﻿1
00:00:00,041 --> 00:00:06,211
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:06,280 --> 00:00:08,520
<i>‫ آنچه گذشت... </i>
‫تو هفته هشتم نیستی، تو هفته چهاردهمی

3
00:00:08,520 --> 00:00:11,480
‫- با این حال بچه توئه
‫- پس چرا بهم دروغ گفتی؟

4
00:00:11,640 --> 00:00:13,280
‫پول‌های ریاض!

5
00:00:13,440 --> 00:00:18,360
‫برای تو مهم بود ژوژا،
‫اونقدر مهم که مجبورم کردی این بچه رو نگه دارم

6
00:00:18,520 --> 00:00:20,320
‫ببخشید پسرها، ولی...

7
00:00:20,480 --> 00:00:22,600
‫ولم کن!

8
00:00:26,520 --> 00:00:28,440
‫ما یه پیمانکار لازم داریم

9
00:00:28,600 --> 00:00:31,160
‫من با کولی‌های کثیف معامله نمی‌کنم

10
00:00:31,320 --> 00:00:33,480
‫- تو هیچ لطفی در حقم نکردی
‫- پسرت چی؟

11
00:00:33,640 --> 00:00:36,840
‫و پسرت به جای تشکر، بیانکا رو معتاد به مواد کرد

12
00:00:37,000 --> 00:00:39,000
‫هیچکس خوشش نمیاد که هولوش دوباره پیداش بشه

13
00:00:39,160 --> 00:00:42,920
‫- اون کجاست؟
‫- منو از اینجا ببر بیرون تا در موردش صحبت کنیم

14
00:00:43,080 --> 00:00:45,240
‫" تولد نوزاد مقدس"
‫سهم‌الارث من از عمو اِندره

15
00:00:45,400 --> 00:00:47,800
‫این یه تیکه چوب باعث نمیشه که فری ازت بگذره

16
00:00:47,960 --> 00:00:49,640
‫بهت میگم هولوش کجاست

17
00:00:49,800 --> 00:00:53,840
‫و عوضش فقط یه چیز ازت میخوام.
‫دیگه بیانکا رو نمی‌بینی

18
00:00:54,000 --> 00:00:55,640
‫عمو اِندره!

19
00:00:57,520 --> 00:00:59,400
‫پلیس!

20
00:01:05,680 --> 00:01:10,400
‫ما به سمت سربازخونه راه افتادیم...
‫سخت می‌تونستم راه برم...

21
00:01:10,560 --> 00:01:13,040
‫و اون ازم پرسید:

22
00:01:13,200 --> 00:01:17,840
‫" خب، سرباز هولوش، آیا تو یه احمقی؟"

23
00:01:18,000 --> 00:01:22,800
‫منم جواب دادم:
‫" نه سرهنگ، من نیستم"

24
00:01:23,840 --> 00:01:27,920
‫" خوبه، پس میدونی که فقط احمق‌ها با اینکه میدون با وراجی زیاد گوشمالی میشن

25
00:01:28,080 --> 00:01:31,360
‫بازم جلوی زبون‌شون رو نمیگیرن"

26
00:01:34,160 --> 00:01:38,000
‫ما سیگارمون رو تموم کردیم و برگشتیم به سربازخونه

27
00:01:38,960 --> 00:01:41,680
‫همینجور راهشو کشید و رفت.
‫حتی خداحافظی هم نکرد

28
00:01:42,560 --> 00:01:45,200
‫و از اون به بعد، من جایگاه خودمو دونستم

29
00:01:45,360 --> 00:01:49,480
‫حرف اضافه نمیزدم، جواب پس نمیدادم،
‫شده بودم یه سرباز حرف گوش کن

30
00:01:49,640 --> 00:01:53,120
‫من ترفیع گرفتم.
‫شدم سرجوخه

31
00:01:53,280 --> 00:01:56,920
‫امتیازات زیادی نصیبم شده،
‫غذای اضافی و مرخصی بیشتر

32
00:01:57,080 --> 00:02:01,440
‫و یه روز بهم گفتن که به عنوان راننده فرمانده انتخاب شدم

33
00:02:03,360 --> 00:02:05,960
‫۶ ماه بود که اصلا" نزدیکش نشده بودم

34
00:02:06,120 --> 00:02:07,760
‫منو قاطی یه معامله شیرین کرد

35
00:02:07,920 --> 00:02:12,560
‫تجارت اشیای هنری.
‫با چند تا ژنرال شوروی کار میکرد

36
00:02:12,720 --> 00:02:16,920
‫این من بودم که همیشه از مرز رد میشدم تا اونا رو بگیرم و بیام

37
00:02:17,080 --> 00:02:20,240
‫و اون همیشه هوای منو داشت

38
00:02:20,400 --> 00:02:23,920
‫بعضی وقت‌ها به منم کمیسیون میداد،
‫ولی این برام چیز مهمی نبود

39
00:02:24,080 --> 00:02:26,880
‫من ازش یاد گرفتم که چجوری از پولم مراقبت کنم

40
00:02:27,040 --> 00:02:30,800
‫کجا سرمایه‌گذاریش کنم.
‫باهاش چیکار کنم

41
00:02:33,120 --> 00:02:36,280
‫به آدم‌های مهمی معرفیم کرد. کمکم کرد رو پای خودم وایسم

42
00:02:36,440 --> 00:02:38,960
‫تا به حال اینقدر خوشحال نشده بودم

43
00:02:42,800 --> 00:02:46,560
‫بعد از ۶ ماه، اون یهو غیبش زد

44
00:02:46,720 --> 00:02:48,080
‫دیگه ندیدمش

45
00:02:48,240 --> 00:02:52,480
‫وقتیکه در موردش پرسیدم،
‫بهم گفتن که از اینجا رفته

46
00:02:52,640 --> 00:02:56,320
‫تو وقت مرخصیم رفتم به دیدنش

47
00:02:57,120 --> 00:02:59,920
‫می‌خواستم کسی که برام...

48
00:03:02,480 --> 00:03:04,080
‫مثل پدر بود رو ببینم

49
00:03:04,240 --> 00:03:08,480
‫منظورم، تنها پدریه که تو عمرم شناختم

50
00:03:10,080 --> 00:03:13,920
‫زنگ رو زدم،
‫اومد درو باز کرد

51
00:03:15,760 --> 00:03:17,680
‫تا به حال اونطوری ندیده بودمش

52
00:03:17,840 --> 00:03:20,280
‫بدجوری عصبانی بود

53
00:03:20,440 --> 00:03:22,320
‫رسما" قاطی کرده بود

54
00:03:24,560 --> 00:03:27,920
‫هر چی از دهنش دراومد بهم گفت

55
00:03:29,360 --> 00:03:32,720
‫اصلا" خبر نداشتم که جریان چیه

56
00:03:32,880 --> 00:03:36,080
‫بعدش فرمانده درو روم بست

57
00:03:37,520 --> 00:03:40,920
‫اونجا بود که فهمیدم ازم سوءاستفاده کرده

58
00:03:41,080 --> 00:03:45,680
‫اون فقط یه بچه یتیم بدبخت میخواست که کارهای کثیفش رو انجام بده

59
00:03:51,600 --> 00:03:55,240
‫اینم از پدر دوم

60
00:03:55,400 --> 00:03:58,800
‫بابابزرگت، پاپا میشکا

61
00:03:59,880 --> 00:04:04,400
‫با چرب‌زبونی منو کشید طرفش،
‫بعدش هم مثل یه دستمال توالت انداختم دور

62
00:04:07,600 --> 00:04:10,400
‫خوب من آدم متفاوتی هستم

63
00:04:10,560 --> 00:04:13,640
‫من هیچوقت تنهات نمیزارم

64
00:04:13,800 --> 00:04:15,600
‫هیچوقت!

65
00:04:16,560 --> 00:04:18,720
‫میفهمی پسرم؟

66
00:05:19,800 --> 00:05:24,000
<font color="#ff8000">‫زندگی طلایی</font>

67
00:05:24,160 --> 00:05:28,160
<font color="yellow">‫فقط احمق‌ها با اینکه میدونن با وراجی زیاد گوشمالی میشن، بازم جلوی زبون‌شون رو نمیگیرن</font>

68
00:05:34,800 --> 00:05:37,120
‫از اینجا ببرینش!

69
00:05:38,880 --> 00:05:42,160
‫فری دست برنمیداره.
‫دوباره برمیگردن

70
00:05:42,320 --> 00:05:44,520
‫ببریمش؟ کجا؟
‫اگه تحت نظر باشیم چی؟

71
00:05:44,680 --> 00:05:46,960
‫تو اسید بزاریمش!

72
00:05:59,800 --> 00:06:02,720
‫جدی که نمیگی؟
‫باید بسوزونیمش

73
00:06:02,880 --> 00:06:04,480
‫اگه ببریمش بیرون، اونا دستگیرمون میکنن

74
00:06:04,640 --> 00:06:08,240
‫اهمیتی نمیدم! ما مثل یه آشغال اونو ذوبش نمی‌کنیم

75
00:06:08,400 --> 00:06:10,440
‫از اینجا ببرش بیرون!

76
00:06:21,720 --> 00:06:23,600
‫زود باش، بیا ببرمت تو تخت‌ـت

77
00:06:25,560 --> 00:06:29,080
‫الان برمیگردم و یه فکری به حالش می‌کنیم

78
00:06:38,080 --> 00:06:41,520
‫مجموع اتهامات ۲۰ تا ۲۵ سال برات آب میخوره

79
00:06:41,680 --> 00:06:44,280
‫دو فقره قتل، شریک جرم بودن...

80
00:06:44,440 --> 00:06:46,040
‫اونا حقشون بود

81
00:06:55,840 --> 00:06:59,320
‫باید زنگ بزنیم به پلیس،
‫می‌تونیم بگیم دفاع از خود بود

82
00:06:59,480 --> 00:07:02,600
‫مطمئنی که حرفمو باور می‌کنن؟
‫اگه نکنن چی؟

83
00:07:02,760 --> 00:07:04,400
‫پیدات میکنن!

84
00:07:05,800 --> 00:07:07,440
‫کجا داری میری؟

85
00:07:08,240 --> 00:07:10,800
‫- ازم فیلم گرفتن
‫- امکان نداره

86
00:07:10,960 --> 00:07:13,440
‫- ما اونجا برنمیگردیم
‫- پس چیکار کنیم؟

87
00:07:13,600 --> 00:07:16,840
‫اگه اریکا یاکب رو دستگیر نمیکردی ،
‫می‌تونست اینو حلش کنه

88
00:07:16,840 --> 00:07:26,840
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

89
00:09:36,880 --> 00:09:38,880
‫شب‌بخیر جناب دادستان

90
00:09:39,040 --> 00:09:42,960
‫دعوتم میکنی داخل؟
‫یا اینکه باید بیرون حرف بزنیم؟

91
00:09:43,120 --> 00:09:45,920
‫- میرا؟
‫- داره دوش میگیره

92
00:09:46,880 --> 00:09:48,960
‫یه یادگاری کوچیک واستون آوردم

93
00:09:49,120 --> 00:09:51,800
‫زیر ۱۸ سال نباید ببینتش

94
00:09:51,960 --> 00:09:54,360
‫من بودم لای فیلم‌های خانوادگی نمیزاشتمش

95
00:09:58,800 --> 00:10:02,200
‫خانم کوچولمون کلی گرد و خاک کرده

96
00:10:04,080 --> 00:10:05,960
‫مثل همیشه منو سورپرایز کرد

97
00:10:08,560 --> 00:10:10,640
‫اریکا، همه چی رو راست و ریس کردی؟

98
00:10:11,760 --> 00:10:15,640
‫خیالت راحت لولیتا* هیچکس نمیفهمه تو اونجا بودی
<i>‫ [لقبی برگرفته از رمانی به همین نام از ولادمیر ناباکوف] </i>

99
00:10:18,400 --> 00:10:22,520
‫برای بقیه زیر و رو کردن پرونده هولوش مهمتر از هر چیزیه

100
00:10:24,160 --> 00:10:27,480
‫ولی تو رفتی حق اون حرومزاده‌ها رو گذاشتی کف دستشون

101
00:10:27,640 --> 00:10:30,560
‫دنیا رو جای بهتری کردی

102
00:10:51,520 --> 00:10:53,120
‫بیوش؟

103
00:11:15,640 --> 00:11:17,600
‫اون رفته

104
00:11:19,040 --> 00:11:20,360
‫لعنتی!

105
00:11:24,600 --> 00:11:28,200
‫اون مجبور شد قبل از اینکه اتفاق بدی براش بیفته از خانواده‌ـت فاصله بگیره

106
00:11:28,360 --> 00:11:30,160
‫مجبورش کردی بره؟

107
00:11:30,320 --> 00:11:33,800
‫خودش خواست بره.
‫تو قلبش رو شکستی

108
00:11:34,800 --> 00:11:37,400
‫پسرم، تو تصمیمت رو گرفتی

109
00:11:37,560 --> 00:11:40,600
‫الان تنها کاری که باید بکنی،
‫زندگی کردن با عواقبشه

110
00:11:40,760 --> 00:11:42,800
‫ولی تو گولم زدی!

111
00:11:42,960 --> 00:11:46,400
‫میخواستی بدونی که چه بلایی سر هولوش اومده

112
00:11:47,320 --> 00:11:49,280
<i>‫ آتیلا میکلوشی اینجاست </i>

113
00:11:57,920 --> 00:12:02,880
‫آتیلا تو باید ۹ تا جون داشته باشی.
‫هر دفعه قسر در میری

114
00:12:04,560 --> 00:12:08,720
‫ولی هنوزم احتمالش هست که جسد اون اِنوس بیچاره رو تو کف رودخونه پیدا کنن

115
00:12:08,880 --> 00:12:13,720
‫تا کی میخوای به این کار ادامه بدی؟
‫تا کی میخوای با جسد اِنوس پینگ‌پنگ بازی کنی؟

116
00:12:14,880 --> 00:12:17,440
‫دیگه سر راهم سبز نشو

117
00:12:17,600 --> 00:12:18,920
‫بیا بریم پسرم!

118
00:12:39,680 --> 00:12:43,840
‫دو نفر مُردن.
‫نمی‌تونم با این مسئله کنار بیام

119
00:12:48,400 --> 00:12:51,040
‫متاسفم، ولی من نمی‌تونم انجامش بدم

120
00:13:01,600 --> 00:13:03,120
‫باشه

121
00:13:04,200 --> 00:13:06,720
‫ما با دادستان کل صحبت میکنیم

122
00:13:08,560 --> 00:13:10,320
‫میگیم دفاع از خود بود

123
00:13:11,480 --> 00:13:13,240
‫اون درک میکنه

124
00:13:16,240 --> 00:13:17,840
‫ممنون

125
00:13:19,600 --> 00:13:23,080
‫خاله میرا ببین،
‫با یه دست!

126
00:13:33,320 --> 00:13:36,000
‫واو! عجب مهارتی!

127
00:13:36,160 --> 00:13:38,400
‫ایول!

128
00:13:46,080 --> 00:13:50,400
‫از شر جسد هولوش راحت شدیم. فری هم دیگه برامون دردسر درست نمیکنه

129
00:13:50,560 --> 00:13:53,600
‫- شما سه تا جاتون امنه
‫- تو چی؟

130
00:13:53,760 --> 00:13:56,440
‫خسته شدم از وانمود کردن به اینکه ما یه خانواده‌ایم

131
00:13:56,600 --> 00:13:59,880
‫من هر کاری کردم تا از بچه‌هام مراقبت کنم

132
00:14:00,040 --> 00:14:02,800
‫خیلی وقته که اونا دیگه نیازی به ما ندارن

133
00:14:05,600 --> 00:14:07,760
‫میخوای ۲۶ سال زندگی رو همینجوری ول کنی و بری؟

134
00:14:09,920 --> 00:14:12,320
‫چرا هنوز چسبیدی به من؟

135
00:14:12,480 --> 00:14:15,360
‫چپ و راست بهم دروغ میگی، گولم میزنی

136
00:14:15,520 --> 00:14:20,080
‫به این میگن رابطه زناشویی؟ تا کی میخوای منو دور خودت بچرخونی؟

137
00:14:21,240 --> 00:14:26,560
‫فقط نگو دوستم داری که فکر میکنم داری منو مسخره میکنی

138
00:14:33,920 --> 00:14:36,600
‫گزا، الان ازم انتظار داری که چیکار کنم؟

139
00:14:36,760 --> 00:14:39,600
‫- می‌خوام همه چیز روشن بشه
‫- روشن بشه؟

140
00:14:39,760 --> 00:14:44,880
‫- با منو قاطی کارهاتون کردن؟
‫- دفاع از خود بود، من ترسیده بودم

141
00:14:45,040 --> 00:14:48,680
‫- من از گزا خواستم که بیاد کمکم کنه...
‫- نه!

142
00:14:48,840 --> 00:14:50,720
‫دفاع از خود نبود

143
00:14:50,880 --> 00:14:53,360
‫فقط دو تا جاکش بودن که توسط رقیب‌هاشون حذف شدن

144
00:14:53,520 --> 00:14:57,360
‫"شاینی لیزینگر" یه ماهه پرونده رو می‌بنده

145
00:14:57,520 --> 00:15:02,560
‫و ما هم این صحبتی که با هم داشتیم رو فراموش می‌کنیم

146
00:15:05,440 --> 00:15:09,040
‫خدای من، گزا، چه بلایی سرت اومده؟

147
00:15:09,200 --> 00:15:14,240
‫داری با دختری وقت می‌گذرونی که تو رو قاطی گندکاری‌ای مثل این کرده

148
00:15:15,160 --> 00:15:17,440
‫دفعه بعد چیکار میکنی؟

149
00:15:17,600 --> 00:15:20,040
‫چجوری بهت اعتماد کنم؟

150
00:15:20,200 --> 00:15:23,120
‫- دفعه بعدی وجود نخواهد داشت
‫- مطمئنم که همینطور خواهد شد

151
00:15:24,480 --> 00:15:27,880
‫به واحد بایگانی انتقالت میدم

152
00:15:28,040 --> 00:15:31,120
‫از نزدیک شدن به پرونده‌های جنایی منعت می‌کنم

153
00:15:32,000 --> 00:15:33,760
‫اخراجت نمی‌کنم فقط به خاطر اینکه...

154
00:15:33,920 --> 00:15:36,520
‫تو هم یکی از اون کثافت‌های ریاکار فاسدی

155
00:15:36,680 --> 00:15:42,000
‫اونا دارن صدها دختر بی‌پناه رو می‌فروشن ولی تو چشم‌هات رو به این بستی

156
00:15:42,160 --> 00:15:45,240
‫این راحتتر از اخراج صادق‌ترین کارمندته

157
00:15:45,400 --> 00:15:46,760
‫خوشم اومد، آفرین!

158
00:15:53,920 --> 00:15:56,560
<i>‫ پول‌های لعنتی ریاض! </i>

159
00:15:56,720 --> 00:16:00,800
<i>‫ ژوژا، اونقدر برات مهم بود که... </i>

160
00:16:00,960 --> 00:16:03,760
<i>‫ شهردار مست رید به هیکل ساکنین محلی </i>
<i>‫ ۲۶۳،۸۳۲ بار مشاهده </i>

161
00:16:03,920 --> 00:16:07,160
<i>‫ پسرت یه نازی بود، خودتم هم هستی </i>

162
00:16:07,320 --> 00:16:10,120
<i>‫ ولی وقتی حرف از پول عرب‌ها میشه نژادپرستی رو میزاری کنار </i>

163
00:16:10,280 --> 00:16:15,480
‫دهاتی‌ها میخوان بهم رای عدم اعتماد بدن

164
00:16:18,440 --> 00:16:22,040
‫داس و چنگال‌هاشون رو واسه من تیز کردن

165
00:16:26,080 --> 00:16:28,720
‫اگه بتونم تا ماه فوریه که از ریاض پول میاد

166
00:16:28,880 --> 00:16:31,440
‫دووم بیارم

167
00:16:31,600 --> 00:16:33,920
‫همه چیز روبه‌راه میشه

168
00:16:40,920 --> 00:16:42,560
‫لعنت به همشون!

169
00:16:43,920 --> 00:16:45,280
‫ما از اول هم شانسی نداشتیم

170
00:16:47,520 --> 00:16:50,360
‫فری و ژوژا فقط میخواستن ازمون سوءاستفاده کنن

171
00:16:52,160 --> 00:16:54,120
‫و من...

172
00:16:54,280 --> 00:16:56,520
‫فکر کردم که منو جدی گرفتن

173
00:17:00,200 --> 00:17:01,880
‫حقیقت اینه...

174
00:17:02,040 --> 00:17:06,720
‫برای اونا ما چیزی مثل یه کِرم هستیم که با لگد کردن از رومون رد میشن

175
00:17:08,720 --> 00:17:10,240
‫میدونی چرا؟

176
00:17:11,120 --> 00:17:13,320
‫چون قدرت دارن

177
00:17:29,280 --> 00:17:30,880
‫مامان...

178
00:17:31,040 --> 00:17:32,520
‫این اراجیف رو بیخیال!

179
00:17:34,040 --> 00:17:38,960
‫اون حرومزاده‌ها باید بفهمن که نمی‌تونن با ما در بیفتن

180
00:18:51,880 --> 00:18:53,800
‫- آقای نوواک، ممنون که اومدین
‫- عصر بخیر

181
00:18:53,960 --> 00:18:55,400
‫عصر بخیر!

182
00:18:57,440 --> 00:19:01,920
‫بعد از اون سخنرانی من هیچ امیدی ندارم که بتونی اینجا دووم بیاری

183
00:19:02,080 --> 00:19:04,160
‫به خاطر همین به کمک شما نیاز دارم

184
00:19:04,320 --> 00:19:07,520
‫و در عوضش شما می‌تونید پیمانکار اصلی پروژه آکوادلوکس بشید

185
00:19:07,680 --> 00:19:10,040
‫این که عالیه.
‫ولی معاون وزیر...

186
00:19:10,200 --> 00:19:12,960
‫اگه کمک‌ـمون کنید، ما ژوژا رو از دور خارج می‌کنیم

187
00:19:13,840 --> 00:19:16,440
‫و خانم شهردار من باید چیکار کنم؟

188
00:19:16,600 --> 00:19:19,280
‫باید یه مبلغی رو پرداخت کنید

189
00:19:20,840 --> 00:19:22,720
‫و این مبلغ چقدر باید باشه؟

190
00:19:22,880 --> 00:19:24,600
‫۱۵ میلیون

191
00:19:24,760 --> 00:19:28,360
‫من یه بار به حرف شما ۱۵ میلیونم رو انداختم دور

192
00:19:28,520 --> 00:19:31,760
‫اینبار تضمین می‌کنم که سرمایه‌گذاریتون براتون سوددهی خواهد داشت

193
00:19:31,920 --> 00:19:34,680
‫و ژوژا بوروس رو تو مُشت‌ـتون خواهید داشت

194
00:19:42,360 --> 00:19:44,160
‫مهم‌ترین چیز اینه:

195
00:19:44,320 --> 00:19:46,760
‫باید از یه حساب خارجی واریز بشه

196
00:19:59,520 --> 00:20:01,880
‫اون خیلی مست بود...

197
00:20:08,800 --> 00:20:10,120
‫خدای من...

198
00:20:11,880 --> 00:20:14,240
‫ژوژا، عزیزم! یه دقیقه وقت داری؟

199
00:20:26,840 --> 00:20:28,920
‫یانکا من واقعا" درکت نمی‌کنم

200
00:20:29,080 --> 00:20:30,680
‫چرا اومدی اینجا خودتو تحقیر کنی؟

201
00:20:30,840 --> 00:20:35,440
‫میخوام که تقاضای برکناریم رو لغو کنی

202
00:20:36,480 --> 00:20:38,920
‫کارهای زیادی داریم که باید انجام بدیم،
‫نباید وقت رو تلف کنیم

203
00:20:41,560 --> 00:20:45,920
‫اون یه ذره وقاری که برات مونده رو حفظ کن. سعی نکن خودتو توجیه کنی

204
00:20:46,080 --> 00:20:47,760
‫توجیه کنم؟

205
00:20:49,000 --> 00:20:53,080
‫عزیزم...
‫سخت در اشتباهی

206
00:21:03,000 --> 00:21:05,640
‫تو استفان ماتیاس رو از زندان فراری داری

207
00:21:05,800 --> 00:21:08,440
‫تو خونه پسرت مخفیش کردی

208
00:21:08,600 --> 00:21:13,520
‫با یه ماشین پلاک سیاسی تا لب مرز بردیش

209
00:21:13,680 --> 00:21:15,400
‫همون روزی که اون پلیسه رو با ماشین زدن

210
00:21:15,560 --> 00:21:19,400
‫اطلاعاتی که تو مسیریاب ماشینت هست اینو تایید میکنه

211
00:21:19,560 --> 00:21:23,160
‫و در مقابل همه این کارها ۱۵ میلیون پول گرفتی

212
00:21:25,240 --> 00:21:26,840
<i>‫ مبلغ واریزی: </i>
<i>‫ ۱۵ میلیون </i>

213
00:21:27,000 --> 00:21:29,840
‫اون استفان میدونه که چجوری قدردانی خودشو نشون بده، مگه نه؟

214
00:21:30,920 --> 00:21:33,520
‫کار توئه؟

215
00:21:33,680 --> 00:21:37,200
‫مدارک که نشون میده کار توئه

216
00:21:39,400 --> 00:21:42,760
‫و اگه من برکنار بشم،
‫همه اینا به دست رسانه‌ها میرسه

217
00:21:42,920 --> 00:21:44,600
‫هیچ گوهی نمی‌تونی بخوری!

218
00:21:44,760 --> 00:21:47,120
‫هیچوقت به خاطرش دادگاهی نمیشم

219
00:21:47,280 --> 00:21:50,040
‫به خاطر این تو رو می‌کشم!
‫خودتو مُرده بدون، فهمیدی؟

220
00:21:50,840 --> 00:21:54,280
‫شاید بعد از دو سال یه قاضی در مقابلت کوتاه بیاد

221
00:21:54,440 --> 00:21:59,360
‫ولی رسانه‌ها و کابینه دولت ازت جواب میخوان

222
00:22:08,560 --> 00:22:11,120
‫الان نمی‌تونم توضیح بدم، فقط انجامش بدین...

223
00:22:11,280 --> 00:22:14,240
‫قهوه‌ـتون رو خوردید؟

224
00:22:20,160 --> 00:22:22,880
‫امروز تنها دستور کار جلسه

225
00:22:23,040 --> 00:22:26,480
‫بررسی رای عدم اعتماد به شهردار می‌باشد

226
00:22:26,640 --> 00:22:29,280
‫رای اکثریت برای تصویبش لازمه

227
00:22:29,440 --> 00:22:31,200
‫از اونجایی که همه اعضای شورا اینجا حاضرن،

228
00:22:31,360 --> 00:22:35,840
‫از موافقین میخوام که دست‌هاشون رو بالا ببرن

229
00:22:46,200 --> 00:22:47,960
‫از همه‌ـتون ممنونم

230
00:22:50,720 --> 00:22:54,320
‫نمیدونم چجور شایعاتی تو اداره پیچیده ولی من اونجا بودم!

231
00:22:54,480 --> 00:22:57,240
‫دو فقره قتل شایعه نیست، حقیقته...!

232
00:22:57,400 --> 00:22:59,880
‫میرا قاتل نیست.
‫دختر بیچاره مجبور شده...

233
00:23:00,040 --> 00:23:03,640
‫فکر میکنی این عادیه؟
‫به خصوص برای آدم هایی که به پسرت نزدیکن؟

234
00:23:03,800 --> 00:23:06,040
‫اجازه میدی من توضیح بدم؟

235
00:23:07,920 --> 00:23:10,080
‫من اجازه نمیدم پسرم کنار یه قاتل زندگی کنه

236
00:23:10,240 --> 00:23:13,280
‫- نمی‌تونی پسرم رو ازم جدا کنی...
‫- یا اون یا کورنل

237
00:23:13,440 --> 00:23:15,880
‫جودیت، تند نرو!

238
00:23:16,040 --> 00:23:18,520
‫چطور جرئت کردی بیای منو تهدید کنی؟

239
00:23:18,680 --> 00:23:20,200
‫من حق دارم که پسرم رو ببینم

240
00:23:20,360 --> 00:23:23,560
‫اگه جلومو بگیری باید تو دادگاه با هم رو در رو بشیم

241
00:23:23,720 --> 00:23:25,960
‫گزا، من درکت نمی‌کنم

242
00:23:26,120 --> 00:23:27,680
‫چه بلایی سرت اومده؟

243
00:23:27,704 --> 00:23:34,704
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

244
00:23:37,600 --> 00:23:39,000
‫گزا...

245
00:23:42,240 --> 00:23:44,560
‫نمی‌تونم ازت بخوام که این کارو بکنی

246
00:23:44,720 --> 00:23:46,400
‫اون پسرته...

247
00:23:47,400 --> 00:23:50,120
‫به حد کافی برات دردسر کردم

248
00:23:51,640 --> 00:23:54,480
‫به جودیت بگو دیگه تموم شد.
‫از همدیگه جدا میشیم

249
00:23:54,640 --> 00:23:56,640
‫نه

250
00:23:56,800 --> 00:23:59,400
‫بعد از تمام ماجراهایی که با هم پشت سر گذاشتیم،

251
00:23:59,560 --> 00:24:02,200
‫هیچکس نمی‌تونه به ما بگه که چیکار باید بکنیم

252
00:24:25,480 --> 00:24:28,440
‫مسلما" نسخه کپی شده نیست!

253
00:24:29,680 --> 00:24:32,040
‫با نیمه دیگه‌اش قیمتش چقدر میشه؟

254
00:24:32,200 --> 00:24:36,720
‫تو ماه مِی، یه لوح سه قسمتی از ارتودکس شرق

255
00:24:36,880 --> 00:24:41,880
‫به قیمت ۳،۵ میلیون پوند تو حراجی شهر لندن فروخته شد

256
00:24:42,720 --> 00:24:45,640
‫ولی این با‌ ارزشتر از اونه

257
00:24:45,800 --> 00:24:50,440
‫اگه کمکم کنی اون یکی نیمه رو پیدا کنم، جفت‌ـمون پولدار میشیم

258
00:24:50,440 --> 00:25:00,440
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

259
00:26:11,480 --> 00:26:14,480
‫باید اعلام بشه که بنیاد ورشکسته شده

260
00:26:14,640 --> 00:26:16,120
‫اداره مالیات به بررسی حساب‌ها می‌پردازه،

261
00:26:16,280 --> 00:26:19,800
‫ولی باید نگران پلیس‌ها باشیم، اونا تحقیقات‌ـشون رو شروع کردن

262
00:26:19,960 --> 00:26:23,880
شک دارم که مدرکی علیه من داشته باشن، ولی کی میدونه؟

263
00:26:25,080 --> 00:26:28,800
‫با اونکه اون زبگنی خنگ بهم مدیونه ولی نمی‌تونه هیچ کمکی کنه

264
00:26:28,960 --> 00:26:31,640
‫اون حرومزاده احمق تنزل مقام گرفته

265
00:26:31,800 --> 00:26:34,560
‫پس فکر کنم باید یه بنیاد جدید راه بندازی و من...

266
00:26:34,720 --> 00:26:37,960
‫من خاطرات خوش زیادی از پدرم ندارم

267
00:26:39,400 --> 00:26:41,560
‫اون از سنگ ساخته شده بود

268
00:26:41,720 --> 00:26:43,600
‫هیچوقت بهم اهمیت نداد

269
00:26:44,480 --> 00:26:47,760
‫یادم نمیاد که حتی یه بار منو بغل کرده باشه

270
00:26:50,120 --> 00:26:52,880
‫ولی ازش یه چیزی رو یاد گرفتم

271
00:26:53,720 --> 00:26:56,560
‫کِی باید تسلیم شد

272
00:27:00,240 --> 00:27:04,040
‫اوراق قرضه، نفت، سرمایه‌گذاری در املاک...

273
00:27:05,120 --> 00:27:08,400
‫همیشه به موقع کنار می‌کشید.
‫به همین خاطر بازنده نبود

274
00:27:11,480 --> 00:27:13,680
‫اریکا، ما هم باید ههیچوقت بازنده نباشیم

275
00:27:13,840 --> 00:27:18,560
‫فری... به خاطر قضیه هولوش واقعا" متاسفم

276
00:27:20,040 --> 00:27:21,760
‫قول میدم که دیگه هیچوقت...

277
00:27:21,920 --> 00:27:25,200
‫به خاطر اون نیست.
‫حالا که نفوذت رو از دست دادی...

278
00:27:25,360 --> 00:27:29,280
‫اینکه الان هیچ قدرت و نفوذی ندارم به این معنا نیست که هیچ کاری از دستم برنمیاد

279
00:27:29,440 --> 00:27:32,000
‫هر چی که تو ازم بخوایی رو من...

280
00:27:36,720 --> 00:27:40,160
‫باورم کن،
‫هنوزم میتونم برات مفید باشم

281
00:28:26,960 --> 00:28:29,960
‫این یکبار برای همیشه کار میکلوشی رو تموم میکنه

282
00:29:43,160 --> 00:29:45,040
‫فکر کردم که همه حرف‌هامون رو با هم زدیم

283
00:29:45,200 --> 00:29:47,200
<i>‫ زنگ بزن آمبولانس </i>

284
00:29:50,760 --> 00:29:52,920
<i>‫ کمکم کن </i>

285
00:29:53,080 --> 00:29:56,120
<i>‫ لطفا"، بدجوری درد میکنه </i>

286
00:29:56,960 --> 00:29:58,520
‫این چیه؟

287
00:29:59,560 --> 00:30:02,520
‫آتیلا پدر بودن کار راحتی نیست

288
00:30:04,480 --> 00:30:07,800
‫بعضی وقت‌ها مجبوریم تصمیم‌های سختی بگیریم

289
00:30:13,280 --> 00:30:16,560
‫اگه مارک یه بار دیگه نزدیک بیوش بشه.‌..

290
00:30:17,680 --> 00:30:20,480
‫این میرسه به دست پلیس

291
00:30:23,000 --> 00:30:25,840
‫دخترت تو چنگ منه

292
00:31:43,000 --> 00:31:46,480
‫به نام عیسی مسیح،

293
00:31:47,360 --> 00:31:50,440
‫اولین سنگ بنا را...

294
00:32:27,000 --> 00:32:29,080
<i>‫ کاندیدای مستقل با سابقه‌ای پاک </i>

295
00:33:40,280 --> 00:33:42,320
‫مسمومیت؟

296
00:33:42,480 --> 00:33:44,360
‫مسمومیت خونی

297
00:33:44,520 --> 00:33:48,400
‫ممکنه به خاطر سوءتغذیه، آسیب روحی و یا استرس باشه...

298
00:33:48,560 --> 00:33:51,760
‫ولی عامل اصلی حاملگی‌ـتونه

299
00:33:54,040 --> 00:33:56,520
‫این بچه داره منو مسموم می‌کنه!

300
00:33:56,680 --> 00:34:01,040
‫من ترجیح میدم بگم که بدن‌ـتون با حاملگی سازگاری نداره

301
00:34:01,200 --> 00:34:03,360
‫به دلایلی عدم هماهنگی بوجود اومده

302
00:34:05,400 --> 00:34:07,720
‫من چهارشنبه هفته بعد میرم پیست اسکی،
‫بهتر میشد اگه قبل از اون...

303
00:34:07,880 --> 00:34:10,240
‫می‌خوای سزارین کنم؟

304
00:34:10,400 --> 00:34:13,440
‫جفت‌ـمون هم می‌خوایم که این بچه تو سریعترین زمان ممکن به دنیا بیاد

305
00:34:13,600 --> 00:34:16,280
‫و مهمتر از همه
‫بچه تو رحم چرخیده...

306
00:34:16,440 --> 00:34:19,960
‫هر چی که شما بگی.
‫فقط می‌خوام زود تموم بشه

307
00:34:21,240 --> 00:34:23,120
‫میزاریمش برای دوشنبه!

308
00:34:27,280 --> 00:34:31,480
‫- با چشم‌های خودت دیدیش؟
‫- بله، حتی بررسیش کردم

309
00:34:32,760 --> 00:34:36,160
‫بدون شک اون یکی نیمه از لوح هستش

310
00:34:36,320 --> 00:34:39,560
‫طرف بیشتر مایل بود تا برای شما رو بخره

311
00:34:39,720 --> 00:34:42,560
‫غافلگیر نشدم،
‫چون این یه کار هنریه منحصر بفرده...

312
00:34:42,720 --> 00:34:45,640
‫میدونم، میدونم،
‫مسیح کودک و دو تا پدر

313
00:34:45,800 --> 00:34:49,440
‫زیاد آدم با شخصیتی به نظر نمیومد

314
00:34:49,600 --> 00:34:55,080
‫خالکوبی‌هایی داشت که از عقاید مردم بالکان الهام گرفته شده بود

315
00:34:55,240 --> 00:34:59,480
‫چطور بگم، مار به عنوان محافظ خانواده...

316
00:34:59,640 --> 00:35:01,760
‫باید جدی بگیریمش؟

317
00:35:01,920 --> 00:35:04,760
‫به عنوان بیعانه بهم دو میلیون داد

318
00:35:08,720 --> 00:35:13,560
‫تحقیقات پلیس معمولا" به خاطر اینکه دخترها حاضر نیستن علیه دلال‌ـشون شهادت بدن با شکست مواجه میشه

319
00:35:13,720 --> 00:35:17,520
‫تفکر رایج اینه که برای فاخشگی نیازی به کمک نیست

320
00:35:17,680 --> 00:35:20,400
‫در نهایت، اونا روسپیگری رو انتخاب می‌کنن

321
00:35:20,560 --> 00:35:23,480
‫از هر ۱۰ مورد ۹ نفر،
‫این کاملا" به دور از واقعیته

322
00:35:23,640 --> 00:35:28,800
‫دلال‌ها به صورت هدفدار دخترهایی رو انتخاب میکنن که از نظر احساسی بی‌ثبات و آسیب‌پذرین

323
00:35:32,520 --> 00:35:37,160
‫در سه سال گذشته، دو مردی که در تصویر می‌بینید دخترها رو به اروپای غربی می‌فرستادن

324
00:35:37,320 --> 00:35:40,720
‫بیشتر از ۲۰۰ دختر،
‫اکثرا" نوجوان

325
00:35:41,600 --> 00:35:46,400
‫پلیس در موردشان اطلاع داشت، ولی به خاطر نبود منابع کافی هیچ برخوردی صورت نگرفت

326
00:35:48,440 --> 00:35:51,880
‫ظاهرا" در نهایت توسط گروه‌های رقیب کشته شدن

327
00:35:52,040 --> 00:35:54,040
‫و تا زمانی که ابزارهای لازم

328
00:35:54,200 --> 00:35:57,040
‫برای برخورد با قاچاق دختران رو نداشته باشیم،

329
00:35:57,200 --> 00:36:00,440
‫متاسفانه نمی‌توانیم هیچ قدمی در مسیر درست برداریم

330
00:36:02,040 --> 00:36:06,000
‫میدونم که جودیت ناراحت شده، ولی نمی‌بینه که کورنل داره عذاب میکشه؟

331
00:36:06,160 --> 00:36:09,880
‫اون بعد از هر جلسه دادرسی لجبازتر میشه

332
00:36:10,040 --> 00:36:11,840
‫الان من یه پدر مزخرفم

333
00:36:12,000 --> 00:36:15,600
‫چون پسرم رو فرستادم تکواندو،
‫و دارم بهش خشن بودن رو یاد میدم

334
00:36:15,760 --> 00:36:18,080
‫همه زن‌ها اینجور خودخواهن؟

335
00:36:18,240 --> 00:36:20,400
‫اگه من مامانی مثل اون شدم، با تیر منو بزنی!

336
00:36:20,560 --> 00:36:22,080
‫یه دقیقه

337
00:36:25,560 --> 00:36:27,360
‫اینا چین؟

338
00:36:27,520 --> 00:36:31,120
‫پرونده عرب‌های سرمایه‌گذار اهل اشتوتگارت که رو هتل مامانت سرمایه‌گذاری کردن

339
00:36:31,280 --> 00:36:34,200
‫نتیجه تحقیقات رو به بایگانی فرستادن

340
00:36:34,360 --> 00:36:38,000
‫- دارو دسته ال کریمی....
‫- دنبالشونن

341
00:36:38,160 --> 00:36:40,320
‫ممکنه پدر و ماردت رو تو دردسر بزرگی بیاندازن

342
00:36:50,160 --> 00:36:52,520
‫هی، گاوچرون!

343
00:37:00,480 --> 00:37:03,760
‫- بدجوری دلم واست تنگ شده!
‫- هولوش درمان همه دردهاته

344
00:37:03,920 --> 00:37:07,200
‫- قبول، من یه دیوث احمقم ولی الان...‌
‫- دیوث باهوش چی؟

345
00:37:07,360 --> 00:37:10,840
‫هولوش و باباهامون یا هر چیز دیگه‌ای برام مهم نیست، فقط خودت

346
00:37:11,000 --> 00:37:13,640
‫از اینجا میریم، فقط من و تو!

347
00:37:23,440 --> 00:37:26,480
‫ببخشید.
‫دوست داشتم بیشتر...

348
00:37:26,640 --> 00:37:28,560
‫رمانتیک باشه

349
00:37:28,720 --> 00:37:31,200
‫بشینم رو یکی از زانوهام و درخواستم رو بگم. چون...

350
00:37:31,360 --> 00:37:33,880
‫میدونم که دخترها دوست دارن عاشقانه باشه

351
00:37:39,000 --> 00:37:42,600
‫میخواستم بگم تو باحال‌ترین دختری هستی که تو عمرم دیدم،

352
00:37:42,760 --> 00:37:45,040
‫و از این به بعد،
‫می‌خوام که کنارت باشم

353
00:37:45,200 --> 00:37:49,560
‫یه پارکینگ ساحلی تو "کو‌ساموی" تایلند میزنیم

354
00:37:49,720 --> 00:37:53,080
‫و تا وقتی بپوسیم کنار ساحل می‌شینیم و حال می‌کنیم

355
00:38:07,360 --> 00:38:09,760
‫با یه صربی قرار معامله دارم،
‫اون لوح رو میخره

356
00:38:09,920 --> 00:38:12,840
‫خیلی مشتاقه،
‫راحت ۲۰ میلیون بابتش میده

357
00:38:13,000 --> 00:38:15,440
‫میام دنبالت تا بریم فرودگاه

358
00:38:15,600 --> 00:38:17,680
‫هیچوقت پیدامون نمی‌کنن

359
00:38:23,680 --> 00:38:25,560
‫وقت تمومه!

360
00:38:33,800 --> 00:38:35,320
‫فقط دو روز تحمل کن

361
00:38:56,880 --> 00:38:58,840
‫باید چی صداش کنم؟

362
00:38:59,000 --> 00:39:01,320
‫مسلما" مامان جون صداش نمیکنی

363
00:39:01,480 --> 00:39:03,800
‫و خاله یانکا و اینجور چیزها هم نمیگی

364
00:39:09,400 --> 00:39:12,240
‫- سلام مامان
‫- حالتون چطوره...

365
00:39:12,400 --> 00:39:16,120
‫سلام، من گزا هستم.
‫قبلا" همدیگه رو دیدیم

366
00:39:18,000 --> 00:39:20,760
‫سلام. فقط یانکا صدام کن

367
00:39:31,640 --> 00:39:34,360
‫بدون نگاه کردن به دستورالعمل جمعش کردم

368
00:39:38,120 --> 00:39:40,280
‫چرا فکر میکنی که پسره؟

369
00:39:40,440 --> 00:39:44,040
‫بهتره باشه.
‫و به احتمال قوی هم اِندره صداش می‌کنیم

370
00:39:44,880 --> 00:39:46,920
‫حتی فرصت دیدنش رو نخواهی داشت

371
00:39:47,080 --> 00:39:50,920
‫گوش کن آبجی.
‫من و بیانکا باید از اینجا بریم

372
00:39:51,080 --> 00:39:53,000
‫- اگه الان نریم...
‫- آره، خودم میدونم

373
00:39:53,160 --> 00:39:57,240
‫ولی من باید برم دانشگاه.
‫نمی‌تونم به مامان کمک کنم

374
00:39:57,400 --> 00:39:59,480
‫باید با بابا حرف بزنی

375
00:39:59,640 --> 00:40:01,800
‫اوه، بفرمایید

376
00:40:01,960 --> 00:40:03,520
‫مامان...

377
00:40:05,280 --> 00:40:07,600
‫من یه لیست تهیه کردم

378
00:40:09,000 --> 00:40:11,920
‫ترازوی بچه، حموم بچه،

379
00:40:12,080 --> 00:40:14,440
‫کالسکه، مانیتور اتاق بچه...

380
00:40:14,600 --> 00:40:16,800
‫خوبه، بهت یه کمی پول میدم

381
00:40:17,920 --> 00:40:19,960
‫مطمئنی که نمی‌خوای زایمان طبیعی کنی؟

382
00:40:20,120 --> 00:40:25,000
‫میگن اینکه چجوری به دنیا میاییم تو مسیر زندگی‌ـمون تاثیر میذاره

383
00:40:25,160 --> 00:40:28,080
‫من و این بچه دیگه داریم همدیگه رو می‌کُشیم

384
00:40:28,240 --> 00:40:31,400
‫بهتره خیلی زودتر از شر همدیگه راحت بشیم

385
00:40:31,560 --> 00:40:34,920
‫حداقل تا اواسط ماه فوریه می‌تونم دوباره سر پا بشم

386
00:40:35,760 --> 00:40:38,640
‫تا موقعی که اون پول میاد؟

387
00:40:41,280 --> 00:40:43,920
‫۱۰ میلیون یورو نقد از ریاض میاد

388
00:40:44,080 --> 00:40:47,360
‫این پول به حساب شعبه بانک چینی تو بوداپست واریز میشه

389
00:40:47,520 --> 00:40:51,760
‫صرف خرید ابزار و ماشین‌آلات کشاورزی‌ای میشه که وجود ندارن، یه جور پولشویی

390
00:40:51,920 --> 00:40:56,480
‫ این پول از طریق حساب‌های بین‌المللی برگردونده میشه تا وقتیکه ساخت هتل شروع شد صرف هزینه ها بشه

391
00:40:59,040 --> 00:41:02,280
‫- از کجا اینارو میدونی؟
‫- گزارش پلیس

392
00:41:02,440 --> 00:41:04,800
‫در حال حاضر اونا دارن آماده میشن که گیرشون بیاندازن

393
00:41:04,960 --> 00:41:07,760
‫ولی ما...
‫ما هیچ کار غیر قانونی‌ای نکردیم

394
00:41:07,920 --> 00:41:10,000
‫نه، ولی بهشون کمک کردی

395
00:41:10,160 --> 00:41:13,000
‫یورگن ال‌کریمی از پناهجوهای آفریقایی و خاورمیانه‌ای

396
00:41:13,160 --> 00:41:17,640
‫کلی پول میگیره تا اونا رو بیاره به اروپا

397
00:41:18,600 --> 00:41:20,640
‫بیشتر اونا حتی رنگ اروپا رو نمی‌بینن

398
00:41:20,800 --> 00:41:23,920
‫و تو هم میخوای با پول اونا هتل بسازی

399
00:41:24,080 --> 00:41:26,840
‫عزیزم، یه میلیاردر نشونم بده که از راه درست پول درآورده

400
00:41:29,960 --> 00:41:32,200
‫مامان، به نکته ظریفی اشاره کردی

401
00:41:32,360 --> 00:41:35,080
‫ولی فکر کنم در حال حاضر باید دنبال راه چاره باشی

402
00:41:35,240 --> 00:41:39,520
‫البته اگه نمی‌خوای کنج زندان بشینی و ما بچه‌ات رو بزرگ کنیم

403
00:41:40,960 --> 00:41:42,280
‫چی گفتی؟

404
00:41:42,440 --> 00:41:45,200
‫اگه پول به حساب سازندگان هتل واریز بشه،

405
00:41:45,360 --> 00:41:47,800
‫احتمالا" تو بد دردسری بیفتین

406
00:42:05,920 --> 00:42:08,400
‫نباید لباس فضانوردیت رو بپوشی؟

407
00:42:10,480 --> 00:42:12,720
‫یا تو زمستون نیش نمیزنن؟

408
00:42:17,480 --> 00:42:20,800
‫سال نو مبارک... آتی

409
00:42:27,400 --> 00:42:30,000
‫مامانت؟
‫فارغ شده؟

410
00:42:30,160 --> 00:42:33,400
‫به همین خاطر اینجام.
‫دوشنبه سزارین میکنه

411
00:42:33,560 --> 00:42:35,520
‫نمی‌تونم اونجا باشم

412
00:42:35,680 --> 00:42:39,640
‫میرا دانشگاه داره.
‫دوست پسرش هم میگفت که هتل قراره به گا بره

413
00:42:39,800 --> 00:42:42,520
‫چی؟ زبگنی اومده بود خونه‌ـمون؟

414
00:42:42,680 --> 00:42:45,880
‫- چی گفت؟
‫- جزئیاتش رو نمیدونم

415
00:42:46,040 --> 00:42:48,560
‫حرفی که میخوام بزنم اینه:
‫کنارش باش

416
00:42:49,760 --> 00:42:51,520
‫تو چرا نمیتونی اونجا باشی؟

417
00:42:51,680 --> 00:42:55,880
‫من برای استراحت به یه جای گرمسیری میرم.
‫از این آب و هوا نفرت دارم

418
00:42:56,040 --> 00:42:57,480
‫الان؟

419
00:42:58,600 --> 00:43:00,680
‫پارسال بلیط‌هامون رو خریدم؟

420
00:43:04,640 --> 00:43:07,440
‫میری، مگه نه؟

421
00:43:07,600 --> 00:43:09,840
‫یکی باید مراقبشون باشه

422
00:43:11,080 --> 00:43:15,040
‫دوست نداریم که پیتزا به خورد اون بچه بیچاره بده

423
00:44:25,280 --> 00:44:28,080
‫- نمی‌تونی بری!
‫- چی گفتی؟

424
00:44:28,240 --> 00:44:30,960
‫میدونم که می‌خوای با بیانکا فرار کنی

425
00:44:31,800 --> 00:44:34,400
‫متاسفم، ولی مجبور شدم به فری بگم

426
00:44:36,200 --> 00:44:38,960
‫- چیکار کردی؟
‫- چاره دیگه‌ای نداشتم

427
00:44:39,120 --> 00:44:42,040
‫نمی‌تونم اجازه بدم که خودت و خانواده‌ات رو به خطر بیندازی

428
00:44:42,200 --> 00:44:45,920
‫- دیوونه شدی؟
‫- مارک، قصد بدی نداشتم

429
00:44:46,080 --> 00:44:48,960
‫اونجا نخواهد بود،
‫فری نمیزاره بیاد

430
00:45:34,440 --> 00:45:36,640
‫فقط خداحافظی کن،
‫به کسی هم چیزی نگو

431
00:45:51,320 --> 00:45:53,440
‫میدونم که انتظار منو نداشتی ولی مارک نمیاد

432
00:45:53,600 --> 00:45:57,600
‫- باهاش چیکار کردی؟
‫- هیچی، قسم میخورم، بیانکا...

433
00:45:59,760 --> 00:46:02,000
‫میخوام ازت معذرت‌خواهی کنم

434
00:46:02,920 --> 00:46:05,400
‫اینجا آوردنت اشتباه بود

435
00:46:05,560 --> 00:46:07,720
‫من پدرتم،
‫باید کنارت باشم

436
00:46:07,880 --> 00:46:10,600
‫نباید بزارم که بقیه سعی کنن اصلاحت کنن

437
00:46:12,080 --> 00:46:14,280
‫من نگرانت بودم ولی...

438
00:46:14,440 --> 00:46:16,640
‫هیچ عذری ندارم

439
00:46:20,800 --> 00:46:23,760
‫می‌خوام دوستت داشته باشم...

440
00:46:24,920 --> 00:46:27,200
‫میخوام هر جور که هستی دوستت داشته باشم

441
00:46:27,360 --> 00:46:29,960
‫- پس باید بزاری با مارک برم
‫- بیانکا...

442
00:46:31,520 --> 00:46:35,200
‫من میدونم دوست داشتن چجوریه ولی دائما" مایوست میکنه

443
00:46:37,720 --> 00:46:41,520
‫مامانم همیشه قول میداد که دیگه مشروب نمیخوره ولی بعدش...

444
00:46:41,680 --> 00:46:45,080
‫در نهایت بابام منو تنهایی بزرگ کرد، درست مثل من و تو

445
00:46:46,480 --> 00:46:50,560
‫مارک یه بار مایوست کرده،
‫اون اینجور آدمی هستش

446
00:46:50,720 --> 00:46:53,360
‫و این کارو بارها تکرار خواهد کرد

447
00:46:53,520 --> 00:46:56,120
‫تو لیاقتت بیشتر از اونه

448
00:46:58,520 --> 00:47:02,480
‫دخترم، خواهش میکنم،
‫اجازه نمیدم دوباره نا امید بشی

449
00:47:02,640 --> 00:47:05,040
‫حالا...

450
00:47:05,200 --> 00:47:07,760
‫من فقط خوبی تو رو می‌خوام

451
00:47:07,920 --> 00:47:10,360
‫منو میبری تایلند؟

452
00:47:11,920 --> 00:47:14,520
‫البته، هر جا که بخوای

453
00:47:14,680 --> 00:47:17,240
‫اگه بخوای می‌تونیم همین الان بریم

454
00:47:47,120 --> 00:47:50,480
‫دخترم بیا از اینجا فاصله بگیریم

455
00:47:54,120 --> 00:47:56,320
‫لعنتی، دفتر خاطراتم!

456
00:47:56,480 --> 00:47:59,440
‫قایمش کردم...
‫پشت تخت‌خوابم

457
00:48:22,760 --> 00:48:24,080
‫بیوش!

458
00:49:00,040 --> 00:49:03,040
‫میدونم که نا امید شدی

459
00:49:04,000 --> 00:49:06,040
‫ولی اوضاع همینجور نمیمونه

460
00:49:07,160 --> 00:49:12,320
‫مشکلت هر چی که باشه ما حلش می‌کنیم

461
00:49:13,280 --> 00:49:16,800
‫لطفا" برگرد،
‫اینکارو نکن

462
00:49:16,960 --> 00:49:19,600
‫- تو تنها نیستی
‫- بیانکا

463
00:49:21,480 --> 00:49:23,640
‫بهم گوش کن!

464
00:49:23,800 --> 00:49:27,080
‫لطفا"، برگرد داخل

465
00:50:04,280 --> 00:50:06,440
‫بیوش!

466
00:50:06,600 --> 00:50:08,400
‫نه!

467
00:50:20,120 --> 00:50:22,080
نه!

468
00:50:22,240 --> 00:50:24,640
‫نه! نه!

469
00:50:31,840 --> 00:50:33,400
‫نه!

470
00:50:55,920 --> 00:50:58,680
‫پلیس داره در مورد ال‌کریمی تحقیق میکنه

471
00:51:00,400 --> 00:51:02,240
‫احتمالا" ما رو هم زیر نظر دارن

472
00:51:02,400 --> 00:51:05,120
‫شاید بهتر بود رو استیج داد و فریاد راه نمی‌انداختی

473
00:51:05,280 --> 00:51:08,000
‫که اونا دارن پولشویی می‌کنن

474
00:51:08,160 --> 00:51:10,680
‫شاید بهتر باشه گذشته رو فراموش کنیم

475
00:51:10,840 --> 00:51:13,040
‫و به فکر نجات پروژه‌مون باشیم

476
00:51:13,200 --> 00:51:16,520
‫به ال‌کریمی بگو پول رو نیاره

477
00:51:16,680 --> 00:51:18,840
<i>‫ پروژه تو... </i>

478
00:51:22,800 --> 00:51:25,520
‫تو هم پات گیره

479
00:51:25,680 --> 00:51:28,720
‫من فقط وظیفه مدنی خودمو انجام دادم

480
00:51:28,880 --> 00:51:30,920
‫از این گذشته، من هنوزم تو شوکم

481
00:51:31,080 --> 00:51:34,680
‫وقتی دیدم شرکای کاریم چجوری ازم حمایت کردن

482
00:51:35,840 --> 00:51:37,520
‫خدای من!

483
00:51:37,680 --> 00:51:40,880
‫مطمئنا" فکر نکردی که من تا ابد بازیچه دستت خواهم بود؟

484
00:51:44,200 --> 00:51:46,120
‫خب، خب...

485
00:51:46,280 --> 00:51:49,240
‫مثل اینکه یکی برای به دنیا اومدن عجله داره

486
00:51:52,600 --> 00:51:54,040
‫ژوژا!

487
00:51:57,760 --> 00:51:59,760
‫زنگ بزن آمبولانس

488
00:52:02,440 --> 00:52:03,840
‫خواهش می‌کنم!

489
00:52:43,880 --> 00:52:46,680
‫مرد جوان، کجا بودی؟

490
00:52:48,160 --> 00:52:50,280
‫دنبالت همه جا رو گشتیم

491
00:52:50,920 --> 00:52:53,240
‫این آقای محترم مشتری‌ـمونه

492
00:52:53,400 --> 00:52:55,480
‫بدجوری عصبانیه

493
00:52:56,440 --> 00:52:58,840
‫البته حقم داره

494
00:53:01,920 --> 00:53:03,760
‫مرد جوان!

495
00:53:08,800 --> 00:53:10,520
‫مارکو!

496
00:53:11,480 --> 00:53:13,360
‫عجب!

497
00:53:16,240 --> 00:53:18,880
‫عمو تیبی؟ تو اینجا چیکار می‌کنی...؟

498
00:53:19,720 --> 00:53:22,000
‫پسر، به خاطر لوح اینجام!

499
00:53:22,160 --> 00:53:24,040
‫چطور نفهمیده بودم!

500
00:53:24,200 --> 00:53:26,800
‫باید حدس میزدم که داده به تو!

501
00:53:27,760 --> 00:53:29,920
‫خب، پس...

502
00:53:30,080 --> 00:53:33,600
‫نگران نباشید، به کسی نمیگم

503
00:53:34,800 --> 00:53:36,920
‫ایستگاه اتوبوس از این طرفه، مگه نه؟

504
00:53:49,080 --> 00:53:52,520
‫ببخشید، ولی پیرمرده خیلی حرف میزد

505
00:53:52,680 --> 00:53:55,240
‫فقط امیدوارم رفیقت نبوده باشه

506
00:54:24,800 --> 00:54:26,800
‫خیلی‌خب، گوش کن...

507
00:54:30,000 --> 00:54:32,600
‫نمی‌خوام وارد جزئیات بشم،

508
00:54:35,040 --> 00:54:38,520
‫ولی من باید تو سریعترین زمان ممکن کلی پول جور کنم

509
00:54:40,600 --> 00:54:43,360
‫فقط اون لوح میتونه جونمو نجات بده

510
00:54:52,640 --> 00:54:54,360
‫میدونی چیه؟

511
00:54:55,160 --> 00:54:57,320
‫می‌تونی داشته باشیش

512
00:54:59,760 --> 00:55:01,760
‫فقط به جاش باید بابامو بکشی

513
00:55:04,480 --> 00:55:06,120
‫گرفتی ما رو؟

514
00:55:08,080 --> 00:55:09,960
‫معلومه که نه

515
00:55:11,840 --> 00:55:14,560
‫بکُشش و لوح مال تو میشه

516
00:55:27,320 --> 00:55:29,000
<i>‫ هتل و کازینوی آکوادلوکس </i>

517
00:55:29,160 --> 00:55:32,080
<i>‫ پارک تاریخی ماتیاس رکس، </i>
<i>‫ ۲۰۱۷ </i>

518
00:55:37,320 --> 00:55:39,000
‫مارک؟

519
00:55:54,120 --> 00:55:55,720
‫آتیلا!

520
00:55:59,960 --> 00:56:04,040
‫- یانکا، من اینجام
‫- زنگ بزن آمبولانس وگرنه می‌میرم

521
00:56:04,200 --> 00:56:08,280
‫- بهم تکیه بده
‫- این حرومزاده کوچولو داره زجرم میده

522
00:56:09,120 --> 00:56:10,840
‫می‌خواد منو بکُشه!

523
00:56:11,000 --> 00:56:13,480
‫بهم تکیه بده، تحمل کن

524
00:56:13,640 --> 00:56:15,800
‫آروم باش.
‫خوبه

525
00:56:16,720 --> 00:56:18,480
‫آروم باش عزیزم...

526
00:56:21,504 --> 00:56:36,504
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

