﻿1
00:00:00,041 --> 00:00:07,011
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:07,160 --> 00:00:10,600
‫اگه کار پر سودیه، ‫چرا سرمایه‌گذاری
نکنم؟ ‫خیلی‌خب، بیا انجامش بدیم

3
00:00:12,000 --> 00:00:15,720
‫بقیه زمین فردا به مزایده گذاشته میشه

4
00:00:15,880 --> 00:00:17,200
‫آتیلا حلش میکنه

5
00:00:17,360 --> 00:00:20,360
‫پس می‌خواین که گند بزنین به پروژه پدر و مادرتون

6
00:00:20,520 --> 00:00:22,240
‫و تو هم این وسط پول خوبی به جیب میزنی

7
00:00:22,400 --> 00:00:25,640
‫مایلم بدونم که کِی می‌تونه صحیح و سالم از کشور خارج بشه

8
00:00:25,800 --> 00:00:27,200
‫باید فرار کنم

9
00:00:27,360 --> 00:00:29,000
‫ایست، پلیس!

10
00:00:31,280 --> 00:00:34,560
‫- کل مرز رو بستن
‫- من می‌برمت

11
00:00:34,720 --> 00:00:36,640
‫باید ژوژا رو اینجا نگه داری

12
00:00:36,800 --> 00:00:38,680
‫حالت خوبه؟

13
00:00:38,840 --> 00:00:40,160
‫چه غلطی کردی؟

14
00:00:40,320 --> 00:00:42,520
‫اونا دخترها رو قاچاق می‌کنن.
‫کتک‌ـشون میزنن

15
00:00:42,680 --> 00:00:45,880
‫اجازه نمیدم که زندگی پسرم رو به خطر بیندازی

16
00:00:50,280 --> 00:00:52,200
‫تکون بخورید!

17
00:00:52,360 --> 00:00:53,760
‫نه!

18
00:00:53,920 --> 00:00:56,360
‫تو اینجا په غلطی می‌کنی؟

19
00:01:01,320 --> 00:01:02,720
‫در مورد خونه...

20
00:01:02,880 --> 00:01:08,400
‫می‌خواستم بگم که مال شماست، ولی بررسی کردم
‫و اونجا تا خرخره گرو بانک هستش

21
00:01:08,560 --> 00:01:12,640
‫اون جای نحس رو به کل فراموش کن،
‫به هر حال منم دیگه از اونجا خوشم نمیاد

22
00:01:12,800 --> 00:01:18,200
‫فکر کنم فقط وقتی که "روزگنی" ورشکست بشه
‫بتونم به جای قرض‌هاش اونجا رو بگیرم

23
00:01:18,360 --> 00:01:21,600
‫ولی اونجا خیلی بزرگ بود
‫و بدجوری هم گرم میشد

24
00:01:21,760 --> 00:01:24,400
‫و نصفش از ورق گچی ساخته شده بود

25
00:01:29,760 --> 00:01:33,200
‫برادر بابات تو نوسازی خونه سر منم شیره مالید

26
00:01:33,360 --> 00:01:35,480
‫عموت تیبی

27
00:01:35,640 --> 00:01:40,440
‫فقط ازش دور بمون.
‫مرتیکه ختم روزگاره، یه جیب‌بره

28
00:01:42,960 --> 00:01:46,080
‫بارها سر پدرت کلاه گذاشت

29
00:01:46,240 --> 00:01:48,160
‫ولی اون...

30
00:01:49,400 --> 00:01:51,560
‫اون چشم‌پوشی کرد

31
00:01:54,800 --> 00:01:57,400
‫هم پدربزرگت و هم تیبی

32
00:01:57,560 --> 00:02:00,360
‫بابات هیچوقت ذات اونا رو ندید

33
00:02:00,520 --> 00:02:02,920
‫اونا مثل یه نقطه کور بزرگ بودن

34
00:02:06,000 --> 00:02:09,680
‫سگ‌ها رو فراموش نکن،
‫اونا وفادارن

35
00:02:09,840 --> 00:02:13,680
‫هر جا که میری،
‫اونا رو هم با خودت ببر

36
00:02:15,040 --> 00:02:16,920
‫به خاطرش ازت تشکر میکنن

37
00:02:17,960 --> 00:02:20,800
‫چون هر جا می‌تونی بری

38
00:02:20,960 --> 00:02:23,160
‫هر جا که دلت بخواد

39
00:02:24,880 --> 00:02:28,240
‫یه وقت فکر نکنی که من سهم‌الارثت رو فراموش کردم

40
00:02:29,240 --> 00:02:31,480
‫عمه روزیتا...

41
00:02:31,640 --> 00:02:35,120
‫همیشه زیر سرش پول داره

42
00:03:32,160 --> 00:03:36,440
<font color="#ff8000">‫زندگی طلایی</font>

43
00:03:36,600 --> 00:03:40,680
<font color="yellow">‫نقطه کور</font>

44
00:04:03,080 --> 00:04:06,440
‫- چی شده بابا؟ چرا نگه داشتیم؟
‫- از اینجا به بعد رو پیاده میریم

45
00:04:06,600 --> 00:04:09,280
‫فکر میکردم این سواری لذت بخش تا اون ور مرز ادامه پیدا میکنه

46
00:04:09,440 --> 00:04:13,400
‫اونا آماده باشن.
‫پلاک سیاسی هیچ کمکی بهمون نمیکنه

47
00:04:15,840 --> 00:04:17,720
‫فقط یه چیزی رو بهم بگو

48
00:04:17,880 --> 00:04:21,720
‫- این یارو کچله باباته دیگه، مگه نه؟
‫- بله

49
00:04:21,880 --> 00:04:24,320
‫پس اونیکه زنگ زدی اومد پشت گاراژ کی بود؟

50
00:04:24,480 --> 00:04:26,720
‫اون گنده‌لات با یه دسته اوباش

51
00:04:28,280 --> 00:04:30,920
‫خب، اون یه جور...

52
00:04:31,080 --> 00:04:33,400
‫فراموشش کن، بیا بریم!

53
00:04:34,800 --> 00:04:39,480
‫ولی این آدم نجیبیه، باباتو میگم.
‫همیشه میاد از کثافت‌کاری نجاتت میده

54
00:04:39,640 --> 00:04:43,080
‫- هر کسی این شانس رو نداره.
‫- آره، خیلی آدم معصومیه

55
00:04:43,240 --> 00:04:47,000
‫الان نقشه چیه؟ میریم اونور مرز و بعدش ما رو به خیر و شما رو به سلامت؟

56
00:04:47,160 --> 00:04:49,560
‫می‌تونی بری هر گوهی که می‌خوای رو بخوری

57
00:04:51,480 --> 00:04:55,120
‫- پسر، ازت خوشم اومد، خیلی خایه داری!
‫- داری هندونه زیر بغلم میدی؟

58
00:04:59,040 --> 00:05:01,840
‫همراه با فضای اطرفش قیمتش ۲۰ درصد افزایش پیدا میکنه

59
00:05:02,000 --> 00:05:04,680
‫یانکا ایده خوبیه

60
00:05:04,840 --> 00:05:07,760
‫فقط اونجا حریم جنگله،
‫نمیشه توش ساخت و ساز کرد

61
00:05:07,920 --> 00:05:09,560
‫می‌دونم

62
00:05:12,240 --> 00:05:15,320
‫ولی قبلا" اینجور کاری انجام شده

63
00:05:17,400 --> 00:05:21,400
‫بعضی از بومی‌های محلی "گرنداس" بدون هیچ دردسری جابه‌جا شدن

64
00:05:21,560 --> 00:05:23,880
‫تا بتونن اونجا یه کارخونه بسازن

65
00:05:24,040 --> 00:05:26,720
‫فقط باید بگیم که این کار در جهت منافع عمومیه

66
00:05:26,880 --> 00:05:31,440
‫کارآفرینی، توسعه روستایی،
‫اینجور بهونه‌های معمول

67
00:05:31,600 --> 00:05:33,280
‫به ۸۰ درصد آرا احتیاج داریم

68
00:05:33,440 --> 00:05:37,560
‫بومی‌های اینجا خیلی به این منطقه افتخار می‌کنن

69
00:05:37,720 --> 00:05:40,120
‫"اینجا سرزمین پدران ماست"
‫و اینجور حرف‌ها

70
00:05:41,200 --> 00:05:45,440
‫تو سال ۹۴ می‌خواستیم یه دکل رادیویی اینجا بزاریم

71
00:05:45,600 --> 00:05:49,480
‫روز بعد، ازم خواستن که درخواست استعفا بدم

72
00:05:49,640 --> 00:05:50,960
‫مال خیلی سال پیشه

73
00:05:51,120 --> 00:05:54,080
‫فری هم اصلا" خوشش نمیاد محل پروژه رو عوض کنیم

74
00:05:54,240 --> 00:05:57,280
‫۲۰۰ میلیون پول هدر میشه...

75
00:05:57,440 --> 00:05:59,960
‫آتیلا باهاش حرف میزنه

76
00:06:01,240 --> 00:06:02,880
<i>‫ استفان ماتیاس در حال فرار می‌باشد </i>

77
00:06:05,200 --> 00:06:07,680
‫مطمئنی که نمی‌خوای بریم بیمارستان؟

78
00:06:09,040 --> 00:06:12,400
‫اوه، نه، نه، نه
‫فقط میشه یه آسپرین برام بیاری؟

79
00:06:12,560 --> 00:06:16,040
‫تو آشپزخونه‌ـست،
‫بغل یخچال، ممنون

80
00:06:31,000 --> 00:06:32,800
‫زود باشید!

81
00:06:49,040 --> 00:06:50,800
‫بسپرش به من!

82
00:07:09,920 --> 00:07:11,760
‫اوه، ممنون!

83
00:07:12,600 --> 00:07:15,080
‫درست مثل زمان مارک

84
00:07:17,560 --> 00:07:19,280
‫حاملگی سختی رو پشت سر گذاشتی؟

85
00:07:21,680 --> 00:07:23,240
‫برای همه‌ـشون سخت بود

86
00:07:24,360 --> 00:07:28,840
‫کل ۹ ماه حاملگی مارک و میرا رو با اضطراب و ترس پشت سر گذاشتم

87
00:07:29,000 --> 00:07:33,600
‫ما هم دوران تلخی رو پشت سر گذاشتیم،
‫ما قبل از تولد اِوی....

88
00:07:33,760 --> 00:07:35,760
‫دو تا رو از دست دادیم

89
00:07:49,320 --> 00:07:51,680
‫بابا! اون چیه؟
‫بابا!

90
00:07:51,840 --> 00:07:55,520
‫- لعنتی، عجله کنید
‫- کم مونده تموم کنم!

91
00:07:55,680 --> 00:07:57,840
‫- عجله کنید!
‫- می‌تونی ازش رد بشی؟

92
00:07:58,000 --> 00:08:00,840
‫- دارن میان، برو!
‫- برو اونور

93
00:08:01,000 --> 00:08:04,240
‫اینقدر هولم نده، گیر کردم

94
00:08:06,040 --> 00:08:08,000
‫هی! ایست!

95
00:08:08,160 --> 00:08:10,280
‫- تف به این شانس!
‫- اینا از کجا پیداشون شد!

96
00:08:10,440 --> 00:08:14,600
‫- بزارش کنار ، بابا حلش میکنه
‫- از این طرف، ما گرفتیمش

97
00:08:14,760 --> 00:08:17,440
‫- حرومزاده دیوث!
‫- یه مهاجر فراری رو گرفتیم

98
00:08:17,600 --> 00:08:20,920
‫فقط خواستیم که به عنوان یه میهن‌پرست از مرزهای کشورمون محافظت کنیم

99
00:08:21,080 --> 00:08:22,960
‫دست‌ها بالا!
‫بشین رو زانوهات

100
00:08:23,120 --> 00:08:26,280
‫با ما کاری نداشته باشید، باید اونو دستگیر کنید!

101
00:08:29,720 --> 00:08:32,880
‫لعنتی، یه سوراخ دیگه!
‫تا فردا شب باید اینجا بمونیم

102
00:08:33,040 --> 00:08:36,040
‫- شما کی هستین؟
‫- نیروی داوطلب گشت‌زنی مرزی

103
00:08:36,200 --> 00:08:38,120
‫- با خودتون مجوز دارید؟
‫- ما نیازی به برگه نداریم

104
00:08:38,280 --> 00:08:40,680
‫ما داریم وظیفه مدنی خودمون رو انجام میدیم

105
00:08:45,320 --> 00:08:46,920
‫بلند شید

106
00:08:48,800 --> 00:08:53,040
‫ما تو اغتشاشات ۲۰۱۵ روزکی* بودیم.
‫از اون زمان میایم تو مرزها گشت‌زنی می‌کنیم
<i>‫ [اغتشاشاتی که به درگیری پلیس با مهاجرین منجر شد] </i>

107
00:08:53,200 --> 00:08:56,240
‫این مرتیکه رو چجوری پیدا کردید؟

108
00:08:56,400 --> 00:09:00,080
‫تو جنگل قدم میزدیم که یه صدایی شنیدیم

109
00:09:00,240 --> 00:09:02,880
‫- کسی تونست رد بشه؟
‫- به محض اینکه ما رو دیدن

110
00:09:03,040 --> 00:09:07,800
‫پا به فرار گذاشتن و برگشتن به صربستان‌، فقط این اُسکل اینجا گیر کرد

111
00:09:07,960 --> 00:09:10,080
‫خیلی‌خب، بیارش بیرون

112
00:09:11,800 --> 00:09:13,680
‫می‌بریمش به روزکی*
<i>‫ [نام روستایی در مرز مجارستان] </i>

113
00:09:14,760 --> 00:09:18,400
‫برای چی اونجا؟ فقط بزارید این دیوث برگرده به کشورش

114
00:09:18,560 --> 00:09:20,640
‫اون تو خاک اتحادیه اروپاست

115
00:09:20,800 --> 00:09:24,400
‫باید اطلاعاتش ثبت بشه بعد به صورت رسمی دیپورت میشه

116
00:09:24,560 --> 00:09:29,000
‫- یعنی ما به خاطر اینا مالیات میدیم؟
‫- تو دیگه شروع نکن

117
00:09:29,160 --> 00:09:33,920
‫رئیس! فقط شما و من اینو دیدیم

118
00:09:35,480 --> 00:09:38,800
‫کارمندهامون به حد کافی دردسر دارن،
‫چرا بیشتر از این به زحمت بیندازیمشون؟

119
00:09:41,680 --> 00:09:43,600
‫فقط نصف بدنش از مرز رد شده

120
00:09:50,920 --> 00:09:54,000
‫یه کمکی بهش بکن، سریع!

121
00:09:54,160 --> 00:09:56,360
‫- برگرد به همونجایی که ازش اومدی
‫- تکون بخور دیوث

122
00:09:56,520 --> 00:09:58,640
‫حالا گم‌شو

123
00:09:58,800 --> 00:10:01,320
‫حواستون باشه زخمی نشید

124
00:10:04,480 --> 00:10:05,960
‫برو پی‌کارت، گم‌شو

125
00:10:21,560 --> 00:10:26,200
‫عزیزم به خاطر چیزهایی که داری باید شکرگزار باشی

126
00:10:27,560 --> 00:10:31,840
‫به خاطر بچه‌ای که تو شکمته.
‫به خاطر بچه‌های فوق‌العاده‌ای که داری

127
00:10:33,480 --> 00:10:37,160
‫هیچکس به خاطر نعمت‌هایی که داره شکرگزار نیست

128
00:10:37,320 --> 00:10:40,400
‫تا وقتیکه یه اتفاق وحشتناک میفته

129
00:10:46,200 --> 00:10:49,720
‫میدونی‌ مزخرفترین کلمه تو زندگی آدم چیه؟

130
00:10:49,880 --> 00:10:53,600
‫" بعد"
‫می‌دونستی؟ " بعد"

131
00:10:53,760 --> 00:10:55,560
‫" بعد"

132
00:10:56,520 --> 00:11:00,960
‫"بعد از اینکه شهردار شدم بیشتر با اِوی وقت میگذرونم"

133
00:11:01,120 --> 00:11:03,000
‫و یهو همه‌اش باد هوا شد...

134
00:11:04,600 --> 00:11:08,400
‫اون با یه گروه موسیقی دوره‌گرد رفت نیوزلند

135
00:11:10,960 --> 00:11:13,760
‫" بعد"، وقتی که معاون نخست‌وزیر شدم...

136
00:11:15,240 --> 00:11:18,040
‫بیشتر با اُرش وقت میگذرونم"

137
00:11:20,200 --> 00:11:22,600
‫همیشه کارام رو به تعویق انداختم

138
00:11:24,560 --> 00:11:28,480
‫اگه به خاطر تو و "باندی" نبود،

139
00:11:29,840 --> 00:11:31,920
‫خودمم نمی‌دونستم که چیکار باید بکنم

140
00:11:34,080 --> 00:11:36,000
‫باندی؟

141
00:11:37,920 --> 00:11:39,800
‫ژوژا...

142
00:11:41,240 --> 00:11:43,840
‫عزیزم، من همیشه کنارت خواهم بود

143
00:11:57,040 --> 00:11:58,760
‫امیدوارم که راضی شده باشی

144
00:11:58,920 --> 00:12:01,760
‫زیر گرفتن پلیس، فراری دادن یه قاتل، اخاذی از پدر و مادرت

145
00:12:01,920 --> 00:12:04,560
‫یعنی ایتقدر احمقی؟
‫ما هر کاری که می‌کنیم به خاطر شماهاست

146
00:12:04,720 --> 00:12:08,160
‫حتی آتیش زدن مردی که برام مثل یه پدر بود؟

147
00:12:08,320 --> 00:12:10,440
‫هولوش؟ گرفتی منو!

148
00:12:10,600 --> 00:12:13,800
‫رو چه حسابی میگی که اون یه پدر فوق‌العاده بود؟
‫چون بهت اسلحه داده بود؟

149
00:12:13,960 --> 00:12:15,360
‫چون باهام مثل یه مرد رفتار میکرد

150
00:12:15,520 --> 00:12:18,640
‫هیچوقت برام پرستار نمیگرفت، اون منو جدی میگرفت

151
00:12:18,800 --> 00:12:21,640
‫باور نمیکنم!
‫به خاطر همین با نوواک همدست شدی؟

152
00:12:21,800 --> 00:12:25,400
‫چرا پیستی رو فراری دادی؟ تا برینی به هیکلم؟
‫چند سال داری؟ ۸ سال!

153
00:12:25,560 --> 00:12:27,960
‫حالا میتونی از نوواک بخریش،
‫یه معامله پر سود

154
00:12:28,120 --> 00:12:30,720
‫عمو فری که با رضایت کامل پولش رو میده

155
00:12:30,880 --> 00:12:34,160
‫اون میخواد کارفرمای اصلی پروژه بشه.
‫میخواد همه‌اش رو خودش بسازه

156
00:12:34,320 --> 00:12:36,760
‫که ژوژا هم کاملا" مخالفه

157
00:12:36,920 --> 00:12:39,240
‫کارفرمای اصلی؟
‫ما قرارمون این نبود

158
00:12:39,400 --> 00:12:42,840
‫فکر کردی که یه آدم عوضی مثل اونو میتونی کنترل کنی؟ باید خیلی احمق باشی!

159
00:12:43,000 --> 00:12:47,920
‫هتل‌ـمون به گا میره، به هر حال تو به ارث میبریش، ریدی به خودت!

160
00:13:45,040 --> 00:13:48,120
‫- سرگیجه داری؟
‫- ازم چی میخوای؟

161
00:13:48,280 --> 00:13:50,040
‫چی میخوام؟

162
00:13:50,200 --> 00:13:53,840
‫میخوام که لباس‌هاتو بپوشی و گم شی بیرون.
‫اینجا کمپ صلیب سرخ نیست

163
00:13:56,200 --> 00:13:58,400
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- چه اتفاقی افتاده؟

164
00:13:58,560 --> 00:14:00,880
‫دوباره موی دماغ شدی

165
00:14:01,040 --> 00:14:03,400
‫اگه به خاطر من نبود،
‫الان نزدیکای هامبورگ بودی

166
00:14:03,560 --> 00:14:06,560
‫و با اون لب‌های خوشگلت
‫آلت یه راننده کامیون‌ آلمانی رو لیس میزدی

167
00:14:06,720 --> 00:14:10,240
‫آب تو یخچاله،
‫آسپرین هم بغلش

168
00:14:47,480 --> 00:14:50,520
‫ملقب به : "پشمالو" و تایسون"

169
00:14:50,680 --> 00:14:54,680
‫تو شمال فعالیت میکردن،
‫ولی الان اومدن بوداپست

170
00:14:54,840 --> 00:14:58,280
‫برای شروع من منطقه ۸ رو پاکسازی کردم

171
00:14:58,440 --> 00:15:03,240
‫دخترهایی که خونه آورده بودیم رو پیش خانم ساژکو گذاشتم
‫ولی تو اومدی و گند زدی به همه چیز

172
00:15:04,680 --> 00:15:07,760
‫و الان خونه امن‌ـمون هم لو رفت

173
00:15:09,920 --> 00:15:12,000
‫دخترهایی که خونه آورده بودید؟

174
00:15:12,160 --> 00:15:16,160
‫ما ۴ ساله که داریم از کثیف‌ترین فاحشه‌خونه‌های اروپا نجات‌ـشون میدیم

175
00:15:16,320 --> 00:15:19,280
‫و جاکش‌هاشون رو دستگیر می‌کنیم

176
00:15:19,440 --> 00:15:24,520
‫ولی مثل سوسک‌های کثیفن، یکی‌شون رو که از بین میبری به جاش ده تا دیگه درمیاد

177
00:15:24,680 --> 00:15:27,760
‫ولی... تو اونا رو کتک میزدی، خودم دیدم!

178
00:15:29,240 --> 00:15:32,680
‫بعضی‌هاشون زبون خوش حالیشون نمیشه که چی براشون خوبه

179
00:15:34,080 --> 00:15:37,520
‫میرم برات لباس بیارم
‫بعدش می‌تونی بری

180
00:15:44,600 --> 00:15:48,600
‫- خدا رو شکر! مارک حالش خوبه؟
‫- اون موی دماغ شدن نوواک ایده پسرت بوده

181
00:15:48,760 --> 00:15:52,320
‫- چی؟ برای چی؟
‫- هنوزم به خاطر قضیه هولوش دلخوره

182
00:15:53,400 --> 00:15:55,120
‫ژوژا؟

183
00:16:00,600 --> 00:16:02,280
‫صبح بخیر!

184
00:16:03,560 --> 00:16:06,440
‫داری بابا میشی اونوقت تا دم صبح خونه نمیای؟

185
00:16:06,600 --> 00:16:09,680
‫- این چه جور عشق و حالیه؟
‫- مگه فری دست از حرف زدن برمیداره

186
00:16:09,840 --> 00:16:12,000
‫- تو باشگاه سیگار
‫- کم مونده بود از کونم هم دود سیگار دربیاد

187
00:16:12,160 --> 00:16:14,400
‫ژوژای عزیزم، بازم قهوه بریزم؟

188
00:16:18,000 --> 00:16:22,800
‫وقتی که شما دارین عیاشی می‌کنید، ما داریم کار می‌کنیم که چجوری پروژه رو نجات بدیم

189
00:16:22,960 --> 00:16:25,840
‫محلی‌ها به این راحتی با این موضوع کنار نمیان

190
00:16:26,000 --> 00:16:29,640
‫ما هر چه سریعتر باید یه متخصص رسانه پیدا کنیم

191
00:16:29,800 --> 00:16:34,120
‫فری اصلا" از این کار خوشش،نمیاد، ولی تو باید توجیهش کنی

192
00:16:56,200 --> 00:16:58,640
‫عزیزم،
‫دیگه داشتم از نگرانی دق میکردم

193
00:17:04,160 --> 00:17:05,800
‫همه‌چی روبراهه

194
00:17:05,960 --> 00:17:08,960
‫پیستی الان داره از گشت‌گذار تو بالکان لذت میبره

195
00:17:09,120 --> 00:17:11,160
‫همه چی خوب پیش رفت

196
00:17:20,760 --> 00:17:24,080
‫ولی نوواک گند زد به همه چیز،
‫طبق قرارمون عمل نکرد

197
00:17:24,240 --> 00:17:25,560
‫منظورت چیه؟

198
00:17:25,720 --> 00:17:28,240
‫- دورمون زد؟
‫- اینطور میشه گفت

199
00:17:30,720 --> 00:17:32,800
‫قسمت مزخرف داستان اینه که،
‫پول خودشم به باد داد

200
00:17:32,960 --> 00:17:36,160
‫و من تعجب نمیکنم اگه بخواد زیر قول و قرارش بزنه

201
00:17:36,320 --> 00:17:38,800
‫می‌خوام کله‌اش رو خورد و خاکشیر کنم

202
00:17:41,240 --> 00:17:43,440
‫ما سر حرفمون موندیم!

203
00:17:43,600 --> 00:17:47,200
‫من به خاطرش یه پلیس رو زیر گفتم!

204
00:17:47,360 --> 00:17:50,640
‫حداقل کاری که می‌تونه بکنه
‫اینه که پای ما رو به این گندکاری باز نکنه

205
00:18:03,680 --> 00:18:07,000
‫تو کاری رو کردی که مجبور بودی. اون یارو تو زمان اشتباه و جای اشتباهی بود

206
00:18:07,160 --> 00:18:08,520
‫درسته

207
00:18:08,680 --> 00:18:11,760
‫هیچ حرومزاده‌ای حق نداره به سمت عشقم اسلحه بگیره

208
00:18:12,880 --> 00:18:14,960
‫عزیزم، خودتو ناراحت نکن!

209
00:18:15,120 --> 00:18:17,760
‫اخبار گفت که اون پلیسه تو بیمارستان بستریه

210
00:18:17,920 --> 00:18:20,400
‫به این زودیا نمیاد بیرون ولی زنده می‌مونه

211
00:18:20,560 --> 00:18:24,560
‫به هر حال این داستان به همینجا ختم نمیشه.
‫اونا دنبالمون میان

212
00:18:28,360 --> 00:18:31,960
‫واقعا" الان وقتشه که گورمون رو از اینجا گم کنیم

213
00:18:32,120 --> 00:18:33,440
‫آره

214
00:18:34,560 --> 00:18:36,720
‫فقط برای رفتن به پول نیاز داریم

215
00:18:41,680 --> 00:18:43,720
<i>‫ تایسون </i>

216
00:18:43,880 --> 00:18:45,840
<i>‫ باستر </i>

217
00:18:58,480 --> 00:19:00,400
‫اون حرومزاده یکی از کله‌گنده‌هاست

218
00:19:00,560 --> 00:19:04,680
‫تو سه سال گذشته تقریبا" ۲۰۰ تا دختر از کشور خارج کرده

219
00:19:04,840 --> 00:19:07,600
‫و این اواخر زده تو کار دخترهای خردسال

220
00:19:10,840 --> 00:19:13,320
‫این همون کسی بود که اوسی رو برد

221
00:19:13,480 --> 00:19:15,080
‫- اِولین
‫- می‌دونم

222
00:19:15,240 --> 00:19:20,000
‫بهش یه شانس دادم که علیه‌ـش شهادت بده ولی قبول نکرد

223
00:19:21,680 --> 00:19:24,440
‫داری یه تهمت دیگه بهش میزنی، مگه نه؟

224
00:19:25,480 --> 00:19:29,160
‫من درکت می‌کنم. حتی به خاطر این حس انتقام‌جوییت برات احترام قائلم

225
00:19:29,320 --> 00:19:31,040
‫علی‌رغم همه این گندهایی که زدی

226
00:19:31,200 --> 00:19:35,400
‫و با اون دوست‌پسر بی‌عرضه‌ات داشتین برای خودتون تحقیقات می‌کردین

227
00:19:38,000 --> 00:19:41,400
‫واقعا" حالم بهم میخوره از این آدم‌هایی که می‌تونن خیلی راحت از زیر بار گناه‌هاشون در برن

228
00:19:41,560 --> 00:19:43,240
‫حق با توئه

229
00:19:43,400 --> 00:19:46,480
‫ولی اینو باید درک کنی که من هنوزم دشمن دوستت نیستم

230
00:19:46,640 --> 00:19:48,720
‫اون یه قربانی مثل بقیه بود

231
00:19:48,880 --> 00:19:53,240
‫مثل اون دخترهای دیگه‌ای که این حرومزاده‌ها به بردگی گرفتنشون

232
00:20:13,400 --> 00:20:15,880
‫می‌خوام تقاص کارهاش رو پس بده

233
00:20:29,720 --> 00:20:32,880
‫جدا"؟ ترجیح میدن به جای اینکه بدنش به نوواک

234
00:20:33,040 --> 00:20:36,520
‫- تو حریم محیط زیست هتل رو بسازن؟
‫- حداقل از این راه ما خودمون می‌سازیمش

235
00:20:36,680 --> 00:20:39,000
‫بدون ژوژا باید با پول اتحادیه اروپا خداحافظی کنیم

236
00:20:39,160 --> 00:20:41,880
‫همینطور تسهیلات دولتی و مجوزها...

237
00:20:42,040 --> 00:20:45,520
‫آتیلا، من تا الان نزدیک به ۲۰۰ میلیون برای این چراگاه بز خرج کردم!

238
00:20:45,680 --> 00:20:48,120
‫باید بیخیال پولم بشم؟

239
00:20:48,280 --> 00:20:51,480
‫۲۰۰ میلیون که برای تو عددی نیست

240
00:20:51,640 --> 00:20:55,840
‫من با ریخت و پاش به این موقعیت نرسیدم

241
00:20:56,000 --> 00:20:58,600
‫همینطوره، می‌دونم.
‫ولی هر چی که الان خرج کنیم

242
00:20:58,760 --> 00:21:01,200
‫فردا چند برابرش میاد تو جیب‎ـمون

243
00:21:02,000 --> 00:21:05,160
‫بعضی وقت‌ها از خودم می‌پرسم که چیکار باید بکنم..‌.

244
00:21:06,720 --> 00:21:08,960
‫تسلیم بشم یا کنار بکشم

245
00:21:09,840 --> 00:21:11,760
‫آتیلا...

246
00:21:13,480 --> 00:21:16,200
‫هنوز مسیر طولانی‌ای برای رفتن داریم

247
00:21:16,360 --> 00:21:19,360
‫چه فایده وقتی هیچ کنترلی رو زندگی خودمون نداریم

248
00:21:19,520 --> 00:21:21,760
‫زندگی خیلیا به ما وابسته‌ـست

249
00:21:23,560 --> 00:21:26,600
‫یه شبکه از آدم‌ها دور و بر ماست

250
00:21:26,760 --> 00:21:30,080
‫فری، ما وسط این شبکه لعنتی گیر کردیم!

251
00:21:30,240 --> 00:21:32,080
‫گیر کردیم؟

252
00:21:32,240 --> 00:21:34,200
‫ما هر چیزی که می‌خوایم رو داریم!

253
00:21:37,120 --> 00:21:38,600
‫تو یه بار سعیت رو کردی، مگه نه؟

254
00:21:38,760 --> 00:21:42,600
‫یا بازنده خواهی بود یا پیروز.
‫هیچ حد وسطی وجود نداره

255
00:22:03,680 --> 00:22:07,120
‫- تو کی هستی؟
‫- اومدم اظهاراتت رو ثبت کنم

256
00:22:08,000 --> 00:22:10,400
‫من همه چیزو گفتم

257
00:22:13,680 --> 00:22:16,200
‫من به اون داستانی که دادن امضاش کنی هیچ اهمیتی نمیدم

258
00:22:16,360 --> 00:22:18,880
‫می‌خوام حقیقت رو بدونم

259
00:22:19,760 --> 00:22:21,880
‫هیچکس اهمیتی به حقیقت نمیده

260
00:22:22,040 --> 00:22:24,400
‫به خاطر گفتن حقیقت به این حال و روز افتادم

261
00:22:24,560 --> 00:22:28,440
‫من پلیس نیستم، از دفتر دادستانی اومدم،می‌خوام کمکت کنم

262
00:22:29,320 --> 00:22:31,680
‫کارآگاه یاکب اینکارو کرده؟

263
00:22:31,840 --> 00:22:34,600
‫ما داریم به خاطر اعمال غیر قانونی و خشونت‌آمیز

264
00:22:34,760 --> 00:22:36,680
‫در موردش تحقیق می‌کنیم

265
00:22:39,240 --> 00:22:41,480
‫جنده عوضی هیچوقت خودشو معرفی نکرد

266
00:22:45,440 --> 00:22:46,880
‫خودشه؟

267
00:22:55,040 --> 00:22:58,760
‫از داخل کیفت همه چی رو ضبط می‌کنه، خیلی دقیق و حساسه

268
00:22:58,920 --> 00:23:03,280
‫عالیه! من فقط یه دستگاه شنود زمخت سیم‌کشی شده از دفتر دادستانی گرفته بودم

269
00:23:03,440 --> 00:23:06,320
‫خیلی تابلو بود،
‫به جاش از موبایلم استفاده میکردم

270
00:23:06,480 --> 00:23:09,520
‫ولی اگه این تو جیب باشه،
‫می‌تونی هر صدایی رو صبط کنی...

271
00:23:09,680 --> 00:23:12,960
‫قیمتش ۴۰۰ دلاره، یه کم گرونتر از مال دادستانیه

272
00:23:13,120 --> 00:23:15,720
‫مسلما" برای فری گال پول زیادی نیست

273
00:23:17,760 --> 00:23:21,440
‫اجباری نیست که از فری خوشت بیاد،
‫اون آدم پیچیده‌ایه

274
00:23:21,600 --> 00:23:25,400
‫ولی اون به صدها دختر برای فرار کردن کمک کرده

275
00:23:25,560 --> 00:23:27,280
‫از جمله من

276
00:23:27,440 --> 00:23:29,280
‫چی؟

277
00:23:31,720 --> 00:23:34,840
‫- تو هم..‌‌.
‫- ۱۹ سالم بود، مال خیلی وقت پیشه

278
00:23:36,880 --> 00:23:40,800
‫این یکی ۱۶ سال داره.
‫ولی باید ۳۰ کیلو به وزنت اضافه کنی

279
00:23:43,400 --> 00:23:44,720
‫سلام تیمی

280
00:23:47,960 --> 00:23:49,520
‫اینکه اصلا" شبیه من نیست

281
00:23:49,680 --> 00:23:55,200
‫بگو عکس سه سال پیش گرفته شده، اهمیتی نمیده، حرفتو باور می‌کنه

282
00:23:55,360 --> 00:23:57,600
‫فقط خوشحال میشه که یه دختر ۱۷ ساله دیگه هم داشته باشه

283
00:23:57,760 --> 00:24:00,360
‫میتونه به ۳۰۰۰ یورو بفروشتت

284
00:24:01,560 --> 00:24:03,360
‫اگه منو بشناسه چی؟

285
00:24:03,520 --> 00:24:06,720
‫مال چند وقت پیشه؟ ۱۸ ماه؟

286
00:24:06,880 --> 00:24:10,760
‫از اون موقع تا به حال ۱۰۰ تا دختر رو فرستاده،
‫به نظرت بین این همه تو رو یادش می‌مونه؟

287
00:24:11,920 --> 00:24:16,760
‫- خب...
‫- فراموشش کن، ایده افتضاحیه

288
00:24:16,920 --> 00:24:19,280
‫از اون حرومزاده هر کاری برمیاد

289
00:24:19,440 --> 00:24:22,840
‫حتما" یه دلیلی داشته که دوستت اینقدر می‌ترسید علیه‌ـش شهادت بده

290
00:24:23,000 --> 00:24:26,560
‫سعی نکن منصرفم کنی،
‫من یه بچه نیستم

291
00:24:26,720 --> 00:24:31,000
‫اگه نقشه بهتری داشتم،
‫تو رو تو دردسر نمی‌انداختم

292
00:24:31,160 --> 00:24:32,720
‫می‌خوام کمک کنم

293
00:24:34,560 --> 00:24:36,280
‫برو باهاش حرف بزن

294
00:24:37,240 --> 00:24:39,160
‫ولی احتیاط کن

295
00:24:39,320 --> 00:24:42,720
‫به محض اینکه سن‌ـت رو فهمید

296
00:24:42,880 --> 00:24:46,280
‫خواست که برای فاحشگی تو رو بفرسته به یه کشور دیگه. دیگه کاری اونجا نداری

297
00:24:46,440 --> 00:24:48,840
‫و خیلی سریع میای بیرون

298
00:24:51,200 --> 00:24:53,640
‫فراموش نکن آخرین بار اون یه دختر لوس بالاشهری رو دیده بود

299
00:24:58,880 --> 00:25:00,920
‫نباید پیش دکتر بری؟

300
00:25:01,080 --> 00:25:05,080
‫چی؟ بیخیال، من حالم خوبه

301
00:25:05,240 --> 00:25:07,720
‫فقط بدجوری کار لازمم

302
00:25:07,880 --> 00:25:11,120
‫قرار بود با آدم‌های تایسون برم هلند،

303
00:25:11,280 --> 00:25:15,560
‫ولی دیشب اون پلیس‌های کثیف گیرمون انداختن

304
00:25:15,720 --> 00:25:18,200
‫پشمالو به گا رفت

305
00:25:18,360 --> 00:25:20,760
‫شانس آوردم که تونستم در برم

306
00:25:20,920 --> 00:25:22,320
‫آره!

307
00:25:31,880 --> 00:25:34,600
‫کلوژ؟
‫شهر قشنگیه

308
00:25:36,800 --> 00:25:38,800
‫از اونجا متنفرم

309
00:25:38,960 --> 00:25:41,480
‫یه سال میشه زدم بیرون

310
00:25:41,640 --> 00:25:43,640
‫از اون موقع اینجا گیر افتادم

311
00:25:43,800 --> 00:25:46,760
‫- کجا می‌خوای بری؟
‫- هر جا که منو بخوان

312
00:25:49,920 --> 00:25:53,440
‫خب؟ می‌تونی کمکم کنی؟

313
00:25:54,880 --> 00:25:56,760
‫خب، ببین...

314
00:25:56,920 --> 00:26:00,120
‫خروج یه دختر ۱۷ ساله از کشور،
‫نیاز به رضایت والدین داره...

315
00:26:00,280 --> 00:26:02,680
‫آه، بیخیال!

316
00:26:02,840 --> 00:26:04,640
‫کسشعر تحویلم نده

317
00:26:04,800 --> 00:26:07,640
‫پول. چیزیه که من دنبالشم،
‫بدجوری هم دنبالشم

318
00:26:09,040 --> 00:26:11,760
‫گوش کن، هر کاری که بخوای رو انجام میدم

319
00:26:20,560 --> 00:26:23,800
‫اگه کار می‌خوای، اول باید اینو درست کنیم

320
00:26:26,240 --> 00:26:28,040
‫یه آرایشگر خوب سراغ دارم

321
00:26:53,520 --> 00:26:57,400
‫یانکا، مثل فرشته نجات بودی که اینجا رو سم‌‌پاشی کردی و از شر پشه‌ها خلاصمون کردی

322
00:26:57,560 --> 00:26:59,600
‫اوه، کار خاصی نکردم

323
00:26:59,760 --> 00:27:03,160
‫کاش کارهای هتل هم همینطور راحت پیش میرفت

324
00:27:04,080 --> 00:27:07,240
‫آلمانی‌ها از موقعیت هتل خوششون نمیاد

325
00:27:07,400 --> 00:27:09,560
‫ولی این وعده انتخاباتیت بود

326
00:27:12,720 --> 00:27:16,320
‫مشکل اینه که اونا عاشق یه جای دیگه شدن

327
00:27:16,480 --> 00:27:19,720
‫همون پارک قدیمی زیبای بالای جاده

328
00:27:19,880 --> 00:27:21,320
‫ولی اونجا جزو منابع طبیعیه

329
00:27:21,480 --> 00:27:23,920
‫پس اینجوری ارزش هتل‌ـمون بیشتر از قبل میشه!

330
00:27:24,080 --> 00:27:27,360
‫و این آخرین فرصت‌ـمونه

331
00:27:27,520 --> 00:27:31,400
‫می‌خوام فردا موضوع رو مطرح کنم.
‫به حمایت شما نیاز دارم

332
00:27:31,560 --> 00:27:35,760
‫اونجا میراث ماست.
‫نمی‌تونیم تخریبش کنیم!

333
00:27:35,920 --> 00:27:40,080
‫اِوای عزیزم، تو این مرحله نمیشه پروژه رو متوقف کرد

334
00:27:40,240 --> 00:27:44,560
‫و منم حاضرم هر کاری به خاطرش انجام بدم

335
00:27:44,720 --> 00:27:47,800
‫هر کاری؟
‫واقعا" ؟

336
00:27:50,600 --> 00:27:53,240
‫در مورد تومی کالمن هم هر کاری میکنی، مگه نه؟

337
00:27:53,400 --> 00:27:56,400
‫جلوی همه داد میزد که تارت فلامبه ما چقدر افتضاحه
<i>‫ [غذایی فرانسوی] </i>

338
00:27:56,560 --> 00:28:00,200
‫ما هفت ساله اینجا رو اداره می‌کنیم،
‫مشتری‌هایی داریم که هر تابستون میان اینجا

339
00:28:00,360 --> 00:28:04,800
‫بعدش با اون کاروان قراضه‌اش پیداش میشه و از قضا خودش رو یه آشپز سیار تارت فلامبه درجه‌یک معرفی میکنه

340
00:28:05,760 --> 00:28:07,200
‫گوش کن...

341
00:28:07,360 --> 00:28:10,120
‫اگه مامور بهداشت رو بفرستی سراغش،

342
00:28:10,280 --> 00:28:12,800
‫به هر چی که بخوای رای میدم

343
00:28:15,920 --> 00:28:20,040
‫آقای کارچی، من به پیشنهاد نوسازی‌ که برای بندر داده بودید یه نگاهی انداختم

344
00:28:20,200 --> 00:28:22,720
‫خیلی امیدبخشه

345
00:28:22,880 --> 00:28:26,200
‫خب، حرف من فقط اینه که،
‫اگه اون پولو به سالر بدید

346
00:28:26,360 --> 00:28:28,200
‫هیچ چیزی تغییر نمیکنه

347
00:28:28,360 --> 00:28:31,320
‫بلکه باعث میشید اونجا افتضاح به نظر بیاد

348
00:28:31,480 --> 00:28:34,680
‫توالت‌ها حال آدمو به هم میزنه،
‫حتی یه دستگاه قهوه‌ساز هم اونجا نخواهد داشت

349
00:28:34,840 --> 00:28:40,360
‫بین شما و من اون جنگل وجود داره که اگه آتیشش هم بزنید برام مهم نیست

350
00:28:40,520 --> 00:28:42,960
‫اون گرازهای وحشی همیشه این اطراف پرسه میزنن

351
00:28:43,120 --> 00:28:47,560
‫هفته پیش یکی از اونا خورد به ماشینم، ۲۰۰ هزار تا خرج برداشت تا درستش کنم

352
00:28:51,160 --> 00:28:54,040
‫اِوا غیبت ما رو پیشت کرد؟

353
00:28:54,200 --> 00:28:59,480
‫از وقتیکه ما شروع به آشپزی کردیم
‫اونا سعی کردن ما رو پیش بقیه خراب کنن

354
00:28:59,640 --> 00:29:04,120
‫وبلاگ‌نویس‌های غذا از بوداپست میان تا تارت فلامبه ما رو امتحان کنن

355
00:29:04,280 --> 00:29:08,560
‫من اهمیتی نمیدم چیزی که اونا میپزن مثل یه کمربند سفته،

356
00:29:08,720 --> 00:29:12,160
‫ولی اگه مسافرها برن بگن غذایی که کنار رودخونه دانوب خوردیم افتضاح بود

357
00:29:12,320 --> 00:29:16,160
‫واقعا" باعث ایجاد مشکل برای هممون میشه

358
00:30:01,040 --> 00:30:04,040
‫باید تا جمعه پولو پرداخت کنیم

359
00:30:04,200 --> 00:30:07,960
‫نظرت چیه من پرداختش کنم و تو بعدا" بهم پسش بدی؟

360
00:30:08,120 --> 00:30:09,760
‫نیازی نیست

361
00:30:10,680 --> 00:30:12,520
‫به بانک زنگ زدم

362
00:30:12,680 --> 00:30:15,680
‫فردا مدارک درآمدزایی کارم رو بهشون تحویل میدم

363
00:30:15,840 --> 00:30:17,520
‫و بعدش وام رو دریافت می‌کنم

364
00:30:17,680 --> 00:30:19,800
‫واسه خودت کار دیگه‌ای پیدا کردی؟

365
00:30:21,840 --> 00:30:23,640
‫بهت نگفتن؟

366
00:30:25,320 --> 00:30:30,200
‫ژوژا بوروس ازم خواست تا مسئول رسانه‌ای آکوادلوکس بشم

367
00:30:31,240 --> 00:30:35,440
‫پس بعد از این همه شعار رفتی نوکر الیگارش‌های بی‌بخار شدی؟

368
00:30:36,880 --> 00:30:39,560
‫مگه چاره دیگه‌ای هم داشتم؟

369
00:30:39,720 --> 00:30:42,280
‫فعلا" که با یه الیگارشی بی‌بخار دیگه هم تیمی شدم

370
00:30:42,440 --> 00:30:46,120
‫یا اینکه باید برم کنار رودخونه با حداقل دستمزد شیرینی بفروشم

371
00:30:53,480 --> 00:30:56,840
‫" کمپانی نیچپروپلیس"
‫این کلمه رو از کجا درآوردی؟

372
00:30:59,400 --> 00:31:03,480
‫بزار کارهای فکری رو من انجام بدم و کارهای فیزیکی رو تو، باشه؟

373
00:31:03,640 --> 00:31:05,640
‫هر چی تو بگی...

374
00:31:30,080 --> 00:31:33,080
‫- باربی، گوش کن...
‫- نه....

375
00:31:33,240 --> 00:31:35,240
‫متاسفم.
‫واقعا" متاسفم

376
00:31:35,400 --> 00:31:38,240
‫نه، نه،
‫این خوبه که...

377
00:31:39,480 --> 00:31:41,840
‫نه، من حماقت کردم،
‫باید درک میکردم که...

378
00:31:43,080 --> 00:31:45,720
‫تو خانواده و بچه داری...

379
00:31:46,760 --> 00:31:48,280
‫خودمم نمیدونم که چرا اینکارو کردم

380
00:31:51,040 --> 00:31:52,680
‫ببین، من یه آدم عوضیم

381
00:31:54,120 --> 00:31:56,080
‫همیشه با مردها صمیمی بودم

382
00:31:56,920 --> 00:31:59,680
‫ببین، وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم، به خودم گفتم:

383
00:31:59,840 --> 00:32:02,080
‫"بالاخره یه دختری دیدم که حقه‌باز نیست!"

384
00:32:02,240 --> 00:32:06,360
‫هر فکری که تو ذهنت داری رو میگی،
‫جرات متفاوت بودن رو داری

385
00:32:06,520 --> 00:32:09,880
‫تو واقعا" با همه اون زن‌هایی که من میشنایم فرق داری

386
00:32:11,760 --> 00:32:15,800
‫- اگه تو یه موقعیت دیگه‌ای بودیم، اونموقع ...
‫- فراموشش کن، جدی میگم!

387
00:32:15,960 --> 00:32:20,680
‫خب، اگه مدارک مشکلی نداره می‌تونی امضاش کنی

388
00:32:26,400 --> 00:32:28,680
‫بهت گفته بودم که اون یه حرومزاده دغل‌بازه

389
00:32:28,840 --> 00:32:32,120
‫آره، حتی جرئت نکردم بدون رودروایسی ازش بخوام

390
00:32:32,280 --> 00:32:33,600
‫کار خوبی کردی

391
00:32:33,760 --> 00:32:36,360
‫جوری به آدم نگاه میکرد که ترس تمام وجودت رو برمیداشت

392
00:32:36,520 --> 00:32:39,960
‫دیگه داشت آب از لب و لوچه‌اش میزد بیرون

393
00:32:40,120 --> 00:32:43,640
‫دخترهاش پنجشبه از اینجا میرن،
‫باید اون موقع دستگیرش کنیم

394
00:32:43,800 --> 00:32:45,440
‫- قبلا" از رفتن می‌بینیش؟
‫- اوهوم

395
00:32:45,600 --> 00:32:48,360
‫با هم میریم چند تا لباس بخریم و بعدش منو میبره آرایشگاه

396
00:32:48,520 --> 00:32:51,160
‫- عالیه
‫- به چیزی هم مشکوک نشد

397
00:32:51,320 --> 00:32:54,520
‫نبایدم بشه، وگرنه تا کمر میری تو گل

398
00:32:54,680 --> 00:32:57,520
‫نگران نباش،
‫دست‌کم نگرفتمش

399
00:32:57,680 --> 00:33:00,880
‫- ولی اونقدرها هم باهوش نیست
‫- هیچکدومشون نیستن

400
00:33:01,040 --> 00:33:04,240
‫خیلی دوست دارم وقتی بهش دستبند میزنی اونجا باشم

401
00:33:04,400 --> 00:33:07,040
‫- جنده حرومزاده!
‫- چی گفتی؟

402
00:33:09,880 --> 00:33:12,920
‫کار توئه؟
‫عشقت اینجاست

403
00:33:13,080 --> 00:33:16,640
‫- الان اینحاست و داره دفترم رو زیر و رو میکنه
‫- گزا؟ اون اونجا چیکار میکنه؟

404
00:33:16,800 --> 00:33:20,160
‫- پس کار تو نیست؟
‫- چی؟ معلومه که نه؟ حداقل این دفعه نه!

405
00:33:20,320 --> 00:33:22,160
‫بزار باهاش حرف بزنم

406
00:33:22,320 --> 00:33:26,680
‫باید کمد بایگانی مدارکم رو خالی کنی و سریعا" از اونجا بزنی به چاک

407
00:33:26,840 --> 00:33:29,680
‫سرویس امنیتی تا چند دقیقه دیگه اونجاست

408
00:33:29,840 --> 00:33:32,920
‫خیلی‌خب، باشه،
‫ولی کجا باید برم؟

409
00:33:33,080 --> 00:33:36,920
‫چه میدونم، ولی هر چیزی که تو کمد هست رو از بین ببر، همه چیز رو!

410
00:33:37,080 --> 00:33:39,400
‫ولی چی سر تو میاد؟

411
00:33:39,560 --> 00:33:43,080
‫دورم بزنی، می‌کشمت،
‫شوخی هم ندارم

412
00:33:44,920 --> 00:33:46,560
‫روز بخیر آقایون

413
00:33:46,720 --> 00:33:49,360
‫- دنبال کسی میگردین؟
‫- کاراگاه خوش اومدین

414
00:33:54,200 --> 00:33:56,280
‫حکم دادستانی کل

415
00:33:56,280 --> 00:34:06,280
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

416
00:36:42,880 --> 00:36:44,560
<i>‫ هیچی تو این اتاق نیست </i>

417
00:36:44,720 --> 00:36:46,640
<i>‫ همه جا رو بگردین </i>

418
00:36:47,880 --> 00:36:52,560
<i>‫ - یه کمد اینجاست ولی خالیه </i>
<i>‫ - راجر، آشپزخونه هم چیزی نیست </i>

419
00:37:30,200 --> 00:37:32,400
‫- همه چی روبراهه؟
‫- حالت خوبه؟

420
00:38:07,000 --> 00:38:09,120
<i>‫ چون میتونی هر جا بری </i>

421
00:38:09,280 --> 00:38:11,600
‫هر جا که دلت بخواد

422
00:38:13,840 --> 00:38:17,960
‫یه وقت فکر نکنی سهم‌الارثت رو فراموش کردم

423
00:38:18,120 --> 00:38:20,440
‫عمه روزیتا...

424
00:38:20,600 --> 00:38:22,840
‫همیشه زیر سرش پول داره

425
00:38:24,520 --> 00:38:27,400
‫عمو اِندره، لعنت بهت،
‫چرا باید اینو مثل رمز بگی؟

426
00:38:31,400 --> 00:38:34,200
‫هیچوقت فک و فامیلاش رو نشناخت

427
00:38:35,480 --> 00:38:38,000
‫رُزی می‌تونست به کارمون بیاد،
‫چون اشاره میکرد به اسم سگش

428
00:38:38,160 --> 00:38:42,040
‫ولی آغل و لونه سگ خالیه،
‫بیوش!

429
00:38:43,680 --> 00:38:45,600
‫باید هوش و حواسمون رو جمع کنیم

430
00:39:05,480 --> 00:39:07,600
‫شاید این یه رمز نیست

431
00:39:21,920 --> 00:39:23,880
‫با مامان‌بزرگ خوش بگذره!

432
00:39:24,680 --> 00:39:27,880
‫قبل از اینکه این اتفاق بیفته

433
00:39:28,040 --> 00:39:31,000
‫- باید عاقلانه‎تر تصمیم میگرفتی
‫- جودیت لطفا"، میرا هیچ تقصیری نداره

434
00:39:31,160 --> 00:39:34,440
‫- سلام خاله میرا
‫- سلام کورنل!

435
00:39:36,320 --> 00:39:37,960
‫سلام

436
00:39:45,240 --> 00:39:46,600
‫میتونم بیام داخل؟

437
00:40:00,760 --> 00:40:03,080
‫ازم دلخور نشو،
‫خودمم دیگه نمیدونستم کجا باید برم

438
00:40:03,240 --> 00:40:05,320
‫نه، حق با تو بود...

439
00:40:07,120 --> 00:40:10,440
‫باید بعد از رفتنت بهت زنگ میزدم

440
00:40:10,600 --> 00:40:13,040
‫کجا بودی؟

441
00:40:13,200 --> 00:40:16,080
‫خونه اریکا یاکب

442
00:40:16,240 --> 00:40:19,760
‫ولی بعد از اینکه فهمیدم دستگیرش کردین، مجبور شدم برم

443
00:40:19,920 --> 00:40:23,200
‫چی؟
‫اونجا چیکار میکردی؟

444
00:40:24,080 --> 00:40:25,960
‫- اصلا" از کجا میدونستی که من...
‫- گوش کن...

445
00:40:26,120 --> 00:40:29,720
‫- اریکا اون آدمی که فکر می‌کنیم نیست
‫- "اریکا" ؟

446
00:40:29,880 --> 00:40:33,080
‫میدونم که مسخره به نظر میاد ولی...

447
00:40:36,960 --> 00:40:39,200
‫گوش کن، اریکا...

448
00:40:39,360 --> 00:40:43,320
‫ببین، ما از اول اشتباه میکردیم

449
00:40:44,360 --> 00:40:46,360
‫من اشتباه برداشت کرده بودم

450
00:40:46,520 --> 00:40:49,920
‫فری، اریکا،
‫بنیاد شکوفه‌های گلابی...

451
00:40:50,080 --> 00:40:54,320
‫اونا قاچاق انسان نمیکنن،
‫بلکه برعکسش

452
00:40:54,480 --> 00:40:58,560
‫فری پولش رو میده و اریکا هم دخترها رو پیدا میکنه و برمیگردونه خونه

453
00:41:00,800 --> 00:41:03,280
‫ماه‌ها میگفتی که یاکب یه شیطانه

454
00:41:03,440 --> 00:41:06,360
‫الان یهو مادر ترزا شد، از ضعیف‌ها و نیازمندها محافظت میکنه؟

455
00:41:06,520 --> 00:41:08,560
‫من اینو نگفتم، ولی اگه به خاطر اون نبود

456
00:41:08,720 --> 00:41:12,280
‫هیچ کمکی به اون دخترها نمیشد، به بردگی گرفته میشدن

457
00:41:13,560 --> 00:41:15,560
‫خیلی‌خب، فهمیدم

458
00:41:18,360 --> 00:41:21,640
‫یاکب شاید قلب بزرگی داره،
‫و به همه کمک میکنه

459
00:41:23,120 --> 00:41:25,240
‫ولی اون از روش‌های غیر قانونی

460
00:41:25,400 --> 00:41:29,040
‫- برای نجات چند تا فاحشه استفاده کرده...
‫- کلی دختر بی‌دفاع!

461
00:41:29,200 --> 00:41:32,680
‫- صدها! خودشم از اونا بوده...
‫- خیلی‌خب، صدها دختر بی‌دفاع

462
00:41:32,840 --> 00:41:35,160
‫پس این رفتاری مثل کتک زدن بقیه رو توجیه می‌کنه؟

463
00:41:37,760 --> 00:41:42,520
‫تهدید کردن پسرم؟
‫مسبب خودکشی دوستت شدن؟

464
00:41:42,680 --> 00:41:44,360
‫خط قرمزها‌مون کجاست؟

465
00:41:46,440 --> 00:41:48,760
‫الان باید بزارم راست راست راه بره؟
‫واقعا" ؟

466
00:41:54,280 --> 00:41:55,960
‫میرا...

467
00:41:59,480 --> 00:42:01,480
‫ما تو دنیای پیچیده‌ای زندگی می‌کنیم

468
00:42:03,640 --> 00:42:08,120
‫به همین دلیل قوانین وضع شدن تا مسیر درست رو به ما نشون بدن

469
00:42:08,280 --> 00:42:10,560
‫اما قوانین شما فقط برای بعضی افراد اِعمال میشن

470
00:42:10,720 --> 00:42:12,880
‫برای همه اِعمال میشه

471
00:42:13,040 --> 00:42:16,920
‫برای یاکب و گال بیشتر از اون جاکش‌هایی که اونا دنبالشن

472
00:42:18,360 --> 00:42:22,560
‫اونا حق انتخاب دارن ولی ما نه،
‫چون اینطوری ما هم مثل اونا میشیم

473
00:42:38,600 --> 00:42:44,400
‫قوانینت مانع رفتن اون دخترها نمیشن، فقط اریکا یاکب‌ـه، که اونم تو بازداشتش کردی

474
00:43:03,920 --> 00:43:06,760
‫دیگه نمیخوام هیچ دردسری براشون درست کنم

475
00:43:10,760 --> 00:43:12,560
‫تو هیچوقت اینو نمی‌فهمی

476
00:43:12,720 --> 00:43:16,520
‫که چه چیزی باعث شده اونا این مسیرو انتخاب کنن

477
00:43:16,680 --> 00:43:18,200
‫من...

478
00:43:19,400 --> 00:43:21,960
‫منظورم اینه که، تو خودت کار اشتباهی نکردی؟

479
00:43:22,120 --> 00:43:23,920
‫یا خود من؟

480
00:43:29,480 --> 00:43:31,440
‫بیا تنهاشون بزاریم

481
00:43:35,240 --> 00:43:37,000
‫بزار جلوی اینو بگیرن

482
00:43:38,000 --> 00:43:40,040
‫باشه؟

483
00:43:55,680 --> 00:43:57,160
‫این چیه؟

484
00:43:57,320 --> 00:43:59,760
‫هیچی

485
00:43:59,920 --> 00:44:02,840
‫یه سری وسایل که اریکا بهم قرض داده بود

486
00:44:07,040 --> 00:44:09,480
‫بعدا" بهش برمیگردنم

487
00:44:09,480 --> 00:44:19,480
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

488
00:45:08,000 --> 00:45:11,920
‫بابا، رُزی و فیلیپ رو کجا خاک کردی؟

489
00:45:12,080 --> 00:45:15,520
‫انتهای باغچه هولوش دفنشون کردم

490
00:45:44,240 --> 00:45:48,840
‫اگه به موقع آماده نشیم مامانت بدجوری قاطی میکنه

491
00:45:49,840 --> 00:45:51,160
‫یانکا!

492
00:45:53,520 --> 00:45:56,920
‫نمیشه برای یه بارم که شده....
‫خدای من!

493
00:45:57,080 --> 00:45:59,280
‫خدای من! یانکا

494
00:45:59,440 --> 00:46:01,600
‫مارک! زنگ بزن آمبولانس

495
00:46:01,760 --> 00:46:03,520
‫اوه، خدای من...

496
00:46:03,680 --> 00:46:05,480
‫یانکا

497
00:46:05,640 --> 00:46:07,120
‫اوه، خدای من...

498
00:46:07,280 --> 00:46:09,320
‫- مامان!
‫- چیزی نیست!

499
00:46:10,520 --> 00:46:12,280
‫حالت خوب میشه

500
00:46:13,720 --> 00:46:16,360
‫به آمبولانس نیاز داریم، حال مامانم خوب نیست

501
00:46:16,520 --> 00:46:19,000
‫- من کنارتم
‫- خونریزی داره و اون حامله‌‌اس

502
00:46:19,160 --> 00:46:21,000
‫یانکا میکلوشی

503
00:46:32,720 --> 00:46:34,400
‫بابا!

504
00:46:34,560 --> 00:46:37,120
‫- سلام عزیزم
‫- سلام...

505
00:46:39,120 --> 00:46:42,920
‫- مامان؟
‫- چی سر خودت اومده؟

506
00:46:44,080 --> 00:46:46,200
‫چیزی نیست،
‫مامان چطوره؟

507
00:46:50,600 --> 00:46:52,920
‫خوشبختانه مورد جدی‌ای نبوده

508
00:46:53,080 --> 00:46:55,200
‫خونریزی منشا اندامی داشته

509
00:46:55,360 --> 00:46:58,520
‫سیستم هورمونی بدنش تو تشخیص حاملگی ناموفق بوده

510
00:46:58,680 --> 00:47:01,760
‫و باعث ایجاد قاعدگی شده

511
00:47:01,920 --> 00:47:06,200
‫- بچه چی...
‫- بچه حالش خوبه

512
00:47:06,360 --> 00:47:09,600
‫ضربان قلب و علائم حیاتیش همه مطلوبه

513
00:47:09,760 --> 00:47:12,960
‫از این بعد، مادر فقط باید استراحت کنه

514
00:47:13,120 --> 00:47:17,200
‫- به خاطر سلامت هر دو تاشون
‫- ممنون دکتر

515
00:47:17,360 --> 00:47:20,520
‫اینو ببین،
‫همه چی تو عکس معلومه

516
00:47:20,680 --> 00:47:24,200
‫سر کوچیکش، انگشتاش...

517
00:47:27,040 --> 00:47:28,840
‫مامان!

518
00:47:35,880 --> 00:47:37,520
‫حاضرید؟

519
00:47:37,680 --> 00:47:40,280
‫زود باشید، یه جا هست که میخوام همه‌ـتون رو ببرم!

520
00:47:42,040 --> 00:47:43,960
‫ببخشید، یه کاری هست که باید انجامش بدم

521
00:47:45,560 --> 00:47:47,960
‫آره، شما دو تا با هم برید!

522
00:47:48,880 --> 00:47:51,800
‫تا وقتی شما بیایید شام درست میکنم، باشه؟

523
00:47:56,560 --> 00:47:58,280
‫خداحافظ

524
00:48:00,160 --> 00:48:03,120
‫چقدر زود بزرگ شدن!

525
00:48:12,560 --> 00:48:16,520
‫خب الان یکی داره میاد که حالا حالاها موندنیه

526
00:48:18,400 --> 00:48:20,680
‫- کجا میخوای منو ببری؟
‫- باهام بیا

527
00:48:37,840 --> 00:48:40,600
‫چرا اینجا رو مخفی نگه داشتی؟

528
00:48:40,760 --> 00:48:44,520
‫مخفی نیست...
‫فقط نمی‌خواستم عصبانی بشی

529
00:48:45,400 --> 00:48:49,840
‫چرا باید عصبانی بشم، به خاطر خریدن چند تا زنبور عسل؟

530
00:48:51,760 --> 00:48:54,840
‫تا وقتیکه همه پولمون رو خرج این کار نکنی هیچ مشکلی واسمون پیش نمیاد

531
00:48:57,600 --> 00:49:00,360
‫این مثل مزرعه پرورش کرم نمیشه

532
00:49:00,520 --> 00:49:03,960
‫ایده باربی نیردی بود.
‫با هم دیگه انجامش میدیم

533
00:49:04,120 --> 00:49:08,480
‫می‌تونیم تو کمتر از یه سال به سوددهی برسیم

534
00:49:10,000 --> 00:49:12,120
‫باربی نیردی؟

535
00:49:13,240 --> 00:49:17,440
‫- اون مسئول رسانه‌ای پروژه نیست؟
‫- آره، به این کار وارده

536
00:49:17,600 --> 00:49:20,400
‫و یه زنبوردار هم استخدام می‌کنیم تا بهمون کمک کنه

537
00:49:24,080 --> 00:49:28,320
‫من واقعا" از قلدربازی و سخت‌کار کردن خسته شدم

538
00:49:28,480 --> 00:49:32,720
‫عسل طبیعی کسب و کار خوبیه،
‫به موقعش می‌تونیم زندگی‌مون رو باهاش بچرخونیم

539
00:49:35,240 --> 00:49:37,640
‫واقعا" نیاز به انجام اینکار هست؟

540
00:49:40,520 --> 00:49:43,480
‫به هر چیزی که به دست آوردیم پشت کنیم؟

541
00:49:45,240 --> 00:49:48,560
‫بعضی وقت‌ها این زندگی‌ای که داریم حالمو بد میکنه

542
00:49:48,720 --> 00:49:52,000
‫منظورم اینه،
‫چرا از اول شروع نکنیم؟

543
00:49:54,000 --> 00:49:57,920
‫به نظرم بهترین لحظات زندگی‌مون وقتی بود که فقط من و تو بودیم

544
00:49:58,080 --> 00:50:00,600
‫و انتظار به دنیا اومدن ماته رو می‌کشیدیم

545
00:50:10,360 --> 00:50:12,840
‫بیا فکرمون رو فقط رو این بچه بزاربم

546
00:50:13,000 --> 00:50:15,400
‫بیا این دقعه کار درست رو بکنیم!

547
00:51:07,360 --> 00:51:08,880
‫تاریخش رو ببین

548
00:51:09,040 --> 00:51:12,840
‫مال یه روز قبل از پیدا کردن هولوش تو آتیش‌سوزی تصادف ماشینه

549
00:51:13,000 --> 00:51:15,600
‫اگه اون تو تصادف ماشین نمرده باشه،
‫این عکس و زخم سر

550
00:51:15,760 --> 00:51:18,480
‫فرانس گال رو متهم میکنه

551
00:51:18,640 --> 00:51:21,880
‫اگه موافق باشید،
‫میخوام نبش قبر کنم

552
00:52:01,960 --> 00:52:03,960
‫بازم پیدا کردم...

553
00:52:04,120 --> 00:52:06,320
‫باید میدونستم که داری گولم میزنی

554
00:52:06,480 --> 00:52:09,560
‫"ماته کوچولو" هان؟
‫" فرصت دیگه‌ای که بهمون داده شد" ؟

555
00:52:09,720 --> 00:52:12,720
‫چقدر احمق بودم که حرف‌هات رو باور کردم

556
00:52:12,880 --> 00:52:15,960
‫- در مورد چی حرف میزنی؟
‫- جنابعالی وقتیکه تو هفته چهاردهم بارداری بودی

557
00:52:16,120 --> 00:52:18,040
‫گفته بودی تو هفته هشتم هستی!

558
00:52:26,960 --> 00:52:30,520
‫خب هنوزم بچه توئه.
‫می‌تونم حسش کنم

559
00:52:30,680 --> 00:52:33,200
‫پس چرا این همه وقت بهم دروغ می‌گفتی؟

560
00:52:40,560 --> 00:52:42,120
‫آتیلا؟

561
00:52:49,720 --> 00:52:52,240
‫با مسئول کنترل زیستی در مورد ثبت شرکت صحبت کردم

562
00:52:52,400 --> 00:52:55,240
‫در حال حاضر چند تا جواب از آگهی‌ها گرفتیم

563
00:52:55,400 --> 00:52:57,640
‫الان وقت مناسبی نیست....

564
00:52:59,040 --> 00:53:01,360
‫اوه، الان فهمیدم!

565
00:53:01,520 --> 00:53:06,320
‫این آشغالدونی رو خریدی تا بتونی یه جا واسه گاییدن جنده‌ات داشته باشی! تبریک میگم!

566
00:53:06,480 --> 00:53:09,280
‫خب، بهتره من برم..‌.

567
00:53:09,440 --> 00:53:12,840
‫-- خب؟ الان مساوی شدیم؟
‫- مساوی شدیم؟

568
00:53:13,000 --> 00:53:16,120
‫من نصف روستا رو هم بگام بازم مساوی نمیشیم!

569
00:53:16,280 --> 00:53:18,560
‫حالا هم که ازم می‌خوای بچه هولوش رو بزرگ کنم!

570
00:53:18,720 --> 00:53:22,600
‫باید از خوشحالی بال دربیاری که تا الان به پات وایستادم!

571
00:53:24,960 --> 00:53:27,440
‫یه لحظه حرفات رو باور کرده بودم

572
00:53:29,000 --> 00:53:31,080
‫"بیا از اول شروع کنیم" ؟

573
00:54:11,400 --> 00:54:14,240
‫حالا رای‌گیری کنیم

574
00:54:55,440 --> 00:55:00,120
<i>‫ نبش قبر به دستور دادستانی انجام شده است </i>

575
00:55:00,280 --> 00:55:05,360
<i>‫ مدارک جدید با اطلاعاتی که از قبل داشتیم تناقض دارن </i>

576
00:55:05,520 --> 00:55:08,200
<i>‫ نتیجه نبش قبر شک و تردید ما رو تصدیق میکنه </i>

577
00:55:08,360 --> 00:55:10,880
<i>‫ و ما دوباره پرونده رو به جریان می‌اندازیم </i>

578
00:55:21,120 --> 00:55:25,080
<i>‫ قبر همان است، جسد یکی دیگر </i>

579
00:55:32,520 --> 00:55:34,040
‫آتیلا! نه

580
00:55:34,200 --> 00:55:36,200
‫اینطوری نه!

581
00:55:36,360 --> 00:55:38,720
‫نه! اینطوری نه!

582
00:55:38,880 --> 00:55:41,800
<i>‫ تست DNA تایید کرد که جسد متعلق به اِندره هولوش نیست </i>

583
00:55:41,960 --> 00:55:45,480
<i>‫ بلکه متعلق به تاماس ساکادی می‌باشد، </i>
<i>‫ صاحب کلوبی شبانه </i>

584
00:55:45,640 --> 00:55:49,720
<i>‫ که ۶ ماه پیش ناپدید شده است </i>

585
00:55:49,880 --> 00:55:52,960
‫مامان! آبجی!
‫شما هم دیدید؟

586
00:55:53,120 --> 00:55:54,880
‫عمو اِندره زنده‌ـست!

587
00:56:01,040 --> 00:56:16,040
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

