫بسازن. واسه جان.‬

506
00:21:07,708 --> 00:21:09,137
‫اشکالی نداره.‬
‫هیچ‌کس حتی نمی‌دونه‬

507
00:21:09,162 --> 00:21:10,423
‫داره درباره‌یِ کدوم جان حرف می‌زنه.‬

508
00:21:10,448 --> 00:21:13,582
‫واسه جان بنت، ساکنِ خیابونِ کلیفورد،‬
‫پلاکِ ۴۸،‬

509
00:21:13,607 --> 00:21:16,306
‫که سایزِ کیرش
‫به‌شدت کوچیکه.‬

510
00:21:18,642 --> 00:21:20,470
‫از عواملِ صحنه متنفرم.‬

511
00:21:32,333 --> 00:21:34,683
‫متی، همه‌چی ردیفه؟‬

512
00:21:34,870 --> 00:21:35,915
‫آره، چطور؟‬

513
00:21:36,258 --> 00:21:37,955
‫چون داری داد نمی‌زنی.‬

514
00:21:37,983 --> 00:21:41,116
‫واسه اینه که امروز همون روزیه که بالاخره‬
‫حالِ رئیس‌جمهورت رو می‌گیرم،‬

515
00:21:41,234 --> 00:21:42,756
‫همون ویلیِ کلک رو.‬

516
00:21:42,784 --> 00:21:45,466
‫تو... تو... می‌خوای با بیل کلینتون‬
‫رابطه‌یِ مقعدی داشته باشی؟‬

517
00:21:45,562 --> 00:21:47,303
‫معلومه که همین‌طوره.‬

518
00:21:47,655 --> 00:21:50,286
‫و بهش می‌گم: «هی، ممنون که‬
‫این‌همه شغلِ جدید درست کردی،‬

519
00:21:50,311 --> 00:21:52,345
‫چون الان من دوتاشون رو دارم.»‬
‫- باحاله.‬

520
00:21:52,465 --> 00:21:54,905
‫اون کاریکاتورِ سیاسی که‬
‫اینو ازش دزدیدی دیده بودم.‬

521
00:21:54,930 --> 00:21:56,453
‫بعد... بعد بهش می‌گم...‬
‫می‌گم که،‬

522
00:21:56,478 --> 00:21:58,645
‫«تویِ صفِ بیکاری می‌بینمت، عوضی.‬

523
00:21:58,910 --> 00:22:00,477
‫چون حالا که قراردادِ نفتا رو داریم،‬

524
00:22:00,502 --> 00:22:03,287
‫می‌تونیم یه رئیس‌جمهورِ مکزیکی‬
‫با ۶۰ درصد تخفیف استخدام کنیم.»‬

525
00:22:03,678 --> 00:22:05,462
‫چرا باید تویِ صفِ بیکاری باشی؟‬

526
00:22:05,546 --> 00:22:06,808
‫همین الان گفتی دوتا شغل داری.‬

527
00:22:06,842 --> 00:22:07,800
‫اون فقط واسه شوخیِ اول بود.‬

528
00:22:07,918 --> 00:22:09,552
‫و بعد وقتی داره با دمِ‬

529
00:22:09,577 --> 00:22:10,621
‫رویِ کولش می‌ره،‬

530
00:22:10,759 --> 00:22:11,934
‫منم می‌گم... منم می‌گم،‬

531
00:22:12,191 --> 00:22:13,409
‫«هی، مگه من سربازیِ اجباری‌ام؟‬

532
00:22:13,708 --> 00:22:15,057
‫چون داری ازم فرار می‌کنی.»‬

533
00:22:16,347 --> 00:22:17,653
‫تو چی، زن‌عمو سوز؟‬

534
00:22:17,678 --> 00:22:18,853
‫هیجان‌زده‌ای که قراره‬
‫رئیس‌جمهور رو ببینی؟‬

535
00:22:18,887 --> 00:22:20,323
‫من بیشتر واسه‬

536
00:22:20,348 --> 00:22:23,307
‫اولین نمایشِ بزرگِ بچه‌ام‬
‫که این جمعه‌ست هیجان دارم.‬

537
00:22:24,098 --> 00:22:26,318
‫اونقدرها هم مهم نیست مامان.‬
‫ما اصلاً دیالوگ نداریم.‬

538
00:22:26,348 --> 00:22:28,046
‫فکر نکنم تماشاچی‌ها‬
‫اصلاً متوجهِ ما بشن.‬

539
00:22:28,301 --> 00:22:30,999
‫با این حال، خیلی شجاعی که می‌ری اون بالا‬
‫و اون همه چشم بهت زل می‌زنن.‬

540
00:22:31,586 --> 00:22:34,023
‫منظورت چیه؟‬
‫- خب، اگه من‬

541
00:22:34,048 --> 00:22:35,832
‫پانصد نفر گاهم می‌کردن،‬

542
00:22:35,857 --> 00:22:38,164
‫زهره‌ترک می‌شدم.‬

543
00:22:38,189 --> 00:22:41,105
‫نمی‌دونم بازیگرای «نان‌سنس»‬
‫چطوری هر شب این کارو می‌کنن.‬

544
00:22:41,344 --> 00:22:43,564
‫- پانصد نفر؟‬
‫- آره، حداقل.‬

545
00:22:43,589 --> 00:22:44,720
‫اونم هم‌زمان.‬

546
00:22:44,933 --> 00:22:46,761
‫آخ عزیزم،‬
‫کلِ شهر دارن میان.‬

547
00:22:47,051 --> 00:22:48,705
‫به همه گفتم.‬

548
00:22:48,930 --> 00:22:51,150
‫بچه‌ی من، ستاره‌ی برادوی.‬

549
00:22:53,032 --> 00:22:56,339
‫آخ متی، شاید امشب‬
‫کفش‌های رقصِ تپم رو دربیارم.‬

550
00:22:56,897 --> 00:22:58,246
‫انداختمشون دور.‬

551
00:23:05,659 --> 00:23:06,833
‫یادت نره بگی،‬

552
00:23:06,858 --> 00:23:08,685
‫«دانکین دوناتس،‬
‫درست کنارِ مَس‌پایک.»‬

553
00:23:08,710 --> 00:23:10,146
‫نگران نباش.‬

554
00:23:10,171 --> 00:23:12,260
‫دقیقاً می‌دونم‬
‫چی قراره بگم.‬

555
00:23:13,246 --> 00:23:15,378
‫رئیس‌جمهور داره میاد.‬

556
00:23:15,496 --> 00:23:17,576
‫لطفاً بذارید رئیس‌جمهور‬
‫فقط یه دونه دونات بخوره.‬

557
00:23:19,687 --> 00:23:21,123
‫متی، هیجان‌انگیز نیست؟‬

558
00:23:21,261 --> 00:23:23,306
‫وای خدای من. داره میاد.‬

559
00:23:23,390 --> 00:23:25,261
‫خب، سلام به همگی.‬

560
00:23:25,346 --> 00:23:27,681
‫ممنون که اجازه دادید امروز بعدازظهر‬
‫بیام پیشتون.‬

561
00:23:27,923 --> 00:23:30,360
‫به دانکین دوناتس خوش اومدید،‬
‫آقای رئیس‌جمهور.‬

562
00:23:30,385 --> 00:23:32,356
‫خب، شما باید‬
‫دخترِ شایسته‌ی ماساچوست باشی.‬

563
00:23:32,509 --> 00:23:34,916
‫اوه، عزیزم.‬

564
00:23:34,941 --> 00:23:38,248
‫اوه. ممم. اِ، من دستشویی دارم.‬

565
00:23:39,066 --> 00:23:41,590
‫خب، خدایا، چی سفارش بدم؟‬

566
00:23:41,615 --> 00:23:43,182
‫بذار ببینم.‬
‫همه‌چی خوب به نظر می‌رسه.‬

567
00:23:43,212 --> 00:23:45,301
‫پیشنهادی دارید؟‬
‫- آره.‬

568
00:23:46,195 --> 00:23:49,546
‫پیشنهادم اینه که... یه... کارِت رو...‬
‫کارت رو بهتر انجام بدی.‬

569
00:23:49,718 --> 00:23:51,328
‫- بله؟‬
‫- تو...‬

570
00:23:51,812 --> 00:23:54,031
‫تو... تو کارِت رو‬
‫خیلی خوب انجام نمی‌دی.‬

571
00:23:54,206 --> 00:23:56,425
‫و... و... و، آره.‬

572
00:23:56,450 --> 00:23:58,104
‫خب، متأسفم که‬
‫این‌طوری فکر می‌کنی.‬

573
00:23:58,235 --> 00:23:59,758
‫خوش‌حال می‌شم نظراتت رو بدونم.‬

574
00:24:00,112 --> 00:24:02,505
‫خب، راستش...‬

575
00:24:02,803 --> 00:24:05,588
‫وضعیتِ اقتصادیتون بده.‬

576
00:24:05,613 --> 00:24:07,310
‫خب، دردت رو می‌فهمم،‬

577
00:24:07,386 --> 00:24:09,926
‫و می‌خوام‬
‫گلایه‌هات رو بشنوم.‬

578
00:24:09,951 --> 00:24:12,153
‫گوش کنید، دوستان اشکالی نداره‬
‫چند دقیقه ما رو تنها بذارید تا حرف بزنیم؟‬

579
00:24:12,178 --> 00:24:13,571
‫فکر کنم یکم استرس داره.‬

580
00:24:13,596 --> 00:24:16,033
‫البته قربان.‬
‫ما همین بیرون منتظر می‌مونیم.‬

581
00:24:16,058 --> 00:24:18,494
‫حالا بهم بگو‬
‫چه حسی داری.‬

582
00:24:18,519 --> 00:24:21,174
‫فکر کنم گند زدی.‬

583
00:24:21,199 --> 00:24:23,288
‫و... و داری...‬
‫و داری افتضاح کار می‌کنی.‬

584
00:24:23,704 --> 00:24:25,575
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

585
00:24:26,247 --> 00:24:28,379
‫خب، گوش کن ببین چی می‌گم،‬
‫تیکه‌ی عنِ آبله‌رو.‬

586
00:24:28,404 --> 00:24:29,796
‫خیلی خایه‌ی مالی داری.‬

587
00:24:29,821 --> 00:24:31,430
‫من از وقتم می‌زنم‬

588
00:24:31,455 --> 00:24:33,408
‫که بیام به این مغازه‌ی فکسنیِ کوفتیت سر بزنم‬
‫و تو داری واسه من بلبل‌زبونی می‌کنی؟‬

589
00:24:33,472 --> 00:24:35,518
‫شاید مشکلِ اصلی اینه که‬
‫تو فقط یه بازنده‌ی عوضی هستی.‬

590
00:24:35,840 --> 00:24:36,797
‫- اما...‬
‫- کیرم توت.‬

591
00:24:36,911 --> 00:24:38,347
‫فکر کردی خیلی گنده‌گوزی‬

592
00:24:38,372 --> 00:24:39,720
‫با اون دهنِ کثیفِ لجنِت.‬

593
00:24:39,745 --> 00:24:41,287
‫چرا یه مشت بهم نمی‌زنی، کله خر؟‬

594
00:24:41,312 --> 00:24:42,617
‫چنان می‌زنم تو گوشِت‬

595
00:24:42,642 --> 00:24:44,667
‫که حتی دودولِ خودت رو هم‬
‫نشناسی.‬

596
00:24:44,755 --> 00:24:46,192
‫- اِم...‬
‫- برو صورتت رو هم اصلاح کن، خوکِ کثیف.‬

597
00:24:46,217 --> 00:24:47,695
‫رئیس‌جمهورِ مملکت اینجاست.‬

598
00:24:47,720 --> 00:24:49,244
‫حالا گوش کن، چندتا از اون‬
‫مانچکین‌های کیری رو بریز تو کیسه،‬

599
00:24:49,269 --> 00:24:50,444
‫یه فنجون قهوه بهم بده و باهام دست بده‬

600
00:24:50,469 --> 00:24:52,443
‫و رو به پنجره لبخند بزن‬

601
00:24:52,468 --> 00:24:54,079
‫تا مردم فکر کنن داریم‬
‫خیلی بهمون خوش می‌گذره.‬

602
00:24:54,835 --> 00:24:55,705
‫یالا!‬

603
00:25:03,576 --> 00:25:06,448
‫همینه. به لبخند زدن ادامه بده،‬
‫کصِ سگ.‬

604
00:25:06,913 --> 00:25:08,958
‫خیلی خب، عکسشون رو گرفتن.‬

605
00:25:12,685 --> 00:25:14,251
‫قهوه‌ت سرده، عوضی.‬

606
00:25:20,305 --> 00:25:23,090
‫من رئیس‌جمهور رو دیدم،‬
‫ولی هنوز کورتنی کاکس رو نه؟‬

607
00:25:23,115 --> 00:25:24,594
‫وات دِ فاک؟‬

608
00:25:28,630 --> 00:25:29,979
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی.‬

609
00:25:30,004 --> 00:25:32,049
‫پسر، نمایش دو ساعتِ دیگه شروع می‌شه.‬
‫من نمی‌تونم این کارو بکنم.‬

610
00:25:32,166 --> 00:25:33,776
‫چرا می‌تونی.‬
‫عالی پیش می‌ره.‬

611
00:25:33,855 --> 00:25:35,726
‫آخه چرا مامانم باید این‌طوری‬
‫می‌رفت رو مخم؟‬

612
00:25:36,043 --> 00:25:38,045
‫صدها نفر دارن تماشا می‌کنن.‬
‫نمی‌تونم برم اون بالا.‬

613
00:25:38,070 --> 00:25:39,767
‫پنیک می‌کنم.‬
‫- خب، همیشه می‌تونیم جیم بزنیم.‬

614
00:25:39,868 --> 00:25:42,392
‫آره. نه. نه پسر.‬
‫نمی‌تونیم جیم بزنیم.‬

615
00:25:42,863 --> 00:25:44,343
‫ارین هیچ‌وقت باهام‬
‫قرار نمی‌ذاره،‬

616
00:25:44,368 --> 00:25:45,891
‫و تا آخرِ عمرم ازم متنفر می‌شه.‬

617
00:25:45,916 --> 00:25:47,850
‫آخه شنیدی چی گفت.‬
‫دارن از نمایش فیلم می‌گیرن‬

618
00:25:47,875 --> 00:25:49,355
‫بذارن تو درخواستِ پذیرشِ دانشگاهش.‬

619
00:25:49,616 --> 00:25:51,617
‫یه ایده‌ای دارم.‬

620
00:25:52,072 --> 00:25:57,991
‫<i>♪ می‌خوام دختری باشم ♪‬
‫♪ که بیشترین کیک رو داره ♪</i>‬

621
00:25:59,514 --> 00:26:01,081
‫<i>♪ اون فقط عاشقِ... ♪</i>‬

622
00:26:01,131 --> 00:26:02,872
‫- بلر.‬
‫- اوه، پسر.‬

623
00:26:03,257 --> 00:26:05,476
‫تا حالا چیزی درباره‌ی در زدن شنیدی؟‬
‫- بلر، به کمکت نیاز داریم.‬

624
00:26:05,501 --> 00:26:07,720
‫مگه نباید برای نمایشتون آماده بشید؟‬

625
00:26:07,745 --> 00:26:09,181
‫آره، خب، جانی یکم به مشکل خورده.‬

626
00:26:09,206 --> 00:26:11,077
‫یه چیزی لازم داره، یه جورایی...‬

627
00:26:11,102 --> 00:26:12,538
‫چیزی... چیزی داری که آدمو شل کنه؟‬

628
00:26:12,599 --> 00:26:15,341
‫فکر کنم قبلاً طی کرده بودیم که من ساقیِ تو نیستم.‬

629
00:26:15,691 --> 00:26:17,345
‫بی‌خیال بلر. من و جانی جنسمون تموم شده.‬

630
00:26:17,392 --> 00:26:18,567
‫کفگیرمون خورده به تهِ دیگ.‬

631
00:26:18,592 --> 00:26:19,853
‫بلر، خواهش می‌کنم. نمی‌تونم انجامش بدم.‬

632
00:26:19,878 --> 00:26:21,097
‫نمی‌تونم برم روی اون صحنه، باشه؟‬

633
00:26:21,122 --> 00:26:22,722
‫خیلی می‌ترسم.‬

634
00:26:22,873 --> 00:26:24,484
‫خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.‬

635
00:26:25,310 --> 00:26:29,792
‫باشه. شانست زد. پیج این براونی‌ها رو درست کرده.‬

636
00:26:29,917 --> 00:26:31,701
‫خیلی ملایمه.‬
‫- مارجوانای خوراکیه؟‬

637
00:26:31,952 --> 00:26:34,302
‫آره، منم یکی خوردم، حدوداً ۳۰ دقیقه پیش،‬

638
00:26:34,473 --> 00:26:36,562
‫و الان حسابی ریلکس و متمرکزم.‬

639
00:26:36,806 --> 00:26:37,893
‫درست قبل از اینکه بری روی صحنه یکی بخور‬

640
00:26:37,918 --> 00:26:39,224
‫و توی کل نمایش روی ابرا سیر می‌کنی.‬

641
00:26:39,394 --> 00:26:40,395
‫ممنون، بلر.‬

642
00:26:40,420 --> 00:26:41,836
‫آدم راحت یادش می‌ره،‬

643
00:26:41,861 --> 00:26:43,602
‫ولی مواد همیشه راهِ چاره‌ست.‬

644
00:26:43,831 --> 00:26:45,398
‫خب، پس توی نمایش می‌بینیمت؟‬

645
00:26:45,568 --> 00:26:46,569
‫اصلاً و ابداً.‬

646
00:26:52,021 --> 00:26:54,371
‫بسیار خب، آماده‌ای؟‬
‫بریم که داشته باشیم.‬

647
00:26:54,480 --> 00:26:55,741
‫آره، داریم یه براونی می‌خوریم،‬

648
00:26:55,766 --> 00:26:57,637
‫نمی‌خوایم که بریم به اون ماهِ کیری.‬
‫آروم باش.‬

649
00:27:02,142 --> 00:27:03,186
‫سلام، جان.‬

650
00:27:03,469 --> 00:27:04,513
‫ارین.‬

651
00:27:05,311 --> 00:27:07,443
‫واو.‬
‫فوق‌العاده شدی.‬

652
00:27:07,520 --> 00:27:09,173
‫ممنون. تو هم همین‌طور.‬

653
00:27:09,198 --> 00:27:12,462
‫اون بیرون می‌بینمت.‬
‫یادت باشه، تو تکیه‌گاهِ منی.‬

654
00:27:19,494 --> 00:27:21,279
‫هوم، تماشاچیا زیادن.‬

655
00:27:21,304 --> 00:27:23,393
‫آره، کی اهمیت می‌ده؟‬
‫تا وقتی بریم اون بیرون،‬

656
00:27:23,418 --> 00:27:24,593
‫حسابیِ حسابی شل و ریلکس می‌شیم.‬

657
00:27:25,199 --> 00:27:26,853
‫جان، تلفن داری.‬

658
00:27:28,214 --> 00:27:29,474
‫الو؟‬

659
00:27:29,612 --> 00:27:31,788
‫بچه‌ها، اون براونی‌ها رو نخورید!‬

660
00:27:31,899 --> 00:27:33,683
‫- چی؟‬
‫- توشون قارچ ریختن‬

661
00:27:33,748 --> 00:27:35,988
‫یا یه همچین کوفتی.‬
‫الان توی جهنمِ کیری‌ام.‬

662
00:27:36,050 --> 00:27:37,911
‫- چی شده؟‬
‫- می‌گه براونی‌ها رو نخوریم‬

663
00:27:37,936 --> 00:27:38,841
‫
‫- چی؟‬

664
00:27:38,866 --> 00:27:39,649
‫ما که خوردیم.‬

665
00:27:39,674 --> 00:27:42,372
‫نه! خدایا. وای خدا. نه!‬

666
00:27:42,569 --> 00:27:43,917
‫وای خدا،‬
‫چه بلایی داره سرت میاد؟

667
00:27:43,965 --> 00:27:46,359
‫باید در نقشِ یه زنِ ۵۰۰ ساله خودکشی کنم.‬

668
00:27:46,649 --> 00:27:48,260
‫لعنتی! نمی‌تونم حرف بزنم.‬

669
00:27:48,405 --> 00:27:50,407
‫وقتی ۵۰۰ سالمه، باید بمیرم.‬

670
00:27:50,625 --> 00:27:52,758
‫داره دیوونه می‌شه!‬
‫چیکار کنیم؟‬

671
00:27:52,783 --> 00:27:54,829
‫- وای گه‌ش بگیرن
‫- چه گهی باید بخوریم؟

672
00:27:54,854 --> 00:27:55,768
‫باید بالا بیاریم.‬

673
00:27:57,633 --> 00:28:00,114
‫نمی‌دونم دخترا چطوری همیشه این کارو می‌کنن.‬
‫غیرممکنه.‬

674
00:28:00,315 --> 00:28:03,144
‫من اصلاً رفلکسِ تهوع ندارم.‬
‫لطفاً نذار این قضیه لو بره.‬

675
00:28:07,707 --> 00:28:09,448
‫هی، متی،‬
‫توی اخبار دیدمت.‬

676
00:28:10,891 --> 00:28:12,806
‫- آره؟‬
‫- باید ازت بپرسم.‬

677
00:28:13,103 --> 00:28:14,409
‫به رئیس‌جمهور چی گفتی؟‬

678
00:28:14,954 --> 00:28:17,173
‫من... من...‬

679
00:28:17,199 --> 00:28:18,908
‫بهش گفتم‬
‫یه تیکه آشغالِ دروغگوئه،‬

680
00:28:18,939 --> 00:28:20,810
‫و... و اونم نزدیک بود گریه‌ش بگیره.‬

681
00:28:21,074 --> 00:28:23,859
‫آره. بعدش... بعدش هم من...‬
‫یه قهوه پرت کردم سمتش.‬

682
00:28:23,884 --> 00:28:25,668
‫- جدی؟‬
‫- آره.‬

683
00:28:25,793 --> 00:28:27,664
‫من... من برنده شدم.‬

684
00:28:28,102 --> 00:28:29,320
‫از اون دانکین دوناتس خوشم میاد.‬

685
00:28:29,345 --> 00:28:30,868
‫یه بار کورتنی کاکس رو اونجا دیدم.‬

686
00:28:31,001 --> 00:28:34,396
‫داری با من شوخی می‌کنی!‬

687
00:28:34,488 --> 00:28:37,261
‫لعنتی، تدی.‬
‫توی معده‌مون بمب ساعتی ریختیم

688
00:28:37,289 --> 00:28:38,811
‫باشه، بیا فقط آروم باشیم.‬

689
00:28:38,836 --> 00:28:39,967
‫الان چه حسی داری؟‬

690
00:28:41,163 --> 00:28:43,078
‫راستش الان حالم خوبه.‬

691
00:28:43,103 --> 00:28:46,062
‫منم همین‌طور. شاید... شاید بلر‬
‫جنبه‌ی ماری‌جوانا نداره.‬

692
00:28:46,180 --> 00:28:48,487
‫آره. وای خدا، آره.‬
‫همینه.‬

693
00:28:48,624 --> 00:28:50,147
‫اون جون نداره
‫مثل ما نیست.‬

694
00:28:50,269 --> 00:28:51,661
‫ما تهِ تخصصِ ماری‌جواناییم.‬

695
00:28:51,686 --> 00:28:53,436
‫آره، شاید روی ما اون‌قدر‬
‫اثر نذاره.‬

696
00:28:53,659 --> 00:28:55,530
‫نگهبان‌ها، سی ثانیه.‬
‫نوبت شماست.‬

697
00:28:59,029 --> 00:29:00,988
‫کیر توش.

698
00:29:01,265 --> 00:29:02,832
‫گوئینویرِ عزیزم،‬

699
00:29:02,910 --> 00:29:05,129
‫زیباییِ تو مست‌کننده‌ست.‬

700
00:29:05,253 --> 00:29:08,155
‫نباید چنین حرف‌هایی رو‬
‫داخلِ دیوارهای قلعه بزنی.‬

701
00:29:08,345 --> 00:29:09,999
‫نمی‌تونم احساساتم رو پنهان کنم.‬

702
00:29:10,311 --> 00:29:12,313
‫فکر کنم دارم‬
‫عاشقت می‌شم.‬

703
00:29:12,444 --> 00:29:14,924
‫لانسلوتِ عزیزم،‬
‫صداتو بیار پایین.‬

704
00:29:15,168 --> 00:29:16,952
‫نگهبان‌ها صداتو می‌شنون!‬

705
00:29:19,342 --> 00:29:22,607
‫می‌گم، نگهبان‌ها صداتو می‌شنون!‬

706
00:29:31,770 --> 00:29:34,033
‫همه دارن به ما زل می‌زنن.‬

707
00:29:34,058 --> 00:29:35,625
‫چقدر چشم اینجاست.‬

708
00:29:37,636 --> 00:29:40,116
‫دیگه نمی‌دونم‬
‫کی توی نمایشه.‬

709
00:29:40,207 --> 00:29:43,166
‫فکر کنم اونایی که روی صندلی ننشستن‬
‫توی نمایشن.‬

710
00:29:43,283 --> 00:29:45,894
‫می‌فهمن، تدی.‬
‫همه دارن نگاهمون می‌کنن.‬

711
00:29:45,919 --> 00:29:47,528
‫همه می‌فهمن که مواد زدیم.‬

712
00:29:47,553 --> 00:29:50,382
‫نه نمی‌فهمن. هیچ‌کس نمی‌فهمه‬
‫که مواد زدیم.‬

713
00:29:50,407 --> 00:29:53,336
‫اوه، مطمئنم می‌فهمن. می‌فهمن‬
‫که مواد زدیم.‬

714
00:29:53,361 --> 00:29:55,102
‫نه، اگه صدامونو‬
‫بیاریم پایین‬

715
00:29:55,127 --> 00:29:56,911
‫و مثل الان پچ‌پچ کنیم،‬
‫نمی‌فهمن.‬

716
00:29:57,051 --> 00:30:00,010
‫عجب چرخش داستانیِ جالبی.‬

717
00:30:00,967 --> 00:30:03,709
‫لانسلوت، این...‬
‫این دور از مصلحته‬

718
00:30:03,734 --> 00:30:05,606
‫که این‌طوری به کارمون‬
‫ادامه بدیم.‬

719
00:30:05,775 --> 00:30:07,864
‫- دیالوگم چیه؟‬
‫- تو اصلاً دیالوگی نداری.‬

720
00:30:08,182 --> 00:30:09,443
‫باشه، پس بداهه می‌گم.‬

721
00:30:09,468 --> 00:30:12,906
‫آلف، نمی‌تونی گربه رو بخوری.‬
‫کریسمسه.‬

722
00:30:15,770 --> 00:30:18,033
‫یا ابوالفضل،‬
‫داری میشاشی؟‬

723
00:30:18,264 --> 00:30:21,267
‫فشارش خیلی زیاده!‬
‫نمی‌خوام بزرگ بشم!‬

724
00:30:21,292 --> 00:30:23,294
‫مردم، اون فقط یه پسربچه‌ست!‬

725
00:30:23,909 --> 00:30:25,301
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

726
00:30:25,326 --> 00:30:28,155
‫هی، یه شیطان‬
‫توی کونمه، باشه؟‬

727
00:30:30,286 --> 00:30:31,461
‫دیالوگم؟‬

728
00:30:36,628 --> 00:30:38,760
‫منظورم اینه که،‬
‫می‌تونست بدتر از اینم بشه.‬

729
00:30:38,872 --> 00:30:40,395
‫نمردیم که.‬

730
00:30:42,961 --> 00:30:45,267
‫- ارین.‬
‫- برو گمشو، جان.‬

731
00:30:45,292 --> 00:30:46,598
‫ارین، صبر کن. خواهش می‌کنم.‬
‫واقعاً معذرت می‌خوام.‬

732
00:30:46,652 --> 00:30:48,175
‫من و تدی،‬
‫یه سری براونیِ خراب خوردیم،‬

733
00:30:48,200 --> 00:30:49,550
‫و منم... گند زدم، باشه؟‬

734
00:30:50,454 --> 00:30:52,215
‫اما اون حسی که‬
‫توی تمرین‌ها داشتیم،‬

735
00:30:52,253 --> 00:30:53,515
‫واقعی بود، مگه نه؟‬

736
00:30:54,600 --> 00:30:55,862
‫منظورم اینه که، واسه من که بود.‬

737
00:30:55,938 --> 00:30:57,417
‫تو واقعاً روانی شدی؟‬

738
00:30:57,612 --> 00:30:59,614
‫تو قشنگ و به بدترین شکلِ ممکن‬
‫ریدی به هیکلم!‬

739
00:30:59,734 --> 00:31:02,844
‫شاید بتونیم توی «فرندلی»‬
‫درباره‌اش حرف بزنیم؟‬

740
00:31:04,478 --> 00:31:07,307
‫جدی‌جدی ترجیح می‌دم توی زندان‬
‫با جفری دامر سکس داشته باشم.‬

741
00:31:08,214 --> 00:31:09,389
‫خداحافظ، جان.‬

742
00:31:09,414 --> 00:31:10,546
‫و کیرم دهنت، تد.‬

743
00:31:16,805 --> 00:31:19,198
‫می‌دونی، یه ۱۰ درصدی‬
‫احتمال داره‬

744
00:31:19,223 --> 00:31:20,441
‫که هنوز روی صحنه باشیم.‬

745
00:31:24,051 --> 00:31:26,488
‫فعالیت‌ها.‬

746
00:31:26,832 --> 00:31:29,269
‫تئاتر بازی کردم

747
00:31:29,474 --> 00:31:30,953
‫خوبه.‬

748
00:31:31,521 --> 00:31:51,521
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

