﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:14,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:14,786 --> 00:00:16,029
‫آنچه گذشت...‬

3
00:00:16,054 --> 00:00:16,825
‫حالت خوبه، جان؟‬

4
00:00:16,850 --> 00:00:18,462
‫من با زنت رابطه داشتم.‬

5
00:00:18,592 --> 00:00:20,223
‫نمی‌گم برام مهم نیست، چون هست.‬

6
00:00:20,454 --> 00:00:21,706
‫اما هیچ‌چیزی تو این دنیا‬

7
00:00:21,731 --> 00:00:23,342
‫نمی‌تونه تورو از من بگیره‬
‫یا منو از تو.‬

8
00:00:23,399 --> 00:00:24,567
‫اما ژنرال رولان!‬

9
00:00:24,834 --> 00:00:26,752
‫قول می‌دم، تا وقتی که این یونیفرم تنمه‬

10
00:00:26,777 --> 00:00:27,987
‫پیش خودم نگهش دارم.‬

11
00:00:28,012 --> 00:00:29,096
‫شبانه فوت کرد.‬

12
00:00:29,123 --> 00:00:30,548
‫تا صبح فرداش،‬
‫خاکش کرده بودن.‬

13
00:00:30,573 --> 00:00:31,574
‫خداروشکر.‬

14
00:00:31,599 --> 00:00:33,384
‫- موسیو بوشام.‬
‫- اون برادر ناتنی‌مه.‬

15
00:00:33,409 --> 00:00:34,535
‫یا بود.‬

16
00:00:34,560 --> 00:00:36,130
‫کاپیتان انگلیسی‌ای به اسم ریچاردسون رو می‌شناسی؟‬

17
00:00:36,162 --> 00:00:38,247
‫داره پسرت رو می‌فرسته پیش یه دارودسته از هسیان‌ها.‬

18
00:00:38,390 --> 00:00:39,991
‫چرا داری بهم کمک می‌کنی؟‬

19
00:00:40,016 --> 00:00:40,944
‫به‌خاطر چشمان زیبات.

20
00:00:41,111 --> 00:00:42,238
‫اون خوابت رو دیده بود.‬

21
00:00:42,293 --> 00:00:43,961
‫وقتی موهات مثل برف سفید بشه،‬

22
00:00:44,033 --> 00:00:46,147
‫دانشی فراتر از زمان پیدا می‌کنی.‬

23
00:00:46,372 --> 00:00:48,332
‫جنگ داره به این مناطق دورافتاده می‌رسه.‬

24
00:00:48,357 --> 00:00:49,942
‫حدود یه سال دیگه، یه جنگی راه می‌افته‬

25
00:00:49,967 --> 00:00:51,927
‫توی جایی به اسم کینگز مانتین.‬

26
00:00:52,015 --> 00:00:53,807
‫و جیمز فریزر هم اونجا می‌میره.‬

27
00:00:54,071 --> 00:00:55,114
‫بنجامین کلیولند.‬

28
00:00:55,139 --> 00:00:57,111
‫یه توری به اسم کانینگهام توی زمینته.‬

29
00:00:57,136 --> 00:01:00,014
‫کلیولند... پس تو همون جیمز فریزری هستی که توی کتابه.‬

30
00:01:00,014 --> 00:01:10,014
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

31
00:03:03,000 --> 00:03:10,000
‫« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

32
00:03:13,193 --> 00:03:15,487
‫خانم ابوت یه شونه مثل این داشت،‬

33
00:03:15,512 --> 00:03:17,389
‫اما هیچ‌وقت نمی‌ذاشت بهش دست بزنیم.‬

34
00:03:19,700 --> 00:03:22,202
‫فانی، دوست داری مال تو باشه؟‬

35
00:03:22,877 --> 00:03:23,913
‫مال من باشه؟‬

36
00:03:24,079 --> 00:03:26,081
‫آره، که با خودت ببری خونه.‬

37
00:03:27,061 --> 00:03:28,563
‫که مال خود خودت باشه.‬

38
00:03:29,335 --> 00:03:31,462
‫خانم مک‌کنزی، نامه‌هاتون رو آوردم.‬

39
00:03:34,048 --> 00:03:35,841
‫تو بهش فکر کن تا من برم نامه‌ها رو بگیرم.‬

40
00:03:43,831 --> 00:03:45,123
‫خیلی قشنگه.‬

41
00:03:46,977 --> 00:03:48,103
‫بله، قربان.‬

42
00:03:48,270 --> 00:03:50,356
‫هرچند به نظر میاد
‫توی اینجور جاها وصله‌ی ناجوره.‬

43
00:03:52,375 --> 00:03:53,668
‫مثل خودت.‬

44
00:03:57,112 --> 00:03:59,031
‫تو هم خوشگلی.‬

45
00:04:02,792 --> 00:04:04,710
‫نظرت چیه توی سفرهام همراهم باشی؟‬

46
00:04:04,792 --> 00:04:06,377
‫اصلاً از این کار خوشم نمیاد.‬

47
00:04:06,622 --> 00:04:07,873
‫اوه، بی‌خیال بابا.‬

48
00:04:08,832 --> 00:04:11,293
‫به نظر میاد حسابی اهل ماجراجویی باشی.‬

49
00:04:11,425 --> 00:04:14,428
‫و تو هم یه پاچه‌خوارِ وزغ‌چهره‌ای.‬

50
00:04:26,892 --> 00:04:27,935
‫فانی؟‬

51
00:04:28,310 --> 00:04:29,812
‫اون مردا داشتن اذیتت می‌کردن؟‬

52
00:04:30,521 --> 00:04:31,689
‫اونا افسرن.‬

53
00:04:33,315 --> 00:04:34,316
‫از کجا فهمیدی؟‬

54
00:04:34,775 --> 00:04:36,360
‫از طرز رفتارشون.‬

55
00:04:36,735 --> 00:04:38,821
‫حرفایی که بهم زدن... افسرهای توی...‬

56
00:04:39,446 --> 00:04:40,656
‫توی فاحشه‌خونه هم‬

57
00:04:41,532 --> 00:04:42,992
‫همین‌طوری حرف می‌زدن،‬

58
00:04:43,117 --> 00:04:44,343
‫فکر می‌کنن هر کاری دلشون بخواد می‌تونن بکنن،‬

59
00:04:44,470 --> 00:04:45,386
‫هرکی رو بخوان می‌تونن داشته باشن.‬

60
00:04:45,411 --> 00:04:47,037
‫بذار برم یه دو کلمه باهاشون حرف بزنم.‬

61
00:04:47,204 --> 00:04:49,123
‫نه. بیا فقط بریم.‬

62
00:04:52,209 --> 00:04:53,335
‫خواهش می‌کنم.‬

63
00:05:05,055 --> 00:05:06,432
‫این یکی مال توئه.‬

64
00:05:08,434 --> 00:05:10,060
‫از طرف شوهر سابقته.‬

65
00:05:15,024 --> 00:05:16,483
‫اون با تو چیکار داره؟‬

66
00:05:18,235 --> 00:05:19,987
‫در واقع، اون بریانا رو می‌خواد.‬

67
00:05:20,154 --> 00:05:24,324
‫ظاهراً توی ساواناست و ویلیام هم پیششه.‬

68
00:05:24,867 --> 00:05:26,493
‫ازش دعوت کرده بره و پرتره‌ی‬

69
00:05:26,518 --> 00:05:29,062
‫زن و پسرِ برادرزاده‌اش رو بکشه.‬

70
00:05:29,997 --> 00:05:32,624
‫خب، میرم ببینم‬
‫دلش می‌خواد بیاد یا نه.‬

71
00:05:34,168 --> 00:05:35,627
‫نه، نمی‌ری.‬

72
00:05:39,631 --> 00:05:41,300
‫می‌خوای حرفت رو‬
‫اصلاح کنی؟‬

73
00:05:44,011 --> 00:05:44,887
‫نه.‬

74
00:05:45,304 --> 00:05:46,805
‫این موضوع به تو ربطی نداره.‬

75
00:05:46,930 --> 00:05:48,599
‫نمی‌خواستم دخالت کنم.‬

76
00:05:49,224 --> 00:05:53,437
‫اصلاً نمی‌خواستم پات به ماجرای‬
‫جان‌گری باز بشه،‬

77
00:05:53,604 --> 00:05:55,389
‫ولی خب، دیگه یکم‬
‫واسه این حرفا دیر شده.‬

78
00:05:55,414 --> 00:05:57,166
‫خودت می‌دونی چی شد.‬
‫می‌دونی چرا اون اتفاق افتاد.‬

79
00:05:57,198 --> 00:05:58,866
‫می‌دونم... می‌دونم چی شد.‬

80
00:05:58,984 --> 00:06:00,986
‫اون تورو روی زمین خوابوند،‬
‫پاهات رو باز کرد،‬

81
00:06:01,153 --> 00:06:02,279
‫و باهات خوابید.‬

82
00:06:02,863 --> 00:06:03,964
‫فکر کردی هر وقت‬
‫اسم اون مرد رو می‌شنوم‬

83
00:06:03,989 --> 00:06:05,699
‫یاد اون اتفاق نمی‌افتم؟‬
‫لعنت بهش!‬

84
00:06:05,866 --> 00:06:07,201
‫فکر می‌کردم اون قضیه تموم شده.‬

85
00:06:11,205 --> 00:06:13,499
‫تا حالا بهت نگفتم‬
‫که من آدم حسودی‌ام؟‬

86
00:06:15,501 --> 00:06:16,418
‫گفتی، و منم...‬

87
00:06:16,585 --> 00:06:19,296
‫و بهت گفتم که به تک‌تکِ ساعت‌هایی که‬

88
00:06:19,321 --> 00:06:22,014
‫توی تختِ یه مردِ دیگه گذروندی حسادت می‌کردم؟‬

89
00:06:26,428 --> 00:06:27,971
‫- گفتی.‬
‫- جدی گفتم.‬

90
00:06:28,889 --> 00:06:30,557
‫هنوزم سرِ حرفم هستم.‬

91
00:06:31,044 --> 00:06:32,826
‫ولی تو هر غلطی
‫که دلت بخواد می‌کنی.‬

92
00:06:32,851 --> 00:06:34,161
‫خدا می‌دونه که همیشه همین‌طوری بودی.‬

93
00:06:34,186 --> 00:06:36,855
‫ولی تظاهر نکن که نمی‌دونی‬
‫چه حسی به این موضوع دارم.‬

94
00:06:38,891 --> 00:06:40,559
‫نمی‌تونی تا ابد از جان دوری کنی.‬

95
00:06:40,609 --> 00:06:42,521
‫اگه ویلیام باهاش در ارتباطه،‬
‫پس تو هم هستی.‬

96
00:06:42,611 --> 00:06:43,654
‫لعنت به ویلیام.‬

97
00:06:47,074 --> 00:06:48,492
‫اسکاتلندیِ کله‌شق.‬

98
00:06:53,122 --> 00:06:54,706
‫ویلیام مگه چیکار کرده؟‬

99
00:06:56,582 --> 00:06:58,460
‫ویلیام کاری نکرده.‬

100
00:06:59,378 --> 00:07:01,421
‫پس چرا‬
‫آقای فریزر این‌قدر عصبانیه؟‬

101
00:07:02,714 --> 00:07:06,260
‫اون اسکاتلندیه،‬
‫یعنی کله‌شقه.‬

102
00:07:06,426 --> 00:07:09,138
‫ولی این موضوع‬
‫ربطی به ویلیام نداره.‬

103
00:07:09,972 --> 00:07:12,099
‫شاید نباید بهش می‌گفتی.‬

104
00:07:12,516 --> 00:07:13,642
‫چی رو بهش می‌گفتم؟‬

105
00:07:13,892 --> 00:07:15,727
‫می‌دونم اون کلمه یعنی چی.‬

106
00:07:16,645 --> 00:07:18,564
‫مردا دوست ندارن‬
‫زنشون رو با کسی شریک بشن.‬

107
00:07:23,443 --> 00:07:25,654
‫من واقعاً شما‬
‫و آقای فریزر رو دوست دارم.‬

108
00:07:26,738 --> 00:07:28,615
‫شما با من خیلی خوب بودین.‬

109
00:07:29,533 --> 00:07:31,243
‫حیف که باید برم.‬

110
00:07:31,410 --> 00:07:33,537
‫آخه واسه چی‬
‫باید بری؟‬

111
00:07:33,704 --> 00:07:36,039
‫ویلیام از آقای فریزر خواست‬
‫که مراقبم باشه.‬

112
00:07:36,206 --> 00:07:37,166
‫اگه اون از دستِ ویلیام عصبانیه،‬

113
00:07:37,332 --> 00:07:39,184
‫پس نمی‌خواد کاری که‬
‫ویلیام خواسته رو انجام بده.‬

114
00:07:39,209 --> 00:07:42,880
‫اون‌وقت مجبورم برگردم‬
‫پیشِ خانم اَبوت.‬

115
00:07:43,463 --> 00:07:44,381
‫مجبورم کار کنم.‬

116
00:07:44,548 --> 00:07:47,259
‫هیچ‌وقت لازم نیست‬
‫برگردی اونجا.‬

117
00:07:48,010 --> 00:07:50,053
‫ما آوردیمت پیشِ خودمون‬
‫چون خودمون می‌خواستیم.‬

118
00:07:50,470 --> 00:07:51,680
‫نه، این‌طور نیست.‬

119
00:07:52,472 --> 00:07:54,808
‫ویلیام، آقای فریزر رو‬
‫مجبور کرد منو بیاره.‬

120
00:07:57,269 --> 00:08:01,148
‫به عنوان کسی که‬
‫هردوشون رو خوب می‌شناسه،‬

121
00:08:01,315 --> 00:08:03,525
‫بهت اطمینان می‌دم هیچ‌کس‬
‫نمی‌تونه هیچ‌کدومشون رو مجبور کنه‬

122
00:08:03,567 --> 00:08:05,968
‫کاری رو برخلافِ میلش انجام بده.‬

123
00:08:13,076 --> 00:08:15,537
‫آقای فریزر قول داده‬
‫که ازت محافظت کنه.‬

124
00:08:17,122 --> 00:08:20,209
‫اون سرِ حرفش می‌مونه، منم همین‌طور.‬

125
00:08:31,720 --> 00:08:33,013
‫بن نمرده.‬

126
00:08:33,179 --> 00:08:35,265
‫واسه همینه که جنازه‌اش‬
‫توی قبر نیست.‬

127
00:08:37,643 --> 00:08:39,686
‫خیلی محتمل‌تره که بن‬

128
00:08:39,711 --> 00:08:43,174
‫توی یه قبر دفن شده باشه که‬
‫اسمِ یه نفر دیگه روشه.‬

129
00:08:44,326 --> 00:08:47,044
‫هر کسی که دفنشون کرده، احتمالاً‬
‫جنازه‌ها رو با هم قاطی کرده.‬

130
00:08:47,069 --> 00:08:50,656
‫یا بن فرار کرده و اونا‬
‫یه نفر دیگه رو‬

131
00:08:50,681 --> 00:08:52,222
‫توی قبرش دفن کردن تا این موضوع رو مخفی کنن.‬

132
00:08:52,449 --> 00:08:53,791
‫آخه چرا کسی باید‬
‫خودش رو به زحمت بندازه؟‬

133
00:08:53,816 --> 00:08:55,443
‫برای اینکه آبروریزیِ‬
‫گم کردنِ‬

134
00:08:55,494 --> 00:08:57,371
‫یه زندانیِ مهم و عالی‌رتبه رو بپوشونن.‬

135
00:09:02,209 --> 00:09:04,127
‫من یکم بیشتر‬
‫پرس‌وجو کردم، اما...‬

136
00:09:04,962 --> 00:09:07,381
‫متأسفانه هیچ‌کدوم از کسایی که باهاشون‬
‫حرف زدم، اطلاعاتِ بیشتری نداشتن.‬

137
00:09:07,406 --> 00:09:10,535
‫احتمالاً چون‬
‫اصلاً اطلاعاتی وجود نداره.‬

138
00:09:11,969 --> 00:09:15,639
‫من یه سربازِ حلبی داشتم که بن‬
‫وقتی بچه بودیم بهم داده بود.‬

139
00:09:15,806 --> 00:09:17,266
‫ژنرال رولان.‬

140
00:09:18,165 --> 00:09:20,102
‫وقتی رفت جنگ،‬
‫بهش پسش دادم.‬

141
00:09:20,269 --> 00:09:21,353
‫بینِ وسایلش نبود.‬

142
00:09:21,520 --> 00:09:23,438
‫و تو فکر می‌کنی بن زنده‌ست‬

143
00:09:23,463 --> 00:09:27,006
‫چون اون سربازِ حلبی که بهش دادی‬
‫همراهش نبوده؟‬

144
00:09:27,734 --> 00:09:29,903
‫می‌دونستم درک نمی‌کنی.‬

145
00:09:30,862 --> 00:09:34,533
‫ویلیام، تو چند ماهِ سختی رو‬
‫پشتِ سر گذاشتی،‬

146
00:09:34,558 --> 00:09:36,570
‫- و فکر می‌کنم شاید...‬
‫- موضوع این نیست.‬

147
00:09:36,660 --> 00:09:38,870
‫تو دنبالِ یه هدف می‌گردی.‬

148
00:09:39,718 --> 00:09:41,957
‫نه، یه جای کار اینجا می‌لنگه.‬

149
00:09:41,982 --> 00:09:42,898
‫مطمئنم.‬

150
00:09:43,792 --> 00:09:45,836
‫چیزی از این موضوع به‬
‫لیدی‌گری نگفتی، درسته؟‬

151
00:09:45,924 --> 00:09:47,008
‫البته که نه.‬

152
00:09:47,097 --> 00:09:49,141
‫مگر اینکه یه مدرکِ‬
‫ملموس پیدا کنم که بهش بگم.‬

153
00:10:00,058 --> 00:10:03,061
‫با اینکه من اصلاً‬
‫فرضیه‌ات رو باور ندارم،‬

154
00:10:03,905 --> 00:10:06,241
‫اگه همون‌طور که می‌گی‬
‫بن فرار کرده باشه،‬

155
00:10:06,315 --> 00:10:10,527
‫پس احتمالاً یه خبری‬
‫به فرمانده‌اش می‌داد.‬

156
00:10:10,652 --> 00:10:11,445
‫هوم؟‬

157
00:10:14,114 --> 00:10:17,909
‫خب، از شانسِ خوبِ ما، سرلشکر لزلی‬

158
00:10:18,076 --> 00:10:20,537
‫تازه به جبهه‌ی جنوب‬
‫منتقل شده،‬

159
00:10:20,662 --> 00:10:24,499
‫و ژنرال پِروو به افتخارش‬
‫یه ناهار ترتیب داده.‬

160
00:10:24,666 --> 00:10:28,170
‫اگه بخوای، می‌تونم برات یه دعوت‌نامه‬
‫بگیرم.‬

161
00:10:28,479 --> 00:10:30,814
‫تو هم که فقط میخوای منو‬
‫دوباره بکشونی توی اجتماع.‬

162
00:10:30,839 --> 00:10:32,674
‫خب، پس چقدر خوب شد که یه فرصتی...‬

163
00:10:32,736 --> 00:10:35,489
‫پیش اومده
‫که هر دو به چیزی که می‌خوایم برسیم.‬

164
00:10:44,436 --> 00:10:47,022
‫پس جان ازم می‌خواد یه پرتره بکشم.‬

165
00:10:47,147 --> 00:10:48,106
‫هوم.‬

166
00:10:49,505 --> 00:10:51,590
‫هی، چرا به تو نامه داده و نه به بابا؟‬

167
00:10:53,028 --> 00:10:56,448
‫خب، چون پدرت و لرد جان با هم به مشکل خوردن.‬

168
00:10:56,865 --> 00:10:59,034
‫فعلاً با هم حرف نمی‌زنن.‬

169
00:10:59,201 --> 00:11:00,202
‫اوه.‬

170
00:11:00,619 --> 00:11:01,995
‫چه جور مشکلی؟‬

171
00:11:04,539 --> 00:11:08,085
‫وقتی فکر می‌کردم جیمی مرده، باهاش ازدواج کردم.‬

172
00:11:08,251 --> 00:11:09,211
‫چی؟‬

173
00:11:09,711 --> 00:11:11,171
‫خب، نزدیک بود بازداشت بشم...‬

174
00:11:11,205 --> 00:11:13,440
‫و بهم اتهام جاسوسی زده بودن، و خب...‬

175
00:11:13,465 --> 00:11:15,801
‫جان فکر کرد تنها راهی که جلوی این اتفاق رو می‌گیره...‬

176
00:11:15,826 --> 00:11:18,241
‫اینه که با یه افسر ارتش بریتانیا ازدواج کنم.‬

177
00:11:20,055 --> 00:11:21,014
‫اوه.‬

178
00:11:22,140 --> 00:11:23,016
‫خب پس چرا بابا عصبانیه؟‬

179
00:11:23,041 --> 00:11:24,834
‫به نظر می‌رسه جان داشته ازت محافظت می‌کرده.‬

180
00:11:25,519 --> 00:11:27,270
‫اینطوری نبوده که با هم خوابیدید.‬

181
00:11:30,732 --> 00:11:33,068
‫مامان!‬

182
00:11:33,235 --> 00:11:34,820
‫فقط یک بار اتفاق افتاد.‬

183
00:11:34,945 --> 00:11:38,323
‫آخه... هر دو داشتیم توی غصه و الکل غرق می‌شدیم.‬

184
00:11:40,033 --> 00:11:42,160
‫واقعاً نمی‌تونم توضیحش بدم.‬

185
00:11:42,702 --> 00:11:43,954
‫واو.‬

186
00:11:46,415 --> 00:11:47,999
‫چطوری آخه توی چشم‌های جان نگاه کنم...‬

187
00:11:48,039 --> 00:11:49,250
‫وقتی دیدمش؟‬

188
00:11:51,420 --> 00:11:54,756
‫صبر کن، الان که دیگه مجبور نیستم بهش بگم بابا، نه؟‬

189
00:11:56,174 --> 00:11:58,718
‫جلوی پدرت در این مورد شوخی نکن.‬

190
00:11:58,743 --> 00:12:01,413
‫وای وای، خدای من... نه، نمی‌کنم.‬
‫نمی‌کنم.‬

191
00:12:09,938 --> 00:12:10,981
‫معذرت می‌خوام.‬

192
00:12:11,106 --> 00:12:12,941
‫داشتم مغازه رو می‌بستم.‬

193
00:12:13,250 --> 00:12:14,918
‫اما اگه چیزی لازم دارید،‬

194
00:12:14,943 --> 00:12:16,778
‫می‌تونم به آقای کرامبی خبر بدم.‬

195
00:12:16,903 --> 00:12:18,488
‫برای خرید نیومدم.‬

196
00:12:18,655 --> 00:12:21,116
‫اوه، پس چطور می‌تونم کمکتون کنم، آقای فریزر؟‬

197
00:12:21,220 --> 00:12:23,972
‫دخترم بهم گفت که امروز دو تا مرد اومدن دیدنت.‬

198
00:12:24,084 --> 00:12:25,586
‫ظاهراً افسر بودن.‬

199
00:12:25,871 --> 00:12:26,746
‫بله.‬

200
00:12:26,913 --> 00:12:30,041
‫دو تا از هم‌رزم‌های پسرم اومده بودن دیدنم.‬

201
00:12:30,625 --> 00:12:33,670
‫اونا سربازهای پیمانی هستن که منتظر تبادلن.‬

202
00:12:34,379 --> 00:12:37,048
‫از فرصت استفاده کردن تا...‬

203
00:12:37,144 --> 00:12:39,105
‫یه سری از وسایل پسرم رو برگردونن.‬

204
00:12:41,052 --> 00:12:46,308
‫فریزر ریج خیلی از هر ارتشی دوره، کاپیتان.‬

205
00:12:46,475 --> 00:12:47,809
‫واسه همین از اینجا خوشم میاد.‬

206
00:12:48,852 --> 00:12:52,272
‫همون چیزی که شما هم ادعا می‌کنید ازش خوشتون میاد.‬

207
00:12:52,856 --> 00:12:53,857
‫همین‌طوره.‬

208
00:12:58,195 --> 00:12:59,237
‫پس خیلی لطف کردن که...‬

209
00:12:59,262 --> 00:13:02,307
‫این همه راه رو برای یه دیدار دوستانه اومدن.‬

210
00:13:03,003 --> 00:13:04,034
‫بله.‬

211
00:13:04,451 --> 00:13:05,702
‫همین‌طور بود.‬

212
00:13:08,997 --> 00:13:12,209
‫فقط امیدوارم تونسته باشم
‫به خوبی ازشون تشکر کنم.‬

213
00:13:16,694 --> 00:13:19,739
‫می‌دونم که از نظر سیاسی با هم تفاهم نداریم.‬

214
00:13:21,009 --> 00:13:22,844
‫و منم موافق نیستم که عقاید یه نفر رو...‬

215
00:13:22,869 --> 00:13:25,956
‫زیر سوال ببرم، اما... هیچ اقدامی رو تحمل نمی‌کنم...‬

216
00:13:25,981 --> 00:13:28,775
‫که «ریج» یا ساکنینش رو تهدید کنه.‬

217
00:13:29,726 --> 00:13:31,353
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم...‬

218
00:13:32,020 --> 00:13:34,564
‫که اون مردا قصد صدمه زدن به کسی رو نداشتن.‬

219
00:13:35,106 --> 00:13:36,650
‫نمی‌دونم چی گفته شده،‬

220
00:13:36,775 --> 00:13:38,360
‫اما یکی‌شون با فرانسیس حرف زده،‬

221
00:13:38,527 --> 00:13:42,531
‫دخترِ جوونی که تحت سرپرستیِ منه،
‫و خیلی ناراحتش کرده.‬

222
00:13:42,634 --> 00:13:44,636
‫بابت رفتارشون معذرت می‌خوام.‬

223
00:13:45,242 --> 00:13:47,577
‫اگه برگردن، حتماً باهاشون صحبت می‌کنم.‬

224
00:13:48,703 --> 00:13:52,665
‫هرچند بعید می‌دونم دیگه ببینیدشون.‬

225
00:13:53,375 --> 00:13:54,584
‫بسیار خب.‬

226
00:13:54,751 --> 00:13:55,835
‫کاپیتان.‬

227
00:14:14,155 --> 00:14:15,406
‫اوه، ببخشید که سرزده اومدم.‬

228
00:14:15,480 --> 00:14:20,068
‫بهم گفتن بیرونید، وگرنه اصلاً...‬

229
00:14:22,654 --> 00:14:25,615
‫مشکلی نیست.‬
‫چیزی لازم داشتی؟‬

230
00:14:28,785 --> 00:14:31,746
‫فکر کردم این جلیقه شاید خیلی...‬

231
00:14:31,771 --> 00:14:33,815
‫به اون کتی که عمو جان برات گرفته بیاد.‬

232
00:14:34,288 --> 00:14:35,206
‫این ر‌و تو دوختی؟‬

233
00:14:35,417 --> 00:14:37,460
‫برای «بن» گلدوزیش کرده بودم.‬

234
00:14:39,796 --> 00:14:41,798
‫خب، سایزتون شبیه همه.‬
‫من...‬

235
00:14:42,799 --> 00:14:44,801
‫خوشحال می‌شم اگه ازش استفاده کنی.‬

236
00:14:45,385 --> 00:14:46,469
‫ممنونم.‬

237
00:14:46,595 --> 00:14:48,930
‫این مجلل‌ترین جلیقه‌ایه که تا حالا داشتم.‬

238
00:14:49,097 --> 00:14:51,516
‫اصلاً هم مجلل نیست.‬

239
00:14:52,517 --> 00:14:54,019
‫تک‌تکِ این سوسک‌ها...‬

240
00:14:54,067 --> 00:14:55,548
‫توی مستعمره‌ها پیدا می‌شن.‬

241
00:14:55,812 --> 00:14:57,105
‫و همه‌شون از نظر کالبدشناسی...‬

242
00:14:57,272 --> 00:14:58,565
‫رنگ و شکل درستی دارن.‬

243
00:14:58,690 --> 00:15:01,985
‫خب، اعتراف می‌کنم که اون چشم‌های قرمز...‬

244
00:15:02,010 --> 00:15:03,795
‫یه جورایی سلیقه‌ی شخصی خودم بود.‬

245
00:15:03,937 --> 00:15:05,480
‫فقط فکر کردم این طرح به رنگ قرمز بیشتری نیاز داره...‬

246
00:15:05,530 --> 00:15:07,907
‫نسبت به چیزی که یه کفشدوزکِ تنها داره.‬

247
00:15:08,452 --> 00:15:09,870
‫کاملاً مناسبن.‬

248
00:15:12,996 --> 00:15:13,997
‫ممنونم.‬

249
00:15:14,873 --> 00:15:18,835
‫حالا، بذار ببینیم اندازه‌ت هست یا نه.‬

250
00:15:19,294 --> 00:15:21,296
‫اگه... اگه البته ناراحت نمی‌شید.‬

251
00:15:22,422 --> 00:15:24,924
‫اوه، بله.‬

252
00:15:44,444 --> 00:15:45,779
‫دقیقاً همینه.‬

253
00:15:46,488 --> 00:15:47,906
‫چرا سوسک؟‬

254
00:15:53,078 --> 00:15:54,037
‫می‌دونم احتمالاً‬

255
00:15:54,070 --> 00:15:55,988
‫باعث ناامیدیِ‬
‫خانواده‌تونه، اما...‬

256
00:15:57,874 --> 00:16:00,877
‫پدرم از اشراف‌زاده‌ها نیست.‬

257
00:16:01,294 --> 00:16:02,879
‫اون یه طبیعت‌شناسه.‬

258
00:16:03,583 --> 00:16:05,293
‫البته وقتی از پسِ هزینه‌هاش بربیاد.‬

259
00:16:06,424 --> 00:16:08,218
‫و وقتی نتونه‬
‫از پسش بربیاد چی؟‬

260
00:16:10,595 --> 00:16:12,722
‫توی فیلادلفیا‬
‫کتاب‌فروشه.‬

261
00:16:13,264 --> 00:16:15,141
‫و پدربزرگم هم گیاه‌شناسه.‬

262
00:16:15,725 --> 00:16:18,061
‫واسه همین اسمم رو گذاشتن آمارانتوس.‬

263
00:16:18,603 --> 00:16:22,107
‫اسم یه گیاهه،‬
‫آمارانتوس رتروفلکسوس.‬

264
00:16:23,858 --> 00:16:27,237
‫که معمولاً بهش می‌گن «تاج‌خروس».‬

265
00:16:37,455 --> 00:16:38,581
‫اسمِ قشنگیه.‬

266
00:16:40,250 --> 00:16:42,252
‫و جلیقه‌یِ زیبایی هم هست.‬

267
00:16:47,482 --> 00:16:49,693
‫نه. اصلاً و ابداً.‬

268
00:16:49,860 --> 00:16:52,153
‫به راجر گفتی که کتابِ بابا‬
‫درباره‌یِ یه جنگ هشدار داده‬

269
00:16:52,178 --> 00:16:53,513
‫که قراره توی مناطقِ دورافتاده اتفاق بیفته.‬

270
00:16:53,680 --> 00:16:55,515
‫ما به چیزی خیلی بیشتر از‬
‫چندتا تفنگِ شکاری نیاز داریم،‬

271
00:16:55,540 --> 00:16:57,632
‫و ساوانا بهترین جا برایِ پیدا کردنشونه.‬

272
00:16:57,684 --> 00:16:59,644
‫شهر دستِ انگلیسی‌هاست،‬

273
00:17:00,270 --> 00:17:02,647
‫اما ارتشِ قاره‌ای‬
‫همین نزدیکی‌ها مستقر شده،‬

274
00:17:02,688 --> 00:17:04,207
‫به امیدِ اینکه پسش بگیرن.‬

275
00:17:04,789 --> 00:17:06,709
‫و هر جا که ارتش باشه،‬
‫اسلحه هم هست.‬

276
00:17:06,734 --> 00:17:08,069
‫خیلی خطرناکه.‬

277
00:17:08,236 --> 00:17:09,487
‫شهر تحتِ محاصره‌ست.‬

278
00:17:09,512 --> 00:17:10,804
‫اجازه نمی‌دن مردم همین‌طوری‬
‫هر وقت دلشون خواست رفت‌وآمد کنن.‬

279
00:17:10,848 --> 00:17:13,132
‫خب، اون‌ها به مهمون‌هایِ لرد جان گری اجازه ورود می‌دن،‬

280
00:17:13,692 --> 00:17:15,318
‫و جان یه نامه‌یِ عبورِ امن هم‬

281
00:17:15,343 --> 00:17:16,678
‫همراهِ دعوت‌نامه‌اش فرستاده.‬

282
00:17:16,703 --> 00:17:18,454
‫و چطوری می‌خواید پولِ این اسلحه‌ها رو بدید؟‬

283
00:17:18,579 --> 00:17:21,207
‫از نظرِ تاریخی می‌دونیم که‬
‫ارتش‌ها با کمبودِ سکه مواجه بودن،‬

284
00:17:21,264 --> 00:17:24,994
‫واسه همین به فکرِ طلایِ اون فرانسوی افتادیم.‬

285
00:17:26,337 --> 00:17:27,464
‫نزدیک بود سرِ همون طلاها کشته بشیم.‬

286
00:17:27,489 --> 00:17:29,626
‫پس بهتره ازش برایِ محافظت از خودمون استفاده کنیم.‬

287
00:17:30,191 --> 00:17:31,568
‫اگه بتونید واردِ شهر بشید‬

288
00:17:31,593 --> 00:17:33,970
‫و راهزن‌ها همه‌اش رو ازتون ندزدن‬
‫و به حالِ خودتون رها نکنن تا بمیرید.‬

289
00:17:34,137 --> 00:17:35,597
‫- جیمی، چرا...‬
‫- نه.‬

290
00:17:36,556 --> 00:17:37,974
‫نه، اجازه نمی‌دم.‬

291
00:17:48,985 --> 00:17:50,987
‫جیمی، برایانا و راجر رو‬

292
00:17:51,154 --> 00:17:53,114
‫به خاطرِ عصبانیتت از جان تنبیه نکن.‬

293
00:17:53,782 --> 00:17:55,575
‫ببین، منم از این موضوع خوشم نمیاد،‬

294
00:17:56,509 --> 00:17:57,927
‫اما معلومه که اون‌ها‬
‫حسابی درباره‌اش فکر کردن.‬

295
00:17:57,952 --> 00:17:59,037
‫اون‌ها نمی‌رن.‬

296
00:18:00,330 --> 00:18:02,540
‫اون‌ها به اجازه‌یِ تو نیاز ندارن.‬

297
00:18:03,041 --> 00:18:04,459
‫خودشون اجازه خواستن،‬
‫مگه نه؟‬

298
00:18:05,017 --> 00:18:06,936
‫اون‌ها دعایِ خیر‬
‫و کمکِ تو رو خواستن.‬

299
00:18:06,961 --> 00:18:08,963
‫اون‌ها به کمکِ من نیازی ندارن.‬

300
00:18:09,130 --> 00:18:11,758
‫لرد جان گری فکرِ همه‌جاش رو کرده.‬

301
00:18:17,847 --> 00:18:19,098
‫می‌دونی که می‌تونستم دروغ بگم.‬

302
00:18:19,265 --> 00:18:20,391
‫نه، نمی‌تونستی.‬

303
00:18:21,476 --> 00:18:24,562
‫نمی‌تونی به هیچ‌کس دروغ بگی،‬
‫ساکسون، چه برسه به من.‬

304
00:18:25,438 --> 00:18:28,399
‫با توجه به اینکه جنابِ لرد قبلاً حقیقت رو بهم گفته بود...‬

305
00:18:28,424 --> 00:18:30,551
‫نمی‌تونستی مطمئن باشی که اون حقیقته.‬

306
00:18:31,361 --> 00:18:34,739
‫می‌تونستم بهت بگم که اون‬
‫داشته اراجیف می‌بافته‬

307
00:18:34,864 --> 00:18:37,492
‫چون می‌خواسته اذیتت کنه،‬
‫و تو هم حرفم رو باور می‌کردی.‬

308
00:18:37,517 --> 00:18:40,311
‫نمی‌خوام چیزی درباره‌یِ
‫اراجیفِ جنابِ لرد بشنوم.‬

309
00:18:50,046 --> 00:18:51,214
‫بیا.‬

310
00:18:56,845 --> 00:18:58,221
‫پس چرا دروغ نگفتی؟‬

311
00:19:00,139 --> 00:19:02,016
‫چون بهت قول داده بودم باهات صادق باشم.‬

312
00:19:03,351 --> 00:19:05,395
‫اگه صداقت مثلِ یه تیغِ دو لبه باشه،‬

313
00:19:05,562 --> 00:19:09,858
‫خب، فکر کنم زخم‌هاش ارزشش رو داشته باشن.‬

314
00:19:11,442 --> 00:19:12,735
‫فرانک هم همین فکرو می‌کرد؟‬

315
00:19:16,906 --> 00:19:18,908
‫اوه، باید از خودش بپرسی.‬

316
00:19:19,784 --> 00:19:22,912
‫این موضوع به من و تو مربوط می‌شه.‬

317
00:19:24,247 --> 00:19:25,748
‫می‌خوای چی بگم؟‬

318
00:19:25,874 --> 00:19:28,126
‫اینکه کاش با جان نمی‌خوابیدم؟‬

319
00:19:30,295 --> 00:19:31,546
‫واقعاً؟‬

320
00:19:35,091 --> 00:19:39,596
‫اگه بگی نه ساکسون، ممکنه‬
‫کاری کنم که بعداً پشیمون بشم.‬

321
00:19:40,471 --> 00:19:42,056
‫تو منو بخشیدی.‬

322
00:19:42,515 --> 00:19:44,100
‫- خودت گفتی.‬
‫- نگفتم.‬

323
00:19:44,517 --> 00:19:48,062
‫گفتم تا ابد دوستت دارم،‬
‫و خواهم داشت، اما...‬

324
00:19:48,229 --> 00:19:52,692
‫اما نمی‌تونی کسی رو
‫دوست داشته باشی اگه نخوای ببخشیش.‬

325
00:19:59,741 --> 00:20:02,785
‫من... می‌بخشمت.‬

326
00:20:02,952 --> 00:20:04,621
‫چطور جرئت می‌کنی.‬

327
00:20:04,787 --> 00:20:05,914
‫آخه...‬

328
00:20:06,080 --> 00:20:07,790
‫اول از دستم عصبانی می‌شی‬
‫چون نمی‌بخشمت،‬

329
00:20:07,957 --> 00:20:10,179
‫و حالا از دستم شاکی می‌شی‬
‫چون بخشیدمت.‬

330
00:20:10,204 --> 00:20:12,395
‫من از همون اولش هم کارِ اشتباهی نکردم،‬

331
00:20:12,420 --> 00:20:14,380
‫- و خودت هم اینو می‌دونی.‬
‫- کردی.‬

332
00:20:14,547 --> 00:20:16,093
‫تو اون کارو کردی.‬

333
00:20:16,118 --> 00:20:20,498
‫تو فکر می‌کنی من بهت بی‌وفایی کردم، ولی نکردم.‬

334
00:20:21,888 --> 00:20:23,556
‫می‌خوای بدونی دردم چیه؟‬

335
00:20:23,723 --> 00:20:24,974
‫آره.‬

336
00:20:29,270 --> 00:20:30,730
‫با خودم عهد می‌بندم‬

337
00:20:31,689 --> 00:20:35,068
‫که این موضوع رو‬

338
00:20:35,234 --> 00:20:36,527
‫از سرم بیرون کنم.‬

339
00:20:37,168 --> 00:20:38,920
‫و بیشترِ اوقات هم از پسش برمیام.‬

340
00:20:40,279 --> 00:20:43,198
‫بعدش اون برات یه نامه می‌فرسته‬
‫و دوباره همه‌چیز یادت میاد.‬

341
00:20:44,077 --> 00:20:46,412
‫وقتی بهش فکر می‌کنم و تورو می‌بینم،‬

342
00:20:47,319 --> 00:20:49,405
‫دلم می‌خواد همون لحظه مالِ من باشی،‬
‫اما...‬

343
00:20:50,917 --> 00:20:53,836
‫اون توی ذهنمه.‬

344
00:20:55,630 --> 00:20:59,509
‫فکر کردی چطوری می‌تونم تحمل کنم که من و تو‬

345
00:20:59,574 --> 00:21:01,409
‫توی یه تخت خوابیدیم و اونم‬
‫انگار بین ماست؟‬

346
00:21:02,512 --> 00:21:03,763
‫این‌طور نیست.‬

347
00:21:04,889 --> 00:21:07,725
‫من هیچ‌وقت،‬
‫حتی برای یه ثانیه هم،‬

348
00:21:07,837 --> 00:21:10,882
‫وقتی توی تختِ تو بودم،‬
‫به کسی جز تو فکر نکردم.‬

349
00:21:11,870 --> 00:21:14,123
‫و باید بهم بربخوره که فکر می‌کنی این کارو می‌کنم.‬

350
00:21:14,148 --> 00:21:15,108
‫نمی‌کنم.‬

351
00:21:17,777 --> 00:21:18,861
‫نمی‌کنم.‬

352
00:21:20,071 --> 00:21:22,490
‫فقط... می‌ترسم که یه وقت این‌طوری بشه.‬

353
00:21:27,120 --> 00:21:28,663
‫ببین چی می‌گم.‬

354
00:21:30,999 --> 00:21:32,333
‫اونو بسپار...‬

355
00:21:35,044 --> 00:21:36,170
‫...به من.‬

356
00:21:39,298 --> 00:21:42,885
‫خیلی به خودت اعتماد داری، ساکسون.‬

357
00:23:18,189 --> 00:23:19,148
‫هوم.‬

358
00:23:20,733 --> 00:23:25,571
‫فکر می‌کنی دیگه از سرمون پرید؟‬

359
00:23:30,118 --> 00:23:31,285
‫«سرمون»؟‬

360
00:23:34,747 --> 00:23:35,873
‫آره، سرمون.‬

361
00:23:39,836 --> 00:23:42,046
‫آره، پرید.‬

362
00:24:02,150 --> 00:24:03,985
‫پوستت رو زخمی کردم؟‬

363
00:24:06,737 --> 00:24:08,197
‫تو این کارو...‬

364
00:24:10,032 --> 00:24:12,660
‫...هر بار که بهم دست می‌زنی می‌کنی،‬
‫ساکسون.‬

365
00:24:39,812 --> 00:24:42,481
‫با دعوا سرِ شوهرِ سومت می‌ریم توی تخت،‬

366
00:24:43,149 --> 00:24:45,026
‫و وقتی بیدار می‌شم می‌بینم‬
‫داری به کتابی زل می‌زنی‬

367
00:24:45,051 --> 00:24:46,722
‫که شوهرِ اولت نوشته.‬

368
00:24:48,196 --> 00:24:51,255
‫خب، خوش‌شانسی که من فقط‬
‫عاشقِ شوهرِ دومم هستم.‬

369
00:24:54,410 --> 00:24:55,536
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

370
00:24:57,038 --> 00:24:58,080
‫فقط دارم فکر می‌کنم.‬

371
00:24:59,923 --> 00:25:01,667
‫-به فرانک؟‬
‫-هوم.‬

372
00:25:03,688 --> 00:25:05,857
‫شاید قصد داشته که من‬
‫این کتاب رو بخونم،‬

373
00:25:05,922 --> 00:25:07,215
‫اون موقعی که زنده بود.‬

374
00:25:07,757 --> 00:25:09,926
‫آره، که بفهمم‬
‫چه اتفاقی برات افتاده،‬

375
00:25:10,468 --> 00:25:12,303
‫که از کالودن جونِ سالم به در بردی.‬

376
00:25:13,721 --> 00:25:17,058
‫و اینکه اون زندگی‌ای که با تو‬
‫تصور می‌کردم، خوابش رو می‌دیدم،‬

377
00:25:17,225 --> 00:25:18,726
‫در دسترس بوده.‬

378
00:25:19,560 --> 00:25:21,395
‫بعد اون زندگی رو ازم دزدید.‬

379
00:25:21,802 --> 00:25:23,345
‫مگه می‌شه این‌قدر حیله‌گر باشه؟‬

380
00:25:23,981 --> 00:25:25,316
‫این‌همه کینه داشته باشه؟‬

381
00:25:27,026 --> 00:25:28,152
‫تو داری؟‬

382
00:25:29,403 --> 00:25:32,657
‫نمی‌تونی جان رو ببخشی، در حالی که ما‬
‫فقط چند هفته زن و شوهر بودیم.‬

383
00:25:33,532 --> 00:25:34,825
‫اگه جای فرانک بودی.‬

384
00:25:37,036 --> 00:25:39,121
‫از خودم متنفر می‌شدم چون...‬

385
00:25:39,830 --> 00:25:43,042
‫قلبت رو کاملاً و برای همیشه مالِ خودم کردم.‬

386
00:25:47,421 --> 00:25:50,258
‫اما اگه فکر کرده باشه که تو واقعاً پیشِ من برگشتی چی؟‬

387
00:25:51,217 --> 00:25:53,135
‫شاید این یه جور مجازاته.‬

388
00:25:54,303 --> 00:25:57,890
‫توی ونت‌ورث، توی گوشِ بلک جک‬
‫زمزمه کردم‬

389
00:25:58,057 --> 00:25:59,225
‫که چه تاریخی می‌میره.‬

390
00:25:59,934 --> 00:26:02,812
‫توی مقاله‌های تحقیقیِ فرانک‬
‫خونده بودمش.‬

391
00:26:03,562 --> 00:26:05,815
‫اما اون لحظه، تنها سلاحی بود که داشتم.‬

392
00:26:06,315 --> 00:26:08,234
‫چون می‌خواستم شکنجه‌اش کنم.‬

393
00:26:09,068 --> 00:26:10,903
‫فکر می‌کنی فرانک داره شکنجه‌ات می‌کنه؟‬

394
00:26:11,737 --> 00:26:12,989
‫نمی‌دونم.‬

395
00:26:14,365 --> 00:26:15,491
‫شاید.‬

396
00:26:16,784 --> 00:26:21,414
‫به خاطر اینکه فراموشت نکردم،‬
‫نذاشتم بری.‬

397
00:26:24,433 --> 00:26:26,143
‫خب، آدم هم با حقیقت‬
‫می‌تونه شکنجه بشه‬

398
00:26:26,168 --> 00:26:27,586
‫هم با دروغ.‬

399
00:26:28,587 --> 00:26:32,174
‫ببین کلر، چیزی که به بلک جک گفتی واقعی بود.‬

400
00:26:34,093 --> 00:26:37,096
‫دیگه نمی‌دونم چی واقعیه و چی نیست.‬

401
00:26:37,972 --> 00:26:39,890
‫همین نگرانم می‌کنه.‬

402
00:26:43,000 --> 00:26:50,000
سینمافریک

403
00:26:53,195 --> 00:26:54,947
‫خودت می‌دونی که واقعیه.‬

404
00:26:55,956 --> 00:27:00,627
‫ته دلت می‌دونی چیزی که نوشته شده حقیقته.‬

405
00:27:16,052 --> 00:27:17,553
‫ژنرال لزلی.‬

406
00:27:17,928 --> 00:27:18,721
‫بعدازظهر بخیر.‬

407
00:27:18,888 --> 00:27:20,973
‫ویلیام رنسام هستم قربان، در خدمتم.‬

408
00:27:21,974 --> 00:27:24,518
‫فکر کنم پدرم، لرد جان گری رو بشناسید.‬

409
00:27:24,685 --> 00:27:26,437
‫اوه، البته.‬

410
00:27:26,604 --> 00:27:28,773
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم.‬

411
00:27:28,898 --> 00:27:30,358
‫چه جلیقه‌ی دلربایی.‬

412
00:27:30,524 --> 00:27:31,233
‫ممنونم.‬

413
00:27:31,359 --> 00:27:32,835
‫فامیلم برام‬
‫گلدوزیش کرده.‬

414
00:27:32,860 --> 00:27:35,821
‫ایشون بیوه‌ی پسرعموم، بنجامین گری هستن.‬

415
00:27:36,759 --> 00:27:38,845
‫فکر کنم تحت فرمان شما می‌جنگید، ژنرال.‬

416
00:27:39,075 --> 00:27:40,659
‫ضایعه‌ی خیلی بزرگیه.‬

417
00:27:40,826 --> 00:27:44,663
‫عمیق‌ترین تسلیتِ من رو بپذیرید.‬

418
00:27:44,830 --> 00:27:45,873
‫ممنونم.‬

419
00:27:45,963 --> 00:27:47,808
‫اخیراً از اردوگاه میدل‌بروک‬
‫بازدید کردم‬

420
00:27:47,833 --> 00:27:49,168
‫تا سرِ مزارش بهش‬
‫ادای احترام کنم.‬

421
00:27:49,193 --> 00:27:52,279
‫قدرت و روحیه‌ی فوق‌العاده‌ای داشت.‬

422
00:27:53,714 --> 00:27:56,801
‫باورِ اینکه اونجا جونش رو از دست داده برام خیلی سخته.‬

423
00:27:58,344 --> 00:28:00,513
‫آخرین باری که ازش خبری داشتید کی بود؟‬

424
00:28:00,679 --> 00:28:03,432
‫متأسفانه وقتی با گروه برای حمله رفتن.

425
00:28:04,767 --> 00:28:08,187
‫بعد از اینکه اسیر شدن یه نامه دریافت کردم‬

426
00:28:08,354 --> 00:28:09,605
‫و بعدش دیگه هیچی.‬

427
00:28:11,439 --> 00:28:14,777
‫سربازِ لایق و مردِ فوق‌العاده‌ای بود.‬

428
00:28:21,011 --> 00:28:23,369
‫فکر کنم ناهار حاضره.‬

429
00:28:28,749 --> 00:28:32,253
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم یه خواهشی ازتون بکنم، لردِ من؟‬

430
00:28:32,420 --> 00:28:34,088
‫اداره‌ی مستعمرات‬
‫خیلی مشتاقه که بیشتر

431
00:28:34,176 --> 00:28:36,261
‫درباره شرایطی که‬
‫تحت اون‬

432
00:28:36,286 --> 00:28:37,871
‫زندانی‌هامون توش نگه داشته می‌شن بدونه‬.‬

433
00:28:38,217 --> 00:28:40,469
‫از اونجایی که تازگی‬
‫از میدل‌بروک دیدن کردی،‬

434
00:28:40,636 --> 00:28:42,596
‫شاید مایل باشی‬
‫با آجودانم صحبت کنی‬

435
00:28:42,763 --> 00:28:44,849
‫و بهش بگی اونجا‬
‫شاهد چی بودی.‬

436
00:28:45,975 --> 00:28:47,351
‫با کمال میل.‬

437
00:28:48,227 --> 00:28:49,895
‫اون قبلاً‬
‫با پدرت صحبت کرده.‬

438
00:28:50,896 --> 00:28:53,023
‫البته تجربه‌ی اون با زندانی‌ها‬

439
00:28:53,190 --> 00:28:55,359
‫مال خیلی وقت پیشه.‬

440
00:28:55,526 --> 00:28:57,403
‫زندانی‌ها؟ پدرِ من؟‬

441
00:28:57,570 --> 00:28:58,612
‫لرد جان فرماندارِ‬

442
00:28:58,737 --> 00:29:01,031
‫یه زندان تو اسکاتلند بود،‬
‫مگه نه؟‬

443
00:29:01,198 --> 00:29:04,910
‫اوم... بیست،‬
‫شاید بیست و پنج سال پیش.‬

444
00:29:05,369 --> 00:29:06,662
‫بیست و پنج سال پیش؟‬

445
00:29:06,829 --> 00:29:08,539
‫فکر کنم اسمش آردزمویر بود.‬

446
00:29:27,266 --> 00:29:28,851
‫شما طبیب هستید؟‬

447
00:29:30,603 --> 00:29:31,729
‫بله، هستم.‬

448
00:29:33,647 --> 00:29:36,025
‫من کلر هستم. و شما؟‬

449
00:29:37,693 --> 00:29:40,154
‫من اگنسم. اگنس ویتاکر.‬

450
00:29:42,289 --> 00:29:44,249
‫صدمه دیدی، اگنس؟‬

451
00:29:44,408 --> 00:29:46,577
‫نه، مادرمه.‬

452
00:29:46,702 --> 00:29:49,622
‫اون بارداره و...‬
‫و به کمک نیاز داره.‬

453
00:29:50,539 --> 00:29:52,082
‫و مادرت الان کجاست؟‬

454
00:30:06,764 --> 00:30:09,350
‫من بینتا هستم. اینم سوزانائه.‬

455
00:30:09,517 --> 00:30:11,185
‫یه مشکلی پیش اومده.‬

456
00:30:11,352 --> 00:30:13,771
‫سوزانا، من کلرم.‬

457
00:30:13,896 --> 00:30:15,272
‫می‌خوام کمکت کنم.‬

458
00:30:22,863 --> 00:30:25,908
‫خانم، من به دنیا اومدنِ ده‌ها بچه‬
‫کمک کردم.‬

459
00:30:26,075 --> 00:30:27,535
‫این یکی بیرون نمیاد.‬

460
00:30:27,660 --> 00:30:28,911
‫فکر کنم گیر کرده.‬

461
00:30:37,002 --> 00:30:38,212
‫چی شده؟‬

462
00:30:40,965 --> 00:30:42,174
‫دوقلوئه.‬

463
00:30:42,758 --> 00:30:43,884
‫دوقلو؟‬

464
00:30:45,386 --> 00:30:46,387
‫مطمئنی؟‬

465
00:30:48,514 --> 00:30:49,765
‫اینو حس می‌کنی؟‬

466
00:30:50,099 --> 00:30:51,517
‫این سرِ بچه‌ست.‬

467
00:30:52,434 --> 00:30:54,687
‫و اون یکی.‬

468
00:30:55,271 --> 00:30:56,313
‫اینجا.‬

469
00:30:57,064 --> 00:30:59,608
‫این کمرِ بچه‌ست‬
‫چون سرش رو به پایینه.‬

470
00:31:07,199 --> 00:31:08,659
‫ممنون.‬

471
00:31:08,834 --> 00:31:10,419
‫یه کم شربت عسل بخور.‬

472
00:31:13,414 --> 00:31:15,708
‫به نظر می‌رسه بچه‌ها‬
‫به هم گیر کردن،‬

473
00:31:16,584 --> 00:31:20,337
‫و یکی‌شون جلوی راهِ اون یکی رو‬
‫گرفته.‬

474
00:31:22,298 --> 00:31:26,594
‫خب، می‌دونم شاید‬
‫غیرممکن به نظر بیاد،‬

475
00:31:26,719 --> 00:31:30,139
‫اما می‌خوایم کمکت کنیم‬
‫بلند شی و راه بری.‬

476
00:31:30,681 --> 00:31:34,893
‫گاهی اوقات تغییرِ وضعیت‬
‫می‌تونه به حرکت‌شون کمک کنه.‬

477
00:32:03,881 --> 00:32:05,341
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟‬

478
00:32:06,635 --> 00:32:08,470
‫از دیدنِ دوباره‌ت خوشحالم، جان.‬

479
00:32:10,905 --> 00:32:12,448
‫باید این‌طور برداشت کنم که‬
‫حضورت اینجا یعنی‬

480
00:32:12,473 --> 00:32:14,183
‫دیگه برای مارکی کار نمی‌کنی؟‬

481
00:32:14,208 --> 00:32:17,294
‫هنوزم می‌تونم به «فرانسه زیبا»‬
‫وفادار باشم.‬

482
00:32:17,936 --> 00:32:19,188
‫یا شایدم نباشم.‬

483
00:32:20,167 --> 00:32:21,711
‫تو که نمی‌فهمی دارم بهت راست می‌گم‬

484
00:32:21,736 --> 00:32:23,446
‫یا دروغ، مگه نه؟‬

485
00:32:24,818 --> 00:32:26,362
‫چی می‌خوای، پرسورنس؟‬

486
00:32:26,387 --> 00:32:29,891
‫اوه، خیلی چیزها.‬

487
00:32:33,702 --> 00:32:38,624
‫اما در اصل، دنبالِ ملاقات با‬
‫شخصی به اسم کلودل فریزر هستم.‬

488
00:32:38,749 --> 00:32:40,501
‫اون توی این شهر یه چاپخونه داره.‬

489
00:32:40,668 --> 00:32:44,546
‫اطلاعاتی دارم که ممکنه‬
‫برای اون مرد خیلی مفید باشه.‬

490
00:32:45,547 --> 00:32:47,216
‫چند تا نامه براش نوشتم، اما...‬

491
00:32:48,092 --> 00:32:50,135
‫به دعوتم پاسخی نمی‌ده.‬

492
00:32:50,302 --> 00:32:51,595
‫چی باعث شده فکر کنی من می‌تونم کمک کنم؟‬

493
00:32:52,012 --> 00:32:55,048
‫اون توی پاریس،‬
‫تو یه روسپی‌خونه به دنیا اومده،‬

494
00:32:55,073 --> 00:32:57,826
‫و توسط یه مردِ قدبلند‬
‫از اونجا برده شده،‬

495
00:32:57,851 --> 00:33:00,145
‫یه اسکاتلندیِ موقرمز به اسمِ فریزر.‬

496
00:33:00,646 --> 00:33:02,481
‫اگه اشتباه نکنم،‬
‫تو زمانِ زیادی رو‬

497
00:33:02,506 --> 00:33:03,715
‫در کنارِ یه مردِ قدبلند،‬

498
00:33:03,740 --> 00:33:06,018
‫موقرمز و اسکاتلندی به اسمِ فریزر گذروندی.‬

499
00:33:07,353 --> 00:33:10,538
‫معتقدم این دو نفر با هم آشنا هستن، اگه فامیل نباشن.‬

500
00:33:12,716 --> 00:33:14,134
‫این یه نامِ خانوادگیِ خیلی معموله.‬

501
00:33:14,159 --> 00:33:16,536
‫ازت نمی‌خوام به دوستت خیانت کنی.‬

502
00:33:16,561 --> 00:33:19,581
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که‬
‫با این کلودل تماس بگیری‬

503
00:33:19,606 --> 00:33:21,275
‫و تشویقش کنی که با من ملاقات کنه.‬

504
00:33:22,000 --> 00:33:24,461
‫من توی دفترِ یه وکیل‬
‫همین‌جا تو شهر کار می‌کنم.‬

505
00:33:25,546 --> 00:33:27,756
‫چون قبلاً سرِ قضیه‌ی ویلیام کمک کردی...‬

506
00:33:28,674 --> 00:33:30,134
‫بهش فکر می‌کنم.‬

507
00:33:31,518 --> 00:33:34,229
‫در عوض، منم یه درخواستی ازت دارم.‬

508
00:33:35,055 --> 00:33:37,516
‫ازت می‌خوام کاپیتان ریچاردسون رو پیدا کنی.‬

509
00:33:38,256 --> 00:33:40,202
‫بعد از اون کلکِ کوچیکش‬
‫با هسیان‌ها تو سالِ گذشته،‬

510
00:33:40,227 --> 00:33:41,854
‫انگار غیب شده و اثری ازش نیست.‬

511
00:33:41,879 --> 00:33:45,008
‫شایعات زیاده، اما پیدا کردنش‬
‫خیلی سخت شده.‬

512
00:33:45,941 --> 00:33:47,359
‫انجام شده فرضش کن.‬

513
00:34:01,582 --> 00:34:02,833
‫من آرون ویتاکر هستم.‬

514
00:34:03,513 --> 00:34:05,473
‫بهم گفتن همسرم اومده این طرف؟‬

515
00:34:05,711 --> 00:34:06,670
‫بفرمایید.

516
00:34:21,685 --> 00:34:22,811
‫باید همین الان بریم.‬

517
00:34:22,836 --> 00:34:24,612
‫بابا، نه! اون به کمک نیاز داره!‬

518
00:34:24,779 --> 00:34:27,170
‫تو همه‌ی ما رو به خطر انداختی.‬

519
00:34:27,195 --> 00:34:28,238
‫آقای ویتاکر.‬

520
00:34:28,358 --> 00:34:30,027
‫من جیمز فریزر هستم. اینم همسرم، کلره.‬

521
00:34:30,052 --> 00:34:32,054
‫اون یه ماما و درمانگره.‬

522
00:34:32,737 --> 00:34:35,616
‫و زنِ شما هم به یکی احتیاج داره.‬

523
00:34:36,349 --> 00:34:39,077
‫با تمامِ احترام، آقای فریزر...‬

524
00:34:39,459 --> 00:34:41,955
‫من اعتمادِ چندانی به سفیدپوستا ندارم.‬

525
00:34:43,581 --> 00:34:44,583
‫من یه مردِ آزادم.‬

526
00:34:44,750 --> 00:34:47,168
‫زنم هم یه زنِ آزاده.‬

527
00:34:47,200 --> 00:34:51,120
‫و قصدم اینه که بچه‌هام رو هم آزاد بزرگ کنم.‬

528
00:34:51,879 --> 00:34:54,777
‫این موضوع رو به‌خاطرِ یه درمانگرِ سفیدپوست به خطر نمی‌ندازم.‬

529
00:34:55,043 --> 00:34:58,171
‫ما قصدِ بدی نسبت به شما و خانواده‌تون نداریم.‬

530
00:34:58,196 --> 00:35:00,457
‫نمی‌پرسم کجا زندگی می‌کنین.‬

531
00:35:00,482 --> 00:35:02,701
‫به کسی هم نمی‌گم که اینجا بودین.‬

532
00:35:02,726 --> 00:35:04,269
‫بهتون قول می‌دم.‬

533
00:35:05,103 --> 00:35:06,063
‫خواهش می‌کنم.‬

534
00:35:06,875 --> 00:35:08,918
‫اجازه بدین زنم به زنِ شما کمک کنه.‬

535
00:35:09,650 --> 00:35:11,068
‫خواهش می‌کنم، آرون!‬

536
00:35:23,455 --> 00:35:26,583
‫گمانم دیگه حقِ انتخابی ندارم، درسته؟‬

537
00:35:30,087 --> 00:35:31,046
‫بیاین.‬

538
00:35:31,588 --> 00:35:32,965
‫می‌رم براتون یکم ویسکی بیارم.‬

539
00:36:00,033 --> 00:36:01,326
‫اونجا چی داری؟‬

540
00:36:01,869 --> 00:36:02,828
‫برای توئه.‬

541
00:36:08,917 --> 00:36:11,587
‫کادو نیست. یعنی اون‌طوری نه.‬

542
00:36:15,007 --> 00:36:18,260
‫بعدِ عروسیِ هنری، یه سری به میدل‌بروک زدم...‬

543
00:36:19,297 --> 00:36:22,008
‫تا وسایلی که از بن اونجا مونده بود رو جمع کنم.‬

544
00:36:25,517 --> 00:36:27,185
‫من ازت نخواسته بودم این کارو بکنی.‬

545
00:36:29,521 --> 00:36:30,939
‫می‌خواستم هرچی می‌تونم...‬

546
00:36:31,020 --> 00:36:32,730
‫درباره‌ی شرایطِ مرگش بفهمم.‬

547
00:36:33,692 --> 00:36:36,695
‫فـ... فکر کردم شاید دوست داشته باشه
‫که تِروُر لباسِ فرمش رو داشته باشه.‬

548
00:36:38,864 --> 00:36:39,990
‫حتماً همین‌طوره.‬

549
00:36:40,866 --> 00:36:42,242
‫ممنونم. اوم...‬

550
00:36:43,811 --> 00:36:45,938
‫...می‌ذارمش کنارِ بقیه‌ی وسایلش.‬

551
00:36:59,509 --> 00:37:00,844
‫می‌تونم ببینمش؟‬

552
00:37:11,813 --> 00:37:15,150
‫دفعه‌ی آخری که بن داشت می‌رفت، قبلِ اون شبیخون، اون...‬

553
00:37:15,901 --> 00:37:17,945
‫ازم خواست وقتی بچه به دنیا اومد، اینو بهش بدم.‬

554
00:37:23,533 --> 00:37:24,493
‫بیا.‬

555
00:37:25,410 --> 00:37:27,579
‫بیا بریم قدم بزنیم. بیرون هوا خیلی خوبه.‬

556
00:37:40,526 --> 00:37:42,486
‫می‌دونی، پدرم می‌گه یه نوع فنچ هست...‬

557
00:37:42,511 --> 00:37:44,471
‫که آواز خوندن رو از والدینش یاد می‌گیره.‬

558
00:37:44,738 --> 00:37:48,217
‫اگه تخمش رو از یه لونه برداری
‫ و بذاری توی یه لونه‌ی دیگه...‬

559
00:37:48,242 --> 00:37:50,619
‫که چند کیلومتر اون‌طرف‌تره، اون جوجه...‬

560
00:37:50,644 --> 00:37:52,354
‫آوازِ والدینِ جدیدش رو یاد می‌گیره.‬

561
00:37:52,521 --> 00:37:54,731
‫تو و پدرت واقعاً اطلاعاتِ زیادی دارین.‬

562
00:37:55,833 --> 00:37:57,209
‫راستی، یادم اومد.‬

563
00:37:57,234 --> 00:37:59,111
‫دوباره بابتِ اون جلیقه ازت ممنونم.‬

564
00:37:59,251 --> 00:38:00,919
‫بینِ افسرای رده‌بالای...‬

565
00:38:01,029 --> 00:38:02,406
‫ارتشِ بریتانیا خیلی طرفدار داشت.‬

566
00:38:02,898 --> 00:38:04,233
‫خوش‌حالم که اینو می‌شنوم.‬

567
00:38:06,305 --> 00:38:08,766
‫متأسفم که نتونستم اون‌طور که باید دربارش توضیح بدم.‬

568
00:38:09,371 --> 00:38:11,623
‫آخه می‌دونی، پدرِ من فقط یه لردِ رده‌پایینه...‬

569
00:38:11,648 --> 00:38:13,609
‫که متأسفانه از پیچیدگی‌های...‬

570
00:38:13,634 --> 00:38:15,524
‫دنیای طبیعیِ ما هیچ اطلاعی نداره.‬

571
00:38:19,923 --> 00:38:21,508
‫خب، بذار کمکت کنم.‬

572
00:38:28,807 --> 00:38:31,435
‫این یه سوسکِ برگ‌خوارِ استبرقه،‬

573
00:38:31,601 --> 00:38:34,563
‫کرایسوکوس اوراتوس.‬

574
00:38:35,856 --> 00:38:38,900
‫این یکی که دماغِ درازی داره، سوسکِ خرطوم‌داره.‬

575
00:38:39,860 --> 00:38:41,987
‫لویی و ذرت‌های تازه رو می‌خوره.‬

576
00:38:42,057 --> 00:38:43,600
‫رژیمِ غذاییِ خیلی متنوعی داره.‬

577
00:38:43,752 --> 00:38:44,878
‫اوهوم.‬

578
00:38:49,828 --> 00:38:54,708
‫دایناستس تیتیوس، سوسکِ هرکولِ شرقی.‬

579
00:38:58,295 --> 00:39:01,548
‫اگه اشتباه نکنم، «دایناستس تیتیوس»...‬

580
00:39:01,574 --> 00:39:02,867
‫یعنی «تیتیوسِ حاکم».‬

581
00:39:03,592 --> 00:39:05,427
‫این چه ربطی به هرکول داره؟‬

582
00:39:06,887 --> 00:39:08,430
‫مگه هر دوی اونا هیکلی نیستن و...‬

583
00:39:08,455 --> 00:39:09,968
‫قدرتِ فوق‌العاده‌ای ندارن؟‬

584
00:39:10,932 --> 00:39:15,395
‫گمانم همین‌طوره، هرچند
‫داستان‌هاشون اصلاً به هم نمی‌خورن.‬

585
00:39:15,420 --> 00:39:19,257
‫یه غول که یه جنایتکارِ پست بود و یه نیمه‌خدای قهرمان.‬

586
00:39:20,067 --> 00:39:21,902
‫شاید اون صرفاً دو جنبه‌ی مختلف داره.‬

587
00:39:22,027 --> 00:39:24,738
‫مگه این آدم به لجباز بودن معروفه؟‬

588
00:39:25,155 --> 00:39:27,824
‫در موردِ سوسک که نمی‌تونم چیزی بگم.‬

589
00:39:30,994 --> 00:39:32,579
‫ولی تو هستی، مگه نه؟‬

590
00:39:32,746 --> 00:39:33,663
‫من؟‬

591
00:39:34,748 --> 00:39:35,874
‫منظورت چیه؟‬

592
00:39:40,353 --> 00:39:41,938
‫منظورم اینه که تو قصد نداری طوری زندگی کنی...‬

593
00:39:41,963 --> 00:39:44,674
‫که فقط انتظاراتِ بقیه رو برآورده کنی.‬

594
00:39:45,675 --> 00:39:46,426
‫مگه نه؟‬

595
00:39:51,181 --> 00:39:52,224
‫نه.‬

596
00:39:53,767 --> 00:39:55,018
‫گمانم نه.‬

597
00:40:16,998 --> 00:40:18,792
‫خیلی خب، سوزانا.‬

598
00:40:18,917 --> 00:40:20,043
‫همینه.‬

599
00:40:23,463 --> 00:40:25,257
‫زور بزن! همینه.‬

600
00:40:25,382 --> 00:40:26,508
‫زور بزن!‬

601
00:40:30,137 --> 00:40:32,055
‫یکی دیگه، فقط یکی دیگه.‬

602
00:40:39,020 --> 00:40:40,313
‫آفرین.‬

603
00:40:42,983 --> 00:40:45,026
‫پسره، سوزانا.‬

604
00:40:45,402 --> 00:40:46,945
‫یه پسر!‬

605
00:40:56,329 --> 00:40:57,455
‫ممنونم.‬

606
00:40:57,622 --> 00:40:59,249
‫- ممنونم.‬
‫- ممنونم.‬

607
00:40:59,416 --> 00:41:01,251
‫فقط می‌خوام معاینه کنم.‬

608
00:41:09,885 --> 00:41:11,219
‫بذار بچه رو بگیرم.‬

609
00:41:11,987 --> 00:41:13,580
‫با

610
00:41:13,674 --> 00:41:15,260
‫ما

611
00:41:15,408 --> 00:41:16,455
‫بین

612
00:41:16,600 --> 00:41:20,312
‫سوزانا، بچه‌ی بعدی سر و تهه.‬

613
00:41:21,855 --> 00:41:23,523
‫تو می‌تونی از پسش بربیای.‬

614
00:41:23,690 --> 00:41:24,566
‫- نه.‬
‫- آره.‬

615
00:41:24,733 --> 00:41:26,401
‫آره، می‌تونی.‬

616
00:41:26,526 --> 00:41:30,780
‫خیلی خب، با شمارش من،‬
‫باید زور بزنی.‬

617
00:41:30,947 --> 00:41:32,199
‫باشه؟‬

618
00:41:32,532 --> 00:41:36,161
‫سه، دو، یک،‬

619
00:41:36,328 --> 00:41:38,455
‫و زور بزن.‬

620
00:41:38,622 --> 00:41:39,789
‫ادامه بده، زور بزن!‬

621
00:41:39,915 --> 00:41:41,041
‫- همینه!‬
‫- نمی‌تونم!‬

622
00:41:41,192 --> 00:41:42,500
‫زور بزن سوزانا، ادامه بده.‬

623
00:41:42,637 --> 00:41:43,919
‫پاهاشو گرفتم.‬
‫می‌خوام کمکت کنم.‬

624
00:41:44,085 --> 00:41:46,922
‫یالا. باید زور بزنی.‬

625
00:41:48,840 --> 00:41:50,258
‫آفرین، همینه.‬

626
00:42:08,777 --> 00:42:09,819
‫خیلی خب.‬

627
00:42:09,986 --> 00:42:11,571
‫یالا. یالا.‬

628
00:42:11,738 --> 00:42:13,490
‫عالی بود سوزانا.‬

629
00:42:15,867 --> 00:42:17,118
‫بچه چشه؟‬

630
00:42:17,285 --> 00:42:19,746
‫بذار اون به بچه برسه، سوزانا.‬

631
00:42:19,871 --> 00:42:20,914
‫یالا.‬

632
00:42:21,081 --> 00:42:22,916
‫چرا نمی‌تونم بچه‌ام رو ببینم؟‬

633
00:42:22,996 --> 00:42:24,789
‫- یالا.‬
‫- خواهش می‌کنم!‬

634
00:42:25,043 --> 00:42:26,002
‫یالا.‬

635
00:42:26,169 --> 00:42:27,379
‫کلر.‬

636
00:42:27,963 --> 00:42:29,422
‫خواهش می‌کنم، چی شده؟‬

637
00:42:30,006 --> 00:42:31,875
‫چی شده؟ بچه چی شد؟‬

638
00:42:31,900 --> 00:42:33,652
‫- همه‌چی درست می‌شه.‬
‫- بهم بگو. خواهش می‌کنم.‬

639
00:42:33,677 --> 00:42:34,886
‫بهم بگو.‬

640
00:42:35,637 --> 00:42:38,306
‫چه خبر شده؟ خواهش می‌کنم.‬
‫چی شده؟‬

641
00:42:38,807 --> 00:42:40,141
‫سوزانا.‬

642
00:42:46,815 --> 00:42:50,277
‫بهم بگو چه خبره.‬

643
00:42:50,443 --> 00:42:52,862
‫چرا نمی‌تونم بچه‌ام رو ببینم؟‬

644
00:42:53,029 --> 00:42:54,781
‫خواهش می‌کنم!‬

645
00:42:54,948 --> 00:42:56,533
‫همه‌چی درست می‌شه.‬

646
00:42:56,992 --> 00:42:59,119
‫کلر، بهم بگو‬
‫چه اتفاقی داره می‌افته.‬

647
00:42:59,286 --> 00:43:03,123
‫خواهش می‌کنم، لطفاً بهم بگو‬
‫چه خبره! خواهش می‌کنم!‬

648
00:43:04,582 --> 00:43:07,127
‫بذار کلر کارشو بکنه.‬

649
00:43:08,461 --> 00:43:09,629
‫بذار من بگیرمش، ساکسون.‬

650
00:43:09,796 --> 00:43:11,339
‫نه، نمی‌تونم.‬

651
00:43:16,261 --> 00:43:17,429
‫نه.‬

652
00:43:20,432 --> 00:43:23,059
‫ما مراقبت هستیم.‬

653
00:43:24,978 --> 00:43:25,895
‫بچه‌ام...‬

654
00:43:32,068 --> 00:43:34,529
‫هر کسی یه رنگی‬
‫دور خودش داره.‬

655
00:43:34,654 --> 00:43:37,490
‫اطرافشون رو گرفته، مثل یه تیکه‌ ابر.‬

656
00:43:37,615 --> 00:43:39,117
‫مالِ تو آبیه.‬

657
00:43:39,284 --> 00:43:41,453
‫بچه‌ام رو از دست داده بودم.‬

658
00:44:27,874 --> 00:44:29,459
‫- ممنونم.‬
‫- ممنونم.‬

659
00:44:32,462 --> 00:44:33,463
‫آره.‬

660
00:44:35,423 --> 00:44:37,258
‫وای، چقدر خوشگله.‬

661
00:44:57,946 --> 00:45:00,990
‫می‌دونم اون بچه نباید زنده می‌موند، کلر.‬

662
00:45:02,659 --> 00:45:04,119
‫خودتم فکر نمی‌کردی بتونی نجاتش بدی.‬

663
00:45:06,538 --> 00:45:08,456
‫قبلاً هم این نگاه رو توی صورتت دیده بودم،‬

664
00:45:08,581 --> 00:45:11,543
‫همون لحظه‌ای که می‌فهمی دیگه‬
‫کاری از دستت برنمیاد.‬

665
00:45:16,005 --> 00:45:18,967
‫توضیح درستی ندارم که چطوری زنده موند.‬

666
00:45:19,134 --> 00:45:21,219
‫حداقل نه توضیحی که منطقی باشه.‬

667
00:45:21,386 --> 00:45:24,264
‫پس اون توضیحی رو بگو که منطقی نیست.‬

668
00:45:26,391 --> 00:45:28,101
‫یه چیزی حس کردم.‬

669
00:45:29,144 --> 00:45:31,604
‫یه چیزی که قبلاً هم حسش کرده بودم.‬

670
00:45:33,982 --> 00:45:37,861
‫توی پاریس، بعد از اینکه «فیت» به دنیا اومد.‬

671
00:45:39,466 --> 00:45:40,926
‫بعد از اینکه مُرد.‬

672
00:45:44,534 --> 00:45:45,785
‫خیلی مریض بودم.‬

673
00:45:49,914 --> 00:45:51,916
‫داشتم می‌مردم و خودم هم می‌دونستم.‬

674
00:45:54,002 --> 00:45:57,589
‫اما اون لحظه، خب، دلم می‌خواست بمیرم.‬

675
00:45:58,949 --> 00:46:00,743
‫بعدش «مستر ریموند» اومد.‬

676
00:46:02,051 --> 00:46:04,637
‫توی بیمارستان افتاده بودم و‬
‫داشتم توی تب می‌سوختم.‬

677
00:46:06,389 --> 00:46:10,477
‫و اون... اون دستاشو گذاشت روی بدنم.‬

678
00:46:12,729 --> 00:46:15,690
‫و یه نوری حس کردم.‬

679
00:46:17,150 --> 00:46:18,693
‫یه... یه نور آبیِ کم‌رنگ.‬

680
00:46:19,861 --> 00:46:24,365
‫حس کردم از استخونام به بیرون پخش شد‬
‫و کل وجودمو گرفت.‬

681
00:46:25,492 --> 00:46:29,454
‫انگار که با دستای خالی
‫عفونت رو از بدنم بیرون کشید‬

682
00:46:31,456 --> 00:46:33,082
‫اما امشب...‬

683
00:46:35,660 --> 00:46:37,162
‫...سرِ اون بچه...‬

684
00:46:39,130 --> 00:46:40,882
‫...قوی‌تر حسش کردم.‬

685
00:46:42,759 --> 00:46:45,303
‫مثل یه... یه نور آبی...‬

686
00:46:49,724 --> 00:46:51,100
‫...که از انگشتام..‬

687
00:46:52,685 --> 00:46:54,562
‫...نفوذ کرد...‬

688
00:46:56,481 --> 00:46:57,899
‫...به بدنش.‬

689
00:46:58,566 --> 00:47:00,818
‫و دوباره تپش قلبشو حس کردم.‬

690
00:47:05,281 --> 00:47:06,824
‫تو یه...‬

691
00:47:07,951 --> 00:47:10,203
‫یه درمانگرِ فوق‌العاده‌ای، کلر.‬

692
00:47:23,967 --> 00:47:26,219
‫خودم با چشمای خودم دیدم.‬

693
00:47:27,637 --> 00:47:32,100
‫قبلاً هم دیدم که آدم‌ها رو‬
‫از کام مرگ برگردوندی.‬

694
00:47:33,601 --> 00:47:35,270
‫این فرق داشت.‬

695
00:47:38,106 --> 00:47:39,315
‫چیزی دیدی؟‬

696
00:47:39,482 --> 00:47:41,776
‫نور آبی‌ای چیزی؟‬

697
00:47:42,569 --> 00:47:43,611
‫نه.‬

698
00:47:45,238 --> 00:47:48,658
‫اما دیدم که چطور سعی کردی‬
‫بچه‌ی کوچیکشون رو نجات بدی.‬

699
00:47:50,952 --> 00:47:52,996
‫می‌دونستم داری به «فیتِ» خودمون فکر می‌کنی.‬

700
00:47:54,622 --> 00:47:55,999
‫منم همین‌طور.‬

701
00:47:58,459 --> 00:48:01,671
‫اما من، خب، نوری ندیدم.‬

702
00:48:14,225 --> 00:48:16,269
‫اگه مستر ریموند...‬

703
00:48:17,337 --> 00:48:19,381
‫تونست اون کارو برام بکنه،‬

704
00:48:21,065 --> 00:48:23,443
‫شاید این‌طوری تونسته‬

705
00:48:23,499 --> 00:48:24,875
‫«فیث» رو برگردونه.‬

706
00:48:25,744 --> 00:48:28,163
‫شاید برای همین بود که‬
‫طلب بخشش می‌کرد...‬

707
00:48:29,648 --> 00:48:31,242
‫برای اینکه دخترمون رو‬
‫ازمون گرفت.‬

708
00:48:31,409 --> 00:48:33,703
‫پس چرا بهت نگفت؟‬

709
00:48:34,050 --> 00:48:36,719
‫چرا بعدش اون رو‬
‫بهت برنگردوند؟‬

710
00:48:37,790 --> 00:48:38,958
‫شاید نمی‌تونسته.‬

711
00:48:39,834 --> 00:48:41,669
‫آخه ژاندارم‌ها‬
‫دنبالش بودن.‬

712
00:48:41,836 --> 00:48:42,754
‫خب، بعدش هم که بازداشت شد،‬

713
00:48:42,865 --> 00:48:44,701
‫و پادشاه از فرانسه‬
‫تبعیدش کرد.‬

714
00:48:50,053 --> 00:48:52,430
‫نمی‌تونم بگم‬
‫درکش کار راحتیه.‬

715
00:48:52,927 --> 00:48:54,845
‫با تو هیچ‌وقت راحت نیست،‬
‫ساکسون

716
00:48:58,895 --> 00:49:03,274
‫جیمی، موهای من چه رنگیه؟‬

717
00:49:06,331 --> 00:49:08,125
‫به رنگِ تمامِ خاک‌های زمین.‬

718
00:49:20,625 --> 00:49:24,754
‫اما... اما اینجا...‬

719
00:49:26,923 --> 00:49:28,841
‫...دورِ صورتت...‬

720
00:49:31,094 --> 00:49:34,764
‫رنگِ مهتابه،‬
‫عشقِ من.‬

721
00:49:40,228 --> 00:49:42,522
‫خب، «کِرن» چیه؟‬

722
00:49:43,314 --> 00:49:47,735
‫ما توی اسکاتلند، ‬ به یادِ کسایی که از دست دادیم،‬
‫کِرن درست می‌کنیم

723
00:49:48,576 --> 00:49:49,703
‫برای ادای احترام بهشون.‬

724
00:49:50,488 --> 00:49:54,367
‫من یکی همین نزدیکی‌ها برای
‫مردی که خیلی دوستش داشتم درست کردم،‬

725
00:49:54,909 --> 00:49:56,119
‫پدرخونده‌ام.‬

726
00:49:57,044 --> 00:50:01,132
‫هروقت حس کنم نیاز دارم باهاش حرف بزنم، می‌رم اونجا.‬

727
00:50:02,375 --> 00:50:05,002
‫می‌دونم «جین»‬
‫خیلی دور از اینجا دفن شده، اما...‬

728
00:50:05,837 --> 00:50:08,673
‫این کِرن دیگه مالِ اونه.‬

729
00:50:11,676 --> 00:50:13,261
‫کاش می‌شناختمش.‬

730
00:50:14,470 --> 00:50:17,098
‫قدمش روی چشم بود‬
‫که اینجا با ما زندگی کنه.‬

731
00:50:20,101 --> 00:50:22,562
‫هروقت دلت براش تنگ شد،‬
‫می‌تونی بیای‬

732
00:50:22,729 --> 00:50:26,816
‫و یه سنگ بذاری روش.‬

733
00:50:27,233 --> 00:50:28,860
‫اگه دوست داشتی باهاش حرف بزن.‬

734
00:50:29,527 --> 00:50:31,571
‫بذار بفهمه که‬
‫به یادشی.‬

735
00:50:39,662 --> 00:50:43,166
‫جینی، منم فانی.‬

736
00:50:44,292 --> 00:50:46,753
‫خیلی دوستت دارم.‬

737
00:50:53,593 --> 00:50:55,178
‫اینجا خونه‌ی توئه.‬

738
00:50:55,887 --> 00:50:57,472
‫و خونه‌ی جین.‬

739
00:51:03,102 --> 00:51:05,146
‫ممنونم، آقای فریزر.‬

740
00:51:09,776 --> 00:51:11,778
‫همین‌جا بمون.‬

741
00:51:12,236 --> 00:51:13,321
‫تکون نخور.‬

742
00:51:20,203 --> 00:51:21,370
‫کلیولند؟‬

743
00:51:22,205 --> 00:51:23,790
‫چیکار کردی؟‬

744
00:51:25,583 --> 00:51:28,461
‫این دوتا رو موقع قاچاقِ اسلحه‬
‫توی زمینِ تو گرفتم.‬

745
00:51:28,586 --> 00:51:30,838
‫درست به‌موقع اومدی‬
‫تا کمک کنی دارشون بزنم،‬

746
00:51:31,339 --> 00:51:32,899
‫تا درسِ عبرتی بشه برای بقیه.‬

747
00:51:32,924 --> 00:51:34,383
‫همچین غلطی نمی‌کنی!‬

748
00:51:36,344 --> 00:51:39,597
‫بیخِ گوشِت دارن‬
‫آدم‌ها رو مسلح می‌کنن،‬

749
00:51:39,622 --> 00:51:42,124
‫اون‌وقت تو اون‌قدر خودت رو شریف می‌دونی که‬
‫نمی‌خوای ازشون درس عبرت بسازی.‬

750
00:51:43,518 --> 00:51:44,393
‫خب، من این‌طوری نیستم.‬

751
00:51:44,560 --> 00:51:46,312
‫حالا اگه نمی‌خوای کمک کنی،‬

752
00:51:47,480 --> 00:51:48,898
‫بکش کنار.‬

753
00:51:49,023 --> 00:51:52,777
‫این اشتیاقت‬
‫برای درس عبرت کردنِ اونا‬

754
00:51:52,802 --> 00:51:54,721
‫عقلت رو کور کرده.‬

755
00:51:54,815 --> 00:51:56,692
‫البته اگه از اول عقلی داشتی.‬

756
00:51:56,832 --> 00:51:58,376
‫با این کارت هر اطلاعاتی‬
‫که از هدفشون داشتی رو‬

757
00:51:58,471 --> 00:51:59,848
‫همراهِ خودشون به گور فرستادی.‬

758
00:52:01,340 --> 00:52:02,966
‫من این مردا رو می‌شناسم.‬

759
00:52:06,415 --> 00:52:07,416
‫فرانسیس.‬

760
00:52:08,179 --> 00:52:09,752
‫بهت گفتم عقب بمون.‬

761
00:52:10,711 --> 00:52:13,506
‫این همون مردِ عوضیِ‬
‫توی ایستگاهِ تجاریه.‬

762
00:52:14,173 --> 00:52:16,843
‫اوه، مردِ عوضی.‬

763
00:52:53,170 --> 00:52:54,505
‫چی دستته؟

764
00:52:58,301 --> 00:53:00,136
‫یه بار قبلاً بهت گفتم‬

765
00:53:01,311 --> 00:53:05,064
‫که بذاری خودم‬
‫به کارهام برسم.‬

766
00:53:05,224 --> 00:53:06,058
‫دیگه تکرار نمی‌کنم.‬

767
00:53:06,084 --> 00:53:08,336
‫حالا لطف کن و راهت رو بکش برو‬

768
00:53:08,362 --> 00:53:10,364
‫اون‌طرفِ مرزِ‬
‫زمینِ من.‬

769
00:53:11,188 --> 00:53:12,356
‫هر کاری می‌خوای بکن.‬

770
00:53:18,029 --> 00:53:20,156
‫ولی این تفنگ‌ها پیشِ من می‌مونه.‬

771
00:53:28,831 --> 00:53:30,416
‫روز خوش، آقای فریزر.‬

772
00:53:30,791 --> 00:53:32,084
‫کاپیتان کجاست؟‬

773
00:53:32,109 --> 00:53:35,029
‫خب، اگه یه لحظه صبر کنید،‬
‫می‌برمتون پیشش.‬

774
00:53:40,551 --> 00:53:42,824
‫آقای فریزر، چی شده که‬
‫یادی از ما کردید؟‬

775
00:53:42,849 --> 00:53:44,810
‫انگار دوست‌های پسرتون‬
‫بالاخره برگشتن.‬

776
00:53:45,348 --> 00:53:47,975
‫داشت دوتا صندوق تفنگِ فتیله‌ای‬
‫رو به «ریج» قاچاق می‌کرد.‬

777
00:53:48,142 --> 00:53:49,352
‫مطمئنم اشتباه می‌کنید.‬

778
00:53:49,518 --> 00:53:50,603
‫اشتباه نمی‌کنم.‬

779
00:53:51,828 --> 00:53:54,081
‫حدس می‌زنم داشتن می‌اومدن‬
‫که شما رو ببینن.‬

780
00:53:54,248 --> 00:53:56,250
‫آهان. الان کجا هستن؟‬

781
00:53:56,282 --> 00:53:58,743
‫توی جنگل دفن شدن،‬
‫با چندتا گلوله توی سینه‌شون.‬

782
00:53:58,861 --> 00:53:59,975
‫کارِ من نبود.‬

783
00:54:00,073 --> 00:54:02,534
‫کارِ اون مرتیکه‌ی خون‌خوارِ‬
‫«اورمانتین» بود.‬

784
00:54:03,013 --> 00:54:04,139
‫اون حاضر بود‬
‫از جنازه‌هاشون بگذره‬

785
00:54:04,218 --> 00:54:06,011
‫ولی نه از تفنگ‌ها.‬
‫اونا رو با خودش برد.‬

786
00:54:06,744 --> 00:54:08,371
‫اوه، بیچاره پسرها.‬

787
00:54:09,009 --> 00:54:11,261
‫باید به خانواده‌هاشون‬
‫نامه بنویسم.‬

788
00:54:12,208 --> 00:54:15,086
‫این توی جیبِ یکی‌شون بود.‬

789
00:54:16,128 --> 00:54:20,257
‫نامه‌ای از عموتون «الدون»‬
‫توی «سالزبری».‬

790
00:54:20,424 --> 00:54:21,926
‫به من گفته بودید‬
‫اونجا آشنا دارید‬

791
00:54:21,951 --> 00:54:23,160
‫ولی فامیل ندارید.‬

792
00:54:24,642 --> 00:54:29,105
‫«نراد فریزر»،‬
‫گونه‌ای از صنوبر بالسام،‬

793
00:54:29,146 --> 00:54:31,112
‫که ممکنه توی ارتفاعات‬

794
00:54:31,137 --> 00:54:33,014
‫سرتاسر مناطق دورافتاده پیداش کنی،‬

795
00:54:33,354 --> 00:54:35,606
‫چوب خوبی برای‬
‫ساخت‌وساز بهت می‌ده.»‬

796
00:54:37,775 --> 00:54:41,904
‫نامه‌ی نسبتاً کسل‌کننده‌ایه،‬
‫هرچند بعضی کلماتش جلب توجه می‌کرد.‬

797
00:54:42,446 --> 00:54:44,824
‫سه بار از سلاح‌هاش حرف زده‬

798
00:54:44,849 --> 00:54:47,385
‫و به یه نیروی تازه‌نفس‬
‫توی تشکیلاتش اشاره کرده.‬

799
00:54:47,410 --> 00:54:48,411
‫آقای فریزر...‬

800
00:54:48,436 --> 00:54:50,564
‫ببین، فکر نمی‌کنم این نامه‬
‫درباره‌ی درختا باشه،‬

801
00:54:50,980 --> 00:54:53,441
‫همون‌طور که درباره‌ی‬
‫بازوهای یه مرد نیست.‬

802
00:55:35,908 --> 00:55:38,076
‫این تپانچه یکم سبکه.‬

803
00:56:16,248 --> 00:56:18,918
‫«گزارش جدیدی از‬
‫فریزر ریج بفرستید.»‬

804
00:56:20,753 --> 00:56:22,963
‫«سلاح‌های بیشتری به‌زودی می‌رسه.‬

805
00:56:22,988 --> 00:56:25,615
‫«پیشرفت توی منطقه‌ی روآن‬
‫کنده.‬

806
00:56:27,426 --> 00:56:28,969
‫به نیروهای تازه‌نفس نیاز داریم.»‬

807
00:56:29,553 --> 00:56:32,515
‫بسیار تحت‌تأثیر قرار گرفتم، آقای فریزر.‬

808
00:56:34,243 --> 00:56:35,601
‫و حق با شماست.‬

809
00:56:36,352 --> 00:56:38,479
‫اون نامه درباره‌ی درختا نیست.‬

810
00:56:40,665 --> 00:56:42,603
‫حدس می‌زنم از طرف‬
‫فرمانده‌ام باشه،‬

811
00:56:42,628 --> 00:56:44,463
‫سرگرد پاتریک فرگوسن.‬

812
00:56:47,363 --> 00:56:48,280
‫فرمانده‌ی...‬

813
00:56:49,824 --> 00:56:51,242
‫فرمانده‌ی شما؟‬

814
00:56:51,909 --> 00:56:54,537
‫واقعاً قصد داشتم‬
‫بازنشسته بشم،‬

815
00:56:54,930 --> 00:56:58,934
‫اما خدا و پادشاهش‬
‫نقشه‌های دیگه‌ای برام داشتن.‬

816
00:57:00,470 --> 00:57:03,020
‫به سرگرد پاتریک فرگوسن‬
‫دستور داده شده‬

817
00:57:03,045 --> 00:57:05,089
‫از طرف ژنرال لرد کورن‌والیس‬

818
00:57:05,505 --> 00:57:08,007
‫تا از بزرگ‌ترین منبع‬
‫دست‌نخورده‬

819
00:57:08,032 --> 00:57:09,283
‫توی این جنگ استفاده کنه...‬

820
00:57:10,052 --> 00:57:11,887
‫جنوبی‌های وفادار.‬

821
00:57:13,488 --> 00:57:16,283
‫اون منو مسئول پیدا کردن‬
‫چنین آدم‌هایی

822
00:57:16,308 --> 00:57:18,102
‫در این محدوده از‬
‫مناطق دورافتاده  کرده‬.‬

823
00:57:18,623 --> 00:57:22,376
‫داری یه نیروی وفادار به پادشاه‬
‫توی زمین من جمع می‌کنی.‬

824
00:57:23,484 --> 00:57:24,610
‫همین‌طوره.‬

825
00:57:24,635 --> 00:57:26,828
‫اگه فکر می‌کنی اجازه می‌دم،‬
‫سخت در اشتباهی.‬

826
00:57:26,862 --> 00:57:28,739
‫خیلی وقته اینجا نبودی، آقای فریزر.‬

827
00:57:29,613 --> 00:57:31,866
‫شاید تعجب کنی اگه بفهمی‬
‫وفاداریِ بیشترِ ساکنانت‬

828
00:57:31,891 --> 00:57:33,055
‫به پادشاهشون،‬

829
00:57:33,117 --> 00:57:35,244
‫خیلی قوی‌تر از وفاداریشون‬
‫به اربابشونه.‬

830
00:57:35,953 --> 00:57:37,997
‫متأسفم که باهات‬
‫صادق نبودم،‬

831
00:57:38,122 --> 00:57:40,166
‫اما با توجه به سابقه‌ت‬
‫توی ارتش شورشی،‬

832
00:57:40,230 --> 00:57:42,191
‫حتماً درک می‌کنی چرا.‬

833
00:57:42,935 --> 00:57:45,855
‫با این حال، حالا که‬
‫یکم شناختمت،‬

834
00:57:45,880 --> 00:57:48,424
‫برام سواله که آیا واقعاً سیاست‌هامون‬

835
00:57:48,591 --> 00:57:50,801
‫اون‌قدری که می‌گی‬
‫با هم فرق دارن یا نه.‬

836
00:57:51,809 --> 00:57:56,647
‫واضح حرف بزن قربان،‬
‫چون منظورت رو نمی‌فهمم.‬

837
00:57:56,807 --> 00:57:59,768
‫هر دومون می‌خوایم‬
‫این جنگ تموم بشه.‬

838
00:58:00,477 --> 00:58:01,770
‫سریع‌ترین راه برای‬
‫رسیدن به این هدف،‬

839
00:58:01,937 --> 00:58:03,480
‫اینه که به پیروزیِ‬
‫پادشاه سرعت ببخشیم.‬

840
00:58:03,647 --> 00:58:05,482
‫داری ازم می‌خوای‬
‫کنارت بجنگم؟‬

841
00:58:06,525 --> 00:58:07,318
‫برای پادشاهی؟‬

842
00:58:07,484 --> 00:58:09,570
‫اگه می‌خوای از زمینت‬

843
00:58:09,695 --> 00:58:11,280
‫و تمام کسانی که توش زندگی می‌کنن محافظت کنی،‬

844
00:58:11,989 --> 00:58:14,241
‫اگه می‌خوای فریزر ریج‬
‫همون فریزر ریج بمونه،‬

845
00:58:14,266 --> 00:58:16,018
‫وقتی که این جنگ تموم شد...‬

846
00:58:17,036 --> 00:58:21,707
‫اون‌وقت شاید این‬
‫تنها انتخابت باشه.‬

847
00:58:25,002 --> 00:58:26,670
‫به هر حال، بهش فکر کن.‬

848
00:58:36,847 --> 00:58:38,807
‫بهت گفته بودم، فریزر.‬

849
00:58:39,350 --> 00:58:40,768
‫داره اتفاق می‌افته.‬

850
00:58:41,518 --> 00:58:43,604
‫تیکه‌های پازل دارن‬
‫کنار هم چیده می‌شن.‬

851
00:58:44,313 --> 00:58:47,066
‫همون‌طور که نوشتم، هر روز‬
‫داری

852
00:58:47,233 --> 00:58:51,195
‫به کینگز مانتین‬
‫و به تاریخ خودت نزدیک‌تر می‌شی.‬

853
00:58:52,000 --> 00:59:12,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

