﻿1
00:00:01,717 --> 00:00:04,118
‫آنچه در "سیلم" گذشت...

2
00:00:07,346 --> 00:00:09,450
‫هیچ کسی نیست که بتونه جلوی من رو بگیره

3
00:00:09,485 --> 00:00:11,652
‫- چه خبر از مری؟
‫- اون مُرده

4
00:00:11,688 --> 00:00:14,154
‫فعلاً ادامه میدیم... بخاطر اون

5
00:00:14,190 --> 00:00:16,523
‫وحشت خارج از اینجا، پناهنده‌ها رو
‫به سیلم سوق میده

6
00:00:16,558 --> 00:00:19,526
‫که به زودی، همه‌شون،
‫از جمله پدر عزیز خودم،

7
00:00:19,561 --> 00:00:23,368
‫شمع‌های سوزانی خواهند بود که
‫مراسم من رو روشن میکنن

8
00:00:23,378 --> 00:00:25,130
‫اصلاً نمیدونی چی در انتظارته

9
00:00:25,439 --> 00:00:28,940
‫نیروی نظامی رو رهبری کن
‫تا منم تو رو تبرئه کنم

10
00:00:28,975 --> 00:00:31,542
‫خواهرم به خطر بزرگی که شما
‫رو تهدید میکنه پناه داده، ارباب...

11
00:00:31,577 --> 00:00:32,843
‫کاتن متر

12
00:00:32,879 --> 00:00:35,046
‫کاتن

13
00:00:35,081 --> 00:00:36,881
‫نترس

14
00:00:36,917 --> 00:00:38,249
‫فقط من و خودتیم

15
00:00:38,285 --> 00:00:39,951
‫با این عزیز میشیم سه تا

16
00:00:39,986 --> 00:00:42,586
‫کاری که تو و ساحره‌های اسکس،

17
00:00:42,622 --> 00:00:44,923
‫با برگردوندن شیطان انجام دادین...

18
00:00:44,958 --> 00:00:46,524
‫حالا، ببین آنچه من میبینم

19
00:00:46,559 --> 00:00:50,104
‫تو و مری سیبلی زمین
‫رو به شیطان تقدیم کردید

20
00:00:50,114 --> 00:00:54,732
‫حالا هم تو و مری سیبلی باید
‫اون رو پس بگیرید

21
00:00:54,767 --> 00:00:58,268
‫اینجا چی داریم؟
‫یه پرنده‌ی کوچولو برای آشیانه‌ی کوچیک من؟

22
00:00:58,304 --> 00:01:01,672
‫دیگه هیچوقت مجبور نمیشی
‫با عموت سروکله بزنی

23
00:01:01,707 --> 00:01:02,907
‫تو اینجا کار میکنی؟

24
00:01:02,942 --> 00:01:04,174
‫محله فاحشه‌ها

25
00:01:04,209 --> 00:01:05,875
‫کسی اسم این مرد رو میدونه؟

26
00:01:05,911 --> 00:01:08,345
‫برادر، بالاخره اومدی

27
00:01:08,380 --> 00:01:10,847
‫ما هممون میدونیم که این تنها شانسمونه

28
00:01:10,882 --> 00:01:12,115
‫اگه مردگان رو بیدار کنی،

29
00:01:12,151 --> 00:01:14,284
‫هیچوقت نمیفهمی واقعاً چی رو بیدار کردی

30
00:01:22,226 --> 00:01:24,260
‫جان

31
00:01:24,295 --> 00:01:26,062
‫نه!

32
00:01:31,770 --> 00:01:34,804
‫جان!

33
00:01:34,840 --> 00:01:36,839
‫جان؟

34
00:01:36,874 --> 00:01:38,607
‫جان!

35
00:01:38,642 --> 00:01:40,189
‫جان، کجایی؟

36
00:01:40,199 --> 00:01:41,784
‫من اینجام، جان

37
00:01:43,481 --> 00:01:45,948
‫اون کجاست؟

38
00:01:55,860 --> 00:01:57,826
‫- نه!
‫- متأسفم خواهر

39
00:01:57,862 --> 00:02:00,496
‫نه، از سر راهم برو کنار!

40
00:02:18,848 --> 00:02:20,781
‫هیس، هیس

41
00:02:26,872 --> 00:02:30,691
‫حالا دیگه چه بلایی سرم آوردی،
‫ملکه‌ی سلیطه‌ها؟

42
00:02:31,926 --> 00:02:34,976
‫فقط روحت رو از دیوار سکوت عبور دادم،

43
00:02:35,205 --> 00:02:37,197
‫همین تو به زندگی دوباره محکوم کرد

44
00:02:37,233 --> 00:02:42,202
‫و تو رو در خونه‌ی اشک‌هات تا ابد گرفتار کرد

45
00:02:42,238 --> 00:02:46,239
‫با تمام سرعت فرار کن، مری سیبلی

46
00:02:46,274 --> 00:02:48,124
‫هرگز نمیتونی از سیلم فرار کنی

47
00:02:50,278 --> 00:02:54,313
‫تو توسط قدرت زندگی
‫درخت نخستین

48
00:02:54,349 --> 00:02:56,883
‫احیا شدی

49
00:02:56,919 --> 00:03:00,753
‫حالا تا ابد محصور به قلمرو ریشه‌های اونی...

50
00:03:00,788 --> 00:03:02,088
‫محصور به سیلم

51
00:03:02,856 --> 00:03:05,124
‫الان این قراره جهنم شخصی من باشه؟

52
00:03:06,395 --> 00:03:08,494
‫شما من رو برگردوندید و روحم رو
‫به سیلم میخکوب کردید که

53
00:03:08,530 --> 00:03:10,629
‫فقط زجر کشیدنم رو ببینید؟

54
00:03:10,665 --> 00:03:12,331
‫نه، فرزندم

55
00:03:12,367 --> 00:03:15,734
‫این مجازات نیست، بلکه یه موهبته

56
00:03:15,770 --> 00:03:20,739
‫این فرصت به تو داده شده
‫که تمام گناهانت رو جبران کنی

57
00:03:20,775 --> 00:03:22,908
‫گناهان من؟

58
00:03:23,425 --> 00:03:26,745
‫ای فاحشه‌ی کثیف دروغگو!

59
00:03:26,781 --> 00:03:30,049
‫گناهان من، گناهان تو هستن

60
00:03:30,084 --> 00:03:33,351
‫ما همه مسئولیم

61
00:03:33,387 --> 00:03:37,622
‫ما با همدیگه شکار ساحره‌ها
‫تبدیل به شکار شکارچیان ساحره‌ها کردیم

62
00:03:38,239 --> 00:03:40,425
‫و عدالت رو در حق همه‌ی خواهرانمون اجرا کردیم

63
00:03:40,461 --> 00:03:43,027
‫خواهرانی که در دوره‌ی قبل سوختن و دار زده شدن

64
00:03:43,063 --> 00:03:45,363
‫ولی شیطان دروغ گفت،

65
00:03:45,399 --> 00:03:48,800
‫و اون فقط و فقط عدالت رو
‫برای خودش به ارمغان میاره

66
00:03:48,835 --> 00:03:51,636
‫و مرگ و بردگی رو برای بقیه

67
00:03:51,671 --> 00:03:54,538
‫حقیقت داره. من خودم دیدمش

68
00:03:54,574 --> 00:03:56,574
‫شیطانی که تو رو برای به دنیا آوردنش
‫هدایت کردیم،

69
00:03:56,610 --> 00:03:59,276
‫این سرزمین رو به بردگی درمیاره
‫مگه اینکه ما جلوش رو بگیریم

70
00:03:59,312 --> 00:04:00,578
‫- ما باید...
‫- ما؟ ما؟

71
00:04:00,614 --> 00:04:01,746
‫نه

72
00:04:01,781 --> 00:04:03,214
‫نه، اگه میخواین اینا رو جبران کنین،

73
00:04:03,249 --> 00:04:05,649
‫پس باید بدون من جبرانش کنین!

74
00:04:05,684 --> 00:04:07,651
‫در تمام بهشت و تمام زمین

75
00:04:07,686 --> 00:04:11,122
‫تو تنها کسی هستی که میتونی نابودش کنی

76
00:04:11,157 --> 00:04:14,258
‫تو و اون در یک جسم بودید

77
00:04:14,293 --> 00:04:17,290
‫تو جسمش رو در رَحِم‌ـت شکل دادی

78
00:04:17,300 --> 00:04:20,564
‫من قبلاً تنها کسی که تو این
‫دنیا دوستش داشتم رو نجات دادم

79
00:04:20,600 --> 00:04:22,065
‫خب، عذر میخوام که اینو بهت میگم

80
00:04:22,101 --> 00:04:25,201
‫ولی فداکاری تو سرانجامش هیچ بوده

81
00:04:25,211 --> 00:04:29,272
‫هیچکس رو نجات نداده، بخصوص جان آلدن

82
00:04:47,792 --> 00:04:50,460
‫اگه میخوای جون عشقت رو نجات بدی،

83
00:04:50,495 --> 00:04:53,663
‫کشتن خودت کافی نیست

84
00:04:54,596 --> 00:04:56,570
‫باید پسرت رو بکشی

85
00:05:01,000 --> 00:05:10,982
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

86
00:05:46,375 --> 00:05:48,182
‫ای حیف نون احمق

87
00:05:48,218 --> 00:05:50,685
‫من مری رو نکشتم. نجاتش دادم

88
00:05:53,189 --> 00:05:54,722
‫چی؟

89
00:05:54,757 --> 00:05:57,925
‫با درست کردن یه سوراخ تو گردنش
‫و خالی کردن تمام خون بدنش؟

90
00:05:57,960 --> 00:05:59,760
‫تو لیاقتش رو نداشتی

91
00:05:59,795 --> 00:06:01,261
‫چی؟

92
00:06:01,296 --> 00:06:03,363
‫به اندازه‌ای خون براش باقی گذاشتم که زنده بمونه،

93
00:06:03,398 --> 00:06:06,967
‫که از سیلم آزاد بشه... حتی از من

94
00:06:07,933 --> 00:06:11,018
‫حتما درحالی که دو دستی به زندگی
‫رقت‌انگیزت چسبیده بودی تو رو پیدا کرده

95
00:06:11,028 --> 00:06:14,278
‫و آخرین قطرات خونش رو حرومِ تو کرده

96
00:06:15,310 --> 00:06:17,044
‫تو اون رو کشتی، فرمانده

97
00:06:17,794 --> 00:06:20,447
‫انگار که گلوش رو بریده باشی

98
00:06:21,417 --> 00:06:24,491
‫باید امروز صبح نجابت به خرج میدادی
‫و میذاشتی دارت بزنن

99
00:06:24,501 --> 00:06:26,119
‫آقایون!

100
00:06:27,456 --> 00:06:29,822
‫آقایون، لطفاً!

101
00:06:30,169 --> 00:06:35,661
‫نجات سیلم متکی به
‫شانه‌های دو نفره

102
00:06:35,696 --> 00:06:40,399
‫و من نمیتونم بذارم یکی از
‫شما این دو رو تبدیل به یک کنه

103
00:06:40,434 --> 00:06:44,270
‫فرمانده آلدن، تو به من قولِ
‫سربازانِ ورزیده دادی

104
00:06:44,305 --> 00:06:45,830
‫بهشون نیاز داریم

105
00:06:45,840 --> 00:06:48,540
‫ممکنه دشمن همین الان
‫پست دروازه‌ها باشه

106
00:06:48,576 --> 00:06:52,210
‫همه‌ی دشمن‌ها تو جنگل نیستن

107
00:07:03,457 --> 00:07:07,425
‫پس همه‌چیز به اینجا ختم میشه

108
00:07:07,758 --> 00:07:11,562
‫امید بزرگ طایفه‌های کاتن و متر،

109
00:07:11,598 --> 00:07:17,382
‫تبدیل شده به اسباب دست
‫ساحره‌ها و عاشقان اهریمن

110
00:07:23,543 --> 00:07:25,176
‫خواهش میکنم

111
00:07:25,767 --> 00:07:28,112
‫- بذار بزنم
‫- نه

112
00:07:28,147 --> 00:07:32,283
‫نمیتونم... و اجازه نمیدم که
‫خودت رو نابود کنی،

113
00:07:32,319 --> 00:07:35,286
‫نه میذارم اونا نابودت کنن

114
00:07:38,210 --> 00:07:42,126
‫زمان، بهمون راه رو نشون میده
‫فقط اگه تو بهش اجازه بدی

115
00:07:42,161 --> 00:07:44,661
‫زناشویی واقعیمون هنوز شروع نشده

116
00:07:44,697 --> 00:07:47,198
‫بچه‌هایی که ممکنه در آینده داشته باشیم...

117
00:07:51,704 --> 00:07:54,664
‫اگه میخوای تحمل کنم،
‫یه نوشیدنی نیاز دارم

118
00:07:54,674 --> 00:07:57,641
‫و براون جنکینز بیچاره رو غرق کنی؟ فکر نکنم

119
00:08:05,151 --> 00:08:10,620
‫متوجه نیستی که تو... هممون
‫تو چه خطری هستیم

120
00:08:11,293 --> 00:08:14,257
‫قدرتی که الان به سیلم فرمانروایی
‫میکنه خیلی بیشتر از قدرت منه

121
00:08:14,292 --> 00:08:18,995
‫و کلاً نیتش شومه

122
00:08:19,030 --> 00:08:23,266
‫باید بهم اعتماد کنی و اینو بدونی که
‫هرکاری میکنم برا تو ـه

123
00:08:23,301 --> 00:08:26,435
‫برای حفاظت از تو، برای آینده‌مون

124
00:08:27,601 --> 00:08:30,072
‫من در دستان تو هستم

125
00:08:30,107 --> 00:08:32,742
‫دستان اون نه، بلکه
‫در دستان ارباب تاریکی هستی

126
00:08:32,777 --> 00:08:34,176
‫به کاتن دست بزن

127
00:08:34,211 --> 00:08:36,839
‫تا این دیوارها رو با دل و روده‌ت رنگ کنم.
‫اون پسر هم به درک

128
00:08:36,849 --> 00:08:39,882
‫ارباب کوچولومون فقط با شوهرت کار داره

129
00:08:40,685 --> 00:08:42,651
‫مردم ترسیده‌ان

130
00:08:42,687 --> 00:08:45,350
‫باید صحبت‌های کشیش کاتن متر رو بشنون

131
00:08:45,360 --> 00:08:47,950
‫و اینکه مردم ترسیدن
‫برای شیطان چه اهمیتی داره؟

132
00:08:47,960 --> 00:08:52,465
‫حتی بی‌رحم‌ترین قصاب هم میدونه
‫که نباید بذاره گاو از چیزی که در انتظارشه خبردار بشه

133
00:08:52,475 --> 00:08:55,463
‫ترس گوشت رو فاسد میکنه

134
00:08:55,499 --> 00:08:59,034
‫من به اون خدمت نمیکنم

135
00:08:59,741 --> 00:09:02,196
‫ترجیح میدم بمیرم

136
00:09:02,206 --> 00:09:05,339
‫اولین لحظه‌ای که اجازه داشته باشم
‫خودم رو میکشم

137
00:09:05,375 --> 00:09:07,642
‫حرفت رو باور نمیکنم

138
00:09:08,073 --> 00:09:11,137
‫بنظرم من و تو بیشتر از این حرفا
‫شبیه همیم

139
00:09:11,147 --> 00:09:14,072
‫و جفتمون میدونیم که شهادت
‫فقط برای نادون‌هاست

140
00:09:14,082 --> 00:09:18,670
‫نادون‌هایی که رویای یه مرگ باشکوه رو دارن
‫که براشون تضمین میکنه یادشون تا ابد زنده‌ست

141
00:09:18,680 --> 00:09:21,322
‫شخصاً، ترجیح میدم که
‫به جای یادم

142
00:09:21,357 --> 00:09:23,524
‫خودم تا ابد زنده باشم

143
00:09:23,559 --> 00:09:27,094
‫و بنظرم تو هم در اعماق
‫وجودت با من هم‌نظری

144
00:09:33,514 --> 00:09:37,203
‫اگه من اشتباه میکنم و
‫تو میخوای خودت رو به شهادت برسونی،

145
00:09:37,239 --> 00:09:40,474
‫این فرصت رو تو سرای جلسه به دست میاری

146
00:09:40,509 --> 00:09:42,709
‫حرف اشتباه رو بزن تا بمیری

147
00:09:42,745 --> 00:09:45,679
‫حرف درست رو بزن تا زنده بمونی

148
00:09:45,714 --> 00:09:49,215
‫در هر صورت قربانی‌ها خورده میشن

149
00:09:49,251 --> 00:09:51,846
‫فقط این خدمت کوچیک رو بهش بکن،

150
00:09:51,856 --> 00:09:55,788
‫اونم به تو و خواهرم اجازه میده
‫تا ابد با هم خوشبخت باشین

151
00:09:57,764 --> 00:09:59,552
‫این فرصت ماست

152
00:10:00,607 --> 00:10:02,295
‫فرصت؟

153
00:10:04,246 --> 00:10:06,933
‫یه فرصت برای نابود کردن
‫تمام ارزش‌هایی که تو زندگیم داشتم

154
00:10:07,715 --> 00:10:10,851
‫میخوای من بشم بزِ رهبر گله
‫و مردم خودم رو به سمت ذبح شدن هدایت کنم

155
00:10:10,861 --> 00:10:13,973
‫نه، میخوام زنده بمونی

156
00:10:19,213 --> 00:10:22,980
‫بیشتر مردان به همون صورت
‫که متولد شدن از دنیا میرن... با درد

157
00:10:22,990 --> 00:10:27,893
‫ولی درد این مرد حتماً
‫خیلی استثنایی بوده

158
00:10:27,928 --> 00:10:32,041
‫تمام استخوان‌های بدنش...

159
00:10:34,564 --> 00:10:36,353
‫له شدن

160
00:10:36,363 --> 00:10:37,736
‫پس مرگ مشکوکیه؟

161
00:10:38,140 --> 00:10:42,050
‫خب، تو محله‌ی فاحشه‌ها همه
‫مرگ‌ها مشکوکن

162
00:10:42,491 --> 00:10:44,323
‫این با بقیه چه فرقی داره؟

163
00:10:44,570 --> 00:10:47,211
‫هر مردی... حتی یه مرد بدبخت...

164
00:10:47,247 --> 00:10:50,782
‫حتی یه مرد شرور...
‫لایق یه مرگ با احترام هست

165
00:10:50,817 --> 00:10:54,619
‫- بنظرم برای بدست آوردن احترام حداقل اسمش لازمه
‫- اون رو میتونم برات حل کنم

166
00:10:54,654 --> 00:10:57,088
‫بیشتر از یه بار براش بخیه زدم

167
00:10:57,621 --> 00:11:03,123
‫نیک لند... قمارباز،
‫دزد، دائم‌الخمر و دلال دختر

168
00:11:03,229 --> 00:11:05,196
‫فامیلی چیزی هم داشت؟

169
00:11:05,231 --> 00:11:06,697
‫الیس

170
00:11:06,732 --> 00:11:09,133
‫بهت اطمینان میدم یه قطره
‫اشک هم براش نمیریزه

171
00:11:09,873 --> 00:11:15,238
‫- چرا؟
‫- بهت گفتم دلال دختره. دلال الیس‌ـه

172
00:11:28,143 --> 00:11:31,554
‫من کاربرد بهتری برای اون دست‌های
‫باارزش میشناسم

173
00:11:33,823 --> 00:11:35,125
‫مری!

174
00:11:38,230 --> 00:11:39,988
‫نه، امکان نداره

175
00:11:39,998 --> 00:11:42,299
‫ولی امکان داره، عشقم

176
00:11:42,334 --> 00:11:44,067
‫چطور؟

177
00:11:44,558 --> 00:11:47,270
‫من دفنت کردم

178
00:11:55,547 --> 00:11:57,747
‫من دنیای دیگه رو دیدم، جان

179
00:11:57,782 --> 00:12:00,082
‫اونجا زندگی وجود نداره، عشق وجود نداره

180
00:12:00,117 --> 00:12:03,786
‫ما فقط اینجا و این لحظه رو داریم

181
00:12:05,323 --> 00:12:07,256
‫باشه، پس بیا فرار کنیم

182
00:12:07,291 --> 00:12:09,391
‫میتونیم قبل از اینکه
‫کسی بیدار بشه فرار کنیم

183
00:12:09,427 --> 00:12:11,260
‫جان، من هیچوقت نمیتونم از اینجا برم

184
00:12:11,834 --> 00:12:14,029
‫جادویی که من رو زنده کرد
‫من رو اینجا زندانی کرده

185
00:12:14,065 --> 00:12:17,066
‫باید باقی عمرم رو تو سیلم سپری کنم

186
00:12:17,614 --> 00:12:20,114
‫هر کاری که باید انجام بدی،
‫با هم انجامش میدیم

187
00:12:20,703 --> 00:12:22,203
‫بهم بگو

188
00:12:22,738 --> 00:12:28,142
‫واسه صحبت در مورد اون وقت هست،
‫فعلاً چیزی که نیاز دارم صحبت نیست

189
00:12:28,178 --> 00:12:29,611
‫جان

190
00:12:29,646 --> 00:12:32,246
‫من اون طرف دیوار خواب رو دیدم

191
00:12:32,282 --> 00:12:35,951
‫زنده بودم و مُردم و دوباره زنده شدم

192
00:12:35,986 --> 00:12:41,189
‫و الان، تنها چیزی که میخوام
‫اینه که تو رو درون خودم حس کنم

193
00:12:42,298 --> 00:12:43,691
‫میتونی اینکارو بکنی؟

194
00:12:51,763 --> 00:12:55,035
‫بذار شیطان یه شب دیگه
‫هم به دنیا حکومت کنه

195
00:13:20,497 --> 00:13:22,393
‫داری کجا میری؟

196
00:13:22,403 --> 00:13:24,652
‫جایی که فقط من میتونم برم

197
00:13:25,740 --> 00:13:27,072
‫نه

198
00:13:27,107 --> 00:13:28,641
‫تنهایی نه

199
00:13:28,676 --> 00:13:30,643
‫کمکی از دست تو برنمیاد، جان

200
00:13:30,678 --> 00:13:32,110
‫من جسم اون پسر رو ساختم

201
00:13:32,146 --> 00:13:33,578
‫فقط من میتونم نابودش کنم

202
00:13:33,613 --> 00:13:36,341
‫گفتی بهم میگی،
‫گفتی وقت هست

203
00:13:36,351 --> 00:13:38,450
‫دروغ گفتم

204
00:13:38,485 --> 00:13:42,187
‫وقت نیست... به هیچ وجه

205
00:13:42,667 --> 00:13:47,025
‫اگه موفق بشم، یه عمر
‫وقت داریم

206
00:13:47,407 --> 00:13:49,303
‫اگه شکست بخورم...

207
00:13:51,543 --> 00:13:53,431
‫پس حداقل قبل از اینکه تاریکی
‫ما رو دربربگیره

208
00:13:53,467 --> 00:13:55,533
‫یه بار دیگه عشقت رو درون خودم حس کردم

209
00:13:58,402 --> 00:14:00,561
‫شرمنده‌ام، عشقم

210
00:14:00,684 --> 00:14:03,897
‫شاید خودخواهی کردم
‫که اومدم اینجا

211
00:14:05,298 --> 00:14:07,110
‫ولی خب، منم دیگه

212
00:14:10,350 --> 00:14:12,977
‫به واسطه‌ی قدرت عشقی که
‫با تمام وجود میخواهمش،

213
00:14:13,911 --> 00:14:17,188
‫منی که از گور برخاسته‌ام را جادو ببخش

214
00:14:32,972 --> 00:14:36,583
‫سریع برو، وگرنه دیگه
‫برای صدقه گدایی نمیکنی

215
00:14:36,593 --> 00:14:39,771
‫- بخشش رو گدایی میکنی
‫- من گدا نیستم، جناب

216
00:14:40,405 --> 00:14:44,044
‫من مادرشم،
‫و میخوام پسرم رو ببینم

217
00:14:51,482 --> 00:14:55,033
‫قسم میخورم خونه من
‫چنین راهرویی نداشت

218
00:15:02,466 --> 00:15:06,368
‫الان دیگه خونه‌ی تو نیست، خونه‌ی اونه

219
00:15:47,933 --> 00:15:50,048
‫این اتاق نیک لند ـه؟

220
00:15:55,003 --> 00:15:56,652
‫تو باید الیس باشی

221
00:15:57,066 --> 00:15:59,163
‫بابت مصیبتت تسلیت میگم

222
00:16:00,130 --> 00:16:01,555
‫مصیبتم؟

223
00:16:01,591 --> 00:16:03,223
‫کدومش؟

224
00:16:03,258 --> 00:16:04,658
‫پدر و مادرم؟

225
00:16:04,694 --> 00:16:06,426
‫- از دست دادن بکارتم؟
‫- عموت

226
00:16:06,462 --> 00:16:10,130
‫اون مصیبت نبود...
‫نه برای من نه هیچکس دیگه

227
00:16:12,234 --> 00:16:14,101
‫وقت ندارم درباره‌ش با تو صحبت کنم.
‫حالا اگه بهم اجازه بدی...

228
00:16:14,136 --> 00:16:17,000
‫من جسد عموت رو تو مسیر رفت و آمد پیدا کردم

229
00:16:17,890 --> 00:16:20,243
‫در حالی که خوک‌ها گوشتش رو میخوردن

230
00:16:25,013 --> 00:16:26,793
‫من یه خونه‌ی جدید دارم...

231
00:16:27,788 --> 00:16:30,132
‫و کسی که بهم اهمیت میده

232
00:16:34,162 --> 00:16:36,048
‫شاید خودش پریده بیرون...

233
00:16:37,225 --> 00:16:39,959
‫از اون همه بدبختی که برای من
‫درست کرد سرافکنده بوده

234
00:16:40,250 --> 00:16:42,241
‫آره، شاید

235
00:16:44,722 --> 00:16:47,797
‫اگه من میخواستم از پنجره بپرم بیرون...

236
00:16:52,501 --> 00:16:54,895
‫فکر کنم اول پنجره رو باز میکردم

237
00:16:54,905 --> 00:16:56,905
‫ولی بازم، این فقط...

238
00:17:28,070 --> 00:17:29,774
‫خودکشی نکن

239
00:17:29,809 --> 00:17:32,842
‫نه بخاطر اسمت، نه بخاطر غرورت

240
00:17:33,423 --> 00:17:35,613
‫تو حاضری من تو نمایش پلیدی بازی کنم

241
00:17:35,649 --> 00:17:37,873
‫که خود شیطان نویسنده‌شه

242
00:17:37,883 --> 00:17:39,349
‫آره...

243
00:17:42,912 --> 00:17:45,056
‫اگه باعث نجاتت میشه

244
00:17:45,436 --> 00:17:47,292
‫ولی بعنوان چی؟

245
00:17:47,556 --> 00:17:52,997
‫یه سایه‌ی ضعیف از یه مرد
‫که لباس غم‌انگیز جسم رو بر تن داره

246
00:17:55,101 --> 00:17:58,498
‫میدونم آخرش کار خودت رو میکنی،
‫هر بهایی هم که داشته باشه

247
00:18:01,473 --> 00:18:04,208
‫برخلاف انتظار امیدوارم من رو انتخاب کنی

248
00:18:07,803 --> 00:18:09,546
‫زندگی رو انتخاب کن

249
00:18:27,509 --> 00:18:31,334
‫همیشه کاری میکنه سر و قلبت
‫سرگردون بمونه

250
00:18:35,240 --> 00:18:38,812
‫- کجاست؟
‫- تو راهروهای خونه‌ش قدم میزنه

251
00:18:38,822 --> 00:18:42,322
‫منتظر یه لحظه‌ست که با موجودی
‫که پسرش بود تنها بشه

252
00:18:44,900 --> 00:18:47,916
‫احتمال کم و اما کافی‌ای هست که موفق بشه

253
00:18:47,952 --> 00:18:50,452
‫هر کاری که بکنی فقط این احتمال رو کم میکنه

254
00:18:52,289 --> 00:18:56,558
‫اگه میخوای دوباره ببینیش،
‫باید به حرف من گوش کنی

255
00:18:57,028 --> 00:18:59,895
‫اونوقت من چرا باید یه کلمه
‫از حرفات رو باور کنم؟

256
00:19:00,184 --> 00:19:03,998
‫چون وقتی من از تو حرف زدم
‫اون حرفام رو باور کرد

257
00:19:04,453 --> 00:19:07,569
‫فکر میکنی چجوری
‫راضی‌ـش کردم برگرده اینجا؟

258
00:19:07,604 --> 00:19:12,005
‫از عشقش به من استفاده کردی
‫که دوباره زندگیش رو به خطر بندازه؟

259
00:19:13,924 --> 00:19:16,444
‫ای سلیطه‌ی دورو

260
00:19:17,387 --> 00:19:19,881
‫متأسفانه اینجا نیستم،
‫به خوبی مخفی شدم

261
00:19:20,634 --> 00:19:24,718
‫اگه بفهمه که علیهش دسیسه چیدیم،
‫جون مری بخاطر هیچ به فنا میره

262
00:19:25,221 --> 00:19:27,521
‫باشه، تو قایم شو.
‫من میرم از اونجا میارمش بیرون

263
00:19:27,556 --> 00:19:30,124
‫اگه دوستش داری، بهش اعتماد کن و همینطور من

264
00:19:30,160 --> 00:19:34,728
‫دوستش دارم، و دارم سعی میکنم
‫که بهش اعتماد کنم. ولی تو؟

265
00:19:35,392 --> 00:19:37,464
‫- هرگز
‫- چه ناامیدکننده

266
00:19:38,243 --> 00:19:40,613
‫باید به وسیله دو تا کله‌شق
‫احمق که فقط میخوان همدیگه

267
00:19:40,623 --> 00:19:42,823
‫رو نجات بدن، دنیا رو نجات بدم

268
00:19:46,476 --> 00:19:48,141
‫از من چی میخوای؟

269
00:19:48,177 --> 00:19:51,644
‫تو قبلاً دیدی بیرون سیلم
‫یه جنگ عادی نیست

270
00:19:51,680 --> 00:19:53,430
‫که در حال رخ دادنه

271
00:19:54,659 --> 00:19:56,923
‫تا وقتی که مری داخل سیلم جنگ درست میکنه،

272
00:19:56,933 --> 00:19:59,933
‫تو باید بیرون از سیلم بعنوان
‫یه سرباز اینکارو بکنی

273
00:20:00,472 --> 00:20:03,472
‫و باید این آدم‌های ساده‌لوح رو هم به سرباز تبدیل کنی

274
00:20:03,943 --> 00:20:06,443
‫چون که جنگ واقعی تازه داره شروع میشه

275
00:20:26,679 --> 00:20:28,714
‫مامان

276
00:20:32,980 --> 00:20:35,221
‫من از دیوار سیاه خواب رد شدم

277
00:20:35,256 --> 00:20:39,731
‫و از گورم برخاستم چون که
‫نمیتونم حقیقت رو انکار کنم

278
00:20:41,845 --> 00:20:43,588
‫تو پسر منی،

279
00:20:43,598 --> 00:20:46,832
‫و ما تا ابد متعلق به همیم

280
00:20:47,199 --> 00:20:50,034
‫خیلی وقت بود که منتظر بودم
‫این حرفا رو از دهنت بشنوم

281
00:20:50,517 --> 00:20:53,572
‫و بهت قول میدم خیلی خوشبخت خواهی بود

282
00:20:54,714 --> 00:20:57,708
‫همین که اینجام و تو رو در آغوش گرفتم،

283
00:20:58,345 --> 00:20:59,810
‫یعنی خوشبختم

284
00:21:10,237 --> 00:21:12,156
‫پس حقیقت داره

285
00:21:12,863 --> 00:21:15,526
‫این همون ماده‌خوکیه که

286
00:21:16,497 --> 00:21:19,836
‫با متولد کردن دنیای جدیدمون مورد لطف قرار گرفته

287
00:21:27,576 --> 00:21:30,016
‫این برای اون آقایونه

288
00:21:35,086 --> 00:21:36,750
‫همونی که فرمانده مینوشه

289
00:21:36,785 --> 00:21:38,318
‫بله آقا

290
00:21:46,027 --> 00:21:49,395
‫به افتخار فرمانده جان آلدن...
‫قهرمان نهر خونین،

291
00:21:49,430 --> 00:21:52,564
‫مرداب عظیم، آبشار ترنر
‫و ماونت هوپ

292
00:21:52,600 --> 00:21:54,633
‫به افتخار شما، قربان

293
00:21:54,669 --> 00:21:56,969
‫اصلاً تو باغ نیستی، مرد کوچولو،

294
00:21:56,979 --> 00:21:59,138
‫قصه‌هات هم همینطور

295
00:21:59,174 --> 00:22:02,308
‫توی اون جنگ‌ها هیچ قهرمانی وجود نداشت

296
00:22:02,343 --> 00:22:05,311
‫من که جای خود دارم

297
00:22:05,346 --> 00:22:09,615
‫تنها تفاوت بین من و بقیه اینه که...

298
00:22:09,650 --> 00:22:13,819
‫من هنوز زنده‌ام، کم و بیش

299
00:22:13,854 --> 00:22:17,623
‫روش جالبی برای روحیه
‫دادن به سربازانته

300
00:22:18,309 --> 00:22:21,592
‫- سربازانم؟
‫- گردنت رو از طناب دار نجات ندادم

301
00:22:21,628 --> 00:22:26,064
‫که بیای با مشروب خوردن جیب آقای لمب رو پر کنی

302
00:22:26,099 --> 00:22:28,533
‫منتظر اولین لیست اسامی ارتشت هستم

303
00:22:28,543 --> 00:22:31,469
‫همین امروز، فرمانده

304
00:22:43,869 --> 00:22:47,652
‫خب، آیا کاتن متر بزرگ
‫به خواسته‌های من تن میده؟

305
00:22:47,687 --> 00:22:50,722
‫خب، اون مرد مغرور و کله‌شقیه...

306
00:22:50,757 --> 00:22:55,192
‫از صف طولانی پیورتن‌های کله‌شق، ولی...

307
00:22:56,079 --> 00:22:59,396
‫اگه قمار باز بودم، که هستم،

308
00:22:59,431 --> 00:23:03,533
‫طلامو رو این شرط میبستم که
‫خواهرم قبل از تموم شدن روز بیوه میشه

309
00:23:03,569 --> 00:23:06,436
‫در هر صورت سرگرمی جالبی میشه

310
00:23:59,203 --> 00:24:00,622
‫بله

311
00:24:01,352 --> 00:24:05,602
‫ریسمان‌های پنهان عشق مادری،
‫مری عزیزمون رو به ما برگردونده‌اند

312
00:24:08,061 --> 00:24:11,566
‫حتماً تو هم مثل من از
‫بازگشتش خشنودی؟

313
00:24:12,025 --> 00:24:13,735
‫بله

314
00:24:13,770 --> 00:24:16,070
‫بله، البته

315
00:24:16,554 --> 00:24:18,872
‫چیزی که حقیقتاً مال کسی
‫باشه رو نمیشه ازش گرفت

316
00:24:18,908 --> 00:24:23,735
‫این در مورد مادرم صدق میکنه، و البته
‫بنظرم کل زمین

317
00:24:34,256 --> 00:24:38,358
‫نمیدونم چطور، ولی حقیقت داره

318
00:24:38,393 --> 00:24:41,461
‫- تو برگشتی
‫- برای تو نه. برای پسرم

319
00:24:44,142 --> 00:24:48,568
‫حتی من هم اونقدر مغرور نیستم
‫که فکر کنم خورشید فقط برای من طلوع میکنه

320
00:24:49,097 --> 00:24:52,605
‫ولی خیالم راحت شد و
‫شاکرم که این خورشید طلوع کرده

321
00:24:57,679 --> 00:25:00,813
‫اگه یه بیشتر از یه زندگی دیگه داشتم
‫شاید با تو میگذروندمش

322
00:25:00,849 --> 00:25:04,584
‫ولی فقط این یکی رو دارم
‫و اینم مال اونه

323
00:25:05,164 --> 00:25:06,519
‫بیا

324
00:25:06,554 --> 00:25:09,653
‫وقتشه که از خواهرت و شوهر
‫خوبش پذیرایی کنیم

325
00:25:10,147 --> 00:25:13,459
‫علاوه بر اون، مادر عزیزم و
‫مورد اعتمادترین دوستم

326
00:25:13,494 --> 00:25:16,128
‫حرف‌های زیادی برای گفتن دارن

327
00:25:24,312 --> 00:25:26,992
‫- تا جایی که من میدونم، الیس لند...
‫- کی؟

328
00:25:27,002 --> 00:25:29,608
‫برادرزاده‌ی اون مرد فوت شده،
‫اخیراً به یه فاحشه‌خونه ملحق شده

329
00:25:29,643 --> 00:25:32,611
‫بنظر میرسه مالک جدید اونجا
‫داره دخترای خیابونی رو استخدام میکنه

330
00:25:32,646 --> 00:25:36,360
‫- قطعاً
‫- و وقتی عمو ـه با از دست دادن
‫برادرزاده‌ش مخالفت کرد

331
00:25:36,370 --> 00:25:38,431
‫که تنها منبع درآمدش بود

332
00:25:38,441 --> 00:25:41,739
‫یکی که احتمالاً همون رئیس جدید
‫فاحشه‌خونه باشه، دخلش رو آورده

333
00:25:41,749 --> 00:25:43,854
‫ساکنان محله فاحشه‌ها

334
00:25:43,890 --> 00:25:47,748
‫حیوون‌تر از انسانن

335
00:25:48,312 --> 00:25:51,229
‫کاراشون هیچ تعجبی نداره

336
00:25:53,892 --> 00:25:55,938
‫ولی نیک لند چطور؟

337
00:25:55,948 --> 00:25:58,434
‫اونم تا فردا جنازه میشه

338
00:25:58,444 --> 00:26:00,852
‫در این حین، خودم شخصاً

339
00:26:00,862 --> 00:26:04,341
‫به موضوع فاحشه‌خونه‌ی سیلم رسیدگی میکنم

340
00:26:32,014 --> 00:26:34,403
‫به آشیانه‌ی پرندگان من خوش اومدین

341
00:26:34,841 --> 00:26:37,203
‫پرنده‌ای رو میبینی که بخوای
‫باهاش یه آشیانه شریک بشی؟

342
00:26:37,213 --> 00:26:40,476
‫لزومی نداره. کارم شدیداً مهمه، خانم...

343
00:26:40,511 --> 00:26:43,917
‫از اون کارهایی که بهتره
‫خصوصی در موردشون صحبت بشه

344
00:26:43,927 --> 00:26:48,350
‫مگه اینکه تمایل داشته باشین که
‫نیروی نظامی من، صبح اینجا تشریف بیارن

345
00:26:51,171 --> 00:26:52,625
‫خب، اجازه هست؟

346
00:26:53,364 --> 00:26:55,523
‫نسبت به یه خانم مستمند،

347
00:26:55,533 --> 00:26:57,759
‫معلومه که اینجا خوب از
‫پس خودت براومدی

348
00:26:57,795 --> 00:26:59,695
‫اونم در چنین زمان کوتاهی

349
00:26:59,730 --> 00:27:02,131
‫تو شهوت مردها، طلا نهفته‌ست

350
00:27:02,166 --> 00:27:03,665
‫و میشه اینطور گفت که...

351
00:27:03,701 --> 00:27:06,534
‫تقاضاهای مخفیانه‌ی قابل توجهی در سیلم داریم

352
00:27:06,570 --> 00:27:07,803
‫تقاضای مخفیانه؟

353
00:27:07,838 --> 00:27:09,137
‫- قطعاً
‫- بله

354
00:27:09,172 --> 00:27:11,836
‫بالاخره یه زن پیدا شد که از کاسبی سرش باشه

355
00:27:12,074 --> 00:27:13,842
‫لطفاً بگید چه خدمتی میتونم بهتون بکنم؟

356
00:27:13,877 --> 00:27:17,345
‫میشه گفت من با رئیس سابق اینجا

357
00:27:17,380 --> 00:27:19,147
‫قول و قراری داشتم...

358
00:27:19,182 --> 00:27:20,848
‫خدا رحمتش کنه

359
00:27:20,883 --> 00:27:22,684
‫و آماده‌ام که همون حفاظت سخاوتمندانه

360
00:27:22,694 --> 00:27:27,222
‫رو به تشکیلات دلربای شما هم پیشنهاد کنم

361
00:27:27,257 --> 00:27:29,390
‫تا وقتی که یه درصد منصفانه به

362
00:27:29,426 --> 00:27:33,428
‫محافظ جدید این فاحشه‌خونه... که من باشم، برسه

363
00:27:33,463 --> 00:27:36,086
‫و جنابعالی درصد منصفانه‌ای که
‫در نظرتونه چیه؟

364
00:27:36,096 --> 00:27:38,443
‫خب، من به هیچ وجه آدم طماعی نیستم

365
00:27:38,453 --> 00:27:41,694
‫میشه گفت، شاید، 50 درصد؟

366
00:27:41,704 --> 00:27:44,105
‫50 درصد؟

367
00:27:44,960 --> 00:27:47,597
‫- 30 درصد چطوره؟
‫- 60 درصد چطوره؟

368
00:27:47,607 --> 00:27:50,544
‫- 40 درصد
‫- 70 درصد

369
00:27:50,579 --> 00:27:54,047
‫چونه زدن اینجوری نیست.
‫داری اشتباهی انجامش میدی

370
00:27:54,082 --> 00:27:56,250
‫من هیچوقت چونه نمیزنم

371
00:27:57,887 --> 00:27:59,602
‫پس شد همون 50 درصد

372
00:28:02,281 --> 00:28:05,292
‫باعث افتخاره،
‫ولی البته مایه‌ی خوشحالی

373
00:28:05,327 --> 00:28:09,095
‫که با مردی به سرسختی و
‫استواری شما در کار

374
00:28:09,131 --> 00:28:11,131
‫شراکت میکنم

375
00:28:15,550 --> 00:28:17,337
‫به عشق کسب و کار

376
00:28:17,347 --> 00:28:19,072
‫و همچنین کسب و کارِ عشق

377
00:28:19,107 --> 00:28:20,306
‫

378
00:28:24,295 --> 00:28:25,551
‫

379
00:28:41,998 --> 00:28:44,362
‫یه معامله عادلانه، پیشی پیر

380
00:28:44,747 --> 00:28:47,082
‫من نورت رو به تو برمیگردونم،

381
00:28:47,092 --> 00:28:49,334
‫و تو دیدگان من رو بهم برمیگردونی

382
00:28:49,334 --> 00:28:59,334
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

383
00:30:05,543 --> 00:30:08,110
‫اونا وحشیا رو میفرستن به جنگ،

384
00:30:08,146 --> 00:30:11,007
‫پس ما هم به نوعی وحشی میشیم

385
00:30:11,183 --> 00:30:14,384
‫اگه میخواین زنده بمونین،
‫اگه میخواین این شهر زنده بمونه

386
00:30:14,419 --> 00:30:17,920
‫پس هر چیزی که فکر میکنین
‫از جنگ حالیتونه رو فراموش کنین

387
00:30:24,767 --> 00:30:27,830
‫انگشت شستتون میره تو چشم طرف،

388
00:30:28,732 --> 00:30:32,101
‫یا چاقوتون میره تو شکم طرف،
‫سرنوشتتون به همین بستگی داره

389
00:30:32,136 --> 00:30:35,337
‫پس... بیاین ببینم چی تو چنته دارین

390
00:30:40,321 --> 00:30:42,277
‫بعدی کیه؟

391
00:30:46,466 --> 00:30:50,619
‫حالا تو... تو رو یادم میاد

392
00:31:03,001 --> 00:31:04,665
‫تو

393
00:31:05,067 --> 00:31:07,333
‫تو تنهایی خوب میجنگی

394
00:31:07,343 --> 00:31:08,970
‫همین زنده نگهت میداره

395
00:31:09,510 --> 00:31:12,740
‫تا همین الانم اینطور بوده. تمام عمرم تنها بودم

396
00:31:14,101 --> 00:31:15,326
‫آره

397
00:31:29,391 --> 00:31:31,624
‫بفرمایید داخل، لطفاً

398
00:31:35,064 --> 00:31:39,199
‫دارم میبینم که پشت چشمات پنهان شدی

399
00:31:42,938 --> 00:31:46,706
‫واقعاً فکر میکردی میتونی
‫خیلی راحت و بی دردسر برگردی اینجا؟

400
00:31:46,742 --> 00:31:48,541
‫نه

401
00:31:48,577 --> 00:31:51,344
‫- نه میدونستم سوالاتی در کار خواهد بود
‫- خوبه

402
00:31:51,380 --> 00:31:55,081
‫سوال که قطعاً خواهد بود، و همینطور درد

403
00:32:00,393 --> 00:32:03,622
‫سوالاتی که با درد همراه نباشن،

404
00:32:04,236 --> 00:32:07,159
‫مثل سکه حلبی میمونن

405
00:32:07,667 --> 00:32:09,461
‫میتونی صورت یه پادشاه رو، روشون حک کنی

406
00:32:09,497 --> 00:32:12,297
‫اما بی‌ارزش باقی میمونن...
‫هیچ طلایی ندارن

407
00:32:13,199 --> 00:32:15,610
‫من اون طلا رو میخوام

408
00:32:15,821 --> 00:32:19,805
‫صداقت طلایی و درد حقیقی تو

409
00:32:28,386 --> 00:32:30,087
‫حالا بگو ببینم...

410
00:32:30,368 --> 00:32:32,932
‫چطور شد که اومدی اینجا؟

411
00:32:34,183 --> 00:32:37,317
‫بانو ماربرگ دستور مرگ من رو داد

412
00:32:37,327 --> 00:32:41,395
‫پسرش، نجیب‌زاده...
‫سباستین... فریبش داد

413
00:32:41,430 --> 00:32:44,065
‫خون کافی برای زنده موندنم برام باقی گذاشت

414
00:32:44,100 --> 00:32:45,462
‫ولی...؟

415
00:32:47,036 --> 00:32:50,637
‫خون باقیمونده رو برای
‫نجات مردی که عاشقش بودم دادم

416
00:32:50,673 --> 00:32:54,108
‫ولی میخواستم برای عشقی
‫که حتی از اونم بزرگتر بود زندگی کنم

417
00:32:54,143 --> 00:32:57,600
‫از خاک به سمت نور مهتاب خزیدم

418
00:32:58,199 --> 00:33:00,013
‫و برگشتم به سیلم

419
00:33:00,534 --> 00:33:02,349
‫برگستی پیش معشوقت

420
00:33:03,307 --> 00:33:05,552
‫فقط برای اینکه ازش خداحافظی کنم

421
00:33:05,588 --> 00:33:07,054
‫چرا؟

422
00:33:08,873 --> 00:33:12,926
‫خلقت همه‌ی عشق‌ها یکسان نیست

423
00:33:12,961 --> 00:33:16,096
‫من دیگه فقط یه زن نیستم،
‫بلکه یه مادرم

424
00:33:16,131 --> 00:33:18,497
‫و عشقم متعلق به فرزندمه

425
00:33:18,533 --> 00:33:22,235
‫فرزندت دیگه وجود نداره

426
00:33:22,270 --> 00:33:25,471
‫قلب مادری من با هر تپش
‫این رو انکار میکنه

427
00:33:25,506 --> 00:33:27,974
‫پسر من هنوز درونشه

428
00:33:28,009 --> 00:33:30,743
‫من اون رو مثل یه بچه‌ی بی‌مادر رها نمیکنم

429
00:33:30,778 --> 00:33:34,213
‫بچه‌ی بی‌مادر؟

430
00:33:34,644 --> 00:33:38,651
‫مثل اینکه واقعاً نمیدونی اون چیه...

431
00:33:39,102 --> 00:33:41,854
‫ما چی هستیم

432
00:33:41,889 --> 00:33:46,392
‫بهت اطمینان میدم هیچکدوم ما
‫هیچوقت بچه نبودیم

433
00:33:47,305 --> 00:33:49,928
‫هیچوقت متولد نشدیم

434
00:33:54,947 --> 00:33:56,568
‫تو چی هستی؟

435
00:33:56,974 --> 00:33:59,147
‫اولین مخلوقات خدا...

436
00:34:00,941 --> 00:34:03,613
‫و جاودان‌ترینشون

437
00:34:04,878 --> 00:34:07,812
‫و ما قبلاً با هم دیدار داشتیم

438
00:34:08,711 --> 00:34:10,315
‫هرگز

439
00:34:10,350 --> 00:34:12,517
‫هفت سال پیش

440
00:34:12,552 --> 00:34:16,988
‫وقتی که رگ ارباب تاریکی
‫از رحم تو گرفته شده بود

441
00:34:17,023 --> 00:34:19,190
‫برای کمک مینالیدی

442
00:34:19,225 --> 00:34:22,393
‫من در قالب یه گروه اومدم

443
00:34:22,428 --> 00:34:25,562
‫زمین اطرافت دهن باز کرد،

444
00:34:25,598 --> 00:34:29,667
‫و یه گروه حشرات از زمین بیرون اومدن

445
00:34:29,702 --> 00:34:33,637
‫روی شکمت و میان سینه‌ت

446
00:34:33,673 --> 00:34:36,073
‫اونا من هستن

447
00:34:36,494 --> 00:34:39,276
‫من و اون گروه یکی هستیم

448
00:34:39,642 --> 00:34:45,312
‫هزاران پای من روی جسم تو راه رفتن

449
00:34:45,384 --> 00:34:49,553
‫یه روز، درون تو لونه میکنم...

450
00:34:50,124 --> 00:34:51,789
‫و میبلعمت

451
00:34:54,893 --> 00:35:00,197
‫حالا تمام حقیقت رو متوجه میشم

452
00:35:07,496 --> 00:35:08,805
‫نه

453
00:35:19,963 --> 00:35:24,721
‫متضاد معجزه چیست؟

454
00:35:26,824 --> 00:35:31,894
‫نیرویی فراتر از انسان یا قدرت‌های طبیعی،

455
00:35:31,929 --> 00:35:35,297
‫و نه بعنوان معجزه و در راه نیکی،

456
00:35:36,219 --> 00:35:38,267
‫بلکه برای کار شر

457
00:35:38,950 --> 00:35:43,805
‫نه برای گستراندن ایمان،
‫بلکه برای گستراندن وحشت

458
00:35:46,345 --> 00:35:49,911
‫شعله‌هایی باورنکردنی که
‫این سرای جلسه رو سیاه و لکه‌دار کرده

459
00:35:49,946 --> 00:35:54,416
‫خود قلب سیلم رو سیاه کرده،
‫دقیقاً همینه...

460
00:35:54,451 --> 00:35:57,477
‫معجزه‌ی شوم،

461
00:35:59,345 --> 00:36:02,093
‫کاری وحشتناک،

462
00:36:03,226 --> 00:36:06,194
‫هشداری از دشمنی که تاریک‌تر از اونیه

463
00:36:06,229 --> 00:36:08,596
‫که سیلم تابحال به خودش دیده

464
00:36:13,186 --> 00:36:16,804
‫این پسر اونی نیست که بنظر میرسه

465
00:36:21,534 --> 00:36:23,544
‫این...

466
00:36:29,812 --> 00:36:31,275
‫بچه...

467
00:36:33,962 --> 00:36:38,091
‫آموزه‌ای از طرف خداوند برای ماست

468
00:36:38,460 --> 00:36:42,529
‫خانواده‌ی خودش توسط وحشی‌ها کشته شدند...

469
00:36:42,564 --> 00:36:46,967
‫اسیر، شنکنجه و رها شدند

470
00:36:47,002 --> 00:36:50,036
‫تا اینکه بنیان‌گذار مرحوم این شهر، جرج سیبلی،

471
00:36:50,071 --> 00:36:53,740
‫او رو به آغوش سیلم آورد،

472
00:36:54,309 --> 00:36:56,676
‫به خونه‌ی خودش!

473
00:36:56,711 --> 00:36:59,876
‫و حالا... حالا این...

474
00:37:00,872 --> 00:37:03,412
‫این بهترینِ پسربچه‌ها...

475
00:37:05,104 --> 00:37:08,287
‫ثروتی که از بنیان‌گذار عزیزمون
‫بهش رسیده رو

476
00:37:08,323 --> 00:37:11,157
‫وقف آینده‌ی سیلم کرده

477
00:37:11,641 --> 00:37:15,527
‫یه نمونه‌ش ترمیم سرای جلسه‌ی عزیزمونه!

478
00:37:17,631 --> 00:37:19,714
‫و این تازه اولشه

479
00:37:19,724 --> 00:37:22,768
‫با محافظ شریفش،
‫عالیجناب ماربرگ

480
00:37:22,803 --> 00:37:26,537
‫سیبلی کوچک خودش رو وقف
‫پیشرفت و بازسازی

481
00:37:26,547 --> 00:37:30,859
‫سیلم کرده، تا وقتی که سیلم
‫تبدیل به اونی بشه که ما میخواستیم بسازیم...

482
00:37:31,255 --> 00:37:34,079
‫اورشلیم نو!

483
00:38:02,602 --> 00:38:04,575
‫- مرحبا، کشیش
‫- ممنونم

484
00:38:04,611 --> 00:38:07,311
‫تشکر

485
00:38:07,346 --> 00:38:10,147
‫حرف‌های الهام‌بخشی بود

486
00:38:10,778 --> 00:38:12,772
‫تو چه مرگته؟

487
00:38:12,782 --> 00:38:14,718
‫منظورت چیه؟

488
00:38:14,753 --> 00:38:16,887
‫پنهان شدن یه چیزیه

489
00:38:16,922 --> 00:38:18,764
‫کار کردن برای شیطان یه چیز دیگه

490
00:38:18,774 --> 00:38:20,842
‫کار من تغییری نکرده

491
00:38:21,072 --> 00:38:22,592
‫الان هم مثل همیشه،

492
00:38:22,628 --> 00:38:25,695
‫به خوب‌ترینِ خوب‌ها و شکوه
‫خداوند خدمت میکنم

493
00:38:26,615 --> 00:38:28,398
‫راستش رو بگو

494
00:38:28,886 --> 00:38:31,401
‫همسرت خایه‌هات رو تو جعبه کرده؟

495
00:38:34,506 --> 00:38:36,606
‫همسرم رو قاطی ماجرا نکن

496
00:38:36,642 --> 00:38:39,876
‫جفتمون میدونیم همسرت چه موجودیه

497
00:38:39,912 --> 00:38:41,878
‫الان خودت چه موجودی هستی؟

498
00:38:41,914 --> 00:38:45,151
‫بعنوان یه مرد مجرد،
‫مطمئناً نمیتونی عهد و میثاقی رو

499
00:38:45,161 --> 00:38:48,518
‫که یه مرد رو به زنش وصل میکنه، درک کنی

500
00:38:54,119 --> 00:38:56,125
‫امیدوارم دوست باقی بمونیم

501
00:39:47,140 --> 00:39:50,087
‫حالا دیگه هیچ چیز رو نمیتونی از من مخفی کنی

502
00:39:50,641 --> 00:39:54,073
‫الان حقیقت تو رو میچشم

503
00:40:10,525 --> 00:40:12,491
‫پس حقیقت داره...

504
00:40:12,527 --> 00:40:16,762
‫وینس همونقدر که دستکشش نرمه
‫طلسمش ناملایمه

505
00:40:16,798 --> 00:40:19,164
‫دینلی، مرتیکه پرحرف،

506
00:40:19,199 --> 00:40:21,801
‫خفه شو و بگو این چیه!

507
00:40:24,839 --> 00:40:27,105
‫تاول‌های زیادی دیدم

508
00:40:27,141 --> 00:40:31,476
‫از وقتی که این فاحشه‌خونه‌ی جدید
‫باز شده، ولی اینجوریش رو ندیدم

509
00:40:31,511 --> 00:40:34,191
‫بذار ببینم چی دارم

510
00:40:34,949 --> 00:40:37,115
‫یه چیزی میخوایم که خارش رو کم کنه

511
00:40:37,151 --> 00:40:39,751
‫و یه چیزی که بوی تعفن رو کم کنه

512
00:40:44,336 --> 00:40:47,326
‫این کار تو ـه!

513
00:40:49,986 --> 00:40:52,229
‫با من چیکار کردی؟

514
00:40:52,265 --> 00:40:54,699
‫اگه بخوام ساده بگم، تو رو کُشتم

515
00:40:54,734 --> 00:40:57,735
‫جای نگرانی نیست...
‫مجبور نیستی امروز بمیری

516
00:40:57,771 --> 00:40:59,485
‫یا فردا

517
00:41:00,414 --> 00:41:02,073
‫یه پادزهر واسش دارم

518
00:41:05,845 --> 00:41:07,744
‫درست همینجا

519
00:41:09,728 --> 00:41:11,815
‫- یه خرده میخوای؟
‫- بده بهم

520
00:41:11,851 --> 00:41:13,313
‫نه

521
00:41:14,890 --> 00:41:19,056
‫پس اگه میخوایم ادامه بدیم
‫باید کار رو شروع کنیم

522
00:41:19,092 --> 00:41:21,324
‫زانو بزن

523
00:41:41,198 --> 00:41:43,713
‫دارم میبینمت!

524
00:41:49,174 --> 00:41:52,155
‫پرنده کوچولو!

525
00:41:52,190 --> 00:41:53,823
‫

526
00:42:02,466 --> 00:42:04,099
‫بنظر میاد در مورد خبرهای خوب کشیش متر

527
00:42:04,135 --> 00:42:06,101
‫به اندازه بقیه ذوق‌زده نیستی

528
00:42:06,137 --> 00:42:09,160
‫اگه یه سخنرانی دیگه در مورد کشیش

529
00:42:09,170 --> 00:42:11,688
‫یا سیبلی کوچولوی مهربون
‫یا عالیجناب ماربرگ خجسته بشنوم

530
00:42:11,698 --> 00:42:14,065
‫ممکنه اینجا رو کلاً به هم بریزم

531
00:42:17,434 --> 00:42:18,803
‫هیچوقت فکر کردی که کسی رو میشناسی

532
00:42:18,838 --> 00:42:22,239
‫و بعداً معلوم شه که نخیر، اصلاً
‫اون رو نمیشناختی؟

533
00:42:22,976 --> 00:42:25,531
‫تو کاتن متر رو از نزدیک میشناختی؟

534
00:42:27,242 --> 00:42:31,748
‫اینطور فکر میکردم، الان شک دارم

535
00:42:33,186 --> 00:42:36,720
‫یا شاید هیچوقت نمیشه
‫یه مرد رو شناخت

536
00:42:36,997 --> 00:42:41,892
‫یا اینکه اون یا خودت...
‫وقتی مورد محک قرار میگیرین چیکار میکنین

537
00:43:36,313 --> 00:43:38,747
‫تو موفق شدی، عشقم

538
00:43:38,782 --> 00:43:40,349
‫موفق شدی!

539
00:43:40,384 --> 00:43:42,108
‫نمیدونستیم میخوای اون حرفا رو بگی

540
00:43:42,118 --> 00:43:45,070
‫فکر میکردم باید اونجا مُردنت رو تماشا کنم

541
00:43:45,080 --> 00:43:48,757
‫یه لحظه بود که میدونستم
‫شیطان برنده شده...

542
00:43:48,792 --> 00:43:52,604
‫میدونستم از دنیای خدا به
‫دنیای شیطان سقوط کردم

543
00:43:53,996 --> 00:43:58,507
‫و بعد تو رو دیدم... صورتت رو

544
00:43:59,617 --> 00:44:03,037
‫و اون عشق... و نوری که ازش میتابید

545
00:44:03,884 --> 00:44:05,506
‫همون لحظه فهمیدم که حتی اگه

546
00:44:05,541 --> 00:44:10,432
‫تو یه دنیای تاریک و بی‌خدا باشم،
‫هنوز عشق هست

547
00:44:11,961 --> 00:44:13,814
‫هنوز تو هستی

548
00:44:13,814 --> 00:44:23,814
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

549
00:45:51,255 --> 00:45:52,543
‫خب؟

550
00:45:52,579 --> 00:45:55,279
‫با نهایت تعجب،

551
00:45:55,314 --> 00:45:58,750
‫انگار وفاداریش کاملاً خالصانه‌ست

552
00:46:05,476 --> 00:46:08,418
‫من رو خیلی خوشحال کردی، مادر

553
00:46:17,253 --> 00:46:21,253
‫اصلاً نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود، مادر

554
00:46:22,641 --> 00:46:25,141
‫منم خیلی دلم برای پسر
‫خوشگلم تنگ شده بود

555
00:46:28,747 --> 00:46:31,314
‫ولی تو پسرم نیستی

556
00:46:37,155 --> 00:46:39,322
‫مادر، خواهش میکنم!

557
00:46:52,336 --> 00:46:55,370
‫مادر، چطور تونستی؟

558
00:47:19,812 --> 00:47:22,630
‫چه دلسردکننده

559
00:47:23,196 --> 00:47:25,328
‫تو آزمون نهایی من رو رد شدی

560
00:47:27,736 --> 00:47:29,838
‫حالا اجازه هست بکشمش؟

561
00:47:29,862 --> 00:47:54,862
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

