﻿1
00:00:13,722 --> 00:00:18,457
‫[جزیره جمجمه - دو هفته پیش]

2
00:00:18,481 --> 00:00:29,481
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:01:44,000 --> 00:01:51,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

4
00:01:51,860 --> 00:01:53,530
‫کجا بودی؟

5
00:01:55,940 --> 00:01:57,530
‫قدم می‌زدم.

6
00:01:57,610 --> 00:01:58,910
‫تنهایی؟

7
00:01:58,990 --> 00:02:01,830
‫کی هست که باهاش برم؟

8
00:02:02,990 --> 00:02:04,410
‫اون چیه؟

9
00:02:04,490 --> 00:02:06,460
‫فقط یه طرح اولیه‌ست.

10
00:02:06,540 --> 00:02:07,750
‫بهم نشون بده.

11
00:02:16,130 --> 00:02:17,550
‫می‌تونم یکی بردارم؟

12
00:02:32,690 --> 00:02:33,980
‫آبجو؟

13
00:02:35,730 --> 00:02:36,740
‫این کمیابه.

14
00:02:40,280 --> 00:02:42,446
‫- نوش.
‫- نوش.

15
00:02:51,830 --> 00:02:54,550
‫فردا می‌فهمیم...

16
00:02:54,630 --> 00:02:58,050
‫که همه این‌ها ارزشش رو داشت یا نه...

17
00:02:58,590 --> 00:03:00,720
‫وقتی کیت رو برگردونیم.

18
00:03:01,550 --> 00:03:03,050
‫یه هفته

19
00:03:03,140 --> 00:03:04,430
‫یا یه ماه،

20
00:03:04,510 --> 00:03:07,310
‫هنوز احتمال زیادی وجود داره
‫که کیت زنده باشه.

21
00:03:07,980 --> 00:03:10,270
‫اما دو سال شده.

22
00:03:11,350 --> 00:03:13,060
‫ممکنه دو سال نشده باشه.

23
00:03:13,108 --> 00:03:14,511
‫ها؟

24
00:03:14,650 --> 00:03:16,480
‫این یعنی چی؟

25
00:03:17,940 --> 00:03:19,570
‫اگه...

26
00:03:19,650 --> 00:03:22,570
‫زمان اون‌جا مثل زمان ما نگذره چی؟

27
00:03:22,660 --> 00:03:25,370
‫اگه یه سال یه روز باشه چی؟

28
00:03:26,200 --> 00:03:28,250
‫چرا همچین باوری داری؟

29
00:03:29,620 --> 00:03:32,370
‫بعد از روز جی،

30
00:03:32,460 --> 00:03:34,630
‫وقتی اون سال ناپدید شدم،

31
00:03:35,380 --> 00:03:38,920
‫قبلاً هم بهت بگم اما رفتم آلاسکا

32
00:03:39,010 --> 00:03:42,590
‫تا تئوری‌های والدینم رو اثبات کنم.

33
00:03:43,550 --> 00:03:45,350
‫اون‌جا...

34
00:03:45,430 --> 00:03:47,010
‫یه شکاف پیدا کردم.

35
00:03:49,430 --> 00:03:50,430
‫تو رفتی تو...

36
00:03:52,190 --> 00:03:55,440
‫یه روز،

37
00:03:55,520 --> 00:03:58,320
‫یا نهایتاً دو روز بود...

38
00:03:58,400 --> 00:04:01,490
‫وقتی اومدم بیرون، تو آفریقا،

39
00:04:01,570 --> 00:04:03,320
‫یه سال گذشته بود.

40
00:04:04,990 --> 00:04:07,740
‫چرا تا الان مخفیش کردی؟

41
00:04:09,540 --> 00:04:13,920
‫می‌خواستم ازت محافظت کنم و...

42
00:04:14,000 --> 00:04:17,040
‫نمی‌خواستم دنبالم کنی.

43
00:04:17,790 --> 00:04:20,760
‫اما ما با همدیگه زمانی رو گذروندیم.

44
00:04:21,220 --> 00:04:24,640
‫با همدیگه تو این جای دیوونه‌وا
‫ کار کردیم...

45
00:04:26,220 --> 00:04:29,430
‫شاد بودم.

46
00:04:36,400 --> 00:04:38,900
‫به لطف تو،

47
00:04:38,980 --> 00:04:42,490
‫به لطف تو، اون سال رو پس گرفتم.

48
00:04:42,490 --> 00:04:52,490
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

49
00:06:29,671 --> 00:06:31,534
‫ببخشید.

50
00:06:31,669 --> 00:06:35,140
‫می‌دونین این خاکسپاری هیروشی رانداست یا نه؟

51
00:06:35,807 --> 00:06:36,977
‫آره، این...

52
00:06:47,521 --> 00:06:48,626
‫زوک؟

53
00:06:51,659 --> 00:06:53,092
‫این ممکنه؟

54
00:07:01,334 --> 00:07:03,740
‫می‌دونی که دیر یا زود
‫باید صحبت کنیم.

55
00:07:10,985 --> 00:07:12,408
‫هی به این فکر می‌کنم.

56
00:07:14,087 --> 00:07:17,457
‫انصاف نیست فرصت خداحافظی
‫باهاش رو به دست نیاوردی.

57
00:07:18,585 --> 00:07:20,424
‫کاش...

58
00:07:20,559 --> 00:07:22,394
‫کاش می‌تونستم اتفاقاتی
‫که افتاد رو برگردونم.

59
00:07:22,530 --> 00:07:24,223
‫اگه می‌دونستم داره میاد...

60
00:07:24,358 --> 00:07:26,966
‫اگه می‌دونستی؟ فکر می‌کردی
‫چه کوفتی قراره اتفاق بیوفته؟

61
00:07:27,101 --> 00:07:28,699
‫اون یه تایتانه کیت.

62
00:07:30,728 --> 00:07:32,601
‫بهم بگو داشتین اون پایین
‫چی کار می‌کردین.

63
00:07:32,737 --> 00:07:34,904
‫نمی‌دونم. نمی‌تونستم کنترلش کنم.

64
00:07:35,040 --> 00:07:37,867
‫نمی‌دونم چه اتفاقی داره برام میوفته.

65
00:07:38,003 --> 00:07:39,908
‫باید بهم اعتماد کنی.

66
00:07:41,077 --> 00:07:43,246
‫اگه بابا بود می‌خواست
‫با همدیگه این رو بفهمیم.

67
00:07:43,381 --> 00:07:45,078
‫عقلت رو از دست دادی.

68
00:07:46,218 --> 00:07:47,377
‫بابا مرده.

69
00:07:48,947 --> 00:07:50,751
‫اوضاع خوبه؟

70
00:07:50,887 --> 00:07:53,556
‫نه. نه، اوضاع این‌جا خوب نیست.

71
00:07:53,691 --> 00:07:55,022
‫کل دنیا تحت یه هشدار تایتانه

72
00:07:55,157 --> 00:07:57,458
‫و هیچ‌کس کوچک‌ترین ایده‌ای
‫نداره که باید چی کار کنیم.

73
00:07:57,593 --> 00:07:59,798
‫دارین؟ مونارک ایده‌ای داره؟

74
00:07:59,934 --> 00:08:03,833
‫چه قدر طول می‌کشه که گودزیلا بیاد
‫و گند کیت رو جمع کنه؟

75
00:08:04,150 --> 00:08:05,520
‫کنتارو،

76
00:08:05,610 --> 00:08:07,230
‫می‌دونم درد زیادی داری.

77
00:08:07,690 --> 00:08:09,740
‫اما مهم نیست مقصر کیه،

78
00:08:09,820 --> 00:08:13,450
‫جنگیدن پدرت رو بر نمی‌گردونه.

79
00:08:17,985 --> 00:08:19,079
‫کنتارو.

80
00:08:21,710 --> 00:08:22,790
‫ما اول میریم.

81
00:08:25,960 --> 00:08:27,054
‫کنتارو.

82
00:08:41,974 --> 00:08:45,644
‫کی، یه دوست قدیمی
‫دوست داره سلام کنه.

83
00:08:57,280 --> 00:08:58,700
‫دکتر سوزوکی.

84
00:09:00,830 --> 00:09:02,660
‫دکتر راندا.

85
00:09:03,196 --> 00:09:06,831
‫سرگرد شاو سعی کرد
‫بهم توضیح بده اما با دیدنش...

86
00:09:06,966 --> 00:09:11,528
‫تو باید همسن من باشی
‫اما با این‌حال، ببین خودت رو.

87
00:09:11,663 --> 00:09:15,034
‫می‌دونم این... درکش سخته.

88
00:09:15,169 --> 00:09:19,741
‫کاش به خاطر دلیل دیگه‌ای بود

89
00:09:19,876 --> 00:09:22,208
‫اما از دیدن جفتتون خوشحالم.

90
00:09:25,478 --> 00:09:28,684
‫تو باید کیت باشی.

91
00:09:28,819 --> 00:09:31,084
‫هیرو بهم خیلی راجع بهت گفته بود.

92
00:09:31,219 --> 00:09:34,088
‫وایسا ببینم، نمی‌دونستم
‫شما دوتا هنوز ارتباط داشتین.

93
00:09:34,223 --> 00:09:37,753
‫وای، بیشتر از این بود.
‫اون زیاد به هاتروما میومد.

94
00:09:39,363 --> 00:09:42,861
‫می‌دونین، اگه به خاطر چیزی
‫که این مرد توی هاتروما ساخت نبود،

95
00:09:42,997 --> 00:09:44,431
‫هیچ‌کدوم از ماها این‌جا نمی‌بودیم.

96
00:09:44,567 --> 00:09:46,331
‫یه زمان باید ببینیش کیت.

97
00:09:47,341 --> 00:09:49,540
‫خب، چرا الان نمیاین؟

98
00:09:49,675 --> 00:09:52,101
‫وای، نمی‌خوایم خودمون رو
‫به زور دعوت کنیم، نه.

99
00:09:52,237 --> 00:09:54,572
‫نه، لطفاً، باعث افتخارمه.

100
00:09:54,708 --> 00:09:57,109
‫نمی‌دونم. تا وقتی مونارک
‫خبری از اون تایتان به دست بیاره،

101
00:09:57,245 --> 00:10:01,143
‫این ممکنه... یکم آرامش برامون بیاره.

102
00:10:01,279 --> 00:10:03,286
‫تعریف داستان‌هایی راجع به هیرو.

103
00:10:03,422 --> 00:10:07,219
‫مطمئن نیستم این‌جا منتظرش باشیم،
‫به کسی کمکی کنه.

104
00:10:07,354 --> 00:10:11,356
‫لطفاً.

105
00:10:22,575 --> 00:10:23,841
‫مراقب خودت باش هیرو.

106
00:10:28,575 --> 00:10:32,542
‫یه راهی پیدا می‌کنم تا اوضاع رو
‫راست و ریس کنم. قول میدم.

107
00:10:32,542 --> 00:10:42,542
آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی CinemaFreak.Net

108
00:12:00,386 --> 00:12:03,925
‫« مونارک: میراث هیولاها »

109
00:12:11,213 --> 00:12:12,708
‫روز یک.

110
00:12:12,533 --> 00:12:19,216
‫[مقر اصلی مونارک - آرلینگتن، ویرجینیا]
‫[سال 1958]

111
00:12:14,149 --> 00:12:15,353
‫- صبح به خیر.
‫- صبح به خیر.

112
00:12:15,488 --> 00:12:16,481
‫صبح به خیر.

113
00:12:19,958 --> 00:12:21,917
‫صبح به خیر دکتر میورا، آقای راندا.

114
00:12:23,156 --> 00:12:24,387
‫صبح به خیر.

115
00:12:24,523 --> 00:12:27,096
‫آلیس. من منشی جدید آقای راندا هستم.

116
00:12:28,534 --> 00:12:29,827
‫واقعاً؟

117
00:12:29,962 --> 00:12:31,300
‫البته.

118
00:12:31,436 --> 00:12:33,371
‫منشیتون تازه رفتن کمی
‫شیرینی بگیرن دکتر میورا.

119
00:12:33,506 --> 00:12:34,565
‫زود بر می‌گردن.

120
00:12:35,638 --> 00:12:36,633
‫اوه، خیلی خب.

121
00:12:38,335 --> 00:12:40,110
‫خیلی باملاحظه بود.

122
00:12:40,246 --> 00:12:43,211
‫خیلی خب. این دفاتر جدید مونارکه.

123
00:12:45,084 --> 00:12:47,380
‫دفتر شما این‌جاست دکتر.

124
00:12:48,080 --> 00:12:49,118
‫بفرمایید.

125
00:12:50,356 --> 00:12:51,282
‫پشمام.

126
00:12:51,418 --> 00:12:53,383
‫دفتر شما هم بغلیه آقای راندا.

127
00:12:53,518 --> 00:12:55,854
‫تقریباً به خوبی همینه.

128
00:12:55,989 --> 00:12:57,223
‫آره.

129
00:12:57,359 --> 00:12:59,731
‫«این رو خراب نکن. از طرف ژنرال پاکت.»

130
00:12:59,867 --> 00:13:02,329
‫- این مرد خوب بلده حرف بزنه.
‫- آره.

131
00:13:04,396 --> 00:13:06,262
‫باورت میشه؟

132
00:13:06,398 --> 00:13:08,330
‫مونارک تو سه غاره.

133
00:13:08,466 --> 00:13:11,338
‫می‌دونی، عکس‌های تو از تایتان
‫باعث شد ما این پایگاه‌ها رو بگیریم.

134
00:13:12,440 --> 00:13:14,212
‫نمی‌تونم برای برگشت به میدون صبر کنم.

135
00:13:15,674 --> 00:13:17,881
‫حداقل قبل از این
‫که نقشه ماموریت بعدی رو بریزیم،

136
00:13:18,016 --> 00:13:19,480
‫- وسایل رو در بیار.
‫- باشه.

137
00:13:19,616 --> 00:13:22,651
‫به علاوه این که نمی‌دونیم چه قدر طول می‌کشه
‫تا اون تایتان دوباره خودش رو نشون بده.

138
00:13:22,786 --> 00:13:23,755
‫اون چیه؟

139
00:13:23,891 --> 00:13:25,485
‫هیرو برای دفترهای جدید
‫این کار رو کرد.

140
00:13:25,620 --> 00:13:27,825
‫تصمیم گرفتیم اسمش رو هیروساروس بذاریم.
‫نظرت چیه؟

141
00:13:27,961 --> 00:13:30,161
‫تق تق.

142
00:13:30,297 --> 00:13:32,791
‫- هی، تو رو ببین، کاملاً رسمی پوشیدی.
‫- آره. آره.

143
00:13:32,926 --> 00:13:35,461
‫خب، یه همچین مکان مجللی.
‫با خودم فکر کردم باید لباس خوب بپوشم.

144
00:13:36,160 --> 00:13:37,166
‫سلام لی.

145
00:13:38,029 --> 00:13:39,168
‫کی.

146
00:13:41,271 --> 00:13:43,239
‫عه... می‌خوای کمکمون کنی
‫این‌جا رو مسیحی کنیم؟

147
00:13:43,374 --> 00:13:46,105
‫درواقع، اگه من رو ببخشین...

148
00:13:46,240 --> 00:13:48,575
‫دوست دارم حرفی بزنم.

149
00:13:48,711 --> 00:13:49,706
‫آره.

150
00:13:55,449 --> 00:13:57,818
‫شش سال پیش،
‫وقتی برای اولین بار باهاتون ملاقات کردم.

151
00:13:57,953 --> 00:14:01,057
‫اولین افکارم این بودن

152
00:14:01,192 --> 00:14:03,661
‫که این دوتا قراره خودشون رو به کشتن بدن.

153
00:14:03,797 --> 00:14:04,964
‫و بعد بالاخره متوجه شدم

154
00:14:05,099 --> 00:14:08,324
‫که درواقع... احتمالش بیشتره
‫که شما دوتا من رو به کشتن بدین.

155
00:14:09,663 --> 00:14:11,799
‫اما الان دیگه خیلی مشخصه

156
00:14:11,934 --> 00:14:15,601
‫که شما نه تنها کاملاً توانایی
‫مراقبت از خودتون رو دارین

157
00:14:15,737 --> 00:14:19,838
‫بلکه احتمالاً یه روزی
‫قراره همه‌مون رو نجات بدین.

158
00:14:19,974 --> 00:14:21,606
‫پس، به سلامتیتون.

159
00:14:24,080 --> 00:14:28,316
‫سخن خوبی بود اما چرا حس می‌کنم
‫که داری باهام بهم میزنی؟

160
00:14:29,490 --> 00:14:30,747
‫چهره پوکرم بده، ها؟

161
00:14:32,218 --> 00:14:34,316
‫خب...

162
00:14:34,451 --> 00:14:36,418
‫برای ماموریت جدیدی انتخاب شدم.

163
00:14:36,554 --> 00:14:38,492
‫- چی؟
‫- نه.

164
00:14:38,627 --> 00:14:41,760
‫این مسخره‌ست. همین الان به پاکت زنگ میزنم.

165
00:14:41,895 --> 00:14:44,297
‫وایسا، نه، نکن.
‫من قبل این با ژنرال صحبت کردم.

166
00:14:44,433 --> 00:14:46,664
‫عه... اون کسیه که درخواستم رو تایید کرد.

167
00:14:47,566 --> 00:14:49,367
‫- درخواست تو؟
‫- آره.

168
00:14:49,502 --> 00:14:51,007
‫آره، اون داره ستاره سومش رو می‌گیره

169
00:14:51,143 --> 00:14:54,740
‫و بهم پیشنهاد یه جایگاه
‫توی کارکنانش رو داد.

170
00:14:56,576 --> 00:14:57,982
‫خب، گمونم من همیشه فکر می‌کردم

171
00:14:58,118 --> 00:14:59,983
‫که ما این چیزها رو با همدیگه می‌گذرونیم.

172
00:15:00,118 --> 00:15:02,186
‫بدون تو اوضاع مثل قبل نمیشه لی.

173
00:15:02,322 --> 00:15:05,916
‫بچه‌ها، من دارم به مری‌لند میرم نه ماه.

174
00:15:06,051 --> 00:15:08,550
‫ببین، اهمیتی به تدارکات نمیدیم لی.

175
00:15:08,686 --> 00:15:10,051
‫فکر می‌کردم این‌جا خوشحالی.

176
00:15:10,187 --> 00:15:12,731
‫مسئله خوشحال بودن یا نبودنم نیست بیلی.

177
00:15:12,867 --> 00:15:15,033
‫مسئله راجع به اینه
‫که چه چیزی برای همه‌مون بهتره.

178
00:15:16,600 --> 00:15:17,596
‫پس...

179
00:15:19,264 --> 00:15:20,368
‫به سلامتی مونارک.

180
00:15:38,523 --> 00:15:39,448
‫می؟

181
00:15:39,584 --> 00:15:41,191
‫هی. عه...

182
00:15:42,226 --> 00:15:44,491
‫متاسفم که توی خاکسپاری نبودم.

183
00:15:44,626 --> 00:15:47,593
‫و فکر کردم شاید اون‌جا من رو نخوان.

184
00:15:47,728 --> 00:15:49,934
‫و نمی‌دونم، بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد،

185
00:15:50,070 --> 00:15:52,160
‫درک می‌کنم اگه این‌جا کسی من رو نخواد.

186
00:15:52,296 --> 00:15:53,503
‫می‌تونم...

187
00:15:55,941 --> 00:15:56,971
‫با کیت صحبت نکردی؟

188
00:15:57,106 --> 00:15:59,438
‫نه. نه، اول اومدم این‌جا.

189
00:15:59,574 --> 00:16:01,541
‫می‌خواستم ببینم حالت چه طوره.

190
00:16:12,259 --> 00:16:14,653
‫نمی‌خوام راجع بهش صحبت کنم.
‫بیا یه نوشیدنی بگیریم.

191
00:16:39,479 --> 00:16:41,181
‫بذارش کنار.

192
00:16:41,316 --> 00:16:42,780
‫تو تحت فرمان من نیستی.

193
00:16:43,456 --> 00:16:45,221
‫بابا.

194
00:16:45,356 --> 00:16:47,626
‫چند وقت شده؟
‫سه سال؟ چهار سال؟

195
00:16:47,761 --> 00:16:49,517
‫- پنج.
‫- پنج سال.

196
00:16:49,653 --> 00:16:50,621
‫- آره.
‫- لعنتی.

197
00:16:50,757 --> 00:16:52,361
‫- آره.
‫- خب، بهتره که بیای تو.

198
00:16:52,496 --> 00:16:54,561
‫- خیلی حرف‌ها برای گفتن داریم.
‫- آره.

199
00:16:57,767 --> 00:17:00,567
‫{\an8}[سرهنگ لیلند لافایت شاو دو]

200
00:16:59,331 --> 00:17:03,204
‫باورم نمیشه که با پسرم
‫به یه جا اعزام شدم.

201
00:17:03,339 --> 00:17:04,939
‫جامعه صمیمی‌ـی داریم این‌جا.

202
00:17:05,075 --> 00:17:07,575
‫من نصف افسران ارشد این‌جا رو می‌شناسم.
‫جز مسائل پایه‌ست.

203
00:17:07,710 --> 00:17:10,005
‫- بهت به خوبی رسیدگی میشه.
‫- داری چی کار می‌کنی؟

204
00:17:11,184 --> 00:17:14,050
‫خب، برای جشن گرفتن ماموریت جدیدته.

205
00:17:14,186 --> 00:17:16,320
‫نه، نه، فردا روز اولمه.

206
00:17:16,455 --> 00:17:19,057
‫نمی‌تونی ساعت هشت شب
‫یه نوشیدنی بنوشی؟

207
00:17:19,193 --> 00:17:21,658
‫نه، می‌خوام کاملاً مرتب باشم.
‫می‌خوام در بهترین حالتم باشم.

208
00:17:21,793 --> 00:17:23,151
‫حق با توـه.

209
00:17:23,287 --> 00:17:27,297
‫من که می‌دونم تایید پاکت
‫چه قدر برات ارزش داره.

210
00:17:30,002 --> 00:17:32,731
‫خیلی خب، باشه.
‫یه دونه. یه نوشیدنی.

211
00:17:33,799 --> 00:17:35,836
‫من که مشکلی ندارم.
‫این‌ها ارزون نیستن.

212
00:17:35,971 --> 00:17:36,966
‫کسشر میگی.

213
00:17:49,180 --> 00:17:52,287
‫حب، قراره راجع بهش صحبت کنیم؟

214
00:17:52,423 --> 00:17:55,485
‫- راجع به چی صحبت کنیم؟
‫- دلیل این که چرا مونارک رو ترک کردی؟

215
00:17:55,621 --> 00:17:57,560
‫آره، نمی‌دونم که...

216
00:17:57,695 --> 00:17:59,691
‫واقعاً این یکی از بهترین ویژگی‌هامون نیست،
‫می‌دونی چی میگم؟

217
00:17:59,826 --> 00:18:01,390
‫- چی؟ حرف زدن؟
‫- حرف زدن راجع به مسائل خصوصی.

218
00:18:01,526 --> 00:18:03,060
‫اوه، خصوصیه.

219
00:18:03,195 --> 00:18:05,297
‫خب، با کسی دعوا افتادی
‫یا با کسی خوابیدی؟

220
00:18:05,433 --> 00:18:06,600
‫یا خدا بابا. بیخیال.

221
00:18:06,735 --> 00:18:08,437
‫چرا فقط همین دوتا گزینه وجود داره، ها؟

222
00:18:08,572 --> 00:18:10,536
‫پس مسئله احساسیه. همسر یه افسر؟

223
00:18:10,672 --> 00:18:12,168
‫- منشی؟
‫- وای. خیلی خب. نمی‌خوای

224
00:18:12,304 --> 00:18:13,844
‫- این رو ول کنی؟
‫- پرستار ارتش؟ مادر یه کسی؟

225
00:18:13,979 --> 00:18:15,246
‫همکارم بود بابا.

226
00:18:16,112 --> 00:18:17,548
‫اون همکارم بود.

227
00:18:17,684 --> 00:18:18,975
‫یه دانشمند.

228
00:18:20,318 --> 00:18:23,383
‫باهوش‌ترین فردی که تا حالا دیدم.

229
00:18:23,518 --> 00:18:25,190
‫و اون با کسیه فکر کنم.

230
00:18:25,326 --> 00:18:27,786
‫با دومین باهوش‌ترین فردی
‫که تو زندگیم دیدم تو رابطه‌ست.

231
00:18:28,688 --> 00:18:29,994
‫و این که ترجیح میدم کلاهم رو بخورم

232
00:18:30,129 --> 00:18:32,527
‫تا این که تو صورتش
‫به این موضوع اعتراف کنم.

233
00:18:34,700 --> 00:18:36,064
‫آره.

234
00:18:36,200 --> 00:18:37,601
‫می‌دونی که عاشق این کشورم

235
00:18:37,737 --> 00:18:40,663
‫اما ما رو فریب میده که فکر کنیم
‫گاهی اوقات می‌تونیم همه‌چیز رو داشته باشیم.

236
00:18:40,798 --> 00:18:43,266
‫موفقیت، خوشحالی، خانواده.

237
00:18:43,401 --> 00:18:44,803
‫اما شرافت.

238
00:18:46,244 --> 00:18:48,279
‫اون بدون بها به دست نمیاد.

239
00:18:49,448 --> 00:18:51,579
‫زیاد مطمئن نیستم
‫اون رو هم نگه داشته باشم.

240
00:18:53,119 --> 00:18:54,714
‫تو کشیدی کنار، مگه نه؟

241
00:18:57,484 --> 00:19:00,049
‫اوهوم. آره.

242
00:19:03,024 --> 00:19:04,958
‫- یکی دیگه می‌خوای؟
‫- نه، اون رو با خساست ریختی.

243
00:19:05,093 --> 00:19:07,958
‫بقیه همون یه نوشیدنیم رو می‌خوام.

244
00:19:11,503 --> 00:19:12,962
‫- می‌دونی، عه...
‫- ممنون.

245
00:19:13,098 --> 00:19:15,897
‫- ...پیش همین میز نشستم...
‫- ممنون.

246
00:19:16,033 --> 00:19:18,101
‫...خیلی بیشتر از چیزی که بخوام اعتراف کنم،

247
00:19:18,237 --> 00:19:22,841
‫و با خودم فکر کردم چرا پروژه ساعت‌شنی
‫با یه فاجعه به پایان رسید.

248
00:19:28,482 --> 00:19:29,584
‫چی اشتباه پیش رفت؟

249
00:19:30,948 --> 00:19:33,854
‫اتساع زمان، البته.

250
00:19:33,989 --> 00:19:37,624
‫بدون اون دانش، تمام معادلات مشکل داشت.

251
00:19:37,759 --> 00:19:40,663
‫معجزه بود که اون شکاف همه‌مون رو نکشت.

252
00:19:42,269 --> 00:19:45,328
‫بعد از اون تو فهرست سیاه قرار گرفتم.

253
00:19:45,463 --> 00:19:51,166
‫ویزام باطل شد. شهرتم خراب شد.
‫اختراعاتم نابود شدن.

254
00:19:52,012 --> 00:19:53,940
‫- همه‌چیز؟
‫- اوهوم.

255
00:19:54,076 --> 00:19:58,007
‫بهم گفتن حتی اگه فقط
‫به یه ایزوتوپ دیگه نگاه کنم،

256
00:19:58,142 --> 00:20:01,176
‫مونارک من رو به مدیریت دارایی می‌فرسته.

257
00:20:02,353 --> 00:20:05,488
‫این تا وقتی بود که هیروشی اومد سراغم.

258
00:20:06,557 --> 00:20:09,290
‫می‌خواست راجع به تلفن تایتانم بدونه.

259
00:20:09,426 --> 00:20:11,157
‫تلفن تایتان؟

260
00:20:11,293 --> 00:20:13,663
‫عه... دستگاه سوزوکی.

261
00:20:13,798 --> 00:20:18,164
‫بهش گفتم که سال‌ها قبل مونارک گرفتتش

262
00:20:18,299 --> 00:20:23,339
‫اما هیروشی مقدمات از ابتدا ساختنش رو چید.

263
00:20:23,475 --> 00:20:25,743
‫- به سلامتی هیرو. نوش.
‫- آره.

264
00:20:25,879 --> 00:20:27,136
‫نوش.

265
00:20:28,138 --> 00:20:29,779
‫- نوش.
‫- نوش.

266
00:20:31,443 --> 00:20:34,682
‫اه، من می‌خواستم از همه بیشتر بنوشم
‫اما به نظر میرسه که تموم کردیم.

267
00:20:35,782 --> 00:20:38,048
‫عه... اون ور باز هست.

268
00:20:40,226 --> 00:20:43,020
‫دیدن این که کارم با اون ادامه پیدا می‌کنه،

269
00:20:43,797 --> 00:20:45,055
‫من رو بازسازی کرد.

270
00:20:52,731 --> 00:20:54,097
‫این یکی هم تموم شده زوک.

271
00:20:55,367 --> 00:20:58,035
‫چرا بهم نشون نمیدی که خوب‌ها رو
‫کجا نگاه می‌داری؟

272
00:21:09,855 --> 00:21:11,356
‫وای خدا.

273
00:21:19,926 --> 00:21:22,631
‫وای، لعنتی. وای، لعنتی.

274
00:21:27,000 --> 00:21:34,000
سینمافریک

275
00:21:38,775 --> 00:21:41,310
‫هی. این‌جا چی کار می‌کنی؟
‫فکر کردم فرستادنت توی تالار هاج.

276
00:21:41,445 --> 00:21:43,946
‫یه جلسه زود وقت داشتم.
‫صبحونه رو پیچوندم. گرسنه‌ای؟

277
00:21:44,081 --> 00:21:46,247
‫چند بلوک اون‌ورتر یه رستوران هست.

278
00:21:46,383 --> 00:21:49,087
‫پنکیک‌هایی داره که انقدر خوبن
‫که باعث میشن گریه کنی.

279
00:21:49,222 --> 00:21:50,859
‫خب، این پیشنهاد خیلی خوبیه اما فکر نکنم

280
00:21:50,995 --> 00:21:52,493
‫- که خوب باشه که اولین روزم دیر کنم.
‫- مزخرف میگی.

281
00:21:52,629 --> 00:21:53,792
‫از قبل به پاکت خبر دادم.

282
00:21:53,928 --> 00:21:55,626
‫- من غذا خورده‌ام، پس...
‫- پسرم،

283
00:21:55,762 --> 00:21:58,469
‫اگه یکی از اون پنکیک‌ها رو نخوری،
‫میدم محاکمه نظامیت کنن.

284
00:22:01,804 --> 00:22:04,442
‫خیلی خب. یه فنجون قهوه. همین.

285
00:22:05,511 --> 00:22:07,346
‫آخرین باری که تو سوتا بودیم رو یادته؟

286
00:22:08,773 --> 00:22:11,640
‫آره، عه... سال جدید بود.

287
00:22:11,775 --> 00:22:12,979
‫آره.

288
00:22:13,114 --> 00:22:16,486
‫تصادفاً اون یامازاکی 9 هزار دلاری رو
‫برامون آورد.

289
00:22:16,622 --> 00:22:19,457
‫«قورت نده! تفش کن توی بطری!»

290
00:22:22,495 --> 00:22:25,091
‫تصور این که زندگیم
‫اون شکلی بود سخته.

291
00:22:25,227 --> 00:22:28,224
‫رفتن به بارهای ویسکی
‫و وقت گذروندن با آمریکایی‌های خفن.

292
00:22:29,132 --> 00:22:30,325
‫کی؟ من؟

293
00:22:34,698 --> 00:22:37,838
‫حالا، من فقط یه آدمیم
‫که خونریزی باباش تو خاک رو تماشا کرد.

294
00:22:38,973 --> 00:22:41,143
‫بیخیال کنتارو.
‫لازم نیست این کار رو بکنیم.

295
00:22:41,278 --> 00:22:42,209
‫همیشه می‌تونیم بریم خونه.

296
00:22:42,345 --> 00:22:44,174
‫نه، نه، من مشکلی ندارم.

297
00:22:48,278 --> 00:22:49,682
‫کی همه این‌ها رو اضافه کرد؟

298
00:22:49,817 --> 00:22:51,383
‫به نظرت سوتا این سمتیه؟

299
00:22:57,830 --> 00:22:58,830
‫خوش اومدین.

300
00:22:59,830 --> 00:23:01,170
‫یه میز برای دو نفر؟

301
00:23:01,250 --> 00:23:02,790
‫- بله.
‫- از این سمت.

302
00:23:03,630 --> 00:23:04,920
‫این‌جا سوتا نیست؟

303
00:23:05,010 --> 00:23:06,090
‫چه اتفاقی افتاد؟

304
00:23:06,170 --> 00:23:08,010
‫منظورتون صاحب قبلیه؟

305
00:23:08,833 --> 00:23:11,971
‫- سلام.
‫- تقریباً یه سال پیش فروخت اما...

306
00:23:12,100 --> 00:23:15,180
‫به نظرم از این‌جا هم
‫واقعاً خوشتون بیاد.

307
00:23:21,379 --> 00:23:23,686
‫نه، بیا بریم یه جای دیگه. این...

308
00:23:23,821 --> 00:23:25,850
‫نه، من...
‫اومدم یه نوشیدنی تو سوتا بنوشم.

309
00:23:25,985 --> 00:23:27,689
‫من... من یه نوشیدنی لعنتی می‌گیرم.

310
00:23:27,824 --> 00:23:29,659
‫- خوش‌اومدین.
‫- ویسکی.

311
00:23:30,530 --> 00:23:31,910
‫ویسکی دارین؟

312
00:23:31,990 --> 00:23:35,410
‫ما... ویسکی ترش تمشک آبی داریم؟

313
00:23:35,490 --> 00:23:37,790
‫باشه اما بدون تمشک آبی.

314
00:23:41,835 --> 00:23:43,904
‫عه...

315
00:23:45,201 --> 00:23:49,547
‫ممنون. عه...

316
00:23:51,416 --> 00:23:53,916
‫خب، به سلامتی بابا.

317
00:23:55,113 --> 00:23:57,115
‫الان چند وقته که پاکی؟

318
00:23:58,684 --> 00:24:03,088
‫هیروشی دلش نمی‌خواست که مرگش
‫باعث بشه سال‌ها پاکیت خراب بشه.

319
00:24:04,595 --> 00:24:06,390
‫آروم باش زوک. تنها چیزی

320
00:24:06,526 --> 00:24:08,662
‫که علاقه دارم نابودش کنم
‫اون هیولاییه که کشتتش.

321
00:24:08,797 --> 00:24:10,564
‫نه، تو نمی‌تونی یه تایتان رو نابود کنی.

322
00:24:10,700 --> 00:24:12,732
‫نه، نمی‌تونم اما گودزیلا می‌تونه

323
00:24:12,868 --> 00:24:14,198
‫و من به طور اتفاقی تو خونه مردیم

324
00:24:14,334 --> 00:24:16,771
‫که می‌دونه چه طور توجهش رو جلب کنه.

325
00:24:16,906 --> 00:24:19,871
‫برای همینه خودت رو به این‌جا دعوت کردی.

326
00:24:21,781 --> 00:24:24,580
‫راستش رو بگم زوک،
‫فقط سعی دارم کمک کنم زنده بمونیم.

327
00:24:24,716 --> 00:24:27,351
‫هیچ کاری که سعی داریم
‫انجام بدیم به نظر درست نمیاد...

328
00:24:27,487 --> 00:24:29,444
‫...اما نمی‌تونم دست از تلاش بردارم.

329
00:24:31,591 --> 00:24:33,789
‫هنوز می‌تونیم میلیون‌ها
‫زندگی رو نجات بدیم زوک.

330
00:24:34,958 --> 00:24:37,452
‫خودت این رو می‌دونی.
‫فقط لازمه انجامش بدی.

331
00:24:43,798 --> 00:24:45,735
‫لازمه که گوجه‌هام رو ببینی.

332
00:24:50,768 --> 00:24:53,975
‫بعد از دیدن ارتقایی که هیروشی
‫به تلفن تایتان من داد،

333
00:24:54,110 --> 00:24:57,846
‫الهام گرفتم که چیز جدیدی بسازم.

334
00:24:58,843 --> 00:25:00,775
‫وای، آره.

335
00:25:00,911 --> 00:25:04,648
‫میشه از این استفاده کرد
‫تا یه تایتان رو از یه شهر بزرگ دور کرد؟

336
00:25:04,783 --> 00:25:06,283
‫روی برگه آره.

337
00:25:07,418 --> 00:25:09,694
‫میشه به سمت یه هدف انتخابی کشیدش؟

338
00:25:09,829 --> 00:25:12,487
‫- عه...
‫- داریم از لحاظ تئوری میگیم، درسته؟

339
00:25:12,622 --> 00:25:15,033
‫پس بهم بگو. چه طور کار می‌کنه؟

340
00:25:15,168 --> 00:25:16,792
‫این کار رو نکرد. ببین،

341
00:25:16,927 --> 00:25:20,635
‫برای سال‌ها دنبال سوالی اشتباهی بودم.

342
00:25:20,771 --> 00:25:23,334
‫حالا که راجع به اتساع زمان می‌دونم،

343
00:25:23,469 --> 00:25:26,806
‫به سادگی فقط نیازه که فاصله زمانی

344
00:25:26,941 --> 00:25:29,548
‫بین دنیای ما و اکسیس موندی حساب کنم.

345
00:25:30,775 --> 00:25:31,709
‫اه.

346
00:25:31,845 --> 00:25:33,278
‫سوال درست این نیست

347
00:25:33,413 --> 00:25:38,615
‫که آخرین بار کجا گودزیلا رو دیدی،
‫بلکه اینه که کی دیدیش.

348
00:25:38,751 --> 00:25:39,756
‫آره.

349
00:25:46,756 --> 00:25:49,799
‫چند سال پیش آنفولانزا داشتم رو یادته؟

350
00:25:51,000 --> 00:25:53,833
‫تازه اومدم این‌جا.
‫توی یه کشور جدید بودم

351
00:25:53,969 --> 00:25:57,433
‫و برای خودم ناراحت بودم.

352
00:25:58,802 --> 00:26:03,472
‫خیلی غمگین و تنها بودم
‫و تو دم خونه‌م پیدات شد،

353
00:26:04,380 --> 00:26:05,375
‫رامن داشتی

354
00:26:06,811 --> 00:26:09,847
‫و تمام قسمت‌ها سه‌گانه بازگشت به آینده

355
00:26:09,982 --> 00:26:11,381
‫برای سه شب پشت هم.

356
00:26:13,050 --> 00:26:15,924
‫می‌دونی که این پرمحبت‌ترین کاری بود
‫که کسی تا حالا برام انجام داده بود.

357
00:26:18,823 --> 00:26:20,159
‫واقعاً؟

358
00:26:21,666 --> 00:26:24,327
‫هنوز می‌تونی یه مرد مهربون

359
00:26:24,463 --> 00:26:29,201
‫که تقلید خیلی بدی
‫از دکتر براون انجام میده باشی.

360
00:26:35,081 --> 00:26:36,076
‫متاسفم.

361
00:26:39,180 --> 00:26:40,542
‫- نه، مشکلی نیست.
‫- ببین، اشتباه منه.

362
00:26:40,677 --> 00:26:43,215
‫- نه، مشکلی نیست.
‫- من راندای اشتباهم.

363
00:26:44,218 --> 00:26:45,388
‫این عجیبه.

364
00:26:45,524 --> 00:26:46,955
‫خواهرم رو ترجیح میدی، نه؟

365
00:26:48,256 --> 00:26:49,954
‫- کنتارو...
‫- خب، نمی‌دونم. شاید...

366
00:26:50,090 --> 00:26:51,696
‫به هرحال اون تو رو نخواست.

367
00:26:59,770 --> 00:27:01,431
‫بهت یکم فضا میدم.

368
00:27:02,607 --> 00:27:04,038
‫صبح باهات تماس می‌گیرم.

369
00:27:06,000 --> 00:27:13,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

370
00:27:14,784 --> 00:27:15,951
‫اون رو دوتاش کن.

371
00:27:18,648 --> 00:27:20,384
‫دیدم با قرارت بحثت شد.

372
00:27:21,052 --> 00:27:22,056
‫بابتش متاسفم.

373
00:27:23,328 --> 00:27:24,322
‫اون یه قرار نبود.

374
00:27:25,797 --> 00:27:27,556
‫باید شانست رو امتحان می‌کردی، درسته؟

375
00:27:34,933 --> 00:27:37,269
‫نوش.

376
00:27:43,212 --> 00:27:45,475
‫کی می‌دونه؟ شاید
‫همه این‌ها تا فردا تموم شد.

377
00:27:50,688 --> 00:27:52,251
‫مشکلی نداره بهت ملحق شم؟

378
00:28:00,761 --> 00:28:01,898
‫خنده‌دار نیست؟

379
00:28:02,631 --> 00:28:03,796
‫این ستاره‌ها.

380
00:28:03,932 --> 00:28:05,462
‫این‌ها از یه زمان دیگه‌ن.

381
00:28:06,463 --> 00:28:08,839
‫نوری که ما الان می‌بینیم،
‫گذشته اون‌هاست.

382
00:28:09,672 --> 00:28:11,138
‫قبلاً اتفاق افتاده

383
00:28:12,238 --> 00:28:16,715
‫اما یه جوری نور به راه خودش ادامه میده

384
00:28:17,717 --> 00:28:20,147
‫مثل یه خاطره‌ای که جلوی
‫محو شدنش رو می‌گیره.

385
00:28:21,312 --> 00:28:23,051
‫این باعث خاطر جمعیت میشه؟

386
00:28:23,819 --> 00:28:25,581
‫چیزیه که به خودم میگم.

387
00:28:27,684 --> 00:28:31,928
‫یه جایی تو بخشی از کهکشان...

388
00:28:34,161 --> 00:28:36,163
‫نور هیروشی هنوز داره می‌درخشه.

389
00:28:54,849 --> 00:28:57,514
‫کیت، تکون نخور.

390
00:28:58,282 --> 00:29:00,352
‫اون موج‌های کوچک توی آب،

391
00:29:01,427 --> 00:29:02,860
‫اون رو قبلاً دیدم.

392
00:29:04,353 --> 00:29:06,195
‫وقتی که تایتان ایکس نزدیک بود.

393
00:29:06,331 --> 00:29:07,392
‫نه...

394
00:29:09,330 --> 00:29:11,561
‫اما باید هزاران مایل دورتر باشه.

395
00:29:13,305 --> 00:29:14,300
‫آره.

396
00:29:15,973 --> 00:29:18,309
‫چند وقته که این داستان داره پیش میاد؟

397
00:29:18,445 --> 00:29:20,843
‫از وقتی که تایتان ایکس رو آزاد کردم.

398
00:29:20,979 --> 00:29:22,814
‫پس توی هواپیما منظورت این بود.

399
00:29:23,583 --> 00:29:25,113
‫نمی‌دونستم که چی بود.

400
00:29:26,410 --> 00:29:27,944
‫فکر می‌کردم دارم دیوونه میشم.

401
00:29:28,079 --> 00:29:29,315
‫نه، دیوونه نیستی.

402
00:29:31,722 --> 00:29:32,890
‫همه‌چیز رو بهم بگو.

403
00:29:35,525 --> 00:29:38,963
‫باید سیگنالی که داری
‫دریافت می‌کنی رو اندازه‌گیری کنیم.

404
00:29:39,098 --> 00:29:41,932
‫ممکنه بتونیم بخشی
‫از تجهیزت سوزوکی رو نوسازی کنیم.

405
00:29:43,101 --> 00:29:45,569
‫- دارن چی کار می‌کنن؟
‫- نمی‌دونم.

406
00:29:45,704 --> 00:29:47,003
‫داری چی کار می‌کنی؟

407
00:29:49,137 --> 00:29:51,775
‫اون چیه؟
‫چی کار می‌کنه؟

408
00:29:51,910 --> 00:29:53,735
‫خب، همین رو می‌خوایم بفهمیم.

409
00:29:55,541 --> 00:29:58,914
‫فقط می‌خوایم قابلیت‌هاش رو آزمایش کنیم.

410
00:29:59,049 --> 00:30:00,613
‫به کوهستان اسوری میریم.

411
00:30:00,749 --> 00:30:05,217
‫یه شکاف اون‌جاست، همونی
‫که سال 1982 جلوش بیدار شدم.

412
00:30:05,352 --> 00:30:07,489
‫می‌خوای یه شکاف به اکسیس موندی باز کنی؟

413
00:30:07,625 --> 00:30:09,254
‫الان که نه، نه.

414
00:30:09,389 --> 00:30:11,225
‫فقط می‌خوایم بدون امکان پذیره یا نه.

415
00:30:12,058 --> 00:30:13,989
‫برای چه هدفی؟

416
00:30:14,124 --> 00:30:16,833
‫چرا باید خطر اومدن یه تایتان دیگه
‫به این دنیا رو به جون بخری؟

417
00:30:16,969 --> 00:30:19,802
‫گودزیلا فقط یه تایتان دیگه نیست.

418
00:30:19,937 --> 00:30:22,299
‫اصلاً راجع به چی حرف میزنی؟

419
00:30:22,434 --> 00:30:25,299
‫وای خدای من.
‫گودزیلا و تایتان ایکس،

420
00:30:25,435 --> 00:30:27,137
‫می‌خوای باهم مبارزه کنن.

421
00:30:27,272 --> 00:30:29,378
‫آره، می‌خوام باهم مبارزه کنن.

422
00:30:29,514 --> 00:30:33,044
‫اما امیدوارم که توی زمان
‫و مکانی که ما تعیین می‌کنیم، مبارزه کنن.

423
00:30:33,180 --> 00:30:35,447
‫عقلت رو از دست دادی؟

424
00:30:35,583 --> 00:30:38,384
‫سگ‌های جنگی نیستن
‫که به جون همدیگه بندازیمشون.

425
00:30:39,753 --> 00:30:42,784
‫اگه بزرگ‌ترین و بدترین سگ
‫توی مبارزه رو داشته باشی چی؟

426
00:30:44,125 --> 00:30:46,057
‫ببین، ما یه شکاف باز نمی‌کنیم.

427
00:30:46,193 --> 00:30:49,832
‫- فقط می‌خوایم قابلیت‌هاش رو آزمایش کنیم.
‫- قابلیت‌هاش رو آزمایش کنیم.

428
00:30:49,967 --> 00:30:51,936
‫شبیه ژنرال‌ها به نظر میرسی لی.

429
00:30:52,071 --> 00:30:55,068
‫نمی‌تونی گودزیلا رو کنترل کنی،
‫خودت این رو می‌دونی.

430
00:30:55,203 --> 00:30:56,974
‫تو اون مردی نیستی که می‌شناختم.

431
00:30:59,440 --> 00:31:01,770
‫نمی‌دونم کی،
‫شاید این چیز خوبی باشه.

432
00:31:03,570 --> 00:31:07,990
‫دکتر سوزوکی... لطفاً...

433
00:31:08,070 --> 00:31:10,990
‫متاسفم دکتر راندا، اما...

434
00:31:11,070 --> 00:31:15,080
‫بهای هیچ کاری نکردن خیلی زیاده.

435
00:31:15,293 --> 00:31:17,494
‫اما این‌ها موجودات زنده‌ن لی.

436
00:31:17,629 --> 00:31:21,355
‫اون‌ها خیلی باهوش‌تر و باستانی‌تر
‫از چیزی هستن که بتونیم تصور کنیم.

437
00:31:21,491 --> 00:31:23,699
‫و ما هم انسان هستیم.

438
00:31:23,835 --> 00:31:25,069
‫و مثل اون هیولاها،

439
00:31:25,205 --> 00:31:27,862
‫تنها کاری که می‌خوایم انجام بدیم
‫اینه که در بالای زنجیره غذایی زنده بمونیم.

440
00:31:29,004 --> 00:31:30,368
‫وضعیت، ما علیه اون‌هاست کی.

441
00:31:30,504 --> 00:31:33,043
‫و در پایان، فقط یه چیزی اهمیت داره.

442
00:31:34,138 --> 00:31:35,144
‫این که کی پیروز میشه.

443
00:31:46,450 --> 00:31:48,784
‫وای. تصاویر روز جی. بنوش.

444
00:31:56,899 --> 00:31:58,360
‫داری چی کار می‌کنی؟

445
00:31:58,496 --> 00:32:01,170
‫دارم شماره‌م رو وارد می‌کنم.

446
00:32:02,399 --> 00:32:03,368
‫با خودم گفتم

447
00:32:03,504 --> 00:32:05,675
‫از اون‌جایی که یه بار
‫،همین امروز ناموفق بودی

448
00:32:05,810 --> 00:32:07,206
‫قرار نیست ازم بخوای.

449
00:32:07,342 --> 00:32:09,739
‫پس خودم ابتکار به خرج دادم.

450
00:32:10,583 --> 00:32:12,082
‫وای. روز جی. بنوش.

451
00:32:18,856 --> 00:32:22,386
‫نشون دادن تمام اون خرابی‌ها و مرگ‌ها
‫پشت هم، فقط باعث میشه مردم بهش بی‌حس بشن

452
00:32:22,522 --> 00:32:24,028
‫مطمئن نیستم باهات موافق باشم.

453
00:32:25,197 --> 00:32:26,631
‫به معنای واقعی کلمه،
‫تبدیلش کردیم به یه بازی نوشیدن.

454
00:32:26,766 --> 00:32:28,561
‫یعنی... این حقیقته.

455
00:32:28,696 --> 00:32:32,464
‫اما شاید نیازه که حساسیتت
‫نسبت بهش کم بشه، می‌دونی؟

456
00:32:32,600 --> 00:32:34,896
‫که وقتی لحظه‌ش رسید،
‫وحشت‌زده نشی.

457
00:32:35,031 --> 00:32:37,167
‫نه، وقتی یه تایتان از راه برسه،
‫وحشت‌زده میشی.

458
00:32:37,303 --> 00:32:38,504
‫گمونم تو این رو بدونی.

459
00:32:42,041 --> 00:32:43,146
‫چی؟

460
00:32:43,281 --> 00:32:45,544
‫چه طور می‌دونی که من قبلاً یه تایتان دیدم؟

461
00:32:46,445 --> 00:32:49,119
‫فقط... گفتم گمونم، فرض کردم.

462
00:32:49,787 --> 00:32:52,914
‫من... من...

463
00:32:54,928 --> 00:32:57,852
‫می‌دونستم خیلی نوشیدم. عه...

464
00:32:57,987 --> 00:32:59,461
‫تو کدوم خری هستی؟

465
00:32:59,597 --> 00:33:01,825
‫اسم من ایزابله
‫و من دختر والتر سیمونزم. من...

466
00:33:01,960 --> 00:33:04,735
‫صبر کن. چی؟ اون‌ها فرستادنت
‫تا جاسوسیم رو بکنی؟

467
00:33:04,870 --> 00:33:06,663
‫نه، نفرستادن.

468
00:33:06,798 --> 00:33:08,201
‫یکم تعقیب وسواسی در کار بود.

469
00:33:08,337 --> 00:33:09,832
‫اما، نه، نه، نه.
‫اون‌ها من رو نفرستادن.

470
00:33:09,967 --> 00:33:11,832
‫درواقع گفتن که نباید بهت نزدیک بشم

471
00:33:11,968 --> 00:33:13,676
‫چون احتمالاً خیلی عصبانی میشی.

472
00:33:13,812 --> 00:33:15,611
‫به نظر توصیه خوبی بود.

473
00:33:15,747 --> 00:33:18,940
‫نمی‌دونم. گمونم فقط باور نمی‌کنم
‫که تو آماده باشی که تسلیم شی

474
00:33:19,075 --> 00:33:21,349
‫و بذاری مونارک یا حتی بدتر،
‫کیت ریاست رو بگیره.

475
00:33:22,585 --> 00:33:24,355
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫شماها هم همینین.

476
00:33:24,491 --> 00:33:25,856
‫نه، لطفاً.

477
00:33:25,992 --> 00:33:27,685
‫بهم یه فرصت بده تا بهت
‫نشون بدم که اشتباه می‌کنی.

478
00:33:33,463 --> 00:33:34,790
‫باید می‌دیدیش بابا.

479
00:33:34,925 --> 00:33:37,000
‫اندازه امپایر استیت بود.

480
00:33:37,135 --> 00:33:38,560
‫بهت میگم، نفسش آتش بود.

481
00:33:38,695 --> 00:33:39,768
‫ممنونم عزیزم.

482
00:33:39,904 --> 00:33:41,095
‫عه... نه، نه. نیازی نیست.

483
00:33:41,230 --> 00:33:42,771
‫- بذار من رسید رو بگیرم. باید برم.
‫- نه.

484
00:33:42,906 --> 00:33:44,769
‫- لی، گوش کن، قرار نیست دیرت بشه.
‫- نه، بابا. دیرم شده.

485
00:33:44,904 --> 00:33:46,440
‫- قرار بود دو ساعت پیش اون‌جا باشم...
‫- ممنون.

486
00:33:46,576 --> 00:33:48,238
‫قرار نیست دیرت بشه چون تو دیگه

487
00:33:48,374 --> 00:33:49,480
‫تحت فرمان پاکت نیستی.

488
00:33:49,615 --> 00:33:50,637
‫چی؟

489
00:33:50,773 --> 00:33:51,982
‫وایسا ببینم، چی؟
‫منظورت چیه؟

490
00:33:52,117 --> 00:33:55,350
‫تو رو به گروه مشاوری نظامی ویتنام
‫منتقل کردم.

491
00:33:56,821 --> 00:33:59,123
‫خنده‌داره.

492
00:33:59,691 --> 00:34:02,159
‫آره. گروه مشاوری نظامی.

493
00:34:03,294 --> 00:34:04,823
‫آره، امروز صبح داشتم این کار رو می‌کردم.

494
00:34:04,959 --> 00:34:06,157
‫چی؟

495
00:34:06,292 --> 00:34:08,059
‫گروه مشاوری... چی کار کردی؟

496
00:34:08,195 --> 00:34:09,599
‫مشاوری نظامی؟

497
00:34:09,734 --> 00:34:10,728
‫درسته.

498
00:34:11,730 --> 00:34:13,871
‫چرا همچین کاری کردی؟

499
00:34:14,006 --> 00:34:16,074
‫چون می‌دونم چی به صلاحته.

500
00:34:17,276 --> 00:34:21,337
‫حالا اگه دعوات تموم شد، بهت توضیح میدم.

501
00:34:21,472 --> 00:34:25,181
‫ببین، اون شغل راحت توی دفتر پاک
‫شاید حیرت‌انگیز به نظر برسه

502
00:34:25,317 --> 00:34:27,350
‫اما اگه یه سابقه‌ای نداشته باشی
‫که مردم بتونن الگوشون قرار بدن،

503
00:34:27,485 --> 00:34:29,549
‫نمی‌تونی توی این ارتش پیشرفت کنی.

504
00:34:30,819 --> 00:34:33,520
‫از وقتی که فرانسوی‌ها
‫تو دین بین پو گند زدن،

505
00:34:33,655 --> 00:34:35,753
‫ما تو اون منطقه دخالت بیشتری داریم

506
00:34:35,889 --> 00:34:38,987
‫که ممکنه به تجربیات درگیری ختم بشه.

507
00:34:40,894 --> 00:34:44,762
‫فقط نمی‌خوام که تو همون اشتباهی
‫که من کردم رو انجام بدی.

508
00:34:44,897 --> 00:34:48,437
‫من به آدم‌های اشتباهی
‫اعتماد کردم، خیلی ساده‌لوح بودم.

509
00:34:48,572 --> 00:34:51,373
‫به سیاست اهمیتی نمیدادم و...

510
00:34:52,574 --> 00:34:54,673
‫توی مسیر شغلی خودم،
‫از قافله عقب موندم.

511
00:34:55,981 --> 00:34:58,273
‫داستان خوبیه.

512
00:34:58,408 --> 00:35:00,444
‫باید باورم کنم که تو مسیر شغلیت
‫از قافله جا موندی

513
00:35:00,579 --> 00:35:01,713
‫چون خیلی ساده‌لوح بودی؟

514
00:35:03,015 --> 00:35:05,946
‫تو چیزی برای گفتن داری،
‫بهتره که بیانش کنی.

515
00:35:06,082 --> 00:35:10,260
‫من ده بار دنیا رو چرخیدم

516
00:35:10,395 --> 00:35:13,327
‫و هیولاهای به اندازه ناوشکن دیدم.

517
00:35:13,463 --> 00:35:14,961
‫با چیزهایی مواجه شدم
‫که نمی‌تونی تصور کنی.

518
00:35:15,096 --> 00:35:18,598
‫آره و بعد از پنج سال،
‫چی برای نشون دادن داری؟

519
00:35:22,072 --> 00:35:25,940
‫بابا. ما سعی داریم...

520
00:35:26,075 --> 00:35:29,809
‫با درک این که این موجودات
‫چه گونه عمل می‌کنن، از مردم محافظت کنیم.

521
00:35:29,944 --> 00:35:32,876
‫لی، فکر می‌کنی اون‌ها می‌خوان
‫یاد بگیرن که چه طور با ما زندگی کنن؟

522
00:35:33,012 --> 00:35:35,676
‫تو... فکر می‌کنی می‌خوان ما رو درک کنن؟

523
00:35:35,812 --> 00:35:38,554
‫نه. اون‌ها می‌خوان ما رو نابود کنن.

524
00:35:38,690 --> 00:35:42,793
‫فقط به زنده موندن اهمیت میدن
‫و بیا یه راز کثیف بهت بگم.

525
00:35:42,929 --> 00:35:44,755
‫ما هم فقط به همین اهمیت میدیم.

526
00:35:44,890 --> 00:35:48,092
‫چون در پایان، فقط یه چیز اهمیت داره.

527
00:35:48,227 --> 00:35:49,596
‫این که کی پیروز میشه.

528
00:35:52,700 --> 00:35:54,898
‫این که کی پیروز میشه، آره،
‫فقط همین اهمیت داره.

529
00:36:03,444 --> 00:36:07,108
‫لی، داره اذیتم می‌کنه.

530
00:36:08,819 --> 00:36:10,282
‫چی؟

531
00:36:10,418 --> 00:36:13,081
‫اگه گودزیلا بیاد چی؟

532
00:36:58,199 --> 00:36:59,369
‫کنتارو!

533
00:37:00,670 --> 00:37:03,470
‫خدا رو شکر این‌جایی،
‫خیلی نگران شده بودم.

534
00:37:25,460 --> 00:37:26,521
‫وای، لعنتی.

535
00:37:26,657 --> 00:37:28,222
‫می! بیا بریم.

536
00:37:58,097 --> 00:37:59,494
‫- کیت؟
‫- چیزی نیست.

537
00:37:59,630 --> 00:38:01,299
‫بهت گفتم نمی‌خواد بهمون آسیبی بزنه.

538
00:38:26,510 --> 00:38:28,720
‫حالت خوبه؟

539
00:38:33,640 --> 00:38:34,890
‫خدا رو شکر.

540
00:38:34,933 --> 00:38:35,927
‫ها؟

541
00:38:39,150 --> 00:38:40,980
‫تو خوبی؟

542
00:38:48,779 --> 00:38:50,678
‫به خونه جدیدت خوش اومدی کاپیتان.

543
00:38:53,312 --> 00:38:55,114
‫قربان.

544
00:38:55,250 --> 00:38:57,751
‫- ممنون سرباز. مرخصی.
‫- روز خوبی داشته باشین قربان.

545
00:39:59,314 --> 00:40:01,175
‫ایزابل هستم. پیغام بذارین.

546
00:40:01,311 --> 00:40:02,981
‫کنتارو هستم.

547
00:40:05,386 --> 00:40:06,556
‫بهم ثابت کن اشتباه می‌کننم.

548
00:40:20,171 --> 00:40:23,631
‫باید جواب‌ به دست بیاریم و قبل از این که لی
‫گودزیلا رو صدا کنه، تایتان ایکس رو پیدا کنیم.

549
00:40:23,767 --> 00:40:27,106
‫اگه واقعاً حسی که داری از تایتان ایکس میاد،

550
00:40:27,241 --> 00:40:29,876
‫پس شاید سیگنالی که داری دریافت می‌کنی،
‫بتونه ما رو به سمتش ببره.

551
00:40:34,679 --> 00:40:36,179
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

552
00:40:42,988 --> 00:40:45,261
‫- آماده؟
‫- آب و الکتریسیته.

553
00:40:45,397 --> 00:40:46,730
‫چه اشتباهی ممکنه پیش بیاد؟

554
00:40:46,866 --> 00:40:49,663
‫مبدل امواجی که از بدنت رد میشن

555
00:40:49,798 --> 00:40:51,535
‫رو به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنه
‫که بتونیم تجزیه و تحلیلشون کنیم.

556
00:41:09,482 --> 00:41:11,247
‫داری چیزی حس می‌کنی؟

557
00:41:14,225 --> 00:41:15,757
‫آمپرش پایینه.

558
00:41:17,427 --> 00:41:19,589
‫سیگنال خیلی ضعیفه.

559
00:41:19,725 --> 00:41:22,731
‫اگه بتونیم یکم به زیر آب ببریمت،
‫ممکنه بتونیم تقویتش کنیم.

560
00:41:25,895 --> 00:41:26,966
‫من ترسیده‌م.

561
00:41:29,440 --> 00:41:31,135
‫آخرین باری که نزدیک‌تر شدم...

562
00:41:33,242 --> 00:41:34,276
‫می‌دونم.

563
00:41:34,411 --> 00:41:37,480
‫کیت، ما آروم پیش میریم.

564
00:41:37,616 --> 00:41:39,847
‫وقتی تا جایی که می‌تونی برو پایین.

565
00:41:40,715 --> 00:41:41,981
‫و خودت می‌فهمی کی ادامه ندی.

566
00:41:43,583 --> 00:41:44,753
‫اگه نتونم چی؟

567
00:41:46,717 --> 00:41:47,723
‫من می‌تونم.

568
00:41:49,852 --> 00:41:50,858
‫من این‌جام.

569
00:42:14,779 --> 00:42:15,850
‫وای خدای من.

570
00:42:16,946 --> 00:42:17,951
‫داره جواب میده.

571
00:43:09,672 --> 00:43:10,866
‫کیت.

572
00:43:11,001 --> 00:43:12,799
‫تو موفق شدی.

573
00:43:12,935 --> 00:43:14,205
‫گوش کن.

574
00:43:32,021 --> 00:43:33,026
‫چی شده؟

575
00:43:34,596 --> 00:43:35,864
‫اون رو می‌شنوی؟

576
00:43:39,732 --> 00:43:40,764
‫اون وحشته.

577
00:43:43,032 --> 00:43:44,037
‫اون ترسه.

578
00:43:51,240 --> 00:43:53,244
‫من... فکر کنم اون گم شده.

579
00:44:12,338 --> 00:44:13,330
‫آره، همینه زوک.

580
00:44:14,230 --> 00:44:15,631
‫من از این‌جا بیرون اومدم.

581
00:44:15,766 --> 00:44:16,905
‫اه.

582
00:44:17,041 --> 00:44:21,071
‫پس بیا ببینیم با احتساب اتساع زمان،

583
00:44:21,207 --> 00:44:23,681
‫محاسباتم می‌تونه گودزیلا رو
‫مکان‌یابی کنه یا نه.

584
00:44:27,145 --> 00:44:28,308
‫مشکل چیه؟

585
00:44:28,443 --> 00:44:30,311
‫با ترکیب انرژی ته مونده شکاف

586
00:44:30,447 --> 00:44:32,819
‫با نیرویی که ما داریم اضافه می‌کیم،

587
00:44:32,954 --> 00:44:36,155
‫می‌تونه باعث ایجاد اختلالات کوانتومی بشه.

588
00:44:38,093 --> 00:44:40,826
‫تنها یه راه برای رد شدن از تداخل وجود داره.

589
00:44:40,962 --> 00:44:43,366
‫یه مسیر به داده‌های جمع‌آوری شده.

590
00:44:43,502 --> 00:44:45,098
‫یه مسیر. خوب به نظر میرسه.

591
00:44:49,904 --> 00:44:51,498
‫من اون مسیرم؟

592
00:44:51,634 --> 00:44:53,639
‫پس... مثل بادبادک بنجامین فرانکلین؟

593
00:44:53,774 --> 00:44:56,814
‫خب، آره. یه جورهایی.

594
00:44:56,949 --> 00:44:59,550
‫ایجاب می‌کنه که به شکاف
‫از اون چیزی که عقلانیه،

595
00:44:59,685 --> 00:45:02,346
‫بیشتر نزدیک بشی.

596
00:45:02,482 --> 00:45:04,917
‫بدترین اتفاقی که می‌تونه
‫این‌جا پیش بیاد چیه؟

597
00:45:05,052 --> 00:45:06,614
‫بدترین...

598
00:45:07,623 --> 00:45:09,617
‫نمی‌دونم.

599
00:45:22,971 --> 00:45:24,664
‫وای خدایا. لی.

600
00:45:24,800 --> 00:45:27,008
‫- متاسفم، خودم اومدم تو. من...
‫- عه...

601
00:45:27,144 --> 00:45:29,135
‫با خودم گفتم این‌جا درحال کار کردن
‫تو آخرهفته، پیدات می‌کنم.

602
00:45:35,616 --> 00:45:36,853
‫عه...

603
00:45:50,500 --> 00:45:54,499
‫لی، من... من متاسفم بیشتر سعی نکردم
‫قانعت کنم که بمونی.

604
00:45:54,635 --> 00:45:55,639
‫نه، نه.

605
00:45:55,775 --> 00:45:58,069
‫خودم می‌خواستم اما به نظر می‌رسید
‫که تو تصمیمت رو گرفتی

606
00:45:58,205 --> 00:46:00,204
‫و وضعی که بینمون بود...

607
00:46:00,340 --> 00:46:02,703
‫من... آره. فکر کنم چیزی که هستم...

608
00:46:04,341 --> 00:46:06,782
‫چیزی که واقعاً اومدم بگم اینه

609
00:46:06,918 --> 00:46:11,745
‫که حتی اگه شما دوتا
‫تنهایی حالتون خوب باشه...

610
00:46:13,856 --> 00:46:15,518
‫مطمئن نیستم که من باشم.

611
00:46:20,031 --> 00:46:24,300
‫کاری که این‌جا داری انجام میدی کی،
‫خیلی اهمیت بیشتری داره

612
00:46:24,435 --> 00:46:28,132
‫و بهت قول میدم

613
00:46:28,268 --> 00:46:31,006
‫که برای مونارک، احساساتم رو کنار میذارم.

614
00:46:32,141 --> 00:46:36,605
‫این در حالتیه که اگه اون جایگاه
‫هنوز در دسترس باشه.

615
00:46:43,145 --> 00:46:44,744
‫البته.

616
00:46:44,880 --> 00:46:47,818
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جای
‫تو رو هیچ‌وقت بگیره لی.

617
00:46:50,393 --> 00:46:52,153
‫کی.

618
00:46:52,289 --> 00:46:53,556
‫چی نظرت رو تغییر داد؟

619
00:46:55,100 --> 00:46:57,330
‫یه نیم نگاه ناراحت به آینده‌م

620
00:46:57,465 --> 00:46:59,694
‫بدون داشتان چندتا روشن‌فکر خوب
‫در کنارم، داشتم.

621
00:47:05,636 --> 00:47:07,274
‫اگه مسیر پیشنهادی بیلی...

622
00:47:07,410 --> 00:47:10,144
‫برای عبور از اورال رو می‌دیدی،
‫اصلاً نمی‌گفتی خوب.

623
00:47:11,379 --> 00:47:15,481
‫یه سانحه تو نیروگاه شوروی پیش اوومد.

624
00:47:15,616 --> 00:47:18,186
‫مجبور شدن تا شجاع صد مایلی رو ببندن.

625
00:47:18,321 --> 00:47:19,917
‫به نظرم داستان‌های بیشتری در جریانه.

626
00:47:20,053 --> 00:47:21,787
‫آره. کجاست؟

627
00:47:21,922 --> 00:47:22,926
‫قزاقستان.

628
00:47:27,066 --> 00:47:30,026
‫اوه، آره. لازمه که این‌ها
‫با همدیگه هماهنگ بشن چون...

629
00:47:30,162 --> 00:47:33,667
‫تا حالا سعی کردی وسط
‫یه گردباد یه مکالمه داشته باشی؟

630
00:47:33,802 --> 00:47:34,737
‫- فهمیدم.
‫- آره.

631
00:47:34,872 --> 00:47:36,066
‫خیلی خب، می‌خوای کجا باشم؟

632
00:47:36,202 --> 00:47:37,998
‫عه... یکم پایین‌تر.

633
00:47:38,134 --> 00:47:40,409
‫- این چه طوره؟ خوبه؟
‫- آره، تقریباً. آره، خوبه. همینه.

634
00:47:40,545 --> 00:47:43,013
‫عه... آره. آره.

635
00:47:43,148 --> 00:47:45,214
‫همینه. آره، همون‌جا بمون،
‫دقیقاً همون‌جا بمون.

636
00:47:45,350 --> 00:47:46,345
‫آره.

637
00:47:53,120 --> 00:47:54,616
‫- عه...
‫- خیلی خب.

638
00:47:58,189 --> 00:48:00,095
‫خیلی خب. برو عقب.

639
00:48:14,106 --> 00:48:15,377
‫آروم زوک. آروم.

640
00:48:18,043 --> 00:48:19,242
‫داره کار می‌کنه؟

641
00:48:19,377 --> 00:48:21,111
‫داره یه ناهنجاری دریافت می‌کنه.

642
00:48:21,247 --> 00:48:23,217
‫نمی‌دونم یه تایتانه یا نه.

643
00:48:27,223 --> 00:48:29,350
‫دارم یه سیگنال قوی می‌گیرم زوک.

644
00:48:29,486 --> 00:48:31,225
‫داری سیگنال گودزیلا رو دریافت می‌کنی؟

645
00:48:32,058 --> 00:48:33,656
‫یه چیزی رو شناسایی کرد.

646
00:48:34,591 --> 00:48:36,058
‫اما فکر نکنم گودزیلا باشه.

647
00:48:42,533 --> 00:48:45,239
‫کمش کن! داره من رو می‌کشه داخل.

648
00:48:45,873 --> 00:48:46,873
‫یالا زوک!

649
00:48:47,009 --> 00:48:48,236
‫- عه...
‫- زوک!

650
00:48:48,371 --> 00:48:50,143
‫خیلی خب. عه...

651
00:48:50,279 --> 00:48:51,804
‫زوک، وقتم داره تموم میشه.

652
00:48:51,940 --> 00:48:53,482
‫جدی میگم، خاموشش کن!
‫همین الان نیرو رو قطع کن!

653
00:48:53,617 --> 00:48:54,611
‫قطعش کرده بودم.

654
00:49:21,107 --> 00:49:22,141
‫اون رو دیدی؟

655
00:49:22,276 --> 00:49:23,471
‫- ها؟
‫- اون رو دیدی؟

656
00:49:23,607 --> 00:49:25,373
‫- ها؟
‫- اون... اون چی بود؟

657
00:49:25,509 --> 00:49:26,740
‫ها؟ چی رو دیدم؟

658
00:49:26,876 --> 00:49:29,179
‫عه... ابزارم دارن چیزی رو شناسایی می‌کنن

659
00:49:29,315 --> 00:49:30,985
‫اما منطقی نیست.

660
00:49:31,121 --> 00:49:33,155
‫کی اهمیت میده؟ اون عالی بود.

661
00:49:33,291 --> 00:49:35,315
‫حتی نمی‌دونم الان چی کار کردیم،
‫تو می‌دونی؟

662
00:49:35,451 --> 00:49:37,524
‫عه... نه.

663
00:49:46,332 --> 00:49:47,468
‫مرکز؟

664
00:49:47,604 --> 00:49:48,765
‫عه...

665
00:49:48,900 --> 00:49:51,272
‫مرکز، دریافت می‌کنی؟ تمام.

666
00:49:52,104 --> 00:49:53,208
‫این کیه؟

667
00:49:54,536 --> 00:49:55,936
‫من دارم با کی صحبت می‌کنم؟

668
00:49:58,879 --> 00:50:01,018
‫من سرگرد لیلند لافایت شاو سه هستم.

669
00:50:01,753 --> 00:50:03,581
‫خدمه‌م مرده‌ن.

670
00:50:04,547 --> 00:50:06,089
‫ماشینم آسیب دیده.

671
00:50:06,824 --> 00:50:08,091
‫غذام تموم شده.

672
00:50:10,027 --> 00:50:13,030
‫مرکز، من به یه استخراج نیاز دارم.

673
00:50:14,000 --> 00:50:34,000
« سینمافریک - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ CinemaFreak.Net ]

