﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:24,234 --> 00:00:32,576
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</font>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</font>

3
00:01:13,247 --> 00:01:16,865
آخرين فردي در دنيا هستيد که ممکنه با او ازدواج کنم

4
00:01:17,042 --> 00:01:21,206
به نظرتون کدوم ويژگي ـتون منو وسوسه ميکنه؟
،خودبيني‌تون، غرورتون

5
00:01:21,381 --> 00:01:24,382
يا خودخواهيِ بيجاي شما
!نسبت به احساساتِ ديگران

6
00:01:24,551 --> 00:01:29,343
بدبيني من به شما وقتي قطعي شد که
. روايت آقاي ويکهام رو از رفتار شما با ايشون شنيدم

7
00:01:29,515 --> 00:01:32,884
.حداقل ميتونم تو ايه يه مورد از خودم دفاع کنم

8
00:01:33,394 --> 00:01:37,308
توقع داشتيد
از رفت‌وآمدهاي سطح پايين شما ابراز شادماني کنم؟

9
00:01:37,482 --> 00:01:43,236
يا از اميد داشتن بستگاني که وضع زندگي‌شون
به روشني پايين تر از وضع زندگي منه ، خرسند بشم؟

10
00:01:44,073 --> 00:01:46,480
شما اشتباه مي کنيد ، آقاي دارسي

11
00:01:46,659 --> 00:01:51,451
نحوه‌ي بيان‌تون کاملن منو از هر نگراني‌اي
که ممکن بود در دادن جواب رد به شما داشته باشم، راحت کرد

12
00:01:51,623 --> 00:01:54,992
.که کاش آقامنشانه‌تر بود

13
00:01:55,168 --> 00:01:57,623
کي اونجاست ، فيتز ويليام؟

14
00:01:57,796 --> 00:02:01,924
دارسي ! ما کاملا ازت نااميد شده بوديم -
برادرزادمه ؟ -

15
00:02:02,093 --> 00:02:06,257
کجا بودي؟
بگذار بياد و خودش تعريف کنه

16
00:02:06,431 --> 00:02:09,551
نه. منو ببخشيد

17
00:02:10,436 --> 00:02:14,220
معذرت -
دارسي، حالت خوب نيست؟ -

18
00:02:14,398 --> 00:02:19,903
،حالم خوبه، متشکرم
ولي يک کار فورري دارم. معذرت ميخوام

19
00:02:20,071 --> 00:02:23,404
از قول من از ليدي کاترين عذرخواهي کن، فيتز ويليام

20
00:02:49,020 --> 00:02:51,593
به دوشيزه اليزابت بنت

21
00:02:57,363 --> 00:03:00,198
،نگران نباشيد، خانم، از اينکه دريافت اين نامه

22
00:03:00,366 --> 00:03:03,782
شايد حاوي تکرار احساسات يا تجديد پيشنهادي باشد

23
00:03:03,954 --> 00:03:07,868
.که برايتان امشب بسيار منزجر کننده بود

24
00:03:15,383 --> 00:03:19,630
ولي بايد اين حق را داشته باشم
که از خود در برابر اتهاماتي که به من وارد شد دفاع کنم

25
00:03:19,805 --> 00:03:22,212
،خصوصا مواردي که مرتبط با آقاي ويکهام ـن

26
00:03:22,391 --> 00:03:26,887
اتهاماتي که اگر حقيقت داشته باشند، واقعا شرم آورند
،البته شکي نيست که کاملا بي اساسند

27
00:03:27,063 --> 00:03:32,936
و براي اثبات غلط بودنشون، ناچارم
.ارتباط او را با خانواده ام برايتان شرح دهم

28
00:03:35,155 --> 00:03:41,324
آقاي ويکهام فرزند مردي بسيار محترم است، که
مديريت املاک خانواده ي ما را بر عهده داشت

29
00:03:41,496 --> 00:03:46,324
پدرم بسيار به او علاقه مند بود و بهش او احترام مي گذاشت

30
00:03:50,339 --> 00:03:52,912
.من با آقاي ويکهام در کودکي هم‌بازي بوديم‌

31
00:03:56,805 --> 00:04:00,969
بعد از مرگ زودهنگامِ پدرش، پدرم واسه مدرسه رفتن
، و سپس کمبريج، حمايتش کرد

32
00:04:01,643 --> 00:04:05,094
.به اين اميد که به خدمت کليسا درآيد

33
00:04:08,234 --> 00:04:13,062
ولي به همون اندازه که ادبش خوب و دلکش بود
.رفتارش هم فاسدانه بود

34
00:04:21,249 --> 00:04:24,832
.پدر گرانقدر من پنج سال پيش عمرش رو داد به شما

35
00:04:25,128 --> 00:04:28,711
و دلبستگي‌اش به آقاي ويکهام
تا آخرين لحظات عمرش هم وجود داشت؛ طوريکه

36
00:04:28,882 --> 00:04:32,832
مي‌خواست يکي از خانه‌هاي خانوادگي رو
.به‌محض اينکه خالي شد، به او بده

37
00:04:33,012 --> 00:04:36,595
آقاي ويکهام اصلن تمايلي به خدمت در کليسا نداشت

38
00:04:36,766 --> 00:04:42,353
:در عوض درخواستي کرد که اجابت شد
.مجموع 3000 پوند پول، به جاي آن خانه

39
00:04:45,734 --> 00:04:51,737
به تحصيل در رشته ي حقوق ابراز تمايل کرد
.من آرزو ميکردم راست بگه، ولي چشمم آب نميخورد

40
00:04:54,453 --> 00:04:55,828
متشکرم

41
00:04:59,124 --> 00:05:02,078
بي نهايت بهم لطف کرديد

42
00:05:03,588 --> 00:05:07,336
حالا ديگه همه‌ي پيوندهاي بين ما
.به نظر از هم گسسته بود

43
00:05:09,928 --> 00:05:11,470
جورجيانا

44
00:05:16,769 --> 00:05:19,686
،او که از هر قيد و بندي رها شده بود

45
00:05:19,856 --> 00:05:23,307
.ديگه زندگيش را به بيهودگي و عياشي مي‌گذروند

46
00:05:25,237 --> 00:05:27,906
چطور زندگي ميکرد؟، نميدونم

47
00:05:28,073 --> 00:05:32,865
،تا اينکه تابستان گذشته دوباره بهم برخورديم
آنهم در شرايطي بسيار دردناک

48
00:05:33,037 --> 00:05:36,157
.که من نمي خواهم به ياد بياورم

49
00:05:36,541 --> 00:05:41,002
،خواهرم، جورجيانا
که ده سال از من کوچکتر است

50
00:05:41,171 --> 00:05:45,335
تحت سرپرستي کلونل فيتز ويليام و همين‌طور خودِ من قرار داره

51
00:05:46,636 --> 00:05:50,681
.حدود يک سال پيش، او را از مدرسه درآورديم و به رمزگيت بردند

52
00:05:50,849 --> 00:05:56,638
،و سرپرستي اش را به خانمي به نام يانگ سپرديم
.که با کمال تاسف، گولِ ظاهرش رو خورده بوديم

53
00:05:57,231 --> 00:06:01,395
جالب اينکه آقاي ويکهام هم به اونجا رفت؛
. بي ترديد با نقشه قبلي

54
00:06:03,697 --> 00:06:08,406
،خواهرم متقاعد شده بود که او عاشق ـشه
.و حتي حاضر بود باهم فرار کنن

55
00:06:08,577 --> 00:06:11,862
.جورجيانا آن موقع 15 سال بيشتر نداشت

56
00:06:15,502 --> 00:06:19,879
،يکي دو روز پيش از فرار موعود
،من سرزده نزدشان رفتم

57
00:06:34,982 --> 00:06:40,606
جورجيانا نمي خواست برادري رو غصه‌دار و ناراحت کنه
،که هميشه جاي پدرش بوده

58
00:06:40,780 --> 00:06:43,532
.پس تمام نقشه را بي‌درنگ برايم بازگو کرد

59
00:06:43,700 --> 00:06:47,033
خودتون ميتونيد تصور کنيد که چه احساسي بهم دست داد
.و چه کردم

60
00:06:47,955 --> 00:06:51,075
.آقاي ويکهام فورا از آنجا رفت

61
00:06:55,797 --> 00:06:57,421
جورجيانا، بيا اينجا

62
00:07:03,263 --> 00:07:08,850
،آقاي ويکهام از هدفش چشم‌پوشي کرد، هدفي که صدالبته
.ثروت 30,000 پوندي خواهرم بود

63
00:07:09,812 --> 00:07:13,762
.انگيزه ي ديگرش لابد انتقام گرفتن از من بود

64
00:07:13,942 --> 00:07:18,106
،که اگر موفق ميشد
.واقعن انتقام شديدي از من گرفته بود

65
00:07:18,280 --> 00:07:24,319
خب، خانم، اين بود شرحِ صادقانه‌ي
.هر پيشامدي که با آقاي ويکهام داشتم

66
00:08:13,676 --> 00:08:17,840
رنگت پريده، ليزي
چرا نمياي واسه صبحانه؟

67
00:08:18,014 --> 00:08:21,679
حتما حالتو بهتر ميکنه -
نه، نه ! حالم خوبه شارلوت -

68
00:08:21,851 --> 00:08:25,469
به نظرم زيادي توي خونه موندم
!هواي تازه و ورزش؛ کل چيزيه که احتياج دارم

69
00:08:25,647 --> 00:08:29,597
جنگل هاي اطراف روزينگ اين وقت سال خيلي قشنگن

70
00:09:14,953 --> 00:09:16,696
!دوشيزه بنت

71
00:09:18,665 --> 00:09:20,538
آقاي دارسي

72
00:09:20,709 --> 00:09:24,707
مدتيه که به اميد ديدار شما توي بيشه قدم مي‌زنم

73
00:09:24,880 --> 00:09:28,083
افتخار خواندن اين نامه رو به من ميدين؟

74
00:09:44,486 --> 00:09:48,566
اين نامه، خانوم، شرح صادقانه‌اي از
،کل ارتباطات من با آقاي ويکهام هست

75
00:09:48,740 --> 00:09:52,738
براي صداقت اون، ميتونم گواهيِ کلونل فيتزويليام
،رو هم براتون بيارم

76
00:09:52,912 --> 00:09:55,367
.ايشان از همه‌ي اين وقايع آگاهند

77
00:09:55,540 --> 00:09:59,158
نميدانم آقاي ويکهام با چه خالي‌بندي‌اي
،خودش رو به شما غالب کرده

78
00:09:59,336 --> 00:10:01,874
ولي اميدوارم شما منو
. از اتهام بي‌رحمي در حق ـش تبرئه کنيد

79
00:10:02,047 --> 00:10:08,631
.با نزديک‌شدن مهماني، فکر کردم بهتره با آقاي دارسي روبرو نشم
.ممکن بود اتفاقاتي بيوفته که براي ديگران هم ناخوشايند باشه

80
00:10:08,804 --> 00:10:13,762
اتهام ديگري که بهم وارده
اينه که بدون توجه به احساس هر يک از دو طرف

81
00:10:13,935 --> 00:10:17,268
.من آقاي بينگلي را از خواهرتان جدا کردم

82
00:10:17,439 --> 00:10:22,646
،مايل به انکار اين موضوع نيستم
.خود را براي اين کارم ملامت نمي‌کنم

83
00:10:27,534 --> 00:10:31,947
مدت زيادي از اقامتم در هردفردشاير نمي گدشت
که ديدم بينگلي خواهرتون رو تحسين ميکند

84
00:10:32,122 --> 00:10:37,117
ولي تنها در مهماني رقص ندرفيلد بود
.که احتمال وجود دل‌بستگي جدي ميانشان را دادم

85
00:10:37,420 --> 00:10:41,667
،دل‌باختگي آقاي بينگلي واضح بود
با آنکه خواهرتان از توجه او برخوردار بود

86
00:10:41,841 --> 00:10:45,625
من نشانه‌اي که دال بر توجهِ خاضي باشه
.در ايشون نديدم

87
00:10:46,388 --> 00:10:51,264
حالت قيافه و رفتار خواهرتون منو متقاعد کرد
.که قلب و روحش بعيده که تحت تاثير قرار گرفته بود

88
00:10:51,936 --> 00:10:53,596
!چه فرض غيرقابلِ تحملي

89
00:10:53,771 --> 00:10:57,935
من دلم نمي خواست خواهرتان بي‌تفاوت باشند
و قضاوتم نتيجه ي مشاهده ي بي‌طرفانه بود

90
00:10:58,110 --> 00:10:59,983
!چه بي طرفانه، جون عمت

91
00:11:00,237 --> 00:11:03,570
!دوتا آقاي محترم رو از دست دادي
!اومده بودند براي خداحافظي

92
00:11:03,741 --> 00:11:05,116
آقاي دارسي اومده بود اينجا؟

93
00:11:05,284 --> 00:11:11,323
!ايشون مسقيمن برگشتند، ولي سرهنگ نيم ساعت منتظرت موند
!حالا ديگه همه ـشون رفتن

94
00:11:11,500 --> 00:11:15,035
.فکر ميکنم اين محروميت ـو بتونيم تحمل کنيم

95
00:11:28,310 --> 00:11:34,016
،و اما در مورد مخالفت من با آن ازدواج
،موقعيت بستگانِ شما، هرچند قابل انتقاد بود

96
00:11:34,192 --> 00:11:39,566
ولي در مقايسه با آداب‌نداني‌هايي که
بارهاي مادرتان بروز داد

97
00:11:39,740 --> 00:11:43,904
خواهران کوچکترتان، و حتي گهگاه پدرتان نشان داده‌اند
.اصلن به حساب نميان

98
00:11:48,958 --> 00:11:52,706
بسيار عالي بود، بچه‌جون
.همه رو به اندازه ي کافي شاد کردي

99
00:11:53,588 --> 00:11:56,791
!حالا يه عروسي ـه عالي خواهيم داشت

100
00:11:56,967 --> 00:12:02,258
و ميدوني، مسلمه که اون وقت بقيه‌ي دخترامون
! سر راه مردان ثروتمند ديگه قرار ميگيرند

101
00:12:10,274 --> 00:12:13,394
.فرداي آن‌روز دوست من از ندرفيلد به لندن بازگشت

102
00:12:13,694 --> 00:12:19,946
آنجا من زيان هاي آشکار انتخاب خواهرِ شما
.به عنوان همسر آينده را برايش توضيح دادم

103
00:12:20,118 --> 00:12:23,534
.فهموندن بي تفاوتي خواهر شما به آقاي بينگلي دشوار نبود

104
00:12:23,706 --> 00:12:26,826
من نميتونم به خاطر انجام اين کار
.خودم رو زياد سرزنش کنم

105
00:12:27,501 --> 00:12:32,922
که آرزوشو براي خوشبخت شدن نابود کردي؟
!بـــله، مطمئنم خودت رو ملامت نميکني. مرد نفرت انگيز

106
00:12:33,091 --> 00:12:38,216
فقط در اين ماجرا، يه نکته است که نمي‌توانم
.با رضايت به آن بينديشم

107
00:12:38,389 --> 00:12:39,764
!آه! جدا؟ نکن اينکارو

108
00:12:39,932 --> 00:12:43,467
.اينکه حضور خواهرتان را در شهر از بينگلي پنهان کردم

109
00:12:48,900 --> 00:12:51,106
شايد اين پنهان‌کاري در شان من نبود

110
00:12:51,820 --> 00:12:54,393
اما به‌هرحال، کاريه که شده
...و با حسن‌نيت هم شده

111
00:12:54,573 --> 00:12:58,737
در اينباره چيز ديگري نمونده که اضافه کنم
. و بيش از اين عذرخواهي نميکنم

112
00:12:58,912 --> 00:13:00,988
!تحمل ناپذيره

113
00:13:01,581 --> 00:13:04,701
!ليزي! شارلوت، عزيزم ديرمون ميشه

114
00:13:04,877 --> 00:13:06,620
ليزي

115
00:13:08,506 --> 00:13:14,176
سعي کردم به ياد بيارم از زمانيکه شما اينجا بوديد
ليدي کاترين دوبورگ چندبار ما را دعوت کردن

116
00:13:14,346 --> 00:13:17,347
.به گمانم 10 باري بشه

117
00:13:17,516 --> 00:13:20,303
!11بار، با احتساب امروز
!11بار

118
00:13:20,477 --> 00:13:26,064
بله! واقعن که چه مرحمت خاصي شامل حالتون شده

119
00:13:26,234 --> 00:13:29,935
موافق نيستيد، دوشيزه اليزابت؟ -
!اوه....بله -

120
00:13:30,113 --> 00:13:32,686
دقيقن، چه طور ممکنه غير از اين فکر کرد؟

121
00:13:32,866 --> 00:13:36,567
.و اين آخرين دعوت شماست، حداقل در اين سفر

122
00:13:36,746 --> 00:13:43,330
.واقعا اين محروميت خيلي دردناکيه
!راستش نميدونم چطور دوري ليدي کاترين رو تحمل کنم

123
00:13:43,503 --> 00:13:46,290
!چه احساس عميقي

124
00:13:46,465 --> 00:13:50,166
.بله، معلومه که سخته، دختر عموي بيچاره‌ي من

125
00:13:51,178 --> 00:13:57,513
.چه مردان جوان برازنده اي، چقدر هم به من دلبسته‌اند

126
00:13:57,686 --> 00:14:02,846
از اينکه ميرن خيلي ناراحت بودند
!البته هميشه همين طور بوده

127
00:14:03,025 --> 00:14:06,975
،کلونل عزيز صبورانه روحيه‌اش رو حفظ کرد

128
00:14:07,155 --> 00:14:11,235
.ولي دارسي معلوم بود که خيلي غصه داره

129
00:14:11,409 --> 00:14:16,320
.دلبستگيش به روزينگ يقينا داره بيشتر هم ميشه

130
00:14:19,210 --> 00:14:23,124
امشب چقدر بي‌حوصله و تلخيد
.دوشيزه اليزابت بنت

131
00:14:23,381 --> 00:14:28,209
روي هم دو کلمه هم حرف نزديد
واقعن اينقدر افسرده‌ايد؟

132
00:14:28,387 --> 00:14:32,966
نه اصلا، خانم -
چرا هستيد، حتما براي اينکه خودتون هم داريد ميريد -

133
00:14:33,142 --> 00:14:38,729
کيه که از رفتن از "روزينگ" دپرس نشه...
... و همچنين از الطافِ

134
00:14:38,940 --> 00:14:42,688
به مادرتون نامه بنويسيد
و بگيد که ميخوايد کمي بيشتر اينجا بمونيد

135
00:14:42,861 --> 00:14:48,485
حتما مي تونند دو هفته ديگه به شما مهلت بدن -
ولي پدرم نمي تونند -

136
00:14:48,993 --> 00:14:51,069
.هفته ي پيش نامه دادند و گفتند زود برگرد

137
00:14:51,246 --> 00:14:55,493
بانو خيلي مهربانند، ولي
من بايد طبق برنامه روز جمعه برگرديم

138
00:14:55,667 --> 00:14:58,870
اگه مادرتون ميتونه به شما مهلت بده پدرتون هم ميتونه

139
00:14:59,046 --> 00:15:02,166
دخترا هيچ‌وقت
.خيلي براي پدر اهيميت ندارند

140
00:15:02,341 --> 00:15:06,421
،و اگر يک ماه کامل ديگه بمونيد

141
00:15:06,596 --> 00:15:11,591
قول ميدم خودم شخصن
!مي‌برمتون لندن، با کالسکه ي روباز خودم

142
00:15:12,561 --> 00:15:18,185
چون اصلا دوست ندارم دو خانم جوان
.با کالسکه ي پست سفر کنند، آنهم تنها

143
00:15:18,359 --> 00:15:21,146
!که هيچ درست نيست

144
00:15:21,696 --> 00:15:24,981
من به همه‌ي اون مسائل هم دقت مي‌کنم

145
00:15:25,159 --> 00:15:30,366
،وقتي بخوايم سوار درشکه‌ي پست بشيم
.داييم برامون خدمتکار مي‌فرستند

146
00:15:30,540 --> 00:15:35,498
دايي‌تون! ايشون خدمتکار مرد دارند، ها؟

147
00:15:36,088 --> 00:15:40,667
خيلي خوشحالم که کسي‌ رو داريد
که به فکر اين چيزا باشه. کجا اسب عوض مي‌کنيد؟

148
00:15:40,843 --> 00:15:43,168
...در بروم -
در بروم، البته -

149
00:15:43,346 --> 00:15:47,047
در "بل" اسم مرا ذکر کنيد تا کارتون راه بيوفته

150
00:15:47,308 --> 00:15:49,514
.سايه‌ي بانو کم نشه

151
00:15:49,686 --> 00:15:54,597
واقعن که ما همگي بي‌نهايت
...مرهون الطاف و محبت هاي بي پايان بانو هستيم

152
00:15:54,775 --> 00:15:58,939
!بله، بله، ولي اين موضوع خيلي غم انگيزه

153
00:15:59,906 --> 00:16:02,148
.من خيلي ناراحتم

154
00:16:03,118 --> 00:16:06,534
ماريا چيکار داري ميکني؟
.خيال ميکردم چمدونا رو قبل از صبحانه بردن بيرون

155
00:16:06,705 --> 00:16:12,375
آخه ليدي کاترين ديشب در مورد نحوه‌ي جا دادن لباسا خيلي سخت گيري ميکرد
.کلي دربارش حرف زد، اصلا نتونستم بخوابم

156
00:16:12,545 --> 00:16:14,917
!و حالا ميخوام از اول بچينم

157
00:16:15,090 --> 00:16:17,842
.ماريا، اين چمدون توئه، اينم لباساي توئه

158
00:16:18,010 --> 00:16:22,506
هر جور دلت ميخواد بچينش
!ليدي کاترين روحش خبردار نميشه

159
00:16:23,182 --> 00:16:26,717
خب، خواهر عزيزم
...وقتي برگرديد خيلي چيزا داريد که براي پدر و مادر تعريف کنيد

160
00:16:26,894 --> 00:16:29,515
اينو اينجا بذار

161
00:16:39,617 --> 00:16:41,490
...خوب، دختر عموي عزيزم

162
00:16:41,661 --> 00:16:45,659
به چشم خودتون ديديد که ما چقدر
...در موقعيت فعلي ـمون خوشبختيم

163
00:16:45,832 --> 00:16:49,996
رابطه ي نزديک ما با روزينگ نعمتي ـست
!که نسيب هر کسي نميشه

164
00:16:50,171 --> 00:16:53,587
بله واقعا نعمت بزرگيه -
درسته -

165
00:16:54,258 --> 00:17:00,379
.و حالا که سعادت ما را شاهد بوديد
شايد گمان کنيد که دوست صميمي تون چه وصلت فرخنده و مبارکي کرده

166
00:17:01,016 --> 00:17:03,886
شايد حتي بهتر از...

167
00:17:04,061 --> 00:17:09,767
ولي بهتره در اين باره سکوت کنم -
شما خيلي خوبيد -

168
00:17:11,027 --> 00:17:18,822
،فقط اجازه ميخوام، صادقانه آرزو کنم، از صميم قلبم
.شما هم ازدواجي کنيد که همين‌قدر سعادتمندانه باشه

169
00:17:19,036 --> 00:17:22,701
.خوشبختانه من و شارلوت عزيز انگار يک روحيم در دو بدن

170
00:17:24,042 --> 00:17:27,209
!انگار که براي هم ساخته شديم

171
00:17:48,820 --> 00:17:52,770
اوه، ليزي! انگار همين يکي دو روز پيش بود
.که داشتيم ميومديم اينجا

172
00:17:52,949 --> 00:17:57,113
!ولي ببين چقدر اتفاقا افتاده -
خيلي اتفاقا، بله -

173
00:17:57,287 --> 00:18:00,656
!نُه بار در روزينگز شام خورديم

174
00:18:00,833 --> 00:18:04,202
!آه، چه چيزهايي براي گفتن دارم

175
00:18:04,879 --> 00:18:07,999
منم خيلي چيزا رو بايد پنهان کنم
(و منم خيلي چيزا واسه نگفتن)

176
00:18:18,311 --> 00:18:22,356
اجازه بديد بگم که چقدر تحسين ـتون ميکنم
. و عاشق‌تون هستم

177
00:18:45,299 --> 00:18:47,256
!ليزي

178
00:18:47,427 --> 00:18:49,087
!ليزي

179
00:18:58,147 --> 00:19:00,720
!از اون بالا قيافتون خيلي ديدني بود

180
00:19:00,900 --> 00:19:04,767
شرط مي‌بندم که انتظار نداشتيد بيايم دنبالتون، مگه نه؟ -
نه، انتظار نداشتيم -

181
00:19:04,946 --> 00:19:10,652
بفرماييد! ببينيد چه خوبه؟
کالباس، و گوشت خوک، و سالاد و کلي چيزاي ديگه

182
00:19:10,828 --> 00:19:15,324
ميخوايم از همتون پذيرايي کنيم، ولي
!بايد ازتون پول قرض کنيم، همه پول خودمونو خرج کرديم. ببين

183
00:19:15,500 --> 00:19:20,127
خيلي قشنگ نيست ولي فکر کردم اگه بخرم بهتره -
بي ريخته، مگه نه ليزي؟ -

184
00:19:20,297 --> 00:19:25,042
خيلي زشته. اصلا براي چي خريديش، ليديا؟ -
!دو سه تا زشت‌تر از اينم تو مغازه بود -

185
00:19:25,219 --> 00:19:29,762
همينکه برسيم خونه ميشکافمش
شايد بتونم خودم بهترش کنم

186
00:19:29,933 --> 00:19:35,520
راستش ديگه مهم نيست آدم چي ميپوشه، چون
.هنگ و دسته قراره از مريتن برن و تمام تابستانو در برايتن اردو بزنه

187
00:19:35,689 --> 00:19:40,731
دلمون حسابي گرفته -
و پاپا هم ميگه نمي‌برمتون اونجا -

188
00:19:40,903 --> 00:19:45,067
خوشحالم که اينو ميشنوم -
تو دلت نميخواد بري برايتن، ليزي؟ -

189
00:19:45,242 --> 00:19:47,365
اصلا دلم نميخواد -
چرا ميخوادش -

190
00:19:47,536 --> 00:19:52,115
وقتي خبر مربوط به شخصي رو بشنوه
!که هممون ميشناسيم، خيلي هم دلش ميخواد بره

191
00:19:52,291 --> 00:19:55,576
بهش بگيم، کيتي؟ -
آره، اون وقت ببينيم سرخ ميشه يا نه -

192
00:19:56,880 --> 00:20:01,174
ميتوني بري. اگه کاريت داشتيم صدات ميکنيم -
بسيار خوب، خانم -

193
00:20:06,182 --> 00:20:09,302
!ويکهام ديگه قرار نيست با مري کينگ ازدواج کنه

194
00:20:09,477 --> 00:20:12,893
عموي مري، اونو برده ليورپول و
!ويکهام خلاص شده

195
00:20:13,565 --> 00:20:16,435
.شايد بهتره بگيم مري کينگ نجات پيدا کرد

196
00:20:16,610 --> 00:20:19,943
اونا که خيلي به هم علاقه نداشتند، نظرت چيه؟

197
00:20:20,114 --> 00:20:24,278
!ويکهام که نداشت مطمئنم
.به نظرم هيچ‌وقت دو قرون هم براش اهميتي نداشته

198
00:20:24,452 --> 00:20:28,200
چه کسي به اين دختر ايکبيريِ کک‌مکي اهميت ميده؟

199
00:20:28,707 --> 00:20:33,702
.اينجوري به من نگاه نکن، ليزي
.ميدونم که تو هم مثل من ازش بدت مياد! کرفسو بده من، کيتي

200
00:20:33,879 --> 00:20:37,924
خوشحال نيستيد اومديم دنبالتون؟
تو راه خونه خيلي بهمون خوش ميگذره

201
00:20:38,384 --> 00:20:43,046
!کيتي، کيفمو له کردي -
چيکار کنم، بايد ميذاشتيش رو سقف. اينجا که جا نيست -

202
00:20:43,223 --> 00:20:49,344
.نخير، اگه درست بچيني انجا هم براي ما جا هست هم براي کيف
!من تکون نميخورم، تو تکون ميخوري

203
00:20:50,231 --> 00:20:54,608
!آقاي دارسي به تو پيشنهاد ازدواج داد
! يعني عمرن اگه باورم بشه

204
00:20:55,612 --> 00:20:58,613
نه اينکه چون کسي عاشقت شده باعث تعجبه

205
00:20:58,782 --> 00:21:03,159
آخه ظاهرش خيلي خشک بود، خيلي سرد و بي تفاوت

206
00:21:03,579 --> 00:21:08,040
اونوقت تمام اين مدت عاشقت بوده
!بيچاره آقاي دارسي

207
00:21:08,209 --> 00:21:10,700
.بايد اعتراف کنم خيلي دلم براش نميسوزه

208
00:21:10,879 --> 00:21:15,755
اون احساسات ديگه اي داره که
.خيلي زود هرجور علاقه‌اي به من داره، تموم ميشه

209
00:21:16,594 --> 00:21:21,505
ملامتم نميکني که جواب رد دادم؟ -
سرزنش ـت کنم؟ اوه، نه -

210
00:21:23,477 --> 00:21:26,846
ولي مقصّرم ميدوني
.که با حرارت در مورد ويکهام حرف ميزدم

211
00:21:27,314 --> 00:21:32,819
نه. چطور ميتونستي از شخصيت ناجورش خبر داشت باشي؟
البته اگر واقعا به اون بدي باشه

212
00:21:33,237 --> 00:21:38,528
ولي قبولم نمي‌کنم که آقاي دارسي
اين اتهامات وحشتناک رو از خودش درآورده باشه

213
00:21:38,702 --> 00:21:41,275
.تازه پاي خواهر خودش در ميونه

214
00:21:42,164 --> 00:21:44,571
.نه، حتما درسته

215
00:21:45,334 --> 00:21:50,329
شايد يه اشتباه وحشتناک شده -
نه، جين! اشتباه نشده -

216
00:21:50,507 --> 00:21:52,914
!نميشه هردوشون خوب باشن

217
00:21:53,093 --> 00:21:57,885
بايد محاسن هردوشون رو بذاريم چرخ کنيم
!تا ازشون يه مرد درست دربياد

218
00:21:58,057 --> 00:22:01,971
و به نظر من، باور دارم که
.همه خوبي‌ها از آنِ آقاي دارسي خواهد بود

219
00:22:02,145 --> 00:22:04,102
بيچاره آقاي دارسي

220
00:22:04,272 --> 00:22:09,432
آقاي ويکهامِ مزخرف! چقدر ظاهر و رفتارش معصومانه به نظر مياد

221
00:22:09,945 --> 00:22:14,737
بله. متاسفانه يکيشون همه ي خوبي‌ها رو داره
! و اون يکي فقط ظاهرشو

222
00:22:16,244 --> 00:22:20,621
ولي ليزي، مطمئنم اول که اون نامه رو خوندي

223
00:22:20,791 --> 00:22:24,539
مساله رو اينطور که حالا مي‌بيني
.نمي‌ديدي

224
00:22:24,712 --> 00:22:26,336
درسته

225
00:22:27,215 --> 00:22:31,676
خيلي ناراحت بودم
.تا اون لحظه خودمو نشناخته بودم

226
00:22:32,679 --> 00:22:35,799
و "جين" ـي هم نبود که آرامم کنه

227
00:22:36,600 --> 00:22:39,091
!واي، که چقدر بهت احتياج داشتم

228
00:22:43,191 --> 00:22:46,192
يه چيزي هست
.که دوست دارم نظرتو دربارش بدونم

229
00:22:46,361 --> 00:22:51,652
به نظرت
بايد ماهيت واقعي ويکهام رو براي آشناهامون فاش کنيم؟

230
00:22:53,327 --> 00:22:57,906
دليلي نداره که بيرحمانه
.آبروش رو بريزيم

231
00:22:58,082 --> 00:23:01,249
نظر خودت چيه؟ -
نه، به هيچ وجه نبايد اينکارو بکنيم -

232
00:23:01,420 --> 00:23:07,174
آقاي دارسي به من اجازه نداده اين موضوع رو علني کنم
.به خصوص به خاطر خواهرش

233
00:23:09,762 --> 00:23:12,467
از بين بقيه هم، کي باورش ميشه؟

234
00:23:12,640 --> 00:23:17,136
،پيش‌داوري مردم در مورد آقاي دارسي خيلي بده
،ويکهام هم که به زودي ميره

235
00:23:17,312 --> 00:23:22,140
به نظرم فعلا نبايد چيزي به کسي بگيم -
منم موافقم -

236
00:23:23,653 --> 00:23:29,027
شايد از کاراش پشيمون شده باشه
،شايد ميخواد رفتار گذشته ـشو جبران کنه

237
00:23:29,201 --> 00:23:31,277
.نبايد مايوسش کنيم

238
00:23:31,453 --> 00:23:36,660
!اوه، جين
.کاش منم ميتونستم مثله تو به آدما انقدر خوشبين باشم

239
00:23:38,252 --> 00:23:43,294
ليزي، چرا در مورد رفتنمون به برايتن به پاپا چيزي نميگي؟
خودت ميدوني که حرفت گوش ميکنه

240
00:23:43,633 --> 00:23:48,010
بهم لطف داري، ليديا. ولي به‌هر‌حال
من نميخوام نظرشو عوض کنه

241
00:23:48,180 --> 00:23:52,557
به نظرم خيلي هم خوبه که هنگ داره از مريتن ميره

242
00:23:52,727 --> 00:23:55,300
و ما هم از اين دسته جدا ميشم

243
00:23:55,480 --> 00:23:59,857
اوه، ليزي، چطور ميتوني همچين خرفي بزني؟ -
خيلي راحت، مادر -

244
00:24:00,027 --> 00:24:06,397
اگر يک دسته کوچک نظامي بتونه
تو خانواده‌ي ما چنين آشوبي راه بندازه، ببين يه واحد کامل چکار ميتونه بکنه؟

245
00:24:07,535 --> 00:24:12,660
يه واحد کامل پر از سرباز -
ياد زمان دختري ـه خودم افتادم -

246
00:24:12,833 --> 00:24:16,416
وقتي هنگ کلونل ميلر منتقل شد
دو روز تمام گريه کردم

247
00:24:16,587 --> 00:24:20,632
آخه خيلي دلم شکسته بود -
دل منم حتما ميشکنه -

248
00:24:20,800 --> 00:24:23,042
منم

249
00:24:23,511 --> 00:24:27,758
خوب معلومه، عزيزان من
.ولي پدرتون انگار نميخواد رحم داشته باشه

250
00:24:28,308 --> 00:24:30,466
معلومه که رحم نميکنم

251
00:24:30,644 --> 00:24:34,689
متاسفم که دل‌هاي زيادي رو ميشکنم
.ولي ابدا خيال تسليم شدن ندارم

252
00:24:35,024 --> 00:24:37,266
.دل من نميشکنه، پاپا

253
00:24:37,444 --> 00:24:42,521
.لذت هاي برايتن براي من اصلا جاذبه اي نداره
.من کتاب خوندنو ترجيح ميدم

254
00:24:42,700 --> 00:24:47,825
خانم فورستر ميگه ميخواد بره آفتاب بگيره -
!خوب، منم که عاشق آفتاب گرفتنم -

255
00:24:48,539 --> 00:24:53,746
يه کم حمام آفتاب منو تا ابد رو به راه ميکنه -
!و هنوز هم، من اومدني نيستم -

256
00:24:53,920 --> 00:24:55,912
خب، خب

257
00:24:56,090 --> 00:25:00,254
خوشحالم که برگشتي، ليزي
خوشحالم برگشتي، جين

258
00:25:05,267 --> 00:25:08,387
!من ميخوام برم برايتن

259
00:25:32,172 --> 00:25:34,745
.سرحال نيستي، جين

260
00:25:34,925 --> 00:25:39,587
اينطوري دلم ميگيره -
...موضوع اينه که من -

261
00:25:39,763 --> 00:25:43,927
متاسفانه آقاي بينگلي رو
،به هر مرد ديگه اي که تا حالا ديدم ترجيح ميدم

262
00:25:44,102 --> 00:25:47,601
...و ليزي، فکر ميکردم که اونم

263
00:25:49,149 --> 00:25:52,269
.خب، به نظر مياد که اشتباه ميکردم، همين

264
00:25:53,404 --> 00:25:56,524
.تصميم گرفتم ديگه راجبش فکر نکنم

265
00:25:56,699 --> 00:25:59,272
.ديگه. کافيه

266
00:25:59,911 --> 00:26:04,075
،بايد مثل سابق بشم
.انگار نه انگار که ميشناسمش

267
00:26:07,419 --> 00:26:10,420
واقعا، ليزي، قول ميدم. حال خوب ميشه

268
00:26:10,590 --> 00:26:15,667
دوباره مثل سابقم ميشم.
.کاملن آروم و راحت

269
00:26:26,149 --> 00:26:31,356
خوب، ليزي، نظرت راجع به وضع غم انگيزه جين چيه؟

270
00:26:31,738 --> 00:26:35,902
باورم نميشه تو لندن اصلا بينگلي رو نديده باشه

271
00:26:36,077 --> 00:26:38,034
خوب

272
00:26:38,204 --> 00:26:46,034
!چه مرد جوان نالايقي
.فکر نمي‌کنم که جين حتي دستش به او برسه

273
00:26:46,213 --> 00:26:52,049
تازه اگه يه روزي برگرده ندرفيلد -
به نظرم احتمالش خيلي کمه، ماما -

274
00:26:52,220 --> 00:26:54,793
.اوه، خوب. ولي انتخاب با خودِ ايشونه

275
00:26:55,056 --> 00:26:57,381
!هيچ کس نميخواد اون برگرده

276
00:26:57,559 --> 00:27:05,056
!ولي هميشه ميگم که با دل دخترم بازي کرد
.اگه من جاي جين بودم، اصلن طاقت نمي‌آوردم

277
00:27:05,234 --> 00:27:11,237
اما دلم خوشه که جين، دل‌شکسته از دنيا بره
!اون‌وقت بينگلي از کاري که کرده پشيمون ميشه

278
00:27:11,575 --> 00:27:16,486
خب ليزي، پس کالينزها زندگي راحتي دارن، بله؟

279
00:27:16,664 --> 00:27:18,822
فقط اميدوارم دوام داشته باشه

280
00:27:19,000 --> 00:27:23,792
و به‌نظرم همه‌اش حرف اينو ميزنن که
.بعد از مرگ پدرتون، چطور صاحب لانگبورن ميشن

281
00:27:23,963 --> 00:27:27,379
لابد اينجا مال خودشون ميدونن، درسته؟

282
00:27:27,551 --> 00:27:30,552
.نميان که راجع به اين موضوع جلوي من حرف بزنن، ماما

283
00:27:30,721 --> 00:27:34,505
ولي شک ندارم که وقتي تنهان
!دائم راجع به اين موضوع حرف ميزنن

284
00:27:34,684 --> 00:27:40,438
،خب، اگه با ملکي که قانون مال خودشون نيست
.آب خوش از گلوشون پايين ميره، باشه، بزار بره

285
00:27:40,607 --> 00:27:45,103
من اگه صاحبِ ملکي ميشدم که همين‌طور بهم ميرسيد
!خجالت مي‌کشيدم

286
00:27:45,780 --> 00:27:48,900
!ماما، ماما، ليزي

287
00:27:49,450 --> 00:27:53,068
!حدس بزنيد چي شده! نميتونيد، پس خودم بهتون ميگم

288
00:27:53,246 --> 00:27:58,122
،خانم فورستر منو به عنوان دوست ويژه‌ي خودش دعوت کرده
که باهاش برم برايتن

289
00:27:58,294 --> 00:28:02,458
!سرهنگ فورستر ميخواد برامون خونه بگيره -
اوه، ليديا، چقدر خوشحالم -

290
00:28:02,632 --> 00:28:06,796
!چه افتخاري که تو رو انتخاب کرده -
به نظرت منصفانه ـست، ليزي؟ -

291
00:28:06,970 --> 00:28:09,461
.خانم فورستر بايد منم دعوت ميکرد که با ليديا برم

292
00:28:09,640 --> 00:28:14,302
،من شايد دوست ويژه‌ش نباشم
ولي به اندازه ي ليديا حق دارم دعوت بشم

293
00:28:14,478 --> 00:28:17,598
!و تازه ـشم، من 2 سال از ليديا بزرگترم

294
00:28:20,694 --> 00:28:27,408
خوب، بايد براش يه هديه بگيرم، کسي هم نبايد عصباني باشه
که خانم فورستر منو از همه بيشتر دوست داره

295
00:28:27,576 --> 00:28:33,579
ليديا قبل از اينکه صداتو براي خواهرت بلند کني، يادت باشه که
.پاپا بهت اجازه نداده بري. اصلا هم دوست نداره بري

296
00:28:33,750 --> 00:28:40,832
پاپا جلوي رفتار منو نميگيره. به خصوص که حالا
!کلونل ازم دعوت اختصاصي کرده که همدم مخصوص زنش باشم

297
00:28:41,008 --> 00:28:45,884
،واي! بايد لباس تازه برام بگيري، چون لباس مناسب ندارم
!اونجا هرشب مهمانيه و پارتيه

298
00:28:46,055 --> 00:28:51,180
!البته که لباس تازه برات ميگيريم، عزيزم
!نميخوايم که آبروت جلوي همه ي افسرا بره

299
00:28:51,353 --> 00:28:54,722
!واي! اون همه افسر

300
00:28:57,944 --> 00:29:02,357
:ببين من نگراني تو رو درک ميکنم، عزيزم، ولي متوجه باش که

301
00:29:02,532 --> 00:29:07,657
ليديا تا وقتي نتونه
خودش رو تو يه جمع بزرگ‌تر ببينه، آروم نميگيره

302
00:29:07,830 --> 00:29:13,536
،و حالا هم فرصتي پيش آمده که اينکارو بکنه
.با کمترين هزينه و دردسر براي خانواده اش

303
00:29:13,711 --> 00:29:17,294
اگر مي‌دونستيد پدر که
،چه زيان‌ها و خسارات سنگيني که به همه‌مون ميخوره

304
00:29:17,466 --> 00:29:24,465
،از بي‌پروايي‌ها و رفتارهاي بي‌ملاحظه‌ي ليديا... که البته تا حالا هم شده
.يقينن طور ديگري قضاوت ميکرديد

305
00:29:24,640 --> 00:29:27,641
تا حالا هم شده؟
چطور؟ يکي از خواستگاراتو فراري داده؟

306
00:29:27,810 --> 00:29:32,187
اينقدر مايوس نشو، ليدي
.اين جوان‌هاي نازک‌نارنجي که ارزش افسوس تو رو ندارن

307
00:29:32,357 --> 00:29:35,856
بس کن، ليزي -
واقعا داريد اشتباه ميکنيد -

308
00:29:36,028 --> 00:29:41,188
من خودم لطمه‌اي نديدم که بخوام تلافي کنم
.حرف ـم کليه، البته بجز بدي ها

309
00:29:41,367 --> 00:29:48,580
،مو...موقعيت ما به عنوان خانواده، حيثيت و آبروي بالامون
.به خاطر رفتارهاي خودسرانه‌ي ليديا زير سوال رفته

310
00:29:52,380 --> 00:29:58,834
ببخشيد مجبورم صريح بگم؛ اگه شر و شور اونو مهار نکنيد
.کمي که بگذره، ديگه قابل اصلاح نخواهد بود

311
00:29:59,012 --> 00:30:05,181
شخصيت ـش به عنوان بدترين دخترِ لاس‌زني شکل ميگيره که بوده
.و هم خودش و هم خانواده‌اش را مضحکه کنه

312
00:30:06,187 --> 00:30:09,354
ميدونيد که کيتي هر حرکت ليديا رو تقليد ميکنه

313
00:30:09,524 --> 00:30:13,522
تحمل مي‌کنيد که هرجا قدم بگذارن
مسخره و تحقير بشن؟

314
00:30:13,695 --> 00:30:16,649
و اين بي‌آبرويي دامن خواهرانشون رو هم خواهد گرفت

315
00:30:16,824 --> 00:30:18,947
ليزي، بيا اينجا

316
00:30:22,705 --> 00:30:25,410
خودت رو ناراحت نکن، عزيز دلم

317
00:30:25,583 --> 00:30:30,743
تو و جين هرجا که برويد
.براي‌تان ارزش و احترام قائل مي‌شوند

318
00:30:30,923 --> 00:30:35,087
و هيچ ضرري هم متوجه شما نميشه
...که فرضن يکي دوتا

319
00:30:35,261 --> 00:30:38,381
بهتره بگيم سه خواهرِ خلُ‌چل
.داشته باشيد

320
00:30:38,556 --> 00:30:43,432
اگه ليديا به برايتن نره
.ما ديگه در لانگبورن روي آرامش رو نخواهيم ديد

321
00:30:44,646 --> 00:30:47,766
سرهنگ فورستر آدمِ فهميده‌ايه

322
00:30:48,609 --> 00:30:54,030
و خوشبختانه ليديا فقيرتر از اونيه که
.طعمه ي مرداني که دنبال ثروت‌اند، بشه

323
00:30:55,242 --> 00:30:59,904
.حالا ديگه بس کن، ليزي
من مطمئنم همچي رو به راه ميشه

324
00:31:10,259 --> 00:31:14,921
ما خيلي غمگينيم، کلونل
،که هنگ شما داره از مريتن ميره

325
00:31:15,097 --> 00:31:20,092
ولي محبتي رو که به ليدياي عزيز ما داشتيد
.نميتونيم به زبان بياريم و تشکر کنيم

326
00:31:20,270 --> 00:31:24,434
،بله، خانم
ظاهرا خانم فورستر نميتونه از ليديا جدا بشه

327
00:31:24,775 --> 00:31:29,982
!نگاهشون کنيد. مثل دو يار جدا نشدني
خدا ميدونه که چيو سوژه کردن دارن واسش حرف مي‌زنن

328
00:31:30,156 --> 00:31:34,735
.ولي خانم هارو بايد هرجور شده راضي نگه داشت
نظر شما چيه، ويکهام؟

329
00:31:34,911 --> 00:31:37,663
.کاملا موافقم، قربان

330
00:31:46,090 --> 00:31:49,210
خانمي هست که از دوريش خيلي غمگين خواهم شد

331
00:31:49,386 --> 00:31:55,471
.خوب، بايد تحمل کرد تا حد امکان
شما ميريد برايتن، من هم به همراه دايي و زن‌دايي براي گردش ميرم اطراف درياچه

332
00:31:55,643 --> 00:32:01,847
...مطمئنم که دلايل کافي براي راحتي وشادي پيدا خواهيم کرد
هر کدوم به روش خودمون...

333
00:32:02,025 --> 00:32:05,310
.شايد
روزينز چطور بود؟

334
00:32:05,487 --> 00:32:10,944
.خيلي جالب بود. کلونل فيتزويليام با آقاي دارسي اونجا بودند
شما با سرهنگ آشنايي داري؟

335
00:32:11,118 --> 00:32:12,909
...من

336
00:32:13,538 --> 00:32:17,583
.تا اندازه ايي، بله، خيلي سال قبل
مرد خيلي محترمي‌ ـن

337
00:32:18,168 --> 00:32:21,584
از ايشون خوشتون اومد؟ -
بله، در واقع خيلي زياد -

338
00:32:22,214 --> 00:32:25,001
رفتارش
خيلي با پسر عموش متفاوته

339
00:32:25,301 --> 00:32:27,009
بله

340
00:32:27,762 --> 00:32:32,258
ولي به نظرم آقاي دارسي با گذشتِ زمان
.بيشتر به دلِ آدم مي‌نشينند

341
00:32:32,434 --> 00:32:34,510
واقعا؟

342
00:32:35,270 --> 00:32:37,346
از چه نظر؟

343
00:32:38,107 --> 00:32:43,731
چيزي از نزاکت و ادب هم چاشنيِ رفتارش مي‌کنه؟
.من که تصور نمي‌کنم در اساس و باطن تغييري کرده باشه

344
00:32:43,947 --> 00:32:49,950
نه! اتفاقن در اساس و باطن
.همان است که بود

345
00:32:53,666 --> 00:33:00,713
منظورم اين نبود که بگم
.رفتار يا طرز فکرشون عوض شده و روبه بهتر شدن

346
00:33:00,882 --> 00:33:05,840
.بلکه: شناخت بيشتر من باعث شد ديدم بهشون بهتر بشه

347
00:33:06,973 --> 00:33:08,348
متوجهم

348
00:33:08,516 --> 00:33:11,137
ويکهام. ويکهام

349
00:33:11,936 --> 00:33:15,850
بيا اينجا -
!در خدمتم، خانم -

350
00:33:17,276 --> 00:33:19,565
آره، برو، برو

351
00:33:19,737 --> 00:33:22,489
اميدوارم ديگه برنگردي

352
00:33:27,954 --> 00:33:33,494
خداحافظ، پاپا. خداحافظ، ماما -
ليديا، عزيز دلم، خيلي دلمون برات تنگ ميشه -

353
00:33:33,669 --> 00:33:37,998
هرروز براتون نامه ميدم
و از کارهايي که ميکنم براتون ميگم تا حسوديتون بشه

354
00:33:38,174 --> 00:33:41,839
دست خودم که نيست -
من که اصلا حسوديم نميشه -

355
00:33:42,012 --> 00:33:44,847
.خوب ديگه بايد برم
خداحافظ، جين. خداحافظ، ليزي

356
00:33:45,015 --> 00:33:48,348
اگه همسر مناسبي واستون پيدا کردم، سريع خبر ميدم

357
00:33:49,270 --> 00:33:52,686
!واي، که چه خنده دار ميشه اگه بخورم زمين و سرم بشکنه

358
00:33:52,857 --> 00:33:54,399
!خدا کنه همينطور بشه

359
00:33:54,567 --> 00:33:59,194
اوه، دختر عزيزم
!از همه ي فرصت ها استفاده بکن تا خوش بگذروني

360
00:34:00,282 --> 00:34:02,773
!خداحافظ! خداحافظ

361
00:34:19,303 --> 00:34:25,424
.خوب، غصه نخور، کيتي
مطمئنم که تا يکي دو سال ديگه اين موضوع رو فراموش ميکني

362
00:34:27,146 --> 00:34:32,353
،اگه کسي سراغ منو گرفت
در کتابخونه هستم، لطفا مزاحمم نشيد

363
00:34:51,965 --> 00:34:57,125
.سلام! ميبيني، آليسيا رو مي‌بيني
ببين جقدر بزرگ شده

364
00:35:00,516 --> 00:35:02,923
حتما خيلي خسته‌اين

365
00:35:05,272 --> 00:35:09,768
خيلي بزرگ شدين! من که ميگم
!از آخرين باري که ديدمتون کلي قد کشيدين

366
00:35:09,944 --> 00:35:12,945
.اونم خيلي قشنگيه! خب ديگه، حالا همه بيين بريم تو

367
00:35:13,114 --> 00:35:15,819
چه دختر باوقار و نازنين‌ ـيه

368
00:35:15,992 --> 00:35:18,447
!خوب، ليزي

369
00:35:19,663 --> 00:35:23,827
.خبر بدي برات داريم، ليزي
اميدوارم خيلي ناراحت نشي

370
00:35:24,001 --> 00:35:28,746
.همش تقصير منه
. گرفتاري‌ِ کاري من اجازه نميده کل منطقه‌ي درياچه رو بگرديم

371
00:35:28,923 --> 00:35:31,675
ظاهرن بايد به دربيشاير بسنده کنيم

372
00:35:33,678 --> 00:35:36,845
ولي دربيشاي هم زيبايي هاي فراواني داره، اينطور نيست؟

373
00:35:37,016 --> 00:35:40,432
البته. که به نظر من دربيشاي از همه‌ي استان‌ها بهتره

374
00:35:40,603 --> 00:35:44,435
خودت ميتوني ببيني
.که چتسورث همتراز بلنهايم نيست

375
00:35:44,607 --> 00:35:48,819
و استان‌هاي جنوبي هم قطعن
در مقايسه با زيبايي دست نخورده

376
00:35:48,987 --> 00:35:52,190
منطقه‌ي پيکز هيچ اند

377
00:35:58,122 --> 00:36:01,242
همزيستي طبيعت و فرهنگ
ميبيني، ليزي

378
00:36:01,418 --> 00:36:05,997
!طبيعت وحشي و هنر و همه در يک استان بي نقص

379
00:36:06,173 --> 00:36:09,957
من اينجا به‌دنيا اومدم و بزرگ شدم، پس غير از اين نميتونم فکر کنم

380
00:36:10,136 --> 00:36:11,511
دقيقا کجا؟

381
00:36:11,679 --> 00:36:17,100
در لامبتون، شهري کوچک که براي همه بي اهميت‌ه
.مگر اونهايي که بخت يارشون بوده و درش زندگي کردند

382
00:36:17,269 --> 00:36:20,554
!به نظر من که محبوب‌ترين جاي دنياست

383
00:36:20,731 --> 00:36:24,016
.پس تا نبينمش راضي نميشم

384
00:36:24,193 --> 00:36:29,235
:يه چيز ديگه هم داره که حتما برات جالبه
.فاصلش از پمبرلي فقط 8 کيلومتره

385
00:36:29,407 --> 00:36:32,776
.لامبتون بخشي از رونقش رو مديون اون ملک عاليه

386
00:36:32,953 --> 00:36:34,328
چقدر نزديک؟

387
00:36:34,497 --> 00:36:40,251
البته نه من و نه هيچکدام از آشناهام
از امتياز معاشرت با اون خانواده برخوردار نبوديم

388
00:36:40,420 --> 00:36:42,911
ما در دو دنياي مختلف زندگي مي‌کنيم

389
00:36:54,769 --> 00:36:57,889
.شما برديد، ميپذيرم
!عالي بود، قربان

390
00:36:58,732 --> 00:37:01,852
کافيه قربان؟ -
کافيه. متشکرم، بينس -

391
00:37:02,027 --> 00:37:06,072
فردا هم ميايد ساعت 10، قربان؟ -
فردا نه، در شمال کار دارم -

392
00:37:06,240 --> 00:37:10,107
هفته‌ي آينده حتما ميام -
بسيار خوب، روز خوش، قربان -

393
00:37:10,287 --> 00:37:12,860
متشکرم، بينس. روز خوش

394
00:37:16,627 --> 00:37:20,126
!بايد موفق بشم. بايد

395
00:37:33,187 --> 00:37:35,476
!اليزابت، مواظب باش

396
00:37:35,648 --> 00:37:38,732
اگه بيوفتي من چطور تو صورت پدرت نگاه کنم؟

397
00:37:42,865 --> 00:37:44,489
چقدر زيباست

398
00:37:52,083 --> 00:37:55,618
ممنون، هانا -
خواهش ميکنم، قربان -

399
00:37:57,756 --> 00:38:01,374
فکر کنم بتونم با کمال رضايت
!تمام عمرمو توي دربيشاير بگذرونم

400
00:38:01,552 --> 00:38:06,510
.از شنيدنش خوشحالم
ببينم نظرت چيه که فردا بريم ديدن پمبرلي؟

401
00:38:06,683 --> 00:38:12,686
سر راهمون نيست ولي خيلي هم راهمون دور نميشه -
دليل خاصي داره که ميخوايد ببينيدش، زن دايي؟ -

402
00:38:12,857 --> 00:38:16,356
،گفتم شايد تو دلت بخواد ببينيش
.حالا که خيلي هم دربارش شنيدي

403
00:38:16,527 --> 00:38:21,770
معاشرت باشون خيلي هم بد نيست
.ويکهام بچگيش رو اونجا گذرونده، ميدوني

404
00:38:21,950 --> 00:38:23,823
اونجا که کاري نداريم

405
00:38:23,994 --> 00:38:28,739
من خيلي راحت نيستم که
بدون دعوت درست‌و‌حسابي برم

406
00:38:28,916 --> 00:38:32,451
.فرقي با بلنهايم يا چتسورث نداره
اونجا بي‌لطفي نمي‌بيني

407
00:38:32,629 --> 00:38:37,968
...منم اهميتي نميدادم، ليزي
.اگر فقط يک خانه ي زيبا بود با مبلمان عالي

408
00:38:38,135 --> 00:38:43,130
ولي باغ‌هاي فوق العاده‌اي داره
بعضي از بهترين جنگل هاي کشور اونجاست

409
00:38:43,307 --> 00:38:47,471
تا پمبرلي چقدر راهه، عزيزم؟ -
هشت کيلومتر بيشتر نيست، آقا -

410
00:38:47,646 --> 00:38:52,225
زمين هاش خيلي زيبان، مگه نه؟ -
بله، خانم. زمين‌هاش از هر جاي ديگه زيباترن -

411
00:38:52,568 --> 00:38:55,937
برادر بزرگ من اونجا شاگرد باغبانه

412
00:38:56,697 --> 00:39:00,529
صاحبخانه ها براي تابستان آمدند اينجا -
نه، خانم -

413
00:39:02,454 --> 00:39:04,197
خوب؟

414
00:39:06,750 --> 00:39:09,870
به هر حال شايد بد نباشه سري به پمبرلي بزنبم

415
00:39:42,582 --> 00:39:47,873
فکر کنم اينقدر جنگل و سبزي تو اين مدت ديدي که
!ديگه اشباع شدي، ليزي

416
00:39:48,047 --> 00:39:51,748
اقرار ميکنم که فکرش‌م نمي‌کردم
پمبرلي ملکي به اين زيبايي باشه

417
00:39:51,926 --> 00:39:57,133
فکر مي‌کنيد قبل از تاريکي به خانه برسيم؟ -
صبوري کن، صبوري -

418
00:40:00,644 --> 00:40:02,720
اونجاست

419
00:40:02,897 --> 00:40:05,103
کالسکه رو نگهدار

420
00:40:09,529 --> 00:40:13,693
فکر کنم خيلي‌ها حاضرن براي اينکه بانوي پمبرلي بشن
.با خيلي چيزا کنار بيان

421
00:40:13,867 --> 00:40:18,280
،بانوي آينده‌ي پمبرلي که خيلي بايد بردباري باگذشت باشه
.تا جايي که من ميدونم

422
00:40:18,706 --> 00:40:21,826
.خيلي بعيده که از بين کسايي که ما مي‌شناسيم، باشه

423
00:40:23,128 --> 00:40:27,340
از عمارت خوشت مياد، ليزي؟ -
خيلي زيباست -

424
00:40:28,675 --> 00:40:32,423
هرگز ساختموني به اين زيبايي در محلي به اين خوبي نديدم

425
00:40:33,681 --> 00:40:36,801
واقعا که خيلي دوست داشتنيه

426
00:40:37,519 --> 00:40:38,929
حرکت کن

427
00:40:39,187 --> 00:40:43,932
واقعا چقدر حيف که، صاحبش
بايد اين‌طور مرد متکبر و تلخي باشه

428
00:40:44,401 --> 00:40:46,726
.بله، واقعا حيفه

429
00:40:48,990 --> 00:40:54,281
شايد زيبايي عمارتش يه کم از تلخي مالکش کم کنه، ليزي؟

430
00:40:54,454 --> 00:40:56,779
بله، شايد

431
00:40:58,000 --> 00:41:00,573
البته خيلي نه

432
00:41:01,379 --> 00:41:06,337
خب، چطوره از سرايدار خواهش کنيم
داخل خانه رو نشونمون بده

433
00:41:23,320 --> 00:41:28,694
اونجا خانم دارسي هر روز صبح نامه‌هاشون رو مينوشتند
.اتاق مرود علاقه‌اش بود

434
00:41:34,249 --> 00:41:37,036
اينجا اتاق موسيقيه

435
00:41:38,754 --> 00:41:42,205
اوه! زيباست
!چه اتاقِ دوست‌داشتني‌اي

436
00:41:42,383 --> 00:41:44,459
!بي‌نظيريه

437
00:41:47,764 --> 00:41:52,971
نگاه کنيد از اون پنجره
.چشم انداز زيبايي روبه درياچه ديده ميشه

438
00:41:53,562 --> 00:41:58,105
اينو ببين، عزيزم
!خيلي باشکوهه

439
00:42:03,490 --> 00:42:05,981
!مي‌تونستم بانوي اينجا باشم

440
00:42:06,160 --> 00:42:10,988
.اين پيانو رو تازه آوردند
.هديه از طرف اربابه براي دوشيزه جورجيانا

441
00:42:11,165 --> 00:42:16,372
اينطور که ما فهميديم، اربابتون هفته ي آينده برميگردن منزل -
بله، ولي ما فردا منتظرشون هستيم قربان -

442
00:42:16,546 --> 00:42:21,623
با جمع بزرگي از دوستاشون ميان و دوشيزه جورجيانا

443
00:42:25,598 --> 00:42:30,260
اين تابلو رو چند ماهِ پيش
براي تولد 16 سالگيشون کشيده شده

444
00:42:30,437 --> 00:42:33,972
!بانوي جوان بسيار مطبوع ـيه

445
00:42:34,149 --> 00:42:38,016
اوه، بله! زيبايي ايشونه که
.همه‌جا ديده ميشه

446
00:42:38,195 --> 00:42:43,402
!خيلي هم باکمالاتن. تمام روز ساز ميزنن و مي خونن

447
00:42:43,576 --> 00:42:45,070
ليزي

448
00:42:45,245 --> 00:42:47,818
اين تابلو رو ببين

449
00:42:50,417 --> 00:42:53,038
!منو ياد کسي ميندازه که ميشناسيم

450
00:42:53,212 --> 00:42:55,288
اين يکي، خانم؟

451
00:42:55,465 --> 00:43:00,804
اين آقاي جوان
.پسر پيشکار مرحوم آقاي دارسي اند، آقاي ويکهام

452
00:43:00,971 --> 00:43:06,096
،حالا در خدمت ارتش‌ ـه. ولي خيلي شرور شده
.متاسفانه، خيلي زياد

453
00:43:07,937 --> 00:43:10,891
ايشون هم ارباب من‌اند. واقعا خيلي شبيه خودشونند

454
00:43:12,108 --> 00:43:16,770
خيلي خوش قيافند، البته من هيچ وقت صاحب چهره رو نديدم
خيلي شبيه شونه، ليزي؟

455
00:43:16,947 --> 00:43:21,574
مگه اين خانوم جوان ارباب رو ميشناسند؟ -
بله، کمي -

456
00:43:21,744 --> 00:43:25,658
آقاي بسيار جذابي هستند، مگه نه، خانوم؟

457
00:43:25,832 --> 00:43:30,079
بله، خيلي خوش قيافند -
من که کسي به جذابيت ايشون نديدم -

458
00:43:30,546 --> 00:43:32,835
و همينطور مهربوني ـشون -
جدي؟ -

459
00:43:33,007 --> 00:43:39,674
بله،آقا. تمام عمرم يک کلمه ي بد از ايشون نشنيدم
و ايشون رو از 4 سالگي ـشون ميشناسم

460
00:43:39,848 --> 00:43:46,598
من ديدم، هميشه همينطوره هر کسي که در بچگي خوش‌ذات باشه
.در بزرگ‌سالي هم هميطور ميشه

461
00:43:46,772 --> 00:43:52,312
پدرشون مرد شريفي بودند -
همينطوره، خانم. پسرشون هم مثل خودشون ميشه -

462
00:43:52,487 --> 00:43:58,157
.بهترين صاحبخانه و بهترين ارباب
.از تک‌تک مستاجرها يا خدمت‌کاراشون بپرسيد

463
00:43:58,952 --> 00:44:06,414
بعضي‌ها ايشون رو مغرور ميدونن، اما به نظر من
.علتش اينه که مثل جوان‌هاي ديگه، وراجي نمي‌کنند

464
00:44:06,586 --> 00:44:12,256
،حالا اگه دنبالم بياين
.يک تابلوي بزرگتر و قشنگتر از ايشون در گالري طبقه ي بالا است

465
00:44:12,426 --> 00:44:14,917
از اين طرف، آقا، لطفن بفرماييد

466
00:44:15,096 --> 00:44:20,138
اين تعريف و تمجيدها
.با رفتاري که با ويکهامِ بيچاره کرده، جور در نمي‌آد

467
00:44:20,310 --> 00:44:24,806
شايد در اين مورد فريب خورده باشيم -
مگه ممکنه؟ -

468
00:44:24,806 --> 00:44:34,806
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

469
00:45:24,715 --> 00:45:26,791
!بي نظيره

470
00:45:38,731 --> 00:45:41,222
!اينجاست

471
00:45:41,222 --> 00:45:51,222
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

472
00:46:57,945 --> 00:47:03,402
ديگه سوارش نميشيد، قربان؟ -
نه، برش گردون به اصطبل -

473
00:47:35,278 --> 00:47:37,235
آقاي دارسي

474
00:47:39,032 --> 00:47:42,033
...دوشيزه بنت. من

475
00:47:42,202 --> 00:47:48,406
انتظار ديدارتون رو نداشتم، آقا
...ما فکر مي‌کرديم که کل خانواده بيرون از خانه‌اند وگرنه هرگز

476
00:47:48,585 --> 00:47:53,959
.يک روز زودتر برگشتم
معذرت ميخوام، حال والدينتون خوبه؟

477
00:47:54,132 --> 00:47:58,344
بله، خيلي خوبند. متشکرم

478
00:47:58,512 --> 00:48:00,635
خوشحالم که ميشنوم

479
00:48:01,349 --> 00:48:04,266
چند وقته که اومدين به اين نواحي؟

480
00:48:04,436 --> 00:48:07,105
دو روز، آقا

481
00:48:08,148 --> 00:48:10,224
کجا اقامت ميکنيد؟ -
مهمانسراي لمبتون -

482
00:48:10,401 --> 00:48:12,477
بله، البته

483
00:48:14,697 --> 00:48:17,817
خوب، من که الآن رسيدم

484
00:48:18,827 --> 00:48:22,362
گفتين حال واليدينتون خوبه؟ خواهرانتون چطور؟

485
00:48:22,539 --> 00:48:26,584
بله، حالشون خيلي عاليه، آقا

486
00:48:29,005 --> 00:48:31,247
معذرت ميخوام

487
00:48:39,350 --> 00:48:43,264
به گمانم خودش بود، درسته -
به همون خوش‌قيافه‌اي تابلوشه -

488
00:48:43,438 --> 00:48:48,480
البته لباسش اونقدرها هم رسمي نيست -
بايد فورا از اينجا بريم -

489
00:48:48,652 --> 00:48:53,113
اگه تو ميخواي، حتما -
!کاش اصلا نيومده بوديم -

490
00:48:53,282 --> 00:48:57,196
حالا چه فکري دربارم ميکنه؟ -
مگه چي گفت؟ -

491
00:48:57,370 --> 00:49:00,122
.چيزي خاصي نبود
...سراغ خانواده رو گرفت

492
00:49:18,894 --> 00:49:20,970
دوشيزه بنت

493
00:49:21,147 --> 00:49:24,848
.پوزش منو بپذيريد که نشد درست به شما خوش آمد بگم
داريد ميريد؟

494
00:49:25,443 --> 00:49:31,316
چرا، آقا، اتفاقا ديگه بايد بريم -
اميدوارم از پمبرلي بدتون نيومده باشه -

495
00:49:32,075 --> 00:49:34,530
نه، ابدا

496
00:49:34,703 --> 00:49:40,457
يعني پسنديدنش؟ -
خيلي زياد، به ندرت ممکنه کسي اونجا رو نپسنده -

497
00:49:40,627 --> 00:49:44,459
شما راحت نظر مثبت‌تون رو ابراز نمي‌کنيد
.پس ارزشش بيشتر از ديگرانه

498
00:49:45,132 --> 00:49:46,507
متشکرم

499
00:49:48,636 --> 00:49:52,800
افتخار ميديد منو به همراهاتون معرفي کنيد؟ -
بله، حتما -

500
00:49:52,974 --> 00:49:58,181
دايي و زن‌دايي من، آقاي دارسي
.خانم گاردينر زن‌دايي من هستن

501
00:49:58,355 --> 00:50:02,519
،خواهر بزرگترم جين وقتي اين اواخر در لندن بود
.در منزل اونها مهمان بود در چيپسايد

502
00:50:02,693 --> 00:50:06,821
از ديدارتون خوشبختم خانم، خوشبختم، آقا
.ظاهرن در لمبتون اقامت داريد

503
00:50:06,990 --> 00:50:09,563
.بله، آقا. من دختري‌م رو اونجا بزرگ شدم

504
00:50:09,743 --> 00:50:15,497
روستاي زيباييه. در کودکي در فصلِ شاه‌بلوط
.تقريبا هر روز با اسب از پمبرلي به لمبتون ميرفتم

505
00:50:15,666 --> 00:50:20,791
يادم هست که يک درخت خيلي زيبا در اونجا بود -
!بله، در هون پارک، کنار آهنگري -

506
00:50:21,923 --> 00:50:26,632
آقاي گاردينر شما ماهي‌گيري دوست داريد؟ -
بله آقا، مسلمه، هر وقت فرصتي پيش بيايد -

507
00:50:26,803 --> 00:50:33,340
پس بايد بيايد توي رودخانه‌ي قزلآلاي من ماهيگيري کنيد. اونجا
.همه جور ماهيِ کپور، گول و اردک‌ماهي واسه‌ي لذت‌بردن ماهيگيري داره

508
00:50:33,519 --> 00:50:38,264
خوشحال ميشم چوب و قلاب در اختيارتون بگذارم
و بهترين جاها رو نشانتون بدم. چطوره همين حالا بريم

509
00:50:38,441 --> 00:50:41,477
ميريم به درياچه، خدمتکارم راهنمايي‌تون ميکنه

510
00:50:41,779 --> 00:50:44,733
...اون پايين يه جاييه که

511
00:50:44,907 --> 00:50:50,661
اين همون آقاي دارسي متکبره که بهمون ميگفتي؟
!خيلي هم راحت و خودمونيه. به نظرم هيچ خودنمايي نميکنه

512
00:50:50,830 --> 00:50:55,492
.خودمم به اندازه‌ي شما تعجب کردم
نميدونم چه چيزي اينطور عوضش کرده

513
00:50:55,669 --> 00:50:58,124
واقعا نميدوني؟

514
00:51:17,527 --> 00:51:19,685
...شما
...من

515
00:51:19,863 --> 00:51:21,440
خواهش ميکنم بفرماييد

516
00:51:22,491 --> 00:51:27,153
ميخواستم دوباره بگم که
ورودتون چقدر غيرمنتظره بود

517
00:51:27,330 --> 00:51:32,669
اگر ميدونستيم قراره اون موقع برگرديد و اينجا باشيد
امکان نداشت مزاحم خلوت ـتون بشيم

518
00:51:32,836 --> 00:51:35,956
سرايدار مارو خاطرجمع کرده بود
.که شما تا فردا بر نميگرديد

519
00:51:36,131 --> 00:51:39,582
خواهش ميکنم اصلا خودتونو ناراحت نکنيد
خودمم قصد برگشتن نداشتم

520
00:51:39,760 --> 00:51:44,967
ولي يادم افتاد که با پيشکارم کار دارم
براي همين قبل از بقيه راه‌افتادم بدون اينکه خبر بدم

521
00:51:46,101 --> 00:51:49,102
بقيه فردا بهمون ملحق ميشن

522
00:51:49,271 --> 00:51:53,435
در بينشون کساني هستند که باعث آشنايي من با شما شدند

523
00:51:54,109 --> 00:51:57,229
آقاي بينگلي و خواهرهاشون

524
00:52:03,870 --> 00:52:09,077
شخص ديگري هم در جمع هست
.که خيلي دلش ميخواد با شما آشنا بشه

525
00:52:10,711 --> 00:52:13,546
...بهم اجازه مي‌دين که

526
00:52:13,715 --> 00:52:18,840
توقع زيادي ـه که
درمدتي که در لمتن هستيد، خواهرم رو بهتون معرفي کنم؟

527
00:52:21,015 --> 00:52:24,135
اتفاقا خيلي هم از ديدنشون خوشحال ميشم

528
00:52:25,395 --> 00:52:27,387
متشکرم

529
00:52:42,455 --> 00:52:44,531
ممنون

530
00:52:45,208 --> 00:52:48,328
اميدوارم خيلي زود دوباره شما رو ببينم

531
00:52:48,504 --> 00:52:51,837
خداحافظ، آقاي گاردينر. خانم گاردينر

532
00:52:52,467 --> 00:52:54,625
روز خوش دوشيزه بنت

533
00:53:12,354 --> 00:53:12,875
<font color =#FFFF00>تهيه و ترجمه از
.: A L I :. (RU-486)

534
00:53:13,397 --> 00:53:23,918
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

