﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

3
00:03:15,654 --> 00:03:17,173
‫مطمئنی رفیق؟‬

4
00:03:17,197 --> 00:03:19,408
‫موج‌ها رو نگاه کن! هیچ‌کس‬
‫دیگه‌ای هم اینجا نیست داداش.‬

5
00:03:19,908 --> 00:03:22,971
‫آره، هیچ‌کس اینجا نیست‬
‫چون هشدارِ هیولا دادن.‬

6
00:03:22,995 --> 00:03:24,806
‫برو بابا. گودزیلا که موج‌سواری نمی‌کنه.‬

7
00:03:24,830 --> 00:03:26,248
‫آره، امیدوارم.‬

8
00:03:27,841 --> 00:03:29,192
‫[ساحل اوفو - ساموای آمریکا]

9
00:03:39,428 --> 00:03:41,555
‫- آره.‬
‫- فکر کنم اوکیه. بیا بریم.‬

10
00:03:51,523 --> 00:03:55,753
‫چی بهت گفتم؟ تا صدها کیلومتر‬
‫فقط ما هستیم و طبیعت.‬

11
00:03:55,777 --> 00:03:57,779
‫شوخیت گرفته؟‬

12
00:03:59,862 --> 00:04:01,551
‫توجه، موج‌سوارانی که توی آب هستید.‬

13
00:04:01,575 --> 00:04:04,220
‫توجه، موج‌سواران. ساحل بسته‌ست.‬

14
00:04:04,244 --> 00:04:06,139
‫برای امنیتِ خودتون از آب خارج بشید.‬

15
00:04:06,163 --> 00:04:07,223
‫آره، بهت که گفته بودم داداش.‬

16
00:04:07,247 --> 00:04:08,874
‫فقط یه موج. مگه می‌خوان چیکار کنن؟‬

17
00:04:09,458 --> 00:04:12,479
‫همین الان، بچه‌ها. اینجا‬
‫منطقه‌ی هشدارِ جدی تایتانه.‬

18
00:04:12,503 --> 00:04:15,797
‫- بیخیال پسر. بیا بریم.‬
‫- خیلی خب، داریم میریم، رفتیم.‬

19
00:04:27,142 --> 00:04:28,286
‫- پسر.‬
‫- چی؟‬

20
00:04:28,310 --> 00:04:29,645
‫این دیگه چه صدای کوفتی‌ایه؟‬

21
00:04:30,187 --> 00:04:31,647
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

22
00:04:32,898 --> 00:04:34,274
‫کمکم کنید!‬

23
00:04:42,449 --> 00:04:44,743
‫- بپیچید! سریع بپیچید!‬
‫- مِیدِی، مِیدِی.‬

24
00:04:58,674 --> 00:05:00,259
‫با تموم سرعت به جلو!‬

25
00:06:44,091 --> 00:06:46,611
‫مشاهده در نزدیکیِ ساحلِ اوفو،‬
‫ساموآی آمریکا.‬

26
00:06:46,721 --> 00:06:49,117
‫یه کشتی گشتیِ مونارک باهاش‬
‫تماس داشته و احتمالاً موردِ حمله قرار گرفته.‬

27
00:06:49,243 --> 00:06:50,386
‫هی، ممکنه همون رفیق‌مون باشه.‬

28
00:06:50,410 --> 00:06:52,013
‫به رئیس زنگ بزن و‬
‫بهش خبر بده.‬

29
00:06:52,037 --> 00:06:53,640
‫و همین‌طور به تیمِ مشترکِ واکنش به تایتان.‬

30
00:06:53,664 --> 00:06:55,350
‫هی، برگشتی. ندیدمت.‬

31
00:06:55,374 --> 00:06:56,893
‫درست به موقع شد.‬

32
00:06:56,917 --> 00:07:00,480
‫این بهترین فرصته تا تجهیزاتِ‬
‫جدیدمون رو کالیبره کنیم. حواست بهش باشه.‬

33
00:07:00,505 --> 00:07:02,745
‫تونستیم با اون کشتی گشتی‬
‫تماس بگیریم؟‬

34
00:07:03,131 --> 00:07:04,734
‫منفیه. هیچ جوابی نمیاد.‬

35
00:07:04,758 --> 00:07:06,528
‫خب، توی یه همچین کشتی‌ای چند نفر خدمه هست؟‬

36
00:07:06,552 --> 00:07:09,030
‫تعدادِ معمولش ۱۴ نفره، قربان.‬

37
00:07:09,054 --> 00:07:12,242
‫آره، و مطمئنم که تیمِ جست‌وجو‬
‫و نجات دارن پیگیری می‌کنن.‬

38
00:07:12,266 --> 00:07:14,077
‫اوکی؟ بچه‌ها، روی ماموریت تمرکز کنید.‬

39
00:07:14,101 --> 00:07:15,703
‫هنوز تایتان رو رویت نکردیم؟‬

40
00:07:15,727 --> 00:07:19,666
‫منتظر بمونید. الگوریتمِ پیش‌بینی‬
‫داره داده‌های سونار رو پردازش می‌کنه.‬

41
00:07:19,690 --> 00:07:24,712
‫پیداش کردیم. یه چیزِ بزرگ درست زیرِ‬
‫سطحِ آب داره حرکت می‌کنه. به سمتِ صفر-دو-صفر.‬

42
00:07:24,736 --> 00:07:27,423
‫الگوریتم‌ت می‌تونه بر اساسِ مسیرِ فعلیش،‬
‫مقصدش رو پیش‌بینی کنه؟‬

43
00:07:27,447 --> 00:07:29,801
‫قراره... قراره به جایی که‬
‫آدم‌ها زندگی می‌کنن برسه؟‬

44
00:07:29,825 --> 00:07:32,136
‫مدلِ ما نشون می‌ده که‬
‫محتمل‌ترین نقطه برای عبور‬

45
00:07:32,160 --> 00:07:37,332
‫۳۷.۷۵ درجه‌ی شمالی در‬
‫۱۲۲.۸ درجه‌ی غربی هست.‬

46
00:07:37,916 --> 00:07:38,977
‫اونجا سان‌فرانسیسکوئه.‬

47
00:07:39,001 --> 00:07:40,145
‫چقدر وقت داریم؟‬

48
00:07:40,169 --> 00:07:43,773
‫واقعاً داره با سرعت میاد. بر اساسِ‬
‫سرعتِ فعلیش، ۲۳ ساعت.‬

49
00:07:43,797 --> 00:07:45,650
‫بفرما، اینم اثباتِ ادعای ما.‬

50
00:07:45,674 --> 00:07:47,861
‫- داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬
‫- دارم میگم که چرا اینجاییم.‬

51
00:07:47,885 --> 00:07:51,114
‫دارم میگم که چرا به‬
‫شراکت با ایپکس سایبرنتیکس نیاز دارید.‬

52
00:07:51,138 --> 00:07:52,514
‫بیا، اینو نگاه کن.‬

53
00:07:52,992 --> 00:07:54,826
‫این هنوز توی مرحله‌ی آزمایشیه،‬

54
00:07:54,850 --> 00:07:56,828
‫و ما همون دفعه‌ی اول زدیم به هدف.‬

55
00:07:56,852 --> 00:07:59,080
‫حالا، باید به باریس زنگ بزنی‬

56
00:07:59,104 --> 00:08:02,167
‫و بهشون بگی که ۲۰ هزار تن دردسر‬
‫داره به سمت‌شون میاد،‬

57
00:08:02,191 --> 00:08:04,610
‫و تو امروز می‌تونی یه قهرمان باشی.‬

58
00:08:05,174 --> 00:08:06,952
‫به بازارِ آزاد خوش اومدی.‬

59
00:08:13,608 --> 00:08:14,595
‫[پنساکولا، فلوریدا]

60
00:08:14,620 --> 00:08:17,307
‫خیلی خب، مِی فکر می‌کنه
‫دستگاهِ هیرو‬ تو همین خیابونه،‬

61
00:08:17,331 --> 00:08:19,053
‫توی مرکزِ تحقیقاتیِ ایپکس.‬

62
00:08:20,501 --> 00:08:23,271
‫پنج ستاره‌ست واقعاً! کی اینجا رو انتخاب کرده؟‬

63
00:08:23,295 --> 00:08:26,524
‫قبلاً مجبور شدیم توی جاهای بدتری‬
‫بمونیم. اینم بخشی از کاره.‬

64
00:08:26,548 --> 00:08:28,627
‫آره، یادت نره که بعضی از ما‬
‫هنوز فراری هستیم.‬

65
00:08:28,670 --> 00:08:30,797
‫لامصب، فردا همین موقع ممکنه همه‌مون فراری باشیم.‬

66
00:08:33,537 --> 00:08:35,616
‫خیلی خب، تونستی هر چی‬
‫خواسته بودم رو جور کنی؟‬

67
00:08:35,640 --> 00:08:38,578
‫اگه تا الان توی لیستِ تحت‌نظرِ اف‌بی‌آی نبودم،‬

68
00:08:38,602 --> 00:08:40,580
‫- قطعاً الان هستم. پس...‬
‫- این خوبه.‬

69
00:08:40,604 --> 00:08:42,272
‫خیلی خب، آسپرینِ بچه کجاست؟‬

70
00:08:44,734 --> 00:08:47,378
‫هی، خبری نشد که دستگاهِ من رو‬
‫کجا نگه می‌دارن؟‬

71
00:08:47,402 --> 00:08:51,448
‫نمی‌دونم، اما به احتمالِ زیاد توی‬
‫بخشِ فنیِ طبقه‌ی زیرزمینه.‬

72
00:08:53,511 --> 00:08:56,803
‫هی بچه‌ها، دارن تایتانِ ایکس رو ردیابی می‌کنن.‬
‫داره می‌ره سمتِ سان‌فرانسیسکو.‬

73
00:08:56,828 --> 00:08:59,349
‫- چی؟‬
‫- ۲۳ ساعت وقت داریم تا برسه به خشکی.‬

74
00:08:59,373 --> 00:09:00,934
‫کسی از کیت خبری نداره؟‬

75
00:09:00,958 --> 00:09:03,085
‫من... آره. بهم زنگ زد‬
‫اما نتونستم حرف بزنم.‬

76
00:09:07,297 --> 00:09:09,091
‫سلام، پدرت هستم.‬

77
00:09:09,325 --> 00:09:10,743
‫فوراً بهم زنگ بزن.‬

78
00:09:11,243 --> 00:09:13,154
‫صداش چطوری بود؟‬
‫چیزی لازم داشت؟‬

79
00:09:13,178 --> 00:09:14,572
‫نمی‌دونم... نمی‌دونم... نمی‌دونم.‬

80
00:09:14,596 --> 00:09:16,324
‫لازم داشت حرف بزنه و‬
‫من مشغولِ انجامِ این کار بودم.‬

81
00:09:16,348 --> 00:09:18,618
‫- من می‌رم دنبالش.‬
‫- هووی، هووی! هی، هیروشی...‬

82
00:09:18,642 --> 00:09:19,702
‫این خانواده‌ی منه، نه تو.‬

83
00:09:19,726 --> 00:09:24,731
‫نه. درسته. اما فقط یه لحظه فکر کن.‬
‫واقعاً این هوشمندانه‌ترین کاره؟‬

84
00:09:25,357 --> 00:09:28,294
‫کلِ کشور رو پرواز کنی تا‬
‫سعی کنی کیت رو پیدا کنی،‬

85
00:09:28,318 --> 00:09:29,570
‫بعدش که چی؟‬

86
00:09:30,737 --> 00:09:34,092
‫یا اینکه طبقِ نقشه پیش بریم و اون تایتان رو‬
‫قبل از اینکه به ساحل برسه، بکشونیم یه جای دیگه.‬

87
00:09:34,116 --> 00:09:35,426
‫نمی‌تونیم همین‌طوری به حالِ خودش رهاش کنیم.‬

88
00:09:35,450 --> 00:09:37,170
‫ما رهاش نکردیم. خودش گذاشت رفت.‬

89
00:09:37,327 --> 00:09:38,537
‫اون خواهرته.‬

90
00:09:39,400 --> 00:09:41,002
‫مگه عاقل و بالغ نیست؟!؟‬

91
00:09:41,027 --> 00:09:43,016
‫- پس برات مهم نیست چه بلایی سرش میاد؟‬
‫- من همچین حرفی نزدم!‬

92
00:09:43,041 --> 00:09:44,185
‫ولی اینطوری به نظر می‌رسه!‬

93
00:09:44,209 --> 00:09:45,395
‫الان وقتِ این حرفا نیست...‬

94
00:09:45,419 --> 00:09:47,379
‫با پدرت اینطوری حرف نزن.‬

95
00:09:50,858 --> 00:09:53,027
‫ببینید بچه‌ها، این بحثا اصلاً کمکی نمی‌کنه.‬

96
00:09:53,051 --> 00:09:55,780
‫بهتره یکم آروم باشیم
‫و دوباره روی کارمون تمرکز کنیم، باشه؟‬

97
00:09:55,804 --> 00:09:57,782
‫دیگه بحثِ مخفی نگه داشتنِ این موضوع نیست.‬

98
00:09:57,806 --> 00:09:59,099
‫بحثِ نجات دادنِ جونِ آدم‌هاست.‬

99
00:09:59,600 --> 00:10:02,120
‫اگه کیت تو خطره، این بهترین
‫راهیه که می‌تونیم بهش کمک کنیم.‬

100
00:10:02,144 --> 00:10:04,271
‫منحرف کردنِ اون تایتان،
‫قبل از اینکه اصلا به اونجا برسه.‬

101
00:10:05,576 --> 00:10:08,913
‫اما می‌خوام همین الان همه یه چیزی رو بفهمن.‬

102
00:10:09,568 --> 00:10:11,153
‫هیچ تضمینی وجود نداره.‬

103
00:10:12,070 --> 00:10:13,756
‫آره، ممکنه اوضاع بیریخت بشه،‬

104
00:10:13,780 --> 00:10:17,910
‫ولی اگه با هم همکاری کنیم،
‫می‌تونیم ظرفِ ۲۳ ساعت تمومش کنیم.‬

105
00:10:19,536 --> 00:10:20,537
‫باشه.‬

106
00:10:23,582 --> 00:10:27,252
‫توجه، مونارک وضعیتِ تایتان رو
‫از حالتِ دیدبانی به هشدار تغییر داده.‬

107
00:10:29,922 --> 00:10:32,525
‫...تخلیه در حالِ انجامه.‬

108
00:10:32,549 --> 00:10:35,260
‫خانمِ راندا؟ خانمِ راندا!‬

109
00:10:36,136 --> 00:10:39,782
‫فکر کردم خودتی. حالت خوبه؟‬

110
00:10:39,806 --> 00:10:42,410
‫آره، ببخشید، من...‬

111
00:10:42,434 --> 00:10:46,313
‫استر کین هستم. پسرم مایکل توی کلاسِ شما بود.‬

112
00:10:46,813 --> 00:10:50,609
‫اون روز توی اتوبوس بود. روی پل.‬

113
00:10:53,320 --> 00:10:54,380
‫متأسفم.‬

114
00:10:54,404 --> 00:10:55,781
‫نه. ممنونم.‬

115
00:10:57,407 --> 00:10:58,492
‫ازت ممنونم.‬

116
00:10:59,201 --> 00:11:01,453
‫مایکل، مایکل! خانمِ رانداست.‬

117
00:11:02,329 --> 00:11:03,389
‫خانمِ راندا!‬

118
00:11:03,413 --> 00:11:04,748
‫خدای من. مایکل؟‬

119
00:11:08,544 --> 00:11:12,774
‫اگه تو نبودی، اون الان یه نوجوان نبود.
‫ تو از اون اتوبوس نجاتش دادی.‬

120
00:11:12,798 --> 00:11:14,234
‫کاش می‌تونستم کارِ بیشتری بکنم.‬

121
00:11:14,258 --> 00:11:18,488
‫می‌تونستی فرار کنی و خودت رو نجات بدی. گکاری که اکثرِ مردم اون روز کردن.‬

122
00:11:18,512 --> 00:11:23,225
‫ولی تو... تو یه کاری کردی. ممنونم.‬

123
00:11:37,865 --> 00:11:40,301
‫خب، اولین چیزی که لازم داریم دسترسیه.‬

124
00:11:40,325 --> 00:11:41,386
‫می، چی داری؟‬

125
00:11:41,410 --> 00:11:43,429
‫کسی رو پیدا کردم که به طبقه‌های زیرزمین دسترسی داره.‬

126
00:11:43,453 --> 00:11:45,765
‫همون‌جایی که ایپکس احتمالاً دستگاه رو نگه می‌داره.‬

127
00:11:45,789 --> 00:11:46,850
‫می‌شه یه کاریش کرد.‬

128
00:11:46,874 --> 00:11:49,185
‫هیرو، ازت می‌خوایم یه حواس‌پرتی درست کنی، یه چیزِ بزرگ.‬

129
00:11:49,209 --> 00:11:51,271
‫- حله.‬
‫- بعدش، نیاز به دسترسی

130
00:11:51,295 --> 00:11:53,273
‫ زیرزمین نیاز داریم،
‫که می‌دونیم امنیتش خیلی بالاست.‬

131
00:11:53,297 --> 00:11:56,568
‫پس می باید ما رو بدونِ اینکه لو بریم، ببره تو و بیاره بیرون.‬

132
00:11:56,592 --> 00:11:58,945
‫می، یه بارِ دیگه هدف رو بهمون نشون بده.‬

133
00:11:58,969 --> 00:11:59,970
‫باشه.‬

134
00:12:00,679 --> 00:12:01,739
‫همه ردیفن؟‬

135
00:12:01,763 --> 00:12:03,491
‫آخه تا حالا توی دعوای بار نبودم.‬

136
00:12:03,515 --> 00:12:06,075
‫خب، اگه همه‌چی طبقِ نقشه پیش بره، نیازی نیست باشی.

137
00:12:07,519 --> 00:12:09,229
‫اینجا عجب غوغاییه.‬

138
00:12:12,733 --> 00:12:14,127
‫آره.‬

139
00:12:14,151 --> 00:12:15,545
‫تمومش کنین. بیاین از اینجا بریم.‬

140
00:12:15,569 --> 00:12:17,738
‫نه، نه. ما خونه نمی‌ریم.‬

141
00:12:21,074 --> 00:12:23,094
‫خدایا. یه لحظه صبر کن.‬

142
00:12:23,118 --> 00:12:25,329
‫این چیه؟ چی... چی داری اینجا؟‬

143
00:12:27,241 --> 00:12:29,726
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟‬
‫- آدم عروسکی، آره.‬

144
00:12:29,750 --> 00:12:32,343
‫دمشون گرم که اسمِ یه نوشیدنی رو از روی شماها گذاشتن.‬

145
00:12:32,898 --> 00:12:37,608
‫هی پسرخاله. دوتا آدمک
‫واسه عموباب و برادرزاده‌ی زن‌ذلیلش بیار.‬

146
00:12:37,633 --> 00:12:39,152
‫شرمنده داداش، یکی اینجا نشسته.‬

147
00:12:39,176 --> 00:12:43,114
‫- آره، نشسته. منم.‬
‫- جدی می‌گم رفیق، این صندلی رزرو شده.‬

148
00:12:43,138 --> 00:12:44,657
‫- جدی می‌گم، بکش عقب.‬
‫- هی، هی.‬

149
00:12:44,681 --> 00:12:46,359
‫بیاین بریم سرِ یه میز بشینیم، باشه.‬

150
00:12:46,474 --> 00:12:47,809
‫من همین‌جا می‌شینم.‬

151
00:12:48,399 --> 00:12:51,495
‫هی رفیق، چقدر طول می‌کشه
‫یه آدمکِ تستِ تصادف درست کنی؟‬

152
00:12:52,439 --> 00:12:54,775
‫می‌شه بلند شی؟ روی صندلیِ من نشستی.‬

153
00:12:56,276 --> 00:12:58,195
‫اینجا چی داریم؟‬

154
00:13:01,323 --> 00:13:02,449
‫هی، دختر.‬

155
00:13:03,283 --> 00:13:05,762
‫می‌دونی، اگه حدودِ نیم قرن جوون‌تر بودم‬

156
00:13:05,786 --> 00:13:08,330
‫و یکم پول توی جیبم بود، می‌خریدمت.‬

157
00:13:08,997 --> 00:13:10,874
‫فکر کنم وقتشه که بری، پیرمرد.‬

158
00:13:11,959 --> 00:13:13,353
‫- بیخیال.‬
‫- بیخیال دیگه مرد.‬

159
00:13:13,377 --> 00:13:16,481
‫باشه. باشه، مرتیکه‌ی فلان‌فلان‌شده.‬

160
00:13:16,505 --> 00:13:18,525
‫بیا... عمو باب.‬

161
00:13:18,549 --> 00:13:20,026
‫- لعنتی.‬
‫- خدای من.‬

162
00:13:20,050 --> 00:13:21,402
‫یکی کمک کنه. داره سکته‌ی قلبی می‌کنه.‬

163
00:13:21,426 --> 00:13:23,655
‫- کی احیای قلبی بلده؟‬
‫- من غریق‌نجات بودم.‬

164
00:13:23,679 --> 00:13:25,406
‫- من غریق‌نجات بودم.‬
‫- زود باش. بیا کمکش کن.‬

165
00:13:25,430 --> 00:13:27,575
‫واسه چی بروبر نگاه می‌کنین؟ زنگ بزنین اورژانس!‬

166
00:13:27,599 --> 00:13:28,892
‫می‌شه برین عقب؟‬

167
00:13:29,393 --> 00:13:32,229
‫یکی زنگ بزنه اورژانس. زنگ بزنین اورژانس!‬

168
00:13:36,567 --> 00:13:37,568
‫برو، برو، برو، برو.‬

169
00:13:54,835 --> 00:13:55,875
‫خب، راهِ تنفسیش بازه.‬

170
00:13:58,088 --> 00:13:59,339
‫می‌تونیم تنفسِ دهان‌به‌دهان رو امتحان کنیم.‬

171
00:14:02,843 --> 00:14:04,094
‫یه لحظه صبر کن.‬

172
00:14:06,597 --> 00:14:08,199
‫- درسته؟ باشه.‬
‫- تو انجامش بده.‬

173
00:14:08,223 --> 00:14:09,224
‫قرص‌ها!‬

174
00:14:10,017 --> 00:14:11,185
‫نیتروگلیسیرین.‬

175
00:14:16,148 --> 00:14:17,441
‫لعنتی. شرمنده رفیق.‬

176
00:14:19,151 --> 00:14:21,945
‫بیا، بیا، بیا. مراقب باش. مراقب باش.‬

177
00:14:22,738 --> 00:14:24,781
‫منو می‌بینی؟ عمو باب. بیا از اینجا بریم.‬

178
00:14:25,741 --> 00:14:27,701
‫بیا از اینجا بریم. بدشگونه.‬

179
00:14:27,726 --> 00:14:28,687
‫بآمابین

180
00:14:29,453 --> 00:14:31,514
‫<i>مونارک بیانیه‌ای صادر کرده</i>‬

181
00:14:31,538 --> 00:14:34,642
‫<i>که یک تایتان به سمت این منطقه ردیابی شده.</i>‬

182
00:14:34,666 --> 00:14:36,227
‫<i>ناوگانِ اقیانوس آرام ایالات متحده‬
‫در سن‌دیگو...</i>‬

183
00:14:36,251 --> 00:14:38,730
‫می‌شه تمومش کنی؟ فقط‬
‫خاموشش کن، خواهش می‌کنم.‬

184
00:14:38,754 --> 00:14:40,190
‫اصلاً به باریس زنگ زدی؟‬

185
00:14:40,214 --> 00:14:42,567
‫آره، تخلیه توی سن‌فرانسیسکو‬
‫داره انجام می‌شه.‬

186
00:14:42,591 --> 00:14:44,819
‫ولی اینطوری نیست که‬
‫نه میلیون آدم‬

187
00:14:44,843 --> 00:14:46,988
‫بتونن بپرن تو ماشین‌هاشون‬
‫و برن سمت نوادا.‬

188
00:14:47,012 --> 00:14:49,741
‫آره، خب خوشبختانه کل ناوگانِ‬
‫اقیانوس آرام همون‌جا مستقره.‬

189
00:14:49,765 --> 00:14:51,534
‫تنها اتفاقی که قراره واسه‬
‫ناوگانِ اقیانوس آرام بیفته‬

190
00:14:51,558 --> 00:14:53,119
‫اینه که ته اقیانوس غرق می‌شه.‬

191
00:14:53,143 --> 00:14:54,287
‫خب، پس پیشنهادت چیه؟‬

192
00:14:54,311 --> 00:14:56,873
‫بذاریم این هیولاها‬
‫همین‌طوری با هم بجنگن‬

193
00:14:56,897 --> 00:14:58,583
‫- و امیدوار باشیم زیر پا له نشیم؟‬
‫- نه.‬

194
00:14:58,607 --> 00:14:59,918
‫بیخیال. این... این...‬

195
00:14:59,942 --> 00:15:01,294
‫- این نقشه‌ته؟‬
‫- نه.‬

196
00:15:01,318 --> 00:15:03,004
‫چون نقشه‌ی سریزاوا هم همین بود.‬

197
00:15:03,028 --> 00:15:06,031
‫- خب، سریزاوا درست می‌گفت.‬
‫- آره حتماً. یه بار.‬

198
00:15:07,407 --> 00:15:10,094
‫یه بار. دفعه‌ی بعد و‬
‫دفعه‌های بعدش چی؟‬

199
00:15:10,118 --> 00:15:12,204
‫اونم به شرطی که‬
‫از این یکی جون سالم به در ببریم.‬

200
00:15:12,788 --> 00:15:15,725
‫آره، درسته. ایپکس، ما داریم‬
‫واسه آینده‌ی دور نقشه می‌کشیم.‬

201
00:15:15,749 --> 00:15:17,936
‫شما... هی، ایپکس داره واسه آینده...‬

202
00:15:17,960 --> 00:15:19,521
‫خب روشنم کن.‬
‫این نقشه‌ی بلندمدت چیه؟‬

203
00:15:19,545 --> 00:15:23,006
‫همزیستی. از اون چیزی که‬
‫فکر می‌کنی نزدیک‌تریم.‬

204
00:15:24,174 --> 00:15:27,052
‫فکر می‌کنی رئیس من‬
‫چه پیشنهادی به رئیس تو داده؟‬

205
00:15:27,803 --> 00:15:30,156
‫اگه نمی‌تونیم این موجودات رو بکشیم،‬
‫چه چاره‌ای داریم‬

206
00:15:30,180 --> 00:15:32,492
‫جز اینکه بفهمیم چطوری‬
‫می‌تونیم باهاشون زندگی کنیم؟‬

207
00:15:32,516 --> 00:15:36,770
‫ردیابی‌شون کنیم، مطالعه‌شون کنیم و‬
‫بفهمیم مغزشون چطوری کار می‌کنه.‬

208
00:15:37,646 --> 00:15:39,940
‫بیخیال. این شعار خودتونه.‬
‫شعار. شعارتون چیه؟‬

209
00:15:40,983 --> 00:15:42,234
‫کشف و دفاع.‬

210
00:15:42,734 --> 00:15:47,549
‫آره، کشف کردن دفاعِ ماست.‬

211
00:15:47,573 --> 00:15:50,242
‫این فرصتِ ماست که ثابتش کنیم.‬

212
00:15:52,119 --> 00:15:53,805
‫باتری‌های زاپاس‬
‫توی رخت‌شوی‌خونه‌ست.‬

213
00:15:53,829 --> 00:15:54,955
‫حله.‬

214
00:15:56,915 --> 00:15:58,333
‫کیت، برگشتی.‬

215
00:15:58,834 --> 00:16:01,712
‫کیت. خدای من. کجا بودی؟‬

216
00:16:02,212 --> 00:16:03,630
‫کلی بهت زنگ زدیم.

217
00:16:04,882 --> 00:16:06,192
‫باید برم.‬

218
00:16:06,216 --> 00:16:08,361
‫آره، داریم می‌ریم سمت کوه‌های سیرا.‬

219
00:16:08,385 --> 00:16:10,145
‫- منتظر بودیم تو برگردی.‬
‫- نه.‬

220
00:16:11,346 --> 00:16:12,347
‫باید برگردم.‬

221
00:16:14,933 --> 00:16:15,934
‫بهشون نیاز دارم.‬

222
00:16:16,768 --> 00:16:17,769
‫جیمز.‬

223
00:16:23,442 --> 00:16:24,878
‫- نه. نه.‬
‫- مامان.‬

224
00:16:24,902 --> 00:16:26,296
‫تنهاشون گذاشتم.‬

225
00:16:26,320 --> 00:16:27,696
‫تو منو تنها گذاشتی.‬

226
00:16:28,739 --> 00:16:30,258
‫تو غیبت زد، کیت.‬

227
00:16:30,282 --> 00:16:31,575
‫اول پدرت و بعدش هم تو.‬

228
00:16:32,951 --> 00:16:34,286
‫خدای من، ما برات...‬

229
00:16:35,370 --> 00:16:38,874
‫برات مراسمِ یادبود گرفتیم.‬
‫فکر کردم مردی.‬

230
00:16:40,959 --> 00:16:44,063
‫و حالا دوباره قراره نگرانم کنی‬
‫که اصلاً برمی‌گردی یا نه؟‬

231
00:16:44,087 --> 00:16:45,148
‫نه.‬

232
00:16:45,172 --> 00:16:47,591
‫روز جی دنیا رو عوض کرد.‬
‫منو هم عوض کرد.‬

233
00:16:48,091 --> 00:16:51,428
‫بله، فاجعه‌ی وحشتناکی بود،‬
‫ولی چشمام رو هم باز کرد.‬

234
00:16:52,471 --> 00:16:55,950
‫نمیتونم دوباره همون آدمی بشم
‫که قبل این ماجراها بوده.

235
00:16:55,974 --> 00:16:58,185
‫پس اصلاً چرا برگشتی اینجا؟‬

236
00:16:59,353 --> 00:17:01,789
‫د-داشتم فرار می‌کردم.‬

237
00:17:01,813 --> 00:17:04,858
‫حق با تو بود. نمی‌تونم از‬
‫کاری که کردم فرار کنم.‬

238
00:17:05,483 --> 00:17:07,444
‫دلیلِ اینکه تایتان اینجاست منم.‬

239
00:17:09,070 --> 00:17:12,257
‫مسئولیتش با منه. باید درستش کنم.‬

240
00:17:12,281 --> 00:17:13,367
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬

241
00:17:14,242 --> 00:17:17,514
‫چطور ممکنه مسئولیتش با تو باشه؟‬
‫چطوری می‌خوای درستش کنی؟‬

242
00:17:17,538 --> 00:17:20,790
‫فقط اینو می‌دونم که دوستام اون بیرونن‬
‫و دارن سعی می‌کنن جلوی این موجود رو بگیرن.‬

243
00:17:21,375 --> 00:17:22,685
‫باید کمک کنم.‬

244
00:17:22,709 --> 00:17:24,127
‫پس می‌خوام بهشون ملحق شم.‬

245
00:17:26,797 --> 00:17:27,798
‫دوستت دارم.‬

246
00:17:35,889 --> 00:17:37,432
‫تا چشم به هم بزنی برمی‌گردم.‬

247
00:17:38,350 --> 00:17:40,811
‫چهار ساعت تا رسیدنِ تایتان وقت داریم.‬

248
00:17:42,396 --> 00:17:43,647
‫اونجاست.‬

249
00:17:44,982 --> 00:17:47,442
‫خب، کنتارو، می‌دونی باید چیکار کنی.‬

250
00:17:48,068 --> 00:17:49,069
‫فکر کنم.‬

251
00:17:51,446 --> 00:17:53,049
‫خب. توی اینترنت چکش کردم.‬

252
00:17:53,073 --> 00:17:55,284
‫خب، پس چه اشتباهی ممکنه پیش بیاد؟

253
00:17:56,118 --> 00:17:57,286
‫هی، هی، هی.‬

254
00:17:58,328 --> 00:17:59,722
‫میتونیم یه فکر دیگه بکنیم.

255
00:17:59,746 --> 00:18:01,206
‫مشکلی نیست. بلدم.‬

256
00:18:13,802 --> 00:18:16,805
‫می‌خواد کاری کنه پدرش بهش افتخار کنه...‬

257
00:18:17,472 --> 00:18:18,848
‫میکنم.‬

258
00:18:21,476 --> 00:18:22,936
‫ولی...‬

259
00:18:24,897 --> 00:18:26,190
‫اون اینو می‌دونه؟‬

260
00:18:51,173 --> 00:18:52,174
‫یه لحظه صبر کنید، خانم.‬

261
00:18:54,384 --> 00:18:55,969
‫- می‌شه نشان‌تون رو ببینم، لطفاً؟‬
‫- آره.‬

262
00:18:57,971 --> 00:19:00,682
‫چی شده، مشکلی پیش اومده؟‬

263
00:19:03,310 --> 00:19:05,812
‫من یه جلسه‌ی خیلی مهم‬
‫با برندا هالند دارم.‬

264
00:19:06,522 --> 00:19:07,707
‫این...‬

265
00:19:07,731 --> 00:19:10,752
‫فقط اسمتون توی سیستم جدیده.‬
‫بعضی وقتا پیش میاد.‬

266
00:19:10,776 --> 00:19:11,985
‫آره. ممنون.‬

267
00:19:12,527 --> 00:19:13,587
‫روز خوبی داشته باشید.‬

268
00:19:13,612 --> 00:19:14,821
‫آره، شما هم همین‌طور.‬

269
00:19:21,735 --> 00:19:23,806
‫- لیام.‬
‫- خب، ببین کی اینجاست.‬

270
00:19:23,830 --> 00:19:25,058
‫تحت‌تعقیب‌ترین آدمِ ایپکس؟‬

271
00:19:25,082 --> 00:19:27,185
‫نه، ببین. دیگه رسمی شدم.‬

272
00:19:27,209 --> 00:19:30,379
‫- صبر کن. اون نشانِ کیه؟‬
‫- بسه دیگه. اون توئه یا...‬

273
00:19:30,676 --> 00:19:33,053
‫این ساعت؟ نه، هنوز کلاسِ‬
‫اسپینینگش هم تموم نشده.‬

274
00:19:35,509 --> 00:19:36,885
‫اوکی...‬

275
00:19:38,220 --> 00:19:40,907
‫می‌دونی چیه؟ تا بخوام برگردم‬
‫به میزم خیلی راهه.‬

276
00:19:40,931 --> 00:19:43,851
‫اشکالی نداره همین جا... تلپ شم‬
‫تا برگرده، نه؟‬

277
00:19:44,332 --> 00:19:45,333
‫اصلاً راه نداره.‬

278
00:19:45,978 --> 00:19:48,063
‫لیام... منم‌ها.‬

279
00:19:48,515 --> 00:19:51,149
‫بی‌خیال. من دوره‌ی آزمایشی‌ام.‬
‫خودت که می‌دونی اون چطوریه.‬

280
00:19:51,879 --> 00:19:53,255
‫روحت هم خبر نداره.‬

281
00:19:55,445 --> 00:19:56,779
‫ممنون.‬

282
00:19:58,699 --> 00:20:01,243
‫ببین، اصلاً نمی‌فهمی من اینجام.‬

283
00:20:01,659 --> 00:20:02,702
‫حواسم بهت هست.‬

284
00:20:34,985 --> 00:20:36,320
‫- کسی دیدت؟‬
‫- نه.‬

285
00:20:38,238 --> 00:20:40,449
‫- این باید یکم برامون زمان بخره.‬
‫- باریکلا پسرم.‬

286
00:21:01,136 --> 00:21:02,137
‫لعنتی.‬

287
00:21:21,031 --> 00:21:22,509
‫- قهوه؟‬
‫- نه، نریز... من...‬

288
00:21:22,533 --> 00:21:25,178
‫ببخشید. همین الانشم کلی کافئین تو خونمه.‬

289
00:21:25,202 --> 00:21:27,412
‫- خوبم، مرسی.‬
‫- باشه. پس همه‌اش مالِ خودم.‬

290
00:21:35,000 --> 00:21:42,000


291
00:21:51,186 --> 00:21:52,497
‫اون چیه؟ آتیش‌سوزیه؟‬

292
00:21:52,521 --> 00:21:54,541
‫- نه، این یکی جدیده.‬
‫- باید...‬

293
00:21:54,565 --> 00:21:56,668
‫نشتِ تشعشعاته. زود باش.‬
‫باید از اینجا بزنیم بیرون.‬

294
00:21:56,692 --> 00:21:57,752
‫- یا خدا.‬
‫- همین الان!‬

295
00:21:57,776 --> 00:21:58,986
‫باید از اینجا بریم بیرون!‬

296
00:21:59,486 --> 00:22:01,130
‫- بزن بریم!‬
‫- منظورت چیه تشعشـ... بریم.‬

297
00:22:01,154 --> 00:22:02,715
‫زود باش، زود باش، زود باش.‬

298
00:22:02,739 --> 00:22:03,740
‫یالا.‬

299
00:22:07,244 --> 00:22:09,472
‫<i>توجه، تمامِ پرسنلِ ایپکس.</i>‬

300
00:22:09,496 --> 00:22:12,499
‫<i>سطحِ خطرناکی از تشعشعات‬
‫شناسایی شده.</i>‬

301
00:22:13,417 --> 00:22:14,459
‫بدو. عجله کن.‬

302
00:22:24,636 --> 00:22:27,407
‫آره، درسته. همه خارج شدن.‬
‫آره، تیمِ مقابله با تشعشعات دارن می‌رن تو.‬

303
00:22:27,431 --> 00:22:28,432
‫برو.‬

304
00:22:29,057 --> 00:22:30,058
‫همه جا امنه.‬

305
00:22:31,685 --> 00:22:32,686
‫امنه.‬

306
00:22:33,729 --> 00:22:36,416
‫فکر می‌کنی با دستگاهِ هیروشی‬
‫اینجا چیکار می‌کنن؟‬

307
00:22:36,440 --> 00:22:37,608
‫ازمون مخفیش کردن.‬

308
00:22:41,278 --> 00:22:42,988
‫دوربین‌ها و ضبط‌کننده‌ها، کنتارو.‬

309
00:22:48,243 --> 00:22:49,286
‫ردیفیم.‬

310
00:22:55,792 --> 00:22:56,960
‫اون چیه؟‬

311
00:22:59,630 --> 00:23:00,690
‫خدای من.‬

312
00:23:00,714 --> 00:23:04,694
‫انگار دوستامون توی ایپکس توی جزیره‌ی جمجمه‬
‫دارن یه کارایی بیشتر از‬

313
00:23:04,718 --> 00:23:05,987
‫فقط نجات دادنِ ما انجام می‌دن.‬

314
00:23:06,011 --> 00:23:08,573
‫ایپکس مدام تیم‌هایی داشت که‬
‫می‌رفتن و می‌اومدن.‬

315
00:23:08,597 --> 00:23:11,075
‫حتماً داشتن قاچاقی از‬
‫جزیره خارجشون می‌کردن.‬

316
00:23:11,099 --> 00:23:14,120
‫فکر می‌کردم توی اکسیس ماندی همه چی دیدم،‬
‫ولی اینارو تا حالا ندیده بودم،‬

317
00:23:14,144 --> 00:23:15,663
‫- تو دیدی؟‬
‫- نه.‬

318
00:23:15,687 --> 00:23:16,847
‫خب، اینا نیدل‌واکر هستن.‬

319
00:23:17,290 --> 00:23:18,732
‫خیلی بد چپوندنشون اون تو.‬

320
00:23:19,233 --> 00:23:20,585
‫این وحشیانه‌ست.‬

321
00:23:20,609 --> 00:23:24,738
‫خب، حالا داریم بهتر می‌فهمیم‬
‫دقیقاً با کی طرفیم.‬

322
00:23:25,614 --> 00:23:27,258
‫بسیار خب، کی، هیروشی،‬

323
00:23:27,282 --> 00:23:29,660
‫اینارو روی کانالِ سه و ولومِ دو نگه دارید.‬

324
00:23:31,245 --> 00:23:33,539
‫- من و کنتارو بهتون آدرس می‌دیم.‬
‫- صبر کن.‬

325
00:23:34,112 --> 00:23:35,572
‫نمی‌خوایم برای این کاری بکنیم؟‬

326
00:23:36,103 --> 00:23:37,998
‫اون بمونه برای یه وقتِ دیگه.‬

327
00:23:38,023 --> 00:23:39,959
‫- خب، همه وظیفه‌شون رو می‌دونن؟‬
‫- آره.‬

328
00:23:40,045 --> 00:23:41,356
‫- اوکی.‬
‫- ردیفیم؟‬

329
00:23:41,380 --> 00:23:43,316
‫- آره، ردیفیم. بزن بریم.‬
‫- بریم.‬

330
00:23:43,340 --> 00:23:45,151
‫هی، ببین می‌تونی یه شبکه‌ی خبری بگیری‬

331
00:23:45,175 --> 00:23:46,986
‫تا بفهمیم اون بیرون چه خبره.‬

332
00:23:47,010 --> 00:23:49,137
‫<i>- شاو، اونجایی؟ </i>‬
‫- دقیقاً به موقع.‬

333
00:23:50,764 --> 00:23:53,076
‫آره، صداتو دارم، می. اوضاع چطوره؟‬

334
00:23:53,100 --> 00:23:56,061
‫<i>تأیید کردی که دستگاهِ سوزوکی‬
‫توی زیرزمینه؟ </i>‬

335
00:23:57,729 --> 00:23:59,958
‫اوکی، من رسماً توی دفترِ هالند هستم.‬

336
00:23:59,982 --> 00:24:03,485
‫<i>دارم واردِ کامپیوترش می‌شم.‬
‫تا یه لحظه‌ی دیگه تأیید می‌کنم.</i>‬

337
00:24:21,920 --> 00:24:22,921
‫<i>می؟ </i>‬

338
00:24:25,007 --> 00:24:26,067
‫<i>می.</i>‬

339
00:24:26,091 --> 00:24:27,593
‫دارم روش کار می‌کنم.‬

340
00:24:30,012 --> 00:24:31,364
‫رسماً واردِ شبکه‌ی برندا شدم.‬

341
00:24:31,388 --> 00:24:34,075
‫الان دیگه باید بتونم جای‬
‫دستگاه رو تأیید کنم.‬

342
00:24:34,099 --> 00:24:37,203
‫<i>قفلِ امنیتی می‌گه باید توی طبقه‌ی منفیِ ده‬
‫باشه، مگر اینکه جابه‌جاش کرده باشن.</i>‬

343
00:24:37,227 --> 00:24:39,289
‫- سفت و سخت قفل شده.‬
‫- <i>باید بتونم</i>‬

344
00:24:39,313 --> 00:24:41,773
‫امنیتش رو دور بزنم، فکر کنم.‬

345
00:24:45,527 --> 00:24:47,672
‫- با من حرف بزن، می.‬
‫- فقط یه دقیقه بهم وقت بده.‬

346
00:24:47,696 --> 00:24:49,716
‫<i>خب، کلاً دو ساعت تا‬
‫رسیدنِ تایتان وقت داریم</i>‬

347
00:24:49,740 --> 00:24:51,950
‫<i>و هیروشی باید اون دستگاه رو‬
‫به دست بیاره.</i>‬

348
00:24:57,087 --> 00:24:58,214
‫واردم شدم.‬

349
00:24:58,714 --> 00:25:03,511
‫اوکی، الان باید درِ امنیتیِ‬
‫جناحِ شرقی رو باز کنی.‬

350
00:25:06,048 --> 00:25:09,248
‫مستقیم برو تهِ راهرو، دومین خروجی سمتِ‬
‫راست. می‌رسی به آسانسورها.‬

351
00:25:09,565 --> 00:25:12,252
‫<i>شاید اگه همه‌ی درهای اینجا رو‬
‫باز کنم سریع‌تر باشه.</i>‬

352
00:25:12,346 --> 00:25:14,056
‫فکرِ خوبی نیست، می.‬

353
00:25:17,566 --> 00:25:19,561
‫<i>- ما جلوی آسانسورهاییم.</i>‬
‫- اونجا.‬

354
00:25:21,612 --> 00:25:24,107
‫برو طبقه‌ی منفیِ دو،‬
‫بعد از پورتاپک استفاده کن.‬

355
00:25:37,538 --> 00:25:38,765
‫خیلی عجیبه.‬

356
00:25:38,789 --> 00:25:40,624
‫من و تو داریم این کارو با هم انجام می‌دیم.‬

357
00:25:41,260 --> 00:25:45,073
‫وقتی بچه بودم، همیشه خوابِ این لحظه رو می‌دیدم.‬

358
00:25:45,128 --> 00:25:48,715
‫که با مامان و بابام توی یه مأموریتِ‬
‫مخفی برای نجاتِ دنیا همراه بشم.‬

359
00:25:49,472 --> 00:25:51,486
‫از کجا می‌دونستی داریم دنیا رو نجات می‌دیم؟‬

360
00:25:51,510 --> 00:25:54,072
‫باید باور می‌کردم که فقط به‌خاطر این منو‬
‫ول می‌کنی و می‌ری‬

361
00:25:54,096 --> 00:25:56,181
‫که پای یه چیز به این مهمی وسط باشه.‬

362
00:26:08,777 --> 00:26:10,445
‫- این باید اینطوری باشه.‬
‫- آره.‬

363
00:26:22,666 --> 00:26:25,145
‫ناوگان اقیانوس آرام تو راهِ‬
‫سان‌فرانسیسکوئه.‬

364
00:26:25,169 --> 00:26:27,171
‫- چقدر وقت داریم؟‬
‫- نود و شش دقیقه.‬

365
00:26:28,046 --> 00:26:29,107
‫<i>خبر فوری.</i>‬

366
00:26:29,131 --> 00:26:31,818
‫<i>تایتانی که هفت کشته و پنج‬
‫مفقودی به جا گذاشته...</i>‬

367
00:26:31,842 --> 00:26:34,487
‫واقعاً امیدوارم این آشغالای ایپکس جواب بده.‬

368
00:26:34,511 --> 00:26:35,554
‫الانه که بفهمیم.‬

369
00:26:42,436 --> 00:26:43,604
‫کجا دارن می‌رن؟‬

370
00:26:49,026 --> 00:26:50,420
‫نه. مشکلی نیست.‬

371
00:26:50,444 --> 00:26:51,921
‫هی، هی!‬

372
00:26:51,945 --> 00:26:53,006
‫هی، چه خبر؟‬

373
00:26:53,030 --> 00:26:55,925
‫بیست هزار تُن تایتان داره می‌ره که‬
‫بخوره به پنج هزار تا ملوان.‬

374
00:26:55,949 --> 00:26:57,677
‫خبر اینه. کدوم گوری‬
‫داری می‌ری؟‬

375
00:26:57,701 --> 00:26:58,761
‫چی؟ اوه، اوه، وایسا.‬

376
00:26:58,785 --> 00:27:01,848
‫دارم می‌رم تیم اصلیِ ایپکس رو‬
‫توی سان‌فرانسیسکو ببینم،‬

377
00:27:01,872 --> 00:27:03,683
‫تا وقتی نیروی دریایی این موجود رو منفجر کرد،‬

378
00:27:03,707 --> 00:27:05,560
‫ما بریم اونجا رو جمع‌وجور کنیم‬
‫و یه سری آنالیز انجام بدیم.‬

379
00:27:05,584 --> 00:27:07,353
‫نه، نه، نه، نیروی دریایی‬
‫نمی‌تونه اینو منفجر کنه.‬

380
00:27:07,377 --> 00:27:09,577
‫صاف از وسط اون کشتی‌ها رد می‌شه، بعدش چی؟‬

381
00:27:10,589 --> 00:27:12,317
‫خب، اون‌وقت باید منو برای آنالیز‬
‫از رو زمین جمع کنی.‬

382
00:27:12,341 --> 00:27:14,652
‫- فکر می‌کنی شوخیه؟‬
‫- نه، نه. این یه بیزنسه.‬

383
00:27:14,676 --> 00:27:16,070
‫ریسک در برابر پاداش.‬

384
00:27:16,094 --> 00:27:19,532
‫دارم ریسک خیلی بزرگی می‌کنم چون‬
‫معتقدیم پاداشش ارزشش رو داره.‬

385
00:27:19,556 --> 00:27:21,576
‫- چی؟‬
‫- ناراحتی؟‬

386
00:27:21,601 --> 00:27:24,479
‫تو که در هر صورت منو توی کشتیت نمی‌خوای،‬
‫پس دیگه مزاحمت نمی‌شم.‬

387
00:27:24,978 --> 00:27:27,874
‫چی بود که تو <i>پیشتازان فضا</i>‬
‫می‌گفتن؟ فرماندهی با شماست.‬

388
00:27:27,898 --> 00:27:29,501
‫کان. کان با شماست.‬

389
00:27:29,525 --> 00:27:30,567
‫هر چی تو بگی، همون کان.‬

390
00:27:39,952 --> 00:27:41,620
‫آره، باید همین جلو باشه.‬

391
00:27:43,080 --> 00:27:44,390
‫چی شده؟‬

392
00:27:44,414 --> 00:27:47,042
‫مِی باید بهمون دسترسی بده.‬

393
00:27:47,751 --> 00:27:49,187
‫هی، چه خبره؟‬

394
00:27:49,211 --> 00:27:51,523
‫- مِی، اونا دمِ آخرین درن. بازش کن.‬
‫- <i>باشه.</i>‬

395
00:27:51,547 --> 00:27:53,707
‫یه کد امنیتیِ اضافه هست. فقط یه دقیقه بهم وقت بده.‬

396
00:27:54,883 --> 00:27:57,195
‫<i>توجه، کارکنانِ ایپکس سایبرنتیک.</i>‬

397
00:27:57,219 --> 00:28:00,156
‫- لعنتی.‬
‫- <i>هشدار تشعشعات لغو شد.</i>‬

398
00:28:00,180 --> 00:28:02,992
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کردیم فهمیدن‬
‫تشعشعات الکی بوده.‬

399
00:28:03,016 --> 00:28:04,452
‫- آره.‬
‫- <i>لی؟ </i>‬

400
00:28:04,476 --> 00:28:06,395
‫<i>- اون بالا چه خبره؟‬
‫- لی؟ </i>‬

401
00:28:07,688 --> 00:28:09,290
‫هی، شاو.‬

402
00:28:09,314 --> 00:28:10,816
‫منتظر بمون، هیروشی.‬

403
00:28:11,942 --> 00:28:14,152
‫مِی، یکی داره میاد. هالنده.‬

404
00:28:24,079 --> 00:28:26,057
‫هی. وای. خدای من.‬

405
00:28:26,081 --> 00:28:29,018
‫پسر. چقدر خوب شدی. عالی به نظر می‌رسی.‬

406
00:28:29,042 --> 00:28:31,604
‫ببخشید، مگه قرار قبلی داشتیم؟‬

407
00:28:31,628 --> 00:28:33,606
‫نه، من... ببخشید. همین‌طوری اومدم یه سری بزنم.‬

408
00:28:33,630 --> 00:28:35,984
‫می‌خواستم، می‌خواستم درباره‌ی یه چیزی حرف بزنم.‬

409
00:28:36,008 --> 00:28:38,528
‫خب، دیشب یکی داشت با کدها ور می‌رفت.‬

410
00:28:38,552 --> 00:28:39,636
‫زود باش.‬

411
00:28:42,430 --> 00:28:44,408
‫لی، می‌تونی بگی اوضاع چطوره؟‬

412
00:28:44,433 --> 00:28:46,995
‫<i>- لی؟ </i>‬
‫- صبر کن، کِی. مِی داره روش کار می‌کنه.‬

413
00:28:47,019 --> 00:28:49,146
‫<i>خب، بیا بریم سر اصل مطلب.</i>‬

414
00:28:50,647 --> 00:28:53,668
‫نباید از اینجا بریم؟ زیاد امن نیست.‬
‫تشعشعات هست...‬

415
00:28:53,692 --> 00:28:55,319
‫انگار هشدارِ اشتباه بوده.‬

416
00:28:55,819 --> 00:28:58,590
‫تیم واکنش گفتن حتماً نقص فنیِ‬
‫دستگاهِ ردیاب بوده.‬

417
00:28:58,614 --> 00:29:00,508
‫پسر. این نگران‌کننده‌ست.‬

418
00:29:00,532 --> 00:29:03,493
‫شرکتِ تکنولوژی بدونِ چند تا باگ‬
‫که نمی‌شه، مگه نه؟‬

419
00:29:06,914 --> 00:29:08,123
‫باید از اونجا بیاریمشون بیرون.‬

420
00:29:10,453 --> 00:29:11,454
‫سرهنگ؟‬

421
00:29:13,367 --> 00:29:15,899
‫- یه دقیقه بهش وقت بده.‬
‫- باشه، دو تا از این خط‌ها‬

422
00:29:15,923 --> 00:29:18,818
‫قراره با رابط‌های کاربریِ‬
‫خیلی پیچیده‌ای وصل بشن.‬

423
00:29:18,842 --> 00:29:19,885
‫منظورم اینه که...‬

424
00:29:20,886 --> 00:29:25,098
‫تو فقط داری یه باگ رو رفع نمی‌کنی،‬
‫داری بخش بزرگی ازش رو از اول می‌نویسی.‬

425
00:29:28,060 --> 00:29:29,061
‫کورا.‬

426
00:29:29,645 --> 00:29:30,646
‫ببخشید.‬

427
00:29:31,396 --> 00:29:32,814
‫اتفاقایی تو راهه.‬

428
00:29:33,275 --> 00:29:35,668
‫و با این تایتانِ جدیدی که دنیا رو تهدید می‌کنه،‬

429
00:29:35,692 --> 00:29:38,362
‫اون اتفاقا باید خیلی سریع بیفتن.‬

430
00:29:39,238 --> 00:29:40,239
‫آره.‬

431
00:29:40,661 --> 00:29:43,325
‫- سریع حرکت کن. همه چیزو بهم بریز.‬
‫- سریع حرکت کن، قطعاً.‬

432
00:29:44,617 --> 00:29:46,702
‫ولی ما نمی‌خوایم چیزی رو خراب کنیم.‬

433
00:29:48,705 --> 00:29:49,706
‫ما می‌خوایم...‬

434
00:29:52,626 --> 00:29:53,961
‫بازسازیش کنیم.‬

435
00:29:55,796 --> 00:29:57,506
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.‬

436
00:30:02,177 --> 00:30:03,321
‫کجا داره می‌ره؟‬

437
00:30:03,345 --> 00:30:04,656
‫<i>سلام.</i>‬

438
00:30:04,680 --> 00:30:05,740
‫<i>یکی داره میاد.</i>‬

439
00:30:05,764 --> 00:30:07,909
‫<i>- بهمون بگو چه خبره.‬
‫- هی. یـ... یکی داره میاد.</i>‬

440
00:30:07,933 --> 00:30:10,245
‫<i>- همین الان باید بدونیم اوضاع چطوره.</i>‬
‫- دندون رو جگر بذار، کِی.‬

441
00:30:10,269 --> 00:30:12,914
‫- داریم ردیفش می‌کنیم.‬
‫<i>- چیو ردیف می‌کنید؟ </i>‬

442
00:30:12,938 --> 00:30:14,749
‫- <i>چه خبره؟ </i>‬
‫- باید یه کاری بکنیم.‬

443
00:30:14,773 --> 00:30:16,543
‫- آره، باید بکنیم.‬
‫- به یه نقشه‌ی انحرافی نیاز داریم.‬

444
00:30:16,567 --> 00:30:17,985
‫آره، دقیقاً.‬

445
00:30:18,568 --> 00:30:20,003
‫- ادامه بده.‬
‫- <i>لی.</i>‬

446
00:30:20,028 --> 00:30:21,714
‫- هر چی به ذهنت می‌رسه بگو.‬
‫- <i>چی شده؟ </i>‬

447
00:30:21,738 --> 00:30:23,466
‫- هر ایده‌ای داری بگو.‬
‫- <i>کنتارو.</i>‬

448
00:30:23,490 --> 00:30:25,868
‫- هر ایده‌ای باشه خوبه.‬
‫- <i>لی.</i>‬

449
00:30:26,967 --> 00:30:29,052
‫<i>- شاو. الو.</i>‬
‫- من یه ایده دارم.‬

450
00:30:39,339 --> 00:30:41,091
‫صبر کن، این مالِ جزیره‌ی جمجمه‌ست.‬

451
00:30:43,148 --> 00:30:46,360
‫طفلکی از لونه‌اش افتاده بود‬
‫و مادرش هم طردش کرده بود.‬

452
00:30:47,723 --> 00:30:50,577
‫مطمئنم مونارک می‌ذاشت‬
‫طبیعت کارِ خودش رو بکنه،‬

453
00:30:50,601 --> 00:30:53,562
‫اما کی گفته که طبیعت همیشه راهِ درست رو می‌ره؟‬

454
00:30:56,106 --> 00:30:58,793
‫باز داری همون کثافت‌کاری‌هایی رو می‌کنی‬
‫که توی سیاتل می‌کردی.‬

455
00:30:58,817 --> 00:31:00,027
‫نه، کورا.‬

456
00:31:01,514 --> 00:31:02,807
‫اصلاً مثل اون موقع نیست.‬

457
00:31:18,587 --> 00:31:20,088
‫تو اینو ممکن کردی، کورا.‬

458
00:31:21,173 --> 00:31:22,174
‫کدِ تو.‬

459
00:31:23,800 --> 00:31:27,429
‫اون به ما اجازه داد پرخاشگریِ طبیعیِ‬
‫این موجود رو دور بزنیم‬

460
00:31:29,139 --> 00:31:32,518
‫اونم با جدا کردنِ مسیرهای عصبی‬
‫توی قشرِ مغزش.‬

461
00:31:34,520 --> 00:31:35,938
‫کثافت‌کاری نیست.‬

462
00:31:36,897 --> 00:31:38,732
‫ولی متأسفانه، به بن‌بست خوردیم.‬

463
00:31:40,692 --> 00:31:43,904
‫وقتی کدِت رو پاک کردی،‬
‫برگشتیم سرِ خونه‌ی اول.‬

464
00:31:44,780 --> 00:31:47,324
‫نتونستیم اون اثر رو حفظ کنیم.‬

465
00:31:48,700 --> 00:31:53,038
‫کدِ تو کلیدِ این ماجراست.‬
‫فکر کن به چه چیزایی می‌تونیم برسیم.‬

466
00:31:56,875 --> 00:31:58,710
‫می‌خوای این موجودات رو‬
‫حیوونِ خونگیِ خودت کنی؟‬

467
00:32:00,511 --> 00:32:03,198
‫همزیستی یعنی این،‬

468
00:32:03,223 --> 00:32:06,518
‫و ما تنها کسایی هستیم که داریم سعی می‌کنیم‬
‫عملیش کنیم، نه مونارک.‬

469
00:32:07,302 --> 00:32:11,682
‫اگه می‌خوای دنیا رو نجات بدی،‬
‫کورا، ایپکس این اجازه رو بهت می‌ده.‬

470
00:32:29,074 --> 00:32:30,075
‫وضعیت؟‬

471
00:32:30,659 --> 00:32:31,719
‫تغییری نکرده.‬

472
00:32:31,743 --> 00:32:33,304
‫تایتان داره با همون‬
‫سرعت و مسیر ادامه می‌ده.‬

473
00:32:33,328 --> 00:32:35,098
‫چقدر مونده تا به ناوگان برسن؟‬

474
00:32:35,122 --> 00:32:36,456
‫بیست و شش دقیقه.‬

475
00:32:38,292 --> 00:32:40,294
‫واقعاً فکر می‌کنی‬
‫بتونن جلوش رو بگیرن؟‬

476
00:32:42,254 --> 00:32:43,338
‫نه.‬

477
00:32:49,678 --> 00:32:50,679
‫چای می‌خوری؟‬

478
00:32:52,055 --> 00:32:54,075
‫نه، ممنون.‬

479
00:32:54,099 --> 00:32:58,037
‫می‌دونم دارم بهت فشار میارم،‬
‫کورا، ولی وقت داره از دست می‌ره.‬

480
00:32:58,061 --> 00:33:00,563
‫سرنوشتِ دنیا‬
‫می‌تونه توی دست‌هایِ تو باشه.‬

481
00:33:06,403 --> 00:33:07,404
‫خیلی خب.‬

482
00:33:14,661 --> 00:33:16,079
‫می‌دونم چرا اینجایی.‬

483
00:33:19,166 --> 00:33:21,811
‫فکر می‌کنی ما دستگاهِ‬
‫سوزوکیِ دوستت رو برداشتیم.‬

484
00:33:21,835 --> 00:33:23,128
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

485
00:33:23,712 --> 00:33:24,856
‫آره، برداشتیم.‬

486
00:33:24,880 --> 00:33:27,549
‫به یه مشکل نیاز داشتیم،‬
‫تا بتونیم خودمون راهِ حل باشیم.‬

487
00:33:36,975 --> 00:33:39,496
‫کنتارو، از این بابت مطمئنی؟‬

488
00:33:39,520 --> 00:33:40,604
‫نه، اون... اون یکی نه.‬

489
00:33:41,855 --> 00:33:43,690
‫اونا قلمروطلب هستن ولی شکارچی نه.‬

490
00:33:44,691 --> 00:33:46,920
‫مطمئنم دکتر راندایِ عزیز و دوست‌هات‬

491
00:33:46,944 --> 00:33:48,463
‫فکر می‌کنن دارن کارِ درست رو انجام می‌دن،‬

492
00:33:48,487 --> 00:33:52,509
‫که دار و دسته‌ی کوچیک و درب‌وداغونشون می‌تونه‬
‫تنهایی از پسِ یه تایتان بربیاد،‬

493
00:33:52,533 --> 00:33:56,161
‫و این حق رو دارن که برای‬
‫کلِ دنیا تصمیم بگیرن.‬

494
00:33:56,787 --> 00:33:58,681
‫ما نقشه‌ی بزرگ‌تری داریم،‬

495
00:33:58,705 --> 00:34:00,791
‫و می‌خوام تو هم بخشی از اون باشی.‬

496
00:34:02,125 --> 00:34:05,021
‫ولی باید همین الان‬
‫تصمیمت رو بگیری.‬

497
00:34:05,045 --> 00:34:07,464
‫می‌خوای بخشی از راهِ حل باشی؟‬

498
00:34:11,467 --> 00:34:12,553
‫- آماده‌ای؟‬
‫- آره.‬

499
00:34:15,013 --> 00:34:16,014
‫برو.‬

500
00:34:20,226 --> 00:34:21,311
‫برو، برو!‬

501
00:34:29,194 --> 00:34:30,195
‫حالا چی؟‬

502
00:34:30,821 --> 00:34:33,061
‫توی طبقه‌ی منفیِ سه،‬
‫نشتِ زیستی رخ داده.‬

503
00:34:54,928 --> 00:34:56,865
‫<i>توجه، تمامِ پرسنلِ ایپکس.</i>‬

504
00:34:56,889 --> 00:34:59,826
‫<i> نشتِ زیستی‬
‫شناسایی شده.</i>‬

505
00:34:59,850 --> 00:35:03,270
‫<i>این تمرین نیست. لطفاً‬
‫فوراً تخلیه کنید.</i>‬

506
00:35:03,812 --> 00:35:06,207
‫<i>زود باش. بیا بریم.</i>‬

507
00:35:06,231 --> 00:35:09,043
‫<i>مِی، هنوز وقت داریم‬
‫دستگاه رو دوباره تنظیم کنیم.</i>‬

508
00:35:09,067 --> 00:35:10,837
‫<i>فقط ده دقیقه وقت می‌خوام.</i>‬

509
00:35:10,861 --> 00:35:12,196
‫<i>همین الان در رو باز کن.</i>‬

510
00:35:20,204 --> 00:35:21,371
‫هیروشی.‬

511
00:35:24,499 --> 00:35:25,876
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟‬

512
00:35:26,627 --> 00:35:28,045
‫که ببینن چطوری کار می‌کنه؟‬

513
00:35:29,379 --> 00:35:30,923
‫کاری از دستمون برنمیاد.‬

514
00:35:32,257 --> 00:35:34,652
‫<i>ردیابیِ ایپکس هدفِ بعدیِ‬
‫تایتان رو تأیید می‌کنه.</i>‬

515
00:35:34,676 --> 00:35:35,737
‫<i>۱۱ کیلومتر مانده.</i>‬

516
00:35:35,761 --> 00:35:38,990
‫<i>چکِ پروازِ وایپر. وایپر-۰۲۵۵۵.</i>‬

517
00:35:39,014 --> 00:35:40,617
‫زود باش، زود باش.‬

518
00:35:40,641 --> 00:35:43,060
‫<i>...هدف‌گیری شد. ۷.۵ کیلومتر مانده.</i>‬

519
00:35:44,478 --> 00:35:45,914
‫<i>۳.۷ کیلومتر مانده و داره نزدیک‌تر می‌شه.</i>‬

520
00:35:45,938 --> 00:35:47,207
‫<i>مفهومه، پایگاهِ ۱۸.</i>‬

521
00:35:47,231 --> 00:35:48,899
‫<i>رهبرِ وایپر در مرحله‌ی نهاییِ تقرب.</i>‬

522
00:35:49,650 --> 00:35:51,902
‫<i>۱۸۰۰ متریِ هدف.</i>‬

523
00:35:54,238 --> 00:35:55,239
‫کجاست؟‬

524
00:35:56,156 --> 00:35:59,427
‫<i>رهبرِ وایپر به پایگاهِ ۱۸،‬
‫دیدِ بصری روی هدف ندارم.</i>‬

525
00:35:59,451 --> 00:36:01,912
‫<i>تکرار می‌کنم، دیدِ بصری روی هدف ندارم.</i>‬

526
00:36:03,705 --> 00:36:05,600
‫چطور نمی‌تونن ببیننش؟‬
‫دقیقاً بالای سرشونه.‬

527
00:36:05,624 --> 00:36:07,459
‫<i>بچه‌ها، اینجا هیچی نیست.</i>‬

528
00:36:15,676 --> 00:36:17,052
‫تمامِ تجهیزاتِ ایپکس رو خاموش کن.‬

529
00:36:17,803 --> 00:36:20,240
‫همه‌ی دستگاه‌های ایپکس رو از کار بنداز.‬

530
00:36:20,264 --> 00:36:21,598
‫سیستمِ مونارک رو روشن کن.‬

531
00:36:22,933 --> 00:36:25,036
‫سونارمون چی نشون می‌ده؟‬

532
00:36:25,060 --> 00:36:27,330
‫- باشه، رفتم سراغش.‬
‫- زود باش!‬

533
00:36:27,354 --> 00:36:29,194
‫خب، قطعاً یه چیزی‬
‫اونجا هست، اما...‬

534
00:36:31,358 --> 00:36:33,151
‫اون‌قدری بزرگ نیست که تایتان باشه.‬

535
00:36:34,486 --> 00:36:38,866
‫<i>پایگاهِ ۱۸. دیدِ بصری داریم.‬
‫باورتون نمی‌شه.</i>‬

536
00:36:39,616 --> 00:36:40,541
‫بیا بریم.‬

537
00:36:53,380 --> 00:36:54,381
‫یه نهنگه.‬

538
00:36:54,923 --> 00:36:55,924
‫چی؟‬

539
00:36:59,803 --> 00:37:01,096
‫داریم یه نهنگ رو تعقیب می‌کنیم.‬

540
00:37:02,646 --> 00:37:05,125
‫شاید یه جور نویزِ دیجیتالی باشه...‬

541
00:37:05,235 --> 00:37:07,130
‫یه بازگشتِ شبح‌وار، یه باگِ نرم‌افزاری.‬

542
00:37:07,186 --> 00:37:09,188
‫باگ نیست، قابلیتشه.‬

543
00:37:11,565 --> 00:37:12,566
‫قربان؟‬

544
00:37:16,195 --> 00:37:17,196
‫سرمون کلاه رفته.‬

545
00:37:25,829 --> 00:37:28,040
‫- می‌تونی درستش کنی؟ می‌تونی سرِ همش کنی؟‬
‫- نه.‬

546
00:37:28,540 --> 00:37:32,395
‫کیت رو ناامید کردیم.
‫وقتمون تمومه. دیگه فایده‌ای نداره.‬

547
00:37:32,419 --> 00:37:34,213
‫اصلاً نباید به حرفت گوش می‌دادم.‬

548
00:37:35,088 --> 00:37:37,192
‫باید می‌رفتم و کیت رو پیدا می‌کردم.‬

549
00:37:37,216 --> 00:37:39,051
‫اون می‌خواست به کیت کمک کنه.‬

550
00:37:39,927 --> 00:37:41,446
‫می‌خواست به همه‌مون کمک کنه.‬

551
00:37:41,470 --> 00:37:43,156
‫مونارک می‌خواد وضعیتِ هشدارِ تایتان رو لغو کنه.‬

552
00:37:43,180 --> 00:37:44,616
‫چی... - چرا؟‬

553
00:37:44,640 --> 00:37:45,849
‫هشدارِ اشتباه بوده.‬

554
00:37:51,772 --> 00:37:53,357
‫حالش خوبه.‬

555
00:37:56,151 --> 00:37:57,754
‫خیلی خب، بیاین از اینجا بریم.‬

556
00:37:57,778 --> 00:37:59,255
‫کنتارو، بگو که تو راهیم.‬

557
00:37:59,279 --> 00:38:01,698
‫بچه‌ها، باید اینو ببینید.‬

558
00:38:09,665 --> 00:38:11,124
‫این چیه؟‬

559
00:38:13,710 --> 00:38:15,480
‫این‌همه وسیله رو از کجا آوردن؟‬

560
00:38:15,504 --> 00:38:17,005
‫شوخی می‌کنی.‬

561
00:38:17,631 --> 00:38:18,799
‫چطوری...‬

562
00:38:19,299 --> 00:38:22,469
‫یعنی... موندم چه نقشه‌ای دارن.‬

563
00:38:29,518 --> 00:38:31,520
‫این کارِ بیلیه.‬

564
00:38:41,363 --> 00:38:42,364
‫<i>بابا.</i>‬

565
00:38:47,341 --> 00:38:48,342
‫بابا.‬

566
00:38:53,208 --> 00:38:54,209
‫نمی‌خوام برم.‬

567
00:39:02,426 --> 00:39:04,136
‫ببین، می‌دونم نمی‌خوای، ولی...‬

568
00:39:05,637 --> 00:39:09,409
‫یه مأموریتِ خیلی مهم دارم که باید برم.‬

569
00:39:09,433 --> 00:39:11,744
‫پس بذار منم باهات بیام. منم می‌تونم کار کنم.‬

570
00:39:11,768 --> 00:39:12,936
‫حتماً همین‌طوره.‬

571
00:39:13,896 --> 00:39:15,707
‫ولی باید تنها برم، خب؟‬

572
00:39:15,731 --> 00:39:19,210
‫یه موضوعِ فوق‌فوقِ سریه.‬

573
00:39:19,234 --> 00:39:21,195
‫تا چشم به هم بزنی برمی‌گردم، باشه؟‬

574
00:39:22,237 --> 00:39:23,715
‫همیشه همینو می‌گی.‬

575
00:39:23,739 --> 00:39:25,782
‫و همیشه هم برمی‌گردم، مگه نه؟‬

576
00:39:26,408 --> 00:39:28,344
‫مامان برنگشت.‬

577
00:39:28,368 --> 00:39:29,745
‫عمو لی هم همین‌طور.‬

578
00:39:32,539 --> 00:39:35,101
‫آره، آره، این... این‌دفعه فرق می‌کنه، خب؟‬

579
00:39:35,125 --> 00:39:36,877
‫هیروشی، آماده‌ای؟‬

580
00:39:37,753 --> 00:39:38,795
‫وقتِ رفتنه!‬

581
00:39:42,966 --> 00:39:44,676
‫شاید، شاید سفرِ بعدی، باشه؟‬

582
00:39:45,469 --> 00:39:46,887
‫راستش، من فقط...‬

583
00:39:50,265 --> 00:39:51,993
‫نقشه‌کشی رو خوب یاد بگیر.‬

584
00:39:52,017 --> 00:39:53,852
‫شاید بتونی بهم کمک کنی، باشه؟‬

585
00:39:58,232 --> 00:39:59,525
‫داریم با هواپیما می‌ریم.‬

586
00:40:01,818 --> 00:40:03,529
‫یه هواپیمای بزرگ!‬

587
00:40:05,531 --> 00:40:07,658
‫کِی، اینو ببین.‬

588
00:40:34,393 --> 00:40:35,954
‫نقشه‌اش رو کامل کرده.‬

589
00:40:35,978 --> 00:40:36,979
‫آره.‬

590
00:40:38,480 --> 00:40:39,707
‫نقشه‌ی چی؟‬

591
00:40:39,731 --> 00:40:43,294
‫همونی که سالِ ۱۹۵۷ شروع کرد،‬
‫مسیرِ مهاجرتِ تایتان‌ها.‬

592
00:40:43,318 --> 00:40:47,948
‫تو زیرزمینِ ایپکس نشستن، در حالی که‬
‫بقیه‌ی دنیا تو زیرزمین‌های خودشون قایم شدن.‬

593
00:40:48,782 --> 00:40:50,908
‫تمامِ این مدت می‌دونستن اون داره کجا می‌ره.‬

594
00:40:52,056 --> 00:40:53,408
‫مقصدِ بعدیش کجاست؟‬

595
00:40:53,495 --> 00:40:54,705
‫سانتا سولداد.‬

596
00:40:55,873 --> 00:40:57,291
‫اولین جایی که دیدیمش.‬

597
00:41:02,963 --> 00:41:05,382
‫بیاین بالا، یه سری از این
‫وسایل رو بردارین. راه بیفتیم.‬

598
00:41:13,682 --> 00:41:15,743
‫- هی. مِی کجاست؟‬
‫- جواب نمی‌ده.‬

599
00:41:15,767 --> 00:41:17,847
‫- قرار بود داخلِ ساختمون همو ببینیم.‬
‫- باید بریم.‬

600
00:41:17,872 --> 00:41:19,791
‫هی، هیروشی، ما اینجا ولش نمی‌کنیم.‬

601
00:41:23,150 --> 00:41:25,277
‫- می‌دونه کجا باید بیاد؟‬
‫- آره، می‌دونه.‬

602
00:41:26,403 --> 00:41:28,214
‫- دوباره بهش زنگ بزن، کنتارو.‬
‫- اون نمیاد.‬

603
00:41:28,238 --> 00:41:29,299
‫- چی؟‬
‫- چی؟‬

604
00:41:29,324 --> 00:41:31,492
‫- جالبه. چرا نمیاد؟‬
‫- چی؟‬

605
00:41:33,076 --> 00:41:34,661
‫<i>من پیشِ هالند می‌مونم.</i>‬

606
00:41:35,245 --> 00:41:37,599
‫<i>اون چیزی بهم نشون داد که‬
‫می‌تونه تایتانِ ایکس رو متوقف کنه.</i>‬

607
00:41:37,623 --> 00:41:39,225
‫<i>شما طبقِ نقشه‌ی خودتون پیش برین.</i>‬

608
00:41:39,249 --> 00:41:40,685
‫<i>من باید نقشه‌ی اونو امتحان کنم.</i>‬

609
00:41:40,709 --> 00:41:42,920
‫<i>موفق باشین و مراقبِ خودتون باشین.</i>‬

610
00:41:58,977 --> 00:41:59,978
‫کیت!‬

611
00:42:19,289 --> 00:42:21,208
‫- کی این خراب‌شده رو انتخاب کرده؟‬
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟‬

612
00:42:25,087 --> 00:42:26,380
‫ببخشید که رفتم.‬

613
00:42:27,381 --> 00:42:31,468
‫ترسیده بودم و نمی‌خواستم کسِ دیگه‌ای‬
‫به‌خاطرِ من آسیب ببینه.‬

614
00:42:32,135 --> 00:42:34,096
‫ولی تایتان اون بیرونه و...‬

615
00:42:36,890 --> 00:42:38,117
‫فکر کنم بتونم کمک کنم.‬

616
00:42:38,141 --> 00:42:40,394
‫خیلی خب، می‌تونی
‫تو خالی کردنِ بار کمکمون کنی.‬

617
00:42:40,954 --> 00:43:00,954
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت www.cinemafreak.net

