﻿1
00:00:01,900 --> 00:00:20,361
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

2
00:00:24,782 --> 00:00:29,996
<font color=#FF0000>«... غرور و تعصب ...»</font>
<font color=#FFA500>"بر اساس رماني از: "جين آستين</font>

3
00:01:03,367 --> 00:01:06,818
.منظره زيباييه -
.نسبتن قشنگه، باهات موافقم -

4
00:01:06,996 --> 00:01:09,451
.در مقابلِ «پمبرلي» چيزي نيست، ميدونم

5
00:01:09,832 --> 00:01:12,999
.ولي من بايد يه جا زندگي کنم
موافقت مي کني؟

6
00:01:13,169 --> 00:01:15,248
.توي جامعه(ـِشون) بگردي، رفتاريهاي ناهنجاري رو ميبيني

7
00:01:15,250 --> 00:01:18,549
منظورت اخلاق روستايي هاست؟
من فکر ميکنم که خيلي هم دوست داشتي اند

8
00:01:18,551 --> 00:01:22,501
.پس بهتره بري بخريش -
.مرسي ، حتما-

9
00:01:22,680 --> 00:01:25,883
.بايد هرچه زودتر قراردادش رو ببندم

10
00:02:33,720 --> 00:02:37,967
.من ميخوام اينو امروز بپوشم
!نگاه کن ببين چکارش کردي

11
00:02:38,141 --> 00:02:40,714
!مادر ، مادر

12
00:02:41,645 --> 00:02:46,603
ليديا کلاه منو پاره کرده و ميگه
.که براي کليسا ميپوشه. بهش بگو که اينجوري نکنه

13
00:02:46,776 --> 00:02:49,882
من واسه برنامه هاي خودم بايد اونو سرکنم

14
00:02:49,884 --> 00:02:53,491
.اين کلاهِ بهش نمياد
! اينقدر قشنگ نيست که با اين کلاه زيبا بشه

15
00:02:53,659 --> 00:02:56,779
!نه، تو نبايد اونو داشته باشي -
!ليديا"! "کيتي"! دخترا" -

16
00:02:56,955 --> 00:03:01,119
ميشه لطفا اعصاب منو خُرد نکنيد؟
."اجازه بده برداره ، "کيتي

17
00:03:01,293 --> 00:03:05,338
ولي مال منه! شما بهش اجازه ميدي که
.هرچيزي که مال منه رو برداره

18
00:03:13,599 --> 00:03:19,851
اوه، ماها چه ـمون شده؟
جين"، "ليزي"، کجاييد شماها؟"

19
00:03:20,023 --> 00:03:23,143
.اينجام، مامان -
.اومدم، مامان -

20
00:03:38,294 --> 00:03:42,956
!عزيزم! آقاي "بِنِت"! خبرهاي جالب

21
00:03:43,216 --> 00:03:46,336
!پارک ندرفيلد» بالاخره اجاره رفت» -
واقعن؟ -

22
00:03:46,511 --> 00:03:50,094
.آره، راست ميگم
من الان از خانم "لانگ" (سير تا پيازش رو) شنيدم

23
00:03:50,266 --> 00:03:55,474
نميخواي بدوني که چه کسي اجاره اش کرده؟ -
.توکه ميخواي بگي و منم براي شنيدنش اعتراضي ندارم -

24
00:03:55,647 --> 00:04:00,309
به وسيله ي يه مرد جوان خيلي ثروتمند
.از شمال انگلستان، اجاره شده

25
00:04:00,486 --> 00:04:03,059
.يه مرد مجرد خيلي پولدار عزيزم

26
00:04:03,239 --> 00:04:06,359
.او دوشنبه اومده بود که مِلک رو ببينه

27
00:04:06,534 --> 00:04:10,532
اسمش "بينگلي"ِ
.و روز عيد ميکاييل (29 سپتامبر) مالک خواهد شد

28
00:04:10,706 --> 00:04:13,992
!و هرسال 5000 تا درآمدشه

29
00:04:14,919 --> 00:04:19,830
!جون ميده براي دخترهاي ما -
چطور؟ چجوري ميتونه روي آنها اثر بذاره؟ -

30
00:04:20,008 --> 00:04:25,429
آقاي "بِنِت"، چرا اينقدر شما خنگي؟ ميدوني که
.من به ازدواج او با يکي از اينا (دخترهاش) فکر مي کنم

31
00:04:26,766 --> 00:04:30,515
يه مرد مجرد با يه ثروت خوب
.حتما تو فکر يک همسر هست

32
00:04:31,104 --> 00:04:35,813
بله، بايدم باشه! و کي بهتر از يکي از 5 تا دختر ما؟

33
00:04:35,985 --> 00:04:37,645
!"ليديا"

34
00:04:37,820 --> 00:04:40,572
!عجب جُکِ باحالي ميشه اگه منو انتخاب کنه-
!يا منو -

35
00:04:40,740 --> 00:04:45,201
پس اين نقشه خودش بوده بياد اينجا زندگي کنه؟
تا با يکي از دختراي ما ازدواج کنه؟

36
00:04:45,370 --> 00:04:48,406
نقشه؟ چطور مي توني همچين مزخرفاتي بگي؟

37
00:04:48,582 --> 00:04:51,702
.ولي احتمالش هست که عاشق يکي از اونا بشه

38
00:04:51,878 --> 00:04:57,465
.بنابراين وقتي که اومد، تو مستقيمن بايد بري ديدنش-
.نه، نه، من دليلي براي اين کار نمي بينم -

39
00:04:57,634 --> 00:05:00,172
!"آقاي "بِنِت -
.خودت با دخترا برو -

40
00:05:00,346 --> 00:05:03,098
.حتي بهتر از اين ، آنها رو تنها بفرست -
!خوشون تنها؟ -

41
00:05:03,266 --> 00:05:07,845
.آره ديگه، چون خود تو هم مثل آنها خوشگلي
.آقاي "بينگلي" بعيد نيست ازتو بيشتر خوشش بياد

42
00:05:08,021 --> 00:05:10,642
... ليديا

43
00:05:19,451 --> 00:05:20,826
!"هيل"

44
00:05:20,994 --> 00:05:22,369
!"اوه ، "هيل

45
00:05:22,538 --> 00:05:25,290
!هيل"، من خيلي پريشانم"

46
00:05:25,458 --> 00:05:29,207
.آقاي "بِنِت" ميگه که وقتي آقاي "بينگلي" بيايد نميره عيادتش

47
00:05:29,379 --> 00:05:32,214
نتونستي قانعش کني(براش دليل بياري)؟

48
00:05:32,382 --> 00:05:36,676
.به جرات ميگم که همه چيز خوب ميشه -
!نه، نخواهد شد -

49
00:05:36,846 --> 00:05:41,342
.اون مصممه که همه ي مارو بدبخت کنه -
.مامان، داره سر به سرت ميذاره -

50
00:05:41,518 --> 00:05:44,721
.بابا به آقاي "بينگلي" زنگه ميزنه
.او به هر همسايه ي جديد زنگ ميزنه

51
00:05:44,897 --> 00:05:48,480
!جين"، چطوري ميتوني اينو بگي؟ شنيدي که چي گفت"

52
00:05:48,651 --> 00:05:53,112
.ميدوني که پدرت يک اراده ي آهنين داره -
.حق با تو ـه، عزيزم -

53
00:05:53,281 --> 00:05:57,445
.بهت ميگم که چکار خواهم کرد
،بايد يه نامه به آقاي "بينگلي" بنويسم

54
00:05:57,619 --> 00:06:03,871
بهش اطلاع بدم که من 5تا دختر دارم
.و هرکدوم رو خواست مي تونه باهاش ازدواج کنه

55
00:06:04,044 --> 00:06:06,961
،اينها هم مثل بقيه دخترها
(احمق و خرفت اند. (چنگي به دل نميزنند

56
00:06:07,130 --> 00:06:09,585
.البته، "ليزي" باهوش تر از خواهرهايش هست

57
00:06:09,758 --> 00:06:14,337
ولي او شايد يه همسر خنگ رو ترجيح بده؛
.همونطور که مرداي قبل اون اين کارو کردن

58
00:06:14,514 --> 00:06:18,512
خوب، نظرت چيه، بکنم؟ -
... نه! من جدا نميخوام که شما بنويسي مگه اينکه

59
00:06:18,685 --> 00:06:21,354
!بخواهي از رنجاندن من ، واقعا لذت ببري

60
00:06:21,689 --> 00:06:24,180
!اصلا به فکر اعصاب ضعيف من نيستي

61
00:06:24,358 --> 00:06:27,525
.اشتباه ميکني درمورد من
.من خيلي هواي اعصابت رو دارم

62
00:06:27,696 --> 00:06:30,317
.آنها 20 ساله که دوستان قديمي من هستند

63
00:06:31,241 --> 00:06:35,405
.تو نمي دوني که من چه غم و غصه اي مي خورم -
،خوب، اميدوارم که آنها تموم بشن -

64
00:06:35,580 --> 00:06:40,076
و (سالهاي سال) زنده بموني تا ببيني
.دسته دسته جوان هاي 5000 پوندي به اين حوالي ميايند

65
00:06:40,252 --> 00:06:44,665
تازماني که تو نري آنها رو ببيني، اگه
.20تا اينجوري هم بيان، هيچ فايده اي نداره

66
00:06:44,840 --> 00:06:49,502
.بستگي داره عزيزم
.وقتي 20 تا بودن، من يه ديدن همه شون مي رفتم

67
00:06:52,599 --> 00:06:57,060
.ميبيني "جين"؟ اصلا ترغيب نميشه
.او دوست داره همه ما را ويران کنه

68
00:06:57,229 --> 00:07:00,349
!فقط اگه ما ميتونستيم يه پسر داشته باشيم

69
00:07:01,860 --> 00:07:06,403
،بدشانسي، که راجبش حرف زده بوديم
،آمده که بردباري ما رو امتحان کنه

70
00:07:06,573 --> 00:07:10,737
و ممکنه خودشو
.به صورت (يه جور) "خير و برکت مخفي" نشون بده

71
00:07:11,996 --> 00:07:14,913
!لورد، من خيلي گرسنمه

72
00:07:25,762 --> 00:07:31,801
اگر ميتونستم يه مردي رو دوست داشته باشم که
اونقدر منو دوست ميداشت که سالي 50 پوندم ميداد

73
00:07:31,977 --> 00:07:34,550
.من خيلي راضي بودم

74
00:07:34,730 --> 00:07:36,438
.موافقم

75
00:07:37,484 --> 00:07:38,590
ولي (درعوض) همچين مردي به سختي پيدا ميشه

76
00:07:38,591 --> 00:07:42,146
!و منم هيچوقت نميتونم عاشق مردي بشم که عقل نداره
<font color=#646D7E>(منظورش اينه مردي هم که منو بخواد ديوانه است)

77
00:07:42,823 --> 00:07:45,029
."اوه، "ليزي

78
00:07:47,453 --> 00:07:52,910
يک ازدواج... که يکي از طرفين
نتونه عاشق ديگري باشه يا بهش احترم بزاره

79
00:07:54,128 --> 00:07:58,173
.نميتونه مطبوع باشه... در هرکدوم از دو طرف

80
00:07:58,383 --> 00:08:00,775
.همونجور که ما هرروز داريم اثباتش مي کنيم
<font color=#646D7E>(!يعني انگار ماهم واسه همين هرروز خواستگار رد ميکنيم)

81
00:08:01,277 --> 00:08:03,590
.ولي گداها، ميدوني، نميتونن انتخاب کننده باشن

82
00:08:04,515 --> 00:08:06,922
."ما خيلي هم فقير نيستم، "ليزي

83
00:08:07,601 --> 00:08:12,809
با خصوصيت اخلاقي پدر که از خطوط خانم ها دوري ميکنه
.ما فقط طلسم (زيبايي) خودمون رو داريم

84
00:08:14,568 --> 00:08:18,269
.يکي از ماها، حداقل بايد به خوبي ازدواج کنه

85
00:08:18,447 --> 00:08:21,982
،و از اونجايي که تو 5 برابر باقي ماها خوشگلي

86
00:08:22,160 --> 00:08:26,110
،و مطبوع ترين حالت رو داري
.اين وظيفه رو دوش تو هست تا آينده ي مارو هم بسازي

87
00:08:26,289 --> 00:08:28,365
... "ولي، "ليزي

88
00:08:30,044 --> 00:08:32,120
... من آرزو داشتم که

89
00:08:33,005 --> 00:08:37,632
.من خيلي دوست دارم که... با عشق ازدواج کنم

90
00:08:38,387 --> 00:08:42,171
.و خواهي کرد، من مطمئنم

91
00:08:42,349 --> 00:08:46,181
فقط مواظب باش عاشق مردي بشي که
. ثروت خوبي داشته باشه

92
00:08:46,354 --> 00:08:49,474
.خوب، سعي خواهم کرد. براي خوشحال کردن تو

93
00:08:50,067 --> 00:08:52,190
(تو چطور؟ (توچه ميکني؟

94
00:08:53,320 --> 00:08:59,572
من تصميم گرفتم که تنها عميق ترين عشق
.منو تحريک به ازدواج کنه

95
00:09:01,163 --> 00:09:04,947
،پس... من آخر عاقبت من يه دختر ترشيده! خواهد بود

96
00:09:05,125 --> 00:09:10,879
که به 10 تاي بچه ي تو ياد ميدم که بالشت ها رو
.گلدوزي کنند و با وسيله هاشون خيلي بد بازي کنند

97
00:09:21,644 --> 00:09:26,520
.شب بخير، مامان -
.امشب سرم خيلي درد ميکنه -

98
00:09:27,484 --> 00:09:31,529
منم گفتم، اگه اون آخرين مرد در «مريتون» هم باشه
.باهاش نخواهم رقصيد

99
00:09:31,698 --> 00:09:35,316
."شب بخير، "ليديا". شب بخير "کيتي -
!"شب بخير "ليزي -

100
00:10:24,049 --> 00:10:26,622
!"ليزي"

101
00:10:27,303 --> 00:10:29,841
!صبرکن تا خبرهاي مارو بشنوي

102
00:10:35,020 --> 00:10:37,511
!«آقاي "بينگلي" اومده «ندرفيلد -
!آقاي "ويليلام لوکاس" بهش زنگ زد -

103
00:10:37,690 --> 00:10:41,688
زحمت نکش. من مي خواستم به مامان بگم -
.من تمايل ندارم بدونم -

104
00:10:41,861 --> 00:10:45,230
چرا مراقب آقاي "بينگلي" هستيد؟
.ما که هيچوقت با ايشون آشنا نخواهيم شد

105
00:10:45,407 --> 00:10:47,316
!ولي، مامان

106
00:10:47,492 --> 00:10:51,905
!"تو را به خدا اينقدر سرفه نکن، "کيتي
.کمي هم فکر اعصاب من باش

107
00:10:52,081 --> 00:10:56,542
.من که براي تفريح خودم سرفه نمي کنم -
.40تا خدمتکار، و او خيلي خوش قيافه اس -

108
00:10:56,711 --> 00:11:00,127
!او گفته که عاشق رقصيدنه -
!گفته که به مجلس رقص بعدي هم خواهد اومد -

109
00:11:00,299 --> 00:11:01,923
!توي سالن ملاقات -
!روز شنبه -

110
00:11:02,092 --> 00:11:05,426
.با 6 تا خانم و 4 تا جنتلمن -
.اون 12 تا خانم و 7 تا جنتلمن بود -

111
00:11:05,597 --> 00:11:09,132
.چقدر خانم -
!ليديا"، ازت خواهش ميکنم که بس کني" -

112
00:11:09,309 --> 00:11:13,058
ما هيچوقت آقاي "بينگلي" رو نميشناسيم
.و شنيدن اسمش منو آزار ميده

113
00:11:13,230 --> 00:11:15,982
!ولي مامان -
!من از آقاي "بينگلي" خسته شدم -

114
00:11:16,150 --> 00:11:18,059
.متاسفم که چنين چيزي ميشنوم

115
00:11:18,236 --> 00:11:22,565
،اگه امروز صبح اينو ميدونستم
.امکان نداشت باهاش تماس بگيرم

116
00:11:23,117 --> 00:11:26,237
تو بهش زنگ زدي؟

117
00:11:26,787 --> 00:11:30,322
.متاسفم حالا هم ديگه نميتوانيم از زير آشنايي در برويم

118
00:11:32,002 --> 00:11:36,913
.عزيزم آقاي "بِنِت"! تو چقدر خوبي

119
00:11:37,091 --> 00:11:41,005
.خوب، خوب -
دخترا، دخترا، اين يه پدر نمونه نيست؟ -

120
00:11:41,221 --> 00:11:44,341
!حتي يک کلمه هم به ما نگفتي! چه شوخي جالبي

121
00:11:45,183 --> 00:11:48,552
!و الان ديگه تو همش با آقاي "بينگلي" خواهي رقصيد

122
00:11:49,438 --> 00:11:52,392
!اميدوارم که بنيه ي قوي داشته باشه
<font color=#646D7E>(!که توي رقصيدن خسته نشه)

123
00:11:52,942 --> 00:11:55,859
.و علاقه اي به خانم هاي جوان ابله

124
00:11:56,029 --> 00:12:00,241
عزيزم آقاي "بِنِت"، هيچي نگفتي
.ديگه نبايد منو برنجاني

125
00:12:00,409 --> 00:12:03,030
.ببخشيد که شنيدم
."خوب ، "کيتي

126
00:12:03,204 --> 00:12:07,036
.بنظرم الان ديگه هرچقدر دلت ميخواهد سرفه کن

127
00:12:46,378 --> 00:12:51,883
آقاي "دارسي" به نطرت ما اينجا کاملا امنيت داريم؟

128
00:13:58,711 --> 00:14:01,036
!"آقاي "بينگلي

129
00:14:01,923 --> 00:14:06,087
اجازه بديد که
مقدمتون رو به مجلس کوچکمان خوشامد بگم

130
00:14:06,261 --> 00:14:09,547
.آقاي ويليام"، من از ديدنتون خيلي خوشحالم"

131
00:14:09,724 --> 00:14:13,342
من چيزي رو بيشتر از
.يک مجلس رقص روستايي دوست ندارم

132
00:14:22,113 --> 00:14:27,071
آخر فهميديد اون دوتا خانوم کي هستن؟ -
."خواهراي آقاي "بينگلي -

133
00:14:27,244 --> 00:14:30,364
يکي شون
."با اون آقاهه ازدواج کرده، آقاي "هرست

134
00:14:30,539 --> 00:14:32,578
اون آقاي بلند تره؟ -
.نه، اون يکيه -

135
00:14:32,750 --> 00:14:34,659
!خيلي عاليه

136
00:14:34,836 --> 00:14:36,627
.خيلي برازنده

137
00:14:36,796 --> 00:14:40,580
به نظر من، بيشتر از اون چيزي که به نظر مياد
!از خودشون متشکرن

138
00:14:40,759 --> 00:14:43,879
!ليزي"! "جين"! بياين اينجا"

139
00:14:48,101 --> 00:14:54,104
اون آقا رو ميبينيد؟ خانم "لوکاس" گفت که
. قديميترين دوست آقاي "بينگلي"ِ

140
00:14:54,275 --> 00:14:59,436
اسمش "دارسي" ـه و يک ثروت خيلي زياد
.و وضعيت خيلي عالي توي «دربيشر» داره

141
00:14:59,614 --> 00:15:02,817
!ثروت "بينگلي" پيش اون هيچه

142
00:15:02,993 --> 00:15:06,327
!10.000تا سالانه! حداقلش

143
00:15:06,664 --> 00:15:10,876
فکر نميکنيد که او مطبوع ترين مرديه که تاحالا ديدن ، دخترا؟

144
00:15:11,044 --> 00:15:14,793
به نظرم بايد ببينيم اگه اينقدر ثروتمند نبود
!باز هم اينقدر مطبوع بودش يا نه

145
00:15:16,550 --> 00:15:20,762
!اوه "ليزي"! آنها دارن ميان
!لبخند بزنين ، دخترا! لبخند

146
00:15:22,390 --> 00:15:23,765
."خانم "بِنِت

147
00:15:23,933 --> 00:15:28,891
.آقاي "بينگلي" مايل اند که با شما و دختراتون آشنا بشوند

148
00:15:29,064 --> 00:15:32,184
.قربان، اين از لطف و مهرباني شماست

149
00:15:34,654 --> 00:15:37,655
.اين "جين" هست، دختر بزرگم

150
00:15:37,824 --> 00:15:41,988
.و "اليزابت". و "ماري" هم اونجا نشسته

151
00:15:42,538 --> 00:15:46,702
،و "کيتي" و "ليديا"، دخترهاي کوچکترم
.ميبينيد دارن اونجا ميرقصن

152
00:15:50,923 --> 00:15:55,751
خود شما هم دوست داريد برقصيد ؟ -
.چيزي رو بهتر از اين دوست ندارم، خانم -

153
00:15:55,928 --> 00:15:58,715
،اگه دوشيزه "بِنِت" نامزد رقص کس ديگري نشده باشند

154
00:15:58,890 --> 00:16:02,425
من مي تونم جسارت کنم و
درخواست دو رقص بعدي رو (با ايشون) داشته باشم؟

155
00:16:02,603 --> 00:16:05,723
.من نامزد رقص نشدم ، آقا -
.خوبه -

156
00:16:05,982 --> 00:16:11,190
.افتخار بزرگي به ما داديد، آقا
."از ايشون تشکر کن، "جين

157
00:16:11,530 --> 00:16:13,107
.مادر
:|

158
00:16:13,282 --> 00:16:17,031
و شما، آقا؟ آيا شما هم دوست داريد برقصيد؟

159
00:16:17,578 --> 00:16:22,999
،"اوه، منو ببخشيد.خانم "بِنِت
مي تونم دوستم، آقاي "دارسي" رو معرفي کنم ؟

160
00:16:23,585 --> 00:16:27,250
شما به «هرتفردشر» خيلي خوش آمديد
.مطمئنم، قربان

161
00:16:27,423 --> 00:16:31,587
اميدوارم شماهم مثل دوستتون اينجا آمديد مشتاق رقص باشيد؟

162
00:16:32,470 --> 00:16:34,795
.متشکرم، بانو. من به ندرت مي رقصم

163
00:16:34,973 --> 00:16:37,974
،بزاريد اين يکبار فرصتي خوبيه، آقا

164
00:16:38,143 --> 00:16:44,395
چونکه من شرط ميبندم که شما ديگه به راحتي
.اينجور موزيک زنده و اينجور پارتنراي قشنگ پيدا نمي کنيد

165
00:16:50,658 --> 00:16:52,900
.خواهش ميکنم، منو ببخشيد ، بانو

166
00:16:55,288 --> 00:17:00,413
خوبه والا! تاحالا همچين مرد مغرور نچسبي ديده بودين؟

167
00:17:00,586 --> 00:17:03,421
.ممکنه صداتونو بشنوه -
.برام مهم نيست -

168
00:17:03,589 --> 00:17:08,298
و (اون وقت) رفيقش دوست داره که خيلي مطبوع
.و همه چيزش دلربا باشه

169
00:17:08,470 --> 00:17:12,005
اون کي هست که فکر ميکنه
خودش تا اين حد بالاتر از هم گروه هاشه؟

170
00:17:12,182 --> 00:17:15,302
افراد خيلي ثروتمند به خودشون اجازه ميدهند
که هر جا رفتند، توهين و دلخوري ايجاد کنند

171
00:17:15,478 --> 00:17:19,392
.ما (اصلا) نيازي به نظر مساعد ايشون نداريم -
!نه، حقيقتا -

172
00:17:20,233 --> 00:17:23,353
بالاخره شايد اون اينقدرا هم مطبوع نباشه؟

173
00:17:23,528 --> 00:17:27,656
.نه که نيست! واقعا ناخوشاينده

174
00:17:27,825 --> 00:17:31,574
مطمئنا هيچکدوم از اينها
!راجع به آقاي "بينگلي" نيست

175
00:18:11,917 --> 00:18:13,993
!نشونشون ميدم

176
00:19:11,819 --> 00:19:16,066
،درمورد "کيتي" و "ليديا" فکر ميکنم
.که اونها خيلي اشتياق به رقصيدن دارند

177
00:19:16,241 --> 00:19:18,648
.من در يه مجلس رقص لذت کمي ميبرم

178
00:19:18,827 --> 00:19:23,703
منم اگه پارتنرهايي
. به مطبوعي "جين" داشتم، لذت ميبردم

179
00:19:23,874 --> 00:19:29,082
.من معتقدم که تشويق حاضرين و انعکاس، خيلي مهم ترند

180
00:19:29,256 --> 00:19:32,091
آره، وقتيکه ساير عوامل نباشند
.درست است

181
00:19:32,259 --> 00:19:35,379
."ما بايد بريم فيلسوف بشيم، "ماري

182
00:19:52,365 --> 00:19:55,034
!بيا "دارسي"، بايد تو رو به رقص بکشانم

183
00:19:55,202 --> 00:19:58,653
!مجبورم. خوشم نمياد همين طور عاطل وباطل اينجا بايستي

184
00:19:58,831 --> 00:20:00,870
!بهتره بيايي برقصي

185
00:20:01,376 --> 00:20:07,082
.اصلا و ابدن. توي جمع هاي مثل اين؟ غيرقابل تحمله

186
00:20:11,762 --> 00:20:13,801
.خواهرهايت مشغول اند

187
00:20:14,974 --> 00:20:18,723
.ميدوني که اذيتم ميکنه که با خانم هاي ديگر بلند بشم
<font color=#646D7E>(يعني رقصيدن با کسي بجز خواهرات برام جاذبه نداره)

188
00:20:18,937 --> 00:20:23,350
!"اي خدا، "دارسي
!پادشاه هم به اندازه تو سخت نميگيره

189
00:20:23,526 --> 00:20:27,773
،راستش رو بخواي
!من هيچوقت اين همه دختر مطبوع توي زندگي ام نديده بودم

190
00:20:27,948 --> 00:20:31,068
.بعضي هاشون خيلي خيلي قشنگ اند

191
00:20:32,077 --> 00:20:35,528
.تو داري با تنها دختر خوشگل اين سالن مي رقصي

192
00:20:36,207 --> 00:20:40,916
.دارسي"، قشنگ ترين موجودي است که ديده ام"

193
00:20:42,673 --> 00:20:44,464
!نگاه، نگاه کن

194
00:20:44,842 --> 00:20:48,709
.يکي از خواهرهايش اونجاست
.اون هم خيلي قشنگه

195
00:20:48,888 --> 00:20:51,130
.با جرات ميگم خيلي هم مطبوعه

196
00:20:51,308 --> 00:20:57,228
،متوسطه، بد نيست به نظرم
.ولي اينقدر دلپذير نيست که مرا به وسوسه بيندازد

197
00:20:57,398 --> 00:21:02,226
من دل و دماغ ندارم که به خانم هاي جواني توجه کنم
.که بقيه به آنها اعتنايي نکرده اند

198
00:21:02,404 --> 00:21:06,865
.برگرد پيش هم رقصت. از خنده هايش کيف کن
.داري با من وقتت رو تلف ميکني

199
00:21:06,865 --> 00:21:16,865
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

200
00:22:21,828 --> 00:22:24,995
!جين" خيلي مقبول شده بود"

201
00:22:25,165 --> 00:22:28,082
!هيچکس مثل او (توي مجلس) نبود

202
00:22:28,252 --> 00:22:32,297
!اوه، لرد! من خيلي خسته شدم -
.من و "ليديا" رقصيديم و رقصيديم -

203
00:22:32,465 --> 00:22:34,541
!و "ماري" باهيچکس نرقصيد

204
00:22:34,717 --> 00:22:38,720
و آقاي "بينگلي"، "جين" رو
.بيشتر از ساير دخترها مورد توجه قرار داد

205
00:22:38,721 --> 00:22:41,385
جين" اولين کسي بود"
، که او دوبار باهاش رقصيد

206
00:22:41,559 --> 00:22:45,142
،و بعدش با "شارلوت لوکاس" رقصيد
،که خيلي منو دلخور کرد

207
00:22:45,313 --> 00:22:50,521
ولي ببين، توي نفرات بعدي چيزي نبود که اونو راضي کنه
.واسه همين دوباره پاشُد با "جين" رقصيد

208
00:22:50,694 --> 00:22:54,692
،بعدش با "ليزي" رقصيد
و فکر مي کني نفر بعدي کي بود؟

209
00:22:54,866 --> 00:22:58,615
!بسه، خانم! تو رو به خدا
!بياي ديگه راجع به هم رقص هاش صحبت نکنيم

210
00:22:58,787 --> 00:23:01,823
!کاش توي همون رقص اول پايش پيچ ميخورد

211
00:23:01,999 --> 00:23:06,495
!و خواهرهاش! اوه، اين خانم هاي جذاب

212
00:23:06,671 --> 00:23:09,957
!بسيار برازنده و مهربان
.دوست داشتم آنها رو ميديدي

213
00:23:10,133 --> 00:23:16,172
..."تور لباس خانم "هرست -
.تور ديگه نه، خانم "بِنِت"، خواهش ميکنم ازت -

214
00:23:16,348 --> 00:23:20,844
!ولي مردي که با خودش آورده بود
،آقاي "دارسي"، اين طور که خودشو صدا ميزد

215
00:23:21,020 --> 00:23:26,097
ارزش نگراني ما رو نداره، فکر ميکرد حتما
.پوادارترين مرد «دربيشر» هست

216
00:23:26,276 --> 00:23:30,143
،مغرور و متکبر
... نفرت انگيزترين، دل شکننده ترين

217
00:23:30,323 --> 00:23:35,069
،ليزي" بيچاره رو سبک کرد"
.و با بي احساس، بلندشدن و رقصيدن با اون رو قبول نکرد

218
00:23:35,245 --> 00:23:37,119
ليزي"ِ منو کم‌محلي کرد، آره؟"

219
00:23:37,331 --> 00:23:40,285
،منم علاقه اي بهش نداشتم
.پس خيلي مهم نيست

220
00:23:40,459 --> 00:23:44,753
دفعه بعدي ،"ليزي"، اگه از تو تقاضاي رقص کنه
.من باهاش نمي رقصم

221
00:23:44,923 --> 00:23:50,166
مطمئنم، مامان، بااطمينان بهتون قول ميدم
.که هيچوقت با آقاي "دارسي" نرقصم

222
00:23:53,808 --> 00:23:57,972
«خوب هيچکدوم از دخترهاي «هرتفرشر
چشم شما نگرفت، آقاي "دارسي"؟

223
00:23:58,146 --> 00:24:01,266
و نه حتي دوشيزه "بِنِت" معروف؟

224
00:24:01,775 --> 00:24:05,773
من هيچوقت با مردماني خوش مشرب
.يا دختراي خوشگل تر ملاقات نکرده بودم

225
00:24:05,947 --> 00:24:10,027
،بينگلي"، تو منو گيج کردي. من زيبايي کمي ديدم"
.و هيچ رفتار (تعليم و تربيت) صحيحي هم نبود

226
00:24:10,202 --> 00:24:13,405
.دوشيزه "بِنِت" بزرگ تر، باهات موافقم، خيلي خوشگل بود

227
00:24:13,580 --> 00:24:17,412
!يک لطافت انحصاري
! قبول کن ديگه، او يک فرشته است

228
00:24:18,002 --> 00:24:21,585
.او زيادي مي خنده -
.جين بِنِت" يه دختر مطبوع و دوست داشتنيه" -

229
00:24:21,757 --> 00:24:24,627
!ولي مادره

230
00:24:25,302 --> 00:24:29,051
من شنيده بودم "اليزا بِنِت" رو
.به عنوان يک زيباي محلي معروف ميشناسن

231
00:24:29,223 --> 00:24:33,351
نظر شما درباره اش چيه، آقاي "دارسي"؟ -
به نظرم مادرش از اون دلقک ها بود -

232
00:24:33,520 --> 00:24:35,726
!خيلي بي رحمانه بود

233
00:24:37,608 --> 00:24:41,107
دارسي"، من نميفهمم چرا تو تصميم گرفتي"
جوري با دنيا روبرو بشي

234
00:24:41,279 --> 00:24:45,229
که از همه چيز و همه کس
. ناخوشايند و ناراضي باشي

235
00:24:45,409 --> 00:24:50,617
منم هرگز نمي فهمم که چرا
.تو هرچيز و هرکسي را که ملاقات مي کني، مي پسندي

236
00:24:50,790 --> 00:24:53,707
تو نبايد مجبورم کني
. که راجع به خانم "بِنِت" فکر بدي بکنم

237
00:24:53,877 --> 00:24:55,110
!در واقع نبايدم مجبورت کنه

238
00:24:55,111 --> 00:24:59,582
من نظر مخالف ايشون رو قبول ندارم
و ميگم او يک دختر بسيار زيبا و عزيزه

239
00:24:59,758 --> 00:25:04,254
،برخلاف بدشانسي اش در روابطش
!و من متاسف نيستم که اونو بيشتر نميشناسم

240
00:25:04,430 --> 00:25:08,973
،نه ، من نه ! ميبينيد آقاي دارسي
.ما از شما ترسي نداريم.

241
00:25:09,144 --> 00:25:11,220
.منم همچين انتظاري نداشتم که

242
00:25:13,524 --> 00:25:18,649
.چي؟ آره، کاملا درسته
اتلاف يک عصر کسل کننده ي لعنتي

243
00:25:19,906 --> 00:25:22,823
.او فقط همان جوريه که يک مرد جوان بايد باشه

244
00:25:22,993 --> 00:25:28,201
فهميده، سر زنده، و من
. هيچوقت (آدمي) به اين خوش رفتاري نديده بودم

245
00:25:28,374 --> 00:25:31,743
،خوش قيافه‌م هست که
. يه آقاي جوان اگه احتمالا بتونه، بايد اينجوري باشه

246
00:25:31,920 --> 00:25:35,206
،به نظر ميرسه از تو خيلي خوشش آمده
.که حاکي از داوري خوبي هستش

247
00:25:35,382 --> 00:25:38,585
تو هم احتمالا دوستش داري. تو حتي افرادِ
. احمق تر (از اونرو هم) دوست داشتي

248
00:25:38,761 --> 00:25:40,338
!"ليزي" جان

249
00:25:40,513 --> 00:25:43,633
،اون ميتونست با انتخابي که خواهراش و دوستان کردن
.راضي تر باشه

250
00:25:43,809 --> 00:25:46,478
.ولي خواهرشان به نظرم نميتونن کمک بهش بکنن -
تو دوستشون نداري؟ -

251
00:25:46,645 --> 00:25:49,765
نه اصلا. رفتار و تربيت آنها
.کاملا از او("بينگلي") متفاوت هست

252
00:25:49,941 --> 00:25:53,357
(اولش، شايد، ولي بعد از مدتي(که با آنها صحبت کني
.ميفهمي)که زن هاي مطبوعي هستند)

253
00:25:53,528 --> 00:25:57,692
.دوشيزه "بينگلي" قراره خانه داري کنه
.آنها همسايه هاي خيلي دوست داشتني اي خواهند بود

254
00:25:57,866 --> 00:26:02,362
.يکي از آنها شايد -
.نه، "ليزي"، من مطمئنم که داري اشتباه ميکني -

255
00:26:02,538 --> 00:26:06,073
حتي آقاي دارسي هم ممکنه
. تو روابط نزديکش پيشرفت کنه

256
00:26:06,251 --> 00:26:10,628
منظورت اينه که شوخي مي کرد  به خانم هاي جواني
توجه کنه که بقيه به آنها اعتنايي نکرده اند؟

257
00:26:10,798 --> 00:26:12,874
!هرگز

258
00:26:13,050 --> 00:26:16,501
،من فکر ميکنم اون نسبتا خوب و متوسطه"

259
00:26:16,680 --> 00:26:19,716
."ولي اينقدر قشنگ نيست که مرا به وسوسه بيندازه

260
00:26:19,892 --> 00:26:24,435
.خيلي غلط کرده که اينطوري صحبت ميکنه -
!در واقع کرده -

261
00:26:24,605 --> 00:26:26,930
Capital offence!

262
00:26:27,317 --> 00:26:29,938
.اوه، نگاه کن! "شارلوت" اومده

263
00:26:31,196 --> 00:26:33,023
!"شارلوت"

264
00:26:33,198 --> 00:26:37,907
ليزي"! پدرم در خانه لوکاس يه مهموني ترتيب داده"
!و شماها همتون دعوت ايد

265
00:26:43,001 --> 00:26:47,959
اميدارم که "خانه لوکاس" با وجود شما
در مناسبت هاي مختلف مزين بشه

266
00:26:48,132 --> 00:26:51,964
اينجا، ميبينيد که، ما همه راحت و آسوده ايم
.بدون هيچگونه بي نزاکتي يا تشريفات خاصي

267
00:26:52,137 --> 00:26:53,512
.همين طوره

268
00:26:53,680 --> 00:26:57,594
! اوه،آره، عزيزم . سالي 5000 تا

269
00:26:58,227 --> 00:27:03,435
آيا آنها واقعا به هم نميان؟
!يه جوان بسيار مطبوع

270
00:27:15,038 --> 00:27:19,202
.و او هر نوع رقصي رو با "جين" انجام داد
هيچ کار ديگه اي نکرد

271
00:27:19,376 --> 00:27:22,543
آيا شما از «هرتفردشر» راضي هستيد، کلونل "فورستر"؟

272
00:27:22,713 --> 00:27:25,833
."خيلي زياد، خانم "لوکاس
.مخصوصا امروز عصر

273
00:27:26,009 --> 00:27:29,129
،يک دسته پياده نطام
. يه پذيرايي مفصل رو همه جا پيدا نميکنه

274
00:27:29,304 --> 00:27:33,302
به نظر من افسرهاي شما
. از «مريتون» بسيار زياد لذت خواهند برد

275
00:27:35,937 --> 00:27:38,392
پيش از اين "دني" و "سندرسون" هم
به نظر خيلي خوشحال ميان

276
00:27:39,774 --> 00:27:43,309
بدون شک شما در کاخ "سنت جيمز" حضور داشتيد؟

277
00:27:43,487 --> 00:27:47,651
.ميريم ولي بندرت، آقا -
.واقعا؟ سورپرايز شدم

278
00:27:47,825 --> 00:27:53,033
خوشحال ميشم
هر وقت که شهر بودم، شما رو ببرم اونجا

279
00:27:53,207 --> 00:27:55,780
.شما خيلي لطف داريد، قربان

280
00:27:57,628 --> 00:27:59,704
!خوب! خوب

281
00:27:59,881 --> 00:28:01,957
.خوبه، خوبه

282
00:28:02,133 --> 00:28:04,540
!عاليه!عاليه

283
00:28:04,720 --> 00:28:10,391
غرور غيرقابل تحمل! تصور کن که
ما توي اجتماع کمک اينو لازم داشته باشيم

284
00:28:10,560 --> 00:28:13,395
من مطمئنم که اون آدم خوبي ـه، کارولين

285
00:28:13,563 --> 00:28:18,771
و منم مطمئنم که اون قبل از اينکه به مقام شواليه اي برسه
!يه مغازه ي خيلي خوب داشته

286
00:28:21,239 --> 00:28:25,284
.بيچاره "دارسي". چه رنجي رو بايد تحمل کنه

287
00:28:44,473 --> 00:28:48,222
،آيا شما در «مريتون» هستيد که نارضايتي عموم مردم رو آرام کنيد

288
00:28:48,395 --> 00:28:50,601
يا از «هرفوردشير» به عليه فرانسوي ها دفاع کنيد؟

289
00:28:50,772 --> 00:28:54,437
هيچکدوم، بانو. ما اميدواريم که
.زمستان صلح آميزي رو در «مريتون» داشته باشيم

290
00:28:54,610 --> 00:28:59,605
سربازاي من خيلي به آموزش ديدن و
.افسرهاي هاي من خيلي نياز به معاشرت دارند

291
00:29:00,784 --> 00:29:03,453
.وقتي که مستقر شديد، انشالا که يه مهموني شام و رقص بدين

292
00:29:03,620 --> 00:29:07,321
!اوه، آره، عزيزم، بده -
آيا يه مجلس رقص خوب برگزار ميشه؟

293
00:29:07,500 --> 00:29:11,249
کي ميخواد مهموني شام و رقص بدي؟
!من که خيلي مشتاقشم، "دني" هم همينطور

294
00:29:11,421 --> 00:29:15,335
و "ساندرسون" هم. مگه نه؟ -
.بله، خيلي -

295
00:29:15,509 --> 00:29:18,843
.خيلي احساسي ـه -
!ساندرسون" کوچولو، ميدونم که ميخواي" -

296
00:29:19,013 --> 00:29:22,347
مجبورش کنين که مهموني رو بده! ما با
.همه ي افسرها ميرقصيم

297
00:29:22,517 --> 00:29:25,851
اگه "مري" يه آهنگ درست حسابي بزنه
!ما الانم ميتونيم برقصيم

298
00:29:26,021 --> 00:29:30,268
.مري"، اينقدر آهنگاي مزخرف نزن"
! يه چيز شاد و باحال بزن. ما ميخوايم برقصيم

299
00:29:30,443 --> 00:29:35,271
.ولي هنوز دوتا قطعه ديگه مونده
!مامان! بهشون بگو که اين منصفانه نيست

300
00:29:35,448 --> 00:29:40,324
."اوه،يه آهنگ تند و رقصي بزن، "مري
.هيچکس اينجا قطعه هاي موسيقي تو رو دوست نداره

301
00:29:41,998 --> 00:29:45,747
من گمون ميکنم که سليقه و مزاج اين افراد
."به خوبي من و شما نيست، "مري

302
00:29:45,919 --> 00:29:51,792
ولي بيا اين يه دفعه رو بهشون لطف کنيم
!کسي اينجا نيست که به خوبي تو بتونه بنوازه

303
00:29:51,967 --> 00:29:56,344
.خيلي خوب
.گرچه شما ميدونيد که اين تيپها، لذت کمتري به من ميده

304
00:29:56,598 --> 00:30:00,382
!جين"، آقاي "بينگلي"، بيايد برقصيد" -
."الان نه، "ليديا -

305
00:30:00,560 --> 00:30:02,849
!خيلي عالي! خيلي عالي

306
00:30:13,617 --> 00:30:16,820
آقاي "بينگلي" توجهش رو
"به "جين" داره ادامه ميده، "ليزي

307
00:30:20,291 --> 00:30:24,752
."من خيلي براش خوشحالم، "شارلوت -
.به نظر ميرسه با او خيلي راضي و خوشنوده -

308
00:30:25,047 --> 00:30:28,463
اگه او همينطور ادامه بده، "جين" چاره اي نداره
.که عاشقش بشه

309
00:30:29,093 --> 00:30:32,877
و آقاي "بينگلي"؟ فکر ميکني اوهم عاشقشه؟

310
00:30:33,431 --> 00:30:38,639
.معلومه که او "جين" رو خيلي زياد دوست داره -
.پس او بدون شک نبايد از "بينگلي" دست بکشه -

311
00:30:38,812 --> 00:30:43,723
،جين" بايد بيشتر از آنچه که احساس ميکنه"
علاقه نشون بده، نه کمتر؛ اگه که ميخواد به چنگش بياره

312
00:30:43,902 --> 00:30:49,691
.به چنگش بياره "؟ شارلوت" -
!آره ديگه، "جين" بايد زودتر اونو به دست بياره -

313
00:30:50,284 --> 00:30:54,946
قبل از اينکه از شخصيتش مطمئن بشه
و قبل از اينکه از نظرش نسبت به اون، يقين داشته باشه؟

314
00:30:55,123 --> 00:31:00,331
بدون شک! شادي و خوشبختي توي ازدواج
.کاملا يه موضوع شانسي ـه

315
00:31:00,504 --> 00:31:03,624
.هميشه غم و غصه و رنجش وجود خواهد داشت

316
00:31:03,799 --> 00:31:08,591
از عيب و ايراد هاي کسي که مي خواي باهاش زندگي کني
هرچه کمتر بداني بهتر است

317
00:31:08,763 --> 00:31:10,590
درست نيست؟

318
00:31:10,766 --> 00:31:15,558
!تو خودت حاضري اين شکلي عمل کني -
.خوب، به نظر ميرسه که "جين" نخواهد کرد -

319
00:31:16,022 --> 00:31:19,058
.بايد اميدوار باشيم که آقاي "بينگلي" اينجوري باشه

320
00:31:19,234 --> 00:31:22,354
.از طرف خواهرهاش ترغيب و تشويق کمي داره

321
00:31:22,529 --> 00:31:25,102
.يا رفيقش

322
00:31:29,162 --> 00:31:33,242
.آقاي "دارسي" خيلي زياد به تو نگاه مي کنه -
!نميتونم فکر کنم که چرا -

323
00:31:33,417 --> 00:31:36,122
شايد واسه اينکه لج منو
. با اين تحقيرکردن هاش، دربياره

324
00:31:36,295 --> 00:31:40,838
.آرزو داشتم که به اين جمع نمي آمد
.اون فقط مردم رو ناراحت ميکنه

325
00:31:41,676 --> 00:31:45,296
چه خوبِ که به جوان ها
!"اين طور خوش ميگذره، آقاي "دارسي

326
00:31:45,298 --> 00:31:47,679
! هيچ چيز جاي رقص رو نميگيره

327
00:31:48,017 --> 00:31:51,053
.يکي از بهترين تفريحات محافل سطح بالاست

328
00:31:51,229 --> 00:31:54,728
.و در همه ي محافل سطح پايين -
بله؟ -

329
00:31:54,899 --> 00:31:57,472
.هر کس و ناکسي مي تواند برقصد

330
00:31:57,653 --> 00:32:00,108
.اوه،بله. بله، کاملا درسته

331
00:32:02,909 --> 00:32:07,655
بايد با خواهرم صحبت کنم
. تا همه ي مارو مسخره اين و اون نکرده

332
00:32:07,831 --> 00:32:10,583
!عاليه! عاليه

333
00:32:12,294 --> 00:32:16,126
دوشيزه "اليزا"! چرا شما نمي رقصيد؟

334
00:32:16,299 --> 00:32:22,053
آقاي "دارسي"، اجازه مي خواهم اين خانم جوان را
. به عنوان يک هم رقص عالي خدمت تان معرفي کنم

335
00:32:22,222 --> 00:32:26,434
،وقتي اين همه زيبايي در برابرتان است
.مطمئنم که ديگر نميتوانيد امتناع کنيد

336
00:32:26,602 --> 00:32:29,805
.حقيقتا، قربان
.من حداقل قصد رقصيدن رو هم ندارم

337
00:32:29,981 --> 00:32:34,643
نبايد فکر کنيد که من
. به خاطر پيدا کردن هم رقص به اين طرف آمدم

338
00:32:34,820 --> 00:32:38,154
،من خوشحال ميشم اگه افتخار بديد با من برقصيد
."دوشيزه "بِنِت

339
00:32:38,324 --> 00:32:40,400
.ممنونم

340
00:32:40,577 --> 00:32:43,863
.ولي معذرت مي خوام، من ... تمايل ندارم که برقصم

341
00:32:44,039 --> 00:32:47,373
چرا نه، وقتي که ميبينيد
آقاي "دارسي" هيچ مخالفتي نداره؟

342
00:32:47,543 --> 00:32:51,126
اگرچه ايشون کلا از (اين جور) وقت گذراني ها
. خوششان نمي آيد

343
00:32:51,297 --> 00:32:54,298
.آقاي "دارسي" يکپارچه ادب و نزاکت اند -
!البته -

344
00:32:54,468 --> 00:32:57,754
اشتياقش رو ببين
چرا که نباشه؟

345
00:32:57,930 --> 00:33:00,966
چه کسي از چنين هم رقصي بدش مي آيد؟
درسته "دارسي"؟

346
00:33:01,142 --> 00:33:03,680
.استدعا دارم که منو ببخشيد

347
00:33:03,853 --> 00:33:07,981
!خوب، خوب ....اوه،عاليه "ليديا"، عاليه

348
00:33:13,781 --> 00:33:17,945
مطمئنم که مي تونم حدس بزنم
.که الان داريد به چي فکر ميکنيد

349
00:33:18,620 --> 00:33:20,909
.فکر نکنم

350
00:33:21,790 --> 00:33:28,540
داريد فکر ميکنيد که چقدر دشوار ميتونه باشه که
.شبهاي زيادي رو در چنين مجالس خسته کننده اي بگذرونيد

351
00:33:28,715 --> 00:33:34,136
.در واقع نه؛ ذهنم بيشتر داره موافق و مجذوب ميشه
من دارم تفکر ميکنم که در مورد لذتي که

352
00:33:34,305 --> 00:33:39,300
يک جفت چشم آهويي در صورت يه خانم بسيار زيبا
.ميتونه مثل خورشيد بتابه

353
00:33:40,228 --> 00:33:46,433
و ميتونه يکي شجاعت به خرج بده و بپرسه که
اين چشم هايي که اين انعکاس رو ايجاد کرده، مال کيه؟

354
00:33:46,610 --> 00:33:48,852
."از دوشيزه "الزابت بِنِت

355
00:33:52,534 --> 00:33:54,692
دوشيزه "الزابت بنت"؟

356
00:33:56,956 --> 00:33:59,791
!خيلي جا خوردم

357
00:34:06,258 --> 00:34:10,090
!"از «نردفيلد»! اوه، "جين
خوب چي گفته؟

358
00:34:10,262 --> 00:34:15,767
.از طرف دوشيزه "بينگلي"ه -
.اوه، خوبه، يه نشونه خوبه ديگه -

359
00:34:16,353 --> 00:34:17,728
.بدش به من ببينم

360
00:34:19,273 --> 00:34:21,064
"!دوست عزيزم"

361
00:34:21,609 --> 00:34:23,151
!اينجاشه

362
00:34:23,987 --> 00:34:26,560
"...داين با لوسيا و من، امروز"

363
00:34:30,035 --> 00:34:34,247
".مثل نجيب زاده ها با افسران شام بخوريم..."
!اينجاش خوب نيست

364
00:34:34,415 --> 00:34:41,462
هنوز، تو بايد بري و ببيني که چکار ميتوني بکني
!دوستدار شما، کارولين بينگلي." چه دستخط زيبايي"

365
00:34:41,799 --> 00:34:46,011
ميتونم کالسکه رو ببرم، پدر؟ -
.کالسکه! راستش، نه

366
00:34:46,179 --> 00:34:49,180
،تو بايد با اسب بري
. واسه اينکه به نظر ميخواد بارون بياد

367
00:34:49,349 --> 00:34:52,765
.بعدش هم تو مجبور ميشي که شب بموني -
!مامان  -

368
00:34:53,395 --> 00:34:58,472
چرا داري اونجوري منو نگاه ميکني؟
ميتوني بري اونجا و آقاي "بينگلي" رو نبيني؟

369
00:34:58,651 --> 00:35:00,275
. نه، در واقع

370
00:35:00,445 --> 00:35:04,063
.با اون لباس نيلي ـت بري
!اون خيلي خوبه

371
00:35:19,675 --> 00:35:22,248
اونجا، "ليزي". ميبيني؟

372
00:35:22,428 --> 00:35:26,295
.دقيقن همونجور که پيش بيني کرده بودم

373
00:35:42,076 --> 00:35:46,822
."حالا...بزار ببينم که درست متوجه شدم، "جين

374
00:35:46,998 --> 00:35:51,126
اسم خاله ات، خانم "فيليپس" بود؟

375
00:35:51,295 --> 00:35:56,123
.بله -
و آقاي "فيليپس" هم توي...؟ -

376
00:35:56,509 --> 00:35:58,834
.ايشون توي «مريتون» زندگي ميکنن

377
00:35:59,345 --> 00:36:01,752
.يه وکيله اونجا

378
00:36:05,811 --> 00:36:09,429
و دايي‌تون در لندن زندگي ميکنه؟

379
00:36:09,607 --> 00:36:13,190
.بله. توي خيابون گريسچورچ

380
00:36:13,820 --> 00:36:18,399
اين خيابون گريسچورچ
تو کدوم بخش لندنه، "جين"؟

381
00:36:18,576 --> 00:36:20,367
...من

382
00:36:21,204 --> 00:36:23,280
...منو ببخشيد، من

383
00:36:26,877 --> 00:36:29,747
.فوست"، کمک کن. خانم "بنت" ناخوش هستن"

384
00:36:33,468 --> 00:36:38,095
خوب، عزيزم، اگه "جين" بايد
در اثر اين تب، جون بده

385
00:36:38,265 --> 00:36:43,390
مايه تسلي خاطره که بدوني که
.همه ـش به خاطر آقاي "بينگلي"، و به دستور شما بوده

386
00:36:43,563 --> 00:36:48,984
!اوه، حرف بيخودي نزن
.مردم که با اين سرماخوردگي هاي جزيي نمي ميرن

387
00:36:49,152 --> 00:36:53,613
.حتمن خيلي خوب ازش مراقبت ميشه -
.«من فکر ميکنم که بايد برم «ندرفيلد -

388
00:36:53,783 --> 00:36:56,321
!چي؟ نه، دعوتي واسه اين کار نشده

389
00:36:56,494 --> 00:37:01,915
.جين" هرجا هست، جاش خوبه"
.و تو هم ميدوني اونجا چيزي به تو مربوط نيست

390
00:37:02,084 --> 00:37:05,251
با خواهرت برو به «مريتون» و
.افسرها رو ملاقات کن

391
00:37:05,421 --> 00:37:07,959
.آره، تا اونجا هم خيلي راهه

392
00:37:09,092 --> 00:37:11,962
من ميدونم که "جين" دلش ميخواد
که من کنارش باشم

393
00:37:12,137 --> 00:37:15,588
من حدس ميزنم که يه حسي ميخواد بهم بگه
.که بفرستم دنبال درشکه

394
00:37:16,142 --> 00:37:19,096
.نه، بابا، من بيشتر ترجيح ميدم پياده برم

395
00:37:19,604 --> 00:37:23,898
«فقط 5 کيلومتره تا «ندرفيلد
و منم واسه شام برميگردم اينجا

396
00:37:24,359 --> 00:37:29,354
ميخواي 5 کيلومتر توي اين گِل ـو شِل، پياده بري؟
.سر و وضعت اصلا مناسب اين نيست که کسي نگاهت بکند

397
00:37:29,532 --> 00:37:33,316
براي ديدن "جين" که سر و وضعم اصلا اشکالي نخواهد داشت
.من فقط ميخوام اونو ببينم

398
00:37:33,495 --> 00:37:35,618
.من خيلي مصمم ـم، مامان

399
00:37:35,789 --> 00:37:39,324
.ميدونم "ليزي"! من و "ليديا" هم باهات تا «مريتون» ميايم

400
00:37:39,502 --> 00:37:41,492
،آره، بيا بريم زودتر به "دني" سر بزنيم
(قبل از اينکه لباس هاشو بپوشه! (منظور لباس فُرمش هست

401
00:37:41,494 --> 00:37:44,238
!چه سورپرايزي ميشه واسش

402
00:37:44,424 --> 00:37:47,674
،"زندگي ما يه سري تمايزاتي داره (از ديگران) ، خانم "بِنِت

403
00:37:47,845 --> 00:37:52,721
ولي من نظرم اينه که ما بايد خيلي به خودمون افتخار کنيم
. که اينجا، دوتا از احمق ترين دختراي کشور نشسته اند

404
00:37:59,650 --> 00:38:04,561
!"خداحافظ "ليزي -
!اون کاپيتان "کارتر" نيستش؟ زود باش -

405
00:38:46,995 --> 00:38:49,782
."دوشيزه "بنت -
."آقاي "دارسي -

406
00:38:51,793 --> 00:38:54,580
.من اومدم که احوال خواهرم رو جويا بشم

407
00:38:56,381 --> 00:38:59,298
پياده؟ -
.ميبينيد که -

408
00:39:03,431 --> 00:39:07,096
ميشه يه لطفي بکنيد و منو ببريد پيشش؟

409
00:39:33,716 --> 00:39:38,425
خوب، من که ميگم
!يعني فقط بايد اونو براي اين پياده روي‌ش تشويق کنيم

410
00:39:38,596 --> 00:39:42,297
!ولي قيافش امروز صبح
!خيلي جنگلي شده بود

411
00:39:43,226 --> 00:39:45,847
!من ميتونستم خيلي بيشتر مواظب چهره ام باشم

412
00:39:46,021 --> 00:39:49,417
با سرعت برق و باد از اون طرف شهر اومده
!فقط به اين خاطر خواهرش يه سرماخوردگي داره

413
00:39:49,419 --> 00:39:51,478
!"موهاش رو بگو، "ليزا

414
00:39:51,694 --> 00:39:58,492
.زيردامني اش! دوست داشتم ميديدي، داداش
!من مطمئنم که 6 وجب گِل گرفته بود

415
00:39:59,078 --> 00:40:02,577
.(حتما از نظرم در رفته (متوجه اين چيزها نشدم
.به نظر من که اون خيلي عالي شده بود

416
00:40:02,749 --> 00:40:06,699
"شما که ديديدش، مطمئنم، آقاي "دارسي -
.بله -

417
00:40:07,004 --> 00:40:11,631
من اينطوري فکر ميکنم که شما اصلا نميخواهيد
.خواهرتون اين شکلي توي جمع ظاهر شود

418
00:40:11,801 --> 00:40:13,592
البته

419
00:40:14,095 --> 00:40:20,216
اينطوري متوجه شدم که مثلا ميخواد نشون بده که
.متکي به نفسه، يه نوع استقلال الکي داره

420
00:40:20,644 --> 00:40:23,182
.نه بابا، اين حاکي از مهر و محبت مطبوع ـش بود به خواهرش

421
00:40:23,356 --> 00:40:30,522
من ميترسم آقاي "دارسي"، آيا اين قضيه باعث شده تا
ديگه زياد از چشم هاي قشنگش خوشتان نياد؟

422
00:40:30,697 --> 00:40:34,066
اصلا. به خاطر جنب و جوشي که داشت
.چشم هايش برق بيشتري پيدا کرده بود

423
00:40:37,747 --> 00:40:41,033
!ولي "جين بنت" دختر خيلي شيرينيه

424
00:40:41,209 --> 00:40:45,503
،خيلي غم انگيزه که همچين قوم و خويش سطح پاييني
.همچين ارتباطات ضعيفي داره

425
00:40:45,673 --> 00:40:50,881
،دايي ـشون، که بهمون ميگفت، توي تجارت ـه
!و توي چيپسايد زندگي ميکنه

426
00:40:51,054 --> 00:40:55,134
احتمالا دفعه ي بعدي که توي شهر بوديم
.بايد بهش زنگ بزنيم

427
00:40:56,393 --> 00:41:00,473
اگه قوم و خويشاش کل چيپسايد را قُرق باشند
.از حسن و جمال اين دختر واسه من، من نميشه

428
00:41:00,648 --> 00:41:04,812
ولي عملن با اين روابط ـشون، شانس ازدواجشان
."با آدم هاي اسم و رسم‌دار، خيلي کم ميشود، "بينگلي

429
00:41:04,987 --> 00:41:07,941
.اين نکته ي اصلي ـه

430
00:41:12,036 --> 00:41:15,737
خانم "بنت"، خواهرتون چطوره؟
بهتر شده؟

431
00:41:15,916 --> 00:41:20,293
."من ميترسم چون اون خيلي بدحاله؛ آقاي "بينگلي -
"بزاريد بفرستم دنبال آقاي "جونز -

432
00:41:20,463 --> 00:41:24,959
.و شما هم بايد تا زمانيکه اون بهبودي پيدا کنه بمونيد -
.من نميخواستم مزاحم شما بشم -

433
00:41:25,135 --> 00:41:28,836
.من که ديگه چيزي نميشنوم
.ميدم بفرستن «لوگبورن» تا واستون لباس بيارن

434
00:41:29,014 --> 00:41:30,638
.شما خيلي مهربونيد، آقا

435
00:41:30,808 --> 00:41:34,343
امروز ورزش هم داريد يا نه؟

436
00:42:14,566 --> 00:42:18,350
آها. خيلي باعث آبروريزي ـت شدم، نه؟

437
00:42:19,530 --> 00:42:23,991
"خيلي هم قشنگ شدي، "ليزي
.همونطور که خوب خبر شدي

438
00:42:24,160 --> 00:42:25,618
."اوه، "جين

439
00:42:25,787 --> 00:42:28,907
.ترجيحن بايد بيشتر اينجا، پيش تو بمونم

440
00:42:29,083 --> 00:42:32,618
.خواهر بزرگم، مايل ها دورتر با منه

441
00:42:32,795 --> 00:42:36,378
.فقط آقاي "بينگلي" ـت با فرهنگ و مواظبه

442
00:42:37,008 --> 00:42:41,255
.اون که آقاي "بينگلي"ِ من نيست -
.اوه، من که گمون ميکنم هست -

443
00:42:42,848 --> 00:42:46,182
.يا خيلي زود ميشه

444
00:42:57,657 --> 00:43:01,607
مطمئنم که آقاي "بينگلي" رو توي
.اتاق پذيرايي پيدا ميکنيد، بانو

445
00:43:01,787 --> 00:43:03,696
ممنون

446
00:43:37,327 --> 00:43:41,491
.آقاي "دارسي"، بيا و کمکم کن
!آقاي "هرست" همشو مال خود کرد

447
00:43:50,259 --> 00:43:53,129
ميتونم احوال پرسي خواهرتون رو بکنم، دوشيزه "بنت"؟

448
00:43:53,304 --> 00:43:58,096
.لطف داريد. به نظرم يه ذره بهتر شده -
خيلي خوشحال شدم که اينو شنيدم -

449
00:43:58,268 --> 00:44:01,886
!آقاي "هارست"، من هنوز نيومدم -
. بايد دو لو ميومدين -

450
00:44:02,064 --> 00:44:05,314
!"اون همه مارو بازوند، آقاي "دارسي

451
00:44:06,652 --> 00:44:10,650
شما به ما ملحق نميشيد، دوشيزه "بنت"؟ -
.نه، ممنون -

452
00:44:10,824 --> 00:44:14,027
شما کتاب خوندن رو به ورق بازي ترجيح ميديد؟
!کمي عجيبه

453
00:44:14,328 --> 00:44:19,405
دوشيزه "بنت" از بازي ورق خوشش نمياد. ايشون
کتاب-خوان قهاري هستند و از هيچ کار ديگري لذت نميبرن

454
00:44:21,253 --> 00:44:24,373
من نه مستحق اين همه تعريف و تمجيد هستم
.و نه مستوجب اين همه ايراد گرفتن

455
00:44:24,548 --> 00:44:29,009
من کتاب خوان قهاري نيستم
.و از خيلي کارها هم خوشم مياد

456
00:44:30,263 --> 00:44:33,964
و شما داريد چه کار اينقدر محرمانه اي
انجام ميديد، آقا؟

457
00:44:37,271 --> 00:44:40,474
محرمانه نيست. دارم واسه ي
.خواهرم نامه مينويسم

458
00:44:40,650 --> 00:44:44,434
!جورجيونا"ي عزيز"
!خيلي دوست دارم ببينمش

459
00:44:44,613 --> 00:44:49,275
از بهار تا حالا خيلي بزرگ شده؟
هم قد من شده ديگه؟

460
00:44:50,745 --> 00:44:55,324
اون هم قد دوشيزه "اليزابت بنت" ـه
.يا يه ذره بلند تر

461
00:44:55,500 --> 00:45:00,411
و خيلي هم آراسته و بانزاکت! پيانو زدنش
هم، حرف نداره

462
00:45:00,673 --> 00:45:04,374
شما هم ميزنيد، دوشيزه "بنت"؟ -
.بله، ولي دست و پا شکسته -

463
00:45:04,552 --> 00:45:08,929
!همه ي دختراي جوون، سي-تموم هستن
،آواز ميخونن، نقاشي ميکشن، ميرقصن

464
00:45:09,099 --> 00:45:13,642
،فرانسوي و آلماني حرف ميزنن، تور دوزي ميکنن
!و غير از اين هم نديدم

465
00:45:13,938 --> 00:45:17,058
بين تمام آشناهايي که ميشناسم) ،پنج شش تاشون)
.هستند که به نظر من (واقعا) فضل و کمالات دارن

466
00:45:17,233 --> 00:45:21,147
موافقم! زني ميتونه
،شايسته و باکمالات (و شايسته ي چنين عنواني) باشه

467
00:45:21,321 --> 00:45:24,904
که يه مطئمنن يه ته صدايي داشته باشه

468
00:45:25,075 --> 00:45:30,117
در حالت نگاه و طرز راه رفتن، لحن صدا و نحوهِ حرف زدن
.و اظهار عقيده بايد شرايطي داشته باشه

469
00:45:30,582 --> 00:45:34,449
همه اينها را بايد داشته باشد
،به علاوه ي چيزي مهم تر

470
00:45:34,628 --> 00:45:39,089
يعني مدام بايد با مطالعه زياد
.ذهن خودش را رشد بده

471
00:45:39,258 --> 00:45:44,466
حالا ديگه تعجب نميکنم که چرا شما فقط
."شش زن با اين خصوصيات ميشناسيد، آقاي "دارسي

472
00:45:44,639 --> 00:45:46,762
سوالم اينه که اصلن چنين زني رو ميشناسيد!؟

473
00:45:46,934 --> 00:45:50,184
شما خيلي به همجنس هاي خود بدبين هستيد
."دوشيزه "بنت

474
00:45:50,354 --> 00:45:52,560
.من صحبتش رو کردم، چون چندتايي ـو ميشناسم

475
00:45:52,732 --> 00:45:57,311
احتمالا شما به اندازه ي کافي
"پيشرفتي توي اجتماعي شدن نداشتيد، دوشيزه "بنت

476
00:45:57,487 --> 00:46:01,401
بين آشناهاي ما، خيلي دخترهاي جوون باکمالات
.رو مي بينيم

477
00:46:02,076 --> 00:46:07,034
!بدو، بدو! اين يه راه خوب براي پاسور بازيه
!شما ها درست ميگيد

478
00:46:14,340 --> 00:46:17,958
ببينيد دخترا! منظره ي قشنگي نيست؟

479
00:46:29,399 --> 00:46:34,145
و حالا هم مادره! قراره اينجا توسط هرچي "بِنِت" که
!توي دهکده ـست، مورد حمله قرار ميگيريم؟

480
00:46:34,321 --> 00:46:36,942
!تحملش خيلي سخته

481
00:46:42,622 --> 00:46:47,617
خانم "بنت"! خوش آمديد! انشالا که دوشيزه "بنت" رو
.بيش از انتظارتون، بدحال نبينيد

482
00:46:47,795 --> 00:46:52,291
در واقع چرا، آقا! اون خيلي مريضه
،و خيلي رنج ميبره

483
00:46:52,467 --> 00:46:57,295
اگرچه با وجود صبر و بردباري خيلي زيادي که داره
اون اخلاقش خوبه و چيزي نميگه

484
00:46:57,473 --> 00:47:04,472
ولي اون خيلي مريضه که بشه حرکتش داد. ما مجبوريم
.از مَراحم شما مدت بيشتري بهره مند شويم

485
00:47:04,648 --> 00:47:06,439
!البته

486
00:47:06,608 --> 00:47:10,475
.از دوشيزه "بنت" هرجور که لازم باشه، مراقبت خواهد شد
.من بهتون قول ميدم

487
00:47:10,654 --> 00:47:13,441
.شما خيلي خوبين

488
00:47:13,616 --> 00:47:17,400
!خب، چه اتاق قشنگي داريد اينجا

489
00:47:17,579 --> 00:47:21,197
من که فکر ميکنم شما هيچوقت
.نخواهيد که «ندرفيلد» رو ترک کنيد

490
00:47:21,375 --> 00:47:25,752
من که خيلي خوشحال ام که تا ابد توي اين دهکده زندگي کنم
تو چطور، "دارسي"؟

491
00:47:25,964 --> 00:47:30,792
جدي؟ تو جاي ديگه اي که
محدودتر و بي‌تغيير تر از اينجا باشه رو، پيدا نکردي؟

492
00:47:30,969 --> 00:47:35,133
محدود و بي‌تغيير؟
!در واقع اينجوري نيست، آقا

493
00:47:35,308 --> 00:47:40,516
هرقدر که شما براش بگين
!روستا خيلي دلپذير تر و بهتر از شهره

494
00:47:41,815 --> 00:47:44,769
مامان، شما منظور آقاي "دارسي" رو
.درست برداشت نکرديد

495
00:47:44,944 --> 00:47:48,443
جدي؟ به نظر ميرسه ايشون
! اصلن اين ناحيه ها رو به حساب نميارن

496
00:47:48,615 --> 00:47:50,987
!مامان -
!محدود، بدون تغيير -

497
00:47:51,159 --> 00:47:55,026
دوست دارم بدونن که ما با 24 تا خونواده
! رفت و آمد داريم و شام و نهار ميخوريم

498
00:48:02,422 --> 00:48:06,883
مامان؟ وقتي داشتيد ميومديد
شارلوت لوکاس" رو ديديد يا نه؟"

499
00:48:07,052 --> 00:48:12,047
بله، ديروز با پدرش آمده بود
!سر ويليام" چه مرد نازنيني است"

500
00:48:12,225 --> 00:48:14,467
.من به اين ميگم رفتار و تربيت صحيح

501
00:48:14,644 --> 00:48:19,983
آدمايي که خيلي خودشون رو مهم ميدونن
و دهانشان به حرف زدن باز نميشود

502
00:48:20,151 --> 00:48:22,724
.اشتباه مي کنند

503
00:48:23,613 --> 00:48:27,563
آقاي "بينگلي"، شما قول نداديد وقتيکه
اينجا ساکن بشيد، يه مهموني و سور بدين؟

504
00:48:27,743 --> 00:48:30,578
خيلي ضايع ميشه اگه
شما روي حرف خودتون واينستيد

505
00:48:30,746 --> 00:48:34,874
.من کاملا آمادگي دارم و روي حرفم هستم
،وقتي که حال خواهرتان خوب شد

506
00:48:35,043 --> 00:48:37,748
،اگه زمحتي نيست
. ببينيد کدام روز براي مهماني مناسب تر است

507
00:48:38,630 --> 00:48:44,799
!خوب، حالا ، "ليديا"! اينم يه شانس خوب براي تو
!اين بخشندگي واسه ي شماست

508
00:48:47,348 --> 00:48:51,393
اينجاست که من
!ميگم رفتارهاي جنتلمني

509
00:48:51,393 --> 00:49:01,393
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

510
00:50:43,898 --> 00:50:45,606
."دوشيزه "اليزابت بنت

511
00:50:45,775 --> 00:50:51,114
دوست دارم شما رو ترغيب کنم که بيايد
!يه چرخي تو اتاق بزنيم. ميتونه حال و هوات عوض بشه

512
00:51:03,337 --> 00:51:06,042
آقاي "دارسي"، شما هم ميايد؟

513
00:51:07,050 --> 00:51:10,964
اين موضوع ـو عوض ميکنه -
منظورتون چيه، آقا؟ -

514
00:51:11,138 --> 00:51:15,088
منظورش چي ميتونسته باشه؟ -
.به نظرم بهتره که کاري به هم نداشته باشيم -

515
00:51:15,267 --> 00:51:18,885
!نه، ما سعي ميکنيم منظورتون رو بفهميم، آقا

516
00:51:19,063 --> 00:51:22,147
،استيل ـتون موقع راه رفتن خيلي عاليه

517
00:51:22,317 --> 00:51:25,437
.و منم ميتونم از اينجا خيلي خوب، ازش لذت ببرم

518
00:51:25,654 --> 00:51:28,275
!کف کردم! چه جواب زشتي

519
00:51:28,449 --> 00:51:34,488
ميگي چجوري اونو تنبيه کنيم، دوشيزه "اليزا"؟ -
.اينقدرا هم آسون نيست. دستش بندازيم -

520
00:51:35,123 --> 00:51:38,907
.بهش بخنديم -
به آقاي "دارسي" بخنديم؟ -

521
00:51:39,545 --> 00:51:41,502
!غيرممکنه

522
00:51:41,673 --> 00:51:45,920
.ايشون يه آقاي بدون عيب هستن -
هستش؟ -

523
00:51:46,678 --> 00:51:49,133
يه آقاي بدون اشتباه؟

524
00:51:49,306 --> 00:51:52,141
.اين که واسه هيچکس ممکن نيست

525
00:51:53,102 --> 00:51:57,848
ولي سعي ميکنم از اين نقطه‌ضعف هايي که
مورد تمسخر قرار ميگيرن، دوري کنم

526
00:51:58,734 --> 00:52:02,483
مثل خودبيني، شايد، و غرور؟

527
00:52:05,992 --> 00:52:08,281
.بله، خودبيني يه نقطه ضعفه در واقع

528
00:52:09,329 --> 00:52:11,405
... ولي غرور

529
00:52:12,207 --> 00:52:17,118
،که نوعي برتري ذهن هستش
.غرور من هميشه زير قانون و تعديل ـه

530
00:52:19,299 --> 00:52:22,585
،"منم واسه خودم عيب هايي دارم دوشيزه "بنت
.ولي اميدوارم اونها غيرقابل فهم نباشن

531
00:52:23,762 --> 00:52:25,885
.خلق و خويم رو نميتونم ضمانت کنم

532
00:52:29,769 --> 00:52:32,556
(ممکنه بهش بگن بي ميلي(يا تلخي

533
00:52:32,814 --> 00:52:35,684
،نظر مثبت من، يه بار که برگرده
. واسه هميشه برگشته

534
00:52:35,859 --> 00:52:40,854
.اين در واقع يه شکسته، ولي من نميتونم بهش بخندم

535
00:52:42,909 --> 00:52:46,989
من عقيده دارم که هر حالتي
.يه ميلي به بدي و شروري داره

536
00:52:47,164 --> 00:52:52,407
.عيب شما، يه رغبتي داره که از همه بيزار کنه -
.مال شما، عمدا ميخواد اونا رو نفهمه -

537
00:52:52,587 --> 00:52:54,045
آهنگ بزارم؟

538
00:53:13,277 --> 00:53:16,112
سلام گرم بنده رو خدمت خانواده ابلاغ بفرماييد

539
00:53:16,281 --> 00:53:20,493
و به پدرتون بگيد که هروقت دوست داشتند
.قدم روي چشم ما بزارن تشريف بيارن اينجا

540
00:53:20,661 --> 00:53:23,234
ممنون، آقا. شما خيلي مهربونيد

541
00:53:24,290 --> 00:53:25,700
.خداحافظ

542
00:53:26,376 --> 00:53:28,119
.خداحافظ

543
00:53:32,299 --> 00:53:34,706
."حرکت کن، "روزيتر

544
00:53:44,313 --> 00:53:49,521
چه لذتي داره وقتيکه مهمونت
!دوباره برميگرده خونش

545
00:53:51,571 --> 00:53:58,950
ولي من ميترسم که آقاي "دارسي" عزادار از دست دادنِ
.افکار جسورانه و چشمان لطيف دوشيزه "اليزا بِنِت" هست

546
00:54:00,540 --> 00:54:03,541
.کاملا برعکس، بهت اطمينان ميدم

547
00:54:10,634 --> 00:54:12,876
!"اوه، "جين

548
00:54:13,888 --> 00:54:18,052
متاسف که ميگم، ولي
،علي رغم ممتاز بودن آقاي "بينگلي" ـت

549
00:54:18,227 --> 00:54:22,854
من که تا حالا اينقدر خوشحال نبودم که
!يه جايي رو ميخوام ترک کنم

550
00:54:48,926 --> 00:54:49,447
<font color=FFFF00>تهيه و ترجمه، کاري از
.: A L I :. (RU-486)

551
00:54:49,012 --> 00:54:51,533
سينمافريک - مرجع دانلود رایگان فیلم و سریال
<font color="#ff8040">CinemaFreak.Net</font>

