﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:24,428 --> 00:00:31,935
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</font>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</font>

3
00:00:53,027 --> 00:00:55,814
ميدونستم که آخرش
به خير ُ خوشي تموم ميشه

4
00:00:55,988 --> 00:00:59,191
.عزيزم، ليدياي عزيزم! عروس شد

5
00:00:59,741 --> 00:01:05,695
.برادر خوبِ مهربونم! ميدونستم چطور ميشه
!ميدونستم که اون همه کارها را روبه‌راه ميکنه

6
00:01:06,039 --> 00:01:10,368
اوه، اما لباس‌ها! و البته عروسي ـش
بايد از لانگبورن باشه

7
00:01:10,544 --> 00:01:13,663
مزخرفه که ميگن
.از چيپ‌سايد عروسي کنه

8
00:01:13,839 --> 00:01:17,504
بايد توي کليساي لانگبورن ازدواج کنه
جاييکه همه دوستاش بتونن ببيننش

9
00:01:17,676 --> 00:01:19,964
.اين امکان‌پذير نيست. بايد درنظر بگيريد

10
00:01:20,137 --> 00:01:24,514
متوجه نيستم! چرا بايد باشم؟
چرا آخه؟

11
00:01:24,683 --> 00:01:30,768
چون در لندن با آقاي ويکهام زندگي کرد
...و اگر ازدواج نکرده برگرده خونه

12
00:01:30,939 --> 00:01:35,102
اگه تو اينطور دوست داري، منم ميگم که بايد اينطور باشه
ولي خيلي غم‌انگيزه

13
00:01:35,277 --> 00:01:39,737
دايي ـتون هم که بيش از همه رئيس‌بازي درمياره
.نميدونم چرا ميخواد همه کارا رو خودش بکنه

14
00:01:39,906 --> 00:01:42,859
مامان، ما خيلي به آقاي گاردينر مديونيم

15
00:01:43,034 --> 00:01:47,660
بايد خيلي پول خرج کرده باشه
.تا بدهي‌هاي آقاي ويکهام رو صاف کرده باشه

16
00:01:47,831 --> 00:01:51,081
خيلي بيشتر از اونيکه بشه بهش برگردوند -
چرا خرج نکنه؟ -

17
00:01:51,251 --> 00:01:54,370
پس کي بايد بجر دايي ـش اينکارو بکنه؟ -
!مادر -

18
00:01:54,546 --> 00:02:00,631
!اوه، باشه! من خيلي خوشحالم
.يه دخترام عروس شد. اون فقط 16 سالشه

19
00:02:00,802 --> 00:02:04,420
!خانومِ ويکهام". اوه، چه کلاسي داره"

20
00:02:04,597 --> 00:02:06,755
!اوه، ولي لباس‌هاي عروسي

21
00:02:06,933 --> 00:02:11,179
ليزي، برو پايين پيشِ پدرت و
.ازش بپرس که چقدر به ليديا پول ميده

22
00:02:13,022 --> 00:02:18,526
اوه، جين، همين که لباس پوشيدم
!بايد برم به مريتون و به خواهرم فيليپس بگم

23
00:02:18,695 --> 00:02:24,815
هيل رو صدا کن! حتمن هواي خوب
.حالم رو بيشتر جا مياره

24
00:02:24,993 --> 00:02:30,069
و بايد به ليدي لوکاس و اقاي لانگ هم زنگ بزنم
!اوه، جين

25
00:02:30,248 --> 00:02:34,577
.پاپا -
جين، چه خبراي خوبي -

26
00:02:34,752 --> 00:02:40,338
اوه، هيل کجاست؟
اوه، هيل، تو خبرهاي خوب رو شنيدي؟

27
00:02:40,508 --> 00:02:42,880
در رو ببند، ليزي

28
00:02:43,052 --> 00:02:46,551
همه ـتون بايد يه پياله شراب بخوريد
...تا اينکه در عروسيش خوشحال

29
00:02:50,851 --> 00:02:54,302
يکي، حداقل، توي اين شرايط ميتونه خوشحال بشه

30
00:02:55,356 --> 00:03:02,568
ولي با درنظرگرفتن اينکه ما چند ساعت پيش
چه فکرايي ميکرديم، خيلي هم بد نيست، درسته؟

31
00:03:05,449 --> 00:03:09,197
شما فکر ميکنيد که دايي ـم اين‌همه پول رو پرداخت کرده؟ -
بله -

32
00:03:09,370 --> 00:03:14,874
ويکهام يه احمقِ تمام‌عياره اگه
.يه قرون هم کمتر از 10,000 پوند بگيره

33
00:03:15,042 --> 00:03:17,248
!ده هزار پوند

34
00:03:18,671 --> 00:03:23,332
خدا نکنه! حتي چطور نصفش رو بشه
بازپرداخت کرد؟

35
00:03:23,509 --> 00:03:28,254
کاشکي هرسال پولي رو کنار ميزاشتم که
،به مردان بي‌سروپا بدم تا با دخترام ازدواج کنن

36
00:03:28,430 --> 00:03:31,099
.ولي اقرار ميکنم که نکردم
but I have not, I confess.

37
00:03:31,266 --> 00:03:36,722
دليلش هم، البته، اين بود که
.قصد داشتم پدرِ يه پسر باشم

38
00:03:36,980 --> 00:03:41,440
پسري که عمارت رو به ارث خواهد برد
،و ديگه هيچ بخشي از ثروتمون از دست نمي‌رفت

39
00:03:41,610 --> 00:03:45,524
پس ميتونست خرجِ بيوه‌ي من
.و ساير بچه ها رو بده

40
00:03:46,365 --> 00:03:52,319
وقتيکه ما اميد وارث‌دار بودن رو از دست داديم
.ديگه براي پس‌انداز کردن دير شده بود

41
00:03:52,496 --> 00:03:58,450
شما که نميتونستيد اينو پيش‌بيني کنيد، پدر -
بايد از همه‌تون بهتر مراقبت مي‌کردم -

42
00:03:58,627 --> 00:04:02,790
اون‌وقت سعادت قبول‌کردنِ
،يکي از بي‌ارزش ـترين جوانان بريتانيا

43
00:04:03,799 --> 00:04:06,716
.ممکن بود نصيبِ جايگاهِ مناسب تري ميشد

44
00:04:07,135 --> 00:04:12,211
البته، اينجام اينکار فعلن به طور قابل توجهي
.واسم دردسر زيادي نداشته

45
00:04:12,390 --> 00:04:16,601
وقتي که درنظر بگيري که چقدر بايد در
،خوردوخوراک و پولِ توجيبيِ ليديا صرفه‌جويي کنم

46
00:04:16,770 --> 00:04:19,889
.به‌ندرت 10 پوند در سال خرج برميداره

47
00:04:21,483 --> 00:04:24,602
واقعن از خودم شرمسارم، ليزي

48
00:04:25,445 --> 00:04:28,860
...ولي اميدت رو از دست نده، ميگذره

49
00:04:29,407 --> 00:04:32,740
و شکي نيست که خيلي سريع‌تر
.از حدانتظار ميگذره

50
00:04:59,437 --> 00:05:01,643
باقيا کجان؟

51
00:05:22,835 --> 00:05:27,627
.حضارِ گرامي
.ما اينجا در پيشگاه خداوند گرد آمده‌ايم

52
00:05:27,798 --> 00:05:32,175
اقاي ويکهام از ارتش کناره‌گيري کرده
.و به هنگ شمالي ميره

53
00:05:32,345 --> 00:05:37,053
خوشبختانه هنوز بعضي از رفيق‌هاي قديمي ـش تمايل دارند
.که بهش کمک کنند تا ماموريتي براش بخرند

54
00:05:39,101 --> 00:05:44,936
من به کلونل فوستر نامه نوشتم تا ازش بخوام که
،تا طلبکاران آقاي ويکهام در برايتون رو راضي کنه

55
00:05:45,107 --> 00:05:46,766
.البته با ضمانتِ خودِ من

56
00:05:46,942 --> 00:05:53,194
احتمالن شما هم اينقدر لطف داريد که همينکار رو
براي طلب‌کاراش در مريتون بکنيد

57
00:05:53,365 --> 00:05:59,035
که من ليستي از
.اطلاعات آنها رو پيوست ميکنم

58
00:06:00,372 --> 00:06:04,915
"اميدوارم که حداقل فريب ـمون نداده باشه"
بيايد ماهم همين اميد رو داشته باشيم

59
00:06:05,085 --> 00:06:10,245
همينکه ازدواج کردند، مستقيمن راهيِ هنگ ـش
در نيوکاسل ميشن

60
00:06:10,424 --> 00:06:14,801
.مگر اينکه اول به لانگبورن دعوت شود

61
00:06:14,970 --> 00:06:18,635
اوه، بله، آقاي بنت عزيزم
!البته که بايد بيان اينجا

62
00:06:18,807 --> 00:06:24,014
!من خيلي دلم ميخواد ليدياي عزيزم رو ببينم
.و البته، ويکهام عزيزم رو

63
00:06:24,188 --> 00:06:28,565
ولي خبربدي ـه که ليدياي بيچاره
بايد از برايتون فاصله بگيره

64
00:06:28,734 --> 00:06:31,818
!چقدر بين افسرها محبوب بود

65
00:06:31,987 --> 00:06:35,402
چندتا از جوون‌هاي اونجا بودن
.که ليديا خيلي دوستشون داشت

66
00:06:35,574 --> 00:06:41,078
.اوناهم به همون اندازه دلشون براي ليديا تنگ ميشه
.اين افسرهاي شمالي ديگه اينقدر مطبوع نيستند

67
00:06:41,246 --> 00:06:48,126
خانم بنتِ عزيزم، من مطمئنم که دختر جوانِ ما
.تو نيوکاسل هم ميتونه دوستايي به احمقي اينجاش پيدا کنه

68
00:06:48,295 --> 00:06:52,078
اون استعدادي داره که هرجا بره
يه جوري خودش رو انگشت‌نما کنه

69
00:06:52,257 --> 00:06:57,215
اگر اونا ميخوان که برايتون رو ترک کنن، بايد بيان هارتفورشاير
و همين اطراف ساکن بشن

70
00:06:57,387 --> 00:07:00,921
"مثلن در "هي پارک
.اگه گلدينگز ـها از اونجا برن

71
00:07:01,099 --> 00:07:04,265
،يا اون خونه‌ي بزرگ در استوک
.اگه اتاق نشيمنش بزرگ‌تر بود

72
00:07:04,436 --> 00:07:09,643
يا پرويس لاج -
!اوه، نه عزيزم، اونجا نه -

73
00:07:09,816 --> 00:07:12,057
!اتاق‌هاي زيرشيروني ـش وحشتناکه

74
00:07:12,235 --> 00:07:18,688
،خانم بنت، قبل از اينکه يکي از خانه‌هاي اونجا رو بگيري
.يا اصلن همشون رو، بزاريد يه موضوعي رو شفاف کنم

75
00:07:18,867 --> 00:07:22,615
در يک خانه ي اين محل، آنها
.هرگز حق ورود نخواهند داشت

76
00:07:22,787 --> 00:07:27,448
خانوم و آقاي ويکهام
.هرگز در لانگبورن خوش‌آمدگويي نخواهند ديد

77
00:07:45,893 --> 00:07:51,931
خدايا! زماني که توي لانگبورن بوديم، مثل يه عمر بود
الان که همه‌تون اينجاييد. مثل گذشته

78
00:07:52,108 --> 00:07:55,441
!ليدياي عزيز، عزيزم

79
00:07:55,611 --> 00:08:00,569
!اوه، به نظرم که بزرگ شدي
دلمون واست تنگ شده بود

80
00:08:00,741 --> 00:08:04,275
ما که اينقدر خوشحال بوديم
!که دلمون واسه هيچ‌کدومتون تنگ نشده

81
00:08:05,246 --> 00:08:08,697
خب، حالاهم که اينجاييم! شوهرِ خوش‌قيافه‌اي واسه خودم
گيرنيوردم؟

82
00:08:08,875 --> 00:08:13,583
!البته، عزيز دلم
شماهم خيلي خوش آمديد، آقا

83
00:08:14,255 --> 00:08:17,505
شما خيلي خوب و مهربونيد، خانوم
مثل هميشه

84
00:08:17,675 --> 00:08:20,510
!اوه، پس بزاريد ببوسمتون

85
00:08:23,889 --> 00:08:25,965
خب، ميشه بريم تو؟

86
00:08:31,313 --> 00:08:34,598
نه، جين. الان من جاي تو رو گرفتم

87
00:08:34,775 --> 00:08:38,689
تو بايد بعد من بياي
!چون الان ديگه يه خانوم ازدواج‌کرده ام

88
00:08:39,488 --> 00:08:41,776
!خانمِ ويکهام

89
00:08:42,783 --> 00:08:44,859
!خدايا، چقدر خنده‌دار به نظر مياد

90
00:09:05,055 --> 00:09:10,760
از شوهرم خوشت مياد ليزي؟ ميدونم که بهم حسودي ميکني
يه زماني شخص موردِ علاقه‌ات نبود؟

91
00:09:11,520 --> 00:09:13,559
نه اصلن، مطمئن باش

92
00:09:13,730 --> 00:09:18,557
،حيف که همه ـمون نرفتيم برايتون
!ميتونستم واسه‌ي همه‌ي خواهرام شوهر پيدا کنم

93
00:09:18,735 --> 00:09:23,064
مرسي که فکر مني، ولي من
.مخصوصن از روش شوهريابيِ تو خوشم نمياد

94
00:09:26,493 --> 00:09:29,493
همسرم سوارکارِ ماهري نيست؟

95
00:09:29,663 --> 00:09:34,408
کلونل فوستر ميگفت که از همه‌ي
.افسرهاي پادگانش بهتره

96
00:09:36,294 --> 00:09:41,370
کاشکي ميتونست توي عروسي اون کت قرمزش رو مي‌پوشيد
،و يه گارد احترام ميداشت با شمشيرهاي کشيده

97
00:09:41,550 --> 00:09:44,123
.ولي افسرها نميتونن از وظيفه ـشون دست بکشن

98
00:09:44,302 --> 00:09:47,717
آخرش، غير از خاله و دايي و آقاي دارسي
کس ديگه‌اي نبود

99
00:09:48,306 --> 00:09:50,263
آقاي دارسي؟

100
00:09:51,685 --> 00:09:57,023
آقاي دارسي توي عروسي ـت بود؟ -
اوه، آره. يکي که بايد ساقدوش داماد مي‌بود -

101
00:09:57,357 --> 00:10:02,398
من که خيلي ميخواستم که دني
!يا يکي از دوستان ـمون باشه ولي... اوه، خدايا

102
00:10:04,406 --> 00:10:06,065
اوه، يا مولا، يادم رفته بود

103
00:10:06,241 --> 00:10:10,321
نبايد يه کلمه هم مي‌گفتم
و کلي بهشون قول دادم که زيرش نزنم

104
00:10:10,495 --> 00:10:13,282
الان ويکهام چي ميگه؟

105
00:10:13,456 --> 00:10:16,243
!قرار بود که راز باشه

106
00:10:23,841 --> 00:10:28,716
خاله عزيزم، تقاضا ميکنم که بنويسيد و بزاريد بدونم
که چرا از بين همه، او (دارسي) آمد؟

107
00:10:28,888 --> 00:10:33,300
مگر اينکه خودتان هم بخواهيد که
.مثل ليديا که فکر ميکنه لازمه راز بمونه رو؛ مخفي نگه داريد

108
00:10:34,018 --> 00:10:38,893
خواهرزاده‌ي عزيزم، بايد اقرار کنم که
.خودمم از نامه ـت سورپرايز شدم

109
00:10:39,065 --> 00:10:43,643
اگه توي از نقشي که آقاي دارسي
براي سرگرفتن عروسي ـشون بازي کرد، بي اطلاعي؛

110
00:10:43,820 --> 00:10:49,774
.بزار برات روشن کنم
...آقاي دارسي غيرمنتظره سر رسيد

111
00:10:50,576 --> 00:10:54,869
،و خيلي هم، ليزي عزيز
.ايشون تحمل نظر مخالف رو نداره

112
00:10:55,039 --> 00:11:00,246
ايشون اسرار داشت که همه کارها رو خودش انجام بده
.و کل هزينه ها رو هم خودش بپردازه

113
00:11:00,419 --> 00:11:04,001
کاري نبود که مانده باشه
و ايشون نکرده باشن

114
00:11:04,173 --> 00:11:10,092
،دايي ـت، به جاي اينکه براي خواهرزاده‌اش مفيدِ فايده باشه
.مجبور شد حرف اونو قبول کنه

115
00:11:10,262 --> 00:11:13,013
.من در اين مورد، بسيار پافشاري ميکنم

116
00:11:13,599 --> 00:11:17,098
تقصير من بوده، من الانم خودم بايد جبران کنم

117
00:11:17,269 --> 00:11:22,476
تمامن به دليل غرور نايجا و کينه‌جوييِ من بوده که
.شخصيت آقاي ويکهام براي ديگران ناشناخته موند

118
00:11:23,359 --> 00:11:27,273
اگر من دور از کلاسِ خودم نمي‌دونستم
،تا امور خصوصي زندگي ـم رو نشون ميدادم

119
00:11:27,446 --> 00:11:30,814
.الان شخصيت ـش براي همه روشن بود

120
00:11:30,991 --> 00:11:34,609
آقاي دارسي، من واقعن براين‌عقيده‌ام که
شما خيلي به خودتون سخت ميگيريد

121
00:11:34,787 --> 00:11:40,373
در اين مورد اسرار دارم، آقا. بهتون اطمينان ميدم
.که بحث در اين مورد بي‌ثمر هستش

122
00:11:40,542 --> 00:11:45,749
مسئوليتش با منه. من بايد اين کارو بکنم، آقا
عقب‌نشيني هم نميکنم

123
00:11:50,803 --> 00:11:53,210
!خواهر عزيزم

124
00:11:54,640 --> 00:11:58,803
!متاسفانه خلوت ـتون خلوتِ شيشه‌اي ـتون رو شکستم -
بله، درسته -

125
00:11:58,977 --> 00:12:02,180
ولي تصور نشه که
.اين مزاحمت رو نمي‌پذيرم

126
00:12:02,356 --> 00:12:07,017
اگه اون‌طور بود که شرمنده ميشدم
من و شما هميشه دوستاي خوبي هستيم

127
00:12:08,445 --> 00:12:10,104
درسته

128
00:12:10,614 --> 00:12:14,563
پس ميشه باهم يه دوري بزنيم، خواهر؟

129
00:12:20,373 --> 00:12:23,623
من خيلي متعجب شدم
که ماه پيش آقاي دارسي رو در شهر ديدم

130
00:12:23,793 --> 00:12:26,710
ما چندبار به‌هم برخورديم

131
00:12:27,130 --> 00:12:30,249
جالب‌انگيز بود برام
.که اونجا چکار ميتونه داشته باشه

132
00:12:30,425 --> 00:12:34,588
...شايد براي عروسي آماده ميشده
.با دوشيزه دوبورگ

133
00:12:34,888 --> 00:12:37,010
بله، بله، شايد

134
00:12:37,182 --> 00:12:40,099
بايد يه چيز ويژه‌اي بوده که
اين وقت سال ايشون رو به اونجا کشونده

135
00:12:40,268 --> 00:12:42,225
بدون شک

136
00:12:46,107 --> 00:12:51,314
وقتي در لابمتون بوديد، ديديدشون؟
خبرش رو از گاردينر ها شنيدم

137
00:12:51,488 --> 00:12:54,939
بله. ما رو به خواهرش معرفي کرد

138
00:12:55,116 --> 00:12:58,615
از خواهرش خوشتون اومد؟ -
.بله، خيلي زياد

139
00:12:58,786 --> 00:13:03,412
خب، شنيدم که به طور اتفاقي
در يکي‌دو سالِ گذشته، خيلي بهتر شده

140
00:13:03,583 --> 00:13:06,702
.آخرين باري که ديدمشون، زياد تعريفي نداشت

141
00:13:06,878 --> 00:13:09,997
خوشحال ـم که از ايشون خوشتون اومده
.انشالا که آخرش خوب بشه

142
00:13:10,173 --> 00:13:14,550
حتمن همينطوره
.از بحراني‌ترين سن ـش که گذشته

143
00:13:15,803 --> 00:13:18,922
به روستاي کيمپتون هم سر زديد؟ -
...درست يادم نمياد -

144
00:13:19,098 --> 00:13:23,012
گفتم واسه اينکه قرار بود
معاش و مقرري من از اونجا تامين بشه

145
00:13:23,186 --> 00:13:26,103
اون موقع
امربه‌معروف و اين حرفا رو دوست داشتيد؟

146
00:13:27,315 --> 00:13:29,354
خيلي خيلي زياد

147
00:13:30,109 --> 00:13:36,361
،اين رو هم شنيدم که يه يک وقتي، برخلاف حالا
.وعظ و موعظه زياد با مذاق‌تان جور در نمي‌آمد

148
00:13:36,532 --> 00:13:42,237
که راستش شنيدم که عهد کرديد که ديگه هيچوقت
.از کسي دستور نگيريد و تاوان ـش رو هم داديد

149
00:13:42,413 --> 00:13:44,239
خب

150
00:13:46,042 --> 00:13:49,956
،اوه، بي‌خيال آقاي ويکهام
.حالا ديگه خواهر و برادريم

151
00:13:50,129 --> 00:13:53,248
بياييد درباره‌ي گذشته‌ها
.جروبحث نکنيم

152
00:14:20,659 --> 00:14:26,779
اوه، ليديا، دوباره کي همديگرو مي‌بينيم؟ -
نميدونم، شايد دو سه سال ديگه -

153
00:14:26,957 --> 00:14:31,453
تا دو سه سالِ ديگه. اوه، من بايد چکار کنم؟

154
00:14:31,628 --> 00:14:36,005
و آقاي بنت هم اينقدر ظالمه که
!عمرن ما رو بياره شمال کشور

155
00:14:36,175 --> 00:14:40,255
من که به‌هرحال هيچ‌جا نميام -
!زبونت رو حد خودت نگه دار، دختر -

156
00:14:40,429 --> 00:14:43,963
اوه، ليديا! واسم زودزود نامه مينويسي، نه؟

157
00:14:44,141 --> 00:14:48,387
نميدونم. ما خانوم‌هاي ازدواج‌کرده، خيلي وقت واسه‌ي
نامه‌نگاري نداريم

158
00:14:48,562 --> 00:14:52,606
خواهرهام ميتونن بهم نامه بدن
.کار بهتري که ندارن انجام بدن

159
00:14:52,774 --> 00:14:58,894
!اوه، ليديا! آقاي ويکهام، از دخترم خوب مراقبت کن -
.حتمن، خانوم، تمامِ سعي ـم رو ميکنم

160
00:14:59,072 --> 00:15:04,611
و ممنون، خانوم، و شما آقا
.براي مهمان‌نوازي و محبتِ مداوم ـتون

161
00:15:04,786 --> 00:15:10,242
.و همين‌طور شما، خواهر خونده‌هاي عزيزم
. و حالام که مثل خواهري که ميتونستم داشته باشم، واسم عزيزيد

162
00:15:11,251 --> 00:15:17,503
ولي کالسکه منتظره. وظيفه و ايفاي وظيفه
!منو به سمت شمال ميخواند. پس، بيا، عزيزم

163
00:15:22,762 --> 00:15:27,637
:بزاريد خداحافظي نکنيم، ولي به قول فرانسوي‌ها
! آوو رِ ووآ

164
00:15:36,401 --> 00:15:39,236
!بهترين آدمي ـست که در عمرم ديده‌م

165
00:15:39,404 --> 00:15:42,855
.زورکي مي‌خنده، و پوزخند ميزنه، و به همه‌ي ما عشق مي‌ورزه

166
00:15:43,032 --> 00:15:49,829
من که خيلي به وحودش افتخار ميکنم. با سر ويليام لوکاس
.سر داشتنِ همچين دامادي، شرط مي‌بندم

167
00:15:49,829 --> 00:15:59,829
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

168
00:17:00,609 --> 00:17:04,274
!خواهر! خواهر
خبرا رو شنيدي؟

169
00:17:04,446 --> 00:17:10,032
آقاي بينگلي به ندرفيلد برگشته
!و کل دهکده دارن راجع بهش حرف مي‌زنن

170
00:17:32,307 --> 00:17:36,470
نه، بهت اطمينان ميدم، اين خبر تاثيري روي من نداره
ليزي

171
00:17:37,562 --> 00:17:42,105
.از يه چيزي خوشحال ـم
.که خانم‌ها رو با خودش نيوورده

172
00:17:42,859 --> 00:17:47,022
اگه فقط يه سفرِ شکاري باشه
.ما خيلي نمي‌بينيمش

173
00:17:47,197 --> 00:17:52,571
...نه که به خودم شک داشته باشم
.فقط از حرف و صحبت‌هاي ديگران مي‌ترسم، ليزي

174
00:17:52,744 --> 00:17:57,405
...پس منم چيزي نميگم
.هرچند که خيلي وسوسه شدم يه حرفي بزنم

175
00:17:59,793 --> 00:18:05,000
به‌هرحال خيلي سخته که مرد بيچاره نتونه بيايد تو خونه‌اي که
!قانونن اجاره ـش کرده، بدون اينکه اين همه حرف‌وحديث دنبالش باشه

176
00:18:05,173 --> 00:18:07,877
منم دقيقن همينو فکر ميکنم

177
00:18:08,051 --> 00:18:10,921
پس بايد اونو به حالِ خودش بزاريم -
درسته -

178
00:18:16,434 --> 00:18:18,841
بس کن، ليزي

179
00:18:22,148 --> 00:18:26,856
،سه روزه که تو اين حوالي ـه
!و هنوز ازمون دوري ميکنن

180
00:18:27,028 --> 00:18:31,820
!من که ميگم تقصيرِ باباتون ـه
که به وظيفه‌اش عمل نميکنه و تماس نميگيره

181
00:18:31,991 --> 00:18:38,492
واسه همين، همه ـتون پيردختر از دنيا ميريد، و ماهم
!به دست اين کالينزا پرت ميشيم بيرون تا پست بوته‌ها گرسنگي بکشيم

182
00:18:38,665 --> 00:18:43,326
پارسال هم قول داده بودي که اگر به ديدنش برم
،با يکي از دخترهايم ازدواج کنه

183
00:18:43,503 --> 00:18:48,414
ولي نتيجه‌اي نداشت
!ديگه حاضر نيستم دنبال نخودسياه برم

184
00:18:49,675 --> 00:18:52,545
!ماما! ماما، ببين! فکر کنم داره مياد

185
00:18:59,352 --> 00:19:02,555
واقعن خودشه؟
آره، واقعن خودشه

186
00:19:02,730 --> 00:19:05,434
داره مياد، جين! بالاخره اومد

187
00:19:05,608 --> 00:19:09,771
سريع برو پيرهن آبي ـتو بپوش. نه، همينجا بمون
کي باهاشه؟

188
00:19:09,945 --> 00:19:13,396
نميدونم، عزيزم. لابد يه دوست و آشناس.

189
00:19:13,574 --> 00:19:19,446
شبيه همان مرديه که قبلن هم باهاش بود
.آقاي... ميدوني همون قدبلندِ مغرور ـه رو ميگم

190
00:19:20,539 --> 00:19:22,615
!آقاي دارسي

191
00:19:23,000 --> 00:19:24,659
حتمن خودشه

192
00:19:25,211 --> 00:19:29,707
خب، هر دوست و آشناي آقاي بينگلي هم که بياد
قدمش روي چشم

193
00:19:29,882 --> 00:19:34,627
ولي بايد بگم که راستش چشم ديدنِ اين يکي رو ندارم
البته بايد مراعات کنم

194
00:19:35,346 --> 00:19:40,684
اونم فقط چون دوستِ آقاي بينگليه، نه بيشتر
!صاف بشين، جين

195
00:19:40,851 --> 00:19:42,927
شونه‌هات رو بده عقب

196
00:19:43,103 --> 00:19:48,310
اگه تو حداکثر سعي ـت رو بکني(خودت رو خوب نشون بدي)،مردي
.نميتونه بياد و تيپي مثل تو رو نپسنده

197
00:19:56,742 --> 00:19:59,861
آقاي بينگلي و اقاي دارسي، خانوم

198
00:20:05,083 --> 00:20:10,077
آقاي بينگلي، شما خيلي خيلي خوش‌آمديد -
...شما چطوريد خانوم بنت؟ من -

199
00:20:10,255 --> 00:20:14,122
از آخرين باري که اومده بودين، خيلي ميگذره
.والانم خيلي لطف کرديد که بهمون سر زديد

200
00:20:14,301 --> 00:20:19,295
آقاي بنت، البته، قبل از اين ميخواستن خدمت برسن
...که

201
00:20:19,473 --> 00:20:23,387
!خب، الان اينجاييد! خيلي خوشحالم

202
00:20:23,685 --> 00:20:27,100
.و آقاي دارسي، شماهم خوش‌آمديد

203
00:20:34,279 --> 00:20:37,482
داشتيم نگران مي‌شديم که
شايد ديگه بر نگردين اينجا

204
00:20:37,657 --> 00:20:44,324
اهالي مي‌گفتن که شما قصد داريد که تا عيدِ ميکاييل
.مِلک رو تحويل بديد، ولي من اميدوارم که درست نباشه

205
00:20:44,497 --> 00:20:46,573
کيتي، زنگ رو براي چاي بزن

206
00:20:46,750 --> 00:20:50,284
از وقتي که شما رفتيد
اتفاقاتِ مهمي اينجا افتاده

207
00:20:50,462 --> 00:20:54,245
.دوشيزه لوکاس ازدواج کردند
!و يکي از دختراي خودم

208
00:20:54,799 --> 00:20:59,295
شايد شنيده يا توي روزنامه‌ها خونده باشيد؟ -
...بله، درواقع -

209
00:20:59,471 --> 00:21:04,678
البته خبر رو درست نگفته بودن. فقط نوشته بود که "به‌تازگي
"جنابِ جورج ويکهام، با دوشيزه ليديا بنت

210
00:21:04,851 --> 00:21:08,895
بدون اينکه يه کلمه راجع به اين بگن که پدرش کي بود
!يا کجا زندگي ميکرد

211
00:21:09,063 --> 00:21:13,808
الانم که رفتن نيوکاسل، و اونجا قراره بمونن
نمي‌دونم چه مدت

212
00:21:13,985 --> 00:21:17,685
حدس مي‌زنم که شنيديد که او
واردِ خدمتِ رسمي نظامي شده

213
00:21:17,905 --> 00:21:23,112
خدا رو شکر که هنوز دوستاني داره
!اما شايد نه به‌‌تعدادي که حق ـشه

214
00:21:24,704 --> 00:21:28,571
اين‌بار قصد داريد که مدت زيادي در اينجا
بمانيد؟

215
00:21:28,750 --> 00:21:31,620
،برنامه‌ـمون هنوز قطعي نشده

216
00:21:31,794 --> 00:21:36,087
.ولي اميدوارم که... که چند هفته‌اي بمونيم

217
00:21:37,967 --> 00:21:40,671
خيلي دووست دارم که چند هفته‌اي بمونيم

218
00:21:42,346 --> 00:21:46,889
تازه حداقلش -
وقتي که شکار پرنده‌ها رو انجام دادين -

219
00:21:47,059 --> 00:21:51,352
ازتون نقاضا دارم که بيايد اينجا و
.در ملک آقاي بنت هرچه دل‌تان خواست، پرنده بزنيد

220
00:21:51,522 --> 00:21:54,309
مطمئنم که خوشحال ميشه
!اگه خدمتي بهتون بکنه

221
00:21:56,444 --> 00:22:00,690
،فکر کنم به بتونيد دوستاتون رو هم بياريد
.البته اگه بخواهيد

222
00:22:14,587 --> 00:22:18,086
حالا که اولين ديدار تموم شد
.کاملن احساس آرامش ميکنم ليزي

223
00:22:18,257 --> 00:22:19,799
!خوبه

224
00:22:19,967 --> 00:22:25,043
نه، حالا ديگه به خودم مطمئنم، و ديگه با اومدنش
.خجالت‌زده نميشم

225
00:22:25,222 --> 00:22:30,761
...حالا ديگه ميتونيم همديگرو ببينيم، مثلِ
دو آشناي معمولي و بي‌اهميت.

226
00:22:31,395 --> 00:22:36,222
آره، خيلي بي‌اهميت! جين، دست‌بردار

227
00:22:37,067 --> 00:22:40,186
نبايد فکر کني که الانم خطري تهديدم ميکنه، ليزي

228
00:22:40,362 --> 00:22:45,866
من فکر ميکنم خطر بزرگي تهديدت ميکنه. تو باعث ميشي که
.او مثل گذشته‌ها عاشق ـت بشه

229
00:22:56,044 --> 00:23:01,085
حالا مياي بهم ميگي که اون همه‌ي اون ماه‌ها رو لندن بوده؟
و ايون ازم مخفي کرده بودي؟

230
00:23:01,258 --> 00:23:04,377
بله. البته هيچ توجيهي ندارم

231
00:23:04,553 --> 00:23:09,760
فقط يه احتمالِ خودخواهانه بود، واسه اينکه نتونسته بودم
احساس واقعيِ تو و دوشيزه بنت رو بفهمم.

232
00:23:12,269 --> 00:23:16,930
اصلن نبايد دخالت ميکردم
.اشتباه من بود، بينگلي، و من معذرت ميخوام

233
00:23:17,774 --> 00:23:21,937
تو اعتراف ميکني که کارت غلط بود؟ -
کاملن و يقينن -

234
00:23:22,654 --> 00:23:25,441
پس... الان اُوکي ـت رو دارم؟

235
00:23:25,907 --> 00:23:28,314
نيازي داري به دعاي‌خيرِ من؟

236
00:23:28,493 --> 00:23:32,656
نه. ولي ميخوام بدونم که
.دارمش

237
00:23:32,831 --> 00:23:35,322
!پس برو که دارمت

238
00:23:51,808 --> 00:23:55,722
.زود اسبّ منو زين کن، فوراً

239
00:24:05,071 --> 00:24:06,446
!جين

240
00:24:06,614 --> 00:24:09,531
!جين! اوه، جينِ عزيزم

241
00:24:10,493 --> 00:24:13,446
ماما، چي شده؟ -
اون اومد -

242
00:24:13,621 --> 00:24:16,740
کي اومدش؟ -
خب آقاي بينگلي -

243
00:24:16,916 --> 00:24:21,957
!عجله کن، عجله کن، زود بيا پايين
!اوه، خوبه، لباس‌ـت هم که نصفه‌اس

244
00:24:22,129 --> 00:24:24,417
!هيل! هيل

245
00:24:24,590 --> 00:24:27,543
اوه، هيل کجاست؟

246
00:24:30,721 --> 00:24:34,469
مهم نيست، سارا. تو الان بايد بري پيش
!خانمِ بنت

247
00:24:34,642 --> 00:24:39,185
سريع برو و کمکش کن تا لباسشو بپوشه -
!ماما! ماما -

248
00:24:39,355 --> 00:24:43,222
گردن‌بند جديدم که ليديا واسم آورده بود ، کجاست؟
مري، تو ديديش؟

249
00:24:43,400 --> 00:24:46,851
!اگه ديده بودمش هم نميگفتم
.اصلن به اين چيزهاي قشنگِ بي‌مصرف اهميت نميدم

250
00:24:47,029 --> 00:24:52,271
!اوه، اون گردن‌بندت مهم نيست، دختر
!جين، بجنب. اون اينجاست

251
00:24:52,451 --> 00:24:56,947
به محض اينکه آماده شديم ميايم پايين
.بزار کيتي بره پايين، اون آماده تره

252
00:24:57,122 --> 00:25:01,285
کيتي رو ول کن! به اون چه ربطي داره؟
!سريع، بدو تورو خدا

253
00:25:01,460 --> 00:25:03,748
اون پيرهن ساتن ـت کجاس، عزيزم؟

254
00:25:03,921 --> 00:25:06,458
هيل! هيل! کجاس؟

255
00:25:15,599 --> 00:25:20,889
پس آقاي دارسي رفتن شهر؟ -
.بله، خانوم. امروز صبحِ اول‌وقت رفتن -

256
00:25:41,208 --> 00:25:43,745
چي شده ماما؟

257
00:25:43,919 --> 00:25:46,919
چرا هي دارين بهم چشمک مي‌زنيد؟

258
00:25:47,089 --> 00:25:51,750
بايد چکار کنم؟ -
بهت چشمک زدم؟ آخه چرا بايد بهت چشمک بزنم بچه جون؟ -

259
00:25:51,927 --> 00:25:56,304
چه خيال ـي! آدم چرا بايد به دختر خودش
چشمک بزنه؟

260
00:25:58,016 --> 00:26:04,018
ولي حالا که سوال کردي، يادم اومد
.يه مسائلي هست که بايد باهات صحبت کنم

261
00:26:04,981 --> 00:26:07,554
بيا، دنبالم بيا

262
00:26:08,109 --> 00:26:10,516
!و تو مري، زودباش

263
00:26:30,006 --> 00:26:32,212
...دوشيزه اليزابت

264
00:26:32,926 --> 00:26:35,002
طبقه‌ي بالا، شما رو ميخوان

265
00:27:06,542 --> 00:27:10,290
بزاريد برم پيشِ جين
.قول دادم که کنارش بمونم

266
00:27:10,463 --> 00:27:14,875
همينجايي که هستي، ميموني.
!پنج دقيقه ديگه، کار حله

267
00:27:35,946 --> 00:27:39,990
اوه، من خيلي متاسفم -
.نه، نه. نرو ليزي -

268
00:27:52,713 --> 00:27:55,417
خب؟

269
00:27:56,300 --> 00:27:58,173
!اوه، ليزي

270
00:27:59,386 --> 00:28:02,422
!من خيلي خوشحالم! يعني خيلي خيلي

271
00:28:02,598 --> 00:28:06,263
خيلي خيلي خيلي! چرا هيچ کس نميتونه
اندازه‌ي من خواشحال باشه؟

272
00:28:08,103 --> 00:28:11,851
!اون عاشقمه، ليزي. عاشق

273
00:28:12,024 --> 00:28:14,063
!البته که هست

274
00:28:14,234 --> 00:28:17,733
بهم گفت که هميشه دوستم داشته
...باور نميکرد که

275
00:28:17,904 --> 00:28:21,154
!بايد به ماما هم بگم. الان رفته پيش پاپا

276
00:28:21,783 --> 00:28:26,658
اوه، ليزي، باورت ميشه که
همه چي به اين خوبي ـو خوشي تموم بشه؟

277
00:28:26,830 --> 00:28:31,538
!آره، مطمئن بودم -
بايد برم پيش مادرم -

278
00:28:31,710 --> 00:28:33,453
!اوه، ليزي

279
00:28:33,628 --> 00:28:37,708
بدوني که چقدر همه‌ي خونواده‌ي عزيزت رو
!چقدر خوشحال ميکني

280
00:28:37,883 --> 00:28:41,417
چطور اين همه خوشبختي رو تحمل کنم؟

281
00:29:00,572 --> 00:29:05,566
فردا هم تشريف بياريد، آقا، اگه تمايل داشتيد
باهم بريم شکار

282
00:29:05,743 --> 00:29:11,578
عده‌ي کمي هستند که ميتونم کنارشون بودن رو
.در آرامش تحمل کنم. عقيده دارم که شما هم يکي از اوناييد

283
00:29:11,749 --> 00:29:16,956
.مرسي، اقا. مايه‌ي مسرت ـه -
خيلي خوب، به اميدِ ديدار -

284
00:29:23,720 --> 00:29:26,424
!پس، تا فردا

285
00:29:34,814 --> 00:29:40,318
جين، تبريک ميگم
.تو يه خانوم خيلي خوشبخت خواهي شد

286
00:29:40,486 --> 00:29:42,562
مرسي، پدر

287
00:29:43,197 --> 00:29:46,815
مطمئنم که اينطوره -
خب، خب، دختر خوبي هستي -

288
00:29:46,993 --> 00:29:50,243
هيچ شکي داشتم که
.درکنار هم خوشبخت ميشيد

289
00:29:50,413 --> 00:29:54,576
هردوتون اينقدر خجالتي هستيد که
.هيچوقت نميتونيد يه تصميم درست بگيريد

290
00:29:54,750 --> 00:29:57,869
!پاپا -
!اونقدر ساده که خدمت‌کارها سرتون کلاه بزارن -

291
00:29:58,045 --> 00:30:02,089
!نه، اصلن -
.و اونقدر بخشنده که هميشه خرج ـتون از دخل‌تون بيشتر ميشه -

292
00:30:02,258 --> 00:30:09,174
بيشتر ميشه؟ چي داري ميگي؟
مگه نمي‌دوني که آقا سالي 5000 پوند عايدي داره!؟

293
00:30:10,891 --> 00:30:15,019
!اوه، عزيزم، جينِ عزيز! خيلي خوشحالم

294
00:30:15,187 --> 00:30:20,394
اوه، ميدونستم که اينطور ميشه! مطمئن بودم که
!اين‌همه زيبايي واسه هيچي نيست

295
00:30:20,568 --> 00:30:24,316
!بينگلي خوش‌تيپ‌ترين مرديه که ديده‌ام

296
00:30:31,328 --> 00:30:35,740
اوه، ليزي. کاشکي
.منم بتونم اين‌قدر خوشحال‌بودن ـت رو ببينم

297
00:30:36,166 --> 00:30:39,700
کاش يه مرد هم
.به‌همين خوبي براي تو پيدا بشه

298
00:30:39,878 --> 00:30:43,922
...اگه 40 تا مردي اين‌چنيني رو بهم بدن

299
00:30:44,091 --> 00:30:46,878
.بازم به اندازه‌ي تو خوشحال نميشدم...

300
00:30:47,052 --> 00:30:51,215
،تا به خوبيِ تو نباشم
.نميتونم به‌اندازه‌ي تو خوشحال و خوشبخت باشم

301
00:30:51,723 --> 00:30:56,431
،ولي... اگه خيلي خوش‌شانس باشم

302
00:30:56,603 --> 00:30:59,936
!شايد به زماني يکي مثل آقاي کالينز، گيرم بياد

303
00:31:21,753 --> 00:31:26,545
!ماما، ليزي، بيايد و ببينيد
.يه کالسکه‌ي خيلي بزرگ اومده

304
00:31:31,554 --> 00:31:35,088
!چه اتاق فسقلي‌اي

305
00:31:35,266 --> 00:31:38,884
،اگه همينجا تشريف داشته‌باشيد، بانو
من به خانوم ميگم که بيان

306
00:31:39,062 --> 00:31:41,849
نه، نميتونم صبر کنم

307
00:31:42,023 --> 00:31:45,226
کجاست؟
اينجا سالن پذيرايي ـه؟

308
00:31:47,028 --> 00:31:49,697
ليدي کاترين دوبورگ

309
00:32:08,341 --> 00:32:11,591
اين خانم، به نظرم، مادرتونه

310
00:32:12,387 --> 00:32:17,298
بله، درسته. مامان
ايشون ليدي کاترين دوبورگ ـه

311
00:32:19,936 --> 00:32:22,605
و اون، بايد، يکي از خواهرهات باشه

312
00:32:23,231 --> 00:32:29,732
.بله، خانوم. دخترِ يکي‌مونده به آخري ـمه
دختر جوان‌ترم، به تازگي شوهر کردن

313
00:32:30,404 --> 00:32:33,108
چه باغچه‌ي کوچکي اينجا داريد

314
00:32:35,034 --> 00:32:40,787
و اينجا هم بايد در عصرهاي تاستون
.نشمين‌گاه خيلي خيلي ناراحت‌کننده‌اي باشه

315
00:32:40,956 --> 00:32:44,075
چرا همه‌ي پنجره‌ها رو به غرب ـن؟

316
00:32:45,002 --> 00:32:50,422
،بله، درسته ميگيد، بانو
.ولي ما هيچ‌وقت بعداز شام اينجا نمي‌شينيم

317
00:32:50,591 --> 00:32:53,591
... ما-
دوشيزه بنت -

318
00:32:54,637 --> 00:33:00,390
يه طرف چمن‌زار ـتون، به نظر
.نوع قشنگي از مناظر طبيعي داشت

319
00:33:00,559 --> 00:33:07,522
...بدم نمياد که يه چرخي توش بزنم
.اگه لطف کنيد و به من ملحق بشيد

320
00:33:34,218 --> 00:33:39,259
حتمن اينقدر باهوش هستيد
که دليل اومدن من به اينجا رو بدونيد، دوشيزه بنت

321
00:33:39,431 --> 00:33:45,266
اشتباه مي‌کنيد، بانو.
من واقعن نميتونم توضيح بدم که چقدر از ديدنتون در اينجا مفتخرم

322
00:33:45,437 --> 00:33:50,431
دوشيزه بنت، شما بايد بدونيد که
.من مورد تمسخر قرار نمي‌گيرم

323
00:33:51,193 --> 00:33:56,187
ولي هرچه‌قدر ميخواهيد دورو باشيد
.ولي من اينطوري نيستم

324
00:33:56,364 --> 00:34:00,361
دو روز پيش
.خبري بسيار ناراحت‌کننده به گوش من رسيد

325
00:34:00,535 --> 00:34:06,074
گفته بودم، که نه‌تنها خواهرتون
،قراره يه وصلت خيلي پرسود بکنه

326
00:34:06,249 --> 00:34:13,496
بلکه شما هم، دوشيزه اليزابت بنت، به‌زودي
.قراره با خواهرزاده‌م، آقاي دارسي، عقد بشيد

327
00:34:14,966 --> 00:34:18,216
هرچند که ميدونم اين بايد
،يه دروغ فضاحت‌بار باشه

328
00:34:18,386 --> 00:34:23,510
ولي فورن تصميم گرفتم که بيام اينجا
.و احساسات خودم رو واست روشن کنم

329
00:34:23,683 --> 00:34:28,677
اگه نظرتون به اينه که غيرممکنه، تعجب مي‌کنم که
بانو چطور به خودشون زحمت دادن اومدن؟ منظورتون دقيقن چيه؟

330
00:34:28,855 --> 00:34:33,481
بايد نادرستي اين خبر به همه اعلان بشه
(اين شايعه تکذيب بشه)

331
00:34:33,651 --> 00:34:38,443
ولي اومدنتون به لانگبورن و ديدار با ما،
.خودش به نوعي شايعه رو تاييد ميکنه، البته اگر شايعه‌اي درکار باشه

332
00:34:38,615 --> 00:34:43,075
قابل تحمل نيست، دوشيزه بنت
!من ميخوام جواب بگيرم

333
00:34:43,244 --> 00:34:47,905
آيا خواهرزاده‌ام از شما خواستگاري کرده؟ -
سرکار فرموديد که غير ممکنه -

334
00:34:48,082 --> 00:34:52,245
بايد غيرممکن باشه، اما
فوت‌وفن‌ها و عشوه‌هاي شما

335
00:34:52,420 --> 00:34:56,038
باعث ميشه که او فراموش کنه که
.چه وظايفي در قبال خودش و خانواده‌اش به عهده دارد

336
00:34:56,215 --> 00:35:01,375
!شايد شما اورو به اين وضع انداختيد -
اگه من باعث شده‌ام، مسلمن آخرين کسي‌م که اعتراف مي‌کنم -

337
00:35:02,013 --> 00:35:05,381
دوشيزه بنت، ميدونيد من کي هستم؟

338
00:35:07,310 --> 00:35:11,224
به اين طرز حرف‌زدن
عادت ندارم

339
00:35:11,397 --> 00:35:17,565
کم تقريبن نزديک‌ترين قوم‌وخويش او هستم
.و حق دارم بدونم در سرش چي ميگذره

340
00:35:17,737 --> 00:35:22,233
ولي حق نداريد بدونيد که در سر من چي‌ميگذره، اين طرز رفتار هم
.باعث نميشه که صراحت به خرج بدم

341
00:35:22,408 --> 00:35:25,325
بگزاريد منظورتون رو درست بيان کنم

342
00:35:25,494 --> 00:35:30,832
اين وصلتي که شما آرزويش رو در سر ميپرورانيد
.هيچ‌وقت نميتونه سر بگيره

343
00:35:31,000 --> 00:35:35,708
.آقاي دارسي نامزد دخترِ منه
حالا حرفي براي گفتن داريد؟

344
00:35:35,880 --> 00:35:41,170
فقط اينو: که اگه اگه نامزد دخترتون هستند، پس هيچ دليلي نداره
.که شما خيال کنيد از من خواستگاري کرده

345
00:35:41,927 --> 00:35:44,844
نامزديِ بين اونا
.از نوع خاصي است

346
00:35:45,014 --> 00:35:48,299
از کودکي براي هم درنظر گرفته شده بودند

347
00:35:48,475 --> 00:35:52,389
.اين آرزوي مادرها بوده

348
00:35:52,563 --> 00:35:56,228
موقعي که هنوز توي گهواره بوده
.ما پيوندشان رو بسته‌ايم

349
00:35:56,400 --> 00:36:03,197
و حالا نيات يه زنِ جوانِ تازه‌به‌دوران‌رسيده
و بدون هيچ خانواده

350
00:36:03,365 --> 00:36:09,154
يا ارتباطي و ثروتي، جلوي اين وصلت رو بگيره؟
!اصلن ميشه؟ امکان نداره

351
00:36:09,329 --> 00:36:12,911
وصلت شما دونفر شرم‌آور خواهد بود

352
00:36:13,083 --> 00:36:16,451
هيچ کدام از اعضاي خانواده‌ي ما
اسم شما رو نخواهند برد

353
00:36:16,628 --> 00:36:19,415
!واقعن که چه بدبختيِ سنگين و دردناکي

354
00:36:19,590 --> 00:36:24,002
!اي دختر لج‌باز و کله‌شق
.من به جاي شما خجالت ميکشم

355
00:36:24,886 --> 00:36:28,420
من اصلن عادت ندارم که
.تسليمِ هوا و هواس ديگران بشوم

356
00:36:28,598 --> 00:36:33,639
اين قطعن وضعيت فعلي بانو رو ترحّم‌برانگيز مي‌سازه
.ولي تاثيري بر من نداره

357
00:36:33,812 --> 00:36:36,765
!حرف منو کسي نبايد قطع کنه

358
00:36:37,190 --> 00:36:42,694
اگر صلاح خودتون رو تشخيص ميداديد، پا رو از گليم ـتان
.درازتر نميکردي

359
00:36:42,863 --> 00:36:48,817
ليدي کاترين، من ازدواج با خواهرزاده‌ي شما رو
.به‌هيچ‌وجه زياده‌خواهي تلقي نميکنم

360
00:36:48,994 --> 00:36:52,861
ايشون نجيب‌زاده ـن، خب  منم دختر يه نجيب‌زاده‌ام
از اين لحاظ برابريم

361
00:36:53,039 --> 00:36:58,744
اما مادرتان کيست؟ دايي‌ها و خاله‌هاتون چي؟
.فکر نکنيد که من اينا رو ناديد ميگيرم

362
00:36:58,920 --> 00:37:03,712
اگر خواهرزاده‌ي شما ايرادي به اونها نمي‌گيره
شما چه ايرادي ميتونيد بگيريد؟

363
00:37:03,883 --> 00:37:08,461
يه‌بار براي هميشه بهم بگيد
نامزد او هستيد؟

364
00:37:10,807 --> 00:37:12,550
نه، نيستم

365
00:37:16,646 --> 00:37:20,892
قول مي‌دهيد که هرگز وارد چنين رابطه‌اي نشويد؟

366
00:37:21,734 --> 00:37:27,854
اصلن چنين قولي نمي‌دهم، و ازتون ميخوام که
.ديگه مصرانه در اين موضوع ازم سوال نکنيد

367
00:37:28,032 --> 00:37:32,859
!تند نرويد، خواهش ميکنم
يه حرف ديگه هم دارم

368
00:37:33,037 --> 00:37:38,707
.فرارِ مفتضحانه‌ي خواهر کوچترتون
.همه جزئياتش رو ميدونم

369
00:37:38,876 --> 00:37:42,494
حالا چنين دختري بايد
خواهرزنِ خواهرزاده‌م بشه؟

370
00:37:42,672 --> 00:37:45,756
آيا ارواحِ پمبرلي
بايد از خفت‌ و خواري به خود بلرزند؟

371
00:37:45,925 --> 00:37:48,842
حالا ديگه حرفي براي گفتن نداريد

372
00:37:49,011 --> 00:37:55,263
به هر طريقي که ممکن بود خيلي واضح بهم توهين کرديد
.ازتون اجازه ميخوام که به خانه برگردم

373
00:37:55,434 --> 00:38:01,353
پس شما هيچ اعتنايي به آبرو و حيثيتِ
خواهرزاده‌ام نداريد؟

374
00:38:01,899 --> 00:38:05,149
!چه دختر بي‌عاطفه و خودخواهي

375
00:38:05,319 --> 00:38:08,604
از خواسته‌ي من سربازمي‌زني؟

376
00:38:09,615 --> 00:38:14,775
نميخواهيد به اقتضاي وظيفه، شرافت، حق‌شناسي عمل کني؟

377
00:38:16,914 --> 00:38:22,418
تو قصد کردي که اونو از چشم همه‌ي
.دوست و آشناهايش بيندازيد و اونو نابود کني

378
00:38:22,586 --> 00:38:26,749
من فقط تصميم گرفته‌ام طوري رفتار کنم
،که به‌نظر خودم خوشبختي‌ام رو تامين کنه

379
00:38:26,924 --> 00:38:32,463
آنهم بدون توسل به شما
.يا هرشخص ديگه که اين‌قدر ازم دور باشه

380
00:38:32,638 --> 00:38:35,971
پس اين تصميم نهايي شماست؟

381
00:38:37,559 --> 00:38:41,259
!بسيارخوب. حالا ديگه ميدونم چطور عمل کنم

382
00:38:49,238 --> 00:38:51,859
از شما خداحافظي نميکنم، دوشيزه بنت

383
00:38:52,032 --> 00:38:57,737
سلام و تعارفي هم براي مادرتون ندارم
شماها مستحقِ چنين عناياتي نيستيد

384
00:38:58,497 --> 00:39:03,242
من کاملن گله‌مندم
!حرکت کن

385
00:39:22,771 --> 00:39:26,815
.ليزي! ليزي! دنبالت ميگشتم
.بيا تو اتاق من

386
00:39:32,656 --> 00:39:37,199
امروز صبح نامه‌اي دريافت کردم که
خيلي منو به تعجب انداخته

387
00:39:37,369 --> 00:39:40,784
از طرف آقاي کالينز -
چه حرفي براي گفتن داره؟ -

388
00:39:40,955 --> 00:39:44,904
اولش به خاطر ازدواجِ قريب‌الوقوعِ
دختر بزرگترم به من تبريک گفته

389
00:39:45,085 --> 00:39:49,628
ولي دلم نميخواد با خوندن تعارف‌هاش
.به فهم و شعورِ تو توهين کنم

390
00:39:49,798 --> 00:39:51,920
اها، آره. اينجا اينجا

391
00:39:52,092 --> 00:39:57,050
،دخترتون اليزابت، احتمال قوي ميره که
مدت زيادي نامِ "بنت" رو داشته باشه

392
00:39:57,222 --> 00:40:02,429
،همونطور که دختر بزرگ ـتون تغيير نام داد
و شريک زندگي آينده‌اش که سرنوشت براش رقم زده

393
00:40:02,602 --> 00:40:08,022
بدونِ شک يکي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي مملکت
...به حساب مي‌آيد

394
00:40:08,191 --> 00:40:12,484
خب ليزي، ميتوني حدس بزني مظورش کيه؟
الان ميگه

395
00:40:12,654 --> 00:40:15,441
:دلايل من براي هشداردادن به قرار زير است

396
00:40:15,615 --> 00:40:21,867
،خاله‌ي ايشان، ليدي کاترين دوبورگ
نظر مساعدي در باب اين وصلت ندارد

397
00:40:22,038 --> 00:40:26,996
.همونطور که مي‌بيني، ايشون آقاي دارسي ـه
!آقاي دارسي از بينِ اين همه مرد

398
00:40:28,127 --> 00:40:32,753
.او اصلن به هيچ زني توجه نمي‌کنه مگر براي عيب‌جويي
!حسابي غافلگيرت کردم

399
00:40:32,924 --> 00:40:34,299
بله

400
00:40:34,467 --> 00:40:38,167
آقاي دارسي، که هيچ‌وقت
!حتي نيم‌نگاهي هم به تو نينداخته

401
00:40:38,346 --> 00:40:43,221
!چه بامزه
.ولي ليزي، انگار که خيلي برات جالب نيست

402
00:40:43,851 --> 00:40:48,097
،نکنه که ميخواي بچه‌بازي دربياري
و وانمود کني که يه شايعه‌ي احمقانه رو توهين تلقي کني؟

403
00:40:48,272 --> 00:40:52,518
اوه، نه، خيلي تعجب کردم
.ولي عجيب هم هست

404
00:40:52,693 --> 00:40:57,651
ليدي کاترين دوبورگ چي گفته؟
فک کنم اومده بود که مخالفتش رو اعلام کنه؟

405
00:40:58,449 --> 00:41:04,701
مگه براي چي زندگي ميکنيم، جز اينکه مسخره‌ي همسايه‌ها بشيم
و در نوبتِ خودمون، ما بشون بخنديم؟

406
00:41:05,331 --> 00:41:07,786
درسته، درسته

407
00:41:16,925 --> 00:41:19,213
آقاي بينگلي و آقاي دارسي، خانوم

408
00:41:22,181 --> 00:41:24,339
!روزتون بخير -
.آقاي بينگلي -

409
00:41:26,060 --> 00:41:30,306
.چه روزِ خوبي
ميشه همه به سمتِ مريتون قدم بزنيم؟

410
00:41:37,696 --> 00:41:39,355
!ليزي

411
00:41:39,615 --> 00:41:43,315
اشکالي نداره که به
ماريا لوکاس سر بزنيم؟

412
00:41:43,493 --> 00:41:46,114
نه، اصلن

413
00:41:59,676 --> 00:42:02,427
آقاي دارسي

414
00:42:02,596 --> 00:42:07,423
نميتونم جلوي خودم رو بگيرم و بابتمحبتي که
.درحقِ خواهر بيچاره‌م کرديد، ازتون تشکر نکنم

415
00:42:08,101 --> 00:42:15,230
از وقتي خبردار شدم، مدام دلم مي‌خواسته
بهتون بگم که چقدر سپاس‌گذارم

416
00:42:15,400 --> 00:42:18,353
.از طرفِ خانواده‌ام و خودم

417
00:42:19,613 --> 00:42:24,073
نبايد زن‌دايي‌ام رو براي گفتن به من، مقصر بدونيد
اول خود ليديا موضوع رو فاش کرد

418
00:42:24,242 --> 00:42:27,610
و خودم تا جزئيات براي روشن نميشد
.آرامش پيدا نمي‌کردم

419
00:42:27,787 --> 00:42:32,698
ميدونم که چه مشکلات و چه تحقيرشدن هايي
.بايد براتون ايجاد شده باشه

420
00:42:33,501 --> 00:42:37,961
پس بزاريد بگم
لطفن اجازه بدين که ازتون تشکر کنم

421
00:42:38,131 --> 00:42:43,338
از طرف همه‌ي اعضاي خانواده‌ام؛
.چون خودشون نميدونن مديون چه کسي هستند

422
00:42:44,804 --> 00:42:48,504
حالا که مي‌خواهيد تشکر کنيد
.بزاريد فقط از طرف خودتون باشه

423
00:42:48,683 --> 00:42:54,187
خانواده‌ي شما به من ديني ندارند. با همه‌ي احترامي که
.به اونا دارم، در اين قضيه فقط به فکر شما بودم

424
00:42:57,275 --> 00:43:02,233
.شما آنقدر بخشنده هستيد که نبايد وقت‌تان رو با من تلف کنيد
.اگر احساسات شما هنوز همان احساساتِ آوريلِ گذشته است، بهم بگيد

425
00:43:02,739 --> 00:43:05,858
من عواطف و اميدهايم عوض نشده

426
00:43:06,951 --> 00:43:10,651
ولي کافي است شما يک کلمه بگوييد
.تا من در مورد اين مساله براي هميشه سکوت کنم

427
00:43:11,706 --> 00:43:14,078
...اوه، احساساتِ من

428
00:43:14,250 --> 00:43:16,408
...احساساتم

429
00:43:16,586 --> 00:43:19,789
از يادآوري حرف‌هايي که زدم
.شرمنده ميشم

430
00:43:20,506 --> 00:43:23,079
احساساتم خيلي عوض شدن

431
00:43:23,634 --> 00:43:28,011
درواقع، کاملن برعکس شده

432
00:43:41,360 --> 00:43:44,894
ليدي کاترين
.بهم گفتن که باهاتون ملاقات کردن

433
00:43:45,072 --> 00:43:50,279
بايد بگم افشاگري‌هاشون
.اثر کاملن متضادي نسبت به اونچه انتظار داشت، روي من گذاشت

434
00:43:50,452 --> 00:43:55,197
باعث شد اميدوار بشم، که قبلش
به‌سختي به خودم اجازه‌ي اميدواري مي‌دادم

435
00:43:55,374 --> 00:43:59,418
ميدونستم که اگر به من نظر مساعد نداشتيد
.باصراحت و بي‌پرده بهشون مي‌گفتيد

436
00:43:59,586 --> 00:44:04,129
بله، شما از صراحت و رک‌گوييِ من خبر داشتيد
.ميتونستم بگم

437
00:44:04,299 --> 00:44:09,803
بعد از آن رفتار بدي که در حضورتون داشتم، ديگه نميتونستم
.در حضور قوم‌وخويش‌هاتون هم بدگويي کنم

438
00:44:09,972 --> 00:44:12,889
مگر چه چيزي گفتيد که مستحق ـش نيودم؟

439
00:44:13,058 --> 00:44:18,265
.رفتار در اون زمان نابخشودني بود
.هروقت يادم مي‌افته از خودم بدم مياد

440
00:44:19,064 --> 00:44:21,981
سرزنش ـتون هيچ‌وقت يادم نميره

441
00:44:22,150 --> 00:44:26,147
...اگر رفتارتون آقامنشانه تر بود

442
00:44:26,321 --> 00:44:32,240
!چقدر اين کلمات عذابم مي‌داد -
هيچ تصور نميکردم که اين همه برشما تاثير بزارن -

443
00:44:32,411 --> 00:44:37,037
راحت باور ميکنم. شما فکر مي‌کرديد که من
.هيچ احساس درستي نداشتم، مطمئنم

444
00:44:37,207 --> 00:44:40,789
حالت صورت ـتون هرگز فراموشم نميشه

445
00:44:40,961 --> 00:44:45,706
موقعي که بهم ميگفتيد
.تقاضاي منو به هر شکلي که مطرح ميشد، رد ميکرديد

446
00:44:45,882 --> 00:44:48,882
!حرف‌هايي رو که زدم، تکرار نکنيد

447
00:44:49,052 --> 00:44:52,255
نه، من تمام عمرم خودخواه بودم

448
00:44:52,430 --> 00:44:57,969
در کودکي اصول صحيح رو يادم دادن
.ولي بعدجاشون رو دادن به غرور و تکبر

449
00:44:58,144 --> 00:45:01,512
و اگر بخاطر شما نبود
همون راه رو ادامه مي‌دادم

450
00:45:02,482 --> 00:45:05,601
!اليزابتِ بسيار عزيز و بسيار دوست‌داشتني

451
00:45:15,745 --> 00:45:17,903
!با آقاي دارسي نامزد شدي

452
00:45:19,290 --> 00:45:22,908
!نه، داري شوخي ميکني. غيرممکنه

453
00:45:23,878 --> 00:45:29,417
!واقعن شروعِ تاسف‌باري ـه
.اگه تو باور نکني، مطمئنم که کس ديگه‌اي هم نمي‌کنه

454
00:45:29,801 --> 00:45:35,387
ولي راستش رو گفتم
اون هنوز دوستم داره، و ما نامزد شديم

455
00:45:35,556 --> 00:45:39,256
نميتونه حقيقت داشته باشع
!من ميدونم که چقدر ازش بدت ميومد

456
00:45:39,435 --> 00:45:45,687
نه، همش فراموش شده! شايد قبلن اونو
به اندازه‌ي الان دوست نداشتم

457
00:45:45,858 --> 00:45:50,519
ولي... در چنين مواردي
.حافظه‌ي قوي هم چيز خوبي نيست

458
00:45:50,696 --> 00:45:53,566
ليزيِ عزيزم، جدي باش

459
00:45:53,950 --> 00:46:00,569
چقدر واقته که اونو دوست داري؟ -
درست نميدونم، خيلي تدريجي اتفاق افتاد -

460
00:46:01,999 --> 00:46:07,206
ولي به نظرم برميگرده به اولين‌باري که
.به املاکِ قشنگش در پمبرلي رفته بودم

461
00:46:08,506 --> 00:46:10,498
!ليزي

462
00:46:13,260 --> 00:46:17,008
مگه عقلت رو از دست دادي
که ميخواي پيشنهاد اين مرد رو قبول کني، ليزي؟

463
00:46:18,933 --> 00:46:22,017
مگه هميشه ازش متنفر نبودي؟

464
00:46:22,186 --> 00:46:25,021
...پاپا -
من که موافقت ـم رو اعلام کردم -

465
00:46:25,189 --> 00:46:30,016
،از اون آدم‌هايي که، راستش
.هيچ‌وقت نميتونم دست رد به سينه‌شون بزنم

466
00:46:31,070 --> 00:46:36,609
ولي بهت توضيه ميکنم که بيشتر راجع بهش فکر کني
من خلق و خوي تو رو ميشناسم، ليزي

467
00:46:37,242 --> 00:46:44,324
فرزندم، نگذار وضعي پيش بياد که من ببينم
.نميتوني به شريک زندگي ـت احترام بزاري

468
00:46:45,250 --> 00:46:48,784
اون پولداره، ولي با اين چيزا خوشبخت ميشي؟

469
00:46:48,962 --> 00:46:52,081
آيا غيز از اينکه تصور مي‌کنيد دوستش ندارم
اعتراض ديگري هم داريد؟

470
00:46:52,257 --> 00:46:57,002
نه، اصلن. ما همه ميدونيم که آدم مغرور و نامطبوعي ـه

471
00:46:57,179 --> 00:47:00,678
اما اگه تو دوستش داري
اين‌ها مهم نيست

472
00:47:00,849 --> 00:47:04,632
من دوستش دارم، واقعن دوستش دارم

473
00:47:05,812 --> 00:47:07,888
عاشق ـم

474
00:47:08,774 --> 00:47:14,230
درواقع غرورش بيهوده نيست
.خيلي دوست‌داشتني و مطبوعِ

475
00:47:15,030 --> 00:47:18,315
.اي کاش از سخاوت‌منديش خبر داشتيد

476
00:47:19,117 --> 00:47:22,034
من هميشه عاشقش نبودم

477
00:47:22,204 --> 00:47:25,323
.ولي الان از تهِ دلم دوستش دارم

478
00:47:26,374 --> 00:47:29,707
اون واقعن بهترين مرديه که
به عمرم ديدم

479
00:47:33,131 --> 00:47:39,050
،خب، عزيزم، اگه موضوع اينه
اون لايق تواه

480
00:47:40,722 --> 00:47:45,099
مطمئن باش که نميتونستم تورو
.به دست آدمي کمتر از اون بدم، ليزي

481
00:47:53,485 --> 00:48:00,483
حضارِ محترم، ما همه اينجا در پيشگاه پروردگار
و در مقابل اين افراد، گردهم آمده‌ايم

482
00:48:01,159 --> 00:48:05,820
...اين مرد و اين زن

483
00:48:08,499 --> 00:48:12,876
و اين مرد و زن را
به هم پيوند دهيم

484
00:48:13,212 --> 00:48:17,589
.به عقد مقدس الهي، که مايه‌ي آبروي بشر است

485
00:48:17,759 --> 00:48:21,626
،پيماني که خداوند در زمانِ معصويت بشر وضع کرد

486
00:48:21,804 --> 00:48:27,427
که براي ما حاکي از اتحادِ عرفاني
،بينِ مسيح و کليساي اوست

487
00:48:27,602 --> 00:48:32,678
و بنابراين نبايد سبک‌انگاري شود
،و يا از روي عياشي باشد

488
00:48:32,857 --> 00:48:37,602
تا نيازهاي جسماني  گرسنگيِ(جنسي) رو
راضي نگه داره

489
00:48:37,778 --> 00:48:42,772
،ولي بااحترام، بابصيرت، معقولانه، هوشيارانه

490
00:48:42,950 --> 00:48:48,110
و براي تقواي الهي، دلايلي است
.که امر مقدسِ ازدواج بنيان گذاشته شده است

491
00:48:49,332 --> 00:48:53,032
اول، براي پروراندن
فرزندان آدمي

492
00:48:55,963 --> 00:48:59,248
دوم، به عنوان مداوايي عليه گناه

493
00:49:00,342 --> 00:49:03,461
.و ترمزي عليهِ فحشا

494
00:49:03,971 --> 00:49:05,513
سوم

495
00:49:05,681 --> 00:49:11,849
براي پيشرفت جامعه، کمک و راحتي‌اي که
،زوجين بايد براي يکديگر بکنند

496
00:49:12,021 --> 00:49:15,389
.هم در مصيب و بلا و هم آرامش و راحتي

497
00:49:15,566 --> 00:49:21,818
و اکنون اينان
.اين پيمان مقدس را مي‌بنديد

498
00:49:21,818 --> 00:49:31,818
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

499
00:50:12,747 --> 00:50:14,988
!سه تا دخترامون ازدواج کردن

500
00:50:15,167 --> 00:50:19,745
!اوه، آقاي بنت، خدا خيلي به ما مرحمت داشته -
بله، اينطور به نظر ميرسه -

501
00:50:20,831 --> 00:50:31,215
<font color=#FFFF00>:تهيه و ترجمه از
.: A L I :. (RU-486)

502
00:50:31,217 --> 00:50:46,430
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

