﻿1
00:00:01,590 --> 00:00:05,526
<i>...آنچه در "سيلم" گذشت</i>

2
00:00:05,527 --> 00:00:07,361
،مرسي لوئيز" رو پيدا ميکنم"

3
00:00:07,362 --> 00:00:10,067
با يا بدون کمک شماها

4
00:00:11,198 --> 00:00:13,132
...يعني داري ميگي که من

5
00:00:13,133 --> 00:00:14,434
يه جادوگري

6
00:00:16,003 --> 00:00:17,370
من فردا پرونده‌ي

7
00:00:17,371 --> 00:00:19,372
جان آلدن" رو در مقابل هيئت مطرح ميکنم"

8
00:00:19,373 --> 00:00:21,206
اون بيگناهه

9
00:00:21,207 --> 00:00:23,276
خودتم اينو ميدوني

10
00:00:24,845 --> 00:00:26,379
،"به دستور "اينکريس متر

11
00:00:26,380 --> 00:00:29,282
من تو رو دستگير ميکنم

12
00:00:32,052 --> 00:00:34,254
من تصميم گرفتم از فرمانده "آلدن" دفاع کنم

13
00:00:34,255 --> 00:00:35,921
دفاع کني؟

14
00:00:54,708 --> 00:00:59,178
،بذار بچه‌هاي کوچيک پيش من بيان

15
00:00:59,179 --> 00:01:05,084
چونکه فرمانروايي شيطان
متعلق به اونهاست

16
00:01:05,085 --> 00:01:06,819
بيا

17
00:01:06,820 --> 00:01:09,422
بشين اينجا، پسربچه‌ي بيچاره

18
00:01:09,423 --> 00:01:13,926
،پسربچه‌ي شيرين و بيچاره
خونواده‌ت تا سرحد مرگ ازت کار کشيدن

19
00:01:13,927 --> 00:01:17,263
،هر روز عمرت

20
00:01:17,264 --> 00:01:20,333
جوري باهات رفتار کردن که
،دفن شدن تو گورستان کليسا برات مناسب نباشه

21
00:01:20,334 --> 00:01:22,402
بخاطر همين انداختنت اينجا

22
00:01:23,437 --> 00:01:26,639
"اليس"

23
00:01:26,640 --> 00:01:28,574
،موقع زايمان از دنيا رفتي

24
00:01:28,575 --> 00:01:32,145
بچه‌ي برادر مادرت رو حامله بودي

25
00:01:32,146 --> 00:01:35,314
اوناهاش. اوناهاش، اون بچه

26
00:01:38,519 --> 00:01:43,156
خفه‌ش کردن که مدرکش رو از بين ببرن

27
00:01:45,826 --> 00:01:49,362
بذار بچه و مادرش کنار هم باشن

28
00:01:52,966 --> 00:01:55,468
من الان مادرت هستم

29
00:01:55,469 --> 00:01:58,538
!مادر همتون

30
00:01:58,539 --> 00:02:00,473
و همه‌ي شمام بچه‌هاي من هستين

31
00:02:00,474 --> 00:02:02,708
،پدرم، کشيش "لوئيز" پاک

32
00:02:02,709 --> 00:02:04,510
،مي‌گفت که هيچ برزخي وجود نداره

33
00:02:04,511 --> 00:02:07,646
هيچ جايي براي روح‌هاي سرگردان
بين بهشت و جهنم وجود نداره

34
00:02:07,647 --> 00:02:09,482
ولي اشتباه ميکرد

35
00:02:09,483 --> 00:02:11,984
زمين خودش برزخه

36
00:02:11,985 --> 00:02:16,022
ما همون ارواحي هستيم که
اين زمين رو شکار ميکنيم

37
00:02:16,023 --> 00:02:17,089
"نه، "مرسي

38
00:02:18,925 --> 00:02:20,926
تو کاملاً زنده‌اي

39
00:02:20,927 --> 00:02:23,362
شايد خيلي زنده‌تر از هرکدوم از ماها

40
00:02:23,363 --> 00:02:26,265
اما با اينحال خودت رو مثل يه روح پنهان کردي

41
00:02:26,266 --> 00:02:29,769
اينکريس" همه جا رو داره دنبالت ميگرده"

42
00:02:29,770 --> 00:02:31,870
اون هيچوقت اينجا رو نميگرده

43
00:02:31,871 --> 00:02:33,973
ولي دخترهاي من

44
00:02:33,974 --> 00:02:36,041
دختراي بيچاره‌ي من چي ميشن؟

45
00:02:36,042 --> 00:02:38,010
اون چهارتاشون رو گرفته

46
00:02:38,011 --> 00:02:40,980
ولي نگران اونها و خودت نباش

47
00:02:40,981 --> 00:02:44,350
بزودي مراسم بزرگ ما اين سرزمين رو از
،بدي‌هاي انسان‌ها

48
00:02:44,351 --> 00:02:45,618
،و کسايي که انجامشون ميدن پاک ميکنه

49
00:02:45,619 --> 00:02:48,353
،مثل سيل‌هايي که در کتاب مقدس نوشته شده

50
00:02:48,354 --> 00:02:50,256
ميان و راه رو براي دنياي جديد ما باز ميکنن

51
00:02:50,257 --> 00:02:52,758
..."و مطمئن باش، "مرسي

52
00:02:52,759 --> 00:02:56,128
،تو و دخترانت

53
00:02:56,129 --> 00:02:59,098
و تمام بچه‌هات اونجا جا دارين

54
00:03:02,068 --> 00:03:04,404
اوه، ممنونم

55
00:03:07,207 --> 00:03:08,307
...ولي بهم بگو

56
00:03:08,308 --> 00:03:12,077
بهم بگو که بتونم وقتي اونها
ميترسن، بهشون اطمينان بدم

57
00:03:12,078 --> 00:03:13,179
چي هست؟

58
00:03:13,180 --> 00:03:15,147
چي در راهه؟

59
00:03:24,324 --> 00:03:27,192
مرگ

60
00:03:27,192 --> 00:03:37,192
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

61
00:04:05,784 --> 00:04:13,784
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

62
00:04:18,919 --> 00:04:21,420
<i>،يه ضرب‌المثل مشهور هست که ميگه</i>

63
00:04:21,421 --> 00:04:25,792
<i>يه سيبِ فاسد، ميتونه يه
بشکه رو به فشاد بکشونه</i>

64
00:04:25,793 --> 00:04:28,995
<i>و من کم کم به اين اعتقاد رسيدم
که بيشتر از يک سيب نيازه</i>

65
00:04:28,996 --> 00:04:32,164
<i>تا اين سرزمين بطور کامل به فساد کشيده بشه</i>

66
00:04:32,165 --> 00:04:34,834
<i>،و اونم هر سيبي نه</i>

67
00:04:34,835 --> 00:04:36,869
<i>"بلکه اون "مالوم</i>

68
00:04:36,870 --> 00:04:38,471
<i>،شکل اون سيب</i>

69
00:04:38,472 --> 00:04:42,075
<i>تقريباً توي تمام تصاويري که ما از
مراسم‌هاي بزرگ داشتيم وجود داشته</i>

70
00:04:42,076 --> 00:04:44,811
<i>،مراسم بزرگ با خودش مرگ بهمراه داره</i>

71
00:04:44,812 --> 00:04:48,547
<i>مرگ اونهم به مقدار گسترده</i>

72
00:04:48,548 --> 00:04:50,549
<i>،ما فقط مقداري از عملکرد اون رو ميدونيم</i>

73
00:04:50,550 --> 00:04:52,719
<i>همينطور از... از عملکرد جادوييش</i>

74
00:04:52,720 --> 00:04:55,989
<i>...که مرگِ همراه اون رو آزاد ميکنه
هيچي نميدونيم</i>

75
00:04:55,990 --> 00:04:59,325
<i>...فقط همين يک جمله‌ي ساده و مبهم رو ميدونيم</i>

76
00:04:59,326 --> 00:05:02,061
<i>« مالوم اِست آپرتا »</i>

77
00:05:02,963 --> 00:05:06,265
<i>« شرارت آغاز خواهد شد »</i>

78
00:05:06,266 --> 00:05:08,067
<i>ولي تمام اين سالها
اشتباه ميخوندمش</i>

79
00:05:08,068 --> 00:05:09,936
<i>،هممون اشتباه ميخونديمش
حتي پدرم</i>

80
00:05:09,937 --> 00:05:13,440
<i>مالوم" يعني "شرارت"، ولي دقيقاً معنيش "سيب" ـه"</i>

81
00:05:13,441 --> 00:05:15,274
<i>،و ميدونم بايد به جمله‌اي که ميخونم ايمان داشته باشم</i>

82
00:05:15,275 --> 00:05:16,810
<i>« آن سيب باز مي‌شود »</i>

83
00:05:16,811 --> 00:05:23,349
<i>و مفهومش اينه که، مرگي که
نتيجه‌ي اين اتفاق هست رو آزاد ميکنه</i>

84
00:05:23,350 --> 00:05:25,885
<i>،من ايمان دارم که اون سيب رو ديدم</i>

85
00:05:25,886 --> 00:05:29,388
<i>...يا جعبه‌اي که اون توش بود</i>

86
00:05:29,389 --> 00:05:32,525
<i>"تو خونه‌ي "جان آلدن</i>

87
00:05:35,295 --> 00:05:36,629
بله؟

88
00:05:36,630 --> 00:05:39,065
<i>کشيش "متر"؟</i>

89
00:05:39,066 --> 00:05:41,267
<i>ميدونم ديروقته</i>

90
00:05:47,074 --> 00:05:48,774
بيرون چيکار ميکني؟

91
00:05:48,775 --> 00:05:50,176
ببخشيد

92
00:05:50,177 --> 00:05:52,245
نمي‌دونستم پيش کي ديگه ميتونم برم

93
00:05:52,246 --> 00:05:55,715
شما تنها کسي هستين که ميتونين کمکم کنين

94
00:05:55,716 --> 00:05:58,050
خب، پس کار درستي کردي اومدي اينجا

95
00:05:59,553 --> 00:06:03,056
،آم... چطور ميتونم کمکت کنم
و... و تو چي؟

96
00:06:03,057 --> 00:06:06,625
شما فکر ميکنين ممکنه که يه نفر جادوگر باشه

97
00:06:06,626 --> 00:06:08,394
و حتي خودش اينو ندونه؟

98
00:06:09,329 --> 00:06:11,363
...آم

99
00:06:11,364 --> 00:06:12,865
من... من فکر ميکنم اون شخص خودش ميدونه

100
00:06:12,866 --> 00:06:15,801
اگه... روح خودش رو در اختيار شيطان گذاشته باشه

101
00:06:15,802 --> 00:06:18,237
ولي اگه کسِ ديگه‌اي روح اونو
به شيطان داده باشه چي؟

102
00:06:19,373 --> 00:06:20,973
..."من بهت اطمينان ميدم، خانم "هيل

103
00:06:20,974 --> 00:06:23,076
نه، من چيزي بيشتر از اطمينان شما ميخوام

104
00:06:23,077 --> 00:06:25,311
...من ميخوام

105
00:06:29,616 --> 00:06:32,351
...من ميخوام شما همين الان من رو معاينه کنين

106
00:06:32,352 --> 00:06:33,953
ببينيد علامت‌هاي شيطان رو دارم يا نه

107
00:06:35,155 --> 00:06:37,957
اونموقع ميتونين بهم اطمينان بدين

108
00:07:16,463 --> 00:07:18,564
من هيچ نشاني از شيطان حس نميکنم

109
00:07:18,565 --> 00:07:20,900
،به نظر من، از هر نظر

110
00:07:20,901 --> 00:07:24,337
شيطان به شما تجاور نکرده

111
00:07:24,338 --> 00:07:25,605
،"بهتون اطمينان ميدم، خانم "هيل

112
00:07:25,606 --> 00:07:27,940
اگه شما جادوگر بودين، خودتون ميفهميدين

113
00:07:40,320 --> 00:07:42,355
نپرسيد اين زنگ براي کي به صدا در مياد

114
00:07:42,356 --> 00:07:45,291
...براي کسي به صدا در مياد

115
00:07:45,292 --> 00:07:47,860
که فکر ميکنم ميخواد اولين نفر باشه

116
00:07:47,861 --> 00:07:50,163
کي ميخواد اول باشه؟

117
00:07:51,664 --> 00:07:53,199
منظورت چيه؟

118
00:07:53,200 --> 00:07:55,768
هرکسي که حرف بزنه تو آتيش نمي‌سوزه

119
00:07:55,769 --> 00:07:57,736
به همين سادگي

120
00:08:01,408 --> 00:08:05,011
امشب هواي اينجا خيلي گرفته‌ست، نه؟

121
00:08:05,012 --> 00:08:07,580
فکر کنم برم يه ذره هوا بخورم بد نباشه

122
00:08:09,549 --> 00:08:12,551
...وقتي که من نيستم، فکر کنين

123
00:08:12,552 --> 00:08:15,421
کدوم يکي از شما اولين کسيه که اعتراف کنه

124
00:08:15,422 --> 00:08:19,058
که جادوگر "جان آلدن" باهاتون چيکار کرده؟

125
00:08:35,342 --> 00:08:38,644
مرسي"، خدا رو شکر"

126
00:08:38,645 --> 00:08:40,579
ما ديگه نميتونيم تحمل کنيم

127
00:08:40,580 --> 00:08:42,581
اون ميخواد ما رو وادار کنه شهادت بديم

128
00:08:42,582 --> 00:08:45,017
ولي تو اومدي ما رو نجات بدي؟

129
00:08:45,018 --> 00:08:47,486
نه، اينطور نيست

130
00:08:47,487 --> 00:08:51,324
شما هنوز آماده نيستين
که بخواين مثل من نقل مکان کنين

131
00:08:51,325 --> 00:08:54,293
ولي يادتون باشه، ما هنوز هم
،به ملکه‌ي شب خدمت ميکنيم

132
00:08:54,294 --> 00:08:58,464
و اون شما رو، بيشتر از من
که فراموشتون کردم، فراموش نکرده

133
00:08:58,465 --> 00:09:01,400
و يه روزي ميرسه که
اون شما رو نجات ميده

134
00:09:01,401 --> 00:09:02,401
بهتون قول ميدم

135
00:09:02,402 --> 00:09:04,002
،ولي فعلاً

136
00:09:04,003 --> 00:09:07,273
شما بايد به اون برغاله‌ي پير چيزي که
ميخواد رو بدين

137
00:09:07,274 --> 00:09:10,109
من واقعاً ميترسم که اون بخواد ما رو
بعنوان جادوگر معرفي کنه و بکشه

138
00:09:10,110 --> 00:09:13,479
اين مطمئناً يه بخشي از نقشه‌ي اونه

139
00:09:13,480 --> 00:09:16,248
،تارهاي اون خيلي بزرگتر از تارهاي ماست

140
00:09:16,249 --> 00:09:17,783
،و اون يه تصويري داره

141
00:09:17,784 --> 00:09:20,719
تصويري از اينکه اين سرزمين چي ميتونه بشه

142
00:09:20,720 --> 00:09:22,488
پس کاريو بکنين که کشيش "متر" ميخواد

143
00:09:22,489 --> 00:09:25,458
و عليه "جان آلدن" توي جلسه محاکمه شهادت بدين

144
00:09:35,819 --> 00:09:39,459
تو در چيزي موفق شدي که
نسل‌هاي قبلي توش شکست خوردن

145
00:09:39,460 --> 00:09:41,460
مراسم بزرگ تقريباً به کامل شدن نزديکه

146
00:09:41,461 --> 00:09:44,461
پنج قربانيِ ديگه‌اي که ميخوايم رو داريم

147
00:09:44,462 --> 00:09:48,462
...همشون قبل از طلوع ماه ميميرن

148
00:09:48,463 --> 00:09:51,463
و شرارت شروع ميشه

149
00:09:51,951 --> 00:09:54,820
<i>شرارت شروع ميشه</i>

150
00:09:57,557 --> 00:09:59,559
ولي چرا "جان آلدن"؟

151
00:09:59,560 --> 00:10:00,560
يه قرباني

152
00:10:00,561 --> 00:10:03,561
تو تا همين الانش هم خيلي چيزها رو فدا کردي

153
00:10:03,562 --> 00:10:07,562
يه روحِ کوچولو رو توي
همين جنگل‌ها قربانيش کردي

154
00:10:07,563 --> 00:10:09,563
پس بايد بدوني

155
00:10:10,734 --> 00:10:12,654
،همينه که اونو تبديل ميکنه به يه قرباني
صدمه ديدن

156
00:10:12,739 --> 00:10:14,440
ولي اون بيگناهه -
...بله -

157
00:10:14,681 --> 00:10:15,681
خونِ بيگناه

158
00:10:15,682 --> 00:10:17,682
...اون "مالوم" که باز بشه

159
00:10:17,683 --> 00:10:19,683
...بيگناهان زيادي مي‌ميرن

160
00:10:19,684 --> 00:10:21,684
يکي ديگه چه اهميتي داره؟

161
00:10:22,382 --> 00:10:24,483
براي من اهميت داره

162
00:10:24,484 --> 00:10:26,484
ما از وقتي تو يه دختربچه بودي ميشناسيمت

163
00:10:26,485 --> 00:10:27,485
ما بزرگت کرديم

164
00:10:27,486 --> 00:10:29,486
تو مثل دختر خودموني

165
00:10:30,487 --> 00:10:31,487
وقتي که تو گريه ميکني

166
00:10:31,488 --> 00:10:32,488
ما گريه ميکنيم

167
00:10:32,489 --> 00:10:33,489
وقتي از تو خون ريخته ميشه

168
00:10:33,490 --> 00:10:34,490
از ما هم خون ريخته ميشه

169
00:10:35,491 --> 00:10:37,491
و حالا اشک‌هايي از خون

170
00:10:37,492 --> 00:10:42,492
ولي اون خون‌ها و اين اشک‌ها سلاح‌هاي ما هستن

171
00:10:42,493 --> 00:10:44,493
تو هميني

172
00:10:46,494 --> 00:10:48,270
هيچي نميتونه هيچوقت اين رو تغيير بده

173
00:10:48,275 --> 00:10:50,943
مري"، به من گوش کن"

174
00:10:50,944 --> 00:10:54,480
اگه آزادش کني، اونوقت
معلوم ميشه براش چه ارزشي داري

175
00:10:54,481 --> 00:10:56,648
فکر ميکني اونموقع
ميتونه عاشقت باشه؟

176
00:10:56,649 --> 00:10:59,085
عشقش رو از دست نده

177
00:10:59,086 --> 00:11:03,322
ازش براي همه‌ي ما استفاده کن

178
00:11:03,323 --> 00:11:06,592
قرباني همينه

179
00:11:12,077 --> 00:11:13,711
،در تمام ادبيات‌هاي جادوگري

180
00:11:13,712 --> 00:11:15,797
در تمام دشمني‌ها، "مالوم" يعني شرارت

181
00:11:15,798 --> 00:11:17,808
،پس ميشه بگي چرا تو اين موردِ خاص

182
00:11:17,809 --> 00:11:20,195
به شکل يک سيبه؟

183
00:11:20,196 --> 00:11:21,593
من دلايلي دارم که باور ميکنم
اون "مالوم" که به اينجا فرستاده شده

184
00:11:21,594 --> 00:11:22,861
يه شيء واقعيه

185
00:11:22,862 --> 00:11:25,697
"و اون شيء اينجا توي "سيلم
داره انتظار ميکشه که عليه ما استفاده بشه

186
00:11:25,698 --> 00:11:28,134
،خب، نظريه‌ي جالبيه

187
00:11:28,135 --> 00:11:32,371
ولي... با پايه‌اي ترين اصول
عقلي و فکري در تضاده

188
00:11:32,372 --> 00:11:36,274
بگو ببينم... کوتاه ترين
فاصله بين دو نقطه چيه...؟

189
00:11:36,275 --> 00:11:38,510
يه خط -
درسته -

190
00:11:38,511 --> 00:11:39,745
،و بيشتر اوقات

191
00:11:39,746 --> 00:11:44,316
،ساده‌ترين توضيح
درست‌ترين توضيحه

192
00:11:44,317 --> 00:11:47,019
من فقط دارم سعي ميکنم جلوي
مراسم بزرگ رو بگيرم

193
00:11:47,020 --> 00:11:49,188
جلوي مراسم بزرگ رو بگيري؟

194
00:11:49,189 --> 00:11:51,189
تو؟

195
00:11:51,190 --> 00:11:54,660
اوه، غرور و گستاخيِ جواني

196
00:11:54,661 --> 00:11:56,962
حتي ميدوني چطوري بايد جلوشو بگيري؟

197
00:11:56,963 --> 00:11:57,996
و اينکه چه بهايي داره؟

198
00:11:57,997 --> 00:12:00,232
يا ميخواي اينا رو از زبون کسي بشنوي

199
00:12:00,233 --> 00:12:03,368
که واقعاً جلوشو يه بار گرفته
و بهاش رو پرداخته؟

200
00:12:03,369 --> 00:12:05,103
شما؟

201
00:12:07,107 --> 00:12:08,940
اصلاً نميدونستم

202
00:12:08,941 --> 00:12:11,243
مال خيلي سال پيش بود

203
00:12:11,244 --> 00:12:12,544
"توي "ماربورگ

204
00:12:12,545 --> 00:12:15,113
تو اون موقع فقط يه... يه بچه کوچيک بودي

205
00:12:15,114 --> 00:12:16,582
،جادوگرهاي آلماني، اوه

206
00:12:16,583 --> 00:12:19,285
حتي از جادوگرهاي توي "اسکس" هم
جسورتر بودن

207
00:12:19,286 --> 00:12:23,756
اونا سعي کردن مراسم بزرگ رو کامل کنن

208
00:12:23,757 --> 00:12:28,561
،در طول يک ماه
دوازده تا بچه ناپديد شد

209
00:12:28,562 --> 00:12:31,830
،وقتي جسدهاشون رو پيدا کرده بودن
خون توي بدنشون نمونده بود

210
00:12:31,831 --> 00:12:34,900
خونِ بيگناهِ اونها زمين رو غرق کرده بود

211
00:12:34,901 --> 00:12:37,969
،و وقتي که ماه کامل نزديک ميشد
بچه‌هاي بيشتري ناپديد ميشدن

212
00:12:37,970 --> 00:12:40,772
و من ميدونستم که مراسم بزرگ
به کامل شدن داره نزديک ميشه

213
00:12:40,773 --> 00:12:42,808
،پس در مدتي که بقيه دنبال بچه‌ها ميگشتن

214
00:12:42,809 --> 00:12:45,477
من رفتم دنبال شکار اون جادوگر

215
00:12:45,478 --> 00:12:47,680
و پيداش کردم

216
00:12:47,681 --> 00:12:50,416
شکل و شمايل يه دختربچه 6 ساله رو گرفته بود

217
00:12:50,417 --> 00:12:52,851
ولي ميدونستم که دختربچه نيست

218
00:12:52,852 --> 00:12:54,452
خودش بود

219
00:12:54,453 --> 00:13:00,125
با دستاي برهنه‌ي خودم خفه‌ش کردم

220
00:13:00,126 --> 00:13:05,197
،وقتي که جون از بدن اون داشت بيرون ميرفت

221
00:13:05,198 --> 00:13:08,166
شيطان از درونش بيرون اومد
،و اون جسد رو ازم قاپيد

222
00:13:08,167 --> 00:13:09,635
ولي من مقاومت کردم

223
00:13:09,636 --> 00:13:14,005
من مصمم بودم که اون نبايد
به خونه‌اش در جهنم برگرده

224
00:13:14,006 --> 00:13:18,844
و دستام توي قير سياه در حال جوشيدن، غوطه ور شده بود

225
00:13:18,845 --> 00:13:20,946
آتش جهنم

226
00:13:22,549 --> 00:13:26,585
اين دستها در واقع جهنم رو لمس کردن

227
00:13:28,622 --> 00:13:30,822
و هنوزم ميسوزن

228
00:13:35,094 --> 00:13:36,662
جلوي انجام مراسم بزرگ گرفته شد؟

229
00:13:41,267 --> 00:13:45,904
واقعاً فقط يک راه براي
متوقف کردن مراسم بزرگ هست

230
00:13:45,905 --> 00:13:49,975
بايد جادوگري که مراسم بزرگ
،رو شروع کرده کُشته بشه

231
00:13:49,976 --> 00:13:53,612
قبل از اينکه طلوع ماه مراسم رو تموم کنه

232
00:13:53,613 --> 00:13:55,013
،تو اين مورد

233
00:13:55,014 --> 00:13:57,583
"يعني کُشتن "جان آلدن

234
00:14:10,063 --> 00:14:11,329
،اين بر هيچکس پنهان نيست

235
00:14:11,330 --> 00:14:16,602
،که "جان آلدن" نفرتي سرد و خودسر نسبت به ما داره

236
00:14:16,603 --> 00:14:18,804
نسبت به تمام چيزهايي که ما باور داريم

237
00:14:18,805 --> 00:14:23,074
نسبت به جامعه‌ي مقدس پيوريتان‌ها

238
00:14:23,075 --> 00:14:24,676
و بعدش، اين

239
00:14:24,677 --> 00:14:29,448
جان آلدن" جوان بود که"
،"سختگيرانه خودش رو از "سيلم

240
00:14:29,449 --> 00:14:35,421
،يک آدم بي‌ريشه، بي ايمان و بي‌عشق

241
00:14:35,422 --> 00:14:39,257
،به درون آزمونِ سخت جنگ انداخت

242
00:14:39,258 --> 00:14:41,193
جايي که در اون توسط
سرخپوستانِ کافر اسير شد

243
00:14:41,194 --> 00:14:47,399
،و اونجا بود که بذر شيطانِ درونش
،که از قبل گره‌اي کور و بدطينت درونش زده بود

244
00:14:47,400 --> 00:14:50,502
يک زمين حاصلخيز براي رشد و نمو پيدا کرد

245
00:14:50,503 --> 00:14:55,274
و خدمتگزاران وحشيِ خدايان
،خشمگين و وهم‌انگيز

246
00:14:55,275 --> 00:14:58,811
درونِ "جان آلدن" هديه‌اي از طرف شيطان رو ديدن

247
00:14:58,812 --> 00:15:00,512
يک سلاح قدرتمند و تباهکار

248
00:15:00,513 --> 00:15:03,915
که ميتونست توي جنگ
نااميدکننده اونها عليه ما استفاده بشه

249
00:15:03,916 --> 00:15:07,486
و بنابراين، بخاطر اين نفرتي که از ما داشت

250
00:15:07,487 --> 00:15:13,325
و همينطور بخاطر نفرت از
،کسي که حس ميکرد بهش خيانت کرده

251
00:15:13,326 --> 00:15:15,360
تبديل شد به يک سلاح قدرتمند و تباهکار

252
00:15:15,361 --> 00:15:19,265
،قربان، اينها همش خيالات محضه

253
00:15:19,266 --> 00:15:21,099
ظنّ و گمان‌هاي بي‌اساس

254
00:15:21,100 --> 00:15:22,067
شما نمي‌دونين که ممکنه

255
00:15:22,068 --> 00:15:23,569
چه اتفاقي براي "جان آلدن" افتاده باشه

256
00:15:23,570 --> 00:15:27,605
اون مدتي که داشت براي نجات
جونِ ماها عليه سرخپوست‌ها مي‌جنگيد

257
00:15:27,606 --> 00:15:29,741
يا حتي اون زماني که اسير شده بود

258
00:15:29,742 --> 00:15:31,977
خب پس، بذاريم حرف بزنه

259
00:15:31,978 --> 00:15:33,411
بذاريم "آلدن" همينجا و همين الان بهمون بگه

260
00:15:33,412 --> 00:15:36,882
که دقيقاً در اون دوره‌ي طولاني مدت
که بين وحشي‌ها گُم شده بود

261
00:15:36,883 --> 00:15:38,984
چه اتفاقاتي افتاد

262
00:15:38,985 --> 00:15:40,586
حرف بزن مرد

263
00:15:41,554 --> 00:15:43,389
!حرف بزن

264
00:15:44,323 --> 00:15:46,224
نميگي؟

265
00:15:46,225 --> 00:15:51,196
،تموم اون سالها
پس چيکار ميکردي؟

266
00:15:52,165 --> 00:15:53,599
من بهتون ميگم

267
00:15:53,600 --> 00:15:55,100
،مثل شيطاني که در "کتاب ايوب" هست
( کتاب ايوب کتابي از هارولد کوشنر است )

268
00:15:55,101 --> 00:15:57,769
روي زمين عقب و جلو ميرفت

269
00:15:57,770 --> 00:16:00,806
،و ابزارآلات شرارت رو جمع ميکرد

270
00:16:00,807 --> 00:16:02,541
هنرهاي سياه رو براي فرستادنِ

271
00:16:02,542 --> 00:16:07,245
جانوران اهلي شيطاني براي اونهايي که
در خدمت او و دور ازش  هستند، ياد ميگرفت

272
00:16:07,246 --> 00:16:10,849
...شما اينجا، روي گردنش ميتونين

273
00:16:12,418 --> 00:16:16,955
جاي زخم بزرگي که به سختي آهنه رو ببينيد

274
00:16:16,956 --> 00:16:21,893
و همينجا بوده که اون
به حيوون اهلي و مونس‌اش غذا ميداده

275
00:16:28,201 --> 00:16:31,403
دوباره نميخندي

276
00:16:31,404 --> 00:16:34,106
من مطئنم چندين دفعه خنديدي
،براي اينکه فکر کني چطوري

277
00:16:34,107 --> 00:16:37,676
ميتوني درست جلوي چشم يک
،همسرِ جوانِ وفادار

278
00:16:37,677 --> 00:16:41,179
،بتوني رهبر ما
جورج سيبلي" تنومند رو"

279
00:16:41,180 --> 00:16:44,049
به يه تيکه گوشت که داره زجر ميکشه تبديل کني

280
00:16:44,050 --> 00:16:47,819
و بعد از اينکه ستونِ جامعه‌ي ما رو خراب کردي

281
00:16:47,820 --> 00:16:50,989
توده‌اي از وحشت رو بين مردم رها کني

282
00:16:50,990 --> 00:16:55,561
کار "جان آلدن" بوده که اون
،روح خيالي وحشتناک رو، اون عجوزه‌ي شب رو

283
00:16:55,562 --> 00:16:57,195
فرستاد تا "مرسي لوئيز" رو بترسونه

284
00:16:57,196 --> 00:17:00,565
و ميپرسيد چرا؟ چرا "مرسي لوئيز"؟

285
00:17:00,566 --> 00:17:04,970
،خب، شايد بخاطر اين بوده که پدرش
،کشيش "لوئيز" خوب و نيکوکار

286
00:17:04,971 --> 00:17:09,307
عشقِ گزنده‌ي "آلدن" رو
،به ازدواجِ يه رقيب منفور درآورد

287
00:17:09,308 --> 00:17:15,346
يا شايد براي اينکه فقط نشون بده
هيچکس توي "سيلم" در امان نيست

288
00:17:15,347 --> 00:17:19,251
نه حتي دختر يک کشيش مقدس

289
00:17:21,554 --> 00:17:23,922
!"کاتن"

290
00:17:23,923 --> 00:17:25,657
تو به وضعيت "مرسي لوئيز" رسيدگي ميکردي

291
00:17:25,658 --> 00:17:30,261
به چيزي که اون رو تسخير کرده بود شک نداشتي

292
00:17:30,262 --> 00:17:33,031
قطعاً اون قربانيِ حمله‌ي يه روح قرار گرفته بود

293
00:17:33,032 --> 00:17:34,132
..."ولي فرمانده "آلدن

294
00:17:34,133 --> 00:17:36,334
فرمانده "آلدن"... وقتي که

295
00:17:36,335 --> 00:17:38,336
همچين حمله‌اي رو ديد چي گفت؟

296
00:17:41,107 --> 00:17:42,640
به اين اتفاق يه مقدار شک کرد

297
00:17:42,641 --> 00:17:44,943
!يه مقدار شک کرد

298
00:17:44,944 --> 00:17:47,178
...به من گفته شده

299
00:17:47,179 --> 00:17:49,415
...که اون گفته اين اتفاق

300
00:17:49,416 --> 00:17:51,449
"چرت و پرته"

301
00:17:52,519 --> 00:17:55,854
و اون گفته که دعا کردن فايده‌اي نداره

302
00:17:55,855 --> 00:17:59,958
دعا کردن؟ فايده‌اي نداره؟

303
00:18:01,428 --> 00:18:03,394
...از خودتون بپرسيد

304
00:18:03,395 --> 00:18:06,531
هر دفعه که ما سعي کرديم که
،يه جادوگر رو بگيريم و متوقفش کنيم

305
00:18:06,532 --> 00:18:09,500
کي يهو بلند شده و ازشون دفاع کرده؟

306
00:18:09,501 --> 00:18:13,605
،کي به تنهايي در ميان ما
هر دفعه در رويارويي

307
00:18:13,606 --> 00:18:16,642
با جادوگرها پيداش شده بدون
اينکه حتي يه ذره هم پريشون باشه؟

308
00:18:16,643 --> 00:18:20,378
وقتي "جايلز کورِي" داشت مي‌مُرد
اسم کي رو لبهاش بود؟

309
00:18:20,379 --> 00:18:25,050
کي بود که ادعا ميکرد کاري ميکنه
که تمام آدم‌هاي اينجا رو تو قبر ميفرسته؟

310
00:18:25,051 --> 00:18:27,619
و کي بود که براي دفاع از "بريجت بيشاپ" ايستاد

311
00:18:27,620 --> 00:18:31,423
حتي وقتي که ديد اون زن
چه حرکت شيطان صفتي کرد؟

312
00:18:31,424 --> 00:18:32,724
من بهتون قسم ميخورم

313
00:18:32,725 --> 00:18:36,895
هر دفعه که اون دهانش رو باز ميکنه
داره خودش رو محکوم ميکنه

314
00:18:36,896 --> 00:18:39,931
،و مثل شيطان در باغ بهشت

315
00:18:39,932 --> 00:18:43,101
جان آلدن" اين رو فهميد که"
زن‌ها مثل يک درب هستن

316
00:18:43,102 --> 00:18:47,072
که از طريق اون شيطان وارد ميشه
تا ما رو مسموم کنه

317
00:18:47,073 --> 00:18:51,709
،چند زن، جوون و پير
خوب و بد بودن

318
00:18:51,710 --> 00:18:53,511
که "آلدن" اونها رو جادو کرده؟

319
00:18:53,512 --> 00:18:57,015
ديده شده که "جان آلدن" تلاش کرده که

320
00:18:57,016 --> 00:19:00,285
حتي بزرگترين زنِ اينجا رو هم فريب بده

321
00:19:00,286 --> 00:19:01,687
"مري سيبلي"

322
00:19:03,355 --> 00:19:06,291
آيا اين متهم به زور
وارد خونه‌ي شما نشده بود

323
00:19:06,292 --> 00:19:10,729
،نه، وارد خلوتگاه شما
اونهم در نيمه‌هاي شب؟

324
00:19:10,730 --> 00:19:13,031
بنظرتون من همچين اجازه‌اي ميدم؟

325
00:19:13,032 --> 00:19:15,667
نميدونم

326
00:19:15,668 --> 00:19:18,736
ولي خدمتکار مرد شما شهادت داده

327
00:19:18,737 --> 00:19:22,875
که قطعاً "جان آلدن" نيمه‌هاي شب
به زور وارد اتاق شما شده

328
00:19:27,346 --> 00:19:29,314
اومده بود تا درباره‌ي سياست‌ها با من صحبت کنه

329
00:19:29,315 --> 00:19:30,848
سياست‌ها؟ -
البته -

330
00:19:30,849 --> 00:19:31,984
که اعلام کنه قصد داره

331
00:19:31,985 --> 00:19:34,185
صندلي پدرش توي هيئت منتخبين رو پُر کنه

332
00:19:34,186 --> 00:19:35,653
نصفه شب؟

333
00:19:40,426 --> 00:19:42,227
"خانم "هيل

334
00:19:44,697 --> 00:19:49,100
ديده که شده متهم داشته شما رو
در انظار عموم به زور مي‌بوسيده

335
00:19:49,101 --> 00:19:51,636
هيچکس شما رو مقصّر نميدونه

336
00:19:51,637 --> 00:19:55,974
شما يه... يه دختر معصوم و بيگناه هستين

337
00:19:55,975 --> 00:19:58,476
ولي شما اين رو انکار ميکنين؟

338
00:20:07,420 --> 00:20:08,420
اون اينکار رو کرد

339
00:20:09,122 --> 00:20:12,657
اون اينکار رو کرد

340
00:20:12,658 --> 00:20:15,526
"يه مار بين علف‌ها، صفتي که براي "جان آلدن

341
00:20:15,527 --> 00:20:19,064
ميشه بکار برد، هم در گذشته و هم حال

342
00:20:19,065 --> 00:20:23,301
و وقتي که ديگه سعي نميکرد
،آدم‌هاي خوب اينجا رو فريب بده

343
00:20:23,302 --> 00:20:26,304
هوس‌هاي غيرانساني‌اش رو

344
00:20:26,305 --> 00:20:27,905
برد به يک اتاق پر از فاحشه

345
00:20:27,906 --> 00:20:31,076
توي فاحشه‌خونه‌اي که توسط
جادوگر خودش اداره ميشد

346
00:20:32,711 --> 00:20:38,283
و بدتر از اونها، من فکر ميکنم که
،"دوشيزه‌هاي جوان و حساس "سيلم

347
00:20:38,284 --> 00:20:42,187
بسيار مشتاق بودن که توي
راه‌هاي ابليس‌گونه‌ي اون طعمه باشن

348
00:20:49,762 --> 00:20:54,099
...مرسي" بهمون گفت که"
گفت که "جان آلدن" بوده

349
00:20:54,100 --> 00:20:57,269
که... که در تاريکي‌هاي شب اومده

350
00:20:57,270 --> 00:21:03,941
و... هر تيکه از بدنش رو بوسيده و ليس زده

351
00:21:03,942 --> 00:21:09,647
ولي اون رو جادوگر کرده
که اسمش رو به روز به زبون نياره

352
00:21:09,648 --> 00:21:12,517
بلکه همه‌ي گناه‌ها رو بندازه گردن اون عجوزه

353
00:21:12,518 --> 00:21:17,255
مرسي" رو اون شب به شکل يه روح خيالي گرفت"

354
00:21:17,256 --> 00:21:22,327
و جسم و روحش رو
به خودِ شيطان داد

355
00:21:24,430 --> 00:21:27,832
و اون... اون بعدش ما رو

356
00:21:27,833 --> 00:21:31,136
...با... با حقه‌هاي جادويي و
و بازي‌ دنبال خودش کشوند

357
00:21:31,137 --> 00:21:34,439
و خيلي زود ديديم که توي جنگل
،داريم با اون ميرقصيم

358
00:21:34,440 --> 00:21:38,944
جايي که همديگه رو لمس کرديم
و دونه دونه

359
00:21:38,945 --> 00:21:40,879
با اون خوابيديم

360
00:21:48,154 --> 00:21:49,287
واقعاً؟

361
00:22:00,566 --> 00:22:02,100
همتون؟

362
00:22:10,176 --> 00:22:13,879
..."يعني داري ميگي که، "اميلي

363
00:22:13,880 --> 00:22:15,447
که تو باکره نيستي؟

364
00:22:17,583 --> 00:22:19,417
،اگه من تو رو معاينه کنم

365
00:22:19,418 --> 00:22:23,155
...هرکدوم از زن‌هاي اينجا تو رو معاينه کنن

366
00:22:24,756 --> 00:22:28,159
ميفهمن که تو باکره نيستي؟

367
00:22:31,530 --> 00:22:35,033
اون... اون با زبون و انگشتاش

368
00:22:35,034 --> 00:22:36,754
...و لوازم نامرئيِ شهوت... اين... اينکار رو

369
00:22:37,470 --> 00:22:39,971
ولي من... من چشمام رو بسته بودم

370
00:22:39,972 --> 00:22:41,907
نميدونم چيکار کرد

371
00:22:41,908 --> 00:22:44,442
،اينا همش خيالبافيه

372
00:22:44,443 --> 00:22:47,845
افسانه‌بافي‌هاي مغز اون

373
00:22:47,846 --> 00:22:49,815
،آيا کسي بين ما هست که تا حالا

374
00:22:49,816 --> 00:22:55,186
حتي ناخواسته، افکار تحريک کننده نکرده باشه؟

375
00:22:55,187 --> 00:22:58,623
اين دختر تحت تأثير اونها قرار گرفته

376
00:22:58,624 --> 00:23:02,427
مخصوصاً در رويارويي با شکنجه‌ي سختِ

377
00:23:02,428 --> 00:23:04,896
پدرِ خودِ من

378
00:23:06,565 --> 00:23:10,836
،اون رو شکنجه کرده، تهديد به مرگ کرده

379
00:23:10,837 --> 00:23:13,404
حتي يه دختر بيگناه هم ممکنه
،به جايي برسه که فکر کنه يه جادوگره

380
00:23:13,405 --> 00:23:16,942
و هر مردي که اطرافشه شيطانه

381
00:23:18,244 --> 00:23:20,045
من اعلام ميکنم هرچيزي که شما
امروز اينجا ديدين

382
00:23:20,046 --> 00:23:24,749
نتيجه‌ي شکنجه بخاطر چيزي بوده
!که ارزش تفتيش کردن رو داشته

383
00:23:25,918 --> 00:23:28,353
اون کيه که واقعاً به زن‌ها هتک حرمت کرده؟

384
00:23:30,256 --> 00:23:33,525
جان آلدن"؟"

385
00:23:33,526 --> 00:23:38,230
...يا کسي که لوازمي داره

386
00:23:38,231 --> 00:23:41,699
...و ازشون استفاده ميکنه

387
00:23:41,700 --> 00:23:43,935
از لوازمي شبيه اين!؟

388
00:23:47,340 --> 00:23:48,473
چطور جرأت ميکني؟

389
00:23:48,474 --> 00:23:50,608
نه آقا! شما چطور جرأت ميکنين!؟

390
00:23:56,182 --> 00:23:59,084
!جلسه‌ي امروز به تعويق مي‌افته

391
00:23:59,085 --> 00:24:03,888
فردا صبح وقتي که همه آروم شدن
اين جلسه رو ادامه ميديم

392
00:24:17,970 --> 00:24:19,637
،تمام شهر ميخوان منو دار بزنن

393
00:24:19,638 --> 00:24:21,839
،انگار که من يه جور هيولام

394
00:24:21,840 --> 00:24:26,111
انگار که يه قدرت جادويي و سياه دارم

395
00:24:26,112 --> 00:24:26,911
و داري

396
00:24:26,912 --> 00:24:29,447
اوه، تو ديگه شروع نکن

397
00:24:29,448 --> 00:24:31,216
نه

398
00:24:31,217 --> 00:24:33,084
من فکر نميکنم تو يه جادوگري

399
00:24:33,085 --> 00:24:36,421
ولي فکر ميکنم که يه چيزي از
يه قدرت جادويي و سياه رو داري

400
00:24:38,124 --> 00:24:40,725
مالوم" کجاست؟"

401
00:24:40,726 --> 00:24:41,759
چي؟

402
00:24:41,760 --> 00:24:42,827
اون جعبه

403
00:24:42,828 --> 00:24:45,663
اون جعبه‌اي که پيدا کردي

404
00:24:45,664 --> 00:24:48,233
که اون جادوگر شرور رو به خونه‌ت کشوند

405
00:24:48,234 --> 00:24:49,300
براي چي ميپرسي؟

406
00:24:49,301 --> 00:24:52,570
من فکر ميکنم اون همون "مالوم" افسانه‌ايه

407
00:24:52,571 --> 00:24:54,506
کليد انجامِ مراسم بزرگ

408
00:24:55,641 --> 00:24:57,075
اينم باز از مزخرفات توي کتاباته؟

409
00:24:58,244 --> 00:25:00,978
...اون جعبه با عکس‌هايي پوشونده شده

410
00:25:00,979 --> 00:25:03,881
من فکر ميکنم که اون
،بزرگترين سلاح‌ها جادوگراست

411
00:25:03,882 --> 00:25:05,883
که شامل يه جور

412
00:25:05,884 --> 00:25:08,453
عوامل مخرّب ماوراءالطبيعه‌ست

413
00:25:08,454 --> 00:25:13,859
که وقتي مراسم بزرگ انجام بشه فقط باز ميشه

414
00:25:13,860 --> 00:25:17,762
...و سرنوشت بدي که درونش هست بيرون مياد

415
00:25:17,763 --> 00:25:19,297
مثل افسانه‌ي پاندورا

416
00:25:19,298 --> 00:25:21,866
ببين، اگه اين هموني
،باشه که تو ميگي

417
00:25:21,867 --> 00:25:23,935
،و پدرت بدونه که دستِ منه

418
00:25:23,936 --> 00:25:26,171
حکم مرگ من قطعاً امضا شده‌ست

419
00:25:26,172 --> 00:25:28,273
و اگه تنها شانسمون باشه چي؟

420
00:25:32,578 --> 00:25:33,711
پيش "جايلز" ـه

421
00:25:33,712 --> 00:25:36,947
جايلز"؟"

422
00:25:36,948 --> 00:25:38,616
جايلز کورِي" مُرده"

423
00:25:39,751 --> 00:25:43,020
و منم اونو توي قبرش دفن کردم

424
00:25:43,020 --> 00:25:53,020
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

425
00:27:09,714 --> 00:27:11,614
ميدوني باهاش چيکار کني؟

426
00:27:23,293 --> 00:27:25,294
پدر، بايد باهات صحبت کنم

427
00:27:25,295 --> 00:27:26,362
ديگه چيه؟

428
00:27:26,363 --> 00:27:27,830
بازم بي‌احترامي؟

429
00:27:27,831 --> 00:27:29,532
نه

430
00:27:29,533 --> 00:27:32,601
پدر

431
00:27:32,602 --> 00:27:34,870
من هنوزم فکر ميکنم کاري که
،شما ميکنين اساساً اشتباهه

432
00:27:34,871 --> 00:27:37,940
...اينکه حتماً بايد راه‌هاي ديگه‌اي هم باشن، اما

433
00:27:37,941 --> 00:27:40,709
من ميترسم

434
00:27:40,710 --> 00:27:44,913
بدجوري ميترسم

435
00:27:44,914 --> 00:27:48,450
،ميترسم، با اينکه با روش‌هاي همديگه مخالف هستيم

436
00:27:48,451 --> 00:27:51,220
ولي هردومون قصد داريم که
جلوي مراسم بزرگ رو بگيريم

437
00:27:51,221 --> 00:27:55,724
...خب

438
00:27:55,725 --> 00:27:59,261
خوشحالم که لااقل اين رو ميدوني

439
00:28:01,631 --> 00:28:05,101
اون "مالوم" اينجاست

440
00:28:07,070 --> 00:28:10,306
يا بود

441
00:28:10,307 --> 00:28:12,641
من ديدمش

442
00:28:12,642 --> 00:28:14,076
حتي لمسش هم کردم

443
00:28:14,077 --> 00:28:16,279
واقعاً؟

444
00:28:16,280 --> 00:28:19,182
پس الان کجاست؟

445
00:28:19,183 --> 00:28:20,816
نميدونم

446
00:28:20,817 --> 00:28:23,519
...خب

447
00:28:23,520 --> 00:28:25,988
بگو کجا ديديش

448
00:28:30,560 --> 00:28:32,495
"خونه‌ي "جان آلدن

449
00:29:09,432 --> 00:29:11,033
پدر، شما متوجه نيستين

450
00:29:11,034 --> 00:29:12,869
اون داشت بهم کمک ميکرد

451
00:29:12,870 --> 00:29:15,271
اون بود که اون جادوگر رو
تو تله انداخت و اون رو همراهِ من

452
00:29:15,272 --> 00:29:16,939
به جنگل برد که ازش سؤال کنيم و بکُشيمش

453
00:29:16,940 --> 00:29:18,875
تو متوجه نيستي

454
00:29:18,876 --> 00:29:21,143
تو بعضي از جوانب، جادوگرها مثل ما هستن

455
00:29:21,144 --> 00:29:24,546
،باهم دعوا دارن
سر قدرت باهم مجادله ميکنن

456
00:29:24,547 --> 00:29:28,050
دوستت "آلدن" سعي نميکرده
که يه جادوگر رو بگيره

457
00:29:28,051 --> 00:29:30,018
داشته يه رقيب رو از بين ميبُرده

458
00:29:30,019 --> 00:29:33,121
،شک‌هاي درونيت تو رو کور کردن

459
00:29:33,122 --> 00:29:35,691
!و همين نابودت ميکنه

460
00:29:35,692 --> 00:29:36,993
اگه باهات موافقت کنم

461
00:29:36,994 --> 00:29:40,562
،که امکان داره "آلدن" بيگناه باشه

462
00:29:40,563 --> 00:29:42,564
تو نميتوني با من موافق باشي

463
00:29:42,565 --> 00:29:45,334
،که ممکنه 1 در 10
نه، 1 در 100

464
00:29:45,335 --> 00:29:47,570
حق با من باشه!؟

465
00:29:47,571 --> 00:29:50,339
و اگه حق با من باشه، هزاران نفر نابود ميشن

466
00:29:50,340 --> 00:29:51,974
کل اين مردم از بين ميرن

467
00:29:51,975 --> 00:29:54,042
ميتونيم اجازه‌ي اين اتفاق رو بديم؟
من نميتونم

468
00:29:54,043 --> 00:29:56,145
تو ميتوني؟

469
00:29:56,146 --> 00:29:57,546
،"دارم بهت ميگم، "کاتن

470
00:29:57,547 --> 00:30:00,082
تو اين مرد رو به اون خوبي که
فکر ميکني نميشناسي

471
00:30:00,984 --> 00:30:02,884
من قبر "جايلز کورِي" رو گشتم

472
00:30:02,885 --> 00:30:04,320
مالوم" اونجا نيست"

473
00:30:04,321 --> 00:30:06,989
،غيرممکنه
من خودم اونجا خاکش کردم

474
00:30:06,990 --> 00:30:08,624
کي ديگه ميدونست؟

475
00:30:08,625 --> 00:30:10,526
هيشکي

476
00:30:10,527 --> 00:30:12,027
فقط تو

477
00:30:16,599 --> 00:30:17,566
و تو حرف منو باور نميکني

478
00:30:17,567 --> 00:30:20,469
من ديگه نميدونم چيو بايد باور کنم

479
00:30:20,470 --> 00:30:22,171
فقط از دو تا چيز مطمئنم

480
00:30:22,172 --> 00:30:23,572
اينکه زندگي هممون بستگي

481
00:30:23,573 --> 00:30:25,707
به پيدا کردن و نابود کردن اون "مالوم" داره

482
00:30:25,708 --> 00:30:28,110
و؟

483
00:30:28,111 --> 00:30:30,245
و اينکه تو با من کاملاً روراست نبودي

484
00:30:32,015 --> 00:30:34,583
من همه چيو بهت گفتم

485
00:30:41,124 --> 00:30:43,225
چه خبره!؟

486
00:30:43,226 --> 00:30:45,461
<i>بلند شو</i>

487
00:30:45,462 --> 00:30:46,828
!اون دخترا بيگناهن

488
00:30:48,932 --> 00:30:50,032
!نه

489
00:30:54,972 --> 00:30:56,138
!منو ببخش

490
00:30:56,139 --> 00:30:59,141
...اين تنها چيزيه که ازش پشيمونم
!اينکه درباره‌ت دروغ گفتم

491
00:30:59,142 --> 00:31:01,410
ببين، من ميدونم اونا باهات چيکار کردن

492
00:31:01,411 --> 00:31:02,444
تقصير تو نيست

493
00:31:02,445 --> 00:31:03,746
!بيا اينجا

494
00:31:05,348 --> 00:31:07,783
!لعنت بهت

495
00:31:07,784 --> 00:31:09,752
!يه کاري بکن! اونا فقط چندتا دختر بيگناهن

496
00:31:39,482 --> 00:31:43,619
تو! تو بهمون قول دادي ما رو نجات ميدي

497
00:31:47,190 --> 00:31:50,192
من دارم شما رو از شعله‌هاي آتش اين دنيا

498
00:31:50,193 --> 00:31:51,660
و دنياي بعدي نجات ميدم

499
00:31:52,629 --> 00:31:54,830
زياد زجر نميکشيد

500
00:31:54,831 --> 00:31:59,935
سنگيني "مرسي" هم به
پاهاتون اضافه ميشه

501
00:31:59,936 --> 00:32:01,103
!ولم کن

502
00:32:01,104 --> 00:32:02,771
!پدر، تو دروغ گفتي

503
00:32:02,772 --> 00:32:04,973
...تو به اين دخترا قول دادي که اونا

504
00:32:04,974 --> 00:32:06,408
تو آتيش نميسوزن

505
00:32:06,409 --> 00:32:07,643
و همينطور هم ميشه

506
00:32:07,644 --> 00:32:08,877
اينکار رو نکن پدر

507
00:32:08,878 --> 00:32:11,247
اينکار چطوري ميتونه کمک کنه؟

508
00:32:11,248 --> 00:32:13,082
!تو خودت گفتي اونا قرباني‌ان

509
00:32:13,083 --> 00:32:14,250
غم‌انگيزه ولي همينطوره

510
00:32:14,251 --> 00:32:17,085
ولي اونها توسط شيطان... آلوده شدن

511
00:32:17,086 --> 00:32:19,388
متأسفانه اونها بذر شيطان رو درونشون دارن

512
00:32:19,389 --> 00:32:20,689
از کجا مطمئني؟

513
00:32:20,690 --> 00:32:21,857
مطمئنم

514
00:32:21,858 --> 00:32:24,593
از تهديدي که براي
،سيلم" هستن مطمئنم"

515
00:32:24,594 --> 00:32:27,696
همونقدري که مطمئنم ضعفِ تو
هم خودش يه تهديده

516
00:32:27,697 --> 00:32:31,033
،ولي بالاتر از همه اينا، من مطمئنم که

517
00:32:31,034 --> 00:32:34,236
مثل يه جراح، چاره‌اي ندارم
جز اينکه گوشت رو بشکافم

518
00:32:34,237 --> 00:32:36,772
و عامل اصلي شرارت و بدي رو بيرون بيارم

519
00:32:36,773 --> 00:32:39,274
قبل از اينکه بيشتر از اين پخش بشه

520
00:32:41,311 --> 00:32:42,377
!نه! صبر کنين

521
00:32:42,378 --> 00:32:44,647
خواهش ميکنم کمکم کن! خواهش ميکنم! خواهش ميکنم

522
00:32:44,648 --> 00:32:45,747
<i>!برو عقب</i>

523
00:33:03,733 --> 00:33:07,369
<i>تو جهنم بسوزيد</i>

524
00:33:07,370 --> 00:33:09,070
<i>!بذاريد بسوزن</i>

525
00:33:47,351 --> 00:33:50,285
!"مرسي"

526
00:33:50,286 --> 00:33:52,555
!کجايي؟

527
00:33:53,490 --> 00:33:55,925
!"مرسي"

528
00:33:55,926 --> 00:33:57,593
چي شده؟

529
00:33:59,029 --> 00:34:00,330
دالي"، چي شده؟"

530
00:34:00,331 --> 00:34:05,501
،"اميلي"، "اليزابت"
..."سوزانا" و "چريتي"

531
00:34:05,502 --> 00:34:07,970
اينکريس متر" همشون رو دار زد"

532
00:34:13,911 --> 00:34:16,078
،تو قسم خوردي که اونا سالم ميمونن

533
00:34:16,079 --> 00:34:17,179
!ولي اونا الان مُردن

534
00:34:17,180 --> 00:34:19,148
!همشون کُشته شدن

535
00:34:19,149 --> 00:34:21,417
،تو گفتي اربابت از ما محافظت ميکنه

536
00:34:21,418 --> 00:34:22,718
!ولي اون هيچکاري نکرد

537
00:34:24,922 --> 00:34:29,125
"برگرد به "سيلم

538
00:34:29,126 --> 00:34:30,960
،جوون‌ها

539
00:34:30,961 --> 00:34:35,998
فقيرها، اونايي که زجرکشيدن رو جمع کن

540
00:34:35,999 --> 00:34:39,669
اونا ميشن ارتش ما

541
00:34:39,670 --> 00:34:42,271
يه روزِ جديد پيش رومونه

542
00:34:42,272 --> 00:34:44,473
و اون روز جديد نيازمندِ

543
00:34:44,474 --> 00:34:48,244
!يه ملکه‌ي شب جديده

544
00:34:49,680 --> 00:34:53,849
ميدونم که براي خيلي از شماها
،سخته که بخواين قبول کنين

545
00:34:53,850 --> 00:34:56,919
،"غيرممکنه که بخواين باور کنين "جان آلدن

546
00:34:56,920 --> 00:35:01,523
پسر يکي از بنيانگذرانِ ما و يه
،سرباز شجاع که ازمون دفاع کرد

547
00:35:01,524 --> 00:35:05,260
مقصّر تمام اين جادوگري‌هاي شرورانه باشه

548
00:35:05,261 --> 00:35:06,929
خيلي‌خب

549
00:35:06,930 --> 00:35:08,397
!باشه

550
00:35:08,398 --> 00:35:11,600
،اينکه باور دارين يا نه رو بذارين کنار
مهم نيست

551
00:35:11,601 --> 00:35:18,841
تنها چيزي که مهمه اينه که
آلدن"... مجرم"

552
00:35:18,842 --> 00:35:22,111
،و محکوم به کاريه که واقعاً مرتکب شده

553
00:35:22,112 --> 00:35:25,080
يه خائن و يه قاتل

554
00:35:25,081 --> 00:35:26,582
چي؟

555
00:35:26,583 --> 00:35:27,984
منظورت از اين حرفا چيه؟

556
00:35:27,985 --> 00:35:33,456
من بايد اعلام کنم، زماني که
،جان آلدن" با سرخپوست‌ها بوده"

557
00:35:33,457 --> 00:35:36,058
فقط همراهشون نبوده

558
00:35:36,059 --> 00:35:39,695
،عليه افراد خودش سلاح دست گرفته

559
00:35:39,696 --> 00:35:43,733
مردان نظاميِ گروهان خودش رو کُشته

560
00:35:43,734 --> 00:35:47,837
،مردان انگلستاني خوب و تازه نفس رو
تک تکشون رو

561
00:35:47,838 --> 00:35:51,073
قسم ميخورم که اين حقيقته

562
00:35:51,074 --> 00:35:54,944
!و از "جان آلدن" ميخوام جرأت کنه و انکارش کنه

563
00:35:54,945 --> 00:35:57,146
ميذارم که جرأت کني بهم بگي

564
00:35:57,147 --> 00:36:02,451
که تو صورتت رو مثل کافران سرخپوست رنگ نکردي

565
00:36:02,452 --> 00:36:05,754
!و جمجمه‌ي افراد گروهان خودت رو خُرد نکردي

566
00:36:05,755 --> 00:36:08,024
!اتهامات غضبناک

567
00:36:08,025 --> 00:36:10,592
اين مهملات رو از کجا آوردي؟

568
00:36:10,593 --> 00:36:13,529
از شهادت‌هاي "تيتوبا" که قسم
!خورده حقيقت دارن

569
00:36:15,131 --> 00:36:18,033
يه مُشت دروغ و توهم

570
00:36:18,034 --> 00:36:20,169
دروغن؟ فرمانده؟

571
00:36:20,170 --> 00:36:22,672
توهم هستن؟

572
00:36:22,673 --> 00:36:26,375
اين اتهامات رو انکار ميکني؟

573
00:36:28,111 --> 00:36:29,178
حرف بزن

574
00:36:30,581 --> 00:36:34,950
فرمانده... آيا اينها درسته؟

575
00:36:38,421 --> 00:36:42,458
هر آدم ديوانه‌اي توي
اينجا ميدونه من جادوگر نيستم

576
00:36:42,459 --> 00:36:45,695
خائن چي، هستي؟

577
00:36:45,696 --> 00:36:48,197
قاتل هستي؟

578
00:36:50,934 --> 00:36:53,368
لعنت به تو "جان"، جوابش رو بده

579
00:37:04,014 --> 00:37:07,883
...خب، همونطور که مي‌بينيد

580
00:37:07,884 --> 00:37:13,155
بعضي وقت‌ها، سکوت ميتونه
شيوا ترين اعترافات باشه

581
00:37:15,025 --> 00:37:17,626
،من شک ندارم، حتي يه ذره

582
00:37:17,627 --> 00:37:19,762
که "جان آلدن" يه جادوگره

583
00:37:19,763 --> 00:37:24,901
...ولي... حتي اگه هم شک داشتم

584
00:37:24,902 --> 00:37:26,535
ولي بازم مدعي بودم

585
00:37:26,536 --> 00:37:32,942
که بخاطر جُرم‌هايي که
انکارشون نميکنه، بايد به دار آوريخته بشه

586
00:37:35,378 --> 00:37:36,946
و شمام نبايد شک کنين

587
00:37:40,650 --> 00:37:44,686
،بخاطر خدا
بگو که پدرم داره اشتباه ميکنه

588
00:37:44,687 --> 00:37:47,656
بگو که اون مردي نيستي که اون ميگه

589
00:37:47,657 --> 00:37:48,990
الان ديگه چه اهميتي داره؟

590
00:37:48,991 --> 00:37:51,827
...براي من اهميت داره

591
00:37:51,828 --> 00:37:53,528
با اينکه اينهمه مدت من رو گول زدي

592
00:37:53,529 --> 00:37:57,466
مطمئني ميخواي حقيقت رو بدوني؟

593
00:37:57,467 --> 00:37:58,667
واقعاً انقدر مطمئني

594
00:37:58,668 --> 00:38:01,170
که تفاوت بين خوب و بد رو ميفهمي؟

595
00:38:01,171 --> 00:38:03,071
،بخاطر اينکه شما پيوريتان‌ها

596
00:38:03,072 --> 00:38:07,176
فکر ميکنين دنيا فقط سفيد و سياهه

597
00:38:07,177 --> 00:38:11,246
اگه حقيقت دنيا خاکستري باشه چي؟

598
00:38:18,187 --> 00:38:19,655
،بعد از نبرد باتلاق بزرگ

599
00:38:19,656 --> 00:38:23,191
من رو ولم کرده بودن که بميرم

600
00:38:23,192 --> 00:38:26,995
...ولي قبيله "موهاک" منو پيدا کرد

601
00:38:26,996 --> 00:38:29,464
نه سرخپوست‌هايي که ما باهاشون ميجنگيديم، نه

602
00:38:29,465 --> 00:38:31,700
،موهاک" دوستان ما نيستن"

603
00:38:31,701 --> 00:38:36,471
بلکه دشمن "آبناکي" ها هست
که ما باهاشون ميجنگيم

604
00:38:36,472 --> 00:38:41,042
...صادقانه ميگم، من

605
00:38:41,043 --> 00:38:47,115
فکر نميکنم هيچوقت بفهمم براي چي
اونها منو نجات دادن

606
00:38:47,116 --> 00:38:50,051
تا امروز هم براي خودم يه معما بوده

607
00:38:54,323 --> 00:38:56,425
،اون زخمي که پدرت رو گردنم پيدا کرد

608
00:38:56,426 --> 00:38:58,793
و گفت جاييه که من به حيوون اهلي‌ام از اونجا غذا ميدم؟

609
00:38:58,794 --> 00:39:00,428
بخاطر در آوردن يه ساچمه از
توي گردنم بود

610
00:39:00,429 --> 00:39:03,064
و بعدش هم با داروهاشون منو درمان کردن

611
00:39:03,065 --> 00:39:06,000
اونها تو رو بخاطر غرامت جنگي نگه داشته بودن؟

612
00:39:06,001 --> 00:39:08,002
نه

613
00:39:08,003 --> 00:39:10,939
اونها با مهربوني و احترام باهام رفتار کردن

614
00:39:12,308 --> 00:39:14,409
و مردان مقدسّشون از من خوششون اومد

615
00:39:14,410 --> 00:39:17,346
،من حتي نميدونم اون چرا و اصلاً چي درونِ من ديد

616
00:39:17,347 --> 00:39:19,548
...ولي اگه اينطور نميشد

617
00:39:19,549 --> 00:39:21,550
من مُرده بودم

618
00:39:21,551 --> 00:39:25,187
بنابراين من بينشون زندگي کردم

619
00:39:25,188 --> 00:39:27,989
غذا و سرپناهشون رو با من قسمت ميکردن

620
00:39:27,990 --> 00:39:29,691
حتي باهاشون شکار ميکردم

621
00:39:29,692 --> 00:39:33,328
يه روز، من و چندتا از
مردان شجاع ديگه از شکار برگشتيم

622
00:39:33,329 --> 00:39:37,232
و ديديم که دهکده رو سوزوندن و با خاک يکسان کردن

623
00:39:37,233 --> 00:39:40,469
،زن‌ها و بچه
عين برگ‌هاي زرد درخت‌ها

624
00:39:40,470 --> 00:39:45,139
مُرده و سلّاخي شده روي زمين پخش و پلا بودن

625
00:39:45,140 --> 00:39:47,108
کار "آبناکي" ها بود؟

626
00:39:47,109 --> 00:39:48,577
نه

627
00:39:48,578 --> 00:39:51,412
گروهان نظامي

628
00:39:51,413 --> 00:39:54,849
گروهان نظامي ما

629
00:39:54,850 --> 00:39:56,184
حتي نميشد که آدم

630
00:39:56,185 --> 00:39:58,453
يه قبيله‌ي سرخپوست رو از يکي ديگه تشخيص بده

631
00:39:58,454 --> 00:40:01,823
،يه مه قرمز من رو فرا گرفت

632
00:40:01,824 --> 00:40:03,992
و تا وقتي که ديدم بين جنگل‌ها دارم ميدوم

633
00:40:03,993 --> 00:40:06,561
و همه‌ي اون حرومزاده ها رو ميکُشم
،اون مه نرفت

634
00:40:06,562 --> 00:40:08,697
همه رو کُشتم غير از يکي

635
00:40:11,100 --> 00:40:15,503
و اين اشتباهم رو همون شبي که
جعبه رو پيدا کردم جبران کردم

636
00:40:24,313 --> 00:40:25,714
و اون "مالوم" چي؟

637
00:40:26,616 --> 00:40:28,483
من هيچي درباره اون نميدوستم

638
00:40:28,484 --> 00:40:33,421
تو گفتي اون يه چيزي بود که
جادوگرها خيلي دنبالشن

639
00:40:33,422 --> 00:40:35,023
،وقتي اون جادوگر رو تو جنگل گُم کرديم

640
00:40:35,024 --> 00:40:36,925
،من فکر کردم بهترين راه قايم کردنشه

641
00:40:36,926 --> 00:40:39,327
،بخاطر همين، همونطور که گفتم بهت
پيش "جايلز" خاکش کردم

642
00:40:39,328 --> 00:40:40,762
خب، پس يکي اونو از خاک بيرون آورده

643
00:40:40,763 --> 00:40:42,430
،ديگه تو نبايد نگران چيزي باشي

644
00:40:42,431 --> 00:40:43,699
،چونکه بر اساس حرف‌هاي پدرت

645
00:40:43,700 --> 00:40:45,967
من جادوگري‌ام که پشت همه‌ي اينام

646
00:40:45,968 --> 00:40:48,336
،پس فقط بايد منو دار بزنين

647
00:40:48,337 --> 00:40:51,072
اونوقت ديگه همه‌چي درست ميشه

648
00:40:51,073 --> 00:40:53,675
،چيزي که نميتونم بفهمم

649
00:40:53,676 --> 00:40:57,679
،چيزي که نميتونم درست نتيجه بگيرم

650
00:40:57,680 --> 00:41:00,915
،اينه که، بعد از تمام اينها

651
00:41:00,916 --> 00:41:04,720
بعد از تمام داستان‌هايي
...که با همديگه داشتيم

652
00:41:04,721 --> 00:41:09,223
تو يه دوست ميخواستي يا يه آدم گرويي؟

653
00:41:29,398 --> 00:41:30,966
گريه کردن کمکي نميکنه

654
00:41:30,967 --> 00:41:32,600
بهم اعتماد کنين

655
00:41:32,601 --> 00:41:34,402
من خيلي اينکار رو کردم

656
00:41:36,605 --> 00:41:41,242
"آيزاک"

657
00:41:41,243 --> 00:41:43,278
خدايا، هنوز داري خونريزي ميکني

658
00:41:43,279 --> 00:41:45,947
اين اطراف، کيه که خونريزي نکنه؟

659
00:41:54,356 --> 00:41:56,792
من چيکار کردم؟

660
00:42:00,562 --> 00:42:03,231
،من ميدونم هيچکدوم از اينا تقصير شما نيست

661
00:42:03,232 --> 00:42:04,566
و همش تقصير منه

662
00:42:04,567 --> 00:42:07,102
اون روز، اون داشت ميرفت بيرون شهر

663
00:42:07,103 --> 00:42:08,169
من نذاشتم بره

664
00:42:08,170 --> 00:42:09,938
اگه بخاطر من نبود، اون الان خيلي وقت بود که رفته بود

665
00:42:09,939 --> 00:42:11,439
هيچکدوم از اين اتفاقا نمي‌افتاد

666
00:42:11,440 --> 00:42:15,343
شايد فردا صبح خودمم طناب رو بکشم

667
00:42:15,344 --> 00:42:19,748
شايد به درد کشتن "جان آلدن" بخورم

668
00:42:19,749 --> 00:42:21,783
...ولي شما

669
00:42:21,784 --> 00:42:23,551
شما ميتونين نجاتش بدين

670
00:42:23,552 --> 00:42:26,221
!نميتونم. نميتونم

671
00:42:26,222 --> 00:42:27,622
شما "مري" هستين

672
00:42:27,623 --> 00:42:31,560
شما "مري" هستين

673
00:42:31,561 --> 00:42:32,728
اونا شما رو "مري سيبلي" صدا ميکنن

674
00:42:32,729 --> 00:42:34,296
ولي ميدونين من شما رو هميشه

675
00:42:34,297 --> 00:42:38,233
تو فکرم، براي خودم، تو قلبم چي صدا ميکنم؟

676
00:42:38,234 --> 00:42:39,400
"مري جادويي"

677
00:42:39,401 --> 00:42:42,603
شما هميشه جادويي بودين

678
00:42:42,604 --> 00:42:45,540
حتي اون موقعي که ما جوون‌تر بوديم

679
00:42:45,541 --> 00:42:47,475
...و شما ميتونين هرکاري بکنين

680
00:42:47,476 --> 00:42:49,945
هميشه ميتونستين

681
00:42:49,946 --> 00:42:52,480
فقط بايد از ته دلتون بخواينش

682
00:42:52,481 --> 00:42:55,016
و ميخواين

683
00:42:55,017 --> 00:42:57,052
مگه نه؟

684
00:42:57,053 --> 00:42:59,021
شما دلتون ميخواد "جان آلدن" زنده بمونه

685
00:43:29,618 --> 00:43:30,785
چطوري اومدي اين تو؟

686
00:43:31,888 --> 00:43:34,790
اونا فردا صبح دارِت ميزنن

687
00:43:34,791 --> 00:43:37,258
اونا"؟"

688
00:43:37,259 --> 00:43:40,462
خب، مگه تو يکي از اونا نيستي، خانم "سيبلي"؟

689
00:43:44,000 --> 00:43:47,602
بعضي وقتا، ديگه اصلاً يادم نمياد کي هستم

690
00:43:47,603 --> 00:43:49,838
...ولي ميدونم تو کي هستي

691
00:43:49,839 --> 00:43:52,273
يه مرد بيگناه

692
00:43:52,274 --> 00:43:55,377
شک دارم

693
00:43:55,378 --> 00:43:58,580
خيلي خنده داره

694
00:43:58,581 --> 00:44:01,349
بالاخره "سيلم" يه نفر رو بخاطر کاري

695
00:44:01,350 --> 00:44:03,551
که واقعاً کرده به مرگ محکوم کرد

696
00:44:03,552 --> 00:44:06,621
"برو خونه، "مري

697
00:44:06,622 --> 00:44:09,690
"برگرد به زندگيت، خانم "سيبلي

698
00:44:12,395 --> 00:44:14,629
زندگي من تويي

699
00:44:18,234 --> 00:44:20,468
خب، الان ديگه واسه اين فکر يه ذره دير شده

700
00:44:20,469 --> 00:44:22,170
من نميذارم اونا تو رو دار بزنن

701
00:44:22,939 --> 00:44:24,605
من ميتونم نجاتت بدم

702
00:44:24,606 --> 00:44:26,008
،"مردم پاکِ "سيلم

703
00:44:26,009 --> 00:44:29,611
،مردمي که سعي کردم نجاتشون بدم

704
00:44:29,612 --> 00:44:33,081
همشون ميخوان من بميرم

705
00:44:33,082 --> 00:44:35,150
اونا فکر ميکنن من خودِ شيطانم

706
00:44:37,053 --> 00:44:38,586
من شيطان نيستم

707
00:44:42,258 --> 00:44:46,027
...ولي بخاطر خيانت گناهکارم

708
00:44:46,028 --> 00:44:47,395
و قتل

709
00:44:49,532 --> 00:44:52,033
و آماده‌م بخاطرش منو دار بزنن

710
00:44:53,903 --> 00:44:56,872
...بعلاوه

711
00:44:56,873 --> 00:44:58,306
بدجوري خسته‌ام

712
00:44:59,608 --> 00:45:01,543
از زندگي کردن بدونِ تو خسته‌ام

713
00:45:01,544 --> 00:45:04,079
هنوز يه راه هست که بتونيم باهم باشيم

714
00:45:04,080 --> 00:45:05,047
ديگه تموم شد

715
00:45:05,048 --> 00:45:06,448
تو چِت شده؟

716
00:45:06,449 --> 00:45:09,484
مثل بقيه‌ي آدماي اين شهر ديوونه شدي؟

717
00:45:09,485 --> 00:45:12,520
...جان"، من بهت قول ميدم"

718
00:45:12,521 --> 00:45:14,822
نه، قول نده

719
00:45:14,823 --> 00:45:18,093
هيچکدوم از ماها
سر قو‌هامون نميمونيم، بنابراين قول نده

720
00:45:18,094 --> 00:45:19,160
به من گوش کن

721
00:45:19,161 --> 00:45:21,329
،دارم بهت گوش ميدم

722
00:45:21,330 --> 00:45:24,299
و ميبينم که اصلاً حرفات با عقل جور در نمياد

723
00:45:24,300 --> 00:45:27,602
دور و برت رو نگاه کن

724
00:45:27,603 --> 00:45:31,707
ديوارهاي سنگي

725
00:45:31,708 --> 00:45:33,174
،پنجره‌هاي ميله‌دار

726
00:45:33,175 --> 00:45:35,476
با يه درِ آهني

727
00:45:35,477 --> 00:45:39,947
،درست بالا سرمون
يه طناب دار کلفته که منتظر گردن منه

728
00:45:39,948 --> 00:45:43,384
اينا واقعيت‌هاي غيرقابل انکارن

729
00:45:43,385 --> 00:45:44,352
و تمام عشق‌هاي توي دنيا

730
00:45:44,353 --> 00:45:46,955
نميتونن حتي يکي از اينا رو تغيير بدن

731
00:45:46,956 --> 00:45:48,323
داري اشتباه ميکني

732
00:45:48,324 --> 00:45:52,594
،عشق از واقعيت قوي‌تره
از هرچيزي قوي‌تره

733
00:45:54,530 --> 00:45:57,232
،"ولي، دارم بهت ميگم، "جان

734
00:45:57,233 --> 00:46:00,535
هنوزم براي ما يه جايي تو اين دنيا هست

735
00:46:00,536 --> 00:46:03,371
فقط تو رؤيا

736
00:46:03,372 --> 00:46:05,840
خيلي‌خب، پس

737
00:46:05,841 --> 00:46:09,044
...واسه آخرين بار

738
00:46:09,045 --> 00:46:10,946
با من رؤيا ببين

739
00:46:47,200 --> 00:47:02,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

