﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:24,020 --> 00:00:29,234
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</font>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</font>

3
00:01:08,147 --> 00:01:12,192
عزيزم، اميدوارم که
امشب يه شام خوب تدارک ديده باشي

4
00:01:12,360 --> 00:01:16,857
چونکه دليل دارم که يکي
.به مهموني خانوادگي ـمون اضافه ميشه

5
00:01:17,033 --> 00:01:18,990
!"آقاي "بينگلي

6
00:01:19,160 --> 00:01:22,944
آخه چرا، "جين"، عجب آب زيرکاهي هستي
!اصلن نم پس ندادي

7
00:01:23,123 --> 00:01:25,412
!امروز حتي يک ذره ماهي هم نداريم

8
00:01:25,585 --> 00:01:29,085
،ليديا"، عزيزم، زنگ رو بزن"
!من بايد شخصن با "هيل" صحبت کنم

9
00:01:30,675 --> 00:01:36,050
آقاي "بينگلي" نيست ها. يه فرديه که من
.در کل زندگي ام نديدم ـشون

10
00:01:37,183 --> 00:01:39,259
!"کلونل فروستر" -
!"کاپيتان کارتر" -

11
00:01:39,435 --> 00:01:41,511
!نه، من ميدونم. "دني"ِ

12
00:01:46,152 --> 00:01:49,853
.حدود يک ماه پيش، من اين نامه رو دريافت کردم

13
00:01:50,032 --> 00:01:55,739
حدود دوهفته پيش جوابش رو فرستادم، واسه اينکه
.يه موضوع حساس بود و توجه و رسيدگي سريعي ميخواست

14
00:01:55,914 --> 00:01:59,533
،"از طرف پسرعموي منه، آقاي "کالينز

15
00:01:59,711 --> 00:02:04,421
،کسي که، وقتي من مُردم
.ميتونه هر وقت بخواد، همه‌ي شما رو از اين خونه بيرون کنه

16
00:02:04,592 --> 00:02:08,376
اوه، عزيزم، خواهشن اسم اين
!مرد نفرت انگيز رو نيار

17
00:02:08,555 --> 00:02:13,763
سخت ترين چيز دنيا اينه که، از کل دارايي ـت
(هيچي ـش نبايد به بچه هاي بيچاره ي خود آدم برسه (چون پسر نداره

18
00:02:13,937 --> 00:02:18,813
همينطوره، عزيزم، هيچ چيزي نميتونه آقاي "کالينز" رو
.از گناهِ نابخشودنيِ به ارث بردنِ «لانگبورن»، تبرئه کنه

19
00:02:18,985 --> 00:02:23,695
ولي اگه به نامه اش گوش کنين، شايد
.با طرز بيانش کمي دل تان نرم تر شود

20
00:02:25,576 --> 00:02:31,698
آقاي عزيز، اختلافي که بين شما"
"و مرحوم پدر بزرگوارم وجود داشته

21
00:02:31,876 --> 00:02:37,796
همواره موجب ناراحتي من بوده است، و من"
"...از موقعي که متاسفانه پدرم را از دست داده ام

22
00:02:39,802 --> 00:02:45,046
از دست داده ام، بارها آروز کرده ام که اين کدورتها..."
".برطرف شود

23
00:02:45,226 --> 00:02:49,936
...اينجاست، خانم بنت
" اما من حالا ديگه تصميمم را گرفته‌ام"

24
00:02:50,107 --> 00:02:55,315
براي اينکه، در عيدِپاک به سلک روحانيون پذيرفته شده ام،
بخت با من يار بوده که تحت حمايت سرکار علّيه

25
00:02:55,488 --> 00:03:00,400
،ليدي کاترين دوبورگ" قرار گرفته‌ام"

26
00:03:02,789 --> 00:03:07,784
کسي که سخاوت و کرم ايشان سبب شده مقام ارزشمند کشيشي
،اين ناحيه("هانسفرد") به من سپرده شود

27
00:03:07,962 --> 00:03:14,333
که بايد صادقانه بکوشم با احترام
.و امتنان به اين بانوي محترم خدمت کنم

28
00:03:15,180 --> 00:03:19,724
به عنوان يک روحاني، بعلاوه، وظيفه ي خود ميدانم که نعمت
صلح و سازش رو

29
00:03:19,894 --> 00:03:24,521
در تمام خانواده هايي که تحت نفوذ من هستند
.ترويج و تثبيت کنم

30
00:03:24,691 --> 00:03:30,528
و بر اين اساس، اميدوارم که اين مقدماتِ
. حُسن نيت کنوني ام، کاملا مورد قبول باشد

31
00:03:30,699 --> 00:03:35,409
و باعث نشود که اين شاخه ي زيتوني که
. به شما تعارف ميکنم، رد کنيد

32
00:03:35,580 --> 00:03:40,788
آقا، من کاملن آگاهم که باعثِ
.رنجش خاطرِ دختران دوست‌داشتني شما شده ام

33
00:03:40,962 --> 00:03:45,541
و به شما اطمينان ميدهم که حاضرم
.برايشان هرنوع که ممکن باشد، جبران کنم

34
00:03:45,718 --> 00:03:51,259
و به خود افتخار ديدن شما و خانواده تان را
.در روز دوشنبه 18 نوامبر، ميدهم

35
00:03:51,934 --> 00:03:53,891
!"مواظب باش، "دواکين

36
00:03:54,061 --> 00:03:58,889
و احتمالا تا شنبه ي بعد از آن مزاحم شما خواهم بود و
.از مراحم تان بهره مند خواهم شد

37
00:03:59,068 --> 00:04:03,232
من تا از جاده ي اصلي با کالسکه ي
،کوچک خودم راه بيفتم

38
00:04:03,406 --> 00:04:07,155
اميدوارم که در ساعت 10 و 35 دقيقه
،به برامبلي پست برسم

39
00:04:07,328 --> 00:04:12,833
و از آنجا به «واتفورد»، از آنجا
.«بايد يه کالسکه کرايه کنم تا بياردم به «لانگبورن

40
00:04:13,002 --> 00:04:18,543
که، اگه خدا بخواد، شما ميتونيد
.ساعت 4 بعدازظهر منتظر من باشيد

41
00:04:18,717 --> 00:04:20,875
.و الان هم رسيد

42
00:04:21,554 --> 00:04:23,796
بايد آدم عجيبي باشه، مگه نه؟

43
00:04:23,974 --> 00:04:29,182
،اگه درباره ي دخترهامون ميخواد که يه جوري جبران کنه
.من يکي که جلوگيري نميکنم

44
00:04:29,355 --> 00:04:33,484
ممکنه فرد معقولي باشه؟ -
.فکر نکنم، عزيزم -

45
00:04:33,652 --> 00:04:38,778
در واقع، من خيلي مطمئنم که اونو
!دقيقن آدم برعکسي مي بينيم

46
00:04:43,122 --> 00:04:45,198
!"آقاي "کالينز

47
00:04:45,375 --> 00:04:48,293
!خيلي خوش آمدين

48
00:04:55,263 --> 00:04:58,549
!آقا و خانم "بنت" عزيزم

49
00:05:04,691 --> 00:05:07,313
...شما خيلي

50
00:05:08,279 --> 00:05:11,613
.توي انتخاب حامي، شانس داريد، آقا...

51
00:05:11,783 --> 00:05:14,357
."ليدي کاترين دوبورگ"

52
00:05:14,537 --> 00:05:20,457
درواقع، بله. با يه جور خوشرويي، يه جور فروتني اي
...با من رفتار شده که

53
00:05:20,627 --> 00:05:23,996
.هيچ وقت حتي خوابش رو هم نمي ديدم

54
00:05:24,174 --> 00:05:28,753
.من دوبار در «پارک روزينگ» هم دعوت به شام شده ام

55
00:05:30,431 --> 00:05:33,717
.جدي؟ خيلي جالبه

56
00:05:33,894 --> 00:05:35,970
آيا ايشون نزديک شما زندگي ميکنن؟

57
00:05:36,647 --> 00:05:43,018
،باغي که کلبه‌خرابه من توشه
.تنها به وسيله ي يک کوچه از «پارک روزينگ» جدا ميشه

58
00:05:43,197 --> 00:05:47,409
."فقط يه کوچه، ها؟ تصور کن، "ليزي

59
00:05:50,832 --> 00:05:54,877
به نظرم شما گفتيد که ايشون يه بيوه بودن؟
اصلن فاميلي چيزي داره؟

60
00:05:55,045 --> 00:06:01,583
فقط يه دختر، بانو. وارثِ املاک «روزينگ» و
.خيلي مايملاک زياد ديگه

61
00:06:01,762 --> 00:06:04,633
و آيا به دربار شرفياب هم شده اند؟

62
00:06:05,976 --> 00:06:11,849
متاسفانه، وضعين جسمي ايشان اجازه نميده
.که به شهر بروند

63
00:06:12,025 --> 00:06:17,067
به خاطر اين
،همونطور که خودم يک روز به ليدي "کاترين" گفتم

64
00:06:17,240 --> 00:06:22,152
که ايشون دربار بريتانيا رو از يکي از
.درخشان‌ترين شمع هاي محفل ـش محروم کرده اند

65
00:06:23,414 --> 00:06:28,409
ميتونيد تصور کنيد قربان، که چقدر خوشحال ميشم که
،توي هر فرصتي اون تعريف هاي اندک زيبا رو به زبان ميارم

66
00:06:28,587 --> 00:06:31,209
.که هميشه مطبوع طبع خانم هاست

67
00:06:32,592 --> 00:06:39,675
اين از حُسن شماست، که اين استعداد هاي خارق العاده رو
.داريد که با ظرافت و مهارت، تعريف و تمجيد کنيد

68
00:06:40,310 --> 00:06:46,480
ميتونم بپرسم که آيا اين سخنان عاليه و لذت بخش
في‌البداهه است

69
00:06:46,651 --> 00:06:50,234
يا نتيجه ي مطالعات قبليه؟

70
00:06:51,741 --> 00:06:55,905
عمدتن برميگردد به
.موقعيت و وضعيت اون لحظه

71
00:06:56,080 --> 00:07:00,873
من بعضي وقتها خودم رو با نوشتن مشغول ميکنم
و اينکه فکر ميکنم که در چه موقعيتي

72
00:07:01,044 --> 00:07:04,496
.بايد چه جور تعريفو تمجيدي رو به کار ببرم

73
00:07:04,757 --> 00:07:08,043
ولي سعي‌ام بر اينه که اونا رو تا جايي که ميتونم
.نخونده(في البداهه) بگم

74
00:07:08,220 --> 00:07:10,676
خيلي عالي

75
00:07:11,015 --> 00:07:12,924
باريک الله

76
00:07:28,203 --> 00:07:33,329
من بايد کاملن اقرار کنم که
."از زيبايي دلربايي دختران شما، شکه شدم، خانم "بنت

77
00:07:33,501 --> 00:07:38,045
اوه، شما خيلي لطف داريد، آقا
.به هرحال من خودم هم ميگم که اونها دختراي شيريني هستن

78
00:07:38,215 --> 00:07:41,881
بالاخص دوشيزه "بنت" بزرگتر؟

79
00:07:42,053 --> 00:07:45,505
.اوه، بله، "جين" هرجا ميره، تحسينش ميکنن

80
00:07:45,683 --> 00:07:51,556
ولي به نظرم بايد بهتون بگم که، من فکر ميکنم
.به نظر مياد خيلي زود هم نامزد کنن

81
00:07:52,358 --> 00:07:56,771
...ولي دختراي کوچکترم، اگه هر کدومشون

82
00:07:56,947 --> 00:08:00,197
،به‌حساب هيچکدومشون
. کسي رو در نظر ندارن

83
00:08:14,469 --> 00:08:17,921
«مامان، ما ميخوايم بريم «مريتون
!ببينيم که آيا "دني" از شهر برگشته يا نه

84
00:08:18,098 --> 00:08:21,966
شايد شما بخواهيد يه ذره ورزش کنيد
آقاي "کالينز"؟

85
00:08:22,521 --> 00:08:25,522
."حق باشماست، خانم "بنت

86
00:08:26,233 --> 00:08:28,309
!"دخترعمو "الزابت

87
00:08:30,113 --> 00:08:34,823
ميشه يه افتخار بزرگي به من بدين
و باهام تا شهر بياين؟

88
00:08:44,882 --> 00:08:48,501
شما خيلي به ديدن عمه "فيليپس" ـتون
توي «مريتون» ميريد، درست فهميدم؟

89
00:08:48,678 --> 00:08:52,842
بله،ايشون خيلي علاقه مند به مصاحبت هستن
ولي شما بعد از شکوه و جلالي که توي «پارک روزينگ» ديديد

90
00:08:53,017 --> 00:08:55,223
.ممکنه فکر کنيد که خوشآمدگويي اش ضعيفه

91
00:08:55,395 --> 00:09:01,481
نه، فکر نکنم. به نظرم من خصلت خوبي دارم
که برازنده ي هر فردِ روحاني هستش

92
00:09:01,653 --> 00:09:06,648
يعني خودم رو با هر جمعي وفق ميدم
.چه سطح بالا چه سطح پايين

93
00:09:06,826 --> 00:09:11,654
.اين خيلي عاليه -
،بله، درسته، و به هرحال اين هديه‌ي طبيعته -

94
00:09:11,832 --> 00:09:18,085
،مطالعات مدام منو قادر کرده که البته تعريف از خود نشه
.تا يه جور هنر ازش بسازم

95
00:09:40,493 --> 00:09:45,832
.اونجا رو! مطئمن ـم که جمعه، اين نبود
قشنگ نيست؟ فکر نميکني بهم مياد؟

96
00:09:45,999 --> 00:09:48,834
!نه به من بيشتر مياد. بيا بريم -
.نه، نميخوام -

97
00:09:49,003 --> 00:09:52,752
!جين"! بيا اينجا. اينو ببين"

98
00:09:53,342 --> 00:09:55,880
!جين"، مصمم هستم که اين کلاه رو بخرم"

99
00:09:56,054 --> 00:09:57,928
!ببين، اون "دني"ِ

100
00:09:58,348 --> 00:10:00,922
کجاس؟ -
!اونجا، ببين -

101
00:10:01,769 --> 00:10:03,975
کي باهاشه؟
.نميدونم

102
00:10:04,147 --> 00:10:07,314
!چقدر خوش قيافه اس
.اگه توي يونيفرم نظامي بود ،آره

103
00:10:07,484 --> 00:10:11,648
!يه مرد بدون يونيفرم، اصلا به چشم نمياد -
.اونا دارن نگامون ميکنن -

104
00:10:11,823 --> 00:10:14,610
ليزي"، اون به نظر خيلي خوش-ظاهر نيست؟"

105
00:10:14,785 --> 00:10:17,454
!"دني" -
!"ليديا" -

106
00:10:21,293 --> 00:10:24,247
چه تصادف جالبي
!ما فکر ميکرديم که شما هنوز توي شهر باشيد

107
00:10:24,422 --> 00:10:29,548
.ديگه چيز جالبي اونجا نبود که مارو نگه داره
ميتونم دوست خوبم آقاي "جورج ويکهام" رو معرفي کنم؟

108
00:10:37,355 --> 00:10:40,142
.ايشون هم پسرعموي ما، آقاي "کالينز" هستن

109
00:10:40,317 --> 00:10:42,939
مدت زيادي رو در «مريتون» ميمونيد، آقاي "ويکهام"؟

110
00:10:43,112 --> 00:10:48,320
خوشحال که بگم، تمام زمستون رو. من يه ماموريت
.توي گروه "کلونل فورستر" گرفتم

111
00:10:48,494 --> 00:10:51,614
.ديدي، "ليديا"! ايشون لباس ارتشي هم ميپوشه

112
00:10:51,790 --> 00:10:55,954
من مطمئنن ميگم که، اين لباس بهشون تمايز بهتري ميده
به همه مون يه تکبري ميده، درسته "ويکهام"؟

113
00:10:56,128 --> 00:10:58,702
اوه، تو منو پيش اين خانم هاي جوان
.بد جلوه دادي

114
00:10:58,882 --> 00:11:03,129
ميشه تو امشب با ما بيايد پيش عمه "فيليپس"؟
!دني" داره مياد"

115
00:11:03,304 --> 00:11:05,973
.فقط يه شامي هست و ورق بازي
خوش ميگذره

116
00:11:06,141 --> 00:11:10,887
من که توسط آقا و خانم "فيليپس" دعوت نشده ام -
!امروزه که ديگه کسي به اين چيزا اهميت نميده -

117
00:11:11,064 --> 00:11:15,976
اگر خانم "فيليپس" دعوتشون رو
.شامل حا من هم بکنند، خوشحال ميشم که بيام

118
00:11:18,573 --> 00:11:21,859
!"ببين، "جين". آقاي "بينگلي

119
00:11:25,999 --> 00:11:30,709
«چه حُسن تصادفي! ميدونيد داشتيم ميرفتيم «لانگبورن
.تا حال شما رو بپرسيم

120
00:11:31,047 --> 00:11:35,045
.شما خيلي لطف داريد، آقا
.همونطور که ميبينيد، من کاملن خوب شدم

121
00:11:35,219 --> 00:11:38,339
.بله. خيلي خوشحال شدم که فهميدم

122
00:11:58,873 --> 00:12:01,993
!"ببين، اون "دنيِ -
."و "چمبرلين -

123
00:12:02,169 --> 00:12:05,953
.باچنين جمع متنوعي رو به من داده...

124
00:12:06,800 --> 00:12:11,094
،چه آپارتمان زيبايي اينجا داريد
."خانوم "فيليپس

125
00:12:11,472 --> 00:12:16,929
نظر منو بخوايد، منو خيلي به يادِ
!اتاقِ کوچکِ تابستاني صبحانه، در «روزينگ» ميندازه

126
00:12:17,313 --> 00:12:21,181
واقعن اينطوره، آقا؟
.مطمئنم که خيلي لطف داريد

127
00:12:21,359 --> 00:12:24,942
،مطمئنم که آقاي "کالينز" ميخواستن تعريف کنن
.عمه جان

128
00:12:25,114 --> 00:12:27,439
.جدي؟ متوجه شدم

129
00:12:27,701 --> 00:12:32,909
،روزينگ پارک»، اونطور که ما متوجه شديم»
.بايد خيلي باشکوه باشه

130
00:12:33,082 --> 00:12:35,158
!دقيقن همينطوره

131
00:12:35,335 --> 00:12:38,870
خانوم عزيز، اگر تصور کرديد که من
قصد هرگونه تحقيري

132
00:12:39,048 --> 00:12:43,758
به اقامتگاه و اثاثيه ي بي نظيرتون داشتم
!واقعن شرمنده ام

133
00:12:43,929 --> 00:12:49,386
روزينگ پارک»، محل اقامتِ حاميِ نجيب‌زاده ي من»
.ليدي کاترين دوبورگ" است"

134
00:12:49,561 --> 00:12:51,850
.اه، حالا فهميدم

135
00:12:52,023 --> 00:12:56,851
فقط نماي گچ بري بالاي شومينه
!در اتاق پذيرايي دوم، 800 پوند مي ارزه

136
00:12:57,029 --> 00:13:00,445
،حالا متوجه شدم
.اصلن ناراحت نشدم

137
00:13:03,078 --> 00:13:06,744
ميشه لطف کنيد و بشينيد
يه دست "ويست" بازي کنيم؟

138
00:13:06,916 --> 00:13:12,421
،بايد اقرار کنم که از اين بازي خيلي نميدونم، خانوم
.ولي خوشحال ميشم که خودم رو ارتقا بدم

139
00:13:12,590 --> 00:13:16,339
اگر دخترعمو ي عزيزم اجازه ي مرخصي بدن؟

140
00:13:16,637 --> 00:13:18,879
.با کمال ميل، آقا

141
00:13:39,081 --> 00:13:41,868
!"اوه، آقاي "کالينز

142
00:13:42,043 --> 00:13:45,958
ببخشيد، حُکم چي بود؟ -
.دِل، آقاي "کالينز"! دل -

143
00:14:02,444 --> 00:14:06,110
بايد اقرار کنم که گمون ميکردم هيچوقت
.از دست خواهراي کوچترتون نميتونم فرار کنم

144
00:14:07,116 --> 00:14:11,066
.بعضي وقتها خيلي سيريش ميشن
"به خصوص "ليديا

145
00:14:12,373 --> 00:14:17,201
ولي دختراي دل‌پذيري اند. در مجموع اهاليِ
.هارتفوشارد» از حد انتظار من، خيلي بالاتر اند»

146
00:14:19,131 --> 00:14:22,714
من آقاي "بينگلي" و دوستانشون رو
.اينجا نمي بينم

147
00:14:22,886 --> 00:14:27,299
به نظرم بعضي از دوستاي آقاي "بينگلي" اينجا رو
.دور از شان خودشون ميدونن

148
00:14:27,475 --> 00:14:29,135
جدي؟

149
00:14:31,814 --> 00:14:33,937
مدت زياديه که آقاي "دارسي" رو ميشناسيد؟

150
00:14:35,026 --> 00:14:38,063
.حدود يک ماهه -
من ايشون رو از اندازه ي کل عمرم ميشناسم -

151
00:14:38,614 --> 00:14:42,482
.توي بچگي هم‌بازيِ هم بوديم -
...ولي -

152
00:14:42,660 --> 00:14:45,234
.بله، متعجب شديد

153
00:14:45,414 --> 00:14:48,415
شايد شما متوجهِ احوال‌پرسيِ سردِ ما شديد؟

154
00:14:49,377 --> 00:14:51,453
.اقرار ميکنم که متوجه شدم

155
00:14:52,381 --> 00:14:54,374
...چقدر شما

156
00:14:55,843 --> 00:14:58,880
آقاي "دارسي" رو خوب مي شناسيد؟

157
00:15:00,432 --> 00:15:03,552
.به اندازه اي که فک کنم کافيه

158
00:15:03,728 --> 00:15:09,483
،سه روز رو باهاشون توي يه خونه بودم
.و به نظرم ايشون خيلي گوشت‌تلخ اند

159
00:15:10,195 --> 00:15:15,023
متاسفانه افراد کمي هستند که
.نظر اينجوري دارن... البته بجز خودم

160
00:15:16,494 --> 00:15:22,082
.ولي توي «هارتفوردشار» هيچ کس ايشونرو دوست نداره
.همه از غرورش بيزارن

161
00:15:22,627 --> 00:15:25,201
...ميدونستي که

162
00:15:25,380 --> 00:15:29,509
آيا ايشون قصد داره که مدت زيادي توي «نردفيلد» بمونن؟ -
نميدونم -

163
00:15:29,677 --> 00:15:33,841
،اميدوارم بودن ايشون در همسايگي
.روي برنامه ي شما براي موندن، تاثير نزاره

164
00:15:34,016 --> 00:15:39,723
"مرسي. ولي من که نبايد به خاطر آقاي "دارسي
.عقب نشيني کنم

165
00:15:39,898 --> 00:15:42,935
،اگه اون ميخواد که از ديدن من، طفره بره
.خودش بايد بره

166
00:15:43,111 --> 00:15:46,491
آره، درسته. ما روابط دوستانه اي نداريم، ولي من فقط
:يه دليل براي روبرو نشدن باهاش دارم

167
00:15:46,492 --> 00:15:49,150
.اون در حق من ظلمِ بزرگي کرده

168
00:15:51,746 --> 00:15:57,501
،پدرش، مرحوم دارسي بزرگ، پدرخوانده ي من بود
.و يکي از بهترين مرداي روزگار بود

169
00:15:58,421 --> 00:16:01,090
،پدر من، وکيل ايشون بود

170
00:16:01,258 --> 00:16:07,214
،و وقتي که مُردند، آقاي دارسي بزرگ از من مراقبت کرد
،منو از همه نظر تامين ميکرد، به نظرم عاشقم بود

171
00:16:07,391 --> 00:16:12,766
.و منو مثل پسر خودش ميدونست
.قصد داشت منو بفرسته کليسا

172
00:16:13,565 --> 00:16:17,943
و  بزرگترين آرزوي منم
(انجام همين کار بود( ورود به اين حرفه

173
00:16:18,112 --> 00:16:23,653
،ولي بعد از اينکه فوت کرد
.مستمري اي که ايشون قولش رو داده بود، قطع شد

174
00:16:24,579 --> 00:16:28,873
پسر بدون هيچ دليلي، علاقه نداشت که
.وعده ي پدر رو، محترم بشمره

175
00:16:29,585 --> 00:16:33,749
،و واسه‌ي همين، ميبينيد که
.من مجبور بودم که مسير خودم رو توي دنيا برم

176
00:16:33,924 --> 00:16:38,468
اين واقعن شوکه کننده اس! من اصلن خيال نميکردم
.که آقاي "دارسي" تا اين حد بد باشه

177
00:16:38,638 --> 00:16:42,932
.که خودشو  کوچيک کنه تا چنين انتقام شريرانه اي بگيره
!حقشه که توي جمع بي آبرو بشه

178
00:16:43,311 --> 00:16:46,146
يه روز رسوا ميشه، ولي
.نه به دستِ من

179
00:16:46,314 --> 00:16:49,683
،تا زمانيکه لطف پدرش توي ذهنم هست
.نميتونم به چالشش بکشم يا دستش رو روکنم

180
00:16:55,826 --> 00:16:59,776
!ديگه غرورش ، آدمو ميکشه
!چقدر منفور

181
00:16:59,956 --> 00:17:03,372
اگه من جاي شما بودم
.هرگز نميتونستم اينقدر آروم باشم

182
00:17:04,253 --> 00:17:08,714
خب، من برخلاف بعضي مردها
.خلق و خوي کينه‌جويي ندارم

183
00:17:08,884 --> 00:17:14,092
.و موقعيت من، ميدوني، اينقدرها هم بد نيست
!درحال حاضر دلايل زيادي واسه‌ي خوشحالي دارم

184
00:17:14,516 --> 00:17:17,303
،من نميتونم بيکاري وتنبلي رو تحمل کنم

185
00:17:17,478 --> 00:17:20,479
و شغل جديدم
.منو کاملن مشغول نگه ميداره

186
00:17:20,649 --> 00:17:23,520
.هم‌کارام، مردهاي خيلي خوبي هستن

187
00:17:23,694 --> 00:17:27,858
و الانم خودم رو در خوشآيندترين
.جمعِ عمرم مي بينم

188
00:17:28,033 --> 00:17:31,367
مي بينيد، پس من مطلقن نميزرم که
!دلتون به حالم بسوزه

189
00:17:31,537 --> 00:17:35,321
ليزي"؟ "ليزي"، چرا بايد"
دلت به حال آقاي "ويکهام" بسوزه؟

190
00:17:36,168 --> 00:17:38,790
...چرا؟ چونکه

191
00:17:38,963 --> 00:17:42,166
چونکه توي اين سه ماه
!اصلن با کسي نرقصيدم

192
00:17:42,342 --> 00:17:46,126
!آقاي "ويکهام"ِ بيچاره
!خب، الان بايد کمرُ قِرش بدي

193
00:17:46,306 --> 00:17:49,343
!مري"، "مري"! آهنگ گل گندم رو بزن"

194
00:18:08,041 --> 00:18:09,665
!"اصلن باورم نميشه، "ليزي

195
00:18:09,835 --> 00:18:15,672
احترام گذاشتنِ آقاي "دارسي" به وصيت پدرش
.نبايد بزاره که او، اين طور غير متمدنانه رفتار کنه

196
00:18:15,842 --> 00:18:21,513
تصور کن، "ليزي"، اگه راست باشه
چطور دوستاي صميميش تا اين حد فريبش رو خوردند؟

197
00:18:21,766 --> 00:18:25,598
تصور اين براي من راحت‌تره که
،از آقاي "بينگلي"سوء استفاده شده

198
00:18:25,771 --> 00:18:29,555
"تا اينکه بگم آقاي "ويکهام
!اين داستان رو از خودش در آورده باشه

199
00:18:29,735 --> 00:18:32,653
به نظرم که تو
."از آقاي "ويکهام" خوشت اومده، "ليزي

200
00:18:35,325 --> 00:18:38,160
.اقرار ميکنم که ازش خوشم اومده

201
00:18:39,497 --> 00:18:42,617
نميتونم بفهمم که
.چطور يه نفر ميتونه اونو دوست نداشته باشه

202
00:18:43,335 --> 00:18:47,119
صراحت و راحتيِ خاصي
.توي رفتار و منشش هست

203
00:18:47,298 --> 00:18:50,216
،به نظرم، احساستش خيلي قوي ـه

204
00:18:50,385 --> 00:18:55,261
در عين حال، انگار يه نشاط و نيروي طبيعي
.توي وجودش هست

205
00:18:56,560 --> 00:18:59,561
درسته، "جين"، اقرار ميکنم که
.خيلي ازش خوشم مياد

206
00:19:00,481 --> 00:19:04,016
،ولي بعد از چنين آشناييِ مختصري

207
00:19:04,194 --> 00:19:07,361
تو فکر ميکني که ما بايد
به اين قاطعيت، حرفش رو باور کنيم؟

208
00:19:07,532 --> 00:19:10,023
چطور ميشه شک کرد؟

209
00:19:10,494 --> 00:19:14,658
."اون همه‌ي شرايط رو برام توضيح داد، "جين
.اسم ها، رخداد ها

210
00:19:15,417 --> 00:19:18,418
.و همه چيز رو بدون پرده برام گفت

211
00:19:18,587 --> 00:19:22,834
!بايد بزاريم آقاي "دارسي" خلافش رو ثابت کنه
.بعلاوه، توي نگاهش هم صداقت رو ميشد ديد

212
00:19:25,220 --> 00:19:27,711
.قضاوت واقعن سخته

213
00:19:28,641 --> 00:19:33,102
.ناراحت‌کننده است
.آدم نميدونه که چطور فکر کنه

214
00:19:34,732 --> 00:19:38,777
،خيلي معذرت ميخوام
!ولي کاملن معلومه بايد چطور فکر کرد

215
00:19:38,946 --> 00:19:44,024
اوه، دخترا! دخترا، ما همه‌مون به
!مهموني رقص توي «ندرفيلد» دعوت شديم

216
00:19:44,202 --> 00:19:46,278
!من عاشق مهمونيِ رقص ـم -
!منم همينطور -

217
00:19:46,455 --> 00:19:49,871
ميدوني، "جين"، اينا
.به خاطرِ عرض درود به شماست

218
00:19:50,544 --> 00:19:54,210
"اين دعوت شامل شما هم هست، آقاي "کالينز

219
00:19:57,135 --> 00:20:02,213
ولي ميتونيد قبول‌ش کنيد، آقا؟ کاملن واستون مناسبه؟
آيا اُسقف ـتون تاييد ميکنن؟

220
00:20:02,392 --> 00:20:05,512
.اين نهيِ‌اخلاقي شما، محترمه، دخترعموي عزيزم

221
00:20:05,687 --> 00:20:12,901
،ولي من بر اين نظرم که مهماني رقصي مثل اين
،که مرد باشخصيتي براي آدم هاي آبرومند برگذار ميکند

222
00:20:13,072 --> 00:20:15,610
.نميتونه نشاني از شر، داشته باشه

223
00:20:15,783 --> 00:20:19,449
، و من خودم که اصلن مخالفتي با رقصيدن ندارم

224
00:20:19,621 --> 00:20:25,043
بلکه اميدوارم افتخار پيدا کنم که دستِ همه ي
.دخترعمو هاي زيبام رو در طول شب، بگيرم

225
00:20:28,049 --> 00:20:32,178
و اين فرصت رو غنيمت رو ميشمرم
...براي تقاضا کردن از شما

226
00:20:33,097 --> 00:20:37,012
دوشيزه "اليزابت بنت"، براي...
!اولين دور رقصِ دونفره

227
00:20:49,200 --> 00:20:53,613
و يقين دارم که شما ميتونيد عظمت کلِ بنا رو
،"تصور کنيد، آقاي "ويکهام

228
00:20:53,789 --> 00:20:58,333
،چونکه بهتون گفتم که فقط نماي گچ‌بري شومينه
،در اتاق نشيمن دومش

229
00:20:58,503 --> 00:21:01,041
!حدود 800 پوند مي‌ارزه

230
00:21:01,215 --> 00:21:05,593
800پوند، آقا! به جرات ميتونم حدس بزنم
بايد شومينه ي خيلي بزرگي باشه؟

231
00:21:05,762 --> 00:21:08,716
.خيلي بزرگه، بله، آقا

232
00:21:08,891 --> 00:21:12,592
پس سرکار عليه خيلي به اجاقِ خوب علاقه دارند، درسته؟

233
00:21:12,771 --> 00:21:14,479
!"آقاي "کالينز

234
00:21:14,940 --> 00:21:18,641
چه حُسن تصادفي! من بايد شما رو
.پيش خواهرم، "مري" ببرم

235
00:21:18,820 --> 00:21:22,770
اون بين خطبه هاي "فوردايس"، بخشي رو پيدا کرده
.که اصلم معناش رو نميفهمه

236
00:21:22,950 --> 00:21:27,696
...خب، من -
.به نظرم اين اهميت مذهبيِ بالايي داره، آقا -

237
00:21:28,707 --> 00:21:31,625
...در اين مورد -
خيلي لطف داريد، آقا -

238
00:21:31,795 --> 00:21:34,167
.اون توي اتاقِ نشيمن ـه

239
00:21:40,973 --> 00:21:44,140
...صحبت هاي آقاي "کالينز" خيلي

240
00:21:44,310 --> 00:21:45,804
!مفيده...

241
00:21:45,979 --> 00:21:49,728
،و خيلي از اين جور حرف‌ها رو داره
!بهتون اطمينان ميدم

242
00:21:53,113 --> 00:21:56,862
آيا تا حالا با آقاي "بينگلي" ملاقات(آشنايي) داشتيد؟ -
نخير -

243
00:21:57,034 --> 00:22:02,705
ولي فکر ميکنم که آدم خوبيه. ايشون يه دعوت‌نامه عمومي
براي مهمونيِ رقصش در «ندرفيلد»، به همه ي افسرها داده

244
00:22:02,875 --> 00:22:06,327
که در بيش از 1/4 افراد
.باعث خوشحالي و مسرت شده

245
00:22:06,504 --> 00:22:10,372
.ايشون بايد مرد بسيار دوست‌داشتني اي باشند -
اوه، بله -

246
00:22:10,551 --> 00:22:16,008
نسبت به هرکسي که باهاش آشنا ميشه، نظر خوبي داره؛
.در عين حال مرد عاقليه با ذوق و قوه ي تشخيص

247
00:22:16,183 --> 00:22:19,620
"تعجب ميکنم از اينکه آقاي "دارسي
چطور ميتونه خودش رو به ايشون تحميل ميکنه

248
00:22:19,622 --> 00:22:22,270
.لابد نميدونه آقاي "دارسي" چطور آدميه

249
00:22:22,483 --> 00:22:27,822
احتمالن نميدونه. آقاي "دارسي" اگر چيزي رو قابل بدونه
.وقت صرفش ميکنه

250
00:22:27,990 --> 00:22:31,905
،در بين هم‌ترازهاش در ثروت و در منطق
،ميتونه آزاد-انديش

251
00:22:32,078 --> 00:22:35,198
.محترم و آبرومند، و حتي دل‌پذير باشه

252
00:22:35,791 --> 00:22:40,786
.تعجب ميکنم شما چنين بامدارا درموردشون صحبت ميکنيد -
اينقدرها هم بد نيستن -

253
00:22:43,968 --> 00:22:48,132
بهم بگين، دوشيزه "دارسي" چه طور دختريه؟

254
00:22:48,765 --> 00:22:51,636
.کاشکي مي‌ تونستم بگم که دل‌پذير بود

255
00:22:51,811 --> 00:22:55,512
،به عنوان يه خردسال، مهربان و باصفا بود
.و به من هم علاقه مند بود

256
00:22:55,691 --> 00:23:02,858
من ساعت‌ها وقت صرف سرگرم کردن ايشون کردم، ولي
.اون خيلي مثل برادرش بزرگ شده بود. خيلي... مغرور

257
00:23:03,742 --> 00:23:07,906
،خيلي وقته که نديدمش. از زمانيکه پدرش فوت شد
.خونه اش توي لندن بوده

258
00:23:08,081 --> 00:23:12,494
.اون فقط 16 سالشه
"همسنِ خواهرتون؛ "ليديا

259
00:23:13,087 --> 00:23:15,839
ليديا" 15 سالشه"

260
00:23:27,939 --> 00:23:31,889
اشاره ي پسرعمو تون به
ليدي کاترين دوبورگ" واسم جالب بود"

261
00:23:32,069 --> 00:23:36,613
،"ايشون عمه‌ي آقاي "دارسي" هستن، و دخترشون "آنن
،کسي که ثروت زيادي رو به ارث خواهد برد

262
00:23:36,784 --> 00:23:39,702
.قراره که عروس آقاي "دارسي" بشن

263
00:23:39,871 --> 00:23:41,495
جدي ميگين!؟

264
00:23:44,376 --> 00:23:46,784
"بيچاره دوشيزه "بينگلي

265
00:23:55,765 --> 00:23:59,384
!"خيلي خوب شدي، "ليزي

266
00:23:59,562 --> 00:24:05,435
،هيچوقت به زيباييِ خواهرت "جين" نميشي
!ولي ميتونم بگم که خيلي خوب شدي

267
00:24:05,611 --> 00:24:07,402
لطف داري، مامان

268
00:24:07,572 --> 00:24:12,947
،اميدوارم امشب به آقاي "کالينز" حسابي احترام بزاري
!چونکه خيــلي بهت توجه داره

269
00:24:13,120 --> 00:24:15,789
!اين لباسِ شبِ توهم خيلي زشته

270
00:24:15,957 --> 00:24:19,789
!اصلن از "ليزي" ميپرسم -
ليديا"، چکار ميکني؟" -

271
00:24:19,962 --> 00:24:24,838
!برو تو اتاقت رو لباستو بپوش -
!بايد يه چيزي رو از ليزي بپرسم -

272
00:24:25,886 --> 00:24:31,094
،ليزي"، ببين. نظرت چيه؟ "کيتي" ميگه که خوب نيست"
.ولي من فکر ميکنم که خيلي هم بهم مياد

273
00:24:31,268 --> 00:24:34,851
تعجب کردم که چطور از من پرسيدي -
خيلي خوشگل شدي -

274
00:24:35,023 --> 00:24:36,398
مرسي

275
00:24:36,566 --> 00:24:40,860
.ليزي"، "ويکهام" رو برا خودت نگه نداري يا"
.من و "کيتي" هم ميخواهيم باهاش برقصيم

276
00:24:41,030 --> 00:24:47,069
.قول ميدم بهت. حتي اگه بخوام هم نميتونم
.مجبورم که اولين رقص دونفره رو با آقاي "کالينز" بکنم

277
00:24:47,246 --> 00:24:50,698
!خدايا، بله ديگه. اون تهديد کرده بود که با هممون برقصه

278
00:24:50,698 --> 00:25:00,698
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

279
00:26:14,772 --> 00:26:18,936
،جين" عزيزم، چقدر خوشحالم که مي بينمت"
!و خيلي هم (مريضي ـت) خوب شدي

280
00:26:19,486 --> 00:26:23,187
،من و "لوييزا" خيلي دلمون برات تنگ شده
درسته؟

281
00:26:23,366 --> 00:26:25,608
آقاي "هرست"؟ -
چي؟ -

282
00:26:25,786 --> 00:26:28,871
!"اوه، خانوم "بنت -
سلام عليکم -

283
00:26:29,040 --> 00:26:33,085
."آقاي "بنت -
آقاي "بنت"، خانوم "بنت"! خيلي خوشحال شديم -

284
00:26:33,253 --> 00:26:35,791
و همينطور دخترانتون -
!دني" اونجاست" -

285
00:26:35,965 --> 00:26:39,465
!"و "چمبرلين -
. "و پسرعموم آقاي "کالينز -

286
00:26:39,636 --> 00:26:43,420
ميتونم براي اين نظم و ترتيب خيلي برازنده ـتون
بهتون تبريک بگم، خانوم؟

287
00:26:43,599 --> 00:26:49,021
...بسيار برام يادآوري شد که
شايد شما «روزينگ پارک» رو ديده باشيد؟

288
00:26:56,866 --> 00:26:58,657
"دوشيزه "بنت

289
00:28:00,779 --> 00:28:03,899
دوشيزه "بنت". امشب شما به طور قابل توجهي
.زيبا شده ايد

290
00:28:04,075 --> 00:28:05,866
لطف داريد

291
00:28:06,035 --> 00:28:11,243
موظف ام دوشيزه "بنت" که دوستم، "ويکهام" ابراز تاسفِ
عميق داشتن که نميتونن در مراسم رقص حضور داشته باشن

292
00:28:12,168 --> 00:28:15,039
اون مجبور شد که واسه ي
،يه امر فوري به شهر بره

293
00:28:15,213 --> 00:28:19,710
،البته اگه براي پرهيز از روبرويي با يه فرد خاص نبود
.اين امر، اونقدرها هم فوري نمي بود

294
00:28:25,226 --> 00:28:28,311
دني"! اميدوارم که آماده باشي"
!امشب با ماها برقصي

295
00:28:28,480 --> 00:28:33,143
ببخشيد حرف ـتون رو قطع کردم. اگه ميتونستم همزمان
...با هردو خواهرتون مي رقصيدم، ولي

296
00:28:33,319 --> 00:28:35,893
!"مهم نيستش. زودباش، "دني

297
00:28:54,679 --> 00:28:56,422
"شارلوت"

298
00:28:56,598 --> 00:28:59,089
!خيلي حرف‌ها دارم که بهت بزنم

299
00:29:01,187 --> 00:29:06,182
شارلوت"، ميتونم پسرعمومون آقاي "کالينز" رو "
"معرفي کنم؟ ... دوستم، دوشيزه "لوکاس

300
00:29:06,486 --> 00:29:09,108
حالتون چطوره آقا؟ -
"دوشيزه "لوکاس -

301
00:29:09,281 --> 00:29:12,244
درواقع من خيلي مفتخرم که با هرکدوم از
.دوست‌هاي دختر عموهاي نازنينم آشنا بشم

302
00:29:12,245 --> 00:29:15,071
!چقدر بانوان جوانِ زيبا

303
00:29:15,372 --> 00:29:17,412
!من واقعن از خود بيخود شدم

304
00:29:51,166 --> 00:29:54,286
!اونطرف، آقاي کالينز -
...خانوم، خيلي خيلي ببخشيد -

305
00:29:54,462 --> 00:29:57,416
معذرت ميخوام دخترعمو عزيزم

306
00:29:57,416 --> 00:30:07,416
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

307
00:31:24,282 --> 00:31:29,277
باورنکردنيه! مطمئني واقعيت داره؟ -
!شارلوت"، چطور ممکنه جور ديگه اي باشه" -

308
00:31:29,455 --> 00:31:34,283
"تمام رويدادها گواهي ميده. و خود آقاي "دارسي
...پيش من مبالغه ميکرد از بي ميليش به

309
00:31:34,461 --> 00:31:37,035
!"ليزي" -
چيه؟ -

310
00:31:41,804 --> 00:31:46,182
اگه وعده‌ي رقص به کس ديگه اي نداديد، ميشه به من
افتخار بديد که دور بعدي رو با من برقصيد، دوشيزه "بنت"؟

311
00:31:46,351 --> 00:31:48,509
...آه، من... نه خير

312
00:31:50,356 --> 00:31:52,812
.من ازتون متشکرم. بله ميشه

313
00:31:55,237 --> 00:32:00,944
!چرا نتونستم هيچ بهونه‌اي بتراشم؟ مردِ نفرت انگيز
.به خودم قول داده بودم که هيچوقت باهاش نرقصم

314
00:32:01,120 --> 00:32:04,869
آقاي "دارسي" خيلي برات ارزش قائله که
"تو رو انتخاب کرده، "ليزي

315
00:32:04,551 --> 00:32:06,196
.خوب فکر کن که داري چکار ميکني

316
00:32:06,198 --> 00:32:08,043
...واقعن يه احمقي اگه

317
00:32:08,212 --> 00:32:14,382
بزاري خواب‌وخيال‌هات در مورد "ويکهام" باعث بشه که تو
.از چشم مردي که ده برابر مهمتر از اونه، بيفتي

318
00:33:15,754 --> 00:33:18,791
به نظرم خوبه که يه صحبتي هم داشته باشيم
"آقاي "دارسي

319
00:33:20,844 --> 00:33:23,513
حتي چند کلمه هم کافيه

320
00:33:29,897 --> 00:33:33,017
مثلن ميتونيد يه چيزي
.راجع به رقص بگين

321
00:33:33,860 --> 00:33:36,647
منم ميتونم راجع به تعداد زوج هاي اينجا
.اظهار نظر کنم

322
00:33:41,411 --> 00:33:45,361
پس شما معمولن موقع رقص حرف ميزنيد؟ -
.بله، بعضي وقتها بهترين کاره -

323
00:33:45,541 --> 00:33:49,160
در اون صورت ميتونيم از لذت مکالمه ي هرچه کوتاه تر
.بهره‌مند باشيم

324
00:33:56,764 --> 00:34:01,640
آيا داريد احساس حودتون رو توضيح ميديد
يا اينکه خيال ميکنيد احساس مرا ميگوييد؟

325
00:34:05,983 --> 00:34:08,272
.به نظرم هردوش

326
00:34:15,120 --> 00:34:21,325
هردوي ما تمايلي به صحبت کردن نداريم، مگر اينکه
.قرار باشه چيزي بگيم که همه‌ي حاضران رو متعجب کنه

327
00:34:22,128 --> 00:34:25,580
مطمئنن شباهت خيره‌کننده‌اي
.باشخصيت خود شما ندارد

328
00:35:14,235 --> 00:35:18,150
آيا شما زياد به «مريتن» ميرويد؟ -
بله، خيلي زياد -

329
00:35:23,079 --> 00:35:27,124
،آن روز که ما رو آنجا ديديد
.ما تازه آشنايي جديدي به هم زده بوديم

330
00:35:34,469 --> 00:35:37,636
با رفتار هاي خوشِي که آقاي "ويکهام" داره
.ميتونه به سادگي ايجادِ دوستي کنه

331
00:35:37,806 --> 00:35:42,350
،اما اين‌که آيا بتواند دوستي ها رو حفظ کند
.معلوم نيست

332
00:35:46,525 --> 00:35:51,437
،اونقدر بداقبال بود که دوستي ـه شما رو از دست داد
.آن هم طوري که تمام عمر ناراحتي‌اش رو خواهد چشيد

333
00:35:54,076 --> 00:35:58,703
!بزاريد بهتون تبريک بگم، آقا
.اينچنين رقص استادانه‌اي کمتر ديده ميشه

334
00:35:58,874 --> 00:36:02,742
مطمئنم که هم‌رقص زيباي شما
.کاملن برازنده ـتونه

335
00:36:02,921 --> 00:36:09,007
اميدوارم که اين لذت و شادي، مستدام باشه. به‌خصوص که
.واقعه ي دلپذيري در پيش داشته باشيم

336
00:36:09,178 --> 00:36:11,254
نه، دوشيزه "ليزي"؟

337
00:36:11,807 --> 00:36:15,223
!چه تبريک و تهنيت‌هايي از همه طرف سرازير ميشه -
...آقا، من -

338
00:36:15,394 --> 00:36:19,558
متوجه‌ام! ديگه يک دقيقه هم شما رو
!از زوج بي‌نظيرتون، دور نگه نميدارم

339
00:36:19,733 --> 00:36:23,482
.لذت ببريد، قرابان
!عاليه! عاليه

340
00:36:27,535 --> 00:36:30,951
يادم مياد يه بار ازتون شنيدم که
.خيلي سخت کسي رو مي‌بخشيد

341
00:36:31,122 --> 00:36:33,613
اگر از چيزي بدتون بياد
.ديگه کوتاه نميايد

342
00:36:34,043 --> 00:36:37,412
،ولي حتمن خيلي مواظب هستيد
قبل از اينکه از چيزي بيزار بشيد، درسته؟

343
00:36:37,589 --> 00:36:39,665
بله، درسته

344
00:36:51,523 --> 00:36:55,058
و هيچ وقت نميگذاريد که
تعصب و غرض، چشم‌تان را کور کند؟

345
00:36:55,653 --> 00:36:57,277
اميدوارم

346
00:36:57,447 --> 00:37:00,567
ميتونم بپرسم اين سوال‌ها
به چه چيزي مربوط ميشه؟

347
00:37:00,743 --> 00:37:04,907
.فقط براي روشن‌شدن شخصيت شما
.سعي دارم سر در بيارم

348
00:37:05,081 --> 00:37:08,616
و چقدر موفق شده‌ايد؟ -
اصلن پيش نرفته ام -

349
00:37:08,794 --> 00:37:12,163
آن‌قدر چيزهاي مختلف درباره‌ي شما ميشنوم
.که کاملن گيج شده‌ام

350
00:37:39,791 --> 00:37:44,501
کاشکي در اين لحظه سعي نمي‌کرديد که
."شخصيت منو ترسيم کنيد، دوشيزه "بنت

351
00:37:44,672 --> 00:37:48,006
اين کار به نفع هيچ کدام از ما
.تمام نميشود

352
00:37:48,177 --> 00:37:52,175
،اما اگه من الان چيزي از شما دستگيرم نشود
!شايد هيچ وقت ديگه فرصت پيدا نکنم

353
00:37:52,348 --> 00:37:55,883
من به‌هيچ‌وجه خلاف ميل شما
.عمل نخواهم کرد

354
00:38:21,760 --> 00:38:25,924
دوشيزه "اليزا" شنيده ام که از
.آشنايي با "جورج ويکهام" خوشوقت شده ايد

355
00:38:26,099 --> 00:38:29,599
،بدون شک،در بين ساير صحبت هاشون
يادش رفته بهتون بگه

356
00:38:29,770 --> 00:38:34,896
،که اون پسرِ "ويکهام"ِ پير بود
!يعني پيشکارِ آقاي "دارسي"ِ مرحوم

357
00:38:37,154 --> 00:38:39,526
،اما دوشيزه "اليزا"، به عنوان يه دوست

358
00:38:39,699 --> 00:38:43,483
بزاريد بهتون توصيه کنم که زياد
.به حرف هاش اعتماد نکنيد

359
00:38:43,662 --> 00:38:49,618
ويکهام" با "دارسي" رفتارِ بسيار بي‌شرمانه اي داشته" -
واقعن؟ چطور؟ -

360
00:38:49,795 --> 00:38:56,131
جزئياتش رو يادم نمياد، ولي ميدونم که
.آقاي "دارسي" به هيچ وجه مقصر نبود

361
00:38:56,470 --> 00:39:01,298
،"دلم برات ميسوزه، "اليزا
،که به گناهِ مردِ محبوبت پي بردي

362
00:39:01,476 --> 00:39:05,640
،ولي جدي، با توجه به اصل و نسبش
.انتظار بيشتري نميشه داشت

363
00:39:05,815 --> 00:39:10,228
در حرف هاي شما
.بدي و اصلو نسب، معادل هم فرض شده اند

364
00:39:10,404 --> 00:39:15,992
شنيده‌ام که شما بهش گفتيد آدم بي ارزشيه چون
.فقط پسرِ پيشکار آقاي "دارسي"ـه، خودشون اينو بهم گفتن

365
00:39:16,829 --> 00:39:18,620
معذرت ميخوام

366
00:39:18,789 --> 00:39:22,657
.ببخشيد فضولي کردم. منظور بدي نداشتم

367
00:39:34,684 --> 00:39:36,760
!دختر بي حيا -
!ليزي -

368
00:39:36,937 --> 00:39:41,647
من که در اين رفتارِ احمقانه
.چيزي بجز ناداني اين دختر و خباثت آقاي "دارسي" نمي بينم

369
00:39:41,818 --> 00:39:43,976
..."درسته، ولي "ليزي

370
00:39:46,157 --> 00:39:49,526
آقاي "بينگلي" گفتش، که هرچند
،از کلِ ماجرا خبر نداره

371
00:39:49,703 --> 00:39:53,867
ولي ميترسه آقاي "ويکهام" اصلن اون
.مردِ جواني که نشون ميده، نباشه

372
00:39:54,042 --> 00:39:56,829
خودش آقاي "ويکهام" رو ميشناسه؟ -
.نه، اصلن -

373
00:39:57,004 --> 00:40:00,504
پس، حتمن ماجرا رو از
آقاي "دارسي" شنيده

374
00:40:01,009 --> 00:40:05,506
.به صداقت آقاي "بينگلي" کوچکترين ترديدي ندارم
.معلومه که حرف دوستش رو باور ميکنه. اين ويژگيِ خوبيه

375
00:40:05,681 --> 00:40:10,723
ولي در مورد اون دو آقاي ديگه، نظرم
.همونه که قبلن بوده

376
00:40:10,896 --> 00:40:15,060
چطوره کمي موسيقي بشنويم؟
!خيلي دلم ميخواد به يه ترانه گوش کنم

377
00:40:15,235 --> 00:40:17,809
کارولين"، ميشه ازتون خواهش کنيم؟"

378
00:40:20,575 --> 00:40:22,733
"دوشيتزه "مري بنت

379
00:40:23,578 --> 00:40:25,571
.انگار فکر منو خونديد

380
00:40:41,309 --> 00:40:51,062
دخترِ جوون عزيز، چرتي بزن#

381
00:40:56,661 --> 00:41:02,000
شاخه هاي سبز، تو رو ميپوشونن#

382
00:41:02,168 --> 00:41:07,673
ميآن تا تو ازشون تنفس کني#

383
00:41:08,009 --> 00:41:11,129
درجايي که تو خوابيدي#

384
00:41:12,306 --> 00:41:16,174
...بخواب، دخترِ جوون عزيز#

385
00:41:16,478 --> 00:41:18,684
ليزي"! ببين"

386
00:41:20,274 --> 00:41:21,852
!ولي اونا به هم معرفي نشدن

387
00:41:22,026 --> 00:41:25,229
نبايد جلوشو بگيريم؟ -
ديگه دير شده -

388
00:41:27,032 --> 00:41:33,071
...آقاي "دارسي". من کشفِ قابل توجه
!بايد بگم کشف باور نکردني اي کرده ام

389
00:41:33,248 --> 00:41:37,994
متوجه شده ام که شما برادرزاده ي
!ليدي کاترين دوبورگ"ِ ساکن «روزينگ پارک» هستيد"

390
00:41:39,256 --> 00:41:46,589
آقاي دارسي، من اين سعادت بزرگ رو دارم که به شما
...اطلاع بدم که بانو، در کمال صحت و سلامت بودند

391
00:41:46,765 --> 00:41:49,054
در 8 روز پيش...

392
00:41:50,395 --> 00:41:52,851
خوشحالم اينو مي‌شنوم

393
00:41:55,943 --> 00:42:01,151
و اسم شما چيه، آقا؟ -
"من "ويليهام کالينز" هستم، آقاي "دارسي -

394
00:42:01,325 --> 00:42:05,109
...و افتخار خيلي بزرگي نصيبم شده که

395
00:42:11,963 --> 00:42:17,468
شاخه هاي سبز، تو رو ميپوشونن#

396
00:42:17,637 --> 00:42:22,976
ميآن تا تو ازشون تنفس کني#

397
00:42:30,904 --> 00:42:36,908
درجايي که تو خوابيدي#

398
00:42:49,468 --> 00:42:54,594
مادرم بهم پيشنهاد داد که موهام رو#

399
00:42:54,767 --> 00:42:58,635
با نوارهاي قرمز رنگ، ببندم#

400
00:43:00,148 --> 00:43:04,811
بسيارعالي بودم، بچه ي عزيزم
.همه ما رو به اندازه‌ي کافي شاد کردي

401
00:43:05,947 --> 00:43:10,076
اجازه بده بانوانِ جوان ديگه هم
.هنرشون رو نشون بدن

402
00:43:17,587 --> 00:43:20,707
کاش من هم اينقدر شانس داشتم
،که ميتونستم بخوانم

403
00:43:20,882 --> 00:43:25,379
خيلي خوشحال ميشدم که با ترانه اي
.در خدمت حضار باشم

404
00:43:25,555 --> 00:43:31,345
البته سعي خودم رو خواهم کرد، چون به نظر من
موسيقي تفريحي معصومانه است

405
00:43:31,521 --> 00:43:35,899
و کاملن با حرفه ي يک روحاني
!سازگاره

406
00:43:56,301 --> 00:44:00,133
آقاي "کالينز" مرد جوانِ
.بسيار عاقل و محترمي هستند

407
00:44:00,306 --> 00:44:06,061
،و خيلي هم به "ليزي" علاقه‌مند شده
.و منم فکر نميکنم که همسر بهتري گيرش بياد

408
00:44:06,231 --> 00:44:13,611
اول از جين خوشش اومده بود، ولي "بينگلي" از قبل
!حضور داشت. حالا هم يه عروسيِ عالي خواهيم داشت

409
00:44:13,782 --> 00:44:19,572
و، البته مسلمه که، اينطوري بقيه ي دخترامون
!سرِ راه مردان ثروتمندِ ديگه اي قرار ميگيرن

410
00:44:21,082 --> 00:44:22,825
!ليديا

411
00:44:31,846 --> 00:44:36,758
.ياعلي! دني برام يه ذره شراب بيار
!به سختي ميت.نم نفس بکشم، مُردم از خستگي

412
00:44:45,905 --> 00:44:50,069
!"بعد "چمبرلين" و بعد هم دوباره "دني...
!ليديا" فقط دوبار باهاش رقصيد"

413
00:44:50,244 --> 00:44:53,910
به نظرم که "مري" خيلي افتضاح خوند -
"اوه، آره. بيچاره "مري -

414
00:44:54,082 --> 00:44:58,246
بااين حال، بازهم اصرار داره بخونه -
من ميگم که از حماقتشه -

415
00:44:58,420 --> 00:45:02,335
آقاي "کالينز" پاشو گذاشت رو دامنم و پاره‌اش کرد -
!ليزي، عزيزم -

416
00:45:02,509 --> 00:45:06,341
!"بهتون اطمينان ميدم که هيچ کس مخالفتي نداره، آقاي "کالينز

417
00:45:07,432 --> 00:45:09,010
کيتي"، تنهام نزاريا"

418
00:45:09,184 --> 00:45:12,684
!ليزي"، عزيزم" -
!چيه؟ فقط آقاي "کالينز" ـهز -

419
00:45:12,855 --> 00:45:17,601
.بيا "کيتي". طبقه ي بالا کارت دارم
!آقاي "کالينز" ميخوان يه چيزي به "ليزي" بگن

420
00:45:18,153 --> 00:45:24,406
مادر عزيزم، لطفن نريد. بايد از آقاي "کالينز" عذر بخوام
.ايشون حرفي که کسي نبايد بشنود، با من ندارد

421
00:45:24,578 --> 00:45:31,246
ليزي". من اصرار دارم که تو جايي که هستي بموني"
!و به حرف هاي آقاي "کالينز" گوش بدي

422
00:45:32,296 --> 00:45:35,416
بيا، "کيتي"! زود باش

423
00:45:47,815 --> 00:45:54,234
باور کنيد، دوشيزه "اليزابتِ" عزيز، که حُجب‌وحياي شما
.مکمل ساير کمالات شماست

424
00:45:54,741 --> 00:45:57,991
ولي بعيده که مقصود من رو
،از اين مکالمه درک نکنيد

425
00:45:58,161 --> 00:46:02,325
هرچند نزاکت فطري‌تان شايد
.شما رو به کتمان مساله واميداره

426
00:46:02,500 --> 00:46:06,830
،من تقريبن از همان موقعي که به اينجا آمدم

427
00:46:07,006 --> 00:46:12,630
!شما را همدمِ زندگيِ آينده‌ام تشخيص دادم

428
00:46:13,889 --> 00:46:18,018
اما قبل از اينکه در اين مساله
،دستخوشِ احساسات بشوم

429
00:46:18,270 --> 00:46:24,523
شايد بهتر باشه دلايل خودم رو براي
.ازدواج‌کردن بيان کنم

430
00:46:24,695 --> 00:46:26,771
..."آقاي "کالينز

431
00:46:32,204 --> 00:46:34,612
:دلايل ازدواج‌کردن من اين‌هاست

432
00:46:34,790 --> 00:46:41,790
اولن فکر ميکنم که هر آدم روحاني بايد
.در ناحيه‌ي کشيشيِ خودش سرمشق زندگي زناشويي باشه

433
00:46:41,966 --> 00:46:46,961
ثانين، که من معتقدم که به (بااين ازدواج) به
.خوشبختيِ من بسي افزوده خواهد شد

434
00:46:47,139 --> 00:46:51,802
و سومن، که شايد بايد
،زودتر اشاره ميکردم

435
00:46:52,521 --> 00:46:58,774
اين توصيه و نصيحتِ ويژه‌ي
!حاميِ نجيب‌زاده ي من، "ليدي کاترين دوبورگ" هستش

436
00:46:58,945 --> 00:47:02,445
...ايشون گفتن: "آقاي کالينز
".شما بايد ازدواج کنيد

437
00:47:02,617 --> 00:47:06,781
...خوب انتخاب کنيد
.به خاطر من زني انتخاب کنيد که خانم باشد

438
00:47:06,955 --> 00:47:13,919
و به خاطر خودتان زني انتخاب کنيد که
.فعال، به‌دردبخور باشد. خيلي در نازونعمت تربيت نشده باشد

439
00:47:14,089 --> 00:47:20,888
،هرچه زودتر چنين زني را پيدا کنيد
!اونو به «هانسفرد» بياوريد، و من ايشان رو خواهم ديد

440
00:47:21,432 --> 00:47:25,264
،و هوش و فراست شما

441
00:47:25,437 --> 00:47:28,189
به خصوص اگر با آرامش و احترامي
،که از مقامِ ايشان ناشي ميشود

442
00:47:28,357 --> 00:47:33,518
توام ميگردد؛ به نظرم، براي ايشان
.قابل‌قبول خواهد بود

443
00:47:34,865 --> 00:47:36,359
بله

444
00:47:37,619 --> 00:47:43,456
.به‌اين‌ترتيب، براي ازدواج کردن دلايل فراوان دارم
:حالا، راجع به انتخابِ به خصوص ـم

445
00:47:43,960 --> 00:47:46,036
،دخترعموي عزيزم

446
00:47:46,213 --> 00:47:51,421
من، ميدونيد که، همه‌ي اين ملک را
،بعد از مرگ پدر محترمتان به ارث مي‌برم

447
00:47:51,594 --> 00:47:57,182
به‌همين‌خاطر نتوانستم خودم رو راضي کنم که
.همسري از ميان دخترانش اختيار نکنم

448
00:48:00,898 --> 00:48:05,442
،و الانم چيز ديگه‌اي نميمونه

449
00:48:06,154 --> 00:48:12,443
جز اينکه با زبانِ خيلي گويا
!بابت احساساتِ پور شورم، به شما اطمينان بدهم

450
00:48:12,621 --> 00:48:17,284
...آقاي "کالينز"، خواهش ميکنم-
.درمورد ثروت، من هيچ نظري ندارم -

451
00:48:17,460 --> 00:48:23,582
من خوب ميدونم که چهار درصد سودِ 1000 پوند
،تنها چيزيه که شما در اون ذي‌حق هستيد

452
00:48:23,759 --> 00:48:28,885
ولي خيالتون کاملن راحت باشه، وقتي ازدواج کرديم
!من در اين مورد هيچوقت سرزنش نخواهم کرد

453
00:48:30,184 --> 00:48:32,936
!خيلي تند مي‌رويد، آقا

454
00:48:33,980 --> 00:48:40,233
.فراموش کرديد که من هيچ جوابي به شما نداده‌ام
.بزاريد الان بدم. بابت تعارفات و تجميدهاتون ممنونم

455
00:48:40,405 --> 00:48:44,569
من از پيشنهادهاي شما کاملن ممنونم و به خودم مي‌بالم
...ولي

456
00:48:45,203 --> 00:48:48,406
.چاره‌اي ندارم جز رد کردنِ پيشنهاد شما

457
00:48:55,883 --> 00:48:59,502
!من به هيچ وجه دلسرد نميشم. اصلن و عَبَدَن

458
00:48:59,679 --> 00:49:06,217
ميدونم که خانم‌هاي جوان، معمولن دفعه ي اولِ
،خواستگاري مردي رو که پذيرفته اند

459
00:49:06,396 --> 00:49:12,316
،رد ميکنند
، و بنابراين ميتونم اميدوار باشم، دخترعموي عزيزم

460
00:49:12,487 --> 00:49:15,488
.به همين زودي ها، با شما به کليسا بروم

461
00:49:15,657 --> 00:49:20,818
قسم ميخورم که اميدواري‌تان بعد از اين حرف من
.هيچ توجيهي نداره

462
00:49:20,997 --> 00:49:24,912
،من در اين جوابِ منفي دادن
...کاملن جدي‌ام

463
00:49:25,336 --> 00:49:29,833
شما نميتونيد منو خوشبخت کنيد، و من مطمئنم که
.آخرين زني در دنيا هستم که ميتونه شما رو خوشبخت کنه

464
00:49:30,009 --> 00:49:32,381
،دوشيزه "اليزابت"ِ عزيزم

465
00:49:32,553 --> 00:49:37,465
موقعيت من در زندگي، ارتباطات ـم با
،"خانواده ي نجيب‌زاده‌ي "دوبورگ

466
00:49:37,643 --> 00:49:41,511
.اينها مزاياي بينهايت فوق‌العاده ـم هستند

467
00:49:42,232 --> 00:49:48,485
بايد فکر کنيد که به هيچ وجه معلوم نيست که
.پيشنهاد ازدواج ديگه اي به شما بشود

468
00:49:48,657 --> 00:49:52,406
شما نميتونيد توي جوابِ رددادن ـتون
.خيلي جدي باشين

469
00:49:53,287 --> 00:49:57,700
ترجيح ميدم فکر کنم که ميخواهيد
،طبقِ عادتِ رايجِ خانم‌هاي دلربا

470
00:49:57,877 --> 00:50:01,496
با معلق نگه‌داشتنِ من، آتش عشقم رو
.تيزتر کنيد

471
00:50:02,716 --> 00:50:04,127
،مطمئن باشيد آقا

472
00:50:04,301 --> 00:50:10,554
که من به‌هيچ‌وجه طرفدارِ اين نوع دلربايي‌ها نيستم
.که خلاصه ميشه توي آزاردادنِ يک مردِ محترم

473
00:50:10,726 --> 00:50:15,934
،بابت اينکه افتخار دادين و ازم خواستگاري کرديد، ممنونم
.اما قبول کردنش کاملن غيرممکن هستش

474
00:50:16,441 --> 00:50:19,691
ولي احساساتِ من از هرجهت نقطه مقابلِ اين هستش

475
00:50:19,987 --> 00:50:25,029
از اين واضح‌تر ميشه گفت!؟ -
!شما سراپا جذاب‌ايد -

476
00:50:26,704 --> 00:50:32,909
و من فکر ميکنم که وقتي از والدينِ عالي‌قدرتان
...مجوزِ لازم رو بگيرم

477
00:50:35,131 --> 00:50:41,170
پيشنهادِ ازدواج ـم به هيچ وجه
...نامقبول نخواهد بود

478
00:50:46,604 --> 00:50:50,649
!"اوه، آقاي "بنت
کارِ فوري داريم

479
00:50:50,817 --> 00:50:53,391
!وسطِ معرکه گير افتاديم

480
00:50:53,571 --> 00:50:58,150
.بايد بياي و "ليزي" رو به ازدواج با آقاي "کالينز" مجبور کني
،اون عهد کرده که اين مرد رو نميخواد

481
00:50:58,327 --> 00:51:03,073
"و اگه شما هم سريع نجُنبي، آقاي "کالينز
!هم نظرش رو نغيير ميده و ميگه دختره رو نميخواد

482
00:51:03,250 --> 00:51:07,544
.نتونستم لذت فهميدنِ حرف ـت رو داشته باشم
از چه چيزي داري حرف ميزني؟

483
00:51:08,131 --> 00:51:11,832
!"از آقاي "کالينز" و "ليزي

484
00:51:12,428 --> 00:51:18,016
ليزي" ميگه آقاي "کالينز" رو نميخواد، و"
!آقاي "کالينز" هم داره ميگه که شايد "ليزي" رو نخواد

485
00:51:18,852 --> 00:51:23,313
خب، من اين وسط چه کار بايد بکنم؟
.به نظر ميرسه که اوضاع تعريفي نداره

486
00:51:23,483 --> 00:51:29,107
.خودت درباره‌ي مساله با "ليزي" صحبت کن
!بگو که اصرار داري با اون ازدواج کنه

487
00:51:31,952 --> 00:51:34,075
.صداش بزن بياد تو

488
00:51:35,832 --> 00:51:38,869
"!ليزي"! "ليزي"

489
00:51:39,044 --> 00:51:41,831
.پدر ميخواد باهات صحبت کنه

490
00:51:46,178 --> 00:51:48,752
.بيا اينجا، بچه جان

491
00:51:53,312 --> 00:51:54,890
...من

492
00:51:55,565 --> 00:52:00,062
از قرارِ معلوم، آقاي "کالينز" به تو
.پيشنهاد ازدواج داده

493
00:52:00,905 --> 00:52:03,479
درسته؟ -
بله -

494
00:52:03,867 --> 00:52:08,743
خيلُ‌خب. و تو اين پيشنهاد رو رد کرده‌اي؟

495
00:52:09,123 --> 00:52:11,745
بله پدر -
فهميدم -

496
00:52:12,461 --> 00:52:18,417
.خب، حالا ميريم سرِ اصلِ مطلب
.مادرت اصرار داره که تو بپذيري

497
00:52:19,469 --> 00:52:25,508
مگه نه، خانمِ "بنت"؟ -
بله!، وگرنه ديگه حاضر نيستم چشمم بهش بيفته -

498
00:52:25,686 --> 00:52:28,806
."يکي دوراهي مقابلِ توست، "اليزابت

499
00:52:28,981 --> 00:52:32,896
از امروز با يکي از والدين‌ت قهر کني

500
00:52:33,070 --> 00:52:38,065
اگه با آقاي "کالينز" ازدواج نکني
.مادرت ديگه تو رو نخواهد ديد

501
00:52:38,618 --> 00:52:40,361
...و

502
00:52:40,537 --> 00:52:44,535
اگه ازدواج بکني
من ديگه تو رو نمي‌بينم

503
00:52:46,336 --> 00:52:49,171
!"اوه، آقاي "بنت

504
00:52:58,560 --> 00:53:03,519
!"بشين، دوشيزه "ليزي
!من هنوزم اصرار دارم که با آقاي "کالينز" ازدواج کني

505
00:53:03,691 --> 00:53:08,603
اوه، "شارلوت"، اينجا چکار ميکني؟ -
اومدم "اليزابت" رو ببينم -

506
00:53:10,700 --> 00:53:15,612
آقاي "کالينز" از "ليزي" خواستگاري کرد
!و فکر ميکني چي شد؟ اون جواب منفي بهش داد

507
00:53:15,790 --> 00:53:19,788
خب من براي آقا خيلي متاسفم
!که نميتونم بگم (بابت جواب ليزي) شُکه شدم

508
00:53:19,961 --> 00:53:23,164
اگه نکني
!ديگه باهات صحبت نميکنم

509
00:53:25,343 --> 00:53:28,712
من ديگه نميخوام در اين مورد بحث کنم -
!"آقاي "کالينز -

510
00:53:29,682 --> 00:53:33,016
مامان حسابي عصبانيه
آقا گفته که نميخواد يه شب ديگه رو اينجا بمونه

511
00:53:33,770 --> 00:53:40,604
جالبه، ميتونم دعوتش کنم که بياد با ما شام بخوره؟ -
چرا، خوبه! بکن! ببرش و بهش غذا بده -

512
00:53:40,779 --> 00:53:43,982
!تمام صبح اوقاتش حسابي تلخ بود

513
00:53:54,463 --> 00:53:57,583
!"اوه، آقاي "کالينز -
.من تسليم شدم -

514
00:53:58,843 --> 00:54:01,417
و تسليم هيچوقت اين اندازه کامل نيست

515
00:54:01,597 --> 00:54:06,805
چون نعمتِ دريغ شده
!کم‌کم ارزشش رو نزد انسان از دست ميده

516
00:54:07,980 --> 00:54:10,602
پس تا فردا، بانو

517
00:54:14,154 --> 00:54:16,479
خدانگهدارتون

518
00:54:20,286 --> 00:54:23,038
!"اوه، آقاي "کالينر

519
00:54:47,028 --> 00:54:47,549
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

520
00:54:48,071 --> 00:54:48,592
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

521
00:54:49,114 --> 00:54:49,635
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

