﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:05,756 --> 00:00:06,382
« آنچه گذشت »

3
00:00:07,925 --> 00:00:10,970
...نمی‌تونم بگم که می‌شه کاری انجام داد

4
00:00:12,012 --> 00:00:13,389
ولی ادامه بده

5
00:00:13,556 --> 00:00:16,100
خونه‌ی جدید رو اینجا می‌سازیم

6
00:00:16,517 --> 00:00:18,894
یه‌روزی دوباره برمی‌گردیم اینجا

7
00:00:19,603 --> 00:00:22,940
مگه نـه؟ -
آره -

8
00:00:25,067 --> 00:00:28,195
بگذارید ویلیام باکلیمی مک‌کنزی رو بهتون معرفی کنم

9
00:00:28,362 --> 00:00:29,405
خدمت‌کارتون هستم، بانوی من

10
00:00:29,572 --> 00:00:31,365
اون توی کریک دون بود

11
00:00:31,490 --> 00:00:32,742
و منم الان اینجام

12
00:00:32,908 --> 00:00:33,743
راب کامرون هستم

13
00:00:33,909 --> 00:00:35,911
اون انجامش داد، راب جِم رو دزدید

14
00:00:37,371 --> 00:00:38,706
!کار رابه

15
00:00:38,831 --> 00:00:39,874
!کالاهان

16
00:00:40,040 --> 00:00:41,083
!بریانا

17
00:00:41,208 --> 00:00:42,752
خب، الان به کجا تعلق داریم؟

18
00:00:42,918 --> 00:00:46,380
،مسئله این نیست به کجا تعلق داریم
مسئله زمانشه

19
00:00:46,547 --> 00:00:48,591
پسرتون به‌زودی میاد خونه

20
00:00:49,884 --> 00:00:51,010
پسرم؟

21
00:00:51,177 --> 00:00:54,805
چیزی که ما واقعاً می‌خوایم
اینه که ازت محافظت کنیم

22
00:00:55,306 --> 00:00:56,724
جین کجاست؟

23
00:00:56,891 --> 00:00:59,435
سرگرد جینکینز گفت که
اون ناخدا هارکنس رو کُشته

24
00:00:59,602 --> 00:01:01,228
و اون رو دَکش کرده

25
00:01:01,645 --> 00:01:03,147
ما باید بریم

26
00:01:05,107 --> 00:01:06,859
می‌تونی بیای و با ما توی ریج زندگی کنی

27
00:01:07,193 --> 00:01:08,277
اونجا جات امنه

28
00:01:08,402 --> 00:01:09,695
زنت کی بود؟

29
00:01:10,112 --> 00:01:11,363
اسمش وَیاهوی بود

30
00:01:11,489 --> 00:01:13,824
،امیلی من رو انتخاب کرد، ولی ریچل

31
00:01:13,949 --> 00:01:17,369
من با تمام وجودم، تو رو انتخاب می‌کنم

32
00:01:17,745 --> 00:01:20,080
...یه‌مکانی

33
00:01:20,247 --> 00:01:21,707
که می‌تونیم خانواده‌مون رو شکل بدیم

34
00:01:23,250 --> 00:01:24,502
منظورت؟

35
00:01:30,382 --> 00:01:32,718
من با زنت سکس کردم

36
00:01:33,803 --> 00:01:35,763
هنری و بن آن سوی دریا باهم خواهند جنگید

37
00:01:36,180 --> 00:01:37,473
می‌خوای مجبور بشی به زنت بگی

38
00:01:37,640 --> 00:01:39,517
که پسرانت توی جنگی مُردن

39
00:01:39,683 --> 00:01:42,186
که می‌تونسته متوقف بشه؟

40
00:01:48,901 --> 00:01:50,361
من تموم تلاشم رو می‌کنم

41
00:01:52,238 --> 00:01:53,447
می‌تونیم بریم خونه؟

42
00:01:54,281 --> 00:01:55,950
برنمی‌گردی ارتش؟

43
00:01:56,116 --> 00:01:57,034
نـه

44
00:01:57,201 --> 00:01:58,828
...اومدم ازت

45
00:01:59,829 --> 00:02:01,038
طلب‌بخشش کنم

46
00:02:01,205 --> 00:02:03,874
کنارِ ساحل

47
00:02:04,041 --> 00:02:07,169
اوه، من دوست دارم

48
00:02:07,336 --> 00:02:09,547
کنار دریا باشم

49
00:02:09,713 --> 00:02:12,967
پس بذار من

50
00:02:13,133 --> 00:02:16,011
کنار ساحل باشم

51
00:02:16,178 --> 00:02:18,597
تو از کجا این آهنگ رو می‌شناسی؟

52
00:02:21,141 --> 00:02:22,893
مادرم بهم یاد داد

53
00:02:23,060 --> 00:02:25,104
فکر کنم ایمان زنده موند

54
00:02:26,355 --> 00:02:28,816
فکر کنم دخترمون زنده موند

55
00:02:33,195 --> 00:02:35,114
اون پس کجاست؟

56
00:02:36,323 --> 00:02:37,366
میاد

57
00:02:38,284 --> 00:02:40,870
هیچ قاچاقچی‌ای فرصت فروختن

58
00:02:41,036 --> 00:02:43,414
بشکه‌های ویسکی رو از دست نمی‌ده

59
00:02:43,581 --> 00:02:45,332
خب، امیدوارم اون‌قدر نزدیک نشده باشه

60
00:02:45,499 --> 00:02:46,667
تا بوی ماهی رو حس کنه

61
00:02:47,167 --> 00:02:48,627
بهش اجازه نمی‌دم

62
00:02:50,212 --> 00:02:51,964
با اینکه عاشق صداتم، سارسناک

63
00:02:52,131 --> 00:02:54,550
ولی تا مجبور نشدی هیچ حرفی نزن

64
00:03:16,238 --> 00:03:18,991
خیلی مشکل‌پسندی، آقای روی

65
00:03:19,575 --> 00:03:20,951
یه‌جورایی

66
00:03:21,118 --> 00:03:23,120
موقع پیدا کردن خریداران
توی شمال مشکلی برات پیش نمیاد

67
00:03:23,579 --> 00:03:25,247
ارتش‌ها اونجا حتماً تشنه‌شونه

68
00:03:25,664 --> 00:03:28,959
می‌تونی به‌راحتی سرمایه‌گذاریت رو دوبرابر کنی

69
00:03:29,460 --> 00:03:31,253
کی اسمم رو بهت گفت؟

70
00:03:31,420 --> 00:03:34,924
خانم آبوت توی فیلادلفیلا

71
00:03:36,717 --> 00:03:39,303
از جنده‌ها درباره‌ی کسب و کارت مشاوره می‌گیری؟

72
00:03:39,470 --> 00:03:43,057
خانم آبوت بهم گفت
که شما مَردی هستید که می‌شه بهش اعتماد کرد

73
00:03:43,599 --> 00:03:46,560
یادمه که تو پول
،برای پرداخت بدهی‌هات نداشتی

74
00:03:47,102 --> 00:03:49,605
یکمی زمان پرداختت طول کشید، ولی

75
00:03:50,022 --> 00:03:53,609
...با یه‌چیزی بهتر از سکه برگشتی

76
00:03:56,904 --> 00:04:00,407
...دوتا دخترِ جوون
برای صاف کردنِ حسابت

77
00:04:01,241 --> 00:04:02,368
درسته

78
00:04:03,243 --> 00:04:04,328
یادمه

79
00:04:05,204 --> 00:04:09,083
فقط برای ویسکی نبود که می‌خواستم
باهاتون ملاقات کنم، آقای وازکز

80
00:04:09,249 --> 00:04:11,126
می‌خوام کسب و کارم رو گسترش بدم

81
00:04:11,710 --> 00:04:13,587
بهم بگو، دخترها رو از کجا پیدا می‌کنی؟

82
00:04:13,712 --> 00:04:16,382
بیشتر اوقات توی دریا پیداشون می‌کنم

83
00:04:17,216 --> 00:04:20,636
من و افرادم دنبال یه کشتیِ بودیم
که توش کالا و اجناس خوبی داشته باشه

84
00:04:20,803 --> 00:04:22,972
ولی اون ناخدا پوکوک

85
00:04:23,138 --> 00:04:25,432
...این‌قدری احمق بود که خانوادش رو آورد

86
00:04:25,599 --> 00:04:26,934
یه زن

87
00:04:27,810 --> 00:04:29,186
و دوتا دختر

88
00:04:29,937 --> 00:04:31,480
با چاقوم
،به‌عنوان دلگرمی

89
00:04:31,605 --> 00:04:33,357
اون حاضر بود محموله رو ول کنه بره

90
00:04:33,524 --> 00:04:35,734
ولی حاضر نبود دختر‌ها رو ول کنه

91
00:04:35,901 --> 00:04:38,028
پس منم مجبور شدم گلوش رو ببُرم

92
00:04:38,195 --> 00:04:40,698
یکی از دخترا برای سکس خیلی جوون بود

93
00:04:40,864 --> 00:04:44,159
حتی کوچیک‌ترین مَردا هم می‌تونستن جِرش بدن

94
00:04:44,326 --> 00:04:47,121
،ولی با اون قیافه و اون موهای فرفریِ طلایی

95
00:04:47,287 --> 00:04:49,707
مطمئن بودم که اگه گروگانش بگیرم
می‌تونم پول خوبی به جیب بزنم

96
00:04:49,832 --> 00:04:51,458
یه تضمینی برای آینده

97
00:04:51,625 --> 00:04:54,044
ولی خواهرش رسیده و آماده بود

98
00:04:54,211 --> 00:04:56,588
فکر نکنم تا حالا یه کیرم از نزدیک دیده بوده باشه

99
00:04:56,714 --> 00:04:59,049
البته قبل از اینکه کیر خودم رو نشونش دادم

100
00:04:59,174 --> 00:05:01,135
با اون می‌تونستم تا الان

101
00:05:01,301 --> 00:05:03,512
صد برابر بدهیم رو بدم

102
00:05:03,679 --> 00:05:05,180
ولی زنِ ناخدا

103
00:05:05,347 --> 00:05:08,809
اوف، از اونم می‌شد خوب پول در آورد

104
00:05:08,976 --> 00:05:12,771
خوشگل، موهای بهم‌ریخته، پوستش مخملی بود

105
00:05:12,938 --> 00:05:15,733
خیلی حیف شد که نتونستم بکنمش

106
00:05:15,899 --> 00:05:18,902
وقتی به دخترش دست زدم
،مثل سگ عصبی شد

107
00:05:19,069 --> 00:05:22,906
...چنگ می‌زد، گاز می‌گرفت، داد می‌زد

108
00:05:23,073 --> 00:05:24,366
از کشتی پرتش کردم بیرون

109
00:05:24,533 --> 00:05:26,869
فقط مرگ می‌تونست اون رو خفه‌ش بکنه

110
00:05:49,558 --> 00:05:51,268
ما باید بریم، سارسناک

111
00:05:57,316 --> 00:05:58,734
خیلی زود کُشتم‌شون

112
00:05:58,901 --> 00:06:01,153
باید می‌ذاشتم اون حرومی رنج بکشه

113
00:06:01,320 --> 00:06:03,363
باید می‌ذاشتم هر قدر دردی که

114
00:06:03,530 --> 00:06:05,199
بدن یه نفر می‌تونه حس کنه
رو بکشه

115
00:06:05,365 --> 00:06:06,700
...ولی بازم

116
00:06:06,867 --> 00:06:08,368
ولی بازم، به‌اندازه‌ی کافی ادب نمی‌شد

117
00:06:08,535 --> 00:06:10,579
خب، شیطان اون رو

118
00:06:10,704 --> 00:06:13,040
به‌خاطر کاری که با جین و فرنسس و ایمان کرد

119
00:06:13,415 --> 00:06:14,124
به سزای اعمالش می‌رسونه

120
00:06:14,291 --> 00:06:15,542
اون زنده بود

121
00:06:17,461 --> 00:06:19,379
،می‌تونستم باهاش زندگی بکنیم

122
00:06:19,546 --> 00:06:21,256
ولی اون این فرصت رو از ما دزدید

123
00:06:21,423 --> 00:06:22,508
فقط اون نبود

124
00:06:22,674 --> 00:06:24,051
تو بهم گفتی

125
00:06:24,218 --> 00:06:25,719
بچه‌مون رو اون همه سال
،توی دستات نگه‌داشتی

126
00:06:25,886 --> 00:06:27,513
،اون جنینِ مُرده بوده
همون موقع هم از دستمون رفته بود

127
00:06:27,679 --> 00:06:30,349
پس اون چطور شد که با
ناخدای کشتی

128
00:06:30,474 --> 00:06:33,310
و با دوتا بچه ازدواج کرد؟ -
نمی‌دونم -

129
00:06:35,729 --> 00:06:37,064
نمی‌دونم

130
00:06:38,816 --> 00:06:41,360
مادر هیلدگارد، خب، اون حتماً کاری کرده

131
00:06:41,485 --> 00:06:42,653
...یا

132
00:06:43,737 --> 00:06:45,155
ارباب ریموند

133
00:06:46,073 --> 00:06:48,951
اون ازم طلب‌بخشش کرد، ولی چرا؟

134
00:06:50,244 --> 00:06:51,787
یه‌کسی این وسط دروغ گفته

135
00:06:53,997 --> 00:06:55,207
ولی چرا؟

136
00:06:56,416 --> 00:06:59,837
چرا باید بچه‌مون رو ازمون بدزدن؟

137
00:07:01,922 --> 00:07:04,091
من همیشه دخترمون رو توی بهشت تصور می‌کردم

138
00:07:05,509 --> 00:07:09,221
من برای یه روحِ بی‌گناهی
که شانس برای زنده‌موندن داشت عزاداری کردم

139
00:07:09,972 --> 00:07:11,682
که بعدش بفهمم اون زنده‌ست

140
00:07:11,807 --> 00:07:14,476
که اون زندگیش ناتموم موند

141
00:07:15,811 --> 00:07:17,104
ای خدا

142
00:07:20,274 --> 00:07:22,442
اون بیرون بود، جیمی

143
00:07:27,656 --> 00:07:29,616
صدای خنده‌ش چطوری بود؟

144
00:07:32,452 --> 00:07:33,871
...خب، آیا اون

145
00:07:34,830 --> 00:07:38,292
اون مثل تو و بِری، توی خوابش لبخند می‌زد؟

146
00:07:40,878 --> 00:07:43,213
وقتی اون گریه کرد
کی بهش کمک کرد؟

147
00:07:45,007 --> 00:07:46,341
وای، خدا

148
00:07:46,508 --> 00:07:50,596
اگه کسی این‌کار رو نکرده باشه چی؟

149
00:07:51,680 --> 00:07:53,182
اگه اون کل زندگیش رو

150
00:07:53,348 --> 00:07:55,893
با این باور که کسی نمی‌خوادش گذرونده باشه چی؟، درحالی که

151
00:07:56,476 --> 00:07:59,646
ما بیشتر از هرچیزی توی دنیا اون رو می‌خواستیم؟

152
00:08:11,491 --> 00:08:13,577
،تو پدر و مادرت رو وقتی بچه بودی از دست دادی

153
00:08:13,744 --> 00:08:15,245
عزیزِ دلم

154
00:08:18,540 --> 00:08:23,128
،توی جهان سرگردون بودیم
ولی بعدش همدیگه رو پیدا کردیم

155
00:08:25,631 --> 00:08:29,551
من خونه‌ی حقیقیِ قلبِ توام

156
00:08:32,387 --> 00:08:34,264
شاید برای دخترمون هم همین بوده

157
00:08:34,431 --> 00:08:36,558
،شاید اونم پرسه زده

158
00:08:36,975 --> 00:08:38,852
و خونه‌ش رو پیدا کرده

159
00:08:40,020 --> 00:08:40,938
یه خانواده تشکیل داده

160
00:08:44,691 --> 00:08:47,236
حتماً کسی عاشقش بوده، کلیر

161
00:08:49,738 --> 00:08:51,406
باید این رو بپذیرم

162
00:08:53,000 --> 00:09:00,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

163
00:10:35,500 --> 00:10:38,500
[ بـیـگـانـه ]
[ فصل هشتم : قسمت اول ]

164
00:10:41,000 --> 00:10:43,000
« قسمت اول : روحِ یک شورشی »

165
00:11:04,900 --> 00:11:06,900
« ساوانا، ایالت جورجیا »
« سال 1779 »

166
00:11:30,941 --> 00:11:32,859
تونستی بخوابی؟

167
00:11:33,443 --> 00:11:36,071
نـه

168
00:11:36,947 --> 00:11:39,366
...نـه بدون فکر کردن به ایمانمون

169
00:11:41,952 --> 00:11:44,246
و همه‌ی اون چیزایی که باید بفهمیم

170
00:11:57,676 --> 00:12:00,595
ای‌کاش فنی چیزای بیشتری یادش می‌بود -
آه -

171
00:12:00,762 --> 00:12:03,765
اون نمی‌تونسته بیشتر از 5 سالش بوده باشه

172
00:12:03,932 --> 00:12:05,600
وقتی که به جنده‌خونه فروخته شده

173
00:12:05,767 --> 00:12:07,227
نباید اون رو تحت فشارش بذاریم

174
00:12:07,894 --> 00:12:11,064
اون همین الانشم بیشتر از هر بچه‌ای رنج کشیده

175
00:12:11,815 --> 00:12:13,567
...اول پدر مادرش

176
00:12:14,943 --> 00:12:15,986
جین

177
00:12:16,570 --> 00:12:17,946
به‌نظرت باید بهش بگیم؟

178
00:12:19,948 --> 00:12:21,658
که اون نوه‌ی ماست؟

179
00:12:22,409 --> 00:12:24,327
چطور می‌تونیم اینو بهش بگیم

180
00:12:25,245 --> 00:12:28,081
وقتی خودمون هم نمی‌دونیم
این اتفاق چطور ممکنه؟

181
00:12:28,790 --> 00:12:30,792
اون ممکنه حرف‌مون رو باور نکنه

182
00:12:31,376 --> 00:12:32,502
اگه این‌طوری بشه هرچی

183
00:12:32,669 --> 00:12:35,380
اعتماد به ما داشته به باد فنا می‌ره

184
00:12:37,549 --> 00:12:41,011
این معجزه‌ی کوچیکی نیست
که یه تیکه‌ی کوچیکی از ایمان

185
00:12:41,136 --> 00:12:43,305
پاش به زندگی‌مون باز شده

186
00:12:44,639 --> 00:12:45,974
دخترش

187
00:12:47,184 --> 00:12:48,852
،علی‌رغم همه اون چیزایی که از دست دادیم

188
00:12:49,853 --> 00:12:52,439
می‌تونیم از خدا به‌خاطر این موهبت‌ش ازش تشکر کنیم

189
00:12:56,401 --> 00:12:58,820
عاه

190
00:13:11,791 --> 00:13:13,001
!اوهو

191
00:13:13,168 --> 00:13:14,336
صبح بخیر، پدربزرگ و مادربزرگ

192
00:13:14,503 --> 00:13:15,962
بیاید پایین صبحونه بخوریم

193
00:13:16,129 --> 00:13:18,006
مگه به شما نگفتن

194
00:13:18,173 --> 00:13:19,382
بذارید پدربزرگ و مادربزرگتون استراحت کنن؟

195
00:13:19,549 --> 00:13:21,426
...حالا، از اونجا برید کنار

196
00:13:21,593 --> 00:13:22,761
اوه

197
00:13:23,094 --> 00:13:24,346
صبح‌ بخیر به هردوتون

198
00:13:24,513 --> 00:13:26,890
هرموقع آماده شدید

199
00:13:27,015 --> 00:13:28,225
بیاید پایین براتون قهوه آماده کردم

200
00:13:28,600 --> 00:13:30,060
چه عالی

201
00:13:30,185 --> 00:13:31,353
ممنونم، مارسلی

202
00:13:31,520 --> 00:13:32,687
،هی، حالا که بیدار شدید

203
00:13:32,854 --> 00:13:34,564
بگم که من حوصله‌ی سر و کله زدن
با مطبوعات رو ندارم

204
00:13:34,731 --> 00:13:36,233
ما الان میایم پایین، پسرم

205
00:13:36,399 --> 00:13:38,735
و خیلی مشتاقم کارگاه‌ت رو ببینم

206
00:13:51,900 --> 00:13:53,900
« کارگاهِ پسران فرگوس فریزر »
« چاپِ کتاب »

207
00:13:54,167 --> 00:13:58,129
ما وقتی رسیدیم بریتانیا
،تازه این شهر رو تصرف کرده بود

208
00:13:58,296 --> 00:14:01,007
و شروع به چاپِ روزنامه‌ هم نکرده بودیم

209
00:14:02,384 --> 00:14:06,888
،حالام مراقبم توی صفحاتش کاملاً بی‌طرف باشم

210
00:14:07,055 --> 00:14:09,891
تا زیاد به ارتشِ بریتانیا نسبت به اون چیزی که حقشونه

211
00:14:10,058 --> 00:14:10,892
تعریف و تمجید نشه

212
00:14:11,059 --> 00:14:12,978
تصمیم خوبیه

213
00:14:15,188 --> 00:14:16,606
عاه

214
00:14:16,731 --> 00:14:19,526
چون ممکنه وفاداری یه فرانسوی رو زیر سوال ببرن

215
00:14:19,693 --> 00:14:21,236
قطعاً

216
00:14:21,403 --> 00:14:23,238
و همچنین می‌گه که
یه رژیمی از اسکاتلندی‌ها بودن

217
00:14:23,405 --> 00:14:25,240
که ساوانا رو به‌نام بریتانیا تصرف کردن

218
00:14:25,407 --> 00:14:27,450
و منم اتفاقی یه زنِ اسکاتلندی گیرم اومد

219
00:14:28,535 --> 00:14:31,496
برای همون اسمِ فریزر بالای دَره

220
00:14:33,206 --> 00:14:38,211
برای همون، گناهان زیادِ من رو بخشیدن

221
00:15:07,782 --> 00:15:10,201
ولی بریتانیا اون آشوب رو نمی‌بخشه

222
00:15:10,368 --> 00:15:12,537
خب، پس بهتره گیر نیفتم

223
00:15:15,040 --> 00:15:16,124
نگران نباش

224
00:15:16,583 --> 00:15:18,918
هرکاری که تو یادم دادی رو انجام می‌دم

225
00:15:19,085 --> 00:15:20,754
الان فرق داره، تو خانواده داری

226
00:15:20,920 --> 00:15:22,797
خب، توام اون موقع خانواده داشتی

227
00:15:22,964 --> 00:15:24,382
و اونا توی مناطقِ بالایی اسکاتلند
،جاشون امن بود

228
00:15:24,549 --> 00:15:27,344
،نـه پیش منی که توی ادینبورگ بودم
اون موقع جنگ نبود

229
00:15:27,469 --> 00:15:29,846
برای همینه که این کار الان

230
00:15:30,013 --> 00:15:31,181
مهم‌تر از کاریه که قبلاً انجام دادیم

231
00:15:31,348 --> 00:15:33,183
،که برای همینه الان خطرناک‌تره

232
00:15:33,350 --> 00:15:34,643
،توی این دوران

233
00:15:34,809 --> 00:15:36,686
همه‌ی کارها خطرناکن

234
00:15:38,647 --> 00:15:40,231
،اگه قراره به‌خاطر چیزی کُشته بشم

235
00:15:40,398 --> 00:15:43,318
دوست دارم به‌خاطر چیزی که ارزش داره بمیرم

236
00:15:45,100 --> 00:15:47,100
« شمشیرِ من قلمم هست »

237
00:15:58,291 --> 00:16:00,877
فقط بهم قول بده که مراقبی

238
00:16:03,296 --> 00:16:04,506
« مراقبم »

239
00:16:11,346 --> 00:16:13,431
چرا عمو ایان باهات نیومد، بابابزرگ؟

240
00:16:13,598 --> 00:16:16,017
،اون خیلی دلش می‌خواست ببینتت

241
00:16:16,184 --> 00:16:17,977
،ولی عمه ریچل‌ت بچه‌ داره

242
00:16:18,103 --> 00:16:20,814
پس اون مشتاق بود که اون رو برگردونه به ریج

243
00:16:20,980 --> 00:16:22,607
،نمی‌تونم این رو گردن اون بندازم

244
00:16:22,774 --> 00:16:25,318
با توجه به اون شانسش موقعِ بچه آوردن

245
00:16:25,860 --> 00:16:27,195
!برای صبحونه کلوچه داریم

246
00:16:29,280 --> 00:16:31,116
خب، پس مامان‌بزرگ‌ها برای چین؟

247
00:16:32,575 --> 00:16:35,412
بفرمایید

248
00:16:35,537 --> 00:16:38,206
سه‌تا جینش برای من -
!هی -

249
00:16:38,373 --> 00:16:39,499
چطور این‌کار رو می‌کنی؟

250
00:16:39,666 --> 00:16:41,251
زیاد سخت نیست، سارسناک

251
00:16:41,418 --> 00:16:43,169
از شمردن بُزها و گوسفندها هم راحت‌تره

252
00:16:43,336 --> 00:16:45,672
و بعد از همه، کلوچه‌ها
...چون پا ندارن

253
00:16:45,797 --> 00:16:47,257
پا؟ -
هی -

254
00:16:47,424 --> 00:16:49,092
،برای اینکه بدونی چندتا بُز داری

255
00:16:49,217 --> 00:16:51,803
باید تموم پاهاشون رو بشماری و تقسیم بر 4 کنی

256
00:16:53,888 --> 00:16:55,265
شاید فنی بتونه

257
00:16:55,432 --> 00:16:57,058
بهمون کمک کنه تا بسته‌های صبحگاهی رو بشمُریم

258
00:16:57,183 --> 00:16:58,393
قبل از اینکه خبرها منسوخ بشن، نـه؟

259
00:16:58,518 --> 00:16:59,561
بجنب، پسر

260
00:17:02,397 --> 00:17:05,233
مرسی، مامان‌بزرگ -
قابلی نداشت -

261
00:17:05,358 --> 00:17:06,985
هی، تعارف نکن

262
00:17:11,614 --> 00:17:13,742
هنری انگاری خیلی شاد و سرحاله

263
00:17:13,908 --> 00:17:14,701
آره

264
00:17:15,034 --> 00:17:17,036
شادی‌ِ زندگیمون پسرمونه

265
00:17:17,203 --> 00:17:19,038
دخترِ کوچولوی فنی

266
00:17:19,456 --> 00:17:20,874
و همچنین روشنی‌ِ زندگیمون هم هست

267
00:17:21,040 --> 00:17:22,500
برای کسی که توی

268
00:17:22,667 --> 00:17:24,127
جنده‌خونه بزرگ شده خیلی پاک مونده

269
00:17:24,252 --> 00:17:27,213
آره، خواهرش از
بی‌گناهی و عفتش

270
00:17:27,380 --> 00:17:28,590
تا اون‌جایی که می‌تونست حفاظت کرد

271
00:17:28,757 --> 00:17:31,092
ولی هنوزم، نمی‌تونه براش آسون باشه

272
00:17:31,259 --> 00:17:33,303
جنده‌خونه یه مکان ایده‌آلی
،برای بچه نیست

273
00:17:33,428 --> 00:17:36,139
ولی اگه اون تنها خونه‌ای
که اون می‌شناسه پس اونجا براش یه خونه حساب می‌شه

274
00:17:36,723 --> 00:17:39,309
با اینکه اونجا و حتی خواهرشم از دست داده

275
00:17:40,226 --> 00:17:42,312
برای همینه نمی‌تونیم زیادتر بمونیم

276
00:17:42,437 --> 00:17:45,023
به فرنسس و کلیر سوگند یاد کردم

277
00:17:46,316 --> 00:17:47,942
وقتشه بریم خونه

278
00:17:48,818 --> 00:17:50,945
ولی خیلی دلمون براتون تنگ می‌شه

279
00:17:51,654 --> 00:17:53,156
مام دلمون براتون تنگ می‌شه

280
00:17:53,907 --> 00:17:56,826
ولی این قرار نیست خداحافظی باشه، بازم همو می‌بینیم

281
00:18:08,338 --> 00:18:09,589
رسیدیم یا نـه؟

282
00:18:09,714 --> 00:18:11,508
کی به ریجِ فریزر می‌رسیم؟

283
00:18:11,674 --> 00:18:14,302
ما دو روز قبلی رو اونجا بودیم

284
00:18:14,469 --> 00:18:17,013
یعنی همه‌ی اینا برای شماست؟

285
00:18:17,138 --> 00:18:18,681
آره

286
00:18:18,848 --> 00:18:21,351
اینا تا جایی که چشمات بتونه ببینه برای ماست

287
00:18:21,518 --> 00:18:22,811
اینجا خونه‌مونه

288
00:18:24,771 --> 00:18:26,189
خونه‌ی توام هست

289
00:18:33,488 --> 00:18:35,949
!بچه رو بیدار کردی، لعنت بهت

290
00:18:38,243 --> 00:18:39,869
این مرد رو زمانی

291
00:18:40,036 --> 00:18:42,872
که یه مشاجره بین یه گروهی از شورشیان
بیرون از شهر رخ داد آوردن به بازداشت‌گاه ما

292
00:18:43,039 --> 00:18:44,833
اون می‌گه که نهمین اِرل السمر
(عنوان اشرافی توی انگلیس)

293
00:18:44,958 --> 00:18:46,793
و سربازِ بازنشسته توی ارتشِ پادشاهش بوده

294
00:18:46,960 --> 00:18:48,002
ناخدا بوده

295
00:18:48,169 --> 00:18:50,129
من ناخدای ارتشِ پادشاهم بودم

296
00:18:50,296 --> 00:18:51,589
قبل از اینکه از شغلم استعفا بدم

297
00:18:51,756 --> 00:18:53,383
ما فکر می‌کنیم که اون یه جاسوسه

298
00:18:53,550 --> 00:18:56,511
اون بهمون گفت که شما می‌تونید
این موضوع رو برامون روشن کنید

299
00:18:56,678 --> 00:18:58,304
،بله متوجه‌ی این گیجی هستم

300
00:18:58,471 --> 00:19:01,558
با توجه به اینکه این ارباب‌مون
بیشتر قیافش شبیه یه راهزنه

301
00:19:01,724 --> 00:19:03,017
تا یه اِرل

302
00:19:04,435 --> 00:19:07,814
ولی بهتون تضمین می‌دم، اون همون کسیه که داره خودش می‌گه

303
00:19:07,939 --> 00:19:09,941
...اون خطری

304
00:19:10,066 --> 00:19:10,733
هیس

305
00:19:10,900 --> 00:19:12,277
یا مشکلی برای کشورمون نداره

306
00:19:12,902 --> 00:19:14,070
خیالم راحت شد

307
00:19:14,654 --> 00:19:16,114
بابت این مزاحمت من رو ببخشید، سرورم

308
00:19:16,281 --> 00:19:17,323
برو به سلامت

309
00:19:22,370 --> 00:19:24,539
شیطون کوچولو داره دندون در میاره

310
00:19:24,706 --> 00:19:27,625
و نخوابیدن حالش رو بهتر نمی‌کنه

311
00:19:27,792 --> 00:19:29,335
بچه توئه؟

312
00:19:29,502 --> 00:19:30,837
معلومه، احمق

313
00:19:32,338 --> 00:19:36,718
،بذار بهت تِرور واتیسوید گری رو معرفی کنم

314
00:19:36,885 --> 00:19:38,553
بچه‌ی پسر عموت بنجامین

315
00:19:53,318 --> 00:19:54,611
اینجا زندگی می‌کردی؟

316
00:19:56,195 --> 00:19:58,948
خب، اینجا خیلی دیگه زیادی رشد کرده

317
00:19:59,824 --> 00:20:01,659
اگه خودم با چشمای خودم نمی‌دیدم

318
00:20:01,826 --> 00:20:03,703
باورم نمی‌شد اینجا آتیش‌سوزی رخ داده

319
00:20:06,080 --> 00:20:08,917
زمین در آخر همه‌چی رو پس می‌گیره

320
00:20:13,963 --> 00:20:15,423
!آه

321
00:20:15,590 --> 00:20:17,967
!ایان

322
00:20:18,885 --> 00:20:19,969
!سلام

323
00:20:20,762 --> 00:20:22,639
عمه، عمو -
!سلام -

324
00:20:28,519 --> 00:20:30,521
و فرنسس رو که یادته

325
00:20:30,688 --> 00:20:33,399
سلام، به ریجِ فریزر خوش اومدی

326
00:20:34,150 --> 00:20:35,652
ریچل بچه داره؟

327
00:20:35,777 --> 00:20:37,278
بچه هنوز به‌دنیا نیومده

328
00:20:37,445 --> 00:20:39,489
ریچل خیلی خوشحال می‌شه که ببینتت

329
00:20:39,656 --> 00:20:43,076
ولی اولش، می‌شه یه کمکی بهم بکنی؟

330
00:20:43,242 --> 00:20:44,118
باشه

331
00:20:47,580 --> 00:20:49,707
با انبار ذرتت چیکار کردی، پسر؟

332
00:20:50,500 --> 00:20:52,585
اصطبل‌ها کجان؟

333
00:20:52,710 --> 00:20:54,587
بیا دنبالم

334
00:20:54,754 --> 00:20:55,755
یه‌چیزی رو باید بهت نشون بدم

335
00:21:06,307 --> 00:21:07,976
چه اتفاقی برات افتاده؟

336
00:21:08,142 --> 00:21:10,853
یه شایعه‌ای به گوشم رسیده
که ناخدای خائن

337
00:21:10,979 --> 00:21:12,230
ممکنه وقتی نیرو‌هامون

338
00:21:12,647 --> 00:21:14,232
شهر رو تصرف کنن با شورشیان بجنگه

339
00:21:14,399 --> 00:21:17,193
و با خودت فکر کردی اون ناخدا ایزکبل ریچاردزه؟

340
00:21:17,360 --> 00:21:18,611
اومدم که بفهمم

341
00:21:19,529 --> 00:21:21,322
هیچ‌کدوم از شورشیان باهام حرف نمی‌زنن

342
00:21:21,823 --> 00:21:24,534
تا اینکه بهشون آبجو بدم و جلوشون قُپی بیام

343
00:21:26,160 --> 00:21:28,329
و تونستی محلِ زندگیِ

344
00:21:28,496 --> 00:21:30,540
اون خائنِ حرومی رو پیدا کنی؟

345
00:21:30,999 --> 00:21:32,083
متاسفم

346
00:21:32,250 --> 00:21:34,168
گفتی اون بچه‌ی پسر عمومه؟

347
00:21:35,420 --> 00:21:37,255
بنجامین بچه‌دار شده؟

348
00:21:37,380 --> 00:21:38,589
تازه زنم گرفته

349
00:21:38,756 --> 00:21:40,591
نمی‌دونستم، ولی خوشحالم که اینجاست

350
00:21:40,758 --> 00:21:42,093
ولی خیلی‌خوشحال می‌شم اگه ببینمش

351
00:21:42,218 --> 00:21:44,095
این رژیم واگذار شده یا نـه؟

352
00:21:44,595 --> 00:21:45,722
...اون، ام

353
00:21:47,140 --> 00:21:48,266
اینجا نیست

354
00:21:49,350 --> 00:21:50,601
...ویلیام، من

355
00:21:52,979 --> 00:21:55,398
...خیلی متاسفم که می‌خوام اینو بهت بگم

356
00:21:56,232 --> 00:21:57,400
بن مُرده

357
00:22:02,280 --> 00:22:03,906
نـه، امکان نداره

358
00:22:04,991 --> 00:22:07,744
اونو وقتی داشت با یه حزب یورش میاورد گرفتن

359
00:22:08,786 --> 00:22:11,164
و توسط شورشیان توی اردوگاه میدل‌بروک نگه‌داری می‌شد

360
00:22:11,330 --> 00:22:12,498
توی نیو‌جرسی

361
00:22:14,709 --> 00:22:16,210
...اون

362
00:22:17,336 --> 00:22:19,338
تبش اوت کرده بود

363
00:22:26,095 --> 00:22:27,472
...من

364
00:22:28,556 --> 00:22:30,892
وقتی خبرها رو شنیدم ناگهان غمگین شدم

365
00:22:32,685 --> 00:22:34,479
همین‌طور می‌دونم اگه توام بودی می‌شدی

366
00:22:36,731 --> 00:22:38,858
می‌دونم چقدر بهش احترام می‌ذاشتی

367
00:22:41,194 --> 00:22:43,821
فرمانده‌ی این حزبِ یورشی کی بود؟

368
00:22:46,032 --> 00:22:47,617
چطور بن اسیر شد؟

369
00:22:48,284 --> 00:22:50,036
کسی از رفقاش رو هم باهاش برده بودن؟

370
00:22:59,962 --> 00:23:02,006
من هرچی اطلاعات داشتم رو بهت دادم

371
00:23:03,299 --> 00:23:04,717
عمو هال می‌دونه؟

372
00:23:05,885 --> 00:23:07,053
هنری چطور؟

373
00:23:08,846 --> 00:23:09,889
هنوز نـه

374
00:23:12,225 --> 00:23:15,812
برای برادرم

375
00:23:15,978 --> 00:23:17,313
شیش تا شیش‌تا نامه فرستادم

376
00:23:18,022 --> 00:23:19,482
ولی می‌ترس وقتی بفهمه

377
00:23:19,649 --> 00:23:23,069
...بزرگترین و عزیز‌ترین پسرش مُرده، بعدش

378
00:23:24,070 --> 00:23:26,989
...اون از غم زیاد می‌میره، و

379
00:23:28,407 --> 00:23:30,284
من فکر نکنم بتونم این رو تحمل کنم

380
00:23:31,536 --> 00:23:32,662
و بچه چی؟

381
00:23:35,623 --> 00:23:38,000
مدتی بعد از اینکه

382
00:23:38,167 --> 00:23:40,336
،خبرِ مرگِ بنجامین به دستم رسید

383
00:23:41,087 --> 00:23:44,340
یه زنِ جوون با یه بچه توی بغلش
اومد جلوی درِ خونم

384
00:23:45,550 --> 00:23:49,011
و ادعا می‌کرد، بیوه‌ی بنجامینه

385
00:23:49,512 --> 00:23:53,141
انگاری بانو گری

386
00:23:53,724 --> 00:23:55,977
،توی شرایط سختی

387
00:23:56,144 --> 00:23:58,396
به‌خاطر نبود همسرش گیر افتاده

388
00:24:00,189 --> 00:24:01,774
...و خب، ام

389
00:24:02,525 --> 00:24:04,277
من دعوتش کردم تا اینجا بمونه

390
00:24:04,443 --> 00:24:05,570
وایسا ببینم

391
00:24:06,195 --> 00:24:07,989
تو هیچ‌وقت اسمی از این زنه

392
00:24:08,447 --> 00:24:11,075
تا قبل از اینکه خبرِ مرگِ بنجامین به دستت برسه
نشنیده بودی؟

393
00:24:13,161 --> 00:24:15,163
نـه، باورم نمی‌شه

394
00:24:15,288 --> 00:24:18,374
اگه بن ازدواج کرده بود، حتماً بهم می‌گفت

395
00:24:19,750 --> 00:24:21,878
آخرین باری که بن برات نامه نوشت کی بود؟

396
00:24:22,044 --> 00:24:24,046
آره می‌دونم، که اجازه دادم روابطمون

397
00:24:24,213 --> 00:24:25,256
...بعد از

398
00:24:26,299 --> 00:24:28,676
...اون اتفاقایی که سالِ پیش افتاد کم بشه، ولی

399
00:24:30,052 --> 00:24:32,096
ولی بازم باید به برادرش می‌گفت

400
00:24:32,221 --> 00:24:34,724
و هنری اصلاً چیزی درباره‌ش نگفت

401
00:24:35,641 --> 00:24:38,436
اون زنِ جوون با کلی
،نامه‌های عاشقونه سر رسید

402
00:24:39,187 --> 00:24:41,105
همه‌ با انگشترِ امضای بنجامین مهر خورده بودن

403
00:24:41,230 --> 00:24:43,357
و اسمِ پسره، واتیسوید

404
00:24:43,524 --> 00:24:45,902
اسمِ خانوادگیه
که چندان رایج نیست

405
00:24:46,569 --> 00:24:48,070
من ادعاش رو باور دارم

406
00:24:48,196 --> 00:24:50,239
هر شارلاتانی که بخواد از غمِ خانواده‌ی
ما سود ببره

407
00:24:50,406 --> 00:24:51,574
می‌تونه نامه‌های عاشقونه رو جعل کنه

408
00:24:51,741 --> 00:24:53,576
...مشخصه، توسط یه سری

409
00:24:53,743 --> 00:24:54,702
زنِ لعنتی گول خوردی

410
00:24:54,827 --> 00:24:56,871
من زنِ لعنتیم؟

411
00:25:02,335 --> 00:25:06,214
ویلیام، بذار بهت
آمارانتوس، همسرِ ویسکنت گری

412
00:25:07,006 --> 00:25:08,299
و بیوه‌ی بنجامین رو بهت معرفی کنم

413
00:25:10,134 --> 00:25:12,303
،بن از یه پسرعمویی به نام ویلیام حرف می‌زد

414
00:25:13,596 --> 00:25:16,057
البته اون فراموش کرد
که بگه پسرعموش

415
00:25:16,224 --> 00:25:18,601
یه الکلیِ بدبخت و یه احمقه

416
00:25:19,936 --> 00:25:21,395
روز خوبی داشته باشی، عمو جان

417
00:25:51,592 --> 00:25:54,762
به خونه خوش اومدی

418
00:25:54,929 --> 00:25:56,806
چیکار کردی، پسر؟
این دیگه چیه؟

419
00:25:57,265 --> 00:25:58,307
براتون خونه ساختم

420
00:25:58,474 --> 00:26:00,810
خونه‌ی ماست؟ -
آره -

421
00:26:00,977 --> 00:26:02,687
اون نقشه‌هایی که ریخته بودید
رو قبل از اینکه برید گرفتم

422
00:26:02,853 --> 00:26:03,980
همه‌ رو دور هم جمع کردم

423
00:26:04,146 --> 00:26:06,148
،جوون‌ها

424
00:26:06,315 --> 00:26:07,650
و چند نفریم از افرادِ دیگه‌ی آردزمیر

425
00:26:07,775 --> 00:26:09,193
اصطبل‌ها رو خراب کردیم

426
00:26:09,360 --> 00:26:11,028
و از اون کُنده برای شروع استفاده کردیم

427
00:26:12,113 --> 00:26:13,656
و وقتی مردم شنیدن که ما داریم چیکار می‌کنیم

428
00:26:13,823 --> 00:26:16,909
با چوب و اساسیه‌هایی که می‌تونستن
،تهیه کنن اومدن

429
00:26:17,076 --> 00:26:18,286
یا حتی برای کمک

430
00:26:18,452 --> 00:26:19,745
ایولا

431
00:26:19,912 --> 00:26:23,165
ایان، خیلی قشنگه

432
00:26:23,332 --> 00:26:24,583
نگران نباش، عمه‌جون

433
00:26:24,750 --> 00:26:26,585
برات یه باغچه هم درست کردم

434
00:26:29,839 --> 00:26:31,424
اوه

435
00:26:32,758 --> 00:26:34,927
حس کردم صداهایی شنیدم

436
00:26:35,511 --> 00:26:36,470
ریچل

437
00:26:36,637 --> 00:26:38,764
نگاش کن

438
00:26:38,931 --> 00:26:40,182
داری می‌درخشی

439
00:26:40,349 --> 00:26:42,018
حالت چطوره؟ -
خوبم -

440
00:26:42,184 --> 00:26:44,228
حالا، می‌خواید خونه‌تون رو ببینید؟

441
00:26:44,395 --> 00:26:46,647
ایانِ عزیزم، خیلی ازت ممنونم

442
00:26:46,814 --> 00:26:48,441
قابلی نداشت، عمو‌جون

443
00:26:59,660 --> 00:27:01,370
خب؟ نظرت چیه؟

444
00:27:04,832 --> 00:27:06,792
به به، ایان

445
00:27:08,377 --> 00:27:10,629
فقط کار من نیست

446
00:27:10,755 --> 00:27:12,715
خیلی‌ها کمک کردن

447
00:27:12,882 --> 00:27:16,469
.درست همون‌طوری که فکر می‌کردم
اینا رو از اصطبل گرفتی

448
00:27:16,594 --> 00:27:17,887
منظره رو ببین

449
00:27:18,054 --> 00:27:19,013
واقعا جای زیباییه

450
00:27:19,180 --> 00:27:20,765
خارق‌العاده‌ست

451
00:27:20,931 --> 00:27:22,350
آشپزخونه رو ببین

452
00:27:29,398 --> 00:27:32,818
شما برای جراحی‌هاتون نور زیادی لازم دارید

453
00:27:33,361 --> 00:27:36,572
پس من پنجره‌هایی زیبا و بزرگ
به سمتِ جنوب ساختم

454
00:27:38,949 --> 00:27:40,701
میز رو حفظی ساختمش

455
00:27:40,868 --> 00:27:42,411
امیدوارم ارتفاعش مناسب باشه

456
00:27:43,704 --> 00:27:45,247
خوشت میاد، کلیر؟

457
00:27:45,790 --> 00:27:47,541
اصلاً زبونم بند اومده

458
00:27:52,380 --> 00:27:54,715
این همه چیز رو از کجا گرفتی؟

459
00:27:54,882 --> 00:27:58,636
خب، بعضی‌ها رو وقتی داشتم از ویلمینگتون
رد می‌شدم پیدا کردم

460
00:27:58,803 --> 00:28:01,305
بقیشم از تجارت‌خونه‌‌ی جدید گرفتم

461
00:28:01,472 --> 00:28:04,183
تجارت‌خونه‌ی هایرام کرامبی، کنار ساختمان اجتماعاته

462
00:28:09,313 --> 00:28:13,609
...ایان، ریچل، این

463
00:28:14,151 --> 00:28:16,112
اینجا رو خیلی هوشمندانه ساختید

464
00:28:16,278 --> 00:28:18,072
تحت‌تاثیر قرار گرفتم

465
00:28:18,239 --> 00:28:20,616
خب، اگه بگم وقتی داشتم اینا رو درست می‌کردم

466
00:28:20,783 --> 00:28:22,118
،یکمی مغرور شدم دروغ گفتم

467
00:28:22,284 --> 00:28:26,288
با توجه به اینکه دوتا مریض اولیت دقیقاً اینجان

468
00:28:27,039 --> 00:28:28,833
خب، من قول می‌دم

469
00:28:28,999 --> 00:28:31,335
از هردوشون، به خوبی مراقبت کنم

470
00:28:33,879 --> 00:28:36,090
خب، اینم نقشه‌هاست

471
00:28:38,926 --> 00:28:40,136
...فرنسس

472
00:28:41,595 --> 00:28:42,972
بیا بریم طبقه‌بالا رو ببینیم

473
00:28:47,000 --> 00:28:54,000


474
00:28:58,320 --> 00:29:00,448
نظرت درباره‌ی این اتاق چیه، فرنسس؟

475
00:29:01,031 --> 00:29:02,658
خیلی زیباست، آقای فریزر

476
00:29:03,200 --> 00:29:06,579
خب، ناراحت نمی‌شی

477
00:29:06,745 --> 00:29:10,624
اگه بهت بگم که داشتم به این فکر می‌کردم
اینحا اتاقت باشه؟

478
00:29:12,084 --> 00:29:14,462
...می‌تونم برات یه

479
00:29:14,628 --> 00:29:17,173
کمد بزرگ اینجا برای لباس‌هات درست کنم

480
00:29:17,339 --> 00:29:21,343
و یه صندلی برای اینکه بشینی و کتاب بخونی

481
00:29:22,094 --> 00:29:23,262
البته اگه دوست داشته باشی

482
00:29:24,597 --> 00:29:27,933
منظورتون اینه کل اتاق برای منه؟

483
00:29:29,310 --> 00:29:30,769
اگه دوست داشته باشی

484
00:29:32,771 --> 00:29:34,231
خیلی دوست دارم

485
00:30:00,466 --> 00:30:03,260
اندامت توی نورمهتاب، سارسناک

486
00:30:04,637 --> 00:30:07,097
تو دقیقاً همون شکلی هستی

487
00:30:07,473 --> 00:30:09,350
که موقعی که ایمان‌مون رو بستیم بودی

488
00:30:12,895 --> 00:30:14,980
می‌دونی کی باردار شدم؟

489
00:30:15,105 --> 00:30:16,899
منم حتی نمی‌دونم

490
00:30:17,066 --> 00:30:20,236
...خب، شاید اشتباه کنم، ولی

491
00:30:21,612 --> 00:30:24,365
همیشه فکر می‌کردم اون شبی بود

492
00:30:24,532 --> 00:30:26,534
که اولین بار توی

493
00:30:28,244 --> 00:30:31,622
تالارِ لایرد، لایبراخ بهم گفتی عاشقمی

494
00:30:33,499 --> 00:30:35,334
نزدیک پنجره ایستاده بودی

495
00:30:36,335 --> 00:30:39,463
،ماه داشت به داخل می‌تابید و همون موقع

496
00:30:40,130 --> 00:30:41,590
من اومدم پیشت

497
00:30:48,847 --> 00:30:50,516
...تو بهم گفتی

498
00:30:51,559 --> 00:30:54,478
که از همون بار اولی که من رو دیدی
شیفته‌م شدی

499
00:30:56,146 --> 00:30:59,942
باید یه‌کاری با حشری بودنم

500
00:31:00,109 --> 00:31:01,527
و کونم گِردم می‌کردم

501
00:31:01,694 --> 00:31:04,071
آها، پس اون اتفاق رو یادته

502
00:31:04,238 --> 00:31:05,906
آره؟

503
00:31:19,628 --> 00:31:23,465
چطور می‌دونی همون شبی که ایمان
رو بستیم باردار شدم؟

504
00:31:23,591 --> 00:31:24,633
من می‌خواسمت

505
00:31:26,051 --> 00:31:27,344
باید مالِ من می‌شدی

506
00:31:28,887 --> 00:31:30,723
،و یه‌باری که درونت بودم

507
00:31:31,724 --> 00:31:35,477
اگه اون آخرین چیزی بود
که حس کردم پس باید بهش قانع باشم

508
00:31:39,064 --> 00:31:40,566
...بعدش ما شروع کردیم

509
00:31:41,984 --> 00:31:46,071
من یه تیکه از وجودم رو
تا ابد درونت گذاشتم

510
00:31:52,411 --> 00:31:55,039
چون داشتم بهت یه بچه می‌دادم

511
00:32:25,861 --> 00:32:28,947
وقتی ایان بهم گفت کرامبی
یه تجارت‌خونه داره

512
00:32:29,448 --> 00:32:31,283
انتظار این دمو تشکیلات رو نداشتم

513
00:32:42,336 --> 00:32:44,296
آقا و خانم فریزر

514
00:32:44,755 --> 00:32:45,631
پسرا

515
00:32:46,256 --> 00:32:48,175
ما تازه خبر برگشتتون رو شنیدیم

516
00:32:48,342 --> 00:32:49,259
اِیمی

517
00:32:49,718 --> 00:32:52,262
خیلی خوشحالم که دوباره می‌بینمت

518
00:32:52,805 --> 00:32:55,557
خانم مک‌کالم و ایدن کوچولو و اوری کوچولو

519
00:32:55,724 --> 00:32:57,184
دیگه کوچولو نیستید، نـه؟

520
00:32:57,351 --> 00:32:58,686
ممنونم

521
00:32:58,852 --> 00:33:01,855
و اینکه، دیگه اسمم مک‌کالم نیست

522
00:33:02,523 --> 00:33:04,733
‫الان لیندزیه.

523
00:33:04,900 --> 00:33:05,984
‫اِوِن!

524
00:33:06,985 --> 00:33:07,861
‫مک‌داب!

525
00:33:08,028 --> 00:33:08,779
‫اِوِن.

526
00:33:09,488 --> 00:33:11,657
‫به خاطر خانواده‌ی جدیدت
‫تبریک می‌گم.

527
00:33:11,824 --> 00:33:13,033
‫فکر نمی‌کردم
‫از پسش بربیای.

528
00:33:13,200 --> 00:33:15,285
‫از خوشحالی رو ابرهام.
‫خوشحال‌تر از این نمی‌شه.

529
00:33:16,203 --> 00:33:18,664
‫و خیلی ممنون
‫برای همه کمکی که برای خونه کردین.

530
00:33:18,831 --> 00:33:19,998
‫لازم نبود.

531
00:33:20,165 --> 00:33:21,083
‫شما دوتا هم
‫همین کارو می‌کردین

532
00:33:21,250 --> 00:33:22,543
‫برای هرکدوم از ما.

533
00:33:22,710 --> 00:33:25,003
‫تیر به تیر،
‫مثل یه دعای کوچیک بود،

534
00:33:25,129 --> 00:33:26,338
‫که شما رو
‫به خونه صدا می‌زد.

535
00:33:27,548 --> 00:33:31,051
‫یا چشم‌هام منو گول می‌زنن
‫یا فریزرها برگشتن.

536
00:33:31,927 --> 00:33:33,303
‫به هردوتون خوش‌آمد می‌گم.

537
00:33:34,221 --> 00:33:36,265
‫اینجا حسابی
‫کسب‌وکار راه انداختین، آقای کرامبی.

538
00:33:36,432 --> 00:33:38,851
‫خب، کتاب مقدس به ما میگه

539
00:33:38,976 --> 00:33:41,270
‫از نعمت‌هامون استفاده کنیم
‫تا به همدیگه خدمت کنیم

540
00:33:41,395 --> 00:33:42,813
‫به عنوان امانت‌داران
‫فیض خدا.

541
00:33:43,731 --> 00:33:45,774
‫فهمیدم که حسابی
‫استعداد دارم

542
00:33:45,899 --> 00:33:47,943
‫در پیدا کردن چیزهایی
‫که مردم لازم دارن،

543
00:33:47,968 --> 00:33:49,552
‫مثل این پارچه.

544
00:33:49,808 --> 00:33:51,267
‫به دردتون می‌خوره،
‫خانم لیندسی؟

545
00:33:51,925 --> 00:33:54,172
‫خیلی هم خوبه، ممنون.

546
00:33:54,329 --> 00:33:57,172
‫اجازه می‌دین
‫کسب‌وکارمون رو معرفی کنم؟

547
00:34:09,064 --> 00:34:10,816
‫پارچه‌های خیلی خوبی داریم،

548
00:34:10,841 --> 00:34:12,634
‫و این‌ها هم تازه رسیدن.

549
00:34:12,801 --> 00:34:16,638
‫و اینجا هم ابزارهای
‫کار شماست، خانم فریزر.

550
00:34:18,432 --> 00:34:19,433
‫اوه.

551
00:34:20,017 --> 00:34:22,770
‫خیلی خوبه که دیگه لازم نیست

552
00:34:22,895 --> 00:34:23,896
‫برای بعضی از این‌ها
‫به وولامز کریک سفارش بدیم.

553
00:34:24,772 --> 00:34:27,483
‫اتفاقا پوست درخت
‫جِزوئیت ندارین جایی؟

554
00:34:27,649 --> 00:34:30,903
‫اون اسم دیگه‌ای
‫برای پوست درخت سینکونا نیست؟

555
00:34:31,028 --> 00:34:32,362
‫چرا.

556
00:34:32,529 --> 00:34:33,781
‫خانم بیردزلی

557
00:34:33,947 --> 00:34:35,282
‫دیروز دقیقا
‫همین رو می‌خواست.

558
00:34:35,449 --> 00:34:37,367
‫باید یه مقداری
‫تهیه کنیم، آقای کرامبی.

559
00:34:37,534 --> 00:34:40,996
‫راستش من دنبال اون بودم
‫تا براش یه تونیک درست کنم.

560
00:34:42,414 --> 00:34:43,707
‫فکر نکنم
‫افتخار آشنایی داشتیم

561
00:34:43,832 --> 00:34:45,334
‫- با شما آقا.
‫- اوه، ببخشید.

562
00:34:46,001 --> 00:34:48,253
‫ایشون
‫کاپیتان چارلز کانینگهامن.

563
00:34:48,420 --> 00:34:50,464
‫ایشون شریک من
‫در این کار هستن.

564
00:34:51,048 --> 00:34:55,344
‫کاپیتان، این‌ها فریزرها هستن،
‫که تازه برگشتن.

565
00:34:55,511 --> 00:34:57,304
‫ژنرال و خانم فریزر،

566
00:34:57,429 --> 00:34:59,765
‫خیلی خوشحالم
‫بالاخره می‌بینمتون.

567
00:35:00,140 --> 00:35:01,391
‫راستش خیلی عجیب بوده

568
00:35:01,558 --> 00:35:02,768
‫برای من و مادرم
‫که روی این زمین زندگی کنیم

569
00:35:02,935 --> 00:35:04,394
‫بدون اینکه
‫صاحب‌هاشو دیده باشیم.

570
00:35:04,561 --> 00:35:06,063
‫اِم، شریک گفتین؟

571
00:35:06,230 --> 00:35:07,981
‫وقتی به فریزرز ریج رسیدم،

572
00:35:08,148 --> 00:35:11,068
‫به نظرم رسید
‫یکم تجارت بد نباشه.

573
00:35:11,527 --> 00:35:13,362
‫و از قضا،
‫آقای کرامبی

574
00:35:13,487 --> 00:35:14,822
‫فکرای مشابهی
‫در سر داشت.

575
00:35:14,988 --> 00:35:17,324
‫ولی نه
‫وسیله‌ای برای عملی کردنش.

576
00:35:17,866 --> 00:35:20,661
‫من یه مستمری کوچیک داشتم
‫که به الهامش اضافه کردم.

577
00:35:20,828 --> 00:35:22,996
‫با این حال،
‫خیلی فروتنه که میگه شریکیم.

578
00:35:23,121 --> 00:35:24,873
‫آقای کرامبی
‫کارها رو انجام میده.

579
00:35:25,040 --> 00:35:27,417
‫من فقط راضی‌ام
‫پشت میزم بشینم

580
00:35:27,543 --> 00:35:29,127
‫و هرجا بتونم
‫کمک کنم.

581
00:35:29,294 --> 00:35:30,712
‫خب، از هردوتون ممنونم.

582
00:35:30,879 --> 00:35:34,716
‫به نظر میاد
‫در نبود ما خیلی کارها کردین.

583
00:35:34,883 --> 00:35:36,510
‫و من هم از شما ممنونم،
‫ژنرال،

584
00:35:36,677 --> 00:35:37,928
‫برای اینجا،

585
00:35:38,095 --> 00:35:41,056
‫که من و مادرم
‫خوش‌شانسیم خونه صداش کنیم.

586
00:35:41,223 --> 00:35:44,059
‫حالا اگر اجازه بدین،
‫داشتم می‌رفتم بیرون.

587
00:35:44,184 --> 00:35:46,728
‫اگر اجازه بدین
‫همراهتون بیام.

588
00:35:48,730 --> 00:35:50,482
‫دنبالم بیاین،
‫خانم فریزر.

589
00:35:50,649 --> 00:35:52,192
‫بله، در واقع، آقای کرامبی...

590
00:35:53,902 --> 00:35:58,240
‫کاپیتان، باید ازتون بخوام
‫منو آقای فریزر صدا بزنین.

591
00:35:58,699 --> 00:36:00,158
‫بعد از اینکه
‫از سمتم استعفا دادم

592
00:36:00,325 --> 00:36:02,077
‫بعد از
‫نبرد مانموث،

593
00:36:02,244 --> 00:36:05,205
‫دیگه هیچ ارتباطی
‫با ارتش قاره‌ای ندارم.

594
00:36:05,372 --> 00:36:07,040
‫خب، این از فروتنی شماست،
‫قربان.

595
00:36:07,499 --> 00:36:08,876
‫معمولا دیدم هر مردی

596
00:36:09,042 --> 00:36:10,919
‫که یه مقام نظامی
‫هرچند کوچک داشته باشه

597
00:36:11,086 --> 00:36:12,671
‫تا آخر عمر
‫به عنوانش می‌چسبه.

598
00:36:12,838 --> 00:36:15,883
‫نه، مال من فقط
‫یه انتصاب موقت بود.

599
00:36:16,383 --> 00:36:19,761
اما می‌دونم افسرای خوبی زیادن
که سزاوارن

600
00:36:19,786 --> 00:36:23,473
بعد از سال‌ها خدمت
طولانی و شرافتمندانه عنوانشون رو حفظ کنن.

601
00:36:24,141 --> 00:36:26,310
‫مطمئنم دربارهٔ شما هم
‫همین‌طوره، کاپیتان.

602
00:36:26,435 --> 00:36:30,564
‫خب، بله، درست میگید که من بازنشسته‌م

603
00:36:31,106 --> 00:36:33,442
‫هرچند ترجیح می‌دم
‫همچنان کاپیتان صدام کنن،

604
00:36:33,609 --> 00:36:35,110
‫نه صرفا به خاطر افتخار،

605
00:36:35,277 --> 00:36:39,406
‫بلکه بیشتر به این خاطر که هیچ‌وقت خیلی
‫اسم «چارلز» رو دوست نداشتم.

606
00:36:41,658 --> 00:36:43,243
‫البته راستش بعد از سی سال خدمت

607
00:36:43,410 --> 00:36:44,828
‫در ارتش اعلیحضرت

608
00:36:44,995 --> 00:36:47,122
‫فکر کنم
‫بهش عادت کردم.

609
00:36:51,001 --> 00:36:52,711
‫پس برای شاه جنگیدی؟

610
00:36:54,254 --> 00:36:55,297
‫بله

611
00:36:55,464 --> 00:36:58,175
‫اما شمشیرم رو
‫برای همیشه کنار گذاشتم

612
00:36:58,342 --> 00:37:00,302
‫بعد از نبرد
‫بیمیس هایتس.

613
00:37:01,595 --> 00:37:04,556
‫شنیدم شما هم
‫در ساراتوگا بودید.

614
00:37:06,099 --> 00:37:06,892
‫آره

615
00:37:12,064 --> 00:37:13,690
‫و احتمالا در دو سوی مخالف

616
00:37:13,715 --> 00:37:15,217
‫یک میدان جنگ بودیم.

617
00:37:18,028 --> 00:37:20,864
‫.جنگ چیز وحشتناکیه

618
00:37:22,699 --> 00:37:25,786
‫و واقعا خوشحالم که کارم باهاش تموم شده

619
00:37:31,358 --> 00:37:34,403
‫چطور شد اینجا در ریج ساکن شدی؟

620
00:37:34,461 --> 00:37:37,047
‫خب مثل خیلی‌های دیگه، اومدم کارولینای شمالی

621
00:37:37,172 --> 00:37:38,882
‫به خاطر آشناهایی
‫که اینجا داشتم

622
00:37:39,049 --> 00:37:41,510
‫دو تا از افسرای سابقم
‫اهل سالزبری هستن.

623
00:37:41,843 --> 00:37:43,345
‫به خانواده‌هاشون
‫سر زدم

624
00:37:43,512 --> 00:37:46,556
‫و بعدش راه افتادم تا جایی که پام
‫دیگه توان نداشت.

625
00:37:47,140 --> 00:37:50,644
‫تا اینکه جایی پیدا کردم که اون‌قدر زیبا بود
‫که بهم آرامش بده

626
00:37:52,854 --> 00:37:54,564
‫.و همونجا ساکن شدم

627
00:38:02,072 --> 00:38:04,199
‫کانینگهام مرد خوش رویی هست

628
00:38:05,509 --> 00:38:07,928
‫و بنظر میاد وقتی ما نبودیم نفوذی هم پیدا کرده

629
00:38:07,953 --> 00:38:11,957
‫آره، بد نیست بیشتر بشناسیمش

630
00:38:12,958 --> 00:38:15,002
‫کار عاقلانه هم همینه...

631
00:38:15,877 --> 00:38:18,005
‫مخصوصا با توجه
‫به اینکه ردکوته.

632
00:38:19,214 --> 00:38:21,383
‫.بازنشسته‌س، مثل من

633
00:38:21,883 --> 00:38:23,385
‫.میگه کارش با جنگ تموم شده

634
00:38:24,302 --> 00:38:26,638
‫دلیلی ندارم که حرفش رو باور نکنم

635
00:38:26,805 --> 00:38:28,348
‫...با این حال

636
00:38:28,515 --> 00:38:30,851
‫.شاید جنگ هنوز کارش با اون تموم نشده باشه

637
00:38:31,160 --> 00:38:32,327
‫خب، فکر کنم یکی هم میتونه

638
00:38:32,352 --> 00:38:33,520
‫همینو درباره تو بگه

639
00:38:33,687 --> 00:38:35,814
‫باور کن، سسنخ.

640
00:38:36,273 --> 00:38:37,399
‫...من تمومم

641
00:38:37,774 --> 00:38:40,068
‫چه جنگ خوشش بیاد
‫چه نیاد.

642
00:39:01,590 --> 00:39:02,716
‫درمونِ همون سگی که گازت گرفته

643
00:39:02,883 --> 00:39:04,426
‫خدای من، این دیگه چیه؟

644
00:39:05,177 --> 00:39:06,803
‫دستور تهیه‌ش محرمانه‌ست،

645
00:39:07,637 --> 00:39:09,556
‫اما نتیجه‌ش
‫جای بحث نداره.

646
00:39:11,183 --> 00:39:12,392
‫بخورش.

647
00:39:21,610 --> 00:39:23,653
‫یه ساعت دیگه
‫با ژنرال پرووست

648
00:39:23,820 --> 00:39:24,821
‫قرار شام دارم.

649
00:39:25,947 --> 00:39:28,075
‫شاید بدت نیاد
‫همراهم بیای؟

650
00:39:29,701 --> 00:39:33,497
‫آشپزش خیلی بهتر
‫از آشپز منه.

651
00:39:34,581 --> 00:39:36,208
‫و با اینکه
‫متأسفانه اصلا شوخ‌طبع نیست،

652
00:39:36,374 --> 00:39:38,251
‫آدمش سرباز
‫درست و حسابیه.

653
00:39:39,169 --> 00:39:40,253
‫بلندپرواز هم هست.

654
00:39:40,670 --> 00:39:42,130
‫می‌دونم داری
‫چی کار می‌کنی.

655
00:39:42,506 --> 00:39:43,840
‫جواب نمی‌ده.

656
00:39:44,007 --> 00:39:45,342
‫راستش تعجب می‌کنم

657
00:39:45,509 --> 00:39:46,927
‫که داری سعی می‌کنی
‫دوباره وسوسه‌م کنی برگردم ارتش،

658
00:39:47,094 --> 00:39:48,220
‫با توجه به اینکه
‫اون‌قدر مخالفش بودی

659
00:39:48,386 --> 00:39:49,846
‫که از همون اول
‫با رفتنم مخالف بودی

660
00:39:49,971 --> 00:39:53,767
‫بیکار گشتن و تو خودت
‫غرق شدن بهت نمیاد، ویلیام

661
00:39:57,771 --> 00:40:00,023
‫و با اینکه
‫خیلی هم بد شد،

662
00:40:00,649 --> 00:40:03,151
‫ارتش بریتانیا
‫مقصر نیست

663
00:40:03,610 --> 00:40:05,612
‫برای اتفاقی که
‫برای خانم پوکاک افتاد

664
00:40:10,075 --> 00:40:11,159
‫نه

665
00:40:12,494 --> 00:40:14,287
‫من قسم خورده بودم
‫ازش محافظت کنم

666
00:40:15,914 --> 00:40:17,249
‫مقصر منم...

667
00:40:17,415 --> 00:40:19,459
‫و اون خائن لعنتی،
‫ریچاردسون

668
00:40:19,584 --> 00:40:22,963
‫منم می‌خوام ریچاردسون
‫تاوان کاراشو بده

669
00:40:23,002 --> 00:40:24,211
‫و خواهد داد

670
00:40:25,590 --> 00:40:27,509
‫اما راه‌هایی هم هست
‫برای انجامش

671
00:40:27,676 --> 00:40:29,886
‫که شاید لازم نباشه
‫هر شب

672
00:40:30,053 --> 00:40:32,889
‫با مشروب
‫خودتو از هوش ببری

673
00:40:35,392 --> 00:40:38,061
‫خب، اگه واقعا کارت
‫با ارتش تموم شده،

674
00:40:38,228 --> 00:40:40,605
‫شاید وقتش رسیده
‫برگردی انگلستان...

675
00:40:42,023 --> 00:40:44,556
‫هرچند دوباره
‫به این زودی ازت جدا شدن

676
00:40:44,581 --> 00:40:45,791
‫واقعا برام سخته

677
00:40:46,754 --> 00:40:48,130
‫تو به سن قانونی رسیدی،

678
00:40:48,155 --> 00:40:49,614
‫پس می‌تونی
‫املاکت رو اداره کنی

679
00:40:49,781 --> 00:40:51,449
‫کارگزارم داره
‫کاملا خوب کارشو انجام میده

680
00:40:51,616 --> 00:40:54,953
‫کارگزارت که
‫نهمین ارل السمیر نیست، ویلیام

681
00:40:55,120 --> 00:40:58,343
‫- خودتی
‫- از راه خیانت و یه دروغ

682
00:40:58,368 --> 00:40:59,953
‫خب، هرچی که بوده،

683
00:41:00,041 --> 00:41:02,688
‫مادرت موقع تولدت

684
00:41:02,713 --> 00:41:04,446
‫با هشتمین ارل السمیر
‫ازدواج کرده بود

685
00:41:05,714 --> 00:41:07,215
‫پس طبق قانون
‫این عنوان مال توئه

686
00:41:07,382 --> 00:41:09,176
‫و چطور میشه
‫از یه عنوان صرف‌نظر کرد؟

687
00:41:09,342 --> 00:41:10,343
‫نمی‌تونی

688
00:41:10,760 --> 00:41:11,720
‫منظورت اینه
‫نمی‌خوام

689
00:41:11,845 --> 00:41:13,555
‫نه، تو نمی‌تونی!

690
00:41:18,059 --> 00:41:22,314
‫عنوان اشرافی
‫هدیه‌ی یه پادشاه قدردانه

691
00:41:23,023 --> 00:41:25,442
‫و هیچ راهی هم
‫در قانون برای پس دادنش نیست

692
00:41:25,917 --> 00:41:27,210
‫البته پادشاهی که
‫دیگه قدردان نباشه

693
00:41:27,235 --> 00:41:28,653
‫می‌تونه یه اشراف‌زاده رو
‫از عنوانش محروم کنه،

694
00:41:28,820 --> 00:41:30,363
‫هرچند تنها دلیلی که
‫به ذهنم می‌رسه

695
00:41:30,530 --> 00:41:32,866
‫اینه که علیه تاج‌وتخت
‫دست به شورش بزنه

696
00:41:34,969 --> 00:41:36,053
‫خیانت

697
00:41:36,078 --> 00:41:37,204
‫خیانت به پادشاه
‫و کشورت

698
00:41:37,229 --> 00:41:38,663
‫بعید می‌دونم
‫راه مناسبی باشه

699
00:41:38,688 --> 00:41:40,691
‫برای حل کردن
‫مشکلات شخصی‌ات

700
00:41:41,958 --> 00:41:44,002
‫شاید راحت‌تر باشه...

701
00:41:44,586 --> 00:41:47,672
‫از خودت بپرسی
‫می‌خوای چی کار کنی،

702
00:41:48,590 --> 00:41:52,005
‫به جای اینکه بپرسی
‫چطور کاری رو که نمی‌خوای نکنی

703
00:41:52,030 --> 00:41:53,824
‫شاید راحت‌تر می‌فهمیدم
‫می‌خوام چی کار کنم

704
00:41:53,849 --> 00:41:55,475
‫اگه می‌دونستم
‫اصلا کی هستم لعنتی

705
00:41:58,433 --> 00:42:00,769
‫فکر کنم از یه جایی به بعد
‫دیگه به خودت بستگی داره

706
00:42:00,794 --> 00:42:03,349
‫که تصمیم بگیری
‫می‌خوای چه کسی باشی

707
00:42:03,428 --> 00:42:05,038
‫و بر همون اساس
‫رفتار کنی

708
00:42:09,434 --> 00:42:10,519
‫فرقی نمی‌کنه

709
00:42:10,544 --> 00:42:13,381
‫خودتو رَنسام صدا کنی،
‫فریزر یا گری،

710
00:42:13,406 --> 00:42:15,700
‫هیچ مردی که ادعایی
‫نسبت به تبار تو داشته باشه

711
00:42:15,867 --> 00:42:18,995
‫تحمل نمی‌کنه
‫دیروز اون‌طور با لیدی گری رفتار کنی

712
00:42:20,038 --> 00:42:23,500
‫این چیزی‌ه که
‫اصرار دارم جبرانش کنی

713
00:42:33,879 --> 00:42:36,339
‫نمی‌تونم بگم زنبورها
‫معمول‌ترین هدیه‌ی خوش‌آمدگویی هستن،

714
00:42:36,364 --> 00:42:38,825
‫ولی واقعا
‫فکر قشنگی کردی، لیزی

715
00:42:39,533 --> 00:42:42,244
‫راستش همیشه دلم می‌خواست
‫کندوی خودمو داشته باشم، ممنون

716
00:42:42,269 --> 00:42:45,021
‫یه خونه‌ی درست‌وحسابی
‫براشون می‌سازیم

717
00:42:45,188 --> 00:42:47,357
‫یه جایی با فاصله‌ی امن
‫از خونه

718
00:42:47,524 --> 00:42:48,984
‫خیلی خوشحالم
‫هر دوتاتون برگشتین

719
00:42:49,150 --> 00:42:50,694
‫به محض اینکه

720
00:42:50,738 --> 00:42:55,998
‫یه کم عسل تازه داشته باشیم
‫یه مقداری براتون میاریم

721
00:42:57,466 --> 00:42:59,511
‫خیلی خوشحالم
‫دوباره می‌بینمت، لیزی

722
00:42:59,536 --> 00:43:04,557
‫و خیلی هم خوشبختم از دیدن تو
‫هم‌اسم کوچولوی من، کلر کوچولو

723
00:43:04,582 --> 00:43:07,127
‫برو پیش مامان.

724
00:43:08,795 --> 00:43:10,672
‫به‌زودی دوباره
‫هر دوتون رو می‌بینیم.

725
00:43:10,839 --> 00:43:11,923
‫آره.

726
00:43:13,675 --> 00:43:16,803
‫زنبورها...
‫خیلی اجتماعی و کنجکاون،

727
00:43:16,970 --> 00:43:20,390
‫که خب منطقی هم هست،
‫تمام روز در رفت‌وآمدن،

728
00:43:20,415 --> 00:43:22,041
‫و با گرده‌هاشون
‫خبر ردوبدل می‌کنن.

729
00:43:23,018 --> 00:43:25,061
‫- اینم یه مدل  بیانشه.
‫- هوم.

730
00:43:25,186 --> 00:43:28,231
‫می‌دونستی زنبورها
‫رابط بین دنیای ما

731
00:43:28,398 --> 00:43:29,607
‫و دنیای ارواحن؟

732
00:43:29,774 --> 00:43:32,736
‫برای همینه که
‫باید خبرها رو بهشون بگی.

733
00:43:33,570 --> 00:43:34,738
‫- جدی؟
‫- آره.

734
00:43:35,530 --> 00:43:38,575
‫اگه کسی به دیدن بیاد
‫یا یه نوزاد تازه به دنیا بیاد

735
00:43:38,742 --> 00:43:41,578
‫یا یکی از ساکنان
‫بره یا بمیره،

736
00:43:41,745 --> 00:43:43,121
‫اگه به زنبورها نگی،
‫دلخور میشن،

737
00:43:43,288 --> 00:43:45,081
‫و همشون
‫پر می‌کشن و می‌رن.

738
00:43:45,874 --> 00:43:47,834
‫که خب نمی‌خوایم
‫چنین چیزی بشه، مگه نه؟

739
00:44:08,104 --> 00:44:09,647
‫سلام بر اهل خونه!

740
00:44:33,546 --> 00:44:34,881
‫بابابزرگ!

741
00:44:35,048 --> 00:44:37,300
‫جرمایا، چقدر قد کشیدی.

742
00:44:37,467 --> 00:44:38,426
‫بابابزرگ!

743
00:44:38,593 --> 00:44:40,845
‫اون‌ها مادربزرگ
‫و پدربزرگتن.

744
00:44:42,764 --> 00:44:44,641
‫واقعا خودتی؟

745
00:44:45,308 --> 00:44:46,434
‫خدایا، خیلی دلم برات تنگ شده بود.

746
00:44:46,601 --> 00:44:49,479
‫اوه، عزیزم.

747
00:44:51,564 --> 00:44:53,149
‫این مندی‌ه.

748
00:44:53,608 --> 00:44:54,859
‫مندی.

749
00:44:56,194 --> 00:44:57,570
‫نگاه کن به خودت.

750
00:44:57,737 --> 00:44:58,863
‫باورم نمی‌شه.

751
00:44:59,030 --> 00:45:00,615
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم
‫دوباره ببینیمت.

752
00:45:00,990 --> 00:45:03,868
‫- اینجا چیکار می‌کنید؟
‫- می‌خواستیم برگردیم خونه.

753
00:45:07,330 --> 00:45:08,706
‫جِم.

754
00:45:08,873 --> 00:45:11,709
‫راجر. اوه.

755
00:45:11,734 --> 00:45:14,737
‫دیگه مهم نیست، دخترم.
‫تو اینجایی.

756
00:45:15,810 --> 00:45:18,313
‫همه‌مون اینجاییم.

757
00:45:27,600 --> 00:45:30,404
‫خونه‌ی ما خونه‌ی شماست.
‫خودت خوب اینو می‌دونی.

758
00:45:30,812 --> 00:45:33,815
‫می‌تونید اینجا بمونید
‫تا وقتی خونه‌ی خودتون رو بسازیم.

759
00:45:34,441 --> 00:45:36,693
‫- خیلی خوشگلی.
‫- ممنونم.

760
00:45:37,527 --> 00:45:39,446
‫فَنی با مندی
‫خیلی مهربونه.

761
00:45:40,655 --> 00:45:42,198
‫چطور شد که
‫اومد با شما زندگی کنه؟

762
00:45:42,365 --> 00:45:45,577
‫اوه، یه دختر یتیم کوچولوئه.

763
00:45:46,453 --> 00:45:49,164
‫برادرت بردش
‫زیر حمایت خودش،

764
00:45:49,330 --> 00:45:50,790
‫و سپردش به ما.

765
00:45:50,957 --> 00:45:51,875
‫ویلیام؟

766
00:45:52,917 --> 00:45:54,919
‫یعنی می‌دونه
‫تو پدرشی؟

767
00:45:55,545 --> 00:45:56,754
‫می‌دونه.

768
00:45:59,299 --> 00:46:00,859
‫پس حدس می‌زنم
‫خیلی هم ازش خوشحال نیست.

769
00:46:01,134 --> 00:46:02,552
‫به نظر نمیاد.

770
00:46:03,928 --> 00:46:04,929
‫بهش زمان بده.

771
00:46:12,437 --> 00:46:14,814
‫مامان، برام یه داستان بخون.

772
00:46:15,648 --> 00:46:17,650
‫اِم... کلمه‌ی جادویی چیه؟

773
00:46:17,817 --> 00:46:18,943
‫لطفا؟

774
00:46:19,986 --> 00:46:21,321
‫نظرت چیه؟

775
00:46:22,614 --> 00:46:23,656
‫چرا که نه؟

776
00:46:24,365 --> 00:46:25,783
‫برو بیارش.

777
00:46:25,950 --> 00:46:27,327
‫برای بچه‌ها
‫یه کتاب آوردی.

778
00:46:27,494 --> 00:46:29,454
‫بابابزرگ، لطفا
‫برای من بخون؟

779
00:46:29,621 --> 00:46:31,372
‫آه، باشه.

780
00:46:33,082 --> 00:46:35,251
‫بذار ببینیم.

781
00:46:43,058 --> 00:46:44,810
‫مثل یه نقاشیه.

782
00:46:50,433 --> 00:46:53,853
‫«در اتاق بزرگ سبز،

783
00:46:54,020 --> 00:46:57,065
‫یک تلفن بود
‫و یک بادکنک قرمز،

784
00:46:57,232 --> 00:46:58,816
‫و تصویری از...

785
00:46:59,484 --> 00:47:01,569
‫گاو که از روی ماه می‌پره.»

786
00:47:03,321 --> 00:47:06,616
‫اِه، بله،
‫«و-و-و سه تا خرس کوچولو

787
00:47:06,783 --> 00:47:08,159
‫روی صندلی‌ها نشسته بودند.»

788
00:47:08,284 --> 00:47:09,953
‫خب، خرس بیشتر احتمال داره
‫صندلی رو بخوره تا روش بشینه،

789
00:47:10,119 --> 00:47:13,164
‫و هر سه‌تاشون با هم
‫می‌تونن یه وعده‌ی حسابی

790
00:47:13,331 --> 00:47:16,000
‫از هر کسی که نزدیک باشه
‫و بخواد بشماردشون درست کنن.

791
00:47:19,003 --> 00:47:22,048
‫یه جور مزخرفِ دوست‌داشتنیه.
‫حس می‌کنم می‌شناسمش.

792
00:47:22,215 --> 00:47:24,801
‫چون سال‌ها پیش
‫درباره‌اش بهت گفته بودم،

793
00:47:25,218 --> 00:47:26,636
‫وقتی توی کشتی
‫به سمت جامائیکا می‌رفتیم

794
00:47:26,761 --> 00:47:28,638
‫و دلم برای بری تنگ شده بود.

795
00:47:28,763 --> 00:47:30,306
‫چرا همگی نمی‌رید
‫ادامه‌ی کتاب رو

796
00:47:30,431 --> 00:47:33,226
‫توی اتاق دیگه تموم کنید
‫تا بزرگ‌ترها کمی صحبت کنن؟

797
00:47:33,977 --> 00:47:35,895
‫جِم، تو می‌تونی
‫براشون بخونیش.

798
00:47:38,106 --> 00:47:39,624
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه
‫فَنی اون کتاب رو دید.

799
00:47:39,649 --> 00:47:41,025
‫متوجه نمی‌شه
‫که مدرنه، می‌شه؟

800
00:47:41,192 --> 00:47:43,319
‫اوه، قطعا
‫تا حالا چیزی شبیهش ندیده.

801
00:47:43,444 --> 00:47:44,988
‫ولی مطمئنم
‫مشکلی نیست.

802
00:47:45,446 --> 00:47:47,865
‫این یکی برای توئه.

803
00:47:49,033 --> 00:47:50,702
‫- اوه، بری.
‫- هوم.

804
00:47:50,827 --> 00:47:51,828
‫اوه.

805
00:47:52,412 --> 00:47:53,538
‫اوه، فوق‌العاده‌ست.

806
00:47:53,705 --> 00:47:55,957
‫بذار ببینم،
‫مو نیگن دون.

807
00:48:01,170 --> 00:48:03,923
‫کتاب مرجع مرِک،
‫ویرایش سیزدهم

808
00:48:03,948 --> 00:48:05,429
‫نویسنده‌ی پرفروش.

809
00:48:05,466 --> 00:48:07,594
‫یا این،
‫یا کلی اشتباه لعنتی کرده.

810
00:48:07,760 --> 00:48:09,762
‫- یه کتاب پزشکیه.
‫- هوم.

811
00:48:09,929 --> 00:48:12,348
‫کنترل گسترش
‫ای هیستولتیکا

812
00:48:12,473 --> 00:48:16,936
‫نیازمند جلوگیری از رسیدن
‫مدفوع انسان به دهانه

813
00:48:18,479 --> 00:48:21,024
‫در واقع چیزیه که مردم
‫درباره‌ی درمان یاد گرفتن.

814
00:48:21,149 --> 00:48:22,817
‫حدس می‌زنم تو خودت می‌دونی
‫نباید گه بخوری.

815
00:48:22,984 --> 00:48:25,236
‫بله عزیزم.

816
00:48:26,279 --> 00:48:27,780
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم

817
00:48:27,947 --> 00:48:29,616
‫از وقتی من رفتم
‫چه چیزهایی کشف کردن.

818
00:48:29,782 --> 00:48:32,243
‫و فکر می‌کنم
‫این یکی رو هم دوست داشته باشی، بابا.

819
00:48:36,414 --> 00:48:38,374
‫- خوشت اومد؟
‫- ممنونم.

820
00:48:40,126 --> 00:48:42,128
‫فرودو بگینز.

821
00:48:42,295 --> 00:48:44,088
‫اِه، یه ولزیه.

822
00:48:44,255 --> 00:48:46,049
‫نه.

823
00:48:46,215 --> 00:48:47,634
‫- نه... دقیقا نه.
‫- آه.

824
00:48:47,800 --> 00:48:49,823
‫این یکی از کتاب‌های
‫مورد علاقه‌ی جِمه...

825
00:48:49,848 --> 00:48:51,684
‫راستش مال من هم هست.

826
00:48:52,053 --> 00:48:53,304
‫فکر می‌کنم داستانش
‫به دلت بشینه.

827
00:48:54,066 --> 00:48:55,317
‫خیلی ممنون.

828
00:49:07,320 --> 00:49:11,962
‫راجر مک،
‫تو در آینده کشیشی؟

829
00:49:13,576 --> 00:49:14,827
‫نه.

830
00:49:15,244 --> 00:49:16,663
‫نه، من، اِم...

831
00:49:17,372 --> 00:49:19,114
‫بعد از همه‌ی چیزایی
‫که اتفاق افتاد

832
00:49:19,139 --> 00:49:20,453
‫پر از تردید شده بودم.

833
00:49:21,703 --> 00:49:24,448
‫ولی حالا که
‫برگشتیم...

834
00:49:24,646 --> 00:49:25,814
‫هر تصمیمی بگیری،

835
00:49:25,839 --> 00:49:27,264
‫آدم‌های جدیدی
‫از وقتی رفتی

836
00:49:27,289 --> 00:49:29,197
‫تو ریج ساکن شدن.

837
00:49:29,486 --> 00:49:31,951
‫باید بری اطراف
‫و خودت رو معرفی کنی.

838
00:49:34,554 --> 00:49:37,361
‫مردی هست
‫به اسم کانینگهام.

839
00:49:37,786 --> 00:49:40,288
‫کمک کرد
‫پستِ تجاری جدید رو باز کنن.

840
00:49:40,406 --> 00:49:43,104
‫کنجکاوم بدونم
‫نظرت درباره‌ش چیه،

841
00:49:43,396 --> 00:49:44,814
‫یا شاید چیزی
‫ازش یاد بگیری.

842
00:49:45,988 --> 00:49:46,489
‫آره.

843
00:49:47,066 --> 00:49:49,152
‫یه مدتی
‫آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کرد،

844
00:49:49,177 --> 00:49:50,662
‫چند تا معاینه هم شد،
‫ولی غیر از اون...

845
00:49:50,687 --> 00:49:52,146
‫بچه‌ها
‫واقعا شگفت‌انگیزن.

846
00:49:52,781 --> 00:49:53,782
‫وقتی به قلبش گوش بدی،

847
00:49:53,807 --> 00:49:55,183
‫اصلا فکر نمی‌کنی
‫مشکلی داشته.

848
00:49:55,460 --> 00:49:56,775
‫بچه‌ها بالاخره خوابیدن.

849
00:49:57,036 --> 00:49:58,371
‫خدا رو شکر.

850
00:49:58,496 --> 00:50:01,207
‫هنوزم باورم نمی‌شه
‫تو رو اینجا می‌بینم.

851
00:50:02,350 --> 00:50:04,310
‫حتی مطمئن هم نبودیم
‫نامه‌ها به دستتون برسه

852
00:50:04,335 --> 00:50:06,003
‫وقتی تو بانک
‫گذاشتیمشون.

853
00:50:06,796 --> 00:50:10,842
‫یه چیزی بود... خب،
‫یه جور ارثیه، فکر کنم.

854
00:50:11,384 --> 00:50:13,094
‫فکر کردیم بهتره بدونی
‫چه بلایی سرمون اومده.

855
00:50:13,636 --> 00:50:15,179
‫اصلا فکرشم نمی‌کردیم
‫ازشون استفاده کنی

856
00:50:15,346 --> 00:50:16,681
‫تا راهت رو
‫پیدا کنی و برگردی پیشمون.

857
00:50:19,600 --> 00:50:20,601
‫برای برگشتن
‫به خونه.

858
00:50:21,060 --> 00:50:22,687
‫برای خانواده.

859
00:50:22,854 --> 00:50:23,980
‫به سلامتی.

860
00:50:29,569 --> 00:50:31,154
‫من، اِم...

861
00:50:31,654 --> 00:50:33,197
‫...یه کتاب دیگه هم آوردم.

862
00:50:34,282 --> 00:50:36,659
‫نخواستم جلوی بچه‌ها
‫نشونش بدم، ولی...

863
00:50:41,914 --> 00:50:43,458
‫«روح یک شورشی»

864
00:50:44,167 --> 00:50:46,961
‫«ریشه‌های اسکاتلندی
‫انقلاب آمریکا»

865
00:50:47,128 --> 00:50:49,881
‫نوشته‌ی فرانکلین دبلیو. رندال،
‫دکترای تاریخ.

866
00:50:51,716 --> 00:50:55,178
‫اِم... این همون تحقیقاتی بود
‫که بابا قبل از مرگش انجام می‌داد.

867
00:50:55,636 --> 00:50:58,264
‫بعد از اینکه ما
‫هر دو رفته بودیم چاپ شد.

868
00:50:59,223 --> 00:51:00,683
‫به کارت اومد؟

869
00:51:01,225 --> 00:51:02,977
‫خواستم شروع کنم به خوندنش، اما...

870
00:51:03,478 --> 00:51:05,021
‫حتی نتونستم
‫از جلدش جلوتر برم.

871
00:51:05,480 --> 00:51:07,356
‫می‌دونستم اگه بخونمش،

872
00:51:07,523 --> 00:51:09,901
‫انگار دوباره
‫دارم از دستش می‌دم.

873
00:51:10,067 --> 00:51:12,570
‫راستش درباره‌ی نامه‌های شما هم
‫همین‌طور بود.

874
00:51:13,112 --> 00:51:14,482
‫ما... فاصله مینداختیم

875
00:51:14,507 --> 00:51:16,064
‫بین باز کردنشون،

876
00:51:16,089 --> 00:51:17,666
‫چون تا وقتی
‫هنوز نامه‌ی بازنشده‌ای بود،

877
00:51:18,910 --> 00:51:20,411
‫یعنی تو هنوز زنده‌ای.

878
00:51:23,247 --> 00:51:25,208
‫حتما یه اتفاقی افتاده...

879
00:51:26,042 --> 00:51:29,921
‫که وسط جنگ
‫برگشتی اینجا.

880
00:51:30,213 --> 00:51:31,255
‫آره...

881
00:51:32,298 --> 00:51:33,841
‫یه اتفاقی افتاد.

882
00:51:34,509 --> 00:51:35,718
‫در واقع،
‫خیلی اتفاقها افتاد .

883
00:51:37,970 --> 00:51:39,222
‫فکر کنم...

884
00:51:39,931 --> 00:51:42,767
‫ما هم باید
‫چیزی بهت بگیم...

885
00:51:44,310 --> 00:51:47,480
‫درباره فَنی
‫و خواهرت...

886
00:51:48,272 --> 00:51:49,607
‫فیث.

887
00:52:14,090 --> 00:52:16,425
‫لیدی گری،
‫به شما یه عذرخواهی بدهکارم.

888
00:52:17,944 --> 00:52:19,487
‫وقتی دیروز
‫برای اولین بار منو دیدید،

889
00:52:19,512 --> 00:52:22,139
‫تازه فهمیده بودم
‫پسرعموم از دنیا رفته.

890
00:52:23,683 --> 00:52:24,767
‫در شوک بودم.

891
00:52:25,351 --> 00:52:28,553
‫با این حال،
‫این بهانه‌ای برای ‫رفتار بی‌ادبانه‌م نیست

892
00:52:29,721 --> 00:52:32,182
‫خواهش می‌کنم
‫منو ببخشید.

893
00:52:34,095 --> 00:52:37,557
‫خب، فکر کنم
‫من هم چندان مهربان نبودم.

894
00:52:37,963 --> 00:52:40,233
‫وقتی عصبانی می‌شم،
‫زبونم کمی تند مشیشه.

895
00:52:40,258 --> 00:52:41,634
‫کاملا حق داشتید.

896
00:52:49,333 --> 00:52:51,210
‫راستش ما
‫یکم با عجله ازدواج کردیم.

897
00:52:52,086 --> 00:52:54,380
‫بنجامین نامه‌ای نوشت
‫تا به پدرش خبر بده،

898
00:52:54,505 --> 00:52:56,966
‫اما ظاهرا ‫نامه به دستش نرسید، پس...

899
00:52:57,717 --> 00:52:59,218
‫فکر می‌کنم
‫یکم تردید

900
00:52:59,385 --> 00:53:00,928
‫طبیعی باشه.

901
00:53:02,112 --> 00:53:03,739
.بهتون تسلیت میگم

902
00:53:03,764 --> 00:53:05,391
‫به‌خاطر از دست دادن
‫همسرتون تسلیت می‌گم، بانو.

903
00:53:05,766 --> 00:53:06,642
‫ممنونم.

904
00:53:07,727 --> 00:53:10,354
‫و به شما هم
‫برای از دست دادن پسرعموتون.

905
00:53:12,023 --> 00:53:13,149
‫ببخشید.

906
00:53:13,316 --> 00:53:14,817
‫یه کم
‫احساساتی شدم.

907
00:53:14,984 --> 00:53:17,737
‫با توجه به این شرایط،
‫کاملا قابل درکه.

908
00:53:20,461 --> 00:53:23,423
‫اون دوست داره بیرون باشه.

909
00:53:24,076 --> 00:53:27,121
‫هوای تازه
‫آرومش می‌کنه.

910
00:53:32,126 --> 00:53:34,045
‫خیلی شبیه
‫بنجامینه.

911
00:53:37,798 --> 00:53:40,134
‫امیدوارم با گفتن این
‫ناراحتتون نکرده باشم.

912
00:53:41,260 --> 00:53:41,928
‫نه.

913
00:53:43,512 --> 00:53:47,516
‫نه، یادآور عشقیه
‫که باعث شد به دنیا بیاد.

914
00:53:48,059 --> 00:53:50,102
‫فکر کنم
‫همین خودش یه جور تسلیه.

915
00:53:52,438 --> 00:53:53,940
‫من هیچ خواهر یا برادری ندارم.

916
00:53:54,565 --> 00:53:57,151
‫بن و هنری
‫برام مثل برادر بودن.

917
00:53:58,110 --> 00:53:59,779
‫اونم همینو
‫درباره شما می‌گفت.

918
00:54:00,696 --> 00:54:03,324
‫و شاید
‫وقتی تروِر بزرگ‌تر شد،

919
00:54:04,158 --> 00:54:07,453
‫بتونید از پدرش،
‫مردونه باهاش حرف بزنید.

920
00:54:10,623 --> 00:54:13,084
‫ناراحتم از این که
‫هیچ خاطره‌ای از پدرش نخواهد داشت...

921
00:54:15,002 --> 00:54:17,254
‫و هیچ شناختی از این که
‫اون توی دنیا چه جور آدمی بود.

922
00:54:24,178 --> 00:54:27,848
‫قول می‌دم هر کاری از دستم بربیاد
‫برای تروِر انجام بدم...

923
00:54:30,121 --> 00:54:32,478
‫و همین‌طور برای شما،
‫لیدی گری.

924
00:54:39,777 --> 00:54:43,489
‫گفتی این رابرت کامرون
‫نامه‌هامونو خونده؟

925
00:54:43,695 --> 00:54:44,647
‫آره.

926
00:54:44,672 --> 00:54:46,676
‫پس نه‌تنها درباره‌ی
‫طلای جاکوبایتی خبر داره،

927
00:54:46,701 --> 00:54:50,663
‫بلکه می‌دونه ما کجا زندگی می‌کنیم
‫و در چه زمانی زندگی می‌کنیم.

928
00:54:51,414 --> 00:54:53,207
‫چی جلوشو می‌گیره
‫که نیاد سراغتون؟

929
00:54:53,791 --> 00:54:56,502
‫هیچی،
‫اگه بتونه توی زمان سفر کنه.

930
00:54:57,586 --> 00:55:00,506
‫ولی اگه می‌تونست،
‫چرا تا حالا این کارو نکرده؟

931
00:55:01,382 --> 00:55:04,218
‫هیچ آدم عاقلی نمی‌تونه
‫ذهن یه دیوونه رو حدس بزنه.

932
00:55:06,220 --> 00:55:07,430
‫خب...

933
00:55:07,596 --> 00:55:09,932
‫ما فکر کردیم اگه هیچ زمانی
‫کاملا امن نیست،

934
00:55:10,099 --> 00:55:11,726
‫پس ترجیح دادیم
‫همه‌مون کنار هم باشیم.

935
00:55:12,852 --> 00:55:15,187
‫باورم نمی‌شه
‫جرمایای کوچولو رو در خطر انداختم.

936
00:55:15,354 --> 00:55:17,815
‫همین که برگردیم خونه،
‫طلا رو جابه‌جا می‌کنم.

937
00:55:17,982 --> 00:55:19,942
‫این‌طوری
‫اگه کامرون هم بیاد دنبالش،

938
00:55:20,067 --> 00:55:24,030
‫هیچ راهی برای پیدا کردنش نداره،
‫مگه از طریق من.

939
00:55:27,283 --> 00:55:28,701
‫خدای من.

940
00:55:39,336 --> 00:55:42,506
‫می‌دونم برای دزدها خال داغ میزنن،
‫ولی «GR» یعنی چی؟

941
00:55:42,923 --> 00:55:44,300
‫جورج رِکس.

942
00:55:45,843 --> 00:55:47,136
‫شاه جورج.

943
00:55:48,596 --> 00:55:50,806
‫این مردها رو
‫به خاطر وفادار بودن به پادشاه دار زدند؟

944
00:55:52,600 --> 00:55:55,352
‫توی این جنگ
‫هر دو طرفش شیطان پیدا می‌شه.

945
00:56:09,241 --> 00:56:10,785
‫پدرت کجاست، بچه؟

946
00:56:10,951 --> 00:56:12,870
‫نمی‌دونم.
‫این اسمرلداست.

947
00:56:14,363 --> 00:56:16,490
‫می‌خوام با پدرت صحبت کنم.

948
00:56:16,540 --> 00:56:17,917
‫نگاه کن...

949
00:56:18,084 --> 00:56:20,544
‫ فرر ژاک،
‫فرر ژاک

950
00:56:20,711 --> 00:56:23,089
‫-  خوابیدی؟ خوابیدی؟
‫- بس کن اون کارو.

951
00:56:23,255 --> 00:56:25,674
‫- نگام کن.
‫- چرا؟

952
00:56:26,092 --> 00:56:28,844
‫تو
‫بچه‌ی خیلی بی‌ادبی هستی.

953
00:56:29,470 --> 00:56:31,514
‫و پدرت
‫باید کتکت بزنه.

954
00:56:31,680 --> 00:56:34,308
‫شبیه جادوگر بدجنس شدی.
‫بپر برو روی جاروَت.

955
00:56:34,475 --> 00:56:36,435
‫به نام جهنم

956
00:56:36,602 --> 00:56:37,770
‫منظورت از این حرف چیه؟

957
00:56:37,937 --> 00:56:39,188
‫بچه‌ی شیطان!

958
00:56:39,313 --> 00:56:41,982
‫بپر برو روی جاروَت،
‫ای پیرزن بداخلاق.

959
00:56:42,566 --> 00:56:44,318
‫آخ! واقعا درد گرفت.

960
00:56:47,404 --> 00:56:48,531
‫از خونه‌م برو بیرون.

961
00:56:48,697 --> 00:56:49,573
‫اون دختر
‫با بی‌ادبی با من حرف زد، آقا،

962
00:56:49,740 --> 00:56:51,242
‫و من چنین چیزی رو تحمل نمی‌کنم.

963
00:56:51,408 --> 00:56:53,619
‫مشخصه که
‫هیچ‌کس درست‌وحسابی تربیتش نکرده،

964
00:56:53,786 --> 00:56:54,662
‫پس تعجبی هم نداره.

965
00:56:54,829 --> 00:56:56,413
‫حالا که صحبت از بی‌ادبی شد،

966
00:56:56,872 --> 00:56:59,166
‫فکر نکنم
‫افتخار آشنایی با شما رو داشته باشم.

967
00:56:59,917 --> 00:57:01,210
‫من کلر فریزر هستم.

968
00:57:03,045 --> 00:57:05,798
‫پسرم گفت
‫دنبال این می‌گشتید.

969
00:57:15,474 --> 00:57:19,603
‫شماها بدون شک
‫همتون به جهنم می‌رید.

970
00:57:29,446 --> 00:57:30,698
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

971
00:57:30,865 --> 00:57:33,450
‫جادوگر بدجنس غرب.
‫ازش متنفرم.

972
00:57:36,120 --> 00:57:39,165
‫عیسی مسیحِ روزولت!

973
00:57:40,082 --> 00:57:42,793
‫برام پوست درخت گنه‌گنه آورده.

974
00:57:42,960 --> 00:57:44,128
‫خب، در این صورت،

975
00:57:44,587 --> 00:57:47,965
‫فکر کنم اون جادوگر
‫خانم کانینگهام بوده.

976
00:58:07,151 --> 00:58:09,778
‫آیا این صورت منه
‫که در تاریکی می‌بینی؟

977
00:58:17,036 --> 00:58:20,289
‫چرا بهم نگفتی
‫که فرانک رندال

978
00:58:20,998 --> 00:58:22,303
‫شبیه بلک جک بود؟

979
00:58:27,258 --> 00:58:30,178
‫خیلی وقته
‫دیگه به اون موضوع فکر نکرده بودم.

980
00:58:31,133 --> 00:58:34,511
‫یادم میاد وقتی شباهتشونو دیدم
‫جا خوردم،

981
00:58:34,678 --> 00:58:35,721
‫اما...

982
00:58:36,138 --> 00:58:38,098
‫وقتی بلک جک رو
‫از نزدیک شناختم،

983
00:58:38,682 --> 00:58:40,309
‫اون حس خیلی زود از بین رفت...

984
00:58:42,228 --> 00:58:44,146
‫چون خیلی با هم فرق داشتن.

985
00:58:47,942 --> 00:58:49,568
‫باید اینو بهم می‌گفتی.

986
00:58:51,904 --> 00:58:54,240
‫فکر کنم حق با توئه، باید می‌گفتم، اما...

987
00:58:54,406 --> 00:58:57,868
‫اما اولش چطور
‫می‌تونستم همچین چیزی رو برات توضیح بدم؟

988
00:58:59,328 --> 00:59:00,996
‫و بعدش هم، خب، من...

989
00:59:01,413 --> 00:59:02,831
‫نمی‌دونستم چطور بگم.

990
00:59:05,501 --> 00:59:07,461
‫فکر می‌کردم شاید ناراحت بشی

991
00:59:08,312 --> 00:59:10,022
‫که من با کسی ازدواج کردم

992
00:59:10,047 --> 00:59:12,800
‫که این‌قدر شبیه
‫بلک جک رندال بود.

993
00:59:12,967 --> 00:59:14,593
‫ممکن بود ناراحت بشم.

994
00:59:15,886 --> 00:59:17,638
‫ولی فایده‌ای نداشت.

995
00:59:21,892 --> 00:59:23,727
‫تو مال منی.

996
00:59:35,447 --> 00:59:37,449
‫اون مرد صادقی بود؟

997
00:59:38,158 --> 00:59:39,243
‫فرانک؟

998
00:59:40,703 --> 00:59:42,162
‫توی بیشتر موارد، بله.

999
00:59:42,830 --> 00:59:46,000
‫رازهایی نگه می‌داشت،
‫ولی خب من هم همین‌طور.

1000
00:59:46,500 --> 00:59:47,960
‫فکر می‌کنی می‌تونم بهش اعتماد کنم؟

1001
00:59:50,754 --> 00:59:53,632
‫- درباره چیزی که نوشته؟
‫- اون یه تاریخ‌دان بود.

1002
00:59:55,009 --> 00:59:57,678
‫چیزی نمی‌نوشت
‫که بدونه دروغه.

1003
00:59:57,803 --> 00:59:58,846
‫چرا؟

1004
01:00:00,472 --> 01:00:02,266
‫چون اسم منو آورده.

1005
01:00:03,267 --> 01:00:06,228
چهارده بار تا الان

1006
01:00:09,440 --> 01:00:11,066
‫اسم تو توی کتابه؟

1007
01:00:12,151 --> 01:00:13,151
‫آره.

1008
01:00:14,611 --> 01:00:16,155
‫چی نوشته؟

1009
01:00:17,072 --> 01:00:18,991
‫اینکه جنگ داره
‫به نواحی مرزی می‌رسه.

1010
01:00:19,158 --> 01:00:21,910
‫می‌گه حدود یک سال دیگه
‫یه نبرد اتفاق می‌افته

1011
01:00:22,077 --> 01:00:24,204
‫در جایی به اسم
‫«کینگز ماونتین»...

1012
01:00:25,164 --> 01:00:28,375
‫و اینکه جیمز فریزر
‫توش کشته می‌شه.

1013
01:00:34,048 --> 01:00:54,048
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

