﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:02,793
‫برنده «حزقیا مسکو»ـه!

2
00:00:02,794 --> 00:00:05,046
‫وقتی نگات می‌کنم، تصویر مردی رو می‌بینم
‫که عاشقش بودم و از دستش دادم.

3
00:00:05,047 --> 00:00:06,505
‫گذشته تموم شده.

4
00:00:06,506 --> 00:00:07,632
‫نه واسه همه.

5
00:00:07,633 --> 00:00:09,175
‫ماه‌هاست که مستی.

6
00:00:09,176 --> 00:00:11,844
‫می‌خوام دوباره بشی همون مردی که قبلاً بودی.

7
00:00:11,845 --> 00:00:14,513
‫الان... چی، دوازده ماهه، شایدم بیشتر
‫که آوارهٔ کوچه خیابونی.

8
00:00:14,514 --> 00:00:17,309
‫- دیگه حسابش از دستم در رفته.
‫- یه پیشنهادی برات دارم.

9
00:00:18,894 --> 00:00:23,606
‫تنها کاری که باید بکنی، حزقیا مسکو،
‫همون کاریه که برای انجام دادنش به دنیا اومدی.

10
00:00:23,607 --> 00:00:25,816
‫من یه نقشه‌ای دارم.

11
00:00:25,817 --> 00:00:29,529
‫و اگه پایه باشی، اون‌وقت
‫و فقط اون‌وقته که همه چی رو بهت می‌گم.

12
00:00:30,572 --> 00:00:31,656
‫یه فکری به سرم زده.

13
00:00:31,657 --> 00:00:33,241
‫راجع به خودمون دو تا.

14
00:00:33,242 --> 00:00:35,743
‫باید بری اون پایین، مِری.

15
00:00:35,744 --> 00:00:36,828
‫به‌خاطر اَلِک.

16
00:00:39,331 --> 00:00:40,624
‫این آخرین باره.

17
00:00:41,375 --> 00:00:42,793
‫بعدش می‌تونم برگردم خونه، برادر.

18
00:00:51,301 --> 00:00:52,385
‫برگرد.

19
00:00:52,386 --> 00:00:54,303
‫حزقیا، برو خونه.

20
00:01:07,067 --> 00:01:08,442
‫شنیدی چی گفت. برو تو صف.

21
00:01:08,443 --> 00:01:09,568
‫بله، قربان.

22
00:01:16,285 --> 00:01:17,286
‫هی.

23
00:01:19,371 --> 00:01:20,372
‫برو.

24
00:02:01,079 --> 00:02:02,372
‫«ادوارد جان ایر».

25
00:02:13,800 --> 00:02:14,801
‫شما کی هستید؟

26
00:02:18,055 --> 00:02:23,060
‫خوندم که ملکه به‌خاطر
‫خدماتتون به امپراتوری بهتون پاداش داده.

27
00:02:24,770 --> 00:02:26,396
‫زخم کهنه‌ای رو باز کرد؟

28
00:02:28,190 --> 00:02:29,733
‫اون زخم هیچ‌وقت خوب نمی‌شه.

29
00:02:35,280 --> 00:02:37,491
‫می‌دونید، به محض اینکه حرف زدید
‫شناختمتون.

30
00:02:40,744 --> 00:02:42,662
‫سال‌های زیادی رو تو اون جزیره گذروندم.

31
00:02:45,248 --> 00:02:47,083
‫لهجهٔ هر منطقه‌ای...

32
00:02:47,084 --> 00:02:49,211
‫از «مورانت بِی» چی یادتونه؟

33
00:02:53,965 --> 00:02:55,675
‫یه طوفان بزرگ یادمه،

34
00:02:57,052 --> 00:03:00,429
‫و بعدش سوزان‌ترین آفتابی
‫که تا حالا به پوستم خورده.

35
00:03:00,430 --> 00:03:03,100
‫حافظه چیز عجیب‌غریبیه، آقای ایر.

36
00:03:06,353 --> 00:03:11,024
‫تاریخ حرف‌های شما رو
‫بیشتر از فریادهای ما به یاد میاره.

37
00:03:13,110 --> 00:03:14,611
‫ولی نه تو این محراب.

38
00:03:16,196 --> 00:03:17,489
‫نه در پیشگاه خدا.

39
00:03:20,033 --> 00:03:22,160
‫من وظیفه یادمه.

40
00:03:24,329 --> 00:03:25,664
‫و هرج‌ومرج.

41
00:03:26,957 --> 00:03:29,543
‫داشتیم کنترل تمدن رو
‫از دست می‌دادیم.

42
00:03:31,044 --> 00:03:33,630
‫برای همین، از زبونی استفاده کردم
‫که مردم هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنن،

43
00:03:35,507 --> 00:03:36,675
‫زور.

44
00:03:37,426 --> 00:03:38,969
‫می‌خواید بگم من چی یادمه؟

45
00:03:42,305 --> 00:03:43,723
‫داستان‌های یه مرد.

46
00:03:45,058 --> 00:03:49,896
‫یه مرد سفیدپوست، که کشورم رو اداره می‌کرد.

47
00:03:52,566 --> 00:03:56,403
‫داستان‌های قیام مردمم علیه
‫بیماری و فقر.

48
00:03:58,488 --> 00:03:59,865
‫و همین مرد...

49
00:04:01,950 --> 00:04:03,785
‫ادوارد جان ایر...

50
00:04:05,829 --> 00:04:10,791
‫شبه‌نظامی‌ها رو با تفنگ فرستاد،
‫درحالی‌که ما فقط قمه و سنگ داشتیم.

51
00:04:12,919 --> 00:04:15,922
‫اولین باری بود که ترس رو
‫تو چشمای پدرم دیدم.

52
00:04:18,091 --> 00:04:21,553
‫بهم التماس کرد فرار کنم، و منم فرار کردم.

53
00:04:23,263 --> 00:04:24,890
‫بارون گلوله پشت سرم می‌بارید.

54
00:04:27,017 --> 00:04:31,938
‫و وقتی رسیدم خونه،
‫مادرم دیگه نبود.

55
00:04:34,399 --> 00:04:37,067
‫با تیر زده بودنش و طعمهٔ حریق شده بود.

56
00:04:41,865 --> 00:04:47,579
‫من بچه‌ای بودم که سوختن دنیام رو تماشا می‌کردم.

57
00:04:55,170 --> 00:04:59,007
‫اسم من حزقیا مسکوئه...

58
00:05:01,176 --> 00:05:03,802
‫و شاید دنیا یادش نمونه، ولی من یادمه.

59
00:05:05,222 --> 00:05:07,014
‫و امروز باید به خدا جواب پس بدی.

60
00:05:07,015 --> 00:05:10,143
‫هر کاری کردم،
‫در راه خدمت به او بوده.

61
00:05:11,186 --> 00:05:12,771
‫این دروغیه که به خودت می‌گی؟

62
00:05:24,074 --> 00:05:26,700
‫این لحظه رو دیدم،
‫بارها تو رویاهام.

63
00:05:26,701 --> 00:05:28,203
‫خدایا، خواهش می‌کنم.

64
00:05:29,037 --> 00:05:30,330
‫ولی تو فقط یه انسانی.

65
00:05:34,876 --> 00:05:37,629
‫انسانی که نمی‌تونه از اعمال ظالمانه‌ش فرار کنه.

66
00:05:40,465 --> 00:05:42,008
‫بذار فریادها دست از سرت بر ندارن،

67
00:05:43,718 --> 00:05:46,221
‫و ارواح بی‌گناهان
‫شب‌ها گریبانت رو بگیرن.

68
00:05:47,472 --> 00:05:49,599
‫تا روزی که فرا خونده بشی.

69
00:06:00,527 --> 00:06:02,320
‫موقع مرگت خدا اونجا نخواهد بود.

70
00:06:43,000 --> 00:06:54,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

71
00:06:54,024 --> 00:07:01,024


72
00:07:02,000 --> 00:07:05,000
Amir Luminox ترجمه از

73
00:07:30,500 --> 00:07:34,500
« هــــزار ضــــربــــه »

74
00:08:06,569 --> 00:08:09,614
‫ازمه.
‫ازمه، اون بشکه‌ها کجان؟

75
00:08:36,099 --> 00:08:39,518
‫...باهاش تو این منطقه کار داریم،
‫پس وقتی با شوگر حرف زدیم می‌ریم.

76
00:08:39,519 --> 00:08:42,187
‫فردا بیاین،
‫یا پس‌فردا.

77
00:08:42,188 --> 00:08:43,731
‫کصشر تحویل من نده.

78
00:08:43,732 --> 00:08:46,525
‫من دارم با زبون خوش می‌پرسم
‫و مؤدب بودم.

79
00:08:46,526 --> 00:08:48,903
‫شوگر الان سرش شلوغه.

80
00:08:50,321 --> 00:08:54,868
‫اوه، ببین باد چی آورده.

81
00:08:59,539 --> 00:09:03,168
‫بالاخره، صاحب‌اختیار تشریف آوردن.

82
00:09:03,793 --> 00:09:05,461
‫ب-بهشون گفتم
‫مدیریت عوض شده،

83
00:09:05,462 --> 00:09:06,545
‫ولی نمی‌خواستن گوش بدن.

84
00:09:06,546 --> 00:09:10,091
‫خب، فرض می‌کنم خانوادهٔ «جِرِمی»
‫اومدن ایست اِند تا برامون آرزوی موفقیت کنن.

85
00:09:10,842 --> 00:09:13,344
‫تسلیت می‌گم بابت ایندیگو.

86
00:09:14,262 --> 00:09:15,847
‫می‌دونی چیه، دقیقاً همینه.

87
00:09:16,347 --> 00:09:19,433
‫ما اینجاییم چون
‫شایعات زیادی هست...

88
00:09:19,434 --> 00:09:21,685
‫بهت گفتم،
‫شایعات واسه ما مهم نیستن،

89
00:09:21,686 --> 00:09:25,731
‫پس تحقیقاتتون رو
‫برگردونید به همون خراب‌شدهٔ «الفنت اند کسل».

90
00:09:25,732 --> 00:09:27,649
‫ما اینجاییم
‫چون شایعات زیادی بود،

91
00:09:27,650 --> 00:09:31,320
‫فقط دارم محض اطلاع شوگر تکرار می‌کنم.

92
00:09:31,321 --> 00:09:33,239
‫هیچ‌کدوم از شما بچه‌های «الفنت» سواد دارید؟

93
00:09:35,617 --> 00:09:39,078
‫چون اگه داشتید، می‌دیدید
‫که اسم برادر منه بالای در.

94
00:09:39,704 --> 00:09:40,954
‫پس، دیگه کافیه.

95
00:09:40,955 --> 00:09:44,709
‫تشییع جنازهٔ برادرمون شاید
‫دو مایل طول کشید؟

96
00:09:46,169 --> 00:09:47,337
‫همه اومدن.

97
00:09:48,338 --> 00:09:50,756
‫ولی شما نیومدید.
‫هیچ‌کدوم از شماهایی که این اطرافید.

98
00:09:50,757 --> 00:09:52,382
‫خب، من سرم شلوغ بود، اونم مست بود.

99
00:09:52,383 --> 00:09:55,093
‫در مورد مردی که کشتتش چی؟

100
00:09:55,094 --> 00:09:57,472
‫نمی‌دونیم.

101
00:10:01,768 --> 00:10:03,853
‫نکتهٔ عجیبش همینه.

102
00:10:04,354 --> 00:10:09,192
‫چون بعد از قتل برادرمون،
‫پچ‌پچ‌ها مختلف بود.

103
00:10:10,693 --> 00:10:12,111
‫اما...

104
00:10:15,406 --> 00:10:18,827
‫...یه جزئیات ثابت موند،

105
00:10:20,119 --> 00:10:24,874
‫اینکه وقتی قاتل تفنگش رو درآورد،
‫یه اینچ از مچ دستش معلوم شد،

106
00:10:25,500 --> 00:10:27,335
‫و پوستش رو دیدن.

107
00:10:34,175 --> 00:10:35,592
‫پوستش سیاه بود.

108
00:10:35,593 --> 00:10:38,345
‫مردهای سیاه‌پوست
‫همه جای لنگرگاه‌ها زندگی می‌کنن.

109
00:10:38,346 --> 00:10:41,099
‫ما دنبال مردی هستیم
‫که تو «واپینگ وال» زندگی می‌کنه.

110
00:10:41,599 --> 00:10:44,102
‫- اون مشت‌زنه.
‫- کی؟ حزقیا؟

111
00:10:50,608 --> 00:10:52,067
‫باید دوباره بشنومش.

112
00:10:52,068 --> 00:10:54,028
‫حزقیا مسکو؟

113
00:10:55,613 --> 00:10:56,738
‫مطمئن نیستم.

114
00:10:56,739 --> 00:10:58,532
‫اوه، بابا، گمشید برید.

115
00:10:58,533 --> 00:11:00,325
‫چه جور مردیه
‫که پشت روبندهٔ خواهرش قایم می‌شه؟

116
00:11:00,326 --> 00:11:01,743
‫به موهبتش احترام بذار، تریکل.

117
00:11:01,744 --> 00:11:05,205
‫ببینید این «الفنت بویز» قدرتمند،
‫هه، تبدیل شدن به یه نمایش دوره‌گردِ مرموز.

118
00:11:05,206 --> 00:11:07,541
‫خواهر من نظرکردهٔ فرشته‌هاست.

119
00:11:07,542 --> 00:11:10,919
‫یه اسم می‌شنوه و حقیقت دنبالش میاد.
‫یا از حقیقت می‌ترسید؟

120
00:11:10,920 --> 00:11:12,546
‫می‌دونی چیه،
‫دیگه کم‌کم داره صبرم تموم می‌شه.

121
00:11:12,547 --> 00:11:13,881
‫- فقط گم شو!
‫- تریکل...

122
00:11:13,882 --> 00:11:17,217
‫من یه کلاغ می‌بینم... و یه گل رز.

123
00:11:17,218 --> 00:11:18,386
‫معنیش چیه؟

124
00:11:19,095 --> 00:11:20,263
‫خدا می‌دونه.

125
00:11:21,055 --> 00:11:22,348
‫ولی باهاش لرزم می‌گیره.

126
00:11:23,391 --> 00:11:25,977
‫جوانا، می‌تونی روح گذشتگان رو احضار کنی؟

127
00:11:27,353 --> 00:11:28,812
‫می‌خوام با ننهٔ پیرم حرف بزنم.

128
00:11:28,813 --> 00:11:31,024
‫اون مال توئه، تریکل؟

129
00:11:31,524 --> 00:11:34,318
‫اگه این‌طوره، وقتش گذشته
‫که یه کم ادب یاد بگیره.

130
00:11:34,319 --> 00:11:35,777
‫آره، کون لقت، بول.

131
00:11:35,778 --> 00:11:37,279
‫تو ایندیگو نیستی، هیچ‌وقتم نمی‌شی.

132
00:11:37,280 --> 00:11:40,741
‫درسته، من ایندیگو نیستم،
‫هیچ‌وقت نبودم، هیچ‌وقتم نخواهم بود.

133
00:11:40,742 --> 00:11:42,117
‫خیلی خب، یه دقیقه بهتون وقت می‌دم.

134
00:11:42,118 --> 00:11:43,285
‫- وگرنه چی؟
‫- یه پَر هست.

135
00:11:43,286 --> 00:11:44,787
‫- نمایش تمومه!
‫- نزدیکه.

136
00:11:52,337 --> 00:11:54,756
‫یه مکالمه با اون مشت‌زنه.

137
00:11:55,340 --> 00:11:56,716
‫تنها درخواستم همینه.

138
00:11:58,259 --> 00:12:00,970
‫برادرم می‌خواد برید.

139
00:12:01,804 --> 00:12:03,765
‫این یعنی پناه‌دادن به مجرم، شوگر.

140
00:12:05,058 --> 00:12:06,434
‫دو روز بهت مهلت می‌دم.

141
00:12:07,769 --> 00:12:09,394
‫این قلمرو توئه.

142
00:12:09,395 --> 00:12:11,272
‫تو باهام حرف بزن.

143
00:12:14,692 --> 00:12:17,236
‫چرا نمی‌رید درتونو بذارید؟

144
00:12:30,291 --> 00:12:32,417
‫ما همیشه باهاشون راه اومدیم.

145
00:12:32,418 --> 00:12:35,295
‫اون با ایندیگو بود،
‫ولی اینا فقط یه مشت دلقک‌ان.

146
00:12:35,296 --> 00:12:38,257
‫خب، شاید متوجه شده باشی
‫که من نمی‌خندم.

147
00:12:43,346 --> 00:12:44,722
‫یالا، اینجا رو مرتب کنید.

148
00:12:59,988 --> 00:13:01,364
‫عصر بخیر، رفیق.

149
00:13:02,073 --> 00:13:04,075
‫پیغام گرفتم. می‌خواستی منو ببینی؟

150
00:13:04,993 --> 00:13:09,789
‫انگار همه تو این مکان
‫نبردهاشون رو باختن.

151
00:13:10,581 --> 00:13:12,290
‫اینجا نشسته بودم و فکر می‌کردم.

152
00:13:12,291 --> 00:13:13,751
‫چرا احساس خطر می‌کنم؟

153
00:13:15,795 --> 00:13:19,632
‫بی‌خیال، من تمرکزم روی این بوده که
‫مبارزه رو به فرانسه برگردونم.

154
00:13:20,925 --> 00:13:25,263
‫اما مردم اینجا الان به یه پیروزی نیاز دارن،
‫و ما ابزارش رو داریم.

155
00:13:37,567 --> 00:13:38,817
‫نیتروگلیسیرین.

156
00:13:38,818 --> 00:13:40,611
‫این صدف‌ها رو بگیر.

157
00:13:41,571 --> 00:13:46,075
‫وقتی که حسابی آسیابشون کنی،
‫می‌تونی با نیتروگلیسیرین ترکیبشون کنی،

158
00:13:46,576 --> 00:13:49,203
‫و محتویات اون جعبه رو
‫به دینامیت تبدیل کنی.

159
00:13:50,413 --> 00:13:55,168
‫غذای فقرا، ناجی‌شون هم هست.

160
00:13:57,628 --> 00:13:59,255
‫بسیار خب، پس شروع می‌کنیم.

161
00:14:27,033 --> 00:14:28,117
‫از این طرف.

162
00:14:38,586 --> 00:14:41,255
‫دوشیزه پالی کرین،
‫برای نشستِ بعدازظهر اومدن.

163
00:14:43,091 --> 00:14:44,300
‫آقای لِیتون.

164
00:14:45,927 --> 00:14:46,928
‫ام...

165
00:14:49,013 --> 00:14:53,892
‫ببخشید، فکر کنم
‫باید سوءتفاهمی پیش اومده باشه، دوشیزه کرین.

166
00:14:53,893 --> 00:14:55,686
‫نشستِ امروز با...

167
00:14:59,732 --> 00:15:00,899
‫اوه، منو ببخشید.

168
00:15:00,900 --> 00:15:02,151
‫مشکل همینه دیگه.

169
00:15:03,027 --> 00:15:06,489
‫کشیدن تصویر زنی که
‫به این آسونی فراموش می‌شه، لطفی نداره.

170
00:15:25,258 --> 00:15:27,552
‫صدف تازه،
‫مستقیم از بازار اومده.

171
00:15:28,845 --> 00:15:29,887
‫بفرما بشین.

172
00:15:37,228 --> 00:15:40,064
‫خب... کجا بودی؟

173
00:15:42,650 --> 00:15:44,025
‫در سفری برای یافتن حقیقت.

174
00:15:44,026 --> 00:15:47,113
‫خب، بعضیا می‌گن حقایق زیادی وجود داره.

175
00:15:49,407 --> 00:15:51,242
‫اونی که تو پیدا کردی بهتون آرامش داد؟

176
00:15:52,201 --> 00:15:53,326
‫نمی‌دونم.

177
00:15:53,327 --> 00:15:56,205
‫وقتی رودخونه عقب‌نشینی می‌کنه،
‫چیزای زیادی رو به جا می‌ذاره.

178
00:15:57,665 --> 00:16:01,627
‫ولی این، دوست من.
‫این جواهرِ مردِ زحمتکشه.

179
00:16:06,465 --> 00:16:07,757
‫با من راه بیا.

180
00:16:17,143 --> 00:16:19,020
‫مجذوب ناشناخته‌ها.

181
00:16:19,562 --> 00:16:22,148
‫انگار سرنوشت این بوده
‫که مسیرمون به هم بخوره، حزقیا.

182
00:16:32,783 --> 00:16:34,160
‫همم.

183
00:16:35,119 --> 00:16:38,289
‫این یکی از سرگرمی‌هاتونه، دوشیزه کرین؟

184
00:16:39,290 --> 00:16:43,336
‫بدون خبر وارد جاها شدن
‫و استفاده از دلبری برای پیش بردن کارتون؟

185
00:16:44,212 --> 00:16:45,296
‫می‌شه این‌طور گفت.

186
00:16:46,464 --> 00:16:48,633
‫می‌تونم ببینم چرا ممکنه موفق باشید.

187
00:16:50,551 --> 00:16:54,472
‫هر چقدر هم که فریبنده باشید، نقاشیتون رو نمی‌کشم.

188
00:16:56,432 --> 00:17:01,562
‫شما با یه نقشهٔ خیلی واضح اومدید اینجا،
‫و انتخاب برای یه هنرمند مهمه، پالی.

189
00:17:02,939 --> 00:17:04,690
‫من باید شما رو انتخاب کنم.

190
00:17:06,359 --> 00:17:07,777
‫اون منتظر موند تا انتخاب بشه؟

191
00:17:09,445 --> 00:17:10,445
‫بله.

192
00:17:10,446 --> 00:17:12,782
‫شاید واسه همینه که لبخند نمی‌زنه.

193
00:17:15,159 --> 00:17:17,077
‫من آدم‌هایی از همه قشر دیدم،

194
00:17:17,078 --> 00:17:20,288
‫که خیلی‌هاشون
‫ادعا می‌کنن عاشق هنرن.

195
00:17:20,289 --> 00:17:23,084
‫بیشترش واسه اینه که حس برتری داشته باشن.

196
00:17:24,877 --> 00:17:27,713
‫وقتی من به یه تصویر نگاه می‌کنم،
‫رو تنها چیزی تمرکز می‌کنم که اهمیت داره.

197
00:17:28,464 --> 00:17:30,174
‫و اون چی می‌تونه باشه؟

198
00:17:30,716 --> 00:17:31,968
‫داستان.

199
00:17:33,844 --> 00:17:37,348
‫سوالایی که تو سرت می‌مونه
‫وقتی داری می‌ری.

200
00:17:38,266 --> 00:17:40,017
‫«چرا این لحظه؟

201
00:17:40,768 --> 00:17:42,019
‫چرا این آدم؟

202
00:17:42,645 --> 00:17:45,648
‫چرا باید تو رو به یاد بیارم؟»

203
00:17:49,819 --> 00:17:52,779
‫من داستانی دارم که ارزش گفتن داره،
‫سِر فردریک،

204
00:17:52,780 --> 00:17:55,283
‫و اگه نقاشیم رو بکشید،
‫فکر کنم موافق باشید.

205
00:18:00,079 --> 00:18:04,125
‫کموناردها دو ماه بر پاریس حکومت کردن،
‫از مارس تا مه ۱۸۷۱.

206
00:18:04,625 --> 00:18:08,879
‫مردم، به صورت جمعی،
‫صلح‌آمیز کنترل رو به دست گرفتن.

207
00:18:09,380 --> 00:18:13,134
‫کلیسا رو از دولت جدا کردن،
‫کار کودکان رو لغو کردن،

208
00:18:13,926 --> 00:18:16,595
‫اجازه دادن کارگرها
‫کنترل کارگاه‌هاشون رو به دست بگیرن،

209
00:18:17,221 --> 00:18:20,391
‫تا فقرا بالاخره آزاد بشن
‫از مالکیتِ ثروتمندان.

210
00:18:21,851 --> 00:18:23,311
‫ولی بعد...

211
00:18:25,604 --> 00:18:27,398
‫بعد «هفته خونین» رسید.

212
00:18:30,026 --> 00:18:31,319
‫هفتهٔ خون.

213
00:18:34,572 --> 00:18:37,490
‫سربازای فرانسوی اومدن،
‫با یونیفرم‌های آبی‌شون

214
00:18:37,491 --> 00:18:39,285
‫که به زودی قرمز می‌شد.

215
00:18:40,661 --> 00:18:42,370
‫خونه‌هامون رو سوزوندن.

216
00:18:42,371 --> 00:18:43,496
‫خونه‌هامون؟

217
00:18:43,497 --> 00:18:46,709
‫به سمت مردان غیرمسلح،
‫زنان و کودکان آتش گشودن.

218
00:18:50,254 --> 00:18:55,383
‫ولی، می‌ترسم با داستان‌های احساسیم
‫حوصله‌تون رو سر برده باشم.

219
00:18:55,384 --> 00:18:56,634
‫نه.

220
00:18:56,635 --> 00:18:57,887
‫نه، نه، نه، نه.

221
00:18:59,055 --> 00:19:00,139
‫نباید از این بترسید.

222
00:19:01,307 --> 00:19:05,186
‫شما خیلی خوب می‌دونید که داستان من
‫و داستان شما شبیه‌اند.

223
00:19:05,853 --> 00:19:09,523
‫شما معتقدید همهٔ انسان‌ها برابرند،
‫و با این حال منو دست‌کم می‌گیرید.

224
00:19:10,149 --> 00:19:14,528
‫پس، بهم احترام بذارید
‫و صادقانه حرف بزنید.

225
00:19:16,238 --> 00:19:17,406
‫چی می‌خواید؟

226
00:19:20,034 --> 00:19:21,118
‫همون چیزی که تو می‌خوای.

227
00:19:25,498 --> 00:19:27,666
‫ما مردایی هستیم که بدبختی رو چشیدیم.

228
00:19:29,919 --> 00:19:32,380
‫ولی چی می‌شد اگه می‌تونستیم
‫به ظالمانمون عدالت رو بچشونیم،

229
00:19:33,422 --> 00:19:34,673
‫و بفرستیمشون به جهنم؟

230
00:19:35,424 --> 00:19:36,842
‫من انتقام رو امتحان کردم...

231
00:19:38,969 --> 00:19:40,554
‫و برام آزادی نیاورد.

232
00:19:41,639 --> 00:19:43,556
‫من می‌خوام به جلو نگاه کنم، نه به عقب.

233
00:19:44,892 --> 00:19:48,145
‫خب، گناهه که آتیش درونت رو
‫حروم کنی، دوست من.

234
00:19:49,063 --> 00:19:51,148
‫خب، تو به روش خودت بجنگ،
‫و منم به روش خودم.

235
00:19:54,026 --> 00:19:57,780
‫ولی جنگ تو چیه، حزقیا؟

236
00:20:00,074 --> 00:20:01,450
‫چی می‌خوای؟

237
00:21:10,436 --> 00:21:11,519
‫می‌تونم کمکتون کنم، آقا؟

238
00:21:11,520 --> 00:21:12,938
‫حزقیا مسکو.

239
00:21:14,190 --> 00:21:15,524
‫برای دیدن دوشیزه دیویس اومدم.

240
00:21:38,214 --> 00:21:39,215
‫آقای مسکو.

241
00:21:42,134 --> 00:21:44,553
‫لطفاً ارزشم رو
‫با قدرت دست دادنم قضاوت نکنید.

242
00:21:45,054 --> 00:21:47,472
‫به من یاد دادن
‫که محکم دست دادن بی‌ادبی‌ه.

243
00:21:49,225 --> 00:21:51,809
‫آقای مسکو، ایشون شاهزاده آلبرت ویکتور هستن.

244
00:21:51,810 --> 00:21:53,979
‫والاحضرت نفر دوم
‫در صف تاج و تخت بریتانیاست.

245
00:21:54,563 --> 00:21:57,316
‫ایشان پیشنهادی برای شما دارند
‫که شاید ارزشش را داشته باشد که به آن فکر کنید.

246
00:21:58,067 --> 00:21:59,735
‫بیایید. همه چیز را آماده کرده‌ایم.

247
00:22:07,243 --> 00:22:08,284
‫بهتون اطمینان می‌دم، آقای مسکو،

248
00:22:08,285 --> 00:22:10,204
‫تا حالا همچین چیزی ندیدید.

249
00:22:11,580 --> 00:22:14,374
‫مردانی رو داشتیم که شبانه‌روز کار می‌کردن،
‫تموم روزای هفته،

250
00:22:14,375 --> 00:22:15,834
‫فقط برای ورود شما.

251
00:22:17,419 --> 00:22:21,549
‫این طبق مشخصات
‫مارکیِ کوئینزبری ساخته شده.

252
00:22:22,049 --> 00:22:23,425
‫ابعاد دقیق.

253
00:22:26,679 --> 00:22:30,140
‫فرض می‌کنم شما طبق قوانین
‫کوئینزبری مبارزه کردید، آقای مسکو؟

254
00:22:32,101 --> 00:22:33,310
‫آشنام.

255
00:22:35,229 --> 00:22:36,480
‫بفرمایید، لطفاً.

256
00:22:37,314 --> 00:22:38,315
‫دستکش‌ها.

257
00:22:39,358 --> 00:22:40,985
‫یه جفت انتخاب کنید، آقای مسکو.

258
00:22:47,449 --> 00:22:48,742
‫گفتید پیشنهادی برام دارید؟

259
00:22:49,618 --> 00:22:50,910
‫درسته.

260
00:22:50,911 --> 00:22:53,621
‫ویکتوریا خیلی در مورد شما
‫بهم گفته، آقای مسکو.

261
00:22:53,622 --> 00:22:56,166
‫ماجرای بدشانسی محرومیتتون.

262
00:22:56,667 --> 00:22:58,876
‫اینکه دیگه نمی‌تونید
‫تو رینگ مبارزه کنید،

263
00:22:58,877 --> 00:23:00,796
‫باید خیلی سخت باشه.

264
00:23:01,380 --> 00:23:04,800
‫من پیشنهادی دارم که فکر می‌کنم
‫با علایق شما همخونی داره.

265
00:23:05,593 --> 00:23:10,513
‫می‌دونید... وقتی بچه بودم،
‫با پدرم به امپراتوری سفر کردم،

266
00:23:10,514 --> 00:23:13,725
‫و اشتیاق مشترکی دارم
‫برای چیزی که فراتر از این دیوارهاست.

267
00:23:13,726 --> 00:23:15,769
‫اشتیاق و تعلق داشتن
‫یکی نیستن.

268
00:23:18,772 --> 00:23:20,107
‫من زمین دارم.

269
00:23:20,899 --> 00:23:22,901
‫یه مزرعه نیشکر تو جامائیکا.

270
00:23:25,487 --> 00:23:28,449
‫حالا اگه به اونجا برگردید
‫واقعاً مرد ثروتمندی خواهید بود.

271
00:23:30,159 --> 00:23:31,577
‫ولی من باید برنده بشم.

272
00:23:32,703 --> 00:23:35,080
‫آبروی من در گروِ این شکسته.

273
00:23:36,206 --> 00:23:39,793
‫پس، اگه منو به پیروزی برسونید،
‫اون مال شماست.

274
00:23:41,170 --> 00:23:42,212
‫همم.

275
00:23:43,172 --> 00:23:47,676
‫و دقیقاً کجای جامائیکا
‫هست این مزرعه، والاحضرت؟

276
00:23:48,552 --> 00:23:51,930
‫خب، تو ساحله.
‫یه خلیج کوچک زیباست.

277
00:23:53,182 --> 00:23:54,558
‫یه جایی به اسم مورانت بِی.

278
00:23:58,312 --> 00:23:59,396
‫پس پیشنهادتون اینه؟

279
00:24:00,648 --> 00:24:01,649
‫همم؟

280
00:24:02,232 --> 00:24:05,361
‫به عنوان پاداش زمینی رو بهم می‌دید که
‫باید همیشه متعلق به مردم من می‌بود.

281
00:24:06,654 --> 00:24:08,864
‫بله. اینجوری بهتون برگردونده می‌شه.

282
00:24:12,000 --> 00:24:19,000


283
00:24:22,711 --> 00:24:24,421
‫خب، چرا بهش فکر نمی‌کنید؟

284
00:24:28,133 --> 00:24:30,761
‫این فرصت شماست
‫که با دست پر برگردید خونه.

285
00:24:43,607 --> 00:24:44,775
‫بپا.

286
00:25:03,711 --> 00:25:04,712
‫مِری.

287
00:25:05,671 --> 00:25:06,755
‫می‌تونم بیام تو؟

288
00:25:22,771 --> 00:25:23,939
‫سرتو بیار بالا.

289
00:25:26,942 --> 00:25:28,485
‫نمی‌دونستم که...

290
00:25:30,195 --> 00:25:31,196
‫یا عیسی مسیح.

291
00:25:36,910 --> 00:25:37,910
‫چی شده؟

292
00:25:37,911 --> 00:25:40,873
‫بعد از سرقت،
‫اومدم اینجا تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

293
00:25:41,540 --> 00:25:42,791
‫روزگار سخت بود.

294
00:25:43,292 --> 00:25:46,295
‫پس، تو کارخونه کبریت‌سازی کار گرفتم.

295
00:25:46,795 --> 00:25:48,046
‫شکمم رو سیر می‌کرد.

296
00:25:49,673 --> 00:25:52,383
‫خیلی نگذشته بود که،
‫متوجه شدیم دخترا دارن مریض می‌شن.

297
00:25:52,384 --> 00:25:55,262
‫معلوم شد مال مواد شیمیایی‌ایه
‫که برای شعله لازمه.

298
00:25:55,763 --> 00:25:59,140
‫داره دندونامون رو از ریشه می‌پوسونه.

299
00:25:59,141 --> 00:26:00,892
‫صورت‌هامون رو ورم میاره.

300
00:26:00,893 --> 00:26:02,185
‫و تو هنوز اونجا کار می‌کنی؟

301
00:26:02,186 --> 00:26:05,022
‫دردش هنوز بهتر از اینه
‫که همش نگران پشت سرم باشم.

302
00:26:07,316 --> 00:26:08,858
‫خب، دکتر لازم داری.

303
00:26:08,859 --> 00:26:11,527
‫تو نوبت دکتر کارخونه‌ام.
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم صبر کردنه.

304
00:26:11,528 --> 00:26:15,741
‫حالم بهم می‌خوره از اینکه همه تسلیم زندگی شدن
‫و کاری نمی‌کنن.

305
00:26:16,784 --> 00:26:22,206
‫می‌تونی با ناامیدی نگاهم کنی،
‫ولی من شرمنده نیستم.

306
00:26:24,500 --> 00:26:27,752
‫تو پا شدی اومدی اینجا
‫و با پررویی داری منو قضاوت می‌کنی،

307
00:26:27,753 --> 00:26:28,878
‫بعد از اون کاری که خودت کردی.

308
00:26:28,879 --> 00:26:34,968
‫الیزا، من بابت اتفاقی که افتاد متاسفم،
‫ولی ما حق نداریم جا بزنیم.

309
00:26:35,803 --> 00:26:38,263
‫من دارم دوباره گروه «فورتی الفنتز» رو
‫دور هم جمع می‌کنم.

310
00:26:40,557 --> 00:26:41,934
‫اگه دیگه به‌درد‌بخور نباشم چی؟

311
00:26:42,601 --> 00:26:44,394
‫من دیگه اون آدم سابق نیستم.

312
00:26:45,729 --> 00:26:50,317
‫خب، با هر چی که داری کار رو پیش ببر، الیزا.

313
00:26:52,319 --> 00:26:54,446
‫ما فردا تو «بلو کوت» قرار داریم.

314
00:26:55,489 --> 00:26:56,489
‫تو هم باید بیای.

315
00:27:06,124 --> 00:27:08,627
‫می‌دونی، این قضیه
‫شبیه بقیهٔ زندگی‌ت نخواهد بود.

316
00:27:09,127 --> 00:27:11,046
‫نمی‌تونی یه مبارزه رو
‫مثل کت‌وشلوارهات انتخاب کنی.

317
00:27:12,548 --> 00:27:15,175
‫این دستکش‌ها طرفدارِ محرومین هستن.

318
00:27:16,635 --> 00:27:19,512
‫من به یه پایه و اساس نیاز دارم.
‫شاید یه مرور سریع روی قوانی...

319
00:27:19,513 --> 00:27:20,972
‫غریزه خودش پایه و اساسه،

320
00:27:20,973 --> 00:27:23,432
‫و در حال حاضر غرایز تو
‫بهم می‌گن که تنبل و لوسی،

321
00:27:23,433 --> 00:27:25,643
‫- و ترجیح می‌دی جا بزنی تا اینکه ببازی.
‫- حواست به حرف زدنت باشه.

322
00:27:25,644 --> 00:27:27,854
‫و اگه این حقیقت داشته باشه، وقتم رو تلف نمی‌کنم.

323
00:27:30,023 --> 00:27:31,607
‫بسیار خب.

324
00:27:34,778 --> 00:27:38,072
‫بسیار خب، خوبه. حالا، مهم‌تر از
‫مشت‌هات، پاهات هستن.

325
00:27:38,073 --> 00:27:40,449
‫مهم‌تر از پاهات، آتیشه.

326
00:27:40,450 --> 00:27:42,911
‫آتیشی که اینجاست.

327
00:27:47,791 --> 00:27:48,875
‫همم.

328
00:27:53,755 --> 00:27:55,883
‫تنها راهی که
‫بتونی با من وارد این رینگ بشی،

329
00:27:56,466 --> 00:27:58,468
‫اینه‌ که القاب و عناوینت رو پشت در بذاری.

330
00:28:43,889 --> 00:28:45,641
‫یه آرزوی مرگِ کیری.

331
00:29:03,659 --> 00:29:07,328
‫یه قطار هست که می‌ره سمت غرب
‫و از ایستگاه پدینگتون حرکت می‌کنه،

332
00:29:07,329 --> 00:29:08,622
‫امشب ساعت دوازده.

333
00:29:09,289 --> 00:29:11,916
‫تا صبح می‌رسی به لنگرگاه بریستول،

334
00:29:11,917 --> 00:29:15,504
‫اونجا عاقلانه‌ست که
‫بری قاطیِ آدم‌های هم‌رنگ خودت.

335
00:29:16,338 --> 00:29:17,881
‫می‌خوای فرار کنم؟

336
00:29:18,465 --> 00:29:19,632
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

337
00:29:19,633 --> 00:29:22,636
‫خب، اگه نری، جنگ می‌شه.

338
00:29:23,470 --> 00:29:24,638
‫جنگ با کی؟

339
00:29:25,764 --> 00:29:27,641
‫خانوادهٔ جِرِمی دنبالت می‌گردن.

340
00:29:28,558 --> 00:29:31,478
‫سوار اون قطار شو،
‫وگرنه خوراک مارماهی‌ها می‌شی.

341
00:29:32,521 --> 00:29:34,815
‫ببین، تو اون شب توی میدون
‫منو نجات دادی.

342
00:29:35,857 --> 00:29:37,818
‫حالا فرض کن بی‌حساب شدیم.

343
00:30:00,674 --> 00:30:02,092
‫تو اینجا خیلی مسئولیت گردن گرفتی.

344
00:30:03,885 --> 00:30:05,178
‫من فقط جاهای خالی رو پر می‌کنم.

345
00:30:06,096 --> 00:30:07,973
‫آره، من که جز جای خالی چیزی نمی‌بینم.

346
00:30:08,515 --> 00:30:10,141
‫تو می‌دونی این مکان
‫چه معنایی برای «ایست اِند» داشت.

347
00:30:10,142 --> 00:30:13,812
‫آره، خب، گذشته گذشته، پس...

348
00:30:15,355 --> 00:30:17,441
‫این چیزی فراتر از یه کاسبیِ خرابه، توماس.

349
00:30:18,692 --> 00:30:20,068
‫یه تاریکی‌ای اینجا وجود داره.

350
00:30:20,902 --> 00:30:22,446
‫چه خبر شده؟

351
00:30:23,530 --> 00:30:26,074
‫به‌خاطر مامانه. نتونست داد و بیدادهای اونو تحمل کنه.

352
00:30:27,075 --> 00:30:28,784
‫اون-اون گفت که برای همیشه نمی‌ره.

353
00:30:28,785 --> 00:30:30,746
‫پریدم وسط حرفتون؟

354
00:30:33,206 --> 00:30:34,623
‫از تو یه سوال پرسیدم.

355
00:30:34,624 --> 00:30:36,917
‫چیزی نیست.
‫نیازی نیست شروع کنی، بابا.

356
00:30:36,918 --> 00:30:39,588
‫اشکالی نداره.
‫فقط در مورد بار پرسیدم، همین.

357
00:30:42,215 --> 00:30:44,718
‫هر اتفاقی که بین این دیوارها بیفته...

358
00:30:47,471 --> 00:30:48,680
‫باید بیای به من بگی.

359
00:30:57,689 --> 00:30:58,982
‫می‌رم اِزمی رو ببینم.

360
00:31:05,405 --> 00:31:09,533
‫رختخواب. دست‌دوز. ابریشم و کتان اعلا.

361
00:31:09,534 --> 00:31:12,829
‫یه یادداشت از طرف دوشیزه سوفی لاینز اومده،
‫خواسته که برای ورودش آماده باشید.

362
00:31:13,455 --> 00:31:15,956
‫آره، اون یکی از شرکای آمریکایی منه.

363
00:31:15,957 --> 00:31:19,711
‫خیلی سخت‌گیره.
‫ظاهراً همین الانش هم تو راهه.

364
00:31:20,253 --> 00:31:22,798
‫تریکِل ترجیح می‌ده که تو
‫پیام‌هات رو بفرستی یه جای دیگه.

365
00:31:24,257 --> 00:31:25,633
‫- اِزمی.
‫- اوه، بس کن.

366
00:31:25,634 --> 00:31:28,719
‫من بحث بقا رو درک می‌کنم،
‫ولی هنوزم می‌تونی سهمی بیشتر از یه تیکه نون داشته باشی.

367
00:31:28,720 --> 00:31:30,304
‫- تریکل مرد متفاوتیه.
‫- اوه، می‌دونم.

368
00:31:30,305 --> 00:31:32,223
‫من چیزایی دارم می‌شنوم.
‫اگه بهت پشت کنه چی؟

369
00:31:32,224 --> 00:31:34,059
‫خب، من به محافظت نیاز دارم، مری.

370
00:31:34,643 --> 00:31:36,520
‫در حال حاضر اون به نظر
‫گزینهٔ امن‌تری نسبت به تو میاد.

371
00:31:37,187 --> 00:31:38,438
‫اِزمی.

372
00:31:39,606 --> 00:31:40,732
‫اِزمی.

373
00:31:42,859 --> 00:31:44,486
‫من متاسفم.

374
00:31:46,238 --> 00:31:48,115
‫نمی‌تونم گذشته رو تغییر بدم.

375
00:31:48,865 --> 00:31:53,620
‫ولی لطفاً، بهم یه فرصت بده
‫تا همین الان رو درست کنم.

376
00:31:55,580 --> 00:31:57,040
‫یه کاری رو شروع کردم.

377
00:31:57,541 --> 00:32:03,213
‫می‌تونه خیلی بزرگ باشه،
‫ولی همه باید سریع دور هم جمع بشیم.

378
00:32:03,964 --> 00:32:08,051
‫فقط بذار حرفم رو بزنم،
‫بعدش می‌تونید خودتون تصمیم بگیرید.

379
00:32:17,352 --> 00:32:18,353
‫خانم.

380
00:32:23,733 --> 00:32:24,734
‫خانم!

381
00:32:28,280 --> 00:32:29,572
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

382
00:32:29,573 --> 00:32:30,824
‫شما حساب نکردید.

383
00:32:31,366 --> 00:32:32,534
‫خب، معلومه که نه.

384
00:32:33,160 --> 00:32:34,161
‫ببخشید؟

385
00:32:34,661 --> 00:32:37,330
‫ریچارد هیچ‌وقت نمی‌ذاره فامیل توی
‫هتلش پول بدن.

386
00:32:37,956 --> 00:32:39,290
‫آقای هادسون... شما می‌شن؟

387
00:32:39,291 --> 00:32:40,708
‫پسرعمه‌م.

388
00:32:40,709 --> 00:32:43,128
‫و اون به من اطمینان داد
‫که همه چیز هماهنگ شده.

389
00:32:43,712 --> 00:32:45,212
‫والا، من بار اوله دارم می‌شنوم.

390
00:32:45,213 --> 00:32:48,257
‫اوه، خب، دوران
‫خیلی سختی برای ریچارد بوده،

391
00:32:48,258 --> 00:32:50,050
‫با اون جریان فوت مادرش.

392
00:32:50,051 --> 00:32:51,553
‫عمه-عمهٔ من.

393
00:32:52,512 --> 00:32:55,390
‫واسه همینه... واسه همینه که

394
00:32:56,349 --> 00:32:57,642
‫اینجام، می‌دونی. برای مراسم تدفین.

395
00:33:03,023 --> 00:33:04,566
‫بین خودمون باشه، حالش چطور بوده؟

396
00:33:05,984 --> 00:33:07,986
‫حواس‌پرته، که خب قابل درکه.

397
00:33:09,070 --> 00:33:11,615
‫بله، خب، خیلی...

398
00:33:14,534 --> 00:33:15,535
‫خیلی یهویی بود.

399
00:33:21,249 --> 00:33:23,418
‫ریچارد بهم گفت که شماها چطور آستین بالا زدید،

400
00:33:24,419 --> 00:33:26,963
‫و عملاً تا اون عزاداره
‫دارید اینجا رو می‌چرخونید.

401
00:33:27,964 --> 00:33:29,466
‫من خیلی سپاسگزارم.

402
00:33:32,135 --> 00:33:34,429
‫و تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

403
00:33:35,347 --> 00:33:38,308
‫شرط می‌بندم همسرت نگران اینه
‫که این‌قدر سخت کار می‌کنی.

404
00:33:39,559 --> 00:33:40,726
‫خب...

405
00:33:40,727 --> 00:33:43,063
‫حتماً به‌زور وقت می‌کنی بخوابی.

406
00:33:45,106 --> 00:33:47,024
‫سعی می‌کنم گله نکنم.

407
00:33:47,025 --> 00:33:48,610
‫اوه، تو طفلکی، طفلکیِ بیچاره.

408
00:33:53,406 --> 00:33:56,493
‫شاید ریچارد بهت گفته
‫و فراموش کردی.

409
00:33:59,120 --> 00:34:01,372
‫اون-اون حتماً گفته. من واقعاً...

410
00:34:01,373 --> 00:34:04,793
‫نه، نه، نکن... حتی بهش فکر هم نکن.

411
00:34:06,169 --> 00:34:08,630
‫تو داری کارت رو انجام می‌دی،
‫اونم بهتر از خیلیا.

412
00:34:10,006 --> 00:34:11,007
‫بیا.

413
00:34:13,134 --> 00:34:14,886
‫یه انعام کوچیک برای زحماتت.

414
00:34:15,679 --> 00:34:16,721
‫ممنونم.

415
00:34:17,472 --> 00:34:18,640
‫نه، من ممنونم.

416
00:34:48,378 --> 00:34:50,380
‫ممنون، الیزا، که اومدی.

417
00:34:51,131 --> 00:34:52,757
‫از همه‌تون ممنونم که اینجا هستید.

418
00:34:53,550 --> 00:34:54,926
‫مسیر طولانی‌ای بوده.

419
00:34:56,136 --> 00:34:57,345
‫برای بعضی‌هامون سخت‌تر از بقیه.

420
00:34:58,555 --> 00:35:01,891
‫ببینید، من بابت کارِ لانزدیل متاسفم،
‫و می‌دونم بهتون بدهکارم.

421
00:35:02,851 --> 00:35:04,561
‫می‌دونم اشتباهاتی کردم.

422
00:35:06,146 --> 00:35:08,356
‫ولی من اینجام تا دوباره ما رو برگردونم به اوج.

423
00:35:09,774 --> 00:35:10,942
‫من می‌جنگم.

424
00:35:12,861 --> 00:35:14,696
‫من می‌جنگم،

425
00:35:15,280 --> 00:35:19,075
‫و اگه بذارید، خودم رو ثابت می‌کنم.

426
00:35:23,121 --> 00:35:24,372
‫ولی التماس نمی‌کنم.

427
00:35:33,173 --> 00:35:34,424
‫خب، همین؟

428
00:35:35,050 --> 00:35:36,384
‫درخواست بزرگت همین بود؟

429
00:35:37,385 --> 00:35:39,345
‫وعدهٔ هیچ و پوچ و یه نصفه معذرت‌خواهی.

430
00:35:39,346 --> 00:35:41,306
‫یعنی، اصلاً ارزش اومدن نداشت.

431
00:35:41,806 --> 00:35:43,640
‫- وِریتی که حتی اینجا نیست.
‫- داریم روش کار می‌کنیم.

432
00:35:43,641 --> 00:35:45,142
‫- نه به اندازهٔ کافی.
‫- چی می‌خواید؟ خون؟

433
00:35:45,143 --> 00:35:46,353
‫شاید.

434
00:35:48,104 --> 00:35:50,731
‫اگه نقشه‌ای هست، بریز رو دایره.

435
00:35:50,732 --> 00:35:52,359
‫اگه خوشمون بیاد، می‌مونیم.

436
00:35:54,069 --> 00:35:56,488
‫ولی بقیه چیزا هنوز باید بحث بشه.

437
00:36:01,743 --> 00:36:03,660
‫یه کار از نیویورک رسیده.

438
00:36:03,661 --> 00:36:05,913
‫همه چیز داره سریع پیش می‌ره.
‫یه شریک داریم که تو راهه.

439
00:36:05,914 --> 00:36:09,333
‫اون یه زن خیلی باهوشه،
‫که تو کار خودش مورد احترامه،

440
00:36:09,334 --> 00:36:10,542
‫ولی ما باهوش‌تریم.

441
00:36:10,543 --> 00:36:12,462
‫شانس ماست که، اون روحشم خبر نداره.

442
00:36:13,296 --> 00:36:15,382
‫ببینید، من تو گذشته روراست نبودم پس،

443
00:36:16,716 --> 00:36:19,677
‫بذارید الان بهتون بگم،
‫این کار پیچیده خواهد بود.

444
00:36:20,303 --> 00:36:21,763
‫یه بازیِ طولانی‌مدته.

445
00:36:22,806 --> 00:36:25,182
‫ولی در آخرش، ما وارد یه دنیای جدید می‌شیم.

446
00:36:32,190 --> 00:36:33,191
‫گوه توش.

447
00:36:34,567 --> 00:36:36,236
‫- جِرِمی‌ها!
‫- جِرِمی‌ها!

448
00:36:36,736 --> 00:36:37,821
‫بجنبید!

449
00:36:38,905 --> 00:36:40,365
‫ما می‌بریم.

450
00:36:40,865 --> 00:36:44,201
‫و بُردمون بزرگه،
‫و تمام درآمدش مال خودمون می‌شه.

451
00:36:44,202 --> 00:36:46,246
‫واقعاً؟
‫پس «الفنت بویز» چی؟

452
00:36:46,746 --> 00:36:48,163
‫توروخدا، مری، بهشون بگو چرا.

453
00:36:48,164 --> 00:36:49,748
‫اون چی داره می‌گه؟

454
00:36:49,749 --> 00:36:51,668
‫یه دلیلی داره
‫که ما دیگه به مردها جواب پس نمی‌دیم.

455
00:36:54,045 --> 00:36:55,672
‫بهشون بگو. بهشون بگو چیکار کردی.

456
00:36:56,256 --> 00:36:59,092
‫من طناب دار رو
‫از دور اون گردن‌های کیری‌مون باز کردم.

457
00:37:08,017 --> 00:37:10,269
‫تکون نخورید. داغونت می‌کنم.

458
00:37:10,270 --> 00:37:11,813
‫حزقیا مسکو.

459
00:37:13,940 --> 00:37:16,276
‫روزِ داوری تو فرا رسیده.

460
00:37:18,403 --> 00:37:21,489
‫این روی تابوت ایندیگو با خون قسم خورده شده.

461
00:37:22,740 --> 00:37:26,536
‫ما تو رو تعقیب می‌کنیم
‫تا خودِ آخرِ آسمون و زمین.

462
00:37:27,162 --> 00:37:29,664
‫حزقیا مسکو، خودت رو نشون بده.

463
00:37:30,415 --> 00:37:31,541
‫تو چیکار کردی؟

464
00:37:32,834 --> 00:37:37,005
‫اونا برادرم رو کشتن،
‫واسه همین من یکی از آدمای اونا رو کشتم.

465
00:37:37,589 --> 00:37:40,133
‫- بزنید بیرون، یالا، بجنبید.
‫- مثل یه مرد بیا بیرون...

466
00:37:40,758 --> 00:37:42,342
‫- توماس، دخترا رو ببر.
‫- ...صورتت رو نشون بده...

467
00:37:42,343 --> 00:37:44,887
‫- رز، بیا اینجا عزیزم. بفرما.
‫- ...و من بهت قول مردونه می‌دم...

468
00:37:44,888 --> 00:37:49,057
‫که ما بهت رحم می‌کنیم، یا...

469
00:37:49,058 --> 00:37:50,809
‫به سمت «گرین دالفین» حمله کنید.

470
00:37:50,810 --> 00:37:52,604
‫اگه اون موشه اونجاست، با دود بکشیدش بیرون.

471
00:37:53,354 --> 00:37:57,941
‫یا مثل یه ترسوی بزدل قایم شو،
‫و ما پیدات می‌کنیم.

472
00:37:57,942 --> 00:37:59,027
‫- آره، پیدات می‌کنیم.
‫- آره، برو. برو!

473
00:37:59,819 --> 00:38:02,697
‫و تیکه پاره‌ت می‌کنیم.

474
00:38:05,325 --> 00:38:07,242
‫- جای من اینجا نیست.
‫- تو باید بری.

475
00:38:07,243 --> 00:38:10,497
‫خونه‌هاتون رو تیکه پاره می‌کنیم
‫تا پیداش کنیم!

476
00:38:11,956 --> 00:38:13,208
‫توماس، پرده‌ها رو بکش.

477
00:38:14,709 --> 00:38:16,586
‫یالا، همه برید تو. آره.

478
00:38:22,383 --> 00:38:23,551
‫من از پسش برمیام.

479
00:38:24,260 --> 00:38:26,429
‫تو مراقب دخترا باش.

480
00:38:28,431 --> 00:38:29,432
‫باشه؟

481
00:38:29,974 --> 00:38:30,975
‫باشه.

482
00:38:42,529 --> 00:38:44,989
‫شوگر، وایسا!

483
00:38:48,117 --> 00:38:49,911
‫پس واسه همین به من احتیاج داشتی.

484
00:38:50,662 --> 00:38:54,332
‫ها؟ که گندکاری کوفتیت رو جمع کنم.

485
00:38:59,003 --> 00:39:02,798
‫صورتت رو نشون بده.
‫اون مشت‌زن رو تحویل بده، و این قضیه تموم می‌شه.

486
00:39:02,799 --> 00:39:06,927
‫خونه‌هاتون رو روی سرتون خراب می‌کنیم
‫تا پیداش کنیم.

487
00:40:07,739 --> 00:40:09,865
‫هی، رفیق.

488
00:40:25,089 --> 00:40:28,508
‫این دیگه چه کوفتیه؟ یه نگاهی بنداز.

489
00:40:28,509 --> 00:40:30,427
‫صداش از اون‌ور اومد، داداش.

490
00:41:04,962 --> 00:41:06,297
‫اون اینجاست!

491
00:41:08,216 --> 00:41:09,592
‫همینه. اینجاست!

492
00:41:10,093 --> 00:41:11,385
‫من می‌رم بالا.

493
00:41:53,469 --> 00:41:55,972
‫اوه لا لا.

494
00:41:57,473 --> 00:41:58,474
‫کیر توش.

495
00:42:35,678 --> 00:42:37,263
‫کیر، هیچی نمی‌بینم.

496
00:42:38,514 --> 00:42:42,185
‫دارن میرن. خودشونن.
‫اون موشِ کیری!

497
00:42:44,020 --> 00:42:45,312
‫در رو باز کن!

498
00:42:46,647 --> 00:42:48,983
‫این کیه؟

499
00:43:00,995 --> 00:43:02,538
‫بهت هشدار داده بودم.

500
00:43:25,895 --> 00:43:27,063
‫اشکالی نداره.

501
00:43:59,303 --> 00:44:00,555
‫شوگر گودسون.

502
00:44:02,849 --> 00:44:06,394
‫خانوادهٔ جِرِمی و مردان مبارزِ «الفنت کسل»

503
00:44:07,019 --> 00:44:10,898
‫خواستارن که اون هیولای پست و قاتل

504
00:44:11,816 --> 00:44:14,944
‫همین الان و اینجا
‫تحویل بازداشت ما بشه.

505
00:44:16,946 --> 00:44:20,074
‫وگرنه من «بلو کوت بوی» رو
‫با خاک یکسان می‌کنم،

506
00:44:21,242 --> 00:44:23,702
‫به همراه تمام روح‌هایی که توش هستن.

507
00:44:23,703 --> 00:44:25,913
‫آخرین فرصت، شوگر!

508
00:44:26,500 --> 00:44:46,500
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

