﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:24,057 --> 00:00:32,396
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</font>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</font>

3
00:00:54,287 --> 00:00:56,693
!ليزي! جين

4
00:01:00,082 --> 00:01:06,332
نظرتون چيه؟ آقاي کالينز به
!شارلوت لوکاس پيشنهاد ازدواج داده

5
00:01:08,046 --> 00:01:10,038
!اونم قبول کرده

6
00:01:11,924 --> 00:01:13,999
شارلوت؟

7
00:01:14,176 --> 00:01:16,748
نامزد آقاي کالينز بشه؟

8
00:01:17,637 --> 00:01:19,593
!غيرممکنه

9
00:01:19,805 --> 00:01:24,216
شومينه‌ي اتاق وسطي در «روزينگ» از اين
.خيلي بزرگ تر خواهد بود

10
00:01:24,392 --> 00:01:27,973
.شومينه‌اي که به راستي خيلي بزرگ هستش

11
00:01:29,479 --> 00:01:32,893
ولي چرا بايد شگفت‌زده بشي، ليزي عزيزم؟

12
00:01:33,064 --> 00:01:37,641
به نظرت اينکه آقاي کالينز بتونه نظرِ مثبتِ
يه زنِ ديگه رو جلب کنه، غيرممکنه؛

13
00:01:37,818 --> 00:01:40,224
اونم به خاطر اينکه
درمورد تو موفق نشده؟

14
00:01:40,403 --> 00:01:42,975
...شارلوت، منظورم اين نبود که

15
00:01:45,865 --> 00:01:48,106
.درسته، کف کردم

16
00:01:49,410 --> 00:01:54,995
ولي شارلوت، اگه آقاي کالينز اينقدر خوش‌شانس بوده
،که محبت تو رو جلب کنه

17
00:01:55,664 --> 00:01:57,821
من براي هردوتون
.آروزي شادي ميکنم

18
00:01:57,999 --> 00:02:00,571
ميفهمم چه احساسي داري

19
00:02:02,210 --> 00:02:05,044
ميدوني که، من رمانتيک نيستم

20
00:02:05,213 --> 00:02:10,122
.هيچ‌وقت نبودم
.من فقط يه سرپناهِ امن و راحت ميخوام

21
00:02:10,758 --> 00:02:14,920
،و، با توجه به شخصيت و موقعيت آقاي کالينز

22
00:02:15,095 --> 00:02:20,633
مطمئن‌م شانسِ خوشبختي‌ام با او
.به زيباييِ قشنگ‌ترين ازدواج هاي اينجا هستش

23
00:02:20,974 --> 00:02:22,764
!شارلوت عزيزم

24
00:02:24,018 --> 00:02:28,180
دخترعمو اليزابت، الان تو ميتوني در جلوي روت
!خوشبخت‌ترين مرد دنيا رو ببيني

25
00:02:31,315 --> 00:02:34,517
!جين، يه جور نمايش تحقيرآميز بود

26
00:02:34,692 --> 00:02:37,810
اون ميدونه که داره با يکي از
.احمق‌‌ترين آدم هاي انگلستان ازدواج ميکنه

27
00:02:37,986 --> 00:02:40,227
هيچ‌وقت باور نميکردم که اون
.بتونه اين کارو بکنه

28
00:02:40,405 --> 00:02:44,697
ولي ليزي، تو تفاوت موقعيت و خلق‌وخوي آدم ها رو
.در نظرنمي‌گيري

29
00:02:44,866 --> 00:02:50,487
پسرعموي ما، آقاي کالينز يه مرد خيلي باهوش نيست
.البته شايد، ولي مرد قابل احترامي ـه

30
00:02:50,662 --> 00:02:56,164
،فاسد نيست، و وضع مالي هم خيلي روبراهه
.يه همسرِ مطلوبي ـه

31
00:02:56,333 --> 00:03:01,326
خيلي مطلوب! تو خودت فکر ازدواج با چنين مردي رو نميکني
.فقط واسه اينکه امنيت و آرامش ـت تامين بشه

32
00:03:01,503 --> 00:03:04,621
نه، ولي ليزي، همه‌ي آدم ها که مثل هم نيستن

33
00:03:11,385 --> 00:03:13,460
!جينِ عزيزم

34
00:03:14,304 --> 00:03:17,054
شک دارم که تو
...مجبور بشي انتخاب کني

35
00:03:17,223 --> 00:03:21,634
بين ازدواج براي عشق ويا
.ازدواج براي ملاحظاتِ مادي

36
00:03:21,810 --> 00:03:23,885
ولي تو، ممکنه مجبور بشي؟

37
00:03:29,815 --> 00:03:33,597
اين همين الان از «نردفيلد» رسيد، خانوم -
متشکرم -

38
00:03:38,238 --> 00:03:39,980
.از طرفِ کارولين بينگلي ـه

39
00:03:42,533 --> 00:03:44,857
...نوشته که

40
00:03:45,035 --> 00:03:49,197
که همشون از «ندرفيلد» رفته‌اند به سمتِ لندن

41
00:03:50,038 --> 00:03:52,991
.و ظاهرن هم خيالِ برگشتن ندارن

42
00:03:56,835 --> 00:04:02,373
برادرم چارلز، اول خيال ميکرد که
کارش در لندن، چند روزه تمام ميشه

43
00:04:02,547 --> 00:04:05,251
ولي مطمئن ـيم که
.اينطور نخواهد شد

44
00:04:05,966 --> 00:04:11,041
،من يقين دارم که وقتي چارلز به شهر ميرود
.هيچ عجله‌اي براي برگشتن ندارد

45
00:04:11,220 --> 00:04:16,176
نميخواهم تظاهر کنم که افسوس چيزهايي رو ميخورم که
،پشتِ سرم، در هرتفردشر جا گذاشته‌ام، جين عزيزم

46
00:04:16,349 --> 00:04:18,637
.بجز هم‌صحبتي با شما

47
00:04:18,809 --> 00:04:22,011
،آقاي دارسي، البته
.براي ديدنِ خواهرش بي‌قراري است

48
00:04:22,186 --> 00:04:26,348
،و بخواهم راستش را بگويم
،من هم بي‌ميل نيستم که دوباره خواهر ايشان رو ببينم

49
00:04:26,523 --> 00:04:32,808
زيرا اميد فراوان دارم که از اين به بعد
او... خواهر خودم شود

50
00:04:33,153 --> 00:04:35,310
جينِ بسيار عزيزم، آيا من اشتباه ميکنم

51
00:04:35,488 --> 00:04:40,195
به چيزي اميد مي‌بندم که
سعادت اين‌همه آدم در گروِ آن است؟

52
00:04:41,367 --> 00:04:43,026
آيا اين کاملن روشن نيست؟

53
00:04:43,202 --> 00:04:48,656
کارولين بينگلي معتقده که برادرش نسبت به من
.بي‌تفاوته و با حسنِ نيت ميخواد به من هشدار بده

54
00:04:48,831 --> 00:04:53,787
ميشه تعبير ديگه‌اي از اين قضيه داشت؟ -
!بله، ميشه -

55
00:04:53,959 --> 00:04:59,497
دوشيزه بينگلي فهميده که برادرش عاشقِ تو ـه
.و الان ازش ميخواد که با دوشيزه دارسي ازدواج کنه

56
00:04:59,672 --> 00:05:04,877
اون اميدواره که بتونه برادره رو توي شهر نگه‌اش داره و
.به تو بقولونه که اون به فکر تو نيست

57
00:05:06,510 --> 00:05:10,292
درواقع، جين، بايد باور کني

58
00:05:10,471 --> 00:05:14,253
هرکس که شما دونفر رو باهم ديده باشه
.درباره‌ي احساس او نسبت به تو شک نداره

59
00:05:14,432 --> 00:05:17,681
باورم نميشه که کارولين آدمي باشه که
.مشتاق فريب‌کاري باشد

60
00:05:17,852 --> 00:05:20,970
و من فقط ميتونم اميوار باشم که
.او خودش فريب خورده است

61
00:05:21,146 --> 00:05:23,814
،کاملن درسته، خيال کن او خودش فريب خورده

62
00:05:23,981 --> 00:05:29,186
ولي هيچ‌جور نميتونه به مردي که اينقدر عاشقِ
!بقبولونه که عاشقِ يه دخترِ ديگه اس

63
00:05:29,652 --> 00:05:35,569
اگه بينگلي تا دو هفته‌ي ديگه در لانگبورن
کنار تو ننشسته بود و شام نميخورد

64
00:05:35,739 --> 00:05:38,407
!يعني من سبيلامو ميزنم

65
00:05:47,706 --> 00:05:52,034
!حتي يه ذره هم به شارلوت حسودي ـم نميشه
!فک کن زن يه آخوند بشه

66
00:05:52,210 --> 00:05:56,870
هرشب براي از خطبه هاي "فوردويس" ميخونه -
!اونم قبل از اينکه برن تو تخت -

67
00:05:58,172 --> 00:06:02,334
!ببين چه لباسُ زشتي
!بايد خيلي به مِري بياد

68
00:06:03,509 --> 00:06:06,627
.ببين! دني و کارتر اونجان

69
00:06:08,263 --> 00:06:12,176
!و ويکهام -
به نظرم دوباره ميخواي همه‌اش رو برا خودت نگه داري؟ -

70
00:06:12,349 --> 00:06:17,424
!البته. يه عشقِ آتشين نسبت بهش داره -
تورو به خدا، صداتونو بياريد پايين -

71
00:06:17,728 --> 00:06:20,182
.بعدازظهرتون بخير، خانوم ها

72
00:06:21,105 --> 00:06:24,769
چه حسنِ تصادفي! ما ميخواستيم
.بيايم لانبورن، دنبال شما

73
00:06:24,942 --> 00:06:27,811
.ماهم اومديم شهر واسه ي ديدن شما

74
00:06:43,788 --> 00:06:46,906
انتظار داشتيم که شما رو
توي مهمونيِ رقص در ندرفيلد ببينيم

75
00:06:47,083 --> 00:06:50,865
از اينکه لذت رقصيدن با شما رو
.از دست دادم، خيلي متاسف شدم

76
00:06:51,044 --> 00:06:53,748
...ولي سرنوشت، به نظر مياد که

77
00:06:53,921 --> 00:06:59,874
نه. با شما بايد کاملن بي‌پرده باشم. من به اين نتيجه رسيدم
.که درست نيست اونجا باشم

78
00:07:00,217 --> 00:07:03,798
با نزديک‌شدنِ موعد
.فکر کردم که بهتره با آقاي دارسي روبرو نشم

79
00:07:03,970 --> 00:07:06,674
اتفاقاتي که ممکن بود اونجا بيفته
.واسه‌ي خودم و ديگران ناخوشايند ميبود

80
00:07:06,847 --> 00:07:09,253
خوب مي‌فهمم و
خويشتن‌داريِ شما رو تحسين ميکنم

81
00:07:09,432 --> 00:07:14,222
نه که بگي حتي يک دقيقه نگران ميشم که ببينم
،آقاي داري درمقابلِ ديگران  تحقير بشه

82
00:07:14,394 --> 00:07:20,512
واسه اين‌که در خونه‌ي آقاي بينگلي... ناراحت ميشم که
.شرمساري و ناراحتي ميزبان رو ببينم

83
00:07:20,690 --> 00:07:23,262
.و به‌دنبالِ ايشون، خواهرتون هم دلگير ميشدن

84
00:07:24,068 --> 00:07:26,143
بله

85
00:07:27,737 --> 00:07:33,607
شنيدم که پسرعموتون آقاي کالينز نامزد کرده -
بله، با بهترين دوستِ من، شارلوت لوکاس -

86
00:07:34,242 --> 00:07:38,404
خيال ميکردم که توجه ـش
!درجهتِ ديگري باشه

87
00:07:38,578 --> 00:07:44,199
شايد اينطور بود، ولي جهتش يه ذره چرخيد
.و در ضمن همه رو خوشحال کرد

88
00:07:44,374 --> 00:07:46,745
.و آسوده

89
00:07:47,751 --> 00:07:51,165
اميدوارم که شما
.بمونيد و يه چاي با ما بنوشيد

90
00:07:51,337 --> 00:07:54,751
دوست دارم که شما رو
به پدر و مادرم معرفي کنم

91
00:07:54,923 --> 00:07:56,998
ممنون

92
00:08:20,567 --> 00:08:22,642
!دني

93
00:08:37,078 --> 00:08:42,283
اوه، جورج ويکهامِ جوان مرد خيلي جذابي ـه
مگه نه عزيزم؟

94
00:08:42,457 --> 00:08:45,029
چي؟ اوه، بله درسته

95
00:08:45,209 --> 00:08:50,711
واقعن دستش درد نکنه که اينجور فصيحانه
. مارو با داستان‌هايي درمورد بدبختي‌هاش، سرگرم کرد

96
00:08:50,880 --> 00:08:54,579
،با همچين داستان‌هاي در دسترسي
ديگه آدم چرا بره رمان هاي واقعي بخونه؟

97
00:08:54,758 --> 00:08:58,706
ولي من معتقدم که آقاي دارسي
.به طورِ تحقيرآميزي با اون رفتار کرده، پدر

98
00:08:59,636 --> 00:09:04,629
منم ميگم که. بهرحال دارسي
ممکنه چيزي بيش‌از يه آدمِ پستِ سياه‌دل نباشه

99
00:09:04,807 --> 00:09:08,221
نسبت به مرد ثروتمندِ تو
.که راه خودش رو رفته

100
00:09:08,393 --> 00:09:11,558
اين بر همه‌ي ما واجب است
که به دقت انديشه کند

101
00:09:11,728 --> 00:09:15,890
قبل‌از آنکه در مورد يکي از هم-نوع ـهايمان
.قضاوت بد انجام بدهيم

102
00:09:16,065 --> 00:09:17,475
!خدايا

103
00:09:17,649 --> 00:09:20,518
واسه‌ي آقاي ويکهامِ بيچاره
.خيلي غصه‌ام شد

104
00:09:20,693 --> 00:09:24,191
و چقدر لباسِ فُرم
!واسه‌اش برازنده‌اس

105
00:09:24,363 --> 00:09:29,568
يادمه دوراني رو که
خودم خيلي کُت قرمز رو دوست داشتم

106
00:09:31,576 --> 00:09:34,694
و هنوز هم در قلبم
عاشق ـم

107
00:09:36,663 --> 00:09:39,947
و لازم نيست که اينطوري لبخند بزني
!دوشيزه ليزي

108
00:09:40,124 --> 00:09:45,080
هرچند آقاي ويکهام از تو خوشش اومده
،مطمئنم که تو لياقتش رو نداري

109
00:09:45,253 --> 00:09:51,503
!به خصوص بعد از اون ماجراي با آقاي کالينز
!خب، همه‌اش بيهوده، به هيچ‌جا نخواهد رسيد

110
00:09:51,674 --> 00:09:55,836
!مردِ جوانِ بيچاره
،اگه فقط سالي 5-6 هزارتا درآمد داشت

111
00:09:56,010 --> 00:09:58,796
خيلي خوشحال ميشدم که
!با يکي از دخترها ازدواج کنه

112
00:09:59,513 --> 00:10:02,347
.ولي هيچ‌چيز اونطور که بايد پيش نميره

113
00:10:02,515 --> 00:10:08,385
و حالا آقاي بينگلي، کسي که همه ـمون
!اينهمه بهش اميد داشتيم، واسه‌ هميشه رفته

114
00:10:08,936 --> 00:10:10,513
چي؟

115
00:10:11,188 --> 00:10:14,306
دوباره از کارولين بينگلي
.خبردار شدم

116
00:10:14,482 --> 00:10:18,608
الان ديگه قطعي شده که
.تمام زمستون رو در شهر بمونن

117
00:10:19,361 --> 00:10:21,518
.نميتونم باور کنم

118
00:10:21,904 --> 00:10:23,694
حقيقت داره

119
00:10:23,864 --> 00:10:25,939
کافيه ديگه، جين. آروم باش

120
00:10:26,115 --> 00:10:30,822
درکنارِ ازدواج کردن، هر دختري دوست داره
!که توي عشق شکست بخوره و دوباره

121
00:10:30,994 --> 00:10:35,535
پس کي نوبتِ تو ميشه، ليزي؟
،ديگه خيلي نبايد از جين عقب بيفتي

122
00:10:35,706 --> 00:10:40,580
اونقدر افسرِ جوان در مريتون هست که
.دلِ همه‌ي دختراي اين اطراف رو بشکنن

123
00:10:40,751 --> 00:10:44,996
.ويکهام براي تو خوبه. مردِ دل‌پذيري ـه
!با کمالِ احترام ترکت ميکنه

124
00:10:45,171 --> 00:10:50,294
متشکرم پدر، ولي يه مردِ کم‌تر دلپذير براي من کفايت ميکنه
.نميشه همه مثلِ جين، بخت يارشون باشه

125
00:10:50,466 --> 00:10:55,838
...درسته، ولي ولي مايه‌ي آرامشه که بدوني
،هرجور بلايي که به سرت بياد

126
00:10:56,012 --> 00:11:01,633
مادر خيلي مهرباني داري که
.هميشه بهترين استفاده رو از موقعيت ميکنه

127
00:11:02,433 --> 00:11:06,381
من که هيچ نميدونم چي به سرمون مياد
!اصلن نميدونم

128
00:11:07,270 --> 00:11:12,689
و هرگز نميدونم تصور کنم که شارلوت لوکاس
!خانومِ اين خونه بشه

129
00:11:12,857 --> 00:11:17,149
اون‌وقت من مجبور ميشم که اينجا راش بدم
!و ببينم که اون جاي منو گرفته

130
00:11:17,319 --> 00:11:23,569
.عزيزم، اينقدر زود تسليمِ افکارِ غم‌انگيز نشو
.بيا آرزوي اتفاقاتِ بهتري بکنيم

131
00:11:23,740 --> 00:11:27,902
بيا اميدوار باشيم که من
!بيشتر از تو عمر کنم

132
00:11:39,126 --> 00:11:42,042
.تو نبايد اصلن نگران من باشي، ليزي

133
00:11:43,254 --> 00:11:45,791
،بينگلي فراموش خواهد شد

134
00:11:45,965 --> 00:11:49,083
.و بعدش همه به حالتِ قبل برخواهيم گشت

135
00:11:53,887 --> 00:11:56,341
...ولي، من اونو فقط به عنوان

136
00:11:58,140 --> 00:12:01,258
دوست‌داشتني‌ترين مردي که شناخته‌ام
.در خاطرم نگه‌دارم

137
00:12:01,726 --> 00:12:04,132
.همين و بس

138
00:12:04,311 --> 00:12:07,429
...من به چيزي اميد دارم و نه از چيزي ميترسم

139
00:12:07,605 --> 00:12:12,810
.و به خاطرِ چيزي هم سرزنشش نميکنم...
.خداروشکر، اين دردوناراحتي رو ندارم

140
00:12:18,321 --> 00:12:20,692
جينِ عزيزم

141
00:12:20,865 --> 00:12:25,027
.تو خيلي خوبي. مثلِ فرشته‌ها شيرين و بي غل‌و‌غشي

142
00:12:25,201 --> 00:12:29,244
سربه‌سرم نزار، ليزي -
.نه جدي ميگم، دستت نمي‌ندازم -

143
00:12:31,247 --> 00:12:33,242
تعداد آدم‌هايي که من
،واقعن دوستشون داشته باشم، زياد نيست

144
00:12:33,327 --> 00:12:36,453
تعداد کسايي که نظر خوبي درباره‌شان دارم؛
.از آن هم کمتر است

145
00:12:36,626 --> 00:12:40,788
من هرچه بيشتر دنيا رو ميشناسم
.از آن ناراضي‌تر مي‌شوم

146
00:12:44,048 --> 00:12:46,834
جين، نظرت چيه که بري به شهر؟

147
00:12:47,009 --> 00:12:52,214
عمو و عمه گاردينر، خيلي خوشحال ميشن که تو رو
.بعد از کريسمس، ببيرن خيابونِ گريسچرچ

148
00:12:52,388 --> 00:12:57,048
براي چي بايد برم لندن، ليزي؟ -
همينطوري -

149
00:12:57,224 --> 00:13:00,224
براي تغيير محيط و اطرافيان؟

150
00:13:14,779 --> 00:13:17,067
چرا اينقدر دير کردين؟

151
00:13:17,239 --> 00:13:22,444
گفتم يا کالسکه‌تون واژگون شده
!يا اينکه راهزن ها بهتون حمله کردن

152
00:13:23,118 --> 00:13:26,236
.نه، بابا، سفر خوبي داشتيم
توچطوري، خواهر؟

153
00:13:26,454 --> 00:13:30,616
.خيلي مريض‌م، ادوارد
.هيچ‌کس نميدونه اعصابم چقدر بهم ريخته

154
00:13:31,082 --> 00:13:36,287
ولي هنوز اصلن شکايت نکردم -
اين بهترين راهه، خواهر. تو خيلي خوبي -

155
00:13:36,461 --> 00:13:40,753
اين چيه؟ واسمون کادو آوردين؟ -
ميبينم که اصلن عوض نشدي، ليديا -

156
00:13:40,923 --> 00:13:44,836
چطور مگه، بزرگ نشدم؟ -
!چرا، توي همه چيز بجز عقلِ سليم -

157
00:13:45,843 --> 00:13:47,301
!ليزي

158
00:13:47,469 --> 00:13:52,806
،بفرماييد تو، بفرماييد
!خيلي وقت کم داريد واسه‌ي تعويض لباس

159
00:13:52,973 --> 00:13:59,223
امروز عصر مهمونِ خونه‌ي فيليپس هستيم
.من که اصلن دلم نميخواد هرشب اين‌جا و اون‌جا برم

160
00:13:59,394 --> 00:14:03,437
ترجيح ميدم بمونم خونه و
.به اعصابِ خسته‌ام استراحت بدم

161
00:14:31,000 --> 00:14:36,337
آره، طفلک جين. اميدوارم که اصلن فکر نکنيد که
!من جين رو مقصر ميدونم

162
00:14:36,504 --> 00:14:42,042
کي ميتونه جين رو سر اين موضوع مقصر بدونه؟
!اون دوست‌داشتني ترين دخترِ دنياست

163
00:14:42,217 --> 00:14:46,165
به خواهر عزيزم، خانوم گاردينر، هم گفتم که
.جين نهايتِ سعيش رو کرد

164
00:14:46,345 --> 00:14:52,547
.اگه مي‌تونست، بينگلي رو به دام مي‌انداخت -
اون تلاشش رو کرد، و ديگه کاري ازش بر نمي‌اومد -

165
00:14:52,891 --> 00:14:56,934
!ولي، اوه، خواهر، وقتي راجع به ليزي فکر ميکنم

166
00:14:57,561 --> 00:15:00,596
حتمن خيلي سخته، خواهر -
خيلي، خيلي -

167
00:15:00,772 --> 00:15:05,681
!فکرش رو بکن، الآن مي‌تونست زنِ آقاي کالينز باشه -
!اونطوري چقدر خيال ـت راحت ميشد -

168
00:15:05,859 --> 00:15:11,812
.اوه، واقعن که چقدر اين خانواده‌ي لوکاس زرنگ‌ان
!هرچي بتونن به چنگ بيارن، به چنگ ميارن

169
00:15:12,197 --> 00:15:16,573
هرچند، آمدن تو در اين موفع
.بهترين مايه‌ي تسلّاي منه

170
00:15:16,742 --> 00:15:21,947
و خيلي حال کرديم که بهمون ميگفتي
.آستين بلند، مُدِ جديد شده

171
00:15:29,334 --> 00:15:32,618
ميتونم آقاي ويکهام رو بهتون معرفي کنم، خاله؟

172
00:15:32,795 --> 00:15:35,581
شنيدم که شما اهلِ داربيشاير هستيد
آقاي ويکهام

173
00:15:35,755 --> 00:15:39,703
بله درسته، خانوم. با اون حوالي آشناييد؟ -
خيلي خوب -

174
00:15:39,883 --> 00:15:43,630
بهترين دوران زندگي ـم رو در اونجا گذروندم
.در لمبتون

175
00:15:43,803 --> 00:15:46,921
،از جايي که من درش بزرگ شدم، پمبرلي
!بيش از 5 مايل فاصله نداره

176
00:15:47,097 --> 00:15:53,429
پمبرلي! بدون شک زيباترين عمارتِ داربيشاير ـه
!و در نتيجه در دنيا

177
00:15:53,602 --> 00:15:56,720
ميبينم که شما هم نظر منو داريد، خانوم

178
00:15:56,896 --> 00:15:59,730
با ساکنين اونجا هم آشنايي داريد؟ -
نه، اصلن -

179
00:16:00,356 --> 00:16:04,222
بخت يارم بود که تحتِ حمايتِ
آقاي دارسي بزرگ بودم

180
00:16:04,401 --> 00:16:08,397
ايشون يکي از بهترين انسان‌ها بودن
!کاش مي‌شناختيدش

181
00:16:08,571 --> 00:16:12,401
!يه 4 براي تو،و تموم
!خديا، بازم بُردم

182
00:16:13,908 --> 00:16:17,441
.حالا ديگه بيايد برقصيم
!من خيلي مشتاقِ رقص ـم

183
00:16:18,536 --> 00:16:20,278
!مري

184
00:16:21,413 --> 00:16:23,570
.مري، آهنگ  گريمستاک رو بزن

185
00:16:39,468 --> 00:16:41,376
!عاليه! عـــــالي

186
00:16:44,847 --> 00:16:49,009
چه دختراي خوبي، مگه نه، اقاي گاردينر؟ -
واقعن همينطوره، سر ويليام -

187
00:16:49,183 --> 00:16:52,467
به‌خصوص اون دو دخترِ بزرگ‌تر، نه؟ -
.بله، بله -

188
00:16:52,644 --> 00:16:59,225
!اونا ميتونن زينت‌بخشِ دربارِ سنت‌جيمز باشن
!ولي از دوشيزه بنت هاي کوچتر هم، نبايد غافل شد

189
00:16:59,399 --> 00:17:02,731
،بله، بله، آدم خيلي دوروبرشونه

190
00:17:02,901 --> 00:17:06,814
.و هرسه تاشون، ابله‌ترين دختراي انگلستانن

191
00:17:06,814 --> 00:17:16,814
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

192
00:17:58,400 --> 00:18:00,890
کي ميريد به کنت؟

193
00:18:01,068 --> 00:18:06,273
،شبِ عروسي رو در لوکاس‌لاج ميمونيم
.و بعد روز جمعه ميريم به هانسفورد

194
00:18:13,744 --> 00:18:18,700
برام نامه ميدي ليزي؟ فکر نکنم که
.حالاحالاها از کنت بيام بيرون

195
00:18:18,873 --> 00:18:23,782
دوست دارم تندتند از تو خبر بشنوم، ليزي -
که حتمن هم ميگري -

196
00:18:23,960 --> 00:18:29,083
پدرم و ماريا قراره که ماه مارس بيان پيشم
ليزي، قول ميدي همراهِ اونا بياي؟

197
00:18:29,255 --> 00:18:33,880
باور کن که توهم مثل اونا قدمت روي چشمِ منه -
پس من چجوري ميتونم دعوت رو رد کرد؟ -

198
00:18:34,051 --> 00:18:39,044
ولي به ظرطي ميام که قول بدي اون
!گچ‌بريِ معروف شومينه‌ي روزينگ پارک رو نشونم بدي

199
00:18:39,221 --> 00:18:42,505
،اونا که اصلن نميتوني از زيرش در بري
!حتي اگه دلت نخواد

200
00:18:42,682 --> 00:18:44,720
!شارلوت

201
00:18:45,684 --> 00:18:49,052
ببينم دعوتش کردي
با ما مياد به هاتفورد؟

202
00:18:49,228 --> 00:18:50,887
بله -
!چه خوب -

203
00:18:51,063 --> 00:18:56,103
اگه تو با ما باشي، ليزي
!من ديگه نصف اين مقدارم از ليدي کاترين نمي‌ترسم

204
00:18:56,275 --> 00:18:59,524
اون دختره که با آقاي ويکهام مي‌رقصه
کيه؟

205
00:18:59,694 --> 00:19:04,188
اسمش مري کينگ ـه
.اومده پيش عموش در مريتون بمونه

206
00:19:05,532 --> 00:19:10,073
خيلي خوشگل نيست، هست؟ -
زيبايي که تنها فضيلت نيست، ماريا -

207
00:19:10,243 --> 00:19:14,073
شنيدم که به‌تازگي ثروتي
به اندازه ي 10000 پوند به ارث برده

208
00:19:14,246 --> 00:19:17,578
!آها، به اين ميگن يه فضيلتِ واقعي

209
00:19:30,550 --> 00:19:37,001
نه، خيلي سخته. خيـــلي سخته ومن دلم واسه ليزي ميسوزه
.چونکه کار بچگانه‌اي کرده که الان لايق ـشه

210
00:19:37,179 --> 00:19:42,966
يعني ويکهام تا بارنت دنبال دوشيزه کينگ ميره
!اونم فقط واسه‌ي 10,000 پوندش

211
00:19:43,142 --> 00:19:46,260
آرزو دارم يکي بميره و
!10,000پوند واسه‌ ـم بزاره

212
00:19:46,436 --> 00:19:52,804
!اون‌وقت همه‌ي افسرا ديوانه‌وار عاشق ـم ميشدن -
حتمن ميشدن، کيتيِ عزيزم -

213
00:19:52,982 --> 00:19:58,436
به نظرتون خوشگل بود مامان؟ -
نه واللا، پيش شماها که اصلن به چشم نميومد -

214
00:19:58,612 --> 00:20:03,817
!دختره‌ي کوتوله‌ي کک‌مک ـي
.بيچاره ويکهام. چه زجري مي‌کشه

215
00:20:05,700 --> 00:20:08,272
دوازدهمِ ژانويه

216
00:20:08,452 --> 00:20:13,990
ليزيِ بسيار عزيزم، ما اينجا در خيابانِ گريسچرچ
.در آسايش و آرامش به‌سر ميبريم

217
00:20:14,164 --> 00:20:17,282
خاله و دايي ديگه بيش از اين
.امکان نداره که مهربون ويا مراقب من باشن

218
00:20:17,458 --> 00:20:22,284
،و چيزي که من اينجا کم داري، ليزيِ عزيز، وجودِ تو ـست
.که منو از دستِ خودم بخندوني

219
00:20:23,963 --> 00:20:28,125
سه‌هفته پيش رو پيادت هست که
،گفتم خاله داشت به اون محله‌ي شهر مي‌رفت

220
00:20:28,300 --> 00:20:32,960
من هم از فرصت استفاده کردم و در خيابانِ گراونر
.به دوشيزه بينگلي سر زدم

221
00:20:33,845 --> 00:20:39,217
خيلي دلم مي‌خواست کارولين رو دوباره ببينم
،و گمون کنم اون هم از ديدنم خوشحال شد

222
00:20:39,808 --> 00:20:45,429
هر چند يه ذره بي‌حال و دماغ بود.
،ازم دلخور بود که چرا خبرش نکردم که به لندن ميام

223
00:20:45,604 --> 00:20:49,766
به فکر کردم که خيلي عجيبه
.که هردو نامه ـم در راه گم شده ـن

224
00:20:50,691 --> 00:20:53,228
.واقعن هم خيلي عجيبه

225
00:20:55,361 --> 00:21:00,235
ملاقاتم طولي نکشيد، چوون کارولين
و خانوم هرست داشتن ميرفتن بيرون

226
00:21:00,406 --> 00:21:01,780
.خدانگهدار خانوم بنت

227
00:21:01,949 --> 00:21:06,111
ولي بهم قول دادن که يکي‌دو روزِ ديگه
.در خيابون گريسچرچ بهم سر بزنن

228
00:21:12,832 --> 00:21:16,780
سه هفته‌ي تمام
هرروز در خانه منتظر ماندم

229
00:21:16,960 --> 00:21:21,003
تا اينکه بالاخره
.امروز او آمد

230
00:21:24,882 --> 00:21:30,254
ميدونم، ليزيِ عزيزم، که
تو چقدر به ريش من ميخندي

231
00:21:30,428 --> 00:21:35,254
وقتي‌که اقرار کنم در مورد نظر دوشيزه بينگلي
.نسبت به خودم کاملن در اشتباه بودم

232
00:21:36,432 --> 00:21:40,926
او به صراحت نشون داد که
.هيچ علاقه‌اي به ديدن من نداره

233
00:21:43,896 --> 00:21:49,730
وقتي حالِ داداشش رو پرسيدم، واسم روشن کرد
،که ايشون از حضورِ من تو شهر خبر داره

234
00:21:49,900 --> 00:21:54,690
ولي درحال‌حاضر
.با آقاي دارسي و خواهرش سرگرم است

235
00:21:59,824 --> 00:22:02,574
،به‌اين‌ترتيب بايد نتيجه بگيرم

236
00:22:02,743 --> 00:22:06,360
که آقاي بينگلي
.ديگه علاقه‌اي به‌من نداره

237
00:22:47,567 --> 00:22:50,899
!ليزي! زود بيا
!دني و کارتر اينجان

238
00:22:51,069 --> 00:22:54,069
و حدس بزن ديگه کي اينجاس؟
!ويکهام

239
00:22:56,073 --> 00:23:01,410
شنيدم که قصد داريد بريد کنت. احساس کردم نميتونم
.بدون اينکه يه‌بارديگه شما رو ببينم، بزارم بريد

240
00:23:01,577 --> 00:23:05,110
خيلي خوشحالم که اومديد
.دلم براي صحبت‌هامون تنگ شده بود

241
00:23:06,205 --> 00:23:11,446
ظاهرن... بايد پيشاپيش ازدواج ـتون رو
با دوشيزه کينگ تبريک بگم؟

242
00:23:13,419 --> 00:23:15,292
الان بايد ازم نفرت داشته باشيد

243
00:23:15,462 --> 00:23:19,873
نه، اصلن.باور کنيد. من متوجه ام؛
،برخلاف خواهراي کوچترم که نميفهمن

244
00:23:20,048 --> 00:23:25,586
اين‌رو مردهاي جوون خوش‌قيافه‌ي هم
.مثل ساير مردها، بايد چيزي داشته باشن که زندگي کنن
(پول و اينا)

245
00:23:30,347 --> 00:23:32,718
...دوشيزه بنت

246
00:23:32,891 --> 00:23:37,966
...دوست دارم باور کنيد که...
...اگر شرايط فرق ميکرد

247
00:23:38,145 --> 00:23:41,429
مثلن اگر آقاي دارسي بزرگ
.پسر نداشت

248
00:23:41,606 --> 00:23:43,977
اوه، بله

249
00:23:44,149 --> 00:23:49,105
ولي زندگي پر از اين آزمون‌هاست
.همونطور که خواهرم مري هرروز بهمون ميگه

250
00:23:57,951 --> 00:24:01,650
من صادقانه براتون
.بهترين شادي ها رو در زندگي آرزو ميکنم

251
00:24:01,995 --> 00:24:06,655
شما خيلي باگذشت هستيد -
!تعريف از خوده، بله هستم -

252
00:24:07,458 --> 00:24:10,742
به نظرم
.جين الان کاملن بهم افتخار ميکنه

253
00:24:11,043 --> 00:24:15,121
،اميدوارم که من و شما، حداقل
هميشه دوستاي خوبي باشيم

254
00:24:15,672 --> 00:24:18,422
مطمئنم که خواهيم بود، آقاي ويکهام

255
00:24:30,349 --> 00:24:33,799
خب، ليزي، دوباره تصميم گرفتي
بري خوشگذروني

256
00:24:34,977 --> 00:24:38,807
اصلن فکرش رو کردي پدرمادرِ بيچاره ـت
در غيبتِ تو چه رنجي ميکشن؟

257
00:24:38,980 --> 00:24:43,687
اين يه تفريحي ـه که من ميتونستم خيلي راحت
.بيخيالش بشم، پدر، مطمئنم که ميدونيد

258
00:24:44,443 --> 00:24:46,767
ولي خوشحال ميشم که شارلوت رو
.دوباره ببينم

259
00:24:46,944 --> 00:24:51,154
پسرعموت آقاي کالينز
و ليدي کاترين دوبورگِ معروف رو چي؟

260
00:24:51,323 --> 00:24:56,528
،به عنوان يه خبره در حماقت جامعه‌ي بشري
!فکر ميکنم که تو واسه ي چشيدن اين لذت‌ها، بي‌صبري

261
00:24:56,701 --> 00:25:01,077
،به نظرم بعضي لذت ها، پدر
!يه ذره ـش هم خيليه

262
00:25:01,246 --> 00:25:04,863
آره. خب، به فکر منم باش، ليزي

263
00:25:05,041 --> 00:25:11,042
،تازمانيکه تو يا خواهرت جين برگردين
.من حتي دوکلمه حرف منطقي هم نخواهم شنيد

264
00:25:12,671 --> 00:25:15,077
دلم برات خيلي تنگ ميشه عزيزم

265
00:25:19,635 --> 00:25:23,252
خيلُ خب، خيلي خب
.راه بيفت. بهت خوش بگذره

266
00:25:35,813 --> 00:25:40,390
آره، ماريا. تمام زمين‌هاي سمتِ چپ ـمون
.متعلق به روزينگ پارک ـه

267
00:25:40,566 --> 00:25:44,894
همه ـش؟ اوه، پس ليدي کاترين
بايد از اون خرپولا باشن

268
00:25:45,070 --> 00:25:49,529
!درسته، منم همين نظرو دارم
.و خيلي هم دست‌ودلباز ـه

269
00:25:49,698 --> 00:25:53,066
!خواهرت وصلتِ خيلي خوبي کرده

270
00:25:54,451 --> 00:25:56,277
،آره، خب

271
00:25:56,453 --> 00:26:00,070
به نظرم پيچِ بعدي
.مارو به هانسفرد ميرسونه

272
00:26:23,180 --> 00:26:25,800
!سر ويليام
!ماريا

273
00:26:26,308 --> 00:26:28,513
دخترعمو اليزابت

274
00:26:28,684 --> 00:26:34,186
من به‌واقع خيلي خرسندم که ميتونم ورود شما رو
.يه کلبه‌ي درويشانه‌ي خودم، تبريک بگم

275
00:26:35,231 --> 00:26:38,895
!آقاي عزيز -
!آقاي کالينزِ عزيز -

276
00:26:39,651 --> 00:26:44,192
عميقن مفتخرم که ورودتون رو
...به خانه‌ي کشيشانه‌ي

277
00:26:50,242 --> 00:26:53,941
خوشحالم که ميبينمت، اليزابت -
منم همينطور -

278
00:26:55,537 --> 00:27:01,289
اين پله‌کان، حالا تعريف ميشه ولي، براي کشيشي در جايگاهِ من
.قطعن مناسبه

279
00:27:01,458 --> 00:27:04,126
نه خيلي باريک ـه و نه خيلي شيب‌داره

280
00:27:04,293 --> 00:27:08,419
يکي از پله‌کان هاي خيلي راحتيه که تاحالا ديدم، آقا
...ولي در دربارِ سنت جيمز

281
00:27:08,588 --> 00:27:12,501
تازه اين در مقابلِ راه‌پله‌اي که شما
.در روزينگ مي‌بينيد، چيزي نيست

282
00:27:12,674 --> 00:27:18,840
،گفتم پله‌کاه، چونکه اونجا تعدادشون خيلي زياده
.و هرکدوم در نوع خودشون بهترينن

283
00:27:19,429 --> 00:27:24,006
،و اينجا، اگه بهم اجازه بدين
.دخترعمو اليزابت

284
00:27:27,435 --> 00:27:31,597
درزمانيکه شما پيش ما هستيد
اينجا خوابگاه شما خواهد بود

285
00:27:32,314 --> 00:27:36,476
و بهتون قول ميدم که توش
.احساس آرامش و راحتي ميکنيد

286
00:27:36,650 --> 00:27:40,942
درواقع اتاق خيلي دلپذيري ـه -
.کمدش رو چک کن، دخترعمو اليزابت -

287
00:27:41,112 --> 00:27:44,645
چي ميگي؟ -
...خب -

288
00:27:44,823 --> 00:27:49,282
آيا اين عصاره‌اي از
کارايي و آسودگي نيست؟

289
00:27:49,451 --> 00:27:55,155
ليدي کاترين دوبورگ شخصن با مهرومحبتِ فراوان
.پيشنهاد کردن که اين طبقات اينطوري باشن

290
00:27:56,122 --> 00:28:00,581
.طبقه داخل کمد... واقعن چه فکر عالي‌ايه

291
00:28:00,751 --> 00:28:07,463
ايشون خودِ محبت ان. کوچک‌ترين نکته‌اي
از نظرشون پنهان نميمونه، مگه نه عزيزم؟

292
00:28:07,631 --> 00:28:12,671
ايشون همسايه‌ي بسيار مهربوني هستن -
!ماهر هفته دوبار در روزينگ پارک شام ميخوريم -

293
00:28:12,843 --> 00:28:18,345
و هيچ‌وقت هم نزاشتن که پياده بيايم خونه -
اين خودش سخاوت‌منديه، مگه نه، ماريا؟ -

294
00:28:18,514 --> 00:28:21,632
کالسکه‌ي بانو
.مُرتبَن براي ما سفارش داده ميشه

295
00:28:21,808 --> 00:28:26,468
بايد بگم که يکي از کالسکه‌هاي ايشون
.چونکه چندين کالسکه دارن

296
00:28:26,644 --> 00:28:32,396
و حالا، سر ويليام، شما اونقدر لطف داشتيد
.که گفتيد ميخواهيد باغِ بنده‌ي حقير رو ببينيد

297
00:28:40,738 --> 00:28:45,943
،آقاي کالينز خودش از باغ نگهداري ميکنه
.و هرروز ساعت‌هاي خوبي رو اونجا ميگذرونه

298
00:28:46,617 --> 00:28:49,901
تحرک داشتن بايد سودمند باشه -
اوه، بله -

299
00:28:50,078 --> 00:28:53,908
منم تشويقش ميکنم که
.هرچه بيشتر ميتونه، توي باغ ـش باشه

300
00:28:54,957 --> 00:29:01,574
و بعد، تقريبن هرروز بايد پياده بره تا روزينگ -
اينقدر زياد؟ يعني لازمه؟ -

301
00:29:01,753 --> 00:29:06,876
شايد نباشه، ولي اقرار ميکنم که
.من واسه‌ي اين کار هم تشويقش ميکنم

302
00:29:09,467 --> 00:29:13,843
پياده‌روي، ورزش خيلي خوبيه -
اوه، بله درسته -

303
00:29:14,679 --> 00:29:18,212
وقتي هم که توي خونه ـست
،بيشتر توي کتابخونه ـشه

304
00:29:18,390 --> 00:29:24,260
که يه چشم‌اندازِ خوب به جاده داره، تا بتونه
.هروقت کالسکه‌ي ليدي کاترين رد ميشه، ببينه

305
00:29:24,436 --> 00:29:28,183
و توهم ترجيح ميدي که تو اين اتاق نشيمن باشي؟ -
بله -

306
00:29:29,106 --> 00:29:32,224
واسه همين
،اغلب اتفاق ميافته که چندين روز ميگذره

307
00:29:32,400 --> 00:29:36,526
و ما با هم
.بيش از چند دقيقه رو نميگذرونيم

308
00:29:36,695 --> 00:29:38,069
متوجه شدم

309
00:29:38,279 --> 00:29:41,777
فهميدم که ميتونم
.خيلي باخورويي با تنهايي کنار بيام

310
00:29:41,949 --> 00:29:44,355
...خودم رو

311
00:29:44,534 --> 00:29:48,744
کاملن خوشنود با موقعيت ـم ميبينم، ليزي...

312
00:29:51,706 --> 00:29:54,908
!شارلوت، سريع بيا
چي شده؟

313
00:29:55,083 --> 00:29:57,917
!ليزي!ليزي

314
00:29:59,628 --> 00:30:03,790
.بيا به اتاق شام‌خوري
!يه چيزي هست که بايد ببيني! عجله کن

315
00:30:08,468 --> 00:30:10,543
!ببين، ليزي! نگاه کن

316
00:30:11,804 --> 00:30:15,172
همش همين؟
!گفتم حتمن خوک ها اومدن توي باغ

317
00:30:15,348 --> 00:30:19,593
اينکه فقط ليدي کاترينِ و دخترش -
نه، اون خانوم جنکينسون پيره، نه ليدي کاترين -

318
00:30:19,768 --> 00:30:24,724
همراهش هم دوشيزه ان‌دوبروگ ـه -
!ولي خيلي گستاخه که توي اين باد، شارلوت رو بيرون نگه داشته -

319
00:30:24,896 --> 00:30:28,560
!چه موجودِ کوچولو موچولوييه -
من ظاهرش رو دوست دارم -

320
00:30:28,732 --> 00:30:32,396
مريض و خُلقي به نظر مياد
.آره، خيلي خوب ـه

321
00:30:32,569 --> 00:30:35,189
.براي اون، زنِ خوبي ميشه

322
00:30:35,362 --> 00:30:37,069
واسه کي، ليزي؟

323
00:30:51,082 --> 00:30:53,157
.پنجره‌ها رو ببينيد

324
00:30:53,334 --> 00:30:56,702
!کلن 64 تا هستن. 64 ـتـــــــا

325
00:30:56,878 --> 00:31:02,996
و من خبر موثق دارم که تنها
!شيشه‌هاش فقط 600 پوند خرج برداشته

326
00:31:03,174 --> 00:31:06,791
ساختمونِ خيلي زيباييه
.و در جا خوبي هم واقع شده، آقا

327
00:31:06,968 --> 00:31:09,921
و از نظر پنجره هم که
.کم‌وکسري نداره

328
00:31:10,304 --> 00:31:14,300
خودتون رو ناراحت نکنيد، دختوعموي عزيزم
.راجع به رخت‌ولباس ـتون

329
00:31:14,474 --> 00:31:20,676
ليدي کاترين اصلن اهل اين حرفا نيست که ظرافت لباس ما
.به زيبايي لباس خودشون و دخترش باشه

330
00:31:20,853 --> 00:31:24,102
اصلن سادگي لباس‌پوشيدنِ شما رو
.بد تعبير کنن

331
00:31:24,272 --> 00:31:30,438
دوست دارن تمايز سطحِ اجتماعي افراد حفظ بشه -
ممنون آقاي کالينز، خيالم واقعن راحت شد -

332
00:31:30,610 --> 00:31:33,978
داروساز
.نيازهاتونو به اندازه‌ي کافي برآورده خواهد کرد، خانوم کالينز

333
00:31:34,155 --> 00:31:37,653
.فقط حتمن بريد پيشِ نيکلسون

334
00:31:37,824 --> 00:31:41,606
خيلي زياد ناراحت ميشم اگه
.بشنوم که پيش کسِ ديگه‌اي رفتيد

335
00:31:41,785 --> 00:31:46,659
مطمئن باشيد چنين قصدي ندارم، ليدي کاترين -
البته که نه. اصلن همچين هدفي نداريم -

336
00:31:46,830 --> 00:31:48,407
خب

337
00:31:57,505 --> 00:32:02,545
دوست ـتون به نظر مياد که کاملن باادب
.و نسبتن زيباست، خانوم کالينز

338
00:32:03,050 --> 00:32:07,461
فهميده‌ام که
.کلِ ملکِ پدرش به آقاي کالينز خواهد رسيد

339
00:32:07,637 --> 00:32:09,842
...بله، خانوم، و من باور کنيد که

340
00:32:10,014 --> 00:32:13,097
آيا شما خواهربرادري هم داريد، دوشيزه بنت؟

341
00:32:13,266 --> 00:32:18,720
.بله، خانوم. من دومين فرزند از 5 خواهر هستم -
آيا هيچکدوم از خواهرهاتون، بيرون هم ميروند، دوشيزه بنت؟ -

342
00:32:19,020 --> 00:32:22,055
بله، خانم، همشون -
همه‌شان؟ -

343
00:32:24,066 --> 00:32:27,896
چيه؟ هر پنج نفر باهم؟

344
00:32:28,819 --> 00:32:33,360
کوچک‌ترها قبل از اينکه
بزرگ‌ترا شوهر کنند، ميروند بيرون؟

345
00:32:35,407 --> 00:32:39,024
خواهرهاي کوچک‌ترتون بايد
خيلي کم‌سن و سال باشند،بله؟

346
00:32:39,785 --> 00:32:42,619
بله، خانوم، خواهر کوچکترين ـم هنوز
.شونزده سالش نشده

347
00:32:44,914 --> 00:32:46,491
!عجب

348
00:32:48,291 --> 00:32:51,824
اين‌يکي خيلي کوچيکه که
.زياد رفت‌وآمد کنه

349
00:32:52,336 --> 00:32:56,118
ولي، واقعن، خانوم، واقعن به نظرم
،براي خواهرهاي کوچکترم خيلي خسته که

350
00:32:56,297 --> 00:32:59,415
،معاشرت و تفريح نکنند

351
00:32:59,591 --> 00:33:04,666
فقط به اين خاطر که
.بزرگ‌ترها نتوانسته‌اند يا نخواسته‌اند زود شوهر کنند

352
00:33:04,970 --> 00:33:07,674
سر ويليام، شما موافق نيستيد؟

353
00:33:08,639 --> 00:33:11,639
...خب -
!يا مولا -

354
00:33:11,808 --> 00:33:16,764
شما نسبت به سن‌و سالتون
!خيلي صريح نظر ميدهيد

355
00:33:17,938 --> 00:33:19,764
بگوييد ببينم، چند سال‌تون هست؟

356
00:33:19,939 --> 00:33:24,683
،با سه خواهر کوچک‌تر که بزرگ شده‌اند
.سرکار خانوم بعيده انتظار داشته باشن که سن ـم رو لو بدم

357
00:33:24,859 --> 00:33:28,191
دوشيزه بنت، شما بيشتر از 20 سال نداريد
.مطمئنم

358
00:33:28,362 --> 00:33:32,275
پس نيازي نيست که
!سن‌‌وسالتون رو مخفي نگه داريد

359
00:33:32,448 --> 00:33:34,570
.من بيست و يک سالم نشده

360
00:33:40,329 --> 00:33:45,203
خانوم کالينز، بهتون گفتم که ليدي متکاف
،ديروز بهم سر زد

361
00:33:45,374 --> 00:33:49,322
تا بابت اينکه دوشيزه پُپ رو بهش معرفي کردم، تشکر کنه؟
،گفتن: ليدي کاترين

362
00:33:49,502 --> 00:33:53,747
شما يه گنج بهم دادين
!بله

363
00:33:58,175 --> 00:33:59,965
بله

364
00:34:04,930 --> 00:34:07,005
اينجا خيلي زيباست

365
00:34:07,182 --> 00:34:11,344
فکر کنم منم بتونم به اندازه‌ي تو
.به اين تپه ها و جنگل‌ها علاقه‌مند بشم، شارلوت

366
00:34:11,518 --> 00:34:13,510
ليزي؟

367
00:34:13,686 --> 00:34:18,891
سه هفته‌اي هست که ما اينجاييم، و دراين مدت
!شش بار در روزينگ پارک شام خورديم

368
00:34:19,065 --> 00:34:23,227
!من اصلن انتظارِ اين مقدار زياد رو نداشتم -
خب منم نداشتم -

369
00:34:23,402 --> 00:34:25,358
!عزيزم

370
00:34:25,778 --> 00:34:28,813
!ماريا! دخترعمو اليزابت

371
00:34:30,365 --> 00:34:32,487
!آقاي دارسي به روزينگ آمده

372
00:34:32,658 --> 00:34:37,567
!و همراهشون، پسرعموش کلونل فيتزويليام هم هست
!پسرِ کوچک‌ترِ لوکِ متلاک

373
00:34:37,745 --> 00:34:42,286
.آنها بزرگ‌ترين افتخار رو به ما عطا کرده‌اند
!دارن ميان به منزل حقير هم سر بزنند

374
00:34:42,457 --> 00:34:45,125
کي، عزيزم؟ -
!همين الان، خانوم کالينز -

375
00:34:45,292 --> 00:34:47,864
!اونا پشت سر منن! عجله کن

376
00:34:48,044 --> 00:34:52,704
.فکر کنم اين به خاطر تو باشه، ليزي
.آقاي دارسي به اين زودي‌ها ديدنِ من نمي‌اومد

377
00:34:52,881 --> 00:34:56,498
،اشتباه ميکني شارلوت
.چون هم اون از من بدش مياد، هم من از اون

378
00:34:56,676 --> 00:34:59,248
!زودباش! عجله کن

379
00:35:01,679 --> 00:35:05,177
!خوشحالم که بالاخره باهاتون آشنا ميشم، دوشيزه بنت -
بالاخره، آقا؟ -

380
00:35:05,349 --> 00:35:08,514
خب تعريف ـتون رو خيلي شنيده‌ام
.و تعريف و تمجيدها اغراق‌آميز نبوده، جدي ميگم

381
00:35:08,684 --> 00:35:12,052
.خيلي‌خوب ميتونم باور کنم
.آقاي دارسي منتقدِ جديِ منن

382
00:35:12,896 --> 00:35:15,812
اميدوارم بتونيم شما رو
.مرتب در روزينگ ببينيم

383
00:35:15,981 --> 00:35:20,143
من از گفت‌وگوي سرزنده خيلي لذت ميبرم -
خوب اين معاشرت در روزينگ کمياب ـه؟ -

384
00:35:20,318 --> 00:35:24,017
عمه‌ي من خيلي روده‌درازي ميکنه
.ولي به ندرت دنبالِ جواب حرفش ـه

385
00:35:24,738 --> 00:35:30,276
،دوستِ خوب ـم وقتي مياد به کنت
. به سختي يه کلمه اگه حرف بزنه، برعکس جاهاي ديگه خيلي سرزنده ـس

386
00:35:30,450 --> 00:35:33,818
اينجا کسي موسيقي نميزنه
کسي آواز نميخونه

387
00:35:33,994 --> 00:35:37,824
شنيدم شماهم ميخونيد و ميزنيد؟ -
يه کم، و خيلي دست‌وپا شکسته -

388
00:35:37,997 --> 00:35:42,159
اصلن دلم نميخواد توقع ـتون رو بالا ببرم -
مطمئنم که شما خيلي تواضع داريد -

389
00:35:42,334 --> 00:35:45,203
. ولي هرجور کمکي بغايت مورد استقبال ـه

390
00:35:47,170 --> 00:35:53,087
ميشه بهم بگين چرا آقاي دارسي همينطور بهم زل زده؟
به‌نظرتون چه چيزي ايشون رو ناراحت کرده؟

391
00:36:01,472 --> 00:36:05,682
اميدوارم که خانواده ـتان در تندرستي کامل باشند -
ازتون ممنونم، بله -

392
00:36:11,354 --> 00:36:15,220
خواهرم سه ماهه که در شهره
تصادفن او رو نديديد؟

393
00:36:17,192 --> 00:36:18,566
خير

394
00:36:19,235 --> 00:36:21,807
.نه، اين سعادت رو نداشتم

395
00:36:31,286 --> 00:36:35,531
آقاي دارسي ومن، دوستاي خيلي صميمي‌اي نيستيم -
تعجب ميکنم -

396
00:36:35,747 --> 00:36:40,158
چرا تعجب ميکنيد؟
،من هميشه به اولين برخورد معتقدم

397
00:36:40,334 --> 00:36:43,951
،و نظر مساعدِ ايشون يه بار که برگشت
.واسه‌ي هميشه برگشته

398
00:36:47,005 --> 00:36:51,083
،پس مي‌بينيد که، در اين مورد اميدي نيست
مگه نه، کلونل فيتزويليام؟

399
00:36:51,083 --> 00:37:01,083
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

400
00:38:28,245 --> 00:38:33,866
،شما هيچوقت نواختن ـتون خوب نميشه، دوشيزه بنت
.مگه اينکه تمرينتون رو بيشتر کنيد

401
00:38:34,041 --> 00:38:37,871
هرزمان که مايل باشيد ميتونيد
،به روزينگ بيايد

402
00:38:38,044 --> 00:38:42,289
و در اتاق خانم جنکينسون
.پيانو نوازي کنيد

403
00:38:42,463 --> 00:38:45,581
در اين قسمت از خانه
.ايشون مزاحمِ کسي نخواهند بود

404
00:38:45,757 --> 00:38:47,381
.مرسي، بانو

405
00:38:47,550 --> 00:38:54,678
به نظرم کمتر کسي در انگلستان مثل من
.از موسيقي لذت ميبرد

406
00:38:55,056 --> 00:38:57,890
.يا ذوق و قريحه‌ي منو داره

407
00:38:58,058 --> 00:39:03,892
اگر ياد گرفته بودم
.موسيقي‌دان بزرگي ميشدم

408
00:39:04,729 --> 00:39:07,563
.و همينطور آنن

409
00:39:10,275 --> 00:39:15,480
،قصدداريد منو بترسونيد، اقاي دارسي
با اين طرز آمدن و گوش‌کردن‌تان؟

410
00:39:15,654 --> 00:39:17,112
.ولي من نترسيدم

411
00:39:17,280 --> 00:39:22,070
اتفاقن هرتلاشي که بخواد منو بترسونه
.دل‌وجرات ـم رو بيشتر ميکنه

412
00:39:23,118 --> 00:39:28,074
ميدونم از بيان عقايدي که
. از خودتون نيست خيلي لذت ميبريد

413
00:39:28,246 --> 00:39:32,787
پسرعموتون دارن بهتون ياد ميدن که
.يه‌کلمه از حرف‌هاي منو باور نکنيد، کرونل فيتزويليام

414
00:39:32,958 --> 00:39:37,250
از خودخواهي ايشونه، نه؟ -
!همينطوره، دارسي -

415
00:39:37,420 --> 00:39:40,704
به مصلحت ـشون هم نيست
چون منو به تلافي واميداره

416
00:39:40,881 --> 00:39:45,458
و آن‌وقت چيزهايي بگم ازرفتارشون در هارتفورشاير
.که ممکنه بستگان ـشون رو شوکه کنه

417
00:39:45,634 --> 00:39:49,084
.من از شما نميترسم -
چه تقصيري ازشون سرزده است؟

418
00:39:49,262 --> 00:39:52,380
دلم ميخواد بدونم که ايشان
.بين غريبه‌ها چه رفتاري دارند

419
00:39:52,556 --> 00:39:58,010
اولين‌باري که ايشان رو ديدم در يه مجلسِ رقص بود
،که فقط چهاربار رقصيدند

420
00:39:58,185 --> 00:40:04,138
،با اونکه تعداد آقايان کم بود
.و چند خانم جوان هم منتظر شريکِ رقص بودند

421
00:40:04,314 --> 00:40:08,262
.متاسفم که ناراحت‌تون ميکنم، ولي همينطور بود -
کاملن باورم ميشه -

422
00:40:08,442 --> 00:40:11,726
ميترسم که بگم که من
.در آشنايي‌به‌هم‌زدن با غزيبه ها، مهارت چنداني ندارم

423
00:40:12,945 --> 00:40:15,269
ميشه ازشون بپرسيد چرا؟

424
00:40:15,447 --> 00:40:20,237
چرا يک مرد عاقل و فهميده
،که دنيا رو ميشناسه

425
00:40:20,409 --> 00:40:24,903
بايد اينقدر در
آشناشدن با غريبه‌ها دست‌وپا چلفتي باشه؟

426
00:40:26,538 --> 00:40:27,912
...من

427
00:40:30,166 --> 00:40:34,707
مطمئنن من اين استعاد خيلي از آدم‌ها رو ندارم که
.راحت با غريبه‌ها گفت‌وگو کنم

428
00:40:36,170 --> 00:40:40,629
انگشتان من روي اين ساز
،به آن مهارتي که آرزويش رو دارم، حرکت نميکنند

429
00:40:40,799 --> 00:40:46,716
ولي هميشه فرض رو بر اين گذاشته‌ام که تقصير خودمه
!چون زحمت تمرين رو به خودم نداده‌ام

430
00:40:49,305 --> 00:40:53,348
.شما کاملن درست ميگيد
.شما از وقت‌تان بهتر استفاده کرديد

431
00:40:54,058 --> 00:40:57,307
هرکسي که امتيازِ شنيدنِ نوازندگي شما رو داشته باشه
.نميتونه چيز ديگه‌اي تصور کنه

432
00:40:58,937 --> 00:41:02,055
.هيچ‌کدوم از ماها براي غريبه‌ها ساز نميزنه

433
00:41:05,275 --> 00:41:09,353
درباره‌ي چي حرف ميزنيد؟
به دوشيزه بنت چي ميگيد؟

434
00:41:09,528 --> 00:41:12,528
!بگذاريد منم بدونم

435
00:41:12,864 --> 00:41:17,857
دخترش، موجودِ رنگ‌پريده‌ي مريضي ـه که
.خيلي حرف نميرنه و هيچ استعدادي هم نداره

436
00:41:18,034 --> 00:41:21,199
متاسفم که در مورد يکي از
...هم‌جنس‌هامون بد ميگم، ولي

437
00:41:21,370 --> 00:41:27,572
آقاي دارسي گرايشي به اون نشون نميده، و رفتارش با او
،به همون بي‌تفاوتي‌ايه که با ديگران است

438
00:41:27,749 --> 00:41:31,413
ولي ليدي کاترين تصميم گرفته که
،او(دارسي) دامادش بشه

439
00:41:31,585 --> 00:41:34,703
.و او زني نيست که مخافت کسي رو تحمل کنه

440
00:41:47,138 --> 00:41:49,842
آقاي دارسي

441
00:41:52,767 --> 00:41:57,261
خانوم کالينز و ماريا تازه رفته‌ان به
.روستاي هانسفرد، همراه با پسرعمو ـم

442
00:41:57,437 --> 00:42:00,009
.شما منو تنهاي تنهاي مي‌بينيد، اقاي دارسي

443
00:42:00,189 --> 00:42:04,849
معذرت ميخوام. قصد نداشتم که
.سرزده وارد خلوت ـتون بشم

444
00:42:07,653 --> 00:42:10,985
من داشتم يه نامه به خواهرم جين
.که تو لندن ـه، مينوشتم، فقط همين

445
00:42:31,921 --> 00:42:35,454
اميدوارم آقاي بينگلي و خواهرشون خوب بودن
وقتي شما از لندن خارج شديد، خوب باشه؟

446
00:42:36,591 --> 00:42:38,997
.بله، کاملن... متشکرم

447
00:42:43,345 --> 00:42:44,803
به نظرمياد که آقاي بينگلي قصد نداره که ديگه
به ندرفيلد برگرده، درسته؟

448
00:42:45,138 --> 00:42:49,632
.احتمال داره که در آينده کمتر به آنجا بروند

449
00:42:49,808 --> 00:42:54,349
اگه اينطوره، براي همسايه‌ها بهتره که
ايشان کان از خيرِ آنجا بگذره

450
00:42:54,520 --> 00:42:59,725
تعجب نميکنم که ببينم به محض وجودِ پيشنهاد خريد مطلوب
.از اون خونه چشم‌پوشي کنه

451
00:43:10,073 --> 00:43:13,357
.اينجا خانه‌ي بسيار راحتي ـه

452
00:43:13,534 --> 00:43:17,115
انگار ليدي کاترين
.از زمانيکه آقاي کالينز اومده اينجا، خيلي بهش رسيده

453
00:43:17,287 --> 00:43:22,492
بله، همينطوره. و ايشون نميتونست
.الطاف و مراحم خودشون رو بهتر از اين ابراز کنن

454
00:43:23,791 --> 00:43:26,909
آقاي کالينز در انتخابِ همسر
.خيلي خوش‌اقبال بوده‌اند

455
00:43:27,085 --> 00:43:34,046
بله، البته اگه جنبه‌ي دورانديشانه رو در نظر بگيريم
.ايشون هم زوجِ مناسبي براي شارلوت اند

456
00:43:35,633 --> 00:43:39,795
بايد مطلوب‌شان باشه که در فاصله‌ي مناسبي
.از خانواده‌اش مستقر شده

457
00:43:39,970 --> 00:43:42,804
!فاصله‌ي مطلوب؟ تقريبن 50 مايله

458
00:43:42,972 --> 00:43:46,671
50مايل تو جاده‌ي خوب چي هست؟
.بله، اين فاصله مناسبه

459
00:43:46,850 --> 00:43:53,100
دوري و نزديکي، مفاهيمِ نسبي ـه. مييشه زني
...بيش‌از اندازه نزديک خانواده‌اش زندگي کنه و

460
00:43:53,271 --> 00:43:54,551
بله، دقيقن

461
00:43:55,814 --> 00:43:59,596
انگار شما مايل نيستيد که
.هميشه نزديکِ لانگبورن باشيد

462
00:44:05,696 --> 00:44:11,068
بيش‌از اين مزاجمِ وقت ـتون نميشم. لطفن
.سلامُ منو به خانوم کالينز و خواهرشون برسونيد

463
00:44:12,159 --> 00:44:15,277
.نه،نه، لطفن خودتون رو به زحمت نندازيد

464
00:44:37,761 --> 00:44:41,378
!دوشيزه بنت -
کلونل فيتزويليام -

465
00:44:47,727 --> 00:44:52,221
.من دارم مثل هرسال توي پارک گشتي ميزنم
ميشه اين مسير رو با هم بريم؟

466
00:44:52,397 --> 00:44:54,472
با کمالِ ميل

467
00:44:58,693 --> 00:45:02,855
آيا شما آقاي بينگلي و خواهرشون رو ميشناسيد؟ -
.کمي -

468
00:45:03,029 --> 00:45:07,523
.بينگلي دل‌پذير، و مردِ اقامنشانه‌ايه
.يه دوست صميمي ِدارسي ـه

469
00:45:07,699 --> 00:45:12,904
بله. آقاي دارسي يه محبتِ فوق‌العاده‌اي به آقاي بينگلي دارن
.و خيلي عجيب ازشون مراقبت ميکنن

470
00:45:13,078 --> 00:45:16,825
بله، کاملن. به گمونم
.دارسي خيلي از ايشون مراقبت ميکنه

471
00:45:16,998 --> 00:45:21,160
من...من شنيدم که خيلي به خودش مي‌باله

472
00:45:21,334 --> 00:45:26,539
که اين اواخر از واردشدنِ آقاي بينگلي
.در يک ازدواجِ بسيار بي‌تدبيرانه جلوگيري کرده

473
00:45:28,464 --> 00:45:32,590
آيا آقاي دارسي دلايلشون رو
براي اين مداخله رو هم گفتن؟

474
00:45:32,759 --> 00:45:36,423
من متوجه شده‌ام که ايرادهاي جدي
به آن خانم وارد بوده

475
00:45:36,595 --> 00:45:39,299
ايشون به چقي قضاوت ميکنند؟

476
00:45:40,140 --> 00:45:43,009
شما اينطوري فکر ميکنيد که
دخالت ايشون، فضولي بوده؟

477
00:45:43,183 --> 00:45:49,219
نمي‌فهمم که آقاي دارسي چه حقي داشتند که حکم دادن
و جهت خوشبختي دوستشون رو تعيين کنند

478
00:45:49,396 --> 00:45:52,764
،ولي، همونطور که گفتيد
.ما از جزئيات خبر نداريم

479
00:45:52,940 --> 00:45:56,521
شايد عشق و علاقه‌ي جدي‌اي درکار نبوده -
شايد -

480
00:45:56,693 --> 00:46:02,231
ولي اگر درکار بوده باشه، از ارزش موفقيتِ پسرعموي من
خيلي مي‌کاهد. درست نميگم؟

481
00:46:10,036 --> 00:46:13,818
دوشيزه بنت، ناخوش احواليد؟ -
يه سردردِ ناگهاني -

482
00:46:15,248 --> 00:46:18,117
.شايد امروز زياد پياده‌روي کرده ام

483
00:46:19,168 --> 00:46:21,740
.بيايد از مسير ميان‌بر برگرديم

484
00:46:28,216 --> 00:46:33,339
تو مطمئني ليزي؟ من باکمالِ ميل خونه پيشِ تو ميمونم
.و همه‌ي نارضايتيِ ليدي کاترين رو به جون بخرم

485
00:46:33,511 --> 00:46:36,511
،شارلوت عزيزم
...خواهش ميکنم در نظر بگير

486
00:46:36,680 --> 00:46:42,882
من کاملن خوب ميشم. فقط يه سردرده
.ميگذره، و در آرامش و تنهايي هم زودتر ميگذره

487
00:46:43,060 --> 00:46:47,222
من هم کاملن مطمئنم، وقتيکه که همه‌ي شرايط رو
،براي ليدي کاترين توضيح داده بشه

488
00:46:47,396 --> 00:46:52,389
ايشون اصلن عصباني نميشن، واسه اينکه
...چنان روحِ سخاوت‌مندانه‌ي يک مسيحي رو داره که

489
00:46:52,567 --> 00:46:56,729
!عزيزم، زمان -
عزيزم، چرا قبلن بهم يادآوري نکردي؟ -

490
00:46:56,903 --> 00:46:59,475
ديگه نميتونم بشمرم، دفعاتي رو که

491
00:46:59,655 --> 00:47:05,276
ايشون بهم گوشزد کردند
...اهميت وقت‌شناسي رو

492
00:47:43,562 --> 00:47:46,348
.پوزش ميخوام. اميدوارم بهتر شده باشيد

493
00:47:48,107 --> 00:47:49,766
بله، متشکرم

494
00:47:51,109 --> 00:47:53,350
نمي‌شينيد؟

495
00:48:43,522 --> 00:48:46,438
!هرچي تلاش کردم، بيهوده بوده. ديگه نميتونم

496
00:48:48,025 --> 00:48:53,729
احساسات ـم ديگه سرکوب نميشن. شما بايد اجازه بدين که
.بهتون بگم که چقدر باشوق تحسين ـتون کردم و عاشق‌تون هستم

497
00:48:57,365 --> 00:49:02,570
خودم تاييد ميکنم به‌اين‌معنا که آگاهم که دارم به‌وضوح
،برخلافِ خواستِ خانواده‌ام

498
00:49:02,744 --> 00:49:06,906
،دوستانم، و، به صراحت اضافه کنم
و برخلاف عقلِ خودم؛ عمل ميکنم

499
00:49:07,080 --> 00:49:13,330
موقعيت نسبيِ خانواده‌هاي ما
.هرگونه وصلت بين ما رو، يه جور اتصال قابل سرزنش کرده است

500
00:49:15,837 --> 00:49:21,042
به عنوان يک مردِ منطقي خودم هم نميتونم
.به اين عقيده احترام نزارم، ولي اين نميتونه کمک‌کننده باشه

501
00:49:21,841 --> 00:49:25,967
،تقريبن از همون لحظات اوليه آشناييمون
...من اين احساس رو نسبت به شما داشتم

502
00:49:27,470 --> 00:49:32,011
،احساسِ تندِ تحسين و احترامي

503
00:49:33,349 --> 00:49:36,467
،که با وجود تقلايي که کردم
.برهمه‌ي مخالفت‌هاي عقلاني ـم، پيروز شد

504
00:49:36,643 --> 00:49:43,438
ازتون خواهش ميکنم، با احساسي عميق، که
. رنج‌کشيدن‌هاي منو پايان بدين و قبول کنيد که همسر من شويد

505
00:49:47,610 --> 00:49:53,314
در چنين مواردي مثل اين يکي، معتقدم که
رسم معمول اينه که يه حس موافقت ـي رو ابراز کنيم

506
00:49:54,865 --> 00:49:56,524
ولي من نميتونم

507
00:50:00,869 --> 00:50:06,206
من هيچ‌وقت طالبِ علاقه‌ي شما نبودم، و شما هم
.يقينن اونو به بي‌تمايل‌ترين شکل ممکن، ارزاني کرديد

508
00:50:07,749 --> 00:50:11,366
من از ناراحت‌کردن ديگران ناراحت ميشم
،ولي ايجاد آن ناآگاهانه بوده

509
00:50:11,544 --> 00:50:14,034
و من اميدوارم که
.رنجشِ شما زياد طول نکشد

510
00:50:33,434 --> 00:50:36,683
و اين همه‌ي پاسخيه که من منتظرش بودم؟

511
00:50:39,105 --> 00:50:42,519
شايد دلم بخواد بدونم که چرا بدون
. کوچک‌ترين احترامي، پاسخ منفي شنيدم

512
00:50:42,691 --> 00:50:46,687
،منم متعجب شدم که چرا
،وقتي به اين صراحت قصد داشتيد تحقيرم کنيد

513
00:50:46,861 --> 00:50:52,150
،تصميم گرفتيد بگيد که برخلاف خواست‌تان
!به رغم عقل و منطق‌تان، حتي به رغم شخصيت‌تان، دوستم داريد

514
00:50:53,073 --> 00:50:57,780
به‌فرض که من بي‌نزاکتي کرده باشم
آيا اين دليل بي‌نزاکتي من نيست؟

515
00:50:58,828 --> 00:51:02,409
من هزاران دليل دارم
.که به شما بدبين باشم

516
00:51:02,997 --> 00:51:09,709
چه چيزي ميتونه منو وسوسه کنه که پيشنهاد مردي رو بپذيرم
که موجب بربادرفتن خوشبختيِ خواهر عزيزتر از جانم شده؟

517
00:51:11,670 --> 00:51:14,456
ميتوانيد انکار کنيد؟

518
00:51:14,923 --> 00:51:17,495
.اصلن دلم نميخواد انکار کنم

519
00:51:17,925 --> 00:51:23,130
هرچه از دستم برمي‌آمد کردم تا دوستم رو از خواهرتان جدا کنم
.از موفقيت خودم در اين کار خوشحال هستم

520
00:51:23,637 --> 00:51:26,387
من بيشتر به فکر خودم بودم تا خودم

521
00:51:26,556 --> 00:51:30,386
ولي اين تنها علتي نيست که باعث شده
.تنفر من از شما شکل بگيره

522
00:51:30,559 --> 00:51:36,891
بي‌زاري من مدت‌ها قبل معين شد، وقتي‌که
.داستانِ آقاي ويکهام از رفتارتون باهاش، شنيدم

523
00:51:37,647 --> 00:51:42,473
درباره‌ي اين قضيه چه حرفي براي زدن داريد؟ -
!جالبه که شما به امور آن آقا توجه خاصي نشان ميديد -

524
00:51:42,651 --> 00:51:45,900
مگر ميشود کسي از بدبختي‌هاي او باخبر بشه
.و علاقه‌مند نشه

525
00:51:46,070 --> 00:51:49,651
بدبختي‌هاي او ! بله، بدشانسياش
!واقعن زياد بوده

526
00:51:49,823 --> 00:51:54,400
و تمامش به دليل ظلم شما بوده.
.شما اونو به اين فقر و فلاکت انداخته‌ايد

527
00:51:54,576 --> 00:51:58,952
و بااين‌همه هنوز بدبختي ـش رو
!با تحقير و تمسخر نگاه مي‌کنيد

528
00:52:02,540 --> 00:52:05,208
پس نظرتون درباره‌ي من اينه؟

529
00:52:06,335 --> 00:52:09,833
با اين حساب
.اشتباهاتِ من خيلي سنگينن

530
00:52:14,174 --> 00:52:18,585
اگر اين اقرار به اين ملاحظه‌هاي اخلاقي که مدت‌ها بود
نميزاشت من تصميم جدي‌اي در مورد شما بگيرم

531
00:52:18,760 --> 00:52:24,298
شايد از اين توهين‌ها (ـتون) چشم‌پوشي ميشد
.و غرورتون جريحه‌دار نميشد

532
00:52:24,514 --> 00:52:27,467
بايد عذابِ دورنم رو پنهان ميکردم و ستايش‌تون ميکردم؟

533
00:52:28,017 --> 00:52:31,135
.اما من از هرنوع تظاهر و ظاهرسازي بدم مياد

534
00:52:31,853 --> 00:52:35,719
.از احساسي که به زبان آورده‌ام هم اصلن خجالت نميکشم
.آنها طبيعي و صحيح است

535
00:52:35,898 --> 00:52:39,645
انتظار داريد که از اينکه اصل و نسبِ پايين‌تري داريد
خوشحال باشم؟

536
00:52:39,817 --> 00:52:45,271
به خاطر قوم و خويش‌هايي که موقعيت اجتماعي‌شان
خيلي پايين‌تر از من است، به خودم تبريک بگم؟

537
00:52:46,780 --> 00:52:49,270
.اشباه ميکنيد، آقاي دارسي

538
00:52:49,449 --> 00:52:55,865
نحوه‌ي بيان ـتون فقط منو از ترديد درباره‌ي جوابِ منفي ـم
.راحت کرد، حتي اگه آقامنشانه‌تر هم رفتار ميکرديد، بازهم منفي بود

539
00:52:56,579 --> 00:53:02,413
پيشنهاد ازدواج شما، به شکلي که داده مي‌شد
.امکان نداشت منو وسوسه به قبولش کنه

540
00:53:02,959 --> 00:53:06,161
از همان اول، رفتارتون طوري بود که فهميدم

541
00:53:06,336 --> 00:53:10,795
خيلي متکبر، خودخواه، و کاملن هم بي‌اعتنا
به احساساتِ ديگران هستيد

542
00:53:10,965 --> 00:53:15,672
خلاصه که يک ماه بيشتر نگذشته بود که احساس کردم
!شما آخرين مردي هستيد که من به ازدواج به اون رضايت خواهم داد

543
00:53:16,594 --> 00:53:18,965
.به قدر کافي گفته‌ايد، خانوم

544
00:53:20,013 --> 00:53:22,467
...کاملن احساس ـتون رو درک ميکنم

545
00:53:24,057 --> 00:53:28,267
...و حالا هم فقط بايد از احساساتي که داشته ام
.خجل باشم

546
00:53:28,435 --> 00:53:31,968
...منو ببخشيد که وقت ـتون رو گرفتم

547
00:53:32,147 --> 00:53:36,309
بهترين آروزهاتون رو براي...
.سلامت و سعادتِ شما دارم

548
00:53:56,116 --> 00:53:56,637
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

549
00:53:57,158 --> 00:53:57,679
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

