﻿1
00:00:03,581 --> 00:00:06,790
‫ساعت شنی آماده‌ست.
‫محفظه پرتابی رو ایمن و آماده کنین.

2
00:00:06,925 --> 00:00:08,955
‫5 هزار فوت فاصله تا نزدیکی.
‫با علامت من.

3
00:00:09,091 --> 00:00:12,365
‫- شروع.
‫- ده، نه...

4
00:00:12,471 --> 00:00:15,158
[اکسیس موندی - 1962] ‫-
تایتان تو فاصله 4 هزار فوته. ‫-
هشت، هفت...

5
00:00:15,293 --> 00:00:16,964
‫- شش، پنج...
‫- 3 هزار فوت.

6
00:00:17,100 --> 00:00:21,635
‫- شبیه‌ساز گاما رو تموم کن.
‫- ...چهار، سه، دو، یک.

7
00:00:25,343 --> 00:00:27,010
‫داری برای کاوش به جای دوری میری؟

8
00:00:27,145 --> 00:00:28,838
‫توضیحش سخته هیرو...

9
00:00:28,974 --> 00:00:31,209
‫...اما خیلی زود بر می‌گردم.

10
00:00:32,916 --> 00:00:35,017
‫هی، آخر موفق شدی اون جیپ رو
‫از جایگاه سه در بیاری؟

11
00:00:35,152 --> 00:00:37,447
‫برو به جهنم.

12
00:00:37,582 --> 00:00:39,019
‫مشکلی ندارم برم.

13
00:00:46,047 --> 00:00:50,140
‫[عملیات ساعت شنی]

14
00:00:50,165 --> 00:00:51,104
‫[روز ماموریت: فاکسترات]

15
00:00:51,129 --> 00:00:54,558
‫[روز ماموریت: فاکسترات]
‫[روز 6]

16
00:00:54,999 --> 00:00:57,033
‫مرکز، فرمانده ساعت شنی هستم.

17
00:00:58,207 --> 00:01:00,146
‫روز ماموریت: فاکسترات.

18
00:01:01,883 --> 00:01:03,816
‫به عنوان تیری در تاریکی پیام می‌فرستم.

19
00:01:03,952 --> 00:01:07,186
‫من، عه...
‫امروز بورک رو دفن کردم.

20
00:01:08,286 --> 00:01:09,914
‫جابه‌جا میشم و به زمین‌های مرتفع‌تر میرم.

21
00:01:10,884 --> 00:01:14,160
‫ببینم می‌تونم سیگنالی بگیرم یا نه.

22
00:01:17,000 --> 00:01:28,000
<font color="#00ff06">«ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور»
.:::CinemaFreak.Net:::.</font>

23
00:01:31,031 --> 00:01:32,371
‫[روز ماموریت: اسکار]

24
00:01:32,372 --> 00:01:36,537
‫[روز ماموریت: اسکار]
‫[روز 15]

25
00:01:41,000 --> 00:01:48,000
<font color="#ff9b00">«سینمافریک تقدیم میکند»
.::: CinemaFreak.Net :::.</font>

26
00:01:52,464 --> 00:01:55,266
‫مرکز، فرمانده ساعت شنی هستم.

27
00:01:55,402 --> 00:01:58,431
‫روز ماموریت، اسکار.
‫جیره‌بندیم تموم شده.

28
00:01:58,567 --> 00:02:00,663
‫دیروز آخریش رو تموم کردم.

29
00:02:00,799 --> 00:02:02,800
‫امیدوارم بتونم شام گیر بیارم.

30
00:02:02,935 --> 00:02:05,673
‫وگرنه نمی‌دونم قراره چی کار کنم.

31
00:02:48,287 --> 00:02:50,788
‫اون رو دیدی؟ دیدیش؟

32
00:02:50,924 --> 00:02:53,189
‫- ها؟
‫- چی... چی بود؟

33
00:02:53,325 --> 00:02:55,159
‫ها؟ چی رو دیدم؟

34
00:02:55,294 --> 00:02:59,389
‫عه... ابزاراتم دارن یه چیزی رو
‫تشخیص میدن اما منطقی نیست.

35
00:02:59,525 --> 00:03:01,500
‫کی اهمیتی میده؟
‫اون عالی بود.

36
00:03:01,635 --> 00:03:03,926
‫حتی نمی‌دونم الان چی کار کردیم،
‫تو می‌دونی؟

37
00:03:04,061 --> 00:03:08,472
‫داره یه ناهنجاری شناسایی می‌کنه.
‫نمی‌دونم یه تایتانه یا نه.

38
00:03:10,668 --> 00:03:11,871
‫چی؟

39
00:03:18,977 --> 00:03:20,781
‫مرکز، دریافت می‌کنی؟ تمام.

40
00:03:22,123 --> 00:03:23,619
‫مرکز، دریافت می‌کنی؟ تمام.

41
00:03:27,554 --> 00:03:28,995
‫این... این... این کیه؟

42
00:03:29,130 --> 00:03:30,829
‫این کیه؟ دارم با کی صحبت می‌کنم؟

43
00:03:30,964 --> 00:03:32,425
‫تمام.

44
00:03:32,561 --> 00:03:33,965
‫کی هستی؟

45
00:03:34,101 --> 00:03:35,230
‫دارم با کی صحبت می‌کنم؟

46
00:03:35,365 --> 00:03:36,467
‫وای، خدای من. خدا رو شکر.

47
00:03:37,299 --> 00:03:39,362
‫خدا رو شکر.

48
00:03:39,498 --> 00:03:43,766
‫من سرگرد لیلند لافایت شاو 3 هستم.
‫خدمه‌م مرده‌ن.

49
00:03:43,901 --> 00:03:45,311
‫وسیله نقلیه‌م آسیب دیده.

50
00:03:46,046 --> 00:03:47,346
‫غذام تموم شده.

51
00:03:49,880 --> 00:03:53,143
‫مرکز، من نیاز به استخراج دارم.

52
00:03:53,143 --> 00:04:03,143
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

53
00:05:17,567 --> 00:05:21,093
‫« مونارک: میراث هیولاها »

54
00:05:27,543 --> 00:05:29,206
‫چه اتفاقی داره میوفته زوک؟

55
00:05:29,342 --> 00:05:32,211
‫دستگاه داره همون‌طور که مشخص کردم،
‫یه سیگنال می‌فرسته.

56
00:05:32,347 --> 00:05:36,021
‫قرار بود تا موقعی که یه تایتان رو
‫پیدا کنه، بگرده.

57
00:05:36,157 --> 00:05:41,352
‫به جاش به نظر میرسه که فرکانس
‫سفر اکتشافی ساعت شنی رو پیدا کرد.

58
00:05:41,487 --> 00:05:44,289
‫برای همون زمانی که مونارک فکر می‌کرد
‫تو رو توی شکاف از دست داده.

59
00:05:44,424 --> 00:05:47,999
‫عه... اون... اون 1962 بود.
‫این چه طور...

60
00:05:48,135 --> 00:05:52,094
‫همون‌طور که خودت کشف کردی،
‫زمان اون تو نسبیه.

61
00:05:52,229 --> 00:05:55,331
‫مرکز، لطفاً جواب بده.
‫تکرار می‌کنم، فرمانده ساعت شنی هستم.

62
00:05:57,802 --> 00:05:59,104
‫باهاش صحبت کن.

63
00:06:00,179 --> 00:06:01,172
‫باهاش صحبت کن لی.

64
00:06:02,173 --> 00:06:03,706
‫بیشتر از همه می‌خواستی چی بشنوی؟

65
00:06:03,841 --> 00:06:05,044
‫من...

66
00:06:07,012 --> 00:06:09,114
‫ساعت شنی، مرکز هستم.

67
00:06:10,654 --> 00:06:12,491
‫ما فکر کردیم شما رو از دست دادیم.

68
00:06:13,654 --> 00:06:14,994
‫وای، از دست دادین.

69
00:06:15,129 --> 00:06:16,494
‫اکثراً رو از دست دادین.

70
00:06:16,629 --> 00:06:19,322
‫اما وای خدای من،
‫شنیدن صدای یکی دیگه خیلی خوبه.

71
00:06:19,457 --> 00:06:21,731
‫بیلی راندا اون‌جاست؟
‫می‌تونم با بیل راندا صحبت کنم؟

72
00:06:22,993 --> 00:06:24,294
‫می‌تونم با بیل صحبت کنم؟

73
00:06:27,938 --> 00:06:31,475
‫اون... سعی داره ارتباط با تو رو
‫دوباره برقرار کنه.

74
00:06:31,611 --> 00:06:34,207
‫به محض این که بتونیم، بهش میگیم.

75
00:06:34,343 --> 00:06:37,813
‫عه... شماها دارین روی یه نقشه برای
‫خارج کردن من از این‌جا فکر می‌کنین یا...

76
00:06:37,949 --> 00:06:40,183
‫- داریم روش کار می‌کنیم سرگرد.
‫- خیلی خب.

77
00:06:40,318 --> 00:06:43,947
‫اما می‌تونم یه چیزی رو تضمین کنم،
‫قراره به خونه برگردی.

78
00:06:44,083 --> 00:06:45,524
‫به نظر خیلی از این مطمئنی.

79
00:06:52,424 --> 00:06:54,665
‫توی زندگیم از هیچی دیگه
‫انقدر مطمئن نبودم.

80
00:06:55,837 --> 00:06:56,865
‫کیت!

81
00:06:57,665 --> 00:06:59,300
‫بیا این رو ببین.

82
00:06:59,436 --> 00:07:00,929
‫چی پیدا کردی؟

83
00:07:01,065 --> 00:07:02,737
‫دو مردمک.

84
00:07:02,873 --> 00:07:05,269
‫فرکانس رزونانس آواز تایتان،

85
00:07:05,404 --> 00:07:07,843
‫الگوی روی هم توی شکل امواج ایجاد کرده.

86
00:07:10,350 --> 00:07:11,715
‫چه طور با عقل جور در میاد؟

87
00:07:14,913 --> 00:07:17,221
‫شاید در نمیاد.

88
00:07:17,357 --> 00:07:20,854
‫شاید فقط دارم این ارتعاشات رو حس می‌کنم
‫و به عنوان «گم شدن» معنیش می‌کنم.

89
00:07:20,990 --> 00:07:23,925
‫شاید گم شدم و دارم تصور می‌کنم.

90
00:07:26,230 --> 00:07:27,324
‫متاسفم.

91
00:07:30,597 --> 00:07:33,896
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم راجع
‫به این باهاش صحبت کنم بدون این که حس کنم...

92
00:07:34,031 --> 00:07:35,871
‫کاملاً دیوانه شدم.

93
00:07:36,739 --> 00:07:39,742
‫کیت، تو دیوونه نیستی.

94
00:07:39,877 --> 00:07:42,482
‫فرکانس صوتی‌ـی که داری می‌شنوی واقعیه.

95
00:07:43,584 --> 00:07:46,084
‫کاملاً مشخصه که تایتان
‫از نقشه حرکتش خارج شده

96
00:07:46,220 --> 00:07:47,818
‫و کسی نمی‌تونه پیداش کنه.

97
00:07:47,953 --> 00:07:50,990
‫پس هر جور که به این حس رسیدی،
‫فکر کنم...

98
00:07:51,125 --> 00:07:52,415
‫فکر کنم حست درسته.

99
00:07:53,060 --> 00:07:54,787
‫اون گم شده.

100
00:07:54,922 --> 00:07:59,696
‫اما تو می‌تونی کلید پیدا کردنش
‫و برگردوندنش به اکسیس موندی باشی.

101
00:07:59,832 --> 00:08:01,832
‫خب، اگه گم شده باشه،
‫هر جایی می‌تونه باشه.

102
00:08:01,967 --> 00:08:04,000
‫الان ممکنه وسط اطلس باشه.

103
00:08:05,968 --> 00:08:07,663
‫ارتعاشاتی که پیش اسکله
‫داشتم حس می‌کردم...

104
00:08:07,799 --> 00:08:10,641
‫قطعاً به اندازه سانتا سالدد شدید نبودن.

105
00:08:10,777 --> 00:08:12,442
‫شاید داره دورتر و دورتر میشه؟

106
00:08:12,578 --> 00:08:14,272
‫اما تو این‌جا حسش کردی.

107
00:08:16,911 --> 00:08:19,381
‫بیلی یه مکان توی ژاپن پیدا کرد.

108
00:08:19,516 --> 00:08:22,779
‫توی مسیر حرکتش نیست
‫اما با «قابل توجه» مشخص کرده.

109
00:08:22,914 --> 00:08:24,353
‫چه نکته مهمی؟

110
00:08:24,489 --> 00:08:25,789
‫طلسم‌شده‌ بود.

111
00:08:30,626 --> 00:08:34,297
‫این‌جا. «افسانه محلی میگه
‫که زن‌هایی توسط یه یوکای، یه اهریمن

112
00:08:34,432 --> 00:08:38,967
‫که قربانی‌هاش رو...
‫به تاریکی می‌کشونه، تسخیر شدن.

113
00:08:41,407 --> 00:08:42,806
‫این تصاویر رو پیدا کردم...

114
00:08:46,881 --> 00:08:47,941
‫آره.

115
00:08:48,076 --> 00:08:50,077
‫به این تصاویر روستا نگاه کن.

116
00:08:54,078 --> 00:08:55,687
‫اون‌ها کی هستن؟

117
00:08:59,150 --> 00:09:02,727
‫این زن گفت که صدای اهریمن
‫یه ارتعاش از ته گلو بود.

118
00:09:02,862 --> 00:09:05,827
‫درسته. پس بیلی فکر کرد
‫اون شیطان همون تایتانه؟

119
00:09:05,963 --> 00:09:08,365
‫فکر کرد احتمالش وجود داره.

120
00:09:08,501 --> 00:09:12,329
‫اگه این زن‌ها می‌تونستن آوازی
‫که داشت براشون خونده می‌شد رو معنی کنن،

121
00:09:12,464 --> 00:09:14,165
‫این ارتباط می‌تونست بهمون کمک کنه

122
00:09:14,300 --> 00:09:16,667
‫قبل از این که لی فرصت نابود کردنش رو
‫پیدا کنه، تایتان رو پیدا کنیم.

123
00:09:42,368 --> 00:09:43,801
‫لباس درست تنته؟

124
00:09:45,497 --> 00:09:48,264
‫بستگی داره تعریفت از اون کلمه چیه.

125
00:09:48,399 --> 00:09:51,336
‫خب، اکثر تعریف‌هاش روت میشینه.

126
00:09:53,740 --> 00:09:56,005
‫بابت دیشب متاسفم.
‫نباید اون کار رو می‌کردم.

127
00:09:56,140 --> 00:09:57,806
‫نه. تو نکردی. من...

128
00:09:57,942 --> 00:09:59,245
‫ما کردیم.

129
00:10:00,853 --> 00:10:04,855
‫ما گذشته‌ای داریم. پیش میاد.
‫این... مشکلی نیست.

130
00:10:07,261 --> 00:10:09,389
‫داری به سفر میری؟

131
00:10:09,524 --> 00:10:10,861
‫آره.

132
00:10:11,959 --> 00:10:13,765
‫نیاز دارم از این‌جا برم.

133
00:10:14,697 --> 00:10:16,097
‫آره، می‌فهمم.

134
00:10:18,404 --> 00:10:19,796
‫داری کجا میری؟

135
00:10:19,931 --> 00:10:21,172
‫تایلند.

136
00:10:21,308 --> 00:10:23,368
‫خوبه.

137
00:10:25,038 --> 00:10:26,503
‫تنهایی میری؟

138
00:10:28,040 --> 00:10:29,440
‫دعوت شدم.

139
00:10:30,108 --> 00:10:32,245
‫کی دعوتت کرده؟

140
00:10:33,243 --> 00:10:34,444
‫یکی که به تازگی باهاش آشنا شدم.

141
00:10:34,579 --> 00:10:36,414
‫چیز خاصی نیست.

142
00:10:37,925 --> 00:10:39,788
‫خیلی خب، وقتی میگی
‫که چیز خاصی نیست،

143
00:10:39,924 --> 00:10:41,451
‫به نظر چیز خاصی میرسه.

144
00:10:41,586 --> 00:10:44,463
‫چرا لازمه همه مسائلم رو بدونی؟

145
00:10:44,599 --> 00:10:47,667
‫با یکی آشنا شدم
‫و دارم یه سفر میرم.

146
00:10:48,535 --> 00:10:50,100
‫نیاز به اجازه‌ت دارم؟

147
00:10:50,236 --> 00:10:51,770
‫نه. من...

148
00:10:52,669 --> 00:10:54,938
‫من همچین چیزی نگفتم.

149
00:10:56,206 --> 00:10:58,334
‫فقط از این که همه بهم
‫میگن چی کار کنم خسته‌ام.

150
00:10:58,470 --> 00:11:01,275
‫چی... چی درسته، چی غلطه.

151
00:11:01,410 --> 00:11:04,475
‫این که تعهداتم نسبت خانواده‌م چیه،
‫نسبت به مونارک چیه.

152
00:11:05,682 --> 00:11:07,346
‫نسبت به نجات دنیا.

153
00:11:08,586 --> 00:11:09,986
‫زندگی منه.

154
00:11:14,260 --> 00:11:15,255
‫باشه.

155
00:11:30,938 --> 00:11:32,844
‫ببخشید.

156
00:11:35,612 --> 00:11:37,182
‫کورا ماتئو؟

157
00:11:37,317 --> 00:11:38,311
‫ببخشید.

158
00:11:39,043 --> 00:11:40,181
‫کی؟

159
00:11:40,816 --> 00:11:42,447
‫بیا. بیا بریم.

160
00:11:45,457 --> 00:11:47,793
‫زوک، از دست دادمش.
‫می‌تونی ارتباط رو برگردونی؟

161
00:11:48,695 --> 00:11:51,263
‫فرمانده ساعت شنی.
‫دریافت می‌کنی؟

162
00:11:53,627 --> 00:11:57,297
‫فرمانده ساعت شنی.
‫مرکز هستم. وضعیت دریافتت چه طوره؟

163
00:11:59,506 --> 00:12:01,037
‫یالا زوک، درستش کن.

164
00:12:01,172 --> 00:12:03,674
‫می‌دونم چندتا معجزه
‫تو دست و بالت مونده.

165
00:12:03,809 --> 00:12:06,069
‫این یه معجزه نیست. فیزیکه.

166
00:12:06,205 --> 00:12:07,837
‫می‌تونی نیرو رو فعال کنی؟

167
00:12:07,973 --> 00:12:09,347
‫می‌تونم.

168
00:12:16,686 --> 00:12:18,047
‫خیلی خب.

169
00:12:18,182 --> 00:12:20,089
‫یالا.

170
00:12:21,156 --> 00:12:22,389
‫فرمانده ساعت شنی،

171
00:12:22,525 --> 00:12:24,022
‫- دریافت می‌کنی...
‫- وای خدای من، آره. هی، آره.

172
00:12:24,158 --> 00:12:25,557
‫فرمانده ساعت شنی هستم.

173
00:12:25,693 --> 00:12:27,731
‫فرمانده ساعت شنی هستم.
‫دریافت می‌کنم. شما دریافت می‌کنین؟

174
00:12:27,866 --> 00:12:29,727
‫خیلی خب. سرگرد، صدام رو می‌شنوی؟

175
00:12:31,103 --> 00:12:34,101
‫صدات رو می‌شنوم.
‫صدات رو می‌شنوم، تمام.

176
00:12:34,237 --> 00:12:36,633
‫من... فکر کردم از دست دادمتون.

177
00:12:37,435 --> 00:12:39,568
‫وای نه. من هنوز همین‌جام.

178
00:12:39,704 --> 00:12:41,376
‫حالت چه طوره سرباز؟

179
00:12:43,209 --> 00:12:45,545
‫الان بهترم. الان بهترم.

180
00:12:45,681 --> 00:12:48,850
‫عه... خب، نقشه شماها
‫برای خارج کردن من از این‌جا چیه؟

181
00:12:48,986 --> 00:12:52,221
‫اول به یه گزارش حادثه نیاز داریم.

182
00:12:52,356 --> 00:12:55,587
‫فعالیتی از موتو مشاهده کردی؟

183
00:12:55,722 --> 00:12:57,960
‫به جز فعالیتی که کل خدمه‌م رو کشت،

184
00:12:58,096 --> 00:13:00,893
‫عه... یه هزارپا به اندازه واگن مترو.

185
00:13:01,029 --> 00:13:02,292
‫درسته.

186
00:13:02,428 --> 00:13:04,727
‫درسته، و گودزیلا چه طور؟

187
00:13:06,736 --> 00:13:07,939
‫گودزیلا؟

188
00:13:09,907 --> 00:13:12,303
‫ببخشید... چی... نه.

189
00:13:12,438 --> 00:13:14,276
‫- چرا؟
‫- این مهمه.

190
00:13:14,411 --> 00:13:16,679
‫هیچ نشونه‌ای از گودزیلا ندیدی؟

191
00:13:16,815 --> 00:13:19,709
‫نه. چرا این مهمه؟
‫این چه طور قراره من رو به خونه بیاره؟

192
00:13:22,686 --> 00:13:24,080
‫وایسا سرگرد.

193
00:13:24,215 --> 00:13:25,519
‫درسته.

194
00:13:25,655 --> 00:13:28,986
‫اولین بار وقتی اون‌جا بودم،
‫خبری از گودزیلا نبود.

195
00:13:29,121 --> 00:13:32,221
‫- لی، مطمئنی درست یادت میاد...
‫- خیلی خب. خیلی خب.

196
00:13:32,356 --> 00:13:34,394
‫خیلی خب، بسه. نقشه جدید.

197
00:13:35,462 --> 00:13:37,768
‫الان نمی‌دونیم اون تایتان کجاست.

198
00:13:37,904 --> 00:13:39,995
‫اما فکر کنم بدونم اون موقع کجا بود.

199
00:13:40,131 --> 00:13:44,305
‫زوک، راهی هست که بشه
‫یه ردیاب روی اون تایتان بذاریم؟

200
00:13:45,771 --> 00:13:48,642
‫یه رادیو توی وسیله نقلیه ورودی بود که...

201
00:13:48,778 --> 00:13:50,811
‫- آره، شاید بتونم.
‫- مرکز، هنوز پشت خطی؟
سینمافریک

202
00:13:50,946 --> 00:13:52,913
‫دریافت می‌کنی؟

203
00:13:53,049 --> 00:13:56,613
‫خیلی خب، می‌خوایم الان
‫به وسیله نقلیه ورودی برگردی، باشه؟

204
00:13:56,749 --> 00:13:58,954
‫وقتی به درون محفظه برگشتی،
‫بهم خبر بده.

205
00:13:59,089 --> 00:14:00,623
‫ببخشید. به وسیله نقلیه ورودی برگردم؟

206
00:14:00,758 --> 00:14:01,817
‫درسته.

207
00:14:02,990 --> 00:14:04,094
‫دریافت شد.

208
00:14:19,677 --> 00:14:24,237
‫[فاکت، تایلند]

209
00:14:44,695 --> 00:14:45,905
‫لگد!

210
00:14:46,907 --> 00:14:48,440
‫لگد!

211
00:14:51,102 --> 00:14:55,247
‫راند یک. خیلی خب.
‫راند دو. آره.

212
00:14:55,382 --> 00:14:57,975
‫یک! یک!

213
00:14:58,110 --> 00:14:59,314
‫یک، دو!

214
00:15:14,702 --> 00:15:16,367
‫خودت رو رسوندی.

215
00:15:18,069 --> 00:15:20,038
‫- آره.
‫- اطراف رو بهت نشون میدم.

216
00:15:23,711 --> 00:15:25,175
‫چیزی برای نوشیدن می‌خوای؟

217
00:15:25,742 --> 00:15:26,737
‫البته.

218
00:15:28,043 --> 00:15:29,415
‫ممنون.

219
00:15:29,550 --> 00:15:31,214
‫به تایلند خوش اومدی.

220
00:15:33,880 --> 00:15:37,479
‫- پس این‌جا زندگی می‌کنی؟
‫- اکثر مواقع آره.

221
00:15:37,615 --> 00:15:41,558
‫یکی از پروژه‌های پدرم برای نجات
‫جنگل‌های بارونی این‌جا بود.

222
00:15:41,693 --> 00:15:45,161
‫اما خیلی سریع حوصله‌ش سر رفت،
‫تقریباً مثل رابطه ما

223
00:15:45,297 --> 00:15:48,695
‫و خونه رو برای تولد 21 سالگیم بهم داد.

224
00:15:48,830 --> 00:15:51,971
‫بابای من برام هدفون گرفت.

225
00:15:54,599 --> 00:15:56,602
‫بابت پدرت متاسفم.

226
00:15:58,940 --> 00:16:01,976
‫- این جمله شرکته؟
‫- نمی‌دونم.

227
00:16:02,111 --> 00:16:05,842
‫واقعاً هیچ دخلی به شرکت
‫یا کارهایی که پدرم می‌کنه ندارم.

228
00:16:07,382 --> 00:16:10,319
‫باید خوب باشه.
‫این که مجبور نیستی اهمیت بدی.

229
00:16:14,289 --> 00:16:15,885
‫انقدرها هم ساده نیست.

230
00:16:24,968 --> 00:16:26,599
‫باشه.

231
00:16:27,736 --> 00:16:31,076
‫خیلی خب. من... برد مدار رو در آوردم.

232
00:16:32,538 --> 00:16:34,473
‫دریافت شد.

233
00:16:34,609 --> 00:16:40,112
‫دکتر سوزوکی بقیه پروسه دستیابی رو
‫همراهیت می‌کنه.

234
00:16:40,247 --> 00:16:41,476
‫زوک. زوک؟

235
00:16:41,612 --> 00:16:42,952
‫اون‌جا همراه توـه؟

236
00:16:43,088 --> 00:16:46,082
‫آره لی. من این‌جام.

237
00:16:46,217 --> 00:16:48,524
‫وای خدای من.
‫خیلی خوبه که صدات رو می‌شنوم.

238
00:16:48,660 --> 00:16:51,757
‫صدات یکم گرفته، می‌دونی.
‫حالت خوبه؟

239
00:16:51,892 --> 00:16:55,793
‫کانزاس حساسیت فصلیم رو
‫قبول نمی‌کنه و من...

240
00:16:57,501 --> 00:17:00,367
‫سیگنال ما داره از توی یه شکاف عبور می‌کنه.

241
00:17:00,503 --> 00:17:04,139
‫و باید یه اختلالاتی باشه.

242
00:17:04,274 --> 00:17:07,911
‫گمونم... گمونم باید...
‫گمونم منطقیه، آره.

243
00:17:08,046 --> 00:17:14,484
‫خیلی خب. عه... قطب مثبت
‫مدار یکپارچه‌ای که تازه کندیش رو بگیر.

244
00:17:14,620 --> 00:17:16,281
‫خیلی خب.

245
00:17:16,417 --> 00:17:19,055
‫و بعد به سیم‌های سبز ژیرواسکوپ
‫دستگاه تشخیص رفتار

246
00:17:19,190 --> 00:17:20,919
‫متصلش کن.

247
00:17:21,055 --> 00:17:24,019
‫خیلی خب، قطب...
‫با قطب مثبت شروع کنم. قطب مثبت...

248
00:17:24,154 --> 00:17:28,230
‫همون قرص‌مانندهای طلایی‌ـن دیگه، آره؟

249
00:17:28,365 --> 00:17:31,301
‫- آره. آره.
‫- خیلی خب. پس...

250
00:17:32,770 --> 00:17:35,168
‫هی، می‌تونین بهم بگین که این تکنولوژی
‫چه طور قراره من رو از این‌جا خارج کنه

251
00:17:35,304 --> 00:17:36,836
‫یا این هم محرمانه‌ست؟

252
00:17:38,141 --> 00:17:39,540
‫عه... سرگرد،

253
00:17:39,675 --> 00:17:41,840
‫برای باز کردن یه شکاف
‫به یه تایتان نیاز داری،

254
00:17:41,975 --> 00:17:44,582
‫برای همین سعی داریم
‫یه سواری به خونه برات پیدا کنیم.

255
00:17:44,717 --> 00:17:47,284
‫آره اما چرا خطر گذاشتن یه ردیاب
‫روش رو به جون بخریم؟ نمی‌فهمم.

256
00:17:55,996 --> 00:17:58,361
‫کل این ماموریت خطر بود.

257
00:17:58,496 --> 00:18:01,896
‫و این چیزیه که ازت انتظار داریم سرباز.

258
00:18:02,032 --> 00:18:04,664
‫خیلی خب. مفهوم شد.

259
00:18:05,662 --> 00:18:07,172
‫دفاع و کشف.

260
00:18:11,758 --> 00:18:15,611
‫[اقیانوس آرام جنوبی]

261
00:18:22,350 --> 00:18:23,848
‫- سلام.
‫- این چه کوفتیه؟

262
00:18:26,725 --> 00:18:29,622
‫حالا دیگه داریم بدون هیچ توضیحی
‫قلدر می‌فرستیم بالا سر مردم؟

263
00:18:29,757 --> 00:18:31,990
‫ما دوست نیستیم؟
‫مگه با هم نودل نمی‌خوریم؟

264
00:18:32,126 --> 00:18:33,297
‫دوست؟

265
00:18:33,432 --> 00:18:34,726
‫نمی‌دونم یادته یا نه، اما...

266
00:18:34,861 --> 00:18:36,966
‫...ما با هم یه برنامه ریختیم

267
00:18:37,102 --> 00:18:38,670
‫و تو ناپدید شدی.

268
00:18:38,805 --> 00:18:42,068
‫چیز بعدی‌ـی که دیدم این بود
‫که کنار برندا هالند ایستادی رفیق.

269
00:18:42,204 --> 00:18:44,899
‫آره، کاری که گفتم رو انجام دادم.
‫داشتم اطلاعات جمع می‌کردم.

270
00:18:45,035 --> 00:18:47,542
‫نه. به طور فعال نقش داشتی!

271
00:18:47,677 --> 00:18:50,748
‫هیچ ایده‌ای داری که الان
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

272
00:18:50,883 --> 00:18:55,984
‫تنها چیزی که داریم یه بخشی از تایتان ایکسه
‫که دستگاهت هنوز بهش متصله.

273
00:18:56,120 --> 00:18:57,821
‫ما توی یه بحرانیم.

274
00:18:57,956 --> 00:18:59,784
‫این موضوع جدیه.

275
00:18:59,920 --> 00:19:03,756
‫تایتان ایکس آزاده و هیروشی رو کشته.

276
00:19:06,265 --> 00:19:08,167
‫نمی‌خوام دیگه کسی رو بکشه.

277
00:19:09,760 --> 00:19:11,368
‫فکر می‌‌کنی من می‌خوام؟

278
00:19:14,136 --> 00:19:15,130
‫نه.

279
00:19:15,899 --> 00:19:17,407
‫برای همین این‌جایی.

280
00:19:19,076 --> 00:19:22,475
‫ما یه تئوری داریم که دستگاهت
‫تایتان ایکس رو از مسیر حرکتش خارج کرد

281
00:19:22,611 --> 00:19:24,940
‫و باعث وحشیگریش شده.
‫خدا می‌دونه کجاست.

282
00:19:25,076 --> 00:19:27,381
‫دستگاه من نیست.
‫دستگاه اپکسه.

283
00:19:27,517 --> 00:19:30,314
‫پس باید از اپکس سایبرنتیک بپرسی.

284
00:19:30,450 --> 00:19:31,384
‫خب، پرسیدیم.

285
00:19:31,519 --> 00:19:33,485
‫و والتر سیمونز شوکه شده

286
00:19:33,620 --> 00:19:34,854
‫که چندتا بازیگر بد

287
00:19:34,989 --> 00:19:38,329
‫توی یه عملیات بی‌احتیاط
‫و بدون مجوز شرکت کردن.

288
00:19:39,431 --> 00:19:42,500
‫سوگند شفافیت کامل یاد کردن.

289
00:19:42,635 --> 00:19:45,502
‫حالا هالند داره همکاری می‌کنه
‫اما یکم داره مرموز عمل می‌کنه.

290
00:19:45,637 --> 00:19:48,132
‫- آره، معلومه همین‌طوره.
‫- معلومه همین‌طوره.

291
00:19:48,268 --> 00:19:52,211
‫و این رو به این موضوع که تریسوپ غیبت بدون
‫اجازه رفته اضافه کنیم، فقط تو باقی می‌مونی.

292
00:19:53,280 --> 00:19:55,947
‫بهمون کمک کن بفهمیم چی کار کرد،

293
00:19:56,083 --> 00:19:58,316
‫این که کدت با تایتان ایکس چی کار کرد.

294
00:19:59,218 --> 00:20:01,143
‫شاید بتونی بهمون کمک کنی
‫که جلوش رو بگیریم.

295
00:20:05,620 --> 00:20:07,523
‫به یکی از اون لباس‌ها نیاز دارم.

296
00:20:08,191 --> 00:20:09,954
‫یه خواهر هم دارم.

297
00:20:10,996 --> 00:20:12,792
‫- چی؟
‫- آره.

298
00:20:15,001 --> 00:20:19,187
‫بعد از این که بهترین پزشک‌های درمان
‫ناباروری به بابا و مامانم جواب رد دادن،

299
00:20:19,719 --> 00:20:21,412
‫من رو به فرزندخوندگی گرفتن.

300
00:20:21,436 --> 00:20:23,374
‫و بعد، یه سال بعد...

301
00:20:24,240 --> 00:20:25,442
‫خواهرم مایا.

302
00:20:27,473 --> 00:20:28,874
‫یه بچه معجزه‌ای.

303
00:20:31,208 --> 00:20:33,384
‫و بعد یه دفعه این طور شد
‫که ایزابل دیگه کیه؟

304
00:20:37,489 --> 00:20:39,456
‫وضعیت تو با کیت هم همین‌طوری بود؟

305
00:20:41,021 --> 00:20:43,356
‫تا سال‌ها و سال‌ها با پدرت کار کردی

306
00:20:43,491 --> 00:20:45,188
‫و یه دفعه‌ای،

307
00:20:45,323 --> 00:20:49,191
‫کیت از اکسیس موندی اومد بیرون
‫و این طور شد که کنتارو کیه دیگه؟

308
00:20:51,470 --> 00:20:54,273
‫همون قدر که تو از مونارک بدت میاد،
‫من از اپکس متنفرم.

309
00:20:57,133 --> 00:20:58,608
‫همه‌شون می‌خوان دنیا رو تغییر بدن.

310
00:20:58,743 --> 00:21:01,676
‫من می‌خوام یه دنیای جدید
‫خلق کنم اما تنهایی نمی‌تونم.

311
00:21:05,484 --> 00:21:07,682
‫تو چه طور کنتارو؟
‫تو چی می‌خوای؟

312
00:21:14,293 --> 00:21:17,054
‫حالا چرا این تایتان؟

313
00:21:19,093 --> 00:21:21,625
‫وای، حالا قراره تو انتخاب سخت‌گیر بشی؟

314
00:21:21,761 --> 00:21:23,767
‫حرف‌هات شبیه من‌ـن.

315
00:21:23,903 --> 00:21:27,262
‫می‌دونیم این یکی به قدر کافی
‫برای باز کردن یه شکاف بزرگه.

316
00:21:27,872 --> 00:21:30,305
‫چه طور؟

317
00:21:30,441 --> 00:21:32,773
‫چه طور این رو می‌دونین؟
‫چه طور می‌دونین این پایین چی هست؟

318
00:21:34,615 --> 00:21:39,080
‫خب، دکتر سوزوکی رو که می‌شناسی،
‫اون یه جادوگر واقعیه.

319
00:21:39,215 --> 00:21:43,751
‫اون موفق شد رد تایتان رو
‫نزدیک به نقطه فرودت شناسایی کنه.

320
00:21:44,792 --> 00:21:46,083
‫تو کی هستی؟

321
00:21:47,594 --> 00:21:49,589
‫گفتی به عملیات ساعت‌شنی مربوطی.

322
00:21:49,724 --> 00:21:51,929
‫من کل تیم رو می‌شناسم.

323
00:21:52,064 --> 00:21:54,159
‫حالا که بیلی رو پیدا نمی‌کنی، من رو فرستادی
‫سعی کنم به تایتان یه ردیاب بچسبونم

324
00:21:54,295 --> 00:21:56,192
‫و من حتی نمی‌دونم اسمت چیه.
‫پس تو کی هستی؟

325
00:21:58,929 --> 00:22:00,168
‫حرف حقی میزنی سرگرد.

326
00:22:00,304 --> 00:22:01,938
‫می‌تونی من رو سرهنگ صدا کنی.

327
00:22:02,073 --> 00:22:03,139
‫آره.

328
00:22:03,275 --> 00:22:05,634
‫دیر به تیم اضافه شدم.

329
00:22:05,769 --> 00:22:09,139
‫بخشی از تیمم که سعی داره
‫این گند رو جمع کنه.

330
00:22:09,274 --> 00:22:11,779
‫خیلی خب. گمونم باید
‫ازتون سپاسگزار باشم قربان.

331
00:22:14,579 --> 00:22:18,115
‫باشه، خب... خب،
‫چرا یکم راجع به خودت بهم نمیگی؟

332
00:22:18,251 --> 00:22:20,890
‫بیا... سعی کنیم
‫ارتباطمون رو نگه داریم.

333
00:22:21,025 --> 00:22:25,025
‫خیلی خب.
‫دوست داری چی بدونی؟

334
00:22:25,161 --> 00:22:28,428
‫بذار با این شروع کنیم...
‫خانواده‌ت چی؟ خانواده‌ای داری؟

335
00:22:28,564 --> 00:22:30,859
‫هیچ‌وقت ازدواج نکردم اما...

336
00:22:30,994 --> 00:22:35,099
‫اخیراً با چندتا بچه که فکر می‌کردن
‫باباشون رو از دست دادن آشنا شدم.

337
00:22:36,301 --> 00:22:38,333
‫الان حسی شبیه به خانواده بهم میده.

338
00:22:40,338 --> 00:22:43,914
‫منم یه شرایط مشابهی دارم.
‫من یه...

339
00:22:44,050 --> 00:22:47,045
‫یه پسر اون بالا هست.
‫با مامانش دوست بودم.

340
00:22:48,721 --> 00:22:51,652
‫بهش گفتم... بر می‌گردم.
‫یه قولی بهش دادم.

341
00:22:51,788 --> 00:22:54,624
‫پس کاری نکن دروغگو بشم سرهنگ.

342
00:22:57,624 --> 00:22:59,255
‫به هیچ وجه.

343
00:23:00,696 --> 00:23:02,929
‫خیلی خب. باشه. وایسا.

344
00:23:04,070 --> 00:23:06,196
‫این چه کوفتیه؟

345
00:23:06,332 --> 00:23:07,904
‫- سرگرد، چه اتفاقی داره میوفته؟
‫- نه، نه، نه.

346
00:23:08,040 --> 00:23:11,069
‫این... بوی...
‫بوی یه آتش‌سوزی الکتریکی میده اما...

347
00:23:12,339 --> 00:23:13,273
‫فرار کن!

348
00:23:13,408 --> 00:23:14,803
‫همین الان فرار کن!

349
00:23:24,000 --> 00:23:31,000
.

350
00:23:41,668 --> 00:23:43,442
‫سرگرد، حالت خوبه؟

351
00:23:45,441 --> 00:23:47,039
‫آره.

352
00:23:47,175 --> 00:23:49,747
‫وای آره، ضربه خوبی خوردم.

353
00:23:49,882 --> 00:23:52,849
‫اما... چیزی...
‫چیزی نیست که خوب نشه.

354
00:23:56,550 --> 00:23:57,984
‫یه ثانیه وایسا.

355
00:23:58,552 --> 00:24:00,581
‫پشمام.

356
00:24:00,717 --> 00:24:03,660
‫مرکز، باور نمی‌کنین دارم به چی نگاه می‌کنم.

357
00:24:05,532 --> 00:24:08,467
‫یه جور اردوگاهه. یه اردوگاهه.

358
00:24:09,235 --> 00:24:11,999
‫نمی‌دونم چیه.

359
00:24:12,134 --> 00:24:15,201
‫چه طور ممکنه یکی این پایین
‫اردوگاه زده باشه؟

360
00:24:15,337 --> 00:24:17,341
‫- سرگرد، این یه دستور مستقیمه.
‫- وای خدای من.

361
00:24:17,476 --> 00:24:20,875
‫از اون اردوگاه دور شو
‫و توی این ماموریت بمون.

362
00:24:24,247 --> 00:24:25,616
‫کیکو.

363
00:24:28,416 --> 00:24:29,686
‫کیکو؟

364
00:24:33,025 --> 00:24:34,625
‫کیکو!

365
00:24:36,258 --> 00:24:37,419
‫کی!

366
00:24:44,137 --> 00:24:45,362
‫چی نوشته؟

367
00:24:45,498 --> 00:24:48,705
‫خب، اگه دست خط بیلی رو درست خونده باشم،

368
00:24:48,840 --> 00:24:51,768
‫باید یه مسیری باشه
‫که ختم میشه به حلقه...

369
00:24:51,903 --> 00:24:53,270
‫- اون‌جا!
‫- چی؟

370
00:24:54,310 --> 00:24:55,514
‫وای.

371
00:25:04,823 --> 00:25:07,724
‫- تو عاشقش بودی؟
‫- عاشق بیلی؟

372
00:25:08,753 --> 00:25:09,759
‫شاو.

373
00:25:14,126 --> 00:25:17,129
‫نه. بینمون این طوری نبود.

374
00:25:19,434 --> 00:25:20,429
‫خیلی خب.

375
00:25:21,403 --> 00:25:22,398
‫این...

376
00:25:26,742 --> 00:25:28,107
‫یعنی چی؟

377
00:25:29,511 --> 00:25:30,747
‫وارد نشین.

378
00:25:40,458 --> 00:25:41,392
‫چه طور وارد بشیم؟

379
00:25:41,528 --> 00:25:43,061
‫باید یه راه دیگه باشه.

380
00:25:50,795 --> 00:25:51,801
‫یا همین.

381
00:25:53,538 --> 00:25:54,672
‫این‌ها چی‌ـن؟

382
00:25:56,475 --> 00:25:58,643
‫نماد. برای قبر.

383
00:26:17,158 --> 00:26:19,061
‫باید همین باشه. جایی

384
00:26:19,196 --> 00:26:20,863
‫که اون زن ارتعاشات رو حس کرد.

385
00:26:35,478 --> 00:26:36,472
‫کیکو!

386
00:26:37,908 --> 00:26:39,178
‫کیکو!

387
00:26:39,944 --> 00:26:43,480
‫کی! کیکو!

388
00:26:43,615 --> 00:26:45,948
‫باید آروم بگیری پسرم.

389
00:26:46,083 --> 00:26:47,920
‫آروم بگیرم؟ آروم بگیرم؟

390
00:26:48,055 --> 00:26:49,119
‫اون زنده‌ست و این پایینه.

391
00:26:49,254 --> 00:26:52,091
‫می‌دونم اما داستانش پیچیده‌ست.

392
00:26:52,226 --> 00:26:55,634
‫منظورت چیه که می‌دونی؟

393
00:26:58,538 --> 00:27:00,364
‫ها؟ چی رو بهم نمیگی؟

394
00:27:01,507 --> 00:27:02,740
‫کلی چیز رو پسرم.

395
00:27:06,913 --> 00:27:08,779
‫و مرکز کنترل ماموریت نیستی، مگه نه؟

396
00:27:10,441 --> 00:27:14,081
‫نه، نیستم. اما اهمیتی نداره.

397
00:27:14,915 --> 00:27:16,651
‫فقط یه چیز مهمه.

398
00:27:16,786 --> 00:27:21,286
‫- به هر قیمتی ازش محافظت بشه.
‫- وای خدای من. حرف‌هات شبیه منه.

399
00:27:23,187 --> 00:27:24,586
‫دوباره بگو لی.

400
00:27:26,595 --> 00:27:27,726
‫چی رو؟

401
00:27:27,861 --> 00:27:31,263
‫دوباره همون رو بگو.

402
00:27:33,404 --> 00:27:34,937
‫گفتم تو...

403
00:27:37,409 --> 00:27:41,339
‫حرف‌هات شبیه... منن.

404
00:27:43,810 --> 00:27:45,675
‫وای خدای من.

405
00:27:45,810 --> 00:27:49,644
‫وحشت... وحشت نکن لی.

406
00:27:50,455 --> 00:27:51,418
‫دارم عقلم رو از دست میدم.

407
00:27:51,554 --> 00:27:53,114
‫وحشت نکن.

408
00:27:53,249 --> 00:27:54,222
‫تو کی هستی؟

409
00:27:57,092 --> 00:27:59,856
‫من توی پیرترم.

410
00:27:59,991 --> 00:28:01,700
‫من توـم.

411
00:28:05,438 --> 00:28:06,628
‫هر چیزی می‌خوای رو ازم بپرس.

412
00:28:07,970 --> 00:28:10,167
‫اگه فقط توی ذهنم نیستی،

413
00:28:10,303 --> 00:28:13,272
‫اگه خود منی، اگه واقعاً خود منی...

414
00:28:15,912 --> 00:28:17,375
‫می‌دونی اون چه قدر برام اهمیت داره.

415
00:28:19,617 --> 00:28:20,851
‫اون ماموریت من بود.

416
00:28:22,253 --> 00:28:27,523
‫و من باید ازش محافظت می‌کردم.
‫اما بیشتر از اون...

417
00:28:27,659 --> 00:28:29,352
‫دوستش داری. می‌دونم.

418
00:28:29,488 --> 00:28:31,223
‫نه، هیچ‌وقت این رو نگفتم.
‫من هیچ‌وقت این رو نگفتم.

419
00:28:31,358 --> 00:28:32,728
‫- هیچ‌وقت این رو نگفتم.
‫- نه. هیچ‌وقت بلند نگفتیش...

420
00:28:32,864 --> 00:28:34,096
‫- من هیچ‌وقت این رو...
‫- هیچ‌وقت بلند نگفتی...

421
00:28:34,232 --> 00:28:36,934
‫اما همیشه خیلی حواسم بود.
‫حتی تو ذهن خودم.

422
00:28:37,069 --> 00:28:40,464
‫من زخم‌های تو رو دارم لی.

423
00:28:44,937 --> 00:28:45,942
‫همه‌شون رو.

424
00:28:49,076 --> 00:28:50,705
‫کیکو دردناک‌ترینشون بود.

425
00:28:56,414 --> 00:28:58,317
‫اما اون لحظه گذشته لی.

426
00:29:03,854 --> 00:29:08,030
‫اگه واقعاً زنده‌ست،
‫لازم نیست اتفاق بیوفته.

427
00:29:09,193 --> 00:29:10,796
‫چرا، لازمه.

428
00:29:10,932 --> 00:29:15,439
‫اون گفت: «توی یه زندگی دیگه،
‫توی یه دنیا دیگه،

429
00:29:15,575 --> 00:29:16,973
‫ما می‌تونیم با همدیگه باشیم.»

430
00:29:19,339 --> 00:29:21,505
‫نه، اگه زنده باشه می‌تونم این رو تغییر بدم.

431
00:29:23,977 --> 00:29:26,041
‫تغییرش میدم.

432
00:29:26,176 --> 00:29:28,283
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه. وایسا، وایسا.
‫- آره.

433
00:29:28,419 --> 00:29:32,718
‫وایسا، وایسا. لی، تکون نخور.
‫سر جات بمون.

434
00:29:32,853 --> 00:29:33,924
‫سر جات بمون.

435
00:29:43,733 --> 00:29:45,666
‫اگه تغییرش بدم چی میشه؟

436
00:29:45,801 --> 00:29:48,334
‫لی، خودت بهتر می‌دونی.

437
00:29:50,342 --> 00:29:51,337
‫واقعاً می‌دونم؟

438
00:29:53,576 --> 00:29:54,571
‫خودت می‌دونی؟

439
00:29:57,541 --> 00:29:59,980
‫اگه الان بذاری اون بره پیشش،

440
00:30:00,116 --> 00:30:02,744
‫تو آینده‌ش رو تغییر میدی.

441
00:30:03,788 --> 00:30:05,819
‫دیگه آینده مشخصی نداره.

442
00:30:05,955 --> 00:30:09,223
‫و هر اتفاقی ممکنه بیوفته.

443
00:30:12,831 --> 00:30:15,493
‫الان تصمیم من نبود.

444
00:30:17,129 --> 00:30:18,463
‫اون موقع تصمیم من بود.

445
00:30:26,577 --> 00:30:27,945
‫دارم می‌بینمش.

446
00:30:29,711 --> 00:30:32,510
‫یه دلیل خوب برام بیار
‫که چرا الان نباید برم پیشش.

447
00:30:42,759 --> 00:30:43,818
‫سه دلیل برات میارم.

448
00:30:45,429 --> 00:30:46,491
‫یک،

449
00:30:46,626 --> 00:30:49,098
‫الان نیاز نداره که نجاتش بدی.

450
00:30:51,733 --> 00:30:54,500
‫آره، می‌دونم... من، عه...
‫من سرسخت بودنش رو تحسین می‌کنم.

451
00:30:54,635 --> 00:30:57,271
‫دیدگاه خوبیه اما قسم خوردم
‫که ازش محافظت ‌کنم.

452
00:30:57,407 --> 00:31:00,336
‫محافظت کنم. آره.
‫حتی در مقابل خودم.

453
00:31:00,471 --> 00:31:03,273
‫واقعاً می‌خوای قمار کنی
‫با این حال که با دخالت الانت

454
00:31:03,408 --> 00:31:06,951
‫ممکنه اون رو از مسیر
‫واقعاً نجات پیدا کردن خارج کنی؟

455
00:31:10,314 --> 00:31:12,522
‫نمی‌دونی اگه الان جلو برم
‫چه اتفاقی میوفته.

456
00:31:12,657 --> 00:31:13,985
‫تو این رو نمی‌دونی.

457
00:31:14,120 --> 00:31:16,060
‫نه، نمی‌دونم.

458
00:31:16,195 --> 00:31:19,128
‫اما دقیقاً می‌دونم اگه این کار رو
‫انجام ندی، چه اتفاقی میوفته.

459
00:31:21,496 --> 00:31:24,369
‫توی آینده نزدیک نجاتش میدی

460
00:31:24,504 --> 00:31:30,172
‫و اون یه زندگی‌ـی قراره داشته باشه
‫که تو فکر می‌کردی مقصری که از دستش داده.

461
00:31:34,847 --> 00:31:36,445
‫دلیل دوم چیه؟

462
00:31:38,442 --> 00:31:39,874
‫بهتر شد.

463
00:31:42,646 --> 00:31:44,648
‫اون بچه‌هایی بودن که وارد زندگیم شدن؟

464
00:31:48,385 --> 00:31:49,818
‫اون‌ها بچه‌های هیروـن.

465
00:31:52,125 --> 00:31:53,261
‫دوستشون داری لی.

466
00:31:54,161 --> 00:31:55,593
‫دوستشون خواهی داشت.

467
00:31:56,528 --> 00:31:58,295
‫اما اگه کیکو زود بیاد بیرون،

468
00:31:58,431 --> 00:32:03,172
‫واقعاً نمی‌دونیم که چه قدر جدی
‫همه‌چیز رو تغییر میده.

469
00:32:11,243 --> 00:32:12,346
‫و دلیل سوم؟

470
00:32:15,549 --> 00:32:17,219
‫این از همه سخت‌تره.

471
00:32:22,722 --> 00:32:26,888
‫چون این لحظه‌ایه که ما رهاش می‌کنیم.

472
00:32:32,935 --> 00:32:35,105
‫آره. برای نجات دادنش.

473
00:32:40,504 --> 00:32:41,639
‫کاری نکن لی.

474
00:32:44,309 --> 00:32:46,578
‫فقط تماشا کن.

475
00:32:46,578 --> 00:32:56,578
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

476
00:33:48,614 --> 00:33:50,004
‫یه طناب.

477
00:33:53,243 --> 00:33:54,250
‫اوه.

478
00:33:57,990 --> 00:33:59,788
‫از طریق آب ارتباط بر قرار می‌کنه.

479
00:33:59,923 --> 00:34:01,023
‫این... این یه چاهه.

480
00:34:01,158 --> 00:34:02,727
‫فکر کنم بقیه هم رفتن این پایین

481
00:34:02,862 --> 00:34:04,161
‫و صدای تایتان رو شنیدن.

482
00:34:05,988 --> 00:34:07,928
‫خب، تو نمیری اون تو کیت.

483
00:34:10,265 --> 00:34:11,493
‫کیت، وایسا. کار امنی نیست.

484
00:34:11,629 --> 00:34:13,868
‫مشکلی برام پیش نمیاد.
‫من سبک‌ترم.

485
00:34:14,003 --> 00:34:17,735
‫- اگه چیزی شد، می‌تونی من رو بکشی بالا.
‫- آره.

486
00:34:18,636 --> 00:34:20,309
‫دقیقاً من همین رو گفتم...

487
00:34:21,681 --> 00:34:22,674
‫تو قزاقستان.

488
00:34:26,378 --> 00:34:31,045
‫و از اون موقع، هر روز بابت اون اشتباه
‫پشیمونم. پس لطفاً نکن.

489
00:34:34,017 --> 00:34:39,053
‫اون یه اشتباه نبود.
‫اشتباه نبود.

490
00:34:41,726 --> 00:34:43,299
‫چی کار باید می‌کردی؟

491
00:34:45,668 --> 00:34:48,997
‫باید جواب‌هایی رو پیدا می‌کردی،
‫درست مثل من.

492
00:34:53,972 --> 00:35:00,877
‫گاهی اوقات همون چیزی که دنبالمون
‫می‌کنه‌ست که ما رو در امان نگه می‌داره.

493
00:35:03,453 --> 00:35:06,652
‫بهت اعتماد دارم کیت.
‫برو چیزی که اون پایینه رو پیدا کن.

494
00:35:23,039 --> 00:35:24,032
‫خیلی خب.

495
00:35:29,074 --> 00:35:31,248
‫خب، شماها تا الان چی فهمیدین؟

496
00:35:32,484 --> 00:35:37,117
‫خیلی خب، خب، این دستگاه
‫وارد سیستم عصبی میشه

497
00:35:37,253 --> 00:35:38,717
‫و سیگنال‌ها رو دستکاری می‌کنه.

498
00:35:40,117 --> 00:35:43,458
‫خب، برای دستکاری نیست.
‫برای درک کردنه.

499
00:35:43,593 --> 00:35:45,693
‫ایده برندا این بود که با سرعت زیاد

500
00:35:45,828 --> 00:35:48,958
‫سیگنال‌هایی به مغزش بفرستیم
‫و بگیریم تا زبانش رو یاد بگیریم.

501
00:35:51,270 --> 00:35:53,171
‫راستی، فقط می‌خواستم تشکر کنم...

502
00:35:54,373 --> 00:35:58,374
‫برای این که مطمئن شدی
‫من بدون مشکل از این بیرون بیام.

503
00:35:59,276 --> 00:36:00,475
‫از من تشکر نکن.
‫از برندا تشکر کن.

504
00:36:01,845 --> 00:36:03,271
‫بابت چی؟

505
00:36:03,406 --> 00:36:06,448
‫می‌تونم بذارم نسخه نوشتاری
‫گزارش مونارکش رو بخونی.

506
00:36:07,847 --> 00:36:10,314
‫نه تنها اسم تو رو نمیاره،

507
00:36:10,449 --> 00:36:13,950
‫بلکه خیلی زیرکانه مطمئن شد
‫که کسی متوجه نشه.

508
00:36:18,626 --> 00:36:20,330
‫نمی‌دونم چرا باید این کار رو بکنه.

509
00:36:22,497 --> 00:36:24,125
‫گمونم فهمیدن هر راز به وقتش.

510
00:36:41,749 --> 00:36:43,650
‫می‌خوای بازی پلاک انجام بدیم؟

511
00:36:45,823 --> 00:36:47,989
‫چی؟

512
00:36:48,125 --> 00:36:51,086
‫این یه مسیر دو ساعته تا فرودگاه‌ست.
‫من فقط تلاش دارم اوضاع راحت‌تر باشه.

513
00:36:52,829 --> 00:36:55,556
‫- من ازت نخواستم که باهام بیای.
‫- می‌دونم.

514
00:36:55,691 --> 00:37:00,236
‫ولی با خودم گفتم که دو ساعت
‫وقت دارم که قانعت کنم نری.

515
00:37:00,371 --> 00:37:02,801
‫و طبق برنامه فردا رو بمونی.

516
00:37:03,867 --> 00:37:07,344
‫چرا؟ چرا من برات مهمم؟

517
00:37:12,979 --> 00:37:14,710
‫راستش رو بخوای، بعد از اتفاقی
‫که برای پدرت افتاد،

518
00:37:14,845 --> 00:37:16,111
‫فکر کردم که متوجه میشی.

519
00:37:18,321 --> 00:37:21,453
‫خانواده جفتمون سال‌هاست با موضوع
‫تایتان‌‌ها دارن دست و پنجه نرم می‌کنن

520
00:37:21,588 --> 00:37:23,787
‫و فقط بدتر شده.

521
00:37:23,923 --> 00:37:25,993
‫من واقعاً فکر می‌کنم
‫وقت ایده‌های جدید رسیده.

522
00:37:26,128 --> 00:37:27,230
‫ایده‌های تو.

523
00:37:27,366 --> 00:37:28,560
‫ما دیدیم که همه جوره جواب میده.

524
00:37:28,696 --> 00:37:30,664
‫ما مثل همه واجد شرایط هستیم

525
00:37:30,799 --> 00:37:32,397
‫و آیا ما هم همون‌قدر
‫در این شرایط دخیل نیستیم؟

526
00:37:32,532 --> 00:37:35,028
‫می‌فهمم.
‫تو بچه پولداری.

527
00:37:35,164 --> 00:37:36,271
‫عادت داری چیزی که میخوای رو
‫به دست بیاری.

528
00:37:36,406 --> 00:37:38,065
‫این هیچ ربطی به پول نداره.

529
00:37:38,201 --> 00:37:39,536
‫همه آدم‌های پولدار این حرف رو می‌زنن.

530
00:37:39,672 --> 00:37:42,236
‫اون پدرمه که همه‌ی پول‌ها رو داره، فهمیدی؟

531
00:37:42,372 --> 00:37:44,577
‫من هرچیزی دارم رو برای این به خطر انداختم.

532
00:37:44,713 --> 00:37:47,681
‫اگه ما موفق نشیم، هیچ چیزی برام نمی‌مونه.

533
00:37:48,688 --> 00:37:50,013
‫«ما؟»

534
00:37:52,958 --> 00:37:56,254
‫یادته اون شبی که تو توکیو هم رو دیدیم
‫راجع به چی صحبت می‌کردیم؟

535
00:37:56,389 --> 00:38:00,688
‫چه طور چهار سال از روز جی گذشت
‫و هنوز چیزی تغییر نکرد؟
ا.‌مپا.یر.بست.تیوی

536
00:38:00,823 --> 00:38:03,694
‫نه مونارک نه ارتش امنیت ما رو بیشتر نکردن.

537
00:38:03,830 --> 00:38:05,433
‫نه شرکت‌ها تونستن نه پدرم.

538
00:38:05,568 --> 00:38:07,303
‫الان هیچ چیزی امنیت ما رو تضمین نمی‌کنه.

539
00:38:07,438 --> 00:38:10,899
‫دقیقاً، هیچ چیزی امنیت ما رو تضمین نمی‌کنه.

540
00:38:11,034 --> 00:38:12,966
‫روز جی یک شبه دنیا رو عوض کرد

541
00:38:13,102 --> 00:38:15,511
‫اما چی می‌شد اگه این اتفاق نمیوفتاد؟

542
00:38:17,508 --> 00:38:20,510
‫چی می‌شد اگه در دنیایی زندگی می‌کردیم
‫که روز جی در اون وجود نداشت؟

543
00:38:20,646 --> 00:38:22,210
‫این دیوونگیه.

544
00:38:25,322 --> 00:38:27,789
‫منظورم اینه که تو اکسیس موندی رو می‌شناسی.

545
00:38:27,925 --> 00:38:30,757
‫تو قوانین رو می‌دونی، چیزی که دیوونگیه
‫دلیل نمیشه که واقعیت نداشته باشه.

546
00:38:31,922 --> 00:38:32,956
‫داری راجع به چی صحبت می‌کنی؟

547
00:38:33,092 --> 00:38:34,857
‫مطمئن نیستم که بخوام بقیه‌ش رو بگم

548
00:38:34,992 --> 00:38:36,334
‫مگه اینکه بدونم طرف منی.

549
00:38:42,800 --> 00:38:43,803
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

550
00:38:45,908 --> 00:38:50,205
‫فکر می‌کنی چرا پدرت رازش رو بهت گفت...

551
00:38:51,544 --> 00:38:52,548
‫راجع به اینکه کجا بوده؟

552
00:38:57,923 --> 00:38:58,854
‫نوش.

553
00:38:58,990 --> 00:39:00,358
‫نوش.

554
00:39:04,661 --> 00:39:08,927
‫نه به کیت.
‫نه به هیچکس دیگه. به تو گفت.

555
00:39:10,836 --> 00:39:13,701
‫شاید این کار رو کرد که تو
‫تصمیمی برای خودت بگیری

556
00:39:14,903 --> 00:39:17,573
‫بدون اینکه نظر کسی به تخمت باشه.

557
00:39:20,144 --> 00:39:21,137
‫مثل خودش.

558
00:39:31,055 --> 00:39:32,782
‫- اذیتت که نمی‌کنه؟
‫- عالیه.

559
00:39:32,917 --> 00:39:34,988
‫باشه.

560
00:39:35,124 --> 00:39:38,660
‫- هروقت احساس ناامنی کردی...
‫- بلند داد می‌زنم.

561
00:39:39,826 --> 00:39:42,499
‫مراقب باش.
‫من نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم.

562
00:39:44,330 --> 00:39:49,066
‫داشتم فکر می‌کردم اگه قرار بود
‫این کار رو با کسی انجام بدم...

563
00:39:51,736 --> 00:39:52,971
‫خوشحالم اون فرد تویی.

564
00:39:59,547 --> 00:40:02,684
‫آماده‌ای؟

565
00:40:03,713 --> 00:40:04,719
‫آماده‌م.

566
00:40:05,286 --> 00:40:06,221
‫باشه.

567
00:40:26,707 --> 00:40:30,107
‫به حرکت ادامه بده. مستقیم برو.

568
00:40:30,775 --> 00:40:34,176
‫باشه. چقدر دیگه مونده؟

569
00:40:34,312 --> 00:40:36,514
‫زیاد نمونده. تقریباً رسیدی.
‫جهت روبه‌رو‌ت.

570
00:40:36,649 --> 00:40:38,319
‫از کجا میدونی؟

571
00:40:38,455 --> 00:40:43,351
‫چون دفعه قبلی که اون پایین بودم دیده بودمش
‫وقتی اون رو برگردوندیم.

572
00:40:44,394 --> 00:40:45,463
‫فکر کنم دارم چیزی می‌بینم.

573
00:40:46,865 --> 00:40:53,235
‫یه سرزمین وسیع و... گنده،
‫تقریباً نیم کلیک اون‌ورتره.

574
00:40:53,370 --> 00:40:55,805
‫- مثل یه کندو زنبور از جهنمه
‫- کندو زنبور از جهنم؟

575
00:40:55,940 --> 00:40:58,408
‫آره، همون‌جاست.
‫حالا حواست رو جمع کن

576
00:40:58,544 --> 00:41:00,269
‫چون قراره همه چی خشن بشه.

577
00:41:04,347 --> 00:41:06,209
‫این چه کوفتیه؟

578
00:41:21,025 --> 00:41:22,731
‫وای خدای من.

579
00:42:00,506 --> 00:42:02,540
‫- یکم طناب رو شل‌تر کن.
‫- باشه.

580
00:42:27,663 --> 00:42:29,156
‫کیت!

581
00:42:29,291 --> 00:42:31,767
‫کیت!

582
00:42:33,302 --> 00:42:34,871
‫کیت!

583
00:42:38,135 --> 00:42:40,744
‫پیداش کردی بهم بگو.
‫من بهت میگم که کدوم طرف بری.

584
00:42:40,880 --> 00:42:45,741
‫باشه، دیدمش. دیدمش. بزرگه.

585
00:42:52,483 --> 00:42:54,985
‫خیلی خب. پشت اونه.
‫حالا برو پیش اون صخره.

586
00:42:55,120 --> 00:42:56,692
‫اون توی صخره پیله بسته.

587
00:42:56,828 --> 00:42:58,559
‫مثل یه صدفه.

588
00:42:58,694 --> 00:43:00,928
‫بشکونش و اون سمت صخره

589
00:43:01,927 --> 00:43:03,262
‫پیداش می‌کنی.

590
00:43:03,397 --> 00:43:05,999
‫- همین‌جا؟
‫- آره. حالا بشکونش.

591
00:43:06,864 --> 00:43:08,403
‫باشه.

592
00:43:08,539 --> 00:43:11,906
‫باشه.

593
00:43:16,809 --> 00:43:20,580
‫صبر کن. صبر کن. اگه من شروع به چکش زدن کنم،
‫آیا اون قراره بیدار بشه؟

594
00:43:20,716 --> 00:43:23,050
‫فکر کنم اون در حالتی...

595
00:43:23,186 --> 00:43:25,881
‫مثل... حالت پیله قرار داره؟
‫انگار تو حالت خفته‌ست.

596
00:43:26,016 --> 00:43:27,681
‫مثل یه کوسه خوابیده.

597
00:43:27,816 --> 00:43:30,293
‫باشه، خب، این واقعاً حس احمقانه ای داره
‫ ولی خب بریم تو کارش.

598
00:43:41,830 --> 00:43:43,733
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫خیلی خب. دارم پوستش رو می‌بینم.

599
00:43:43,868 --> 00:43:46,968
‫- به نظر میاد که داره نفس می‌کشه.
‫- خیلی خب.

600
00:43:47,104 --> 00:43:49,174
‫وای. خیلی خب.

601
00:43:49,974 --> 00:43:51,740
‫باشه، پس

602
00:43:51,875 --> 00:43:54,113
‫خیلی خب. الان...
‫الان دستگاه ردیاب رو داخل بزار.

603
00:43:54,248 --> 00:43:56,612
‫- من قراره بکنمش تو.
‫- آره، بکنش داخل

604
00:43:58,657 --> 00:44:02,485
‫خیلی خب. بیا.
‫رواله. رفت تو.

605
00:44:02,620 --> 00:44:04,959
‫- کردمش تو.
‫- گفت کرده تو.

606
00:44:05,527 --> 00:44:06,521
‫آره.

607
00:44:08,125 --> 00:44:10,734
‫همینه!

608
00:44:10,869 --> 00:44:12,802
‫ما یه سیگنال دریافت کردیم.
‫ما داریمش.

609
00:44:13,604 --> 00:44:16,338
‫کارمون انجام شد. خدای من.

610
00:44:16,473 --> 00:44:18,739
‫- لعنتی. لعنتی.
‫- ولی مراقب باش.

611
00:44:18,874 --> 00:44:20,737
‫آره.

612
00:44:20,872 --> 00:44:21,943
‫داره میاد بیرون.

613
00:44:23,073 --> 00:44:25,309
‫وای، لعنتی. وای، خدا.

614
00:44:46,029 --> 00:44:47,232
‫کیت!

615
00:44:50,670 --> 00:44:51,907
‫کیت!

616
00:45:03,288 --> 00:45:06,680
‫کیت! کیت!

617
00:45:09,161 --> 00:45:10,519
‫کیت!

618
00:45:11,329 --> 00:45:12,557
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

619
00:45:12,693 --> 00:45:14,127
‫آره!

620
00:45:17,302 --> 00:45:19,067
‫تو خوبی؟

621
00:45:19,202 --> 00:45:22,936
‫من خوبم! من می‌دونم اون زن
‫این پایین چی می‌شنید.

622
00:45:23,071 --> 00:45:26,540
‫این... این داره
‫آواز تایتان رو تقویت می‌کنه.

623
00:45:26,675 --> 00:45:28,339
‫یه تونل اینجاست.

624
00:45:29,847 --> 00:45:32,079
‫فکر کنم که به سمت اقیانوس میره.

625
00:45:32,811 --> 00:45:33,910
‫باشه.

626
00:45:34,045 --> 00:45:35,049
‫من قراره دنبالش کنم.

627
00:45:35,980 --> 00:45:37,018
‫مراقب باش.

628
00:45:38,651 --> 00:45:41,349
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

629
00:45:41,484 --> 00:45:44,887
‫آره.
‫می‌تونم بشنوم.

630
00:45:45,022 --> 00:45:49,958
‫فقط تو... وای، گوه توش.
‫فاصلت بیشتر شده.

631
00:45:50,093 --> 00:45:54,701
‫باشه، الان به حرف‌هام گوش کن.
‫تو باید به وسیله نقلیه ورودی برگردی.

632
00:45:54,837 --> 00:45:59,205
‫نزدیکت یه درخت دوشاخه بزرگ هست.
‫می‌دونم که دیدیش.

633
00:46:00,070 --> 00:46:02,410
‫باشه. چرا اون‌جا؟

634
00:46:02,545 --> 00:46:05,774
‫چون اون‌جا جاییه که اژدها بیلی
‫سراغت میاد.

635
00:46:07,317 --> 00:46:08,784
‫موقع رد شدن از شکاف...
‫خودتی و خودت.

636
00:46:08,920 --> 00:46:10,220
‫وقتی اون باز شد، تو میای بیرون.

637
00:46:10,355 --> 00:46:11,512
‫باشه.

638
00:46:11,647 --> 00:46:13,290
‫و تو مطمئنی اون من رو به خونه می‌رسونه؟

639
00:46:13,425 --> 00:46:14,653
‫مطمئنی؟

640
00:46:14,789 --> 00:46:16,750
‫لی، من مطمئنم.

641
00:46:20,599 --> 00:46:22,197
‫تو آدم خوبی هستی سرگرد.

642
00:46:22,333 --> 00:46:26,331
‫فراموش نکن. تلاش کن که فراموش نکنی.
‫راحت نخواهد بود.

643
00:46:30,740 --> 00:46:32,535
‫از اون محافظت کن، باشه؟

644
00:46:33,908 --> 00:46:36,109
‫از بچه های هیروشی هم همین‌طور.

645
00:46:36,245 --> 00:46:38,211
‫ما داریم ارتباطمون رو
‫از دست میدیم، مگه نه؟

646
00:46:48,117 --> 00:46:49,123
‫آره.

647
00:46:51,122 --> 00:46:52,126
‫وقتشه که بری.

648
00:47:38,171 --> 00:47:39,800
‫سلام؟

649
00:47:42,974 --> 00:47:43,980
‫کیت!

650
00:47:44,745 --> 00:47:45,839
‫سلام؟

651
00:47:47,451 --> 00:47:48,446
‫کیت!

652
00:47:50,214 --> 00:47:52,153
‫-کیت!
‫- هی

653
00:47:55,155 --> 00:47:57,617
‫وای خدای من. تو من رو ترسوندی.

654
00:47:57,752 --> 00:48:00,659
‫چه طوری برگشتی؟

655
00:48:00,795 --> 00:48:04,297
‫چندین تونل بودش.
‫یکیشون من رو به بالا و اطراف هدایت کرد.

656
00:48:05,769 --> 00:48:08,304
‫الان می‌دونم که حسش چطوریه.

657
00:48:08,440 --> 00:48:10,505
‫برای یه لحظه، حس کردم
‫اون چاه تسخیر شده‌ست.

658
00:48:10,641 --> 00:48:11,574
‫فکر نکنم.

659
00:48:11,710 --> 00:48:14,374
‫من اون پایین حس متفاوتی داشتم.

660
00:48:14,509 --> 00:48:17,981
‫همه چیز خیلی واضح تر بود.

661
00:48:18,116 --> 00:48:20,445
‫فکر کنم اون زنه
‫آواز تایتان ها رو حس کرده بود

662
00:48:20,581 --> 00:48:22,314
‫و اون‌ها رفتن به پایین چاه تا بهش گوش بدن.

663
00:48:22,449 --> 00:48:23,987
‫که کارشون تفسیری از دیوانگی می‌شد.

664
00:48:24,122 --> 00:48:27,188
‫دقیقاً. فکر نکنم اون تایتان گم شده باشه.

665
00:48:28,585 --> 00:48:29,850
‫من فکر نمی‌کنم اون خطرناک باشه.

666
00:48:31,455 --> 00:48:32,853
‫فکر کنم فقط به کمک ما نیاز داره.

667
00:48:45,907 --> 00:48:46,873
‫تاکسی رسیده زوک.

668
00:48:47,008 --> 00:48:48,243
‫- آره.
‫- همه‌ش همین بود؟

669
00:48:48,379 --> 00:48:53,073
‫آره، سیگنال قویه.
‫داره مستقیم میره به سمت استرالیا.

670
00:48:53,209 --> 00:48:54,575
‫باشه.

671
00:48:54,711 --> 00:49:00,416
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

672
00:49:00,552 --> 00:49:03,156
‫خب، نقشه هیچوقت اصلاح شده نبود زوک.

673
00:49:03,292 --> 00:49:05,523
‫هر اتفاقی که بعداً بیفته
‫در هر صورت اتفاق می‌افتاد.

674
00:49:08,727 --> 00:49:13,069
‫خب، حالا سرنوشت ما رو به کجا می‌بره؟

675
00:49:18,577 --> 00:49:19,570
‫ما نه زوک.

676
00:49:22,172 --> 00:49:23,106
‫فقط من.

677
00:49:26,177 --> 00:49:31,147
‫فکر می‌کنی برای این که به این ماموریت
‫بیام خیلی پیر شده‌م؟

678
00:49:31,282 --> 00:49:33,782
‫اتفاقاً برعکس زوک.

679
00:49:33,917 --> 00:49:37,426
‫اما متاسفانه این مرحله بعدی
‫یک کاره یک نفره‌ست.

680
00:49:37,561 --> 00:49:41,856
‫تو نگرانی این عتیقه صد ساله
‫نتونه زنده برگرده؟

681
00:49:47,634 --> 00:49:51,107
‫تو فکر می‌کنی که قرار نیست برگردی.

682
00:49:57,649 --> 00:49:58,642
‫خداحافظ دوست قدیمی

683
00:50:00,749 --> 00:50:02,750
‫- چیز جدید چی داری؟
‫- قربان، ما یه سیگنال عجیب

684
00:50:02,886 --> 00:50:05,913
‫دریافت کردیم. اچ. جی. صفر. یک.

685
00:50:08,957 --> 00:50:10,324
‫ساعت شنی صفر یک؟

686
00:50:12,464 --> 00:50:14,794
‫این سیگنال اضلی از اولین وسیله نقلیه ورودی

687
00:50:14,929 --> 00:50:16,264
‫تو اکسیس موندیه.

688
00:50:17,229 --> 00:50:19,094
‫برای سال 1962. چرا؟

689
00:50:19,229 --> 00:50:20,967
‫برای حال حاضره.

690
00:50:21,103 --> 00:50:24,908
‫ولی اون محفظه نزدیک شصت سال عمرشه
‫و تو جزیره جمجمه نابود شد.

691
00:50:25,043 --> 00:50:27,674
‫خیلی خب.
‫نشانه‌های سرعت رو به نمایش بیارید.

692
00:50:27,810 --> 00:50:31,576
‫داره با سرعت بیش از 40 گره حرکت می‌کنه.
‫سیستم تشخیص ناهنجاری تایتان تایید می‌کنه.

693
00:50:33,976 --> 00:50:37,978
‫خب قربان، همون‌طور که قول داده بودم
‫اینم از تایتان شما.

694
00:50:42,861 --> 00:50:44,358
‫داره چه غلطی می‌کنه؟

695
00:50:45,000 --> 00:51:05,000
<font color="#ff9b00">«سینمافریک تقدیم میکند»
.::: CinemaFreak.Net :::.</font>

